انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگی راه های خود را میجوید. لحظه ای که شروع میکنی همه چیز را مدیریت کنی، آنها را ضایع میکنی. بگذار زندگی آزاد باشد



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مشارکت روزانه  (دفعات بازدید: 273849 بار)

shadi

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +11/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 8
  • قلابها علامت کدام سوالند که ماهی ها جوابشان میشوند
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #720 : 06 اوت 2011، 11:24:26 pm »

سلام همه همدردای من
که بعد از خدا دلگرمی و امیدم تک تک شما هستین.تا هر وقتی که من مغرور و خودخواهم فکر میکنه به تنهایی از پس تمام مشکلاتش برمیاد   
من بی اراده و ضعیفم از جایی که یک ساله توش گیر کردم حتی یک قدم مورچه ای هم جلو نمیام! اگرم گاهی با هزار جون کندن یه نیمچه تکونی به خودم میدم انقدر جوگیر میشم که سه سوته بر میگردم سرخونه اولم. تازه صد رحمت به خونه اول!
تازه دارم معنای عجیب و غریب لغزش رو درک میکنم. اصلا دلم نمیخواست اینو بگم. دوستداشتم با افتخار سرم رو بالا میگرفتم و میگفتم دارم طعم بهبودی رو میچشم اما تا حلا ازون همه مشارکتهای ساختگی هیچی عایدم نشده جزینکه خودمو گول بزنم و تو خیلاتم از شادی  شخصیتی بسازم که هرگز نبوده. گفتم لغزش. آره خیلی دردناکه. به ظاهر همون خطاییه که بارها و بارها انجامش دادم و آب تو دلم تکون نخورده. پس چی میشه که تکرار مجددش بعد از فقط چند روز پاکیه واقعی اینجوری بهمریخته و دپرسم میکنه؟ دلیلش مشخصه: اول اینکه اونوقتا نمی دونستم دارم به خودم و دیگران خسارت میزنم.بعدشم فکر میکردم همه چی تحت کنترلمه. میگفتم همینجوری که تصمیم گرفتم ازین مسیر برم هر موقع بخوام برمیگردم. کنجکاوی و هیجان طلبی و علاقه به ماجراجویی باعث شد تو کشف این مسیر مثلا ناشناخته از دام ها و خطرات غافل بشم.  فکرشم نکرده بودم انقدر زود به تاریکیه شب بربخورم و بعد بیفتم تو مرداب لجن وابستگی! نمیتونستم تصور کنم تو جنگلی که دارم واردش میشم تا با نغمه شورانگیز پرنده های خوشاب ورنگش مشکلات زندگیم رو فراموش کنم  مارهای سمی و درنده های گوشتخوار و موجودات خون آشامی پشت هر درخت کمین کردن!
خارج شده است
باران که می بارید...
 از نیمه راه برگشتم
نه بخاطر چتر
بخاطر تو
که رنگین کمان را نشانت دهم

shadi

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +11/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 8
  • قلابها علامت کدام سوالند که ماهی ها جوابشان میشوند
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #721 : 06 اوت 2011، 11:24:45 pm »

سلام همه همدردای من
که بعد از خدا دلگرمی و امیدم تک تک شما هستین.تا هر وقتی که من مغرور و خودخواهم فکر میکنه به تنهایی از پس تمام مشکلاتش برمیاد   
من بی اراده و ضعیفم از جایی که یک ساله توش گیر کردم حتی یک قدم مورچه ای هم جلو نمیام! اگرم گاهی با هزار جون کندن یه نیمچه تکونی به خودم میدم انقدر جوگیر میشم که سه سوته بر میگردم سرخونه اولم. تازه صد رحمت به خونه اول!
تازه دارم معنای عجیب و غریب لغزش رو درک میکنم. اصلا دلم نمیخواست اینو بگم. دوستداشتم با افتخار سرم رو بالا میگرفتم و میگفتم دارم طعم بهبودی رو میچشم اما تا حلا ازون همه مشارکتهای ساختگی هیچی عایدم نشده جزینکه خودمو گول بزنم و تو خیلاتم از شادی  شخصیتی بسازم که هرگز نبوده. گفتم لغزش. آره خیلی دردناکه. به ظاهر همون خطاییه که بارها و بارها انجامش دادم و آب تو دلم تکون نخورده. پس چی میشه که تکرار مجددش بعد از فقط چند روز پاکیه واقعی اینجوری بهمریخته و دپرسم میکنه؟ دلیلش مشخصه: اول اینکه اونوقتا نمی دونستم دارم به خودم و دیگران خسارت میزنم.بعدشم فکر میکردم همه چی تحت کنترلمه. میگفتم همینجوری که تصمیم گرفتم ازین مسیر برم هر موقع بخوام برمیگردم. کنجکاوی و هیجان طلبی و علاقه به ماجراجویی باعث شد تو کشف این مسیر مثلا ناشناخته از دام ها و خطرات غافل بشم.  فکرشم نکرده بودم انقدر زود به تاریکیه شب بربخورم و بعد بیفتم تو مرداب لجن وابستگی! نمیتونستم تصور کنم تو جنگلی که دارم واردش میشم تا با نغمه شورانگیز پرنده های خوشاب ورنگش مشکلات زندگیم رو فراموش کنم  مارهای سمی و درنده های گوشتخوار و موجودات خون آشامی پشت هر درخت کمین کردن!
خارج شده است
باران که می بارید...
 از نیمه راه برگشتم
نه بخاطر چتر
بخاطر تو
که رنگین کمان را نشانت دهم

SiavasH

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +5/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 11
  • همیشه آخر هر چیز خوب می شود.اگر نشد بدان هنوز آخر
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #722 : 06 اوت 2011، 11:29:20 pm »

سلام دوستان
خیلی خوشحالم که به جمع شما پیوستم
دوستون دارم :rose: :rose:
خارج شده است
آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد نخست می باید ایستادن،راه رفتن،دویدن و بالا رفتن آموزد.پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند.(نیچه)

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #723 : 07 اوت 2011، 12:41:55 am »

سلام آقا سیاوش . ما هم خوشحالیم که به جمع مان پیوستید خیلی خوش آمدید . امیدوارم  ارامشی که میخواهید اینجا بدست آورید و از تجربه هایتان ما را بهرمند کنید .  :rose:

   سلام دوستان  .  مدتی است که جای دوستان مان آقا فرید و فرزانه جان خالی ست امیدوارم که هر کجا هستند زیر سایه خداوند موفق و موئید . سلامت و شاد باشند .  :rose:
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #724 : 07 اوت 2011، 04:12:02 pm »

سلام به همه دوستان بهبودی
از خدا به خاطر روزهای قشنگی که نصیبم کرده سپاسگزارم
منم از اینکه هر روز داره به تعداد افراد بهبودی اضافه می شه خوشحالم
امیدوارم زندگی همتون سرشار از شادی و بهبودی باشه
.
.
داره تقریبا یک سال می شه که با بچه های این سایت و برنامه آشنا شدم. این روزها خیلی وقتها وضعیت خودم رو با پارسال مقایسه می کنم و می بینم که چقدر اوضاع تغییر کرده. و چقدر من چیزهای جدیدی رو از وجود خودم شناختم.
باز هم خدا رو بابت همه این روزها شکر می کنم
و ازش ممنونم که شماها رو سر راه من قرار داد
.
چند تا نقص در من هست که خیلی آزارم می ده ازتون می خوام که برام دعا کنید تا بتونم کمرنگشون کنم
و اینکه برام دعا کنید بتونم جلسات رو برم
« آخرين ويرايش: 07 اوت 2011، 04:16:41 pm توسط افق »
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

مسعودی

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +3/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #725 : 08 اوت 2011، 10:14:42 pm »

سلام سلامی از صمیم قلب به درد کشیده ها
چند وقتیه که در مورد بازگشت سلامت عقل و چگونگی ان فکر میکنم و الان بعد از چهار سال و نه ماه تجربه میگه نه یه دفه نمیشه

چرا باید ازیه سوراخ چند بار نیش خورد ؟
جواب : چون خودم نمی خوام قبول کنم باید همنشینم رو درست انتخاب کنم ارتبات داشتن با ادمای کوته فکر و نادان اثر خودشو میذاره!

اینه که هنوز خیلی مشکل تو زندگیم دارم خدا کمکم کنه و شکرش. :rose:
خارج شده است

somaye

  • بازوی نارانان | آلانان
  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +48/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 530
  • ما بیشتر از برداشتهایمان آزار میبینیم تا از وقایع
    • shemis
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #726 : 09 اوت 2011، 06:37:20 pm »


سلام میکنم به شما دوستان خوبم
امروز روز خیلی خوبی داشتم و از خدای خوبم به خاطر این روز سپاسگزارم
خیلی خوشحالم که دوباره تونستم وارد سایت بشم و خوشحالتر که تونستم مشارکت کنم
تو دعاهاتون مرا فراموش نکنید
خارج شده است
عازم یک سفرم،سفری دور به جایی نزدیک،سفری از خود من تا خودم،مدتی هست که نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست

somaye

  • بازوی نارانان | آلانان
  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +48/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 530
  • ما بیشتر از برداشتهایمان آزار میبینیم تا از وقایع
    • shemis
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #727 : 10 اوت 2011، 07:22:35 pm »

سلام دوستان
امروز روز زیاد خوبی نداشتم نقصهام پررنگ شده بودند و منو تحت تاثیر خودشون قرار داده بودند و داشتند روزم را خراب میکردند خدا را شکر میکنم که عضوی از برنامه بهبودی هستم و
با استفاده از ابزارهای برنامه به حال بدی اجازه موندن نمیدهم
خارج شده است
عازم یک سفرم،سفری دور به جایی نزدیک،سفری از خود من تا خودم،مدتی هست که نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست

sara

  • بازوی CODA
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +168/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 783
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #728 : 10 اوت 2011، 08:54:25 pm »

سلام دوستان خوبم
خدا رو شكر ميكنم كه يك بار ديگه اينجام ... ديروز نقص عدم پذيرش در من خيلي فعال بود.. هرجوري بود خودم رو كشوندم و مامان رو دست تنها نذاشتم خدا رو شكر ولي خب احساس ميكردم درونم خيلي تنهاست ... يكم هم جسمم حالش بده كه ازتون ميخوام برام دعا كنين.
خدا رو شكر كه برنامه هست ، راهنما هست ، دوستان بهبودي هستن با وجود اين نعمات هيچي سخت نيست...خدا رو شكر كه روز و ارتباطاتم رو به بهترين نحوي كه خودش ميدونه سر و سامون ميده
همتون رو دوست دارم لحظه هاتون سرشار از بهبودي و آرامش... :rose: :rose: :rose: :rose: :rose:
خارج شده است
براي بدست آوردن چيزي كه تاكنون بدست نياورده اي ، بايد كسي شوي كه تاكنون نبوده اي.
"گابريل گارسيا ماركز"

ممكن است كسي را اشتباه زنداني كنند ولي اشتباهي ازاد نمي كنند.به راستي كه حكمتي در ازادي ما بوده است و چه زيباست اين حس مقدس...

فائزه

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +15/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 33
  • mi ne volas logxi.mi estas tre lace.
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #729 : 11 اوت 2011، 12:05:03 am »

چقدرسخته همرنگ جماعت شدن وازاون سخت تراينكه نخواي همرنگشون بشي ومجبورشي تحمل كني وهرگونه توهين و...پذيراباشي كه پا روي اصول اخلاقيت نذاري
خارج شده است
کولی ایجاچه می کنی؟که دراین غربت غریب/ماندنت راقرارنه،مردنت رامزارنیست...

سامان

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +16/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 55
  • * ماییم که از باده ی بی جام خوشیم *
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #730 : 14 اوت 2011، 03:02:42 am »

سلام به همگی
بعد از مدتها گه خودمو بخاطر اون بحث کذایی ممنوع المشارکت کرده بودم باز تصمیم گرفتم که در بین شما باشم
شاید من درک مناسبی از نحوه چگونگی استفاده از دستورالعملهای سنتها را بلد نبودم و یا بخاطر اینکه گفتارم شفاف نبود باعث سو ء تفاهم شد اما خب مجددا از نمامی دوستانی که احیانا با نوع گفتارم باعث آزردگی خاطرشون شدم عذر میخوام.
.
.
به لطف خدای مهربون مجددا شروع به ادامه تحصیل کردم و سعی میکنم تمام شب رو به درس خوندن بگذرونم و در حد توانم تلاشمو بکنم.
زندگیم وارد مرحله جدیدی شده و  با اینکه چیزی به  4 سالگیم نمونده اما این احساس که هنوزم یک تازه واردم و اصول اولیه انجمن هنوز برای من لازم الاجراست احساس خوشایندی رو درونم بوجود میاره.
تمام شب که در حال خوندن درس هستم این سایتو باز نگه میدارم و زمانیکه احساس خستگی کردم با یک استکان چای خودمو مهمان تجربیات شیرین شما میکنم و از تجربه هایی که توی قسمتهای مختلف تالار قرار دادید استفاده میکنم و مجددا تجدید قوا میکنم واسه تمرکز روی درس خوندن.
.
امتحانم نزدیکه...   ازتون میخوام برام دعا کنید
همین که احساس میکنم حتی یکیتون به درخواست دعای من آمین گفته احساس موفقیت رو از درون تجربه میکنم.
خیلی ممنونم از همتون
موفق و سربلند باشید
 :rose:
خارج شده است
***در ترس یک امنیت منحرف وجود دارد***

ایلیاEiliya

  • بابا حرفه ای
  • ****
  • امتیاز: +137/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 785
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #731 : 14 اوت 2011، 04:46:52 am »

سلام به همگی
بعد از مدتها گه خودمو بخاطر اون بحث کذایی ممنوع المشارکت کرده بودم باز تصمیم گرفتم که در بین شما باشم
شاید من درک مناسبی از نحوه چگونگی استفاده از دستورالعملهای سنتها را بلد نبودم و یا بخاطر اینکه گفتارم شفاف نبود باعث سو ء تفاهم شد اما خب مجددا از نمامی دوستانی که احیانا با نوع گفتارم باعث آزردگی خاطرشون شدم عذر میخوام.
.
.
به لطف خدای مهربون مجددا شروع به ادامه تحصیل کردم و سعی میکنم تمام شب رو به درس خوندن بگذرونم و در حد توانم تلاشمو بکنم.
زندگیم وارد مرحله جدیدی شده و  با اینکه چیزی به  4 سالگیم نمونده اما این احساس که هنوزم یک تازه واردم و اصول اولیه انجمن هنوز برای من لازم الاجراست احساس خوشایندی رو درونم بوجود میاره.
تمام شب که در حال خوندن درس هستم این سایتو باز نگه میدارم و زمانیکه احساس خستگی کردم با یک استکان چای خودمو مهمان تجربیات شیرین شما میکنم و از تجربه هایی که توی قسمتهای مختلف تالار قرار دادید استفاده میکنم و مجددا تجدید قوا میکنم واسه تمرکز روی درس خوندن.
.
امتحانم نزدیکه...   ازتون میخوام برام دعا کنید
همین که احساس میکنم حتی یکیتون به درخواست دعای من آمین گفته احساس موفقیت رو از درون تجربه میکنم.
خیلی ممنونم از همتون
موفق و سربلند باشید
 :rose:
.
آمین
خارج شده است
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟

mahtab

  • مدیر انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +132/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 495
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #732 : 14 اوت 2011، 09:19:07 am »

سلام دوستان خوب نماز وروزه هاتون قبول .یکی از دوستان نیاز شدیدی به دعای خالصانه ی شما داره حتما حتما واسش دعاکنید تا بهترینها وسش رقم بخوره .واسه من هم دعا کنید تا زودتر خوب بشم   روزجمعه وشنبه بستری بودم بخاطر کلیه درد  .انقدر حالم بد بود که فکر میکردم دارم میمیرم وقتی ازبیمارستان اومدم بیرون ونور خورشید رو دوباره حس کردم از ته قلبم از خداسپاسگزاری کردم واسه اینکه دوباره میتونم راه برم
خارج شده است
من کسی نیستم ،توکیستی؟؟؟اگر توهم مانندمن کسی نیستی ،مایک زوج میشویم .مبادا این راز را باکسی درمیان نهی ،ماراتبعید خواهند کرد ...

nasser

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +4/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 20
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #733 : 14 اوت 2011، 03:04:17 pm »

سلام دوستان
چند وقت هست نبودم و یکی ان سفر مکه بوده است الان که مشارکتهای شما را خواندم سبک شدم و برای سامان ارزوی موفقیت و  برای مهتاب دعا میکنم هر چه زودتر از لحاظ جسمانی بهبود یابد
خارج شده است

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #734 : 14 اوت 2011، 03:30:30 pm »

سلام به همه دوستان بهبودیم
برای مهتاب عزیزم آرزو می کنم که خوب بشه و دیگه پاش به بیمارستان نرسه و برای دوستش هم دعا می کنم که مسئله ای که براش پیش اومده به بهترین نحو ممکن سرو سامان پیدا کنه و خدا همراهش باشه.
.
خوشحالم که آقا ناصر و آقا سامان رو دوباره می بینم و براش هر دو بهترین ها رو آرزو دارم و اینکه اهدافی که در پیش می گیرید موفق باشید
.
این روزها من رو هم از دعاتون بی نصیب نزارین
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود
صفحه: 1 ... 47 48 [49] 50 51 ... 93   بالا
 

این صفحه در 0.104 ثانیه 27 نمایش داده شد.