انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

ازدواج وسیله‌ای است برای فرار از ترس تغییر، ازدواج وسیله‌ای است تا پیوند را تثبیت کنی. اما عشق چنان پدیده‌ای است که به محض تلاش برای تثبیت آن، خواهد مرد. ایستایی در عشق همان و نابودی عشق همان. عشق واقعی تنهایی را به یگانگی مبدل می‌سازد.



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مراقبه و دیدگاهها  (دفعات بازدید: 5941 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
مراقبه و دیدگاهها
« : 21 دسامبر 2010، 09:10:21 am »

    آموزش مدیتیشن – آموزش یوگا – مراقبه ساهاجا یوگا (ساهاجایوگا)      مقدمه
واژه های مدیتیشن، یوگا و یا مراقبه؛ دیر   زمانی است که رنگ دور از دسترس بودن خود را باخته اند و به کلماتی روزمره   برای بسیاری بدل شده اند. کلاس ها و جلسات مدیتیشن در همه جا وجود دارند.   اما در سایت جانان برآنیم  تا از طریق ابزار اینترنت و در فضای سایبر محیطی   آرامش بخش و لحظاتی پر از سکوت را برای خوانندگان سایت  فراهم آوریم. صد   البته محتویات این سایت، درس ها، جزوات و تمامی فیلم ها به صورت آنلاین و   مجانی هستند.
  سلسله مقالاتی که زین پس در بخش گنج سخن یا گنجینه مقالات تحت عنوان یوگا یا مدیتیشن خواهیم آورد، مدیتیشن یا مراقبه به روش ساهاجا یوگا خواهد بود. این متد توسط خانم شری ماتاجی در سال ۱۹۷۰ ابداع شده است.
  با پیگیری مقالات مربوط به این یوگا می‌آموزیم که چگونه از سیستم ظریف   درونمان آگاه شویم. آرامش و مدیریت استرس از نتایج بارز تمرین این یوگا می   باشد. هم چنین تاثیرات ین یوگا در بهبود فیزیکی جسم، توسط پزشکان یوگی به   اثبات رسیده است. اما فارغ از این مباحث و بالاتر از آنها، رشد آگاهی و   آمدن توجه به دنیای درون تاثیر حقیقی تمرین مدیتیشن به روش ساهاجا یوگا می   باشد.

 
تجربه خودآگاهی
برای انجام مدیتیشن قرار نیست که هیچ کار به خصوصی انجام دهید؛ فقط آسوده بنشینید و هیچ کاری انجام ندهید!
  در درون همه انسانها نیرویی فطری قرار دارد که ابزاری برای اتصال انسان به   خداوند و مایه تکامل اوست. این نیرو به نام کندالینی شناخته شده است. در   واقع، کندالینی انعکاس نیروی عشق خداوند در تمام انسان ها است و مادرانه از   ما نگهداری می کند، رشد می دهد و ما را تغذیه می نماید. این انرژی در بدو   تولد در تمام انسان ها بیدار است و وظایف خود را به عنوان یک مادر انجام می   دهد، به این صورت که با حرکت در بدن و بالا آمدن از طریق سیستم اعصاب   مرکزی، از ملاج سر خارج شده و به نیروی همه جا حاضر عشق خدا متصل می گردد؛   اما به مرور با بزرگتر شدن کودک، ملاج سر او بسته شده و راه خروج کندالینی   مسدود می شود. در نتیجه این انرژی به محل شروع حرکت خود که همان استخوان   خاجی (ساکروم) است بر می گردد و به صورت خفته باقی می ماند.
  کاری که در اولین مدیتیشن انجام می دهیم، بیداری کندالینی فرد است. از طریق   کسی که خود نیز کندالینی بیداری دارد، این انرژی دوباره بیدار شده و از   ملاج سر خارج می شود، گویی که فرد بار دیگر متولد شده است. این متد   مدیتیشن، روش ساهاجا یوگا نام دارد و به این اولین تجربه، در اصطلاح   “خودآگاهی” گفته می شود.
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #1 : 21 دسامبر 2010، 09:10:40 am »

تجربه یک مدیتیشن کوتاه

سکوتی را که به درونمان آمده است، حفظ می   کنیم؛ ابتدا چند لحظه به تصویر خانم شری ماتاجی می نگریم. برای بهتر شدن   عمق مدیتیشن می توانید موسیقی بدون کلام زیر را اجرا کنید و سپس به آرامی   تا پایان موسیقی با چشمان بسته مدیتیشن می کنیم. به فکر نکردن فکر نکنید،   فقط به افکارتان “نه” بگویید.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #2 : 21 دسامبر 2010، 09:11:45 am »


.
.
خانم شری ماتاجی نیرمالا دوی
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #3 : 21 دسامبر 2010، 09:25:07 am »

موسیقی هندی از کهن ترین موسیقی های جهان   است. این موسیقی ریشه های معنوی و روحانی داشته و در ستایش خداوند می باشد.   به این دلیل ارتباط عمیقی بین این موسیقی و تعالی روحانی وجود دارد. البته   در این جا منظور ما موسیقی “بالیوودی” مقلد موسیقی “پاپ” غربی نیست، زیرا   آن موسیقی جایگاه خود را دارد که بحث در مورد آن در این مقال نمی گنجد.
راگا چیست ؟
موسیقی کلاسیک هندی که بر اساس سیستم   “راگا” است، از قدمتی هزاران ساله برخوردار است. یک راگا یا دستگاه موسیقی   هندی دارای مولفه های خاصی است؛ از جمله: نت های بالا رونده، پایین رونده،   تعداد نت ها که می تواند پنج، شش یا هفت نت باشد و نت اصلی، فرعی و فرعی   دوم. هر راگا دارای فضای آهنگی مختص خود می باشد و حتی زمان اجرا آن در   شبانه روز نیز معین شده است. در مواردی حتی فصول خاصی نیز به یک راگا نسبت   داده می شود. هم چنین معانی عمیق و عرفانی اشعار، زیبایی دو چندانی به این   موسیقی داده است. بسیار از اشعار توسط حکیمان و قدیسین گفته شده است و در   ستایش خداوند و صفات اوست و موسیقی با همان فضا به آن افزوده گردیده است.   این مولفه ها دست در دست هم یک فضای موسیقایی می سازند که اصطلاحاً راگا   نام دارد.
.
.
بجن هندی
در موسیقی کلاسیک هندی، به تصنیف ها یا   اشعار عرفانی که در قالب یک راگا تنظیم می شوند، اصظلاحاً “بجن” گفته می   شود. در بجن کلمات مهم هستند. بجن بیان کننده حالات است، بنابراین اجرا   مهمتر از حفظ کردن خلوص راگا می باشد. بجن ها نوعاً در سرعت های متوسط   مانند ریتم های “دَدرا” (۶ ضربی Dadra )، “روپاک” (۷ ضربی Rupak) ،”کهروا”   (۸ضربی Keherewa) و “تین تال” (۱۶ ضربی TeenTaal) تنظیم می شوند. تصنیف های   عرفانی از عرفای مشهور مانند : کبیر، سورداس، تولسیداس و ناناک بسیار   مقبول می باشند.
  در زیر یک بجن از عارف مشور “گیانشوارا” در مدح مقام استاد آورده شده است.   این بجن در راگای بهایراگی (Bhairagi) ساخته شده و ریتم آن اِک تال (۱۲   ضربی Ektaal) می باشد. اجرا از گروه “Nirmal Sangeet Sarita” است.
.
.
موسیقی مدیتیشن
موسیقی مدیتیشن اصطلاحی است که در چند   ساله اخیر به دسته وسیعی از موسیقی های عرفانی ملل اطلاق می گردد. موسیقی   که در اینجا در مورد آن صحبت به میان خوامد آمد، موسیقی مدیتیشن بر پایه   موسیقی اصیل هندی است. این موسیقی  آرامش بخش بوده و سکوت را هر چند برای   لحظاتی اندک به ارمغان می آورد. این کار از طریق بردن توجه از روی جهان   مادی و شلوغی های زندگی روزمره بر روی روح که منشا سکون، آرامش و لذت است،   صورت می پذیرد.  اما این خود هنر نوازنده و یا خواننده است که بتواند این   کار را انجام دهد.
در سال های اخیر نوازندگان چیره دستی در   هند توانستند این موسیقی را از حالت محدود و محلی خود به عرصه های بین   المللی بکشند. در بین این هنرمندان می توان به “ذکیر حسین” نوازنده چیره   دست طبلا و یا “امجد علی خان” نوازنده افسانه ای ساز “سَرود” اشاره کرد.
اگر در اینترنت چرخی بزنیم به تعدد به   لینک هایی از قبیل ” دانلود رایگان موسیقی مدیتیشن” و یا “موسیقی بدون   کلام”و غیره برمی خوریم. باید توجه نمود که در وهله نخست موسیقی مدیتیشن با   موسیقی بطور مثال پاپ هندی که در فیلم های “بالیوودی” عرضه می گردد، تفاوت   فاحشی دارد. این موسیقی، در حقیقت موسیقی کلاسیک هندی یا همان موسیقی کهن   هند است که سابقه ای هزار ساله دارد. ثانیا برای لذت بردن از این نوع   موسیقی، بهتر است که فرد ابتدا رابطه خود با روحش را بدست آورده باشد، هر   چند که این امر ضروری نمی باشد؛ اما تاثیر درونی این موسیقی را دو چندان می   نماید.
  اجازه دهید کمی به مشخصات فنی و چگونگی این موسیقی بپردازیم. معمولاً در   موسیقی مدیتیشن از ترکیب سازهای گوناگون استفاده نمی گردد و اجرا به صورت   تک یا دو نوازی می باشد. البته همراهی ساز ضربی که معمولاً طبلا و گاهاً   ساز “پکاوج” {مخصوصا در موسیقی جنوب هند} می باشد،  زیبایی دوچندانی به   قطعه می دهد. قطعات معمولاً با ریتم بسیار آرام و بدون ساز ضربی شروع می   شوند. سپس ملودی اصلی به میان می آید که ساز ضربی آن را همراهی می نماید.   با گذشت زمان بر سرعت نواختن قطعه اضافه گشته و جوهره و زیبایی آن راگا   ابراز می گردد. در پایان امکان دارد قطعاتی خارج از راگا با هدف عمیق تر   کردن احساس  شنونده از قطعه نواخته گردد. البته این قسمت که به آن “دون”   (Dhun) گفته می شود از خصوصیات موسیقی شمال هند می باشد و در موسیقی کرنتیک   (Krantik) که موسیقی رایج جنوب هند می باشد، کاربرد چندانی ندارد.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #4 : 21 دسامبر 2010، 09:25:53 am »

    زندگی‌ نامه شری ماتاجی      دوران کودکی و جوانی
  خانم “شری ماتاجی نیرمالا دوی”  در ساعت ۱۲ ظهر ۲۱ مارس سال ۱۹۲۳ میلادی در   هنگام تعادل بهاری در روستایی به نام “چیندوارا”  که در مرکز جغرافیایی   هند واقع شده است، متولد شدند.
  پدر ایشان، “پراساد رائو سالوه”  از نسل خاندان   سلطنتی “شالیواهانا”  (حکمرانان ایالت ماهاراشترای هند از ۲۳۰ قبل از   میلاد تا ۲۳۰ بعد از میلاد مسیح) بودند. آقای سالوه، مسلط به ۱۴ زبان و   تحصیل کرده در رشته‌های علوم طبیعی و در ادبیات و هنر دارای دانش بسیار   بودند. ایشان کتاب قرآن را به زبان مراتی ترجمه نمودند. در اولین مجلس   قانون‌گذاری هند، اولین عضو مسیحی مجلس بودند و امروزه از ایشان به عنوان   یکی از بزرگترین آزادی‌خواهان هند به نیکی یاد می‌گردد.
در سال ۱۹۲۰ پراساد رائو سالوی با دوشیزه   “کورنلیا”  که زبان‌شناس و محقق زبان‌های سانسکریت، اردو و هندی بود،   ازدواج نمود. خانم سالوه اولین بانویی بودند که توانستند از دانشگاه فرگوسن   ، مدرک کارشناسی ارشد ریاضیات را دریافت کنند؛ و پایان‌نامه ایشان که در   مورد الگوریتم‌های جبری جدید بود، هنوز مورد استفاده قرار می‌گیرد. به هر   روی، بعد از ازدواج اولویت با خانواده قرار گرفت و ایشان ۱۱ فرزند خود را   با آموزه‌هایی سختگیرانه و عشق و محبت بسیار بزرگ نمودند.
  شری ماتاجی نیرمالا سالوه، سال‌های کودکی را با خانواده خود در “ناگپور”    سپری کردند. این‌ها سال‌هایی شاد بودند و همه نیرمالا را دوست می‌داشتند.   کودکی پرانرژی که الهام‌بخش هم‌بازی‌های خود در تئاتر، رقص و خوانندگی بود.   در مواقع دیگر، در گوشه‌ای از خانه به مدیتیشن مشغول بودند، در حالی که   صورتشان از نور درون و لذتی سرشار می‌درخشید. ایشان به هر چیز طبیعی و خالص   علاقه داشتند، تا جایی که حتی راه مدرسه را باپای برهنه می‌رفتند تا “مادر   زمین” را لمس کنند.
شری ماتاجی در سنین جوانی
سال‌های بعد نیرمالای جوان در اشرام   ماهاتما گاندی، رهبر انقلاب هند بودند. خانواده سالوه وقف آزادی هند شده   بود و به این دلیل توسط فرمانداران انگلیسی مورد آزار زیادی قرار گرفت. از   سال ۱۹۲۸ میلادی به مدت بیش از ۵ سال خانواده ایشان زندانی بودند. در غیاب   پدر و مادر، ایشان بسیاری از مسئولیت‌های خانواده را بر عهده داشتند.
  برای تحصیلات بالاتر، رشته داروشناسی را با تخصص فیزیولوژی انسان و آناتومی   برگزیدند؛ اما قلبشان هم‌چنان با انقلاب آزادی‌بخش هند بود. در سال ۱۹۴۲   میلادی رهبری نهضت دانشجویی را بر عهده گرفتند و در نتیجه مکرراً به زندان   افتادند. حتی یک بار ماموران شکنجه‌گر انگلیسی، ایشان را روی قالب‌هایی   ازیخ نشاندند.
زندگی خانوادگی
  بعد از آزادی مادر هند، در ۷ آوریل ۱۹۴۷ با آقای “چاندریکا پراساد شری   واستاوا”  ازدواج کردند. آقای شری واستاوا از اعضای برجسته کابینه هند   بودند و پس از چندی به سمت منشی نخست وزیر هند، “لال بهادر شاستری”  منصوب   گشتند. پس از ازدواج، خانم شری ماتاجی زندگی خود را وقف زندگی خانوادگی‌شان   نمودند. آنها صاحب دو دختر با نامهای “کالپانا”  و “سادانا”  شدند. بعد از   ازدواج هر دو دخترشان، دغدغه‌هایشان برای سلامت جامعه، ایشان را ترغیب به   بنیاد نهادن بنیاد  “جامعه جوانان”  برای ترویج تفریحات سالم و محافظت از   عنصر پاکی در فیلم‌های سینمای هند کرد.
خانواده شری واستاوا
  زمانه فرامدرن
  سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، علی‌رغم ظاهر آرام، چالشی درونی علیه پاکی   انسان به رهبری نهضت فرویدیسم و زمانه پا گرفتن فرقه‌ها و مذاهب دروغین   بود. ترویج عرف‌های اجتماعی بر ضد سنت‌های خداپسندانه، روابط جنسی نامشروع و   لجام‌گسیخته، مواد مخدر و داروهای روان‌گردان، موسیقی‌های منحرف و مخرب و   استادان دروغین (به خصوص در هند) نظیر تکنیک‌های تانتریک ؛ همه و همه بر   علیه پاکی و اخلاقیات در جامعه بشری قد علم نمودند.
  در سحرگاه ۵ می ۱۹۷۰، ایشان برای زدودن ناپاکی از این دوران مدرنیسم و نجات   جستجوگران حقیقت، مرکز انرژی هفتم یعنی “سحسرارا”  را باز نمودند. این   تولد “ساهاجایوگا”  و شروع دوران   جدیدی در تکامل بشر بود. بعد از مطالعه بر روی سیستم انرژی افراد مختلف و   حالات، چگونگی و پیچیدگی‌های آن؛ ایشان روشی جدید را برای دادن “خودآگاهی”    به صورت جمعی ابداع نمودند. در این روش مدیتیشن، نه تنها انرژی ظریفی که   “”کندالینی”  خوانده می‌شود، به طور خودبه‌خودی بیدار می‌شود، بلکه نکته   بسیار مهم این است که همان فرآیند می‌تواند از شخصی به شخص دیگر و همین‌طور   به تمام جهان منتقل گردد. به همین دلیل نام ساهاجا یوگا   را “یکی شدن با آن‌چه با آن زاییده شده‌ایم” نامیدند تا بتوان با آن،   سیستم ظریفی را که در درون هر کس وجود دارد، توضیح داد. هم‌چنین ساهاجا    “خودبخودی” خوانده می‌شود، چون روشی بدون زحمت و البته طبیعی است، که در آن   فرآیند‌های درونی رخ می‌دهد. خانم شری ماتاجی زندگی‌اش را وقف کرده تا   جایی که بتواند این کشف به موقع را به طور روز افزون به همه ابلاغ نماید.   اکنون ساهاجا یوگا در بیش از ۱۰۸ کشور جهان، از جمله تمام اروپا، امریکای شمالی و جنوبی، استرالیا و هم‌چنین در هند رشد فزاینده‌ای یافته است.
خانم شری ماتاجی نیرمالا دوی
  تغییرات مثبت ناشی از به کارگیری ساهاجا یوگا   که به طور خودبخود در اشخاص پدید می‌آید، خانم شری ماتاجی را قادر ساخته   است تا ثابت کند که ما در درون خود اهدافی برای دگرگونی نسل بشر از روند   ویرانگرش در این “زمانه فرا مدرن” را دارا می‌باشیم.
افتخارات
  خانم شری ماتاجی نیرمالا دوی، نامزد دریافت جایزه صلح نوبل، به خاطر   تلاش‌های بی‌وقفه در زمینه بهبود مسایل اجتماعی و صلح جهانی؛ تا کنون از   طرف بسیاری از موسسات و ارگان‌های جهانی مورد تقدیر و تشکر قرار گرفته‌اند؛   که در زیر برخی از آنها اشاره شده است. ایشان بانی چندین موسسه خدماتی و   رفاهی اجتماعی ازجمله بیمارستان و موسسه پژوهشی سرطان در شهر بمبئی، خانه   نیکوکاری برای افراد کم‌بضاعت در شهر دهلی هندوستان و مرکز ترک اعتیاد در   ایتالیا بوده‌اند.
  ۱۹۸۶ :
  •   از طرف دولت ایتالیا به عنوان شخصیت برتر سال انتخاب گردیدند.
  ۱۹۸۹ :
  •   نامزد دریافت جایزه صلح نوبل گردیدند.
  ۱۹۹۳ :
  •   در ۱۲ نوامبر ۱۹۹۳ به عنوان عضو افتخاری هیئت رییسه آکادمی هنر و علوم   پتروفسکایا  انتخاب گردیدند . تاکنون ۱۲ نفر به این افتخار نایل گشته‌اند   که “آلبرت انیشتین” یکی از آنها بوده است. سخنران جلسه عنوان نمود که   “آلبرت انیشتین” با مواد بی‌جان سر و کار داشت، در حالی که کار خانم شری   ماتاجی بسیار ارزشمندتر است؛ زیرا ایشان صلح و آرامش را به انسان‌ها بر می   گردانند.
•   کنفرانس جهانی ” پزشکی و دانش درون” در شهر سنت پترزبورگ روسیه توسط ایشان افتتاح گردید .
  •   شهردار پایتخت برزیل در فرودگاه برازیلیا به استقبال ایشان آمد و کلید   شهر را به صورت سمبلیک به ایشان تقدیم نمود؛ هم‌چنین تمامی برنامه‌ها با   پشتیبانی شهردار برازیلیا انجام گردید.
  ۱۹۹۴ :
  •   در ۱۴ سپتامبر آن سال، آکادمی پتروفسکایا یک کنفرانس علمی با موضوع ساهاجا یوگا برگزار کرد. این اتفاقی عظیم در تاریخ دانش بشری بود. برجسته‌ترین دانشمندان در این کنفرانس ساهاجا یوگا را به عنوان یک “دانش ماورایی”  پذیرفتند و اذعان نمودند که دانش بشری به هیچ وجه در چنین سطح والایی قرار ندارد.
اهدا جایزه به خانم شری ماتاجی
۱۹۸۹-۱۹۹۴ :
  •   ایشان در طی ۴ سال متوالی در جلسات سازمان ملل متحد در مورد راه‌های دستیابی به صلح صحبت نمودند.
  ۱۹۹۵ :
  •   دولت چین میزبان رسمی خانم شری ماتاجی بود و ایشان در چهارمین کنفرانس “بین‌المللی زنان ” در شهر پکن در چین سخنرانی نمودند.
  •   دکترای افتخاری از طرف دانشگاه بوم‌شناسی رومانی در زمینه دانش‌های شناختی و پاراسایکولوژی  به ایشان اهدا گردید.
  ۱۹۹۸:
  •   جایزه همبستگی به خاطر درک جهانی از طرف “بنیاد همبستگی جهانی”  به ایشان تعلق گرفت.
  ۲۰۰۰ :
  موسسه ملی سلامت آمریکا  در شهر واشنگتن در کنفرانسی با عنوان “ساهاجا یوگا   و سلامت” که در ۱۹ ژوئن با حضور بیش از ۵۵۰ پزشک متخصص برگزار گردید،   میزبان خانم شری ماتاجی بود. ایشان در مورد “رمز علم پزشکی” صحبت نمودند.
مادری مهربان
  خانم شری ماتاجی جدا از آن که معلم یا مرشد باشند، بهترین مادر است. عطوفت،   صبر و عشق، محرک و مشوق او در کارش است، بدون هیچ چشم‌داشت مالی و این   گواه و احساسی است که نسبت به مردمی‌که جهت گرفتن کمک به دیدارش می‌آیند در   خود دارد. خواسته‌اش این است که ساهاجا یوگا برای همه قابل دسترسی باشد.
مادری مهربان
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #5 : 21 دسامبر 2010، 09:27:04 am »

    دانش هستی | ملاقات اینشتین و تاگور      رابیندرانات تاگور و آلبرت اینشتین همدیگر را از طریق دوست مشترکشان دکتر مندل ملاقات کردند.
  تاگور، اینشتین را در خانه اش در “کاپو” در حومه برلین در ۱۴ جولای ۱۹۳۰   ملاقات نمود و سپس اینشتین به او در خانه مندل سر زد. هر دو گفتگو ضبط شدند   و این عکس نیز در همان هنگام گرفته شد. خلاصه ای از گفتگوی ۱۴ جولای در   اینجا آورده شده است که نسخه کامل آن در مجله “The Religion of Man” (مذهب   انسان) همان سال در قسمت پیوست در صفحات ۲۲۲ تا ۲۲۵ موجود است.
  tagor & einstein
 
  تاگور: امروز داشتم با دکتر مندل در مورد کشفیات جدید ریاضی صحبت می کردم   که نشان می دهند در محدوده ذرات بی نهایت کوچک اتم، احتمال نقش مهمی بر   عهده دارد؛ نمایش هستی در ذات خود کاملاً قابل پیش بینی نیست.
اینشتین: عواملی که علم را به این سمت سوق می دهند، منکر رابطه علیت نیستند.
تاگور: ممکن است؛ مع الوصف، این گونه به   نظر می آید که رابطه علیت در عناصر نیست، بلکه نیروی دیگری از آنان جهانی   تحت اراده و کنترل می آفریند.
اینشتین: درک چگونگی قرار گرفتن این موضوع   از نگاهی بالاتر امکان پذیر است. چگونگی معین است، آنگاه که عناصر بزرگتر   در می آمیزند و وجود را رهنمون می شوند، اما در ذرات کوچک این موضوع در   پرده ابهام است.
تاگور: از این رو؛ دوگانگی در ژرفای هستی   نهفته است، تقابل “انگیزش های آزاد” و “اراده حاکم” بر یکدیگر که از اشیا   الگویی معین می سازد.
اینشتین: فیزیک مدرن آنان را متقابل نمی   خواند. ابرها از دوردست یکی هستند، اگرچه از نزدیک خود را به صورت ذرات   بدون نظم آب نشان می دهند.
تاگور: من یک همسوگرایی را در روانشناسی   انسان یافته ام. امیال و آرزوهای ما سرکشند، اما شخصیت ما، آنان را مقهور   می سازد تا کلیتی هماهنگ بسازد. آیا چنین چیزی در جهان فیزیک نیز اتفاق می   افتد؟ آیا عناصر یاغی اند، فعال و دارای انگیزش های فردی؟ و آیا ناظمی در   جهان مادی وجود دارد که آنان را مقهور می سازد و در سازمانی نظام یافته   قرار می دهد؟
اینشتین: حتی ذرات نیز بدون نظم و ترتیب   آماری نیستند؛ اتمهای رادیوم همواره نظم خاصشان را حفظ می کنند، در هر   زمان، همانگونه که همیشه بوده است. بنابراین، در عناصر نیز نظم وجود دارد.
تاگور: در غیر این صورت نمایش هستی بسیار مغشوش می گشت. آهنگ همیشگی شانس و اراده است که آن را جاودانه تازه و پویا نگاه می دارد.
اینشتین: اعتقاد دارم که هر چه که انجام   می دهیم و یا برای آن زنده ایم،  علت خودش را دارد؛ این خوب است، اما به هر   روی، نمی توانیم آن را در یابیم.
تاگور: گونه ای انعطاف در عشق های انسانی   وجود دارد، یک آزادی در ابعاد محدود که برای بیان شخصیت ماست. مانند سیستم   موسیقی در هند، که مانند موسیقی غربی خشک نیست. آهنگسازان هندی، چارچوبی   معین و مشخص از ملودی و ریتم دارند، و در آن چارچوب نوازنده می تواند بداهه   نوازی کند. او باید با قانون آن ملودی به خصوص یکی شده باشد، و سپس می   تواند بیانی در لحظه از احساسش را در آن چاچوب معین بیان دارد. ما هنرمند   را به خاطر نبوغش در بنا نهادن شالوده در راستای یک چارچوب مشخص ملودی   تحسین می کنیم؛ اما از او انتظار تنوع در ملودی ها و تزیین ها را نیز   داریم. در خلق، از قانون مرکزی هستی پیروی می کنیم، اما اگر خود را سرگردان   جدایی از آن ننماییم، در چارچوب شخصیت مان آزادی کافی برای ظهور و بروز   خود را می یابیم.
اینشتین: این زمانی امکان پذیر است که یک   سنت هنری بسیار قوی برای هدایت اذهان مردم وجود داشته باشد. در اروپا،   هنرمندان از هنر مردمی و احساسات عمومی مردم  بسیار دور شده اند و چیزی   شبیه هنر سری با آیین و سنت های خودش شده است.
تاگور: باید کاملاً مطیع این موسیقی   کاملاً پیچیده باشید. در هند، معیار آزادی خواننده در میزان خلاقیت اوست.   او در چگونه خواندن آهنگ آهنگساز آزاد است، اگر برای ابراز خودش با رعایت   قانون عمومی ملودی که به او برای خواندن داده شده است، به اندازه کافی قوی   باشد.
اینشتین: به استاندارد بالایی از هنر برای   داشتن درک کاملی از ایده اصلی در سرچشمه موسیقی احتیاج است؛ تا کسی بتواند   برای دگرگون کردن موسیقی به دلخواه عمل نماید. در کشور ما، گونه های مختلف   تغییر، عموماً از پیش تعیین شده اند.
تاگور: اگر در  رفتارمان بتوانیم قانون   خوبی را دنبال کنیم، می توانیم آزادی حقیقی برای ابراز خودمان را داشته   باشیم. اصل رفتار ثابت است، اما آن ویژگی که ما را حقیقی و فردی می کند،   خلقت خود ماست. در موسیقی ما بین آزادی و بعد از پیش تعیین شده دوگانگی   وجود دارد.
اینشتین: آیا کلمات آهنگ نیز آزادند؟ می خواهم بگویم، آیا خواننده در اضافه کردن کلمات به آهنگ نیز آزاد است؟
تاگور: بله، در “بنگال” نوعی آهنگ به نام   “کیتن” وجود دارد، که در آن به خواننده این آزادی داده می شود که قسمت هایی   را به صورت معترضه به آهنگ بیافزاید. شور و هیجان زیادی در این گونه اجرا   وجود دارد، زیرا شنونده هر لحظه با جملات و کلمات معترضه ای که در لحظه   توسط خواننده اضافه می گردد؛ به وجد می آید.
اینشتین: آیا ریتم آهنگ باید به دقت رعایت گردد؟
تاگور: بله، کاملاً. نمی توانید حدود وزن   قافیه را در شعر زیر پا بگذارید؛ خواننده در تمام گونه های خواندنش باید   ریتم و زمان را که کاملاً ثابت هستند، دقیقاً حفظ نماید.
اینشتین: آیا موسیقی هندی می تواند بدون کلمات خوانده شود؟ آیا فرد قادر به فهم آهنگ بدون کلمات خواهد بود.
تاگور: بله، ما آهنگ هایی با کلمات بدون   معنی خاص داریم؛ آواهایی فقط برای منتقل کردن ملودی آهنگ. در شمال هند و   همین طور در بنگال، موسیقی هنری مستقل است و نه تعبیر و تفسیری بر کلمات و   افکار. این موسیقی بسیار ظریف و عمیق و به خودی خود دنیایی کامل و شگفت   انگیز از ملودی ها است.
اینشتین: آیا هارمونی در این موسیقی وجود دارد؟
تاگور: آلات موسیقی استفاده می شوند، اما   برای نگه داشتن زمان و اضافه کردن به حجم و عمق. آیا در موسیقی شما ملودی   از تاثیر هارمونی رنج می برد؟
اینشتین: گاهی به شدت رنج می برد. بعضی اوقات هارمونی تمام ملودی را می بلعد.
تاگور: ملودی و هارمونی مانند خطوط و رنگ   ها در نقاشی می مانند. یک نقاشی ساده فقط با خطوط می تواند بسیار زیبا   باشد، اضافه کردن رنگ حتی می تواند آن را بی اهمیت و بد جلوه دهد. با این   وجود رنگ می تواند با ترکیب شدن با خطوط، یک نقاشی بدیع بیافریند، تا   آنجایی که ارزش آن را تخریب و تضییع نکند.
اینشتین: مقایسه زیبایی کردید؛ خط همچنین   بسیار قدیمی تر از رنگ است. به نظر می رسد که ملودی شما در ساختار خود   بسیار غنی تر از موسیقی ماست. موسیقی ژاپنی نیز هین گونه به نظر می رسد.
تاگور: تعبیر و تفسیر تاثیر موسیقی شرقی و   غربی بر روی ذهن مان کاری دشوار است. من توسط موسیقی غربی متحول شده ام؛ و   فکر می کنم بسیار شگرف است؛ زیرا که در ساختار بسیار وسیع و در ترکیب نت   ها بسیار استوار است. موسیقی خودمان مرا از درون نوازش می دهد، از آنجا که   به پایه های شعری آن علاقه مندم. موسیقی اروپایی در ذات شعر گونه است،   زمینه ای سترگ دارد و در ساختارش زیباست.
تاگور: این سوالی است که ما اروپایی ها   نمی توانیم پاسخ مناسبی به آن بدهیم، زیرا که به موسیقی خودمان عادت کرده   ایم. می خواهیم بدانیم آیا موسیقی ما معمولی و یا بر پایه احساسات انسانی   است، خوش نوایی یا بدنوایی طبیعی است، اما آیا این قراردادی بوده که ما   پذیرفته ایم.
تاگور: بعضی اوقات پیانو به من لذت می دهد، اما ویولن را بسیار بیشتر دوست دارم.
اینشتین: جالب خواهد بود که تاثیر موسیقی غربی را بر روی یک هندی که در جوانی هرگز به آن گوش نداده است، امتحان نمود.
تاگور: یک بار از یک موسیقی دان انگلیسی   خواستم که یک موسیقی کلاسیک را برای من آنالیز کند، و برایم توضیح دهد که   چه اجزایی برای زیبایی قطعه استفاده شده اند.
اینشتین: مشکل این است که یک موسیقی واقعاً زیبا، چه از غرب یا شرق را نمی توان آنالیز کرد.
تاگور: بله، و آنچه مستمع را عمیقاً تت تاثیر قرار می دهد، فرای اوست.
اینشتین: عدم قطعیت همواره در مورد هرچیز   اساسی در تجربیات ما و در واکنش ما به هنر، چه از غرب یا شرق وجود خواهد   داشت. حتی گل سرخی که در برابرم روی میز شما قرار دارد، ممکن است برای من و   شما یکی نباشد.
تاگور: با این وجود، همواره فرآیند تلفیق بین آنان وجود خواهد داشت، ذائقه شخصی به استاندارد جهانی تمایل دارد
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

محمد حسین

  • گردانندگان انجمن
  • تازه وارد
  • ****
  • امتیاز: +49/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 85
  • خدا گفت:همیشه در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست،
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #6 : 05 ژانویه 2011، 01:57:24 pm »

سلام
یوگا مراقبه مدیتیشن همشون حول یک محور مچرخن و میشه گفت حرف همه یکیه .وچقدر هم برا ما که هممون انسانهای خاصیم بدرد میخوره .
چرا به درد ما میخوره چون ما معتادا دارا ی کله ای بسیا شلوغ و درهم وبرهم هستیم کله ا ی با پرش افکار بسیار بالا .
مثلا من تو جلسه ام فکرم خونست .توخونه ام فکرم تو محل کار .دارم رانندگی میکنم فکرم به غذاست دارم غذا میخورم فکرم به فیلم و تلویزیون . به همین خاطر مراقبه و یوگا میاد برا من فکرمو ساکت میکنه از طریق تمرکز روی جسم .شلوغی سرم کمتر میشه به جسمم بیشتر فکر میکنم به احساساتم بیشتر فکر میکنم و به همین دلیل ما بیشتر از انسانهای معمولی به دعا مراقبه مدیتیشن و یوگا نیاز داریم وبیشتر از اونا هم لذت میبریم.
خارج شده است
اگر خواهان بارش هستید ریزش داشته باشید

وحید - ط

  • پارازیت
  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +96/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 153
  • قلم و رنگ در اختیار توست ،چرا بهشت را نقاشی نمیکنی
    • بهبودی
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #7 : 05 ژانویه 2011، 02:29:19 pm »

سلام مند حسین :D
چه عجب یک تکونی به خودت دادی .ای جون بکنی هی ;D ;D ;D اینارو نوشتم تا بدونی اینجا شوخی میشه .امیدوارم ناراحت نشی البته تو کدوم مند حسینی مشهدیه یا شیرازیه به هر حال فرقی نمیکنه ولی چه خوبه یکیتون یک حرف اضافه جلو اسمش بزاره تا بهتر شناخته بشید.اگه شیرازیه هستی خوشحالم که پیشنهادمو جدی گرفتی. :bravo: :bravo:


                                                                                                                                                                    -----(((پارازیت)))------
خارج شده است
هستی تو معرف توست نه گفته تو!!!

محمد حسین

  • گردانندگان انجمن
  • تازه وارد
  • ****
  • امتیاز: +49/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 85
  • خدا گفت:همیشه در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست،
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #8 : 07 ژانویه 2011، 10:18:31 am »

سلام وحید جون من مند حسین شیرازم
معتاد تا بیاد یه تکونی به خودش بده میمیره و زنده میشه ولی اگه تکون خوردنش شروع بشه دیگه یکی باد بیاد نگش داره .
دعا یعنی صحبت ما با خدا و مراقبه یعنی شنیدن صدای خدا
خارج شده است
اگر خواهان بارش هستید ریزش داشته باشید

وحید - ط

  • پارازیت
  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +96/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 153
  • قلم و رنگ در اختیار توست ،چرا بهشت را نقاشی نمیکنی
    • بهبودی
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #9 : 07 ژانویه 2011، 09:20:03 pm »

سلام خدمت دوست جدیدم مند حسین  :D
راستش خیلی نگران بودم که از شوخیم ناراحت بشی :(اما خدارو شکر که تو هم از خودمونی :bravo: نظرت چیه اگه بگم بجای ( ش) جلوی اسمت اصلا اسمتو بزاری همین مند حسین چون خیلی با نمکه :D :Dجواب اون سوالتم الان با پیام میفرستم.دوستدارم داداش گلم (این تیکه آخرو با لحجه مشهدی بخون) :rose: :love: :-*



                                                                                                                                                  ---------(((پارازیت)))---------
« آخرين ويرايش: 07 ژانویه 2011، 09:22:27 pm توسط وحید - ط »
خارج شده است
هستی تو معرف توست نه گفته تو!!!

hfg2vj1ert

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 221
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • cde733
Harvard University's famous people who invest in the future, are loyal to the re
« پاسخ #10 : 14 آوریل 2016، 11:01:10 pm »

The HTML template of Harvard University famous people who invest the future is loyal to the reality person.&lt,mont blanc pas cher; br / > thought is already is late,sac goyard pas cher, exactly is the earliest time thought is already is late, exactly is the earliest time. Amman was the engineer of the port authority of New York and after many years of work in accordance with the provisions of the retirement. At the beginning, he is lost. But he soon happy, because he has a great idea. He wants to set up an own engineering company, to take office at each corner of the world. Amman in retirement after 30 years, practice their own at work without the opportunity to try a bold and novel design, keep creating a that have attracted the attention of the world classic: the Ethiopian capital Addis Ababa airport, Washington Dulles Airport,hogan rebel outlet, Iran's highway system, in Pittsburgh,hogan roma online, Pennsylvania, buildings in the centre of the city group... These works as a University Department of architecture and engineering textbooks commonly used example, Amman is the witness of the great dream. At the age of 86, he finished his last work, the world's longest suspension bridge in the world: the New York Wei Razzano Strait bridge. In life, many things are this way, if you want to start, recognize target, decided to do one thing, it's never too late,golden goose sneakers. Do not today drag tomorrow not matter of the today will drag tomorrow. At Harvard professors will remind the students to do a good job in time management, and lists the following examples: huger. Blake before entering the parliament of the United States, not highly educated. He is busy every day from the extrusion of a hours to the library of Congress to read widely, including politics,hogan outlet online, history, philosophy,chaussure tn pas cher, poetry, books, a few years like a day is in the parliament, the most busy day have never stopped. Later he became a judge of the Supreme Court of the United States. A Greek elevator mechanic named Nicola was interested in modern science. He took an hour to read a book on nuclear physics every day after work until evening. With the accumulation of knowledge, in 1948,air max one pas cher, he proposed the establishment of a new particle accelerator program. This accelerator than the other types of accelerator cost is cheaper and more powerful. He put the plan submitted to the U.S. Atomic Energy Commission to do the test, and then improve, this accelerator for the savings of $70 million. Nicola received a $10 thousand reward, was also invited to California University radiation laboratory. On the road of life, you stop, but some people are hurried. Maybe when you are standing, he was still behind you pursue forward, but when you lookback again have not to his figure because, he has already run to you in front of the now requires you to catch up with him. So, you can't stop, you have to constantly move forward, constantly surpass. The dog equally study, the gentleman equally plays The dog equally study, the gentleman equall.Related Articles:
 
 
   Female personality sentence
 
   We have been very difficult t
 
   You are my pursuit of life] close to you, is the pursuit of my life
 
 
   The teacher had just walked out of the classroom for a period of time, the classroom raged. Of course, to do this and certainly not missing the members of the group. Each group members saw the nonsense like a liberated in fine fig, from the cage bird, enjoying the freedom. Four "Tang Seng" seemed to get scriptures jubilant. From time to time to sing a song, a mouth of people do not understand the alien language.
خارج شده است

vsf24bg23

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +1/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 123
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • rst028
Guangming group's acquisition of 56% equity intere
« پاسخ #11 : 29 مه 2016، 10:16:41 pm »

light did not disclose the specific terms of the transaction amount. According to Israeli media reported earlier, the transaction price is expected to be 8 billion 600 million Xie Kerr (equivalent to about $2 billion 500 million, about 15 billion 300 million yuan).
< p > retrospective data. These acquisitions last September is known to the outside world,chaussure air jordan pas cher, in the past nine months of bright food group of related matters released once more cautious.
Guangming Group acquired 56% stake in Israel Israel food enterprises
 bright food
< p > this month, reported that the tnuva in Tel Aviv Stock Exchange listing,occhiali da sole ray ban, filed for an initial public offering book closing date for the end of May,nike tn pas cher, the market is expected to Apax partner with bright food group decision is an important bargaining chip.
 future will be injected into the domestic market platform - is undoubtedly the most concerned about the issue of capital markets.
< p > if the amount of the acquisition was eventually confirmed that will refresh the previous bright food group acquired the weetabix maintain 6.47 billion yuan the transaction amount,scarpe hogan outlet, to become the largest overseas mergers and acquisitions of Chinese food industry.
According to the investigation of
, Tnuva has been established for over 85 years, initially in the form of agricultural cooperatives founded, now has become Israel's largest food company. According to reports, Tnuva currently occupy 70% of the market share of dairy products in Israel,hogan sito ufficiale, and widely involved in the Middle East, Europe and the United States market. Its official website revealed that the company in the United States to open a large number of retail stores.
 "for the acquisition of Tunva and its subsequent operations, our strategy is consistent with the previous overseas acquisitions." Bright food group,cheap pandora jewelry, the relevant person in charge told reporters, the first to seek its security in the local."
22, bright food group related responsible for people confirmed to reporters,louboutin soldes, has been with the British private equity firm Apax partner's funds for the acquisition of Israeli food company tnuva 56% of equity issues,hogan olympia outlet, in Tel Aviv reached a preliminary agreement to acquire.
Related Articls:
 
 
   The direct
 
   185 shares were bought rating of 16 stocks rose mo
 
   17 shares
 
 
   Four years later, He Huazhang graduated from University, was assigned to return to Chengdu, in Sichuan people's press work, any political editor room editor, after the deputy director of the political editing room. In the press, he was a colleague at the time that the evaluation for the smart, competent, with a business mind".
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,469
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,469
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مراقبه و دیدگاهها
« پاسخ #13 : 28 سپتامبر 2019، 04:27:28 am »

сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
خارج شده است
 

این صفحه در 2.303 ثانیه 25 نمایش داده شد.