انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

دوستان خوب مثل گندم اند ، یعنی یک دنیا برکت و نعمت !!
و
من چه خوشبختم که زر ناب خوشه های گندم در اطرافم موج میزند .



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: علوم ماوراء ( با اهتمام نادر اسکندرانی)  (دفعات بازدید: 2238 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

       سخنی با شما

   
در عصر حاضر براحتی می توان تا با استفاده از ابزار و وسائل پیشرفته و مخصوص تحقیقات روحی چون "دستگاه ضبط اصوات روحی" (ای-وی-پی) ، دوربین های پیشرفته عکاسی و فیلم برداری ،دستگاه ثبت ارتعاشات غیر محسوس  ، دستگاه ثبت پالس های الکتریکی  ، دوربین های مجهز به اشعه مادون قرمز ، دستگاه حرارت سنج یا ترمو متر و   چندین و چند دستگاه دیگر به وضوح هر چه تمام تجسد ، صدا و سایر تظاهرات   روحی را ثبت نمود و حتی این عمل بوسیله دوربین ها و ضبط صوت های ساده هم   بارها و بارها انجام گرفته که در دی وی دی که هنگام انتشار کتاب به دوستان   هدیه خواهد گردید ( اعضای وبلاگ این دی وی دی را نیز دریافت خواهند نمود)   بسیاری از آنها را مشاهده خواهید نمود اما بنا به عدم تمایل محققان روحی به انتشار مدارک و دستاوردها و   مهمتر از آن حضور کسانیکه از سادگی قشر عامه جامعه (که متاسفانه در اکثریت   قرار داشته و دارند) استفاده نموده و با عناوین و روش های مختلفی چون   فالگیری ، جن گیری، دعانویسی ، احضار ارواح و ..... به کسب درآمد مشغول می   باشند باعث شده تا بخش عظیمی از قشر خاص جامعه که روی سخن من با آنها بوده و   کلاٌ این وبلاگ متعلق به ایشان می باشد نگاهی منفی به تحقیقات روحی و جنبش   های فراروانی داشته باشند. متاسفانه همین افراد ساده لوح که بارها توسط   افراد شیاد فریب خورده و متحمل خسارات مالی شده اند در همین وبلاگ و در   پیام های خود مجدداٌ چنین خواسته هائی را مطرح می نمایند . تا این نگاه   خرافی در جامعه ما وجود داشته باشد نگاه شکاک و منفی مانند سدی در برابر   کشفیات و تحقیقات روحی قرار خواهد داشت.

(بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید)گروه   دیگری از مردم با تاثیر از تبلیغات و یا بهتر می توان گفت مسخ در تبلیغات   فرهنگی قرن بیست و یکمی باور وقایع محیط پیرامون را تنها به شرط تائید حواس   پنجگانه و بر این عقیده اند که هر آنچه توسط این حواس غیر قابل شناسائی   باشد واقعی نخواهد بود. این عده بشدت بر موضع خود پافشاری می نمایند و هر   گونه دلیل و برهانی راجع به مسائل ماورائی را هر چند همراه با تائید و   تجربیات دانشمندان و افرادی که در صداقت گفتارشان تردیدی نمی باشد را به   سخره گرفته و با نگاهی عاقل اندر سفیه و با ژستی روشنفکرانه گوینده مطالب   را دیوانه و یا در حالتی محترامانه تر خرافاتی می نامند. در پاسخ به این   گروه این سئوال را مطرح می نمایم که "آیا تاکنون به علت افزایش شگفت آوری   که در تمامی زمینه های علمی صورت پذیرفته فکر نموده اند ؟ آیا سرعت کشفیات   علمی و پیشرفت تکنولوژی با مثلاٌ پنجاه سال قبل قابل مقاسیه می باشد؟

آیا   چنین طرز تفکری را نمی توان با تفکری که در اوایل همین قرن بیستم در سالن   های سینمای صامت نشسته و با هر سکانس فیلم "سفر به ماه" مستانه قهقهه  سر   داده و "ژورل ورن" را دیوانه و تفکرات وی چون همین امکان سفر به ماه و سفر   به دور دنیا در هشتاد روز ( امروز این امر در تنها 2 روز قابل انجام می   باشد )  را ناشی از جنون می دانستند مقاسیه نمود؟

در ادامه و با مطالعه مقالات این کتاب متوجه خواهید شد که  یکی   از اصلی ترین دلایل و ابزار اصلی مدرنیته و پیشرفت سریعی که در این نیم   قرن اخیر در علم صورت پذیرفته توجه بیش از پیش به کشفیاتی است که توسط علم   "پاراسایکولوژی" بدست آمده و فعالیت امروز  سازمان   ها و مراکز کاملاٌ تخصصی وابسته به دولت در کشورهای پیشرفته ای که در   ارتباط با "پاراسایکولوژی" انجام وظیفه می نمایند مبین همین نکته می باشد.

مواردی چون زندگی پس از مرگ و امکان ارتباط با ارواح  بطور   کاملاٌ واضح از جانب محققان علم نوین روحی و بسیاری از دانشمندان علوم   دیگر اثبات گردیده اما با این وجود هنوز هستند کسانی که همین  ابتدائی   ترین و اثبات شده ترین مسائل ماورائی را انکار مینمایند.در مورد این افراد   جای هیچ بحث و گفتگوئی نیست چون آگاهانه و تنها بدلیل وابستگی شدید به   جهان فیزیکی چشمان خود را بر حقایق آفرینش بسته وچنان غرق در مادیات گشته   اند که همین چند صباح زندگی را به زندگی ثانوی یا ابدیت ترجیح داده و   همواره از چنین مباحثی رویگردان می باشند.

عده   ای هم هستند که بدون تحقیق و صرفاٌ تحت تاثیر جملات و سخنان پراکنده ای که   بگوش آنها رسیده مسئله دین و مذهب را با تحقیقات روحی مغایر دانسته و چه   هنگام چاپ مقالاتم در مطبوعات و چه اکنون که در یک وبلاگ شخصی میان ده ها   میلیون وبلاگ موجود مشغول بیان دانسته های خود می باشم سعی در تحریف گفته   ها و تغییر مسیر اصلی مورد نظر می باشند که البته کاری عبث و صرفاًٌ وقت   گیر برای ایشان خواهد بود.

گروه دومی هم هستند که مبتنی بر شنیده های خویش مسائل ماورائی را تنها باور  دارند اما به همان دلیل ترس از ناشناخته ها ، نه تنها  خود بلکه اطرافیان را از هر گونه بحث و یا مطالعه ای در باره  این   مسائل برحذر میدارند مبادا باعث شود تا که موجودات ماورائی با ظواهری عجیب   و غریب پای در زندگی ایشان گذارده و باعث بروز بدبختی و فلاکت ایشان شوند.   اینگونه پنداشتن نشٌات گرفته از همان خرافه ای ست که بدان اشاره کردم و   بطور متناوب  در بخش های دیگر راجع به آن خواهم گفت.   این گروه از افراد بیش از هرکس در معرض سوء استفاده کلاهبرداران و شیادانی   می باشند که متاسفانه شمار آنها رو به افزایش می باشد.

آنها بدون کوچکترین اطلاعی از علوم ماورائی  و   حتی بعضاٌ بی سواد، در جهت نیل به اهداف شوم خود بدنبال این دسته از افراد   میگردند ونه تنها از لحاظ مالی بلکه از لحاظ جانی هم مسبب بروز خساراتی   جبران ناپذیر گردیده اند. باید مجدداٌ متذکر شد که دستیابی به علوم ماورائی   همچون ارتباط با ارواح، رمل و اسطرلاب، نیرو درمانی و سایر علوم "تنها و   تنها"  در اختیار افرادی قرار میگیرند که مراحلی   بسیار شاق و طولانی را پشت سر نهاده و در درجات بالائی از معرفت و تعالی   روحی قرار داشته باشند. هرگز به افرادیکه در اینگونه از موارد طلب وجه می   نمایند اعتماد نفرمائید.

متاسفانه   بدلیل عدم وجود واژه های جایگزین برای بسیاری از اصطلاحات روحی مجبور شدم   تا بر خلاف میل باطنی کلماتی نزدیک به معنای این واژگان را انتخاب و در جای   جای این کتاب از آنها استفاده نمایم. پیشاپیش از حضور شما عزیزان و خصوصاٌ   اساتید زبان فارسی از بابت این گستاخی پوزش بخواهم.

بارها   و بارها از زبان پدران و بزرگترهای فامیل این جمله معروف که "از جوانی خود   لذت ببر چون این دوره با تنها یک پلک بر هم زدن به اتمام خواهد رسید" را   شنیده ایم. این پیام نسل به نسل و سینه به سینه به ما رسیده و قطعاٌ از ما   به فرزندانمان انتقال داده خواهد شد اما براستی تا چه اندازه این جمله و   جملاتی شبیه به آن در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های ما تاثیر داشته است؟   خود من این گذر پر سرعت را با وجود آنکه دوران نوجوانی و جوانی نسبتاٌ   خوبی را سپری نمودم بخوبی احساس کردم. حال به این نکته رسیده ام که بطور کل   عمر انسان در پلک بر هم زدنی به اتمام خواهد رسید. حال باید دید که دیدگاه   ما  از دوره دوم زندگی و یا بعبارتی دیگر تولد ثانوی خود چه می باشد و تا به چه اندازه از سرنوشت ابدی خود مطلع می باشیم؟

در طول مدت 15 سال که به مطالعه و تحقیق در رابطه با پاراسایکولوژی داشته ام هرگز  باورم   چنین نبوده که وجود روح و امکان برقراری ارتباط با ارواح را اثبات نمایم   زیرا در زمینه علوم ماورائی ابتدا به ساکن بایست که خود فرد یک چنین تجاربی  را   بطور شخصی و کاملاٌ ملموس بدست آورده و سپس برای کشف حقایق بیشتر به   مطالعه و تحقیق گرایش پیدا نماید . دلیل گرایش اینجانب به این مباحث هم این   بوده که اول از سرنوشت خود پس از مرگ آگاه شوم و این آگاهی همانطور که ذکر   شد زمانی به یقین تبدیل می شودکه  با  مشاهدات و تحقیقات شخصی همراه بوده باشد .فراموش نکنیم که آگاهی ما در زمینه دوران  برزخ   بسیار کمتر از اطلاعاتی است که در رابطه با جهان روحی به ما رسیده. دوران   برزخ یکی از مباحثی است که مورد تحقیق فراوان قرار گرفته و از بحث   انگیزترین مباحث علم نوین روحی محسوب می گردد.

با وجود باور قلبی بسیاری از مردم درمورد مطالبی راجع به ارواح و زندگی پس از مرگ منتقدانی هم وجود دارندکه شناخت و باور وقایع محیط پیرامون را تنها به شرط تائید حواس پنجگانه خود قبول داشته بر این عقیده اند که هر آنچه توسط این حواس غیر قابل شناسائی باشد غیر واقعی و الزاماٌ دلیل دیگری دال بر وجود آن متصور نمیباشد.   به باور من ، در زمینه ماوراء ابتدا به ساکن بایست که خود فرد یک چنین   تجاربی را بطور شخصی و کاملاٌ ملموس بدست آورده و سپس برای کشف حقایق بیشتر   به مطالعه و تحقیق گرایش پیدا نماید. 

همانگونه که ازمعنا و مفهوم واژه ماوراء مشخص می باشد باید برای کشف آن از نیرو و توانائی  فراتر   از انسان های معمولی و فراتر از ادراک و حواس پنجگانه بهره ببریم و کاملاٌ   پیداست که اثبات فرضیه های ماورائی ، تکرار می کنم "فرضیه ها"ی ماورائی   نباید که تنها به این حواس فیزیکی و البته ناقص خود اکتفا نمائیم . بخاطر   همین است که اینگونه از مباحث را در زمره "پارانرمال ها" و یا پدیده های   غیر طبیعی طبقه بندی می نمایند. البته از آنطرف هم بزرگترین و مشهورترین   دانشمندان علوم مختلف هم با مشاهده پدیده های غیر طبیعی قادر به کشف منشاء   فیزیکی برای وقوع آنها نبوده و از بیان علت بروز آنها عاجز می باشند.   بسیاری از ما بارها با وقایع غیر طبیعی در طول زندگی مواجه می شویم که   درصورت آگاهی از آنها می توانیم تا که بعنوان مدرکی که ما را برای ورود به   این عرصه ترغیب نموده و باعث جلب اعتمادمان شوند بهره بگیریم اما بخاطر عدم   اطلاع از چند و چون این علوم بدون ذره ای توجه از کنار این قبیل اتفاقات   گذشته و از کسب بهره ای معنوی که می تواند تا که در کل زندگی ما و یا بهتر   بگویم چگونگی نگرش ما به زندگی تاثیر بسزائی داشته باشند ناکام خواهیم   ماند. بعنوان مثال همگی شما عزیزانی که این کتاب و بخش چگونگی تصویر برداری   از ارواح را مطالعه خواهید نمود با مشاهده تصاویر ارواح در عکس های قدیمی   خویش شگفت زده شده و به این خواهید اندیشید که چطور تا به امروز از وجود   آنها مطلع نبوده اید و از این پس با توجه ویژه و خاصی به تصاویری که تاکنون   برای شما بی اهمیت می نمودند خواهید نگریست.

همانگونه که ازمعنا و مفهوم واژه ماوراء مشخص می باشد باید برای کشف آن از نیرو و توانائی  فراتر   از انسان های معمولی و فراتر از ادراک و حواس پنجگانه بهره ببریم و کاملاٌ   پیداست که اثبات فرضیه های ماورائی ، تکرار می کنم "فرضیه ها"ی ماورائی   نباید که تنها به این حواس فیزیکی و البته ناقص خود اکتفا نمائیم . بخاطر   همین است که اینگونه از تحقیقات را " متافیزیک " یا ماوراء الطبیعه نام   نهاده اند .

با   امید به اینکه مقالات کتاب در دست نگارش من بتواند تا که شما را با علم   مهم و تاثیرگذاری چون روح شناسی نوین هرچه بیشتر آشنا نماید . اینکه می   گویم هرچه بیشتر به این خاطر که تا فبل از این عده ای از مترجمان عزیز ما   کتبی در این رابطه را ترجمه و این کتب از طریق انتشارات مختلف روانه بازار   گشتند که بدلیل عدم شناخت مترجمان گرامی با این علم نتوانسته اند تا که با   مخاطبان خود آنگونه که شایسته است ارتباط برقرار نمایند و لذا یکی از دلایل   اصلی که باعث شد تا که تصمیم به نگارش این 3 جلد کتاب گرفتم تا که بعنوان   مرجعی (به روز ) توسط علاقمندان فراگیری این علم مورد بهره برداری قرار   گرفته و همانگونه که انتظار دارم مثمر ثمر باشد. بسیاری از دوستان و   علاقمندان گرامی استحضار دارند که کلیه مطالب این کتاب از روی مطالعات و   تحقیقات شخصی نویسنده حاصل گردیده و در بسیاری از موراد با دیگر محققان علم   نوین روحی در تضاد می باشد و هرگز برگرفته صرف از دیدگاه های رایج نمی   باشد.

بر   این عقیده هستم که معنای تحقیق در زمینه علم نوین روحی در اصل افزایش   اطلاعات در تمامی زمینه ها اعم از شناخت پدیده های روحی ، مباحث علمی ،   فرهنگی و اجتماعی می باشد و یک محقق واقعی می بایست که اطلاعات خویش را بر   مبنای پیشرفت روزانه دانشمندان علوم مختلف استوار نموده و هیچ نکته و مطلبی   را از نظر دور ندارد . انجام تحقیقات به این روش باعث می شود تا که شما   حین  به روز نمودن اطلاعات ، داشته های قبلی خویش را   ارتقاء داده ، قسمتهائی از آنها را تغییر و حتی بر برخی از آنها خط بطلان   کشیده و مبحثی جدیدتر ، علمی تر و قابل استنادتری را جایگزین آن به اصطلاح   فایل های قدیمی نمائید و در ادامه از خرد فردی، دانش و تجربیات اندوخته شده   استفاده نموده و از این طریق از بسیاری از رموز و اسرار آن مطلع شوید.

در   عصر حاضر تکیه بر اطلاعات علمی ابزاری بسیار قدرتمند جهت آگاه نمودن افراد   محسوب شده و انسان اندیشمند را تنها با برهان و منطقی که بر پایه دانش به   روز شده استوار باشد می توان در قبال سئوالات خویش قانع و راضی گرداند و   دیگر نمایش گوی بلورین و یا خطوط عجیب و غریب نوشته شده بر روی پوست   حیوانات اعتبار خویش را از دست داده و واضح است که قابل استناد نمی باشند.

دلیل   اصلی نگارش این کتاب پرداختن به مسئله مهمی چون نیاز ما به کسب تعالی روحی   و پربارتر نمودن کوله پشتی مان هنگام حضور در محضر پروردگار می باشد. به   این امید که توفیق کسب این نتیجه را حاصل نمایم.

لازم   به ذکر است که اینجانب به هیچ عنوان پذیرای دوستانی که مایل به برقراری   ارتباط با ارواح می باشند نبوده و درصورتیکه درخواست کمک از طرف یکی از   کاربران گرامی بدست برسد و از صحت آن روشن گردد بصورت کاملاٌ رایگان در   خدمت ایشان خواهم بود. منظور از درخواست کمک افرادی است که در محل کار و یا   زندگی بدلیل پدیده تسخیر  دچار مشکلات متعددی گردیده اند.

آنگونه بیاندیش که خداوند از مخلوق خویش انتظار دارد.

  نادر اسکندانی
3 شهریور 1387
« آخرين ويرايش: 21 دسامبر 2010، 09:03:10 am توسط رضا - بیل »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
علوم ماوراء ( با اهتمام نادر اسکندرانی)
« پاسخ #1 : 21 دسامبر 2010، 08:53:07 am »

مقدمه: قبل   از پرداختن به این مقاله باید به این نکته اشاره کنم که در مقالاتی به   سرگذشت و یا مشاهده پدیده های غیر طبیعی مربوط می شود دوحالت وجود دارد.   ابتدا شرح تحقیقات شخصی و مشاهداتی که در طول پانزده سال داشته ام و گروه   دوم به شرح وقایعی که برای دیگران اتفاق افتاده اما نسبت به صحت بروز آنها   اطمینان داشته ام. 

از   شما می خواهم تا که این ماجرا را بدقت مطالعه نموده و در مورد صحت آن به   داشته های حاصل از مطالعه مقالات قبلی این صفحه مراجعه بنمائید . همانگونه   که قبلاٌ هم توضیح داده بودم بعلت حفظ اسرار عزیزانی که این وقایع را تجربه   نموده اند از ذکر نام و محل دقیق وقایع و بر طبق عرف رایج از شرح کامل  تحقیقات این دوست خوبم معذورم ...
( بر روی ادامه مطلب کلیک نمائید)
زمستان   سال 1380 برای نخستین بار بود که به فکر چاپ کتابی جامع در رابطه با علم   نوین روحی افتاده و با یکی از دوستان ناشر در حال تبادل نظر بودیم که از   طرف یکی از دوستان محقق در جریان پدیده ای غیرطبیعی که خانواده ای را  نگران   نموده بود قرار گرفتم. این محقق جزئیات دیدار با این خانواده و نیز شرح   کامل تحقیقات را برایم توضیح داد و از بنده خواهش کرد تا که او را همراهی   نمایم که بخاطر سفری که در پیش داشتم و کمبود وقت از وی عذرخواهی نموده و   بجای آن از دوستانی که همواره مرا در اینگونه از مواقع همراهی می نمایند   خواستم تا که در این رابطه وی را یاری نمایند .

   در ادامه این ماجرا را از زبان این دوست خوب که از محققان شناخته شده محسوب می شود می خوانید...

چندی   قبل توسط یکی از همکاران با خانواده ای که درگیر پدیده های غیرطبیعی در   خانه جدیدشان شده بودند آشنا شده و از من خواستند تا که برای کمک به حل این   معضل ناشناخته به دیدارشان بروم. این خانه در یکی از مناطق حومه ای تهران   قرار دارد.

ابتدا   از پدر خانواده خواستم تا که مشاهدات خود را بیان نمایم اما قبل از اینکه   او سخن خود را آغاز نماید صدائی مانند کشیده شدن صندلی بر روی زمین از   آشپزخانه شنیده شد . آنها با اشاره به من فهماندند که این یکی از همان   پدیده ها است . خب ، چون معمولاٌ پس از ورود به اینگونه از اماکن وقایع   مختلفی را تجربه نموده بودم از آقای ... خواستم  تا که سخن خود را آغاز نموده و به هرگونه صدا یا عمل غیرطبیعی بی توجه باشند . او سخن خود را اینگونه آغاز کرد:

منتظر   تولد فرزند دوم خود بودیم که این خانه را خریده و به اینجا نقل مکان کردیم   . قیمت بسیار مناسب و البته تعجب آور این خانه باعث شد که بدون درنگ انرا   خریداری کنم . صاحب قبلی علت فروش خانه به این قیمت را مهاجرت خود و   خانواده اش به خارج از کشور ذکر نمود. دلیل انتخاب این محل هم بغیر از قیمت   پائین آن این بود که اولاٌ به محل کار من نزدیک است و ضمناٌ از سر و صدا و   آلودگی تهران هم دور می شدیم . قبلاٌ تصمیم داشتم که این خانه را خراب کنم   و یکی دیگه جای اون بسازم اما همسرم که از اینجا خیلی خوشش آمده بود مانع   اینکار شد . قبل از اینکه من از وقایع غیرطبیعی این خانه مطلع شوم همسر و   فرزند بزرگم وجود یک نیرو یا شاید موجود غیرمرئی را در خانه احساس نموده   بودند.

برای   اینکه از کلیه وقایع و اینکه ابتدا از کجا و به چه دلیل بروز نمودند از   همسر ایشان خواستم تا که تجربیات خود را شرح دهد . او گفت: از همان اولین   روزی که وارد این خانه شدم وقایعی غیرطبیعی شروع به فعالیت نمودند .من   بهمراه اولین فرزندمان برای نظارت بر چگونگی نظافت کارگران آمده بودیم .   هنگامیکه کار ایشان پایان یافت و از خانه خارج شدند ناگهان بوی بسیار   نامطبوعی در فضای خانه استشمام شد . اول فکر کردم که این بو از چاه فاضلاب   است اما با کمال تعجب دریافتم که این بوی ناخوشایند نه از طبقه اول که از   درون اتاق خواب کودکانمان به مشام می رسد .هر چه پنجره ها را باز کردم که   شاید از شر آن خلاص شوم تاثیری نکرد و دقیقه به دقیقه بر شدت ان  افزوده می شد لذا چاره ای نبود و از شدت تاثیر این بو از خانه خارج شدیم. 0(خانه این افراد بصورت دوبلکس می باشد)

این   مسئله را با همسرم در میان گذاشتم و چند روز بعد باتفاق به خانه رفتیم تا   که نسبت به رفع این بو اقدام نمائیم اما کوچکترین اثری از آن نبود .همسرم   فکر می کرد که احتمالاٌ قسمت خرطومی شکل چاه با مشکل مواجه شده و براحتی   قابل رفع می باشد.

به   هر صورت به این خانه نقل مکان کردیم و چند ماه بعد فرزند دوم ما بدنیا آمد   .بخاطر بزرگی خانه تصمیم گرفتیم که برای هریک از فرزندانمان اتاقی جداگانه   را در نظر بگیریم و لذا اتاق نزدیک به اتاق خواب خودمان برای نوزاد آماده   کردیم. دستگاه مانیتور کودکان تازه به بازار آمده بود و برای راحتی هرچه   بیشتر و برای اینکه مدام به بچه سرکشی نکنیم یکی از آنها را تهیه نموده و   در اتاق نوزاد قرار دادیم. اینگونه می توانستیم تا که از لحظه به لحظه   حالات وی آگاه شده و در صورت نیاز خود را به او برسانیم.

یکشب   تازه چشمانم گرم خواب شده بود که ناگهان سرو صدای عجیبی از مانیتور شنیده   شد و بعد صدای گریه کودکمان بگوش رسید .من و همسرم سریعاٌ وارد اتاق وی   شدیم و دیدم که بشدت گریه می کند و هرکاری می کردم از شدت گریه او کاسته   نمی شد. به هر زحمتی که بود بعد از حدود یکساعت او را خواباندم و تا چراغ   اتاق وی را خاموش کرده و از آن خارج شدم صدای افتادن شیئی از درون اتاق   بگوش رسید . بسرعت چراغ را روشن کردم و دیدم میز کوچکی که در گوشه اتاق   نوزاد قرار داشت واژگون شده و وسائل روی آن بر روی زمین ریخته است .میز را   سر جای خود گذاشته و مجدداٌ به محض خاموش کردن چراغ و خارج شدن از اتاق   صدای دیگری بگوش رسید .ایندفعه کمی ترسیدم و همسرم را صدا زدم. اینبار   آویزی که در بالای سر کودکمان قرار داده بودیم از جای درآمده و با اقبال   بلند ما بجای افتادن بر روی صورت کودک بر روی زمین افتاده بود. اطراف اتاق   را گشتیم و همسرم اعتقاد داشت که شاید جریان هوا از داخل کانال کولر باعث   افتادن این آویز شده اما در برابر سئوال من مبنی بر اینکه پس دلیل افتادن   آن میز نسبتاٌ سنگین چه می باشد چاره ای جز سکوت نداشت.

من   بعد از آن شب احساس عجیبی نسبت به خانه پیدا کردم و دقیقاٌ مطمئن بودم که   چیزی بغیر از ما در آن حضور دارد اما از ترس اینکه مبادا با گفتن آن مورد   تمسخر همسرم واقع شده و یا فرزند بزرگترمان را وحشت زده نمایم از بیان آن   خودداری نمودم. همین خودداری از بیان احساس وحشتم باعث شد تا بر شدت ترس من   افزوده شود و این حالت تا به امروز هم وجود دارد .

یکشب   که در اتاق خواب مشغول تماشای برنامه تلویزیون بودیم صدائی عجیب از   مانیتور نوزاد بگوش رسید . کمی دقت کردیم. صدائی مانند خش خش حرکت مار بر   روی خاک یا گیاهان خشک شده . ناگهان فرزندمان چنان جیغی کشید که گوئی این   احساس حقیقت داشته و توسط ماری گزیده شده است . نمی دانم که چطور خودم را   به اتاق او رساندم. طفلک از شدت گریه قرمز شده بود و به خود می پیچید. در   حال رسیدگی به نوزاد بودم که ناگهان پرده اتاق وی از روی دیوار کنده شد و   بر زمین افتاد .اینبار این اتفاق درست در مقابل چشمان ما صورت گرفت و نمی   شد آنرا به هیچ بابتی نسبت داد .با چشمانی گرد شده همدیگر را نگاه می کردیم   که اینبار صدائی از داخل دیوار بگوش رسید.صدائی مانند َآنکه کسی با مشت بر   روی ان می کوبد .همسرم به اتاق پشتی رفت اما هیچ چیزی را که می شد به آن   صدا مرتبط نمود پیدا نکرد . دیگر حاضر نبودم که فرزندم را تنها در آن اتاق   بگذارم و بهمین جهت او را به اتاق خود بردیم .در آنجا بود که احساسم را   برای همسرم توضیح دادم. در کمال تعجب نه تنها با تمسخر وی مواجه نشدم که   خود او اعتراف نمود که هر شب با شنیدن صدائی زمزمه مانند در گوشش از خواب   بیدار شده و دیگر قادر به خواب نمی باشد.

حدود   یک هفته بعد و یکروز صبح در حال نظافت خانه بودم که صدای پارس سگمان از   درون اتاق قبلی نوزاد شنیده شد . بسرعت خود را به آنجا رساندم و دیدم سگ با   وحشت تمام در مقابل درب ایستاده و بسوی چیزی غیر مرئی پارس می کند . سرمای   فوق العاده و غیرطبیعی در اتاق حاکم بود و هر چه فکر می کردم از یافتن   دلیلی قانع کننده برای هوای سرد اتاق ناکام تر می شدم. سگ دست بردار نبود و   با وجود اینکه مرتب او را از اینکار باز می داشتم به پارس کردن ادامه می   داد .در همین حین ناگهان با وحشت هرچه تمام سایه ای سیاهرنگ در مقابل چشمان   من و بر روی دیوار اتاق خواب پدیدار شد و بسرعت از گوشه ای دیگر ناپدید شد   .نمی دانم . شاید باور نمی کردم و یا بهتر بگویم نمی خواستم این واقعه را   باور کنم . تنها به اتاقی که نوزادم در آن خواب بود رفته او را بغل کردم و   از دختر بزرگترم خواستم که سریعاٌٍ لباس پوشیده و به طبقه پائین بیاید .به   محض اینکه او به پائین آمد از خانه خارج شدیم و بدون قفل کردن در یا حتی چک   کردن گاز و لوازم برقی به خانه مادرم رفتیم. از آنجا با همسرم تماس گرفتم و   تمام واقعه را برایش شرح دادم. او از من خواست که همانجا بمانم تا که او   به خانه رفته و بعد از قفل کردن در و چک کردن وسائل به ما ملحق شود.

هنگامیکه   به ما پیوست با تعجب دیدم که از ناحیه بینی دچار مشکلی شده و زیر چشمانش   کبود می باشد .او تعریف کرد که به محض ورود به خانه کلیه لوازم برقی و   گازسوز را خاموش کرده و می خواسته تا که از اتاق خواب وسائل شخصی اش را جمع   آوری نماید که ناگهان درب کمد لباسها بدون علت و با شدت باز و به صورت وی   کوبیده شده است . دیگر مشخص بود که ماندن در خانه کاری بس اشتباه خواهد بود   بهمین علت تصمیم گرفتیم تا که مدتی را نزد والدین من بمانیم .

یکی   از دوستان همسرم پس از شنیدن ایم وقایع به او توصیه نموده بود تا که به   شخصی بنام .... مراجعه نماید و او را فردی متخصص در این امور معرفی نموده   بود .همسرم به آن شخص تلفن زد و همان روز با هم قرار گذاشته و به خانه آمده   بودند . اینجا از همسر این خانم خواستم تا که ادامه ماجرا و مشاهدات خویش   را برایم شرح دهد. او اینگونه سخنان همسرش را ادامه داد:

من   و آن آقابهمراه دو تن از دوستانش به خانه آمدیم . او کیفی بزرگ را بهمراه   آورده و عنوان می کرد که حاوی لوازم مخصوص کارش می باشند. وقتی وارد خانه   شدیم هریک از این افراد به گوشه ای از خانه رفته و بحالت چهارزانو بر روی   زمین نشستند. پس از چند دقیقه از جای بلند شد و به من گفت که نیروهائی منفی   بسیاری در این مکان سکنی دارند و برای خارج نمودن آنها به مدت زمان زیادی   نیاز می باشد . من که چاره ای غیر از موافقت با وی نداشتم رضایتم را اعلام   نموده و قرار شد تا که این افراد چند روزی را در خانه ما سپری نمایند . آن   شخص از من خواست تا که با همسرم تماس گرفته و از او بخواهم تا که بهمراه   بچه ها به ما بپیوندند و دلیل آنرا اینگونه عنوان داشت که شاید علت از خانه   نبوده و این نیروها به یکی از افراد خانواده وابسته می باشند .

عصر   فردای آنروز و پس از اینکه همگی در خانه نشسته بودیم ناگهان صدائی مانند   جر و بحث دو یا چند نفر از اتاق بالا شنیده شد . این صداها بقدری واضح   بودند که حتی می شد برخی از جملات رد و بدل شده میان آنها را تشخیص داد. به   سمت اتاق رفتیم ولی آن شخص اجازه نداد تا که چراغ را روشن نمائیم .به همان   صورت و درتاریکی ایستاده بودیم که ضربه ای کشیده مانند بصورت آن آقا زده   شد و متعاقب آن ضربه ای هم به کمر من وارد شد. اینک که چشمانمان به تاریکی   عادت نموده بود می توانستیم تا که حرکت سایه ها را بر روی دیوارها مشاهده   نمائیم . تعداد این سایه ها بسیار زیاد بود و سرعت حرکت ایشان بسیار بالا.

فرد   متخصص ما را به خارج شدن از اتاق دعوت نمود و پس از خروج از آنجا کیف بزرگ   خود را باز نمود و از درون آن اشیائی فلزی که خطوطی ناخوانا بر روی آنها   نگاشته شده بود از درون آن خارج کرد و خود مجدداٌ وارد اتاق شد . از بیرون   اتاق صدای او را می شنیدیم که با صدای بلند جملاتی را که فکر می کنم به یکی   از زبانهای قدیمی تعلق داشت بر زبان جاری ساخت. حدود 10 دقیقه ای داخل   اتاق بود و بعد از خارج شدن دیدیم که رنگ بر چهره او نمانده است . کمی که   گذشت رو به من کرد و گفت باید از این خانه خارج شوید زیرا که امکان خارج   نمودن این نیروها نزدیک به صفر می باشد و هرچه حضور شما بیشتر شود بر شدت   فعالیت منفی ایشان افزوده تا جائیکه شاید باعث آسیب دیدگی شما و یا   فرزندانتان گردد.

فردای   آنشب همگی ما از خانه خارج شدیم . برای من بسیار سخت بود که آن خانه و   موقعیت خوب آنجا را به این سادگی از دست بدهم لذا با همان دوستی که فرد   متخصص را به من معرفی نموده بود تماس گرفته و از وی پرسیدم که آیا افراد   دیگری را که در این زمینه ها اطلاعات داشته باشند می شناسد یا خیر؟


او از من کمی مهلت خواست و دو روز بعد تلفن شما را به من داد و اکنون در خدمت شما می باشیم.

در طول مدتی که  این   افراد مشاهدات خویش را بیان می نمودند صداهای عجیبی چون کشیده شدن صندلی   بر روی زمین ، کوبیدن مشت بر روی دیوار ، صدای برخورد بشقاب ها و لوازم   آشپزخانه بگوش می رسید و من کماکان از ایشان می واستم تا که به سخنان خود   ادامه داده و هیچ واکنشی نسبت به آنها نداشته باشند . پس از شنیدن سخنان   این زن و شوهر از ایشان اجازه خواستم تا که فردای آنروز برای انجام تحقیقات   و یافتن دلایل بروز این حوادث باتفاق همراهانم به آنجا بروم که مورد   موافقت ایشان قرار گرفت.

باید   اذعان نمایم که در طول مدت کوتاه تحقیقات بر روی این خانه با وقایعی مواجه   شدم که تا قبل از آن برایم ناشناخته بودند . وقایعی که چنان یکی از مدیوم   ها را وحشت زده نموده که در میانه راه از ما جدا شد و هرگز به آن خانه قدم   نگذاشت .........

در   خاتمه باید به مسئله مهمی در رابطه با مسئولیتی که عزیزان شاغل در بنگاه   های املاک و صاحبان خانه ای که قصد فروش ملک و خانه خویش را دارند برعهده   دارند اشاره نمایم. این افراد باید که در صورت آگاهی از بروز پدیده های   غیرطبیعی وجدان خویش را درنظر گرفته و متقاضیان را در جریان آن قرار دهند .   این مسئله از بروز مشکلاتی که می توانند حتی باعث آسیب فیزیکی خریدار و   خانواده وی  شوند جلوگیری خواهد نمود . در قوانین   مدنی کشورهای پیشرفته به اینکه واسطه های فروش و صاحبان اماکن بایست که در   کنار محاسن به مشکلات خصوصاٌ مشکلاتی اینچنینی بپردازند اشاره شده و حتی   بعضی از اوقات در آگهی های فروش می بینیم که دقیقاٌ به این مشکل اشاره می   نمایند زیرا هستند کسانیکه مخصوصاٌ بدنبال چنین خانه هائی می باشند. وجود   قانونی صریح در رابطه با اماکنی که در ترجمه فارسی "تسخیر شده" خوانده می   شوند این امکان را به خریدار می دهد تا که در صورت اطلاع از چنین مشکلاتی   از فروشنده و بنگاه معاملات املاکی که در این معامله دخالت داشته شکایت   نموده و خسارت سنگینی را دریافت نمایند. پس با اطلاع از این مسئله متوجه می   شوید که وجود اینگونه از پدیده های غیرطبیعی تا به چه اندازه واضح و اثبات   شده می باشند.
« آخرين ويرايش: 21 دسامبر 2010، 09:03:37 am توسط رضا - بیل »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

lyd0f8blr

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +2/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 251
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • vwx019
Hengda exposure to sign the Portuguese internation
« پاسخ #2 : 30 آوریل 2016، 01:43:21 pm »

Hengda exposure to sign the Portuguese international playmaker opened 1 million euros a year | Portugal | Qianyao _ Phoenix Sports
< p > Ruben micael,air jordan pas cher, 28 years old, 1.76 metres tall, weighs 70 kilograms, is a Portuguese players, the midfield, field on the main position is attacking midfielder, right footed player, has played in Porto, national, Zaragoza club,louboutin soldes, 25 times and scored 6 goals and 2 assists in the 2014-2015 season Portuguese League, data is not a color. The Portugal international, Ruben micael repeatedly selected the Portugal national team, for the Portuguese national team played 16 times and scored 2 goals. Reuben Mikael and Braga's contract expiration date is not available to the public. Currently, the German football data network media transfer market to Mikael - Reuben marked the assessment worth up to 4 million 500 thousand euros. From the value point of view, the transfer fee will not be too low. Guangzhou Hengda currently array of lack of a like Conca organization attacking midfielder, and Hengda foreign aid Rene recently with Bajia giants Corinthians spread gossip,goyard paris, may in the super secondary transfer period departure, Reuben Mikhail >
< p > recently,hogan outlet, there have been several Portuguese players with Guangzhou Evergrande rumored, of which, including the 2014-2015 season Portuguese League copper boots Rodrigo - Lima and Portuguese silver boots Jonas, two people played in the Portuguese giants Benfica, and the Brazilian players, and Guangzhou Heng Daxin Ren coach Luiz Felipe Scolari Brazilians are,tn femme pas cher, there is no obstacle in language communication. Although Mikael - Reuben is not the Brazilian, but speak Portuguese, the same can be very easy with Hengda coach team in Brazil and Brazil foreign exchange of foreign aid. It is worth mentioning that these players as well as Scolari is a famous agent Mendes customers,scarpe hogan outlet, which is also the introduction of these players Guangzhou Hengda offers convenience. Mendes recently came to China, is trying to sell these players to the Chinese club.
 mentioned in the relevant reports, Mikael - Reuben close to join Scolari's Guangzhou hengda. Reuben - Mikael is very close to the left and went to the Guangzhou Hengda football braga. Guangzhou Hengda willing to pay 1 million euros for Mikael Reuben annual salary. However, the media did not disclose the Guangzhou Hengda for the introduction of Mikael - Reuben to pay the amount of transfer fee and the specific period of time out of the contract. Previously, Ruben micael had with Shijiazhuang Yongchang Super Club rumored, and exposed the Chinese club as he opened the annual salary is 6 times now.
 Portugal media screenshot
< p > Beijing time June 20, according to the Portuguese media "abola.pt reports, Guangzhou Hengda intends to introduce currently plays for Portuguese super Braga, Portugal international midfielder Ruben - Mikhail,scarpe hogan outlet, and Mikhail opened a $100 million euro offer, Mikhail very close alliance and the Guangzhou Evergrande. Mikhail became recently following the Portuguese giants Benfica striker Rodrigo - Lima,tn homme pas cher, Jonas after 3 is located in Guangzhou Hengda efferent scandal in the Portuguese player. Currently, Mikael - Reuben's assessment worth about 4 million 500 thousand euros.
Related Articls:
 
 
   lead : hit with the strength of the film the Great Gatsby, Carrie & middot; Mulligan (Carey Mulligan) of the 1920s style on the fashion sc
 
   Lippi deni
 
   Manzano announced the next ye
 
 
    A new reporter to grab headlines, deal with the fish man snobbish girlfriend. Exposure experience worshiped, do the experiment, being reviled, is captured, the male fish woke up feel world of human selfish to have no room for a big head, the rest of his life to pass? Producer Li Cangdong, director of the five power by using cross species alien black absurd story, accusing people lustrous and dazzling.
خارج شده است

hgsdrt13ser

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 162
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • lmn171
That feeling
« پاسخ #3 : 03 ژوئن 2016، 12:07:21 am »

The HTML template that,hogan outlet.
 how to describe their feelings now? Some are blurred. Once thought,sac goyard pas cher, as long as together,pandora outlet online, I can not,montre guess pas cher, what I need,hogan outlet online, but now,new balance baratas, not only is love,ray ban outlet, and with love and too much I can't say anything.
Related Articles:
 
 
   Ancient Ch
 
   Strawberry
 
   Changzhou Dinosaur Park
 
 
  They wear the same style, and was wearing the extremely tight leggings, whole person looks like an inverted bottle. They smile cannot be folded blast like a firecracker, be bursting with happiness bright and festive colour of the. No matter what kind of person, in this red dominated the season, all of which should be presented with the appropriate mood, whether it is from the subjective or objective point of view.
خارج شده است
 

این صفحه در 0.082 ثانیه 25 نمایش داده شد.