آنچه در باره اعتیاد و مواد مخدر باید بدانیم

انجمن های گفتگوی بهبودی

لطفا برای ورود اینجا و یا برای ثبت نام اینجا را کلیک کنید.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگی را قدر بدان، حرتمش را نگهدار. هیچ چیز مقدس تر از آن نیست، هیچ چیز ملکوتی تر از آن نیست



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: آنچه در باره اعتیاد و مواد مخدر باید بدانیم  (دفعات بازدید: 50992 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

کدام معتادان در ترک اعتياد موفق‌ترند؟                                                                                 خواننده محترمي پرسيده‌اند که چرا برخي معتادان، ترک موفقي دارند و برخي   ديگر دچار عودهاي مکرر مي‌شوند؟ شايد بتوان عوامل موثر در ترک را از   دوجنبه مورد بررسي قرار داد.
  يکي از موارد را بارها شنيده‌ايد و ديگري نگاه خاصي است که از منظر اخلاقي   مي‌تواند در ترک موفق کمک‌کننده باشد. انگيزه و اراده واقعي براي ترک   وابستگي که از تغيير در باورهاي شخص و اشتياق براي رويارويي با مشکلات   زندگي و قبول مسووليت‌هاي خود نشأت گرفته باشد، مي‌تواند نقش بسيار   ارزنده‌اي در تداوم ترک داشته باشد. جنس ماده مصرفي، مدت مصرف و طريقه مصرف   (کشيدن، خوردن، تزريق و...) از عواملي هستند که عمق و شدت وابستگي بيمار   را مشخص مي‌کنند. مثلا ترک ترياک از هروئين آسان‌تر است و مصرف هم‌زمان چند   ماده مي‌تواند نشانه‌اي از دشواري ترک باشد. براي افراد شاغلي که در وضعيت   شغلي خود ثبات دارند، ترک وابستگي به مراتب از افرادي که بيکار هستند،   آسان‌تر است. به همين لحاظ از اولين توصيه‌هاي ما به بيماراني که بيکار   هستند، آن است که حتما براي اشتغال و سرکار رفتن خود اقدام کنند. همچنين   افراد متأهلي که همسرشان از موضوع مصرف آنها اطلاع دارد، به دليل نقش   حمايتي که همسرشان مي‌تواند ايفا کند، از اقدام به ترک خود نتيجه بهتري   مي‌گيرند. حمايت و همدلي همسر و دخالت مثبت او در روند درمان بيمار نقش به   سزايي در موفقيت ترک دارد. نيز افراد تحصيل‌کرده در ترک وابستگي خود   موفق‌تر هستند.
  نگريستن به معضل اعتياد از منظر اخلاقي مي‌تواند کمک‌کننده باشد. مصرف مواد   عيار وجدان آدمي را پايين مي‌آورد. خودخواهي‌ها را توجيه مي‌کند و براي   احساس مسووليت ما تخفيف قائل مي‌شود و کمک مي‌کند تا آنچه را در شرايط   فقدان مصرف آزاردهنده است، با آرامش‌خاطر بپذيريم. خيلي اوقات در افرادي که   ترک‌هاي متعدد اما ناموفق داشته‌اند، اسلوب زندگي و فضاي حاکم بر افکار و   خواسته‌هاي آنهاست که زمينه عود مصرف را فراهم مي‌کند. در هفته آينده باز   هم در اين باره صحبت خواهيم کرد.
 
  هفته نامه سلامت
.
.
.
فريب برخي از مراکز ترک اعتياد را نخوريد                                                                                 بعضي کمپ‌هاي غيرقانوني ترک اعتياد، معتادان را به کام مرگ مي کشانند
   
  فريب برخي از مراکز ترک اعتياد را نخوريد
   
  «ترک‌ اعتياد» بدون درد، بدون عوارض، صد درصد تضميني و زير نظر پزشکان   متخصص» حتما اين آگهي‌هاي رنگين و فريبنده را ديده‌ايد. تعداد اين آگهي‌ها   آن‌قدر زياد است که فقط کافي است صفحات مجلات خانوادگي را ورق بزنيد و يا   چند دقيقه‌اي در اينترنت گشت بزنيد. اما همه اين آگهي‌ها واقعي و قانوني   نيستند و بسياري از آنها توسط افرادي سودجو اداره مي‌شوند. پيش از اين رييس   سازمان بهزيستي کشور اعلام کرده بود تاکنون تعداد زيادي از کمپ‌هاي   غيرقانوني ترک اعتياد تعطيل شده‌اند و اين در حالي است که هنوز تعداد   کمپ‌هاي غيرمجاز چشم‌گير است. همچنين فرمانده انتظامي تهران بزرگ هم با   بيان اينکه 90 درصد کمپ‌هاي استان تهران فاقد مجوز هستند، به مراکز و   تشکل‌هاي غيرمجاز سه ماه فرصت داده تا براي دريافت مجوز از بهزيستي اقدام   کنند. شواهد امر نشان مي‌دهد تعداد کمپ‌هاي غيرقانوني ترک اعتياد در حال   افزايش است و معتاداني که با هدف ترک به آنها مراجعه مي‌کنند، با محيطي   ناسالم و غيرعلمي مواجه مي‌شوند که نه تنها بهبود نمي‌يابند بلکه حتي گاهي   به انواع بيماري‌هاي خطرناک نيز مبتلا مي‌شوند.
   
 
  آمار دقيقي از تعداد معتاداني که به اين کمپ‌ها براي ترک اعتيادشان مراجعه   مي‌کنند، در دست نيست اما موضوع تأسف‌بار اين است که در ماه‌هاي گذشته   تعدادي از معتادان در اين کمپ‌ها جان خود را از دست داده‌اند. در 26 مهر   ماه سال جاري پدر جواني به نام احمد که معتاد به شيشه بوده است، با مسوولان   کمپ .... تماس مي‌گيرد و اطلاع مي‌دهد که براي بردن پسرش به کمپ اقدام   کنند. نيم ساعت بعد چهار مرد جلوي در خانه آنها حاضر مي‌شوند. پدر احمد با   امضاي يک رضايتنامه به آنها مي‌گويد، پسرم حاضر نيست به کمپ بيايد. يکي از   چهار مرد جواب مي‌دهد ما به زور مي‌بريمش! چند ثانيه بعد آن چهار مرد وارد   منزل احمد مي‌شوند و با زور و ضرب و جرح او را داخل پرايد نقره‌اي   مي‌اندازند. در طول مسير هم براي اينکه احمد آرام بگيرد، مدام او را کتک   مي‌زنند. مسوول کمپ با ديدن بدن سرد احمد تصور مي‌کند به دليل نکشيدن مواد   بي‌حال شده ولي هنگامي که او را به درمانگاه مي‌رسانند، کادر پزشکي   درمانگاه مي‌گويد احمد دو ساعت پيش بر اثر شکستگي سر و شدت خون‌ريزي فوت   کرده است...
   
  - 10 آبان سال جاري مسوولان يک کمپ ترک اعتياد در شهرستان ..... با نيروي   انتظامي تماس مي‌گيرند و از کشته شدن جوان 28 ساله‌اي به نام بهروز در کمپ   خود خبر مي‌‌دهند. ماموران پليس در محل حاضر مي‌شوند و با مشاهده آثار ضرب و   جرح جسد، تحقيق در اين زمينه را آغاز مي‌کنند. گزارش پزشکي قانوني اعلام   مي‌کند بهروز به دليل شدت ضرب و جرح با جسم سخت به قتل رسيده است. رييس   پليس اين شهرستان گفته است: «در آغاز تحقيقات ميداني از شاهداني که در کمپ   بستري بودند، معلوم شد فرد فوت شده همان روز حادثه در کمپ پذيرش شده است و   به علت اعتياد شديد به موادمخدر (شيشه) دچار توهم بوده و با صداي بلند با   خودش حرف مي‌زد. مسوول کمپ به وي تذکر داد ولي وي شروع به فرياد زدن کرد.»   با جمع‌بندي اطلاعات مشخص شد مسوول کمپ با کمک همکاران خود جوان معتاد را   به داخل سالن منتقل و پس از بستن دست و پاي او، با چوب ضرباتي را به وي   وارد کرده که پس از 10 دقيقه بهروز جان خود را از دست داده است...
   
  ترک اعتياد با شکنجه
   
  اين مراکز چه شيوه‌اي را براي ترک دادن افراد معتاد به کار مي‌برند؛ سوالي است که از والدين يکي از مراجعان به اين مراکز پرسيدم.
   
  آقاي .... گفت: «پسرم مواد مخدر شيشه مصرف مي‌کرد و ما آگهي اين مرکز ترک   اعتياد را در يک مجله ديديم و زنگ زديم و قرار شد بچه‌مان را ببريم آنجا که   مکانش در فرمانيه بود. به ما گفتند فرزندتان در يک دوره 21 روزه اعتياد را   کنار خواهد گذاشت.» مي‌پرسم هزينه اين 21 روز چه‌قدر است مي‌گويد: «اول از   ما 250 هزار تومان پول گرفتند و طي اين مدت هم حق نداشتم پسرم را ببينم،   فقط با ما تماس مي‌گرفتند که برايش لباس بياوريد و اينکه پسرتان براي خريد   از بوفه نياز به پول دارد.» وي ادامه داد: «مجددا با ما تماس گرفتند که   پسرتان حالش وخيم است و براي ادامه درمان پول نياز داريم و ما هم از همه جا   بي‌خبر باز هم پول داديم. وقتي دوره 21 روزه تمام شد، پسرم به خانه برگشت   اما حالت عادي نداشت و مي‌گفت او را در استخر آب يخ مي‌انداختند و کتک‌اش   مي‌زدند و تنها غذايي که به آنها مي‌دادند عدس‌پخته و يا لپه پخته بوده   است. اول باورمان نشد اما وقتي آثار زخم‌هاي چرک کرده را در بدنش ديديم،   متوجه شديم که از دکتر و دوا هم خبري نيست!»
   
  چند روزي که از آمدن پسرم گذشت، در نيمه شب چند نفر از مسوولان کمپ به منزل   ما مراجعه کردند و با هزار جور ترفند، گفتند که اين بچه دوباره شيشه مصرف   کرده است و بايد به مرکز ترک اعتياد بيايد و با کتک‌کاري او را به کمپ   بردند و دوباره روز از نو...
   
  آگهي‌هاي فريبنده اما دروغين
   
  گوشي تلفن را برمي‌دارم و به يکي از کمپ‌هاي ترک اعتياد که آگهي آن در مجله   درج شده زنگ مي‌زنم. ‌آقاي جواني پشت خط مي‌پرسد فرد معتاد چه نسبتي با   شما دارد؟ مي‌گويم برادر 22 ساله‌ام معتاد به کراک است. بدون معطلي   مي‌پرسد: خودش براي ترک مي‌آيد يا بايد خودمان ببريمش؟ مي‌گويم نه خودش   مايل نيست ترک کند مي‌گويد: مانعي ندارد ما ساعت 12 تا 1 نيمه شب در عرض 5   دقيقه مي‌بريمش، جوري که هيچ‌کس متوجه نمي‌شود. مي‌پرسم چه‌قدر پول   مي‌گيريد. مي‌گويد: 210 هزار تومان براي دوره 21 روزه ترک اعتياد. حرف‌اش   را قطع مي‌کنم و مي‌پرسم در اين مدت چه اقداماتي انجام مي‌دهيد؟ مرد جوان   توضيح مي‌دهد در 4 تا 5 روز اول فرد معتاد، مواد از بدن‌اش مي‌رود و بقيه   دوره ما جلساتي که حالت بازپروري دارد، براي آنها مي‌گذاريم. مي‌پرسم براي   خانواده معتادان هم جلسه داريد؟ پاسخ مي‌دهد: بستگي به خانواده دارد، بايد   ببينيم وضعيت‌اش چگونه است، گاهي اوقات معتادان بعضي بيماري‌هايي مثل   افسردگي را به خانواده‌شان منتقل مي‌کنند و آنها هم بيمار مي‌شوند، در آن   صورت شايد جلساتي براي آنها داشته باشيم! از تعجب دهان‌ام باز مانده بود،   مگر افسردگي هم واگير دارد؟! پرسش‌هايم را ادامه مي‌‌دهم و مي‌گويم: برادر   من چند بار خودزني کرده است. آيا شما پزشکي داريد که به دادش برسد؟ حرفم را   قطع مي‌کند و مي‌گويد خيال‌تان راحت اينجا وسيله خودزني وجود ندارد، همه   بشقاب‌هاي ما ملامين است و قاشق‌ها هم جوري است که کسي نمي‌تواند خودزني   کند.
   
  سوال آخر را مي‌پرسم: آقا اميدي هست که برادرم خوب شود؟ مي‌خندد و مي‌گويد:   بستگي به خودش دارد، در ضمن ما معتاداني داشتيم که مثل برادر شما کراک   مصرف مي‌کردند و الان 4 سال است که پاک‌ پاک هستند و...
   
  درمان سرپايي را دست‌کم نگيريد
   
  شايد دليل مراجعه خانواده معتادان به کمپ‌هاي ترک اعتياد که تعداد زيادي از   آنها غيرقانوني هستند و شرايط مناسبي ندارند، نااميد شدن از درمان‌هاي   ديگر براي ترک اعتياد فرزندشان است. دکتر آذرخش مکري، معاون آموزشي مرکز   ملي مطالعات اعتياد هم، همين نظر را دارد و مي‌گويد: «بسياري از افراد فکر   مي‌کنند روش سرپايي جواب نمي‌دهد و مستأصل مي‌شوند و تصميم مي‌گيرند، فرد   معتاد را بستري کنند.» دکتر مکري، به باور غلطي که در بسياري از خانواده‌ها   وجود دارد، اشاره مي‌کند: «اگر فرزندشان را در محيطي بستري کنند و در همه   چيز را به روي او ببندد، حتما اعتيادش را ترک مي‌کند، در صورتي که اين تفکر   اشتباهي است.» وي به هزينه سنگين مراکز درماني هم اشاره مي‌کند: «حتي   ارزان‌ترين بيمارستان‌ها هم هزينه زيادي براي بستري فرد معتاد مي‌گيرند و   بسياري از بيمارستان‌هاي دولتي هم فردي که مواد مصرف مي‌کند را پذيرش   نمي‌کنند، در عين حال ما بررسي کرديم در بيمارستان‌هاي خصوصي هم هزينه   بستري از 100 هزار تومان به بالا خواهد شد، بنابراين اگر فرد معتاد بخواهد   سه ماه در بخش خصوصي بستري شود، بايد ده‌ها ميليون‌ هزينه کند.» وي ادامه   مي‌دهد: «از طرف ديگر نيازي نيست فرد معتاد در محيط بيمارستان باشد چون   محيطي که معتاد به آن نيازمند است، محيطي سالم و به دور از مصرف مواد است.»
   
  دکتر مکري اعتقاد دارد مشکل فقط با دادن مجوز به مراکزي حل مي‌شود که   قصدشان درمان معتادان است ولي نبايد استانداردهاي بيمارستاني را داشته   باشدکه متاسفانه چنين قانوني فعلا وجود ندارد. دکتر مکري خاطرنشان مي‌کند:   «بايد مراکز اقامتي معتادان طراحي شود تا عده‌اي ناچار نباشند فرد معتاد را   به کمپ‌هاي غيرقانوني ترک‌اعتياد ببرند.»
   
  اما يک مرکز ايده‌آل اقامتي براي معتادان بايد داراي چه شرايطي باشد؟ دکتر   مکري پاسخ مي‌دهد: «مسوولان کمپ بايد اوقات روز معتادان را با فعاليت‌هاي   آرام‌بخش، لذت‌بخش و فعاليت‌هاي روان‌درماني پر کنند. احتياج به خدمات   بيمارستاني مثل اتاق عمل و تخت‌هاي آي‌سي‌يو و ... نيست و بيشتر بايد يک   مرکز اقامتي باشد که ظاهرش شبيه يک اردوگاه تفريحي است.»
   
  همچنين دکتر مکري درباره نحوه تجويز داروهاي گوناگون در اين مراکز تاکيد   مي‌کند: «قانون کلي آن است که تنها داروهاي خوراکي و آن هم گروهي که احتياج   به مراقبت‌هاي ويژه بيمارستاني ندارند، مورد استفاده قرار گيرد، بنابراين   تجويز داروهاي تزريقي و نيز داروهاي خوراکي حساس در اين مراکز هيچ جايگاهي   ندارد.»
   
  دکتر مکري به خانواده‌ها و کساني که در پي درمان اعتياد هستند، توصيه دارد   که از درمان سرپايي سريع نااميد نشويد چون مراکزي که فعاليت غيرقانوني   انجام مي‌دهند کمکي به شما نخواهند کرد.
   
  لطفا اعتماد نکنيد
   
  مسووليت دادن مجوز به مراکز ترک اعتياد بر عهده سازمان بهزيستي است و   هم‌اکنون بر طبق ضوابط خاصي به افرادي که شرايط لازم براي اين امر را داشته   باشند، مجوز داده مي‌شود. يکي از کارشناسان سازمان بهزيستي در گفتگو با   سلامت اعلام مي‌کند: به افرادي که براي راه‌اندازي کمپ‌هاي ترک اعتياد به   بهزيستي مراجعه مي‌کنند، شرايط لازم را اعلام مي‌کنيم و نوعي مجوز اوليه به   آنها مي‌دهيم. اما اين به معناي آن نيست که فعاليت آنها قانوني است. وي   توضيح مي‌دهد: تنها مراکزي که پروانه فعاليت دارند و کليه شرايط و مدارکي   را که مدنظر بهزيستي است فراهم کرده‌اند، قانوني هستند. وي هشدار داد: اين   قبيل کمپ‌ها غيرقانوني هستند و ما کمپ اجباري نداريم چون اين مراکز علمي   نيستند و نمي‌توانند در زمينه ترک اعتياد به شما کمک کنند. اما دکتر صابري   زفرقندي، مديرکل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت هم در   اين زمينه توصيه‌هاي مهمي به خانواده‌ها و اطرافيان افراد معتاد دارد. او   در گفتگو با سلامتيران مي‌گويد: «افرادي که به دنبال خدمات ترک اعتياد   هستند، به مراکز مجاز و قانوني مراجعه کنند تا هم خدمات مناسب به آنها   ارايه شود و هم امکان نظارت مراجع قانوني بر فعاليت آنها وجود داشته باشد.   دکتر صابري متذکر مي‌شود: «مراکزي قانوني هستند که اولا تابلوي مشخص داشته   باشند و ثانيا مجوز خود را در دفترکار خود نصب کرده باشند. همچنين مراکز   درماني، مراکز کاهش آسيب و مراکز tc مراکز قانوني هستند و هر مرکزي غير از   اين موارد خصوصا مراکزي که ادعاهاي دروغين دارند، غيرقانوني هستند.»
.
.
.


اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

فريب برخي از مراکز ترک اعتياد را نخوريد                                                                                 فريب برخي از مراکز ترک اعتياد را نخوريد
 
  «ترک‌ اعتياد» بدون درد، بدون عوارض، صد درصد تضميني و زير نظر پزشکان   متخصص» حتما اين آگهي‌هاي رنگين و فريبنده را ديده‌ايد. تعداد اين آگهي‌ها   آن‌قدر زياد است که فقط کافي است صفحات مجلات خانوادگي را ورق بزنيد و يا   چند دقيقه‌اي در اينترنت گشت بزنيد. اما همه اين آگهي‌ها واقعي و قانوني   نيستند و بسياري از آنها توسط افرادي سودجو اداره مي‌شوند. پيش از اين رييس   سازمان بهزيستي کشور اعلام کرده بود تاکنون تعداد زيادي از کمپ‌هاي   غيرقانوني ترک اعتياد تعطيل شده‌اند و اين در حالي است که هنوز تعداد   کمپ‌هاي غيرمجاز چشم‌گير است. همچنين فرمانده انتظامي تهران بزرگ هم با   بيان اينکه 90 درصد کمپ‌هاي استان تهران فاقد مجوز هستند، به مراکز و   تشکل‌هاي غيرمجاز سه ماه فرصت داده تا براي دريافت مجوز از بهزيستي اقدام   کنند. شواهد امر نشان مي‌دهد تعداد کمپ‌هاي غيرقانوني ترک اعتياد در حال   افزايش است و معتاداني که با هدف ترک به آنها مراجعه مي‌کنند، با محيطي   ناسالم و غيرعلمي مواجه مي‌شوند که نه تنها بهبود نمي‌يابند بلکه حتي گاهي   به انواع بيماري‌هاي خطرناک نيز مبتلا مي‌شوند.
   
 
  آمار دقيقي از تعداد معتاداني که به اين کمپ‌ها براي ترک اعتيادشان مراجعه   مي‌کنند، در دست نيست اما موضوع تأسف‌بار اين است که در ماه‌هاي گذشته   تعدادي از معتادان در اين کمپ‌ها جان خود را از دست داده‌اند. در 26 مهر   ماه سال جاري پدر جواني به نام احمد که معتاد به شيشه بوده است، با مسوولان   کمپ .... تماس مي‌گيرد و اطلاع مي‌دهد که براي بردن پسرش به کمپ اقدام   کنند. نيم ساعت بعد چهار مرد جلوي در خانه آنها حاضر مي‌شوند. پدر احمد با   امضاي يک رضايتنامه به آنها مي‌گويد، پسرم حاضر نيست به کمپ بيايد. يکي از   چهار مرد جواب مي‌دهد ما به زور مي‌بريمش! چند ثانيه بعد آن چهار مرد وارد   منزل احمد مي‌شوند و با زور و ضرب و جرح او را داخل پرايد نقره‌اي   مي‌اندازند. در طول مسير هم براي اينکه احمد آرام بگيرد، مدام او را کتک   مي‌زنند. مسوول کمپ با ديدن بدن سرد احمد تصور مي‌کند به دليل نکشيدن مواد   بي‌حال شده ولي هنگامي که او را به درمانگاه مي‌رسانند، کادر پزشکي   درمانگاه مي‌گويد احمد دو ساعت پيش بر اثر شکستگي سر و شدت خون‌ريزي فوت   کرده است...
   
  - 10 آبان سال جاري مسوولان يک کمپ ترک اعتياد در شهرستان ..... با نيروي   انتظامي تماس مي‌گيرند و از کشته شدن جوان 28 ساله‌اي به نام بهروز در کمپ   خود خبر مي‌‌دهند. ماموران پليس در محل حاضر مي‌شوند و با مشاهده آثار ضرب و   جرح جسد، تحقيق در اين زمينه را آغاز مي‌کنند. گزارش پزشکي قانوني اعلام   مي‌کند بهروز به دليل شدت ضرب و جرح با جسم سخت به قتل رسيده است. رييس   پليس اين شهرستان گفته است: «در آغاز تحقيقات ميداني از شاهداني که در کمپ   بستري بودند، معلوم شد فرد فوت شده همان روز حادثه در کمپ پذيرش شده است و   به علت اعتياد شديد به موادمخدر (شيشه) دچار توهم بوده و با صداي بلند با   خودش حرف مي‌زد. مسوول کمپ به وي تذکر داد ولي وي شروع به فرياد زدن کرد.»   با جمع‌بندي اطلاعات مشخص شد مسوول کمپ با کمک همکاران خود جوان معتاد را   به داخل سالن منتقل و پس از بستن دست و پاي او، با چوب ضرباتي را به وي   وارد کرده که پس از 10 دقيقه بهروز جان خود را از دست داده است...
   
  ترک اعتياد با شکنجه
   
  اين مراکز چه شيوه‌اي را براي ترک دادن افراد معتاد به کار مي‌برند؛ سوالي است که از والدين يکي از مراجعان به اين مراکز پرسيدم.
   
  آقاي .... گفت: «پسرم مواد مخدر شيشه مصرف مي‌کرد و ما آگهي اين مرکز ترک   اعتياد را در يک مجله ديديم و زنگ زديم و قرار شد بچه‌مان را ببريم آنجا که   مکانش در فرمانيه بود. به ما گفتند فرزندتان در يک دوره 21 روزه اعتياد را   کنار خواهد گذاشت.» مي‌پرسم هزينه اين 21 روز چه‌قدر است مي‌گويد: «اول از   ما 250 هزار تومان پول گرفتند و طي اين مدت هم حق نداشتم پسرم را ببينم،   فقط با ما تماس مي‌گرفتند که برايش لباس بياوريد و اينکه پسرتان براي خريد   از بوفه نياز به پول دارد.» وي ادامه داد: «مجددا با ما تماس گرفتند که   پسرتان حالش وخيم است و براي ادامه درمان پول نياز داريم و ما هم از همه جا   بي‌خبر باز هم پول داديم. وقتي دوره 21 روزه تمام شد، پسرم به خانه برگشت   اما حالت عادي نداشت و مي‌گفت او را در استخر آب يخ مي‌انداختند و کتک‌اش   مي‌زدند و تنها غذايي که به آنها مي‌دادند عدس‌پخته و يا لپه پخته بوده   است. اول باورمان نشد اما وقتي آثار زخم‌هاي چرک کرده را در بدنش ديديم،   متوجه شديم که از دکتر و دوا هم خبري نيست!»
   
  چند روزي که از آمدن پسرم گذشت، در نيمه شب چند نفر از مسوولان کمپ به منزل   ما مراجعه کردند و با هزار جور ترفند، گفتند که اين بچه دوباره شيشه مصرف   کرده است و بايد به مرکز ترک اعتياد بيايد و با کتک‌کاري او را به کمپ   بردند و دوباره روز از نو...
   
  آگهي‌هاي فريبنده اما دروغين
   
  گوشي تلفن را برمي‌دارم و به يکي از کمپ‌هاي ترک اعتياد که آگهي آن در مجله   درج شده زنگ مي‌زنم. ‌آقاي جواني پشت خط مي‌پرسد فرد معتاد چه نسبتي با   شما دارد؟ مي‌گويم برادر 22 ساله‌ام معتاد به کراک است. بدون معطلي   مي‌پرسد: خودش براي ترک مي‌آيد يا بايد خودمان ببريمش؟ مي‌گويم نه خودش   مايل نيست ترک کند مي‌گويد: مانعي ندارد ما ساعت 12 تا 1 نيمه شب در عرض 5   دقيقه مي‌بريمش، جوري که هيچ‌کس متوجه نمي‌شود. مي‌پرسم چه‌قدر پول   مي‌گيريد. مي‌گويد: 210 هزار تومان براي دوره 21 روزه ترک اعتياد. حرف‌اش   را قطع مي‌کنم و مي‌پرسم در اين مدت چه اقداماتي انجام مي‌دهيد؟ مرد جوان   توضيح مي‌دهد در 4 تا 5 روز اول فرد معتاد، مواد از بدن‌اش مي‌رود و بقيه   دوره ما جلساتي که حالت بازپروري دارد، براي آنها مي‌گذاريم. مي‌پرسم براي   خانواده معتادان هم جلسه داريد؟ پاسخ مي‌دهد: بستگي به خانواده دارد، بايد   ببينيم وضعيت‌اش چگونه است، گاهي اوقات معتادان بعضي بيماري‌هايي مثل   افسردگي را به خانواده‌شان منتقل مي‌کنند و آنها هم بيمار مي‌شوند، در آن   صورت شايد جلساتي براي آنها داشته باشيم! از تعجب دهان‌ام باز مانده بود،   مگر افسردگي هم واگير دارد؟! پرسش‌هايم را ادامه مي‌‌دهم و مي‌گويم: برادر   من چند بار خودزني کرده است. آيا شما پزشکي داريد که به دادش برسد؟ حرفم را   قطع مي‌کند و مي‌گويد خيال‌تان راحت اينجا وسيله خودزني وجود ندارد، همه   بشقاب‌هاي ما ملامين است و قاشق‌ها هم جوري است که کسي نمي‌تواند خودزني   کند.
   
  سوال آخر را مي‌پرسم: آقا اميدي هست که برادرم خوب شود؟ مي‌خندد و مي‌گويد:   بستگي به خودش دارد، در ضمن ما معتاداني داشتيم که مثل برادر شما کراک   مصرف مي‌کردند و الان 4 سال است که پاک‌ پاک هستند و...
   
  درمان سرپايي را دست‌کم نگيريد
   
  شايد دليل مراجعه خانواده معتادان به کمپ‌هاي ترک اعتياد که تعداد زيادي از   آنها غيرقانوني هستند و شرايط مناسبي ندارند، نااميد شدن از درمان‌هاي   ديگر براي ترک اعتياد فرزندشان است. دکتر آذرخش مکري، معاون آموزشي مرکز   ملي مطالعات اعتياد هم، همين نظر را دارد و مي‌گويد: «بسياري از افراد فکر   مي‌کنند روش سرپايي جواب نمي‌دهد و مستأصل مي‌شوند و تصميم مي‌گيرند، فرد   معتاد را بستري کنند.» دکتر مکري، به باور غلطي که در بسياري از خانواده‌ها   وجود دارد، اشاره مي‌کند: «اگر فرزندشان را در محيطي بستري کنند و در همه   چيز را به روي او ببندد، حتما اعتيادش را ترک مي‌کند، در صورتي که اين تفکر   اشتباهي است.» وي به هزينه سنگين مراکز درماني هم اشاره مي‌کند: «حتي   ارزان‌ترين بيمارستان‌ها هم هزينه زيادي براي بستري فرد معتاد مي‌گيرند و   بسياري از بيمارستان‌هاي دولتي هم فردي که مواد مصرف مي‌کند را پذيرش   نمي‌کنند، در عين حال ما بررسي کرديم در بيمارستان‌هاي خصوصي هم هزينه   بستري از 100 هزار تومان به بالا خواهد شد، بنابراين اگر فرد معتاد بخواهد   سه ماه در بخش خصوصي بستري شود، بايد ده‌ها ميليون‌ هزينه کند.» وي ادامه   مي‌دهد: «از طرف ديگر نيازي نيست فرد معتاد در محيط بيمارستان باشد چون   محيطي که معتاد به آن نيازمند است، محيطي سالم و به دور از مصرف مواد است.»
   
  دکتر مکري اعتقاد دارد مشکل فقط با دادن مجوز به مراکزي حل مي‌شود که   قصدشان درمان معتادان است ولي نبايد استانداردهاي بيمارستاني را داشته   باشدکه متاسفانه چنين قانوني فعلا وجود ندارد. دکتر مکري خاطرنشان مي‌کند:   «بايد مراکز اقامتي معتادان طراحي شود تا عده‌اي ناچار نباشند فرد معتاد را   به کمپ‌هاي غيرقانوني ترک‌اعتياد ببرند.»
   
  اما يک مرکز ايده‌آل اقامتي براي معتادان بايد داراي چه شرايطي باشد؟ دکتر   مکري پاسخ مي‌دهد: «مسوولان کمپ بايد اوقات روز معتادان را با فعاليت‌هاي   آرام‌بخش، لذت‌بخش و فعاليت‌هاي روان‌درماني پر کنند. احتياج به خدمات   بيمارستاني مثل اتاق عمل و تخت‌هاي آي‌سي‌يو و ... نيست و بيشتر بايد يک   مرکز اقامتي باشد که ظاهرش شبيه يک اردوگاه تفريحي است.»
   
  همچنين دکتر مکري درباره نحوه تجويز داروهاي گوناگون در اين مراکز تاکيد   مي‌کند: «قانون کلي آن است که تنها داروهاي خوراکي و آن هم گروهي که احتياج   به مراقبت‌هاي ويژه بيمارستاني ندارند، مورد استفاده قرار گيرد، بنابراين   تجويز داروهاي تزريقي و نيز داروهاي خوراکي حساس در اين مراکز هيچ جايگاهي   ندارد.»
   
  دکتر مکري به خانواده‌ها و کساني که در پي درمان اعتياد هستند، توصيه دارد   که از درمان سرپايي سريع نااميد نشويد چون مراکزي که فعاليت غيرقانوني   انجام مي‌دهند کمکي به شما نخواهند کرد.
   
  لطفا اعتماد نکنيد
   
  مسووليت دادن مجوز به مراکز ترک اعتياد بر عهده سازمان بهزيستي است و   هم‌اکنون بر طبق ضوابط خاصي به افرادي که شرايط لازم براي اين امر را داشته   باشند، مجوز داده مي‌شود. يکي از کارشناسان سازمان بهزيستي در گفتگو با   سلامت اعلام مي‌کند: به افرادي که براي راه‌اندازي کمپ‌هاي ترک اعتياد به   بهزيستي مراجعه مي‌کنند، شرايط لازم را اعلام مي‌کنيم و نوعي مجوز اوليه به   آنها مي‌دهيم. اما اين به معناي آن نيست که فعاليت آنها قانوني است. وي   توضيح مي‌دهد: تنها مراکزي که پروانه فعاليت دارند و کليه شرايط و مدارکي   را که مدنظر بهزيستي است فراهم کرده‌اند، قانوني هستند. وي هشدار داد: اين   قبيل کمپ‌ها غيرقانوني هستند و ما کمپ اجباري نداريم چون اين مراکز علمي   نيستند و نمي‌توانند در زمينه ترک اعتياد به شما کمک کنند. اما دکتر صابري   زفرقندي، مديرکل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت هم در   اين زمينه توصيه‌هاي مهمي به خانواده‌ها و اطرافيان افراد معتاد دارد. او   در گفتگو با سلامتيران مي‌گويد: «افرادي که به دنبال خدمات ترک اعتياد   هستند، به مراکز مجاز و قانوني مراجعه کنند تا هم خدمات مناسب به آنها   ارايه شود و هم امکان نظارت مراجع قانوني بر فعاليت آنها وجود داشته باشد.   دکتر صابري متذکر مي‌شود: «مراکزي قانوني هستند که اولا تابلوي مشخص داشته   باشند و ثانيا مجوز خود را در دفترکار خود نصب کرده باشند. همچنين مراکز   درماني، مراکز کاهش آسيب و مراکز tc مراکز قانوني هستند و هر مرکزي غير از   اين موارد خصوصا مراکزي که ادعاهاي دروغين دارند، غيرقانوني هستند.»
.
.
.
حق با شماست . از موقعی که چه مردان و چه زنان معتاد  وارد برنامه ترک   اعتیاد به روش متادون درمانی می شوند( که سابقه 30 ساله داره)  دچار   اختلالات جنسی می شوند( بحث اختلالات جنسی معتادان  مطلب دیگری هست).   داروهائی که در کنار متادون استفاده می شود ممکنه باعث بروز مشکلات جنسی   بشوند.اگر اینطور باشه
  پزشکتان می تواند با تغییراتی در داروهای مصرفی تا حدی بر این مشکل غلبه   کند. بنا براین حتما این مشکل را با مراقب درمانی خودتون مطرح کنید
 
  میل جنسی مردان کم میشه و قدرت نعوظ و حفظ آن را از دست می دهند.زنان هم   دچار قائدگی نامنظم میشن یا اصلا قائده نمیشن.توان باروری آنها کم میشه.   درد موقع دخول پیدا می کنن. انزال زودرس در مردان رخ می دهد
 
  ولی با ادامه درمان صحیح متادون تراپی کل وضع بدن بهتر میشه.مسائل جنسی را   هم شامل میشود.بتدریج هورمونهای جنسی به حالت عادی بر میگردن . تمایل به   مقاربت برمیگرده و اختلال جنسی کمتر میشن.ضمن اینکه تمام داروها و روشهای   درمانی که برای  حالت های معمول استفاده می شود برای این افراد هم قابل   استفاده کرد که پزشک ناظر بر درمان متادون اگر صلاح بداند می تواند استفاده   کند.
 
  مسئله مهم در این افراد احساسات جنسی هست که یک مقدار کمرنگ شده و باید   تقویت بشه. منظور اینکه روابط صمیمانه تری با شریک جنسی باید داشته باشن و    مدت بیشتری معاشقه کنند و تماس بدنی جنسی ( بدون دخول ) داشته باشند و به   اصلاح همدیگرو بیشتر تحریک کنند
 
  مطرح کردن این مسئله در  اجتماعات مشترک این بیماران ( گروه درمانی ) کمک موثری هست
 
  هیچ داروئی رت بدون مشورت با پزشکتون یا مراقب درمانی خودتون استفاده نکنید... مثل کوکائین , هروئین , الکل , داروهای گیاهی و غیره
 
  صبور باشد... سالها استفاده از مواد مخدر سیستم بدن شما را بهم ریخته است و خوب درست کردنش هم راحت و سریع نخواهد بود
 
  قطع کردن روش متادون تراپی مشکلات جنسی شما را رفع نخواهد کرد و یا روابط شما را با شریک جنسی تان بهبود نخواهد بخشید
.
.
.

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

من توانستم... شما هم می‌توانید!                                                                                 برای فردی که به قدرت افیون زنده است، نبود افیون، مرگ نیست بلکه روزی   هزاربار مردن و زنده‌شدن است و من این‌بار تصمیم گرفتم روزی هزاربار بمیرم.
   
  ▪ من توانستم... شما هم می‌توانید!
   
  می‌توان رشته‌ی این چنگ گسست
   
  می‌توان کاسه‌ی آن تار شکست
   
  می‌توان فرمان داد:
   
  هان، ای طبل گران زین، پس خاموش بمان
   
  به چکاوک اما، نتوان گفت‌‌ مخوان‌! «فریدون مشیری»
   
  این روزها نوشتن برایم سخت شده، شاید چون می‌دانم زمان خوانده‌شدنم   فرارسیده و من همیشه از خوانده‌شدن، وحشت داشته‌ام نه از خوانده‌شدن که از   برملا شدن اما گویا این زمان لازم است که من برملا شوم تا بشکنم شاید   بتوانم دوباره بسازم‌ این بنایی را که از ابتدا کج ساخته بودم. قرار بود از   خودم بنویسم، از سختی راه، از همان خشت اول که کج نهادیم و تا ثریا رفتیم‌   اما هرچه کردم نشد، هرچه نوشتم، سخت تکراری بود و یکنواخت، آن‌قدر که خودم   هم حوصله‌ی تمام کردنش را نداشتم. نوشتن از سختی‌ها، سخت می‌شود وقتی   بدانی همه تجربه‌اش کرده‌اند، وقتی بدانی هر فرد به اندازه‌ی وسع خود، سهمی   از آن برده است و در این میان، وسع‌ تو هم بسیار ناچیز بوده است. این بود   که از خودم گذشتم تا به اقیانوس برسم.
   
  به‌راستی هم انگار سال‌ها گذشته است از آن روزها، انگار هرگز مال من   نبوده‌اند و من فقط بخشی از یک کتاب را خوانده‌ام. چه‌طور ممکن بود من که   آن همه می‌نالیدم به نمی‌دانم‌هایم، آن‌چنان اسیر می‌دانم‌ها شوم؟ من که   آن‌قدر بیزار بودم از روزمَرگی‌ها، اسیر دست تکرارها شوم، من که آن همه   می‌نالیدم از وجودم، من که خود را دردانه‌ی کائنات می‌پنداشتم، این همه   کوچک و خوار شوم؟
   
  اما نه، چه کسی بهتر از من می‌داند که «من» چگونه من را نابود کرد. من از   همان آغاز، چوب بدفهمی‌هایم را خوردم. من فراموش کرده بودم که واژه‌ها،   تنها رختی بر تن مفاهیم‌اند، من فراموش کرده بودم که ما انسان‌های «چون که   زیرا» آن‌قدر درپی دلیل‌ها و استدلال‌ها شده‌ایم که یادمان رفته مفاهیم،   قبل از ما و قانون‌های ‌‌ما بوده‌اند و جریان داشته‌اند. ما فراموش   کرده‌ایم که واژه‌ها هرگز به وسعت معناها نبوده‌اند. من گمان می‌کردم برای   دانستن نمی‌دانم‌ها باید بی‌وقفه به‌سوی کتاب‌ها هجوم برد. من نمی‌دانستم   برای دانستن، اول باید تکلیفت با خودت روشن باشد، باید بدانی در کجا   ایستاده‌ای و به کجا می‌خواهی بروی، باید بدانی وسعت از درک چه‌قدر است و   سهمت از دانستن چه‌قدر! افسوس که من این‌ها را نمی‌دانستم و در لابه‌لای   صفحه‌های کتاب‌ها، اول اعتمادم، بعد خدایم و بعد از آن، خودم را جا گذاشتم و   فراموش کردم. من گمان می‌کردم برای روزمره نبودن باید هر روز، کاری جدید   کرد و هر روز به رنگ تازه‌ای درآمد و چون نمی‌توانستم این‌چنین کنم، دست از   زندگی شستم، در گوشه‌ای نشستم و شوکران را نفس‌نفس به درون سینه فرستادم و   مرگ را در عین زنده بودن، تجربه کردم.
   
  من در پسِ «بی‌خودی» و «‌بی‌خدایی‌ام» با ندیدن آن‌چه آینه‌ها پیش رویم به   تصویر می‌کشیدند، افیون را برگزیده بودم و خبر نداشتم برای روزمره نبودن،   کافی‌ست نگاهت را عوض کنی و هر روز ‌در پس طلوع خورشید، رنگی تازه ببینی.   دنیا آن روز تفاوت می‌کند با روزهای قبل. من نمی‌دانستم که افیون‌ها، درمان   درد نیستند، فقط چند لحظه‌ای آرامت می‌کنند و پس از آن، درد بیش‌تر و   سخت‌تری بازمی‌گردد.
   
  من گمان می‌کردم دردم بی‌خدایی‌ست و نمی‌دانستم که درد من، نه از نبود   خدایم بلکه از نبود خودم است. درد من، بیهودگی بود، از بی‌مصرفی بود.
   
  روزهای سختی بود، خیلی سخت و منِ بی‌خود، بی‌خدا و عاصی، به مجنونی   می‌مانستم که بی‌هدف در بیابان به‌دنبال آب می‌گردد. من گمان می‌کردم که   خدایی ندارم و نمی‌دانستم خدا می‌داند که بنده‌ی ره‌گم‌کرده‌ای دارد! یادم   هست ‌آن شبی که از فرط ناچاری و درماندگی، بر آستانش مشت کوبیدم و فریاد   زدم «خدایا! نجاتم بده که دیگر طاقت این‌همه سرگشتگی ندارم» و خداوند، همان   شب مرا به وسعت کائنات در آغوش گرفت...
   
  همان شب، عزیزی را از دست دادیم و گویا مرگ که ناگهان این‌همه نزدیک شده   بود، تلنگر که نه، مشتی سنگین بر صورتم نواخت. من هرگز از مرگ نمی‌ترسیدم و   حتی گاه به التماس برای خود می‌خواستمش، اما رفتن او برای من که آن‌چنان   غرق خود شده بودم که همه‌چیز و هرچه اطرافم بود را از یاد برده بودم، مانند   بیداری در پس یک کابوس بود. برای فردی که به قدرت افیون زنده است، نبود   افیون، مرگ نیست بلکه روزی هزاربار مردن و زنده‌شدن است و من این‌بار تصمیم   گرفتم روزی هزاربار بمیرم. هر روز که می‌گذشت، به ‌امید فردای بهتر، بهتر   می‌شدم. انگار دروغ بود‌ که می‌گفتند: «اگر سه روز دوام بیاوری، راحت   می‌شوی!»
   
  محال بود‌، آنان که می‌گفتند: «به شیشه مبتلا نخواهی شد.» من دیگر حتی نای   مردن هم نداشتم، آن‌قدر در خیابان به دنبال آدرس خانه گشته بودم که دیگر   جرأت تنها بیرون رفتن نداشتم. آن‌قدر در خانه فریاد زده بودم که دیگر روی   در خانه ماندن نداشتم، دیوانه شده بودم، دیوانه‌ای که خود، دیوانگی‌اش را   باور نداشت!
   
  چند ماهی گذشت تا در‌پی یک سفر، مسافری را شناختم، مسافری که از راه من،   بازگشته بود و جاده را یافته بود. دستم را گرفت و با دست دیگر به نقطه‌ای   دور اشاره کرد و گفت: «اگر از این راه بروی، آب را خواهی یافت...»
   
  من به امید یک لیوان آب، راهی شدم و اقیانوس را یافتم! اما ورود به   اقیانوس، قانون داشت. برای شناکردن باید رخت‌ها را بکنی که لباس‌ها هرچه   باشند، از سرعت حرکت می‌کاهند. باید هرچه توشه اندوخته بودم، در ساحل جا   می‌گذاشتم، باید برهنه از هرچه می‌دانم و نمی‌دانم، تن به آب می‌زدم. برای   درمان، یک جزء کل را به راه‌بلدها می‌سپردم. پایم که به آب رسید، قانون اول   را برایم ‌خواندند: «آب‌بازی». گفتند به آن‌چه علاقه داری، مشغول باش.   گفتم: «شنا، شناکردن را به من بیاموزید.» گفتند: «خواهی آموخت، کم‌کم.»   گفتند: «بازی کن اما به آن‌چه انجام می‌دهی، خوب فکر کن.‌» اما من آن‌قدر   ذهنم شلوغ بود که یارای اندیشیدن نداشتم. گفتم: «نمی‌توانم، من به درد   هیچ‌کاری نمی‌خورم حتی به درد فکرکردن.» گفتند: «هیچ جانداری بیهوده نیست   حتی اگر خود، این‌چنین بپندارد» و من باور کردم...
   
  روزها در‌پی هم می‌گذشت و من هر روز یک‌قدم، تنها یک‌قدم جلوتر را می‌دیدم.   آرام‌آرام حرکت می‌کردم، روزهای نخست، گمان می‌کردم که آخر راه، درمان درد   من است اما تنم که با آب اُخت گرفت، دانستم که درمان من، بهانه‌ای بیش   نیست برای آشتی دادن من با «من» و آخر راه، آن‌چنان دوردست است که شاید حتی   به عمرم هم میسر نشود.
   
  در اقیانوس، قانون بزرگ «تدریج» است. می‌خواهی درمان شوی؟ آرام‌آرام.
   
  می‌خواهی انسان باشی؟ قدم‌ به‌ قدم، این‌جا پله‌پله تا ملاقات خدا هم می‌توانی بروی.
   
  من آن‌قدر به بازی سرگرم شدم که نفهمیدم چه وقت شنا آموختم، چه وقت با خودم   دوست شدم و در آغوشش فشردم! یادم نیست خدایم از کِی قادر مطلق شد، ابرها   کنار رفت و خورشید، دوباره تابیدن گرفت. من در پس این تدریج‌ها، چه بسیار   گوهرهای گم‌کرده را دوباره یافتم، دوباره من شدم و زمان حرکت، آغاز شد. من   اما هرگز فراموش نخواهم کرد که تا مقصد، راه درازی مانده و اگر بنشینم، از   غافله عقب می‌مانم. باشد که بتوانم به اندازه‌ی فهم، از این دریای بی‌کران   بهره‌مند شوم...
   
   
  به نقل از سایت سیمرغ        

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

بررسی ادعاهای درمان فوری و تضمینی اعتیاد                                                                                 وزارت بهداشت ایران : فریب آگهی های «درمان فوري اعتياد» و يا «درمان تضميني اعتياد»را نخورید
   تبليغاتي با عنوان «درمان فوري اعتياد» و يا «درمان تضميني اعتياد» فاقد وجاهت علمي است.
  روابط عمومي وزارت بهداشت در اطلاعيه اي اعلام کرد: سوءمصرف موادمخدر   (اعتياد) به عنوان يک بيماري مزمن و عودکننده شناخته مي شود و به همين دليل   درمان آن نيز طولاني مدت و نيازمند تمهيدات پزشکي و غيرپزشکي (اجتماعي)   است لذا بر خلاف تبليغات مندرج در نشريات ، درمان آن در کوتاه مدت و به طور   قطعي قابل تضمين نيست.
  تيم پزشکي علاوه بر تمهيدات کوتاه مدت (سم زدايي) بايد درمان پيشگيري از   عود (درمان دارويي و غيردارويي از جمله مشاوره فردي ، گروهي و آموزش مهارت   هاي زندگي) را حداقل به مدت 6 ماه ادامه دهد.بر اساس اين گزارش ، مراجعه   افراد به چنين مراکزي علاوه بر احتمال بروز خطر جاني براي مراجعان ، داراي   موفقيت درماني اندک و بعضا به دليل مصرف داروهاي ناشناخته احتمال وابستگي و   مسموميت بشدت افزايش مي يابد. بديهي است عواقب قانوني هرگونه آسيب به   مراجعان متوجه مراکز و واحدهايي است که بدون مجوز و بدون رعايت چارچوب هاي   علمي با دخالت در امور درمان عامل آسيب به مراجعان هستند و اداره نظارت بر   درمان دانشگاه ها مکلف به نظارت و برخوردهاي قانوني با مراکز فوق هستند.لذا   وزارت بهداشت از بيماران مي خواهد که به منظور درمان فقط به مراکزي که   مجوز قانوني از دانشگاه هاي علوم پزشکي دارند ، مراجعه کنند و مراکز مجاز   نيز الزاما بايد در چارچوب اصول درماني ارسالي از سوي وزارت بهداشت نسبت به   درمان اقدام کنند.                                                                                       __________________
.
.
.
فعاليت تمامي مراكز ترك اعتياد تضميني غيرقانوني است                                                                                 مسوول مراكز كاهش آسيب اعتياد در اداره‌كل بهزيستي خراسان رضوي گفت: فعاليت تمامي مراكز ترك اعتياد تضميني غيرقانوني است.
   
  به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ایرنا ، دكتر غلامحسين   حقدادي  به مناسبت روز جهاني مبارزه با مواد مخدر افزود: ترك اعتياد به   صورت ‪۱۰۰‬ درصد تضميني امري محال و غيرممكن است.
   
  او گفت: اين امر به لحاظ علمي و عملي كار غيرممكني است زيرا اعتياد به   عنوان “بيماري همراه” شناخته مي‌شود و ترك كامل آن نيازمند گذر زمان و طي   مراحل مختلف درماني است.
   
  وي با اشاره به برخي مطبهاي پزشكي و آگهيهاي تبليغاتي مبني بر ترك اعتياد   به صورت ‪ ۱۰۰‬درصد تضميني در مدت دو روز و يا يك هفته، بيان كرد:
  تنها كاري كه در اينگونه مراكز صورت مي‌گيرد سم‌زدايي است كه آن هم در شرايط كاملا غيربهداشتي و غيرمجاز انجام مي‌شود.
   
  او افزود: در اين شرايط اعتياد سريعا برگشت مي‌كند لذا درمان به صورت ناتمام صورت گرفته است.
   
  دكتر حقدادي با بيان اينكه در چنين اقداماتي پولهاي گزافي از مراجعان گرفته   مي‌شود گفت: اين در حالي است كه پس از انجام عمليات سم‌زدايي و پاكي از   نظر مدعيان اين امر، مشكلات رواني، اجتماعي، ارتباطي و انواع دردها در فرد   معتاد آغاز مي‌شود.
   
  او تاكيد كرد: كليه مراكز ترك اعتياد كه در چنين قالبي فعاليت مي‌كنند مجوز   سازمان بهزيستي و دانشگاه علوم پزشكي را ندارند لذا بايد برخورد لازم از   سوي نيروي انتظامي با آنان صورت گيرد.
   
  اين كارشناس با اشاره به‌اينكه ‪ ۶۵‬مراكز درمان اعتياد در سطح خراسان رضوي   فعاليت همراه با مجوز دارند گفت: فعاليت كليه مراكز درماني بدون مجوز از   بهزيستي و دانشگاه علوم پزشكي، غيرقانوني است.
   
  وي با اشاره به ديگر روشهاي غيرمعمول و غيرعلمي ترك اعتياد گفت: كليه   خانواده‌ها بايد براي ترك علمي و اصولي بيمار خود، به مراكز داراي مجوز   مراجعه نمايند در غير اين صورت سازمان بهزيستي هيچگونه مسووليتي در قبال   تبعات اعمال چنين روشهاي به ظاهر درماني ندارد.
.
.
.
سم زدائی موفق تر است یا درمان با متادون؟                                                                                 درمان با متادون موفق‌تر و ارزان‌تر از سم‌زدايي
   
   
   
  در حال حاضر برنامه‌هاي بسيار موثري براي پيشگيري از ابتلا به عفونت در   ميان معتادان تزريقي در دنيا وجود دارد كه در راس آن، آموزش آنها با   استفاده از افراد همسان (كساني كه ترك كرده و آنهايي كه از طريق تزريق   مبتلا به عفونت شده‌اند)، برنامه‌هاي تعويض سرنگ و سوزن و درمان نگهدارنده   با داروي متادون قرار دارند، اما اين برنامه‌ها تنها در كشورهاي محدودي در   دنيا راه‌اندازي شده‌اند.
  در اكثر كشورها برنامه آموزش با استفاده از افراد همسان با مانعي روبه‌رو   نيست و استقبال مناسبي هم از آن صورت گرفته است. مثلا در چين و ويتنام اين   برنامه‌ها در ايجاد انگيزه در ميان معتادان جهت روي آوردن به برنامه‌هاي   كاهش آسيب، فوق‌العاده موفق بوده است. اما چالش عمده در اين كشورها وضعيت   زنان خياباني است كه تا به حال نتوانسته‌اند برنامه مناسبي براي آنها تدارك   ببينند و اين مشكل در شرايطي است كه بسياري از آنها از مواد مخدر استفاده   مي‌كنند.
  درمان نگهدارنده با متادون نيز علي‌رغم آنكه معلوم شده فوق‌العاده در كنترل   عفونت و كاهش ميزان اعتياد تزريقي موثر است، در بسياري از كشورهاي در حال   توسعه با دشواري پيش مي‌رود و به همين جهت ميزان اعتياد تزريقي و به دنبال   آن، عفونت با ويروس ايدز به سرعت در حال افزايش است.
  استفاده از داروي متادون باعث شده كه اكثر معتادان تزريقي و مصرف‌كنندگان   هروئين كه به اين برنامه پيوسته‌اند، از آن احساس رضايت نمايند. به‌خصوص   ديده شده وقتي شركت‌كنندگان در اين برنامه دوزهاي كافي متادون دريافت   نموده‌اند، اكثرا ديگر به هروئين و تزريق اقبالي نشان نداده‌اند. از سوي   ديگر تجربه اين كشورها نشان داده كه مصرف‌كنندگان متادون به تدريج ولع خود   را براي مصرف مواد مخدر از دست مي‌دهند.
  پذيرش مشاركت در برنامه درمان نگهدارنده با متادون به هيچ‌وجه اجباري نبوده   و كاملا داوطلبانه است و در اين ميان، آموزش‌دهندگان همسان نقش بسيار مهمي   ايفا نموده‌اند. به‌نظر مي‌رسد اكنون وقت آن فرارسيده تا اين برنامه‌ها در   كشورهاي مختلفي كه اجراي آن را شروع كرده‌اند مورد ارزشيابي دقيق قرار   گرفته و نقاط ضعف و قوت آن مشخص گردد.
  يكي از دستاوردهاي مهم برنامه‌هاي درمان نگهدارنده با متادون، كاهش توزيع   مواد مخدر در مناطقي بوده كه برنامه با موفقيت به اجرا درآمده است. ديده   شده ديگر برنامه‌هاي درمان نگهدارنده در مقايسه با برنامه‌هاي سم‌زدايي كه   هزينه بسيار زيادتري نيز دارند، بسيار موفق‌تر عمل كرده‌اند. اين برنامه‌ها   در كشورهاي مختلف با يك برنامه‌ريزي مناسب مي‌توانند كاملا مقرون به صرفه   بوده و مورد حمايت مسئولين امر قرار گيرند.
  يكي ديگر از موفقيت‌هاي برنامه درمان نگهدارنده با متادون، كاهش چشمگير   ميزان جرم و جنايت در مناطقي كه برنامه به اجرا درآمده و به‌خصوص در ميان   شركت‌كنندگان در برنامه بوده است، به‌طوري كه پليس و نيروي انتظامي نيز از   اين امر احساس رضايت نموده‌اند
.
.
.
.
نماينده كميته معاونت درمان دانشگاه علوم پزشكي قزوين:
  رفتارهاي پرخطر از سوي معتادان با اجراي روش متادون درماني كاهش يافته است
 
  نماينده كميته معاونت درمان دانشگاه علوم پزشكي قزوين گفت: درمان معتادان با متادون باعث كاهش رفتارهاي پرخطر از سوي آنها شده است.
   
  دكتر زهرا رجبي در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان ايسنا با اعلام اين   مطلب گفت: ‌متادون درماني از گذشته توسط مراكزي به صورت نامنظم اجرا مي‌شد   اما از مهر و آبان سال جاري به صورت مشخص و سازمان يافته در مراكزي كه   داراي مجوز اجراي طرح هستند انجام مي‌گيرد.
   
  دكتر رجبي افزود: از هنگام آغاز اين طرح تنها دو مركز موفق به دريافت مجوز   اجراي آن شده بودند كه اكنون اين ميزان به 12 مركز در استان افزايش يافته   است.
   
  وي در خصوص نحوه اجراي اين طرح گفت: اجراي طرح متادون درماني در معتادان   كاملا اختياري بوده و به منظور جلوگيري از رفتارهاي پرخطر احتمالي كه از   جانب برخي از آنها براي تامين مواد مخدر سر مي‌زند،‌ انجام مي‌گيرد و به   واسطه آن معتادان خود معرف تحت درمان‌هاي نگهدارنده با داروي متادون قرار   مي‌گيرند.
   
  نماينده كميته معاونت درماني دانشگاه علوم پزشكي قزوين افزود: براي درمان   معتادان شاخص‌هاي علمي خاصي وجود دارد. به عنوان مثال، افرادي كه از   روش‌هاي تزريقي و يا كراك استفاده مي‌كنند حتما بايد از 6 ماه تا يك سال   تحت درمان‌هاي نگه دارنده قرار گرفته و سپس براي ترك اقدام كنند.
   
 
  رجبي اظهار داشت: ‌تا يك ماه پيش، از متادون هم براي درمان نگهدارنده و هم   براي ترك اعتياد استفاده مي‌كردند اما به علت اهميت آن در كاهش آسيب‌هاي   اجتماعي، اكنون در مراكز ترك اعتياد از داروي جايگزين بوپرونورفين براي ترك   اعتياد استفاده مي‌شود.
   
  گفتني است، وظيفه اجراي اين طرح بر عهده سازمان بهزيستي و چند مركز پزشكي و درماني خصوصي استان است.        
.
.
.
خبر اعمال ممنوعيت وزارت بهداشت براي تحويل متادون به مراكز ترك اعتياد  تکذیب شد
 
  دكتر محمدباقر صابري زفر‌قندي، رئيس اداره پيشگيري و درمان سوءمصرف مواد وزارت بهداشت:
 
  اين دارو بايد صرفاً تحت نظارت سيستم دولتي و توسط پزشكان دوره‌ديده تجويز   شود. متادون يك تركيب مخدر از تركيبات شبه‌مورفيني است كه وابستگي كمتري   ايجاد مي‌كند و به همين دليل، به عنوان جايگزين ماده مخدر براي معتاداني كه   در حال ترك هستند استفاده مي‌شود. در رابطه با اين دارو و شرايط مصرف صحيح   آن با دكتر شاهين شادنيا، دبير علمي كنگره سم‌شناسي و رئيس مركز   مسموميت‌هاي بيمارستان لقمان گفت‌وگو كرده‌ايم.
   
  آقاي دكتر، شما اين مساله كه متادون نبايد در درمان بيماران و در كلينيك‌هاي ترك ‌اعتياد استفاده شود را قبول داريد؟
  اصلاً، اين اتفاق تقريباً محال است و از خبر گزارش شده توسط وزارت بهداشت   هم حتماً سوء‌برداشت شده است. چون اين دارو يكي از ضروري‌ترين داروها در   سم‌زدايي از بدن يك‌دسته به‌خصوص از بيماران معتاد است كه تا به حال هيچ   روش درماني براي آنها وجود نداشته.
  متادون چه مزيتي نسبت به تركيبات شبه‌مورفيني ديگر دارد؟
  در واقع اين ماده اثرات سرخوشي كمتري نسبت به ديگر تركيبات شبه‌مورفيني   دارد. به همين خاطر در نتيجه مصرف دراز‌مدت، بحث وابستگي رواني به اين ماده   نسبت به داروهاي ديگري مثل ترياك كمتر است و با كمترين وابستگي هم در صورت   قطع دارو وابستگي ناشي از آن از بين مي‌رود.
  همه بيماران مي‌توانند از اين دارو استفاده كنند؟
  در اين زمينه اختلاف نظرهاي زيادي وجود دارد. در گذشته به علت محدود بودن   پروتكل‌هاي درماني، همه درمان‌ها اجباراً با متادون بود ولي اخيراً با   درمان‌هاي ديگر كه در سطح جهان وجود دارد و به ايران هم آمده هم بيمار و هم   پزشك در برابر انتخاب و تنوع درمان قرار مي‌گيرند، از جمله قرص‌هاي   زير‌زباني بوپرنورفين كه اداره غذا و دارو نيز آن را تاييد كرده، يا درمان   ديگري مثل استفاده از شربت ترياك كه كارهاي كارشناسي آن در حال انجام است.
   پس در چه شرايطي از متادون به‌طور صحيح مي‌شود استفاده كرد؟
  متادون بيشتر براي بيماراني استفاده مي‌شود كه مصرف طولاني‌مدت و اعتياد   سنگين دارند، با عودهاي مكرر و شكست‌هاي درماني مواجهند و مانند معتادان   تزريقي رفتارهاي پرخطر دارند. در اين شرايط ما مجبوريم تنها از متادون   استفاده كنيم وگرنه در بيماراني كه تازه معتاد شدند مصرف متادون لزومي   ندارد.
  آيا همه پزشكان واجد شرايط استفاده از درمان با اين دارو هستند؟
  خير، در حال حاضر وزارت بهداشت كلينيك‌هاي متادوني را با شرايط خاص   راه‌اندازي كرده كه در اين كلينيك‌ها پزشكان با گذراندن يك دوره آموزش 20   ساعته مجوز درمان اعتياد را تنها با داروهاي اوليه مي‌گيرند
.
.
.
وزارت بهداشت :سم زدايي با متادون به نفع بيماران و جامعه نيست
 
  در حال حاضر متادون بهترين داروي نگهدارنده براي معتادان در حال ترك اعتياد است.
 
 
  وي با اظهار اين كه سياست‌گذاري در امور درمان بر عهده وزارت بهداشت   است،گفت:طي بخشنامه‌اي به دانشگاههاي علوم پزشكي كشور ابلاغ شده است تا از   متادون فقط به عنوان داروي نگهدارنده در ترك اعتياد استفاده كنند.
   
  زفرقندي،ماندگاري درمان معتادان با متادون را نسبت به درمان‌هاي ديگر بيشتر   دانست و اظهار داشت:مراكز ترك اعتياد تابع سياست‌هاي وزارت بهداشت هستند و   شرايط ايجاب مي‌كند كه نظارت و كنترل بر روي قرص متادون وجودداشته باشد.
   
  اين مسوول در وزارت بهداشت با اظهار اينكه متادون يك داروي مخدر است و خطر   وابستگي و سومصرف اين دارو در جامعه بويژه جوانان احساس مي‌شود، گفت:
  ما بايد متادون را در جهت درمان استفاده كنيم.        
.
.
.
وزارت بهداشت اعلام كرد:‌
  50 نفر از معتادان ‌خياباني تهران تحت درمان با متادون قرار گرفتند
  درمان با متادون مصرف هروئين و ترياك را به يك‌بيستم كاهش داده ‌است
 
  رييس اداره پيشگيري و درمان سوء مصرف مواد وزارت بهداشت به «ايسنا» گفت: 50   نفر از معتادان خياباني تهران تحت درمان با متادون قرار گرفتند.
   
  دكتر محسن وزيريان در گفت‌وگو با خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري   دانشجويان ايران، با بيان اين كه اجراي برنامه كاهش آسيب در معتادان   خياباني در مناطق «غار» و «باغ آذري» نتايج خوبي به همراه داشته است، گفت:   از 2 هزار معتاد خياباني در اين مناطق، 60 تا 70 درصد آنها ( بين1200 تا   1400 نفر) از سرنگ رايگان استفاده مي‌كنند.
   
  وي افزود: اقدامات كاهش آسيب و اطلاع‌رساني‌ها به نحوي بوده كه علاوه بر   درمان، برنامه‌هاي كاهش آسيب نظير توزيع سرنگ رايگان را نيز با موفقيت   همراه كرده است.
   
  رييس اداره پيشگيري و درمان سوء مصرف مواد وزارت بهداشت ادامه داد: هم   ‌اكنون 50 نفر از معتادان خياباني با «متادون» درمان مي‌شوند، كه نتايج   درخشاني نيز به همراه داشته به گونه‌اي كه ميزان مصرف موادي همچون هروئين و   ترياك به يك بيستم كاهش يافته است.
   
  دكتر وزيريان موفقيت درمان با متادون را بالاي 70 درصد عنوان كرد و گفت:   درصد موفقيت ساير درمانها زير 20 درصد و در موارد عمده كمتر از 5 درصد است.   
   
  وي اين طرح را در كاهش تقاضا موفق دانست و به ايسنا گفت: همچنين در اين برنامه خدمات بهداشتي، تغذيه‌اي و رفاهي نيز ارائه مي‌شود.
   
  رييس اداره پيشگيري و درمان سوء مصرف مواد وزارت بهداشت ادامه داد:   متاسفانه 25 درصد از معتادان خياباني، hiv مثبت بوده‌اند كه اين به معناي   اتمام كار براي اين افراد نيست.
   
  دكتر وزيريان در پايان با اشاره به اين كه اين طرح هنوز در منطقه «پامنار»   اجرا نشده است، يادآور شد: با پايان يافتن مشكلات اجرايي در اين منطقه،   بزودي اين برنامه را در آن منطقه هم آغاز خواهيم كرد.        
.
.
.
متادون راهى براى درمان اعتياد
   
   
   
   
  ترجمه: دكتر زهرا عباسپور تميجانى
  منبع : Center for Addiction and Mental Health, University of Toronto
   
 
  • متادون چيست
  •متادون چه شكلى است
  •مصرف كننده متادون كيست
  •متادون چه احساسى در شما ايجاد مى كند
  •اين اثرات براى چه مدت باقى مى مانند
  •آيا متادون خطرناك است
  •آيا متادون اعتيادآور است
  •اثرات طولانى مدت متادون كدامند
   
   
   
   
   
  • متادون چيست؟
  متادون به خانواده شبه افيونى ها (شبه افيونيها) تعلق دارد. بيشترين كاربرد   آن در درمان وابستگى به ساير شبه افيونى ها نظير هروئين، كدئين و مورفين   است.
  متادون يك شبه افيونى مصنوعى است، يعنى از مواد شيميايى در آزمايشگاه به   دست مى آيد. ساير شبه افيونى ها يا طبيعى هستند مانند مورفين و كدئين كه   فرآورده هاى طبيعى بوته خشخاش هستند و يا شبه افيونيهاى نيمه مصنوعى اند   مانند هروئين، كه مرفينى است كه به طريقه شيميايى پردازش شده است.
   
  (دى استيل مورفين)متادون در طى جنگ دوم جهانى در آلمان ساخته شد و اولين   بار براى تسكين درد به كار رفت. درمان با دوز نگهدارنده متادون كه از بروز   علائم ترك ترياك جلوگيرى كرده و تقاضاى آن را كاهش داده و يا از بين مى   برد، براى اولين بار در سال هاى ۱۹۶۰ متداول شد. قوانين كشور كانادا درباره   تجويز متادون، براى سال هاى متمادى آنچنان دست و پا گير بودند كه عده كمى   از پزشكان اين دارو را براى مصارف درمانى تجويز مى كردند.
   
  كسانى كه نياز به درمان با متادون داشتند، اغلب مى بايست ماه ها يا سال ها   در انتظار مى ماندند. در سال هاى ،۱۹۹۰ نياز به كاهش مضرات دارو بهتر   شناخته شد و براى بازتر گذاشتن دست پزشكان براى تجويز دارو، تغييراتى در   قوانين به وجود آمد.اين امر منجر به افزايش تعداد كسانى كه از خواص درمانى   اين ماده بهره مند مى شدند و كاهش مرگ ومير ناشى از مصرف هروئين گشت.
   
   استفاده از دوز نگهدارنده متادون منجر به معالجه بيمار نمى شود، بلكه نقش   درمانى دارد در فرآيند درمان، افرادى كه به ايپوئيدها وابستگى دارند، از   حمايت هاى طبى و اجتماعى لازم براى تثبيت و بهبود زندگى بهره مند مى شوند.   اين افراد تشويق مى شوند مادامى كه اين دارو در مورد آنها موثر است به   درمان ادامه دهند.
   
 
  •متادون چه شكلى است
  متادون خالص يك پودر بلورين سفيد است. اين پودر معمولاً در يك نوشيدنى داراى اسانس ميوه حل شده و روزى يك بار خورده مى شود.
   
 
  •مصرف كننده متادون كيست؟
  بيشتر كسانى كه در مورد ايشان متادون تجويز مى شود، براى وابستگى به شبه   افيونى ها تحت درمان قرار گرفته اند. اين افراد شامل كسانى هستند كه به   داروهاى غيرقانونى مانند هروئين و داروهاى تجويز شده توسط پزشك نظير كدئين   وابستگى پيدا كرده اند. زنانى كه از داروهاى شبه افيونى به طور منظم   استفاده مى كنند و باردار هستند، غالباً براى حفاظت جنين از خطر، توسط   متادون درمان مى شوند. شبه افيونى هاى كوتاه اثر مانند هروئين بايد به طور   منظم دريافت شوند تا از بروز علائم ترك جلوگيرى شود.
   
  ترك مواد شبه افيونى خطر سقط جنين يا تولد نوزاد نارس را افزايش مى دهد.   دوز نگهدارنده متادون همراه با مراقبت پزشكى، شانس تولد نوزاد سالم را   افزايش مى دهد. براى متادون اثرات طولانى مدت بر روى جنين شناخته نشده است.   متادون براى كسانى كه به طور مرتب از داروهاى شبه افيونى استفاده مى كنند و   كسانى كه آلوده به ويروسHIV يا هپاتيت C هستند، تجويز مى شود تا به تامين   سلامتى ايشان كمك نموده و خطر انتشار عفونت را از طريق استفاده از سوزن   مشترك كاهش دهد. متادون گاه در تسكين درد افراد مبتلا به درد شديد مزمن يا   درد همراه با بيمارى هاى علاج ناپذيرى كه منجر به مرگ مى شوند، به كار مى   رود.
   
  •متادون چه احساسى در شما ايجاد مى كند؟
  برخى از افرادى كه درمان با متادون را شروع مى كنند، سرخوشى و آرامشى را   احساس مى كنند كه در ميان تمامى داروهاى شبه افيونى مشترك است. با ادامه   درمان و رسيدن به يك دوز ثابت، تحمل به اين اثرات ايجاد مى شود. كسانى كه   روى درمان با متادون هستند، غالباً احساس خويش را از استعمال متادون،   «طبيعى» عنوان مى كنند. درمان با متادون بر تفكر آنها تاثيرى ندارد، مى   توانند كار كنند، به مدرسه بروند و يا از خانواده مراقبت كنند. متادون   همچنين از تاثير نشئه آور هروئين و ساير شبه افيونيها ممانعت مى كند و بدين   ترتيب اثر اين داروها را كاهش مى دهد. بيشتر مردم در درمان با متادون،   دچار عوارض جانبى مى شوند. عوارض جانبى ممكن است شامل تعريق، يبوست و   افزايش وزن باشد.
   
 
  •اين اثرات براى چه مدت باقى مى مانند؟
  شخصى كه به شبه افيونى وابستگى دارد با يك دوز متادون براى ۲۴ ساعت از   علائم ترك مصون مى ماند. در مقابل كسى كه از هروئين براى پرهيز از علائم   ترك استفاده مى كند، بايد سه تا چهار بار در روز اين ماده را مصرف نمايد.   درمان روزانه با متادون مى تواند تا بى نهايت ادامه يابد اما اگر فردى كه   متادون دريافت مى كند و پزشك با وى براى پايان درمان به توافق برسد، از دوز   متادون به تدريج در طول هفته ها يا ماه هاى متعدد كاسته مى شود و فرآيند   ترك تسهيل مى شود. در صورت قطع ناگهانى متادون علائمى چون دل پيچه، اسهال و   دردهاى عضلانى و استخوانى بروز خواهند كرد. اين علائم در طول يك تا سه روز   پس از آخرين دوز شروع شده، در طول سه تا پنج روز به اوج خود رسيده و سپس   به تدريج از بين مى روند. اگر چه ساير علائم مانند اختلال خواب و تمايل به   مصرف دارو مى تواند براى ماه ها ادامه يابد.
   
 
  •آيا متادون خطرناك است ؟
  زمانى كه متادون طبق تجويز پزشك دريافت مى شود، بسيار بى خطر بوده و آسيبى   به اعضاى داخلى و يا قدرت تفكر وارد نمى كند، حتى اگر براى سال ها به طور   روزانه مصرف شود. از سوى ديگر متادون يك داروى قوى است و مى تواند براى   كسانى كه آن را به طور منظم دريافت نمى كنند فوق العاده خطرناك باشد، چرا   كه اين افراد نسبت به اثرات آن تحمل پيدا نكرده اند. حتى دوزهاى بسيار   پائين نيز مى توانند براى كودكان كشنده باشند. از اين رو، متادون با دقت   پايش و كنترل مى شود.يك مزيت مهم متادون اين است كه اين ماده مصرف هروئين   را كاهش مى دهد. خطرات مصرف هروئين شامل مرگ بر اثر دريافت دوز بى رويه،   ابتلا به عفونت HIV و هپاتيت C از راه كاربرد سوزن مشترك است. درمان متادون   كمك مى كند كه فرد از فجايع ناشى از استعمال هروئين مصون بماند.
   
 
  •آيا متادون اعتيادآور است ؟
  تعاريف جديد از «اعتياد»، عوامل متعددى را در ارزيابى مصرف دارو توسط فرد   مدنظر قرار مى دهند. اين عوامل شامل «تحمل» يا نياز به افزايش مداوم دوز   دارو براى رسيدن به اثر يكسان؛ «وابستگى فيزيكى» يا بروز علائم ترك با قطع   مصرف و «استعمال همراه با اضطرار» به رغم نتايج منفى حاصل از ادامه مصرف   دارو هستند. برخى مى گويند كه متادون به همان اندازه هروئين اعتيادآور است.   كسانى كه متادون مصرف مى كنند، مسلماً نسبت به برخى اثرات آن تحمل پيدا   كرده و در صورتى كه دارو را به شكل منظم دريافت نكنند، دچار علائم ترك مى   شوند. اما اگر چگونگى و علت مصرف دارو را مورد توجه قرار دهيم، متادون در   تعريف كامل «اعتيادآور» نمى گنجد. اول از همه اين كه نگه داشتن بيمار بر   روى متادون به عنوان يك درمان طبى در نظر گرفته مى شود و تنها براى كسانى   تجويز مى شود كه خود هم اكنون وابسته به داروهاى شبه  افيونى هستند. براى   اين افراد، متادون يك جايگزين مطمئن براى روش هاى خطرناكى چون استفاده از   هروئين به شمار مى رود. متادون ايشان را از اضطرار براى مصرف ماده مخدر رها   كرده و بدان ها امكان بهبود زندگى شان را مى بخشد. متادون گاه به عنوان   داروى خيابانى مورد استفاده قرار مى گيرد، اما استعمال آن بيشتر به منظور   پيشگيرى از علائم ترك هروئين است. اثرات متادون كندتر از آن ظاهر مى شوند و   بيشتر از آن مى پايند كه بتوان از آن به عنوان ماده اى مناسب براى سوء   مصرف ياد كرد.
   
 
  •اثرات طولانى مدت متادون كدامند ؟
  درمان با دوز نگهدارنده متادون يك درمان طولانى مدت است. درمان از يك تا دو   الى بيست سال و يا بيشتر به طول مى انجامد. اين درمان طولانى مدت به لحاظ   پزشكى بى خطر بوده و موثرترين درمان موجود براى وابستگى به شبه افيونى است.        

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

بررسی ادعاهای درمان فوری و تضمینی اعتیاد                                                                                 وزارت بهداشت ایران : فریب آگهی های «درمان فوري اعتياد» و يا «درمان تضميني اعتياد»را نخورید
   تبليغاتي با عنوان «درمان فوري اعتياد» و يا «درمان تضميني اعتياد» فاقد وجاهت علمي است.
  روابط عمومي وزارت بهداشت در اطلاعيه اي اعلام کرد: سوءمصرف موادمخدر   (اعتياد) به عنوان يک بيماري مزمن و عودکننده شناخته مي شود و به همين دليل   درمان آن نيز طولاني مدت و نيازمند تمهيدات پزشکي و غيرپزشکي (اجتماعي)   است لذا بر خلاف تبليغات مندرج در نشريات ، درمان آن در کوتاه مدت و به طور   قطعي قابل تضمين نيست.
  تيم پزشکي علاوه بر تمهيدات کوتاه مدت (سم زدايي) بايد درمان پيشگيري از   عود (درمان دارويي و غيردارويي از جمله مشاوره فردي ، گروهي و آموزش مهارت   هاي زندگي) را حداقل به مدت 6 ماه ادامه دهد.بر اساس اين گزارش ، مراجعه   افراد به چنين مراکزي علاوه بر احتمال بروز خطر جاني براي مراجعان ، داراي   موفقيت درماني اندک و بعضا به دليل مصرف داروهاي ناشناخته احتمال وابستگي و   مسموميت بشدت افزايش مي يابد. بديهي است عواقب قانوني هرگونه آسيب به   مراجعان متوجه مراکز و واحدهايي است که بدون مجوز و بدون رعايت چارچوب هاي   علمي با دخالت در امور درمان عامل آسيب به مراجعان هستند و اداره نظارت بر   درمان دانشگاه ها مکلف به نظارت و برخوردهاي قانوني با مراکز فوق هستند.لذا   وزارت بهداشت از بيماران مي خواهد که به منظور درمان فقط به مراکزي که   مجوز قانوني از دانشگاه هاي علوم پزشکي دارند ، مراجعه کنند و مراکز مجاز   نيز الزاما بايد در چارچوب اصول درماني ارسالي از سوي وزارت بهداشت نسبت به   درمان اقدام کنند.
.
.
.
فعاليت تمامي مراكز ترك اعتياد تضميني غيرقانوني است                                                                                 مسوول مراكز كاهش آسيب اعتياد در اداره‌كل بهزيستي خراسان رضوي گفت: فعاليت تمامي مراكز ترك اعتياد تضميني غيرقانوني است.
   
  به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از ایرنا ، دكتر غلامحسين   حقدادي  به مناسبت روز جهاني مبارزه با مواد مخدر افزود: ترك اعتياد به   صورت ‪۱۰۰‬ درصد تضميني امري محال و غيرممكن است.
   
  او گفت: اين امر به لحاظ علمي و عملي كار غيرممكني است زيرا اعتياد به   عنوان “بيماري همراه” شناخته مي‌شود و ترك كامل آن نيازمند گذر زمان و طي   مراحل مختلف درماني است.
   
  وي با اشاره به برخي مطبهاي پزشكي و آگهيهاي تبليغاتي مبني بر ترك اعتياد   به صورت ‪ ۱۰۰‬درصد تضميني در مدت دو روز و يا يك هفته، بيان كرد:
  تنها كاري كه در اينگونه مراكز صورت مي‌گيرد سم‌زدايي است كه آن هم در شرايط كاملا غيربهداشتي و غيرمجاز انجام مي‌شود.
   
  او افزود: در اين شرايط اعتياد سريعا برگشت مي‌كند لذا درمان به صورت ناتمام صورت گرفته است.
   
  دكتر حقدادي با بيان اينكه در چنين اقداماتي پولهاي گزافي از مراجعان گرفته   مي‌شود گفت: اين در حالي است كه پس از انجام عمليات سم‌زدايي و پاكي از   نظر مدعيان اين امر، مشكلات رواني، اجتماعي، ارتباطي و انواع دردها در فرد   معتاد آغاز مي‌شود.
   
  او تاكيد كرد: كليه مراكز ترك اعتياد كه در چنين قالبي فعاليت مي‌كنند مجوز   سازمان بهزيستي و دانشگاه علوم پزشكي را ندارند لذا بايد برخورد لازم از   سوي نيروي انتظامي با آنان صورت گيرد.
   
  اين كارشناس با اشاره به‌اينكه ‪ ۶۵‬مراكز درمان اعتياد در سطح خراسان رضوي   فعاليت همراه با مجوز دارند گفت: فعاليت كليه مراكز درماني بدون مجوز از   بهزيستي و دانشگاه علوم پزشكي، غيرقانوني است.
   
  وي با اشاره به ديگر روشهاي غيرمعمول و غيرعلمي ترك اعتياد گفت: كليه   خانواده‌ها بايد براي ترك علمي و اصولي بيمار خود، به مراكز داراي مجوز   مراجعه نمايند در غير اين صورت سازمان بهزيستي هيچگونه مسووليتي در قبال   تبعات اعمال چنين روشهاي به ظاهر درماني ندارد.
.
.
.
تبليغات <ترك اعتياد تضميني> پايه و اساس علمي ندارد                                                                                 تبليغات <ترك اعتياد تضميني> پايه و اساس علمي ندارد
 
  ايسنا: رئيس اداره پيشگيري و درمان سوء مصرف مواد‌ ‌وزارت بهداشت با هشدار   نسبت به تغيير الگوي مصرف در كشور از مواد مخدر به تركيبات‌ ‌صناعي و نيمه   صناعي (قرص) گفت: <علايم بيماري‌هاي شديد رواني همانند اسكيزوفرني از‌   ‌عوارض جدي مصرف داروهاي روانگردان بوده كه متاسفانه غيرقابل درمان   هستند.>
  دكتر محمدباقر صابري‌ ‌زفرقندي با اشاره به ورود انواع داورهاي روانگردان   با اسامي مختلف و با مكانيسم اثر يكسان‌ ‌گفت:<هيچ اثر و يا استفاده   درماني براي اين مواد تعريف نشده است و صرفا آثار‌ ‌خوشايند، زودگذر و آني   داروهاي روانگردان علت تمايل جوانان به مصرف آن به شمار‌ ‌مي‌رود‌. >
  دكتر صابري زفرقندي در ادامه با هشدار نسبت به‌ ‌فروش داروهاي ترك اعتياد   به صورت كپسول‌هاي از پيش‌ساخته و فروش آن در مراكز و به‌ ‌‌صورت غير مجاز   گفت:<محتويات كپسول‌هاي ارائه شده نامشخص و مي‌تواند ضررهاي جسمي‌   ‌جبران ناپذيري را براي مصرف ‌كننده به همراه داشته باشد‌.>
  وي ضمن يادآوري انواع روش‌هاي درمان‌هاي مفيد و‌ ‌رايج در كشور از جمله روش   سم‌زدايي اظهار كرد: <نتايج مطالعات نشان داده است كه روش‌ ‌درماني   سم‌زدايي فوق سريع در درمان و عدم بازگشت افراد به مصرف مجدد هيچ ارجحيتي‌   ‌نسبت به ساير روش‌هاي درماني ندارد و تنها حسن آن دوره، درمان كوتاه مدت   آن است. لذا‌ ‌تبليغاتي مبني بر ترك اعتياد تضميني هيچ گونه پايه و اساس   علمي نداشته و مورد تاييد‌ ‌ما نيست لذا خواستار برخوردهاي قانوني مراكز   نظارتي با آگهي‌هاي گمراه كننده در‌ ‌زمينه ترك اعتياد هستيم و متاسفانه   بحث سودجويي با مقوله معتاد و اعتياد احتمالا از‌ ‌عوامل مهم براي اين   تبليغات گمراه‌كننده است‌.>
  دكتر صابري زفرقندي با بيان اينكه معضل اعتياد‌ ‌در جامعه حقيقتي پذيرفته   شده و انكار ناپذير است، به ايسنا گفت: <به استناد مطالعات‌ ‌و تجربيات   چند ساله دستيابي به درمان‌ با هدف پرهيز كامل درماني آرزويي دست‌نيافتني‌   ‌است لذا بايد راهبرد خود را از درمان با هدف پرهيز كامل به تغيير الگوي   مصرف و‌ ‌همچنين كاهش آسيب اصلاح كنيم كه از اين نظرخوشبختانه هم موفق   بوديم. در بحث كاهش‌ ‌آسيب كمك به تعداد معتادان پرخطر و سخت دسترس   است‌.>
  وي با بيان اينكه زماني بحث كاهش عرضه، اولويت كاري بسياري از كشورها محسوب مي‌شد، بيان كرد:<DIC>
  ‌وي با اشاره به بحث ارزيابي و ارزشيابي مراكز DIC گفت: <يافته‌هاي   اوليه حاكي از آن است كه اهداف ما در‌ ‌اين مراكز تا حد زيادي محقق شده است   و با گسترش اين مراكز پوشش بيشتري از معتادان سخت دسترس را خواهيم   داشت.>
  دكتر صابري زفرقندي با برآورد اوليه جمعيت 200 تا 250 هزار نفري معتادان تزريقي در كشور بيان كرد:‌<DIC>
  دكتر صابري زفرقندي با بيان اينكه علي‌رغم اجراي‌ ‌برنامه‌هاي مفيد   پيشگيرانه مثل برنامه كاهش آسيب در زندان‌ها، زندانيان پس از آزاد‌ ‌شدن   درمان آنان نيمه تمام مي‌ماند، ادامه داد: < دركميته كاهش آسيب و كميته   درمان‌ ‌ستاد مبارزه با مواد مخدر بر روي اين موضوع به جد بحث شده و   تصميمات خوبي اتخاذ‌ ‌‌شده است.>
  وي معتاد را فردي در معرض خطر ابتلا و گسترش‌ ‌بيماري‌هاي خطرناكي مثل ايدز   و هپاتيت دانست و يادآور شد: <عدم رعايت موارد بهداشتي‌ ‌حين تزريق   مواد مخدر و تجمع آنان در فضايي محدود خطر انتقال بيماري‌ها را افزايش‌   ‌مي‌دهد.>
  ‌رئيس اداره پيشگيري و درمان سوء مصرف مواد وزارت‌ ‌بهداشت با اشاره به   سياست گسترش مراكز كاهش آسيب در كشور گفت: <مراجعه به اين مراكز‌ ‌كاملا   داوطلبانه است.>
  ‌وي با اشاره به وجود محدوديت‌هايي جهت پوشش معتادان تزريقي موجود در سطح   جامعه خاطرنشان كرد:<DIC> ‌وي در ادامه از افزايش تعداد مراكز‌ DIC   از 12 به‌ 27 ‌مركز در كشور خبر داد و گفت:<DIC>
  ‌رئيس اداره پيشگيري و درمان سوء مصرف مواد وزارت‌ ‌بهداشت ضمن اظهار   نارضايتي نسبت به بودجه تخصيص يافته به بحث اعتياد در سنوات گذشته‌ ‌اظهار   كرد: <علي‌رغم محدوديت منابع مالي خوشبختانه حساسيت لازم در بين مسئولان   ايجاد‌ ‌شده است‌.>‌ او با اعتقاد به اينكه ابتلاي معتاد به بيماري‌هاي   ويروسي مثل ايدز و هپاتيت تهديدي براي جامعه محسوب مي‌شود، ادامه داد:   <از اهداف‌ ‌مشخص و اولويت‌هاي كاري ما كنترل و كاهش عوارض و آسيب‌هاي   ناشي از اعتياد است. وي افزود:< حوزه كاري اين اداره در سه بخش‌   ‌پيشگيري،‌ درمان و كاهش آسيب است كه متاسفانه متولي بحث پيشگيري در جامعه   مشخص‌ ‌نيست
 

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

            با معتادين در حال و يا ترك كرده بايد چگونه رفتار كرد ؟                                                                                 سلام
  من يك دوست 26 ساله دارم كه از 19 سالگي معتاد به امفتامين بوده و الان   حدود 1 سال هست كه ترك كرده ولي من از زمان اشنايي از رفتارهاي غير عاديش   قكر مي كنم كه هنوز ترك نكرده .اكر كسي در مورد نحوه فهميدن اين قضيه و   كلاس هاي   ان اي  اطلاعاتي دارد من منتظر جواب شما هستم.
.
.
.
سلام
  در باره آمفتامین ها
   
  نوع ماده : داروهاي محرك
  انواع رايج : دكستروآمفتامين . مت آفتامين ، متيل فنيدت ، ...
  نحوه مصرف : خوردن ، تزريق
  علائم مصرف :
  1- تغييرات رفتاري يا رواني
  - سرخوشي
  - عصبانيت
  - اختلال قضاوت
  - اضطراب و بيقراري
  2 - لرز
  3 - تهوع و استفراغ
  4 - گشاد شدن و مردمك چشم ها
  5 - تغييرات فشار خون و افزايش ضربانات قلب
  6 - اختلال در عملكرد شغلي و اجتماعي
  عوارض مصرف :
  1 - اعتياد و مصرف مداوم
  2 - بيماريهاي رواني شديد
  3 - كاهش وزن
  4 - ضايعات پوستي مزمن
  5 - اختلالات خون رساني به قلب
  6 - احتمال مسموميت و مرگ و در اثر خونريزي مغزي ، افزايش شديد درجه حرارت بدن ، بي نظمي ضربانات قلب ، تشنج و ...)
  علائم ترك :
  1 - اختلال خواب
  2 - روياهاي ناخوشايند
  3 - اضطراب و بيقراري
  4 - خستگي
  5 - افزايش اشتها
  6 - تهييج يا كندي رواني حركتي
  7 - افسردگي
  8 - ميل شديد به مصرف مجدد
 
   
  اگر هنوز  سوال شما پاسخ  داده نشده  ....بنوسين        
.
.
.

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

مرد معتادی که همسر خود را فروخت!                                                                                 شوهر معتادم مرا در قبال در یافت مبلغی بسیار ناچیز به چهار جوان فوخته بود که پلیس به دادم رسید.
 
  من و همسرم حدود 7 سال قبل بطور عاشقانه زندگی مشترکمان را شروع کردیم وآن زمان او در یکی از شرکت های خصوصی مشغول به کار بود.
 
  ما در دو سال اول زندگ ی مشترکمان ، زندگی بسیار شیرین ودوست داشتنی ای را   داشتیم ونسبت به همدیگر نیز عشق می ورزیدیم که پس از دو سال متوجه تغییراتی   در رفتار وی شدم .
 
  آره ، بعد از مدتی فهمیدم که همسرم معتاد می باشد اما نمی دانستم که معتاد به چه موادی می باشد .
 
  یکسال بعد از آن در حالی که سومین سال ازدواجمان نیز گذشته بود از یکی از   دوستان همسرم فهمیدم که اوبه دلیل اعتیاد به کراک مدت دوماهی است که از محل   کارش اخراج شده است.
 
  خیلی برایم سخت وناگوار بود چرا که از سویی همسرم رابسیار دوست داشتم واز   سویی دیگر فرزند دوم مان نیز در راه بودواین برایم بسیار سخت وناگوار بود.
 
  اوایل به روی خودم نیاوردم اما کم کم مسائل مالی ومشکلات آن به دلیل بیکاری   همسرم داشت مارا از پای در می آورد، بعد از اون دیگه کاری درست وحسابی   پیدا نکرد ، بجز آنکه هر از گاهی برای مدتی کوتاه در جایی کار می کرد وبعد   از آن اخراج می شد.
 
  روز به روز وضعمان بدتر می شد وکم کم همسرم با بالا رفتن مصرفش روبه فروش   وسایل منزل کرد که با مقاومت من روبرو می شد وگهگاهی هم با کتک زدنم به هدف   خود می رسید.
 
  باورم نمی شد که همسرم واقعا همان فردی باشد که در اوایل ازدواجمان با وی   آشنا شده بودم چرا که دیگه اعتیاد اورا از پای در آورده بود واز سویی او   دیگر پدر دو فرزندم بود.
 
  خیلی از شبها به منزل نمی آمد و نمی دانم در کجا می خوابید چون از هر دوست   وآشنایی در زمان غیبتش از منزل سراغش را می گرفتم اظهار بی اطلاعی می کرد.
 
  من که عرصه را بر خود تنگ دیدم به این فکر افتادم که خودم به سرکار بروم   ونان آور منزل شوم به همین دلیل با یک شرکت خدماتی شروع به کار کرده وبا   هماهنگی آن شرکت به نظافت منازل وآپارتمانها می پرداختم .
 
  در آمد کارم کم وسخت بود اما هزینه منزل وفرزندانم را می توانستم پرداخت   کنم وگهگاهی شوهرم که متوجه می شد من از کارم دارای مبلغی پول هستم با کتک   کاری واعمال فشار هرچه که داشتم از من می گرفت وخرج مصرف خود می کرد.
 
  خلاصه زندگی به کام من وفرزندانم نبود اما چه قدر سخت بود که همسرم را با   آن وضع می دیدم او دیگه از سویی عادت کرده بود به گرفتن پول از من واگر   پولی نبود کتکش برای من بود و از سویی دیگه به دامی افتاد که راهی برای   فرار نداشت.
 
  یک روز از بیرون وارد منزل شد که بچه ها خوابیده بودند ومن هم از خستگی   ومریضی افتاده بودم که او را دیدم وبلافاصله پس از وارد شدنش از من طلب   مبلغی پول کرد.
 
  اما من هیچ پولی در بساط نداشتم و به همسرم گفتم که ندارم ، آماده کتک   خوردن بودم که گفت: حالا که بچه ها خوابند بیا تا یک کار مناسب وپور در   آمدی برات سراغ دارم.
 
  گفتم کارش چیه؟ او جواب داد با پیمان کارش هم صحبت کردم گفت که همسرت را بیار سرکار.
 
  گفتم : بذارش برای فردا ، امروز هم خسته هستم وهم مریضم که او درجواب   گفت:پیمانکار شرکت گفته اگر همسرت را همین الان بیاری سرکار استخدامش می   کنیم ولی اگر فردا باشد کسی دیگر استخدام می شود.
 
  هرچه از همسرم پرسیدم نگفت کارش چیست؟ فقط گفت که ، کار مناسب وپردر آمدمی باشد.
 
  باالاخره با لباس پوشیدن وآماده شدنم با هم رفتیم بیرون و مرا به یک   ساختمان نیمه کاره در حال ساخت که تقریبا متروکه نیز بوده برده وگفت :   توهمین جا باش من میروم پایین وبر می گردم.
 
  اون رفت پایین ساختمان وبعد از یکی دو دقیقه دیدم با چهار جوان در حال صحبت کردن می باشد.
 
  خیلی تعجب کردم اما وقتی که کنجکاوشدم متوجه شدم او مقداری پول از هرکدامشان گرفته ورفت.
 
  من در کمال تعجب رفتم به سمت پله ها که به یکباره یکی از آن جوانها با   چشمانی براق جلوی مرا گرفت وگفت کجا ؟ گفتم می خواهم با همسرم بروم منزل ،   اون جوان گفت: همسرت پولش را گرفت و رفت وتو باید خواسته ما چهار نفر را   جواب بدی .
 
  گفتم : منظورت را متوجه نمی شوم.
 
  اوگفت: خودت را نزن به اون راه که به یکباره دیدم دنیا جلوی چشمانم سیاه   شده بود. دیگه همه چیز را فهمیده بودم، او مرا فروخته بود. او شرف و آبرویم   را به حراج گذاشته بود.
 
  باورم نمی شد که همسرم مرا مثل یک حیوان بفروشد ،توفکربودم که دیدم هرچهار   نفری دارندمثل گرگ به من حمله می کنند من هم که شدیدا هم وحشت کرده وهم   ترسیده بودم جیغ می کشیدم .بعد از مدتی کوتاه از جیغ وداد من واز شانس من   ویاری خدا بعد از پاره شدن لباس من و یکی از آن جوانان ماشین پلیس که از آن   کنار ساختمان خرابه می گذشت متوجه می شود وبه دادم رسیده وآن چهار جوان را   هم دستگیر می کند.
 
  خبر آنلاین به نقل از سایت پلیس        
.
.
.
هشدار نسبت به افزايش استفاده از مواد مخدر به جاي مسكن در كودكان
                                                                                 مركز بهداشت جنوب تهران نسبت به افزايش مسموميت ناشي از مواد مخدر در كودكان هشدار داد.
   
  به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، مركز بهداشت   جنوب تهران در اطلاعيه‌اي با اشاره به افزايش تعداد اطفال بستري شده به علت   مسموميت‌هاي ايجاد شده به علت مصرف سهوي و يا عمدي مواد مخدر به خصوص   ترياك و مشتقات آن هشدار داد.
   
  مركز بهداشت جنوب تهران در اين اطلاعيه با ابراز نگراني از مصرف اين مواد   به عنوان تسكين‌دهنده و درمان‌كننده درد، به والدين توصيه كرد: تحت هيچ   شرايطي جهت تسكين درد فرزندان، از مواد مخدر به خصوص ترياك استفاده نكنند.
   
  گفتني است: اين موارد علاوه بر هزينه اشغال تخت در بيمارستانها و افزايش   هزينه خانواده‌ها جهت درمان اطفال، سبب به خطر افتادن جان مسمومين نيز شده   است.
.
.
.
مصرف موادمخدر به‌جاي کنترل درد، اعتياد بار است                                                                                 مدير مرکز درد بيمارستان سينا با هشدار نسبت به اعتيادبار بودن مصرف   موادمخدر براي کنترل درد، گفت: در بسياري از موارد شاهد بيماراني هستيم که   براي كاهش درد از موادمخدر استفاده مي‌كنند اما از آنجا که دردشان از نوع   پاسخ‌دهنده به داروهاي حاوي مخدر نبوده، استفاده از اين مواد نه تنها در   کاهش دردشان موثر نيست، بلکه موجب اعتياد آنها نيز مي‌شود.
  دکتر مهدي پناه خواهي، فلوشيپ درد و درمان‌هاي مداخله‌اي درد، در گفت‌وگو   با ايسنا، ادامه داد: مصرف موادمخدر گروهي از دردهاي عضلاني استخواني،   يبوست، تهوع، استفراغ، خارش و عوارض ديگري را نيز دامن‌گير اين افراد   مي‌كند .
   
  وي تاکيد کرد: مبتلايان به درد مزمن به صورت خودسرانه به روش‌هاي غيرعلمي و   غيرمعمول تن درندهند و بلکه به پزشکاني که در زمينه درد کار مي‌کنند و   متخصص اين مقوله هستند، مراجعه نمايند.
   
  اين فلوشيپ درد در ادامه از بيمارستان‌هاي حضرت رسول، مسيح دانشوري، لبافي   نژاد، امام حسين(ع) و سينا به عنوان بيمارستان‌هاي داراي مراکز درد در   تهران نام برد.        .
.
.
کدئین خطرناک و حتی کشنده است                                                                                 جامعه  - به تازگی در مورد مصرف کدئین تردیدهایی به وجود آمده است و   کارشناسان به دنبال تجدید نظر در استفاده از این دارو و حتی ممنوع کردن   مصرف آن هستند.
   
  آن‌ها معتقدند مصرف کدئین به صورت قرص یا شربت می‌تواند اعتیادآور،   بی‌تاثیر و حتی خطرناک باشد و کودکان اصلا نباید از این دارو استفاده کنند.
  هر سال نزدیک به 27 میلیون جعبه کدئین در هر سال در کشور انگلستان به فروش   می‌رسد. مصرف کدئین می‌تواند باعث احساس آرامش شود. اما کارشناسان معتقدند   بدن هر شخص ممکن است نسبت به این دارو واکنش‌های متفاوت و پیش‌بینی نشده‌ای   داشته باشد. این دارو تا زمانی که در کبد تجزیه نشده و تولید مورفین نکند   روی کاهش درد تاثیری ندارد.
  در بدن برخی انسان‌ها مقادیر کمی مورفین تولید می‌شود، اما در بدن برخی   دیگر میزان تولید مورفین بسیار بالاست و ممکن است آن‌ها را در خطر قرار   دارد. در این میان کودکان در معرض خطر جدی هستند.
  در این بین آژانس قوانین محصولات دارویی اعلام کرده است شربت‌های سرفه حاوی   کدئین برای کودکان زیر 18 سال خطرناک هستند و فقط باید توسط بزرگسالان   مصرف شود.
  این سازمان هم‌چنین اعلام کرد شواهد کمی وجود دارد که اثبات کند کدئین   موجود در شربت‌های سرفه در بهبود سرفه کودکان تاثیر داشته باشد. اما در عین   حال این دارو ممکن است عوارض جانبی مانند حالت تهوع، استفراغ، توهم و   نامنظم شدن ضربان قلب شود.
  به همین دلیل پزشکان و کارشناسان به دنبال آن‌ هستند که مصرف این دارو را به طور کامل ممنوع اعلام کنند.
  تا کنون چند ژن جدید کشف شده‌اند که می‌توانند روی متابولیسم بدن در هنگام   مواجه با کدئین تاثیرگذار باشند. این تفاوت‌های ژنتیکی ممکن است باعث بروز   پاسخ‌های بسیار جدی و خطرناکی در بدن شوند. ترکیب اشتباه این دارو ممکن است   باعث مسمومیت بر اثر تولید مورفین در بدن شود و عوارض بدی به همراه داشته   باشد. در مورد کودکان کوچک و نوزادان این حالت حتی می‌تواند کشنده هم باشد.                                                                                       __________________

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

درد يا اعتياد؟ مساله اين است!                                                                                 ترجمه: دکتر روزبه بخيت/يک جدال تاريخي
  درد يا اعتياد؟ مساله اين است!
   
  درد يکي از مهم‌ترين و شايع‌ترين علل مراجعه بيماران به مطب‌هاي پزشکي است.   با اين وجود تا سال 1983، شاخه‌اي تحت عنوان کنترل درد، در ميان جامعه   پزشکي وجود خارجي نداشت. حتي امروزه نيز اين شاخه در بسياري از دانشکده‌هاي   پزشکي، جزو دروس آموزشي به شمار نمي‌آيد. در قرون گذشته، حتي کنترل درد،   نوعي چالش اخلاقي براي پزشکان به شمار مي‌آمد. براي مثال درد زايمان، نوعي   مجازات براي «دختران حوا» محسوب مي‌شد و کاهش اين درد نوعي گناه و دخالت در   کار پروردگار بود....
  امروزه کنترل درد بيماران، به يک تصميم دسته‌جمعي براي کادر پزشکي تبديل   شده است که با مشورت با متخصصان اين کار صورت مي‌گيرد. اما حتي در دنياي   امروز هم اين‌گونه تصميم‌ها، با چالش‌هاي اخلاقي زيادي روبه‌رو هستند. به   نظر مي‌رسد ريشه اصلي اين مشکلات در طبيعت داروهاي ضد درد و کمي اطلاعات   درباره نحوه استفاده و تجويز آنها باشد. بيماراني که از پزشکان درخواست   داروهاي ضد درد مي‌کنند، ممکن است از سوي پزشک به معتاد بودن متهم شوند و   پزشکاني که به وفور داروهاي مسکن تجويز مي‌کنند از مشکلات قانوني و حتي   بازداشت شدن به علت اين کار مي‌ترسند.
   
  اما با در نظر گرفتن اين نکته که تنها در آمريکا 10 تا 15 درصد افراد   جامعه، که اکثرا ميانسال يا پيرتر هستند از درد‌هاي مزمن رنج مي‌برند،   تصميم‌گيري درباره نوع داروي ضد درد و نحوه تجويز آن يک تصميم حياتي به   شمار مي‌رود. نکته قابل توجه آن است که در اين 10 تا 15 درصد، درد به حدي   شديد است که در زندگي روزمره اين افراد اختلال ايجاد مي‌کند. به همين دليل   در سال‌هاي اخير محققان، مجددا بررسي روي قديمي‌ترين و البته قوي‌ترين دسته   داروهاي ضد درد را آغاز کرده‌اند. اين داروها به اپيوييد يا شبه مخدر   معروف‌اند و از ميان آنها، نام مرفين، کديين و متادون بيش از بقيه به   گوش‌ها آشناست.
   
  گرچه اپيوييد‌ها جزو قوي‌ترين و بهترين مسکن‌ها محسوب مي‌شوند – به ويژه در   بيماراني که دچار بيماري‌هاي لاعلاج هستند - اما اين داروها بيشتر به علت   خاصيت اعتيادآوري‌شان شناخته شده‌اند. با وجود اينکه تحقيقات گسترده   سال‌هاي اخير، اطلاعات بشر از نحوه عملکرد اين داروها و فايده‌ها و مضرات   آنها را بيش از پيش مشخص کرده است اما تشخيص بي‌خطر بودن اين داروها در يک   بيمار خاص، همچنان تشخيص دشواري است. سن بيمار، سابقه سوء مصرف مواد، علت   اصلي بروز درد و حساس بودن بيمار به يک نوع داروي خاص باعث مي‌شود که   دارويي که براي يک بيمار، نوش‌داروها به حساب مي‌آيد، براي ديگري جام   شوکران باشد.
  چه کسي معتاد مي‌شود؟
   
  روان‌پزشکان در استفاده از واژه‌هاي «اعتياد» و «وابستگي» بسيار محتاطانه   عمل مي‌کنند و سعي مي‌کنند بين اين دو فرق قايل شوند. وابستگي تقريبا در   تمام کساني که از داروهاي اپيوييد به مدت طولاني استفاده مي‌کنند به وجود   مي‌آيد: آنها به تدريج، نسبت به اين داروها مقاوم مي‌شوند و در صورتي که   دارو را به طور ناگهاني قطع کنند، دچار علايمي موسوم به «علايم ترک»   مي‌شوند. نکته در اينجاست که آنها در نهايت موفق مي‌شوند مصرف دارو را قطع   کنند. اعتياد در مقابل، به مصرف اجباري دارو به‌رغم نتايج منفي اطلاق   مي‌شود: فرد معتاد، حتي پس از برطرف شدن درد نيز نمي‌تواند مصرف داروي   اپيوييد را کنار بگذارد.
   
  گرچه اکثر افراد تصور مي‌کنند که داروهاي اپيوييد با کمترين ميزان مصرف   باعث اعتياد مي‌شوند اما تحقيقات نشان داده است که اکثر بيماران از استفاده   اين داروها «لذت» خاصي نمي‌برند. حتي مصرف‌کنندگان «تفريحي» اين داروها   نيز اکثرا گرفتار اعتياد به دارو نمي‌شوند. اغلب افرادي که به اين داروها   معتاد مي‌شوند افرادي هستند که سابقه آسيب‌هاي روحي، اختلالات رواني و يا   سابقه سوء‌مصرف مواد را در پرونده خود دارند.
   
  يک بررسي از چند تحقيق قبلي که در بيستم ژانويه در نشريه پايگاه داده‌هاي   کوچران – يک نشريه پزشکي مبتني بر شواهد – چاپ شد، نشان داد که تنها سه‌دهم   درصد از بيماراني که سابقه سوء مصرف مواد نداشتند، در اثر درمان طولاني   مدت با اپيوييد‌ها دچار اعتياد شدند. اين مجموعه بررسي‌ها روي 4800 بيمار   ميانسال و مسن‌تر صورت گرفته بود که بين 6 ماه تا 4 سال تحت درمان با   داروهاي شبه مخدر قرار داشتند. مرديت نوبل، نويسنده اصلي اين بررسي و محقق   موسسه ECRI در فيلادلفيا مي‌گويد: «اين نتايج نشان مي‌دهد که براي آن دسته   از بيماران که فاقد سابقه سوء مصرف دارو هستند، احتمال بروز اعتياد در زمان   درمان‌هاي پزشکي بسيار کم است.»
   
  دکتر نورا ولکو، مدير موسسه ملي سوء مصرف مواد، نگاهي نه چندان خوش‌بينانه   به اين نتايج دارد. او به اين موضوع اشاره مي‌کند که از ميان 26 مورد   تحقيقي که توسط دکتر نوبل مورد بررسي قرار گرفته‌اند، در 18 تحقيق، حتي يک   مورد اعتياد نيز يافت نشده است. دکتر ولکو معتقد است که اين مساله تنها يک   توجيه ساده دارد: کسي به دنبال يافتن موارد اعتياد نبوده است. با اين وجود   دکتر ولکو نيز کتمان نمي‌کند که سن و سابقه سوء مصرف مواد، فاکتورهاي مهمي   در بروز اعتياد به داروهاي اپيوييد هستند. اعتياد به طور معمول مشکل نسل   جوان است.
   
  با اين وجود در بعضي موارد، درمان ناکافي با داروهاي ضد درد باعث مي‌شود که   بيماران به اشتباه، معتاد به شمار آورده شوند. درخواست مکرر براي داروي ضد   درد، در واقع علامت اعتياد آنها نيست. آنها تنها به دنبال يک درمان موثر   براي درد خويش هستند.
  مشکل مصرف بيش از حد
   
  در آخرين تحقيقاتي که روي مساله مسموميت با داروهاي مخدر صورت گرفته است،   محققان بيش از 10 هزار بيمار را که در فاصله سال هاي 1997 تا 2005 به علت   درد مزمن در واشنگتن تحت درمان قرار گرفته‌اند مورد بررسي قرار داده‌اند.   نتايج اين تحقيق که در سالنامه طب داخلي چاپ شده است نشان مي‌دهد که در   مجموع 51 بيمار دچار مسموميت در اثر مصرف بيش از حد داروهاي اپيوييد   شده‌اند و از اين ميان 6 مورد به مرگ منتهي شده است. در يک نگاه کلي، گرچه   احتمال بروز مسموميت بسيار کم بوده است اما اين احتمال، ارتباط مستقيمي با   دوز داروي تجويز شده توسط پزشک داشته است: بيماراني که بالاترين دوز دارو   را دريافت مي‌کرده‌اند، 9 برابر شانس مسموميت بيشتر داشته‌اند. در ميان   بيماراني که به صورت طولاني‌مدت از اين داروها استفاده مي‌کردند، احتمال   بروز مسموميت، 25صدم درصد به ازاي هر سال مصرف دارو بوده است.
   
  بعضي از موارد مسموميت، با سوء مصرف مواد يا تلاش براي خودکشي مرتبط   بوده‌اند و در بعضي موارد نيز اشتباه بيمار در مصرف دارو، عامل بروز   مسموميت بوده است. با اين وجود، فون کروف و همکاران‌اش نتوانسته‌اند   دريابند که در مابقي موارد، مشکل از کجا ناشي شده است. گرچه فون کروف معتقد   است که ميزان داروي تجويز شده، عامل بسيار مهمي به شمار مي‌آيد اما از نظر   وي تحقيقات بيشتري براي بررسي علل بروز مسموميت مورد نياز است. او   مي‌گويد: «اکثر مردم تصور مي‌کنند که در مورد درماني که سال‌هاست توسط   بسياري از بيماران به کار برده مي‌شود، تحقيقات و بررسي‌هاي متعددي وجود   داشته باشد. اما واقعيت آن است که بررسي‌هاي انجام شده به هيچ وجه کافي و   جامع نيست.
  کدام مسکن بهتر است؟
   
  از ميان داروهاي اپيوييد، يک دارو بيش از سايرين مي‌تواند باعث بروز   مسموميت شود: متادون. استفاده از متادون در درمان درد‌هاي مزمن در سال‌هاي   اخير بسيار افزايش يافته است. متادون داروي ارزاني است و راحت‌تر از ساير   اپيوئيد‌هاي ديگر به دست مي‌آيد.
   
  بر اساس گزارشي که در جلسه ساليانه انجمن طب درد در فوريه ارايه شد، در   فاصله سال‌هاي 1999 تا 2009 ، 5 درصد از اپيوييد‌هاي تجويز شده در آمريکا   متادون بوده است. اما 30 درصد موارد مرگ ناشي از مسموميت با اپيوييد‌ها، از   مصرف اين دارو ناشي شده است. گرچه بعضي از اين موارد مرگ، در بيماران   معتاد به هروييني بوده است که به علت اعتياد، متادون مصرف مي‌کرده‌اند، اما   اکثر بيماراني که در اثر مصرف بيش از حد با متادون درگذشته‌اند بيماراني   بوده‌اند که اين دارو را با نسخه پزشک و براي کنترل درد‌هاي مزمن خويش مصرف   مي‌کرده‌اند.
   
  مي‌توان سازمان غذا و داروي آمريکا و بي‌احتياطي پزشکان را عامل اصل اين   مسموميت‌ها دانست. تا سال 2006 ، بر اساس دستورالعمل‌هاي سازمان غذا و   داروي آمريکا، براي کنترل درد در بيماران، 80 ميلي‌گرم متادون در روز توصيه   مي‌شد. اين دوز از دارو مي‌تواند در بيماراني که نسبت به دارو مقاومت   ندارند باعث مرگ شود. در حال حاضر، FDA‌توصيه مي‌کند که براي شروع 30   ميلي‌گرم متادون براي هر بيمار تجويز شود.دکتر گاوريل پاسترناک، محقق   داروهاي شبه مخدر و مدير بخش داروشناسي مولکولي يک موسسه تحقيقات سرطان در   نيويورک مي‌گويد: «تصور مي‌شود که متادون داروي بسيار ارزشمندي باشد. اين   دارو در بسياري از بيماراني که به ساير دارو‌ها جواب نمي‌دهند، درد را   کنترل مي‌کند اما به همان اندازه خطرناک نيز هست. تجويز صحيح اين دارو کار   بسيار مشکلي است و ما بايد در زمينه آموزش پزشکان بسيار قوي‌تر عمل کنيم.»
  اين حرف در مورد اکثر داروهاي مسکن غير مخدر مانند بروفن و ناپروکسن – که   بعضا بدون نسخه به فروش مي‌رسند ـ نيز صادق است. انجمن طب سالمندان آمريکا،   در مورد مصرف اين داروها و ساير داروهاي موسوم به NSAID (مانند آسپيرين)،   به ويژه در سالمندان اخطار داده است. با در نظر گرفتن عوارض جانبي خطرناک   اين دارو‌ها مانند خون‌ريزي‌هاي معده و همچنين احتمال تداخل با ساير   داروهاي مصرف شده توسط سالمندان، اين انجمن به بيماران توصيه مي‌کند که   حتي‌الامکان از استامينوفن استفاده کنند. در صورت عدم پاسخ مناسب، به‌ويژه   در سنين بالا توصيه مي‌شود که از شبه مخدر‌هايي مانند کديين که فاقد خطرات   فوق‌الذکر هستند، استفاده شود. دکتر بروس فرل، يکي از نويسندگان دستورالعمل   انجمن طب سالمندان مي‌گويد: «منظور ما اين نيست که شبه مخدر‌ها داروهاي   بي‌خطري هستند. آنها بسيار خطرناک‌اند اما به نظر ما درصدي از بيماران وجود   دارند که براي آنها، اپيوييد‌ها از بروفن و آسپيرين بهتر است.»
  مراقب سقوط باشيد!گرچه احتمال بروز اعتياد در بيماران سالمند بسيار کم است –   و حتي چندان مهم هم نيست – اما خطر ديگري در کمين سالمنداني است که از   داروهاي مخدر استفاده مي‌کنند. در تحقيقي که در ژانويه توسط فون کروف و   همکاران‌اش به چاپ رسيد، آن دسته از بيماران سالمندي که از مقادير بالاي   داروهاي مخدر استفاده مي‌کردند، دو برابر سايرين دچار شکستگي استخوان   مي‌شدند. تصور مي‌شود سرگيجه، سنگيني سر و تخدير ناشي از اين داروها باعث   سقوط بيماران باشد. در سنين بالا، يک سقوط ساده از پله 30 سانتي‌متري   مي‌تواند باعث شکستگي ران يا لگن شود و اين شکستگي‌ها و عوارض آن مي‌تواند   حتي براي اين بيماران کشنده باشد.
  داروي مخدر براي جلوگيري از اعتياد
   
  يکي از جالب‌ترين موارد مصرفي دارو‌هاي شبه مخدر، در تحقيقي روي 700 سرباز   آمريکايي شرکت‌کننده در جنگ عراق ديده شد. بررسي‌ها نشان داد که آن دسته از   سربازاني که در حين درمان‌هاي پزشکي، مرفين دريافت کرده بودند، کمتر از   ساير سربازان، دچار يک عارضه رواني موسوم به «عارضه استرس بعد از آسيب» يا   PTSD مي‌شدند. PTSD که به طور معمول در بازماندگان حوادث مرگبار ديده   مي‌شود، نوعي عارضه رواني است که به ويژه در سربازاني که در صحنه‌هاي نبرد،   شاهد مرگ هم‌قطاران خود بوده‌اند، ديده مي‌شود. نکته قابل توجه آن است که   اکثر بيماران PTSD در نهايت به واسطه آسيب‌هاي روحي، به مصرف مواد مخدر   تمايل پيدا مي‌کنند اما به نظر مي‌رسد مصرف مرفين در اين دسته از سربازان،   از معتاد شدن آنها در آينده جلوگيري مي‌کند.
  نياز به درمان‌هاي بهتر
   
  طي دهه‌هاي اخير، پيشرفت‌هاي زيادي در مورد مصرف کوتاه مدت داروهاي مخدر به   دست آمده است و آگاهي‌هاي پزشکان در اين باره بسيار افزايش يافته است.   براي مثال، کاهش درد ناشي از عمل‌هاي جراحي و آسيب‌هاي ناشي از حوادث، نه   تنها باعث آرامش بيمار مي‌شود، بلکه پروسه درمان و ترميم را نيز تسهيل   مي‌بخشد. مصرف کوتاه مدت داروهاي اپيوييدي، در بيمارستان‌ها يک عمل شناخته   شده و بي‌خطر محسوب مي‌شود اما در مورد مصرف طولاني‌مدت اين داروها در   درمان درد‌هاي مزمن، ماجرا بسيار پيچيده‌تر است.
   
  به اين دليل که دستورالعمل‌هاي مناسب در مصرف داروهاي مخدر وجود ندارد،   تصور مي‌شود که درصد قابل توجهي از بيماران، درمان کافي ضد درد دريافت   نمي‌کنند. گرچه در بعضي موارد، براي مثال، بيماراني وجود دارند که به‌رغم   درد شديد، به علت اطلاعات کم پزشک و يا ترس پزشک از اعتياد بيمار، مقاديري   از دارو را دريافت مي‌کنند که بسيار کمتر از نياز آنهاست. سيوبان رينولد،   مدير موسسه کنترل درد مي‌گويد: «اکثر پزشکان از تجويز مقادير بالاي داروهاي   شبه مخدر مي‌ترسند و گاه اين ترس آنها به قيمت از بين رفتن کارايي روزمره   بيماران تمام مي‌شود. اين خواست اکثر بيماراني است که مقادير کمي از   داروهاي مخدر را دريافت مي‌کنند، اما براي آن دسته از بيماران که واقعا   نياز به داروهاي مخدر دارند، زندگي مانند جهنم است.
   
  داروهاي مخدر، براي افراد مناسب يک معجزه به حساب مي‌آيند. نمي‌توان گفت که   داروهاي اپيوييد خوب هستند يا بد. آنها همين چيزي هستند که مي‌بينيد. فقط   بايد آنها را شناخت و به جا استفاده کرد.»
   
  منبع: Time
 
  هفته نامه سلامت
.
.
.
مواد روانگردان-پشت رل به سوى مرگ                                                                                 ترجمه: زهرا عباسپور تميجانى
   
  • مواد روانگردان چگونه رانندگى شما را با اشكال مواجه مى كنند؟
  زمانى كه شما رانندگى مى كنيد، دست ها، چشمان و پاهاى شما وسيله نقليه را   كنترل مى كنند و مغز شما دستان، چشم ها و پاهاى شما را تحت فرمان دارد.
   
   
   
  براى رانندگى امن و بى خطر بايد هوشيار، آگاه و توانا در اتخاذ تصميمات فورى در پاسخ به محيطى باشيد كه دائماً در حال تغيير است.
  مواد روانگردان كاركرد طبيعى مغز و بدن را مختل نموده و حتى توانايى   باتجربه ترين و ماهرترين رانندگان را تحت  تاثير قرار مى دهند. در حالى كه   دارو هاى مختلف به اشكال متفاوتى رانندگى شما را تحت تاثير قرار مى دهند،   هر دارويى كه شما را كند كرده، به شتاب واداشته و يا بينايى شما را تغيير   دهد، مى تواند توانايى شما را در رانندگى مختل نمايد كه اين امر عواقب   فاجعه بارى در پى دارد.
   
  • الكل و ساير دارو هاى كند كننده
  الكل هوشيارى را كند نموده و تطابق حركتى را كاهش مى دهد. كسانى كه پس از   مصرف الكل رانندگى مى كنند نمى توانند با سرعت لازم واكنش نشان دهند.   بينايى آنها تحت تاثير قرار گرفته، مى توانند دچار تارى ديد و يا دوبينى   شوند. الكل درك عمق را تغيير مى دهد و تخمين دورى يا نزديكى ساير وسايل   نقليه، عابران و اشيا را دشوار مى سازد. از آنجايى كه الكل قدرت قضاوت را   تحت تاثير قرار مى دهد، فردى كه پس از نوشيدن رانندگى مى كند ممكن است به   شكل اغراق آميزى احساس اعتماد به نفس نموده و نداند كه توانايى وى در   رانندگى مختل شده است. رانندگى آنها اغلب بدون احتياط و بى پروا است،   مارپيچ مى روند، سبقت مى گيرند و از جاده منحرف مى شوند و اغلب تصادف به   بار مى آورند.
  الكل دارويى كند كننده است يعنى مغز و بدن شما را كند مى كند. ساير دارو   هاى كندساز مانند برخى از دارو هاى تجويز شده تسكين دهنده به همان طريقى كه   الكل عمل مى كند توانايى فرد را در رانندگى بدون خطر تحت تاثير قرار مى   دهند. هر دارويى كه سبب خواب آلودگى مى شود مانند داروى سرفه، سرماخوردگى   يا آلرژى نيز مى تواند توانايى فرد را در رانندگى مختل كند.
  تلفيق الكل با يك داروى كندساز ديگر آثار شديد تر و خطرناك ترى از مصرف يك دارو به تنهايى دارد.
  در زمان مصرف دارو هاى تجويز شده به وسيله پزشك يا دارو هايى كه بدون نسخه   به فروش مى رسند، عاقلانه است كه قبل از رانندگى كردن با پزشك يا دارو   سازتان مشورت كنيد.
   
   
   
  • دارو هاى محرك
  دارو هاى محرك نظير كافئين، آمفتامين ها و كوكائين مى توانند هوشيارى را   افزايش دهند، اما اين بدان معنا نيست كه اين دارو ها مهارت هاى رانندگى را   بالا مى برند. راننده خسته اى كه قهوه مى نوشد تا بيدار بماند و بتواند   رانندگى كند بايد بداند كه اثر تحريك كننده قهوه به زودى از بين مى رود و   تنها دارو براى رفع خستگى كنار كشيدن از جاده و خوابيدن است. به نظر نمى   رسد كه آمفتامين ها در دوز هاى تجويز شده به وسيله پزشك بتوانند مهارت هاى   رانندگى فرد را تحت تاثير قرار دهند، اما مطمئناً با بالابردن اعتماد به   نفس فرد به شكلى اغراق آميز مى توانند خطر را در زمان رانندگى بالا ببرند.
  دوز هاى بالاتر آمفتامين ها منجر به بروز خصوصيات تهاجمى و خصمانه مى شوند.
  مصرف كنندگان كوكائين نيز مى توانند دچار اعتماد به نفس بى جا در زمان   رانندگى شوند. اما مصرف كوكائين بر بينايى تاثير كرده و تارى ديد، برق زدن و   توهمات بينايى را سبب مى شود. مصرف كنندگان كوكائين همچنين ممكن است صدا   هايى را بشنوند كه وجود خارجى ندارند مانند صداى زنگ و يا بوهايى را   استشمام كنند كه وجود ندارد مانند بوى دود يا گاز. اين ها همه مى  توانند   رانندگى فرد را دچار اشكال كنند.
   
   
  • كانابيس (حشيش) و ساير دارو هاى توهم زا
  كانابيس درك عمق و زمان توجه و تمركز را مختل و زمان واكنش را طولانى مى   سازد و قدرت عضلانى و ميزان پايدارى دست را كاهش مى دهد. همه اينها مى   توانند يك رانندگى امن و بى خطر را دچار اشكال نمايند.اثرات دارو هاى توهم   زا مانند LSD، اكستازى، مسكالين و پسيلوكالين، ادراك و خلق را تخريب مى   كنند. رانندگى در زمانى كه تحت تاثير هر كدام از اين دارو ها هستيد، به شدت   خطرناك است.
   
  CAMH, Toronto University
.
.
.
            افسردگی - اعتیاد (بررسی رابطه علت و معلول)                                                                                 کسانی که به مصرف الکل و سایر مواد مخدّر وابستگی دارند غالباً از   بیماری‌های روانی نیز رنج می‌برند. عدم درمان بیماری‌های روانی این افراد،   درمان اعتیاد آن‌ها را نیز مشکل‌تر و پیچیده‌تر می‌سازد.
  افسردگی یکی از مسائل رایج در بین معتادان است. تشخیص بین افسردگی حاد و   آشفتگی هیجانی ناشی از اعتیاد به دلایل زیر می‌تواند مشکل باشد:
  اکثر داروها از جمله الکل، مسکّن‌ها و آرامبخش‌ها خودشان اثر شل‌کنندگی و رخوت‌آور دارند.
  بسیاری از نشانه‌های افسردگی در خلال ترک اعتیاد ظاهر می‌شوند. برای مثال،   متعادان به کوکائین معمولاً سه تا پنج روز پس از آخرین مصرف، دچار خواب   آلودگی و رخوت شدید می‌شوند.
  مصرف الکل یا مواد مخدّر یک نوع بی‌خیالی ایجاد می‌کند که تأثیر هیجانی   رویدادهای روزمره را کاهش می‌دهد. بدون مصرف این مواد، همان هیجان‌ها و   احساسات دوباره برای فرد وجود خواهد داشت و او ممکن است آن‌ها را غیرعادی   بپندارد.
  دوران اعتیاد، تراژدی‌های زیادی از قبیل طلاق، از دست دادن حضانت فرزندان،   از دست دادن کار و ... به همراه دارد که باعث غم و اندوه زیادی می‌گردد.
  از دست دادن ارتباط با دیگران می‌تواند سبب غم و اندوه گردد. الکل و دیگر   مواد مخدّر معمولاً به صورت «بهترین دوست» فرد در می‌آیند. دوستی که همیشه   حاضر است و باعث آرامش و تسکین می‌گردد.
  بسیاری از نشانه‌های افسردگی معمولاً با پرهیز از مصرف الکل و دارو از بین می‌روند.
  ● افسردگی حاد چیست؟
  افسردگی حاد یا افسردگی عمده یک نوع بیماری است که بدن، ذهن و فرایندهای   فکری را درگیر می‌کند. برخورد و خوراک و خواب فرد، بر نحوه نگاه کردن به   خود و بر نحوه تفکر تأثیر می‌گذارد. اختلال افسردگی مشابه حالت غم و اندوهی   که گاهی برای هر کس پیش می‌آید نیست. این اختلال نشانه ضعف شخصی نیست و   وضعیتی نیست که آرزوکنیم خود به خود برطرف گردد. افرادی که دچار افسردگی   می‌شوند نمی‌توانند به آسانی «خود را جمع و جور کنند» و بهتر شوند.   نشانه‌های افسردگی در صورتی که درمان صورت نگیرد می‌توانند هفته‌ها، ماه‌ها   یا حتی سال‌ها باقی بمانند.
  ● نشانه‌های افسردگی
  هر کس که دچار افسردگی می‌شود لزوماً همه نشانه‌های افسردگی را با هم   ندارد. بعضی‌ها فقط چند نشانه و برخی دیگر تعداد بیشتری از نشانه‌ها و   عوارض بیماری را پیدا خواهند کرد. همچنین شدّت عوارض نیز از یک فرد به فرد   دیگر و در طول زمان متفاوت است.
  ▪ این نشانه‌ها عبارتند از:
  ـ احساس غمگینی، اضطراب یا «خالی بودن» مداوم
  ـ احساس ناامیدی و بدبینی
  ـ احساس گناه، بی‌ارزش بودن یا بی‌پناهی
  ـ از دست دادن علاقه به فعالیت‌هایی که قبلاً خوشایند بودند.
  ـ کاهش انرژی، خستگی و کندی
  ـ مشکل در تمرکز، یادآوری یا تصمیم‌گیری
  ـ بی‌خوابی یا خواب بیش از حدّ
  ـ تغییر در اشتها و وزن
  ـ فکر خودکشی یا مرگ و یا اقدام به خودکشی
  ـ تندخویی، تحریک‌پذیری، زودرنجی، بیقراری، بی‌حوصلگی
  ـ عوارض جسمی و فیزیکی ماندگار که به درمان جواب نمی‌دهند، مثل سردرد، اختلال گوارشی یا دردهای مزمن
  ▪ شیوع افسردگی
  اغلب پژوهش‌ها نشان می‌دهند که میزان افسردگی حاد در بین معتادان (الکل یا   مواد مخدّر)، چهار برابر بیشتر از دیگران است. همچنین میزان افسردگی در بین   زنان معتاد، دو برابر مردان است. این نسبت در بین غیرمعتادان نیز برقرار   است. هنگامی که فردی که به الکل یا مواد مخدّر وابستگی دارد دچار افسردگی   حاد می‌شود، علاوه بر درمان وابستگی شیمیایی بدنش باید تحت درمان سلامت   ذهنی نیز قرار گیرد.
  ● تشخیص افسردگی
  تشخیص دقیق بسیار حساس است. اگر این نشانه‌ها و عوارض افسردگی را در خود   یافتید، باید حتماً توسط یک روان درمانگر که در زمینه وابستگی به الکل و   مواد مخدّر نیز تجربه داشته باشد تحت معاینه و سنجش قرار گیرید.
  ● درمان‌های موجود
  معمولاً افسردگی در معتادان (الکل یا دارو) از طریق روان درمانی و داروهای   ضد افسردگی، درمان می‌گردد. مطالعات نشان داده‌اند که درمان از طریق   داروهای ضدافسردگی در کاهش افسردگی بین الکلی‌ها موثر است. البته باید توجه   داشت که دارو درمانی، تنها بخشی از طرح و برنامه درمان است و نمی‌تواند   جایگزین روان درمانی گردد. درک این نکته حائز اهمیت است که دارو درمانی   باید توسط متخصصی که آشنایی کامل به سوء مصرف و وابستگی به مواد دارد صورت   گیرد زیرا برخی از داروهایی که برای درمان افسردگی تجویز می‌گردند خودشان   ممکن است اعتیادآور باشند.
   
   
     ترجمه : کلینیک الکترونیکی روان‌یار
  Facts about Addiction and Depression”, Mental Health Center, Hazelden Foundation
.
.
.
ارتباط متقابل افسردگي و اعتياد
   
  مطمئنا در اطراف خود يا در کوچه و خيابان افرادي را مي بينيد که گرفتار   اعتياد شده اند. اما اين افراد با هم بسيار متفاوت هستند. عده اي از اين   افراد بسيار گرفته و غمگين هستند و عده اي ديگر دچار روحيه اي شادتر نسبت   به گروه اول هستند. افراد گروه اول مدت زمان بيشتري گرفتار اعتياد شده اند و   دچار بيماري روحي و رواني هستند ولي گروه دوم تازه به دام اعتياد افتاده   اند و بيماري روحي و رواني ندارند يا تازه دچار آن شده اند. هنگامي که فردي   هم اعتياد و هم علاوه بر آن، يک بيماري رواني مثل افسردگي داشته باشد،   پزشکان مي گويند که«تشخيص دوگانه» دارد. حال براي شناخت اين«تشخيص دوگانه»   بايد ديد افسردگي چيست؟
   
  تعريف افسردگي
   
  افسردگي احساس وحشتناک و آزاردهنده اي است که پزشکان آن را چنين تعريف مي   کنند: «احساس دلتنگي و ناخوشي که حداقل براي دو هفته ادامه داشته باشد.»   اين البته با احساس فشار رواني يا غمگين بودن درباره يک چيز يا يک موضوع   متفاوت است. افسردگي معمولا به نظر مي رسد که بدون دليل موجهي بروز مي کند.   شخص احساس غمگيني مي کند بدون آن که دقيقا علت آن را بداند. فعاليت هايي   که درحالت عادي براي او خوشايند بودند ديگر او را خوشحال نمي کنند. حتي   بيرون آمدن از رختخواب نيز مي تواند مشکل گردد. نشانه هاي افسردگي شامل   موارد زير هستند:
  - احساس افسردگي در اغلب اوقات شبانه روز و تقريبا هر روز. اين نشانه در   کودکان و نوجوانان مي تواند به صورت تندخويي و تحريک پذيري باشد.
  - از دست دادن علاقه نسبت به فعاليت هايي که قبلا خوشايند و دلپذير بودند.
  - افزايش يا کاهش زياد وزن.
  - مشکل در خوابيدن يا خوابيدن بيش از حد.
  - احساس خستگي، تقريبا هر روز.
  - احساس بي ارزش بودن يا احساس گناه بدون دليل موجه.
  - مشکل در تمرکز و فکر کردن.
  - صحبت کردن يا حرکت کردن کندتر از حد معمول.
  - به فکر خودکشي يا مرگ افتادن.
   
  تشخيص دوگانه
   
  هنگامي که فردي هم اعتياد و هم علاوه بر آن، يک بيماري رواني مثل افسردگي   داشته باشد، پزشکان مي گويند که«تشخيص دوگانه» دارد. اين عبارت به پزشکان،   پرستاران و ساير کادر درماني يادآوري مي کند که اين بيمار در مسير بهبود   خود با چالش ها و موانع اضافي روبروست. افسردگي و ساير بيماري هاي رواني،   خطر ابتلاء به اعتياد را افزايش مي دهند. در بين تمام افرادي که يک نوع   بيماري رواني براي آن ها تشخيص داده شده است، 29 درصد داراي سوء مصرف الکل   يا دارو مي باشند. بيش از 37 درصد کساني که سوء مصرف الکل دارند و 53 درصد   افرادي که سوء مصرف دارو دارند، حداقل داراي يک نوع بيماري رواني جدي مي   باشند. افسردگي در بين کساني که داراي سوء مصرف الکل يا دارو هستند بيشتر   از مردم عادي شايع است.
   
  چرا افسردگي مي تواند به اعتياد بينجامد؟
   
  برخي از مردم براي رفع عوارض و نشانه هاي افسردگي به استفاده از الکل و   دارو هاي غيرمجاز روي مي آورند. پزشکان به اين پديده«خود درمانگري» مي   گويند. اثرات الکل يا دارو مي تواند موقتا احساس غمگيني، گناه يا بي ارزش   بودن را کاهش دهد. اما هنگامي که اثر آن ها از بين رفت، احساسات بد دوباره   باز خواهند گشت. اين چرخه مي تواند به استفاده مداوم و نهايتا معتاد شدن   بينجامد. پيامدهاي افسردگي نيز مي تواند شخص را به سوي اعتياد سوق دهد.   افراد افسرده معمولا از ارتباطات اجتماعي کناره مي گيرند و حتي ممکن است در   حفظ شغل خود نيز مشکل پيدا کنند. آن ها در بيشتر اوقات گوشه گير و تنها   هستند و بدون داشتن يک شبکه اجتماعي پشتيبان، براي آسايش و راحتي به الکل   يا دارو متوسل مي شوند. براي اين گونه افراد، وقت گذراني با کساني که آن ها   نيز سوء مصرف الکل يا دارو دارند راحت تر و آسان تر است زيرا انتظارات   اجتماعي از آن ها کمتر است. حتي براي کساني که از الکل يا دارو براي خود   درمانگري استفاده نمي کنند و ارتباطات اجتماعي شان را از دست نداده اند،   افسردگي احتمال خطر ابتلاء به اعتياد را افزايش مي دهد. بسياري از پزشکان   فکر مي کنند که همان چيزهايي که فرد را در مقابل افسردگي آسيب پذير ساخته   است، آن ها را بيشتر در معرض سوء مصرف الکل يا دارو قرار مي دهد. کساني که   افسردگي ندارند مي توانند داروي غيرمجاز مصرف کنند يا به طور مرتب مشروبات   الکلي بنوشند بدون آن که با مشکلات بلند مدتي روبرو گردند اما انجام همين   کارها براي کساني که افسردگي دارند به احتمال زياد به اعتياد آن ها منجر مي   شود.
   
  چه موقع اعتياد به افسردگي مي انجامد؟
   
  نشانه هاي اعتياد و افسردگي ممکن است بسيار شبيه هم باشند. هنگامي که   افسردگي به طور مستقيم به سوء مصرف الکل يا دارو ارتباط داشته باشد و به   طور مستقل وجود نداشته باشد، «تشخيص دوگانه» در نظر گرفته نمي شود بلکه به   عنوان پيامد اعتياد محسوب مي گردد. براي مثال، چند مشکل رواني مستقيما به   کوکائين ارتباط دارند. سوء مصرف کوکائين مي تواند به توهم، اضطراب، مشکل   خواب، مشکل در روابط جنسي و يک نوع اختلال در خلق و خو که شامل افسردگي است   منجر گردد. اما پس از آن که فرد مصرف کوکائين را قطع کند، مشکلات رواني   عموما بهتر مي شوند. آمفتامين ها و داروهاي تنفسي، همگي داراي اثرات مشابهي   با کوکائين هستند.
   
  درمان
   
  هنگامي که فرد هم اعتياد و هم افسردگي داشته باشد، يکي از نخستين گام هاي   درمان، دريافتن اين نکته است که کداميک از آن ها اول به وجود آمده اند. اين   اطلاع مي تواند از پرونده بيمار و تاريخچه مشکلات او به دست آيد. بيمار   شايد بتواند احساس افسردگي که پيش از معتاد شدن داشته است را تشريح کند و   يا ممکن است به توصيف خوددرمانگري با دارو يا الکل بپردازد. گاهي اوقات   لازم است که ابتدا به فرد کمک شود تا مصرف الکل يا دارو را کنار بگذارد و   سپس براي افسردگي مورد ارزيابي قرار گيرد. اگر معلوم باشد که افسردگي،   پيامد اعتياد بوده است، درمان اعتياد معمولا تنها کاري است که بايد انجام   شود. اگر افسردگي به عنوان يک مساله جداگانه هم مطرح باشد البته بايد به آن   نيز پرداخت. در اين حالت درمان از طريق مشاوره هاي تخصصي و داروهاي   ضدافسردگي صورت مي گيرد. ترکيب اعتياد و افسردگي، درمان و بهبود را دشوارتر   مي سازد. هنگامي که فردي احساس نوميدي، غمگيني يا درماندگي مي کند، مقابله   با اعتياد او کار بسيار دشواري است. اما با دانستن ارتباط بين اعتياد و   افسردگي، آگاهي از احتمال تشخيص دوگانه، و اتخاذ درمان هايي که هر دو جنبه   را پوشش دهد مي توان راه بهبودي را هموار نمود.
   
  تبیان


اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

مواد مخدر محرک الکل و سیگار - سلامت جنسی                                                                                 تاثیر مواد مخدر بر عملکرد جنسی   
   گفتگو با دکتر پرویز مظاهری دبیر علمی انجمن روان‌پزشکان ایران 
   
   
   
  اسم مواد مخدر که می‌آید، واکنش‌های متفاوتی در مغز افراد مختلف ایجاد   می‌شود. اگر سالم و ضددود باشید پیش از هر چیز به معضلات ناشی از مواد مخدر   فکر می‌کنید. اگر مسوول و سیاستگذار بهداشتی باشید به راه‌هایی برای کنترل   و کاهش عرضه و تقاضای این مواد فکر می‌کنید و اگر پدر و مادر باشید،   احتمالا به فکر فرزندتان می‌افتید و اینکه مبادا او در این دام گرفتار شود.   اما اگر خودتان معتاد باشید احتمالا بیش از هر چیزی هوس مخدر می‌کنید و به   یاد دوستان ناباب‌تان می‌افتید؛ دوستان نابابی که برای کشاندن شما به سمت   مواد مخدر از هر دوز و کلکی استفاده کرده‌اند و کلی حرف و باور نادرست به   خوردتان داده‌‌اند؛ از جمله این باورها می‌توان به تاثیر مواد مخدر در   بهبود عملکرد جنسی اشاره کرد. با دکتر پرویز مظاهری، دبیر علمی انجمن   روان‌پزشکان ایران، درباره صحت و سقم همین موضوع حرف زده‌ایم.
   
  ▪ آقای دکتر! یکی از باورهای رایج درباره مواد مخدر، تاثیر این مواد بر بهبود عملکرد جنسی است. نظر شما در این خصوص چیست؟
   
  ـ بله، یکی از باورهای غلط در بین مصرف‌کنندگان مواد مخدر (خصوصا تریاک،   حشیش و شیشه)، افزایش توانایی‌های جسمی و شغلی و افزایش تمایلات و   توانایی‌های جنسی است. بعضی از رانندگان وسایل نقلیه سنگین (اتوبوس‌های بین   شهری و کامیون‌ها) به دلیل کاهش نیاز به خواب و افزایش ساعات کار   (رانندگی) و کسب درآمد بیشتر سراغ مواد مخدر می‌روند. بعضی از بیمارانی که   از دردهای اندام و ستون فقرات رنج می‌برند، به خاطر همین توصیه‌های غلط   سراغ تریاک رفته‌اند.
   
  ▪ ولی به نظر می‌رسد این یک واقعیت است که موادمخدر باعث توهماتی می‌شود که فرد مصرف‌کننده می‌پندارد انرژی‌اش افزایش یافته‌؟
   
  ـ خب، بعضی از این مواد مخدر در ابتدا انرژی خاصی به بیمار می‌دهند و   سازمان روانی و شخصیتی فرد هم بر میزان تاثیر مواد مخدر اثر می‌گذارد؛ تا   جایی که حتی اثر اصلی یک ماده را می‌تواند کاملا کاهش دهد. معمولا مواد   مخدر از راه‌های خوراکی، تنفسی یا تزریقی مورد استفاده قرار می‌گیرند و   اغلب مواد اعتیادآور به دلیل دارا بودن چند خصوصیت، بیش از یک اثر بر   ارگان‌ها و رفتارهای آدمی دارند و هر مصرف‌کننده‌ای احتمالا طالب یکی از آن   آثار است؛ مثلا فردی که تریاک مصرف می‌کند، پس از مدتی احساس می‌کند   ایده‌هایش روشن‌تر شده و از تاثیرات بیرونی یا محیطی فاصله گرفته و موقتا   احساس آرامش می‌کند. ترکیبات تریاک (برخلاف الکل که بعضی رفتارهای   سرکوب‌شده را آزاد می‌سازد)، رفتارهای جنسی و تهاجمی و پرخاشگرانه را سرکوب   و از قدرت‌ اصلی آن می‌کاهد. برخلاف نظر مردان معتاد به تریاک، این ماده   نه تنها تمایلات و توانایی‌های جنسی را کاهش می‌دهد؛ بلکه پس از مدت کوتاهی   احساس بی‌تفاوتی به فرد دست می‌دهد.
   
  ▪ و بعضی از مردانی که به اختلال انزال زودرس دچارند هم تحت تاثیر دوستان و   اطرافیان ناآگاه،ممکن است به این مواد روی بیاورند. درست است؟
   
  ـ بله؛ منتها مساله این است که در مردانی که مبتلا به اختلال انزال زودرس   هستند، در ابتدای مصرف، به دلیل کاهش اضطراب و ایجاد آرامش، موقتا انزال به   تاخیر می‌افتد ولی به دلیل ایجاد تحمل و افزایش مصرف تدریجی، اضطراب و   بی‌قراری آنها افزایش یافته و مشکل اصلی انزال زودرس بیش از پیش، خودش را   نشان می‌دهد. شیشه و اکستازی، جزو مواد مخدر محرکی هستند که برای کاهش نیاز   به خواب و افزایش هوشیاری و این جور توانایی‌ها زیاد مورد سوءمصرف واقع   می‌شوند. بعضی جوانان که روابط زیاد با جنس مخالف دارند، با توجه به آثار   تحریکی شیشه، با تصور افزایش توانایی جنسی از آن استفاده می‌کنند ولی به   دلیلی که ‌اشاره شد، نتیجه عکس می‌گیرند.
   
  ▪ اخیرا برخی خانم‌های سردمزاج هم با همین‌جور ذهنیت‌های غلط به مصرف‌کنندگان مواد مخدر اضافه شده‌اند.
   
  ـ بله؛ برخی خانم‌ها که از سردمزاجی شکایت دارند، برای جلب رضایت شوهر و   ارضای نیازهای‌شان و با توصیه افراد ناآگاه، اقدام به مصرف شیشه می‌کنند و   علاوه بر وابستگی شدید به آن، به خواسته خودشان یعنی افزایش تمایلات جنسی   هم نمی‌رسند.
   
  ▪ حشیش هم یکی از مواد مخدر خطرناک است که جوانان بین خودشان درباره آن باورهای نادرستی را پخش کرده‌اند.
   
  ـ همین‌طور است. آثار اولیه حشیش معمولا محرک است و همچنین موجب تسهیل در   برقراری ارتباط اجتماعی می‌شود ولی به زودی تغییر خلق می‌دهند و افسرده و   گوشه‌گیر می‌شوند و قدرت فرد در هدایت افکارش ضعیف می‌شود و دچار توهمات   بینایی و شنوایی و هذیان گزند و آسیب می‌شود و شخص خشن و پرخاشگر می‌شود و   حتی ممکن است اقدام به قتل کند. دلایل علمی معتبری دال بر افزایش تمایلات و   یا توانایی جنسی حتی به‌طور موقت تا به حال گزارش نشده است.
   
  ▪ اگر بخواهیم اختلالات جنسی را در افراد معتاد بررسی کنیم، چه‌طور باید آنها را تقسیم‌بندی کنیم؟
   
  ـ مصرف انواع مواد مخدر در۳ سه مرحله تمایلات جنسی، تحریک و ارگاسم (مرحله   اوج جنسی) ایجاد اختلال می‌کند. این‌گونه مواد در مقادیر پایین و دوران   ابتدای مصرف، با کاهش اضطراب یا بالا بردن موقتی خلق، عملکرد جنسی را تقویت   می‌کند ولی با استفاده مداوم به تدریج میل به ایجاد رابطه جنسی افراد کاهش   می‌یابد و یا قطع می‌شود، تحریک نمی‌شوند، به مرحله اوج لذت جنسی (ارگاسم)   نمی‌رسند و یا انزال صورت نمی‌پذیرد. در عین حال، سوءمصرف ترکیبات   ضداضطراب، خواب‌آورها نیز همانند مواد افیونی و یا محرک‌ها میل جنسی را به   حداقل می‌رسانند.
   
  الکل ممکن است با برداشتن مهارهای فعالیت جنسی شروع این فعالیت‌ها را تسهیل   ‌کند اما موجب اختلال عملکرد جنسی می‌شود. کوکائین و آمفتامین‌ها (شیشه)   نیز آثاری مشابه الکل دارند.
   
  ▪ با افزایش سن، به طور طبیعی، میل جنسی افراد کم می‌شود. آیا باز هم می‌شود به اثر موقتی مواد مخدر در این خصوص دل بست؟
   
  ـ در سنین بالاتر از ۵۰ سال، بعضی آقایان دچار کاهش تمایل و یا کاهش   توانایی و اختلال در نعوظ و یا انزال می‌شوند و به رغم تمایل و یا موقعیت   اجتماعی‌شان صرفا برای جلب رضایت زناشویی شاید رو به مصرف مواد بیاورند و   با توجه به تاثیر مثبت گذرای آن به ادامه مصرف ترغیب می‌شوند ولی کم‌کم   دچار اختلال عملکرد جنسی شده و مشکلات خود مخدر هم به مشکلات‌شان اضافه   می‌شود.
   
  ▪ حرف آخر؟
   
  ـ توصیه‌ام این است که اگر این قبیل توصیه‌ها را شنیدید، قبل از اقدام به   انجام این ریسک خطرناک، به یک روان‌پزشک مراجعه کنید و با برطرف کردن عوامل   ایجاد کننده (از قبیل اضطراب و افسردگی)، مشکل زمینه‌ای خود را حل کنید و   در کنار درمان دارویی و روان‌درمانی تحت زوج درمانی قرار ‌بگیرید و   مشکل‌تان را به طور اصولی حل کنید. ورزش، تغذیه صحیح و استراحت کافی، کاهش   ساعات کاری و افزایش تفریح هم در کاهش و درمان اختلالات عملکرد جنسی، خصوصا   در سوءمصرف کنندگان مواد مخدر، تاثیر به سزایی دارد.
   
   
   هفته نامه سلامت
.
.
.
مواد اعتيادآور را به دو گروه مواد مخدر مانند ترياک وترکيبات مشتق‌اش   مانند شيره، کراک و ... و مواد محرک مانند حشيش، شيشه، آمفتامين‌ها، اکس و   ... تقسيم‌بندي مي‌کنند. متاسفانه در کشور ما يک باور غلطي وجود دارد و آن   اينکه مصرف اين مواد براي افزايش توانايي و تمايلات جنسي و درمان انزال   زودرس بسيار خوب است. بعضي از افراد هم فکر مي‌کنند دردهاي جسمي‌شان را   مي‌توانند با مصرف ترياک کاهش دهند، در حالي که مصرف اين مواد به هر   بهانه‌اي روي مسايل جنسي آنها تاثير سوء خواهد گذاشت. اتفاقي که مي‌افتد   اين است که مواد مخدري مانند ترياک خاصيت آرام‌بخشي دارند، در نتيجه حساسيت   در فرد مصرف کننده کم مي‌شود و وقتي اين اتفاق مي‌افتد، حساسيت در ناحيه   تناسلي‌ هم کم شده و اگر فرد مبتلا به انزال زودرس باشد، مشکل‌اش در ابتداي   مصرف اين مواد حل مي‌شود و مي‌تواند مدت رابطه جنسي‌اش را افزايش بدهد اما   به مرور در نتيجه مصرف اين مواد، اضطراب در فرد بيشتر خواهد شد و براي   اينکه بتواند به همان حالت برسد مجبور است ميزان مصرف مواد و دفعات آن را   افزايش دهد، در نتيجه هم وابسته مي‌شود و هم مشکل انزال زودرس‌اش حل   نمي‌شود و به مرور به مشکلات ثانوي جنسي هم مبتلا مي‌شود. به‌طورکلي مواد   مخدر به دو صورت جسمي و رواني روي افراد تاثير مي‌گذارند. در بعد رواني اثر   خود را هم از طريق خلق فرد و هم از طريق مسايل رفتاري و ارتباطي نشان   مي‌دهد. به اين شکل که مصرف مواد در کوتاه مدت با برداشتن مهارهاي رواني،   به فرد حس اعتماد به نفس داده و اين تصور ايجاد مي‌شود که در اثر مصرف اين   مواد ميل جنسي افزايش يافته است ولي در دراز مدت موجب کاهش ميل جنسي و   وابستگي فرد به آن ماده مي‌شود.        
.
.
.
ترياك خون رساني به سيستم جنسي را مختل مي‌كند
  يك محقق در ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: گر چه هيچ تحقيقي در مورد رابطه   اعتياد و مسائل جنسي در ايران انجام نشده است اما مي‌دانيم كه تقريبا همه   مواد به عملكرد جنسي معتادان آسيب مي‌رسانند و به خصوص ترياك موجب اختلال   در خون رساني به سيستم جنسي مي‌شود.
  به گزارش سلامت نیوز به نقل ازفارس، شروين آثاري پژوهشگر مسائل مرتبط با   حوزه سلامت و اعتياد امروز در مجتمع فرهنگي شقايق ستاد مبارزه با مواد مخدر   در حضور، محمدرضا جهاني، جانشين دبير كل اين ستاد، گفت: تحقيقات زيادي در   مورد ارتباط بين مسائل جنسي و اعتياد در جهان غرب انجام شده است اما   هيچكدام از نتايج اين تحقيقات قابل تعميم به كشور ما نيست.
  وي افزود: تنها حقيقتي كه در مورد كشور ما مي‌توان گفت اين است كه تاكنون   هيچ مطالعه و تحقيق قابل استنادي در ايران در مورد رابطه بين مسائل جنسي و   اعتياد انجام نشده است و نمي‌دانيم در كشور ما از اين نظر چه مي‌گذرد، ممكن   است اتفاقاتي از اين نظر در لايه هاي جامعه رخ دهد كه ما از آن بي خبر   باشيم ولي اهميت بسيار بالايي داشته باشد.
  وي ادامه داد: در برخي كشورهاي غربي تحقيقات نشان داده است كه حدود 50 درصد   معتادان به علت داشتن مشكلات جنسي و براي رفع اين مشكلات به مصرف مواد   مخدر رو مي‌آورند اما اين آمار به هيچوجه قابل تعميم به كشور ما نيست.
  آثاري گفت: البته ممكن است وجود اين تصور كه مصرف مواد به رفع مشكلات و   اختلالات جنسي كمك كند در گرايش سوء مصرف كنندگان مواد مخدر در ايران هم   دخالت داشته باشد و همين امر موجب گرم شدن بازار مصرف اين مواد بشد اما   مطالعات علمي نشان داده است كه تقريبا مصرف همه مواد به خصوص با افزايش دوز   و دفعات مصرف كاركرد جنسي را مختل مي‌كند.
  وي افزود: مصرف مواد مخدر يا موجب از بين رفتن و كاهش توانايي جنسي مي‌شود   كه به كانون خانواده و كيفيت زندگي افراد آسيب جدي مي‌رساند يا رفتار جنسي   را تغيير مي‌دهد و موجب افزايش تعداد شركاي جنسي مي‌شود كه انتقال بيماري   ايدز و ساير بيماريهاي مقاربتي را در پي دارد.
  وي اضافه كرد: مسئله مهمي كه تحقيقات كشورهاي غربي نشان مي‌دهد اين است كه   بايد به مسئله كيفيت روابط جنسي معتادان در حين ترك توجه شود و درمانگر   بايد در اين مورد از معتاد سوال كند زيرا بي‌توجهي به اين موضوع موجب   مي‌شود كه معتاد دوباره به اعتياد برگردد و اعتياد را ترك نكند.
  آثاري گفت: تحقيقات علمي در دنيا نشان داده است كه مصرف هروئين براي اولين   بار با دوز كم ممكن است تا حدي به بهبود روابط جنسي كمك كند اما بيش از   يكبار و حتي در اولين بار با دوز بالا به شدت موجب افت روابط جنسي مي‌شود.
  وي افزود: مصرف كرك موجب اختلال در رفتار جنسي مي شود و فرد را به سمت   داشتن چند شريك جنسي مي‌برد و موجب افزايش احتمال بروز ايدز در افراد   مي‌شود.
  وي گفت: مواد تزريقي هم احتمال ابتلا و انتقال ايدز را به شدت بالا مي‌برند.
  وي گفت: تحقيقاتي كه در اين مورد كشورهاي غربي انجام شده است نشان داده است   كه با توجه به اختلال جنسي در بين معتادان بسياري از آنها نه براي لذت   جنسي بلكه براي كسب مواد يا پول تن به رابطه جنسي مي‌دهند.
  وي افزود: اين تحقيقات همچنين نشان داده است كه در اين كشورها دو سوم مصرف كنندگان مواد در روابط جنسي از كاندوم استفاده نمي‌كنند.
  وي گفت: با توجه به اينكه تاكنون هيچ تحقيق قابل توجهي در مورد ارتباط بين   مسائل جنسي و اعتياد در ايران نشده است گروه تحقيقي ما به سفارش ستاد   مبارزه با مواد مخدر قرار است اين تحقيق را انجام دهد و در اين مسير از   همكاري تمام افراد صاحبنظر، دستگاههاي اجرايي، دانشگاهها و وزارت بهداشت   استقبال مي‌كنيم.        
.
.
.
در مورد استفاده از مواد مخدر بايد بگويم که هر ماده ای که ماده مخدر دارد   جزو اين دسته قرار می گيرد. درست است که درصد وابستگی که اين مواد ميتوانند   در فرد ايجاد کنند و اثری که روی کارکرد مغز افراد می گذارند ميتواند از   يک ماده به ماده ديگر و يا از يک فرد تا فرد ديگر متفاوت باشد اما در نهايت   همه آنها خاصيت وابسته سازی را دارند و بايد زير نظر پزشک و برای موارد   خاصی که تجويز می شوند و برای مدت خاصی که پزشک صلاح می داند مصرف شوند.
 
   هميشه بخاطر داشته باشيد که در جايی که نمی شناسيد و از دست کسی که به او   اطمينان کامل نداريد هرگز ماده مخدر و يا مشروب الکلی دريافت نکنيد و مواظب   نوشيدنی های خود باشيد که موادی داخل آن نريخته باشند، بخصوص برای دختر   خانم ها. کم نيستند مواردی که از تجاوزات جنسی و حتی قتل اينگونه افراد در   مهمانی ها خبر داده اند.        
.
.
.
                      يك متخصص كليه و مجاري ادراري هشدار داد:
  استعمال مواد مخدر منجر به ناتواني جنسي در مردان مي‌شود
   
  رييس هشتمين كنگره انجمن اورولوژي نسبت به استعمال مواد مخدر و كاهش قدرت   جنسي مردان هشدار داد. به گزارش سرويس «بهداشت و و درمان» خبرگزاري   دانشجويان ايران، دكتر محمدعلي زرگر، جراح و متخصص بيماري‌هاي كليه و مجاري   ادراري كه به مناسبت برپايي اين كنگره سخن مي‌گفت، با اعلام اين مطلب   افزود: افزايش سن، سيگار كشيدن، مصرف داروهاي مهار كننده فشار خون و   نارسايي كليه، بيماريهاي اعصاب، مشكلات اجتماعي و ورزش نكردن از عمده علل   كاهش توانايي جنسي مردان به شمار مي‌رود. وي با اشاره به اينكه كاهش   توانايي جنسي در مردان بنيان خانواده را تضعيف مي‌كند، يادآور شد: يكي از   مهمترين دلايل كم شدن ميل جنسي در مردان به كاهش ميزان تستسترون خون بر   مي‌گردد. دكتر زرگر اظهار كرد: ناتواني جنسي اوليه به ناتواني گفته مي‌شود   كه در تمام طول عمر وجود داشته، در حاليكه ناتواني جنسي ثانويه بيانگر از   دست رفتن توانايي جنسي طبيعي است كه فرد قبلا داراي آن بوده است. وي گفت:   ناتواني جنسي كه تنها به دليل استرس روحي يا بيماريهاي روانپزشكي ايجاد   مي‌شود، ناتواني جنسي سايكولوژيك ناميده مي‌شود كه 10 تا 50 درصد تمام   موارد ناتواني جنسي را تشكيل مي‌دهد. رييس هشتمين كنگره انجمن اورولوژي   اضافه كرد: در اكثر مردان دچار ناتواني جنسي، اختلال هم زمينه روانپزشكي و   همه زمينه ارگانيك دارد.                                                                                       __________________
.
.
.
مواد اعتيادآور اختلال جنسي مي‌‌آورند
   
   به‌طور کلي مصرف مواد اعتيادآور موجب اختلال در سه مرحله جنسي شامل مرحله   تمايل، مرحله تحريک و مرحله ارگاسم مي‌شود. اين‌گونه مواد در دوران ابتدايي   مصرف با کاهش اضطراب يا بالا بردن موقتي خلق، عملکرد جنسي افراد را تقويت   مي‌کنند ولي به مرور و با استفاده مداوم به تدريج ميل جنسي کم يا قطع   مي‌شود و تحريک جنسي صورت نمي‌پذيرد و فرد به مرحله اوج لذت جنسي يا ارگاسم   نمي‌رسد و يا اصلا انزالي صورت نمي‌گيرد. و به‌طور ثانوي در خيلي از موارد   به مرور اختلالات اضطرابي و افسردگي ايجاد نموده و موجب مي‌شوند مشکلات   جنسي ثانويه‌اي نيز ايجاد شود. ختم کلام اينکه مصرف اين مواد در درازمدت با   تمايلات جنسي و توانايي جنسي در تضاد کامل هستند، بنابراين توصيه موکد به   افرادي که به دنبال يک زندگي جنسي سالم و با نشاط هستند انتخاب راه‌حل‌هاي   مناسب و درمان عوامل ايجاد کننده مشکلات جنسي از قبيل اضطراب و افسردگي   است، ضمن اينکه ورزش، تغذيه مناسب، استراحت کافي، تفريح مناسب و استفاده از   روش‌هاي درماني مناسبي که براي اين مشکلات جنسي در دسترس است، بسيار حايز   اهميت است.        
.
.
.
مصرف موادمخدر برای افزایش میل جنسی، موجب وابستگی به مواد و اعتیاد می‌شود
 
 
   مدیر کل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر، با اشاره به با ور   غلط مبنی بر اینکه مصرف مواد مخدر موجب افزایش توانایی و تمایلات جنسی   می‌شود، گفت: خاصیت کوتاه مدت مصرف ماده مخدر تریاک تریاک در افزایش میل   جنسی، موجب اعتیاد مصرف کنندگان می‌شود.
   
  به گزارش ایسنا:
   
  سعید صفاتیان در این باره توضیح داد: هر چند مصرف ماده مخدر تریاک به دلیل   دارا بودن ماده طبیعی «پاپاورین» می‌تواند موجب افزایش میل جنسی شود، اما   این تاثیر کوتاه مدت است.
   
  وی ادامه داد: این دسته از اشخاص مصرف کننده، پس از گذشت مدتی، به مصرف   تریاک وابسته می‌شوند و برای دستیابی به احساس اولیه مجبورند میزان مصرف   خود را افزایش دهند.
   
  مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر تاکید کرد: همین امر   باعث می‌شود تا میزان مواد مصرفی افراد از نیم گرم به چهار تا پنج گرم   تریاک افزایش یابد، حال آن که نه تنها فرد دیگر شاهد تاثیر روزهای اول مصرف   تریاک نخواهد بود، بلکه با وابستگی به مواد، معتاد می‌شود.
   
  وی ضمن تاکید بر اینکه سایر مواد مخدر همچون هروئین دارای چنین خصوصیتی (   تقویت قوای جنسی و رفع مشکلات جنسی) نیستند، ادامه داد: استفاده از سایر   مخدرهای صناعی همچون کراک و شیشه، هیچ یک دارای خصوصیت افزایش قوای جنسی   نیستند.
   
  مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر در پایان خاطرنشان کرد:   سه علت اصلی مصرف مواد، خانواده‌، اجتماع و شخص است که عوامل جسمی و روانی   از جمله علت‌های مصرف مواد توسط افراد به شمار می‌رود، این در حالیست که   گاها مجموعه‌ای از علت‌ها در گرایش افراد به مصرف مواد مخدر موثر است.        
.
.
.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران:
  مواد مخدر مي تواند به اختلال در کارکرد جنسي منجر شود
 
  کاهش يا افزايش ميل جنسي، ناتواني جنسي و انزال زودرس يا ديررس، شايعترين آثار سوء مصرف مواد مخدر است.
   
 
  به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) علوم پزشکي تهران،   دکتر آذرخش مکري، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران در مقاله‌اي   پژوهشي آورده است: ترکيبات مخدر بيشتر در جهت کاهش ميل جنسي و ناتواني آن   عمل مي کنند و ترکيبات محرک مانند کوکائين و متامفتامين بالا برنده رفتار   جنسي بوده و گاهي منجر به اعمال جنسي اجبارگونه و تکرار شونده مي شوند.
   
 
  عده‌اي از بيماران نيز در ابتدا جهت بهره گيري از برخي عوارض جانبي مواد   مخدر ااز جمله تأخير در انزال و افزايش ميل جنسي به استفاده از آنها روي مي   آورند.
   
 
  در مراحل پيشرفته تر سوء مصرف مواد مخدر، معمولاً اثر نهايي در جهت کاهش   ميل و ناتواني است که گاهي با قطع مواد مخدر و گذشت سالها به راحتي به حالت   طبيعي بازنمي گردد.
   
 
  خاصيت اعتيادآور و باورهاي نادرست مردم درباره عوارض جنسي مواد مخدر گاهي   به استعمال اين مواد دامن زده و منجر به شکل گيري چرخه معيوب از سوء مصرف   مي شود.
   
 
  در برخورد با اين گونه موارد تلاش براي حذف اثر مواد مخدر و زدودن باورهاي   نادرست الزامي است، بويژه باور نادرستي که بر نقش اساسي و اسطوره مانند   medication drug بر کارکرد جنسي اشاره دارد.
   
 
  باور قطعي به نقش ترکيبات شيميايي يکي از مشکلات بيماران وابسته به مواد   مخدر است و هنگامي که اين مساله به امور جنسي سرايت داده شود منجر به شکل   گيري مجموعه غريبي از رفتارها و باورها درباره جنسيت و کارکرد آن مي شود.        

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

ترامادول - سلامت جنسی                                                                                 مدتی است که برای طولانی تر شدن رابطه جنسی ام از قرصهای ترامادول و   مشابه آن استفاده می کنم آيا اينها ضرری ايجاد می کنند؟ لطفا مرا راهنمايی   کنيد.
 
  ترامادول ابتدا به عنوان يک مسکن به بازار آمد اما متاسفانه توسط افراد   برای مقاصد ديگری استفاده شد مثلا در زمانی که افراد احساس کمبود اعتماد به   نفس در برقراری ارتباط جنسی می کردند.
 
  به مرور اگر فرد به اين دارو عادت کند بخصوص فرم تزريقی آن بشدت به آن   وابسته می شود و ديگر بدون مصرف اين دارو عملکرد روزمره هم نميتواند داشته   باشد. بنابراين افراد بايد مراقب اينگونه به ظاهر درمانهای سريع باشند.
 
  در کوتاه مدت قرص هايی که ماده مخدر دارند ممکن است در کوتاه مدت باعث   طولانی تر شدن زمان انزال بشوند (يعنی برای چند بار) بدليل اينکه واکنش بدن   را به طور کلی کند می کنند و حس لامسه را تضعيف می کنند بنابراين تحريک   کمتری دريافت می کنيد و ديرتر به انزال می رسيد اما من تضمين می کنم که بعد   از يک مدت خيلی کوتاه نه تنها انزال زودرس شما مداوا نمی شود بلکه به   احتمال قوی مشکل نعوظ هم پيدا خواهيد کرد.
.
.
.
            مواد محرک و آمفتامين‌ها - سلامت جنسی                                                                                 مواد تحريک‌کننده عبارت‌اند از شيشه، آمفتامين‌ها، کوکايين، اکس و   اخيراً ريتالين. ريتالين دارويي بود که براي کودکان بيش فعال استفاده مي‌شد   تا سبب افزايش تمرکز شود اما متاسفانه گروهي از افراد با آن آشنا شدند و   از آن سوءاستفاده کردند. اکس هم اخيراً در کشورهاي مختلف از جمله کشور ما   مورد سوءاستفاده افراد به خصوص جوانان قرار مي‌گيرد. مصرف اين مواد محرک،   افراد را دچار توهم کرده و در نتيجه حس واقعيت‌سنجي در آنها از بين مي‌رود و   چون اين حس از بين مي‌رود، افراد فکر مي‌کنند که هر وقت از اين مواد   استفاده ‌کنند ميزان و زمان لذت جنسي‌شان افزايش پيدا مي‌کند، در حالي که   اين‌طور نيست. واقعيت اين است که ميزان لذت جنسي اين افراد هنگام استفاده   از مواد فوق با زمان معمولي تفاوتي با هم ندارند ولي چون ارتباط اين افراد   با واقعيت قطع مي‌شود، لذت جنسي را به اين شکل حس مي‌کنند. خطر عمده   استفاده از اين مواد هم همين است که افراد فکر مي‌کنند هرگاه بخواهند يک   رابطه جنسي مناسب داشته باشند، براي افزايش لذت حتماً مجبورند که از اين   مواد استفاده کنند، در نتيجه نسبت به مصرف اين مواد شرطي مي‌شوند و ديگر   نمي‌توانند يک رابطه جنسي خوب بدون مصرف اين مواد را تجربه کنند. اين شرايط   سبب کاهش اعتماد به نفس و وابستگي و مشکلات ثانوي ديگر مي‌شود. خطر مهم   ديگري که اين مواد دارند اين است که از آنجا که نيمه عمر اين مواد حدود 4   تا 6 ساعت است، فرد ممکن است پس از مصرف تحت تاثير قرار گرفته و دست به   رفتارهاي پرخطر جنسي بزند، يعني ممکن است قرباني سوء استفاده جنسي شده و يا   به ديگري تجاوز کند. مصرف اين مواد علاوه بر مشکلات جنسي ممکن است فرد را   تحت تاثير توهم‌هاي ناشي از اين مواد قرار داده و حوادث مرگ‌باري را براي   خودش و ديگران رقم بزند.       
.
.
.
چند سالی است که قرصهايی برای انرژی زايی در تمام دنيا رايج شده که به   Ecstasy اکس تی سی يا X T C و قرص های X هم معروف است و در کشورهای مختلف   مورد استفاده افراد بخصوص جوانان قرار می گيرد.
   
  اکثر اين افراد برای اينکه در مهمانی ها يا شب زنده داری ها به اصطلاح کم   نياورند هر از گاهی از اين قرص ها استفاده می کنند. اين قرص ها از دسته   محرکهای توهم زا يا hallucinogenic هستند که حالت هالوسينيشن يا توهم ايجاد   می کنند.
   
  يعنی فرد تحت تاثير آنها واقعيتهای دنيای اطراف را درست تشخيص نمی دهد.   البته اثرات منفی اين ماده بر روی افراد مختلف متفاوت است. برخی افراد   معتقد هستند که با مصرف اين قرص ها لذت جنسی شان بيشتر می شود حتی اگر زمان   برقراری رابطه شان کوتاه تر باشد.
   
  واقعيت اين است که لذت جنسی ای که اين افراد تحت تاثير اکس تجربه می کنند   برابر لذتی است که در حالت عادی می برند اما چون از واقعيت فاصله دارند و   دچار توهم هستند اين لذت را بی قيد و بند تجربه می کنند که همين باعث می   شود فکر کنند لذتش بيشتر بوده است.
   
  خطر اصلی اين است که افراد به مصرف اين مواد برای لذت بردن عادت کنند و   ديگر نتوانند از رابطه عادی لذت ببرند يا بترسند و اعتماد به نفس برای   برقراری اين ارتباط را در حالت عادی نداشته باشند.
   
  در مجموع توصيه اکيد اين است که افراد اين قرص ها را مصرف نکنند. برای   افرادی هم که اين کار را می کنند، نبايد هرگز با الکل آن را همزمان مصرف   کنند به دليل اينکه الکل بر روی متابولسيم بدن تاثير می گذارد و جذب مواد   را در بدن تسريع می کند. معمولا اثر اين قرصها از ۴ تا ۶ ساعت در بدن فرد   ميماند.
   
  از عوارضی که اين قرص ها دارند اين است که افراد ممکن است دست به رفتارهای   خطرناک بزنند مثلا با اولين کسی که می بينند رابطه پرخطر جنسی برقرار کنند و   چون درست يادشان نمی آيد که چکارکرده اند، لذت واقعی از اين رابطه نمی   برند و تنها يک صحنه و احساس مبهم يادشان می آيد که غالبا فکر می کنند در   آن موقع اگر هم مشکلی مثل انزال زودرس داشته اند حل شده در صورتی که اين   اصلا واقعيت ندارد.
   
  يا ممکن است قربانی تجاوز جنسی شده يا به کسی تعرض جنسی کنند که پشيمانی بعدش سودی ندارد.
   
  مصرف اين قرصها بسيار خطرناک است چون گذشته از مسئله رفتارهای پرخطر جنسی   فرد ممکن است مثلا از پنجره به بيرون بپرد بدليل اينکه فاصله پنجره تا زمين   را خيلی کم ببيند و حوادث مرگبار ديگری از جمله رانندگی تحت تاثير اين قرص   ها هم کم نيستند.
   
  يکی از دلايل تصادفات ناشی از اکس به خاطر تاری ديد ناشی از آن است. در ضمن   اين قرص ها باعث می شوند که فرد تصور کند که انرژی بی نهايت دارد بنابراين   ممکن است ساعت ها برقصد يا فعاليت شديد داشته باشد بدون اينکه آب لازم را   به بدنش برساند و چون اکثر افراد در مهمانی ها اين ماده را مصرف می کنند به   کم آبی بدنشان بی توجهی می کنند که ممکن است باعث شوک وی شده و در بعضی   موارد بکشد.
   
  علاوه بر آن با مصرف اکس املاح خون رقيق می شوند که منجر به ورم مغزی می   گردد. برخی از عوارض مستقيم اکس روی مغز غير قابل برگشت است و حتی يک بار   استفاده از آن به قدرت حافظه و فکر کردن صدمه جدی می زند       

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

« آخرين ويرايش: 01 دي 1389، 12:09:20 ب.ظ توسط رضا - بیل »
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +371/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

سیگار - سلامت جنسی(گزارشات و مقالات)                                                                                 دکتر غلامحسين قائدي روان‌پزشک و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي شاهد
 
  تاثير منفي سيگار بر توانايي جنسي
 
  از نامردي‌هاي سيگار
   
  وقتي اسمي از سيگار يا مواد مخدر به ميان مي‌آيد، واکنش‌هايي که در مغز آدم‌ها نسبت به آن ايجاد مي‌شود، متفاوت است....
   
  اگر فردي سالم و پاک باشد، به مخاطرات و معضلات آن فکر مي‌کند و به اينکه   اگر آلوده شود آينده‌اش تحت تاثير قرار مي‌گيرد. اگر پدر و مادر باشد، به   فکر فرزندان و آينده آنها و راهکارهايي براي جلوگيري از آلودگي آنان   مي‌افتد. اما نکته‌اي که اين هفته مي‌خواهم به آن اشاره کنم، تاثير اعتياد   به سيگار و مواد مخدر بر روابط بين‌فردي و مخصوصا روابط زناشويي است.
  در هر جامعه‌اي يک سري باورهاي نادرست وجود دارد. از جمله باورهاي نادرستي   که در خيلي‌ از جوامع، از جمله در جامعه ما، وجود دارد استفاده از مواد   مخدر براي بهبود عملکرد جنسي افراد است. يکي ديگر از باورهاي نادرست، عدم   حساسيت در خيلي از افراد و خانواده‌ها در مورد سيگار و وابستگي‌ به آن يا   ساير مشکلات ناشي از آن است. براي مثال، حساسيتي که خانواده‌ها در مورد   ساير مواد در زمان انتخاب همسر، به آن دارند، در مورد سيگار وجود ندارد؛ هر   چند در خيلي از موارد سيگار دروازه ورود به مصرف ساير مواد است.
  تأثير سيگار بر توانايي جنسي مردان
   
  سيگار ماده مخدري است که بسيار رايج است و افراد و خانواده‌ها عموما خطرات   ناشي از آن را ناديده مي‌گيرند و به آن به عنوان يک ماده مخدر توجه   نمي‌کنند که البته در مورد قليان وضع بدتر هم هست. تحقيقات مختلف نشان داده   است مرداني که سيگار مي‌کشند، دو برابر غيرسيگاري‌ها به اختلالات نعوظ   مبتلا مي‌شوند. همان‌طور که مي‌دانيد ماده‌اي که در سيگار وجود دارد را به   اسم نيکوتين مي‌شناسيم. نيکوتين يک اثر تنگ‌کنندگي روي عروق دارد و موجب   عدم خون‌رساني مناسب به بافت‌هاي مختلف بدن از جمله ناحيه تناسلي مي‌شود.   در نتيجه در طولاني مدت بر اثر مصرف سيگار يا قليان صدمات جبران‌ناپذيري به   ديواره عروق خوني وارد مي‌شود. حال از آنجايي که براي ايجاد نعوظ، بايد   خون وارد آلت تناسلي بشود، وقتي اين عروق دچار تنگي بشوند، نمي‌توانند خون   کافي به آلت برسانند و اين امر موجب ‌مي‌شود که نعوظ کاملي ايجاد نشود.
   
  اولين تحقيقات که به تاثيرسيگار روي اختلال نعوظ پرداخت در سال 1986 ميلادي   انجام شد و اين فرضيه مورد تحقيق قرار گرفت که سيگار علاوه بر مشکلات قلبي   عروقي و ريوي، مشکل نعوظ هم در مردان ايجاد مي‌کند. بر اين اساس در اين   تحقيق مطرح شد که افرادي که روزانه حتي 2 نخ سيگار مي‌کشيدند، نسبت به   غيرسيگاري‌ها نعوظ کمتري داشتند. در سال 2001 هم مقاله مروري نسبتا جامعي   در مورد تاثير سيگار بر اختلال عملکرد جنسي مردان منتشر شد که نشان داد   سيگار اختلال عملکرد جنسي ايجاد مي‌کند که بيشتر هم اختلال در نعوظ است و   ديده شد اختلال نعوظ در سيگاري‌ها شايع‌تر و حدود 40 درصد و در   غيرسيگاري‌ها اين رقم به 28 درصد مي‌رسيد.
  تأثير سيگار بر توانايي جنسي زنان
   
  در مورد خانم‌ها مصرف سيگار و ارتباط آن با اختلال جنسي، مورد پژوهش و   بررسي دقيقي قرار نگرفته است اما در متون علمي در اين زمينه اشکالاتي در   فرآيند جنسي خانم‌ها گزارش شده است. در طي مرحله پيش‌نوازي که شرط لازم   براي برقراري رابطه زناشويي است اندام‌هاي جنسي زنان مثل مردان نياز به   گردش خون مناسبي دارند که موجب حساس شدن اين نواحي در خانم‌ها مي‌شود اما   زماني که يک زن سيگار مي‌کشد، گردش خون در آن نواحي هم مختل مي‌شود و سيگار   از لغزندگي آن مي‌کاهد و فرآيند جنسي از ابتدا دچار اشکال مي‌شود و فرد   لذت کافي و مناسبي از رابطه زناشويي‌اش نمي‌برد اما ترک سيگار مي‌تواند لذت   جنسي را چه در خانم‌ها و چه در آقايان افزايش ‌دهد. ضمن اينکه ترک سيگار   در خانم‌‌ها مي‌تواند از بروز چين و چروک‌ پوست جلوگيري ‌کند و بر جذابيت   ظاهري جنسي فرد بيفزايد.
   
  مشکل ديگري که اخيرا در خانم‌ها زياد شده، سرطان پستان است که سيگار خطر   بروز اين بيماري را هم افزايش مي‌دهد. اگر خانمي به دليل مصرف سيگار دچار   سرطان پستان شود، به هر حال يکي از اعضاي جنسي خود را از دست مي‌دهد. در   چنين حالتي در برخي افراد برداشتن سينه مي‌تواند بر عملکرد جنسي و تصور   جنسي فرد از خودش و شريک زندگي‌اش‌ تاثير ناخوشايندي گذاشته و کارکرد جنسي   آنها را دچار اشکالاتي عمده کند.
  تاثير سيگار بر روابط بين‌فردي
   
  نکته‌ ديگري که بايد به آن اشاره داشت وجود اشکالاتي است که بوي بد سيگار   ايجاد مي‌کند و موجب آزار فرد مقابل مي‌شود. البته در بعضي افراد ممکن است   استشمام بوي سيگار‌ سبب تحريک جنسي شود اما اين امر عموميت ندارد و در   بيشتر مردم حالت تنفر ايجاد مي‌شود. همچنين بوي بد سيگار، نامناسب بودن   بهداشت دهان، رنگ زرد دندان‌ها و... مي‌تواند موجب اختلال در روابط   بين‌فردي و به دنبال آن، اشکال در روابط جنسي ‌شود. همچنين در مردان، سيگار   موجب زردي انگشتان و موهاي صورت و اندام‌ها مي‌شود و ظاهر نامناسبي ايجاد   مي‌کند که همه اينها سبب دوري زوجين از هم شده و به صورت مستقيم و   غيرمستقيم اختلالات زناشويي ايجاد مي‌کند.
 
  هفته نامه سلامت
.
.
.
اولين ماده مخدر که متاسفانه بسيار هم رايج است و افراد بعضا خطرات آن را   ناديده می گيرند سيگار است. يک حقيقت علمی اين است که کسانی که سيگار می   کشند دو برابر افراد عادی احتمال دچار شدن به اختلالات نعوظ دارند.
   
  نيکوتين، ماده ای که در سيگار وجود دارد جزو مواد تنگ کننده عروق است که در   نتيجه در خون رسانی به بافتهای مختلف بدن ايجاد اختلال می کند و اگر فرد   در طول زمان به کشيدن سيگار ادامه دهد نيکوتين می تواند به رگها آسيب   غيرقابل جبرانی وارد بياورد.
   
  برای ايجاد نعوظ بايد خون وارد آلت تناسلی بشود و وقتی رگها نتوانند خون را به آلت برسانند نعوظ کامل اتفاق نمی افتد.
   
  پژوهشگران حدس زدند که کشيدن سيگار در دراز مدت می تواند باعث مشکل در نعوظ   مردان هم بشود. چندين سال پيش در سال ۱۹۸۶ پژوهشگران حدس زدند که بخاطر   اين عوارض جانبی کشيدن سيگار علاوه بر ناراحتی های قلبی و ريوی مشکلات نعوظ   هم می تواند در بين مردان ايجاد کند.
   
  اين فرضيه مورد تحقيق قرار گرفت و نتيجه مثبت بود، به گونه ای که حتی   افرادی که دو نخ سيگارمی کشيدند در مقابل افراد غير سيگاری سفتی آلت کم تری   داشتند.
   
  بعدها در سال ۲۰۰۱ در طی يک مرور جامع، اثر استعمال سيگار را بر روی   توانايی جنسی مردان سنجيدند. به اين صورت که نتيجه تمامی تحقيقاتی که در دو   دهه پيش انجام شده بود را با هم مقايسه و جمع بندی کردند و نتيجه اين بود   که در کسانی که مشکل نعوظ دارند سيگار کشيدن به مراتب شايع تر از افراد   سالم است (۴۰% در مقابل ۲۸%).
   
  البته بايد اين را هم گفت که در افرادی که کمی پا به سن هم گذاشته اند   عوامل ديگری از جمله ديابت، فشارخون بالا و جراحی پروستات هم در ايجاد نعوظ   مشکل دار تاثير دارند که در يک فرد تمامی اين عوامل بايد در نظر گرفته   شوند.
   
  افراد جوان ممکن است اين مشکلات را بلافاصله تجربه نکنند اما با ادامه دادن   به کشيدن سيگار مثل اين می ماند که خودشان را برای ناتوانيهای و اختلالات   جنسی آماده می کنند!        
.
.

در مورد خانمها کشيدن سيگار و ربط آن با اختلالات جنسی خيلی مورد پژوهش   نبوده که دلايل آن و مباحث اخلاقی اين مسئله باشد برای وقتی ديگر. اما در   مجموع بايد گفت که در طی مراحل پيش نوازی و برقرای رابطه جنسی، اندام های   جنسی زنان هم مانند آلت تناسلی در مردان پرخون ميشود و حالت نعوظ پيدا   ميکند که باعث حساس شدن اين منطقه و لذت بيشتر خانم از اين رابطه می شود   بنابراين دور از ذهن نيست که بگوييم کشيدن سيگاری که باعث تنگ شدن رگها می   شود از جمله رگهای ناحيه تناسلی می تواند از جريان يافتن خون به اين منطقه   به طرز عادی جلوگيری کند و در نتيجه فرد لذت کافی از برقراری ارتباط جنسی   اش نبرد.
   
  برای خانمهايی که شنونده درگوشی ها هستند اين نکته را هم اضافه کنم که ترک   سيگار نه تنها ميتواند اثر مثبتی بر روی لذت بردن شما از برقراری رابطه   جنسی بگذارد بلکه اثرات مثبت ديگری هم دارد از جمله: از بوجود آمدن چين و   چروک های زودرس بر روی پوستتان هم جلوگيری می کند که در دراز مدت کمک می   کند که جذابيت ظاهريتان را هم حفظ کنيد و خطر سرطان سينه را پايين می آورد.        
.
.
.
در مورد سيگار من فکر ميکنم بهتر است بجای اينکه روی پاکت سيگار بنويسند   "سيگار کشيدن شما را می کشد يا باعث سرطان می شود" بايد بنويسند "سيگار   کشيدن توانايی و لذت جنسی تان را می کشد" زيرا برخی از افراد بخصوص   جوانترها، فکر می کنند رويين تن هستند و احتمال سرطان يا مرگ برايشان دور   از ذهن است. در صورتی که اگر بدانند که با دست خودشان دارند توانايی و لذت   جنسی شان را در معرض خطر قرار می دهند، ممکن است نخ بعدی را با ترديد   بيشتری روشن کنند.        
.
.
.
در   مقاله‌اي خواندم که سيگار بر روابط زناشويي اثر منفي دارد. مي‌خواهم بدانم   آيا مصرف محصولات ترک سيگار هم همين عوارض را دارد يا نه؟                              
 
  محصولاتي که جهت ترک سيگار از آنها استفاده مي‌شود (مانند آدامس‌ها يا   چسب‌هاي نيکوتين‌دار) اثرات موقتي بر بدن دارند و معمولا طولاني‌مدت از   آنها استفاده نمي‌‌شود و فقط به عنوان يک فرآيند درمان جايگزين مصرف   مي‌شوند. متاسفانه مشکلي که در کشور ما وجود دارد اين است که تبليغ مي‌کنند   اين محصولات مي‌توانند معجزه‌ کنند و فرد را براي هميشه از سيگار دور نگه   دارند. ديده شده است که اگر تکنيک‌هاي رفتاري و روان‌شناختي در کنار اين   محصولات جهت ترک سيگار نباشد، ميزان موفقيت بسيار کم است. بنابراين مصرف   کوتاه‌مدت اين محصولات که در کلينيک‌هاي ترک سيگار از آنها استفاده مي‌شود   به نظر مي‌رسد که عواقب ناشي از کشيدن سيگار را بر روابط جنسي نداشته باشد.   گفتن اين مطلب هم لازم است که افراد زماني که سيگار را ترک مي‌کنند چند   اتفاق براي‌شان مي‌افتد. يکي اينکه در بسياري از موارد اشتهاي‌شان بيشتر   مي‌شود، در نتيجه وزن‌شان بالا مي‌رود، اما اگر کسي بتواند رژيم غذايي   مناسبي داشته باشد، از چربي‌هاي کمتري استفاده ‌کند و فعاليت فيزيکي بيشتري   انجام دهد مي‌تواند طي ساليان سال وضعيت بدن‌اش را به حالت قبل از مصرف   سيگار برگرداند، در نتيجه فعاليت جنسي‌اش هم بهتر شده و به حالت قبل از   استعمال سيگار برمي‌گردد اما مهم اين است که آيا واقعا افراد به اين وضعيت   بدني مناسب، ريه سالم، قلب سالم و... مي‌رسند يا خير؟ چون طي اين سال‌ها   عروق تحت تاثير سيگار دچار تصلب شرايين شده و اين تصلب در ناحيه تناسلي هم   ايجاد مشکل مي‌کند. به همين دليل توصيه مي‌شود به جاي شعاري که روي   پاکت‌هاي سيگار مي‌نويسند که سيگار براي سلامتي زيان‌آور است يا سبب مرگ   مي‌شود، عکس ريه مي‌اندازند و... بنويسند که مصرف سيگار عملکرد جنسي شما را   دچار اشکال مي‌کند تا فرد بفهمد فقط ريه و قلب نيست که تحت تاثير سيگار   قرار مي‌گيرد، بلکه همه اعضاي بدن و از جمله اعضاي تناسلي را هم درگير   مي‌کند. در اين صورت شايد جوان‌ها کمتر به سمت مصرف سيگار بروند.        

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

سیاستهای اجرایی پیرامون کودکان والدین معتاد       هر روزه کودکان زیادی در سرتاسر جهان در معرض خطرهایی قرار می گیرند که رشد و تحول آنها را با دشواری مواجه می سازد.به عبارت دیگر ، هر روزه تعداد زیادی از کودکان زیر ضربات فقر و بحران های اقتصادی در معرض آسیبهای جسمی و روانی بیشماری قرار دارند.
یکی از آسیب پذیرترین گروهها، کودکان و نوجوانانی هستند که والد یا والدینی معتاد دارند . این کودکان ممکن است علاوه بر مشکلات اقتصادی ، در معرض آسیبهای دیگری قرار گیرند که از جهات زیر حائز اهمیت است:
۱) اساساً کودکانی که با والدین معتاد زندگی میکنند ممکن است در معرض انواع و اقسام فشارهای مختلف اقتصادی و روانی باشند که بر تعهدات ملی و جهانی ،به خصوص مسئولان کشوری است که با حمایت ها و توجهات خاص خود مشکلات و زجر این کودکان را کاهش دهند یا از بین ببرند.
۲) زندگی با والدین معتاد خود ممکن است زمینه ای برای به اعتیاد کشاندن کودکان و نوجوانان در خانواده ها شود.پژوهشهای متعدد تا کنون نشان داده اند که وجود والدین معتاد احتمال گرایش به سوء مصرف مواد توسط فرزندان را افزایش می دهد.
۳) از سوی دیگر ، با توجه به گسترش سریع بیماری ایدز در بین معتادان مواد مخدر و در نتیجه در معرض آسیب بودن کودکان این معتادان، ضرورت رسیدگی به این کودکان بیش از پیش آشکار می شود. نکته مهم این که در ایران ۷۰ درصد کسانی که بیماری ایدز دارند معتاد نیز هستند.
چون سوء مصرف مواد به خصوص در سنین نوجوانی و جوانی منجر به این می شود که این افراد نتوانند تحصیلات خود را به پایان ببرند و از طرفی یا نتواننند شغل مناسبی بیابند و یا این که در صورت داشتن شغل ممکن است آن را از دست بدهند بنابراین توانایی حمایت از خود و خانواده خود را ندارند از این رو ،اعتیاد به مواد مخدر معمولا به برقرای شیوه ای از زندگی می انجامد که خصوصیت اصلی آن عبارت است از فقر و انجام فعالیت های غیر قانونی .
فقر ونبود حمایت های اجتماعی ، رابطه نزدیکی با انواع اعتیاد دارد.اعتیاد نیز به نوبه خود با خصوصیات شخصیتی از قبیل افسردگی،عزت نفس پایین ، وابستگی و پرخاشگری رابطه نزدیک دارد و بین چنین خصوصیاتی و کسانی که به کودک آزاری یا بی توجهی به نیازهای کودک می پردازند، ارتباط معنا داری وجود دارد بنابراین می توان انتظار داشت که میان سوء مصرف مواد و کودک آزاری و بی توجهی به نیازهای کودکان رابطه قوی وجود دارد. شاید بتوان گفت که آماده سازی برای پدر یا مادر شدن وایفای چنین نقشی در طول زمان کودکی به وجود می آید مراقبتی که از کودک صورت می گیرد برای آماده سازی عاطفی و دادن الگوی عینی برای ایفای نقش والدینی کودک در آینده سودمند است .
مطالعات متعدد مربوط به اعتیاد نشان داده است که جدا شدن کودک از یک یا هر دو والدین و همچنین مراقبت و نگهداری نا مناسب در طول کودکی ممکن است باعث شود که آنها در زمانی که خودشان خانواده تشکیل دادند ،نتوانند والدین مناسبی شوند.
در یکی از مطالعاتی که در آمریکا انجام شد آشکار شد که ۴۲ درصد از معتادان در دوران کودکی مورد آزار و اذیت جسمی و جنسی والدین خود قرار گرفتند.در همان مطالعه مشخص شد که این کودک آزاری به نوبه خود منجر به آزار و اذیت کودکان نسل بعدی گشته است.
نداشتن پدر و مادر یا کوتاه بودن مدت زمان بهره مندی از چنین نعمتی باعث می شود که والدین آینده، از لحاظ عاطفی و تجربی برای ایفای نقش والدینی آماده نباشند.
بنابراین، نداشتن الگوی مناسب رفتار با کودکان خود عاملی است که فرد نتواند در زمانی که مسئول نگهداری از فرزندان خود است به خوبی از آنها مراقبت کند.
والدین معتاد ،به شکل مستقیم و غیر مستقیم به علت نداشتن وقت و نیروی لازم و همچنین عدم تعادل ضروری عاطفی وهیجانی برای مراقبت مناسب از کودکان خود ممکمن است دچار اشکالات فراوانی گردند ونتوانند به شکل مناسبی از کودکان خود مراقبت کنند.
در خانواده هایی که یکی از والدین معتاد است ، زمان و تلاش لازم برای به دست آوردن مواد و همچنین پرداخت بهاء آن برای فرد معتاد بخش قابل ملاحظه ای از اوقات و منبع مادی خانواده را تلف می کند.به طوری که این افراد باید وقت و پول زیادی را مصروف اعتیاد خود کنند.شیوه زندگی افراد معتاد به احتمال بسیار زیاد در هم و بدون ساختار است. والدین معتاد مشکلات زیادی برای تامین نیازهای بدنی و روان شناختی کودکان خود در مقایسه با یک برنامه منظم و همیشگی دارند.کودکان والدین معتاد غالباً توجه بسیار کمی از والدین خود دریافت می دارند.
در خانواده های به شدت مختل ، کودکان ممکن است حتی مورد بی توجهی تغذیه ای ،بهداشتی و بدنی قرار گیرند.یعنی در باره نیازهای اولیه آنها برای ادامه حیات نیز غفلت و مسامحه شود.راهنمایی و نظارت نامناسب ممکن است منجربه ایجاد سانحه یا غیبتهای مکرر از مدرسه شود.بسیاری از والدین معتاد گزارش کرده اند آنها به ندرت احساس می کنند که دوست دارند با فرزندان خود بازی کنند و یا آنها را با خود به جایی ببرند.
با توجه به اینکه بخش مهمی از والدین معتاد به واسطه اینکه یا بیکارند یا شغلهایی با در آمد پایین دارند که آن هم خرجی مواد می شود ، به شدت از مسائل مادی اولیه زندگی از قبیل خرج روزانه ، پرداخت قبض های مختلف و از همه مهمتر کرایه منزل ناتوانند.چنین به نظر می رسد که مشکلات اقتصادی خود می تواند علتی مضاعف برای رفتارهای نامطلوب از قبیل خرید و فروش مواد مخدر در نظر گرفته شود.بنابراین رسیدگی به وضعیت معیشتی این گونه خانواده ها و حمایت های لازم برای تامین حداقل نیازهای پایه آنها از اهم اقدامات پیشگیرانه و درمانی است.در همین راستا می توان ملاحظه کرد که بخش مهمی از این خانواده ها یا نان آور خانواده ندارند یا افرادی غیر از پدر که معمولا به صورت سنتی نان آور خانواده است مخارج زندگی آنها را تا حدی تامین نمایند.با توجه به نتایج یکی از پژوهشهای انجام شده حدود ۴۷ درصد از کودکان مورد تحقیق عنوان کرده اند که والدین آنها در برابر دیدگانشان مواد مخدر مصرف می کنند که همین موضوع یعنی وجود الگوهای نامطلوب سوء مصرف مواد مخدر، به احتمال زیاد زمینه های گرایش برای سوء مصرف مواد مخدر در کودکان را افزایش می دهد .
از آنجا که درصد قابل توجهی از کودکان والدین معتاد به مواد مخدر از طریق پدر یا مادر مجبور به حمل و نقل مواد می شوند ، وجود چنین درصدی از کودکان عامل پخش مواد ،زنگ خطری است برای به اعتیاد کشیده شدن آنها و همچنین اشاعه و ترویج سوء مصرف مواد در حدی گسترده تر و وسیع تر .در واقع بی توجهی به چنین وضعیتی درخانواده های کودکان والدین معتاد به آن می انجامد که چنین مدار بسته ای که همواره این گونه خانواده ها از آن رنج می برند(انتقال از نسلی به نسل دیگر)همچنان ادامه یابد در نتیجه به افزایش تعداد معتادان در کشور بیانجامد.
بنابراین یکی از ملاکهای تشخیص اینکه خانواده صلاحیت نگهداری از کودک خود را دارد یا نه می تواند این باشد که آنان به هیچ عنوان نباید از کودکان خود برای توزیع و حمل مواد استفاده کنند .براساس پاره ای از یافته ها ، اساسا سوء مصرف مواد در بین اعضای فامیل ممکن است شایع باشد لذا احتمال آن وجود دارد که بستگان درجه یک کودکان والدین معتاد خود نیز دچار اعتیاد باشند . زمانی می توان از خویشاوندان برای نگهداری از این کودکان استفاده کرد که آنان خود صلاحیت های حداقل و لازم را برای این مهم داشته باشند.
در صورتی که پدر به دلیل اعتیاد ، افراد خانواده را آزار دهد یکی از راههای ممکن برای مقابله با این وضعیت جداسازی پدر خانواده از یک طرف و کمک به مادر برای اداره فرزندان از طرف دیگر می باشد.نتایج بررسی ها نشان می دهد در این وضعیت مادر کودکان مذکور، اولین مرجع رسیدگی کننده به آنان بوده است و مدرسه دومین مرجع به شمار می آید.علاوه بر این ، سایر اشخاص یا نهادها از قبیل کمیته امداد ، خویشاوندان ، معلم ، سازمان بهزیستی و پلیس در رسیدگی به وضعیت کودکان نقش دارند.
با تعمق در این نتایج چنین برداشت می شود که سازمان بهزیستی و یا سازمانهای مشابه نقش کمتری در این خانواده ها دارند در حالی که نهادهای دیگر که وظایفی متفاوت از رسیدگی به وضعیت خانوادگی این کودکان دارند نقش برجسته تری را ایفا می کنند .به نظر می رسد نبود ضابطه و معیار مشخص و همچنین چارچو ب قانونی و اجرایی معین برای برخورد با این کودکان عامل پدید آیی این وضعیت است. در اینجا ضرورت و اهمیت وجود یک تشکیلات مشخص برای رسیدگی به وضعیت این کودکان از اولویتهای هر گونه تصمیم گیری به شمار می آید.وجود یک دستور العمل قانونی و دارای ضمانت اجرایی می تواند بخش مهمی از معضلات اینگونه خانواده ها را با توجه به در هم شدگی و نامشخص بودن نقش های سازمانهای مختلف بر طرف کند.
تماس کودک با دوستان والدین خویش ، بعد از دستگیری آنان نکته مهم دیگری است که ممکن است به گرایش بیش از پیش آنها به مواد مخد ر بیانجامد.کودکانی که والدین آنها دستگیر شده اند گفته اند که دوستان معتاد والدینشان بعد از دستگیری با آنها تماس و ارتباط برقرار کرده اند.این خود زنگ خطری است برای به دام اعتیاد افتادن این کودکان.نیاز مادی و معنوی و نبود حمایتهای لازم از سوی مسئولان مربوطه ممکن است چنین ارتباط ناصحیحی را با سایر توزیع کنندگان و مصرف کنندگان توسعه بخشد و سر انجام باعث شود که خود یا مادر کودک اقدام به خرید و فروش یا توزیع مواد مخدر کنند.
در همین راستا نتایج تحقیقات نشان می دهد که بخش اعظمی از این خانواده ها پس از دستگیری والدینشان هیچ یک از نهاد ها و سازمانهای دولتی به اموراتشان رسیدگی نکرده است ،این در حالی است که ممکن است این خانواده ها مسائل و مشکلات مادی و معنوی از یک سو و تماس عاملین خرید و فروش مواد مخدر با آنها از سوی دیگر ، خود نیز به دام اعتیاد گرفتار شده و حتی خود نیز به عامل خرید و فروش تبدیل گردند.
با توجه به این مسائل ضرورت وجود چارچوبی قانونی و ملحوظ داشتن ضمانت لازم برای رسیدگی به این گونه خانواده ها پس از دستگیری والدین از ضروریات اجتناب ناپذیر است.
علاوه بر آن حتی زمانی که پدر خانه را ترک کرده باشد ولیکن دستگیر نشده باشد نیز به مانند زمان دستگیری، درصد قابل توجهی از این خانواده ها تنها می مانند و هیچ کس به امورات آنها رسیدگی نمی کند در حالی که توجه به اینکه این خانوادها در چه وضعیتی به سر می برند و چگونه باید با مشکلات زندگی از جمله اعتیاد پدر و دوستان ناباب او کنار آیند مسئله مهمی است لذا باید سازمان یا تشکیلات و سیاستهای اجتماعی مشخص در جهت تامین رفاه اجتماعی این خانواده ها در هر زمان که نیازمند به مداخله باشد تعیین گردد تا دور باطل وجود آسیب و اعتیاد در خانواده برچیده شود.
از پاسخ مسئولان مختلف نیز می توان چنین نتیجه گیری کرد که نظر مشترکی مبنی بر اینکه چه کسی مسئول شناسایی این کودکان است وجود ندارد.نکته اساسی این است که مسئله ای با این اهمیت را هر کسی با حدس و گمان پاسخ می دهد و این خود شاید بیانگر آن باشد که یا اساساً قانون معین و چارچوب وظیفه ای مشخصی برای هیچ سازمانی معلوم نشده است و یا قانون چنان نامفهوم و اجرا نشدنی است که مسئولان مختلف از وجود آن آگاهی لازم را ندارند.
باید توجه داشت که دستور العمل واحدی نیز برای شناسایی و معرفی این کودکان به دادگستری و همچنین ملاک مشخصی برای تصمیم گیری در جداسازی یا غیر جداسازی این کودکان از والدینشان وجود ندارد .بر اساس نتایج پژوهشها مشخص گردید که سیاستها و قوانین موجود دارای مشکلات اجرایی فراوانند.قوانین قضایی نیز دارای مشکلات و محدودیتهایی در این زمینه است.در واقع قوانین و سیاستهای کلی برای برخورد با این خانواده ها وجود دارد لیکن چگونگی اجرای آنها مشخص نیست .به عبارت دیگر در عمل قوانین موجود ضمانت اجرایی ندارد یا در مسیر اجرا به پیچ و خم هایی فراوانی بر می خورد.









نویسنده: تقی دوست قرین


انجمن جامعه شناسی ایران   .  .  .    چرا جامعه ایران در مقایسه با سایر جوامع بیشترین معتاد را دارد؟       یک و نیم میلیون معتاد حرفه ای و سه و نیم میلیون مصرف کننده مواد مخدر، آخرین آمار معتادان ایران است که از قول مقامات ذی ربط در مطبوعات ذکر شده است. اگر همین آمار را مبنا قرار دهیم ایران نه فقط بیش از قبل انقلاب بلکه بیش از همه کشورهای جهان معتاد دارد. لذا یکی از سوالات اساسی پیش روی همه دلسوزان سرنوشت ایران این است که چرا جامعه پساانقلابی ما معتادترین جامعه جهان شده است؟ البته هدف اصلی این نوشته تاکید بر «علل موثر» در ایجاد این پدیده خانمان سوز است. حداقل توجه به چهار نکته ذیل جدی بودن سوال فوق را نشان می دهد:

۱) اول اینکه در سه دهه پیش یکی از اهداف انقلابیون برای شرکت در انقلاب اسلامی (در همه سطوح آن) تحقق جامعه ای اخلاقی و شاداب بود، اکثر انقلابیون اهل ورزش بودند و هیچ یک معتاد نبودند، حتی افراد معتاد به سیگار در میان آنان کم بود. به تعبیر دیگر پدیده رشد فزاینده اعتیاد در ایران از عواقب ناخواسته اقدامات بوده و معتاد شدن جامعه مطلوب هیچ کدام از انقلابیون نبوده است. لذا باید بررسی کرد چرا چنین مصیبتی در سطح ملی گریبانگیر جامعه ایران شده است.

۲) نکته دوم اینکه در بیست و هشت سال گذشته دولت و مقامات مسوول، زحمات زیادی برای مهار اعتیاد کشیده اند. تاکنون بیش از سه هزار و پانصد نفر از ماموران نیروی انتظامی در راه مبارزه با مواد مخدر به درجه شهادت رسیده اند، ده ها هزار نفر زخمی شده اند، شدیدترین مجازات ها علیه قاچاقچیان مواد مخدر - از جمله اعدام- اعمال شده است، ایران اولین کشور در جهان در میزان کشف مواد مخدر بوده است و سیاست های درمانی مستمری برای معالجه معتادان از سوی وزارت بهداری و بهزیستی تدوین شده و می شود. با این همه متاسفانه رشد فزاینده تعداد معتادان همچنان ادامه دارد.

۳) نکته سوم اینکه پدیده اعتیاد یکی از عوامل محوری و بازدارنده روند توسعه و بهبود وضع زندگی مردم ایران است. اگر به جای رقم پنج میلیون نفر، رقم دو و نیم میلیون معتاد را مبنا قرار دهیم و این تعداد را در عدد چهار (یا متوسط تعداد اعضای خانواده های این معتادان) ضرب کنیم، نتیجه این خواهد بود که ده میلیون نفر از مردم ایران مستقیماً از آثار سوء اعتیاد در زندگی روزمره خود رنج می برند و با انواع و اقسام مصیبت ها و بدبختی ها دست و پنجه نرم می کنند. این بندگان خدا دائماً عذاب یک زندگی جهنمی را متحمل می شوند. واضح است که جمعیت مذکور قادر نیست حامل توسعه کشور باشد بلکه مانعی برای این روند محسوب می شود.

۴) نکته چهارم نقش بازدارنده و ویرانگر اقتصادی «بازار مواد مخدر»ی است که در سطح ملی باید هر روزه میلیون ها مصرف کننده را در ایران تغذیه کند. لذا این شبکه عظیم فساد قاچاق که در همه کوچه های شهرها و روستاهای ایران نفوذ کرده است (در کنار سایر عوامل) یکی از موانع عمده شکل گیری اقتصادی شکوفا، رقابتی، سالم و قانونمند در ایران است. به تعبیر دیگر شبکه و بازار بزرگ قاچاق در راه ایجاد اقتصادی اشتغال زا و تولیدی که بتواند برای میلیون ها زن و مرد تشنه کار شغلی شرافتمندانه به وجود آورد، مانع ایجاد می کند.

اینک قبل از اینکه به «علل موثر» رشد فزاینده اعتیاد بپردازیم، شش علتی را که بیشتر در پاسخ به این روند نگران کننده در عرصه عمومی ایران بر آن تاکید می شود، فهرست می کنیم؛ علت اول اینکه رشد فزاینده اعتیاد به یکی از آثار سوء رشد فزاینده جمعیت نسبت داده می شود. در سه دهه گذشته در حالی جمعیت ایران دوبرابر شده که این جامعه آمادگی پذیرایی این همه جمعیت ناخوانده را نداشته است.

به بیان دیگر جامعه باید می توانست سالی ششصد هزار شغل برای اداره این جمعیت ایجاد کند و چون این توانایی را نداشت، زمینه برای جذب میلیون ها نفر در «زندگی، فضا و بازار کار غیررسمی» اعتیاد و قاچاق فراهم شد. علت دوم به «فضای تنش زای زندگی» در جامعه مدرن ایران اشاره دارد.

گفته می شود جامعه ایران اغلب ویژگی ها و تنش های جامعه مدرن را (مثل فشردگی جامعه شهری، تراکم آگاهی ها و انتظارات برآورده نشده، ناامنی و اضطراب فضای کار اقتصادی و...) دارد. در جوامع دیگر بخشی از جمعیت برای فرار از تنش های مذکور به مصرف مشروبات الکلی روی می آورند اما چون در ایران مصرف مشروبات الکلی حرام است و ممنوعیت قانونی دارد، بخشی از جمعیت برای فرار از تنش های زندگی به جای مصرف مشروبات الکلی به مصرف مواد مخدر (و عمدتاً تریاک) که فعل حرامی هم نیست روی می آورند. عامل سوم، فقر دانسته شده است. می گویند تعداد فقرای ایران زیاد شده و چون این فقرا چشم و گوششان باز شده است، مثل اقشار متوسط جامعه برای گذران زندگی نیازمند تفریح هستند.

اما از آنجا که قادر به تحقق شرایط زندگی مطلوب خود نیستند لذا برای رسیدگی به «خوشی»، آنچه می توانند در اختیار داشته باشند یک خوشی موقتی از طریق ورود به جریان و فضای اعتیاد و مصرف مواد مخدر است.

عامل چهارم اینکه گفته می شود چون مصرف مواد مخدر در ایران قدمتی سیصد ساله دارد به یک امر ریشه ای و فرهنگی تبدیل شده است.

لذا این عادت دیرینه فرهنگی باعث می شود مصرف مواد مخدر (برخلاف مصرف مشروبات الکلی) رفتار و فعل مذمومی نباشد و بخشی از جمعیت با آسودگی خاطر آن را مصرف کنند.

۵) عامل پنجم اشاره به همسایگی ایران با کشور افغانستان دارد. می گویند چون تولید و توزیع مواد مخدر در افغانستان، به عنوان مرکز اصلی تولید این مواد، از طریق مرزهای ایران به بخش غربی جهان انتقال می یابد، لذا یکی از آثار این مجاورت جغرافیایی قرار گرفتن جمعیتی گسترده در معرض مواد مخدر است که تعداد آن بیش از سایر کشورها است.

۶) عامل ششم به توطئه کشورهای متخاصم مربوط می شود. گفته می شود چون ایران پایگاه اصلی انقلاب اسلامی است، لذا امریکا از گسترش قاچاق مواد مخدر به ایران و مصرف آن حمایت می کند تا از طریق آن انرژی جوانان انقلابی تخلیه و به جوانانی افیونی و بی خاصیت تبدیل شوند.

آیا واقعاً شش علت فوق توضیح دهنده رشد فزاینده اعتیاد در ایران است؟ پدیده اعتیاد و رشد فزاینده آن مثل هر پدیده اجتماعی دیگر می تواند «n تا» علت داشته باشد و تمام آن علل عدیده هم در تکوین آن نقش داشته باشند.

لذا نه فقط علل شش گانه فوق بلکه علل دیگری را هم می توان به این فهرست اضافه کرد و معتقد بود همه آنها در ایجاد پدیده اعتیاد نقش دارند. اما نکته ظریف این است که در پاسخ به سوال رشد اعتیاد در ایران ما تنها نیازمند ارائه لیستی از علل نیستیم، بلکه آنچه راهگشای درمان پدیده رشد اعتیاد در ایران است کشف «علل موثر» آن است.

ادعای اصلی این نوشته این است که عللی که تاکنون ذکر شد، در رشد پدیده اعتیاد نقش دارند اما در میان آنها علل موثر حضور ندارد. در اینجا ممکن است این سوال پیش بیاید که چگونه می توان نشان داد علل شش گانه فوق لزوماً علل موثر نیستند؟ مقایسه وضع فعلی ایران با کشورها و وضعیت های تا حدودی مشابه، ما را در تایید یا رد این ادعا، کمک می کند. این مقایسه ها نشان می دهد آنچه تاکنون برشمردیم علل موثری نیستند. زیرا اگر این گونه بود کشورهای مشابه وضعیت ما نیز باید با پدیده رشد اعتیاد فزاینده روبه رو می بودند که نیستند. اینک علل شش گانه را به مقایسه می گذاریم.

اگر عامل اول یا عامل رشد جمعیت، عامل موثری بود در همین دوران جمعیت بنگلادش و پاکستان هم زیاد شده است. اما این دو کشور با رشد فزاینده اعتیاد روبه رو نبودند. اگر عامل دوم یا فضای تنش زای زندگی مدرن عامل موثری بود کشور مالزی باید معتاد بیشتری داشته باشد زیرا مالزی در مقایسه با ایران در دو دهه اخیر بیشتر در معرض اجرای سیاست های نوسازی و مدرنیزاسیون بوده است (تا جایی که هم اکنون این کشور به درجه یازدهم در میان کشورهای صنعتی جهان رسیده است).

همچنین مصرف مشروبات الکلی در میان مردم مسلمان مالزی یک فعل حرام و تابو است. با این حال، مالزی با رشد فزاینده مواد مخدر در دو دهه گذشته روبه رو نبوده است. اگر عامل فقر عامل موثری بود اتفاقاً کارنامه جمهوری اسلامی در مهار فقر، برابر آمار سازمان ملل، پس از انقلاب موفق بوده است و میزان فقرا از سی نفر در صد نفر به ده نفر کاهش پیدا کرده است.لذا باید تعداد معتادان نسبت به پیش از انقلاب کمتر باشد که نیست.

اگر عامل فرهنگی و عادات ایرانی ها در مصرف مواد مخدر عامل موثری بود، چرا پیش از انقلاب با رشد فزاینده اعتیاد روبه رو نبودیم؟ اگر عامل همسایگی با افغانستان عامل موثری بود چرا جمعیت خود افغانستان با رشد فزاینده اعتیاد روبه رو نبوده است؟ یا چرا پاکستان که در مجاورت افغانستان است به طور فزاینده گریبانگیر این معضل نیست؟ اگر عامل توطئه خارجی عامل موثری است، چرا کوبا و فلسطین که حدود نیم قرن با امریکا و اسرائیل دست و پنجه نرم می کنند رشد فزاینده اعتیاد نداشته اند؟ بنابراین علل شش گانه مذکور می توانند در تکوین پدیده اعتیاد نقش داشته باشند اما لزوماً جزء «علل موثر» نیستند.

پس «عامل موثر» کدام است؟ به نظر من عامل موثر همان عاملی است که در کشورها و وضعیت های مشابه دیگر نبوده ولی متاسفانه در جامعه ایران پس از انقلاب حضور مستمر داشته است. این عامل را «سیاست های غیرواقع بینانه» در ایران می دانم. بدین معنا که دولت خود را حامل و مجری سیاست هایی می دانسته که آن سیاست ها به لحاظ آرمانی صحت داشته ولی به لحاظ اجرایی غیرواقع بینانه و غیرعملی بوده است. سیاست های مذکور پیامدهای ناخواسته زیان باری داشته است.

از طرفی همین سیاست ها مرتب از سوی کانال های صداوسیما تکرار می شود و گرچه مردم ممکن است آنها را جدی نگیرند اما تبلیغ سیاست ها به «مکانیسمی باورساز» برای سیاستگذاران تبدیل می شود. از طرف دیگر عرصه عمومی در ایران تاکنون آنقدر قوی نبوده است که بتواند به خوبی پیامدهای زیانبار «کارهای غیرواقع بینانه دولتی» را خنثی و مکانیسم های باورساز را اصلاح کند.

من در اینجا تنها به چهار نمونه «سیاست های غیرواقعی» اشاره می کنم. روسپیگری پدیده مذمومی است و تحقق جامعه بدون روسپی آرمانی مطلوب است. پروژه عظیم و سخت جمع آوری روسپی خانه در میدان گمرک تهران در دهه اول انقلاب بر اساس همین هدف بود، که اجرا هم شد. این اقدام منجر به درمان روسپیگری در جامعه ایران نشد. گرچه هیچ وقت در جهت فهم اینکه در جوامع اسلامی دیگر با این پدیده چه کار می کنند تحقیق نشده است.نمونه دوم سیاست مبارزه با مشروبات الکلی است.

جامعه بدون الکل آرمانی دینی و هدفی قابل دفاع است. چون این پدیده مذموم است هیچ وقت در عرصه عمومی امکان طرح این بحث نبوده که آیا سیاست ریشه کنی به پایین آوردن مصرف کمک کرده است یا نه؟ نمونه چهارم سیاست «اسلامی کردن» کشور با ابزار بوروکراسی است. این آرمان که جامعه اخلاقی و اسلامی بشود آرمان همه ما مسلمان هاست.

اما در ایران هیچ وقت این بحث جدی گرفته نشده که آیا ابزار بوروکراسی دولتی ابزار مناسبی برای اسلامی کردن جامعه است؟ آیا امکان ندارد این سیاست به جای اسلامی کردن جامعه فقط دولت را عظیم کند.از این رو وقتی دستگاه عظیم دولتی خود را مجری این سیاست ها فرض می کند، لزوماً این طور نیست که آرمان هایی که پشتوانه این سیاست ها است تحقق پیدا کند. (یعنی جامعه از روسپی و مصرف کننده مشروب تهی شود یا به راحتی اسلامی شود.) بدین معنا که بخش های مختلف جامعه، انواع واکنش ها را بروز می دهد.

اقشار توانگر جامعه اگر بتوانند، تقاضای مهاجرت به بیرون می کنند. در بخشی از اقشار پایین جامعه هم مردم با انواع شرایط زندگی می سازند و بخشی از آن هم با مصرف مواد مخدر دست به مهاجرت به درون می زنند و به نشئگی موقت خود دل خوش می کنند. بخش های میانی و موثر جامعه هم در فرصت های سیاسی که به دست می آورند نظرات خود را در روزهایی چون دوم خرداد ۷۶ و در انتخابات ۸۴ نشان می دهند.

ممکن است خواننده گرامی با معرفی عامل اهداف غیرواقع بینانه به عنوان عامل موثر در رشد فزاینده اعتیاد در ایران همراه نباشد. اما یکی از دغدغه های ضمنی این نوشته این است که اگر عامل معرفی شده در این نوشته عامل موثر نیست، آیا نباید در عرصه عمومی ایران بررسی پدیده خانمان سوز اعتیاد به یک موضوع جدی تبدیل شود تا بالاخره عوامل موثر و تشدیدکننده آن معلوم شود و درباره آن «توافقی» حاصل شود و جامعه امکان پیدا کند در جهت رفع آن عامل بکوشد. اینک اجازه دهید بحث خود را با چهار گلایه به پایان ببرم:

۱) گلایه اول از حکومت است. حکومت در راه مبارزه با مواد مخدر فعالیت های زیادی انجام داده و می دهد ولی تاکنون از بحث درباره علل موثر رشد فزاینده مواد مخدر در عرصه عمومی دفاع نکرده است. بهترین دلیل بر این ادعا کوتاهی و عدم توجه برنامه های صدا و سیما به پدیده مواد مخدر است. شما به انبوه برنامه های کارشناسی و سریال های صدا و سیما نگاه کنید. در اکثر این برنامه ها توجه محوری به اعتیاد خصوصاً ریشه یابی علل موثر آن دیده نمی شود. هم اکنون به عنوان مثال برای مردم عوامل موثر و تشدیدکننده ایدز روشن است (مثل عامل سرنگ های معتادان تزریقی) ولی عوامل موثر رشد پدیده اعتیاد برای مردم ایران روشن نیست. تاکنون صدا و سیما نتوانسته یک شخصیت الگو در راه مبارزه با مواد مخدر در برنامه هایش به جوانان معرفی و ترویج کند.

۲) دلیل دوم توجه به محتوای مطالب برخی روزنامه های دولتی است. این روزنامه ها که از بودجه عمومی تغذیه می کند ، از همه گونه فسادی صحبت می کنند اما مبارزه و افشاگری علیه فساد مواد مخدر در این روزنامه ها رنگ و لعابی ندارد. گویی هنوز این روزنامه ها فرصت نکرده بازار پنج میلیونی مواد مخدر را مورد توجه جدی قرار دهند. گلایه دوم از اصولگرایان است. گویی در این کشور پنج میلیون مصرف کننده مواد مخدر مواد مورد نیاز خود را از کره ماه تهیه می کنند. حتی در شورای شهر اصولگرایان یک بار یک بحث جدی درباره شبکه توزیع مواد مخدر انجام نداده اند. بارها از سوی بالاترین شخصیت های اصولگرا شانزده سال خدمات جمهوری اسلامی زیر سوال رفته است اما یک بار به خطر «شبکه نافذ و همه گیر اعتیاد» اشاره نکرده اند.

۳) گلایه سوم از روشنفکران است. برای روشنفکران پنج میلیون مصرف کننده مواد مخدر در ایران حساسیت برانگیز نبوده است. گویی این پنج میلیون مشغول «قلیان کشیدن» هستند و دیگر ملالی نیست، آنها از ناحیه اعتیاد هیچ خطری برای دموکراسی و اقتصاد سالم و رقابتی در ایران احساس نمی کنند و ظاهراً برای خود در برابر «فاجعه اعتیاد» مسوولیتی جدی قائل نیستند.

۴) گلایه چهارم از فمینیست های ایرانی است. آنان تاکنون از ضعف اصلاح طلبان هزاران شکایت را مکتوب کرده اند اما تاکنون حتی یک بیوگرافی، یک رمان، یک تحقیق، یک فیلم، یک نشست علمی درباره «جهنم زنان» (یعنی همین زنان قربانی در خانواده هایی که از معتادان خود رنج می برند) ارائه نکرده اند. فمینیست ها یک بار گزارش نداده اند که چند گروه خودیاری برای رسیدن به فریاد زنان مصیبت دیده از اعتیاد تشکیل داده اند.

جامعه وبلاگ نویسان ایرانی به لحاظ فراوانی دومین مقام را در جهان دارند. اما در وبلاگ های آنها «توجهی» به پدیده اعتیاد نمی شود. کارنامه اپوزیسیون خارج از نظام نیز در مورد بی توجهی به موضوع اعتیاد بهتر از دیگر نیروها نیست. بنابراین با اطمینان می توان گفت که؛ غفلت از عوامل موثر پدیده خانمان سوز اعتیاد غفلتی مرگبار است؛ جامعه در اعتیاد می سوزد و گویی نهادهای موثر آن هم با آن می سازند،







حمیدرضا جلایی پور

روزنامه شرق   .  .  .    وقتی می دانیم و معتاد می شویم       چرا ترک برخی عادت ها برایمان دشوار و گاه ناممکن است آن اندازه که حتی اگر بدانیم زندگیمان به خاطر همین عادت ها آسیب می بیند، باز هم قادر به ترکشان نیستیم. منظور از عادت های ناپسند پرواضح است که فقط اعتیاد نیست، اما اعتیاد به مواد مخدر در همه دنیا نشانه یک رویه ناپسند است و کشور ما نیز به دلیل داشتن مرزهای مشترک با افغانستان( سازنده ۹۳ درصد تریاک جهان با تولید سالانه ۱۰ هزار تن) همواره در معرض این خطر و هشدار است. ایران با داشتن بیش از ۴۰ میلیون جوان زیر ۳۰ سال، همیشه خود را با این خطر روبه رو می بیند. چنانچه از حل مشکلات جوانان، پر کردن مناسب اوقات فراغت آنان، فرهنگ سازی و دیگر راهکارهای دولتی و نیمه دولتی بگذریم به این پرسش می رسیم که: سهم خود جوانان در پیشگیری از ابتلا به عادت های ناپسند چیست؟ پاسخ های ریشه ای روانپزشکان و روانشناسان به این پرسش، شنیدنی است.
هیچ فکرش را کرده اید که چرا با همه سعی و کوششمان، نمی توانیم برخی از عادت های بدمان را به کلی کنار بگذاریم؟ به نظر می رسد ترک بعضی عادت ها برایمان غیرممکن می شود.
دانشمندان بر این باورند که بیشتر مردم می دانند که چه عادت هایی برای آنها خطرناک است و چه سرانجام نامطلوبی برای آنها در پی دارد اما عدم توانایی در ترک این عادت ها فقط به این دلیل است که این افراد آگاهی کافی از این خطرها ندارند. به تعبیری دیگر آنها می دانند که اعتیاد به مواد مخدر، سیگار کشیدن، پرخوری و چاقی برای آنها خطرناک و حتی کشنده است اما دلیل آن را نمی دانند. به رغم آنان، ناقص بودن اطلاعات مردم از علل زمینه ای عادت های خطرناک است. به عقیده پژوهشگران، فقط آگاهی از این که یک عادت یا یک روش زندگی، خطرناک است، کفایت نمی کند بلکه فرد باید بداند که چرا این عادت برای او خطرناک است و چنانچه این سطح از دانش و اطلاعات برای او فراهم شود راحت تر به سمت ترک عادت می رود.
● چرا ترک عادت دشوار است؟
موضوع مهم در ترک عادت ها، شناسایی علل به وجود آورنده علل است: به عنوان مثال، بسیاری از مردم می دانند که کشیدن سیگار و روی آوردن به مواد مخدر برای آنها زیان بار است اما در ترک آن ناموفق اند. به واقع علت این عدم موفقیت، چیزی نیست جز عدم توجه به علل زمینه ساز بروز این عادت ها و این علل هم بسیار گوناگون اند: از جمله فشار روحی، فقر، بیکاری و …، تفریح، فشار گروه و یا همسالان، بنابراین نمی توان یک علت مشترک را برای همه افراد به عنوان علت غایی تداوم عادت های مذموم برشمرد. پژوهشگران آسیب های اجتماعی معتقدند چنانچه رویه های بد، نخست ریشه یابی شوند، شانس ترک آنها به مراتب بیش از زمانی است که کورکورانه برای ترک آنها به فرد معتاد فشار آورده شود.
● معتاد در پی پذیرش اجتماعی است
از شمار علل رویه های پرخطر، نیاز به مقبولیت و پذیرش اجتماعی است و هنگامی که این حس در فرد وجود نداشته باشد او برای رویارویی با استرس های ناشی از آن به عادت های نامطلوب و آسیب زا روی می آورد. به طور مثال ممکن است فردی در مقابله با عدم پذیرش از سوی اطرافیان به سیگار روی بیاورد اما دیگری فشار روحی و روانی بیشتری را محتمل شده و به سمت مواد مخدر کشیده شود. مساله مشترک برای تمام این افراد حس تعلق و وابستگی است که یک حس پایه ای به شمار می رود. در اصل ما انسان ها خود را جزیی از یک ساختار اجتماعی بزرگ می پنداریم و چنانچه یک رفتار به عنوان یک رفتار پسندیده اجتماعی شناخته و پذیرفته شود ترک آن برایمان بسیار دشوار می شود، بنابراین بسیاری از عادت های ما برای کسب محبوبیت و مقبولیت اجتماعی به وجود می آیند اما آیا واقعا این عادت ها برایمان مقبولیت اجتماعی را به ارمغان می آورند؟
● دور ماندن از آتش استرس
فشارهای روحی و روانی یکی دیگر از عوامل زمینه ساز بروز رویه های ناپسند و مذموم است و برخی از عادت های ما صرفا ابزاری هستند برای کم کردن استرس های روزمره زندگی. هر یک از ما به گونه ای ناخودآگاه روش ویژه ای را برای کنترل استرس ها و فشارهای زندگیمان انتخاب می کنیم. یکی به کار و فعالیت بیش از حد روی می آورد، دیگری دوش آب گرم یا سرد می گیرد، یکی می خوابد و یکی چای می نوشد و یکی هم به اصطلاح کم می آورد و دست به دامان سیگار و مواد مخدر می شود. از آنجا که همه ما هر روز استرس هایی را تجربه می کنیم، باید بکوشیم تا راه های رویارویی مناسبی پیدا کنیم که تا حد امکان آسیب کمتری برایمان در پی داشته باشد.
● عادت های ناپسند را ترک کنیم حتی اگر کودک لجباز درونمان نخواهد
به عقیده روانشناسان همه ما یک کودک درون داریم که عموما لجباز است و هیچ خوشش نمی آید که از او انتقاد بکنند. این کودک درون همواره می کوشد برای گرایش های نامطلوب توجیهاتی ببافد تا از شر خرده گیری ها راحت شود. برای مثال هر زمان با این انتقاد رو به رو می شد که: سیگار باعث بیماری و مرگ زودهنگام تو خواهد شد بلافاصله توجیه می کند که: فعلا که سالم هستم، وانگهی سیگار استرسم را کم می کند و علاوه بر این سال ها طول می کشد تا سیگار سلامتی ام را به خطر اندازد!
پژوهشگران معتقدند، آشنا کردن مردم با این کودک یک دنده درون می تواند بسیاری از سختی های آنها را در ترک عادات رفع کند. در غیر این صورت صرف ارایه توصیه و هشدارهای خشک و خالی باعث رعایت مسایل بهداشتی و ترک عادت های مضر نمی شود.

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

تاریخ خماری ایرانیان به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر       سال‌ها پیش از آنكه ابن‌سینا درد بیمارانش را با اندكی تریاك آرام كند، محمد زكریای رازی، در باب خواص این مخدر طبیعی مقاله‌ها نوشته بود.
سعدی در گلستانش از پادزهری‌اش گفته كه تا تریاك از عراق آید، مارگزیده مرده باشد و حافظ هم از حریف و ساقی و می بیتی دارد كه؛ از آن افیون كه ساقی در می‌افكند، حریفان را نه سرماند و نه دستار اما شاید هیچ كدام‌شان نمی‌دانستند كه بسیار پیش از آنها، سومریان در هزاره چهارم پیش از میلاد از تریاك بر خشت نوشته‌اند.
مارسل گرانیرد وایه، یكی از كارشناسان موادمخدر سازمان ملل متحد تحقیقات جامعی درباره تاریخ تریاك كرده است و آثاری از این مخدر در متون سومری، آشوری، مصری و یونانی یافته است.
مرتضی راوندی، مولف تاریخ اجتماعی ایران، اگر چه ردی از مخدرهایی جز تریاك، حشیش، كوكنار یا برگ خشخاش و تنباكو در متون فارسی نیافته اما می‌نویسد كه: «هیچ دلیلی در دست نداریم كه بگوییم تا قبل از عهد صفوی خوردن تریاك یا نوشیدن دم‌كرده برگ خشخاش در ایران متداول بوده است.»
تنها در سفرنامه‌های سیاحان اروپایی عهد صفوی است كه نشانه‌هایی از مصرف تریاك به عنوان یك ماده‌مخدر به چشم می‌خورد. ژان باتیست تاورنیه، ‌سیاح مشهور فرانسوی كه در قرن ۱۷ میلادی چند بار به ایران سفر كرده است، با شگفتی، مشاهداتش از مصرف تریاك در ایران را چنین نوشته است: «تریاك شیره خشخاش است كه تا سرپا ایستاده و سبز است، از پوست آن جدا استخراج می‌كنند و بعد حب كرده و می‌خورند.
به اندازه سر سنجاقك بعد زیاد می‌كنند تا نصف فندق می‌رسد، آن وقت دیگر جرات نمی‌كنند، ترك كنند» اما او از كشیدن تریاك چیزی نمی‌گوید. اهالی اصفهان اما با نوشیدن آب كوكنار، كه جوشانده همان كوكنار یا برگ خشخاش است یك بار دیگر تاورنیه را انگشت به دهان كرده‌اند:«... مشروب دیگری هم هست كه آن را آب كوكنار می‌گویند... خانه‌های مخصوص برای این كارهست كه كوكنارخانه می‌گویند.
طالبان این مشروب در آنجا جمع می‌شوند و حالات آنها واقعا تماشایی است. چون به واسطه كیف این شربت هركدام چه شكل و قیافه‌ای پیدا می‌كنند و چه حركات مضحكی از آنها سر می‌زند، قبل از خوردن شربت همه باهم می‌جنگند و فحاشی می‌كنند اما بعد از خوردن كوكنار و بروز كیف همه با هم صلح می‌كنند به یكدیگر تعارف می‌كنند، حكایت و افسانه می‌گویند و خلاصه تمام حركاتشان و اقوالشان مضحك می‌شود.»
در ادامه او از نوشیدنی مخدر دیگری هم سخن گفته است، «بنك كه از برگ شاهدانه می‌گیرند و ادویه دیگری هم داخل آن می‌كنند كه هركس بخورد به حال جنون افتد.»
راوندی احتمال می‌دهد كه خوردن تریاك و نوشیدن آب كوكنار سوغات سربازانی بوده كه به جنگ عثمانی رفته‌اند چرا كه این عادت میان سربازان ترك متداول بوده است. در آن زمان مردم اعتقاد داشته‌اند كه خوردن شیره كوكنار (تریاك) انسان را دلیر و نترس می‌كند.
تریاك عهد صفوی كه خورده می‌شده میانه‌ای با زغال و آتش نداشته، تركیبی بوده از شیره كوكنار با هل، جوز هندی، دارچین، زعفران و عنبر كه در دوران سلطنت شاه تهماسب اول به عنوان یك تنقل متداول شده است.
تریاك وسیله خودكشی هم بوده است، همانطور كه فدائیان حسن صباح تكه‌ای تریاك، برای روز مبادا و فرار از شكنجه و داغ و درفش با خود به ماموریت می‌بردند، در عهد صفویه هم به شهادت شاردن، دیگر سیاح مشهور آن دوره، ایرانیان ناامید با بلعیدن حبی درشت از تریاك و كمی هم سركه خود را خلاص می‌كردند.
كار تریاك خوردن به جایی می‌رسد كه شاهزادگان دربار صفوی در جیب تریاك دان زرین می‌گذاشتند تا حین كار و گردش روزانه مصرف كنند. تا آنكه در سال ۹۶۳ هجری قمری، اولین مبارزه با تریاك در تاریخ ایران اتفاق می‌افتد. شاه تهماسب اول، یك روز صبح شراب‌خواری را قدغن می‌كند و تمام اندوخته تریاك دربار را در آب روان می‌ریزد. اما بعد از پسرش اسماعیل دوم كه روزی ۴۵ نخود تریاك خالص می‌بلعید جانشینش شد.
اما شاه سوم صفوی را همین حب‌ها به كشتن دادند، نزدیكانش، حب‌ها را به زهر آلودند و شاه یك روز صبح دیگر از خواب برنخواست.
شاه عباس، جدی‌ترین مبارزه را با تریاك آغاز كرد، او كه به انظباط ارتش خود علاقه داشته، نوشیدن آب كوكنار و تریاك خوردن را قدغن كرد. او در سال دهم سلطنتش داشتن ریش را ممنوع كرد و یك سال بعد تمامی كارمندان تریاكی دربار را تصفیه كرد.
راوندی می‌گوید كه دود كردن تریاك تا زمان شاه عباس هنوز در ایران معمول نبوده است. شاه عباس در روز دوم جمادی الثانی سال ۱۰۳۰ هجری قمری نوشیدن آب كوكنار را هم قدغن كرد و پس از آن هركس كه در اصفهان آب كنار خورد در جا كشته شد و سرانجام شاه عباس به مبارزه با قلیان پرداخت كه آن زمان تازه رواج یافته بود.
پس از آن در نقطه‌ای نا معلوم در تاریخ، تریاك كشیدن هم باب می شود و بافور به عنوان محبوب ترین وسیله برای دود كردن تریاك متولد می‌شود.
تا آنكه سال‌ها بعد از مرگ شاه عباس، جعفر شهری در تهران قدیم از شیوع اعتیاد به تریاك در تهران می‌گوید: «...تا آن حد كه از هر ۱۰ تن اجتماع بالغ یك محفل لااقل هشت تن آنان مبتلای به آن بودند كه چه از راه كشیدن و چه از راه خوردن باید استعمال كنند.» اشعاری ساخته می‌شود برای خاكسترنشینانی كه زندگی بر سر تریاك گذاشته بودند «نظام دوله مافی دو صد كرورش بود/ شده سپور سر لاله‌زار
ای تریاك!» تا قبل از سال ۱۳۲۶، كشت و تولید و خرید و فروش تریاك در ایران آزاد بود. شهری می‌نویسد: «نه تنها اعلاترین آن به نازل‌ترین قیمت به طور آزاد در اختیار همگان بود، بلكه دولت‌ها خود نیز مشوق مردم می‌شدند كه سوخته آن را به دو برابر قیمت خود تریاك خریداری می‌كردند!» و این شده بود منبع درآمد مردم.
این وضع ادامه یافت تا آنكه در سال ۱۳۲۶ دولت انحصار خرید و فروش تریاك را خود به دست گرفت و اداره مبارزه با تحدید تریاك از دل زمین سربرآورد.
در سال ۱۳۳۴ ه. ش قانون منع كشت خشخاش و جلوگیری از مصرف غیرطبی تریاك به تصویب مجلس رسید و بعد هم در سال ۱۳۳۹ یك داروساز ایرانی كه برای تحصیل به آلمان رفته بود، هروئین را كه تازه كشف شده بود، برای ایرانیان سوغاتی آورد.



روزنامه هم‌میهن   ..  .  .    اعتیاد از نگاه معتاد       معتاد شخصی است نیازمند و وابسته روانی و جسمی به مواد مخدر و عادت زا به منظور برآورده كردن نیاز خود به طور مستمر، در فواصل زمانی معین و اعتیاد یعنی وابستگی به عوامل و یا موادی كه تكرار مصرف با مقدار مشخص را برای شخص معتاد ایجاب می كند. اعتیاد پدیده ای است ویرانگر و یك انحراف اجتماعی كه قربانیان آن گرانبهاترین سرمایه های هر جامعه ای یعنی جوانان هستند. بررسی های معمول در مورد این آسیب اجتماعی از آنجایی كه در صدد شناخت زمینه های اعتیاد برنمی آیند معمولاً نوشدارویی برای چاره این درد نیستند.فریدون كبیری، استاد دانشگاه و روانشناس در مورد عوامل مساعد كننده اعتیاد می گوید: تعداد كثیری از معتادین علل اعتیاد خود را، اعتیاد والدین به سیگار و مواد مخدر، از هم پاشیدن بنیان و اساس خانواده، طلاق والدین، عدم توجه والدین به اعمال و رفتارهای آنها، تبعیض قائل شدن والدین بین آنها و دیگر فرزندان، شكست در عشق، بیكاری، فوت یكی از والدین، تفریح، فقر و ... بیان می كنند و تعدادی از معتادین دلایل خود را از این عادت، قدرت فراموشی و در پی آن تسكین كمبود و آلام روحی این افیون ذكر می كنند، و این بدیهی است كه چنین تفكری نشان از دردی دارد كه ریشه ای عمیق در اجتماع دوانیده است.دقیقاً نمی توان زمان آشنایی با مواد مخدر را بیان كرد ولی بشر از آغاز برای تسكین آلام و كاستن دردهای خود از بعضی مواد تخدیركننده استفاده می كرده است، یونانیان در زمان سقراط به آثار مواد مخدر پی بردند و از آن استفاده می كردند، مردم اروپا از چهار هزار سال پیش به اثرات ضد درد این افیون آشنایی داشتند.هندیان نیز از نخستین مردمانی هستند كه به گیاه مخدر خشخاش روی آوردند و عده ای كشور چین را مهد اولیه كشت خشخاش می دانند.دكتر حمید مددی فر، جامعه شناس می گوید: وابستگی روانی و بدنی به یك دارو را اعتیاد می نامند، كه شامل احساس اجباری برای ادامه مصرف و از بعد جسمی، حالتی از مصرف داروست كه پیدایش علائم بدنی مشخص و مخصوصی را به هنگام قطع ناگهانی دارو به دنبال دارد، از دیدگاه علمی به علت حالات شعف و خوشحالی فوق العاده كه در شخص ایجاد گشته، اقدام به افزایش میزان دارو برای حفظ و تداوم حالت قبلی، فرار از درد و رنج و اضطراب منجر به وابستگی روانی می شود و نهایتاً به علائم روان تنی می انجامد، اینان افرادی نامتعادل، مهاجم، سرخورده هستند و در جایی قرار می گیرند كه ارزش ها و ملاك های اجتماعی را در مقابل خود می بینند، اینجاست كه شخص غیراجتماعی، منزوی و از جامعه جدا شده و به تكاپوی ارضای نفسایات خود می افتد، واقعیت را انكار می كند و در پناه مكانیزم دفاعی قرار گرفته و قضاوت نادرست را جایگزین حقایق می كند.
رضا .ر، دانشجوی اخراج شده رشته حقوق دانشگاه آزاد علل روی آوردن به مواد مخدر را این گونه بیان می كند: وقتی طغیان و پرخاشگری فرزندی به هر دلیل و عنوانی به اقتضای سن و نگرش های ناصحیح با فحاشی، تنبیه بدنی، پرخاشگری، بیرون كردن از منزل، تحقیر كردن، به حال خود رها كردن و سرزنش های بی حد و مرز پاسخ داده شود، آیا اولین گام انحراف جوان به سوی خلاف و اعتیاد برداشته نمی شود. (مكثی می كند) در سن هیجده سالگی وقتی كاری ناشایست انجام دادم، پدر مرا از خانه بیرون نمی كرد، اگر دائم كار اشتباه مرا توی سرم نمی زد، اگر مرا جلوی همكلاسی هایم كتك نمی زد، اگر و اگر... من الان معتاد نبودم. از نظر من، اعتیاد به هر موادی تنها دلیلش خانواده ست، عقاید و نگرش های غلط بعضی از والدین تبدیل به شورش و نافرمانی بچه ها می شود. تحقیقات گسترده در كشورهای مختلف نشان می دهد كه افراد معتاد بیش از همه به خانواده های از هم گسیخته، ناآگاه و بی ثبات تعلق دارند، احساسی كه شخص در خانواده ناآزموده و ناامن دارد سبب سوق دادن به جایگاه و شرایطی می شود كه لااقل این احساس درمان شود و برای خود امنیت لازم را مهیا نماید. ناآگاهی و اعمال برخورد نادرست از سوی خانواده، طرد شدن شخص و گارد گرفتن در مقابل موضع خانواده خود راه صاف كنی برای وارد شدن به حیطه اعتیاد بیان می شود، این به مثل رودی خروشان است كه اگر به درستی هدایت نشود یا به بیابانی شوره زار ختم می شود و یا سبب طغیان و ویرانی می شود و باید بپذیریم هیچ راه مفری نداریم. خانواده مهمترین و اصیل ترین نهاد در شكل گیری بنیان ها و اساس های شخصیت فرزند در سراسر زندگی اوست و خانواده عاملی بسیار مهم و مساعد كننده برای اعتیاد نام برده می شود.حسن، معتادی است به هروئین و جایی برای زندگی ندارد و شب های سرد را در خیابان می گذراند، چهره ای علیرغم زیبایی درونی اش، نازیبا و كثیف دارد، موهای ژولیده و آشفته ای دارد، به سختی در مورد علل اعتیاد خود صحبت می كند:
«وقتی بابام مرد، دربه در و بیچاره شدم، مادرم می گفت برو گمشو سركار، بعد از دو ماه ازدواج كرد، شبا وقتی می اومدم خونه بهم غذا نمی داد، فقط مزد كارم رو ازم می گرفت، بعدش نوبت كتك خوردن از ناپدریم شروع می شد؛ سالها تحمل كردم، یه شب لعنتی فقط هفده سالم بود به خاطر شدت ضربه و درد كه ناپدریم بهم وارد كرده بود، رفتم خونه یكی از رفقام، بهم یه سیگاری داد، اون موقع همه درد و بدبختی هام تموم شد من دیگه اون حسن بدبخت و توسری خور نبودم، انگار تازه متولد شده بودم، یه ماه بعد اومدم تهران، دیگه اون احساس بی خیالی و راحتی سراغم نمی اومد، هر چی كار می كردم می دادم پول سیگاری، می خواستم ببینم این گردی كه صحبتش رو می كنن، چیه؟ امتحانش كردم، خیلی راحت شدم اما بعدش شدم یه هروئینی، از كار بیرونم كردند، نه سرپناهی، نه سایه حمایت پدر و مادری، مجبور شدم شبا توی خیابون ها بخوابم كارتون خوابای زیادی دور هم جمع می شدیم، بعد تزریق رو هم امتحان كردیم، اونم یه سرنگ و ده تا معتاد، چیه ازم می ترسی؟ حق داری، شاید ایذر داشته باشم، بنویس بچه ها قدر پدرشون روبدونن، بنویس زمانی كه پدر داشتم، یه انسان خوشبخت بودم، بنویس توی این دنیای لعنتی یه نفر به فكر من نیست. شاید ۲۵ سالم نباشه، دوست دارم زودتر بمیرم، دو سه روز دیگه كه هوا سردتر بشه فكر كنم بمیرم اگه از اینجا ردی شدی اگه نبودم بدون مردم، اما فقط شما به یاد من باش، لااقل برام یه فاتحه بخون» سستی و یا غفلت والدین و یا فوت یكی از والدین عاملی است بسیار پراهمیت كه اگر در این مورد كوتاهی شود آثار مخرب و جبران ناپذیری به جا می گذارد، باید این مطلب را همیشه در ذهن داشت كه انسان تحت هیچ شرایطی بی نیاز از راهنمایی نیست، والدین باید همیشه و به میزان لازم مراقب فرزندان خود باشند، مراقبت های شدید و سختگیری های بی مورد و یا رها كردن آنها به حال خود همواره به انحراف فرزندان منتهی می شود، هرگونه تغییر در خلق و خو، افسردگی، تغییرات رفتاری افت تحصیلی، تغییر رنگ چهره و .... باید مورد نظر والدین قرار گیرد. پایبند نبودن والدین به ارزش های معنوی و اخلاقی و مذهبی نیز عاملی بسیار اساسی در زمینه نامساعد شدن شرایط حاكم بر فرزندان یاد می شود.
هانیه، ۱۹ساله: چند ماه پیش منتظر ماشین بودم، پسری با اتومبیلش جلویم ترمز كرد، سوار شدم، زمانی كه فهمید عاشق پولدار شدن هستم مرا به جایی به نام «گلد كویست» (Gold quest) معرفی كرد،در آنجا چندین پسر و دختر جمع شده بودند. اولین بار در جمع سیگار كشیدم، در رویاهایم به این فكر می كردم كه پس از چند ماه به اتومبیل، منزل و موبایل خواهم رسید، پسرهای این گروه مرا به كشیدن حشیش دعوت كردند و من فكر می كردم اگر سرپیچی كنم از ثروتمند شدن جا می مانم به ناچار و ترس درخواست آنها را پذیرفتم، پس از چندین هفته فهمیدم كه در محیط فاسدی قرار گرفته ام
مریم دانشجوی سال سوم رشته شیمی در مورد نحوه اعتیاد خود می گوید: «زمانی كه دوستانم در پارتی های دوره ای از مصرف هرگونه مواد نشئه آور كوتاهی نمی كردند من نیز به لحاظ وضع مالی مساعد و آزادی بی حد و مرز از سوی خانواده ام برای حس همراهی و یكرنگی بدین سو كشیده شدم. زمانی كه اولین بار به مصرف كوكائین روی آوردم احساس شعف، خواب آلودگی و اختلالات روانی و توهمات و تصورات غیرواقعی آن مرا شیفته این افیون كرد، اكنون كه بدین ماده اعتیاد پیدا نموده ام از همه زندگی جا مانده ام، آن توهمات آنی و خوشایند و آن نیروی دو چندان جای خود را به احساس خستگی در عضلات، تأثیرات ناهنجار بر روی عصب چشم، انحرافات جنسی و در بعضی از موارد با جنایات و خودكشی دوستانم داده است، دیگر تمایل چندانی به ادامه تحصیل ندارم، از نظر خانواده ام دور شده ام، هیچ چیز و هیچ كس ارضایم نمی كند و تنها به آرامش آنی خود فكر می كنم، هیچ آینده روشنی برای خودم تصور نمی كنم و هر نامردی مترصد شكارم كمین كرده است، آیا آن شادی كاذب، آن تصورات موهوم چنین ارزشی دارد؟








روزنامه کیهان   .  .  .  وافور، قلیان، پیپ، انبر كوچك، سنجاق باز شده، قوطی كنسرو و یا شیشه مربا كه در آن سوراخ شده باشد هویج یا سیب زمینی كه شبیه پیپ سوراخ شده باشد، سرنگ های مستعمل، قطره چكان، زرورق پاكت سیگار، اسكناس لوله شده، لوله های حصیری و لوله خودكار، قاشق غذاخوری سیاه شده، تكه های دستمال كاغذی، پنبه، اسفناج فیلتر سیگار كه گوشه های آن سوخته باشد، جوهر لیمو، لیموترش در محل غیرمعمول و ... حاكی از مصرف مواد می باشد و این والدین هستند كه بایستی با مشاهده این ابزارها زنگ هشداری برای فرزندانشان باشد و با استعانت از همفكری روانشناسان و روانپزشكان به یاری و جلوگیری از قدم نادرست فرزندانشان بشتابند.رضا ۲۵ ساله، معتاد به تریاك كه از چهره مساعدی برخوردار است، می گوید: هر چی از اعتیاد می كشم فقط به خاطر عشق و عاشقی است، جوانی شاداب و پرانرژی و شیفته علم اندوزی، زندگی ام بی هیچ سختی و گرفتاری می گذشت، دوستانم به طرز زندگی ام حسادت می كردند، حتی آرزوی این را داشتند كه در جمعشان برای یك بار هم كه شده كامی از سیگار بگیرم، اما بارها به آنها می گفتم آرزوی محالی است، گذشت تا در اتفاقی شیفته دختری شدم، همه زندگیم شد، تمام كاخ های رویاهایم را روز به روز به زیبایی می ساختم، تنها امید و آینده زندگیم شده بود.او را به هیچ چیز و هیچ كس ترجیح نمی دادم، اما او به من خیانت كرد، زمانی كه او را در دانشكده اش با پسری دیدم خرد و شكسته شدم، نای بلند شدن نداشتم، به چشمانم اعتماد نكردم، اما چندین بار با این حادثه مواجه شدم، به التماس از او خواستم از اول عشقمان را شروع كنیم، اما او گفت كه از من متنفر است. چه شب هایی كه با آن تصورات و رویاها و خیانت ها نمی خوابیدم.تنها همدم من قرص های قوی آرام بخش و خواب آور بود، اما این چیزی نبود كه آرامم كند، باز به سوی او رفتم، علیرغم این كه ارزش ها و اعتقادات مرا زیر پاهایش له كرده بود، به او التماس كردم كه بازگردد حتی به او گفتم كه من بی او دیوانه می شوم، به او گفتم كه مرا خراب و كمرم را شكستی، اما به حرف هایم خندید. دیوانه شده بودم، با ترس و لرز با شنیده هایی كه از مواد مخدر داشتم كه تسكین دهنده و فراموش كننده است به سراغش رفتم، بعد از چندین هفته متوجه اعتیاد به مواد مخدر شدم، اكنون معتادم، عشق مرا معتاد كرد، دیگر از خودم حالم به هم می خورد.از اختصاصات معتادان می توان به عدم اعتماد به نفس، افسردگی، بی خوابی، اضطراب، احساس گناه و تقصیر، انزواطلبی، عزت خواهی، عدم تمایل به داشتن دوست از جنس موافق، احساس تنهایی و طرد شدگی و بنا به تحقیق علمی ثابت شده ای این خصایص در زنان معتاد قوی تر است تا مردان، به ویژه حالت افسردگی، عدم اعتماد به نفس، احساس تنهایی و گناه، علت آن هم در عدم پذیرش اجتماعی است كه زنان معتاد بیش از مردان مورد سرزنش قرار می گیرند و همین امر بر سركشی آنان از قوانین اجتماعی و بر جدایی آنها از جمع می افزاید و در آنان نوعی خود ارزشی منفی بوجود می آید.
هانیه، ۱۹ساله اعتیاد خود را اینگونه تشریح می كند:
چند ماه پیش منتظر ماشین بودم، پسری با اتومبیلش جلویم ترمز كرد، ناچار با التماس و خواهش های مكررش سوار شدم، آنقدر از بیوگرافی هایمان گفتیم كه آن روز به مدرسه نرفتم و زمانی كه فهمید عاشق پول و پولدار شدن هستم مرا به جایی به نام «گلد كویست» (Gold quest) معرفی كرد، آپارتمانی بود كه چندین پسر و دختر در آنجا جمع شده بودند و آنها هم عاشق پولدار شدن بودند. بدین ترتیب كه به صورت بازارهای مجازی ابتدا از طریق اینترنت سكه ای از طلا خریداری و سپس با دعوت و بازاریابی عده ای دیگر را بدین گروه معرفی می كردیم، با وعده و وعیدهایی می گفتند پس از چند ماه به صدها میلیون تومان پول خواهیم رسید. من و امثال من بیچاره از درس و كار و زندگی و تعهدها می گذشتیم و در آن جلسات حاضر می شدیم. هر كسی از تجربه هایش سخن می گفت، اولین بار در جمع سیگار كشیدم، در رویاهایم به این فكر می كردم كه پس از چند ماه به اتومبیل، منزل و موبایل خواهم رسید و این سیگار نشانه متمول بودن و شخصیت والای من عرض اندام می كرد، پسرهای این گروه مرا به كشیدن حشیش دعوت كردند و من فكر می كردم اگر سرپیچی كنم از ثروتمند شدن جا می مانم به ناچار و ترس درخواست آنها را پذیرفتم، پس از چندین هفته فهمیدم كه در محیط فاسدی قرار گرفته ام و این بازی تنها به محملی برای كشیدن مواد مخدر تبدیل شده است و متوجه شدم به ناگاه هم به حشیش و هم به شیشه آلوده شده ام، الان می دانم كه پول دار شدن حیله ای بیش نبود، اما برای فرار از خماری ناچارم به این جمع كثیف روی آورم، جرأت بیان كردن مشكلم را به خانواده ام ندارم، می دانم با سطح فكر خانواده ام اگر بفهمند مرا خواهند كشت.
باید دانست كه انسان موجودی است جستجوگر و كنجكاو و دوست دارد كه همه چیز را تجربه كند،به علاوه فردی است كه بسیاری از كارها را نیز تقلید می كند، جوان و یا كودك زمانی كه می بیند دوست، همكلاسی و یا حتی والدین با چه شور و ولع خاصی سیگاری را كه گوشه لب دارد پك می زند، حس آزمودن و تجربه در او شعله ور می شود، زمانی كه اطرافیان مواد مخدر مصرف می كنند مگر می شود موجب تحریك و وابستگی نشود، و چرا محیط متشنج و پر از تنش خانوادگی و ناسازگاری پدر و مادر دلیل عمده ۸۰ درصد از معتادین به روی آوردن به مواد مخدر است، آیا نبودن عشق و محبت و مهر، تشویق و دلگرمی باعث تكیه كردن به اعتیاد نمی شود؟
امید رضا دلایل اعتیاد خود را این گونه بیان می كند:
از زمانی كه چشم گشودم با فقر روبه رو شدم، پدرم معتاد بود و كوچكترین خواسته من و خواهر و برادرهایم را به دلیل اعتیادش رد می كرد، همه اعضای خانواده ام دچار یأس و ناامیدی شده بودند، به خاطر پدرم، خواستگارهای خواهرهایم دیگر پشت سرشان را هم نگاه نمی كردند. پدرم بیكار و بی عار شده بود. مادرم كار می كرد و آن هم مصرف اعتیاد شوهرش می شد، مادرم دق مرگ شد و یكی از خواهرهایم از خانه فرار كرد. همه همسایگان و هم محلی ها به چشم دیگری به من و خانواده ام نگاه می كردند، یكی از برادرهایم دچار كم خونی شد و ذره ذره در دیدگان من آب می شد، چه شب ها كه بی غذا نمی خوابیدیم، این شرایط مرگبار را ۵ سال تحمل كردم، اما فكر و خیال و آینده و فقر آزارم می داد، اگر كسی در جایگاه من بود چه كارمی توانست بكند؟ آیا او به انحراف كشیده نمی شد؟! چه كسی تاب تحمل كردن این زندگی نكبت بار را دارد؟
به خدا هر كسی جای من بود از شرایط كنونی من بدتر می شد، آیا این دلایل، دلایلی محكم برای اعتیاد من نیست. اگر شخص عاقل و بالغی جای من بود چه میزان صبر و شكیبایی می كرد؟ بارها به سراغ كار رفتم اما وقتی به پیشنیه خانواده ام پی بردند اخراجم كردند، من چه باید می كردم؟ وقتی برادر ۱۳ ساله ام جلوی چشمانم سیگار می كشید كمرم شكست، اما آخر چگونه قانعش می كردم، وقتی كه خواهرم را در شرایط نكتب باری در خیابان دیدم دنیا دور سرم چرخید، اما از من چه كاری برمی آمد؟ وقتی مادرم جوانمرگ شد به چه امیدی حمایت می شدم؟ اینها را نمی گویم كه اعتیادم را توجیه كنم، اما وظیفه جامعه در قبال من چه بود؟ در مورد من چه وظیفه ای داشت كه انجام نداد؟! چرا همشهریان و هم جامعه ای هایم مرا و خانواده ام را دیدند و به یاریم قدمی برنداشتند، آیا اینان فكر می كنند بچه هایشان كه در پر قو می خوابند و جز به تفریح های فردایشان فكری نمی كنند در امان هستند. آیا از موجودی زخم خورده چون من نمی ترسند؟ آیا فكر می كنند كه چون در بالای شهر در فلان خیابان عیان نشین زندگی می كنند گزندی از سوی من و امثال من سراغشان نمی آید، نه... هیچ كس در امان نیست، بهتر است به هم كمك كنیم، من حق و تاوان زندگیم را از خود زندگی می گیرم، مواظب باشید.
جباری، مهندس معماری است اما اعتیاد دارد. وی از شرایط و اوضاع و دلایل اعتیادش می گوید:
دندان هایم خراب و چهره ام زردرنگ است. چشم هایم فرو رفته و لب هایم سیاه است، اختلال در گوارش و بیماری ریوی دارم، بی اشتهایی و یبوست آزارم می دهد، لاغری ام را می بینید، دست و پایم هنگام راه رفتن تعادل ندارند، كم حوصله، بی اراده، عصبانی، بدخلق، منفی باف و دروغگو هستم چرا؟ چرا فرد تحصیلكرده ای چون من باید به افیونی عادت كند كه همه هستی اش را بگیرد؟ چه كسی مقصر است؟ من، خانواده ام، همسرم، یا جامعه ام؟
مادرم به خاطر مرگ پدرم به استعمال سیگار روی آورد و بعدها به مصرف تریاك، بوی تریاك تحریكم می كرد، یكبار امتحان كردم، اما برای یك بار. وارد دانشگاه كه شدم، در جمع های مجردی نیز یك بار دیگر آزمودم، این بار به خود قول دادم تفننی هر ماه یك بار، به همین منوال گذشت، ازدواج كردم، همسرم نیز دانشجو و معتاد به سیگار، از او نترسیدم و هر ماه یك بار به دو هفته یك بار جایش را عوض كرد، در محیط كارم قدم نهادم از ۱۰ همكارم سه نفرشان اعتیاد داشتند و رفت و آمدها با اینان به یك هفته یك بار و سپس هر روز تبدیل شد، هیچكس سنگی جلویم نینداخت، هیچكس مانع ام نشد، چرا؟ چرا خانواده ام چرا همسرم، چرا همكلاسی هایم، چرا همكارهایم و چرا جامعه ام مرا منع نكرد.
رامین، دانش آموز سال دوم دبیرستان و معتاد است، اما نه تنها او بلكه خواهر سال سوم دبیرستان او هم معتاد است، می گوید:
وقتی سیخ تریاك و پك بر آن چسبیده را می بینم قلبم می شكند و شانه ای می خواهم برای هق هق كردن و گریستن. اما كسی نیست حتی مادرم، می شود زیر بارش باران رفت و خیس نشد، بارها من و خواهرم بغض كرده خوابیدیم، نه، حرف هایم تكراری است. بیایید درون خانواده ام، گذری كنید، قصه دلتنگی مرا و خواهرم را تماشا كنید و بفهمید چه آینده شومی فراسوی زندگی ما وجود دارد، من آنقدر فهم و آگاهی ندارم كه علل اعتیادم را توجیه كنم، من در غربت سكوت و فلاكت خود اجازه فكر كردن به این مسائل را ندارم.
نگارنده معتقد است كه شخص معتاد، بیمار است و دردمند و خواهان یاری، این شخص از راه دهان و پوستی رشد می كند و شخصیت خود را تثبیت می نماید و لذات جنسی را از راه دهان و پوست كسب می كند و مواد مخدر جایگزین محرك های ارضا كننده دیگر می شود، این بیمار تحت تأثیر خواهش های نفسانی دست به هر عملی می زند و خود را در اعمالش آزاد می گذارد، زمانی كه پشیمانی عارض می گردد باز برای فرار از درد و رنج پشیمانی به آن پناه می برد، آیا این بیمار به درمان نیاز ندارد؟! مگر اعتیاد نوعی مكانیزم دفاعی نیست كه برای فرار از عذاب و موقعیت رنج آور بدان متوسل می شوند، مگر این نیست كه شرایط نامساعدی شخص را معتاد می كند، چرا نبایستی شرایط ناهمگون و نامساعد را از بن ریشه كن كرد؟ چرا دانش آموزی باید اعتیاد پیدا كند؟ مقصر كیست؟
مگر این جوانان سرمایه های این خطه نیستند، فرد تحصیلكرده ای گرفتار ماده ای افیونی است، مگر این نیست كه اگر تهذیب در كار نباشد علم توحید هم كه بالاترین علم است به درد نمی خورد. اندكی تأمل و تفكر .... چه باید كرد؟ اعتیاد یك پدیده مخرب اجتماعی است، اثرات نامطلوب آن تنها دامن گیر معتاد نمی شود، همه انسان های جامعه به گونه ای با آن ارتباط دارند، راهكار چیست؟ وظیفه ما در مقابل اینان چیست؟ آیا این كه در خانواده ما معتادی وجود ندارد ما را در طول زندگی بیمه می كند؟
آمار نشان می دهد كه از چهار میلیون نفری كه در سال ۱۹۹۸ بر اثر استعمال مواد مخدر و دخانیات جان سپرده اند بیش از نصف آنان را نوجوانان و جوانان سراسر جهان تشكیل می دهند. در سال ۲۰۵۰ این رقم به میزان ۵/۲ برابر افزایش خواهد داشت.
اگر به سرنوشت و آینده فرزندان و جوانان خود علاقه مندید دریچه نگاه تان را تغییر دهید و دولتمردان نیز را به كمك كردن دعوت كنید والا تاوان نافرجامی را بی دریغ در پیش رو دارید.








روزنامه کیهان

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

ترامادول عامل اصلي اعتياد به كراك در كشور       در حالي كه كارشناسان همچنان نسبت به افزايش سوء‌مصرف برخي داروها به‌خصوص مخدرهايي نظير ترامادول هشدار مي‌دهند
هفته گذشته سرهنگ سيدجواد كشفي، رئيس پليس مبارزه با مواد‌مخدر تهران نسبت به عوارض اين داروها هشدار داد: اعتياد به كراك در ايران نتيجه مصرف خودسرانه ريتالين و ترامادول است.

وي تصريح كرد: به تازگي گروهي داروي ريتالين را به‌عنوان قرص تقويت حافظه به جوانان معرفي مي‌كنند كه مصرف خودسرانه آن بدون تجويز پزشك اعتياد آور است.

وي با بيان اينكه برخي نيز قرص ترامادول را به خاطر خاصيت ضد‌درد خودسرانه به ديگران توصيه مي‌كنند، ادامه داد: بررسي‌ها نشان مي‌دهند اعتياد به ماده مخدر كراك نتيجه مصرف ناآگاهانه ترامادول بوده است.شنيدن اين اظهارات از زبان رئيس پليس مبارزه با مواد‌مخدر تهران شايد اين سؤال را ايجاد كند كه آيا ريتالين و ترامادول واقعا در سوق دادن مصرف‌كنندگان به سمت ماده مخدري مثل كراك مؤثر هستند؟

مصرف فقط تحت نظر پزشك

با توجه به عوارض بسيار شديد ناشي از تزريق آمپول ترامادول، اداره كل نظارت بر امور دارو و مواد‌مخدر وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از حدود 2 سال قبل، تجويز و تزريق آن را صرفاً محدود به بيمارستان‌ها كرده است.

همچنين توزيع و مصرف اين دارو تنها به مراكز درماني مجهز به سيستم اورژانسي و بيمارستان‌ها، تحت نظر مستقيم پزشك و مطابق پروتكل كنترل درد محدود شده است.

اين دارو به‌صورت خوراكي يا تزريقي در درد‌هاي نسبتاً شديد حاد يا مزمن از قبيل درد‌هاي بعد از عمل جراحي و درد‌هاي سرطاني استفاده مي‌شود.

دكتر شاهين شادنيا، سرپرست بخش مراقبت‌هاي ويژه مسموميت بيمارستان لقمان و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با تصريح اينكه ترامادول به‌دليل اينكه يك مسكن مخدر است، مسلما سوء مصرف آن زمينه‌ساز مصرف مواد ديگر و در دوزهاي بالاتر مي‌شود، به همشهري مي‌گويد: افرادي كه اين دارو را سوء‌مصرف مي‌كنند، افرادي با رفتارهاي پرخطر هستند و نوع مصرف آنها مسلما رو به تغيير خواهد بود؛

چون ماهيت اعتياد يك ماهيت پيش‌رونده است يعني از دوزها و تركيبات پايين شروع مي‌شود و فرد را به سوي تركيبات با دوز بالا مثل كراك سوق مي‌دهد.دكتر شادنيا، رئيس بخش مسمومين بيمارستان لقمان نيز با اشاره به اينكه تصور اينكه اين دارو مي‌تواند در ترك اعتياد مؤثر باشد يا اينكه شادي‌آور است، كاملاً عاميانه و غلط است، در ادامه بيان مي‌كند: تمام موارد استفاده از اين دارو از نظر ما سوءمصرف دارو است و ترامادول به هيچ وجه خاصيت ترك اعتياد يا شادي‌زايي ندارد.

وي با بيان اينكه تركيبات ترامادول فقط به‌عنوان مسكن هستند، تصريح مي‌كند: به‌دليل اينكه بعضي از گيرنده‌هاي سيستم اعصاب مركزي با تركيبات مخدر مشترك هستند، براي همين اين باور غلط وجود دارد كه اين دارو خاصيت ترك اعتياد دارد.دكتر محمد علي شهركي، روانپزشك نيز با اشاره به اينكه ترامادول جزء دسته داروهايي است كه بايد توسط روانپزشكان و پزشكان تجويز شود، به همشهري ابراز مي‌دارد: در مورد داروي ترامادول بايد گفت اين دارو باعث گرايش به مواد‌مخدر به‌خصوص ترياك مي‌شود.

به گفته وي البته در يك حكم كلي ما نمي‌توانيم بگوييم سوء مصرف اين دارو منجر به استفاده از كراك مي‌شود چون هر داروي مخدري اگر سوء مصرف شود، وابستگي به مواد‌مخدر را هم حتما خواهد داشت.

ريتالين فقط به ريتالين معتاد مي‌كند

اما در حالي كه كارشناسان معتقدند سوء مصرف ترامادول فرد را براي استفاده از كراك نيز كاملا آماده مي‌كند، ظاهرا در مورد داروي ريتالين نظرات متفاوتي وجود دارد.متيل فنيديت (mph) با نام تجاري «ريتالين» توسط كمپاني داروسازي «نوارتين» در سال 1954 به بازار دارويي دنيا عرضه شد.

ابتدا قرار بود اين دارو براي درمان افسردگي، خواب آلودگي در طول روز و سندروم خستگي مزمن استفاده شود اما به تدريج با پيشرفت علم و تجربه‌هاي گوناگون مشخص شد مي‌توان از اين دارو در درمان كودكاني كه دچار اختلال بيش فعالي و كم توجهي هستند نيز استفاده كرد.

ابتدا تمام ماجرا از كالج‌هاي آمريكايي و استراليايي شروع شد. قرص ريتالين خواصي شبيه آمفتامين (همان قرصي كه به اكستازي مشهور است) دارد؛ به‌طوري كه خيلي از دانشجويان به‌دليل تأثير آن در درمان خواب آلودگي در طول روز، براي درس خواندن چند عدد از اين قرص‌ها را مصرف مي‌كردند.

دكتر شادنيا با بيان اينكه ريتالين هم جزء مشتقات آمفتامين‌هاست و تركيبي است كه به خاطر داشتن اثرات تحريكي مورد مصرف قرار مي‌گيرد، توضيح مي‌دهد: اين دارو هم اگر زير نظر پزشك مصرف نشود، براي فرد مصرف‌كننده وابستگي مي‌آورد.

به گفته وي، مصرف دراز مدت ريتالين نيز مانند ساير محرك‌ها انرژي فرد را در كوتاه مدت افزايش مي‌دهد ولي در دراز مدت براي فرد مشكلاتي نظير اختلال در خواب، افسردگي، عدم‌لذت از زندگي و گوشه‌گيري را به همراه دارد. پس اين دارو هم مسلما زمينه‌ساز گرايش به مواد‌مخدر ديگري مثل كراك خواهد شد.

شنيدن اين عبارات از زبان سرپرست بخش مراقبت‌هاي ويژه مسموميت بيمارستان لقمان در حالي است كه به عقيده دكتر شهركي مصرف اين دارو به‌صورت كنترل شده و تحت نظر پزشك هيچ گونه عوارضي از جمله وابستگي به كراك ندارد.

وي به نكته ديگري نيز اشاره مي‌كند: در حال حاضر آنقدر كه مصرف ماده‌اي مثل شيشه در جامعه زياد شده، كمتر كسي رو به سوي مصرف اين دارو مي‌آورد علاوه بر اينكه ريتالين اگر هم قرار باشد اعتياد بياورد، فقط اعتياد به ريتالين را به همراه خواهد داشت كه آن‌هم برطرف شدني است.

پس به‌دنبال مصرف ريتالين، اعتياد به كراك به هيچ وجه ايجاد نخواهد شد. البته فراموش نشود كه به گفته كارشناسان ريتالين دارويي است كه اگرچه توسط پزشكان تجويز مي‌شود، ولي مصرف‌كنندگان تصور مي‌كنند اين قرص‌ها بي‌خطرند و بدنامي مواد‌مخدر را ندارند.

در حالي كه به گفته كارشناسان عوارض مصرف خودسرانه اين قرص‌ها مي‌تواند در حد مواد ديگر نظير كوكايين و آمفتامين باشد.

همچنين پزشكان و روانپزشكان نيز با صراحت اعلام مي‌كنند ترك كردن داروهاي محرك آمفتاميني نظير ريتالين و اكستازي، بسيار سخت‌تر و پيچيده‌تر از كراك، هرويين و ساير مواد‌مخدر است.

شايع‌ترين عوارض ترامادول؛ تشنج و كاهش فشار خون

از تير‌ماه 1384 تا پايان مهر 1385 تعداد 162 مورد گزارش عارضه دارويي مربوط به ترامادول از 49 شهرستان مختلف به مركز ثبت عوارض جانبي ايران (adr) ارسال شده است.

سوزش سينه، تنگي نفس شديد، افت فشار خون و حتي مرگ در اثر تزريق در مجموعه گزارش‌ها ديده مي‌شود. همچنين شايع‌ترين عوارض گزارش‌شده ناشي از مصرف ترامادول، تهوع و استفراغ شديد و كاهش فشار خون بوده است.

ساير عوارض هم شامل عوارض سيستم عصبي (سردرد و سرگيجه، افسردگي و تشنج خصوصاً در انواع تزريق وريدي) است.ترامادول اثرات وابستگي و عوارضي شبيه به دارو‌هاي مخدر از قبيل سرگيجه، خواب آلودگي، يبوست، تعريق، خارش و در مواردي نادر كاهش فعاليت سيستم تنفس در بدن ايجاد مي‌كند، به همين دليل با قطع ناگهاني ترامادول بعد از مصرف طولاني‌مدت آن، علائم ترك مرفين در بدن مانند بي‌خوابي، تحريك‌پذيري، تشنج، لرزش، تهوع، استفراغ، درد عضلات و شكم و... ظاهر مي‌شود   .  .  .    اعتياد پدران به مرفين موجب افزايش مرده زايي و نيز کاهش وزن نوزادان نسل اول مي‌شود       به گزارش سرويس بهداشت و درمان ايسنا منطقه علوم پزشکي تهران، اعتياد پدران به مرفين باعث عوارض شديدي در جنين مي‌شود، به طوري که در اين افراد، افزايش تعداد نوزادان، افزايش مرده زايي و کاهش وزن نوزادان نسل اول در مقايسه با افرادي که به اين ماده معتاد نيستند از افزايش چشمگيري برخوردار است.


براساس تحقيقات دکتر عليرضا محموديان استاديار علوم تشريح دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي مشهد که بر روي 60 عدد موش مبتلا به مرفين انجام شد، اعتياد به مواد مخدر از جمله فاکتورهايي است که مي‌تواند تاثير مهمي بر روي جنين بگذارد.


گفتني است، کاهش دوره جنيني و افزايش تعداد فرزندان مذکر و نيز افزايش پلاک واژينال در مادران، از عوارض اعتياد پدران به مرفين است.   __________________  .  .  .    تأثیر اکستازی بر ازدواج       اگرچه معضل مصرف قرص های اکستازی و عواقب خطرناک آن از ابعاد مختلف مورد بحث قرار گرفته و متخصصان و پژوهشگران، از زوایای گوناگونی بدان پرداخته اند، لیکن آنچه در این نوشتار مدنظر است، موضوع ازدواج و تشکیل خانواده در مصرف کنندگان قرص اکس می باشد.
برای ورود به بحث، اشاره به برخی نکات آماری ضروری است:
۱) بیش از ۶۸ درصد مصرف کنندگان اکستازی را در ایران، زنان و مردان ۱۸ تا ۲۶ ساله تشکیل می دهند و ۳۶ درصد آنان هم در محدوده سنی ۲۵ تا ۲۹ سال قرار دارند. این بدان معنا است که نزدیک به ۹۵ درصد معتادان اکس در کشورمان بین ۱۸ تا ۳۰ سال سن دارند و تنها ۵ درصد آنها زیر ۱۸ و یا بالاتر از ۳۰ ساله اند.
۲) بیش از ۸۰ درصد این افراد مجرداند و تاکنون ازدواج نکرده اند. ۴.۳ درصد نیز متأهل و ۱۰.۵ درصد نیز مطلقه اند و ازدواج ناموفقی داشته اند.
۳) به ازای هر ۲ مرد آلوده به اکس، یک زن مبتلا است. یعنی حداقل ۳۰ درصد مصرف کنندگان اکستازی را زنان و آنهم عمدتاً زنان جوان و مجرد، تشکیل می دهند. (برای مقایسه، بد نیست اشاره شود که این نسبت در مورد هروئین یک به ۹ است و تنها ۱۰ درصد افراد هروئینی را زنان تشکیل می دهند.)
براساس آمار اشاره شده می توان نتیجه گرفت: اکثر قریب به اتفاق مصرف کنندگان اکس در ایران را جوانان مجردی تشکیل می دهند که اولاً یک سوم آنها دختران جوان اند و ثانیاً همگی در سنین ازدواج و بهترین دوران جهت تشکیل خانواده قرار دارند و امکان اقدام به ازدواج در آنها و تصمیم به تشکیل خانواده در آنان را باید مدنظر قرار داد.
اما نکته حائز اهمیت این است که می توان پیش بینی نمود که مصرف اکستازی در این افراد احتمال ازدواج ناموفق را در آنان (در مقایسه با افراد سالم و غیر معتاد) بالاتر ببرد و این موضوع بر پیچیدگی معضل مصرف اکستازی بیافزاید. برخی دلایل و واقعیت هایی که مصرف اکستازی می تواند ریسک ازدواج ناموفق را در معتادان بیشتر کند عبارتست از:
الف) از تأثیرات سوء و ناگوار اکستازی، تأثیر در عواطف و احساسات فرد است و فرد به مرور زمان دچار سطحی شدن عواطف، احساسات زودگذر و ناپایدار شده و مفهوم عشق، بخشش، تنفر، عفو و... برای او تغییر می نماید. بدیهی است که چنین تغییراتی برای ازدواج موفق و برقراری ارتباط عاطفی و روحی قوی، مستحکم و پایدار با همسر که از الزامات ازدواج است، مناسب نیست.
ب) اکستازی واضحاً در تمایلات جنسی فرد تأثیر گذاشته و منجر به تحریک رفتارهای جنسی مکرر و کنترل نشده در فاز سرخوشی پس از مصرف می شود. این واقعیت تلخ سبب می شود، فرد در شرایطی که هیچ کنترل و حتی آگاهی و بصیرتی نسبت به رفتار خود ندارد و به علت افزایش شدید و لجام گسیخته تمایلات جنسی، به تماس های جنسی مکرر و پرخطر با اطرافیان خود مبادرت نماید که قطعاً نتایج این اقدامات برای دختران جوان، دردناک تر خواهد بود.
علاوه بر این خطر آلودگی های دیگر مانند بیماری های مقاربتی بالاخص موارد صعب العلاج و یا غیرقابل درمان مانند ایدز و هپاتیت، که در این گونه رفتارهای پرخطر جنسی، به وفور دیده می شوند نیز در کمین این افراد است و به احتمال ناموفق بودن ازدواج فرد و ناکامی او در تشکیل خانواده بیشتر دامن می زند.
پ) وابستگی روانی ناشی از مصرف اکستازی که ناشی از اعتیادآوری شدید این ماده است و به دشواری هرچه بیشتر ترک آن منجر می شود نیز خطری است که موفقیت معتاد را در امر ازدواج تهدید می کند.
ت) اکستازی می تواند طیف گسترده ای از اختلالات و عوارض روانی در فرد ایجاد کند. اختلالات شدید در احساسات و عواطف، انواع اختلالات خواب، جنون، حملات ترس شدید(Panic Attack) ، افسردگی های شدید و مقاوم به درمان، زوال حافظه و فراموشی، بدبینی و پارانویا، توهمات شنیداری و دیداری، اشکال در تمرکز افزایش ریسک خودکشی و... برخی از این عوارض اند که همگی می توانند در روابط زناشویی فرد مؤثر باشند.
ث) عوارض جسمی اکستازی را نیز نباید فراموش کرد. مسمومیت کبدی و اختلال کارکرد این عضو حیاتی، کم خونی خطرناک آپلاستیک که در آن تولید تمام رده های سلول های خونی در مغز استخوان سرکوب و مهار می شود، اختلال عملکرد کلیه ها، کاهش وزن شدید و لاغری مفرط، آسیب های مغزی و سلسله اعصاب مرکزی، ضعف سیستم ایمنی، ضایعات پوستی و... و همچنین تغییرات چهره و ظاهر فرد، همگی نه تنها فرد را در انتخاب گزینه های مطلوب برای ازدواج با محدودیت مواجه می سازند، ممکن است پس از ازدواج هم منجر به از هم پاشیدگی خانواده شود.
ج) متأسفانه از لحاظ آماری، مصرف اکس با ناهنجاری های رفتاری دیگری نیز همراه است. آمار بزهکاری، تمایل به مصرف مواد مخدر و روانگردان دیگر، مصرف سیگار، الکلیسم و مصرف مشروبات الکلی، سوءسابقه کیفری و... در معتادان اکس و در مقایسه با افراد سالم بالا است و طبیعی است که بندرت یک فرد سالم حاضر به ازدواج یا تداوم زندگی با چنین افرادی است.
چ) تمام آنچه گفته شد، صرفاً مربوط به عوارض و عواقب خود قرص اکستازی است. این در حالی است که آنچه امروزه به عنوان قرص اکس و با عناوین و نام های مختلف عرضه می شود، عمدتاً در شرایطی کاملاً غیر بهداشتی و در مراکز و لابراتوارهای غیرمجاز تولید شده و حاوی انواع و اقسام مواد همراه و ناخالصی های گاه خطرناکی اند که می توانند عوارض سوء فراوانی داشته باشند که علاوه بر تهدید مضاعف سلامت جسمی و روانی فرد، برآینده شغلی و خانوادگی فرد تأثیر گذاشته و به ناکامی های دیگری مانند شکست در ازدواج منجر شوند.


محمد جعفر طالب پور


روزنامه کارگزاران   .  .  .    اعتیاد و بیکاری       ● فاجعه اعتیاد در ایران
یکی از عمیق ترین معضلاتی که جامعه ایرانی با آن مواجه است، فاجعه گسترش اعتیاد در میان قشرهای مختلف اجتماعی است. هم مرزی با کشور افغانستان که امروزه یکی از بزرگترین مراکز تولید مواد مخدر در جهان است از یکسو، و جوان بودن اکثریت جمعیت ایرانی از سویی دیگر سبب شده که اعتیاد به عنوان فاجعه ای فراگیر نگرانی عمیق مردم و دولتمردان را در ایران برانگیزد. تاکنون در ایران تلاشهای وسیعی برای رویارویی با این پدیده مخرب صورت گرفته است؛
اما آمار و ارقام و شواهد موجود گویای آن است که در مقابل این تهاجم همه جانبه دستاوردها و موفقیت ها اندک بوده و نتوانسته است نتایج امید بخشی را به دنبال داشته باشد. لذا در وضعیت کنونی طیف وسیعی از جمعیت ایران که اغلب آن را جوانان کم سن و سال تشکیل می دهند در دام اعتیاد گرفتارند و بسیاری از آنها در مرحله نامشخصی از مرگ و زندگی دست وپا می زنند.
● ریشه های اعتیاد
روانشناسان و جامعه شناسان معتقدند که اعتیاد دارای ریشه های متعددی است. این ریشه ها را می توان در خانواده ها، برنامه های تربیتی، مدارس، دوستان و جامعه جستجو کرد. اما برای جامعه ایران، بیکاری قشر عظیمی از جوانان به عامل و انگیزه ای قوی برای روی آوری نسل جوان به اعتیاد تبدیل شده است تا آنجا که بیکاری آسیب پذیری نسل جوان ایران را در مقابل اعتیاد به شدت افزایش داده است.
ایران یکی از نفت خیز ترین مناطق جهان محسوب می شود و از ذخایر زیرزمینی قابل توجهی برخوردار است که نمونه آن تولیدات گاز این کشور است که در رتبه دوم جهان قرار دارد. با این حال مشکل بیکاری از دردسرهای دولتهای مختلف در ایران بوده است، بطوریکه هیچ دولتی در ایران نتوانسته است بطور محسوس و قابل قبولی این معضل را حل نماید. عدم توانایی دولت در ایجاد اشتغال مناسب و آبرومندانه برای نسل جوان به عاملی برای رواج انحراف اخلاقی و اجتماعی در میان آنها تبدیل شده است. هر ساله رشد بیکاری در ایران در حال افزایش است، ضمن اینکه بسیاری از مشاغل موجود در کشور جزو مشاغل کاذب محسوب می شوند که دائمی نبوده و با کرامت انسانی و بعضا سطح تحصیلات افراد همخوانی ندارد.
● اهمیت اشتغال
در رویارویی با پدیده اعتیاد اشتغال فقط صرف وقت جوانان در جهت سازندگی برای ساعات محدود نیست و در واقع اشتغال یک نوع سرگرمی مفید برای جوانان محسوب نمی شود تا بواسطه آن وقت خود را از توجه به اعتیاد مصون دارند، بلکه اشتغال مساله زندگی و بودن و یا نبودن را پیش روی جوانان ایرانی قرار می دهد. اشتغال یعنی امید، امنیت، زندگی مشترک و در انتظار پیشرفت ماندن. اشتغال فرصت هویت یابی و سلامت را به جوانان ایرانی اعطاء می کند، لذا برای جوانان ایرانی مهم است که بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه یا پایان دوران تحصیلی دبیرستان، در جامعه چه جایگاهی دارد و چگونه می خواهد بطور مستقل و بسان یک انسان شرافتمند زندگی کند. هنگامیکه کار و اشتغال باشد، فرهنگ آن هم ایجاد خواهد شد بطوریکه افراد و جوانان با توجه به فراهم بودن زمینه کار در راه سازندگی جامعه و رشد شخصی خود به رقابت می پردازند و این رقابتی سالم در جهت ابادانی کشور و بهبود وضعیت فرد است. اشتغال فرصتی فراهم می کند تا انسانهایی که می خواهند سالم بمانند و زندگی آبرومندانه داشته باشند، راه نجاتی بیابند و در برابر موج انحرافات اجتماعی خود را مصون بدارند. ممکن است که اگر در جامعه مشکل اشتغال جوانان حل شود، باز هم بتوان آثار اعتیاد را یافت، ولی این امر فراگیر نخواهد بود و از طرفی مسیر آن از مسیر انسانهایی که می خواهند سالم بمانند جدا خواهد بود. اشتغال فرصت سالم ماندن و زندگی سالم را به انسانهایی که می خواهند سالم بمانند عطا می کند و از تعمیق معضلات اجتماعی می کاهد.
● تبعات بیکاری
در مقابل اشتغال، بیکاری وجود دارد که پدیده ای ویرانگر است و تبعات سنگین و منفی اجتماعی به همراه دارد و یکی از این تبعات توسعه و ترویج اعتیاد در جامعه است. فرد بیکار احساس می کند، فردی زاید در جامعه است که به درد هیچ کار مفیدی نمی خورد و توانایی او برای هیچ کس قابل احترام نیست. ا.و احساس تنهایی می کند و از اینکه نمی تواند برای خانواده خود مفید باشد، احساس شرمساری می نماید. با گذشت زمان امید به زندگی در فرد بیکار کاهش می یابد. زیرا هر انسانی بطور فطری میل به تشکیل زندگی مستقل، پیشرفت و کسب افتخار دارد، اما فرد بیکار همه این انتظارات را بر باد رفته می بیند. هر چه روزهای بیشتری می گذرد خوشبختی ها و امیدها به بدبینی و یاس بیشتری تبدیل می شود و در نهایت، نقطه سقوط فرا می رسد. ممکن است فرد دچار سوء تفاهم های روانی شود، در مسیر عصبی بودن قرار گیرد و در نهایت برای نجات خود از وضع موجود و پایان بخشیدن به شرایط ذلت بار کنونی به اعتیاد روی آورد.فرد می داند که اعتیاد راه نجات او نیست، اما اعتیاد را پناهگاه و سنگری می یابد که می تواند عیبها و دردهای خود را پشت آن پنهان سازد. با شروع اعتیاد شرایط روزهای اول تشدید می شود و فرد احساس می کند با پیوند دائمی با اعتیاد می تواند از واقعیتهای زندگی فرار کرده و به دنیای مصنوعی نامعلوم اعتیاد پناه ببرد. روی آوردن به شادی های مصنوعی و اعتیاد در میان نسل جوان به دلیل روحیه ضعیف این افراد در خصوص شرایط موجود می باشد، که یکی از این شرایط معضل بیکاری است. بسیاری از جوانان دیر یا زود باید واقعیت تلخ آن را بپذیرند، اینکه فردی بیکار و سرگردان در جامعه هستند و همه امیدهای آنها در زندگی نقش بر آب شده است.
● بیکاری و عصبی شدن
جوان بیکار خانه نشین است، هنگامیکه به میان جامعه می رود، دیدن فرصت کاری دیگران او را عذاب می دهد و این احساس در وی تقویت می شود که در این دنیا عضو مفیدی نیست. او برای فرار از جامعه به خانه پناه می برد و بیشتر زمان خود را با خیالات و توهمات سپری می کند. از دیدار اقوام و خویشان شرمسار است، زیرا بیکاری او یک ضعف عمده برای وی محسوب می شود. در اینصورت جوان بسیار سریع دچار اختلالات روانی شده و عصبی بودن اولین مشخصه محسوب می شود. نسبت به بسیاری از موارد خصوصا موفقیت دیگران و همسالان خود احساس خشم می کند، اما از طرفی می داند که در برابر این شرایط کاری از او ساخته نیست. معضل عصبی بودن بسیاری از جوانان ایرانی به بیکاری باز می گردد و همین اختلالات روانی مقدمه ای روشن برای ظهور اعتیاد است. زیرا فرد عصبی و دارای اختلالات روانی نگاهی احساسی و نه منطقی به امور دارد و همین مساله سبب می شود که در برابر پدیده های مخرب و ویرانگر آسیب پذیری نشان دهد.
● اعتیاد ارزان است
در مناطقی که مساله بیکاری حاد است ( مثل حاشیه شهرهای بزرگ و مناطق مرزی کشور )، بیکاری زمینه ای قوی برای اختلالات روانی در میان نسل جوان، بزهکاری و اعتیاد آنها محسوب می شود. غالب جوانان بیکار از حالت عصبی برخوردارند، امید چندانی به زندگی ندارند و احساس مسئولیت اجتماعی آنها بسیار پایین است. آنها می بینند که در جامعه و حرکت روزمره زندگی هیچ جایگاهی ندارد، لذا دستیابی به شادیهای مصنوعی و زندگی خیالی و آرامش موقت به اولویت آنها تبدیل می شود، با توجه به اینکه ایران در مسیر ترانزیت مواد مخدر قرار دارد و در همسایگی آن تولید مواد مخدر به صورت انبوه صورت می گیرد، مواد مخدر در ایران از قیمت چندان بالایی برخوردار نیست و همین امر دامی برای جوانان بیکار ایرانی می باشد.
باید توجه داشت که اگر دولت نتواند با یک برنامه کوتاه مدت و ضربتی و برنامه بلند مدت به حل بیکاری بپردازد و امید به زندگی سالم را در جوانان تقویت کند، باید شاهد روی آوردن گسترده جوانان ایرانی به اعتیاد بود. شرایطی که اکنون در شهرهای بزرگ و کوچک و حتی روستاها مشهود و قابل لمس است.








پایگاه اطلاع‌رسانی اصلاح

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +229/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام

تشخیص بیمار مشکوک به اعتیاد       علامت مشخصه فردی که نشئه است : خارش بخصوص در بازوان , صورت بویژه پیشانی و بینی , آلت تناسلی و سرخ شدن چشمها . استفاده بیش از حد از تریاک موجب استفراغ میشود که در بین معتادین به تگری زدن معروف است و فرد معتاد به محض استفراغ حالش بهبود میابد . بر خلاف فرد حشیشی که با وجود استفراغ کردن تا چند روز حالش بد باقی می ماند . بیماران معتقدندکه تریاک مزاج سرد دارد لذا برای از بین رفتن آثار استفاده بیش از اندازه آن از موادی که طبع گرم دارند (مواد قندی ) استفاده میشود . در مجموع معتادین با مواد غذایی که طبع سرد دارند مانند برنج و کله پاچه رابطه خوبی ندارند . معتادین معتقدند آب لیمو اثر تریاک را از بین میبرد و به نشئگی خاتمه میدهد .
مصرف کنندگان معتقدند شیره مزاج گرم دارد لذا برای بریدن آن (از بین رفتن آثار استفاده بیش از اندازه ) از موادی که طبع سرد دارند مانند هندوانه استفاده میشود .
به گفته افراد وابسته به مواد افیونی یبوست ناشی از مصرف تریاک بسیار شدید است و لذا اکثرمعتادان به ملینها روی می آورند و در سنین بالا دچارعارضه هموروئید (بواسیر) میشوند .
افراد معتاد به علت ترس از لو رفتن به مسافرت نمیروند به هیچ وجه حاضر نیستند در بیمارستان بستری شوند و پس از بستری شدن اجباری در بیمارستان , معتادین اصرار عجیبی در نشان دادن علائم بهبودی دارند . این افراد با کسی در گیر نمیشوند چون اگر بازداشت شوند اعتیادشان لو میرود . گذشته از آنچه گفته شد افراد معتاد کاملا ترسو هستند و حتی باصدائی کم از جا می پرند . شنیده میشود که بعضی از دانشجویان در شبهای امتحان تا حتی ۳ شب با مصرف تریاک بیدار میمانند و درس میخوانند اگر چه نشئگی باعث سرحالی و افزایش هوشیاری فرد میگردد اما عموما این دانشجویان بعد از مدت کوتاهی مبتلا به اعتیاد دائم تریاک میشوندو میزان مصرفشان بیشتر شده ومعمولا به آن درجه از سرحالی و هوشیاری هم برای ادامه تحصیل دست نمی یابند ودر نهایت بعلت اعتیاد ترک تحصیل میکنند . خودمعتادین معتقدند فرد ی که نشئه است فک میزند یعنی خیلی دوست دارد حرف بزند و دوست دارد دیگران به حرفهای او توجه نمایند . فرد معتاد به تریاک پس از نشئه شدن میتواندیک خاطره کوتاه را شاخ و برگ داده و ساعتها باآن جمعی را سرگرم کند افرادی که تریاک را به صورت تدخینی مصرف میکنند اگر دوره های خماری و محرومیت ندیده باشند عموما قیافه ای مانند افراد عادی دارند . این افراد معمولا موهای پر پشتی دارند و اگر در رفتارشان دقت نمائیم همیشه در حدود ساعت خاصی یافتن آنها غیر ممکن است!! البته افرادی که مدتها از وافور استفاده کرده اند , به علت فشار منفی لازم برای کشیدن دود وافور در حفره دهانی عموما گونه های فرو رفته دارند .تریاک بوی خاصی دارد که پس از چند بار استشمام خاطره آن در ذهن باقی میماند و این بو هر چه قوی تر باشد نشانگر مرغوبیت بیشتر تریاک مصرفی فرد معتاد است .این ماده در بین عوام به ( تل ) مشهور است . مصرف کنندگان نامهای دیگری چون تی تی و سیاه نیز برآن نهاده اندو به معتادان آن اصطلاحا تل باز می گویند. این ماده عموما به صورت گرمی یا مثقالی فرخته میشود . هرمثقال gr ۶۸۷۵/۴ می باشد که معتادان به آن هشت نخود هم میگویند . بعضی از اوقات تریاک در بسته های ۶,۱۲,۲۵ گرمی فروخته میشود . معتادانی که مصرف بالائی دارند (وافوریها) عموما تریاک را به صورت لول تهیه میکنند که معادل ۲۰-۱۶ گرم میباشد. در قدیم از واحد دیگری به نام سیر استفاده میشد که معادل ۱۶ مثقال یا ۷۵ گرم بود . ۵۲- ۵۰ لول معادل یک کیلو گرم میباشد . گونه های استعمال تریاک بین معتادان به سیخ و سنگ , سیخ و سوزن ,قل قلی , وافور وخوردن تریاک یا حب کردن معروف است .
ذکر ابزارهایی که وجود آنها حاکی از مصرف مواد میباشند خالی از فایده نیست و میتواند ما را در شناسایی افراد مصرف کننده یاری کند :
- وافور , قلیان , چپق , پیپ, انبر کوچک.
- سیخ , میله , چوب لباسی فلزی که بریده شده باشد , سنجاق باز شده و سوزنهایی که سر آن سیاه شده باشد .
- قوطی کنسرو یا شیشه مربا که در آن سوراخ شده باشد و یا قوطی روغن یک لیتری که بالای آن تنگ شده باشد .
- هویج یاسیب زمینی که شبیه پیپ سوراخ شده باشد .
- سرنگهای مستعمل , قطره چکان .
- زرورق پاکت سیگار که باز و پهن شده باشد , اسکناسهای لوله شده .
- لوله هائی به طول حدود ۲۰ سانتی متری از جنسهای مختلف به ویژه کاغذ مقوا چوب نی , لوله های حصیری ولوله خالی خودکار .
- قاشق غذاخوری و چای خوری سیاه شده .
- تکه های پلاستیک و کاغذدر اندازه های حدود ۱۵*۱۵ سانتی متر.
- تکه های پلاستیک در اندازه حدود ۱×۱ سانتی متر( باقی مانده از بسته بندی هروئین یا کراک و . . .) .
- تکه های دستمال کاغذی , پنبه , اسفنج , فیلترسیگار که گوشه های آن سوخته باشد .
- وجود آب لیمو , جوهر لیمو و لیمو ترش در اطاق و در محلهای غیر معمول .
- پوکه های آمپول .
- افراد معتاد جهت مخفی کردن قرمزی چشم خود اغلب قطره های چشمی مثل نفازولین و بتامتازون همراه خوددارند .
- افراد معتاد به کراک جهت مصرف آن از دستشویی وحمام استفاده میکنند و چون کراک موقع مصرف بویی ندارد کسی متوجه آن نمیشود . جالب توجه اینک خانواده مصرف کنندگان کراک متذکر این نکته هستند که وقتی فردمصرف کننده در دستشویی یا حمام است مدام صدای فندک از این مکانها به گوش میرسد . اغلب آنها فندکی با کپسول بزرگ دارند که به هیچ وجه آنرا از خودجدا نمیکنند .
علاوه بر اینها فردمعتاد معمولا دچار یبوست مزمن, تپش قلب , عفونتهای پوستی , التهاب معده , بیماری کبدی میشود . مسمومیت داروئی ( اقدام به خودکشی و یا مسمومیت اتفاقی ) و حوادث و تصادفات مکرر و همچنین علائم خاص روانپزشکی چون : تغیرات رفتاری , پرخاشگری , افسردگی, بی تفاوتی , ناتوانی جنسی , توهم و یاهذیان , کاهش سطح هوشیاری , مشکلات قانونی مکرر , انجام ندادن وظایف خانوادگی , افت کارکرد شغلی فرد و یا تغییرات شخصیتی و درخواست بی دلیل یا بیش از حد برای تجویز داروهای آرامبخش و مسکن همگی ما را در مورد نشانه های غیر مستقیم فردمعتاد هوشیار میکند .
● تاثیرات افیون بر معتاد
اعتیاد علاوه بر اثرات درونی، دگرگونی هایی نیز در روحیه ، اخلاق،‌شخصیت و ظاهر معتاد به وجود می آورد که در اینجا نمونه هایی از آنها آورده شده است، بیشتر به این خاطر که نزدیکان معتاد به ویژه پدران و مادران به مجرد احساس بیماری اعتیاد فرزند خویش ، تا اعتیاد تارو پود بیمار را فرا نگرفته است ، او را از این راه مرگبار باز داشته و به درمانش بپردازند .
- تمایل معتاد به کناره گیری از بستگان به ویژه پدر ومادر و خواهر و برادر و اشتیاق وی به معاشرت با دوستان مشکوک جدیدش افزایش میابد .
- ساعات خواب معتاد تغییر میپذیرد ، وی شبانگاهان دیرتر میخوابد و بامدادان دیرتر برمیخیزد .
- هزینه های فرعی فرد معتاد به صورت سرسام آوری بالا میرو د و مکررا از خانواده خود درخواست پول برای هزینه های نامعلوم مینماید .
- فرد درگیر به اعتیاد اغلب اطاق خواب خود را به روی بستگان خود میبندد تا برای مدتی تغییر احوالش بر پدر و مادر پنهان بماند و به اعتیاد وی آگاه نشوند .
- رفت و آمد های ظاهرا بی مقصد و مشکوک فرزند معتاد افزایش میابد .
- فرد معتاد اغلب خواب آلود و افسرده دیده میشود ،‌ لحظات شادابی چنین فردی زود گذر و دوران در خود فرو رفتنش طولانی میشود .
- فرد معتاد کمتر از دوران پیش از اعتیاد به وضع ظاهری و آرایش خود می پردازد .
- فرد معتاد از انجام کارهای سنگین به ویژه ورزش گریزان خواهد بود .
- معتاد بیش از حد اعتدال به توالت میرود و یا در آنجا میماند .
- فردی که درگیر اعتیاد است اغلب پرگو و یاوه گو میگردد .
- فرد معتاد اشتیاق عجیبی به دروغ گویی و دادن وعده های انجام ناپذیر پیدا میکند و مطلقا در بند ایفای قول خود نخواهد بود .
- استعمال داروهای عصبی ، نیرو بخش و خواب آور افزایش میابد و اطاق خواب بیمار انباشته از قرصهای جور واجور است .
- معتاد چنانچه دانش آموز و دانشجو باشد به کارهای دبیرستان یا دانشکده بی تفاوت و بیعلاقه میگردد و چنانچه کارمند و یا کارگر باشد و جوان کارش را از دست خواهد داد و از وقت شناسی وی خبری نخواهد بود .
- رنگ معتاد به ویژه لبانش تغییر میپذیرد و وزنش کاهش میابد .
- در انگشتان و وسایل اطاق خواب معتاد آثار سوختگی مشاهده میشود .
- در صورت تزریق ( زیر پوستی ) نقطه های سیاه یا آبی روی بازو ، ساق پا و حتی در پشت دستها ملاحظه میشود .
- در مراحل پیشرفته در صورت تزریق وریدی ، دملهای جوش مانند در وریدهای نزدیک به سطح بدن دیده میشود .
- در معتادین که ریتم خوابشان بهم خورده است پس از استعمال مفرط مواد حالت چرت زدن ملاحظه میشود .
- مردمک چشم فرد معتاد در صورت مصرف مواد مخدر ( افیونی ) منقبض شده و در صورت مصرف مواد محرک منبسط میشود .


دکتر کمال سبکتکین   .  .     .    رد پای ژنتیک در اعتیاد       اعتیاد و ژنتیک

امروزه ، در بعضی محافل علمی و یا غیر علمی حوزه اعتیاد ، گاهی اوقات از ارثی بودن و نقش ژنتیک در انتقال بیماری اعتیاد سخن رانده می شود و گفته می شود که اعتیاد از طریق وراثت و ژن ، از نسلی به نسل دیگر و یا از والدین به فرزندان و یا به تعبیر دیگر تا جایی که ژن های حامل خصوصیات مورثی قدرت پیش روی دارند ، منتقل می شود .
▪ آیا این نظریه درست است ؟
ببینیم کنگره ۶۰ در این خصوص چه دیدگاهی دارد .
با توجه به اینکه کنگره ۶۰ یک مرکز تحقیقاتی علمی ، تجربی و کاربردی در حوزه اعتیاد و مواد مخدر می باشد ، با استفاده از تجربیات و نتایج بدست آمده درطول سالها فعالیت و تطبیق نتایج عینی و مستند با فرضیه ها و تئوری هایی که در این مقوله ارائه می شوند ، می تواند دیدگاه خود را در مورد مسایل از این دست بیان نماید .
البته این دیدگاه و نظریه کنگره ۶۰ می باشد و به معنی مخالفت و یا مردود اعلام نمودن نیست ، بلکه صرفا چالشی علمی و تجربی است.
کنگره ۶۰ معتقد است مهمترین عامل و اصلی ترین علت گرایش افراد به مصرف مواد مخدر ، جهل و نادانی خود فرد است .
انسان نادان و جاهل قدرت تشخیص درست از نادرست را ندارد و یا در خوب و بد بودن مسئله ای تردید دارد و یا اینکه تشخیص می دهد اما توان اجرای تشخیص خود را ندارد .
انسان جاهل نمی داند که مواد مخدر چیست و عاقبت مصرف آن کجاست و یا در مفید یا مخرب بودن آن تردید دارد و یا در نهایت می داند که بد است ، ویرانگر است اما توان کنترل خود و خودداری را ندارد ،
چنین فردی زمانی که در بستر مناسب ، مانند محیط های آلوده ، ارتباط با دوستان ناباب و یا در هر شرایط دیگری که با مواد مخدر روبرو شود ، ممکن است خیلی راحت و بدون علت خاص، مصرف کند و سپس در ادامه ، مصرف خود را افزایش داده و در نهایت به اعتیاد برسد.
گفته می شود که محیط های آلوده ، دوستان ناباب ، شرایط نا به هنجار ، مانند خانواده های از هم گسیخته ، فرزندان طلاق ، فقر ، بیکاری و غیره ... دلایل گرایش افراد به مصرف مواد مخدر هستند ، اما کنگره ۶۰ معتقد است که این ها دلایل اصلی نیستند ، دلیل اصلی ، نادانی و جهل است ، نداشتن اطلاعات در خصوص اعتیاد و مواد مخدر است . جهل و نادانی و نبود اطلاعات صحیح است که انسان را تسلیم زرق و برق های افعال منفی و ضد ارزش می نماید و او را از صراط مستقیم خارج می کند و به جاده های خاکی و انحرافی می کشاند ، انسان دانا در بدترین شرایط هم مواد مصرف نمی کند . بسیارند افرادی که در بهترین و سالم ترین شرایط زندگی قرار داشته اند اما مواد مخدر مصرف کرده و معتاد شده اند و یا بالعکس افرادی هم در بد ترین شرایط به سمت مواد مخدر گرایشی نداشته اند .
پس این ها دلایل اعتیاد نیست ، بلکه بسترهایی هستند که انسان های نادان و جاهل در این بستر ها زودتر گرفتار می شوند و اگر این بستر ها نباشد بازهم به گونه ای دیگر و به بهانه ای دیگر خود را گرفتار می کنند .
بیان این مسائل به عنوان علت های اعتیاد ، توجیهی است برای پوشش نادانی و جهل بعضی از انسان ها و نفی اختیار انسان ، اگر انسان به بهانه دوستان ناباب و محیط های آلوده ، یا فقر و بیکاری ، خود را درگیر اعتیاد کند و بعد از زیر بار مسئولیت خود شانه خالی کند و اشتباه خود را گردن دیگران و جامعه بیندازد دیگر چه جای باز خواست و مواخذه است ؟ اگر اینگونه به مسئله نگاه کنیم پس تفاوت چندانی بین انسان و موجودات پائین تر از مرحله انسانی قایل نشده ایم ، بگذریم .
و اما مسئله اعتیاد و انتقال ژنتیکی آن
در ادامه یافتن علت های اعتیاد ، عده ای نیز به این دیدگاه و نظریه روی آورده اند که اعتیاد حاصل یک انتقال ژنتیکی است . اگر منظور این باشد که اعتیاد مانند بعضی از بیماری ها مثل فشار خون ، نارسایی کلیوی و ...به صورت یک بیماری و به طور کامل از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود باید بگوییم به این صورت و به این شکل اعتیاد منتقل نمی شود . چه بسا افرادی که در خانواده و اطرافیان آن ها اثری از اعتیاد نبوده و نیست ، اما سخت درگیر اعتیاد شده و چه بسا افرادی که مصرف کنندگان بیشمار مواد مخدر در اطرافیان ، طایفه و خانواده آن ها دیده می شود ، اما هرگز به مصرف مواد مخدر روی نیاورده اند .
دانش پزشکی در حال حاضر ، شناخت بسیار کمی از فیزیولوژی اعتیاد دارد . هنوز فیزیولوژی اعتیاد آن طور که باید ، شکافته نشده است . حتی کنگره ۶۰ که از پیشگامان شناخت فیزیولوژی و نورولوژی سیستم های تولید کننده موادشبه افیونی جسم می باشد و شناخت عملکرد آن ها را یکی از پارامترهای بسیار بسیار مهم در درمان اعتیاد می داند ، معتقد است که هنوز این مسئله ناشناخته است و حتی در بیان عملکرد و معرفی این سیستم از عنوان سیستم ایکس استفاده می کند که حکایت از ناشناخته بودن آن دارد .
اطلاعات و شناخت انسان از بیماری اعتیاد ، هنوز در حدی نیست که بتواند قویاً ادعا کند که بیماری اعتیاد از طریق ژن ها منتقل می شود .
اما اخیراً این فرضیه که بعضی از انسان ها ممکن است دچار نقص سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی باشند ، از سوی بعضی از متخصصین و دانشمندان ارائه شده است و در حال قوت گرفتن می باشد . به این صورت که عملکرد سیستم تولید کننده مواد شبه افیونی یا عملکرد نرون ها در ترشح واسطه های شیمیایی و انتقال پیام های عصبی توسط نوروترانسمیترها ، در همه انسان ها به یک صورت نیست . ممکن است این سیستم در بعضی افراد کاملاً متعادل باشد و عملکرد خوبی داشته باشد و در بعضی دیگر متعادل نبوده یا خیلی ساده بگوییم که درست کار نکند و مواد شبه افیونی به اندازه کافی در سیستم عصبی آن ها تولید نشود ، به شکلی که فرد در حالت خماری مزمن به سر ببرد . گفته می شود که این افراد اگر مواد مخدر مصرف کنند احتمال ادامه یافتن مصرف توسط آن ها ، می تواند بیشتر از دیگران باشد .
به هر حال این هم یک نظریه است و قطعاً نمی تواند توجیهی برای روی آوردن به مصرف مواد مخدر و اعتیاد باشد . حال می خواهیم از زاویه ای دیگر به موضوع نگاه کنیم انسان از دو بخش تشکیل شده است . صور آشکار و صور پنهان . صور آشکار مثل دست ، پا ، سر ، کلیه ، قلب و غیره ... که با چشم فیزیکی قادر به رویت و دیدن آن هستیم .
صور پنهان مثل عقل ، روح ، حس و بقیه اجزایی که با چشم فیزیکی قادر به دیدن و یا لمس آنها نیستیم اما از روی نشانه های آنها به وجود و بودن آنها پی می بریم .
حوزه عملکرد ژن ها و انتقال اطلاعات دی ان ای و خصوصیات مربوطه توسط آنها فقط در قسمت صور آشکار صورت می گیرد . ژن ها می توانند خصوصیاتی هم چون رنگ چشم ها ، قد ، وزن ، حالات و شکل اندام ، رنگ پوست ، نحوه راه رفتن ، چگونگی حرکت دست ها ، تن صدا و خلاصه هر موضوعی که مربوط به صور آشکار یا اجزاء فیزیکی و جسمی ما می شود را منتقل کنند .
ژن ها حامل اطلاعات و خصوصیات فیزیکی و جسمی ما از والدین و گذشتگان ما می باشند . ژن ها فقط درچگونگی نقشه جسمی ما انسان ها نقش دارند .
نکته حائز اهمیت این است که ژن ها در بخش صور پنهان انسان یعنی اجزایی مثل روح ، نفس ، حس و غیره نقشی ندارند . چگونگی عملکرد آنها و کیفیت و سطح تکاملی آنها ارتباطی با ژن ها ندارد زیرا جنس آن ها از ماده و یا گوشت و پوست و استخوان نیست . گاهی اوقات دیده می شود که دوبرادر و یا دوخواهر که دوقلوی همسان هستند و ازنظر خصوصیات فیزیکی بسیار شبیه هم هستند اما در صور پنهان و خواسته های درونی ، روحیات ، تفکرات و ایده ها ممکن است بسیار متفاوت باشند .ممکن است یکی از آنها فردی سالم و صالح باشد و دیگری به دنبال ضد ارزش ها برود ، در حالی که از یک پدر و مادر هستند ، در یک خانواده تربیت شده اند و خصوصیات فیزیکی آنها که با ژنتیک منتقل شده مانند یکدیگر است و بسیار به هم شبیه هستند . اما با وجود تمام این شباهت ها ، می بینیم که آن ها دو انسان کاملاً متفاوت و با خواسته های متفاوت هستند .
ممکن است یکی به دنبال مصرف مواد مخدر و اعتیاد باشد و دیگری هرگز به دنبال آن نباشد . یکی در صراط مستقیم باشد و دیگری در صراط کج و غیر مستقیم ضد ارزش ها باشد . یکی عاشق تحصیل باشد و دیگری از تحصیل متنفر باشد . روح ما ، نفس ما ، عقل ما و خلاصه اجزای صور پنهان ما از جایی آمده و وارد این جسم شده که در آنجا ژن ها و ژنتیک نقشی ندارند .
آنچه که مسیر زندگی ما را تعیین می کند ژنتیک نیست بلکه خواسته های ما و سطح دانایی و تکامل ماست که مربوط به صور پنهان است .
پس اعتیاد بیماری نیست که از طریق وراثت و ژنتیک از فردی به فرد دیگر منتقل شود . اعتیاد بیماری است که انسان با خواست خودش و با دستان خودش برای خودش به وجود می آورد و هیچ کس در آن مقصر نیست الا خود شخص و نادانی و جهل و خواست خودش .
من زمانی که به مصرف مواد مخدر روی آوردم هیچ کس مجبورم نکرد ، هیچ کس یقه مرا نگرفت که علی ، تو باید مواد مصرف کنی ، خودم خواستم که مصرف کنم اگر خودم نمی خواستم هیچ عاملی در هستی نمی توانست مرا مجبور به مصرف کند .
بعضی ها فقط به دنبال این هستند که بدانند چرا یک نفر معتاد شده است .
هزارو یک نوع پرسشنامه و سوال و انرژی های بسیاری را صرف این موضوع می کنند که بدانند چرا یک نفر معتاد شده است ، با این امید که اگر علت آن را پیدا کنند دیگر مشکل اعتیاد را حل کرده اند . اگر علت معتاد شدن انسان ها را پیدا کنیم دیگر کار تمام شده است ، غافل از اینکه هزاران و ملیون ها سال دیگر هم کسی جواب این سوال را پیدا نخواهد کرد ، الا یک جواب و آن جهل و نادانی است . جهل و نادانی و نداشتن اطلاعات صحیح و شناخت کافی از اعتیاد و مواد مخدر . جهل و عدم آگاهی هم یک عکس و یا یک تصویر نیست که بخواهیم به دیگران نشان دهیم و بگوییم که جهل این است ، بی نهایت شکل و تصویر دارد ، حیف از این همه وقت وانرژی که صرف یافتن علت اعتیاد می شود .
بارها و بارهاو بارها دانشجویانی را می بینیم که با کوله باری از پرسشنامه با سوالات عجیب و غریب که حوصله پاسخ دهنده را سر می برد ، در حال جستجوی علت اعتیاد هستند ، آنها در به در، در گذشته زندگی فرد می گردند تا ببینند چه چیزی پیدا می کنند که اعتیاد را گردن آن بیندازند ، در حالی که حتی نمی دانند اعتیاد چیست ،
حتی تعریف اعتیاد را بلد نیستند ، تخریب های اعتیاد را نمی دانند ، چگونگی درمان آن را نمی دانند مفهوم خماری و نشئگی را نمی دانند اما در به در به دنبال علت اعتیاد هستند ، علت اعتیاد آنگونه که آنها دنبال آن می گردند پیدا نمی شود . اگر هم پیدا شود کمکی به حل مسئله نمی کند ، همیشه و در همه جای دنیا چه در گذشته و چه دراکنون و آینده افرادی هستند که خواهان پیمودن چنین راه هایی در زندگی خود هستند .
نه ما و نه هیچ کس دیگر نمی تواند جلوی این حرکت ها و حماقت ها را بگیرد ، تنها کاری که از دستمان بر می آید ، فقط گفتن است و دیگر هیچ .


علی خدامی   .  .  .  اعتیاد به مصرف مواد مخدر ریشه ژنتیکی دارد

چه افرادی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند؟

مطالعات نشان می دهد اکثر افرادی که به مصرف مواد مخدر وابستگی جسمی و روانی پیدا می کنند از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند و غالبا در نزدیکانشان اعتیاد به مواد مخدر شایع است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، البته این مطلب دلیل آن نیست که هر شخصی که در بین نزدیکانش اعتیاد به مواد مخدر وجود ندارد، از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماری اعتیاد نیست; زیرا اولا ممکن است نزدیکان شخص از نظر ژنتیک مستعد این مشکل باشند ولی تاکنون این استعداد به ظهور نرسیده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند; ثانیا اعتیاد به مواد مخدر فقط در زمینه ژنتیکی نیست و تیپ شخصیتی افراد نیز نقش تعیین کننده در این مورد دارد.
افرادی که شخصیت های خود شیفته، پرخاشگر، ضد اجتماعی دارند، مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند; زیرا مصرف مواد مخدر نیازهای روانی ایشان را کاملا برطرف می کند.

از سوی دیگر افرادی با شخصیت های افسرده و اصطلاحا افراد با شخصیت های زودرنج و احساساتی نیز کاملا مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند زیرا در این افراد نیز مصرف مواد مخدر نیازهای درونی و روانی را برطرف می کند.
به طور کلی می توان گفت هر شخصی می تواند مستعد اعتیاد به مواد مخدر باشد. فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشی می کند به گونه ای که احساس می کند نیازهای روانی و جسمی او را برطرف نموده است.

بدین ترتیب از نظر روانی معتاد به مواد مخدر می شود و به مرور با استفاده های مکرر از مواد به آنها وابسته می شود. در این مرحله این شخص، بیماری است که به مواد مخدر معتاد شده است.   .  .  .  ردپاي ژنتيک در اعتياد

در نشست سالانه روانشناسان دانشكده رويال بيان شد كه ژن ها عامل مهمي‌در ايجاد اعتياد محسوب مي‌گردند .جواب اين پرسش كه چرا برخي از افراد گرفتار افراط درمصرف الكل، هروئين ويا قمار بازي مي‌شوند، ريشه در مغز آنان دارد و به طور عمده‌اي وابسته به ژن‌ها مي‌باشد.
پروفسور ون دن برينك از مركز پزشكي دانشگاه آمستردام و سرگروه متخصصين در زمينه اعتياد در نشست ساليانه روانشناسان دانشكده در مورخ چهارم جولاي بيان نمود كه معتادان داراي سطح پايين تري ازدوپامين و يا گيرنده‌هاي آن در مغزشان مي‌باشند و در نتيجه در جستجوي محرك‌هاي بيشتري هستند. پروفسور ون دن برينك معتقد است كه اين مسأله به معناي گرفتاري حتمي‌اين افراد در دام اعتياد نيست و مسايل محيطي نيز تاثيرگذارند. علاوه بر اين، مصرف مكرر موجب كاهش تعداد گيرنده‌هاي دوپامين بيش از پيش شده و بدين ترتيب فرد اشتياق و ميل بيشتري براي مصرف در خود احساس مي‌كند. خاطره ذهني آن تجربه خوشايند فرد را در جهت تكرار آن تجربه سوق مي‌دهد.دكتر برينك در ادامه افزود: «فرد معتاد قادر به درك صدمات جبران ناپذير اين ماده در بلند مدت نمي‌باشد و تنها به دنبال خوشي زود گذر آن است.»   .  .  .  نسخه‌های مختلف از چند ژن منجر به اعتياد به مواد مخدر چندگانه مي‌شود

با كشف ژن مشترك اعتياد به كوكائين، نيكوتين و الكل؛ , اميد پژوهشگران به درمان اعتياد بيشتر شد .
در يك تحقيق جديد ژن مشترك اعتياد به كوكائين، نيكوتين و الكل كشف شد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، دانشمندان در اين تحقيق شواهدي از چندين ژن مشترك را شناسايي كرده‌اند كه با اعتياد به مصرف سه ماده مزبور ارتباط دارد.

محققان مي‌گويند اين يافته پيشرفت مهمي در زمينه تسهيل درمان اعتياد به كوكائين، الكل و سيگار محسوب مي‌شود.

مينگ لي، دانشمند دستيار دانشگاه ويرجينيا در اين تحقيق خاطر نشان كرد: ما در بررسي‌هاي خود چندين ژن را كشف كرده‌ايم كه با اعتياد به چند ماده مختلف در ارتباط است. بنابراين در تحقيقات در حال نزديك شدن به اهداف ژنتيكي خاصي براي درمان اعتياد هستيم.

وي افزود: زماني كه محققان بتوانند به نسخه‌هاي ژنتيكي دقيق و مكانيسم‌هاي مولكولي خاص در اين زمينه دست پيدا كنند، مي‌توان روش‌هاي درماني موثرتر و شخصي تر را براي افرادي كه به انواعي از مواد معتاد هستند، ‌ابداع كنند.

در اين پژوهش، محققان خلاصه‌اي از موقعيت ژنوم خاص روي كروموزوم‌هاي شماره ۱۱ را رمزگشايي كرده‌اند كه مربوط به اعتياد به الكل، حشيش، كوكائين، هروئين، نيكوتين و ترياك هستند.

دانشمندان هم چنين خاطرنشان كردند كه نسخه‌هاي مختلف از چند ژن منجر به اعتياد به مواد مخدر چندگانه مي‌شود. اين ژنها شامل آلدهيد دي هيدروژناز، gabra۲، ankk۱ و نوروكسين ۶ و ۳ هستند.

گفتني است، جزئيات اين پژوهش در مجله «نيچر ريويوژنتيك» منتشر شده است   .  .  .   

اشتراک گذاری این موضوع در Askاشتراک گذاری این موضوع در Blinklistاشتراک گذاری این موضوع در Bmarksاشتراک گذاری این موضوع در Del.icio.usاشتراک گذاری این موضوع در Dzoneاشتراک گذاری این موضوع در Diggاشتراک گذاری این موضوع در Facebookاشتراک گذاری این موضوع در Feed Me Linksاشتراک گذاری این موضوع در Googleاشتراک گذاری این موضوع در Liveاشتراک گذاری این موضوع در Magnoliaاشتراک گذاری این موضوع در MySpaceاشتراک گذاری این موضوع در Netvouzاشتراک گذاری این موضوع در Newsvineاشتراک گذاری این موضوع در Oneviewاشتراک گذاری این موضوع در Redditاشتراک گذاری این موضوع در Slashdotاشتراک گذاری این موضوع در Spurlاشتراک گذاری این موضوع در Print Friendlyاشتراک گذاری این موضوع در Meneameاشتراک گذاری این موضوع در Friend feedاشتراک گذاری این موضوع در Squidooاشتراک گذاری این موضوع در StumbleUponاشتراک گذاری این موضوع در Technoratiاشتراک گذاری این موضوع در Tipdاشتراک گذاری این موضوع در Twitterاشتراک گذاری این موضوع در Yahooاشتراک گذاری این موضوع در Google buzz

خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست
 


Google PageRank

این صفحه در 0.407 ثانیه و 26 گزارش ایجاد شده است.