انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

شجاع ادمي است كه ميترسد , اما عليه ترسش اقدام ميكند ; ولي ترسو ادمي است كه ميترسد اما با ترسش سر ميكند . با هم تفاوت ندارند , هر دو ترسو هستند . شجاع ادمي است كه علي رغم ترسش پيش ميرود , ترسو ادمي است كه دنباله روي ترس خود است . اما يك ادم كامل نه اين است و نه ان ; او فاقد ترس است و بس



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مناجات یک مومن دو آتیشه ...  (دفعات بازدید: 2378 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
مناجات یک مومن دو آتیشه ...
« : 14 سپتامبر 2010، 08:58:40 am »

مناجات یک مومن دو آتیشه ...
خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری، داده بودی و
 پس گرفته بودی، اگه بدی پس می گیری، پس گرفتی دادی، پس گرفتی بعدا می خوای بدی، اگه می دادی پس می گرفتی، نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه شکر
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

mahtab

  • مدیر انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +132/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 495
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مناجات یک مومن دو آتیشه ...
« پاسخ #1 : 09 نوامبر 2010، 09:40:17 am »

مهم نیست اگر کسی نظری برای این کلبه ندارد
خدای مهربانم، اینجا خلوتگاه من و توست
همه حرفهایم را برایت می نویسم
می دانم که همیشه در خاطرت می ماند
اما من چه؟...
من فراموش می کنم که...
آخر خدای مهربانم حاجت هایم را خودت خوب می دانی
می دانم که اگر یادآوری هم نکنم برای همیشه خودت آنها را می دانی
دیگر می خواهم جز یادت همه چیز از یادم برود
باز هم دلتنگت هستم...
هرچند هرشب با لالایی تو مهربانم به خواب می روم
و دست مهربان تو مرا هر سحر برای دیدار نوازش می کند
عاشقانه می خواهم با تو باشم
فقط من و تو خدای مهربانم
خارج شده است
من کسی نیستم ،توکیستی؟؟؟اگر توهم مانندمن کسی نیستی ،مایک زوج میشویم .مبادا این راز را باکسی درمیان نهی ،ماراتبعید خواهند کرد ...

faranak_so

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +110/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 372
  • برای آغازی دوباره هرگز دیر نیست...!
پاسخ : مناجات یک مومن دو آتیشه ...
« پاسخ #2 : 10 ژانویه 2011، 12:29:13 pm »

    الهي

 نگاهي بر نگاه خسته ام كن
و اين گام بلند آهسته تر كن....
ما خدا را گم ميكنيم....در حاليكه او در
كنار نفس هاي ما جريان دارد.
خدا اغلب در شاديهاي ما سهيم نيست.
تا به حال چند بار از خوشي هايمان را
آرام و بي بهانه به او گفته ايم؟
تا به حال به او گفته ايم كه چقدر
همه چيز خوب است!؟؟
كه چقدر خوشبختيم
كه چه خوب كه او هست؟
خدا همراه هميشگي سختي ها
و خستگي هاي ماست
زماني كه خسته و درمانده به طرفش
مي رويم خيال مي كنيم تنها زماني كه
به خواسته خود برسيم او ما را ديده و حس كرده اما....
گاهي بي پاسخ گذاشتن برخي از خواسته هاي ما نشانگر لطف بي اندازه او به ماست.


خارج شده است
یادمان باشد....هیچکس دلیل خوشبختی ما نیست مگر خود ما.....

ایلیاEiliya

  • بابا حرفه ای
  • ****
  • امتیاز: +137/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 785
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مناجات یک مومن دو آتیشه ...
« پاسخ #3 : 09 فوریه 2011، 02:11:13 pm »

وقت         اضافي براي خدا !!!! ...

چقدر خنده داره
     كه يك ساعت خلوت با خدا دير و طاقت فرساست. ولي 90 دقيقه بازي يك تيم فوتبال مثل باد مي‌گذره!
                                                                   
چقدر خنده داره
    كه صد هزارتومان كمك در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه   اما وقتي كه با همون مقدار پول به خريد مي‌ريم كم به چشم مياد!
                                                                   
چقدر خنده داره
   كه يك ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مياد اما يك ساعت فيلم ديدن به سرعت مي‌گذره!
                                                                   
چقدر خنده داره
   كه وقتي مي‌خوايم عبادت و دعا كنيم هر چي فكر   مي‌كنيم چيزي به فكرمون نمياد تا بگيم اما وقتي كه مي‌خوايم با دوستمون حرف   بزنيم هيچ مشكلي نداريم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمون به وقت اضافي   مي‌كشه لذت مي‌بريم و از هيجان تو پوست خودمون نمي‌گنجيم اما وقتي مراسم   دعا و نيايش طولاني‌تر از حدش مي‌شه شكايت مي‌كنيم و آزرده خاطر مي‌شيم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه خوندن يك صفحه و يا بخشي از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترين كتاب رمان دنيا آسونه!
                                                                   
چقدر خنده داره
 كه سعي مي‌كنيم رديف جلو صندلي‌هاي يك كنسرت يا   مسابقه رو رزرو كنيم اما به آخرين صف نماز جماعت يك مسجد تمايل داريم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه براي عبادت و كارهاي مذهبي هيچ وقت زمان كافي در   برنامه روزمره خود پيدا نمي‌كنيم اما بقيه برنامه‌ها رو سعي مي‌كنيم تا   آخرين لحظه هم كه شده انجام بديم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه شايعات روزنامه ها رو به راحتي باور مي‌كنيم اما سخنان قران رو به سختي باور مي‌كنيم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه همه مردم مي‌خوان بدون اينكه به چيزي اعتقاد پيدا كنند و يا كاري در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!
                                                                   
چقدر خنده داره
   كه وقتي جوكي رو از طريق پيام كوتاه و يا ايميل به   ديگران ارسال مي‌كنيم به سرعت آتشي كه در جنگلي انداخته بشه همه جا رو فرا   مي‌گيره اما وقتي سخن و پيام الهي رو مي‌شنويم دو برابر در مورد گفتن يا   نگفتن اون فكر مي‌كنيم!
                                                                   
خنده داره
             اينطور نيست؟
                                                                   
                                                                   
داريد مي‌خنديد؟
                                                                   
                                                                    داريد فكر مي‌كنيد؟

   
« آخرين ويرايش: 09 فوریه 2011، 03:14:09 pm توسط افق »
خارج شده است
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟

فائزه

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +15/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 33
  • mi ne volas logxi.mi estas tre lace.
پاسخ : مناجات یک مومن دو آتیشه ...
« پاسخ #4 : 05 ژوئن 2011، 05:40:31 pm »

وقت         اضافي براي خدا !!!! ...

چقدر خنده داره
     كه يك ساعت خلوت با خدا دير و طاقت فرساست. ولي 90 دقيقه بازي يك تيم فوتبال مثل باد مي‌گذره!
                                                                   
چقدر خنده داره
    كه صد هزارتومان كمك در راه خدا مبلغ بسيار هنگفتيه   اما وقتي كه با همون مقدار پول به خريد مي‌ريم كم به چشم مياد!
                                                                   
چقدر خنده داره
   كه يك ساعت عبادت در مسجد طولاني به نظر مياد اما يك ساعت فيلم ديدن به سرعت مي‌گذره!
                                                                   
چقدر خنده داره
   كه وقتي مي‌خوايم عبادت و دعا كنيم هر چي فكر   مي‌كنيم چيزي به فكرمون نمياد تا بگيم اما وقتي كه مي‌خوايم با دوستمون حرف   بزنيم هيچ مشكلي نداريم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه وقتي مسابقه ورزشي تيم محبوبمون به وقت اضافي   مي‌كشه لذت مي‌بريم و از هيجان تو پوست خودمون نمي‌گنجيم اما وقتي مراسم   دعا و نيايش طولاني‌تر از حدش مي‌شه شكايت مي‌كنيم و آزرده خاطر مي‌شيم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه خوندن يك صفحه و يا بخشي از قرآن سخته اما خوندن صد سطر از پرفروشترين كتاب رمان دنيا آسونه!
                                                                   
چقدر خنده داره
 كه سعي مي‌كنيم رديف جلو صندلي‌هاي يك كنسرت يا   مسابقه رو رزرو كنيم اما به آخرين صف نماز جماعت يك مسجد تمايل داريم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه براي عبادت و كارهاي مذهبي هيچ وقت زمان كافي در   برنامه روزمره خود پيدا نمي‌كنيم اما بقيه برنامه‌ها رو سعي مي‌كنيم تا   آخرين لحظه هم كه شده انجام بديم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه شايعات روزنامه ها رو به راحتي باور مي‌كنيم اما سخنان قران رو به سختي باور مي‌كنيم!
                                                                   
چقدر خنده داره
  كه همه مردم مي‌خوان بدون اينكه به چيزي اعتقاد پيدا كنند و يا كاري در راه خدا انجام بدند به بهشت برن!
                                                                   
چقدر خنده داره
   كه وقتي جوكي رو از طريق پيام كوتاه و يا ايميل به   ديگران ارسال مي‌كنيم به سرعت آتشي كه در جنگلي انداخته بشه همه جا رو فرا   مي‌گيره اما وقتي سخن و پيام الهي رو مي‌شنويم دو برابر در مورد گفتن يا   نگفتن اون فكر مي‌كنيم!
                                                                   
خنده داره
             اينطور نيست؟
                                                                   
                                                                   
داريد مي‌خنديد؟
                                                                   
                                                                    داريد فكر مي‌كنيد؟
--------
اصولا بايدگريه كنيم .. .. ..
 
خارج شده است
کولی ایجاچه می کنی؟که دراین غربت غریب/ماندنت راقرارنه،مردنت رامزارنیست...

d836zfgree

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +2/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 238
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • bcd732
The phenomenon of elegant literature in language
« پاسخ #5 : 30 آوریل 2016، 02:39:17 pm »

The phenomenon of elegant literature in language
 is the language of civilization is vulgar, vulgar, rude?
 but in the elegant literature or often see. < br / > legend, Ji Xiaolan in Fujian Ren Zheng, write a couplet, "sleeping hut shut the door play word, lying Chiao TA get flute book character, this pair of couplets in southern accent to read will read a" who the fuck my ass eye, I told him to get comfortable. " When he joked on colleagues friends in this way, colleagues in the laugh, a feeling of intimacy. This language does look vulgar, vulgar, is a vulgar, but can give people happiness, give people in a tense affairs with ease, to narrow the distance between people and give people a sense of intimacy. I see the biography of Ji Xiaolan, also feel living depicts Ji Xiaolan humorous and informal and disdain for ethics and brilliant character. In fact there are still a lot of examples of this, such as a, an old eunuch saw Ji Xiaolan's appearance is very funny, said "small Hanlin, winter clothes to wear, hold Xia fan, a spring readable or not?" Ji Xiaolan listens to the operation of southern accent,golden goose saldi, the eunuch in quip themselves, immediately hit back: "the old manager,hogan rebel outlet, South to the north, the things still do?"
 vulgar language has the very strong expressive force in literature. You may wish to look at the "a dream of Red Mansions" of chapter 28 "Qian Xiang Jiang Yuhan gifts Luo, Xue Baochai shame cage red Musk on" in, that Xue pan Jiuling word is "daughter music, led to poke; Jiuling song is" a mosquito hum hum, two flies buzzed. " Really very vulgar, but only the vulgar language to show the most incisive Xue Pan too vulgar to be endured. Cao Xueqin is relying on the vulgar language, vivid portrayal of the dudes a ignorant and incompetent, filthy vulgar, and the soul of emptiness. This is vulgar, seemingly hurt ya, but think carefully and achievements of the Ya,hogan roma outlet, the sculptor Rodin's masterpiece The Old Whore ", ugly to the extreme but from the point of view of the aesthetic value of Beauty Pole. And the seventh time, depicting large coke drunk, large focal actually Topsy turvy called "don't talk to me other can also, if say anything else, we red knife into white knives out! & quot; the "red" is just the reverse, it fully reflects the focus at this time already drunk,hogan outlet, and relied on had saved Master,hogan outlet, dare to say such a rude remark. Cao Xueqin also likes to hint at some of the content in the names, such as Jia Zheng Jiashe generation life Natori "anti culture", to show the elegant Zan Ying generation; Jia Lian Jia Baoyu generation life Natori "jade" word to show luxury gold Yujiao generation; Jia Rong Jia Qiang generation life Natori "Caozi head",scarpe hogan outlet, to show the grass bag fading generation. You see Xue Pan's wife, summer gold laurel, overtly is "because of his many sweet scented osmanthus, his nickname is huanzuo Kim", but secretly a homonym for "marry the rich son-in-law",nike tn pas cher, to "rich" of the corresponding Xue Panjia, a homonym for "marry this turtle", with corresponding Xue Panzuo bastard. This "marry this turtle" is a bit vulgar. But this is a little vulgar, was in the range we can hold the psychological, we naturally will not feel what is wrong. In life,mont blanc porte mine, you give up such a nickname, I'm afraid you will catch it. Look at the
 >
Related Articles:
 
 
   Sharpen th
 
   The woman
 
   Autumn lotus, Wang Wei on the wind laugh
 
 
  That year, he was twenty years old, and she fell in love, first love of the beautiful dark Xu about the difference between life and death, but do not want the unpredictability of life, his love is to be elected to the house of cousin away, into the depths of the red walls, the palace of the inner court away day and night, to the afterlife.
خارج شده است

dhuk89mll

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +1/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 240
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • klm412

< p > "daily economic news" reporter noted, billboard data shows, body seats yesterday continued to act as selling a ticket pioneer,scarpe hogan outlet, appear in many stocks to sell seats on; some previous large-scale intervention in the capital also have profit settled strong stocks.
 
QE3 in
 market analysts have speculated that the seat may be the self seat of CITIC Securities, but this statement has not been confirmed in the relevant aspects.
 shipbuilding plate yesterday to become the market is almost the only bright spot, which Shanghai Jia Hao (300008, closing price of 8.05 yuan),barbour paris, China's shipbuilding rose 6.4%,nmd runner pas cher, the ship shares (600072, closing price of 16.23 yuan) rose 2.14%.
Chinese ship market rose more than 6% seats at the headquarters of citic securities purchased 45 million 930 thousand yuan
< p > yesterday (September 20) market to new lows,goyard soldes, market heavy selling pressure, pre hot electronic payment, networking, non-ferrous metals,hogan interactive outlet, such as plate decreases greatly.
While Tianye shares trading
 reporter also noted that the 19 involved in the stock of Shanghai with the letter securities Tibet Oriental Road Sales Department to sell 18>
 shipbuilding shares
 driven, the recent gold stocks continued to rise, but yesterday the plate performance differentiation significantly. Tianye shares (600807, closing price of $8.20) had due to the acquisition of the major shareholder gold assets owned by market and pursued, "daily economic news" reporter noted that yesterday the stock a second consecutive daily limit, the billboard data display, Foshan Pu Lan Er Lu, Changjiang Securities Securities Business Department in one fell swoop sold 33480000 yuan,mont blanc porte mine, the highest selling top, accounted for about yesterday, the stock turnover of 10%.
< p > "daily economic news" reporter noted, billboard data shows,barbour pas cher, Chinese ship yesterday by CITIC Securities headquarters (non business premises) aggressively buying 45.93 million yuan, and buy two seats Guosheng securities business department of Ji'an Yangming Road to buy only 874 million yuan; in selling seats, Shunde, Foshan essence securities volume odd Avenue Sales Department and the Great Wall Securities Beijing Wangjing West Road business is part of the column to sell 1 and 2, respectively, were sold 476 million yuan and 384 million yuan. Obviously, the buyer's strength was much stronger yesterday.
 hot money shipments of
< p > but it is worth noting is that yesterday and still show individual bright spots, such as China Shipping (600150, closing price of $21.10) have gone against the tide rose 2%, mainly due to the favor of CITIC Securities seats.
 it is worth noting that the 19 day limit Tianye shares,scarpe hogan outlet, these seats had massive buying 30 million 490 thousand yuan.
"One"
< p > yesterday the market down, nature also took the opportunity to shipping, Great Wall computer (000066, closing price of $4.21) is an agency to sell 3547 million yuan, the highest selling first, and the stock to buy seats is not the body seats. CAITONG securities Wenling Fai Road business department and Everbright Securities Shanghai Century Avenue business department were bought 12.75 million yuan and 1247 million yuan, the sum of the two is less than the a mechanism of the amount sold.
Related Articles:
 
 
   Gold wind
 
   Kyland, so
 
   Semir 2 billion GXG failed to purchase the domestic garment industry's largest acquisition fell thro
 
 
   With the continuous development of China's securities market matures, the listing Corporation delisting phenomenon will become increasingly common, normalization. The responsible person said, China's stock market started at the beginning of this century, the implementation of the delisting system of listing Corporation.
خارج شده است
 

این صفحه در 0.071 ثانیه 26 نمایش داده شد.