تجربه های کارکرد قدم چهارم

انجمن های گفتگوی بهبودی

لطفا برای ورود اینجا و یا برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

و خداوند فرمود :
تو ای زیباتر از خورسید زیبایم
تو ای والاترین مهمان دنیایم
بدان ، آغوش من باز است
شروع کن ،
یک قدم با تو
تمام گامهای مانده اش با من .



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: تجربه های کارکرد قدم چهارم  (دفعات بازدید: 2038 بار)

فرزانه

  • فرزانه
  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +70/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 327
تجربه های کارکرد قدم چهارم
« : 26 ارديبهشت 1390، 09:10:10 ق.ظ »

همه در جلسه از قدم چهارم بعنوان قدمی سخت و وحشت آور یاد میکردن و برای ما تازه واردین واهمه ی بود که چکار کنیم با این قدم.
اما وقتی شروع به کارکرد قدمها کردم و با انها اشنا شدم تازه متوجه شدم که باید صادق باشم با خدایم-خودم - راهنمایم -
قدم اول تا سه را با سه راهنما جداگانه کار کردم به قدم چهارم که میرسیدم میدیدم راهنماهایم یکباره به دلیلی خاص یا دیگر قدم کار نمیکردن یا خودشان را آماده نمیدیدند و هزار بهانه دیگر. تا اینکه از شهرم به شهر دیگری دنبال راهنما گشتم تا بعد از دوسه ماه تماس تلفنی و پیگیری از رهجوهای ایشون انتخابش کردم و هرماه برای کار کرد قدم میرفتم تا اینکه یه معجزه را لمس کردم و این که من باید قدم یک تا سه را چندین مرتبه کار میکردم تا به درک قدم چهار برسم.
قدم چهارم ازمن بازجویی نمیخواهد- نمیخواهد من آبروی خودم را جلوی کسی ببرم-
من برای خدا کاملا آشنایم - اینم منم که با خود غریبه ام و باورم نمیشود که این منم.
در قدم چهار یاد گرفتم که این چهل و چند سال زندگی که از خدا گرفته ام را صادقانه- موشکافانه و بی ریا بنویسم- چرا؟
چون خدا از من میخواهد حداقل یکبار با خود صادق باشم- چه اتفاقاتی برایم افتاده-چی رنجشی اذیتم کرده/ چی باعثش بوده؟آیا میتونم عمری رو که از خدا گرفتم را بدون ماسک و نقاب و دورویی حداقل برای خدا صادقانه بنویسم- من چه کردم؟ سوال خداست ازمن. تو چه کردی در عمری که بهت دادم؟ بگردو پیدا کن تا بتونی دوباره مثل اون بچهگیات که قلبت تمیز و صاف بود بیام و تو کنج قلبت بشینم و برگردم سرجای قبلیم.
من با رفتار و برخوردها و رنجش و اعمالم باعث کثیف شدن خونه دلم شدم و جای پاکیزه خدا رو نا مرتب و نا امن کردم و بعدها متوجه شدم که خدا از خونه دلم قهر کرده .
با کارکرد قدمها شروع کردم با دوستی با اون- بخدا توی قدم یک گفتم عاجزم بخدا عاجزم نمیتونم درست فکر و درست زندگی کنم -توی قدم دو بهش گفتم تو میتونی کمکم کن و اونم هم کمکم کرد.توی قدم سوم گفتم خدا من نمیتونم - تو میتونی پس کمکم کن تا یاد بگیرم از سر راهت برم کنار- و سپردن رو تمرین کردم حتی ریزترین چیزهارو سپردم. و بعد از اون که کمی رفاقتمو با خدا تجدید کردم اعتماد کردم و بدون وحشت شروع به نوشتن کردم- چقدر کند پیش میرفتم- گاهیمینوشتم وخط میزدم میگفتم این را راهنماییم بفهمد نظرش در موردم عوض میشود و گاهی جمله بندی را طوری مینوشتم که بنفع من باشد.
نوشتم و زمان خواندن برای خدا خجالت کشیدم و فهمیدم خدا از من صداقت میخواد میخواد بداند من با هدیه عمری که بهم داده چکار کردم. دفترم را پاره کردم و نشستم کنار دریا با خدا حرف زدم و اشک ریختم و آنموقع توانستم قدم چهارم را صادقانه و موشکافانه و بدون ترس بنویسم.
هرگاه کنار دریا میروم انگار وادار میشوم مجددا با خدا صادقانه راز و نیاز کنم و چه حال خوبی بهم دست میده.
الان شکرگذار هستم بخاطر همچیزی که بهم داده.ممنونتم خدایخوب و مهربون که باعث شدی نقصم را پیدا کنم- توی رفع کمبودهای اخلاقی کوشاتر بشم- افرادی را که خسارت زدم رو پیدا کنم و تا اونجاییکه بتونم جبران خسارت کنم ویادم دادی که دیگه اشتباهاتم را تکرار نکنم و با مروز روزانه بتونم  در قدم 10 زندگی کنم و با ارتباط با خدا و مراقبه و دعا بهت نزدیکتر بشم.
قربونت برم خدای مهربونم

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
 


Google PageRank

این صفحه در 0.151 ثانیه و 27 گزارش ایجاد شده است.