انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

     فكر كن به پيكر تراش هنرمندي كه در ميان انبوه مجسمه هاي سرد و ساكت ، تنها نفس ميكشيد. كسي نبود كه به او عشق بورزد ، كسي نبود كه اورا ستايش كند ، كسي نبود كه عصيان كند … وخداوند در ميان مخلـــــوقان  انسان را آفريد.
     شايد اين نخستين بهار خلقت بود.



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)  (دفعات بازدید: 11298 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #15 : 03 نوامبر 2010، 12:02:38 pm »

علم تنها زمانی خطرناک می‌شود که خیال کند به هدف خود رسیده‌است
در زندگی دو تراژدی وجود دارد. اولی اینکه به مراد قلبت نرسی و دومی اینکه به آن برسی
ازدواج از این جهت محبوبیت دارد که حداکثر وسوسه را با حداکثر شانس در می آمیزد
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #16 : 03 نوامبر 2010، 12:03:38 pm »

ما اکنون پا به سرزمين روح و معنا گذاشته ايم و هر روز بايد مراقب چهار چيز باشيم...
1)-خودخواهي
2)-رنجش
3)-نادرستي
4)-ترس
بيل ويلسون
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #17 : 03 نوامبر 2010، 12:06:11 pm »

  حواست باشد چیزی را که دوست داری، به دست آوری. در غیر این صورت مجبور می شوی چیزی را که به دست می ‏آوری، دوست بداری
هیچ عشق خالصانه ایی وجود ندارد مگر عشق به غذا
در هنگام آتش کدام نقاشی را در موزه ملی نجات خواهم داد؟ البته آنی که به در نزدیک تر است‏
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

aramesh254

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +9/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 16
  • هرآنچه از آرامش میخواهید را دروبلاگ ببینید
    • ghasrearamesh.parsiblog.com

صداقت یا عدم صداقت...
آیا می تونی انواع صداقت رو اسم ببری؟
صداقت زیر بنای اصول بهبودی است و انواع آن :
         1)-صداقت با خود که خطر ناکترین نوع می باشد.
         2)-صداقت با اجتماع که مخربترین مدل می باشد.
                  *)- علت اینکه صداقت با خود را مطرح کردم چون صداقت از تفکر یک بیمار در حال بهبودی دارای اضلاع چند وجهی می باشد.
میتونم راجع به هر کدام از اضلاع آن این موارد را اشاره کرد :
=>غرور
=>ترس
=>عدم اعتماد به خود
=>عدم باور اعتقادات شخصی
=>پرش از یک موقعیت به موقعیت بعدی برای فرار
=>عدم رشد
=>...
                  *)-راجع به صداقت با اجتماع پیرامون که از خانواده شروع ، به محل کار وارد شده و در اطراف یک بیمار در حال بهبودی در چرخش می باشد نظراتتون رو بدین تا این متن را تکمیل نماییم.
خوشحال می شم وقتی میبینم می تونم نظراتم رو با شما مشارکت کنم و خوشحالترم که بتونم از نظرات شما اطلاع پیداکنم.
سلام میتونید بیشتر توضیح بدید سپاس
خارج شده است
کتاب قصرآرامش رابخوان تا آرامش بیابی

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

سلام میتونید بیشتر توضیح بدید سپاس
.
.
اب بچشم ،
این مطلب رو قبلا من چند سری تکرار کردم که معتاد به خودی خود دروغگو نیست ، مخرب نیست ، بعنوان یک فرد ضد اجتماع نیست ولی یک سری عوامل در او شکل می گیرد که آنقدر تاثیرات قوی بر روی او می گذارند که آن شخص تبدیل به یک فرد ضد اجتماعی و مصرف کننده مواد مخدر / الکل می شود .
این تغییرات آنقدر شدید و ناگهانی هستند که شخص مورد نظر ما برای اینکه بتواند خود را با آن موقعیت تطبیق بدهد مجبور به تغییر نگرش خود و تغیی دیدگاه خود حتی اگر درست باشد ، به اشتباه را به سرانجام می رساند و برای این کار باید حتما از صداقتی که در ذهنش جایگاهی داشته بگذر و بتواند در وهله اول خودش را گول بزند تا آن چرخه اشتباه را بهنوان عملی قابل پذیرش در آورد .
در این حالت چه اتفاقی می افتد ، صداقت شخصی که مهمترین نوع صداقت است زیر سوال رفته و آن شخص مجبور به پذیرش موقعیت اشتباه خود می شود.
اولین سوالاتی که در قدم چهارم از رهجویانم می پرسم این است :
چه دروغهایی به خودت گفتی که آنها را باور کردی که باعث شد زندگی امروز تو آشفته شود
مثلا با دیگران فرق می کنم ، برای همین این عمل برای من اشکالی ندارد
من می فهمم و دیگران نمی فهمند ( حداقل به اندازه من ) و باعث انجا م دادن آن اشتباه می شوم ...
.
و این روند کمکم از خودم به خانواده ، به اجتماع و به محیط اطرافم کشیده می شود و این چرخه ناقص حتی آنقدر عمیق است که بروی روند بهبودی نیز تاثیرات بسیار تا بسیار وحشتناکی م یگذارد و باعث دور شدن از حقیقت زندگی می شود .....
.
.
.
آیا مطلب جا افتاد و یا جای سوال هست ؟
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

aramesh254

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +9/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 16
  • هرآنچه از آرامش میخواهید را دروبلاگ ببینید
    • ghasrearamesh.parsiblog.com

رضا جانok
« آخرين ويرايش: 13 مارس 2011، 02:46:24 pm توسط aramesh254 »
خارج شده است
کتاب قصرآرامش رابخوان تا آرامش بیابی

e_a_56

  • بازوی N.A
  • تازه وارد
  • ***
  • امتیاز: +12/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 46
  • خدایا سپاس که فرصت یافتنت را به من دادی
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #21 : 24 اكتبر 2011، 02:49:05 am »

سلام رضا جان از سنت سوم گفتی دلم واسه دوستانی که دیگه به انجمن نمیان تنگ شد. چرا اینو گفتم؟ الان میگم
این چیزی که میخوام بگم نه صحبت سنت سومه و نه هیچ کجای نشریات ما نوشته شده بلکه تجربه ی شخصی خودم از این چند صباحیه که بین شمام.
یه روزی وارد انجمن شدم همه به عنوان تازه وارد واینکه میخواستن سنت سومشون رو روح ببخشن بهم عشق دادن، کمکم کردن، بهم فرصت اشتباه دادن و دستم رو گرفتن تا از آب و گل بیرون اومدم . کم کم مقطعم اومد بالا قدم کار کردم، با سنتها آشنا شدم و....  .
من معتادم و فراموش کار یادم رفته بود که دیگران(اعضای قدیمی) تو این مسیر چقد کمکم کردن شروع کردم به گیر دادن، تو تراز دیگران رفتن و خلاصه فرصت اشتباه ندادن خصوصاً به اعضای قدیمی فکر میکردم دیگه اونا نباید اشتباه کنن
خیلی از اون دوستای قدیمی از این رفتارهای من آزرده شدن، احساساتشون خدشه دار شد و به خاطر همین رفتارهای من و امثال من امروز دیگه خیلی هاشون بین ما نیستن. به این نتیجه رسیدم که من سنت سوم رو خوب درک نکردم تمایل این دوستای قدیمی تر رو از بین بردم .
نمیدونم اونا الان کجان و چکار می کنن واسشون دعا میکنم و دستشون رو از دور میبوسم.
درسته وهیچ شکی وجود نداره که تازه واردین مهمترین اعضا هستن اما اگه روز اول قدیمی ترها نبودن و دست منه تازه وارد رو نمیگرفتن الان منم بودم؟
اگه اعضای قدیمی نبودن تا به تازه واردین کمک کنن NA چقد دوام داشت ؟
دوستان قدیمی سرمایه های NA هستند باید قدر شون رو دونست و به عنوان یه معتاد در حال بهبودی فارغ از مقطع پاکیشون پذیرفتشون.
فرصت خوبی شد تا کمی دردل کنم بعضی از این دوستا رو میشناسم که بخاطر این رفتارهای من فاصله گرفتن ولی اگه بودن، ویژگیها و توانائیهای خدمتگزار مورد اعتمادی که سنت دوم میگه رو داشتن.
ببخشید اگه سرتون رو درد آوردم . پاشم برم بخوابم . اولویت فردام هم مشخص شد برم از بعضیاشون که در دسترسن جبران خسارت کنم شاید که سهمم رو در قبال سنت سوم انجام داده باشم.    :bye:
 
خارج شده است
مادامیکه این راه را دنبال کنم از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #22 : 24 اكتبر 2011، 05:54:24 am »

سلام رضا جان از سنت سوم گفتی دلم واسه دوستانی که دیگه به انجمن نمیان تنگ شد. چرا اینو گفتم؟ الان میگم
این چیزی که میخوام بگم نه صحبت سنت سومه و نه هیچ کجای نشریات ما نوشته شده بلکه تجربه ی شخصی خودم از این چند صباحیه که بین شمام.
یه روزی وارد انجمن شدم همه به عنوان تازه وارد واینکه میخواستن سنت سومشون رو روح ببخشن بهم عشق دادن، کمکم کردن، بهم فرصت اشتباه دادن و دستم رو گرفتن تا از آب و گل بیرون اومدم . کم کم مقطعم اومد بالا قدم کار کردم، با سنتها آشنا شدم و....  .
من معتادم و فراموش کار یادم رفته بود که دیگران(اعضای قدیمی) تو این مسیر چقد کمکم کردن شروع کردم به گیر دادن، تو تراز دیگران رفتن و خلاصه فرصت اشتباه ندادن خصوصاً به اعضای قدیمی فکر میکردم دیگه اونا نباید اشتباه کنن
خیلی از اون دوستای قدیمی از این رفتارهای من آزرده شدن، احساساتشون خدشه دار شد و به خاطر همین رفتارهای من و امثال من امروز دیگه خیلی هاشون بین ما نیستن. به این نتیجه رسیدم که من سنت سوم رو خوب درک نکردم تمایل این دوستای قدیمی تر رو از بین بردم .
نمیدونم اونا الان کجان و چکار می کنن واسشون دعا میکنم و دستشون رو از دور میبوسم.
درسته وهیچ شکی وجود نداره که تازه واردین مهمترین اعضا هستن اما اگه روز اول قدیمی ترها نبودن و دست منه تازه وارد رو نمیگرفتن الان منم بودم؟
اگه اعضای قدیمی نبودن تا به تازه واردین کمک کنن NA چقد دوام داشت ؟
دوستان قدیمی سرمایه های NA هستند باید قدر شون رو دونست و به عنوان یه معتاد در حال بهبودی فارغ از مقطع پاکیشون پذیرفتشون.
فرصت خوبی شد تا کمی دردل کنم بعضی از این دوستا رو میشناسم که بخاطر این رفتارهای من فاصله گرفتن ولی اگه بودن، ویژگیها و توانائیهای خدمتگزار مورد اعتمادی که سنت دوم میگه رو داشتن.
ببخشید اگه سرتون رو درد آوردم . پاشم برم بخوابم . اولویت فردام هم مشخص شد برم از بعضیاشون که در دسترسن جبران خسارت کنم شاید که سهمم رو در قبال سنت سوم انجام داده باشم.    :bye:
.
ممنونم احسان جان
بهر حال مثلی قدیمی هست که می گه راههای رسیدن به خدا زیاده
من نظرم رو گفتم و شدیدا روی این مساله هم تاکید دارم که اونها به خودشون کمک کردن
و من و تو هم اگه نیازی هست که کاری انجام بدیم ، چه برای اعضای قدیمی و چه برای اعضای تازه وارد در حقیقت به خودمون کمک کردیم ، به پذیرشمون ، به وضعیت روابط اجتماعی مون و روابط خانوادگی و ...
بارها این مساله پیش آمده که پذیرش یک تازه وارد به من کمک کرده که بهتر بتونم ارتباط با بچه سه سالم داشته باشم
بارها شده که احترام به یک عضو قدیمی تر ، جلوی پدر و مادر ، رئیس و همکار ، غرورم رو متعادل کنم
بارها و باهرا اینها در زندگی من تکرار شده
حالا شما از هر طرف قضیه می تونی به ماجرا نگاه کنی...
حق با شماس و دیدگاهتان کاملا قابل احترام و زیبا ...
ولی این برنامه در هر صورت به من قراره کمک کنه ، نه به عضو قدیمی ، نه به همسایه دیوار به دیوار ، نه به ...
ممنونم از اینکه تجربیاتت رو در اختیار ما قرار می دی ...
منتظر تجرربیات زیبای تو هستیم ..
.
رضا -
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

e_a_56

  • بازوی N.A
  • تازه وارد
  • ***
  • امتیاز: +12/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 46
  • خدایا سپاس که فرصت یافتنت را به من دادی
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #23 : 24 اكتبر 2011، 02:44:57 pm »

.
ممنونم احسان جان
بهر حال مثلی قدیمی هست که می گه راههای رسیدن به خدا زیاده
من نظرم رو گفتم و شدیدا روی این مساله هم تاکید دارم که اونها به خودشون کمک کردن
و من و تو هم اگه نیازی هست که کاری انجام بدیم ، چه برای اعضای قدیمی و چه برای اعضای تازه وارد در حقیقت به خودمون کمک کردیم ، به پذیرشمون ، به وضعیت روابط اجتماعی مون و روابط خانوادگی و ...
بارها این مساله پیش آمده که پذیرش یک تازه وارد به من کمک کرده که بهتر بتونم ارتباط با بچه سه سالم داشته باشم
بارها شده که احترام به یک عضو قدیمی تر ، جلوی پدر و مادر ، رئیس و همکار ، غرورم رو متعادل کنم
بارها و باهرا اینها در زندگی من تکرار شده
حالا شما از هر طرف قضیه می تونی به ماجرا نگاه کنی...
حق با شماس و دیدگاهتان کاملا قابل احترام و زیبا ...
ولی این برنامه در هر صورت به من قراره کمک کنه ، نه به عضو قدیمی ، نه به همسایه دیوار به دیوار ، نه به ...
ممنونم از اینکه تجربیاتت رو در اختیار ما قرار می دی ...
منتظر تجرربیات زیبای تو هستیم ..
.
رضا -
رضا جان کاملاً حق با شماست و فرمایشاتتون کاملاً درسته من میخواستم با عرایضم این مسئله رو عنوان کنم که من به عنوان یه معتاد خیلی وقتا دیدم تونلیه و وسیع به مسائل نگاه نمیکنم. تمایل یه اصل روحانی درونیه که همه ی ما تعهد داریم این اصل رو در وجود همدیگه شعله ور تر کنیم . خیلی وقتا یه تازه وارد نیاز داره تا این تمایل درونش شعله ور بشه تا دوباره به جلسه برگرده یا اینکه کسی که چند صباحیه بین ماست نیاز به تمایل بیشتر داره تا قدماشو شروع کنه، یکی نیاز داره تشویق بشه تا خدمت کنه و ......  .
اینکه اعضای قدیمی قبل از هر کس و هر چیز به خودشون کمک کردن هیچ شکی نیست اما مام یه سهمی در قبالشون داریم . من با یکی دوتاشون صحبت کردم رضا جان اصلاً اسم اون چیزی که اونا میخوان رو نمیشه انتظار گذاشت.
مثلاً یکیشون میگفت من یه اشتباه کردم و به اشتباهمم اقرار کردم اما ازطرف برخی از اعضا بخشیده نشدم که هیچ تازه موجب شد که بیشتر نُقل مجالس بشم.
دنیای بیرون هیچ وقت به من فرصت اشتباه نداده بود توی انجمن هم یه همچین تجربه ای خیلی درد ناک بود. میگفت من دیگه به انجمن نمیام فقط با بعضی از دوستام دورا دور در ارتباطم ولی یه انجمنی متعهد هستم میدونی چرا؟
چون در جهت رعایت سنت اول و سوم هیچ وقت با وجود مشورتهایی که انجام دادم  وترازهایی که گرفتم که حکایت از مُحق بودن من داشت هیچگاه مفهوم دهم خدماتی رو استفاده نکردم.
:rose:
خارج شده است
مادامیکه این راه را دنبال کنم از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #24 : 24 اكتبر 2011، 06:00:08 pm »

رضا جان کاملاً حق با شماست و فرمایشاتتون کاملاً درسته من میخواستم با عرایضم این مسئله رو عنوان کنم که من به عنوان یه معتاد خیلی وقتا دیدم تونلیه و وسیع به مسائل نگاه نمیکنم. تمایل یه اصل روحانی درونیه که همه ی ما تعهد داریم این اصل رو در وجود همدیگه شعله ور تر کنیم . خیلی وقتا یه تازه وارد نیاز داره تا این تمایل درونش شعله ور بشه تا دوباره به جلسه برگرده یا اینکه کسی که چند صباحیه بین ماست نیاز به تمایل بیشتر داره تا قدماشو شروع کنه، یکی نیاز داره تشویق بشه تا خدمت کنه و ......  .
اینکه اعضای قدیمی قبل از هر کس و هر چیز به خودشون کمک کردن هیچ شکی نیست اما مام یه سهمی در قبالشون داریم . من با یکی دوتاشون صحبت کردم رضا جان اصلاً اسم اون چیزی که اونا میخوان رو نمیشه انتظار گذاشت.
مثلاً یکیشون میگفت من یه اشتباه کردم و به اشتباهمم اقرار کردم اما ازطرف برخی از اعضا بخشیده نشدم که هیچ تازه موجب شد که بیشتر نُقل مجالس بشم.
دنیای بیرون هیچ وقت به من فرصت اشتباه نداده بود توی انجمن هم یه همچین تجربه ای خیلی درد ناک بود. میگفت من دیگه به انجمن نمیام فقط با بعضی از دوستام دورا دور در ارتباطم ولی یه انجمنی متعهد هستم میدونی چرا؟
چون در جهت رعایت سنت اول و سوم هیچ وقت با وجود مشورتهایی که انجام دادم  وترازهایی که گرفتم که حکایت از مُحق بودن من داشت هیچگاه مفهوم دهم خدماتی رو استفاده نکردم.
:rose:
.
احسان عزیز :
من فکر می کنم که هنوزم یک جای کار این جناب آقا می لنگه
من فکر م یکنم که هنوز قدم هاش رو برای دیگرون ور می داره نه برای خودش
هنوز توقعاتش از دیگرانه نه از خودش
هنوزم که فکر می کنه باید اونای دیگه به کارش احترا بزارن
ما در سنت دوم و مفهوم چهارم و ششم خدماتی یاد می گیریم که این یک اصله و در سنت سوم یاد می گیریم که به چه دلیل و برای سنت پنجم احترام قائل می شیم
گاهی بازی کردن با مفاهیم و سنت ها باعث می شه که حال من خراب بشه ، چون فکر م یکنم که همه چیز دراون خلاصه می شه
سنت ها اصولی هستند که بهبودی ما رو ممکن ساخته اند
من برای بهبودیم چقدر خرج کرده ام
مفاهیم اصولی هستند که خدمت رو در سطح ناحیه و در سطه دفتر خدمات جهانی آسون کرده ولی من چقدر تو اون رشد ردم ،
فقط یادگرفتم که بگم بقه منو نبخشیدن ، در حقیقت باید جمله رو اینجوری درست کرد...
من خودمو نبخشیدم و در تراز قدم چهارم از خودم اسم نبردم
تو قدم ششم نسپردم به عنوان یک نقص و در قدم هشتم و نهم راه جبرانشو یاد نگرفتم ...
این چه قدم کارکردنیه ؟
این چه تجربه ایه ؟
این چه انتظاریه ؟
رشدش کجاست ؟
برای من که واضح نیست و قابل قبول ...
بحث قد ها تمام ابعاد زندگی یک معتاد رو در بر م یگیره ...
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

e_a_56

  • بازوی N.A
  • تازه وارد
  • ***
  • امتیاز: +12/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 46
  • خدایا سپاس که فرصت یافتنت را به من دادی
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #25 : 25 اكتبر 2011، 01:41:44 am »

.
احسان عزیز :
من فکر می کنم که هنوزم یک جای کار این جناب آقا می لنگه
من فکر م یکنم که هنوز قدم هاش رو برای دیگرون ور می داره نه برای خودش
هنوز توقعاتش از دیگرانه نه از خودش
هنوزم که فکر می کنه باید اونای دیگه به کارش احترا بزارن
ما در سنت دوم و مفهوم چهارم و ششم خدماتی یاد می گیریم که این یک اصله و در سنت سوم یاد می گیریم که به چه دلیل و برای سنت پنجم احترام قائل می شیم
گاهی بازی کردن با مفاهیم و سنت ها باعث می شه که حال من خراب بشه ، چون فکر م یکنم که همه چیز دراون خلاصه می شه
سنت ها اصولی هستند که بهبودی ما رو ممکن ساخته اند
من برای بهبودیم چقدر خرج کرده ام
مفاهیم اصولی هستند که خدمت رو در سطح ناحیه و در سطه دفتر خدمات جهانی آسون کرده ولی من چقدر تو اون رشد ردم ،
فقط یادگرفتم که بگم بقه منو نبخشیدن ، در حقیقت باید جمله رو اینجوری درست کرد...
من خودمو نبخشیدم و در تراز قدم چهارم از خودم اسم نبردم
تو قدم ششم نسپردم به عنوان یک نقص و در قدم هشتم و نهم راه جبرانشو یاد نگرفتم ...
این چه قدم کارکردنیه ؟
این چه تجربه ایه ؟
این چه انتظاریه ؟
رشدش کجاست ؟
برای من که واضح نیست و قابل قبول ...
بحث قد ها تمام ابعاد زندگی یک معتاد رو در بر م یگیره ...
ok شاید من دارم در مورد این دوستا از نقص دلسوزیم استفاده میکنم
خارج شده است
مادامیکه این راه را دنبال کنم از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #26 : 25 اكتبر 2011، 10:24:41 pm »

ok شاید من دارم در مورد این دوستا از نقص دلسوزیم استفاده میکنم
.
دوست من شاید لازمه که یک بار دیگه قدم چهار و پنج و شش و هفتت رو مرور کنی ...
این نقص در اونها مشهوده ، زمانی که تو سعی می کنی نقش حضرت کدخدا رو داشته باشی...
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

xavi

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 5
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • یو پی اس
پاسخ : ایده های روزانه من ...(طرز تفکر معتاد وار)
« پاسخ #27 : 26 نوامبر 2017، 01:27:45 pm »

سلام///پست عالی بود
 

این صفحه در 0.076 ثانیه 25 نمایش داده شد.