انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگی آزاد از تضاد هاست. تمامی تضاد ها مکمل یکدیگرند. راست بدان که روز و شب مکمل یکدیگرند، زندگی و مرگ نیز چنین اند



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: خود مجازی یا خود حقیقی  (دفعات بازدید: 5022 بار)

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
خود مجازی یا خود حقیقی
« : 02 سپتامبر 2010، 02:10:04 pm »

چقدر توی این سایت خود مجازیتون رو ارائه می دین و چقدر خود واقعی؟
هدفتون از نشون دادن خود مجازی چیه و چه چیزی رو می خواین داشته باشین که توی دنیای واقعی ندارین و اینجا دنبالش می گردین و به خاطر همین به صورت خود مجازی خودتون رو نشون می دین
منظور از خود مجازی اسم مستعار نیست
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : خود مجازی یا خود حقیقی
« پاسخ #1 : 04 سپتامبر 2010، 07:20:55 am »

نقل قول
  چقدر توی این سایت خود مجازیتون رو ارائه می دین و چقدر خود واقعی؟
هدفتون از نشون دادن خود مجازی چیه و چه چیزی رو می خواین داشته باشین که توی دنیای واقعی ندارین و اینجا دنبالش می گردین و به خاطر همین به صورت خود مجازی خودتون رو نشون می دین
منظور از خود مجازی اسم مستعار نیست 
.
.
دوست من :
اگرتو در دنیای بیرون از این انجمن بخوای آمار همین کار رو بصورت واقعی بگیری به چه جوابی می رسی ؟
.
ما مطابق متن کتاب تعدادی بیمار هستیم که برای بهبودی دور هم جمع می شیم ...
ما تعدادی بیمار هستیم که تنها با در اختیار گذاشتن آنچه که داریم برای علاقمندان این راه می تونیم پاکی خود را بصورت روزانه ، بصورت ساعت به ساعت تمدید کنیم ...
و از همه مهمتر اینکه ، ما خدمت می کنیم تا زنده بمانیم و این ربطی به محیط های مجازی و حقیقی نداره ...
.
دوست من :
مطمئن باش که شناخت هر کسی چه در دنیای بیرونی و چه در دنیای درونی بسیار مشکله و این بستگی به تجربه های تو در اجتمعی داره که از اونجا دریچه چشمت باز شده ...
.
پس تو می تونی با استناد به گذشته راجع به تمام کسانی که در تالارند قضاوت کنی و یا به قول گابریل گارسا مارکز ، می تونی به تمام افراد اعتماد کنی ولی فقط به کسی که از اعتمادت سوء استفاده کرد مجددا این اشتباه رو نکنی ....
.
ممنونم از لطفت :
.
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : خود مجازی یا خود حقیقی
« پاسخ #2 : 04 سپتامبر 2010، 09:17:59 am »

من خودم سعی کرده ام توی این سایت خود واقعیم رو به نمایش بذارم. حتی از ترسها و احساساتم صحبت کردم. چیزی غیر از واقعیت نگفتم چون این سایت رو وسیله ای برای بهبودی خودم در نظر گرفتم نه یک تفریح.
سعی می کنم از طریق این سایت یاد بگیرم چطور به دیگران اعتماد کنم و یا اینکه اگر کسی از اعتماد سوء استفاده را کرد به راحتی بتونم اون رو کنار بذارم.
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

shilan

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +86/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 201
  • خدایا همونی که می خوام کاش منم همونی بشم که میخوای
پاسخ : خود مجازی یا خود حقیقی
« پاسخ #3 : 27 نوامبر 2011، 11:47:45 am »

هرگز فراموش نمی کنم اول بار که این مطلب رو خوندم چه حسی داشتم چقدر ترس چقدر اضطراب هیچ راه کاری جز ادامه اشتباه به ذهنم نمی رسید ترس ترس وترس ترس دو تاش وحشتناک بود هر چی بیشتر جلو میرفتم امکان برگشت کمتر می شد و پیچیدهتر و سختتر از اون طرف هم نمی تونستم ادامه بدم دیگه انرژی برام نمونده بود نه راه پیش نه راه پس وهیچ فراموش نمی کنم روزی که گوشی رو برداشتم گفتم خدایا امروز تویی ومن هیچ کی دیگه نمی تونه کمکم کنه که تمامش کنم درست حس کسی رو داشتم که خودش رو پرت کرد جلوی ماشین چشماش رو بست و تمام تمام حقیقت رو گفت و وقتی ماشین از روم رد شد تا چند روز و حتی هنوز هم روی آسفالت خیابون همون جور افتاده بودم و گریه می کردم مبهوت از عبور ماشین و زنده موندنم باورم نمی شد هنوز هم حس میکنم یه رویاست گاه تو اینکه واقعا اتفاق افتاد  توی جسارت گفتنم اونم کی من من که از همه چی میترسم توی تصمیم درستی که یک لحظه گرفتم و اجرا کردم اونم من که اصلا تصمیم گرفتن رو رنگ برام سخته  توی نتیجه ای که داد ...امروز می خوام   از عمق وجودم فریاد بزنم خدایا شکرت..خدایا مرسی ..خدای من در مقابل کرمت عشقت بخششت کم آوردم خیلی با حالی..خدای من امروز می خوام بگم شرمنده اتم از بس که بد کردم و خوب جواب دادی  هر چی من بدتر تو بهتر ..فاصله ی من از خود واقعیم فاصله ی من از تو بود نمی گم حالا آدم شدم ولی..خدای امروز می خوام بگم ایمان آوردم که بهت اعتماد کنم بهت اعتماد کنم که وقتی دستور دادی دروغ نگید افراط و تفریط نکنید صبر کنید زمان صلاح کارتون برسه خودتون رو اون طور که آفریدمتون بپذیرید به صلاح خودمه و مادام که اراده کنم به انجام انچه که گفتی چنان همراهیم می کنی که خودم توی نتیجه مبهوت می مونم خدایا می خوام بگم بهت اعتماد کردم امروز و برای همیشه.. در بس مخلصتیم و در خدمتت هر جور که صلاح میدونی همون.. :rose: :rose:ا .
« آخرين ويرايش: 27 نوامبر 2011، 12:42:12 pm توسط shilan »
خارج شده است
با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد...با سلامی که در آن نور ببارد لبخند...دست یکدیگر را بفشاریم به مهر..

S-Reza-M

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +20/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 32
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : خود مجازی یا خود حقیقی
« پاسخ #4 : 27 نوامبر 2011، 10:52:58 pm »

به نام خدا
من فکرمیکنم ماازتمام آدمهای مجازی توی سایتهاواقعی تریم یابه اصطلاح حقیقیریم ازیک زاویه واززاویه دیگرازهمه مجازی تریم چگونه؟ببینیدماتقریباباایمیل های واقعی مان حتی بااسمهای واقعی مان درسایت عضو میشویم جنسیت سن و.....واقعی هستنداحساسات واقعی مان رامشارکت میکنیم همه دنبال هدفی مشترک پابه سایت میگذاریم بهبودی که شامل مشارکت وخدمت و....میشود  اما چراازهمه مجازی تریم ؟ماشناخت درستی ازخود احساساتمان آرزوهاوتوهماتمان شخصیت خیالی وواقعیمان وحتی دلیل وانگیزه حقیقی اعمالمان نداریم فکرمامسیربسیارپیچیده ای رابرای رسیذن به یک مقصدخاص طی  میکنداعمال خاصی رابرای نقشه ای طرح ریزی شده انجام میدهداماوقتی دقیق نگاه میکنیم دلیل اولیه مضحک به نظرمیرسدجستجومیکنیم مثل قشرهای ظریف ونازک پیاز بیشمارندوچه کسی میداندمابه کنه مطلب رسیدیم یاهنوزجای بررسی داردمثال چندهفته پیش صبح قراربودباچندنفرازدوستان جلسه شرکت کنیم اهمیت زیادی هم برایم داشت صبح زود بلندشدم دوستم تلفن کردبدون مقدمه گفتم نمیام وقتی تلفن راقطع کردم حالم خراب شدتنبلی بود؟بی اهمیت بودن بهبودی بود؟غروربود؟بی تفاوتی وبی حوصلگی بود؟و.......؟این دلایل راضیم نکرددست آخرفهمیدم ازدیشب توی اتوبوس حالت تهوع وسردردوحشتناکی داشتم شب قرص خوردم تاخوابم بردصبح هم باسردردداشتم واندکی حالت تهوع ترسیده بودم باسوارشدن به اتوبوس این حالت تشدید شودباتوجه به اینکه مسیر هم طولانی بود از کجا بفهمیم که به انگیزه واقعی رسیده ایم ازاقناع شدن وآرام شدن روح.ازکجا بفهمیم این آرامش توهم وسراب نیست؟نمیدانم اما برای فردموردنظرصداقت هدایای روحی خاصی دارد اگردیگران هم سخن وعمل ما را باورکنندمهم نیست هرکه گندم کاشته گندم میدرودواتکه جو کاشته جو.......باتقدیم احترام :pray: :pray: :pray:
خارج شده است

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +233/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : خود مجازی یا خود حقیقی
« پاسخ #5 : 28 نوامبر 2011، 07:13:32 pm »

به نام خدا
من فکرمیکنم ماازتمام آدمهای مجازی توی سایتهاواقعی تریم یابه اصطلاح حقیقیریم ازیک زاویه واززاویه دیگرازهمه مجازی تریم چگونه؟ببینیدماتقریباباایمیل های واقعی مان حتی بااسمهای واقعی مان درسایت عضو میشویم جنسیت سن و.....واقعی هستنداحساسات واقعی مان رامشارکت میکنیم همه دنبال هدفی مشترک پابه سایت میگذاریم بهبودی که شامل مشارکت وخدمت و....میشود  اما چراازهمه مجازی تریم ؟ماشناخت درستی ازخود احساساتمان آرزوهاوتوهماتمان شخصیت خیالی وواقعیمان وحتی دلیل وانگیزه حقیقی اعمالمان نداریم فکرمامسیربسیارپیچیده ای رابرای رسیذن به یک مقصدخاص طی  میکنداعمال خاصی رابرای نقشه ای طرح ریزی شده انجام میدهداماوقتی دقیق نگاه میکنیم دلیل اولیه مضحک به نظرمیرسدجستجومیکنیم مثل قشرهای ظریف ونازک پیاز بیشمارندوچه کسی میداندمابه کنه مطلب رسیدیم یاهنوزجای بررسی داردمثال چندهفته پیش صبح قراربودباچندنفرازدوستان جلسه شرکت کنیم اهمیت زیادی هم برایم داشت صبح زود بلندشدم دوستم تلفن کردبدون مقدمه گفتم نمیام وقتی تلفن راقطع کردم حالم خراب شدتنبلی بود؟بی اهمیت بودن بهبودی بود؟غروربود؟بی تفاوتی وبی حوصلگی بود؟و.......؟این دلایل راضیم نکرددست آخرفهمیدم ازدیشب توی اتوبوس حالت تهوع وسردردوحشتناکی داشتم شب قرص خوردم تاخوابم بردصبح هم باسردردداشتم واندکی حالت تهوع ترسیده بودم باسوارشدن به اتوبوس این حالت تشدید شودباتوجه به اینکه مسیر هم طولانی بود از کجا بفهمیم که به انگیزه واقعی رسیده ایم ازاقناع شدن وآرام شدن روح.ازکجا بفهمیم این آرامش توهم وسراب نیست؟نمیدانم اما برای فردموردنظرصداقت هدایای روحی خاصی دارد اگردیگران هم سخن وعمل ما را باورکنندمهم نیست هرکه گندم کاشته گندم میدرودواتکه جو کاشته جو.......باتقدیم احترام :pray: :pray: :pray:
.
.
سید باز که زدی جاده بغلی برادر من  ، خصوصا با اون ضرب المثل ک مشخصه به صورت ضرب العجل عنوان شده ...
.
این حرف تو درسته ولی افق منظورش گرفتن تراز جهت اینکه به ما بهمونه ما با خودمون تو تالار چند چندیمه ! آره ، این یک حقیقته ...
.
تو به عنوان کسی که با من برخورد داشتی و با من آشنا بودی می دونی که همین اداها ، همین روش ها ، همین صحبت ها ، همین معاشرت ها ، همین نوشته ها ، تموم اون چیزی و تمام اون توانیه که می تونم خرج کنم و نه بیشتر ( هر چند که تازه متوجه شدم که بیشترش اینه که ساده تر برگارش کنم ) و بس ...
.
ولی خدا شاهد بوده که اگر فیلم ترانس پورتر ، جابجا کننده افراد هدفش بوده ، برای من بهترین لقب همون ، کامنیکشین ، یا ارتباط دهنده است ، از اینکه همه رو به هم وصل کنم و از اون یک حلقه بهبودی بسازم که بتونه به همه کمک کنه ، تو کمک می کنی و منو به پدر حمید اِک وصل می کنی ، من تو رو به جلسات کتابخوانی ، جلسات منو به حسن راهنمای جواد وردی ، حسن حقی منو به ... و این چرخه می تونه تا بینهایت ادامه داشته باشه 
و این نکته برای من جالبه که اگه من نتونم خودم باشم ، چطوری می تونم یک فیل به این بزرگی رو تکه تکه کنم و شروع به بخشش اعضای بدنش به گرسنگان مشتری کنم ؟
مطمئن باش که ما همه مون در حقیقت به نوعی کامنیکشین هستیم ، حالا یکی با شدت بیشتر و به طرز غیر قابل باوری می تونه این مهره ها رو هدایت کنه ، یکی تازه براش این موضوع داره جا می افته ...
.
.
تنها چیزی که من نمی تونم به تو هدیه بدم ، پاکی روزانه امه که بصورت هدیه روحانی به من رسیده وگرنه من همون قطعه ای هستم که تو از خدا خواستی جذبت بشم و بتونم در زندگی تو نقشی داشته باشم ، همونجوری که تو برای من هستی و ...این لست رو می تونی ادامه بدی ...
.
.
ممنونم 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +174/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : خود مجازی یا خود حقیقی
« پاسخ #6 : 03 دسامبر 2011، 07:24:05 pm »

خود مجازی...خود حقیقی

همونطور که افق عزیز هم در متنش نوشته..من هم ازاحساساتم ، از ترسهام ، از اشتباهاتم ، نمی گم به راحتی...ولی بیانش کردم ...در هیچکدام از نوشته هایم هیچ مطلب غیر واقعی وجود نداشته
ولی در بیشتر لحظات نوشتنم همیشه بخشی از ذهن من ملاحظه کار بوده و من مطمئنم که مرا از بیان مسائل زیادی بر حذر داشته ...من هیچوقت به طور حقیقی صادق نبودم...حس می کنم همیشه به طور ناخوداگاه سعی کردم خودم را بهتر از چیزی که هستم جلوه بدم ....بدون اینکه متوجه باشم مسائلم را طوری مطرح می کردم که بازتاب آن در ذهن زنندگی کمتری داشته باشه انگار که حساب میرا رو از اون کار اشتباه جدا کرده باشم
اگر این روحیه و این رفتار درچنین جایی که ،  نه کسی منو میشناسه و نه میدونه کجا هستم و نه اصلا باید براش مهم باشه با منه و از من سر می زنه حتما در زنگی غیر مجازی من ، در ارتباطات تلفنی ، با دوستانی که بسیاز زحمت می کشند و برایم وقت و زمان ارزشمند خودشون رو می گذارند هم با من هست....
مسئله اول که منو ناراحت کرد درک بهتر ترسهایم در این زمینه  بود ...خود حقیقی من چگونه است که اینقدر از دیده شدنش حتی  در این محیط ترس دارم ؟ چقدر هنوز از قضاوت شدن وحشت دارم؟ این گاردی که دور خودم کشیدم به هیچ وجه از من محافظت نخواهد کرد ..بلکه باعث آسیب من خواهد شد
و مورد بعدی احساس بدی بود که از این کارم به خودم دست داد...و موردی که که باعث آرامش من میشه این بود که عمدی در کارم نبوده و شاید فراموش کرده بودم که اینجا برای چه ایجاد شده و همون روالی را که در زندگی روزمره ام انجام می دادم اینجا هم در حال ادامه اش بودم
وقتی که این حالت  را در خودم شناختم به خودم فرصت دادم و تغییراتی در خودم بوجود آوردم...اولین واکنش من سکوت بود..و فکر کردن به حرفی که می خواهم بزنم و روشن کردن دلیل بیانش برای خودم
حالا که دارم اینها رو می نویسم می تونم کمی برای خودم و تغییری که در من ایجاد شده خوشهال باشم
حالا که اینها رو گفتم احساس بهتری در باره خودم دارم

خارج شده است

sara

  • بازوی CODA
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +168/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 783
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : خود مجازی یا خود حقیقی
« پاسخ #7 : 14 آوریل 2012، 01:56:28 am »

تا حالا اين تاپيك رو چند باري از اول تا آخرش خوندم......
 
هميشه ترسيدم براش جواب بنويسم......بخاطر اينكه خودم رو دقيق نديده بودم...با خودم درگير بودم سرش....
 من اينجا خودم بودم....همون خودي كه تويه اجتماع هست
 .....
با ديد الانم ميگم يكي از جنبه هاي بيماري من بزرگ كردن مسائلم هست و جلب ترحم
تويه خيلي از جاهاي زندگي من نمود داشته حتي بعضي از ارسال هاي اولم رو هم كه نگاه ميكنم اين مسئله رو ميبينم
اين يكي از نقص هاي منه كه وقتي به خودم اعتماد ندارم.....به ذات خودم....اينكه همينطور كه هستم ارزشمندم و مفيد
و لازم نيست نقش بازي كنم ....وقتي اين ها دچار تزلزل ميشه بروز ميكنه
 
اين يكي از نقص هاي من و باور ها و الگوهاي غلطي كه در ذهن من در دوران كودكي ثبت شده.....صبور باش....به اينم ميگن مشكل الكي بزرگش ميكني
ب  باعث شده كه كودك من ياد بگيره مشكلات واقعيش اهميت ندارن و وقتي كه بخواد كمك و توجه بگيره خيلي مشكل خاصي داشته باشه
يا اگه نداشت بسازه......و يه جاهايي هم باعث شده فرق مشكل بزرگ و كوچيك رو نفهمم و خودم رو به خيال اينكه مشكل جدي نيست
تويه چاه انداختم....
 
 امروز من تا حدي ميتونم اين ها رو ببينم و ازشون جلوگيري كنم با سوال از خودم اينكه آيا واقعا اين حرفي كه مطرح ميكني در وجود تو هستش؟
يا آيا واقعا مشكلت به همون نحوي هست كه داري توضيحش ميدي؟ آيا احساست واقعي يا براي تاييدطلبي؟
 
امروز احساس ميكنم در اين مورد پيشرفت كردم ....
من حتي ازم ميپرسيدن چه احساسي داري در درون خودم دچار مشكل ميشدم كه واقعا من چه احساسي دارم
اين بهم كمك كرده منطقي تر نگاه كنم و دنبال راه حل باشم .....
امروز واقعا خوشحالم كه خود من به خود حقيقي من نزديك تر شده......
 
 
 
 
 
« آخرين ويرايش: 14 آوریل 2012، 01:58:14 am توسط sara »
خارج شده است
براي بدست آوردن چيزي كه تاكنون بدست نياورده اي ، بايد كسي شوي كه تاكنون نبوده اي.
"گابريل گارسيا ماركز"

ممكن است كسي را اشتباه زنداني كنند ولي اشتباهي ازاد نمي كنند.به راستي كه حكمتي در ازادي ما بوده است و چه زيباست اين حس مقدس...

hdg5epi7c

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +1/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 252
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • klm448

< p > The Ultimate Puzzle "Taipei formally signing will start at noon today, while the sun is shining, but fans braving the sweltering heat,hogan outlet, morning to the scene line, the scorching sun also don't shout bitter, Luo feel distressed! Last month at ximending pre signings, Luo threatened never issued a piece in the summer,scarpe hogan outlet, because he is very worried about the fans in the hot weather to attend the activities may cause physical discomfort. By >
Show Luo dream "dream of selling secrets puzzle" double list into the list
 saire! LIVE DVD, the new synchronization system of hegemony, five time winner becoming a best-selling writer
 burning heat! Pig distressed fan top sun, his resistance to heat
 overall cooling! 1000 love ice pillow debut,goyard prix, 11 spray fan fan was
< p > to continue to challenge the limits of self Luo, this year although no new album came out, but still to new Live DVD the Ultimate Puzzle "create sales success, in its first week of release and airborne five record and G-music audio and video list No.1, less than a month's time on selling 5 million copies,air jordan homme, let four cicada aggregators sale total champion Luo can gain another victory, the biggest five peat record! Following the logic of class: 24 my mother taught me street smarts ", Luo separated for three and a half years to launch work writing the dream puzzle", the book also capture Kingstone and blog ranked standings in the first place, not only for Luo adds record champions, also let him many best-selling writer's identity. To celebrate the irresistible force of Luo sales performance, the record company today in the autograph session specifically offer gift -- -- the dream puzzle "giant three-dimensional book. The book recorded Luo in the past ten years the process of following my dreams,adidas yeezy pas cher, and how he to its" dream come true law "step by step to achieve with the dream of their own arena, extraordinary significance to him. Show Luo was very surprised about this huge gift,hogan roma outlet, curious to open it, did not expect the book suddenly pop up a trophy, and let him eat a surprise! Show Luo moved,hogan outlet online, but also very happy to share with the audience the title glory,hogan outlet, every fan friends are a puzzle, without your support, I can not complete the dream!
 pulled a sense of heart! "The dream puzzle" hidden champions, Xie Qi fans dream pig fight
< p > just to the Ultimate Puzzle "Live DVD topped the five time champion Luo, recently attended the Ultimate Puzzle" Live DVD Taipei formally signing, in addition to pay out of pocket for 1000 copies of "piggy love ice pillow" for fans to cool off, the scene also announced his new book, "dreams puzzle" on the 8th release has been picking Kingstone and blog to sales champion! Asian dance king turned into a best-selling author, Show Luo most want to thank the fans: if there is no you, I can not spell the complete dream puzzle!
Related Articls:
 
 
   Falco sat the bench woeful 19 year-old he will pre
 
   as a friend, I feel lost for
 
   formation
 
 
   These years, the mainland TV market rescreens becomes common practice, from Jin Yong's drama, Qiong Yao drama, red classics to four famous and "on the beach" "fearless" and other classic TVB, the audience almost can up to the classic movies have been remade over again. Classic in the former, 99% of the remake of the drama is condemning, little beyond the former works, but rescreens the play continue to be intensified.
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,467
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,467
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : خود مجازی یا خود حقیقی
« پاسخ #10 : 28 سپتامبر 2019، 02:31:39 pm »

сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
خارج شده است
 

این صفحه در 0.17 ثانیه 26 نمایش داده شد.