انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

عشق، دليلي براي وجود اثبات خداوند است.



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: سنت سوم  (دفعات بازدید: 343 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
سنت سوم
« : 30 اوت 2012، 08:32:00 am »

سنت سوم:تنها لازمه ي عضويت تمايل به قطع مصرف است
 
قدم دوازده ما مي‌گويد: «... كوشيديم اين پيام را به معتادان برسانيم...» طبق يك قاعده كلي در انجمن، «ما فقط با ايثار آنچه كه داريم مي‌توانيم آنرا حفظ كنيم». بنا به تجربه، قوي‌ترين ابزار براي رساندن پيام بهبودي و انجام قدم دوازده گروه مي‌باشد. حال براي ما معتادان كه تحت تأثير «بيماري اعتياد» و عوارض آن كه به شكل رفتارهاي ضد اجتماعي بروز مي‌كند، بوده و اصولاً افرادي منزوي و گوشه‌گير و غيراجتماعي هستيم، چگونه اين امر امكان‌پذير خواهد بود؟
پاسخ در اين عبارت خلاصه مي شود: «درك و اجراي سنت‌ها»، چرا؟  چون سنت‌ها در واقع الگوهايي رفتاري براي زيستن و در كنار هم بودن در يك محيط جمعي بوده و توسط آن‌ها مي‌توانيم به شكلي مسالمت‌آميز، با هم بودن و با هم زيستن را تجربه كنيم.
سنت سوم، نخستين سنت از شش سنت مربوط به روابط عمومي انجمن‌ ما است و من تلاش مي‌كنم با بيان تجربه و درك خود، در حد بضاعتم و فضاي محدود اين مقاله، مختصراً آن را با شما مشاركت كنم.
«... سه اصل ضروري روحاني، صداقت، روشن‌بيني و تمايل مي‌باشند «هر بار كه به موقع به جلسه بروم، اين جمله را خواهم شنيد. طي اين چند سال ياد گرفته‌ام كه صادقانه خود را بررسي كنم و با روشن‌بيني در پي يافتن راه حل مشكلاتم بوده و تمايل به انجام آن را داشته باشم. «تمايل» عمل اصلي و اساسي براي حركت در راستاي دستيابي به هدف است. بدون تمايل نيل به هدف، غيرممكن خواهد بود.
اتفاقي كه در زندگي من افتاد، اين بود كه طي سال‌ها تحمل درد و رنج ناشي از مصرف مواد مخدر و رفتارهاي اعتيادي، خسته شده و ضرورت قطع مصرف را حس كردم. من تمايل پيدا كردم تا قطع مصرف كنم و پس از آن بود كه سرانجام جايگاهي را يافتم تا بتوانم پاك زندگي كنم. من زندگي پاك و روحاني را يك هدف مقدس مي‌نامم. حقيقتي در اين ماجرا نهفته است، كسي كه سال‌ها مواد مخدر مصرف كرده و تقريباً همه چيز خود را از دست داده، نه پولي براي پرداخت حق عضويت دارد، نه وضع ظاهري مرتبي تا خودي نشان دهد، نه جايگاه اجتماعي مناسبي تا با آن وجهه‌اي كسب كند و نه تقريباً هيچ چيز ديگر! تنها به صرف علاقمندي به تجربه يك زندگي جديد و بدور از هرگونه ماده مخدر مي‌تواند در اين انجمن با ديگران همراه شده و در تجارب آن‌ها در يافتن يك زندگي جديد، شريك و سهيم باشد و در كنار اعضاء، اين راه را طي كند. اين حقيقت از همان روزهاي اول بر من آشكار شد. وقتي در جلسات عنوان مي‌شد كه :«... براي ما مهم نيست كه چه چيز و چقدر مصرف كرده‌ايد، دارايي و نداري شما براي ما بي‌تفاوت است، هر كس مايل باشد مي‌تواند بدون در نظر گرفتن سن، مذهب، نژاد و جنسيت به ما بپيوندد...» نور اميدي به دلم تابيد و اميد در من تقويت شد. با خود گفتم كه جايي هم براي من در اين جا هست. همه اين‌ها به بركت اجراي سنت سوم در انجمن معتادان گمنام اتفاق افتاد. اعضاي قديمي‌تر از من مي‌دانستند كه: «تنها لازمه عضويت، تمايل به قطع مصرف است.»
سنت سوم از من به عنوان يك عضو چه مي‌خواهد؟
سنت سوم در وهله اول با مطرح كردن تمايل به عنوان تنها لازمه عضويت، هر گونه پيش شرط و قيد و بندي را منتفي اعلام مي‌كند چرا؟ چون تمايل يك حس دروني است كه به هيچ عنوان از بيرون، قابل شناسايي و ارزيابي نمي‌باشد. هيچ‌كس با هر مقدار پاكي و تجربه در بهبودي، قادر نخواهد بود درون انسان ديگري را جستجو كرده تا احتمالاً پي به وجود تمايل در او ببرد. به چه دليل؟ چون ما خدا نيستيم. اصل روحاني تواضع به ما ياد آوري مي‌كند كه قضاوت را به خداوند بسپاريم. حال سؤال ديگري پيش مي‌آيد:
من در راستاي اجراي سنت سوم چه نقشي مي‌توانم ايفا كنم؟
به عنوان يك عضو، وظيفه من اين است كه كمك كنم تا چراغ جلسات روشن بماند و در جلسه به روي هر كس كه علاقمند به تجربه راه ما است، باز باشد و من مي‌توانم با بيان صادقانه تجارب خود، چه از دوران بيماري و چه در دوران بهبودي، چون بادبزن، آتش اشتياق تازه واردان را شعله ور كنم. همين و بس. يعني من با نحوه عملكرد و برخورد مناسبم با يك تازه وارد مي‌توانم شوق ولو ناچيزي كه در او ممكن است يافت شود را بيشتر كنم.
اما اين موضوع تنها يك روي سكه سنت سوم است. من بارها اين جمله را شنيده‌ام كه: «اين برنامه مخصوص كساني نيست كه به آن احتياج دارند بلكه برنامه براي كساني است كه خواهان آن هستند، كساني كه طالب آنچه كه ما داريم هستند و حاضرند براي بدست آوردندش كوشش كنند...».
مي‌دانيم كه تمايل يك حس دروني است و كسي قادر به شناسايي و ارزيابي آن حس، در درون ديگران نيست. ما فقط مي‌توانيم در ديگران ايجادانگيزه كنيم، هر كس خود بايد به آن نقطه برسد كه تمايل به قطع مصرف را پيدا كند. در اين خصوص هم وظيفه ما، آن گونه كه قدم دوازده  از ما مي‌خواهد اين است كه آماده خدمت باشيم و در دسترس، تا هرگاه معتادي درخواست كمك كرد، بتوانيم به او كمك كنيم. وظيفه ما به عنوان يك عضو انجمن معتادان گمنام، آگاهي و شناخت بيشتر از اين اصول و اجراي دقيق‌تر و متعهدانه‌تر آنها، چه در انجمن و چه در بقيه قسمتهاي زندگي است. سنت‌هاي ما با درك و اجرايشان كاربرد پيدا مي‌كنند. اين‌ها هر دو مكمل يكديگر هستند. بدون هر يك از آنها، نتيجه‌اي در كار نخواهد بود، چون فايده سنت‌ها در اعمال و رفتار و زندگي ما متجلي مي‌شوند. با درك و رعايت جدي‌تر سنت‌ها مي‌توان رفتاري متعهدانه‌تر نسبت به اصول بازيابي برنامه معتادان گمنام را به اجرا درآورد.
در پايان از نيروي برتر خودم درخواست دارم تا مرا در درك و اجراي سنت‌ها ياري نمايد و از همه شما به خاطر فرصت خدمتي كه در اختيارم قرار داديد، صميمانه سپاسگزارم.
 
سنت سوم: خوش آمديد
قدم‌هاي دوازده گانه‌ي انجمن معتادان گمنام راهكاري ساده براي ما معتادان است كه ميل به درست زندگي كردن را در ما زنده كرده و با كاركرد اين قدم‌ها، تحولي عظيم در زندگي‌مان رخ داده است كه سال‌هاست همگي ما در مورد آن سخن مي‌گوييم و سپاسگزاريم و باز نمي‌توانيم حق مطلب را ادا كنيم. با كاركرد اين قدم‌ها ما هر روز بيشتر به هم نزديك شديم و به اهميت حضور يكايك‌مان در زندگي يكديگر پي برديم.
ما محتاج حمايت از همديگريم و بدون اين حمايت ما معتاداني تنها خواهيم بود. اكثرما بهبودي خود را از داخل انجمن آغاز مي‌كنيم، به اين معني كه بعد از سال‌ها انزوا به جمع دوستان در جلسات مي‌پيونديم، اعتماد را از نو در ارتباطاتمان با راهنما  و دوستان بهبودي تمرين مي‌كنيم و ‌آن‌ها نيز آن قدر ما را مي‌پذيرند كه به مرور پذيرش خود را فرا گيريم، در انجمن است كه اعتماد به نفس از دست رفته احيا مي‌گردد و دير يا زود و به مرور هركدام از ما همين اصول را به تمام جنبه‌هاي ديگر زندگي‌مان مي‌بريم و بهبود مي‌يابيم.
به راستي بدون حضور اعضايي كه انجمن معتادان گمنام را تشكيل مي‌دهند، آيا خود نام انجمن معنايي دارد؟ يا باعث بهبود حال يك معتاد در حال عذاب مي‌شود؟ اكثر ما بارها گفته‌ايم كه من به تنهايي نمي‌توانم و مي‌دانيم كه اهميت اين موضوع به قدري است كه بهبودي شخصي همه ما را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد.در اين راستا ما تجربه‌هاي غني و ارزشمندي را كسب كرده‌ايم كه به سنت‌هاي دوازده‌گانه NA معروف است.
اصولي روحاني و غيرقابل تغيير كه باعث مي‌شود بتوانيم در اين مسير و در كنار يكديگر به بهبودي‌مان ادامه دهيم و فشارهاي داخلي ما را پراكنده و متفرق نسازد و هم‌چنين فشارهاي خارجي ما را منحرف نكند. سنت‌هايمان بسيار ساده اما كارآمد مي‌باشند.
هركدام از ما انسان‌هايي متفاوت هستيم كه به علت بيماري اعتياد و به ناچار در انجمن معتادان گمنام به يكديگر پناه آورده‌ايم. هر يك از ما زندگي متفاوتي را داشته‌ايم. در دوران مصرف مواد مخدر متفاوتي مصرف كرده‌ايم، عجزهاي متفاوتي تجربه كرده‌ايم، سنين مختلفي داريم، سال‌هاي تخريب متفاوتي را سير كرده‌ايم، اخلاق مخصوص به خود را داريم، نواقصي متفاوت و ...
اما آيا همه اين تفاوت‌ها مي‌تواند مانعي براي درك به تمام معناي يكديگر باشد؟ تجربه ما خلاف اين موضوع را ثابت مي‌كند.
مثالي كه در اين مورد صدق مي‌كند، سفر كشتي بهبودي است روي موج‌هاي نابودگر بيماري اعتياد. در اين كشتي شايد از هر قشري از جامعه حضور داشته باشد اما اكنون كه آنها در مشكل و هم‌چنين در راه حل با هم مشتركند، ديگر تمام تفاوت‌ها به كناري مي‌رود و تنها بحث مطرح نجات از اين درياي طوفاني است. در ضمن همين تنوع ماست كه باعث شده كه هر معتادي كه به جلسات ما مي‌آيد بتواند پيام بهبودي را به ساده‌ترين شكل ممكن دريافت كند با وصف تمام تفاوت‌ها، همگي ما درد و رنج ناشي از بيماري اعتياد را تجربه كرده‌ايم و راه مشتركي را براي درمان پيدا كرده‌ايم كه با هم بودن در آن نقشي حياتي دارد. در اين ميان تصور كنيد كه در اوايل شكل گرفتن انجمن، اعضاي اوليه تصميم مي‌گرفتند كه فقط عده‌اي خاص از معتادان حق شركت در جلسات بهبودي انجمن را داشته باشند يا هر شرط و شروط ديگري كه عضويت در انجمن را محدود به عده‌اي خاص از معتادان مي‌كرد. گمان مي‌كنم در آن صورت نه من مجال نوشتن اين مطالب راداشتم و نه شما مجال خواندن آنرا. چرا كه شايد در آن صورت ما واجد شرايط عضويت در انجمن نبوديم و بايد با عاقبت تلخ خود روبرو مي‌شديم. سنت سوم باعث گستردگي جهاني انجمن معتدان گمنام بدون هيچ محدوديتي شد و از اين بابت خدا را شاكريم.
حال اگر دقيق‌تر به سنت سوم بنگريم و وارد وادي تجربه شخصي هر كدام از اعضا شويم و آن را با كليت اين سنت در نظر بگيريم، متوجه عظمت و روحانيت ناب اين سنت مي‌شويم.
گاهي اعضاي تازه واردي را ديده‌ام كه در اوايل ورودشان به انجمن حالتي تدافعي از خود نشان داده‌اند و برخلاف آن چيزي كه در برنامه ما وجود دارد، عمل كرده‌اند. با خود گفته‌ام كه اين شخص نمي‌تواند در انجمن باقي بماند چرا كه هنوز گذشته‌اش را با خود حمل مي‌كند. از طرف ديگر اعضاي تازه واردي هم بوده‌اند كه سر جنگ با هيچ كس نداشته‌اند و آرام در جلسات نشسته‌اند و در هنگام مشاركت، عجز‌ها و درماندگي‌هايشان را تعريف مي‌كردند كه تكان دهنده بوده و از صميم قلب متأسف مي‌شدم و از طرفي هم به خاطر تجربه نكردن اين مصائب از خداوند سپاس‌گزار بودم و در مورد اين عضو نيز مي‌گفتم كه آن عضو تا آخر سياه چال اعتياد سقوط كرده است. اما پس از مدتي خلاف نظرم را با چشم خود ديده‌ام كه عضو اول به مرور برنامه‌ي انجمن را تجربه كرده است و در حال بهبودي است و با ناباوري عضو ديگر را كه روانه عاقبت تلخ خود شده است. اكنون به تجربه مي‌دانم كه انجمن ما جاي قضاوت كردن در مورد بيماري و بهبودي، ماندن و نماندن و تمايل و يا عدم تمايل اعضاي ديگر نيست. گاهي توقع داشته‌ام كه تازه‌واردان درك امروز مرا از برنامه داشته باشند و گاهي با اندكي تخفيف، خواسته‌ام كه همچون اوايل بهبودي خودم عمل كنند. غافل از اين كه آنها زندگي خود را تجربه مي‌كنند و قرار نيست كه ما كپي‌هايي دقيق از يكديگر باشيم. نحوه زندگي، شرايط خانوادگي، تنوع تربيت‌ها، تعدد باورها و هر آن چه به فرديت فرد مربوط مي‌شود، با ديگري متفاوت است و قضاوت پيش‌داوري در مورد آن‌ها بيهوده و غيرمنصفانه به نظر مي‌رسد.
بهترين راه ممكن براي ابراز نيت خير ما نسبت به تازه‌واردان در آغوش گرفتن و خوشرويي و خوش‌آمدگويي است. بسيار پيش آمده كه افرادي از روي كنجكاوي سري به جلسات ما زده‌اند و همين خوش آمدگويي گرم آن‌ها را جذب برنامه كرده است. ما ياد گرفته‌ايم كه معتاد را به زور وارد برنامه بهبودي خود نكنيم، اما معتادي كه با تمايل خود به جلسات مي‌ايد، هر چند كه مصرف كننده هم باشد را با گرمي بپذيريم و از او استقبال كنيم. مصرف مواد مخدر هيچ گونه توجيه عقلي ندارد اما يافتن توجيه از جانب يك فكر بيمار كه به دنبال بهانه‌اي براي اثبات عدم كارآيي برنامه براي خود است، بسيار ساده است و تنها كافي است ما به گونه‌اي عمل كنيم كه به او القا شود كه اين برنامه براي او كار نمي‌كند. خدمت به معتادي كه سوابق گذشته و نوع و شرايط زندگي‌اش بيشتر از خود بيماري او مد نظر باشد، تقريباً غيرممكن است. محبت كردن به فرد معتاد، بدون در نظر گرفتن هر نوع شرايطي كه داشته يا دارد، باعث اتحاد هرچه بيشتر و خدمات باارزش‌تر و گسترده‌تر و تمركز بر هدفي كه همگي ما به صورت جمعي به دنبال آن هستيم، مي‌شود نحوه برخورد با نوجواني كه تازه‌وارد انجمن شده يا عضوي كه جديداً به عر علتي خدمتش را رها كرده است، يا عضو ديگري كه بدليل شرايط شغلي‌اش خيلي كم به جلسات مي‌آيد يا به تازگي بعد از چندين بار لغزش دوباره شروع به آمدن به جلسات كرده است يا ... تمامي اين اعضا و اعضاي ديگري كه به هر علتي احساس مي‌كنيم با ما متفاوتند، به هر حال داراي بيماري اعتيادند، همان بيماريي كه ما را وارد انجمن كرد و ديگر بار و ديگر بار كار ما خوش‌رويي‌و خوش‌آمد‌گويي به آنهاست، اگر مي‌خواهيم كه اصول سنت سوم را رعايت كنيم. اما اين موضوع را با اين طرز فكر كه «هر كس به هرگونه‌اي كه دوست داشته باشد در انجمن ما مي‌تواند عمل كند و تنها لازمه‌ي عضويت تمايل به قطع مصرف مواد مخدر است، «مغايرت دارد پايبندي به اصول برنامه انجمن معتادان گمنام فراتر از عضويت در اين انجمن است. يك  شهروند هرگز در فكر خسارت زدن به شهر خود نيست، چرا كه در آن صورت مسئله در مورد يك فرد نمي‌باشد بلكه صحبت از يك شهر و شهروندان در ميان است.
ما در هر جمعي كه قرار مي‌گيريم، ملزم به رعايت قوانين آن هستيم. اين مسئله درمورد انجمن ما به گونه‌اي ديگر است و با قوانين اجتماعي اندكي متفاوت مي‌باشد.اين سنتهاآموزه هايي از اصول روحاني مادرارتباط بايکديگر گروه‌ها و NA در كل و همچنين در ارتباط با جامعه مي‌باشد اما عدم درك و اجراي همين اصول ساده توسط اعضاء مشكلاتي را به بار آورده كه امنيت و بهبودي‌مان را به مخاطره مي‌اندازد. ما جزيي از جامعه خود هستيم و تابع قوانين اجتماعي آن و گروه‌هاي ما نيز در اصل جزئي از همين جامعه مي‌باشند. با درك و رعايت اين اصول در تمام زمينه‌هاي مختلف زندگي بيشتر و بيشتر به اين نوع نگرش نزديك مي‌شوم كه زندگي كنيم و بگذاريم ديگران نيز زندگي كنند. البته در مقابل اصول اساسي سنت سوم، اين موضوع يك جنبه بسيار جزئي‌ست و تنها دليل بيان آن در اينجا عدم سوء تعبير اعضاي انجمن است كه بدانيم هرگز اين سنتها ما را به هرج و مرج دعوت نمي‌كند.
«هرج و مرج» يعني همان علائم و عوارض بيماري اعتياد كه موجب شد ما را مجرم قلمداد كنند، امروز به لطف خداوند و كاركرد اصول برنامه NA، ديگر برخلاف ميل‌مان ناهنجار نيستيم و از اصولي تبعيت مي‌كنيم كه زندگي‌مان را با نشاط و سالم كرده است. در اين راستا سنت سوم حكم جوانه‌هاي در حال رشد خدمات ما به عموم معتادان دنيا را دارد تا چشم‌انداز جهاني انجمن ما به تحقق بپيوندد:» باشد كه هر معتادي در هر جاي دنيا بتواند با زبان و فرهنگ خود پيام انجمن را دريافت كند. «به نظر شما آيا بدون رعايت سنت سوم مي‌توان به اين رويا دست يافت؟..» امروز من درك كرده‌ام كه واقعاً دو راه بيشتر ندارم يا حركت در مسير روحاني يا ... اميدوارم كه همگي بتوانيم كنار يكديگر به معتاداني كه در عذابند كمك كنيم.
 
 
 نقل از فصل نامه پيام بهبودي شماره 18
 

 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

x6owtdf4f

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +2/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 211
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • jkl202
United States House of Representatives passed the act of comfort women issue bec
« پاسخ #1 : 19 آوریل 2016، 02:14:18 am »

the United States Senate vote scheduled for next week the appropriations bill. If passed, the bill will be signed by President Obama in force. The White House has expressed support for the bill.
 also reported that the South Korean government said 14 plans for the distribution of memory of the world heritage in the national record for South Korea, and Southeast Asia Chinese Japanese "comfort women", for 2017.
 he said in a statement that he is committed to promoting the long-term congressional emphasis on comfort women issue,chaussure jordan pas cher, is the "World War II" comfort women "who seek justice".
< p > the United States House of representatives in 2007 had verbally by a non binding resolution, demanded that the Japanese government to "unmistakable" officially recognized the Japanese army had during the Second World War forced Asian countries a large number of women in the imperial army to provide service, this apologized, and assume the historical responsibility ".
< p > moves to the United States, South Korean foreign ministry 16 said this truthfully reflect the international community how to treat Japan had forced Asian women as comfort women and violated the dignity and human rights of the women. The Japanese government must admit infringing upon women's human rights in the imperial reign of the facts of the crime,golden goose, and solve the problem as soon as possible.
 data figure
 Korea embarked on the &quot,stylo mont blanc pas cher;comfort women" inscription file
[Abstract] the house of representatives of the United States through the 2014 fiscal year 15 Appropriation Bill for the first time, the comfort women issue income of the bill, urged the Obama administration to promote the Japanese government to bear the historical responsibility and apology. In this regard, the South Korean side said 16,tn requin pas cher, Japan must solve the problem as soon as possible.
 is an anonymous source evaluation, this "highly symbolic",hogan outlet online, Japan will therefore face more political pressure from the United states.
 U.S. House of Representatives day to 359 votes to 67 votes on the results of the vote by a total of $1 trillion funding bill. Act on additional documents mentioned in the house of representatives in 2007 by Resolution No. 121,hogan outlet, "urged (secretary of state to promote treatment (2007 house of Representatives passed the resolution referred the matter to" the government of Japan.
 U.S. House of Representatives passed the 2014 financial year 15 appropriations bill for the first time, the comfort women issue income of the bill, urged the Obama administration to promote the Japanese government to bear the historical responsibility and apology. In this regard, the South Korean side said 16,hogan rebel outlet, Japan must solve the problem as soon as possible.
 original title: the United States will act as comfort women to seek justice
< p > Yonhap 15 quoted U. S. Congress, some officials as saying, this is the Congress of the United States for the first time in the bill to join the issue of "comfort women".
 United States House of Representatives passed the &quot,hogan sito ufficiale;comfort women" issue bill
 submitted in 2007 "comfort women" in the draft resolution of congressman Mike &middot; Honda 15 of the house of representatives to this issue formally incorporated into the bill welcome.
Related Articls:
 
 
   Wind and t
 
   City exotic amorous feelings of night I steal love
 
   Audit of t
 
 
I finally understand why the original will be lost, these trees are all thinking of living creatures, they blocked me. At the thought of this, I immediately felt the hair rise, and now, I am surrounded by these creatures, but they are sleeping, I can not wake them up.
خارج شده است

hfgh6p5ess

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +2/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 259
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • nop792

< p > this song is the original singer Roy Orbison Roy Roy Orbison like,hogan outlet, but Don McLean's version is obviously more attractive,hogan sito ufficiale, sing out essence,scarpe hogan outlet, spread a >[/b]
 
R.
Crying Don McLean
I was all right for a while
I could smile for a while
But when I saw you last night
You held my hand so tight
When you stopped to say hello
And though you wished me well
You couldn't tell
That I'd been crying over you, crying over you
Then you said so long
And left me standing all alone
Alone and crying,hogan outlet online, crying,hogan outlet online, crying,louboutin pas cher soldes, crying
It's hard to understand
That the touch of your hand
Can start me crying
I thought that I was over you
But it's true,hogan outlet online, so true
I love you even more than I did before
But darling, what can I do
You don't love me
 And I'll always be crying over you,golden goose sneakers, crying over youYes now you're goneAnd this moment on
I'll be crying crying crying crying
I'm crying crying over you

 
Crying cry
 
Related Articles:
 
 
   Cai Wenshe
 
   There are
 
   Two car bombs exploded in Damascus
 
 
   The general situation is only ATM card to back cash, the general credit card is not good, but some special credit cards, such as Discover, also has the function to provide back cash. His advantage is that is not restricted by the issuing bank ATM, I in Atlanta Montana's ATM card to Boston can cash back, and totally do not charge fees, please use.
خارج شده است

cnyeh119a

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +2/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 248
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • vwx572

Mao Zedong survived only 4 children, by age arrangement,pandora jewelry outlet, Mao Anying, Mao Anqing, Li Min, is lina.
Why didn't Mao Zedong allow Liu Siqi to marry Mao Anying in 1948? _ History Channel _ ifeng.com
< p > core tip: not and in a short while, maoanying anger angrily back, he to Mao Zedong Showdown: Dad,hogan sito ufficiale, we are ready, getting married tomorrow. Mao Zedong felt a little sudden, asked: is not to tell you not to get married for the time being? My own thing is to let me call the shots. Mao Anying is worried. Who do you want to marry the boss, the age of marriage is not, you do get the Lord? It's up to the rules and discipline. Mao Zedong was angry too.
In August
After
This article is from the &quot,golden goose deluxe brand;Mao Zedong family"
, Mao Anying in Yanan to know the martyr Liu Qianchu's daughter Liu Siqi. Two people know each other, each other gradually produced love. Maoanying long liusiji 9 years old, he married for more urgent, but liusiji feel need not too quickly, but in the end, he was convinced anying. Mrs. Zhu De Kang Keqing to find Mao Zedong baomei, and helped Mao Anying and Liu Siqi ready to get married.
 love at first sight is not enough to take. Mao Zedong with his life experience, to his son's warning really justified. The old lady who could not bear the hard life, soon left Yanan. Mao Zedong after that, it is said with emotion: it seems pretty unreliable, but also by the ideal!
 Author: Kong Xiangtao Publishing: China books publishing house
 as time went by, the children grew up in one day. When men and women. Imperceptibly, they reach the age of marriage. Mao Zedong, like all the parents, with the joy of the mood, carefully handle the children's life event.
1948, Liu Siqi and Mao Anying went to see Mao.
 Mao Anying returned to Yanan, has been 24 years old, but did not find the object, in that era, even the older youth. Jiang Qing was very concerned about him, and he was very enthusiastic about his marriage. She found that the Anti Japanese military and Political University surnamed Fu, the girl is from Peiping, good-looking and invited her to come home with anying eat together. After dinner, Jiang Qing asked Mao Anying how to feel, Mao Anying said that feeling can also. Jiang Qing excitedly told Mao Zedong. Mao Zedong listened to shake head to say: see one side is fixed for life, also too hasty? The child is not heavy, you also can not stand the gas? You call the coast. Mao Anying saw his father,scarpe golden goose, said that people are quite good. Mao Zedong laughed, said humorously: you will not be tempted not clever, not beautiful, this is the one I understand. But to see the pretty excited, this is the one I can't understand you. Mao Anying's face turned red, and his head was silent. Mao Zedong's tone becomes serious: in addition to the beautiful,hogan sito ufficiale, you also understand her? Ideal,zapatillas new balance mujer, moral character, character, do you understand? She had just come from Peking,air max pas cher, we don't know her. Marriage to you,montblanc plume pas cher, is not only the marriage, is also related to our revolutionary cause. Who told you to be the son of Mao Zedong? Must be careful not to engage in a rash.
Related Articles:
 
 
   Kim Jong-il banned the Korean women riding reason
 
   In 1950 Li
 
   Yanan nurse recalled most whe
 
 
   Music through 2016 and 2017 the annual and year 2018 to achieve a net profit amount (net profit amount deducting non recurring gains and losses after belonging to all shareholders of the parent company net profit for quasi) were not less than 36 million yuan, 46.8 million yuan and 58.5 million yuan, according to the results of commitment.
خارج شده است

Umvoch24

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • ghi746
Cheap NFL Jerseys China
« پاسخ #4 : 31 مه 2018، 08:45:46 am »

"Charles is one of the greatest players to ever put on a uniform,NFL Jerseys China Online," coach Jack Del Rio said. "He's a great Raider. To be able to send him out the right way,NFL Jerseys Supply, to be able to cap off a special evening like this,Jerseys Cheap Wholesale, our last home game of the year ... I'm just really proud of the effort."
The Chargers (4-11) were unable to muster a first down and lost their seventh straight division game. Rivers threw for 277 yards and a TD for San Diego,Cheap NFL Jerseys, also possibly on the move to the Los Angeles area.
خارج شده است
 

این صفحه در 0.126 ثانیه 26 نمایش داده شد.