انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

آخر همه چیز خوبه ، اگه خوب نشد بدون هنوز آخرش نشده .
(چارلی چاپلین )



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدم یکم - راهنمای کارکرد قدم - با حذف و اضافه  (دفعات بازدید: 3314 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +233/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

1)- -قدم یک
2)- ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگیمان غیر قابل اداره گردیده بود.ر.ک.ق.ص-00
3)- برای هر چیز آغازی وجود دارد و این در مورد قدم ها نیز صدق می کند . قدم یک آغاز فرایند بهبودی است.التیام از همینجا شروع
4)-  می شود و ما نمی توانیم از این جلوتر برویم ، مگر این قدم را کار کنیم.ر.ک.ق.ص-1
5)- *روشهای کارکرد این قدم برای شما چگونه می تواند باشد؟
6)- بعضی از اعضای معتادان گمنام این قدم را از طریق احساس  شهود کار می کنند ، بعضی دیگر انتخاب می کنند که این قدم را 7)- منظم تر کار کنند . دلایل ما برای کار کرد قدم یک به صورت منظم با یکدیگر تفاوت دارد.ر.ک.ق.ص-1
8)- انگیزه هر رشدی حتما نباید درد و ناراحتی باشد . اکنون ممکن است درست وقت آن باشد که یکبار دیگر قدم ها را کار کنیم و 9)- یک دوره جدید از سفر بی پایان بهبودی خود را آغاز نماییم.ر.ک.ق.ص-1
10)- *دلایل کارکرد قدم یک از دیدگاه امروز شما چه می باشد؟
11)- بعضی از ما بعد از اینکه می فهمیم که یک بیماری و نه یک ضعف اخلاقی ، باعث رسیدن ما به آخر خط شده آرام می شویم . 12)- بعضی هم اصلا اهمیتی نمی دهند که دلیلش چه بوده ، و فقط می خواهند که رهایی یابند . دلیل هر چه باشد زمان آن رسیده که قدم ها را 13)-کار کنیم : و آن مشغول فعالیتی معین شدن است که به ما کمک می کند تا از بیماری اعتیادمان – به هر شکلی که فعلا بروز کرده رهایی 14)- یابیم.ر.ک.ق.ص-1
15)- *امید ما از کار کرد قدم یک چیست؟
16)-  امید ما این است که اصول قدم یک در درون ما رسوخ کند ، تسلیم ما عمیق تر شود ، و اینکه اصول پذیرش ، فروتنی ، تمایل ، 17)- صداقت و روشن بینی جزئی اساسی از شخصیت ما گردد.ر.ک.ق.ص-1
18)- *راههای تسلیم شدن برای کارکرد قدم یک چه می باشد؟
19)- اول ما باید تسلیم شویم ، راههای مختلفی برای این کار وجود دارد . برای بعضی از ما ، راهی که طی کرده ایم تا به قدم اول 20)- برسیم ، آنقدر دشوار بوده تا ما را متقاعد سازد که تسلیم شدن بدون شرط تنها راه حل ما است . بعضی از ما این پروژه را شروع
21)- می کنیم ، ولی هنوز متقاعدنشده ایم که معتاد هستیم . به آخر خط رسیده ایم و باید تسلیم شویم.ر.ک.ق.ص-1
22)- *قبل از شروع قدم یک چه کارهایی باید انجام دهیم؟
23)- قبل از اینکه قدم یک را شروع کنیم ، باید پرهیز کرده باشیم (پاک باشیم).اگر در ان.ای تازه وارد هستیم و بخواهیم کار کردن 24)- قدم یک را درباره تاثیرات اعتیاد مواد مخدر در زندگیمان ، بکار گیریم ، نیاز است که حتما پاک شویم . اگر مدتی است که پاک شده ایم و 25)- می خواهیم که قدم یک را در رابطه با عاجز بودن در برابر رفتاری دیگر که باعث غیر قابل اداره شدن زندگیمان گردیده ، بکار گیریم ، 26)- نیاز است راهی پیدا کنیم که برای مدتی آن رفتار را متوقف کنیم ، تا تسلیم ما با ادامه آن رفتار مخدوش نگردد.ر.ک.ق.ص-1
27)- بیماری اعتیاد :
28)- *مفهوم بیماری اعتیاد چیست و نقش مواد مخدر در آن ؟
29)- چیزی که ما را معتاد کرده ، بیماری اعتیاد است ، نه مواد مخدر و نه رفتارهای ما ، بلکه فقط بیماری ما است . چیزی در درون 30)- ما باعث می شود که نتوانیم مصرف مواد مخدر را کنترل کنیم . همین چیز خاص ما را مستعد می کند که در دیگر مراحل زندگی از روی 31)- وسوسه و اجبار عمل  نماییم . چه زمانی می توانیم بگوییم که بیماری ما فعال شده ؟ وقتی که در دام وسوسه ، اجبار ، عادات خود
 32)- محورانه و چرخه بی پایانی که ما را بجز فساد و انحطاط احساسی ، روحانی ، معنوی ، جسمی نمی رساند گرفتار
33)-  می شویم.ر.ک.ق.ص-1و2
34)- *بروز اعتیاد امروز ما؟
35)- اعتیاد ما می تواند به طرق مختلف بروز کند . وقتی که در ان.ای تازه وارد هستیم ، مشکل ما حتما مواد مخدر است اما بعدا ، و 36)- پس از مدتی پی می بریم که اعتیاد نیرویی مخرب در زمینه های مختلف زندگیمان است.ر.ک.ق.ص-2
37)- انکار :
38)- *مفهوم انکار از دیدگاه امروز ما چیست؟
39)- انکار آن بخش از بیماری ما است که به ما می گوید بیمار نیستیم . وقتی که ما در مرحله انکار هستیم ، قادر به درک واقعیت 40)- اعتیادمان نخواهیم بود و سعی می کنیم تاثیرات آن را به حداقل برسانیم . دیگران را سرزنش می کنیم ، انتظارات خیلی زیادی از خانواده 41)- و دوستان و روسای خود داریم . خود را با دیگر معتادانی که اعتیادشان بدتر از ما بنظر می رسد ، مقایسه می کنیم . ممکن است یک نوع 42)- مواد مخدر خاص را سرزنش کنیم . اگر مدتی است که پاک هستیم و از مصرف پرهیز کرده ایم ، ممکن است شکل فعلی بروز اعتیادمان 43)- را با زمان مصرفمان مقایسه کنیم ، و توجیه نماییم که امروز هیچ چیز امکان ندارد به بدی آن زمانها باشد . یکی از آسانترین راه ها 44)- برای اینکه تشخیص دهیم که آیا در مرحله انکار هستیم این است که ببینیم آیا دلایل به ظاهر موجه ولی غیر واقعی برای رفتارهایمان
45)- می آوریم یا نه.ر.ک.ق.ص-2
45)- آخر خط : یاس و انزوا
46)- *چگونه متوجه به آخر خط رسیدن خود می شویم؟
47)- اعتیادمان نهایتا ما را به جایی می رساند که دیگر نمی توانیم طبیعت مشکلاتمان را انکار کنیم . همه دروغ ها ، تمام توجیه ها ، و 48)- تمام تصورات باطل ما وقتی که با واقعیت زندگیمان رودر رو می شویم ، به کناری می روند و تشخیص می دهیم که بدون هیچ امیدی 49)- زندگی می کرده ایم . پی می بریم که هیچ دوستی نداریم و آنقدر ارتباطمان با همه چیز قطع شده که فقط یک رشته روابط قلابی ، و
50)- تقلیدی از عشق و صمیمیت برایمان باقی مانده است . اگر چه ممکن است در این حال همه چیز از دست رفته به نظر بیاید ، اما حقیقت این 51)- است که باید از این برهه بگذریم تا بتوانیم سفر بهبودی را آغاز کنیم.ر.ک.ق.ص-3
52)- عجز :
53)- *عجز را از دیدگاه امروزتان بعنوان یک معتاد تعریف کنید؟
54)- به عنوان یک معتاد ، ما برخوردمان با کلمه عجز متفاوت از یکدیگر است . بعضی از ما تشخیص می دهیم که واژه ای پیدا
55)- نمی شود که به این دقت و سادگی شرایط ما را توصیف کند ، و به عجز خود با احساس راحتی و آرامش اعتراف می کنیم . بعضی در 56)- مقابل این واژه واکنش نشان می دهند و پس می زنند ، و آن را با ضعف ربط می دهند و عقیده دارند که نشانگر نوعی نقص شخصیتی 57)- است . درک مفهوم عجز ، و اینکه اقرار به آن تا چه حد برای بهبودی ما ضروری است ، کمک می کند تا از احساسات منفی که ممکن است 58)- در مورد مفهوم این واژه داشته باشیم ، رها می شویم . وقتی نیروی محرک ما در زندگی ، خارج از کنترل ما باشد عاجز هستیم . اعتیاد 59)- ما مطمئنا شرایط چنین نیروی پیش برنده و غیر قابل کنترلی را دارد . ما نمی توانیم مصرف مواد یا رفتارهای اجباری خود را متعادل یا 60)- کنترل کنیم ، حتی وقتی که باعث می شوند چیزهایی که برایمان مهم هستند را از دست بدهیم . یا حتی وقتی که ادامه آن ، مطمئنا به
 61)-صدمات فیزیکی غیر قابل جبرانی ختم خواهد شد . می بینیم کارهایی که می کنیم که اگر به خاطر هر چیز جز اعتیادمان بود امکان نداشت 62)- انجام دهیم ، کارهایی که وقتی بعدا به آنها فکر می کنیم از خجالت به خود می لرزیم . ممکن است حتی تصمیم بگیریم که دیگر
63)-  نمی خواهیم مصرف کنیم ، و اینکه مصرف نخواهیم کرد ، ولی حتی وقتی که شرایط مهیا می شود پی می بریم که به سادگی قادر به 64)-قطع مصرف نیستیم.ر.ک.ق.ص-3
65)- ممکن است سعی کرده باشیم که قبل از مصرف مواد مخدر و یا انجام رفتارهای اجباری دیگر پرهیز کنیم ، و حتی برای مدتی 66)- هم بدون اینکه برنامه ای داشته باشیم در این کار موفق شویم ، ولی بعدا به این نتیجه می رسیم که اعتیاد درمان نشده و به تدریج به 67)- جای اول مان بر می گرداند . برای کار کردن قدم اول ، ما نیاز داریم که عجز های شخصی خود را عمیقا به خودمان ثابت
 68)- کنیم.ر.ک.ق.ص-3و4
69)- غیر قابل اداره :
70)- *مفهوم قدم یک از دیدگاه امروز؟
71)- قدم یک از ما می خواهد که به دو چیز اعتراف کنیم : یکی اینکه در برابر اعتیادمان عاجز هستیم و دوم اینکه زندگیمان غیر قابل 72)- اداره گردیده است . در واقع اقرار به یکی و رد دیگری ما را تحت فشار زیادی خواهد گذاشت . غیر قابل اداره بودن زندگیمان ، شاهد و 73)- مدرکی در عجز ماست . غیر قابل اداره بودن دو نوع دارد ، یکی ظاهری و خارجی که توسط دیگران نیز دیده می شود ، و دیگری درونی و 74)- شخصیتی.ر.ک.ق.ص-4
75)- *آیا امروز زندگیمان غیر قابل اداره خارجی است؟
76)- غیر قابل اداره بودن خارجی و ظاهری ، اصولا از طریق مسائلی مانند زندانی شدن ، از دست دادن کار و شغل ، و مشکلات 77)- خانوادگی قابل شناخت است.ر.ک.ق.ص-4
78)- *آیا امروز زندگیمان غیر قابل اداره داخلی است؟
79)- غیرقابل اداره بودن درونی وشخصیتی ، اغلب از طریق اعتقادات غیرواقعی و ناسالم درمورد خودمان ، دنیایی که در آن زندگی 80)- می کنیم و افرادی که در زندگیمان وجود دارند ، شناسایی می شود . ما ممکن است که اعتقاد داشته باشیم فرد بی ارزشی هستیم ، ممکن 81)- است فکر کنیم دنیا حول محور ما می چرخد ، نه اینکه باید به حول محور ما بچرخد بلکه در واقع می چرخد . ممکن است باور داشته 82)- باشیم که کار ما نیست که از خود مواظبت کنیم ، بلکه دیگران باید این کار را بکنند . ممکن است فکر کنیم مسئولیتهایی که دیگران و افراد 83)- معمولی در زندگی قبول می کنند ، برای ما خیلی زیاد است . عکس العملهایمان نسبت به رویدادها ممکن است افراط و تفریط باشد . عدم 84)- ثبات عاطفی اغلب راهی واضح برای شناخت غیرقابل اداره بودن شخصی ( درونی ) می باشد.ر.ک.ق.ص-4و5
85)- بهانه، دست آویز  :
86)- *بهانه و دست آویزهای امروزمان؟
87)- بهانه یا دست آویز، نقاطی است که ما در برنامه خود جهت لغزش محفوظ نگه می داریم. آنها ممکن است بر پایه این فکر که ما 88)- می توانیم حداقل کنترل را برای خود حفظ کنیم ساخته شوند،....ر.ک.ق.ص-5
89)- *شکل گیری بهانه ها و دست آویزهای امروزمان؟
90)- یا ممکن است فکر کنیم یک رشته از اصول برنامه به درد ما نمی خورد و برای ما کاربردی ندارد. یا ممکن است فکر کنیم که با 91)- یک رشته از وقایع نمی توانیم در حالی که پاک هستیم، روبرو شویم، مانند یک بیماری حاد، یا مرگ یکی از عزیزان، و نقشه بکشیم که 92)- اگر چنین اتفاقی افتاد مصرف کنیم. یا ممکن است فکرکنیم بعدازرسیدن به هدفی خاص، یا ساختن مبلغ مشخصی پول، یا بعد از چند 93)- سال پاک بودن، دیگر قادر خواهیم شد تا مصرف مواد را کنترل کنیم. بهانه و دست آویز معمولاً در پس فکر ما و ماورای افکارمان قرار 94)- می گیرد و ما اغلب به طور کامل درباره آن آگاه نیستیم ضروری است که ما این بهانه و دست آویز را آشکار کنیم و آن را همین جا و 95)- همین حالا لغو کنیم.ر.ک.ق.ص-5و6
*
*
*
96)- تسلیم  :
97)- *تسلیم از دیدگاه امروز خود و تفاوت آن با ترس ؟
98)- *بررسی مفهوم قبول کردن و تسلیم شدن چیست؟
99)-تفاوت بزرگی بین قبول کردن و تسلیم شدن وجود دارد. قبول کردن احساسی است که وقتی می فهمیم معتاد هستیم به ما دست 100)- می دهد در زمانی که بهبودی را به عنوان راه حل مشکلمان نپذیرفته ایم.خیلی از ما، مدت ها قبل از اینکه به معتادان گمنام بپیوندیم خود 101)- را در این مرحله یافته بودیم. احتمالاً فکر می کردیم سرنوشت ما این است که معتاد باشیم و باید با اعتیاد زندگی کنیم و بمیریم. ازطرف 102)- دیگر ((تسلیم)) چیزی است که برای ما بعد از پذیرفتن قدم یک به عنوان یک واقعیت و پذیرش بهبودی به عنوان راه حل، اتفاق می افتد. 103)- ما دیگر نمی خواهیم به طریق گذشته زندگی کنیم. دیگر نمی خواهیم احساساتمان مانند گذشته باشد.ر.ک.ق.ص-6
104)- اصول روحانی :
105)- * اصول روحانی نهفته در قدم یک را نام ببرید؟
106)- درقدم یک، ما به صداقت، روشن بینی، تمایل، فروتنی و پذیرش می پردازیم. تمرین اصل صداقت از طریق اعتراف به اعتیادمان 107)- در قدم یک شروع می شود ، و باتمرین صداقت در مسائل روزمره ، ادامه پیدا می کند.ر.ک.ق.ص-6
108)- *اصل روشن بینی را در قدم یک چگونه کار می کنیم؟
109)- تمرین اصلی روشن بینی در قدم یک ، بدین شکل که ما باور می کنیم که ممکن است راه دیگری نیز برای زندگی وجود داشته 110)- باشد و تمایل نشان می دهیم که آن را آزمایش کنیم. مهم نیست که ما اطلاعات کاملی راجع به این نوع زندگی داشته باشیم، یا اینکه این 111)- راه ممکن است کاملاً باهرچیزی که ماقبلاً شنیده ایم فرق داشته باشد،این مهم است که مادیگرخودرادرافکارمان محدود نسازیم.
112)- بعضی مواقع ممکن است حرف هایی از طرف اعضای جلسات معتادان گمنام بشنویم که به نظر ما احمقانه بیاید حرف هایی مثل ((تسلیم 113)- شو تا پیروز شوی)) یا پیشنهاد دعا کردن برای کسی که از او رنجش ونفرت داریم. وقتی چیز هایی که هنوز امتحان نکرده ایم مردود 114)-نمی شماریم، روشن بینی خود را نشان می دهیم.ر.ک.ق.ص-7
115)- *تمایل قدم یک چگونه خود را نشان می دهد؟
116)- اصل تمایل نهفته در قدم یک را میتوان به راه های مختلف تمرین کرد. ما وقتی که تازه شروع می کنیم تا به بهبودی فکر کنیم، 117)- خیلی از ما واقعاً اعتقاد نداریم که بهبودی برای مانیز امکان دارد، نمی توانیم درک کنیم عملکرد آن چگونه است، اما در هر صورت قدم 118)- یک را آغاز می نماییم. این اولین تجربه ما در رابطه با تمایل خواهد بود. اقدام به انجام هر کاری که به بهبودی ما کمک کند نشانگر 119)- تمایل است.ر.ک.ق.ص-7
*
120)- *اصل فروتنی قدم یک؟
121)- اصل فروتنی، در قدم یک نقش محوری دارد، بیشتر از همه در تسلیم شدن ما شکوفا می شود. فروتنی به راحتی وبیشتر از 122)- همه در پذیرش اینکه ما چه کسی هستیم بروز می کند. نه بد تر ونه بهتر ازآن چه که زمان مصرف فکر می کردیم، فقط یک
 123)- انسان.ر.ک.ق.ص-7
124)- *تمرین اصل پذیرش در قدم یک؟
125)- جهت تمرین اصل پذیرش، ما باید بیشتر از اینکه فقط اقرار کنیم که معتاد هستیم از خود مایه بگذاریم. وقتی که  اعتیاد خود را 126)- می پذریم تغییری ژرف و عمیق را در درون خود حس خواهیم کرد که توسط احساس امید فزاینده همراه می شود. همچنین به ما 127)- احساس آرامش و صلح دست می دهد. با اعتیاد و بهبودی وهمین طور با مفهومی که در این دو واقعیت در زندگی ما پیدا خواهند کرد ، 128)- روبرو و آشنا می شویم.ر.ک.ق.ص-7


















قدم اول
الف) ما اقرار كرديم كه در برابر اعتيادمان عاجز بوديم..............
1-   مفهوم عاجز چيست ؟
 2- پنج مثال زنده در مورد عجز در مقابل مواد مخدّر بزنيد؟
 3-مفهم وسوسه چيست ؟
 4-درمورد وسوسة فكري پس از ترك كه منجر به شروع مجدد شده است پنج مثال زنده بياوريد؟
 5-مفهوم انحراف فكري معتاد گونه چيست ؟
 6-چرا برخلاف تمام قول و قرار ها و دلايل خوبي كه براي درحالت ترك باقي ماندن وجود دارد اين فكر احمقانة همه دلايل خوب را كنار مي زند ؟
 7-چرا نمي توانيم از تجربة درد آور تركهاي قبلي براي خودداري از شروع مجدد استفاده كنيم ؟
 8-آيا هرگز به عواقب اولين بار مصرف بعد از ترك فكر كرده ايد؟‌( در گذشته و حال )
 9-درمورد توجيه ( بهانة ) لغزش هاي خود پنج مثال زنده بزنيد؟
 10-آيا در مورد مواد مخدر حق انتخاب داريد؟ اگرداريد توضيح دهيد و اگر نداريد چگونه ودر چه نقطه اي آنرا از دست داده ايد ؟
 11-آيا پس از لغزش هايتان فكر مي كرديد كه اين بار با دفعات ديگر تفاوت خواهد داشت ؟
 12-آيا فكر مي كنيد كه با افراد عادي تفاوت داريد؟ توضيح دهيد؟
‌13-آيا فكر مي كنيد كه ديگر نمي توانيد مواد مخدر مصرف كنيد ؟ اگر اين طور است چرا؟
 14-آيا لغزش يكباره اتفاق مي افتد؟
 15-چه حائلي بين شما و لغزش وجود دارد ؟
 16-آيا تنها شرط عضويت در اين برنامه كه تمايل به قطع مصرف است ، براي پاك نگه داشتن شما كافي است ؟
 17-اقرار كردن با پذيرفتن چه فرقي دارد؟
 18-درچه صورت مي توانيد بگوييد كه قسمت اول قدم يك را درابطه با مواد مخدر برداشته ايد؟
 19- چرا در قدم اول از فعل گذشته عاجز بوديم استفاده شده است؟
 20-آيا شما در مقابل اعتياد عاجز بوديد يا عاجز هستيد ؟ توضيح دهيد .
 ب) ........................... و زندگيمان غير قابل اداره شده بود .
 1-مفهوم از دست دادن اختيار زندگي چيست ؟
 2-پنج مثال زنده در مورد از دست دادن اختيار امور زندگي بنويسيد .
 توضيح دهيد كه اختيار چه چيزهايي در زندگي از دستتان خارج شده بود ؟ مثلاً مكان و محيط خانه و خانواده ، كار و حرفه ، پول ، روابط اجتماعي و جنسي ، احساسات و عواطف افكار معنويات و .... ( در مورد هركدام يك مثال زنده بزنيد)
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,469
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,469
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
خارج شده است
 

این صفحه در 0.147 ثانیه 25 نمایش داده شد.