انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

به كساني كه حال تو را خراب ميكنند فكر نكن .
‹‹ ارسطو››



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: لغزش و بهبودی  (دفعات بازدید: 1692 بار)

m3hdi

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 11
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
لغزش و بهبودی
« : 03 مارس 2012، 06:48:10 am »

سلام من مهدی هستم یک معتاد
امروز داشتم دنبال یجایی میگشتم که بیام دردو دل کنم
خدارو شکر که Na گستردگیش امروز به این حد رسیده
هدف من نوشتن تجربه این چند سالمه که با انجمن آشنا شدم
دیگه داشتم میمردم. لاغر شده بودمو واسه بدست اوردن پول موادم هر کاری میکردم  از دزدی بگیرو گدایی و ..... تا آخرش سر از کمپ آوردم ( کمپ هیچ ربطی به انجمن نداره و ما ایده ای در مورد روش ترک نمیدیم ) با هر بدبختی شده بود دورم تموم شد و اومدم بیرون
چند سالی هی میرفتم و هی میومدم چون میخواستم مصرف کنم !!!!!  :-\   خلاصه دیگه به جایی رسیده بودم که هیچی جواب نمیداد!! همه چیز دربو داغونو افتضاح شده بود تا اینکه دوباره وارد انجمن شدم
اگه بخوام همه چیز رو بگم طولانی میشه پس آخرشو میگو
100% فقط پاکی رو میخواستم و بهبودی  :hurrah:  واقعا تو این 2-3 سالی که پاک بودم هم تغییر کردم و هم تو مسیره بهبودی بودم بعد گذشته 1 سال از پاکیم سیگار رو هم ترک کردم و نشستم سر قدم نیکوتین. دانشگاه رفتم و سر کار  ;) و .........................
دلیل اینکه لغزش کردم بعد از 2 سالو اندی  این بود که بعد از دلخوری از جلسه و دوستای بهبودی رفتم کنکره 60 و بعد از 3 ماه کنگره رفتن توی 2 سال و خورده ای زدم
شاید شما فکر کنید دلیل لغزش من رفتن به کنگره بوده اما من میگم نه !! این موضوع خیلی مهمه حتما توجه کنید
باید ما هم با بالاتر از خود و هم پایین تر از خود ارتباط داشته باشیم
روحانیتو جمع کردم ، اگاهی کسب کردم ، موفقیت ، ارزش و اعتبار و هر چیزی که شما فکر کنید تو این 2 سالو خورده ای من بدست آوردم و خیلی تغییر کرده بودم اما من اینارو با کسی تقسیم نکردم، من خدمت نکردم ،، تجربه هامو به کسی انتقال ندادم ، عشق ندادم و  همشو واسه خودم نگه داشتم !! تا رفتمو زدم
دوستان این تجربه من بود کسی عاشق چشو ابروی ما نیست بیاد همه چبزو یاده ما بده بعد ما اونو به کسی انتقال ندیم
من 100% به این باور رسیدم کسی که خدمت صادقانه داشته باشه و بطور مرتب و منظم تو جلسات شرکت کنه همسشه پاک میمونه
اما بازم خدارو شکر که سریع برگشتم و الان دیگه محکوم به مردن نیستم، خدا همه معتادارو نجات بده
ما نیومدیم اینچا یه درد روی دردهای همدیگه بذاریم بلکه اومدیم که مرهمی واسه دردهای همدیگه باشیم
خدایی باید همدیگرو درک کنیم ، عاشقه همدیگه باشیم ، ما معتادا جز اینجا جایی نداریم که ................
دوستون دارم  8)
« آخرين ويرايش: 08 مارس 2012، 04:38:35 pm توسط m3hdi »
خارج شده است
از آدم بودن به آدمیت میرسیم و از انسان بودن به انسانیت

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : لغزش و بهبودی
« پاسخ #1 : 03 مارس 2012، 11:00:06 am »

سلام من مهدی هستم یک معتاد
امروز داشتم دنبال یجایی میگشتم که بیام دردو دل کنم
خدارو شکر که Na گستردگیش امروز به این حد رسیده
هدف من نوشتن تجربه این چند سالمه که با انجمن آشنا شدم
دیگه داشتم میمردم. لاغر شده بودمو واسه بدست اوردن پول موادم هر کاری میکردم از دزدی بگیرو گدایی و ..... تا آخرش سر از کمپ آوردم ( کمپ هیچ ربطی به انجمن نداره و ما ایده ای در مورد روش ترک نمیدیم ) با هر بدبختی شده بود دورم تموم شد و اومدم بیرون
چند سالی هی میرفتم و هی میومدم چون میخواستم مصرف کنم !!!!!  :-\ خلاصه دیگه به جایی رسیده بودم که هیچی جواب نمیداد!! همه چیز دربو داغونو افتضاح شده بود تا اینکه دوباره وارد انجمن شدم
اگه بخوام همه چیز رو بگم طولانی میشه پس آخرشو میگو
100% فقط پاکی رو میخواستم و بهبودی  :hurrah: واقعا تو این 2-3 سالی که پاک بودم هم تغییر کردم و هم تو مسیره بهبودی بودم بعد گذشته 1 سال از پاکیم سیگار رو هم ترک کردم و نشستم سر قدم نیکوتین. دانشگاه رفتم و سر کار  ;) و .........................
دلیل اینکه لغزش کردم بعد از 2 سالو اندی این بود که بعد از دلخوری از جلسه و دوستای بهبودی رفتم کنکره 60 و بعد از 3 ماه کنگره رفتن توی 2 سال و خورده ای زدم
شاید شما فکر کنید دلیل لغزش من رفتن به کنگره بوده اما من میگم نه !! این موضوع خیلی مهمه حتما توجه کنید
باید ما هم با بالاتر از هو و هم پایین تر از خود ارتباط داشته باشیم
روحانیتو جمع کردم ، اگاهی کسب کردم ، موفقیت ، ارزش و اعتبار و هر چیزی که شما فکر کنید تو این 2 سالو خورده ای من بدست آوردم و خیلی تغییر کرده بودم اما من اینارو با کسی تقسیم نکردم، من خدمت نکردم ،، تجربه هامو به کسی انتقال ندادم ، عشق ندادم و همشو واسه خودم نگه داشتم !! تا رفتمو زدم
دوستان این تجربه من بود کسی عاشق چشو ابروی ما نیست بیاد همه چبزو یاده ما بده بعد ما اونو به کسی انتقال ندیم
من 100% به این باور رسیدم کسی که خدمت صادقانه داشته باشه و بطور مرتب و منظم تو جلسات شرکت کنه همسشه پاک میمونه
اما بازم خدارو شکر که سریع برگشتم و الان دیگه محکوم به مردن نیستم، خدا همه معتادارو نجات بده
ما نیومدیم اینچا یه درد روی دردهای همدیگه بذاریم بلکه اومدیم که مرهمی واسه دردهای همدیگه باشیم
خدایی باید همدیگرو درک کنیم ، عاشقه همدیگه باشیم ، ما معتادا جز اینجا جایی نداریم که ................
دوستون دارم  8)
.
.
مهدی عزیز:
از این تجربه زیبات خیلی استفاده کردم
مهدی عزیز
مطاله کن و از این بیماری بترس
کتابی در قسمت معتادان گمنام و در پوشه کتابخانه الکترونیک موجوده مربوط به بهبودی و لغزش که از نوشته های استاد گرانقدر ترنس گوریسکی است .
خیلی جالبه ، خصوصا برای تو با تجربه لغزشی که داری
ترازنامه های جالبی داره
اونوقت می بینی که یک دست آویز کوچولو مبدل به بمب اتمی میشه
یادم می آد که جمله ای رو از فرهاد شنیدم در آخرین باری که به ایران آمده بود ،
میگفت تمام دلایل لغزش مسائل ج.ن.س.ی.ه . این خیلی مهمه که بفهمی ، خیلی مهمه
ممنونم و باز هم منتظر تجربیات زیبای شما هستم ...
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org
 

این صفحه در 0.061 ثانیه 25 نمایش داده شد.