انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

بهترین آرزوها را برایت به دست فرشتگان میسپارم ،
نگاهت به آسمان باشد ....



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدم 11 کتاب کارکرد قدم  (دفعات بازدید: 2658 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +233/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
قدم 11 کتاب کارکرد قدم
« : 06 مارس 2011، 10:15:42 am »

قدم 11 کتاب کارکرد قدم        قدم11/1-چه تجاربی در کارکرد قدمهای قبلی یا در مراحل دیگر زندگی داشته ام که اشاراتی از چگونگی نیروی برتر برایم داشته اند ؟ درست   نمیتوان چگونگی آنرا تشریح کرد اما همیشه وجود داشته و مراقب من بوده   همیشه یک حسی از کودکی مبنی بر اینکه پاسخ تمام سوالات و ابهامات در مورد   چرایی و چگونگی دنیا و زندگی همه ختم به وجود او میشد قبل از آشنایی با   برنامه هم رابطه هایی در دورانی میگذاشتم و هرگاه به او وصل بودم اوضاع خوب   و درست پیش میرفت همه چیز در جای خود قرار داشت و هرگاه از او دور بودم   اوضاع من نیز خراب بود و افسردگی بر من غلبه نموده و دست آخر فلج میشدم و   در نهایت باز هم به سراغ او میرفتم و همیشه از من استقبال نموده و مرا   بگونه ای هدایت مینمود تا این آخری سر از معتادان گمنام در آوردم و داستان   زندگی من با آشنایی با انجمن و کارکرد قدمها به کلی دچار تغییر اساسی شد من   که به هیچ قایده و قانونی متعهد نبودم بالاخره خدا را پیدا کردم خدایی که   وجود داشت و به من کمک میکرد و مرا برای ادامه هدایت مینمود دیگر تنها   نبودم و دچار بحرانهای همیشگی و خلائ های وحشتناک نمیشدم و اگر پیش می آمد   وجود خداوند به من بوسیله ابزارهای موجود دوباره اطمینان میداد که همچی سر   جای خودش است و همه این بحرانها روزی تمام خواهد شد دیگر من خداوند خود را   که عاشق و مهربان و قوی و همیشه حاضر دست پیدا نمودم و فقط کافی است که   بخواهمش و او هست در گذشته هم خدا داشتم اما خودمحوری اجازه نمیداد رابطه   ام را با او رشد و ارتقاء دهم و همیشه نمیتوانستم رابطه ام را حفظ کنم اما   او بیخیال من نبود و نشد
2-    نیروی برتر من چه خصوصیاتی   دارد ؟ آیا من هم می توانم از آن خصوصیات برای خود استفاده کنم ؟ آیا می   توانم قدرت تبدیل شونده آنها را تجربه کنم ؟ خداوند من قادر و بینا   دانا و توانا عاشق و مهربان است با حکمت است تمام علت و علل ها و پاسخها را   میداند نمیترسد خلاء ندارد کمبود ندارد عادل است رحیم و کریم است وجودش   همیشگی و ابدی است رحمتش به خاص و عام رسیده و از هیچکس غافل نیست برای او   رنگ و نژاد و جنسیت وجود نداشته و خوب و بد را حمایت میکند و میبخشد بله   خصوصیات و صفات خداوندی در من هم موجود بوده و من هم میتوانم هم از آن برای   خودم استفاده کنم و هم در جهت خدمت به دیگران مورد بهره برداری کنم کافی   است صدایش کنم و او به من نگاه کند من هم میتوانم مثل خداوند عاشق و مهربان   و با گذشت باشم خداوند در عین توانایی با انصاف و باگذشت است او خودخواه   نیست و به فکر همه مردمان هست خداوند شجاع و آگاه و بیدار است
3-  درک من از نیروی برتر از هنگامی که به NA پیوستم ، چگونه تغییر کرده است ؟ درک   من رشد و ارتقاء زیادی یافته وقتی کارهایی که نمیتوانستم انجام دهم به   مرور زمان او برای من آنها را انجام داد هرگاه خواستم و او کمک کرد وقتی به   میزان اعتماد به او پی بردم و همینطور رشد خود را دیدم همه و همه یعنی   خدایی همیشه حاضر و ناظر و پشتیبان هست و تنها من دست نیاز به سوی او دراز   نموده و بخواهم البته من حکمت الهی ندارم بهتر است مشیت او را بپذیرم و   آنچه که خواست اوست را بفهمم و درک کنم جز اراده او هیچ چیز اتفاق نیفتاده و   بهترین خواست و اراده اوست برای من و همه من نسبت به خداوند محدود فکر   میکردم و جمله اتفاقات را با انحراف فکری و تصورات باطل منسوب به او   مینمودم من راجع به خداوند منفی بافی میکردم و خود را جای او میگذاشتم من   بندگی بلد نبودم و جایگاه خود را نمیدانستم و در کارهایی که مربوط به اوست   دخالت میکردم من نمیتوانستم خود را بپذیرم و تقصیرش را به این و آن و   خداوند نسبت میدادم امروز درک کرده ام که خداوند قادر متعال است و برتر از   هر قدرتی است محدودیت ندارد و کم و کاست از عقل من و نقصان از درک من است و   اوست که ناظم همه امور و تدبیرات است و من یک جزیی از این کل هستم و من   کارگردان نیستم تنها بازیگرم
4-آیا من طریق روحانی خاصی برای خودم دارم ؟ بله   من مسلمان هستم و کتاب آسمانی من قرآن است پیامبر من محمد است من یکتا   پرست بوده و تنها به خداوند یکتا ایمان و اعتقاد دارم و بس با اینکه مذهب   رسمی کشورم و خودم شیعه میباشد من به 12امام به عنوان قدیس احترام میگذارم و   عمیقا آنها را دوست دارم و همینطور قدیسان و صالحان و پیامبران دیگر مذاهب   و بطورکلی همه انسانهایی که در راه رشد و تعالی بوده اند را نیز هم اما   آنها را در مرتبه انسانهایی که در زمینه روحانیت رشد یافته تلقی نموده و   ابدا در این راه به افراط نرفته و جایگاه ایشان را با خداوند قاطی نمیکنم و   از اصل که خداوند است غافل نمیشوم مطلب اصلی خداوند است و ولاغیر و کلا با   هر مذهب و شیوه ایی که جز به خداوند میپردازد و از هدف اصلی که اوست غافل   میشوند و هزار صغری کبری میچینند و افراد را تا درجاتی بالا برده و مذهب   ایشان حول و حوش فرد میگردد متنفرم تنها  منظور دین و مفهومات و اصولش فقط   اوست و جزاو نیست 
5-تفاوت بین دین و روحانیت چیست ؟ دین   یک متد و روش مکتوب و آزمایش شده با راه و رسم مشخص و در چارچوبهای از پیش   تعیین شده بطور مثال 72 ملتی که از تنها اسلام منشعب شده اند یا انجمنهای   12 قدمی مختلف که همه از الکلی ها ریشه گرفته اند و هرکدام روی یک مورد خاص   کار میکنند در واقع بیشتر ادیان و مذاهب یک متد و روش از پیش تدوین شده   ایی هستند که مدعی اند توسط خداوند و بوسیله پیامبران با کتابهای آسمانی   فرستاده شده اند و بعد از هرکدام فرق گوناگونی جدا شده و هرکام دایه دار   اینند که راه خودشان بهترین و درست ترین راههاست البته مکاتبی هم وجود دارد   که خودشان را فرستاده خداوند نمیدانند مانند بودا که یکسری تعالیم انسانی   است برای رشد انسان که به هر حال آنها هم در راه سعادت انسان کوشش میکنند   پس ادیان و مکاتب و فلسفه ها یا راههای رسیدن به خدا گوناگون و به عدد   انسانهاست اما اصول روحانی مانند صداقت که اوستا و محمد عیسی موسی بودا   ابراهیم و حتی در فلان قبیله بدوی سیاهپوستان افریقا و یا دور افتاده ترین   جزیره ناشناخته هم مورد قبول و اجماع جمعی است روحانیت یک اتفاق کلی است که   هدف همه مکاتیب و مذاهب است و روحانیت به انسان معنا و هدف و سمت و سو   میدهد و انسان را به اصل خود که خداوند است میرساند و همین و بس فقط خداوند
6-چه اقداماتی جهت کاوش در روحانیت خود انجام داده ام ؟ مطالعه   در مورد مذاهب و مکاتب مختلف و اصول ثابت و مورد قبول و اتفاق جمعی آنها   تلاش کردم تمام کتابهای آسمانی را بخوانم و ببینم چه میگویند و روشها و   راههایی که در جهت دادن و معنی دادن وجود دارد تحقیق نمودم سعی کردم قلب و   دریچه افکارم را باز بگذارم و ابدا تعصب به خرج ندهم و روح کلام و تعالیم   را برداشت نموده و اضافات و خرافه ها را دور بریزم درک کردم خیلی از شاخ و   برگهای اضافی ادیان به توسط کج اندیشان و افراد بیماربه آن ضمیمه شده و   ربطی به اصل قضیه ندارد تمام تلاش خود را نمودم هر آنچه که احوالات روحانی   من را درست میکند برداشت کرده و باقی را رها کنم بدون حب و بغض تمام اصول   روحانی مورد تایید را مورد تحقیق و تفحص قرار داده و ببینم منظور چیست
7-آیا هنگام کاوش روحانی خود در   معتادان گمنام با تعصب یا غرض کسی روبرو شدم ؟ احساس من چگونه بود ؟ چگونه   به اعتقادات خود وفادار ماندم ؟بله جالب است که همه ما افکار و اعتقادات   درست و غلط خود را تنها راه و منبع مقایسه قرار داده و هرچه که با آن   همخوانی داشته درس پنداشته و مغایر با آنرا حتی جهت خواندن هم و شنیدن هم   قابل عرض نمیدانیم البته در خارج از برنامه هم همینطور است غالب افراد   ترجیح میروند چون گوسفند دنباله رو دیگرانی که در گذشته میرفته اند باشند   در دوران بت پرستی بسیاری تنها به اعتقادات پدرانشان و اجدادشان قایل بودند   و امروز هم همینطور است کافی است بخواهی در موردی بحث کنی آنوقت تو مرتد   شده و چنان به تو مینگرند که به دشمن خونیشان مردم همیشه اعتقادات و   باورهای خود را در راس قرار داده و باقی را خرافه میپندارند البته من هم از   این قاعده مستثنی نبوده و همه چیز را تنها از زاویه دید خودم نگاه میکنم   البته سعی خواهم کرد که همیشه کاوشگر روحانیت باشم و کاری به افکار عمومی   نداشته باشم و حال واحساس خود را هرچه هست بد یا خوب بپذیرم من باید به   اصول خود برسم
ضروری است که اجازه ندهیم تا طریق روحانی ما باعث جدا   شدن ما از انجمن گردد. کتاب پایه به ما گوشزد می کند که : ((ممکن است   براحتی بر روی ابری از ذوق و شوق یا تعصب مذهبی از برنامه خارج شویم و به   کلی فراموش کنیم که معتاد هستیم و بیماری لاعلاج داریم .)) لازم است تا   همیشه به خاطر داشته باشیم که ما به معتادان گمنام نیاز داریم تا بتوانیم   با اعتیاد خود کنار بیاییم . هر چیز دیگری که به زندگی خود اضافه کنیم می   تواند کیفیت آن رابهبود بخشد ، اما نمی تواند جای برنامه بهبودی NA را بگیرد . مادامیکه در تمرین اصول بهبودی مانند *رفتن به جلسات بطور منظم ،* در تماس بودن با راهنما ،* با تازه واردان ادامه دهیم دیگر نباید نگران دور یا خارج شدن از برنامه باشیم
8-علیرغم هر نوع طریق روحانی که دنبال می کنم ، آیا باز هم تماس دائم خود با NA را حفظ نماییم ؟   بله من مرتبا به جلسات میروم با راهنمایم در تماس بوده و با تازه واردین   در تماس هستم تا فراموش نکنم فارغ از هر داستان من بیماری لاعلاجی دارم و   تنها در گروه میتوانم بهبود یابم
9-تماس دائم با NA و در برنامه بودن، چگونه به سفر روحانی من کمک می کند ؟   هرگاه به توسط بیماری از مسیر خارج شده باشم و احتمال سقوط و مسیری اشتباه   داشته باشم به خودم آمده و راه درست را  تشخیص داده ترجیح میدهم  که با   اصول روحانی زندگی نموده و به آنها وفادار بمانم وقتی خود را به برنامه   میرسانم تمام توجیه بهانه ها و تصورات پوچ و واهی ام تمام شده انگار آب را   روی آتش میریزند و من را سر جای خود مینشانند و دست از ترسهای خودمحورانه   بر میدارم و فروتن شده و خویشتن پذیری را تمرین میکنم برنامه روی من معجزه   میکند و خلاصه  روحانیت را به من بازمیگرداند
10-طریق روحانی من چگونه به بهبودیم کمک می کند ؟   وقتی دارای روش و هدف و مسیر روحانی هستم میدانم کجای داستان هستم بهکجا   میروم در مسیرم و یا بیرون یا خلاف مسیر رو به بالا هستم و یا در حال سقوط   در سراشیبی زوال بهبودی یک مسیر رو به بالاست و برای پیمودن این راه نیاز   به نقشه راه دارم تا بدانم کجا هستم و چگونه میروم من بیازمند یک طریق   روحانی شخصی و کارآمد هستم که مرا به آزادی برساند مسیر به من معنا و هدف و   بهبودی میدهد چیزی که روح من سالهاست که تشنه رسیدن به آن است و بدلیل بی   برنامه گی و نداشتن یک طریق روحانی همیشه از آن محروم بوده ام در حقیقت من   نیازمند یک روش و راه و طریقی هستم که مرا به خداوند برساند و به دلیل   بیماری و احتمال به غلط رفتن و یا لغزش کردن نیازمند یک مسیر درست مطمئن و   هوشیاری و آگاهی دارم
11-  چگونه دعا می کنم ؟ در   ابتدای با خداوند صحبت نموده خود را به او سپرده و ازاو یک روز پاک و موفق   را میخواهم من سعی میکنم با او دوست و صمیمی بوده و از کلمات مهر آمیز   استفاده کرده و قربون صدقه اش بروم من نسبت به او که خالق من و بوجود   آورنده من است احساس کوچکی و فروتنی و تواضع نموده سعی میکنم نهایت ادب و   احترام را رعایت کنم من حضورش را در حین دعا احساس نموده و از این بابت   احساس پر بودن و شعف و نشاط دارم احساس میکنم که مراقب من بوده و لحظه ای   مرا به حال خودم رها نمیکند ترسهایم تمام شده و احساس امنیت میکنم.
12-احساس من نسبت به دعا کردن چیست ؟ احساس   فوق العاده خوبی دارم احساس شعف و شادی و نشاط نموده و قدردانی و سپاس و   رضایت از خودم درونم را پر میکند احساس وصل بودن به یک منبع عظیم و اصلی   نموده شور و نشاط عشق وجودم را لبریز مینماید و حالم درست میشود
13-چه مواقعی دعا می کنم ؟ وقتی که آزار می شوم ؟ وقتی که چیزی می خواهم ؟ بطور منظم ؟ صبحوزود   شب در پایان روز و در بین نمازهای روزانه غالبا دعاهای آرامش و قدمهای    3-7 11- 12را به طور مرتب میخوانم هرگاه احساس خالی بودن و خلائ روحانی   مینمایم و نیاز پیدا میکنم خود را به منبع الهی وصل نموده و درخواست   راهنمایی و کمک نموده و سیم اتصالی خود را متصل میکنم وقتی هم نیازی دارم و   احساس کمبودی دارم هم از او درخواست میکنم و او نیز غالبا کار من را راه   می اندازد و دارم تمرین نظم و انظباط نموده و از او انظباط شخصی میخواهم
14-دعا کردن بی اختیار و خودانگیز در طول روز چگونه می تواند به من کمک کند ؟ برخی   زمانها نا خواسته در حال دعا کردن هستم بدون برنامه خاصی ناگهان میبینم به   نیروی برتر وصل شده و در حال راز و نیاز هستم و آرامش وصف ناپذیری پیدا   نموده ام این برای من لذت بخش و جذاب و شادی آفرین هست که به طور دایم به   او وصل باشم و اگر همیشه با او باشم که نهایت افتخار و عشق و حال است از او   میخواهم که آن شوم
15-دعا کردن چگونه به من کمک می کند که چیزها را سر جای خود ببینم  ؟ وقتی   دعا میکنم دریچه افکارم از من خلاص شده و به پیوند خورده و باز میشود دیگر   از دریچه محدود افکار خود به دنیا نگاه نکرده و زاویه بهتری برای نگاه   پیدا میکنم دیدی خداگونه و از بالا پیدا میکنم وقتی به کرامت عظمت و قدرت و   ثروت و مکنت خداوند پی میبرم درک میکنم که با خالقی بی نیاز روبرو هستم که   بینهایت روشن بین دارا و تواناست در پشت اتفاقات و حوادث روزگار حکمتی   وجود دارد برگی از روی زمین نمی افتد جز با اراده خداوند در واقع میپذیرم   که دید من محدود بوده و من با توجه به دعا میتوانم ابعاد دید خود را چند   بعدی و پرسپکتیو واقعی حوادث را درک و تشخیص دهم به قولی یک طرفه و دید   محدود خود به قاضی نروم و اتفاقات را آنطوریکه هست ببینم و درک کنم خودم را   در جهت مناسب برای دیدن قرار دهم و این اتفاق نمی افتد مگر با دعا و   مراقبه نمودن
16-من چگونه مراقبه می کنم ؟ وقتی افکارم   آرام میگیرند و من به تصمیمم بر قدم 3 مبنی بر سپردن اراده و زندگی ام به   مراقبت خداوند تاکید میکنم و اعتمادم به نیروی خداوند افزایش یافته و دوستی   ام با او بیشتر میشود شروع به تمرین مدیتشین و مراقبه میکنم به خلوت درون   خودم سر میزنم به حضور خداوند تاکید نموده و افکار شلوغم را به دست او   میسپارم تسلیم شده و گوش جان به پیام سروش میسپارم اگر در طبیعت باشم خود   را در سیلان بودن احساس میکنم و از خود مشغولی رها شده و به لحظات نابی   میرسم  من گاهی در تفکر پیرامون جهان و شگفتی هایش و عظمتش پی به خالق   بزرگش برده و کانالی جهت پیوند خوردن به او میگردم گاهی زمان کارکردن خدمت   کردن و بهتر از همه وقتی مشغول نماز هستم توجه و حضور خداوند را بهتر احساس   کرده از این دنیای خاکی کنده شده و برای لحظاتی به خلوص و معنا متوجه   میشوم گاهی در حین رانندگی و حتی تماشای یک فیلم و یا شنیدن موسیقی روحم   جداشده و از نفس رها میشوم لحظاتی که آرامش و اتحاد و یگانگی با او هستم   مراقبه دارم
17- چه مواقعی مراقبه می کنم ؟ همیشه و هر لحظه به طور   مرتب  ابدا محدودیتی ندارد و در حال ایجاد نظم و ترتیب دایمی هستم  این به   خواست و میل من بستگی دارد سفره مراقبه همیشه پهن و آماده بهربرداری است   خداوند همیشه حاضر و ناظر به تمام افعال و رفتارهای من است کافی است من   دربها را باز نمایم حایل بین من او خودم و نفسم و منیت من است گاهی با   خواندن یک مطلب و یا شنیدن یک پیام و یا مشاهده یک چیز خود را در حال نیایش   میبینم وقتی دار درون خودم به مکاشفه میپردازم همینک و زمانی که قدم کار   میکنم و افکارم را بر روی موضوعی متمرکز میکنم مثلا خداوند و راههای مراقبه   همین مراقبه است من هرگاه نیاز پیدا میکنم به منبع عظیمی دسترسی دارم این   با خودم هست که بهره برداری کنم البته درصورت استفاده بهبود میابم و برعکس   بیماری ام رشد میکند من تنها با مراقبه مرتب و منظم قادر به حفظ وضعیت   روحانی خود رشد و ارتقاء آن هستم
18-احساس من نسبت به مراقبه کردن چیست ؟ احساس خوب شادی و شعف احساس وصل بودن پر بودن و نشاط و آگاهی دارم
19-اگر برای مدتی بطور مداوم مراقبه کرده   ام ، در نتیجه آن چه تغییراتی در من یا زندگی من بوجود آمده ؟ زاویه دیدم   بهبود یافته و امید بیشتر احساس مفید بودن و تر و تازگی داشته از بهبودی   لذت برده ام کمتر دچار افسردگی بودم در محل کارم بهتر و پر امید تر بودم در   ارتباطاتم و روابطم صبورتر و مهربانتر بودم و احساس وصل بودن داشته ام خود   را با دیگر مردم مربوط دانسته ام و چراها و اما اگرهایم کمتر شده است در   زندگی کار و همه عرصه ها بهتر و کار آمدتر و فعالتر بودم احساس شعف و نشاط و   خوشحالی و شادی بیدریغی نموده و سرزنده و شاد بودم هستم و خواهم بود
20-در چه شرایطی متوجه حضور نیروی برترم می شوم ؟ احساس ما چیست ؟ وقتی   ناگهان به خودم میایم و میبینم که نزدیک دوسال است که هیچگونه ماده ای که   احساسات و عواطفم را تغییر دهد مصرف نکرده ام و این هرگز نمیتواند کار من   باشد زمانی که تغییرات وسیعی در دیدگاهها و افکار و زندگی خود میبینم وقتی   میبینم تنها از لحاظ فیزیکی و جسمی 30 کیلو وزن افزوده ام ناگهان به خود می   آیم که من کجا بودم و امروز در کجا هستم واقعا پی به عظمت و لطف خداوند   میبرم که من تنها به یک روزنه امیدی که این راه را هم امتحان کنیم ببینیم   چطور از آب در می آید من از روز اولمتوجه حضور خداوند شدم و حالا هم بیشتر و   بیشتر به نیرو و انرژی فراوان او برای کمک به خودم پی میبرم من هرگاه به   او می اندیشم حضورش را حس کرده و مراقبتش را احساس میکنم و ترسهایم کمرنگ   شده و ایمانم قوی میشود خداوند هست و همیشه در سختی ها و غمها و ناراحتی ها   و شادی ها حافظ و مراقب من است این باعث بالندگی و امید و اینکه خدا مرا   دوست دارد و من انتخاب شده او هستم وچیزی در من هست که خداوند آنرا بهتر از   من میداند
21-چه اقداماتی جهت ارتقاء رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه که اورا درک می کنم ، انجام می دهم ؟ دعا   و مراقبه شرکت در جلسات و استفاده از تجربه و درک دیگران شنیدن اتفاقات   روحانی که برای ایشان افتاده است من با مطالعه روی روحانیت و معنویت موجود   در ادیان و انسانها و تاریخ و هر نکته ای که بوی معنویت میدهد روشن بینی را   تمرین میکنم با مطالعه نشریات گروه و در میان گذاشتن آن با راهنما و مشورت   با او که چگونه درکش را افزایش داده است با دیدنیک فیلم یا یک تابلوی   نقاشی و اثر هنری پی به نظم موجود و روح آن میبرم با سفر کردن و برگشتن به   طبیعت و اندیشه در کهکشانها و دنیای متافیزیک و دیدن این همه شگفتی پی به   عظمت خالق میبرم با خودشناسی و سفر به درون به عمق ماورائ روحی که درونم   وجود دارد و عظمتی که من از آن غافل بوده و بی جهت به دنبال ارضائ بیرون   خودم و با مسایل بیرونی بودم در حالیکه هر خبری هست در درون من هست و   کافیست که با دعا و مراقبه به مکاشفه درون و عالم معنوی خود بپردازم و   بفهممکه خالقم چقدر بزرگ است
22-چند مثال از مواقعی که در زندگی روی   اراده شخصی خود عمل کرده اید بنویسید ؟ نتایج آنها چه بود ؟ من همه زندگی   بر اساس اراده شخصی بوده است وغالبا هرطور که مایل بوده ام رفتار کرده ام   برای مثال در حوزه روابط عاشقانه ام همیشه به مشکل خورده ام و حاصل روابطم   به بیهودگی و پوچی رسیده است زمانهایی هم بوده که من با ترسهای خودمحورانه   ام زندگی کرده ام و همه رفتارهایم هرچه پیش آید خوش آید بود
23-   چند مثال از مواقعی که زندگی کردید تا اراده خود را با اراده خداوند منطبق کنید بنویسید؟ نتایج آنها چه بود ؟ در   مورد قطع مصرف مواد و نیکوتین سعی کردم اراده و زندگی ام را با خواست   خداوند یکی کنم و نتیجه مثبت بوده من هرگاه سعی کرده ام که خواست خدا را   تعقیب کنم اوضاع خوب و مناسب پیش رفته و همچیز درست و حساب شده روی قاعده و   قانون از آب در آمده است و من توفیق داشته ام
24-چند مثال در مورد اینکه چگونه هدفمند و   با وقار زندگی می کنید بزنید ؟ در محل کارم حضور منظم و مفید پیدا نموده و   معنا پیدا کرده ام سر فرصت و حوصله کارها را انجام میدهم و چون گذشته که   همیشه حال و حوصله نداشتم نیستم در گذشته به دلیل فعالیت نواقصم نمیتوانستم   درست زندگی نموده و همیشه افسرده و ناراحت بودم و برای پرکردن خلا روحانی   ام به بیرون از خودم مراجعه مینمودم امروز برنامه مرتب شرکت در جلسات   کارکردن در کلاس قدم با تازه واردان و همینطور تفریحات سالم دارم
25-تصویرم از تجلی اراده خداوند برای من چیست ؟ اراده   خداوند برای من پاک بودن مفید بودن و زندگی با معنا داشتن است خداوند مرا   به سمت درستی و نور هدایت نموده و همیشه یار و نگاهدار من است هدف از   آفرینش من رسیدن به اوج موفقیت و رشد بوده و خداوند برای من بهترینها را   میخواهد خداوند منبع عظیم نیرو و انرژی و نشاط بوده و قادر است من را در   تمام حالات و افکار بیمارگونه راهنمایی نموده و به سرمنزل مقصود برساند
26-چرا فقط برای آگاهی از اراده خداوند برای خود و قدرت اجرایش دعا کنیم ؟ برای   اینکه ما حکمت الهی را دارا نبوده و تنها خداوند است که علم خدایی داشته و   بر همه چیز اشراف و آگاهی داشته و خوب و بد ما را تشخیص میدهد زیرا برگی   روی زمین نمی افتد مگر به اراده او و در نهایت اراده او بهترین است من اگر   خواست و اراده او را در زندگی بخواهم و اجرا کنم همه چیز درست و سرجایش   خواهد بود اما اگر به دنبال خواست و دید محدود خود باشم ممکن است که نرسم و   یا برسم اما با خواست او یکی نبوده و در نتیجه باعث گرفتاری است از   آنجاییکه نفس من همیشه بدنبال خواست و اراده شخصی است و خواست و اراده من   معمولا آسیب رسان بوده و بیمارگونه است فلذا بدنبال اگاهی از خواست خدا دعا   میکنیم
27-فروتنی در این اقدام چگونه بروز   می کند ؟ وقتی من جایگاه واقعی خود را به عنوان یک انسان نیازمند خداوند   میپذیرم درک میکنم با منتهای روشن بینی که ناشی از اراده شخصی باشد در   نهایت من تنها از زاویه خودم به قضایا نگاه نموده در حالیکه خداوند از بالا   به تمام زوایا و جوانب امور تسلط و آگاهی داشته و همه چیز را میداند به   غیب و پشت پرده اتفاقات دیروز امروز و فردا وقوف داشته من کم کم از حالت   خدایی و کارگردانی غرور و منیت به پایین آمده و به بندگی و عبادت و درخواست   کمک از او میپردازم آگاه میشوم که او همیشه در خواب بیداری در شادی و غم   در سختی و آسانی با من است من را میبیند و میداند که برای من چه خوب است چه   بد است و من هستم که نیازمند او هستم او نیازی به من ندارد از سر لطف است   که مرا به برنامه راهنمایی نموده و مرا به ابزار دعا و مراقبه آشنا نموده   که بتوانم از شر اراده مخربم رها شده و دست از خودخواهی و خودمحوری برداشته   و فروتن شوم بدانم تمام جوابها را نمیدانم و نیازمند کمک از او و آگاهی از   خواست و اراده اش را دارم و این مرا آموزش پذیر میکند
28-تعهد خود نسبت به قدم یازده و نسبت به بهبودیم را چگونه نشان می دهم ؟ هر   روزه به طور مستمر و مرتب دعا و مراقبه نموده و در برنامه روزانه خود   ساعتی را به تفکر و دعا و مراقبه اختصاص داده و به مکاشفه میپردازم و فارغ   از هر احساسی که دارم و در هر مقطعی که هستم موظفم که تمرین مدیتیشن داشته   تا بتوانم تجربه حضور در لحظه را یاد بگیرم و در آن بتوانم در خود و خداوند   مستغرق و حتی به حالت اشراق برسم
29-آیا امروز دعا و مراقبه کرده ام ؟ بله   صبح اول وقت با دعا از خواب بیدار شدم و انتخاب کردم که روز خوبی داشته   باشم و از خداوند شهامت و تمایل برای حرکت بر اساس بهبودی نماییم امروز با   مراقبه روزانه فقط برای امروز سعی کردم با همه تسلطی که بیماری داشت جویای   اراده خداوند برای خود باشم دعا کردم بابت امروزم سپاس گذاری کردم و لحظاتی   را با خود خلوت نموده و به مراقبه فرو رفتم خدارا صدا زدم و از او خواستم   کمکم کند تا خواست و اراده اش را درک و اجرا کنم تا حدودی جوابها میرسند و   احساس میکنم به مرور دارم یاد میگیرم همیشه در قدم 11 دعا و مراقبه نمایم
این هشداری که اغلب می شنویم و به ما می گوید (( مواظب باش   که برای چه چیزهایی دعا می کنی )) بخوبی نوع فروتنی که لازم است دراین قدم   تمرین کنیم را توضیح می دهد . لازم است که خیلی ساده بپذیریم که همیشه نمی   دانیم بهترین چیز یا بهترین اتفاق برای ما یا دیگران چیست و به همین علت   جویای آگاهی از اراده خداوند برای خود می شویم .
30-آیا هیچ وقت برای چیزی دعا کرده ام که پس از دست یافتن به آن آرزو می کردم آنرا نداشتم ؟ توضیح دهید . بله   گرفتن رهجو که اولین رهجویم فوق العاده مریض و بیمار بود و باعث آزارو   اذیتم شد و بعد از او خواستم مرا خلاص کند که تجربه دردناکی برای من بود از   او میخواهم که خواست خودش برای من اتفاق بیفتد و کمتر نق بزنم و هی بخواهم   و بخواهم چون من آگاهی نداشته وخوب و بد خود را تشخیص نمیدهم
31-آیا هرگز در شرایطی قرار گرفته ام که   لازم بوده بخاطر اعتقاداتم بپا خیزم . حتی اگر هزینه شخصی برایم در بر   داشته باشد ؟ چگونه عکس العمل نشان دادم ؟ نتایج آن چه بود ؟ بله   هرگاه نکته ای که درستنبوده و حقیقت نداشته و من در مورد آن اطلاع داشتم و   خود را مجاب دانسته و آن را گوشزد کرده ام در واقع ما خیلی چیزها را   نمیدانیم و یا غلط به ما گفته اند و ما نیز تصور میکنیم درست بوده و روی آن   پافشاری هم میکنیم گاهی مجبور شده ام محیطی را که اصول روحانی در آن رعایت   نمیشده ترک کنم و یا برخلاف میل رهجویم که میخواسته تاییدش کنم برعکس جلو   کار اشتباهش ایستاده ام و هروقت در اشتباه بودم به آن اقرار کرده ام من   باید از ارزشها و اعتقاداتم مراقبت و مواظبت نمایم
32-آیا تاکنون چیزهایی که به آن نیاز دارم   به من داده شده است ؟ چه چیزهایی در یافت کرده ام ؟ بله البته آرامش و   آسایش و بهبودی راهنمایی که علم داشته باشد مدتی هم به مونس نیاز داشتم و   امروز هم که در قدم 11 هستم دوست داشتم تنها با خدا باشم که هستم یاد گرفته   ام اگر هرچه میخواهم ندارم وقتش است که هرچه دارم را دوست داشته باشم   امروز من مجهز به ابزار 11 قدم هستم این کم نیست امروز من به جلسات تعلق   دارم به دوستانی دست یافته ام و از همه مهمتر من امروز صاحب اصلی یعنی   خداوند را دارم که با او همه چیز دارم و نیازی ندارم
« آخرين ويرايش: 06 مارس 2011، 10:16:42 am توسط رضا - بیل »
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست
 

این صفحه در 0.084 ثانیه 25 نمایش داده شد.