سوال چهارم - قدم اول - هموابستگان - Coda

انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

همراه با پرتو (نور)                               بی پرتو (در تاریکی)
-----------------------------------------------------------------
1)-وافداری                                                   ترس
2)- امید                                                     نگرانی
3)- خیرخواهی                                           خشم
4)- نفس کشی                                        حسادت
5)- صبوری                                                 انتقاد
6)- حساس بودن                                بدون حساسیت
7)- مصلح ( عدم دخالت در زندگی دیگران)     دشمنی
8)- مهربانی                                            حسادت
9)- دلیری و جرات                                ریاکاری(درونی)
10)- بخشش                                           تعصب
11)- وظیفه                                         خودخواهی
12)- عشق                                             طمع
.
قانون #62



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: سوال چهارم - قدم اول - هموابستگان - Coda  (دفعات بازدید: 3394 بار)

sara

  • مدیر انجمن
  • بابا حرفه ای
  • *****
  • امتیاز: +168/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 783
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

4- چگونه خودم را از شر تفكرات ديگران رها ميكنم؟ چگونه از خودم مراقبت ميكنم؟ چگونه پذيرفتن اينكه در مقابل ديگران عاجزم مرا در اين موضوع ياري مي كند؟
خارج شده است
براي بدست آوردن چيزي كه تاكنون بدست نياورده اي ، بايد كسي شوي كه تاكنون نبوده اي.
"گابريل گارسيا ماركز"

ممكن است كسي را اشتباه زنداني كنند ولي اشتباهي ازاد نمي كنند.به راستي كه حكمتي در ازادي ما بوده است و چه زيباست اين حس مقدس...

فرزانه

  • فرزانه
  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +70/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 327

4- چگونه خودم را از شر تفكرات ديگران رها ميكنم؟ چگونه از خودم مراقبت ميكنم؟ چگونه پذيرفتن اينكه در مقابل ديگران عاجزم مرا در اين موضوع ياري مي كند؟
اينكه ديگران چه فكري راجع به فردي ميكنن كمي دلهره آور ه ولي اينجا ياد گرفتم كه اگر رفتار و عملكردم بديگران خسارتي نزند و در تيرس حوادث و وقايعي كه ربطي بهم ندارن قرار نگيرم بطبع از شر تفكرات ديگران خلاص خواهم بود ولي گاهي مسئله اي بوجود آمده ربطي بمن ندارد اما ناخواسته در مسير ش قرارت ميدهند و هر تفكري كه دلشان بخواهد راجع بمن ميكنند وقضاوتها شكل ميگيرد.
براي كسي از فاميل مشكل حاد و حيثيتي پيش آمد كه همسرمن چون از بستگان نزديكش بود اجبار به دخالت داشت و اون شخص از ايشان كينه گرفت چون نميتوانست با همسرم روبرو شود راجع به حرفهاي نگفته از طرف شروع به سخن چيني و خراب كردنم كردن كه اصلا چون موضوع حيثيتي بود كلا خودم  وبچه هايم را از اين موضوع دور نگه داشتم اما صحبتها حاكي از نقل قولي از طرف من بود. تنها كاري كه كردم  گفتم اين مسئله بما ربطي نداشته و اين حرف مربوط بمن نميشه اما غضبها بيشتر و يك كلاغ و چل كلاغ گسترده تر و نگاهها و خشم ها بيشتر. مجبور به بررسي شدم از قول كسي كه اين حرف را زده بود  جلوي  دو خواهرش  پرسيدم ميشه بگي دقيقا آنروز كه مرا ديدي من چه جمله هاي را گفتم؟ اول نميدانست كه چه جور حل و فصل كند گفت اين جمله را تو گفتي و بعد گفت نه اينجوري گفتي و بعد فهميد كه اين جمله از تفكرات خودش نشئات گرفته و نگراني اين مشكل پش آمده را از زبان من و بتفكر خودش بيان كرده و آتش خشمي رو براي من روشن كرده بود. خدارو شكر همين مسئله بگوش ان شخص بقول خودش ضربه ديده رسيد و متوجه شد  اما كلي اعصاب من بهم ريخت تا ثابت كردم .حال انها باور كرده اند يا نه مهم نيست مهم حرفيست كه من اصلا نزده بودم و خودم باور داشتم كه ربطي بمن ندارد و هميشه از اين گونه صحبتها گريزانم/
نتيجتا اينكه من در مقابل تفكر ديگران عاجزم چون فكر ممكن است الان اينجا باشد لحظه اي ديگر در حال سير كردن در زندگي و ... ديگران و در ظرف جاي نميگيرد ژس من اجبارا در طوفان تفكر ديگران قرار خواهم گرفت ولي خودم را دور كرده دعا ميكنم و ميپذيرم در مقابل تفكر ديگران عاجزم و انها ميتوانند هر فكري راجع بمن داشته باشند.
خارج شده است

shadi45

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +8/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 37
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

سلام
شما منو میشناسید اولین بار که عضو سایت شدم شما منو راهنمایی کردی ...
با کلی پرس و جو ؟باید سوالها رو جواب بدم ؟بعد چی میشه؟قدم به قدم جلو برم؟
خارج شده است

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

سلام
شما منو میشناسید اولین بار که عضو سایت شدم شما منو راهنمایی کردی ...
با کلی پرس و جو ؟باید سوالها رو جواب بدم ؟بعد چی میشه؟قدم به قدم جلو برم؟
.
.درود خانم شادی
به انجمن خودتون خوش آمدید
این انجمن ، به طور کامل با خواندن نشریات متوجه می شوید که قراره چه کاری در شما ایجاد بکنه
از شما خواهش میکنم که مرتب وارد سایت شده و در قسمت کتابخانه الکترونیکی مطالب رو بخوانید و در صورت نیاز به سوالات از همونجا پرسش های خودتونو انجام بدهید
برای تجربه بهتر و درک دقیقتر موضوع می توانید از مدیران انجمن های دوازده قدمی کمک بگیرید
با تشکر
رضا  بیل
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

shadi45

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +8/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 37
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

آقای رضا - بیل کتابخونه الکترونیگکی چی بخونم؟
در ضمن من بی اراده سست ضعیف تنبلم ..هر چند وقت در میون  میرم توی غار خودم و از هر چی کتاب و ساستهایی مثل بهبودی متنفر میشم و خنده ام میگیره به رفتن داخل این سایتها ..انگار نه انگار من مثلا روز قبل اومدم پستی گذاشتم فرداش بدم میاد بیام ادامه بدم ناامید ناامید یعنی کامل کامل منتظر روز مرگ میشینم
خارج شده است

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

4- چگونه خودم را از شر تفكرات ديگران رها ميكنم؟ چگونه از خودم مراقبت ميكنم؟ چگونه پذيرفتن اينكه در مقابل ديگران عاجزم مرا در اين موضوع ياري مي كند؟
.
در جلسات راجع به قسمت اصلی بیماری که صحبت میشه این حرف رو از بیل دبلیو به یاد می آرم که می گه
امروز از زمان مصرف الکل مدتها می گذرد ، ما باید برای زندگی کردن وارد مرحله دوم بهبودی ، که همانا رها شدن از وابستگی های ( عاطفی ) می باشد شویم .
نقل قول

چگونه خودم را از شر تفكرات ديگران رها ميكنم؟
[/r]
در حقیقت باید گفت من چگونه برایم تفکر دیگران چقدر اهمیت دارد و چگونه این اهمیت بروی روال بهبودی من تاثیر گذاشته و مرا از مسیر بهبودیم دور می کند.
.
اولا هر طرز تفکری بروی من تاثیر ندارد . برای من یک سری افراد هستند که طرز تفکرات آنها باعث دور شدنم از روال بهبودی و بهم ریختگی درونی من می شود و آن افراد معمولا افراد بسیار نزدیک من هستند که برای من صحبت های آنها در درجه اهمیت ویژه ای قرار دارد وبرای همین مورد است که من به شدت آنها را کنترل کرده و نظرات آنها برای من اهمیت دارد و در صورتی که نظر خودشان را اعلام کنند با اینکه به ظاهر بروی من تاثیر گذار نیست ولی به شدت بهم می ریزم و از مسیر منحرف می شوم .
آنها برای من دارای اهمیت هستند .
آنها برای من زندگی و ساختار برنامه ریزی آینده هستند .
آنها تمام آرزوهای من را تشکیل می دهند .
آنها نقش نیروی برتر را برای من بازی می کنند .
و اینگونه است که من به نظرات دیگران اهمیت می دهم
برای رها شدن از آنها باید در درجه اول آنها را طبقه بندی کنم
افرادی که شرایط من را می فهمند و تجربه کافی برای این کار دارند مانند
راهنما ، دوستان بهبودی
افرادی که در شرایط بیماری هستند و برای من بسیار راحت و قابل تشخیص هستند مانند :
اطرافیان بیمار من که این بیماری از آنها به من سرایت کرده ،  همسر و یا حتی فرزند والد
افرادی که تشخیص شرایط بیاری و بهبودی آنها برایم سخت است
که این کار نیاز به مشاوره با راهنما و گرفتن تجربه از اعضای بهبودی برای تشخیص موقعیت می باشد
پس این راه تشخیص و راهکار آن در انجمن و دوستان بهبودی خلاصه می شود و این که من فکر می کنم که ... ( فلان کار را انجام میدهم ) ، اصلا خود فکر کردن من یعنی کنترل کردن .
.
نقل قول
[/q]
چگونه از خودم مراقبت   ميكنم؟
[/r]
محافظت کردن من از خودم مطابق اصول برنامه و تنها با رعایت آنها ممکنه
اینکه من دنبال باشم آیا راهی برای من خارج از انجمن وجود داره ، تجربه ثابت کرده که تقریبا غیر ممکنه و دلیل آنهم بسیار واضح و راحته .
بله ، چون فعلا تفکرات من با بیماری هموابستگی همراهه و این بزرگترین معذل من تا آخر عمره
من در نقطه ای می توانم خودم را محافظت کنم که اصول برنامه مثل دعا کردن و مراقبه کردن ، تماس با راهنما ، خواندن نشریات ، رفتن به جلسات و تماس با دوستان بهبودی ، و گرفتن خدمت است که کم کم متوجه می شویم می توانیم با اصول برنامه خودمان را محفوظ بداریم
نقل قول
[/q]
چگونه پذيرفتن اينكه در مقابل ديگران عاجزم مرا در اين موضوع ياري   مي كند؟

وقتی قبول کنم که در مقابل دیگران عاجز هستم اصرار کردن من کمتر می شود و کمتر کنترل می کنم و اگر کاری را مخالف من انجام بدهند حال من کمتر خراب می شود
وقتی قبول میکنم که در مقابل دیگران عاجز هستم برای کاری که انجام می دهم از کسی انتظار ندارم  ، منت بر سر کسی نمی گذارم ، عاشقانه کارم را انجام می دهم
نیرو و انرژی خودم را هدر نمی دهم ، و برای هر کاری گناه را بر گردن کسی نمی اندازم و کسی را مقصر نمی کنم
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

شمین

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +17/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 49
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

چگونه خودم را از شرتفکرات دیگران رها می کنم؟چگونه
از خودم مراقبت می کنم؟
سعی میکنم مسئله را با نوشتن واسه خودم بازکنم نوشتن باعث شده که توی زوایای مختلفی نیگاه کنم ،بعضی مواقع نوشتن بهم جواب نمی داد هنوز درگیر افکار دیگران بودم.وقتی با راهنمام صحبت میکردم بهتر بهم کمک میکرد،مسئله برام باز میشد.
مثلا من همیشه از افکار بعضیا میترسیدم وقتی که راهنما گرفتم راهنمام کم کم مسئله واسه من باز کرد که این ترس من نشئت گرفته از اتفاقاتی ک در کودکی رخ داده وقتی متوجه شدم و اون آگاهی رو پیدا کردم و پرده انکار رو کنار زدم وبه خودم فرصت دادم و پدیرفتم من بیمار هستم تونستم اون افکار رو رها کنم هنوز سراغم میان ولی سعی خودمو میکنم.
ذهن من همیشه دنبال جواب هست همیشه توضیح میخاد نمیتونم از کنارش رد شم باید بهش جواب بدم اگه فلانی یه حرفی به من بزنه من دنبال دلیل میرم چرا اینو گفت؟حتی شده واسه خودم یه تصورات الکی هم کردم و کلی خودمو درگیر کردم.
بعضی مواقع به جای اینکه تصور کنم به خودم شهامت دادم که بپرسم ؟چرا اینجوری گفتی؟چرا اینجوری برخورد کردی ؟البته توی شرایط مناسب ازش میپرسم.
الان که تو برنامه هستم وقتی ذهنم درگیر افکار و رفتار دیگران میشه به ذهنم جواب میدم که تو مسئول افکار خودتی و در مقابل افکار دیگران ناتوانی.
قسمت دوم)همین که قدم کار میکنم همینکه با راهنمام در تماس هستم ،همینکه کتاب بخونم، فک میکنم از ذهنم و روحم مراقبت میکنم.بتونم تو بحرانهای که اتفاق می افته از چیزهای که راهنمام و برنامه یادم میده استفاده کنم.همینه تلاش میکنم به تعادل برسم یعنی از خودم مراقبت میکم.
البته مواظبت هم داریم که به نظر من جسمی هست که سعی میکنم از جسمم مواظبت کنم
به موقع بخوابم.....غذای مناسب .... 
مراقبت و مواظبت چقد بهم ربط دارن ؟آیا زیر مجموعه هم هستن؟یعنی از روحم مراقبت کنم به جسمم کمک میشه؟
خارج شده است

shadi92

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +62/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 376
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : سوال چهارم - قدم اول - هموابستگان - Coda
« پاسخ #7 : 02 ژوئیه 2013، 12:56:30 pm »

[/color][/size][/font]
4- چگونه خودم را از شر تفكرات ديگران رها ميكنم؟ چگونه از خودم مراقبت ميكنم؟ چگونه پذيرفتن اينكه در مقابل ديگران عاجزم مرا در اين موضوع ياري مي كند؟
[
« آخرين ويرايش: 06 ژوئن 2014، 07:02:10 pm توسط shadi92 »
خارج شده است
خدایا ، مرا تلاوت کن

sara

  • مدیر انجمن
  • بابا حرفه ای
  • *****
  • امتیاز: +168/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 783
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : سوال چهارم - قدم اول - هموابستگان - Coda
« پاسخ #8 : 10 اوت 2013، 11:38:56 pm »








 چگونه خودم را از شر تفكرات ديگران رها ميكنم؟

من اول باید بفهمم چرا لازمه این کار انجام بشه اصلا زیر تفکر دیگری بودن چه ضرری به من میزنه...
من وقتی زیر تفکر دیگری هستم تمرکزم از روی خودم برداشته میشه کم کم یادم میره من کی هستم چه هدف هایی دارم چه ارزو هایی دارم و میخوام به کجا برسم
خیلی از شرایط و موقعیت هایی که برام پیش میاد رو از دست میدم و خیلی جاها هم ترس از طرد شدن توسط افرادی که طرز فکریشون روی من هست که اکثرا افراد نزدیک به من (پدر مادر همسر)یا افرادی که در روال زندگی من در اون مقطع نقش مهمی رو ایفا میکنند (رییس،دوست،هم خونه ای و...)
هستند راه حرکت من رو سد میکنه یا امنیت احساسی من به خطر میفته
 بخاطر اینکه من هم وابسته به تایید و دوست داشتن دیگران و از اونور عدم دوست داشتن خود و عدم اعماد به راه ناشناخته وابسته ام)  من لازم  هست برای پیدا کردن راه درست برای بهبودی از هم وابستگی و براساس الگوهای قدیمی رفتار و عمل نکردن خودم رو از تفکرات دیگران رها کنم.
این کار برای من مراحلش نوشتن و مشخص کردن موضوع مشورت با راهنما و افراد اگاه و مورد اطمینان جمع بندی چیزایی که فهمیدم با راهنما و تصمیم در اون مورد(اصلا شاید طرف مقابل من داره درست میگه و من نیاز به تغییر دارم) و در نهایت عمل کردن به اون تصمیم که اگر ایراد از منه که خب سعی میکنم تغییرش بدم و اگر نیاز به جبران خسارت یا عذرخواهی هست این کار رو انجام بدم....
اگر ایراد از طرف مقابلم هست برای خودم و اون دعا میکنم و چون مسئله برام باز شده و ابعادش روشن شده راحت تر میتونم بپذیرمش و سعی میکنم با دعا مشورت و عمل راه درستی که بهم پیشنهاد شده رو دنبال کنم
 یا گاهی هر دو طرف درست میگیم و راه های متفاوتی در میون هست یا فرهنگ ها و روش های متفاوتی اونجا سعی میکنم باهاش صحبت کنم و یه راه حل میانه پیدا بشه.
یک چیز دیگه هم هست اینکه من باور دوست داشتنی نبودن بی عرضه بودن یا ناتوانی انقدر درونم نهادینه شده باشه که با هر آدم و نفری که برخورد میکنم طرز فکر اون رزو بخوام پیاده کنم که این نیاز به کار بیشتری از طرف من روی اعتماد به نفس خودم باورهای خودم و شهامت خودم داره....
در هرکدوم از اینها باید خسارت نزدن به دیگران و خودم رو مدنظر داشته باشم و به عواقب و فواید هرکدوم آگاه باشم


چگونه از خودم مراقبت ميكنم؟

با مشورت کردن که بیگدار به آب نزنم و از چاله خودم رو نندازم تویه چاه.
با دعا کردن و سپردن به خدا...
با رعایت اصول برنامه به صورت روزانه  برای اینکه انرژی لازم برای پذیرش رو داشته باشم و به قولی یکم در برابرش قدر باشم
با شهامت دنبال علایق و هدف هام رفتن
با گرفتن ترازنامه قدم 10
پی بردن به ارزش سلامت جسم روح و روان خودم و کارهای لازم رو انجام دادن

چگونه پذيرفتن اينكه در مقابل ديگران عاجزم مرا در اين موضوع ياري مي كند؟

من رو از جنگیدن برای اثبات محق بودنم نجات میده باعث میشه انرژی خودم رو برای تغییرات دلخواهم بذارم
وسواس فکریم رو کم میکنه.
یاد میگیرم که فقط خودم رو میتونم تغییر بدم و منتظر تغییرات بیرون نمیمونم
به دیگران احترام بیشتری میذارم و ازشون کینه و خصومت نمیگیرم
به فکر انتقام و تلافی نیستم
باعث میشه به خودم و. تصمیم هایی که براساس مشورت گرفتم اعتماد بیشتری پیدا کنم.
[/quote]
« آخرين ويرايش: 10 اوت 2013، 11:46:07 pm توسط sara »
خارج شده است
براي بدست آوردن چيزي كه تاكنون بدست نياورده اي ، بايد كسي شوي كه تاكنون نبوده اي.
"گابريل گارسيا ماركز"

ممكن است كسي را اشتباه زنداني كنند ولي اشتباهي ازاد نمي كنند.به راستي كه حكمتي در ازادي ما بوده است و چه زيباست اين حس مقدس...

milena

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +37/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 288
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : سوال چهارم - قدم اول - هموابستگان - Coda
« پاسخ #9 : 25 دسامبر 2013، 11:17:18 pm »

بتونم نه بگم ومیتونم بنویسم تفکرات دیگران وحتی تفکرات منفی خودمو و بسوزنم .   وفتی که حرفی وبحثی گفته میشه ومن دوست ندارم بشنوم بگم این بحث نکنید باید از روح روانم مراقبت کنم شاد باشم کنارروحم باشم ولی من دراین مورد عجز دام طوری که چندروز پیش حرفی پیش امد که دوست نداشتم بشنوم ولی بیان شد طوری که من چندروز بهم ریختم وانرژی ازدست دادم وخیلی درد کشیدم مامنتظریم دیگران تغییر روش بدن بعد حالمون بد میشه سردرد میشم ولی بپذیرم که نمیتونم دیگران تغییر بدم ودنبال کار بیهوده نباشم فقط روی خودم  انرژی بذارم کار کنم  همه این ادمها که هستن توی زندگی من لازم که باشن پس هراتفاقی که میفته بایدبسپارم بخدا شاید لازم این باشه بخاطر یه چیزهای دیگه  باعث میشه من ثابت قدم تر باشم واگرم اونها ایرادی دارن خدا اگه خودش لازم بدونه اون ایراد رو بموقع برطرف میکنه مثل خود من که در زمانی که لازم بود من با این برنامه اشنا شدم
خارج شده است

shadi92

  • بازوی CODA
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +62/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 376
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : سوال چهارم - قدم اول - هموابستگان - Coda
« پاسخ #10 : 18 ژانویه 2014، 11:45:28 am »

چگونه خودم را از شر تفكرات ديگران رها ميكنم؟ چگونه از خودم مراقبت ميكنم؟ چگونه پذيرفتن اينكه در مقابل ديگران عاجزم مرا در اين موضوع ياري مي كند؟
**********************
هر تفكري هر برداشتي هر ذهينتي براي من مهم نيست يك سري افراد با جايگاههاي مشخص كه ستاره دارشون كردم برام مهم هستن..گاهي زير تفكراتشون له ميشم ...و خودم باعث ميشم. من عاجز و وابسته.باعث ميشم من كه رها نكردم.بايد به كمك انجمن راهنما-معبودم از شر تفكرات مخرب رها شوم..بايد احساسهايم رو با طي زمان وممارست سرجاي اصليشون بزارم و با تفكرات ونظرات اين افرادستاره دار بهم نريزم و نپاشم..
خارج شده است
خدایا ، مرا تلاوت کن
 

این صفحه در 0.116 ثانیه 28 نمایش داده شد.