انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگي مانند صفحه اي سفيد است كه هرچه بر آن بكشي همان ميشود! ميتواني شادي يا بدبختي را در آن رسم كني! تمام عظمت وجود انسانيت در اين آزادي عمل است!



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: برداشت قدم نهم  (دفعات بازدید: 9099 بار)

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #30 : 18 سپتامبر 2014، 07:08:36 pm »

پرهيز از واکنش گرايي براي خريد زمان
بهبودي يک فرايند زمان بره
 و ما هرچي بتونيم براي خودمون فرصت و زمان بخريم ميتونيم هر روز انتخابهاي سالمترو مطمئن تري در مورد رفتارهامون داشته باشيم
امروز همکار مافوقم با لحن بدي صحبت کرد
 و اين يکي از مشکلات آشناي منه که نمي دونم در اين شرايط چطور برخورد کنم
قبلا سرم درد ميگرفت فکر ميکردم حتما الان بايد بفهمم چرا اين واکنشهاي دروني در من ايجاد ميشه
 و راه حلش چيه و چطور با اين بنده خدا بايد برخورد کنم وگرنه اتفاق بدي مي افته و اداره امور از دستم ميره
اما امروز ميدونم که اداره کردن اين موقعيت و بحران فقط با رها کردن واکنش و خريد زمان انجام ميشه
يعني نياز نيست من حتما بفهمم که چرا طرف اين طوري برخورد کرد يا چرا من انقدر از برخورد اون ناراحت شدم حتي اگر سرخ بشم و دست و پام بلرزه مهم نيست تنها چيزي که نياز دارم اينه که در اون لحظه واکنشي نشون ندم و همين کار امنيت من رو حفظ ميکنه و قائله اي بوجود نمياد و همه چيز با امنيت ميخوابه و در عوض چيزي که گير من مياد زمانه
مثلا اگر واکنش نشون بدم ممکنه اخراج بشم  ولي ووقتي واکنش نشون نمي دم ميتونم با امنيت به کارم ادامه بدم و در عوض در زمان پيش رو بهبودي و سلامت عقلم بيشتر ميشه و ترازهام عميق تر ميشه و در آينده به راه حل مسئله اي که امروز آگاهانه رهاش کردم هم ميرسم
امروز طبق اولويتها به مسائل ميپردازم من دور اولم اون هم قدم 9 اين مسئله پيش پا افتاده رو رها ميکنم و به جبران خسارتهام ادامه مي دم که در اولويتن
يه روزي هم نوبت اين مسئله ميرسه
خدايا شکرت به خاطر سلامت عقل امروزم
« آخرين ويرايش: 18 سپتامبر 2014، 07:09:33 pm توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #31 : 20 سپتامبر 2014، 03:50:50 pm »

مهمترین جبران خسارت
مهمترین جبران خسارتی که باید بکنم مخالفت کردن با نفسمه
یک عمر موافقت کردن با نفس من رو در پیله هوای نفس اسیر کرد و هروز این پیله ضخیم تر و من اسیر تر و ضعیف تر شدم
و بیشتر افسارم افتاد به دست هوای نفسم و این یعنی سقوط بیشتر و احساس بی ارزشی و نا رضایتی بیشتر
خلا بیشتر و وابستگی بیشتر
عذاب بیشتر و درد بیشتر
سلامت عقل کمتر و قدرت تشخیص کمتر
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #32 : 21 سپتامبر 2014، 11:27:43 pm »

گمراهان - راه راست - تعادل
توجه
این مشارکت در ارتباط با برنامه 12 قدمی نیست
برنامه 12 قدمی هیچ نظری در مورد مذاهب  مختلف نداره
و مطلبی که مشارکت میکنم صرفا تجربه شخصی خودمه
در قدم 7 همینطور که حال و احساسات خوب بیشتر و بیشتر میشد
درک تازه ای از جمله انعمت علیهم در نماز پیدا کردم و متوجه شدم دارم وارد این گروه میشم و خدا داره طعم نعمت واقعی رو بهم می چشونه
و الان در قدم 9 دارم درک تازه ای از والضالین پیدا میکنم و به این درک رسیدم که من در گذشته جزء این دسته بودم یعنی گمراهان
و خدارو شکر میکنم که جزء مغضوب علیهم نبودم
کافرانی که خدا انقدر بهشون میده که حتی یکبار هم یاد خدا نیفتن
امروز می فهمم که چرا بعضی ها با یک شخصیت یک پارچه نفسانی حالشون و زندگیشون به ظاهر خوبه
اما من با دوگانگی شخصیت و گرایش به داشتن یک شخصیت روحانی انقدر درد کشیدم
علتش این بود که خدا داشت از گمراهی به راه راست هدایتم میکرد و اون دردها برای این بود که وابستگی هام رو رها کنم و وابستگی طبیعی و رهایی بخشم به خدا رو بازیابی کنم
آیت الله جوادی آملی در کتاب اسرار نماز درتفسیر سوره حمد مینویسه
صراط مستقیم یعنی تعادل
یعنی رهایی از خون افراط و کثافت تفریط
یعنی راه کسانی که حق و ناحق رو مخلوط تحویل دیگران نمی دن 
خدا رو شکر که داره دعا هام رو اجابت می کنه و هر روز به این تعادله نزدیک تر میشم
« آخرين ويرايش: 21 سپتامبر 2014، 11:29:40 pm توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #33 : 03 اكتبر 2014، 11:00:12 am »

خود بودن در جبران خسارت
چندروز پیش رفتم پیش بابام برای جبران خسارت مالی
راستش چند هفته ای بود می رفتم اما روم نمی شد بگم و دست از پا درازتر برمیگشتم
تا اینکه دیگه خسته شدم
و کند شدن در قدم کار کردن داشت باز باعث حالخرابی میشد
گفتم باید سریعتر اقدام کنم
کلی دعا کردم و وقتی رفتم کلی وقت گذاشتم تا موقعیت مناسب پیش بیاد
تو این مدت یکسری کاراش رو واسش انجام دادم که خودش نمی تونست
و این مقدمه و احساس و فضای خوبی ایجاد کرد
از بچه ها که تجربه گرفته بودم گفتن
تو جمع نباید طرف رو بکشی کنار
وقتی باشه که سر خلق باشه
و مقدمه چینی هم مهمه
و از همه مهم تر خودت باشی
سه مورد اول رو که تا اونجا رعایت کرده بودم
اما در مورد چهارم
داشتم تو ذهنم این مورد رو مرور و تحلیل می کردم
همینطور که به لحظه صحبت نزدیک میشدم و فکر میکردم که بخوام اون حرف رو بزنم  وحشت منو میگرفت
از جبران خسارت مالی که از مامانم کرده بودم هم خاطره بدی داشتم و حال هردومون بد شده بود
تو این فکرا بودم  و دعا می کردم که یه دفه هدایت روحانی رسید و مسئله واسم باز شد
درسته چیزی که در تجربه قبلی حالم رو بد کرده بود این بود که خودم نبودم
منم مثل هر بچه دیگه ای که در بچگی دست تو کیف مامانش میکنه  این کار رو کرده بودم
اما وقتی برای جبران خسارت رفتم خودم نبودم و با حال و وحشت یه مجرم سابقه دار رفتم جلو و حال خودم و مامانم بدشد
این شد   که فهمیدم نیاز نیست با حال وحشت برم جلو طوری که انگار  الان دم در جهنم منتظرمن  هستن
بلکه باید احساسم متناسب با میزان  خسارتم باشه و نباید در خسارت و احساسم غلو کنم
این شد که بابام رو تا در خونش همراهی کردم
یعنی از صبح در مغازش  تا اون لحظه یه 3 -4 ساعتی وقت گذاشتم و عجله نکردم
بعد نزدیک خونه که رسیدم تو ماشین بهش گفتم راستش یه چندروزی  هی میرم میام میخوام یه چیزی بگم روم نمیشه
این پاکت خدمت شما
راستش من بچه که بودم یه وقتایی شیطون گولم میزد دست تو دخل شما میکردم
حالا وجدانم در عذابه از من راضی باشین
اینا رو با حال ترس و وحشت نمیگفتم با حالت ملایمی از شوخی و خنده میگفتم
بابام هم گفت ای بابا جان عیب نداره که از بابا به بچه میرسه
ماهم بچه بودیم دست تو دخل بابامون میکردیم
باشه باباجان پیش خودت لازمت میشه
گفتم نه بابا وضع مالیم خوبه خدارو شکر
اگر هم قبول نکنین از طرف شما انفاق میکنم
تا اینو گفتم زود پاکت رو محکم گرفت و گفت خیلی خوب
اتفاقا الان میخواستم برم عابر بانک پول بردارم
خوب دستت دردنکنه باباجان  پایدار باشی

دوستان عزیزی که شما باشین
چه حالی و چه شعفی داشتم هم از اینکه جبران خسارات مالیم تموم شده بود و راهنمام رفتن به قدم 10 رو مشروط به این جبران خسارت کرده بود و حالا می تونستم برم قدم 10و
هم اینکه احساس  سبکی و پاکی میکردم
هم اینکه جبران خسارت رو به شکل معقول و باحالی انجام داده بودم و مثل دفه قبل ضایع بازی درنیاورده بودم

الان یه 3-4 روزی میگذره از این ماجرا  و یه دو3 هفته ای از جبران خسارت مالی اولم از مامانم میگذره
یه دومورد دیگه هم جبران مالی کردم
یکی رو صندلی اتوبوس نقاشی کرده بودم که 25 هزارتومن ریختم به حساب اتوبوس رانی  و
یه نیم کیلو یک کیلویی هم گردو از بالای کوه و کنار رود خونه برده بودم که فهمیدم زمینای کسی بوده و چون صاحبش رو نمیشناختم یه چوپونی گفت بنداز صندوق درسته
راهنما هم تایید کردو منم پول یک کیلو گردو انداختم صندوق و
بعد از این 4مورد  جبران خسارت مالی  حالم خیلی بهتر  شده و احساس سبکی میکنم و  احساس میکنم برکت مالی و یه گشایشی  اومده تو زندگیم

و از اون مهمتر یک  زیربنایی از احساس پاکی پیدا کردم که زیر بنای عزت نفسم شده
و چیز مهمی برای از دست دادن پیدا کردم به نام احساس پاکی که باعث شده
خیلی جاها از بد رفتاری دیگران به خروش نیام و واکنش نشون ندم  واز پاک بودن درونم  مراقبت کنم
و از اون حس عالی
حالا می فهمم که چقدر از رفتارهای نامعقولم در اثر احساس ناامیدی و نداشتن عزت نفس  ناشی از احساس ناپاکی بوده
و دوستان این احساس پاکی باارزش ترین چیزی بوده که تا امروز در مسیر بهبودی تجربه کردم
البته این حالت فقط با این چهارتا جبران خسارت مالی ایجاد نشده بلکه تا امروز جبران خسارت غیر مستقیم هم زیاد کردم
یکی از اونا اینه که هنوز به نیابت از فردی خسارت دیده هر روز نون تازه برای همکارام میبرم برای صبحانه
3تا رهجو دارم که خدمت به هرکدوم به نیابت از فردی خسارت دیدست
و خدمت هایی که در گروه انجام میدم هم به نیابت از افراد خسارت دیده از منه
وغیره
و تجربه قشنگیه مراقبت کردن از این حس پاکی و تمیزی روح 
مثلا چند روز پیش حرفی در گروه زدم که یه تازه وارد ناراحت شد و همونجا  حرفم رو اصلاح کردم و از طرف دلجویی کردم
یا مثلا دیشب اومدم شیفتم رو تحویل بدم به نفر بعد دیدم یکسری کارها رو گذاشتم واسه اون و این خسارته
و در عوض یکساعت اضافه تر واستادم و کمکش کردم تا خسارت نزده باشم و چقدر رابطه  قشنگ شد
حالا فکرکنین قبلن گاهی کمی زرنگ باز ی در می اوردم و کمی از کار رو مینداختم گردن شیفت بعدی  و بعد چه تنشهایی ایجاد میشد
جالبه آرامش و اصلاح روابط من در گرو این جبران خسارتها بود درحالی که من در گذشته   علت حال خرابم رو دیگران میدونستم و برای رسیدن به آرامش کتابهای روانشناسی میخوندم تا راهی برای کنترل دیگران پیدا کنم
خدایا شکرت که به این زیبایی هدایتم کردی   

 
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #34 : 06 اكتبر 2014، 12:56:45 am »

قدم ده
با سلام و عرض ادب و تشکر از دست اندرکاران محترم سایت
تقاضامندم قدم ده رو برای مشارکت  باز کنین
ضمن اینکه متن قدم 10 تو وبلاگ خودم هست  اگر متن از پیش تایپ شده ندارین 
tarazname2.persianblog.ir
باتشکر و سپاس فراوان
« آخرين ويرايش: 06 اكتبر 2014، 12:57:22 am توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #35 : 10 اكتبر 2014، 03:50:08 pm »

آغاز قدم ده


قبل از هرچیز عذر خواهی میکنم اگر که مطالب نشریات انجمن های دیگه رو اینجا میذارم
علتش اینه که همه در مورد تجربه زندگی به سبک برنامه و حرکت در مسیر بهبودیه
و به من در درک خرد برنامه کمک میکنه
و دوست دارم اون رو با دیگران هم مشارکت کنم چون بخشی از تجربه من در مسیر رهایی از هم وابستگیه
-------------------------------------------
ده مهر حفظ ایمان«

تا زمانی که ایمان را حفظ میکنیم و آن را احیا میکنیم، به قدرت نامحدودی که از طریق دعای روزانه و تسلیم حاصل شده، چنگ میزنیم.»

کتاب پایه

بهبودی دو بخش دارد: پاک شدن و پاک ماندن. پاک شدن نسبتاً آسان است،
چراکه فقط مجبوریم یک بار آن را انجام دهیم. پاک ماندن دشوارتر است و مستلزم توجه روزانه به زندگی است. با این وجود، هر دوی آنها قدرت خود را از ایمان دریافت میکنند

بر اساس ایمان پاک شدیم. اقرار کردیم که اعتیاد از ما بسیار قدرتمندتر است و به تنهایی از تلاش برای جنگیدن با آن دست کشیدیم.
این نبرد را به نیرویی برتر از خود واگذار کردیم و این نیرو ما را پاک گردانید

به همین ترتیب، هر روز پاک میمانیم: بر اساس ایمان. فقط برای امروز، تسلیم میشویم. رویارویی با زندگی با تکیه بر توان خود برای ما کار بسیار دشواری است. به این خاطر، نیرویی برتر از خود را میجوییم. از طریق دعا از نیروی برتر خود راهنمایی و قدرت لازم برای پیروی از آن را درخواست میکنیم. هر روز از طریق به کار بستن و تجدید ایمان خود، از منابع مورد نیاز بهره میگیریم تا زندگی پاک و پرباری را داشته باشیم

هرگاه که به قدرت نیاز داریم، قدرت نامحدودی در دسترس ما قرار دارد. برای اختیار کردن آن، تنها باید ایمان خود به نیروی برتر را حفظ کنیم، نیرویی که ما را پاک کرد و پاک نگاه میدارد

فقط برای امروز: ایمان موجب پاکی من شد و ایمان من را پاک نگاه میدارد. امروز، ایمان خود به نیروی برتر را حفظ میکنم. تسلیم خود را تجدید میکنم و برای آگاهی و قدرت دعا میکنم

----------------------------------------------------

نظم 17 مهر

«بر نظم دادن به کار خود تأکید میکنیم، زیرا این کار موجب آسایش ما میشود.» کتاب پایه

تمرکز بر آنچه دیگران انجام میدهند، میتواند ما را برای مدت کوتاهی از اجبار به بررسی خودمان رها سازد. اما یکی از جنبههای موفقیت ما در معتادان گمنام حصول اطمینان از منظم بودن کار خودمان است. پس با این وجود، "نظم دادن به کار خود" به چه معناست؟

بدین معناست که قدمهایی را کار کنیم که به ما امکان بررسی نقش خود را در روابط خود با دیگران میدهد. وقتی با فردی مشکل داریم، میتوانیم برای پیدا کردن نقش خود در آن مشکل ترازنامه خود را تهیه کنیم. با کمک راهنما سعی در حل آن مشکل میکنیم. سپس، هر روز به تهیه ترازنامه خود ادامه میدهیم تا از تکرار همین اشتباهات در آینده اجتناب کنیم.

این کار نسبتاً ساده است. طوری با دیگران رفتار میکنیم که دوست داریم دیگران نیز این طور با ما رفتار کنند. وقتی به آنها جبران خسارت مدیون هستیم، فوراً دین خود را ادا میکنیم. وقتی هر روز زندگی خود را به مراقبت نیروی برتر خود میسپاریم، میتوانیم از عمل کردن بر اساس اراده شخصی که مختص اعتیاد فعال است، دوری کنیم. تحت هدایت نیرویی که بهترین را برای همه میخواهد، روابط ما با دیگران مطمئناً بهتر خواهد شد.

فقط برای امروز: به کار خود نظم میدهم. امروز، نقش خود را در مشکلات زندگی خود بررسی میکنم. اگر مدیون به جبران خسارت هستم، دین خود را ادا میکنم

------------------------------------------------------------
 الگوی جدید زندگی

«اگر از چیزی که داریم استفاده نکنیم، آن را ازدست خواهیم داد.» کتاب پایه

v
اعتیاد به زندگی ما الگو و به همراه آن معنایی بیشک بیمارگونه و تاریک داد. ولی به هر حال یک معنا داد. برنامه بهبودی معتادان گمنام به ما الگوی جدیدی برای زندگی ارائه میکند تا آن را با برنامههای قدیمی خود جایگزین کنیم. با این الگوی جدید، معنای جدیدی حاکی از روشنی و امید وارد زندگی ما میشود.

این الگوی جدید زندگی چیست؟ به جای انزوا، مصاحبت به دست میآوریم. به جای زندگی کورکورانه و تکرار مداوم اشتباهات گذشته، مرتب خود را بررسی میکنیم و برای حفظ رشد چیزهایی که به ما کمک میکند و کنار گذاشتن چیزهایی که به ما کمک نمیکند، از آزادی برخورداریم. به جای تلاش مداوم برای گذران زندگی با تکیه بر نیروی محدود خود، رابطهای آگاهانه را با نیرویی مهربان و برتر از خود برقرار میکنیم.

زندگی ما باید الگویی داشته باشد. برای حفظ بهبودی باید الگوهای جدیدی را که برنامه به ما آموخته، حفظ کنیم. از طریق توجه منظم به این الگوها، رهایی خود از بیماری کشنده اعتیاد را تداوم میبخشیم و معنایی را که بهبودی در زندگی ما به وجود آورده، حفظ میکنیم.

فقط برای امروز: الگوی جدیدی را در زندگی خود شروع میکنم: مراقبت منظم از بهبودی خود

--------------------------------------

وابستگی به نیروی برتر خود 15 مهر

«به عنوان معتادان در حال بهبودی، متوجه میشویم که هنوز وابسته هستیم، اما این وابستگی از چیزهای اطراف ما به خداوندی مهربان و قدرت درونی حاصل از برقراری رابطه با او تغییر یافته است.» کتاب پایه

v
بسیاری از معتادان به نافرمانی عادت کردهاند. نمیخواهیم به کسی یا چیزی و خصوصاً به خداوند وابسته باشیم. تصور میکردیم حسن مصرف به این است که به ما قدرت میدهد هر کسی که میخواهیم باشیم و هر طوری که میخواهیم احساس کنیم. اما بهایی که به خاطر این آزادی واهی پرداختیم، نوعی وابستگی، فراتر از بدترین کابوسهای ما بود. مصرف به جای اینکه به ما آزادی دهد، ما را اسیر خود کرد.

وقتی به معتادان گمنام آمدیم، فهمیدیم که وابستگی به خداوند نباید به معنایی که تصور میکردیم باشد. بله، اگر میخواستیم آرامش خود را دوباره به دست آوریم، باید از "نیرویی برتر از خود" طلب کمک میکردیم. اما میتوانستیم درک خود از این نیرو را انتخاب کنیم—حتی میتوانستیم این درک را خود به وجود آوریم. فهمیدیم که وابستگی به نیرویی برتر، ما را محدود نمیکند؛ بلکه ما را آزاد میسازد.

قدرتی که در بهبودی پیدا میکنیم، قدرتی است که خود بدان نیاز داشتیم. عشقی است که میترسیدیم به خاطر آن به دیگران وابسته شویم. احساس هدفمندی است که هرگز نداشتیم، هدایتی است که نمیتوانستیم برای درخواست آن به اندازه کافی فروتن باشیم یا به دیگران برای بخشیدن آن اعتماد کنیم. این قدرت همه این چیزهاست و به خود ما تعلق دارد. امروز، از اینکه به نیرویی برتر وابستهایم، سپاسگزاریم.

فقط برای امروز: به عشق و قدرت درونی وابسته هستم که آن را از خداوندی که درک میکنم، دریافت مینمایم

-----------------------------

18 مهر عواقب

«

قبل از اینکه پاک شویم، اکثر اعمال ما از روی اجبار بود. امروز، اسیر

این نوع طرز فکر نیستیم

کتاب پایه
 
آیا تا به حال به انجام کاری وسوسه شدهاید که از عواقب خطرناک آن مطلع باشید. آیا تا به حال فکر کردهاید کاری که شما به انجام آن وسوسه شدهاید، چقدر به شما صدمه خواهد زد و با این وجود به کار خود ادامه دهید؟

گفته شده که برای هر عملی عواقبی وجود دارد. قبل از اینکه پاک شویم، بسیاری از ما صرفاً به این مسئله اعتقاد نداشتیم. اما اکنون دقیقاً میدانیم این مسئله به چه معناست. وقتی عملی را انجام میدهیم میدانیم که باید تاوان عواقب آن را بپردازیم. وقتی به خوبی میدانیم مایل به پرداخت تاوان کاری نیستیم، دیگر نمیتوانیم ندانسته تصمیم به انجام آن بگیریم

برای هر عملی پاداش و تاوانی وجود دارد. اگر مایل به پرداخت تاوان کاری هستیم، انجام این کار علیرغم عواقب آن درست است، اما همیشه تاوانی برای پرداخت وجود دارد

فقط برای امروز: قبل از اینکه به انجام عملی اقدام کنم، درباره عواقب آن فکر میکنم

 ---------------- ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------







تجربه
سلام دوستان عزیز

بعد از گذر از قدم 9 چندروزی غائب بودم و درس بزرگی گرفتم تو این چند روز که من رو به درکی از ضرورت و کارکرد قدم 10 رسوند

داستان از این قراره که تو این چندروزی که نبودم درواقع مشارکت تو وبلاگ و سایت که به نوعی بخشی از قدم 12 هم محسوب میشه تعطیل بود و از طرفی باراهنما هم در تماس نبودم و موارد کوچیک رو بهانه ای برای تماس نمیدونستم .و قدم 10 و تراز های اون رو هم که هنوز شروع نکردم و جلسه روز 4 شنبه رو هم نرفتم و عملا چند تا ازابزارهای مهم بهبودی رو استفاده نمی کردم
و نتیجه چی شد؟
با شیب خیلی خیلی ملایمی شروع به سقوط کرده بودم اما انقدر آروم آروم که همه چیز با همون سرعتی که اتفاق می افتاد با همون سرعت هم طبیعی میشد
مثل داستان قورباغهه که میندازنش توقابلمه آب و زیرش رو روشن میکنن و همینطور که آب کم کم گرم میشه اونم کم کم به گرمی آب عادت میکنه و زمانی که آب جوش میاد دیگه اون فلج شده و قدرت بیرون پریدن از ظرف آب رو نداره
من هم دقیقا تو همچین شرایطی بودم

روز اول در موقعیتی قرار گرفتم که یکی از کمبودهام حالم رو گرفت وبعد همونطور که به اون کمبود فکر میکردم احساس ناخوشایندی پیدا کردم و همونجا جایی بود که باید اقرار قدم 10 رو انجام میدادم اما تنبلی و بی تفاوتی مانع شد و با همون احساس رفتم تو رختخواب و البته اون احساس ناراحتی چون مشارکت نشد رها هم نشد و انرژیم رو گرفت و انرژی برای مسواک زدن نداشتم و بدون مسواک رفتم تو رختخواب و ازاون ور صبح هم انرِژی و روحیه لازم برای غلبه برخستگی و بلند شدن برای نماز صبح رو نداشتم هوای سرد هم مزید بر علت بود و دیرخوابیدن هم کارروسخت تر کرده بود و در نتیجه نفس بر عقل غالب شد

و دوستان عزیزی که شما باشین اون روز برنامه برای روز هم فکر کنم نداشتم و مطابق بودجه بندی هم خرج نکردم و هی موکول کردم به شروع قدم 10 و به فردا و اون شب هم مشارکت احساس و اقرار نکردم و بدون مسواک وبا احساس بدی که به احساسات قبلی اضافه شده بود خوابیدم اون روز چون بدون برنامه بودم دیر خوابیدم و فرداش هم برای نماز صبح نتونستم پاشم وباز تو روابطم هم دچار افراط و تفریط شدم و چون احساسات شناسایی نشده داشتم و مسائلم روی هم جمع شده بود احساس گیجی می کردم و یکسری افکار بیماری و دعوا های ذهنی با دیگران هم برگشته بود و انرژی برای انجام مسئولیتها کم شده بود و خلاصه همه این چیزها به همون سرعتی که اتفاق می افتاد به همون سرعت هم برای من بیمار طبیعی میشد تا اینکه یه جایی یکسری افکاری اومد توذهنم که گوشی دستم اومد که بدجوری تو سرازیری سقوط قرار گرفتم و گفتم
 اییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییسسسسسسسسسسستتتتتتتتتتتتت

هم وابستگی کافیست

باید دستم رو به یک جایی بند میکردم تا پائین تر نرم و با راهنما تماس گرفتم که تو جلسه بود و جواب نداد و با یکی از 12 قدمی های دیگه تماس گرفتم و تجربه برای قدم 10 گرفتم

که این طور تجربه داد که قدم 10 از ما یک انضباط شخصی می خواد به خصوص در مورد زندگی به سبک برنامه و استفاده از ابزارهای اون تا دستاورد های 9 قدم قبلی و بیداری روحانی و بهبودی به دست اومده رو حفظ کنیم و ارتقا بدیم .چون ما عملا از نظر روحانی هیچگاه در سکون نمی مونیم و یاد صعود میکنیم یا سقوط . پس باید به طور منظم به سبک برنامه زندگی کنیم تا صعود کنیم نه سقوط

و عملا من در چند روز گذشته نتیجه بی نظمی در استفاده از ابزارها و سقوط متعاقب اون رو تجربه کردم و به خوبی ضرورت و جایگاه قدم 10 رو در زندگی امروزم درک کردم
 
قدم 10 از ما میخواد قبل از انجام هرکاری تراز بگیریم و اگر اون کار یا فکر نقصه رهاش کنیم

قدم 10 از ما میخواد از کنار احساساتمون به راحتی عبور نکنیم و تراز احساسات خوب و بدمون رو بگیریم و ببینیم چه حسن یا نقصی باعث اون شده

قدم 10 میخواد ما تلاش کنیم خسارت نزنیم و اگر علی رغم تراز گرفتن قبل عمل صرفا به علت کمبود آگاهی ازخواست و اراده خداوند خسارتی زدیم بدون سرزنش خودمون سریعا جبران خسارت کنیم

قدم 10 از ما میخواد واقعیت انسان بودنمون  رو بپذیریم و حق به جانب بودن رو بزاریم کنار و پذیرش اشتباهاتمون  و جبران خسارت رو به عنوان بخشی از
زندگی  سالم بپذیریم
 
قدم 10 از ما میخواد تراز بگیریم وکاری که اراده شخصیه رها کنیم و خواست خداوند رو دنبال کنیم

قدم 10 از ما میخواد کم کم آماده بشیم که در هرلحظه به ندای وجدان و خدای درونمون رجوع کنیم و هر جا می ریم و هرکاری میکنیم نیم نگاهی به درونمون داشته باشیم وبا نیروی برتر در ارتباط باشیم و آماده بشیم برای دعا و مراقبه قدم یازده

قدم 10 از ما ميخواد به روز باشيم يعني هر روز فقط با مسائل و احساسات همونروز  درگير باشيم و چيزي رو از روز قبل حمل نکنيم  براي اين کار بايد هر روز احساسات و  لغزشها و مسائل و پيامها و درسهاي هرروز رو همون روز با راهنما درميون بزاريم و حل و فصلشون کنيم
قدم 10 از ما ميخواد غير قابل اداره شدن رو در نطفه خفه کنيم تا مثل گذشته به آشفتگي نرسيم
قدم 10 از ما ميخواد  بفهميم که ايده آلگرايي وکمال طلبي  يک هدف متعالي نيست بلکه دردسرساز ترين نقص ماست که بايد رهاش کنيم
قدم 10 از ما میخواد با حفظ انضباط شخصی در زندگی کردن به سبک برنامه و رعایت قدمها از روحانیتمون مراقبت کنیم و اون رو ارتقا بدیم
قدم 10 از ما میخواد که نزاریم داستان قورباغهه تکرار بشه و با بی تفاوتی با گرم شدن تدریجی آب برخوردنکنیم و وقتی به خودمون بیایم که ببینیم آب قابلمه جوش اومده و ما غیرقابل اداره و آشفته شدیم .قدم 10 میخواد ما نسبت به تک تک افکار و رفتار و احساساتمون حساس باشیم و ترازش رو بگیریم و اقرار کنیم تا همچنان در مسیر صعود بمونیم و با بی تفاوتی از کنار افکار و احساسات و رفتارهای بیمارگونمون عبور نکنیم
قدم 10 از من ميخواد که الگوهاي جديد خودم رو بسازم بر مبناي شناختي که از خودم پيدا کردم و در ادامه به وسيله ترازهاي قدم 10 اين شناخت تکميل ميشه.اين الگوها بايد براساس نواقص و اعتياد ها و عجزها و توانايي ها و محاسن و نقاط قوت و اهداف وخواسته ها و نيازها و داشته ها و هويت واقعي من باشه و حتي بر اساس فيزيک بدني و ميميک چهره و هر چيز منحصر به فرد ديگه اي که متعلق به منه .قدم 10 از من ميخواد الگو برداري و تقليد از ديگران رو رها کنم و ديگه نقشي از ديگران نباشم .قدم 10 ميخواد شخصيت منحصر به فرد من شکل بگيره
قدم 10 از ما میخواد فقط برای امروز یک قدم دیگه برای بهبودی و رهایی از درد و رنج هم وابستگی برداریم
جمعه 18/7/93
مجتبی هم وابسته
« آخرين ويرايش: 11 اكتبر 2014، 05:23:13 am توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #36 : 11 اكتبر 2014، 05:19:07 am »

قدم 10 اقرار به جاي انکار

یه دیواره یه دیواره یه دیواره
یه دیواره که پشتش هیچی نداره
توکه دیوارو پوشیدن سیه ابرون
نمیاد دیگه خورشید از توشون بیرون

 یه پرندست یه پرندست یه پرندست
یه پرندست که از پرواز خود خسته ست
بن بالشو بستن دست دیروزا
نمیاد دیگه حتی به یادش فردا

یه روز یه خونه ای بود که تابستونا
روی پشتبونش ولو میشد خورشید
درخت انجیر پیری که تو باغ بود
همه ی کودکی های مرا میدید

 
یه آوازه یه آوازه یه آوازه
یه آوازه که تو سینم شده انبار
یه اشکیه میچکه روی گیتار
به این ها عاقبت کی گیرد این کار

 یه مردابه یه مردابه یه مردابه
یه مردابه توی تن از فراموشی
یه چراغی که میره رو به خاموشی
نگردد شعله ور بیهوده میکوشی



اون ديوار ،ديوار انکار بود و اون پرنده من بودم
اما به لطف خدا ديوار انکار از هم پاشيد ونورحقيقت پديدارشد
واون پرنده آزاد شد وراه خودش به سمت نور رو پيدا کرد
آسيبهاي ناشي از زندگي در يک خانواده آشفته و ناکارامد که از دوران کودکي با خودم حمل ميکردم هم التيام پيدا کرد
رنجش هاي انبار شده تو سينه هم رها شدن و
از مرداب هم وابستگي خارج شدم
 و جرقه روحاني شعله ور شد
و روح رها در قدم 11 زیر باران آواز خواهد خواند
و همه اينها زماني اتفاق افتاد که دعوت نيروي برتر براي رهايي رو پذيرفتم و تسليمش شدم

پی نوشت
روزاولی که وارد کودا شدم یه پمفلت دادن دستم و من اون رو با صدای بلند خوندم
کمی قرمز شدم و واسم تازگی داشت شنیدن صدای خودم
چون مدتها بود صدای خودم رو بلند توی جمع نشنیده بودم

اما امروز واسه خودم آواز میخونم
تو جلسه خانگی وقتی مزه میپرونم و بقیه میخندن راهنما میگه
باور کنین این روز اولی که اومده بود لال بودهااااااااااا
اما


یک نیروی برتر من رو به سمت بهبودی و به سمت خودش هدایت می کرد
« آخرين ويرايش: 13 اكتبر 2014، 07:20:01 am توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #37 : 12 اكتبر 2014، 06:23:29 am »

عشق در روابط نتیجه جبران خسارت
یکماه از جبران خسارتم از مادرم میگذره
ووعده ای که یکی از 12 قدمیها داده بود محقق شد
اون گفته بود با این جبران خسارت موانع ارتباطی بینتون بعد از یک مدت برطرف میشه
و قادر به برقراری روابط سالم بر مبنای عشق میشین
تو این یک ماه روابطمون کمی تازگی داشت یعنی نمیدونستیم چطور با این جبران خسارت برخورد کنیم و چه نتیجه ای ازش بگیریم
اما کم کم جبران خسارت اثر خودش رو گذاشت و دیشب دیدم مامانم تماس گرفت فقط برای ابراز و دریافت عشق
و الان درک میکنم که ما همیشه نیازمند این رابطه سالم بر مبنای عشق بودیم اما موانعی بین ما بود که مانع برقراری این رابطه سالم میشد و ما در خلا عاطفی به سر میبردیم
اما به لطف خدا دیشب وقتی صحبت میکردیم اصلا موضوع صحبت مهم نبود بلکه موضوعات فقط بهانه ای برای ارتباط بود و
مثل گذشته نبود که من بخوام بر سر موضوعات نظر مامانم رو تغییر بدم یا کنترلش کنم تا نظرش رو عوض کنه
خلاصه تو این قسمت از روابط خانوادگیم به گرمای عشق و رابطه سالم رسیدم
ببینم  جبرا ن خسارت از بابام کی اثر خودش رو نشون میده

من قبلا وقتی پیش مامان بابام می رفتم عذاب می کشیدم که چرا از همه چی  صحبت می کنم اما نمی تونم در مورد احساساتم و درد دلم صحبت کنم
اما وعده های کودا در این زمینه هم محقق شد
راستش دارم به وعده های کودا امیدوار میشم
چون امروز وقتی قدم 10 کتاب بنفش رو میخوندم دیدم دقیق احساسات و افکاری رو که در این مرحله پیدا کردم رو داره بیان میکنه بعد یادم اومدم که  اول هر قدمی خیلی خوب  کتاب  بیان کرده افکار و احساساتی رو که در اومرحله تجربه میکنم
بعد با خودم گفتم اگر انقدر نتایج کارکرد هر قدم مشخص و قابل پیش بینیه
پس وعده های کودا هم به طور مشخص به واقعیت  در میاد
و کلی امیدوار شدم
« آخرين ويرايش: 13 اكتبر 2014، 07:12:52 am توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #38 : 13 اكتبر 2014، 09:17:39 am »

در قدم 10 به چه چیزهایی باید اقرار کنیم

از اونجایی که همچنان قدم 10 برای مشارکت آماده نیست
من همینجا  به مشارکت در مورد قدم 10 ادامه میدم

در قدم 10 به هرچیزی که  ما رو از مسیر بهبودی خارج میکنه اقرار میکنیم
به خصوص به نواقصی که به صورت بیماری دراومدن
یعنی به نقص های مرضی
 
عجزمرضی
یه مثالی همیشه راهنمام میزنه
میگه کسی که مرض قند داره نمی تونه مثل بقیه آدمها قند بخوره
چون اگر اینکار رو بکنه قند خونش پایین نمیاد و با تبعات بعدیش روبرو میشه
من هم در مورد برخی  نواقص یا ویژگیهای انسانیم به این شکل بیمار شدم و به  شدت از دنبال  کردن اون نواقص عاجزم
و اگر اقدام به رفتار از روی اون نواقص کنم به سرعت غیر قابل اداره میشم
مثلا نقص قضاوت کردن
من اگر تو جلسه  بشینم سایر اعضا رو قضاوت کنم انچنان  قضاوت میکنم که به شدت خودم ترس از قضاوت پیدا می کنم و دیگه نمی تونم مشارکت کنم و به این شکل غیر قابل اداره میشم
یا نقص رنجش
همکارم سر صبح میاد به من سلام نمیکنه  اما هروقت کاری داشته باشه میاد ارتباط برقرار میکنه و کارش رو انجام میده
اما من اگر بخوام رنجش بگیرم و سلام نکنم همچین میشه که دیگه ارتباطم با طرف قطع میشه و حتی در موارد ضروری هم نمی تونم ارتباط برقرار کنم
یا مثلا نقص ایده آل گرایی
بارها شده خواستم مطلبی رو توی سایت یا تو جلسه مشارکت کنم در مورد موضوعی اما چون تو ذهنم اومده که الان آمادگی ندارم  همه ی اون چیزی رو که در مورد موضوع بلدم با آرامش و به طور کامل  مشارکت کنم پس باشه در یک فرصت مناسب تر و بی خیال مشارکت شدم
یا مثلا می خواستم یک جزوه ای بنویسم اما ایده آل گرایی میگفت باید یه وقتی شروع کنی که قشنگ یه هفته مرخصی داشته باشی و یک سره بشینی پاش و به کامل ترین شکل ممکن مطلب رو توضیح بدی
و چون هیچ وقت یک همچین شرایطی پیش نیومد نوشتن جزوه یکسال و نیم به تاخیر افتاد
تازمانی که وارد برنامه شدم و راهنما گفت کارهات رو خورد کن و هرروز یه مقداری انجام بده
منم تصمیم گرفتم روزی یک پاراگراف بنویسم و درسته که به این شکل دوماه طول کشید تا جزوه  تموم بشه اما بالاخره تموم شد
یا مثلا  کنترل کردن
من اگر کنترل کنم پشت بندش قضاوت هم میکنم و پشت بندش واکنش هم نشون میدم
یا مثلا  تایید طلبی یا جلب توجه
من به عنوان یک هم وابسته با  تایید گرفتن یا توجه دیدن از دیگران نشئه میشم
دیشب تو جلسه خانگی چندبار مزه پروندم و بهم خندیدن و مورد توجه قرار گرفتم و راهنما گفت دمت گرم و با تایید راهنمادیگه من حسابی نشئه شدم 
 و به دنبال این تایید طلبی  از دیشب تا حالا آرامش ندارم و رابطم با خودم و خدا مختل شده
 چون یکسره هی تو ذهنم فیلم دیشب رو مرور میکنم که یکی از بچه ها داشت مشارکت احساس میکرد و رفته بود تو حس  و من یه دفه  با صدای  بابا پنجعلی تو سریال پایتخت برگشتم گفتم الکی میگه
که همه زدن زیر خنده و راهنما هم خندید و گفت دمت گرم
بعد به اینجای فیلم که میرسم که راهنما با این حرفش تاییدم میکنه  آندورفین تو مغزم ترشح میشه و نشئه میشم
وباز بعد چند دقیقه که آندورفین مغزم میاد پایین و خمار میشم دوباره ماجرای دیشب رو مرور میکنم  و باز نشئه میشم و این اتفاق شاید از دیشب تا حالا 50 بار افتاده باشه
یا اینکه مثلا سعی میکنم خودم رو بزارم جای کسایی که مشارکتهام رو تو سایت میخونم  و افکار اونها رو تصور میکنم وقتی که مشارکتهام رو میخونن وتایید میکنن و میگن چقدر خوب افکارو احساسات و درونیاتش رو میشناسه و بیان میکنه و چقدر مرکز توجه درونیش تقویت شده و  لحظه به لحظه با خودش در ارتباطه
و با تصور تایید اونها باز نشئه میشیم
و از این فرصت هم استفاده کردم تا این نقص رو اقرار کنم  بلکم  به امید خدا ازش رها بشم چون تمام دانشهای ما به اندازه یک اقرار ساده در بهبودی موثر نیست
و ضرره این نشئگی اینه که وقتی یکسره دارم تایید دیگران رو تو ذهنم مرور میکنم و نشئه میشم به جای ارتباط با خودم و خدای  درونم یکسره با نفسم و افکارم در ارتباطم و لحظاتم در بی خبری و بی حاصلی و تقویت وابستگی به تایید دیگران سپری میشه و انرژی روحانیم  از دست میره و منبع انرژیم به جای خداوند میشه تایید دیگران
و میرسم سر خونه اول یعنی یک فردی که وابستگی طبیعیش برای کسب انرژی و آرامش از تایید خداوند منحرف شده به تایید دیگران
و وابستگی ناسالم پیدا کرده به تایید دیگران
و جایی که تاییدش نکنن انرژیش تخلیه میشه
یادش به خیر اوائلی که استخدام شده بودم به شدت کار میکردم تا تایید رئیسم رو بگیرم ووقتی با بی اعتنایی با کار من برخورد میکرد شونه هام آویزون میشد و دیگه حتی انرژی برای راه رفتن نداشتم
بگذریم
یک آدم سالم رنجش میگیره و مثلا میمیک چهرش اخمو میشه و یه چیزی میگه و میبخشه و باز به رابطش ادامه میده
کنترل میکنه چند لحظه که مثلا همکارش داره چکار میکنه و بعد چند لحظه رها میکنه و فکر و ذهنش برمیگرده روی کار خودش و حال و احساسات خودش
تایید که میشه خوشش میاد اما باز بعد چند لحظه فکر و ذهنش متمرکز میشه روی انجام مسئولیتهاش
   اما من یه عمر جای خالی تایید و عشق خودم و خدا رو با تایید و توجه دیگران پر کردم ودر نتیجه امروز با تایید شدن فکر و ذهنم از مسیر عادی خودش و دنبال کردن مسئولیتهاش خارج میشه و میره تو مسیری که بهش عادت کرده یعنی نشئگی با تایید و توجه دیگران
اینه عجز غیر طبیعی من در برابر یکسری از نواقصم که به شکل بیماری دراومدن
و همونطور که یک بیمار دیابتی باید از مصرف قند پرهیز کنه منم باید از مصرف نواقصی که  به شکل بیماری دراومدن پرهیز کنم  تا ارتباطم با خودم و خدای خودم ازبین نره و رشد روحانیم حفظ بشه
و همونطور که یک بیمار دیابتی وقتی قند میخوره باید انسولین بزنه تا دوباره به حالت نرمال برگرده
منم وقتی از روی نواقصی که بیماری شدن و سریع ارتباطم با خودم و خدام رو قطع میکنن رفتار میکنم باید سریعا اقرار کنم تا باز به حالت نرمال و به مسیر بهبودی برگردم
 

خدایا سپاسگذارم به خاطر هدایتی که بهم میرسونی  و مسیر مبهم بهبودی از هم وابستگی  رو واسم شفاف میکنی
« آخرين ويرايش: 13 اكتبر 2014، 09:22:19 am توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #39 : 15 اكتبر 2014، 12:28:15 pm »

    قدم 12 : نور خودت رو شناسایی کن و سهمت در روشن کردن دنيا رو انجام بده
این مطلب رو باید در قسمت قدم 12 مشارکت کنم اما چون قدم 12 برای مشارکت آماده نیست
در همینجا ثبت میکنم و بعدا به قدم 12 منتقل میکنم
امروز داشتم قسمت آخر کارتون دیجیمونها رو نگاه میکردم
همیشه از این کارتون عجیب غریب بدم میومد و به نظرم تهاجم فرهنگی میومد
و فقط به خاطر بچم کانال رو عوض نمیکردم
اما امروز همونطور که داشتم صبحانه میخوردم بنا بر حسن تصادف داشت قسمت آخر این کارتون رو نشون میداد
که خلاصه داستان از این قرار بود که شهر رو نیروهای تاریکی پرکرده بودن
و هرکدوم از بچه ها نوری در درون داشت که در قسمت آخر اون رو کشف کردن و در کنار هم از نورشون استفاده کردن
و نیروهای تاریکی رو از بین بردن و دوباره شهرشون روشن و پاک شد
اونجا متوجه شدم که این کارتون یک پیام روحانی در خودش داشت
و جالبه که من هر وقت انیمیشن های خارجی رو میبینم روشن بینی و پیامهای روحانی خاصی رو دراونها متوجه میشم
شبیه این پیام رو کارتون خرسهای مهربون داشت که خرسهای مهربون کنار هم به ردیف وایمیستادن و از سینه هرکدوم نوری خارج میشد و پلیدی داستان رو ازبین میبردن
حالا داستان این دیجیمونها و خرسها بسیار شبیه به داستان ماست
ما هم همنیطور که در مسیر بهبودی پیش میریم به خصوص بعد از قدم نه کم کم نور و ویژگی خاصی رو در خودمون شناسایی میکنیم
که به کمک اون میتونیم قدم دوازدهمون رو به شکل منحصر به فردی دنبال کنیم و
همه در کنار هم و هرکدوم به شکلی خاص به گسترش نور بهبودی و زدودن تاریکی بیماری کمک کنیم و
هرروز به روشن تر شدن و پاک تر شدن دنیا کمک کنیم تا هرروز شرایط برای ظهور منجی بزرگ مساعدتر بشه
هیچ کدوممون دردو عذاب ناشی از گرفتار ی در چنگال تاریکی بیماری رو در گذشته خودمون فراموش نکردیم
و به کمک تجربه اون تاریکی امروز قدر زندگی در روشنایی ونور بهبودی و بیداری روحانی رو میدونیم
اگر کمی به خودمون و اطراف خودمون با دقت بیشتری نگاه کنیم متوجه میشیم که هرکدوم از ما بنده خاص خداوند هستیم و نوری خاص در وجودمون هست که در راستای خدمت به خدا ماموریت داریم اون نور رو کشف و شکوفا کنیم و به وسیله اون موجودی ارزشمند در خدمت خدا باشیم
مثلا یکی از ما  این سایت رو راه اندازی میکنه و به شکلی خاص بستری برای جمع شدن ما فراهم میکنه تا مسیر بهبودی رو تجربه کنیم و به رشد و شکوفایی برسیم و تجربه خودمون رو به دیگران منتقل کنیم
بعضی از ما در قسمتهای مختلف  این سایت مشغول ارائه خدمت خاص خودشون هستن   
یکی دیگه از ما جلسه و گروه جدیدی از بهبودی در گوشه دیگه ای از شهر ایجاد میکنه
یکی دیگه از ما گروههای واتس آپ و وایبر رو برای گردهمایی شبانه بچه ها راه اندازی میکنه تا اونهم بستر جدیدی برای گسترش بهبودی باشه
یکی دیگه از ما به طور مرتب در جلسات شرکت میکنه و تحت هر شرایطی به حفظ جلسات کمک میکنه تا این فضا برای استفاده همدردان ما در آینده حفظ بشه
حتی در شرایطی که جلسه عضوی نداره دوسه نفری جمع میشدن و برای هم پمفلت میخوندن و تجربه میدادن تا چراغ جلسات روشن بمونه و روزی امثال من جلسه رو پیدا کنن و وارد مسیر بهبودی بشن
یکی ازما کمتر شاید کمتر دیده بشه اما در پشت صحنه  در قسمت نشریات کل خدمت میکنه و تشکیل ساختار و راهنمایی ما رو دنبال میکنه
یکی دیگه از ما  به شکلی واضح و شفاف و کاربردی و قابل فهم برای همه نحوه به کارگیری خرد قدمها در زندگی روزمره رو در سایت مشارکت و ثبت میکنه
تا این سایت منبعی مکتوب باشه برای هرکسی که بعد از ما وارد مسیر بهبودی میشه و بتونه از این تجربیات در مسیر بهبودیش استفاده کنه و بدونه که احساساتی رو که تجربه میکنه دیگران هم در طی مسیر تجربه میکردن و احساس تعلق و راهنمایی بیشتری داشته باشه
یکی دیگه از ما شاید به شکلی خاص به تازه وارد ها سرویس میده
 
یکی دیگه از ما شاید در آینده جلسات کوداتین رو استارت بزنه
تا هم وابسته ها در سنین نوجوانی در زمانی که هنوز شخصیت نرم و شکل پذیری دارن وارد مسیر بهبودی بشن و شخصیتشون برمبنای الگوهای بهبودی شکل بگیره و مثل ما درد تغییر قالب رو نکشن وقبل از غرق شدن شنا رو یاد بگیرن
یکی از دیگه از ما شاید به تالیف کتابها و مقالاتی درزمینه بهبودی بپردازه
یکی دیگه از ماشاید  به ترجمه جدیدترین نشریات  بهبودی در ساختار کمک کنه
مابقی ما در تکاپوی رشد و بهبودی هستن و بزودی نورخودشون رو نشون میدن وبه این همبستگی جهانی اضافه میشن تا این دنیا جای روشن تری برای زندگی کردن و رشد کردن بشه
و متوجه میشیم که همه ما در ادامه مسیرحداقل بایکی دوتا نقص به شکل پررنگتری درگیر هستیم تا به واسطه اون احساس نیازمون به برنامه و ارتباطمون با اون حفظ بشه و به خودمحوری و دردوعذاب گذشته برنگردیم
درنهایت پیام من اینه
دوست من نور خودت رو شناسایی کن و هم بستگیت رو با سایر اعضا بیشتر کن چون
 توهم بنده خاص خداوند هستی
« آخرين ويرايش: 18 اكتبر 2014، 12:18:18 pm توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #40 : 18 اكتبر 2014، 12:19:13 pm »

تحمل کردن عواطف
یکی از تفاوتهای ما با افراد عادی اینه که ما به دنبال احساسات و عواطفی که در ما ایجاد میشه واکنش نشون میدیم
درصورتی که افراد عادی احساسات و عواطفشون رو تحمل میکنن و امنیت و آرامششون حفظ میشه
این قضیه برای من به این صورت بود که مثلا وقتی رئیسم با میمیک چهرش من رو تحقیر میکرد
منم واکنش نشون میدادم و محلش نمیدادم یا حتی تو جمع ضایش میکردم و بعد می افتادیم تو سیکلای روکم کنی
و کسی که بیشتر زجر میکشید و در موقعیت ضعیف تر بود من بودم
یا مثلا وقتی احساسم به خاطر یکی از نقصها یا کمبودهای قدیمی باز خراب میشد به خدا واکنش نشون میدادم که
خدا چرا عمریه این کمبود باعث رنج منه و تو هیچ کاری نمیکنی و با قهر کردن و نماز نخوندن به خدا واکنش نشون میدادم
حالا این دوتا مثال که به لطف خدا امروز تکرار نمیشن اما موارد دیگه هست
مثلا یک نقص یا کمبودی باعث خراب شدن حالم میشه و من اون احساس حالخرابی رو رها نمیکنم و با دنبال کردن سیکلهای سرزنش خود و تاسف به حال خود و دلسوزی به حال خود انرژی خودم رو تخلیه میکنم و به این صورت به اون احساس واکنش نشون میدم و درنهایت می رسم به ناامیدی
که ناامیدی بدترین تاریکی ایه که تا به حال تجربه کردم
حتی به دنبال ناامیدی واکنشهای فیزیولوژیک خاصی تو خواب نشون میدم یه چیزی شبیه بختک گرفتگی که نمیدونم چیه اما همیشه به دنبال ناامیدی شب تو خواب تجربش میکنم
وروایات مذهبی بر این مضمون اشاره دارن که ناامیدی کفر و گناه کبیرست
حالا نمی دونم برای من بیمار چه حکمی داره
ولی معمولا به دنبال یک فکر بیمارگونه که اقرار نشه یکسری احساسات در من ایجاد میشه که در نهایت ختم به ناامیدی میشه
و خدا رو شکر میکنم همینکه امروز اینارو تشخیص میدم یعنی یه دنیا با مجتبی گذشته فاصله دارم و کلی رشد کردم
من درگذشته تو این احساسات و سیکلهای معیوب غرق شده بودم و نمیفهمیدم که چه حالی دارم و از کجا دارم میخورم
در هرصورت یکی از تجربیات خوب من در مسیر بهبودی اینه که می تونم با تحمل کردن عواطفم امنیتم و روحانیتم رو حفظ کنم و زمان بخرم برای رشد ورهایی زیربنایی از اون عواطف و احساسات ناخوشایند.
« آخرين ويرايش: 18 اكتبر 2014، 12:19:42 pm توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #41 : 19 اكتبر 2014، 03:14:19 am »

قدم 10 سوال يک
هدف قدم 10 چيست

هدف قدم 10 اينه که
ما منظم بشيم
با برنامه بشيم
اولويت بندي رو ياد بگيريم
خودمون رو بهتر بشناسيم و خودآگاهيمون ارتقا پيدا کنه
نقاط ضعف و نقاط قوتمون رو بشناسيم و روي بهبود اونها کارکنيم
با هدف زندگي کنيم
جمع بندي و پياده کردن 9تا قدم قبلي رو تمرين کنيم
الگوهاي جديد براي خودمون بسازيم
الگوهايي مبني بر اصول روحاني و براساس درک و برداشت شخصيمون از قدمها
الگوهايي براساس نظام باورهاي جديد و اصلاح شدمون
الگوهايي متناسب با شان انسانيمون
الگوهايي بر اساس حفظ و ارتقاروحانيت و معنويتمون
الگوهايي براساس موقعيت اجتماعي و خانوادگي و حتي فيزيک بدني و ميميک چهره خودمون
قدم 10 ميخواد ما ديگه نقشي از ديگران نباشيم
با خودمون و احساساتمون در ارتباط باشيم 
ما سالها تمرکزمون روي ديگران بودو از خودمون بي خبر بوديم قدم 10 ميخواد اين انحراف اصلاح بشه و مرکز توجه بيروني تبديل به مرکز توجه دروني بشه
قدم 10 ميخواد ديگه ما مثل گذشته نباشيم کهانقدر که روي ديگران متمرکز بوديم متوجه  کوچکترين احساس و نياز و خواسته ديگران ميشديم
اما از احساسات و نيازها و خواسته هاي خودمون بي خبر بوديم
و حتي سالها ميگذشت و نگاهي به درون نمي انداختيم
قدم 10 ميخواد ما احساساتمون رو بشناسيم
و احساسات واقعيمون رو از احساسات غيرواقعي و افکار سانسور شده و نواقصمون تشخيص بديم
قدم 10 ميخواد ما هرجا اشتباه کرديم سريعا متوجه بشيم و جلوش رو بگيريم و اقرار و جبران کنيم تا دوباره به سمت غير قابل اداره شدن پيش نريم
قدم 10 از ما ميخواد بدونيم مثلا در ساعت 10 صبح چه احساس و نياز و خواسته اي داشتيم
قدم 10 از ما ميخواد به طور مرتب خودمون رو بازبيني کنيم
مثل فيلمي که  هرچه بيشتر تماشا ميکني متوجه جزئيات بيشتري دراون ميشي
قدم 10 ميخواد ما انضباط روحاني پيدا کنيم
يعني برنامه منظم در جهت حفظ و ارتقا روحانيتمون
مثلا نظم در جلسه رفتن
نظم در تماس باراهنما
نظم در تراز گرفتن روزانه
نظم در برنامه روزانه داشتن
نظم در اولويت بندي کارها
نظم در استفاده از ابزارهاي برنامه
نظم در استفاده از قدمها
 قدم 10 ميخواد من به طور پيوسته در مسير رشد روحاني باشم
« آخرين ويرايش: 19 اكتبر 2014، 03:24:50 am توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #42 : 19 اكتبر 2014، 03:23:09 am »

قدم 10 سوال دو
تفاوت تراز نامه شخصي با تراز نامه اخلاقي چيست

تراز نامه اخلاقي مربوط به قدم 4 و ترازنامه شخصي مربوط به قدم 10 مي باشد
ترازنامه اخلاقي جهت بررسي زندگي گذشته من است
و ترازنامه شخصي مربوط به زندگي روزانه همين امروز من است
ترازنامه اخلاقي مربوط به شناسايي نقاط ضعف و نقاط قوت زندگي گذشته من و شامل لغزشها و رنجشها و شناسايي نواقص و نقاط قوت زندگي گذشته من است
و باعث التيام رنجشها و آسيبهاي گذشته من ميشه
ترازنامه اخلاقي کوچکترين تغييرات مثبت و منفي روازنه من رفتار و افکار و احساسات امروز من رو بررسي و اقرار و مشارکت ميکنه تا احساس و آسيب و رنجشي از امروز به فردا با خودم حمل نکنم و پرونده امروزم همين امروز بسته بشه و فردا روزي نو سرشار از انرژي و حال خوب باشه براي من
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #43 : 23 اكتبر 2014، 01:31:03 pm »

با عرض سلام و گله مندی از مدیر این قسمت سارا خانوم
بابت اینکه هر قدمی رو که تموم میکنم کلی باید منتظر شم که قدم بعدی آماده مشارکت بشه
و این کم توجهی به بخش هم وابستگان باعث کم شدن انگیزه برای مشارکت من به عنوان یک عضو میشه
« آخرين ويرايش: 23 اكتبر 2014، 07:55:57 pm توسط مجتبا »
خارج شده است

مجتبا

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +44/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 329
  • در تکاپوی رهایی از هم وابستگی
    • TARAZNAME2.PERSIANBLOG.COM
پاسخ : برداشت قدم نهم
« پاسخ #44 : 25 اكتبر 2014، 10:26:19 am »

فعلا فقط نوشتن
ازاونجایی که هنوز قدم 10 برای مشارکت آماده نیست همچنان در این قسمت مشارکت میکنم
قدم 10 از من میخواد در مرحله اول اونچه که از تغییرات مثبت و نقاط قوت در طی روز  از خودم میبینم یادداشت کنم
و همینطور هرچه که از نواقص و لغزشها و خسارات از من سر میزنه لیست کنم
و همچنین هرجا حالم خراب میشه و احساسات مختلفی که دارم و حتی احساس مبهمی که نمی دونم چیه اینها رو هم بنویسم
 و درنهایت با راهنما درمیون بزارم یا به نوعی اقرار کنم  و بعد رها کنم
هیچ چیز نباید بررسی نشده به روز بعد منتقل بشه
درواقع هیچ پرونده بازی نباید به روز بعد منتقل بشه
تا من بتونم در هر روز  در لحظه زندگی کنم و مسائل همون روز رو داشته باشم
چرا که تجربه انجمن میگه خداوند به ما فقط انرژی زندگی برای یک روز رو میده و اگر بخوایم بار گذشته یا آینده رو به دوش بکشیم  دچار فرسایش میشیم
بخش بزرگی از خود مشغولی ما به این خاطر بود که مسائل و آسیبهای گذشته رو بررسی نشده و التیام نیافته با خودمون حمل می کردیم
و لی امروز ما با کارکرد 9 قدم اول پرونده گذشته رو رسیدگی کردیم و آسیبها رو التیام دادیم و و درونمون رو خونه تکونی و تمیز کردیم
و حالا میخوایم انضباطی پیدا کنیم و ابزاری پیدا کنیم تا درونمون رو تمیز و آرام حفظ کنیم
اون ابزار قدم دهه
« آخرين ويرايش: 25 اكتبر 2014، 10:28:30 am توسط مجتبا »
خارج شده است
 

این صفحه در 0.089 ثانیه 27 نمایش داده شد.