انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

اگر زندگي به تو چيزي نداده براي اين است كه تو از زندگي چيزي نخواستي



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: اعتیاد یا واگیر مرگ  (دفعات بازدید: 1766 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +233/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
اعتیاد یا واگیر مرگ
« : 13 مارس 2011، 10:12:51 pm »

      جوانان و آسیب ها :
                                 اعتیاد یا واگیر مرگ
مقدمه :
قرنهاست که بشر به دلایل گوناگون مواد مصرف می کند . در طول تاریخ بشر و در جوامع گوناگون اغلب انسانها دست به دامن وسیله ای برای فراموشی می برده اند تا برای مدت کوتاهی هم که شده از فشارها و کشمکش های روحی و روانی خلاصی یابند . بعضی مواقع نیز برای کاهش سطح هوشیاری و یا کاهش درد در مسائل پزشکی از مواد مخدر استفاده می کرده اند ، بعضی خانواده ها بخاطر عدم آگاهی حتی از مواد مخدر برای درمان و تسکین درد نوزادان و رفع گریه آنها استفاده می نموده اند .
همچنین در قدیم در بعضی جوامع از مواد مخدر در آیین ها و مراسم مذهبی بعنوان وسیله ای برای ایجاد خلسه و تخدیر به وفور استفاده می نموده اند ، در آثار و کتیبه های بجای مانده از زمان دولت آشور تصویر دسته ای از گل خشخاش دیده می شود و بیانگر این مطلب است که به مشتقات آن توجه داشته اند . در 120 سال قبل از میلاد جالینوس از مشتقات تریاک برای پادرزهر عقرب ، درمان سرگیجه ، درمان صرع ، سکته ، سنگ کلیه ، و جذام استفاده می نمود . بقراط نیز از شیره خشخاش بعنوان داروی مسکن و خواب آور استفاده می نموده است .
شاید بتوان گفت که جالینوس اولین دانشمندی بود که سعی داشت صفات و ویژگیهای یکنفر معتاد را بر شمارد .
و سرانجام امروزه بشر از آن نه تنها بعنوان داروئی مرفین و مسکن در بیماری های صعب العلاج ، ناتوانی های جنسی ، دردهای مفاصل و عضلانی ، خستگی مفرط ، و دردهای مزمن جسمی استفاده می نماید ، بلکه آنرا به سوء مصرف کشانده و بعنوان تفریح و سرگرمی ، و گاه مقاصد سیاسی و گرفتار کردن جوانان جامعه از آن استفاده می نمایند ، چیزی که ما آنرا اعتیاد می خوانیم .
استفاده از تریاک ( Opioid ) در مقاصد سیاسی در قرن نوزدهم معمول بوده و دول استعمارگر آنرا در جوامع عقب نگهداشته شده همجون چین و هند بعنوان راه تخدیر مردم و مشغول نگهداشتن مسئولین به مشکلات معتادان ، و راه تسلط به آن جوامع آنرا بست و گسترش دادند ، اکنون نیز دول بیگانه و استعمارگر از این مسئله بعنوان وسیله ای موثرتر از ناوگان جنگی و بمب های میکربی استفاده می نمایند ، بخصوص برای دو کشور مسلمان و همسایه ایران و افغانستان که یکی تولید کند و دیگری مصرف نماید و بطور دایم مشغول عوارض مسئله در درازمدت قرارداشته باشند . علاوه بر تریاک ، کوکائین ( Cocaine ) حشیش ( Cannabis ) ، کافئین ( Caffeine ) ، ماری جوآنا ( L S D ) ، و غیره را نیز معمول کرده و این مسئله یکی از اضطراب برانگیزترین موضوع در بین ملل مختلف بخصوص جامعه اسلامی ما شده است .
تعریف اعتیاد :تمایل و وابستگی غیر طبیعی و مداوم جسمانی و روانی ارگانیزم به مصرف ماده ای را اعتیاد نامیده اند بطوری که استعمال مداوم موجب کاسته شدن اثرات تدریجی آن گردیده و با گذشت زمان برای حفظ تعادل استعمال بیشتر مواد را می طلبد . در واقع اعتیاد حالت تعادل کاذب است که در نتیجه استعمال متمادی دارو در بدن حاصل می شود .
پس در اعتیاد چند موضوع مطرح است :
1- تمایل و وابستگی : همان کشش نیرومند و نیاز یا اجبار به ادامه مصرف ماده بوده ، و وابستگی هم جسمانی و فیزیولوژیک است و هم روانی و مسئله عادت .
2- مداوم بودن آن : قطع آن برای فرد چه از نظر فیزیولوژیکی و چه از نظر روانی میسر نیست .
3- غیر طبیعی بودن آن : چرا که جزء طبیعت انسان نیست و بر خلاف طبیعت است ، استعداد بنیادی نیست ، و عارضه و ثانوی است .
4- هر دو جنبه جسمانی و روانی مطرح است : هم برقراری تعادل فیزیولوژیکی است و هم عادت روانی .
5- تساعد به مصرف : چرا که با گذشت زمان مقدار و دوز مصرف سابق برقراری تعادل نمی کند .
تقسیم بندی مواد و آثار سایکولوژیکی آن :
بطور کلی مواد مخدر به سه گروه کلی تقسیم می شوند :
1- مواد تضعیف کننده دستگاه عصبی مرکزی :
که فعالیت روانی مغز را کاهش داده حالت نشاط و شادی ، توام با سستی تولید می کنند ، مانند تریاک ، شیره ، هروئین ، مرفین ......... آثار سایکولوژیکی این مواد عبارتند از تسکین درد ، آرامش خفیف حرکات ارادی ، انبساط خاطر ، به تاخیر انداختن انزال جنسی در ابتدای مصرف و نقصان میل جنسی در امتداد مصرف ، خواب آلودگی همراه با روشنی ذهن ، احساس رضایتمندی ، رویاهای شیرین و مطبوع ، احساس مبهم از زمان و مکان ، که همه این حالتها برای فرد مطبوع و دوست داشتنی است .
2- مواد محرک سیستم عصبی : که فعالیتهای ذهنی روانی را تشدید می کند مانند کافئین ، کوکائین ، الکل ، ..... آثار سایکولوژیکی گروه دوم عبارت است از ایجاد حالت انبساط ، ایجاد آرامش و رضایتمندی ، ایجاد حالت سعادتمندانه ، بی خوابی ، هیجان ، افزایش تمایل به س..ک..س ، تقلیل احساس خستگی ، افزایش نیروی عقلانی و ذهنی .
3- مواد توهم زا : که ایجاد اغتشاش ذهنی روانی می کند و حالتهای غیر عادی بوجود می آورد مثل L S D ، ماری جوآنا ، حشیش ، مسکالین ، و ... آثار سایکولوژیکی این مواد عبارتند از : احساس قدرت ، دگرگونی در ادراک زمان و مکان ، تغییر در احساس وضع اندامها و تصویر بدن ، که بیشتر مثبت است ، ایجاد خوشی و مستی خفیف و اشتهای فراوان ، کم شدن مهارهای کنترل کننده ، گاهی علایم سایکوتیک ، افزایش تلقین پذیری ، کنار رفتن پرده سانسور ، ظهور امیال ، که همگی این علایم به فرد اعتماد بنفس و قدرت کاذب بخشیده و مطبوع و دوست داشتنی است .
علایم محرومیت از مواد ( Withdrawal ) :خمیازه ، آبریزش از چشم ، آبریزش از بینی ، عرق زیاد ، بی اشتهائی ، بیقراری ، افسردگی ، احساس مرگ قریب الوقوع ، تحریک پذیری .
و با شدت گرفتن علایم محرومیت حملات لرز شدید ، احساس سرما سرما شدن شدید ، تعریق شدید ، سیخ شدن موهای بدن ، اختلالات روانی ، تشنج که اصطلاحا خود معتادین آنرا سیم کشی می نامند در بیماران بروز خواهد کرد .
عوارض اعتیاد : عوارض اعتیاد خانمان برانداز است ، مرگ است که بصورت تدریجی حادث می شود ، و ای کاش فقط مرگ بود و با مردن فرد معتاد بسنده می کرد خانواده معتاد به نیستی کشیده می شوند ، اطرافیان عزت و آبرو و اعتبار اجتماعی خود را از دست می دهند .
علاوه بر عوارض جسمانی که بصورت مسمومیت حادث می شود ، مسائل روانی اجتماعی آن کمتر از مسائل جسمی نیست . به تدریج که اعتیاد شروع می شود منابع مالی فرد رو به کاهش می رود ، ضمن اینکه فرد از نظر مالی قدم به قدم عقب می نشیند از نظر روانی بدلیل تضاد بین تمایل به کشیدن ، و احساس پشیمانی و گناه بعد از مصرف و مشغول به خود شدن ، مستعسل ودرمانده ، دچار رکود و سستی شده ، بی نظمی و غیبت در کسب و کار شروع می شود . فرد برنامه ریزی و دوراندیشی خود را از دست می دهد و لحضه ای زندگی می کند ، پسرفت شغلی پسرفت بیشتر مالی را نیز بهمراه دارد ، و بمرور که شغل خود را از دست می دهد برای تامین منابع مالی خود دچار مشکل می شود ، تا جایی که دیگر به خود توجه نداشته وضعیت جسمانی و سر و وضع بیمار پسرفت می کند ، و دیگر ظاهر و لباس و آراستگی برای فرد اهمیت ندارد ، عدم دسترسی به مواد ، همچنین با شروع علایم محرومیت و عدم تامین نیازهای اولیه مثل غذا و پوشاک ، عدم توانمندی نسبت به سرنوشت خود و خانواده ، و نیاز به تهیه مواد به هر قیمتی ، فرد تعادل روانی شخصیتی خود را از دست داده ، شخصیت فرد مضمحل شده فرو می پاشد ، و زمینه برای سوء استفاده انسانهای شرور و سوداگران مرگ از فرد معتاد مهیا می گردد ، و فرد در برابر هر پیشنهادی بشرط تامین شدن مواد سر تسلیم فرود می آورد . فرد ضمن اینکه از نظر ظاهر و ترکیب ( Appearance ) از حالت انسان نرمال بدر آمده ، از نظر شخصیتی آمادگی دست زدن به هر اقدامی را دارد . غالبا این افراد دست بکارهای دون مایه همچون قرض گرفتن پول بدون احساس مسئولیت نسبت به باز پرداخت آن ، گرفتن پول از اطرافیان با ضرب و جرح ، فروش لوازم منزل ، دله دزدی ، و در نهایت به خرید و فروش و توزیع مواد تن می دهند . و در واقع اینجاست که اعتیاد انسان را از درجه اعلاعلیین به درجه اسفلوسافلین پایین می آورد ، و خانواده را و در جمع اجتماع را به نیستی می کشاند .
من همیشه دو دعای مخصوص دارم و می گویم : خدایا به هیچ خانواده ای در کل کره خاکی دو چیز نده : اول معتاد و دوم بیمار روانی ، که اولی به مراتب مصیبت بار تر از دومی است .
علل اعتیاد :
آشنائی افراد به مواد ممکن است در یک جلسه معاشرت با دوستان و همسالان مبتلا صورت پذیرد ، یا متعاقب ابتلا به اختلالی که در مطرح نمودن آن از نظر اجتماعی فرهنگی مشکل دارند ، یا ابتلا به بیماری صعب العلاج و درماندگی فرد از ناکارآمد بودن روش درمانی و پیشنهاد افراد و بستگان ناپخته و ناآگاه صورت پذیرد ، و یا موضوع کنجکاوی و سوژه جدید لذت گروه همسالان که سوژه جدیدی برای کسب لذت و سرگرمی ندارند .
اما علل اعتیاد را می توان در سه بخش جسمی ، روانی ، و اجتماعی تقسیم کرد :
علل جسمی : در زمینه علل جسمی بیولوژیکی ، عدم تعادل جسمی بیولوژیکی باعث میشود که افراد بدنبال تعادل کننده آن برآیند ، در واقع علل و عوامل بیولوژیکی استعداد به مخدرات را بوجود می آورد . باید در تمایل و پذیرش ارگانیزم به ماده و وابسته شدن به آن تامل کرد ، ظاهرا بعضی افراد نسبت به بعضی دیگر تمایل و کشش متفاوتی نشان می دهند و بنظر می رسد ارگانیزم چیزی را که کم دارد بیشتر طلب می کند ( قضیه ویار خانم های باردار در اینجا مصداق پیدا می کند ) هرچند که این مسئله هنوز تحت بررسی و تحقیق کافی قرار نگرفته است ولی شواهد حاکی است که بعضی افراد از نظر جسمانی و فیزیولوژیک نیز تمایل و کششی به آن نشان نداده و در دفعات محدود وابستگی پیدا نمی کنند .
علل روانی : عمده علل را باید در زمینه های روانی شخصیتی دنبال کرد . نیاز جوانان به وابستگی و تامین امنیت ، نیاز به احترام و اطمینان ، نیاز به پذیرش در گروه سنی ، ارضاء حس کنجکاوی ، احتیاج به لذت و تفریح ، نیاز به معاشرت و دوستی ، همانند سازی با همسالان ، همه مسائلی است که باید بطور صحیح برآورده گردد ،و اگر فرد از شخصیت سالم برخوردار نباشد و مهارتهای لازم را برای رسیدن با این نیازها از راه طبیعی نداشته باشد و از عزت نفس کافی برخوردار نباشد ، در گروه همسالان نسبت به هر پیشنهادی ولو ناسالم تسلیم شده و قدرت رد پیشنهادهای ناسالم و مخرب را ندارد .
در مجموع احساس حقارت ( Low Self Image ) ، پایین بودن عزت نفس ، نارسائی ها و کمبود های شخصیتی (Inadequate Personality ) ، اختلال شخصیت ( Personality Disorder ) ، وابستگی شخصیتی ( Dependent Personality ) ، ضعف جنبه های منش شخصیت ( Superego ) ، اضطرابها و تشویشها ( Anxiety ) ، از عمده علل روانی کشاندن جوانان به اعتیاد است .
محرومیت های جنسی و تاخیر در ارضاء نیازهای س..ک..س ، خلاء محرک ، فقر در معاشرت و دوستی ، شکست ها و ناکامی ها ، همه و همه کمک می کنند شخصیت های آسیب پذیر زود تر و راحت تر به دام اعتیاد بیفتند . همچنین تلقین پذیری شخصیت فرد ، رفتارهای نمایشی شخصیت فرد ( Histrionic Personality ) و تشویق به اینکار از طرف دیگران ، همه مسائلی است که جوانان را به اعتیاد می کشاند .
علل اجتماعی : سیاستهای استعماری بعضی دول استعمارگر ، نابسامانی های اجتماعی دولت های عقب نگهداشته شده ، میزان مقبولیت اجتماعی مواد ، در دسترس بودن آن ، ضعف اعتقادات مذهبی ، و فقر فرهنگی ، بخصوص فقر معنوی ، هدف مند نبودن زندگی ، همه عواملی است که جوانان را به اعتیاد می کشاند . اگر بخواهیم علل اجتماعی قضیه را بررسی کنیم کافی ست به مقطع زمانی خاصی مثل مقطع یکماهه محرم ، یا ماه مبارک رمضان ، یا دوره برگزاری جام جهانی فوتبال ، یا دوره برگزاری مسابقات آسیایی توجه کنیم به عینه می بینیم ناراحتی های روحی روانی افراد اجتماع کمتر شده ، مراجعات به مطب های پزشکان بخصوص روانپزشکان کمتر شده ، جوانان شور و شوق بیشتری برای زندگی نشان می دهند ، زندگی پررنگ تر شده ، و معنای بیشتری یافته ، و انحرافات رو به نزولی می رود ، و بلعکس مقطع های زمانی که موضوعاتی این چنین برای سرگرمی و معنابخشیدن به زندگی جوانان نیست ناراحتی های روحی روانی بیشتر بوده و انحرافات نیز فزونی می یابد .
در زمینه مقایسه اهمیت علل ایجاد اعتیاد باید گفت روانشناسان سهم بیشتری را به علل روانی اجتماعی اعتیاد می دهند و بنظر نگارنده ضعف خصوصیات شخصیتی و آسیب پذیری شخصیت روانی فرد ( احساس حقارت ، پایین بودن عزت نفس ، شخصیت ناکافی ، شخصیت وابسته ، شخصیت هیستریکال ، شخصیت آنتی سوشیال یا ضد اجتماعی ، ضعف سوپرایگو یا وجدان اخلاقی ، همچنین فقر معنوی و هدف مند نبودن زندگی ، سهم بیشتری را در اعتیاد دارند و نهایتا اعتیاد را باید نوعی عناد به خود و اطرافیان و جامعه تلقی نمود .
اپیدمی یولوژی یا فراگیری :
امروزه در بعضی جوامع بدلیل مصرف بالای مواد و همه گیر شدن قضیه و از دست رفتن مهار سعی دارند مسئله را صورت نیک خیمی داده ، اگر هم آزاد نمی کنند از صورت جرم آلود بودنش در آورند ، همچنین بعضی جوامع بدلیل فقر ما لی و مشکلات عدیده در زمینه مسائل اقتصادی و اجتماعی و بدلیل عدم توانائی در کسب درآمد در زمینه های غیر مواد مخدر ، سعی دارند مسئله را از حالت جرم بودن خارج کرده به آن صورت طبیعی و عادی بپوشانند . بنابر این میزان مقبولیت اجتماعی در اعتیاد تاثیر دارد ، در مجموع معتادان در همه کشورها و همه طبقات اجتماعی هستند ، اما تفاوت در شیوع آن به مسائلی بستگی دارد .
از نظرآماری : تعداد معتادین خیلی مشخص نیست چرا که هیچکدام از آنها خود را معتاد نمی دانند و اگر از هر کدام آنها بپرسی معتاد هستند یا نه ، منکر اعتیاد بوده و اظهار می کنند : گهگاهی بصورت تفریحی می کشند ، اما بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت زنان علاقه کمتری به مواد مخدر نشان می دهند و شاید دلیل آن وابستگی بیشتر به خانواده و فرزند ، هدف دار بودن بیشتر زندگی آنها ، عدم استقلال اقتصادی و بیشتر تحت کنترل و نظارت بودن ، معاشرت کمتر با گروه همسن ، و در نتیجه کمتر در معرض خطر واگیر شدن با افراد آلوده اند . همچنین بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت 72 درصد معتادین از گرو سنی زیر 25 سال هستند . بر اساس آمار مرکز توانبخشی ونک معتادین در ایران 66 درصد آنها دارای تحصیلات کمتر از متوسطه هستند ، در بین شاغلین دولت بیشترین اعتیاد را کارمندان و کمترین را ارتشیان داشته اند .
پیشگیری و درمان :
اولین قدم پیشگیری و درمان جلوگیری از تولید مواد و نشر آن است .
نباید گذاشت این ویروس مرگ در جامعه انتشار یابد و بر حیات و زندگی غالب گردد .
دومین مرحله و مهمترین آن آموزش است .
برای بالا بردن سطح آگاهی مردم ،آموزش سمعی و بصری ، از طریق رسانه های گروهی و صدا و سیما لازم است .
در آموزش دو چیز مهمترین مسئله است :
اول مضرات اعتیاد است ، واقعا باید شرایطی را برای مردم پیش آورد که گرفتار شدن در چنگال ویروس مرگ را با تمام وجود خود احساس کنند . و به عینه ببینند مضرات آن در فرد معتاد و خانواده وی چگونه است .
نباید ساده لوحانه به درمان خوشبین بود و ساده نشان داد چرا که اگر فردی آلوده شد به راحتی درمان ممکن نیست و 75 درصد افراد بعد از ترک برای چندمین بار به آلودگی باز میگردند ، و رواندرمانگران را به ناامیدی می کشانند .
دوم زمینه های شخصیتی فرد که اعتیاد را ایجاب می کند و برطرف کردن آن زمینه های شخصیتی ، و آن نکات آسیب پذیر در شخصیت فرزندان تحت پوشش .
با افزایش آگاهی مردم و تبیین مسئله در مقابل علل گرایش ، و مضرات مواد مخدر ، اعتیاد کاهش خواهد یافت . پس بهترین راه و روش بر انداختن این دیو سیاه از جامعه پیشگیری از طریق تزریق واکسن آگاهی از رسانه های عمومی و جمعی ، و تبیین شخصیت های آسیب پذیر و راه ترمیم زخمهای شخصیتی است .
سوم درمان :
در درمان اعتیاد حد اقل باید چهار نوع عادت Habitude را مد نظر داشت :
1- عادت بیولوژیکی و حیاتی
2- عادت عضوی و عملی
3- عادت روانی
4- عادت اجتماعی

و به دلیل چند وجهی بودن وابستگی و اعتیاد ، درمان اعتیاد نیز باید چند وجهی باشد ، تیمی متشکل از روانپزشک ، روانشناس بالینی ، پزشک ، و مددکار اجتماعی .
اولین گام بر انگیختن انگیزه ترک در بیمار است ، روانشناس بالینی باید با روشهای سایکوتراپی Psychotherapy از جمله Logo therapy ، طی چندین جلسه معتاد را برای تن دادن به ترک آماده نماید ، وقتی بیمار با رواندرمانی مصمم شد ترک نماید باید در مرکزی بستری گردیده ، توسط روانپزشک و پزشک عمومی درمان سم زدائی آغاز گردد ، در این وضعیت با تجویز داروی کلونیدین برای کاهش بیش فعالی دستگاه عصبی سمپاتیک ، اختلال عملکرد دستگاه عصبی خودکار کاهش می یابد ، دارو از 5/0 میلی گرم تا 5 میلی گرم و روزانه دو تا چهار بار و بمدت یک هفته تا 10 روز تجویز می گردد و ضمن کنترل علایم حیاتی توسط پزشک ، سعی می شود علایم Withdrawal نیز با تجویز فنوتیازینها و داروهای روانگردان دیگر توسط روانپزشک کنترل گردد . این مرحله از یک هفته تا 10 روز طول می کشد .
مجددا بعد از مرحله سم زدائی ، روانشناس بالینی کارش را ادامه داده و با روشهای رواندرمانی از جمله برای آگاهی بخشیدن از خود و استعدادهای بالقوه خویش در بیمار از مراجع مرکزی Client-Centered ، برای اصلاح فرآیندهای نادرست یا نارسای شناختی و الگوی غلط روابط متقابل اجتماعی از نظریه های شناختی منطقی عاطفی Rational-emotive therapy و روش تحلیل متقابل رفتار Transactional analysis ، و بالاخره برای برطرف کردن برخی از اشکالات رفتاری و بد آموزیها از شیوه تغییر رفتار Behavior therapy ، سعی در ترمیم نقاط آسیب پذیر شخصیت بیمار می کند .
روشهای رواندرمانی برای درمان شخصیت بیمار ، رفع دخمه های شخصیت ، و تحمل بهتر فشار روانی ، و درک بیشتر ، و روبرو شدن بیمار با مسائل است . رواندرمانی از حد اقل 5 جلسه تا 15 جلسه بطول می انجامد ضمن رواندرمانی توسط روانشناس بالینی ، مددکار اجتماعی نیز زمینه ایجاد زندگی سالم برای بیمار ، آشتی با محیط کار ، آشتی با خانواده ، ایجاد ارتباط با اطرافیان ، رفع ممنوعیت ها و تنظیم برنامه کاری ، برنامه ورزش و تفریح سالم بیمار را فراهم می نماید .
در مجموع ممکن است مراحل درمان و پیگیری از چند هفته تا چند ماه به طول انجامد و نظارت و حمایت از بیمار باید بیش از یکسال ادامه یابد . همچنین ممکن است 75/0 موارد ترک اعتیاد ، ضمن طی شدن دوره کامل درمان ، به شکست انجامیده ، و بیمار به اعتیاد باز گردد .
اینکه می بینیم بعضی آقایان پزشکان تبلیغ می کنند ترک اعتیاد در کمتر از 2 ساعت ، یا کمتر از دو روز ، به جک یا سحر و جادو شبیه است ، و هدف آن نه درمان بلکه کسب درآمد است با علم به اینکه راه فراری نیز هست (می دانند اکثر بیماران به اعتیاد باز می گردند و آنها نیز از این دلیلتراشی برای توجیه کار خود و عدم موفقیت استفاده می نمایند) .
چند توصیه بهداشتی برای رشد شخصیت نوجوانان و جوانان :
1- به فرزندان خود اعتماد کنیم ( تو عاقلی ) اگر چه آنها را زیر نظر داشته باشیم .
2- به فرزندان خود مسئولیت بدهیم ( تو می تونی ) اگرچه بر آنها نظارت کنیم .
3- به فرزندان خود استقلال ببخشیم ( بنظرم تو بزرگ شدی ،و میتونی تصمیم گیری کنی و مسئولیت رفتارت با خودت هست ) .
4- به فرزندان خود عزت نفس بدهیم ( تو جنبه های مثبت زیادی داری ، تو کار را خوب انجام می دی ).
5- به تعریف و تمجید جنبه های عقلانی آنها بپردازیم و به آن تکیه کنیم ، به آنها عاقل بودن را تاکید کنیم ( تو خیلی عاقلی ، تو از من هم عاقل تری ) .
6- آنها را عاقل و بالغ بحساب آورده و به آنها بالغ بودن را تاکید کنیم ( من نباشم تو هستی ، تو دیگه بزرگ شدی ) .
7- جنبه های مثبت شخصیت آنها را به آنها گوشزد کنیم ( تو با هوشی ، تو عاقلی ، تو فعالی ، تو ابتکار داری ، تو خوبی ).
8- نقاط ضعف آنها را در نظر نگیریم و آنها را نادیده بگیریم ، نقاط ضعف آنها را به رخ آنها نکشیم .
9- برای آنها سرگرمی فراهم کنیم .
10- نیازهای آنها را در نظر بگیریم .
11- نظر و سلیقه خود را به آنها تحمیل نکنیم .
 

پاکزادیان
 روانشناس بالینی
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست
 

این صفحه در 0.081 ثانیه 25 نمایش داده شد.