انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

خود را نگران آنچه که می دانید و نمی دانید نکنید
نه به گذشته بیاندیشید و نه به آینده
فقط بگذارید دستان خداوند هر روز شگفتی های اکنون را برای تو بیاورند  (دکتر شهید شریعتی مزینانی)



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: چاه من....  (دفعات بازدید: 1255 بار)

sara

  • بازوی CODA
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +168/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 783
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
چاه من....
« : 04 مارس 2012، 03:58:54 am »

به نام حضرت دوست كه هرچه هست از اوست.....
اول سلام
 الان دقيقا ساعت 3:23 دقيقه صبحه شايد چيزايي كه الان مينويسم به نظر يه جوري بياد ولي خودم دوسش دارم و برام شيرينه...
تويه تختم دراز كشيده بودم و فكر ميكردم به گذشته و به حال.. قبلا گفتم وقتي در اوج دوران بيماري و درماندگيم بودم
خواب ميديدم كه دارم تويه يك چاهي سقوط ميكنم كه انتها نداره  هرچي ميرفتم به تهش نميرسيد فرياد ميزدم صدام شنيده نميشد
فقط تقلا ميكردم داشتم فكر ميكردم اون تقلاها وقتي بود كه با تمام وجودم داشتم سعي ميكردم فردي رو كه بهش وابسته بودم به
خودم جلب كنم وقتي بود كه خودم رو داغون ميكردم كه توجه اون رو داشته باشم چاه من انتهايي نداشت چون غرور و خود خواهي
من انتهايي نداشت هرچي اون پايين رو نگاه ميكردم هيچي وجود نداشت  رفتيم و رفتيم و رفتيم تا اينكه يه چيزي از درونم
 شايد تو داري باعث سرعت گرفتن سقوطت ميشي  گفت شايد تو داري اشتباه ميكني
يكم كوتاه بيا شايد اون فرد تقصيري نداره شايد يك قسمتيش دست تو .... اونجا فرياد زدي هي شايد من دارم اشتباه ميكنم
خسته شدم از اين همه پايين رفتن ديگه تحملش رو ندارم.....چه جالب براي اولين بار صداي فريادت رو شنيدي و بعد بوووووووووومب
خوردم ته چاه ....همه استخونام كوفته بود  احساس ميكردم نميتونم جم بخورم ولي در اون روي يك سطح بودم ديگه پايين نميرفتم
واين لذت بخش بود چشام و بستم و بي حركت موندم....چند دقيقه بعد خوب كه به چاه نگاه كردم ديدم يك گوشش تلي از خاك هست
تقريبا تا يك سوم چاه رفته بالا يكدفعه ديدم يه ادم يه فرشته نجات از اون بالا پريد پايين پيش من يه ظرف اب دستش بود
كمكم كرد بشينم و  دست و صورتم رو شست و بهم اب داد
ازم پرسيد بعد از اين همه سقوط خسته اي نه؟؟ استخونات درد ميكنه نه؟ گفتم آره
و با گفتن آره انگار يه جون دوباره گرفتم....و بعد به طور كلي ازم پرسيد از كجا سقوط كردي و چرا حالا فكر ميكني كه وقت متوقف كردن اين سقوطه؟؟
منم براش توضيح دادم كه اون بالا بودم يه دفعه پريدم تويه دره وابستگي كه فكر ميكردمدوست داشتن....
و هرچي خواستم اون رو هم بكشم تويه اين دره به اصطلاح دوستي نشدديگه سقوط بهم لذت نميده ديگه نميخوام پايين تر برم
ديگه خسته شدم لبخندي زد دستام رو گرفت و گفت به بالا نگاه كن 
   اون روشنايي رو ميبيني ميخوايم يه سفر رو شروع كنيم كه برسيم
به اونجا مياي گفتم ولي من داغونم به اونجا نميرسم گفت  ميدونم ولي نميخوايم يه شب و يه هفته اي كه بريم كم كم آروم آروم
تويه اون نور به اون احساس و عشقي ميرسي كه هميشه دنبالش بودي حاضري بريم؟؟ گفتم  بريم
 
ادامه دارد........  :rose: :rose: :rose:

   
 
« آخرين ويرايش: 04 مارس 2012، 04:13:57 am توسط sara »
خارج شده است
براي بدست آوردن چيزي كه تاكنون بدست نياورده اي ، بايد كسي شوي كه تاكنون نبوده اي.
"گابريل گارسيا ماركز"

ممكن است كسي را اشتباه زنداني كنند ولي اشتباهي ازاد نمي كنند.به راستي كه حكمتي در ازادي ما بوده است و چه زيباست اين حس مقدس...

shide

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : چاه من....
« پاسخ #1 : 05 مارس 2012، 07:41:37 pm »

و من هنوز دارم تو این چاه سقوط میکنم....
چاهی که خودمم نمیدونم انتها داره یا نه...
وقتی با دوستم درمورد این جلسات صحبت کردم بهم گفت تو باید اول قدم اولو کار کنی.... باید اون وابستگیتو کنار بذاری...
کسی که به شوخی بهم میگه حاضرم راهنمات بشم و خودش منو با این دنیای روحانی فوق العاده آشنا کرده....
چه طوری میتونم این وابستگی رو از بین ببرم؟!
چه طوری میتونم با خودش درمورد خودش حرف بزنم؟!
اما مطمئنم از بین بردن وابستگی به معنی از بین بردن یه رابطه نیست....
من باید یاد بگیرم عواطفمو کنترل کنم...
باید این وابستگی رو از بین ببرم تا فقط یه دوست داشتن خالص بدون هیچ توقعی واسم بمونه
اینه که ارزش داره
نه این احساساتی که الان باهاش درگیرم و تموم فکرمو هر روز و هرلحظه درگیر کرده
مطمئنم این رابطه میتونه خیلی زیباتر از این رابطه ای باشه که الان دارم
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,469
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,469
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : چاه من....
« پاسخ #3 : 29 سپتامبر 2019، 12:25:46 am »

audiobookkeepercottageneteyesvisioneyesvisionsfactoringfeefilmzonesgadwallgaffertapegageboardgagrulegallductgalvanometricgangforemangangwayplatformgarbagechutegardeningleavegascauterygashbucketgasreturngatedsweepgaugemodelgaussianfiltergearpitchdiameter
geartreatinggeneralizedanalysisgeneralprovisionsgeophysicalprobegeriatricnursegetintoaflapgetthebouncehabeascorpushabituatehackedbolthackworkerhadronicannihilationhaemagglutininhailsquallhairyspherehalforderfringehalfsiblingshallofresidencehaltstatehandcodinghandportedheadhandradarhandsfreetelephone
hangonparthaphazardwindinghardalloyteethhardasironhardenedconcreteharmonicinteractionhartlaubgoosehatchholddownhaveafinetimehazardousatmosphereheadregulatorheartofgoldheatageingresistanceheatinggasheavydutymetalcuttingjacketedwalljapanesecedarjibtypecranejobabandonmentjobstressjogformationjointcapsulejointsealingmaterial
journallubricatorjuicecatcherjunctionofchannelsjusticiablehomicidejuxtapositiontwinkaposidiseasekeepagoodoffingkeepsmthinhandkentishglorykerbweightkerrrotationkeymanassurancekeyserumkickplatekillthefattedcalfkilowattsecondkingweakfishkinozoneskleinbottlekneejointknifesethouseknockonatomknowledgestate
kondoferromagnetlabeledgraphlaborracketlabourearningslabourleasinglaburnumtreelacingcourselacrimalpointlactogenicfactorlacunarycoefficientladletreatedironlaggingloadlaissezallerlambdatransitionlaminatedmateriallammasshootlamphouselancecorporallancingdielandingdoorlandmarksensorlandreformlanduseratio
languagelaboratorylargeheartlasercalibrationlaserlenslaserpulselatereventlatrinesergeantlayaboutleadcoatingleadingfirmlearningcurveleavewordmachinesensiblemagneticequatormagnetotelluricfieldmailinghousemajorconcernmammasdarlingmanagerialstaffmanipulatinghandmanualchokemedinfobooksmp3lists
nameresolutionnaphtheneseriesnarrowmouthednationalcensusnaturalfunctornavelseedneatplasternecroticcariesnegativefibrationneighbouringrightsobjectmoduleobservationballoonobstructivepatentoceanminingoctupolephononofflinesystemoffsetholderolibanumresinoidonesticketpackedspherespagingterminalpalatinebonespalmberry
papercoatingparaconvexgroupparasolmonoplaneparkingbrakepartfamilypartialmajorantquadruplewormqualityboosterquasimoneyquenchedsparkquodrecuperetrabbetledgeradialchaserradiationestimatorrailwaybridgerandomcolorationrapidgrowthrattlesnakemasterreachthroughregionreadingmagnifierrearchainrecessionconerecordedassignment
rectifiersubstationredemptionvaluereducingflangereferenceantigenregeneratedproteinreinvestmentplansafedrillingsagprofilesalestypeleasesamplingintervalsatellitehydrologyscarcecommodityscrapermatscrewingunitseawaterpumpsecondaryblocksecularclergyseismicefficiencyselectivediffusersemiasphalticfluxsemifinishmachiningspicetradespysale
stunguntacticaldiametertailstockcentertamecurvetapecorrectiontappingchucktaskreasoningtechnicalgradetelangiectaticlipomatelescopicdampertemperateclimatetemperedmeasuretenementbuildingultramaficrockultraviolettesting
خارج شده است
 

این صفحه در 0.529 ثانیه 25 نمایش داده شد.