انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

هر چه پیش آید خوش آید ...

کار کن آنطور که به پول احتیاج نداری
دوست بدار آنطور که هیچگاه آزرده نشده ای
برقص مثل اینکه هیچکس تو را نگاه نمی کند
بخوان مثل اینکه هیچکس گوش نمی کند
زندگی کن مثل اینکه در بهشت روی زمینی
قانون #62



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: متن کامل قدم نهم - راهنمای کارکرد قدم معتادان گمنام  (دفعات بازدید: 1637 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +233/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام


قدم نهم انجمن معتادان گمنام
کتاب راهنمای کارکرد قدم
« ما بطور مستقيم در هر جا که امکان داشت از اين  افراد جبران خسارت کرديم ، مگر در مواردي که اجراي اين امر به ايشان و يا ديگران  لطمه بزند.»
ما ، در  جلسات معتادان گمنام بارها و بارها شنيده ايم که قدمها هريک براي منظور خاصي نوشته  شده اند : هر يک از قدمها آمادگي روحاني را که براي انجام قدم بعدي به آن نياز است  ، براي ما فراهم مي کند . اين مسئله در هيچ جاي ديگر به اندازه قدم نهم ، واضح و  آشکار نيست . ما هرگز و هرگز قادر نبوديم تابا افرادي که به آنها خسارت زده بوديم  ، بنشينيم و مستقيماً از آنها جبران خسارت کنيم مگر به کمک آمادگي روحاني که در  قدمهاي قبلي کسب کرده ايم . اگر ما به محدوديتها و ناتوانيهاي خود اقرار نکرده  بوديم ، الآن پايگاه و بنيادي که به آن در هنگام جبران خسارت تکيه کنيم ، نداشتيم  . اگر با خداوند به آنگونه که او را درک مي کنيم رابطه برقرار نمي کرديم ، الآن  ايمان و اعتمادي که به آن براي کارکرد قدم نه نياز داريم را نداشتيم . اگر ما قدم  چهارم و پنجم خود را انجام نداده بوديم ،احتمالاً هنوز در مورد مسئوليتهاي شخصي  خود گيج بوديم ، وحتي نمي دانستيم براي چه جبران خسارت مي کنيم . اگر ما توسط  کارکرد قدم ششم و هقتم به فروتني دست نيافته بوديم ، احتمالاً در هنگام جبران  خسارت حق به جانب و از روي خشم عمل مي کرديم و باعث خسارات جديد مي شديم .تمايلي  که ما بواسطه پذيرش مسئوليتهاي شخصي مان کسب کرده ايم ، تهيه فهرست قدم هشتم را  براي ما ممکن ساخت و نوشتن اين فهرست به منزله آمادگي اجرايي براي کارکرد قدم نهم  بود .
آمادگي نهايي  که ما در اين قدم و قبل از شروع جبران خسارت به آن نياز داريم ، تقويت صفاتي است  که از قبل در ما موجود است . مقدار بصيرت ، خودآگاهي و بخششي که ما قادر هستيم در  طي فرآيند جبران خسارت بکار بريم ، با تجربه ما از قدمهاي قبلي و اندازه تلاشي که  تمايل داريم تا براي بهبودي خود صرف کنيم ، رابطه مستقيم دارد .
•    چگونه کارکرد هشت قدم قبلي ، مرا براي کارکرد قدم نهم آماده کرده است ؟
•    صداقت چگونه به کارکرد اين قدم کمک مي کند ؟
•    فروتني چگونه به کارکرد اين قدم کمک مي کند ؟

جبران خسارت
قدم نهم ،  قدمي نيست که بتوان آن را خيلي شسته و رفته و مرتب در يک چارچوب زماني گنجاند . ما  نمي توانيم که فهرست قدم هشتم خود را بنويسيم و پس از آن خيلي مصمم و ثابت قدم  شروع به جبران خسارت کنيم ، و پس از هرموردي روي نام شخص مربوطه در فهرست خود خط  بکشيم و بگوئيم که اين مورد هم کامل شد ، انگار که داريم ليست خريد منزل را کامل  مي کنيم . در واقع ،  اکثر جبران خسارتهاي ما هرگز کامل نمي شوند و تلاش ما  بايد در طول مدت بهبوديمان ادامه يابد . براي مثال : اگر به خانواده خود جبران  خسارت بدهکار هستيم ، مي توانيم که يک روز آنها را گرد هم آوريم و از آنها جبران  خسارت کنيم و متعهد شويم که از آن پس رفتاري متفاوت با گذشته خواهيم داشت ، اما اين  پايان جبران خسارت ما نخواهد بود . ما بايد تا آخر عمر اصول روحاني که باعث تغيير  واقعي رفتار ما با ديگران را مي شوند را تمرين کنيم .  هر روزي که ما تلاش  کنيم از صدمه يا آزار رساندن به خانواده خود اجتناب  کنيم و سعي کنيم که  رفتار مهربانانه اي با آنها داشته باشيم ، امروز به جبران خسارت از خانواده خود  ادامه داده ايم .
اين مسئله  حتي در مورد جبران خسارتهاي مالي ، که پس از پرداخت بدهي به نظر کامل و تمام شده  مي آيند ، صدق مي کند . زيرا لازمه زندگي کردن قدم نهم اين است که سعي کنيم تا  بدهي و قرضي که قادر به پرداخت آن نيستيم به بار نياوريم . به اين مسئله ، بايد  حتي عميقتر نگاه کرد ، و انواع بدهيها و ديون را بررسي کرد . براي مثال : اينکه  بارها و بارها از طرف دوستان به ما لطف و مرحمتي شود بدون اينکه ما سعي در جبران  آنها کنيم ، يا از حوصله و تحمل کساني که مسئوليتهاي مشترک با آنها داريم ،  سوءاستفاده کنيم و سهم عادلانه خود را انجام ندهيم که همگي نوعي دين و بدهي هستند  و اجتناب از آنها در آينده قسمتي از فرآيند جبران خسارت کردن است ، و اهميت آنها  در فرآيند جبران خسارت کمتر از پرداخت بدهيهاي گذشته نيست .
•    معناي (( جبران خسارت )) چيست ؟
•    چرا جبران خسارت بيشتر از يک اظهار تأسف خشک و خالي مي باشد ؟
•    چگونه جبران خسارت ، يک تعهد نسبت به (( فرآيند مداوم تغيير )) است ؟

ترسها و  توقعات

جبران خسارت  هميشه هم يک کار دشوار و خسته کننده نيست . ما اغلب از تصور ترميم يک رابطه قديمي  دچار هيجان نيز مي شويم . ما ممکن است ببينيم که با خوشحالي منتظر تسکين و آرامشي  هستيم که جبران خسارت به همراه خواهد داشت . اگرچه اکثر ما از بعضي جبران  خسارتهايي که بدهکاريم ، ترس داريم ، ولي ممکن است از اين بترسيم که اگر از لحاظ  مالي جبران خسارت کنيم ، ديگر پولي براي خودمان باقي نمي ماند . ما ممکن است از  طرد شدن ، يا انتقام جوئي طرف مقابل يا چيزهاي ديگر بترسيم .
اگر ما هرگز  با قدم نهم تجربه اي نداشته ايم ، درواقع داريم به کار ناشناخته اي مبادرت مي  ورزيم . ما مطمئن نيستيم که درست قبل ، در حين ، و بعد از جبران خسارت چه احساسي  خواهيم داشت . ممکن است در يک لحظه بيش از حد احساس اعتماد به نفس داشته باشيم و  لحظه اي بعد فکر کنيم که کاملاً براي ادامه قدم نهم ناتوان هستيم . حال وقت آن  رسيده است تا اين موضوع بسيار مهم را درک کنيم که چيزهايي را که احساس مي کنيم ، لزوماً  واقعيت امر نيستند . صرف اينکه ما از چيزي ترس داشته باشيم ، به اين  معني  نيست که آن مسئله واقعاً ترس آور است . از طرف ديگر احساس هيجان و خوشحالي هم نمي  تواند نشانگر واقعيت جبران خسارت ما باشد . بهترين کار اين است که توقعات خود در  مورد اينکه طرف مقابل با جبران خسارت ما چگونه برخورد خواهد کرد ، را رها کنيم .
•    چه ترسهايي از جبران خسارت کردن ، دارم ؟ آيا نگران هستم که کسي مرا طرد کند يا از  من انتقام بگيرد ؟
•    چگونهه در قدم نهم به تسليم عميقتري در برابر برنامه نياز داريم ؟
•    خسارت مالي چطور ؟ آيا ايمان دارم که خداوند به آنگونه که او را درک مي کنم  مطمئناًً مايحتاج مورد نياز را در اختيار من قرار خواهد داد ، حتي اگر من در جبران  خسارت از خودگذشتگي و ايثار داشته باشم ؟
فرق نمي کند  که ما چه مدت است که پاک هستيم يا تا بحال چند بار قدمها را کار کرده ايم ، ما به  طور حتم باز هم در اغاز مجدد يک قدم ترسها و توقعات خاص خود را داريم . اين مورد  خصوصاً اگر از قبل تجربه کارکرد قدمها را داشته باشيم ، صدق مي کند . در واقع  امکان اينکه در قدم نهم نوعي دلسردي در ما بوجود آورد ، زياد است .
براي مثال ،  خيلي ها ممکن است در اين قسمت ، درمورد تجربه گذشته خود از جبران خسارت فکر کنند  که بعضي از آن موارداحتمالاً مثبت و مفيد بوده . اگر از يکي از عزيزان خود که با  آغوش باز رفتار آشتي جويانه ما را پذيرفته ، جبران خسارت کرده باشيم ، احتمالاً در  نتيجه احساس اميد و سپاسگزاري عميقي به ما دست داده . ما اميدوار شده بوديم که  رابطه ما با آن شخص بهتر و بهتر شود ، و سپاسگزار بوده ايم از اينکه بخشيده شده  ايم و جبران خسارت ما مورد قبول واقع شده است .
ممکن است  باور کردن اين مسئله که اينگونه تجارب مي توانند در جبران خسارتهاي بعدي به ضرر ما  باشند ، قدري سخت باشد زيرا اين تجارب مي توانند باعث بشوند که ما باور کنيم که  نتيجه تمام جبران خسارتهاي ما بايد به همان خوبي باشند ، و وقتي اين اتفاق نيفتد ،  احساس سرخوردگي و شکست خواهيم کرد يا ممکن است تشخيص دهيم که اينگونه جبران  خسارتها نمي توانند ملاک و معيار باشند ، و به همين علت ، عدم اطمينام از دست  يافتن به نتيجه دلخواه در بعضي موارد ، باعث شود تا بيمناک شويم و جبران خسارت را  به تعويق اندازيم . اگر دريابيم در دام اينکه نتيجه جبران خسارتهاي خود را حدس  بزنيم ، گيرافتاده ايم ،بهتر ايت که يکبار ديگر هدف قدم نهم را بررسي و بر روي آن  تمرکز کنيم .
قدم نهم براي  اين است که راهي جهت اصلاح صدماتي که در گذشته باعث شده ايم در اختيار ما بگذارد .  بايد به خاطر داشته باشيم که جبرا ن خسارت داراي سه مفهوم اصلي و اوليه مي باشد :  عزم يا همان ثبات قدم ، ترميم يا اصلاح ، جبران يا همان تلافي . عزم يا ثبات قدم ،  اشاره به اين موضوع دارد که جهت يافتن راه حلي براي مشکلمان بايد از شر مسائلي که  ما را قبلاً به ستوه آورده و آزارمان مي دادند رها شويم . ترميم يا اصلاح بر اين  دلالت دارد که چيزي که به آن صدمه زده ايم را به حالت و شرايط اولبه خود برگردانيم  ، که مي تواند يک رابطه و يا کيفيتي مانند اعتماد که در يک رابطه وجود داشته است  را شامل گردد . يا شايد بتوانيم آبروي از دست رفته خود را بازگردانيم . جبران يا  تلافي ، خيلي به ترميم يا اصلاح نزديک است اما در رابطه با قدم نهم به معني  برگرداندن چيزي- چه مادي ، چه معنوي به صاحب اصلي آن مي باشد . راهنماي ما مي  تواند کمک کند تا در هريک از اين مفاهيم کند و کاو کنيم يا به ماهيت واقعي جبران  خسارت پي ببريم و بر روي کاري که قرار است انجام دهيم تمرکز کنيم . فقط از طريق طي  نمودن اين فرآيند است که ما مي توانيم منافعي که قدم نهم به همراه مي آورد را  تشخيص دهيم . منافعي که اول از همه ممکن است از آن آگاه شويم ، احساس آزادي و عدم  داشتن و خجابت است و ممکن است به مدت زماني از بهبودي و چند تجربه از جبران خسارت  نياز داشته باشيم ، تاهداياي روحاني قدم نهم را نيز تشخيص دهيم : هدايايي مانند ،  آگاهي مداومتري از احساسات ديگران و تأثير رفتارهاي ما برآنها ، احساس نشاط از  اينکه توانسته ايم برروي يک زخم قديمي مرهم گذاريم ، و توان اينکه افراد دور و بر  خود را دوست داشته باشيم و بپذيريم .
•    چه ترسها و توقعات ديگري در مورد جبران خسارت دارم ؟
•    چرا مهم نيست که عکس العمل طرف مقابل به جبران خسارت من چه باشد ؟ اين مسئله چه  رابطه اي با هدف روحاني قدم نهم دارد ؟
•    چگونه مي توانم از معتادان در حال بهبودي ديگر ، راهنمايم ، و نيروي برترم به  عنوان يک منبع قدرت د ر اين فرآينداستفاده کنم ؟

جبران خسارت –  مستقيم يا غيرمستقيم
ما در  جلسات معتادان گمنام تمايل داريم که جبران خسارت مستقيم و رو در رو را بهترين  گزينه بدانيم ، که در واقع اين قدم نيز مي گويد در هر جا که امکان دارد ، اين  بهترين نوع جبرا ن خسارت است . اما جبران خسارت مستقيم تنها را ه ممکن نيست ، حتي  در بعضي موارد مي تواند بهترين انتخاب باشد .
قبل از اينکه  چند مثال بزنيم ، مهم است که توج داشته باشيم که اينها فقط مثال هستند اين کتاب  قرار نيست ، که جاي راهنماي شما را بگيرد . که مي تواند تک تک موارد جبران خسارت  را با شما مرور کرده ،  تا به اتفاق بهترين تصميم را بگيريم . بعضي شرايط  پيچيده تر از آن هستند که در نگاه اول به نظر مي آيند . ما ممکن است که در اول کار  فکر کنيم که طريقه و راه حل واضح است ، اما بايد هميشه وقت بيشتري براي تعمق  بگذاريم . به عنوان مثال ، ممکن است موردي وجود داشته باشد که در آن فرد يا افرادي  که به ايشان صدمه زده ايم ، از اين امر آگاه نباشند ، . پي بردن به اين مسئبه باعث  وارد شدن خسارت جديدي به آنها شود ما ممکن است دوستان ، نزديکان ، يا صاحبکاراني  داشته باشيم که در مورد اعتياد ما آگاه نباشند . گفتن اين مسئله ممکن است باعث خسارت  يا صدمه به آنها شود . راهنماي ما کمک خواهد کرد تا انگيزه خود در مورد اعلام  مسئله اعتياد ما به ديگران پي ببريم . آيا آنها نياز دارند که بدانند ؟ چه هدف يا  نيت خيري را با  درميان گذاشتن اين اطلاعات دنبال مي کنم ؟ اين اطلاعات چه  خسارت و صدماتي را مي تواند باعث شود ؟
اما اگر مورد  فوق توسط دزديدن مقداري پول توسط ما پيچيده تر شده باشد چي ؟ و اگر شخص ديگري به  جاي ما در مظان اتهام قرار گرفته باشد چه طور ؟ آيا آن موقع لازم نيست که ما مسئله  اعتيادمان را برملا کنيم ، وبه دزدي خود اقرار کنيم و پول را برگردانيم ؟
احتمالاً ،  اما شايد نه / الزم است که هر يک ازاين موارد به تنهايي مورد بررسي قرار گيرد .  باز هم ، راهنماي ما مي تواند کمک کند تا به بهترين شکل اين موارد را حل وفصل کنيم  . در صحبت هاي خود با راهنمايمان ، اگر روشن بين باشيم ، مطمئنا ً مي توانيم  درباره اين شرايط به گونه اي فکر کنيم که هرگز قادر به انجام ان نبوده ايم . ما  ممکن است دريابيم که ان چيزي گه در ابتدا بعنوان واضح ترين متد جبران خسارت مي  شناختيم ، آنقدر هم درست نبوده . اگر قبل از شروع به صحبت به راهنمايمان ، فهرستي  از شرايط اينگونه جبران خسارتها ي مشکل تهيه کنيم ، تا هنگام بحث با راهنمايمان از  آن استفاده کنيم ، کارمان خيلي راحتر خواهد شد .
•    کداميک از موارد در فهرست قدم هشتم من ، طبق مثالهاي فوق پيچيده هستند ؟ آن موارد  دقيقاً چه هستند ؟
يک مسئله اي  که براي اکثر ما مشکل ساز است اين است که جبران خسارتهاي بدهکار هستيم که اگر  انجام دهيم ، به احتمال قوي منجر به از دست دادن کارمان ، به زندان افتادن ، يا پي  آمدهاي جدي ديگري خواهد شد . براي مثال اگر بخاطر جرمي که در گذشته انجام داده ايم  خود را به مقامات تحويل دهيم ، به احتمال قوي زنداني خواهيم شد . اين مسئله چه  اثري بر روي زندگي ما خواهد گذاشت ؟ آيا ممکن است که کار خود را از دست بدهيم ؟  ايا امنيت شخص ديگري غير خود ما – مثلاً خانواده مان نيز به خطر خواهد افتاد ؟ از  طرف ديگر اگر از دست قانون فراري هستيم و به يکباره و ناگهاني دستگير شويم آن موقع  اين مسئله چگونه بر روي زندگي ما وخانواده مان تأثير خواهد گذاشت ؟ در اينگونه  شرايط احتمالاًبهترين کار مشورت ب يک حقوقدان و بررسي جوانب مختلف موضوع است . بهر  حال لازم است ما پيامد رفتارمان را بپذيريم . اما بايد بخاطر داشته باشيم که  خانواده ما ممکن است به راحتي در اين مقوله از قدم نهم که مي گويد (( مگر در  مواردي که اجراي اين امر به ايشان يا ديگران لطمه بزند )) بگنجد . ما بايد اين  شرايط را به دقت ارزيابي کنيم . با کمک راهنماي مان در مي يابيم که چگونه جبران  خسارت کنيم .
•                 ايا  جبران خساراتي بدهکار هستم که انجام آن پيامدهاي جدي داشته باشد ؟ انها چه هستند ؟ 
به غير از  امکان بيشتر لطمه زدن شرايط ديگري که ما در آن قادر به جبران خسارت مستقيم نيستيم  اين است که شخصي که به او جبران خسارت بدهکاريم مرده باشد . اين مسئله در جلسات  معتادان گمنام  بسيار عادي است تا جايي که اعضاء ما راه هاي جالب و خلاقانه  اي براي اينگونه شرايط ابداع کرده اند . اعضاء ما حتي راههايي ابداع کرده اند که  اينگونه جبران خسارتما ، ورائ اين باشد که فقط از شر خجالت خود رها شويم .  مثلاًبعضي ها کمکهاي مالي به نام کسي که به او جبران خسارت بدهکارند ، اعانه مي کنند  . بعضي ها کارها و وظايفي که مورد توجه و علاقه ان شخص بوده را مي پذيرند . بعضي  ها براي فرزنداني که آن شخص از خود باقي گذاشته است تلافي و جبران مي کنند که حتي  خود اين فرزندان نيز ممکن است در فهرست قدم هشتم اين اشخاص باشند . رههاي مختلفي  که براي روبرو شدن با اين نوع شرايط وجود دارند ف فقط توسط پندار و تمايل ما  محدوديت پيدا مي کنند . در اينگونه شرايط ، تأثير جبران خسارت غير مستقيم ممکن است  باعث تعجب ما گردد . اکثر ما خواهان اين هستيم که تا حد امکان با سر مزار شخص فوت  شده رفتن يا حضور در اماکن معنوي ديگر و از طريق نوشتن نامه و يا يک صحبت ساده با  روح و ياد آن شخص،جبران خسارت مستقيم کنيم . در نهايت نحوه برخورد ما به اينگونه  شرايط ، توسط طبيعت و ذات خسارتي که زده ايم ، اعتقادات روحاني ما ، و البته  راهنماي مان تعين مي گردد .
•                 ايا  جبران خسارت به شخصي که فوت کرده بدهکار هستم ؟ چه چيز خاصي در مورد آن شخص وجود  دارد که ممکن است به من در نوع انتخاب جبران خسارت کمک کند ؟
تا اينجا ما  بر روي اينکه لازم است تا قبل از اقدام، تک تک موارد جبران خسارت خود را با  راهنماي مان بررسي کنيم ، تأکيد فراوان کرده ايم . اگر چه اين مسئله خيلي مهم است  اما به اين معني نيست که بايد تبديل به يک ادمک مسخ و بي مغز شويم و بترسيم از  اينکه براي خودمان فکر کنيم و يا عملي بدون اطلاع راهنماي خود انجام دهيم . اکثر  ما اين تجربه را داشته ايم که ناگهان با شخصي که از قديم مي شناختهايم روبرو شده  ايم که مي بايست در فهرست قدم هشتم ما گنجانده مي شد . اما ما او را فراموش کرده  بوديم . بعضي مواقع جبران خسارتي که به اين افراد بدهکاريم آنقدر واضح و اشکار است  که احمقانه خواهد بود اگر ما از اين موقعيت و حسن تصادف استفاده نکنيم . يا بعضي  اوقات ممکن است با شخصي روبرو شويم و از ايت ملاقات بدون اينکه دليلش را بدانيم به  ما احساس ناخوشايندي دست دهد . در اينصورت بهتر است که ما اول فرايند قدم چهار و  پنج را در اين رابطه طي کنيم تا مسئله برايمان واصح تر شود . بهرحال ما هيچ وفت  نبايد فهرست قدم هشتم را کامل و تمام شده فرض کنيم . احتمالاًما تا اخر عمر  مجبوريم اسامي جديدي به ان اضافه نماييم .
افرادي که  نمي توانيم انها را پيدا کنيم چطور ؟ ايا بايد از آنها هم غير مستقيم جبران خسارت  کنيم ؟ احتمالا جواب مثبت است . اگرچه خيلي از اعضاء ما اين تجربه را داشته اند که  ناگهان در مکاني که اصلاًانتظار نداشته اند ، شخصي که فکر مي کردند هرگز پيدا  نخواهند کرد را ديده اند . در اينگونه تجارب ، ما مطمئناًبه اين نتيجه مي رسيم که  خواست نيروي برتر باعث اين اتفاق و حسن تصادف شده حتي اگر اينگونه هم نباشد ما  نبايد شانس جبران خسارت مستقيم را از دست بدهيم .
شايد يخواهيم  که صبر کنيم تا شخصي را که در فهرست جبران خسارت ما وجود دارد را پيدا کنيم . تا  ان زمان بايد به حداکثر تلاش براي پيدا کردنش ادامه دهيم و در همان حال بايد سعي  کنيم تا از وارد اوردن خسارتهاي مشابه به ديگران اجتناب کنيم و تمايل خود را حفظ  کنيم زماني که جبران خسارت به واقع ممکن نباشد روحيه تمايل به جبران خسارت اغلب مي  تواند در خدمت هدف و منظور ما قرار گيرد .
پس از در نظر  گرفتن پيچيدگي هاي موجود در جبرا نخسارت غير مستقيم ممکن است به نظر ايد که جبران  خسارت مستقيم آسانتر يا حداقل ساده تر است . ما به کسي خسارت زده ايم و حالا لازم  است که از ائ معذرت بخواهيم و خسارتي را که زده ايم جبران کنيم . به همين سادگي ،  اينطور نيست ؟
غالباً يا  شايد هرگز اينطور نيست . همانطور که قبلاً گفتيم ، فرايند جبران خسارت ، آغاز و  پايان مشخصي ندارد . بنوعي ما اغلب به محض اينکه پاک مي شويم ، جبران خسارت را  شروع کرده ايم . اکثر مواقع ما فوراًبعضي از رفتارهايمان را اصلاح وجبران مي کنيم  . اين قسمت از فرايند جبران خسارت –که در آن خود را تغيير مي دهيم خيلي فراتر و  مدتها بعد از اينکه از کسي که به او خسارت زده ايم ، جبران خسارت مستقيم  کرديم ، ادامه مي يابد   
•    کدام يک از رفتارهاي من نياز به اصلاح وجبران دارد ؟
•    جبران خسارتهاي مستقيم چطور ، انهايي که ما روبروي شخص مربوطه مي نشينيم و مسئوليت  خسارت که زده ايم مي پذيريم و منتظر هر گونخ عکس العملي هستيم ؟ اينگوته جبران خسارتها  لرزه بر اندام ما مي اندازد . تصور مي کنيم که روبرئي يکي از افرادي که در فهرست  جبران خسارت مااست نشتها ايم و فروتنانه م از صميم قلب به خسارتي که به او زده ايم  اقرار مي کنيم و به همان اندازه فروتنانه و صدقانه بهاو پيشنهادجبرن ان خسارت مي  کنيم . اما عکس العمل ان شخص اين است که ميگويد (( کاري که تو کرده اي وحشتناک است  و قابل جبران نمي باشد )) يا مي گويد ( فراموش کن من تورا هرگز نخواهم بخشيد ))
•                 در  حقيقت در شرايط فوق ، موقعيتي است که ما بيش از همه چيز از آن ترس داريم و مي  ترسيم که ايمان خودرا در اين فرايند از دست بدهيم . ما با اعتماد به نيروي برتر  خودمان و امکان بهبودي ريسک بزرگي کرده ايم . بدترين کابوس ما اين است که خسارتي  که زده ايم غير قابل جبران باشد يا اينکه انسان آنچنان وحشتناکي باشيم که قابل  بخشش نباشد . اينکه بدانيم خيلي از ديگر معتادان در حال بهبودي هنگام جبران خسارت  نيز از همين نوع عکس العمل هاي منفي را تجربه کرده اند و اين مسئله نه تنها باعث  زمين خوردن انها نشده ؛بلکه به اندازه جبران خسارتي که با عشق و بخشش دريافت شده  برايشان منافع روحاني داشته ف خود باعث ارامش ما مي شود .
در مواقعي که  جبران خسارت ما با عکس العمل منفي طرف مقال روبرو مي شود مکن است دريابيم که نياز  است تا اقداماتي مضاعف انجام دهيم تا احساس کنيم که به ثبات قدم لازم دست يافته و  نايل شده ايم . در کتاب پايه ما گفته شده که (( تماس با شخصي که هنوز از سوء عمل و  کار اشتباه ما در رنج است مي تواند اشتباه يا حتي خطرناک باشد )) اين کار همچنين  کار بي حاصلي است بخصوص در رابطه با افراد خانواده يا دوستان نزديک . تمس با  افرادي که به انها صدمه زده يام قبل از اينکه زمان لازم براي سرد شدن سپري کرده  باشند مي تواند باعث شود که انها عکس العملي همراه با خشم و عصبانيت نشان دهند در  صورتيکه اگر بعد از گذشت زماني که با آنها تماس بآلت مردانهيم عکس العمل متفاوتي خواهند  داشت . اگر ما چنين تجربه اي داشته ايم ف شايد بهتر باشد تا مدت زمان صبر کنيم و  بعد دوباره سعي نماييم .
اگر چه ،  بعضي مواقع هم فرقي نمي کند که ما چقد خالصانه و صادقانه جبران خسارت کرده باشيم ف  باز هم شخص مقابل به هيچ وجه حاضرنيست که جبران خسارت ما را بپذيرد . اگر با چنين  شرايطي روبرو شويم لازم است تا تشخيص دهيم که مسئوليت ما کجا خاتمه مي يابد . اگر  شخص مقابل مي خواهد که کينه و دلخوري را تا اخر عمر با خود حمل کند بهترين کاري که  ما مي توانيم بکنيم اين است که او را دعا کنيم و جبران خسارت خودمان را انجام شده  و کامل بدانيم . اگر ما براي کنار امدن با چنين جبران خسارت مشکل داريم . راهنماي  ما مي تواند به ما کمک کند تا اين شرايط را بپذيريم . شايد در بعضي شرايط بهتر  باشد که  جبران مت غير مستقيم باشد يا شايد احساس کنيم که جبران خسارت ما  کامل تر خواهد بود اگر راه وروش ديگري براي ترميم و جبران آن شرايط انتخاب کنيم .  اما نه حاضر باشد به حرف ما گوش کند و نه پول ما را بخواهد . در اين حالت مکن است  ما بتوانيم کشکل را به اين طريق حل کنيم که با معرفي مشتري به ان شرکت ف و يا  برگشت دادن ان مبلغ به صورت گمنام ف جبران خسارت خود را انجام دهيم .
لازم است  بخاطر داشته باشيم که جبران خسارت بخشي از بهبودي شخصي ما مي باشد . درست است که  ما يان جبران خسارتها را انجام مي دهيم چون در واقع انها را بدهکار هستيم . اما  لازم است تا رشد روحاني که در فرآيند جبران خسارت تجربه کرده ايم را نيز تشخيص  دهيم . اول از همه ما بايد صدماتي را که زده ايم تشخيص دهيم و بپذيريم . همانگونه  که در کتاب چگونگي عملکرد گفته شده (( تکان وشوک اين کار ما را از خود مشغولي جدا  خواهد ساخت . )) خود مشغولي ، خود محوري و ترسهاي مربوط به آن اجزايي از بيماري ما  هستند که بيشترين تأثير منفي را برروحانبت ما مي گذارند تخفيف و تقليل ين  اجزاءمطمئناًباعث مي شود تا بهبودي ما رشد و نمو کند . دوم اينکه روبرو شدن مستقيم  با شخصي که به او خسارت زده ايم و اقرار به آن ، عليرغم هرگونه عکس العملي که شخص  مقابل نشان دهد ، قدمي بزرگ در سفر روحاني ما خواهد بود . اقدام به عملي که انجام  آن نياز به مقدار متنابهي از فروتني دارد ، خود دليلي براي اين واقعيت است که ما  در واقع قدري فروتني پيدا کرده ايم . نهايتاً پس از انجام جبران خسارتهايمان ،  احساس آزادي خواهيم کرد . ما ديگر تحت فشار کارهاي نيمه تمام و احساس خجالت از  صدماتي که زده ايم ، نخواهيم بود . آنها همه از بين خواهند رفت و روح ما اوج خواهد  گرفت .
•                 آيا از  لحاظ روحاني آماده انجام جبران خسارتهاي مشکل و روبرو شدن با نتايج آن هستم ؟
•                 چه  اقداماتي جهت آماده شدن خود انجام داده ام ؟

بخشش
رشد  روحاني که ما از طريق جبران خسارت مستقيم پيدا مي کنيم ، اغلب به مقدار تلاش ما  براي دست يافتن به آمادگي روحاني بستگي دارد . ما با رها کردن  باورهايي که  ممکن است باعث شک و دودلي ما شوند يا مانع توانايي ما در انجام جبران خسارت همراه  با فروتني ، پذيرش ، و ايمان گردند ، شروع مي کنيم .
مسئله اي که  براي اکثر ما مشکل ساز مي باشد ، اين است که ما اغلب به اشخاصي جبران خسارت  بدهکاريم که آنها نيز به ما خسارت زده اند ، اين ممکن است شامل پدر و مادر ، يا  عضوي از خانواده که از ما سوءاستفاده کرده ، يا شامل دوستي که در حق ما نارفيقي  کرده ، يا صاحبکاري که با ما عادلانه رفتار نکرده ، و .... گردد . در قدمهاي قبلي  ما تلاش فراواني کرده ايم تا کارهايي که آنها در حق ما انجام داده اند را از  کارهايي که ما درحق ايشان انجام داده ايم ، جدا کنيم . ما مي دانيم که نقش ما در  آن شرايط دقيقاً چه بوده است ، و مي دانيم که چرا داريم جبران خسارت مي کنيم . در  حاليکه آماده مي شويم تا جبران خسارت مستقيم و رو در روي را انجام دهيم ، لازم است  که دقيقاً اين مسئله برايمان واضح باشد که ما براي نقش خودمان در آن ماجرا جبران  خسارت مي کنيم . ما نبايد از روي اجبار و ناگزير بودن جبران خسارتهاي ضمني و دو  پهلو انجام دهيم . ما مسئول رفع و رجوع هيچ چيز نيستيم . به خاطر داشتن اين مسئله  به ما کمک مي کند تا در طول مدت انجام جبران خسارت هايمان بر روي هدف خود تمرکز  کنيم و براي اين مسئله که جبران خسارت ما با چه عکس العملي روبرو مي شود يا اينکه  اگر شخص مقابل هم به ما خسارت زده باشد ، آيا از ما جبران خسارت خواهد کرد يا نه ،  اهميتي قائل نشويم .
اگرچه ، بعضي  از مواقع خسارتي  که به ما زده شده آنقدر بزرگ است ، که شايد بهتر باشد ما  جبران خسارت خود را بزاي مدتي به تعويق اندازيم . براي مثال اکثر ما در دوران  کودکي از لحاظ احساسي ، جسمي ، و يا جنسي مورد سوءاستفاده يکي از اقوام نزديک خود  قرار گرفته ايم . اگر چه ما نقشي در اين ما جرا نداشته ايم و جبران خسارتي براي آن  بدهکار نيستيم ، اما ممکن بعدها از همان شخص پول دزديده باشيم و يا به او خسارت  جسمي يا مالي زده باشيم . بنابراين براي آن دزدي ، صدمه جسمي ، و يا خرابکاري  جبران خسارت بدهکاريم . سؤالي که اينجا مطرح مي شود ، اين نيست که آيا بايد جبران  خسارت بکنيم يا نه ، بلکه زمان و چگونگي جبران خسارت مطرح مي شود ، ممکن است زمان  زيادي طول بکشد تا ما آماده شويم که جبران خسارت مناسبي انجام دهيم ، و اين مسئله  هيچ اشکالي ندارد . ما صبر مي کنيم ، و به کار کردن با راهنماي خود ادامه مي دهيم  .
لازم است قبل  از اينکه از افراد جبران خسارت نمائيم ، سعي کنيم تا آنها را به خاطر صدمه اي که  به ما زده اند ببخشيم . ما نمي خواهيم بنشينيم و از کسي جبران خسارت کنيم ، در  حاليکه از دست او به شدت عصباني هستيم . چون هر قدر هم که سعي کنيم تا اين حالت را  پنهان کنيم ، باز در رفتار ما تأثير خواهد گذاشت و نمايان خواهد شد . تظاهر به  بخشش و جبران خسارت نمي تواند مؤثر واقع شود .
تفاوت زيادي  بين موقعيتي که ما عليرغم ميل و اراده خود صدمه ديده ايم ، با موقعيتي که ما در آن  نقش داشته ايم و به واسطه آن صدمه ديده ايم ، وجود دارد . براي اکثر جبران  خسارتهايي که از دست طرف مقابل بخاطر رفتار بدش عصباني هستيم ، لازم است که از خود  سؤال کنيم آيا کاري کرده ايم تا باعث شود آنها بدانگونه با ما رفتار کنند . براي  مثال ، ممکن است ما از دست پدر و مادر خود خشمگين باشيم که اجازه نداده اند تا  تعطيلات آخر هفته را خارج از منزل باشيم – مثلاً در گردهمائي جلسات معتادان گمنام  شرکت کنيم اما وقتي بخاطر آوريم که چند بار قبلاًبه آنها در مورد خارج شدن از منزل  دروغ گفته ايم و هر بار نشئه به خانه برگشته ايم ، آن وقت به آنها حق مي دهيم که  به ما اطمينان نداشته باشند و درک مي کنيم که لازم است تا بيشتر صبر کنيم و سعي  کنيم تا اعتماد آنها را جلب کنيم ، يا ممکن است خودخواه بوده ايم و بيشتر و بيشتر  از دوستان خود دوري گزيده باشيم . بعد وقتي که به آنها نياز داشته ايم در دسترس ما  نبودند و به همين خاطر ما از آنها عصباني هستيم و رنجش داريم . به ياد آوردن اينکه  ما خود باعث غم و اندوه براي خود شده ايم به ما کمک مي کند تا افرادي که باعث آزار  ما شده اند را ببخشيم . طريق ديگري که ما مي توانيم براي بخشش کساني که به ما صدمه  زده اند برگزينيم ، اين است که از خود خارج شويم و به اينکه زندگي ديگران چگونه  است فکر کنيم . شايد کساني که به ما صدمه زده اند ، مشکلاتي داشته اند که باعث شده  تا آنها نسبت به نيازهاي ديگران حساسيت کمتري داشته باشند . شايد راهنماي ما به  خاطر اينکه فرزندش در زندان بوده ، در هفته گذشته وقت نکرده تا جواب تلفن ما را  بدهد شايد بهترين دوست ما بلافاصله بعد از طلاقش به ما گفته باشد که رابطه ما  ناسالم است و بايد قطع شود ، يا شايد صاحبکار ما به علت نگراني جهت نداشتن پول  کافي براي پرداخت حقوق ها ، از کار و زحمت ما تقدير نکرده باشد . ما معمولاً وقتي  که مي فهميم ، شخصي که از او رنجش داريم ، مشکل دردناکي داشته است ، احساس حقارت و  کوچکي مي کنيم . ممکن است که ما بتوانيم بخشنده تر و مهربانتر باشيم اگر از اول  تصور ما از افراد اين باشد که نيت آنها خير است ، و اگرهم کسي با ما نامهربان است  به اين علت است که او خود درد و رنج زيادي دارد که باعث از مسير واقعي خود خارج  شود .
اولين و  مهمترين کار جهت پيدا کردن آمادگي روحاني لازم براي جبران خسارت ، اين است که به  منبع قدرت و عشق موجود در نيروي برتر خود چنگ اندازيم . تفکر در مورد بخشش خداوند  مهربان براي ما در زمانهايي که باعث آزار ديگران شده ايم ، به ما کمک مي کند تا با  ديگران با بخشش و عشق بيشتري رفتار کنيم . استفاده از نيروي برتر به عنوان نيروي  حمايت کننده باعث مي شود تا احساسات و عکس العملهاي منفي نسبت به جبران خسارتهاي  ما نتوانند اميد را از ما بگيرند . ما مي توانيم با دعا و مراقبه قبل از هر جبران  خسارت تمرکز لازم را بدست آوريم .
•                 آيا  جبران خسارت به کساني که آنها هم به من صدمه زده اند ، بدهکار هستم ؟
•                 آيا  همه آنها را بخشيده ام ، کداميک را هنوز نبخشيده ام ؟ آيا همه راههاي فوق را براي  بدست آوردن احساس و روحيه بخشش گري امتحان نموده ام ؟ راهنماي من در اين مورد چه  مي گويد ؟
جبران خسارت
حال ما  براي جبران خسارت کردن آماده هستيم . ما در مورد تک تک افراد و سازمانهايي که در  فهرست قدم هشتم ما قرار دارند ، با راهنماي خود صحبت کرده ايم و براي جبران خسارت از  هر يک از آنها طرح و برنامه داريم . ما با خداوند به آنگونه که او را درک مي کنيم  حرف زديم ، و براي داشتن تمايل ، آرامش ، شهامت ، و دانش جهت انجام جبران خسارت  هايمان دعا کرديم .
حال لازم است  که جبران خسارت هايمان را به سر انجام رسانيم . ما لازم است که به اصلاح  رفتارهايمان ادامه دهيم ، و بايد تعهداتمان را در قبال افرادي که در فهرست جبران  خسارت ما قرار دارند ، رعايت کنيم .
از اينجا کار  سخت مي شود . وقتي براي بار اول جبران خسارت مي کنيم ، معمولاً احساس خواهيم کرد  که مي توانيم بر روي ابرهاي آزادي شناور مي شويم . ما از اينکه قسمت بزرگي از  احساس ندامت و پشيماني ما از بين رفته حال خوشي داريم و احساس نشاط و احترام به  خود در ما افزايش يافته است . ما احساس مي کنيم که آدم خوبي هستيم و با باقي  انسانها برابريم . اين اولين باري است که چنين احساسي داريم ، و اين احساس آنقدر  قوي است که به نظر مي رسد بيش از حد توان و ظرفيت ما مي باشد .
ما نبايد  نگران باشيم . زيرا از شدت اين احساس کاسته خواهد شد ، اگرچه تغييرات دائمي در  احساسات ما رخ داده است . پس از اينکه شعله درخشان جبران خسارت اوليه فروکش کرد ،  تازه مبارزه اصلي براي جبران خسارت آغاز مي شود : در ادامه جبران خسارت ما ممکن  است به مسئله اي مثل اين بربخوريم که ، مثلاً به يک مؤسسه مالي بدهکاري داشته ايم  که هنگام جبران خسارت قرار گذاشته ايم هرماه مبلغي به آنها برگردانيم ، اما حالا  که يک سال از آن تاريخ گذشته احساس مي کنيم که پرداخت ماهيانه اين مبلغ از درآمدي  که برايش زحمت بسيار مي کشيم ، آنقدر هم از لحاظ روحاني ما را اقناع نمي کند ،  بخصوص اگر قرار باشد ه اين قسط ماهيانه چند سال ديگر طول بکشد . پرسيدن يک سؤال  ساده از خود ، مي تواند کمک کند تا ما به جبران خسارت خود ادامه دهيم : به چه  اندازه مي خواهيم که آزاد و رها باشيم ؟ ادامه بهبودي در تمام ابعاد و مفاهيم ، که  شامل جبران خسارت نيز مي شود ، باعث رشد روزانه رهايي و آزادي ما خواهد گرديد .
•                 آيا  جبران خسارتي دارم که جهت ادامه آن مشکل پيدا کرده  باشم ؟ چه کاري انجام مي  دهم که دوباره خود را نسبت به آن متعهد کنم ؟
جبران خسارت  لزوماً يک فرآيند راحت و آرامش بخش نيست . قدمها براي اين ساخته نشده اند که بدون  هيچ رشدي موجب آرامش ، راحتي و خوشحالي ما شوند . احساس ضربه پذير بودن ، ريسک ، و  ترسي که همراه جبران خسارت مي باشد ممکن است آنقدر باعث آزار ما شود که حتي فکر آن  بتواند از تکرار رفتارهايي که ما را مجدداً به جبران خسارت مي کنند جلوگيري کند .  ما در جلسات معتادان گمنام مي شنويم که مي گويند (( اوضاع بهتر مي شود . )) اينجا  (( اوضاع )) در اصل يعني خود ما ، که بهتر مي شويم . ما انسانهاي بهتري مي شويم .  تمايل ما براي انجام رفتارهاي مخرب کمتر مي شود ، چون ديگر از هزينه اي که غم و  اندوه بشري ، چه براي خود ما و چه براي ديگران به همراه مي آورد آگاه هستيم .  آگاهي و توجه به ديگران و زندگي آنها جايگزين خودمحوري ما مي شود . مهرباني  جايگزين بي تفاوتي مي شود . به جاي خودخواه بودن ما شروع به از خودگذشتگي و ايثار  مي کنيم . بخشش و عفو جايگزين خشم و عصبانيت مي شود .
عشق و تحمل  ما ديگر شامل حال خودمان نيز مي شود . ما در قدم هشتم با بعضي از مسائل در رابطه  با جبران خسارت از خودمان آشنا شديم . حال وقت آن است که تشخيص دهيم تا کنون چگونه  از خود جبران خسارت کرده ايم و شايد بتوانيم راههاي جديد يا مسائل جديدي براي  ادامه اينکار پيداکنيم . ما از طريق قطع مصرف مواد مخد و شروع به کارکرد قدمها  جبران خسارت از خودمان را به خاطر اعتيادمان آغز کرده ايم . فقط اين دوکار هستند  که مي توانندتا حد زيادي صدمات روحي که به خود زده ايم را تسکين بخشند . اما ممکن  است مجبور باشيم کارهاي بيشتري انجام دهيم تا صدمات فکري وجسمي که به خود رده ايم  جبران کنيم . راههاي زيادي وجود دارند که ما مي توانيم از آن طريق شروع به مراقبت  از سلامت جسمي خود نمائيم . مانند رژيم گرفتن ، ورزش ، و معالجات پزشکي . براساس  نيازها و افکارمان مي توانيم هريک از اين راهها را انتخاب کنيم .
خساراتي را  که از لحاظ فکري به خود زده ايم را مي توانيم از اين به بعد تا حدودي با کسب دانش  انتخاب کنيم . بازگشت مجدد به مدرسه يا دانشگاه ، آموختن چيزهاي جديد و غيره به ما  کمک مي کند تا سالها اهمال فکري و روحي خود را ترميم کنيم .
•                 طرحها  و برنامه هاي عاجل و آني من براي جبران خسارت از خودم چه مي باشد ؟ آيا اهداف بلند  مدتي دارم که بتوان آن را به نوعي جبران خسارت از خود تعبير کرد ؟ آنها چه هستند ؟  چه اقداماتي مي توانم جهت تداوم آنها انجام دهم .

اصول روحاني
در قدم  نهم ما برروي فروتني ، عشق و بخشش تمرکز مي کنيم . فروتني که ما دراين قدم بدست  آورده ايم درنتيجه نگاه کامل ما به صدماتي که به ديگران زده ايم و پذيرش  مسئوليتهايما ن در اين رابطه ، حاصل شده است . ما به خود گفته ايم : ((  بله  اين کاري هست که انجام دادم و مسئول صدمه اي که زده ام و همينطور مسئول جبران آن  هستم . )) ما ممکن است اين آگاهي را از طريق اين تجربه که کسي ناراحت و گريان به  ما گفته که تا چه حد به او صدمه زده ايم ، بدست آورده ايم . يا ممکن است مشابه  خسارتي که به ديگران زده ايم ، از طريق شخص ديگري به خودمان زده شود ، و اين تجربه  چنان تکان دهنده بود که باعث مي شود تا عميقتر به خسارتي که به ديگران زده ايم  نگاه کنيم . يا اصلاًً ممکن است که فرآيند کارکرد قدمهاي قبلي به اضافه تجربه ما  از جبران خسارت باعث شود که ما افزايش فروتني را تجربه کنيم .
•                 آيا  مسئوليت خسارتي که زده ام و مسئوليت جبران آنها را پذيرفته ام ؟
•                 چه  تجربياتي باعث شد تاخساراتي که زده ام براي من واضحتر شوند ؟ اين امر چگونه به  افزايش فروتني در من کمک کرد ؟
در قدم نه  تمرين اصل روحاني عشق ورزيدن در ما آسان مي شود . اگرچه م احتمالاً اي اصل را در  سرتاسر بهبودي خود تمرين کرده ايم . تا اينجاي کار ، ما خيلي از نظرات و احساسات  مخرب خود را ازبين برده ايم و براي عشق در زندگي خود جا باز کرده ايم . در حاليکه  از عشق اشباع مي شويم ، احساس تعهد مي کنيم که اين عشق را توسط تقويت روابطمان ،  روابط جديد ، و مشارکت ايثارگرانه بهبودي ، وقت ، منابع ،و مهمتر از همه وجود خود  با کساني که نيازمند هستند در ميان بگذاريم .
•                 من  چگونه به ديگران خدمت مي کنم و از خود مايه مي گذارم .
وقتي احساس  بخشيده شدن را تجربه کنيم ، مي توانيم ارزش بخشيدن ديگران را نيز درک کنيم . اين  باعث بوجود آمدن انگيزه در ما براي تمرين اصل روحاني بخشش ، تا سرحد امکان مي شود  . به رسميت شناختن خودمان به عنوان يک انسان ، اين ظرفيت را به ما مي دهد تا  ديگران را ببخشيم و ديگر مثل گذشته در حال قضاوت دائم نباشيم . شک و ظن ما نسبت به  ديگران کم مي شود و ديگر اگر شراطي طبق دلخواه و در کنترل ما نباشد ، اولين احساس  ما اين نخواهد بود که حتماً توطئه اي مخفيانه با انگيزه پست و خائنانه بر عليه ما  در جريان است . ما از اين مسئله آگاه مي شويم که اصولاً نيت ما خير است و اينکه  اين مورد در ديگران نيز صدق مي کند . اگر کسي به ما خسارت بزند مي دانيم که حمل  کردن کينه و رنجش آن فقط باعث خواهد شد که آرامش و حال خوبمان را از بين ببريم .  پس سعي مي کنيم بدون تأخير هر چه زودتر او را ببخشيم .
•                 تمرين  اصل روحاني بخشش براي من چه منافعي دارد ؟ چند مثال در موردشرايطي که طي آن اين  اصل روحاني را تمرين کرده ايد بزنيد .
•                 من خود  را براي چه چيزهايي بخشيده ام ؟

حرکت به جلو
اکثر ما  دريافته ايم که تمرکز بر روي هر مورد جبران خسارت پس از انجام آن به ما کمک زيادي  خواهد کرد .
اکثر ما اين  کار از طريقن نوشتن احساس خود هنگام جبران خسارت و اينکه چه چيزهايي از اين تجربه  آموخته ايم انجام مي دهيم .
•                 احساس  من هنگام جبران خسارت چه بوده است ؟ چه چيزهايي آموختم ؟
به نطر مي  رسد که آزادي بهترين کلمه براي تعريف ماهيت قدم نه باشد . و اين قدم در مجموع به  ما رهايي از احساس خجالت و گناه ، تقليل وسوسه و خود مشغولي ، و افزايش توانايي در  ستايش محيط و مسائل اطراف را عطا مي کن . ما ديگر کمتر از طرف خودمان و بواسطه  اعمالمان تحليل مي رويم واز پاي در مي آئيم ، و مي توانيم روابط کاملتر و پربارتري  داشته باشيم . ديگر مي توانيم در اتاقي مملو از آدم باشيم بدون اينکه سعي کنيم کل  اتاق را کنترل کنيم و بر روي تمام صحبتهاي آن اتاق تسلط داشته باشيم . ما ديگر  گذشته خود ، بخصوص اعتيادمان را به عنوان يک دوره تاريک و سياه که مي خواهيم  فراموش کنيم به حساب نمي آوريم ، بلکه به آن به چشم يک معدن طلا از تجربه اي که  تمايل داريم آن را جهت کمک به بهبودي ديگران با ايشان در ميان بگذاريم ، نگاه مي  کنيم . ديگر در زندگي به آن چيزهايي که نداريم فکر نمي کنيم و در عوض براي هدايايي  که هرروز دريافت مي کنيم سپاسگزار هستيم . ما مي دانيم جهت حفظ اين آزادي لازم است  تا چيزهايي را که در قدمهاي قبلي آموخته ايم به طور مداوم بکار گيريم . قدم ده  ابزار لازم اين کار را به ما خواهد داد . 


خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست
 

این صفحه در 0.091 ثانیه 27 نمایش داده شد.