انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

جز خدا کیست که در سایه لطفش بخزیم
رحمت اوست که هر لحظه پناه من و توست



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدم 03کتاب کارکرد قدم  (دفعات بازدید: 3176 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +233/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
قدم 03کتاب کارکرد قدم
« : 06 مارس 2011، 12:59:28 pm »

قدم 03کتاب کارکرد قدم1- چرا تصمیم گیری در این قدم محور اصلی   می باشد ؟ زیرا شروع به انجام کاری از نیت و تصمیم آغاز میشود یعنی تا   تصمیم نگیریم انگار کاری انجام نشده است پس شرط لازم تصمیم گیری است محور   هر اقدامی در تصمیم گیری استوار است تصمیمات ماست که زندگیمان را تشکیل   میدهد و باعث پیروزی یا شکست ماست
2- آیا می توانیم این تصمیم را فقط برای امروز بگیرم ؟ آیا   ترس یا بهانه ای در مورد آن دارم ؟ آنها چه هستند .بله شاید بترسم از اینکه   فکر کنم کاملا و خوب وائیدال نتوانم تصمیم بگیرم برنامه ما روزانه است و   من باید روزانه خودم رابه مراقبت خداوند بسپارم و از کمک بخواهم و با   تکرارو تمرین و عادت این تصمیم سلولی شود
 3-چه عملی جهت اجرای تصمیم خود انجام داده ام ؟دعا کردن شرکت   در کلاسهای کارکرد قدم ارتباط با راهنما مطالعه نشریات و دعا کردن و خود   را آماده نمودن برای شرایط تصمیم گیری یعنی حرکت کنم و برای رسیدن به خواست   خداوند زحمت بکشم یعنی از تو حرکت از خداوند برکت نشستن معنیش تصمیم گیری   نیست
4- برای سپردن چه قسمت هایی از زندگیم مشکل دارم ؟چرا مهم است   که بهر حال آنها را به خداوندی که خود درک می کنم ، بسپارم ؟هیچکدام زیرا   میدانم من بیمارم
5- من چگونه طبق اراده شخصی خود عمل کرده ام ؟ انگیزه هایم چه   بوده اند ؟ با زندگی به روال هوی نفس و خودخواهی و خودمحوری و انگیزه   ارضای آنی و اجباری نفسانی ام که تمام زندگی مرا در ورطه اعتیاد و   ناملایمات و شکستهای زندگیم کشید منهمیشه به روال میل خودم زندگی کرده ام   حتی در دوران بهبودی 
6-عمل از روی اراده شخصی چگونه بر روی زندگیم اثر گذاشته ؟   زندگی من ویران و تبدیل به زندگی دست پایین شده و من هم تبدیل برده ایی جهت   ارضاء هوی نفسم تبدیل شده بودم زندگیم را آشفته غیر قابل اداره یلخی باری   به هرجهت هردم بیل هردم کلنگ نموده است بی برنامه زندگی میکنم و حاصل هیچ و   بی حاصل وبیهدف
7-اراده شخصی من چگونه بر دیگران اثر گذاشته ؟خودخواهم و به   دیگران و نیازهایشان توجهی ندارم و در نتیجه باعث آزار و اذیت روحی روانی و   احساسی آنها شدم
8-ایا پیگیری اهدافم ، باعث صدمه به دیگران می شود ؟ چگونه   ؟بله منشاء افعال و رفتارها و پیگیری اهدافم اراده شخصی مخرب بوده و در   مسیر چون تندبادی همه چیزوهمه کس رامیآزارد من دقیقا نمیتوانم خود را با   خداوند و طبیعت وقف دهم و در مجموعه یک وصله ناجورم که باعث دردوناراحتی   دیگران میگردم
9-آیا در پیگیری اهداف صحیح ، امکان دارد بصورتی عمل کنم که   نتیجه معکوس برای خودم یا دیگران داشته باشد ؟ توضیح دهید .بله فرقی نمیکند   که کار خوب میکنم یا کار بد چون منشاءآن یک نیروی اراده شخصی و مخرب   میباشد و به اصرار و پافشاری است نتیجتا حاصلش جالب نبوده و صدمه است کار   خیر با نیت خیر خارج از هوی نفس مفید وسازنده است وقتی خدا را در نظر نگیرم   در اهداف و کارهای درست هم نتیجه معکوس میگیرم چون جهان شمول نیست و خواست   خدا در آن نیست
10-آیا هیچ وقت برای رسیدن به هدفی مجبور به مصالحه یا سازش   در مورد اصول گردیده ام ؟ ( برای مثال : مجبور شوم که نا صادق باشم ، بی   رحم ،یابی وفا باشم ؟ ) بله خودخواه بودم و اصول روحانی و ارزشهایم ام را   زیر پاگذاشته ام وقتی بیماری ام فعال است هیچگونه اصولی را رعایت نمیکنم و   یا انتخابی رفتار میکنم
11- توضیح دهید چه زمانهایی نیروی اراده خودتان جهت انجام   کاری کافی نبوده ؟ ( مثلاً با نیروی اراده خودم نمی توانستم پاک بمانم )   درمورد پاکی مواد و نیکوتینم هرگزنتوانسته ام در مورد ارتباطاتم و ازدواج   کردن و ادره زندگیم مستقل شدن و خلاصه اراده من کوتاه محدود و ناقص وگاهی   مخرب میباشد
12- تفاوت بین نیروی اراده من با نیروی اراده خداوند ، چه می   باشد؟ اراده من محدود مخرب و نامتعادل اما اراده خداوند نامحدود سازنده و   با تناسب و تعادل و همگانی
13- آیا در بهبودی زمانهایی بوده که احساس کنم که اراده و   زندگیم را به دست خود گرفته ام ؟ چه چیز باعث هشدار به من شد ؟ چه اقدامی   کردم تا خود را به قدم سوم دوباره متعهد کنم ؟ بله احساساتم مرا به خود   آورد تجربه درد و ناراحتی و عذاب روحی مجددا با خداوند و راهنما و جلسات   مشارکت نموده درخواست کمک نمودم تااز اراده مخرب شخصی ام جداوبهبودیابم   خداوند همیشه به من هشدار میدهد که دست از خودمحوری بردار و تسلیم خواست من   باش تا آرامش آسایش و نشاط بیابی
14-آیا لغت (( خدا )) یا حتی مفهوم آن باعث ناراحتی من می شود   ؟ منبع این ناراحتی چیست ؟ القائات غلط جامعه و سوءاستفادگری از نام خداو   این به من اینگونه القا میشود تمام گندهایی که بشر به نام خداوند میزند در   واقع کار خداوند است وقتی درست نگاه میکنم میبینم همه مردم و جوامع از قدیم   با کلمه خداوند دارند کارخود را به پیش میبرند و حکومت حال حاضرما هم و   همیشه کشور ما هم خود را به خداوند وصل نموده و استفاده و سوءاستفاده خود   را میبرد این به خدا مربوط نیست همینطور بعد از اینهم ممکن است لغت خدا   مورد سوءاستفاده جوامع قرار گیرد بههر حال مردمهم این طور میخواهند و   برایشان خداوند نیاز واجب بوده و هست همینطور که برای من از نان شب لازم   تراست حال سودجویان چه میکنند به نیاز و ارتباط من با او ربطی ندارد من   اینکار را نمیکنم من از وجود خداوند برای کمک درمورد نیروی اعتیادم استفاده   میکنم خیلی از مردم هم با خداپرستی زندگی خوبی دارند گیر ندهم به لطف خدا   کم کم دارم با خداوند به یک صلح و سازش و پاک سازی اعتقادی و شخصی میرسم
15-آیا هرگز اعتقاد داشته ام که خدا باعث اتفاقات وحشتناک   برای من شده یا اینکه مرا تنبیه می کند ؟ آنها چه بوده اند ؟ بله گاهی در   گذشته خودرا با این خرافات ناراحت مینمودم. من همیشه خدا را نیروی منتقم و   عذاب آور میدانستم که نشسته منرا محاکمه و مورد آزار و اذیت قرار دهد   آموزشهای ام غلط بودند
16-درک ما امروز از نیروی برتر از خود چه می باشد ؟ خداوندی   مهربان عاشق و اصل آزادی و دموکراسی حتی به جوامع آزادی داده هرگونه   میخواهند از نامش استفاده یاسوءاستفاده کنند خداوند درانگشتانمدر فکرم ودر   قلبم حضور دارد من از او بدلیل اعتیادم غایبم و او میخواهد که مرا به راه   راست هدایت کند نجاتم دهد
17- امروز نیروی برتر من چگونه در زندگیم کارمی کند؟ به من   جهت  نیرو انرژی امید برای حرکت داده و بیماری و افسردگیهایم را من میگیرد   نمیگذارد باعث درد و رنج بیشتر خود باشم خداوند مرا هدایت به برنامه به   بهبودی به امید به زندگی به تغییر و نجات از افکار معتادگونه و بدردنخورم   هدایت میکند او میداند و میتواند
18- با نیروی برتر چگونه رابطه برقرار می کنم ؟ با دعا کردن   روزانه و سخن گفتن با او همه احساسات و نیازهایم را درمیان گذاشته و از او   هدایت و کمک لازم برای پاک ماندن را خواستارم من مسلمانم و نمازهای 5گانه   ام را میخوانم و کلیه دعاهای انجمن را م گاهی برایش آواز میخوانم حرف میزنم   میرقصم خلاصه وصل میشوم
19- نیروی برتر چگونه با من رابطه برقرار می کند ؟ چه احساسی   نسبت به نیروی برتر دارم ؟ مراقبه در سکوت بر روی احساسات و عواطفم دقت و   توجه نموده و هوشیار و آگاهم که چه به من میگوید و دقیقا تمام احساساتی را   مدتها از آن فراری بوده ام را میپذیرم و تجربه نموده و درک میکنم تنها راه   گرفتن پیام از آن طرف خط توجه و مراقبه و سکوت محض است خداوند اگر کانالهای   من باز باشد بسادگی پیام خود را در قالب یک حرف نوشته شعر فیلم موزیک و یا   قلبم میرساند
20- آیا به خاطر تغییراتی که در اعتقاداتم در مورد ماهیت   نیروی برتر رخ می دهد ، با خود در حال کشمکش هستم ؟خدا را شکر دیگر نه   پذیرفته ام همه اینها از درک محدود من است قدری در مورد مذاهب مشکل داشتم   که با رجوع به کتاب بزرگ که میگوید در جنگل به چند درخت زرد نگاه نکن و   ببین آنها درکجادرست میگویند
21- آیا فهم کنونی من از نیروی برتر ، هنوز هم برایم کار می   کند ؟ به چه تغییراتی ممکن است نیاز داشته باشد ؟ بله کار میکند اما بهتر   است رشدو ارتقاء داشته باشد که دارد بله کار میکند باید ارتباط دعا و   مراقبه ایی ام را افزایش دهم و در تماس بیشتری با او باشم من سخت نیازمند   اویم و او هم همیشه حاضر است و ناظر
22-مفهوم مراقبت برای من چه می باشد ؟ یعنی رها کردن وبه به   او سپردن یعنی محافظت و پشتیبانی یعنی حضور خداوند را در زندگی درک کنم و   اجازه دهم برای من کار کند مراقبت یعنی مواظبت پشتیبانی و حمایت نمودن   خداوند نیروهای روحانی من را تامین نموده و مرا برای مقابله بازندگی آماده   میسازد اوهمیشه مراقبم است
23- سپردن اراده و زندگی به خداوندی که خود درک می کنم ، برای   من چه مفهومی دارد ؟ یعنی واگذار کردن دست از کشمکش و جنگ کنترل و قضاوت   برداشتن و رهاکردن کامل به خدا سپدن یعنی رها کن دست از جنگیدن بیخود بردار   سهم خودت را انجام بدهو نتیجه را به او واگذار کن او میداند و میتواند   رهاکن به او بسپار
24- زندگی من چه شکلی ممکن است تغییر کند اگر که تصمیم بگیرم   آن را به نیروی برتر بسپارم ؟ در تمام سطوح بهبود رشد و ارتقاءخواد یافت و   از شر اراده مخرب رها گردم به ائیدالهای زندگی ام برسم  از شر خودم و   بلاهایی که به سر خودم میاورم رها شوم قابلیت بهره مندی از نعمتهای خداوندی   را بدست آورم
25- چگونه به نیروی برتر اجازه می دهم تا در زندگی من تأثیر   گذارد ؟ خودم را از سر را ه او کنار کشیده و اراده ایی که به من داده است   را به صاحب اصلی اش جهت هدایت میسپارم و از او عاجزانه میخواهم که خدایا   مرا هدایت کن وارد زندگیم شو و مرا نجاتم بده که سخت محتاج نگهبانی و هدایت   تو هستم
26- نیروی برتر چگونه مراقب اراده و زندگی من خواهد بود ؟ او   که ایجادکننده و گیرنده و دهنده همه چیز است و همه چیز را میداند و برهمه   چیز مسلط است از من به بهترین شکل ممکن مراقبت و محافظت میکند همچنان که 3   سال و4ماه و 9 روز است که لطف شامل حالم بوده تنها کافی است که من بخواهم   تا در زندگی ام کار کند و او آماده و حاضر است و قوی و بزرگ است او میداند و   میتواند مرا از شر اعتیادم رها سازد و به زندگیم مفهوم و جهت و معنا بخشد   خداوندا نیازمند توام میخواهمت
27- آیا مواقعی بوده که من قادر نبوده ام ، از سر راه خداوند   کنار روم و برای نتیجه کاری به او اعتماد کنم ؟ توضیح دهید . بله وقتی   میترسم و خودمشغولم و بیماری روی من کار میکند وقتی که من دچار نفس خودمحور   خود هستم قادر نیستم که اراده خداوند را بپذیرم و بفهمم باید تسلیم شوم تا   نجات یابم و رها شوم
28- آیا مواقعی بوده که قادر بوده ام ، از سر راه خداوند کنار   بروم و نتیجه کاری را به او بسپارم ؟ توضیح دهید . بله زمانهایی که افکارم   باز بوده و درنتیجه خداوند کاری را برایم انجام داد که هرکز به تنهایی   قادر به انجام آن نبوده ام خداوند خودش را به من تحمیل نمیکند این من هستم   بایستی از او خواهش کنم که در زندگی ام نقش داشته باشد و او قادر و توانای   مطلق است و میدانم که همچیز را میداند من زندگیم را تماما به میسپارم حتی   سپردن هم بلد نیستم آنرا هم تسلیم او میکنم خدایابه دادم برس
29-چگونه برای سپردن ، عمل می کنم ؟ آیا از لغات خاصی بطور   منظم استفاده می کنم ؟ آنها چه هستند ؟ (( اراده و زندگیم را به تو می   سپارم . مرا در بهبودیم راهنمایی کن . و به من نشان بده که چگونه زندگی کنم   . )) دعا های قدم 3-7-11و دعای آرامش خداونداآرامشی عطافرماتابپذیرم آنچه   را که نمیتوانم تغییردهم وشهامتی که تغییردهم آنچه راکه میتوانم و دانشی که   تفاوت این دو را بدانم و متوقع نباشم دنیا ومردم آن مطابق میل من رفتار   کنند من با خداوند دوست شده ام و با او در ارتباطم و نیازهایم را به او   میگویم و با او حال میکنم باید اصول روحانی را روزانه و مو به مو انجام دهم   تا در پوست و خونم جاری و ساری گردد و روحانیت اساس من شود
30- چه کارهایی جهت تقویت و تحکیم ، تصمیمی که برای سپردن   اراده و زندگی ام به مراقبت نیروی برتر گرفته ام ، انجام می دهم ؟ تصمیمم   را به طور روزانه آنرا تجدید و به آن متعهدم با راهنما و جلسات تازه واردین   در تماسم سرکار میروم دعا میکنم و سهم و نقش خود را انجام میدهم و باقی را   و نتیجه را به او میسپارم
31- قدم سوم چگونه به من کمک می کند تا اصل تسلیم که در قدم   یک و دو تمرین کرده ام را تقویت کنم و توسعه دهم ؟ وقتی خود را میسپارم   یعنی از اراده شخصی دست کشیده و درخواست کمک نموده به عجز و ناتوانی خود   اعتراف و همینطور به حضور نیرویی برتر از خود خداوند بیشتر ایمان آورده و   وارد مرحله جدیدی با خداوند شده اورا دعوت میکنم به زندگی ام
32- تاکنون به چه راه هایی تمایل خود برای بهبودی را نشان   داده ام ؟ کارکرد قدمها و سنتها و خدمت کردن شرکت مرتب در جلسات ارتباط   دایمی با خداوند و راهنما و دوستان بهبودی و مطالعه و کارکرد و تکمیل   قدمهایم و اجرای آن به اندازه وسعم و امید به لطف روز افزون خداوند که   بیشتر از کفر و خطاهای من است
33-آیا در بهبودی خود بر علیه خود می جنگم ، فکر می کنم چه   اتفاقی بیفتد اگر تمایل پیدا کنم که بگذارم بهبودی بر آن قسمت از زندگیم   مستولی شود ؟ بله میجنگم که چرا ازدواج نکردم یا این چز و آن چیز را ندارم و   خودم را با دیگرا مقایسه میکنم و حالم خراب میشود ...میدانم که به مرور   زمان و به وقتش همه چیزدرست میشود
34-چگونه امید ، ایمان و اعتقاد در زندگی من تبدیل به نیروهای   مثبت گردیده اند ؟ با کارکرد آنها و دیدن نتیجه خوب آنها در زندگی با   زندگی به روال برنامه و کاربرد اصول روحانی به مرور درک کردم که برنامه   واقعا کار میکند و من باید همیشه قدم ها را در زندگیم سرلوحه قرار دهم تا   بهبود یابم و ایمانم کاربردی شود
35-چه اعمال بیشتری می توانم انجام دهم تا اصول روحانی امید ،   ایمان و اعتقاد را در بهبودی خود بکار گیرم ؟با کارکرد مرتب آنها در زندگی   ام و انتقال آن به دیگران
36- چه مشهودات و مدارکی دارم که دیگر می توانم با دلگرمی به   بهبودی خود اعتماد کنم ؟ بهبودی درست شدن افکار و احساسات و روح روانم و   تغییرات + در زندگی ام
37-اخیرا ًچه کاری کرده ام که نشان دهنده   تعهد من به بهبودی و به کارگیری برنامه باشد ؟ ( برای مثال : آیا پست   خدماتی در جلسات معتادان گمنام قبول کرده ام ؟ آیا   موافقت کرده ام که راهنمای دیگر معتادان در حال بهبودی باشم ؟ آیا به رفتن   در جلسات علیرغم هرگونه احساسی که داشته ام ، ادامه داده ام؟ آیا به   کارکردن با راهنمای خود حتی اگر او حقیقت تلخی را به من گفته باشد یا   راهکاری را به من پیشنهاد کرده باشد که مورد پسند من نبوده ، ادامه داده ام   ؟ آیا راهکار او را انجام داده ام ؟ )بله همه این کارها را انجام میدهم چون  راه همین است همیشه در پی فرصتی برای خدمت هستم من عاشق خدمت کردن میباشم خدایا کمکم کن
38-آیا هیچ بهانه و دستاویزی برای تصمیم گرفتن جهت واگذاری و   سپردن اراده و زندگی خود به مراقبت خداوند دارم ؟ خیر ندارم چون فهمیده ام   ناتوان و عاجزم
39- آیا احساس می کنم که اکنون آماده هستم تا به او بسپارم ؟   بله کاملا نیازمندم و طالبم و احساس میکنم باید زودتر از اراده شخصی ام رها   شوم
40-چگونه تسلیم در قدم یک به من در قدم سوم کمک می کند ؟ عجز و   ناتوانی و نیاز به کمک و اینکه نمیدانم و نه میتوانم مرابرای تسلیم به   مراقبت خداوند آماده نمود
41-چه اعمالی را در نظر دارم که جهت به کار گرفتن تصمیم خود   به اجرا در آورم ؟ کار کردن باقی قدمها چگونه در این مقوله می گنجد ؟ دعا و   اجرای مرتب قدم 3وکارکردباقی قدمها اجرای واقعی و عملی قدم سوم در تمام   سطوح زندگیم برای ازدواج و استقلالم اقدام کنم خداوندا کمکم کن که سخت   نیازمند حمایت تو هستم
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست
 

این صفحه در 0.068 ثانیه 25 نمایش داده شد.