آنچه در باره اعتیاد و مواد مخدر باید بدانیم

معتادان گمنام (Narcotics Anonymous) > معتادان گمنام (Narcotics Anonymous)

آنچه در باره اعتیاد و مواد مخدر باید بدانیم

<< < (17/26) > >>

رضا - اینترنت:
Tweet
            تغيير ظاهر نقطه شروع ترک اعتياد                                                                                 دکتر سيدمحمدعلي حريرچيان - درمانگر اعتياد 
   
   
  در بحث کمک خانواده به فرد معتاد، ضرورتي ندارد که تغييرات از مسايل پيچيده   و دشوار شروع شود، بلکه بهتر است از موارد سهل‌الوصول و آسان‌تر آغاز کرد.   به‌عنوان مثال تغييرات ظاهري بيمار مي‌تواند نقطه‌ شروع مناسبي باشد.   تشويق او در رسيدگي به قيافه و ظاهر خود، زيبايي، آراستگي و تميزي لباس‌ها   به نحوي که از شلختگي و بي‌حوصلگي نشاني نداشته باشد، کوتاه کردن ناخن‌ها،   اصلاح صورت و از اين قبيل امور، نکته‌هاي ظريفي هستند که کسالت را از روحيه   وي دور خواهند کرد....
   
 
  در قدم بعدي مي‌توان هرآنچه خاطره‌هاي مصرف را براي بيمار زنده مي‌کند از   جلوي چشم او دور کرد و بسيار مناسب است که بيمار در محيط پيراموني خود خاصه   اتاق خواب يا کارش تغيير دکوراسيوني را تجربه کند. چنانچه ساعات خواب و   بيداري بيمار با الگوي خانوادگي آن منافات دارد بهتر است که به تدريج و تا   حد امکان با ساعات خواب و بيداري ساير اعضاي خانواده هماهنگ شود. تغيير   الگوي خواب نزد مصرف‌کنندگان، عادتي تحميل شده از زندگي اعتيادي است که نه   تنها به نوعي فاصله گرفتن و دوري از خانواده را همراه دارد بلکه امکان   فعاليت موثر و اشتغال را از بيمار سلب مي‌کند. خانواده با تشويق بيمار و به   کار بستن تمهيداتي ساده مي‌تواند شرايط عادي را به وضعيت خواب و بيداري او   بازگرداند. فراموش نکنيم که بازگشت به کار و فعاليت روزانه نقش به‌سزايي   در بهبود بيمار و پيشگيري از عود بيماري دارد و براي اين مهم لازم است که   نظم به زندگي او بازگردد.
   
 
  از ديگر نکاتي که شايسته است خانواده‌ها به آن توجه نمايند عوارضي است که   دوستي و معاشرت‌هاي نامناسب مي‌توانند به همراه داشته باشند. براي شخصي که   درحال ترک اعتياد خود است هرگونه ارتباط با افراد مصرف‌کننده، وسوسه گرو   دردسرساز است. خودماني بگويم بهتراست که عکس‌العمل فردي که ترک کرده در   قبال مصرف‌کنندگان مصداق جن و بسم‌الله باشد. به عبارتي هرچه از آنها بيشتر   فاصله بگيرد و حتي فرار کند برايش مناسب‌تر است. البته براي پيشگيري از   اين ارتباطات، رفتارهاي توام با تحکم و يا نصيحت‌هاي خشک و خالي چندان موثر   نمي‌افتد اما ارشاد مهربانانه‌ بيمار که همراه با نوازش، همدلي و خيرخواهي   باشد در طي گفتگو با بيمار و کمک به درک واقعي خطري که از خلال اين   ارتباطات او را تهديد مي‌کند کارساز خواهد بود. خانواده مي‌تواند فرصت   دوستي‌هاي جديدي را براي بيمار خلق کند و يا او را به تجديد رابطه با   دوستان قديمي ‌که مصرف کننده نيستند ترغيب کند و با تقويت اعتماد به نفس او   اين نگراني را که مورد پذيرش ديگران قرار نگيرد خنثي کند. هرچه پيوندهاي   معنوي در تاروپود خانواده بيشتر گسترش يافته و اخلاقي بودن رفتارها در   اعمال ما شود، فرصت‌هاي ارزشمند بيشتري براي بازگشت به زندگي در اختيار   بيمار قرار مي‌گيرد.
 
  هفته نامه سلامت
.
.
.
من درک مي‌کنم؛ تو ترک مي‌کني                                                                                 خانم محبي‌پناه از تهران پرسيده‌اند که برخورد خانواده با شخصي که در حال ترک اعتياد خود است، چگونه باشد؟
   
 
  در پاسخ به اين سوال ذکر نکته‌اي ضروري به نظر مي‌رسد؛ اينکه نمي‌توان براي   تمامي افرادي که در حال ترک وابستگي به يک ماده هستند، روش برخورد و رفتار   يکساني را به خانواده‌ها توصيه کرد و شايد به عدد مبتلايان، برخوردهاي   متفاوتي نياز باشد، بنابراين آنچه توصيه مي‌کنم، مطلق نبوده و درباره تمامي   بيماران و در هر شرايطي صادق نيست اما با توجه به آنها مي‌توان در بسياري   از موارد به روند بهبود و ترک وابستگي بيمار کمک کرد.
   
 
  توصيه اول اين است که انتظار معجزه نداشته باشيم: چنين باوري، انتظاراتي را   از بيمار و درمان او رقم خواهد زد که با واقعيات روند ترک اعتياد سازگاري   ندارند. بديهي است که خانواده بيمار به دليل تعلق خاطري که به وي دارند،   نسبت به موفقيت ترک او شايق و صد البته بسيار حساس هستند اما واقعيت اين   است که فرآيند ترک اعتياد، زمان‌گير و آهسته است و غالب شدن اين طرز فکر بر   خانواده که بيمار بايد هرچه زودتر خوب شود و مصرف مواد را يک‌بار و براي   هميشه کنار بگذارد با واقعيت تناسبي ندارد. متاسفانه تبليغات برخي از به   اصطلاح مراکز درماني به اين باور دامن مي‌زند. درمان اعتياد مشابهتي با   درمان سرماخوردگي يا سوءهاضمه ندارد که تنها با استفاده از دارو و به کار   بستن چند توصيه، در مدت زمان کوتاهي به شفا و سلامت خاتمه يابد. چه بسا که   درمان دارويي و به ويژه اقدامات درماني غيردارويي بيمار، مستلزم صرف زماني   طولاني به خصوص درباره اعتيادهاي سنگين حتي در حد چند سال باشد و اگر در   اين روند بيمار دچار لغزش‌هايي شود و خانواده آن را به حساب درمان‌ناپذيري   او گذاشته و از او قطع اميد نمايد، مرتکب اشتباه بزرگي شده‌اند. درمان   اعتياد نيازمند حوصله و صبوري خانواده بيمار است نبايد انتظار يک درمان   سريع، قاطع و بدون بازگشت را داشته باشيم. اگر بيمار مصرف هر روزه مواد را   به لغزشي ماهانه و به تدريج چند ماه يک بار تقليل دهد،‌ به معني شکست درمان   نيست بلکه بيانگر درماني است که رو به موفقيت و ترک کامل دارد.
   
 
  توصيه دوم اين است که رفتارهاي کارآگاهي نداشته باشيم: رفتارهايي از قبيل   بازرسي و جستجو در وسايل شخصي بيمار مانند کيف و کمد و جيب او با هدف يافتن   مواد يا ابزار و ادوات استفاده از آن هرچند که با نيتي خيرخواهانه همراه   باشد ممکن است اثر سويي بر انگيزه بيمار در تداوم اقدام به ترک او داشته و   به بروز بحث و جدل‌هايي بي‌حاصل منجر شود.
   
 
  توصيه سوم اين است که از رفتارهاي متناقض در قبال بيمار خودداري کنيم: به   عنوان مثال اگر يکي از اعضاي خانواده با محبت بيش از اندازه با بيمار رفتار   کند و به عبارت خودماني‌تر او را لوس کند و در مقابل آن، فرد ديگري از   خانواده نسبت به بيمار بدرفتاري و نامهرباني داشته باشد، اين رفتارها فضاي   درمان را مخدوش مي‌کند. بسته به شرايط بيمار گاهي قهر لازم است و گاهي   تشويق مناسب است اما به هر حال بايد نوعي وحدت رويه به وسيله خانواده اعمال   شود.
 
  هفته نامه سلامت
.
.
.
برخورد مناسب و مداخله در مورد یك معتاد                                                                                 یكی از مسائل بسیار مهمی كه اطرافیان فرد معتاد به ویژه خانواده او در   پی آن هستند مواجهه با اعتیاد فرد به گونه‌ای است كه بتوانند تأثیر مثبت در   جهت تشویق و حركت به سوی بهبودی بگذارند. اما متأسفانه در اكثر اوقات این   رویارویی تأثیر مثبت اندك یا حتی منفی دارد.
  بنابراین در این مقاله به طور اجمالی به رویكردهای كارا و درست در مواجهه با این پدیده می‌پردازیم.
  فردی كه گرفتار یك معتاد است باید آمادگی صرف بخش عمده‌ای از وقت خود را برای تلاش به منظور تعیین چگونگی درمان او را داشته باشد.
  ـ هرچه از شروع اعتیاد می‌گذرد به تدریج مشكلات مربوطه افزون‌تر می‌شود و   به بحران تبدیل می‌شود و به تدریج فاصله این بحران‌ها هم كاسته می‌شود. با   این همه معتادین به مواد به طور موفقیت‌آمیزی در مقابل درمان مقاومت   می‌كنند. شناخت چرایی این مقاومت علیرغم كشندگی بالقوه اعتیاد، آنهم بدون   احساس نیاز به كمك بسیار مهم است.
  ـ سه مانع عمده‌ای كه بین معتادین و درمان فاصله می‌اندازد در ذیل می‌آید:
  الف) مكانیسم‌های دفاعی
  ۱) انكار: به معنای ناتوانی در اذعان به یك مشكل علیرغم شواهد واقعی كه در اعتیاد به وفور دیده می‌شود.
  ۲) دلیل ‌تراشی: توجیه برای مشكلات بوجود آمده بخاطر استفاده از مواد
  ۳) برونی‌سازی یا دیگران را مقصر دانستن: نیروهای خارج از وجود خود را به خاطر رفتار اعتیاد آمیز خود سرزنش كردن
  ۴) كوچك جلوه كردن اتفاقات تا حد بی‌‌اهمیت جلوه دادن آنها
  این مكانیسم‌ها در مبتلایان به بیماری‌های مزمن عادی است و به معنای نگاه نكردن به چیزی كه برایتان خوشایند نیست می‌باشد.
  ب) شرم
  معتادین به خاطر جنبه‌های اخلاقی ناراحت‌كننده آشكار شدن اعتیادشان از آن   طفره می‌روند تا غرورشان جرحه‌دار نشود. اعلام بی‌اختیاری مقابل مصرف مواد   نوعی ضعف به شمار می‌رود و پذیرش بی‌ارادگی فرد، گرچه متناقضا مظهر نوعی   اراده قوی در جهت ابقاء بیماری است كه نهایتا فرد را از پای درمی‌آورد.
  ج) فرار و اجتناب از پیامدها
  این مهم‌ترین و در عین حال ابتدایی‌ترین مانع هم هست زیرا به رغم مشكلاتی   كه برای فرد ایجاد شده توانسته با آن كنار بیاید. البته این سازش با هزینه‌   عده‌ای كه زندگی خود را وقف پیشگیری از این اتفاق كرده‌اند حاصل شده است.   در مقابل این سئوال كه چرا فرد معتاد درمان نمی‌شود پاسخ‌ها معمولا مبنی بر   انگیزه نداشتن است كه آن هم به این دلیل است كه مصرف مواد هنوز عواقب جدی   برای او ایجاد نكرده است.
  مثلا همسر یا والدین معتاد بار تمامی خسارت و عوارض افت كاركردها و افزایش   هزینه‌های فرد معتاد را بدوش كشیده‌اند پس احساس سنگینی عوارض اعتیاد در   فرد ایجاد نشده است.
  این افراد باید یاد بگیرند تا رفتارشان را تغییر دهند تا فرد معتاد مجبور   شود با جنبه‌های منفی بیماری‌اش روبرو شود. همین رنج جسمی، روحی، مالی و   قانونی است كه باعث می‌شود تمایلات انسان تغییر كند (به طرف ترك اعتیاد روی   آورد).
  هدف فرایند مداخله مؤثر این است كه اگر قرار است كسی از اعتیاد رنج ببرد   باید اطمینان پیدا كنیم در وهله اول این فرد شخص معتاد است زیرا می‌توان   كاری كرد كه او از این رنج سود ببرد.
  ● توانمند كنندگی اعتیاد
  بیماری توانمند كنندگی اشاره به رفتارهایی دارد كه اطرافیان فرد معتاد به   آن دست می‌زنند كه او را از عواقب اعتیادش در امان نگه می‌دارند.
  قبل از هرگونه مداخله باید رفتارهای توانمند كننده تعیین شود و تغییر یابد.   توانمند كننده‌ها می‌توانند در هر موقعیت یا شكلی حاضر باشند، مثل رئیس،   همسر، دوست، پلیس، درمانگر و ...، نكته عجیب اینكه اینان بیش از همه و   بیشتراز سایر افراد، از فرد معتاد شكایت می‌كنند و از او انتقاد و   خرده‌گیری می‌نمایند. آنان به ظاهر گلایه می‌كنند و بداخلاقی راه‌   می‌اندازند ولی در مرحله عمل طوری رفتار می‌كنند كه معتاد را از رنجی كه به   طور طبیعی در اثر مصرف مواد باید تحمل كند رها می‌سازند و انگیزه تغییر   كردن او را كاهش می‌دهند.
  چرا افراد به توانمندكنندگی روی می‌آورند؟
  زیرا در درجه اول نسبت به فرد معتاد احساس تأسف می‌كنند.
  دوم آنكه قادر نیستند كه بر حالت‌های تدافعی فرد معتاد فائق آیند.
  و سوم اینكه همانطور كه معتادان برای مصرف بهانه‌ می‌آورند توانمندكننده‌ها هم چنین می‌كنند.
  از توانمندكننده‌های مهم روان‌شناسان و روان‌درمانگران هستند زیرا چنین   آموخته‌اند كه اعتیاد نتیجه مشكلات روانی یازمینه اجتماعی فرد است آنها به   طور خود كار بحث را از مصرف مواد مخدر برگردانده به مسائل دیگر می‌پردازند.   
  همان كسانی كه رفتار توانمندكننده‌شان سبب سرحال ماندن بیمار می‌شود و بعد   در مقابل عواقب این امر كاملا احساس عجز و ناتوانی می‌كنند دقیقا همان   كسانی هستند كه می‌توانند بیش از هر كس دیگر در هدایت معتاد به سوی درمان   مؤثر باشند. زیرا معتادان از نظر روحی بسیار وابسته به توانمندكننده‌هایشان   هستند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت كه اگر توانمند كننده‌ها رفتارشان را   عوض كنند و تبدیل به افرادی شوند كه مداخله‌گر نامیده می‌شوند احتمال دارد   كه معتادان هم مجبور شوند رفتارشان را تغییر دهند.
  ابتدایی‌ترین هدف مداخله، تشخیص رفتارهای توانمند كننده در اطرف فرد معتاد و ترغیب توانمندكننده‌ها به تغییر این رفتارها است.
  مثلا اگر همسر فرد معتادی در حقیقت نقش پرستار خصوصی و بی‌جیره و مواجب را بازی می‌كند باید رفتارش را تغییر دهد.
  اگر فردی دوست الكلی خود را در جایی مشغول به كار كرده كه توان انجام   مسئولیت‌هایش را ندارد و او مجبور می‌شود بخاطر دوستی عوارض آن را تحمل كند   و دم برنزند رفتار توانمندكننده‌ای در پیش‌ گرفته است.
  بیماری توانمندكنندگی تاحدی شبیه تخت روان استكه معتاد بر آن نشسته و بر   دوش توانمندكننده‌ها قرار گرفته است. به طوری كه فرد معتاد احساس می‌كند   بدون مشكلی خاص می‌تواند به مصرف مواد و اعتیادش ادامه دهد.
  اولین قدم برای درمان اعتیاد افراد، درمان توانمندكنندگی اطرافیان اوست.
  اگر كسی چنان به طور وسواسی درگیر فرد معتاد شده كه تمام كارهایش مختل شده   است یا اشتغال ذهنی تمام و كمالی پیرامون اعتیاد فرد معتاد پیدا نموده و یا   فردی كه به طور كامل مستأصل شده و نمی‌تواند برای حل مشكلاتش تصمیم قاطعی   بگیرد چون تمام حواسش در جای دیگر است و نمی‌خواهد واقعیت را آنچنان كه هست   بپذیرد، باید دقت نمائیم .
  اینان همان افراد توانمندكننده هستند كه باید خود را به نوعی اصلاح كنند و   تبدیل به فردی شوند كه به عنوان مداخله‌گر می‌تواند نقش تعیین‌كننده برای   حركت به سوی بهبودی فرد معتاد داشته باشد.
   
   
     
   
   
   
   
   
   
     دكتر ناصر پرور، پزشك عمومی 
   
   
     انجمن حمایت و یاری آسیب‌دیدگان اجتماعی        

رضا - اینترنت:
Tweet
نقش رسانه‌ها در ترک اعتياد                                                                                 کارشناسان و مسوولان مبارزه با مواد مخدر در گفتگو با سلامت مطرح کردند:
   
  نقش رسانه‌ها در ترک اعتياد
 
  کارشناسان علوم اجتماعي معتقدند که در جامعه امروز تبليغات نقش به سزايي را   ايفا مي‌کند. اين در شرايطي است که بحث اعتياد، دخانيات و مواد مخدر نيز   از اين امر مستثنا نبوده و متاسفانه بحث تبليغات پاک‌هاي سيگار، پيشنهاد   مواد مخدر از سوي دوستان و مواردي از اين دست، يکي از دلايل افزايش آمار   اعتياد محسوب مي‌شود. اين در حالي است که رسانه‌ها مي‌توانند با انعکاس   اخبار و رويدادها در حوزه اعتياد، دادن اطلاعات کافي در خصوص مشکلات   استفاده از مواد مخدر و ياري بخشيدن به افراد درگير يا گروه در معرض خطر،   به منظور مبارزه با اين معضل همکاري کنند اما اينکه آيا رسانه‌هاي ايراني   در اين باره کاري از پيش مي‌برند يا نه و نقش جرايد در اين زمينه تا چه قدر   پررنگ است، موضوعي است که به آن پرداخته ايم.
  هنوز در حداقل تبليغات بر ضد اعتياد مانده‌ايم!
  دکتر حسينعلي شهرياري، نماينده مجلس هشتم در گفتگو با خبرنگار سلامت   مي‌گويد: «به طور قطع، رسانه‌ها به‌ويژه رسانه‌هاي ديداري و شنيداري   بيشترين نقش را در تبليغات موثر در جهت کنترل اعتياد در جامعه دارند. از   همين رو به هر ميزان فراگيري سازمان صدا و سيما بيشتر باشد و شبکه‌هاي   تلويزيوني بتوانند در مناطق دورافتاده و روستاهاي کشور مردم را نسبت به   مضرات مواد مخدر آگاه کنند، در عمل از روند رو به رشد اعتياد در جامعه   کاسته مي‌شود.» وي با اشاره به نقش مطبوعات در ارتقاي آگاهي مردم نسبت به   عوارض منفي اعتياد به مواد مخدر افزود: «البته نقش رسانه‌هاي مکتوب اغلب در   شهرهاي بزرگ و برخوردار تعيين کننده است زيرا در مناطق دور و محروم،‌ به   طور معمول مردم دسترسي مطلوبي به اين‌گونه رسانه‌ها ندارند و بيشتر مخاطبان   صدا و سيما هستند، بنابراين بايد از همين طريق نيز وارد عمل شد.» نماينده   زاهدان با اشاره به عملکرد ضعيف نهادهاي فرهنگ‌ساز و اطلاع‌رسان در انجام   تبليغات مستمر و موثر براي کاهش پديده اعتياد در جامعه اضافه مي‌کند:‌   «تجربه ثابت کرده که تکرار تبليغات در نهايت تاثير خود را بر فکر و رفتار   جامعه مي‌گذارد و حتي اگر پيام به صورت يک سويه نيز دايم براي مخاطب تکرار   شود، به لحاظ روان‌شناسي در ضمير مخاطب تاثير خواهد گذاشت.» وي با تاکيد بر   کارآمدي ارتباطات دوسويه ميان مردم و نهادهاي فرهنگ‌ساز و رسانه‌هاي گروهي   عنوان مي‌کند: «البته اگر بتوان ساختار آموزشي را به گونه‌اي تعبيه کرد که   مخاطبان و متوليان اطلاع رساني در ارتباطي دو طرفه مانند جلسات مناظره و   پرسش و پاسخ به تبادل نظر در خصوص پديده اعتياد بپردازند، به‌طور قطع نتايج   مطلوب‌تري به دست خواهد آمد.»
  عضو کميسيون بهداشت ودرمان در مجلس هفتم خاطر نشان مي‌کند: «متاسفانه شرايط   کنوني جامعه ما به ترتيبي است که هنوز درهمان حداقل تبليغات يک‌سويه نيز   مشکل داريم و نتوانسته‌ايم به اندازه کافي به اين امر بپردازيم چه رسد به   تبليغات دوسويه و جلسات پرسش و پاسخ، بنابراين انتظار است که در مرحله اول   بتوانيم با استفاده از رسانه‌هاي گروهي در حدي مطلوب به اطلاع رساني به   تمامي‌نقاط کشور بپردازيم و سپس به فکر مراحل پيشرفته‌تر تبليغات در خصوص   کنترل سوء مصرف مواد اعتياد آور در جامعه باشيم.»
  خط‌قرمز‌ها اجازه اطلاع‌رساني دقيق را نمي‌دهد
  دبير اجتماعي خبرگزاري فارس به خبرنگار سلامت مي‌گويد: «رسانه‌ها مي‌توانند   در مساله اعتياد بسيار تاثيرگذار ظاهر شوند اما متاسفانه برخي خط‌قرمز‌هاي   اجازه انتشار آمار و اخبار در اين خصوص را از رسانه‌ها سلب کرده است.» حسن   ضابطي ادامه مي‌دهد: «البته صرفا انتشار اخبار محدود درباره آمار و ارقام   معتادان و ميزان مصرف مواد مخدر نيز نمي‌تواند چاره کار باشد. به اعتقاد   من، بايد تدابيري انديشيده شود تا بحث اطلاع‌رساني در حوزه اعتياد با   پشتوانه علمي، بر اساس آگاهي و به منظور افزايش دانش افراد جامعه و معتادان   صورت گيرد.» مدرس دانشگاه علامه اضافه مي‌کند: «متاسفانه شرايط براي   برقراي ارتباط دوسويه ميان افراد جامعه و رسانه‌ها فراهم نشده است. ما فقط   اطلاعات در اختيار آنها قرار مي‌دهيم و هيچ ارتباطي از سوي مخاطبان با   جرايد برقرار نشده است. به نظر من، اين مساله معضل است که نه تنها رسانه‌ها   بلکه مسوولان و دست اندرکاران امر بايد به فکر آن باشند. به طور مثال،   مي‌توان جلساتي را با حضور مسوولان مبارزه با موادمخدر، گروه‌هاي در معرض   خطر، دانشجويان، جوانان و ديگر افراد جامعه برگزار کرد و در نهايت، با   انعکاس اخبار و گزارش اين نشست‌ها نقش رسانه در معضل اعتياد را پررنگ‌تر   کرد.» دبير سرويس اجتماعي خبرگزاري فارس در خاتمه خاطر نشان مي‌کند:   «متاسفانه رسانه‌ها در خصوص ترويج اعتياد در ميان جوانان، اعتياد در مدارس،   زنان معتاد، ميزان مصرف الکل در کشور و موارد کليدي از اين دست فعاليت   چنداني ندارد و اين نقطه ضعف رسانه‌هاست.»
  در اطلاع رساني‌ها شفاف هستيم
  جانشين دبير کل ستاد مبارزه با مواد مخدر مي‌گويد: «بدون هيچ فيلتري تعداد   افراد معتاد جامعه، شيوه ابتلا به اعتياد، مضرات استفاده از الکل و مواد   مخدر، راه‌هاي پيشگيري و مواردي از اين دست را اعلام مي‌کنيم. هيچ   رودربايستي با هيچ کس يا ارگاني نداريم و حتي خيلي علني اعلام کرديم که   اعتياد قابل‌ريشه کني نيست و فقط مي‌توانيم آن را کنترل کنيم.» دکتر   محمدرضا جهاني ادامه مي‌دهد: «افزايش دانش والدين، آگاهي درباره علايم و   خصوصيات افراد معتاد، اعلام آمار افراد ابتلا به اعتياد و مواردي از اين   دست تاثيرات بسيار زيادي بر سن اعتياد در ايران و کاهش مصرف مواد مخدر در   کشور خواهد داشت. بي‌شک اين امر ضمن افزايش آگاهي، مي‌تواند افراد جامعه را   درباره معضل اعتياد حساس کند، ضمن اينکه از ترويج شايعات در اين زمينه   خودداري مي‌کند.» وي ادامه مي‌دهد: همين چند ماه گذشته شايعه‌اي مبني بر   اينکه بيشتر جوانان ساکن در شمال تهران به مصرف قرص‌هاي روانگردان روي   آورده‌اند اما گروه تحقيقات ستاد مبارزه با مواد مخدر پس از بررسي به   نتايجي دست يافت که طبق آن تنها 04/0 ساکنان شمال تهران از اين مخدر   استفاده مي‌کنند. بي‌ترديد رواج چنين شايعاتي مسير را براي مبارزه با   اعتياد ناهموار مي‌کند. از اين رو اين ستاد از انعکاس خبر درست استقبال   مي‌کند. دکتر جهاني در پايان گفت: «چيزي براي پنهان کردن نداريم و خيلي   شفاف با روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها صحبت مي‌کنيم. طبق مطالعات صورت گرفته،   ارتباط ستاد مبارزه و رسانه‌ها نسبت به سال گذشته 5/8 برابر شده است.»
  طرح واقعيت‌هاي اعتياد نبايد تابو شود
  جواد آرين منش، نماينده مجلس هشتم در گفتگو با خبرنگار سلامت مي‌گويد:   «مطمئنا رسانه‌ها نقش بسيار موثر و بي‌بديل و تعيين کننده‌اي را در جهت   ارتقاي سطح آگاهي‌هاي مردم و فرهنگ‌سازي درجامعه دارند و مي‌توانند در   کنترل انواع ناهنجاري‌هاي اجتماعي از جمله اعتياد و پيشگيري از آن نقش به   سزايي ايفا کنند.» وي با اشاره به افزايش روزافزون نرخ آمارها از ميزان   مبتلايان به اعتياد به انواع مواد مخدر و الکل در جامعه مي‌افزايد:‌ «هم   اکنون در اثر آسيب اعتياد سرمايه‌هاي ارزشمندي از جامعه ايران در حال از   بين رفتن است و به نظر مي‌رسد که به جاي تلاش و سرمايه‌گذاري در جهت درمان   بايد پيشگيري محور توجه قرار گيرد و نقش رسانه در اين بحث غير قابل انکار   است.» نماينده مشهد، معرفي پديده اعتياد،  بيان آسيب‌هاي ناشي از اعتياد و   آشنا کردن مردم به انواع و اقسام مواد مخدر نوظهور در جامعه را از مهم‌ترين   رسالت‌هاي رسانه‌ها در اطلاع‌رساني در اين زمينه خواند و مي‌گويد: «يکي از   مشکلاتي که هم اکنون دامن‌گير جامعه ماست، اين است که در انتشار آمار   مربوط به ميزان شيوع اعتياد در جامعه تا حدي از سوي مسوولان تعلل مي‌شود و   البته شايد بتوان آن را ناشي از آن دانست که در واقع مسئولان مي‌خواهند کم   کاري خود را با ارايه آمار ضعيف توجيه کنند.» وي مي‌افزايد: «البته بنده بر   اين باور هم نيستم که تبليغات روي ناهنجاري‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي را  به   حدي وسيع باشد که خود موجب اشاعه ناهنجاري شود ولي قابل قبول هم نيست که   برخي ناهنجاري‌ها که به نوعي ضد ارزش محسوب مي‌شوند، به صورت تابو درآمده و   کسي اجازه صحبت درباره آن را نداشته باشد.» نايب رييس کميسيون فرهنگي در   دروه هفتم مجلس ادامه مي‌دهد: «البته رسانه‌ها را نمي‌توان در انکار برخي   واقعيت‌ها از سوي مسوولان اجرايي و انتشار نيافتن آمار مطابق با واقعيت از   ميزان اعتياد در جامعه مقصر دانست زيرا در اين ميان، اين مسوولان اجرايي   هستند که بايد متوجه باشند که در صورت بيان واقعيت‌ها در جامعه و انتشار   آماري متناسب با حقايق نه تنها خانواده نسبت به اين موضوع حساس‌تر مي‌شوند   بلکه تصميم‌سازان نيز در سياست‌گذاري‌هاي خود با لحاظ واقعيت‌ها تصميم گيري   مي‌کنند.» وي اضافه مي‌کند: «تجربه سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب نشان داده   است که ما در بهره‌گيري از اهرم‌هاي پيشگيري کننده و نظارتي در زمينه   اعتياد و مواد مخدر ناموفق بوده‌ايم و برخوردهاي سلبي و انتظامي‌و انسداد   مرزها، اگر چه بسيار ضروري است اما آمار اعتياد در ميان جوانان را کاهش   نداده است.» آرين منش در بيان علت ناکارآمدي ابزارهاي پليسي و انتظامي‌در   کاهش آمار اعتياد گفت: «اين امر نشان مي‌دهد که صرفا متوسل شدن به ابزارهاي   سلبي و برخورد با متخلفان کافي نبوده است و کنترل اعتياد در جامعه نيازمند   طرح جامعي است که در کنار اقدامات پليسي به نقش فرهنگ‌سازي نيز دلالت   داشته باشد و مطمئنا هيچ نهادي به اندازه رسانه‌هاي جمعي نمي‌تواند در   ايفاي نقش آموزش و ارتقاي آگاهي مردم موثر باشد زيرا رسانه‌ها مي‌توانند با   به تصوير کشيدن آثار سوءاعتياد در جامعه با کمترين هزينه بيشترين نتيجه را   عايد جامعه کنند.»
.
.
.
اهمیت نقش تغذیه در ترک اعتیاد                                                                                 ۱) تأثیر رژیم غذایی و تغذیه در ترک اعتیاد
  ۲) برنامه غذایی درترک اعتیاد
  ۳) چگونه الکل و مواد مخدر به بدن آسیب می رسانند
  ۴) تهیه میان وعده های جالب و خوشایند برای افراد در ترک اعتیاد
  ۵) فواید ورزش در ترک اعتیاد
  ● تأثیر رژیم غذایی و تغذیه در ترک اعتیاد
  الف) تمامی افرادی که شدیداً به الکل و مواد مخدر معتاد هستند، دچار سوء   تغذیه اند. درک نقش تغذیه، برای کمک به ترک اعتیاد اهمیت زیادی دارد. از   سوختن یک گرم الکل در بدن ، ۷ کیلو کالری انرژی و از سوختن یک گرم چربی ، ۹   کیلو کالری انرژی تولید می شود. در بین مواد مغذی ، فقط چربی دارای انرژی   بیشتری از الکل است ولی با این همه ، معتادین هنگام نوشیدن الکل، خیلی کم   یا اصلاً احساس سیری نمی کنند. موادی مثل الکل که دارای انرژی تهی ( یعنی   تولید انرژی بدون داشتن مواد مغذی ) هستند، باعث به وجود آمدن عادات غذایی   ناکافی و نامناسب و بروز سوء تغذیه می شوند. معتادین به مواد مخدر نیز   مانند معتادین به الکل هستند. الکل و مواد مخدر باعث می شوند که بدن عمل   جذب و هضم مواد مغذی و دفع سموم را به درستی انجام ندهد و منجر به بروز   بیماری ها و مشکلات متعددی در بدن می شوند.
  ب) بازگرداندن معتادین به سلامت جسمی و روحی اولیه
  ترک اعتیاد ، شامل تغییر عادات و رفتار منفی به نوع مثبت است. تغذیه مناسب،   استراحت و آرامش و ورزش، نقش مهمی در انجام این تغییر به طور موفقیت آمیز   دارند. انتخاب درست و سالم مواد غذایی، برای رسیدن به شیوه سالم زندگی،   اهمیت دارد. معتادین، به دلیل عدم توجه به برنامه غذایی خود، دچار اختلالات   گوارشی متعددی مثل: اسهال، یبوست، عدم توانایی در هضم درست غذاها به همراه   کاهش اشتها می باشند. در نتیجه، این افراد دارای نیازهای تغذیه ای خاصی   هستند. غذای این افراد باید حاوی مقادیر زیادی مواد مغذی باشد تا بتواند   بافت ها و اندامهای از بین رفته بدنشان را مجدداً بسازد و عملکرد سیستم   عصبی و گوارشی را بهبود بخشد.
  ج) تغذیه صحیح ، میل به مصرف الکل و مواد مخدر را به مقداری زیادی کاهش می دهد.
  هر معتادی در آغاز ترک خود، به شدت با میل به مصرف مواد مخدر و الکل درگیر   است و با آن دست و پنجه نرم می کند. تحقیقات نشان داده است، داشتن رژیم   غذایی حاوی انواع خوب پروتئین با ارزش بیولوژیکی بالا و غنی از کربوهیدرات   مرغوب ، در ترک اعتیاد، نسبت به سایر رژیم ها ، تأثیر بیشتری داشته است.   غذاها بر روی اخلاق و رفتار فرد نیز اثر دارند. کمبود مواد مغذی مثل اسید   فولیک و ویتامین های گروه B به همراه کمبود اسیدهای آمینه ، خطری جدی برای   سلامتی فرد هستند. مصرف شکر و کافئین( قهوه) باعث تغییرات رفتاری نامطلوبی   می شود؛ بنابراین نباید در مراحل اولیه ترک اعتیاد مصر ف شوند یا به مقدار   خیلی کم مصرف شوند. مصرف مواد مخدر والکل ، باعث عدم توانایی بدن در فرایند   صحیح دو اسید آمینه مهم؛ تیروزین و تریپتوفان می شود. این دو اسید آمینه   مهم ، مسئول تولید نوراپی نفرین، دوپامین و سروتونین در بدن می باشند. این   ترکیبات، انتقال دهنده های عصبی هستند که برای پایداری احساس، هوشیاری ذهن و   داشتن حالت شادابی وطراوت ، لازم اند. تیروزین، پیشساز انتقال دهنده های   عصبی نوراپی نفرین و دوپامین است که این انتقال دهنده ها، سطح هوشیاری   وتیزهوشی فرد را افزایش می دهند. این اسید آمینه غیر ضروری در غذاهای غنی   از پروتئین مثل انواع گوشت قرمز وسفید ، غذاهای دریایی و خمیر سویا( tufa)   وجود دارد. اسید آمینه تریپتوفان برای تولید سروتونین لازم است؛ سروتونین   اثر آرامش دهنده در فرد دارد وباعث خواب راحت و آرام می شود. این اسید   آمینه در موادغذایی مثل موز، شیر، تخمه های آفتابگردان، و گوشت بوقلمون   وجود دارد.
  ● برنامه غذایی در ترک اعتیاد
  مطالعات تغذیه ای نشان داده است که تغذیه افراد در مراحل ترک اعتیاد، باید   به صورت " کروز کنترل" ( Cruise control) باشد؛ یعنی افراد باید وعده های   غذایی سبک را بصورت متناوب و مقدار کم بخورند تا بیش از پیش مقدار انرژی   بدن و عادات رفتاری صحیح خود را حفظ کنند.
  الف) توصیه های غذایی برای ارتقاء کیفیت ترک اعتیاد:
  ▪ استفاده از هرم راهنمای غذایی برای آماده کردن وعده های مناسب و متعادل   غذایی ( مطلب هرم راهنمای غذایی در بخش رژیم های لاغری/ تغذیه / اجتماعی در   همین سایت وجود دارد)
  ▪ خوردن ۳ وعده اصلی غذایی و ۳ میان وعده در هر روز.
  ▪ نوشیدن قهوه بدون کافئین و دم کرده های گیاهی برای کاهش دریافت کافئین.
  ▪ خوردن میوه و سبزیجات تازه.
  ▪ خوردن غذاهای تهیه شده از غلات کامل ( مثل آرد سبوس دار، دانه های خوراکی سبوس دار)
  ▪ خوردن انواع محصولات تهیه شده از غلات و لوبیاها و سایر دانه های خوراکی   به مقدار زیاد، کاهش مصرف گوشت قرمز( زیرا گوشت قرمز دیر هضم می شود) .
  ▪ حذف یا مصرف بسیار کم مواد غذایی حاوی شکر و کافئین.
  ▪ آگاهی از وجود شکر و قند پنهان در کاکائو، چاشنی ها و بیشتر داروهای بدون نسخه پزشک.
  ▪ آگاهی از وجود کافئین در بیشتر داروهای تجویز شده توسط پزشک یا بدون تجویز.
  ب) ترکیب مواد مغذی در برنامه غذایی ترک اعتیاد:
  ▪ ۲۵ درصد پروتئین
  ▪ ۴۵ درصد کربوهیدارت
  ▪ ۳۰ درصد چربی
  ▪ انرژی کل ۲۰۰۰ کیلو کالری
  ج) نمونه ای از وعد های غذایی در روز:
  در وعده های غذایی فرد، می توانید از این مواد غذایی استفاده کنید:
  ▪ صبحانه: نان ذرت، نان ساجی یا کلوچه، خوراک ( گوشت و ماکارونی و اسفناج و پنیر)، املت، ماست.
  ▪ ناهار: انواع ساندویچ، انواع سالاد، انواع سوپ.
  ▪ شام: انواع سوپ و آبگوشت، برنج و انواع لوبیا، جوجه( مرغ) و سبزیجات، چیپس ذرت، لازانیا همراه با سبزیجات.
  ▪ دسر: ماست، میوه، کلوچه های ذرتی، فرنی.
  د) نکته ای در مورد ویتامین ها:
  مصرف مواد مخدر و الکل باعث دفع ویتامین ها و املاح می شود، بنابراین خوردن   مکمل های مولتی ویتامین و املاح به همراه مکمل های ویتامین B برای بدن   ضروری و مفید است. مکمل های غذایی و ویتامینی برای جذب بهتر، بایستی همراه   با غذا خورده شوند.
  ● چگونه الکل و مواد مخدر به بدن آسیب می رسانند
  توضیح مختصری از تأثیر الکل بر قسمت های مختلف بدن به همراه توصیه های غذایی برای ترک اعتیاد در هر قسمت، به شرح زیر است:
  ▪ پوست و مو:
  بدن فاقد مواد مغذی لازم برای سلامت پوست و مو می شود.
  ـ توصیه ها: مصرف غذاهای مغذی به خصوص غذاهای غنی ازویتامین های A و C ، پروتئین و روی.
  ▪ قلب و گردش خون:
  دریافت کم پروتئین ، باعث تحلیل و لاغری عضلات می شود. اغلب، التهاب به   همراه افزایش ذخایر چربی در بدن و افزایش فشار خون به وجود می آید.
  ـ توصیه ها: مصرف رژیم غذایی کم چربی، پروتئین کافی و انجام ورزش منظم و مرتب.
  ▪ کبد:
  ذخایر ویتامین ها و املاح کاهش می یابد. تورم بیش از حد کبد، از تولید صفرا   و عمل فیلتراسیون (تصفیه کبدی) جلوگیری کرده و باعث کاهش اشتها می شود.
  ـ توصیه ها: مصرف غذاهای پر کالری و غنی از مواد مغذی، پروتئین غنی و مرغوب   ، میانه روی در مصرف چربی، مصرف مکمل های ویتامین و املاح .
  ▪ لوزالمعده:
  تحریک کبد و تورم حاصل از آن، جریان آنزیم ها را به معده مسدود کرده و منجر به بروز اختلالاتی درهضم و دیابت می شود.
  ـ توصیه ها: مصر ف غذاهای مغذی به مقدار کم و متناوب در وعده های غذایی .
  ▪ کلیه ها:
  التهاب- عفونت های پی در پی – افزایش دفع آب از بدن و در نتیجه افزایش کمبود مواد مغذی.
  ـ توصیه ها: مصرف غذاهای غنی از مواد مغذی ، غذاهای حاوی پتاسیم فراوان(   سبزیجات برگی شکل و خام، موز، میوه های خشک، سیب زمینی، مرکبات و میوه ها) ،   کاهش مصرف کافئین.
  ▪ سیستم عصبی مرکزی و هیپوتالاموس:
  الکل و مواد مخدر ، باعث به وجود آمدن اختلال و آشفتگی در سیستم عصبی می   شوند. روی حافظه، توانایی یادگیری، فکر کردن و هماهنگی بدن اثرات بدی   دارند. الکل سلول های عصبی را که قادر به تولیدمثل مجدد نیستند، از بین می   برد. با مصرف الکل و مواد مخدر ، مرکز کنترل اشتها در هیپوتالاموس، پیام   های اشتباهی درباره گرسنگی وتشنگی به بدن می فرستد.
  ـ توصیه ها: استراحت، مصرف غذاهای مغذی شامل غذاهای حاوی مقادیر زیاد اسید   آمینه های تریپتوفان و تیروزین ، فعالیت بدنی( ورزش)، مصرف مولتی ویتامین و   املاح به همراه مکمل های ویتامینی گروه B ( B کمپلکس) .
  ▪ غشای موکوسی سلول ها:
  باعث اختلال در عمل غشاهای مری، معده و مقعد می شود. تغذیه متعادل و مناسب باعث ساخت مجدد این بافت های از بین رفته خواهد بود .
  ـ توصیه ها: غذاهای مغذی حاوی ویتامین A( سبزیجات نارنجی رنگ) و ویتامین C فراوان ، کاهش دریافت کافئین.
  ▪ معده:
  تحریک معده، افزایش خطر زخم معده و اختلالات مربوط به معده .
  ـ توصیه ها: مصرف وعده های غذایی سبک به مقدار کم و پی در پی ، مصرف میان وعده ها، کاهش مصرف کافئین درطی اختلالات معده .
  ▪ روده ها:
  کاهش زمان عبور غذا از روده ها، افزایش خطر جذب ناقص مواد غذایی و بروز انواع سرطان.
  ـ توصیه ها: افزایش دریافت فیبر، مصرف آب فراوان، ورزش، کاهش مصرف کافئین در طی اختلالات.
  ▪ مقعد:
  به دلیل هموروئید( خونریزی) در این ناحیه، دفع مواد زاید کاهش می یابد( یبوست ) یا اینکه منجر به بروز اسهال می شود .
  ـ توصیه ها: مصرف غذاهای حاوی فیبر فراوان، ورزش کردن، نوشیدن آب.
  ▪ مقادیر خونی:
  مصرف الکل و مواد مخدر روی مقادیر خونی در بسیاری از مواد مغذی اثر دارد.   اگر مقدار دریافت کلسترول ( چربی مصرفی) به طور دقیق اندازه گیری نشود،   ممکن است سطح کلسترول خون نرمال به نظر آید.
  ـ توصیه ها: آزمایش خون توصیه نمی شود تا اینکه ۶ تا ۱۲ هفته از ترک اعتیاد بگذرد و ما از مقادیر خونی خوانده شده ، مطمئن شویم.
  ● تهیه میان وعده های جالب و خوشایند برای افراد در ترک اعتیاد
  تغذیه خوب و مناسب، نقش مهمی در بهبود وساخت بدن درمراحل ترک اعتیاد ایفا   می کند. غذا، مواد مغذی لازم را برای رفع نیازها فراهم می کند. خوردن ۳   وعده غذایی اصلی درروز کافی نیست. خوردن میان وعده ها ، کمک زیادی به فرد   در مراحل ترک اعتیاد می کند ، نیازهای تغذیه ای او را تأمین کرده و   اختلالات رفتاری را کاهش می دهند. میان وعده باید در بین وعده های اصلی   غذایی و قبل از خواب خورده شود. خوردن میان وعده اهمیت زیادی دارد، چرا که   علاوه بر تأمین مواد مغذی، باعث به وجود آمدن طراوات و شادابی در فرد می   شود.
  در میان وعده ها :
  بیشتر این مواد غذایی را بخورید: / این مواد غذایی را کمتر بخورید:
  ▪ میوه تازه / میوه های کمپوت شده در شیره زیاد
  ▪ میوه کمپوت شده با آب خودش / چیپس سیب زمینی
  ▪ سبزیجات خام / چیپس ذرت
  ▪ ذرت بو داده( ترجیحاً فقط با هوا) / بستنی
  ▪ چوب شور( توک) / کلوچه و شیرینی
  ▪ پنیر و بیسکوئیت کراکر( خشک) / آب نبات
  ▪ فرنی های کم چرب / نوشیدنی های گازدار و دارای جوش شیرین
  ▪ پنیر محلی و میوه / کیک و پیراشکی
  ▪ ماست کم چربی / آب میوه های مصنوعی( ساندیس) و مشروبات
  ▪ کشمش و سایرمیوه های خشک شده / نان های شیرینی میوه دار- کماج و کلوچه
  ▪ آب میوه صد درصد طبیعی
  ▪ ماست فریزشده کم چرب
  ● فوائد ورزش در ترک اعتیاد
  ورزش هم مثل سایر موارد، باید به صورت مناسب و متعادل انجام شود. اجرای یک   برنامه ورزشی باید منظم، همیشگی و پیوسته باشد. حداقل ۴ بار در هفته و هر   بار یک ساعت، ورزش کنید .
  اثرات ورزش:
  ▪ سرعت متابولیسم بدن را افزایش می دهد، در نتیجه نسبت به وقت استراحت، انرژی در بدن با کارآیی بیشتری می سوزد و مصرف می شود.
  ▪ ذخایر چربی بدن را سوزانده و بافت های ماهیچه ای را می سازد. سلول های   ماهیچه ای از نظر متابولیکی فعال هستند ولی سلول های چربی غیر فعال اند.
  ▪ اسیدهای چرب آزاد را افزایش می دهد و بدن چربی های غذایی را بهترفرآیند و مصرف می کند.
  ▪ کلسترول تام( کل کسترول) سرم را کاهش داده و مقدار HDL ( یک نوع چربی   مفید و خوب دربدن) سرم را افزایش می دهد که باعث کاهش خطر بیماری های قلبی   می شود.
  ▪ فشار خون را کاهش می دهد.
  ▪ مقدار مواد شیمیایی عصبی مثل " اِندورفین" را افزایش می دهد که باعث   آرامش و بهبود اعصاب و رفتار می شود. در نتیجه فرد از لحاظ روحی و فکری به   همان اندازه سلامت جسمی، احساس شادابی و سلامتی می کند.
  ۱) ورزش های آئروبیک( هوازی):
  در این دسته از ورزش ها، بدن با مصرف مقادیر زیاد اکسیژن، انرژی را می   سوزاند و فعالیت قلب و ضربان نبض را ازحالت معمولی و ثابت همیشگی ، افزایش   می دهد . ورزش هوازی ، قسمت های عضلانی زیادی را از بدن فعال می کند ، مثل   عضلات ساق پاها و عضلات بازوها.
  ورزش های هوازی شامل موارد زیر است:
  ـ پیاده روی
  ـ آهسته دویدن
  ـ دوچرخه سواری
  ـ شنا
  ـ قایق سواری
  ـ ورزش های مرحله ای
  ـ اسکی
  ـ بالا و پایین رفتن از پله
  ـ سایروزشهای فعال مثل تنیس و والیبال.
  ۲) ورزشهای غیر هوازی :
  این دسته از ورزش ها، توان و قابلیت انعطاف عضلات را افزایش داده ولی ضربان   نبض و فعالیت قلب را افزایش نمی دهند. این ورزش ها شامل: ورزشهای سنگین و   ورزشهای سبک بدون وسیله است.
  ▪ برای انجام یک برنامه ورزشی:
  ۱) ورزشی را که دوست دارید، انتخاب کنید.
  ۲) محل انجام آن را انتخاب کنید.
  ۳) به آرامی آن را شروع کنید.
  ۴) یک لباس ورزشی مناسب تهیه کنید.
  ۵) به نوع سیستم بدنی خود و پاسخگویی آن به ورزش توجه کنید.
  ۶) همیشه آن ورزش را انجام دهید.
.
.
.
نیاز معتادان به روان‌درمانی                                                                                 حدود۵ سال گذشته، فرهنگ‌سازی در زمینه سلب حکم مجرمیت از معتادان و معرفی اعتیاد به‌عنوان یک بیماری در جامعه آغاز شد.
  با گسترش این تفکر، به تدریج این باور در ذهن مردم جای گرفت که می‌توان   اعتیاد را همچون سایر بیماری‌های جسمی با مراجعه به مراکز درمانی و قرار   گرفتن تحت درمان‌هایی چون سم‌زدایی سریع و فوق سریع، تعویض خون، درمان‌های   نگهدارنده با متادون و بوپرونرفین و همچنین با انجام درمان‌های بدون دارو   در دوره‌های ۲۱ روزه از طریق مراجعه به کمپ‌های ترک اعتیاد معتاد را معالجه   و به آغوش جامعه بازگرداند.
  نکته حائز اهمیت این است که اگر چه اعتیاد را می‌توان یک بیماری تلقی کرد،   اما به گفته مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد‌مخدر باید آن را   همچون بیماری قند یا فشار خون دانست که حفظ سلامت فرد تنها منوط به مراقبت و   کنترل دائمی وضعیت بیماری در طول عمر است و نمی‌توان تنها با انجام   روش‌های درمانی کوتاه مدت به بهبود کامل بیماری اطمینان پیدا کرد.
  بر اساس گفته دبیرکل ستاد مبارزه با مواد‌مخدر که ۹۰ درصد درمان‌شدگان   اعتیاد، دوباره به چرخه اعتیاد باز می‌گردند، این پرسش مطرح می‌شود که چه   عامل یا روشی پاک شدن کامل فرد از سموم مواد‌مخدر و مهم‌تر از آن، کاهش   گرایش به مصرف مجدد این مواد را ضمانت می‌کند؟
  در این میان اگر در جلسات عمومی انجمن معتادان گمنام معروف به na شرکت   کنید، خواهید دید که این افراد حتی پس از گذشت چند سال از ترک اعتیاد   همچنان خود را تا پایان عمر یک معتاد معرفی می‌کنند؛ زیرا به اعتقاد آن‌ها و   البته به اذعان بسیاری از متخصصان، اعتیاد درمان شدنی نیست؛ بلکه این   بیماری را تنها می‌توان با انجام اقدامات تکمیلی درمان به ویژه روان‌درمانی   به‌عنوان تنها ضامن کاهش عود اعتیاد، کنترل کرد.
  علاوه بر این طبق اعلام انجمن مبارزه با آسیب‌های رفتاری ایران نیز، انجام   اقدامات تکمیلی درمان اعم از مشاوره درمانی، گروه درمانی، کار درمانی، ورزش   درمانی، گفتار درمانی، ایمان درمانی و در نهایت خانواده درمانی علاوه بر   دارو درمانی، احتمال ۲۵درصدی عود اعتیاد را به ۲ درصد کاهش می‌دهد.
  ● مراکز درمانی به روانشناسان مجرب تجهیز شوند
  از سوی دیگر دکتر سعید صفاتیان - مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با   مواد‌مخدر - با اشاره به این که روان‌درمانی اعتیاد یکی از مهم‌ترین   روش‌های مکمل درمان این بیماری است، خاطرنشان کرد: متأسفانه از ارائه خدمات   مشاوره و روان درمانی مستمر اعتیاد به معتادان پس از ترک، تاکنون در جامعه   غفلت شده و هنوز این امر مهم به‌عنوان یکی از ضمانت‌های اصلی برای کنترل   اعتیاد پس از ترک معرفی نشده است.
  وی با هشدار نسبت به این که کنترل اعتیاد بدون انجام روان درمانی احتمال   عود مجدد اعتیاد را به شدت افزایش می‌دهد، یادآور شد: اعتیاد را باید بیش   از آن که یک بیماری جسمی دانست، یک بیماری روانی تلقی کرد، زیرا اگر چه پس   از ترک، سموم مواد‌مخدر تا حدی از بدن فرد خارج می‌شود، اما اعتیاد روانی   به این مواد همچنان در فرد باقی است که کنترل نکردن این اعتیاد روانی گرایش   به مصرف دوباره مواد‌مخدر را افزایش می‌دهد.
  مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد‌مخدر با تأکید بر این که همه   مراکز mmt یا مرکز درمان نگهدارنده اعتیاد با متادون، باید به روانشناسان   مجرب برای روان‌درمانی معتادان پس از ترک مجهز باشند، گفت: با توجه به این   که روش‌های درمان دارویی و غیردارویی اعتیاد یعنی روان‌درمانی، مکمل یکدیگر   هستند، ضروری است، بر ارائه مشاوره‌های روان درمانی به معتادان   مراجعه‌کننده به مراکز درمانی اعتیاد بیش از پیش توجه و نظارت شود.
  وی همچنین با اشاره به این که در حال حاضر هیچ مرکز روان درمانی خاص و   مستقل برای اعتیاد وجود ندارد، اظهار کرد: آغاز به کار چنین مراکزی به   کنترل هر چه بهتر اعتیاد از سوی معتادان کمک می‌کند.
  صفاتیان همچنین به برگزاری جلسات «۱۲ قدم» که به ریشه‌یابی مشکل اعتیاد در   معتادان اختصاص دارد و نیز جلسه‌هایی تحت عنوان جلسات خودگردان مشارکت   معتادان تولد دوباره و معتادان گمنام، اشاره کرد و افزود: شرکت در این   جلسات پس از گذراندن دوره‌های ابتدایی ترک به کنترل اعتیاد و کاهش گرایش به   مصرف مجدد مواد‌مخدر کمک می‌کند.
  ● مخدرهای جدید و خطرناک
  از هر ۱۰ کیلو تریاک به طور متوسط یک کیلوگرم مرفین بدست می آید و طی عمل   استیلازیسیون از هر کیلو مرفین حدود ۹۳۰ تا ۹۵۰ گرم هروئین بدست می آید.
  براساس تقسیم بندی پلیس بین‌الملل، هروئین به ۴ دسته تقسیم می شود که نوع   اول آن همان مرفین قبل از عمل استیلازیسیون و نوع دوم نیز معروف به هروئین   خاکستری یا هروئین خیابانی با درصد خلوص بین ۳ تا ۷ است. هروئین نوع سوم که   به هروئین آزمایشگاهی معروف است با درصد خلوص ۶۰ تا ۷۰ درصد که این روزها   اصطلاحا به آن کراک گفته می شود.
  به گفته کارشناسان موادمخدر، در این نوع هروئین (کراک) علاوه بر به‌کارگیری   اسیداندریداستیک معمولاً از مواد ترکیبی دیگری نیز استفاده می‌شود که قدرت   تخدیری آن را به شدت افزایش می دهد و فرد را شدیداً وابسته می کند.در اثر   تزریق کراک، قسمت های بدن مصرف کنندگان که مورد تزریق قرار گرفته اند دچار   التهابات و گاهاً ایجاد حفره هایی در عروق می شود.
  در ادامه باید به ماده مخدر دیگری به نام «تمجیزک یا نورجیزک» اشاره کرد و   توضیح داد که این ماده مخدر توسط کشور پاکستان به عنوان داروی ترک اعتیاد   تولید و به کشورهای جهان قاچاق شد.
  این آمپول ها از ریشه تبائین بدست آمده و حاوی ماده ای به نام بوپره نورسین   است که ۳۳ برابر از مرفین قوی تر و علاوه برآن دارای ناخالصی هایی از قبیل   کرتن و هیدروکرتیزون است.
  مصرف این نوع آمپولها نیز منجر به متلاشی شدن بافت های درونی بدن می‌شود و   به دلیل ناخالصی های موجود در آن، بافت بدن افراد مصرف کننده پس از گذشت   مدتی براثر متلاشی شدن، کرم خواهد گذاشت.براساس یک تحقیق غیررسمی، مشخص شد   تبائین به‌دست آمده برای تولید آمپول های فوق از نمونه ادرار معتادان   به‌دست می آید که همانگونه که گفته شد دارای ناخالصی‌های زیادی است.
  این درحالی است که نهایتاً با گذشت ۶ ماه از مصرف این نوع آمپولها بافت‌های   درونی بدن دچار چنان فرسایشی می‌شوند که هنگام لمس آنها، ممکن است قسمتی   از دست لمس کننده در بدن فرد مصرف کننده، فرو رود یا حتی گوشت بدنش کنده   شود.
  استفاده از آمپول و داروهای تزریقی در ترک اعتیاد هیچ جایگاهی ندارد، اما   سودجویان و قاچاقچیان مواد مخدر چند سالی است که با ورود و توزیع این مواد   در پی کسب سود هستند و با این کار خود جان انسان‌ها و افرادی که نسبت به   خطرات این مواد اطلاع کافی ندارند را به خطر می‌اندازند.
  بیشتر این آمپولها به صورت قاچاق از پاکستان به صورت فله ای و با گالن وارد   کشور می شود و در کشور کارگران افغانی این مواد را در شرایط کاملا   غیراستریل و زیرپله‌ای در شیشه های آمپول پر می‌کنند و به عنوان داروی ترک   اعتیاد در بین معتادان تبلیغ می‌کنند.
  اطلاع رسانی در مورد کراک که از سوی مطبوعات و صدا و سیما دنبال شد بسیار   موفق بود اما ای کاش این اطلاع رسانی۲ سال پیش و زودتر شروع می شد تا شاهد   این همه مرگ و میر و خسارات ناشی از این ماده تقلبی نبودیم.
   
   
     
   
   
   
   
   
   
     لیلا خاکسار 
   
   
     روزنامه همشهری
.
.
.
            نقش فعالیت های بدنی در درمان اعتیاد                                                                                 اعتیاد در مراحل نسبتا پیشرفته خود سبب می گردد تا فرد معتاد انسانی بی   هدف و بدون برنامه شده ساعت های خواب و بیداریش نامنظم شود اینکه چه بخورد   چه بپوشد دیگر برایش مهم نیست این موضوع که چه کار انجام دهد و کجا برود   اهمیتش را ازدست می دهد.
  لذا لازم است فرد ترک کرده با کمک خودش برنامه ریزی وهدفش را تعیین کند   زیرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگردانی فکری فرد شده و این خود عاملی جهت   عوداعتیاداست فردی که اعتیاد را ترک کرده باید برنامه روزانه اش را مشخص   باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ریزی   کند در ورزش های صبحگاهی شرکت کرده و راهپیمائی ساده و یادویدن ملایم   داشته باشد و یکی از راههای اساس جهت مبارزه با کسالت بی حوصلگی در معتادان   ورزش کردن وفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به کار و تفریحات سالم   است.
  پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا تغییرات جسمانی که در   حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است کنترل نمود فرد ترک کرده باید روز به   روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به کار تفریح در مناطق ییلاقی و خوش   آب وهوا همچنین قدم زدن درپارک ها فضای سبز و باغ ها رفتن به سینماها و   نمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد.
  فرد معتاد ترک کرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود در آن   آشتی کرده و در کنار دیگران بودن به او کمک می کند تا بتواند دوره درمان   را بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادی برگردد و فرد قادر خواهد بود   زندگی وکارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در   بیماراست که باعث تداوم و استمراربهبودی در وی خواهد شد.
  ● قدم های دوازده گانه
  این قدمها اصولی هستند که بهبودی را ممکن می سازند
  ۱) ما اقرار کردیم که در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگیمان آشفته گردیده بود.
  ۲) ما به این باومر رسیدیم که نیرویی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
  ۳) تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی خود را به خداوند بدان گونه که او را درک کردیم بسپاریم.
  ۴) ما یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و جسورانه از خود تهیه کردیم .-
  ۵) ما چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند به خودمان و به یک انسان دیگر اقرار کردیم .
  ۶) ما کاملا آماده شدیم که خداوند تمام این نواقص شحصیتی ما را برطرف کند.
  ۷) ما با فروتنی از او خواستیم که کمبودهای اخلاقی ما را برطرف کند.
  ۸) ما فهرستیاز تمام کسانی که آزارداده بودیم تهیه کردیم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شدیم .
  ۹) ما بطور مستقیم در هر کجا که امکان داشت ازاین افراد جبران خسارت نمودیم   مگر در مواردی که اجرای این امر به ایشان و یا دیگران زیان وارد نماید.
  ۱۰) ما به تهیه ترازنامه شخصیتی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعا بدان اقرار نمودیم .
  ۱۱) ما از راه دعا و تفکر جویای بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند   بدانگونه که او را درک می کردیم شدیم و دعا کردیم فقط برای آگاهی از اراده   او برای خودمان و قدرتی که آنرا به انجام رسانیم.
  ۱۲) بایک بیداری روحانی که در نتیجه این قدم ها پیدا کردیم ما سعی نمودیم   این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را رد تمام امور خود به اجرا در   آوریم.
   
   
     
   
   
   
   
   
     ستاد مبارزه با مواد مخدر
.
.
.
روان درماني طولاني مدت، تاثير به‌سزايي در درمان اعتياد دارد                                                                                 شبكه خبر دانشجو: يك روان پزشك گفت: «درمان‌هاي روان‌پزشكي به خصوص   روان‌درماني طولاني مدت، تاثير به سزايي در درمان اعتياد دارد.»
   
 
  دكتر كريمي‌ اظهار داشت: «حدود 90 درصد كساني كه به سمت مواد گرايش پيدا   مي‌‌كنند، سابقه اختلالات خلقي همچون افسردگي و افسرده خويي دارند.» وي   افزود: «اين افراد كساني هستند كه مكانيسم‌هاي انطباقي آنها ضعيف است و   قدرت مقابله با عوامل ناراحت‌كننده و استرس‌ها را ندارند.» كريمي‌ ادامه   داد: «بسياري از خانم‌ها اعتياد توام را تجربه مي‌كنند، يعني به دليل   اعتياد همسر يا يكي از اعضاي خانواده معتاد مي‌شوند.» اين روان‌پزشك با   بيان اينكه عده‌اي به دليل آگاهي نداشتن براي درمان‌هاي افسردگي، پرخاشگري و   بدبيني به اعتياد روي مي‌آورند، تصريح كرد: «عده‌اي ديگر به دليل اينكه   فكر مي‌كنند يك بار مصرف مواد در يك مهماني اعتياد نمي‌آورد، معتاد   مي‌‌شوند.» كريمي‌ با اشاره به شايع شدن مصرف شيشه و مواد محرك به‌خصوص در   خانم‌ها در سنين پايين،‌ اضافه كرد: «از لحاظ جسمي‌ اين مواد تحرك و انرژي   را بالا برده، فرد را شاد مي‌كند و به صورت كاذب باعث افزايش خلق مي‌شوند   اما از نظر عقلي توهم،‌ هذيان، حمله و بدبيني را ايجاد مي‌كند.»        



رضا - اینترنت:
Tweet
            پزشكي‌شدن ‌اعتياد                                                                                 اگر روزي متوجه شويد همسايه ديوار به ديوارتان يا يكي از اقوام‌تان معتاد شده است با او چه رفتاري خواهيد كرد؟
   
   موقع سلام و عليك و رفت‌وآمد با او چه فكرهايي در موردش مي‌كنيد؟ اگر زياد   در دستشويي بماند به او شك نمي‌كنيد؟حتي اگر بشنويد او در حال ترك‌كردن   است چطور؟ اگر چيزي از خانه‌تان گم شود به اولين نفري كه شك مي‌كنيد چه كسي   است؟
  همه اين فكر و خيال‌هايي كه دست از سر شما برنمي‌دارد ناشي از تلقي جرم‌انگارانه جامعه از مواد مخدر و معتاد است.
   
  با وجود اينكه سال‌هاست مسئولان و غيرمسئولان كارشناس مسائل مواد مخدر تلاش   مي‌كنند كه معتاد را به عنوان يك بيمار معرفي كنند باز هم تلقي ما از يك   فرد معتاد تغيير نكرده است. زمان زيادي از روزهايي كه پزشك معالج يك معتاد   يكي از متهمان پرونده اعتياد بود مي‌گذرد اما نگاه مردم- با وجود   تلاش‌‌هايي كه معتادان ترك كرده و مسئولان و كارشناسان كرده‌اند- به پديده   معتاد و مواد مخدر تغيير نكرده است.
   
  تجارب معتادان از پزشكي‌شدن اعتياد نشان مي‌دهد به‌رغم تجربه اعتياد به   مثابه يك پديده پزشكي شده در عرصه نهادهاي پزشكي توسط افراد معتاد و تمايل   آنها به تلقي خود به عنوان بيمار، تلقي عمومي از اعتياد به عنوان «رفتار   انحراف‌آميز» رويكرد پزشكي را حمايت نمي‌كند.
   
  در تحقيقي كه براي مركز تحقيقات علوم انساني سلامت دانشگاه علوم پزشكي   اصفهان توسط دكتر محمود كيوان‌آرا، دكتر مسعود كيانپور و دكتر مهدي ژيانپور   انجام شده است به تقابل اين دو ديدگاه بيمارانگار و مجرم‌انگار نسبت به   معتادان پرداخته شده است. اين افراد با معتاداني كه به يك مركز درماني   «اجتماع‌مدار» بهزيستي اصفهان مراجعه كرده بودند مصاحبه عمقي كرده‌اند.
   
  پزشكي‌شدن اعتياد فرصت جديدي براي افراد معتاد فراهم كرده است تا آنها   بتوانند با استفاده از خدمات پزشكي، تغييري در وضعيت خود پديد آورند و از   تبعات به شدت بدنام‌كننده آن كمتر صدمه ببينند. البته پزشكي‌شدن فقط مختص   اعتياد نيست و خيلي از رفتارهاي انحرافي، غيرقانوني و حتي به مثابه جرم نيز   با تغيير عنوان مجرمانه به بيماري امكان كنترل و درمان را يافته‌اند.
   
  پزشكي‌شدن اعتياد در اين مطالعه كيفي در 3 عرصه تجربه فرد از اعتياد، تجربه   فرد از نگرش نهادهاي بهداشتي- درماني به اعتياد و تجربه فرد از نگرش جامعه   به اعتياد مورد بررسي قرار داده شده است.
   
  من بيمارم
   
  يافته‌هاي اين پژوهش در بخش تجربه فرد از اعتياد نشان مي‌دهد كه اين دسته   از افراد اصولا خود را متفاوت از بقيه مي‌دانند. اين تفاوت شامل طيف گسترده   افسردگي تا داشتن غرور كاذب مي‌شود.
   
  كد تفسيري «تجربه فرد از اعتياد»‌ در اين تحقيق مشتمل‌بر «زمينه‌هاي پزشكي   اعتياد» و پيامدهاي پزشكي اعتياد است. در حقيقت اعتقاد افراد معتاد بر اين   است كه اعتياد يك نوع بيماري است چرا كه باعث ايجاد برخي بيماري‌ها و   اختلالات و پيامدهاي جسمي، رواني و رفتاري مي‌شود.
   
  اكثر مصاحبه‌شونده‌ها با جمع‌بندي بيماري‌هاي رواني- ذهني زير عنوان   افسردگي آن را زمينه‌ساز اعتياد مي‌دانند. يكي از اين افراد معتاد مي‌گويد:   «كسي معتاد ميشه كه اول افسردگي پيدا كنه، بعد معتاد ميشه».عده‌اي ديگر   معتقدند كه با ديگران فرق مي‌كنند؛ يعني «وجود تفاوت‌هاي روانشناختي  و   شخصيتي». افراد مصاحبه‌شونده قائل به ارتباط برخي وجوه خلقي و مولفه‌هاي   شخصيتي با اعتياد نظير «احساساتي و عاطفي‌بودن»، «پرخاشگري»، «انزواطلبي»،   «لوس‌بودن و نازپروردگي» و «داشتن غرور كاذب» هستند.
   
  پزشكان و اعتياد
   
  كد تبييني «بيماري‌انگاري‌ نهادي اعتياد» از كدهاي تفصيلي «پزشكي‌شدن درمان   اعتياد» و «مشكلات درمان پزشكي اعتياد» به وجود آمده است. براين اساس   تجربه افراد مصاحبه‌شونده از سازوكارهاي ايجادشده جهت «ترك جسمي به كمك   دارو»، «ترك ذهني به كمك روان‌درماني» و «اصلاح رفتار و محيط»، حاكي از   «پزشكي‌شدن درمان اعتياد» است.
   
  مصاحبه‌شوندگان با اذعان به اينكه «به هر حال اينجا خيلي راحت‌تر از آن   چيزي كه فكر مي‌كردم، ترك كردم»، روش پزشكي را در جلوگيري از عود مجدد موثر   دانسته («تا قبل از اينكه بخوام بيام با tc آشنا بشم، بحث روان‌درماني و   دارويي و اينها، نه من، هر كدام ديگر از بچه‌ها شايد يه چيزي حدود 20بار   سابقه ترك داشتيم») و اعتقاد دارند: «...اينجا به ما مي‌گن آقا شما آدماي   بي‌شخصيت و له نبودين، اين همه چيزاي خوب داشتين ولي يادتون رفته به مرور   زمان.
   
  هي يكي‌يكي يادتون رفته، گذاشتين‌شون كنار تا معتاد شديد، ما فقط يادتون   مي‌ياريم. اينه كه به ما اين حس برتري‌جويي رو مي‌ده.» از طرف ديگر،   يافته‌ها در سطح توصيفي حاكي از آن است كه هزينه بالاي درمان در مراكز   خصوصي، ظرفيت پايين مراكز دولتي، عدم‌توجه به شرايطي چون بيكاري و تاهل در   مراكز درمان اقامتي و مقررات دست و پاگير باعث انصراف برخي از معتادان از   انتخاب شيوه‌هاي پزشكي و نيمه‌كاره ماندن فرايند درمان مي‌شود.
   
  يكي از مشاركت‌كنندگان با اشاره به مشكلات مراكز اقامتي مي‌گويد: «رفتم   اونجا، ديدم با زندان هيچ فرقي نمي‌كنه، منم كه زن و بچه دارم... برگشتم.»   آنها همچنين از كمبود دارو و دريافت كمتر از ميزان تجويز‌شده پس از ترخيص و   نيز به كارگيري نيروهاي غيرمتخصص در مراكز درمان اعتياد به عنوان ديگر   «مشكلات نظام درمان اعتياد» نام مي‌برند. براساس يافته‌هاي اين تحقيق،   درمان پزشكي اعتياد تبعاتي براي اين افراد به همراه داشته است. براين اساس   از اعتياد به داروها و استفاده از آنها به جاي مواد مخدر، تاثير مخرب برخي   از داروها بر اندام‌ها و رفتارهاي بدن و اعتياد به حضور در مراكز درماني به   عنوان «پيامدهاي درمان پزشكي اعتياد» ياد شده است.
   
  جرم‌انگاري اجتماعي اعتياد
   
  جمع‌بندي يافته‌ها در عرصه سوم كه مبتني بر تجارب افراد معتاد از نگرش   جامعه به اعتياد است نشان‌دهنده «جرم‌انگاري اجتماعي اعتياد» است. اين كد   تبييني از كدهاي تفسيري «تبعات حقوقي نگرش بزهكارانه به اعتياد»، «تبعات   اجتماعي نگرش بزهكارانه به اعتياد» و «بدنامي» ايجاد شده است. تجارب   مصاحبه‌شوندگان نشان مي‌دهد تبعاتي چون اخراج از محل تحصيل، كار و گروه‌هاي   مختلف، طرد، انزوا و قطع روابط اجتماعي، توهين، تحقير و برچسب‌هاي   آزاردهنده‌اي چون «بي‌غيرت»، «جذامي»، «انگل» و شرايطي مثل «... همه طردت   مي‌كنن، همه به عنوان يه معضل اجتماعي و يه كسي كه از جامعه حذف شده به تو   نگاه مي‌كنن...»‌در جامعه مورد مطالعه وجود دارد.
   
  همچنين، تجربه افراد از متهم شدن به   جرايمي چون دزدي، دستگيري و برخورد   غيرمحترمانه توسط نيروي‌انتظامي، نبود شرايط دادرسي عادلانه و ناديده گرفتن   حقوق قضائي در موارد مختلف از تبعات حقوقي نگرش بزهكارانه به اعتياد است.   اين نگرش در جامعه مورد مطالعه چنان است كه اگر«... تو محله دزدي بشه همه   مي‌گن كدوم همسايه‌هاتون معتادند، چون معتاد وقتي كم بياره دزدي مي‌كنه...»   و حتي با شدت بيشتر اعتياد به مثابه نوعي جرم و بزه خطرناك مشمول اين حكم   اجتماعي مي‌شود كه «... مي‌گن بابا اينو اصلا بايد اعدامش كنن...». اعتياد   به موادمخدر و افيوني هميشه يك «مشكل اجتماعي» بوده است.
   
  پزشكي شدن اعتياد از آن جهت اهميت دارد كه فرايند پزشكي شدن و رويكرد پزشكي   به عنوان نقطه انفصال 2 وضعيت «پزشكي شده» و «پيشا پزشكي شده» سبب نوعي   ناپيوستگي تاريخي در الگوهاي اجتماعي مواجهه با اعتياد شده است. يافته‌هاي   اين پژوهش نشان مي‌دهد كه اين ناپيوستگي، باعث نوعي تباين درتجربه افراد   مورد مطالعه شده است. تضادي كه ناشي از عدم گذر كامل از الگوهاي پيشاپزشكي   به الگوي پزشكي است. درحقيقت استقبال درك شدني افراد معتاد از پزشكي شدن كه   متاثر از پزشكي شدن اعتياد در سطح نظري و نهادي (نهادهاي پزشكي) است با   عدم حمايت اجتماعي روبه‌رو است. براساس نتايج اين مطالعه،‌ عدم پذيرش الگوي   پزشكي مواجهه با اعتياد از سوي ديگر نهاد درگير، يعني سيستم قضائي و نظام   حقوقي با اين عدم تاييد اجتماعي بستگي نزديكي دارد.
   
  در مقايسه و جمع‌بندي تجاربي كه در3 عرصه ياد شده در سطوح مختلف دسته‌بندي   شده است با 2 وضعيت  متفاوت روبه‌رو هستيم در حقيقت تجربه فرد از اعتياد و   تجربه فرد از رويكرد نهادهاي پزشكي به اعتياد حاكي از پزشكي شدن اعتياد   است،  در حالي كه از منظر تجربه فرد از رويكرد جامعه به اعتياد، در چارچوب   الگوهاي اخلاقي و مجرمانه، اعتياد به مثابه نوعي انحراف  و بزه درك مي‌شود.
   
  اين تباين در تجربه اعتياد، از جهت كاركرد پزشكي شدن، قابل بررسي است.   استقبال معتادين از بيماري انگاري اعتياد- چنانكه يافته‌هاي اين تحقيق نيز   آن را تاييد مي‌كند- مي‌تواند ناشي از خواست آنها جهت كسب منفعت ثانويه   باشد به عبارت ديگر، پزشكي شدن اعتياد از آنجا كه به افراد معتاد اجازه   مي‌دهد تا وضعيت خويش را به عنوان بيمار تعريف كنند و از حقوق مترتب بر   پايگاه بيمار كه ناشي از «نقش بيماري» است، بهره‌ ببرند فرايندي مثبت و   خواستني براي اين دسته از افراد است.
   
  اين باور كه در جامعه مورد مطالعه با تجربه فرد از ايجاد تمهيداتي در   نهادها و سازمان‌هاي پزشكي- اگرچه همراه با نقايص و مشكلاتي- مورد تاييد   واقع مي‌شود، باوري عمومي نيست. به عبارت دقيق‌تر، از يك سو   مشاركت‌كنندگان، نه تنها اعتياد خويش را در رابطه نزديكي با برخي مولفه‌هاي   شخصيتي و اختلالات رواني- ذهني تجربه مي‌كنند- تجربه‌اي كه توسط مطالعات   قبلي در اين زمينه تاييد مي‌شود- بلكه پزشكي شدن درمان اعتيادشان را نيز   تجربه كرده‌اند
.
.
.
چگونه باید نشانگان ترک بیمار را درمان نمود؟                                                                                 بسیاری از شرکت های بیمه گذار هزینه بستری بیمار را در بیمارستان به   دلیل ترک مواد مخدر تقبل نمی کنند. این موضوع یکی ازعلل درمان اعتیاد به   صورت سرپایی در مراکز درمان با متادون و یا سایرکلینیک های ترک اعتیاد است.   معمولا بیمارانی مانند مورد معرفی شده شماره قبل، زمانی در مراکز درمانی   دیگر مانند بیمارستان بستری می شوند که هم زمان از بیماری دیگری نیز رنج می   برند و درمان اعتیادشان برای بهبود بیماری همراه ضروری است (مثلا سکته   قلبی حاد). درمان این نشانگان در چنین بیماری کار ساده ای نخواهد بود.
   
  ● درمان کوتاه مدت و درازمدت
   
  هدف اولیه در برخورد با این گونه بیماران، درمان بیماری حاد و ثابت نمودن   وضعیت فرد دچار نشانگان ترک است. در درمان بیمارانی که علاوه بر یک بیماری   حاد، علایم ترک را نیز نشان می دهند و تمایلی برای درمان درازمدت اعتیادشان   ندارند، معمولا از روش سم زدایی کوتاه مدت تدریجی استفاده می شود. می توان   از متادون یا بوپرونورفین برای درمان نشانگان ترک و نیز درمان درازمدت تر   اعتیاد بیمار به مواد مخدر، چه در درمانگاه های سرپایی و چه در بیمارستان   ها بهره جست.
   
  غالبا درمان سم زدایی کمتر از ۲ هفته به طول می انجامد و دستورالعمل های   متعددی درمورد نحوه انجام آن در دسترس است. تحقیقات اخیر استفاده از   بوپرونورفین را به عنوان داروی خط اول درمان نسبت به متادون ارجح می دانند.   در صورتی که فرد بیمار دچار نشانگان ترک و بیماری حاد هم زمان، تمایل به   ترک دراز مدت مواد مخدر داشته باشد، باید پیشنهاد آغاز درمان نگه دارنده با   آگونیست های مجاز مخدر در همان زمان بستری به بیمار ارایه شود. مزیت   استفاده از درمان نگه دارنده با آگونیست های مجاز مخدر در کاهش عوارض و مرگ   و میر نسبت به روش های سم زدایی به خوبی به اثبات رسیده است.
   
  اغلب پزشکان می دانند که متادون بدنه فارماکولوژیک اصلی درمان اعتیاد به   مواد مخدر است، ولی این دارو تنها برای درمان وابستگی به مواد مخدر در خلال   برنامه های ترک اعتیاد مراکز مسوول و یا به هنگام بستری بیماران معتاد در   بیمارستان به دلیل مسایل حاد دیگر قابل تجویز است. داروی موثر دیگر،   بوپرنورفین است. از این دارو هم در درمان نشانگان ترک و هم به عنوان درمان   نگه دارنده در ترک دراز مدت مواد مخدر کاربرد دارد. تجویز بوپرنورفین در   مراکز ترک به صورت سرپایی، به کاهش مصرف مواد مخدر و نیز لطمات ناشی از   بیماری های جسمی و روحی همراه با اعتیاد منجر شده و افزایش پایبندی بیمار   را به ادامه درمان به همراه دارد. بررسی های بالینی نشان داده که پاسخ به   درمان بیمارانی که برای مدت بیشتری تحت درمان نگه دارنده با بوپرنورفین   قرار می گیرند، نسبت به کسانی که تنها طی دوره کوتاه سم زدایی بوپرنورفین   دریافت می کنند، بهتر است.
   
  همان طور که قبلا در شرح حال بیمار معرفی شده خواندید، اولین تشخیص پزشک   معالج در برخورد با وی، نشانگان ترک مواد مخدر بود. حتی زمانی که شک بسیار   قوی به حضور این تشخیص وجود دارد، اخذ شرح حال و انجام معاینه فیزیکی کامل و   درخواست آزمایش های لازم نباید نادیده گرفته شود. در مورد بیمار ما، حضور   درد منتشر شکمی می توانست شک پزشک را به احتمال حضور تشخیص های دیگر   برانگیزد، ولی خمیازه کشیدن های مکرر، اشک ریزش، بی قراری و سریع بودن تنفس   و ضربان قلب بیمار کاملا با علایم نشانگان ترک هم خوانی داشت.
   
  حساس نبودن شکم بیمار در معاینه بالینی نیز به نفع همین تشخیص بود. اگرچه   به نظر نگارنده، حتی اگر نشانگان ترک، تنها عارضه نیازمند درمان بیمار به   شمار می آمد، تجویز ابتدایی مورفین وریدی، انتخاب مناسبی برای این کار   نبود. روش مناسب تر می توانست شامل درمان سم زدایی با استفاده از   بوپرنورفین یا متادون و تبدیل آن به درمان دراز مدت نگه دارنده با هر یک از   این دو دارو باشد. هرچند به علت دل درد با منشا ناشناخته بیمار، تجویز   مورفین وریدی نیز قابل توجیه است. به علاوه، تجویز بوپرنورفین برای بیماری   که احتمال دارد نیاز به جراحی پیدا کند، ممکن است درمان های ضددرد جراحی را   با مشکل مواجه سازد. این دارو یک آگونیست نسبی مخدر است و به شدت به   رسپتورهای اوپیوئید متصل می شود، لذا مقادیر معمول داروهای مسکنی که در   جراحی به کار می روند، قادر به جدا کردن آن از رسپتورها نبوده و در نتیجه   ممکن است پاسخ ضد درد مطلوب در بیمار ایجاد نشود.
   
  ● ادامه ماجرا
   
  با وجود افزایش مقدار متادون، دل درد بیمار قطع نشده، شدیدتر شد. در طول شب   با پزشک کشیک تماس گرفته شد. پرستار به وی گفت که بیمار درخواست می کند   برای تسکین دردش داروی قوی تری دریافت نماید. پزشک کشیک تصور نمود که یا   بیمار با تظاهر به تشدید علایم، به دنبال دریافت مخدر است و یا متادون   دریافتی برایش کافی نبوده است. او نیز به جای ارزیابی مجدد بیمار، میزان   متادون بیمار را اضافه نمود، ولی در طی شب باز هم دل درد و تاکیکاردی وی   ادامه یافت.
   
  صبح روز بعد درد و تاکیکاردی بیمار بسیار شدت یافت و دچار افت فشارخون شد   که به شدت مطرح کننده عفونت احتمالی بود. برای بیمار درخواست سی تی اسکن   شکم داده شد وتزریق مایعات وریدی فراوان آغاز گردید. در تصویر برداری انجام   شده، سوراخ شدگی روده بزرگ احتمالا به دنبال دیورتیکولیت دیده می شد. با   مشخص شدن تشخیص، بیمار تحت عمل جراحی موفقیت آمیز برداشت روده بزرگ قرار   گرفت و ۲ هفته بعد از بیمارستان مرخص شد.
   
  بدتر شدن وضعیت بیمار به وجود درمان با آگونیست های مخدر باید شک به وجود   عارضه ای دیگر را برای پزشکان ایجاد می نمود. متاسفانه ذهنیت موجود در مورد   بیماران دچار اعتیاد، در بسیاری از مواقع باعث تشخیص نادرست و یا دیرهنگام   بیماری این افراد می شود. در مورد این مطلب که پیش داوری ذهنی منفی در   مورد بیماران دچار اعتیاد، به تشخیص دیرهنگام و یا نادرست بیماری منجر شده و   عاقبت بیمار را به مخاطره می اندازد، اتفاق نظر وجود دارد.
   
  با در نظر گرفتن اثرات بی شمار اعتیاد بر مبتلایان به این عارضه وجامعه   آنان و نیز موجود بودن درمان های موثری که اثر بخشی آنان در درمان این   عارضه به اثبات رسیده، جای بسی تاسف است که پزشکان در جهت غربالگری،   شناسایی و درمان مناسب این بیماری اقدام نمی کنند. چگونه می توان مطمئن شد   که بیماران دچار وابستگی به الکل یا مواد مخدر، خدمات بهداشتی درمانی با   کیفیت و برابر با سایر بیماران عادی دریافت می کنند؟ اولین گام در راه   رسیدن به این مطلوب، باور این نکته است که اعتیاد یک بیماری مزمن است و   درمان آن نیازمند زمان و حوصله بسیار. بهبود سطح آموزشی در مورد بیماری سوء   مصرف مواد برای دانشجویان و پزشکان شاغل نیز می تواند به ارتقای کیفیت   ارایه خدمات منجر شود. بیمارستان ها و سایر مراکزبهداشتی ـ درمانی نیز باید   با ایجاد ساختارهای کارآمد، زمینه را برای درمان موثر اعتیاد به مواد مخدر   و نیز نشانگان ترک آن فراهم سازند.
   
   
   
     منبع: AHRQ WebM&M
  دکتر ارغوان حاج‌شیخ‌الاسلامی 
     هفته نامه سپید                                                                                       _____________

.
.
..
            در نگهداري و درمان معتادان بايد به اشتغال آنها نيز توجه كرد                                                                                 معاون درمان وزارت بهداشت گفت: با تزريق اعتبارات، سير صعودي برنامه‌هاي پيشگيري مواد مخدر را شاهد هستيم.
   
  به گزارش خبرنگار «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر   امامي رضوي در همايش ملي سالروز مبارزه با مواد مخدر با اشاره به اصلاحيه   قانوني كه به موجب آن معتادان تا زماني كه به مراكز درمان مراجعه كنند،   مجرم تلقي نمي‌شوند، افزود: اصلاح اين قانون سبب شد تا زمينه‌اي فراهم شود   تا خيل عظيمي از معتادان با ورود به مراكز درماني، تحت پوشش و حمايت قرار   گيرند.
   
  وي ادامه داد: افرادي كه به حوزه نگهداري و حمايت وارد مي‌شوند تا ماه‌ها و حتي سال‌ها از ابتلاي مجدد به مواد مخدر رها هستند.
   
  امامي رضوي تصريح كرد: در بحث نگهداري و درمان معتادان بايد به اشتغال آنها   نيز توجه كرد و بايد دستگاه‌هاي استاني و نهادهاي مختلف براي ايجاد اشتغال   اين افراد تعاملاتي را با مراكز نگهداري و حمايت از معتادان داشته باشند.
   
  معاون درمان وزير بهداشت در ادامه با اشاره به كمبود اعتبارات كميته   پيشگيري در بحث مبارزه با مواد مخدر، توجه همه جانبه دستگاه‌هاي حمايت   كننده در بحث مبارزه با مواد مخدر را در اين زمينه خواستار شد و تاكيد كرد:   درست است كه با محدوديت منابع در كشور روبرو هستيم، اما اگر با اين مساله   مبارزه نكنيم بر تعداد افرادي كه شكار اين معضل شده و از چرخه باروري كشور   خارج مي‌شوند، افزايش مي‌يابند.
   
  به گفته وي، سرمايه‌گذاري براي حمايت از برنامه‌هاي مقابله با پيشگيري و   حمايت معتادان بسيار به صرفه است؛ چرا كه دشمنان هر روز ابزار متنوع و   متحولي را براي هدف گرفتن جوانان ايراني به كار مي‌گيرد و اگر ما به سرعتي   كه آنها متحول مي‌شوند نتوانيم اعتبارات تزريق كنيم، قطعا از گردانه رقابت   حذف شده و عقب مي‌مانيم.
   
  امامي رضوي در خصوص اعتبارات اختصاص داده شده به بحث مبارزه با مواد مخدر،   خاطرنشان كرد: بر اساس آخرين قولي كه مسئولين دادند، قرار شده است كه   اعتبارات تصويب شده به صورت 100 درصدي تخصيص يابد تا مشكلات موجود در حوزه   پيشگيري و درمان كاهش يابد.
   
  معاون درمان وزارت بهداشت در پايان صحبت‌هاي خود با تاكيد بر اينكه در سال   87 اين مركز توانسته به 64 هزار و 251 نفر از اين تعداد خدمات رساني كند‌،   اظهار كرد: اين در حاليست كه در سال 81 اين مركز تنها به 41 هزار نفر خدمات   رساني مي‌كرد و با اختصاص اعتبارات ما شاهد افزايش افراد تحت حمايت خواهيم   بود.                                                                                       __________________

رضا - اینترنت:
Tweet
درمان و ترک اعتیاد                                                                                 ●اهداف و مراحل درمان اعتیاد
 
  درمان معتاد یك فرآیند است و از زمانی شروع می شود كه فرد مصرف كننده مواد   مخدر به مراكز درمانی مراجعه می كند و فرد معتاد تحت یك برنامه درمانی خاص   قرار می گیرد این برنامه ممكن است تا زمانی كه فرد به بالاترین سطح بهداشتی   و احساس خوب بودن برسد ادامه یابد.
 
  برای موفقیت دردرمان بایستی سازمان ها و ارگانهای مختلف مثل سازمانهای   بهداشتی آموزشی حقوقی رفاه اجتماعی و آموزش شغلی نیز در گیر شوند و واضح   است كه درمان معتادان بدون توجه به مسائل روانی فرهنگی اجتماعی و خانوادگی   آنان نمی تواند موفق باشد .
 
  نكته مهم در درمان این است كه به فرد معتاد به عنوان یك اسان و یك عضو   جامعه كه درحال حاضر نیازمند كمك است نگریسته شود نه مثل یك فرد خاطی مجرم و   گناه كار كه مستوجب كیفرو یا دلسوزی است .
 
  از نكات مهم دیگر كه لازم است در درمان اعتیاد به آن توجه كرد اینست كه از   یك طرف معتاد نسبت به درمان یك نگرش دو گانه ای دارد به ا ین صورت كه علی   رغم میل دائمی برای ترك و تصمیم های مكرر جهت ترك از مراجعه به مراكز   درمانی به علت اینكه مصرف مواد مخدر خلاف عرف و ارزش های جامعه است اكراه   دارد و از طرف دیگر معتاد ممكن است با اصرار والدین همسر خواهر یا برادر   دوستان معلمان و یا روسای محل كار برای ترك مراجعه كرده باشد .
 
  در این حالت باید دقت شود كه احتمال عدم همكاری بیمار یا بروز حالت های   دفاعی وخصمانه وجود دار بنابرراین می بینیم كه اولین برخورد و نحوه ارتباط   با فرد معتاد و جلب اعتماد او نقشی مهم در روند درمان ایفا می كند بعد از   پیدایش این ارتباط واعتماد لازم است كه برای درمان وی نیز تشویق صورت گیرد .
 
  ●اما چرا باید یك معتاد رابرای درمان تشویق كرد؟
 
  ۱-چون مصرف مواد مخدر ایجاد وابستگی جسمی و روانی می كند و علی رغم میل دائمی برای ترك تصمیم به ترك مشكل است
 
  ۲-اعتیاد باعث از دست دادن حمایتهای خانوادگی و اجتماعی شده و فردتنها میشود بنابر این معتاد نیازمند كمك است
 
  ۳-معاشرت با دوستان و افراد معتاد فرد را به ادامه مصرف مواد تشویق می كند
 
  ۴-معتاد معمولا از احتمال بهبودی ناامید و نسبت به درمان بد بین است
 
  ۵-برخی از معتادان از خطرها و عواقب مصرف مواد اطلاعی ندارند و یا مشكلاتی ناشی از آن را انكار می كنند
 
  بنابراین لازم است به خاطر داشته باشیم كه یكی از وظایف مهم افراد جامعه تشویق معتادان به درمان است
 
  ●چگونه می توان معتادان را به درمان تشویق كرد؟
 
  ۱-با تشریح خطرات وعواقب مصرف مواد
 
  ۲-به معتاد اطمینان دهیم كه با مراجعه به مراكز درمانی به او كمك می شود تا با كمترین درد و ناراحتی اعتیاد را كنار بگذارد
 
  ۳-به بیمار اطمینان دهیم در صورت تصمیم قطعی موفق به ترك خواهد شد ومثالهایی از افرادی كه موفق به ترك شده اند برای او بیاورند
 
  در مواردی كه فرد مبتلا تلاش كرده مصرف مواد را ترك كند ولی موفق نشده است و   احساس ناامیدی می كند به او تذكر دهید كه بسیاری از افراد قبل از موفقیت   كامل در درمان بارها و بارها كوشش كرده و نهایتا موفق گردیده اند
 
  ۴-به معتاد اطمینان دهیم در صورت ترك اعتیاد دوستان جدیدی پیدا خواهد كرد و خانواده و اطرافیان او را در جمع خود خواهند پذیرفت.
 
  ●هدف از درمان اعتیاد چیست ؟
 
  ۱- رسیدن به شیوه زندگی بدون مواد
 
  ۲- كمك به افزایش عملكرد فرددر جنبه های مختلف زندگی
 
  ۳- جلوگیری از پیدایش مجدداعتیاد
 
  ▪برای رسیدن به این اهداف نیاز به یك برنامه درمان خاص داریم بطور كلی درمان معتاد شامل دو مرحله است :
 
  - مرحله اول دوره سم زادائی
 
  - مرحله دوم دوره توانبخشی
 
  ▪مرحله اول:
 
  این مرحله بسته به نوع و مقدار ماده مصرفی وطول مدت اعتیاد بطور متوسط ۱۰   تا ۱۵ روز طول می كشد و با وجودیكه علائم خماری دراین مرحله برای فرد معتاد   سخت وبرای دیگر افرادی كه از معتاد مراقبت می كنند ممكن است ناراحت كنند   باشد ولی خوشبختانه خطری از نظر مرگ و میرندارد .
 
  ▪مرحله دوم:
 
  این مرحله مهمترین و حساس ترین زمان برای رسیدن به اهداف درمانی است كه اگر   در مراقبت از معتاد سهل انگاری صورت گیرد درمان بی نتیجه خواهد بود دراین   مرحله بیشتر به علل و عواملی كه باعث گرایش فرد به اعتیاد می شود توجه شده و   عمدتا از درمان های غیر داروئی مثل روان درمانی فردی ،گروهی، خانواده   درمانی، مشاوره، كاردرمانی و درمانهای مذهبی و روحانی وحتی ورزش درمانی   بمنظور استمراردرمان و جلوگیری از باگشت مجدد به اعتیاد بهره گرفته می شود .
 
  ●روان درمانی فردی
 
  در روان فردی معتادین به مواد مخدر مسائل بسیار مهم و سودمندی در نظر گرفته   می شود كه از جمله آنها ایجاد رابطه مثبت با بیمار معتاد از طریق پذیرش بی   قید و شرط او بعنوان یك انسان دردمند و نیازمند آشنا نمودن بیمار با   ویژگیهای شخصیتش از طریق روش های روانكاوانه به منظور ایجاد تغییر یا تعدیل   لازم در آن ویژگی ها تقویت صفات مثبت شخصیتی و تصحیح افكار و اعتقادات   افراطی از طریق بحث های شناختی آموزش مهارت های اجتماعی به منظور توانا   ساختن بیمار در برخورد مناسب با موقعیت های اجتماعی آموزش مهارتهای مقابله   با استرس وروش های مناسب حل مسئله در بحران های زندگی و ستفاده بهینه از   استعدادها خود می توان اشاره نمود
 
  دران نوع از روان درمانی ملاك بهبودی عبارت است از تغییر در باورها و نگرش   ها بالا بردن اعتماد به نفس احساس خودكفائی لذت اززندگی و ارتباط سالم با   دیگران كه همه این تغییرات از اهمیت بسزائی برخوردار است .
 
  ●خانواده درمانی
 
  روان درمانی خانواده :باتوجه به اینكه اختلالات رفتاری فرزندان با مشكلات   روانی پدرو مادر ارتباط دارد میتواندر اغلب موارد فرض را بر این گذاشت كه   اختلال رفتاری فرزندان از بافت زندگی خانواده او نشات میگیرد ناراحتی كودك   اغلب نشانه وجود اختلال عصبی در مجموعه خانواده اونیز توجه داشت تحلیل های   روانی حاكی از آن است كه سستی درانجام وظایف سرپرستی از جانب پدرو مادر   معمولا پایه غیر منطقی داشته واغلب ناشی از اختلال عصبی و بدور از كنترل   آنها صورت میگیرد دراغلب موارد قصد وعمدی در كار نیست بیشتر والدین   میخواهند پدر و مادر های خوبی باشند و كاری در جهت منافع فرزندان صورت دهند   اما با كمال تعجب آنچه در عمل انجام میدهند با تصویرایده آلی كه در ذهن   خود دارند مطابقت نمی كند برای درمان كودكان باید به والدین توجه نمود اما   فقط با توجیه و آموزش نمیتوان طرز تلقی های پدر و مادر را اصلاح كرد برای   رسیدن به این مهم بایستی به روشهای روان درمانی اقدام نمود و دراین بین یكی   از شاخه های مهم روان درمانی خانواده درمانی است –خانواده درمانی به عنوان   راهی جدید برای رویا رویی با آن دسته از مشكلات انسان كه قبلا به وسیله   یكی از اشكال گوناگون رواندرمانی فردی با آن برخورد می شد شكل گرفت واكنون   یك شیوه تازه و ارائه مفهومی جدید از نحوه بوجود آمدن مشكلات است پیش از   این تصورمی شد كه مشكلات مذكور عمدتا نتبجه فرآیندهای روانی درونی با آسیب   شناسی روانی فرد باشند ولذا عقیده برآن بود كه ریشه اغلب مشكلات در تجارب   اوایل كودكی است در حالی كه رویكرد خانواداگی براین باور استوار گشته كه   این مشكلات به تعاملات فعلی موجود میان افراد خانواده و گاهی اوقات میان   افراد و دیگر سیستم های اجتماعی مربوط هستند در واقع علت مشكلات افراد   درسیستم های اجتماعی با وضعیت حال حاضر آنها فهمیده می شود ونه از تاریخچه و   شرح حال گذشته آنها خانواده برای حفظ تعادل خود در مقابل تغییر چه در جهت   مثبت و چه در جهت منفی مقابله می كند اگر فرزند سر به راه خانواده شب دیر   به خانواده بیاید خانوماده در مقابلش می ایستد و بالعكس اگر فرزند نااهل   خانواده پس از عدم پذیرش وی سر به راه شود خانواده فشار خود را برای تداوم   نابهنجاری او افزایش می دهد رفتار نابهنجار معلول رفتار متقابل اعضای   خانواده با یكدیگر است از نقطه نظر این دیدگاه بیماری فرد حتما به رابطه او   با همسر و خانواده وی مربوط می شود.
..
.
.
قسمت دوم مقاله                                                                                 ●گروه درمانی
 
  روان درمانی گروهی یك نوع درمان كاملا پذیرفته شده روانشناختی است كه از   تعاملات سازنده بین اعضا و مداخلات یك رهبر آموزش دیده جهت تغییر رفتار غیر   انطباقی تفكرات و احساسات افراد مبتلا به نارضایتی استفاده می نماید. طی   دهه های گذشته تعداد قابل ملاحظه ای از بیماران روانی توسط گروه درمانی   مداوا شده اند گروه درمانی برای بیماران بستری سرپائی و در خیلی دیگر از   موقعیت های اجتماعی قابل اجرا می باشد همچنین بربخی اصول رواندرمانی گروهی   با موفقیت زیادی در زمینه های اقتصادی آموزشی و به صورت گروههای رویا روی   كاربد داشته است.
 
 
  بسیاری از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درمانی گروهی در زندگی روزانه   ما بسادگی اتفاق می افتد تدابیر درمان كه مهمترین مسئله مورد بحث در روان   درمانی گروهی است تنها به گروه درمانی اختصاص ندارد بلكه در هر گروه عادی   كم و بیش وجود دارد بطور عادی ما درزندگی روزمره خود با افراد و گروه های   مختلفی ارتباط داریم كه این روابط برای سلامتی ما لازم است البته همه روابط   زمینه سلامت بخشی ندارند و حتی بعضی از روابط نیز ناسالم و بیماری زا   هستند.آن دسته از روابط فیمابین افراد كه توام با ریا و تزویر و فخر فروشی   باشد و همچنین روابط توام با فشار تحقیر روابطی ناسالم و صمیمانه رابطه ای   است كه از نظر روانشناسی نیازهای روانی انسان را ارضا می كند و هر انسانی   با تمام وجود آنرا طلب می كند.
 
  روان درمانی گروهی چیزی جز ارائه شناخت و تصحیح رفتار بیمار گونه نیست   رفتاری كه باعث شده دیگران از فرد فاصله یگیرند واو تنها منزوی گردد شاید   یكی ازعلل رشد درمان های روانی در جوامع بزرگ و پیشرفته مسئله تنهائی و بی   همدمی افراد باشد بنابراین روان درمانی گروهی زمانی ضرورت پیدا می كند كه   نیازاجتماعی فرد در ارتباط با دیگران برآورده نشده و یا محیط به گونه ای   است كه هر چند روابط انسانی به حد كافی وجود دارد ولی روابط موجود غلط و   ناسالم می باشد.
 
  دربررسیهای كلینیكی به عمل آمده ازمعتادین مشخص شده است كه اغلب آنها قبل   از اعتیاد دچار بیماری افسردگی بوده و درروابط درون فردی و بین فردی دارای   مشكل هستند معتادین معمولا با خانواده خود روابط سالمی ندارند. همچنین با   گروه های طبیعی اجتماعی نیز دچار مشكل هستند بنابر این پس از طی دوره سم   زدایی و ترك جسمی بایستی شركت در جلسات گروه درمانی با جدیت دنیال شود تا   خلاء روابط ناسالمی كه قبلا در گروه های طبیعی داشته است برطرف گردد و   روابط بین فردی بتدریج بهبود یابد. ناگفته نماند كه بر اثر تعامل ایجاد شده   در گروه علاوه بر بهبودی روابط بین فردی روابط درون فردی معتادان نیز   دستخوش تحول گردیده و نگرش های فردی نسبت به خود مثبت شده و نهایتا درمان   كامل دنبال می شود.
 
  ●گروههای خود یار
 
  معتادان گمنام یك منبع یا یك سازمان غیر انتفاعی بین المللی متشكل از   معتادان در حال بهبودی است كه به شكل محلی و منطقه ای در بیش از ۶۰ كشور   جهان مشغول به فعالیت میباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از یكدیگر یاد   میگیرند كه چگونه بدون مواد مخدر زندگی كنند و به چه طریق از اثراتی كه   اعتیاد در زندگیشان گذارده است بهبود یابند.
 
  ●چه كسانی اعضای معتادان گمنام هستند؟
 
  هر كس كه مایل به قطع مصرف ماده مخدر باشد میتواند به عضویت معتادان گمنام   در آید عضویت دراین انجمن محدود به مصرف كنندگان هیچ نوع ماده مخدر بخصوصی   نیست و هر كس با هر گونه ماده مخدر قانونی و غیر قانونی الكل هم جز مواد   مخدر محسوب میشودمیتواند به عضومیت معتادان گمنام در آید.
 
  ●جلسات معتادان گمنام
 
  زیر بنای گروه و طرز برخورد اصولی واساسی معتادان گمنام با مسئله بهبودی   برپایه ارزش درمانی استوار است اعضای این انجمن با در میان گذاشتن تجربیات   ونحوه بهبودی خود از اعتیاد فعالانه در جلسات شركت میكنند جلسات معتادان   گمنام حالتی غیر رسمی دارد و در مكانهایی كه توسط گروهها اجراره شده اند   برگزار میشودرهبری جلسات وانجام بقیه امور آن را اعضای جلسه بطور نوبتی وم   داوطلبانه برعهده میگیرند كلیه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات دیگر از   طریق كمك مالی داوطلبانه اعضا و فروش نشریات تامین میشود هیچ گونه كمك مالی   از افراد غیر عضو پذیرفته نمیشود.
 
  اكثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زمانی همه   هفته تشكیل میشود محل این جلسات معمولا از میان مكانها مؤسسات عمومی وعام   المنفعه انتخاب میشود جلسات معمولا دو نوعند:جلسات علنی یا باز و جلسات غیر   علنی یا بسته حضور در جلسات علنی برای عموم آزاد است جلسات غیر علنی فقط   با حضور معتادان برگزار میشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر یك از جلسات با   یكدیگر تفاوتهای زیادی دارند در تعدادی از جلسات موضوع خاصی انتخاب میشود و   برخی جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولی هدف جلسات همیشه یكی است و آن   بوجودآوردن یك محیط مطمئن و مناسب برای بهبودی فرد میباشد.
 
  ▪روش كار معتادان گمنام
 
  همیاری و كمك معتادان به یكدیگر بمنظور بهبودی پایه و اساس كار معتادان   گمنان است اعضای این انجمن بطورمرتب جهت در میان گذاشتن تجربیات بهبودی خود   گرد هم میایند و همچنین اعضای با تجربه تر كه به آنها راهنما گفته میشومد   شخصا به اعضای جدیدتر كمك میكنند.
 
  قدمهای دوازده گانه اصولی ترین برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب   این انجمن میباشند این قدمهایكسری دستورالعملهای شخصی را جهت بهبودی ارائه   میدهد با بكارگیری این دستورالعملها و تماس نزدیك و دائم باسایر اعضا در   نتیجه معتادان میآموزندكه چگومنه ا ز مصرف مواد مخدر خودداری كنند و با   فراز و نشیبهای زندگی روبرو شوند.
 
  ●قدم های دوازده گانه
 
  این قدمها اصولی هستند كه بهبودی را ممكن می سازند
 
  ۱- ما اقرار كردیم كه در مقابل اعتیادمان عاجز بودیم و زندگیمان آشفته گردیده بود.
 
  ۲- ما به این باومر رسیدیم كه نیرویی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
 
  ۳- تصمیم گرفتیم كه اراده و زندگی خود را به خداوند بدان گونه كه او را درك كردیم بسپاریم.
 
  ۴- ما یك ترازنامه اخلاقی بی باكانه و جسورانه از خود تهیه كردیم .
 
  ۵- ما چگونگی دقیق خطاهای خود را به خداوند به خودمان و به یك انسان دیگر اقرار كردیم .
 
  ۶- ما كاملا آماده شدیم كه خداوند تمام این نواقص شحصیتی ما را برطرف كند.
 
  ۷- ما با فروتنی از او خواستیم كه كمبودهای اخلاقی ما را برطرف كند.
 
  ۸- ما فهرستیاز تمام كسانی كه آزارداده بودیم تهیه كردیم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شدیم .
 
  ۹- ما بطور مستقیم در هر كجا كه امكان داشت ازاین افراد جبران خسارت نمودیم   مگر در مواردی كه اجرای این امر به ایشان و یا دیگران زیان وارد نماید.
 
  ۱۰- ما به تهیه ترازنامه شخصیتی خود ادامه دادیم و هر گاه در اشتباه بودیم سریعا بدان اقرار نمودیم .
 
  ۱۱- ما از راه دعا و تفكر جویای بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند   بدانگونه كه او را درك می كردیم شدیم و دعا كردیم فقط برای آگاهی از اراده   او برای خودمان و قدرتی كه آنرا به انجام رسانیم.
 
  ۱۲- بایك بیداری روحانی كه در نتیجه این قدم ها پیدا كردیم ما سعی نمودیم   این پیام را به معتادان برسانیم و این اصول را رد تمام امور خود به اجرا در   آوریم.
 
  ●اجتماع درمانی
 
  اجتماع درمانی بهشكل كنونی آن اولین بار در سال ۱۹۵۸معرفی شد و به سرعت كارآرایی خود را در درمان و توانبخشی معتادان نشان داد.
 
  بازسازی الگوهای رفتاری مخرب كه در طول زندگی كسب شده است نیاز به تغییر   دربافت اجتماعی داشته و به همین جهت یك برنامه ساخت یافته و نظارتی قوی جهت   درمان مسائل رفتاری هنجانی خانوادگی و عاطفی معتادان را طلب می كند.
 
  هدف از ایجاد تغییرات كلی در سبكو شیوه زندگی معتادان پرهیز از مصرف مواد   مخدر ایجاد صداقت فردی كسب مهارتهای اجتماعی مفید حذف عقاید ضد اجتماعی و   رفتارهای غیر قانونی است به منظور دستیابی به این اهداف معتادین بایست مدتی   را كه بسته به نوع برنامه درمانی می تواند از سه ماه تا دو سال باشد   دراجتماعات مبتنی بر درمانهای روانشناختی و اجتماعی زندگی كنند مطی فیزیكی   این اجتماعات بسته به گروههای تحت درمان می تواند متغیر باشد مثل بیمارستان   شهرك های كوچك و...
.
.
.
قسمت سوم مقاله                                                                                 ●انواع روش های اجتماع درمانی
 
  ""TCاجتماعی طبقاتی است و در آن بیماران باسطوح مختلف نگهداری می شوند و به   وسیله كاركنانی (Staff) كه ارزیابی از وضعیت بیمار وهدایت بسوی تغییر   رفتار را بعهده دارند اداره می شوند در بدو ورود هر بیمار در موقعیتی از   این سلسله مراتب قرار می گیرد ورفتن به سطوح بالاتر از راه پیشرفت درمانی و   مولد بودن عملی خواهد شد .
 
  اقدام به تصمیم گیری ها در مورد وضعیت بیمار ترخیص انتقال اخراج و بعهده   پرسنل درمان می باشد برنامه روزانه ضمن داشتن تنوع كاملا فشرده است .
 
  ارزیابی های متعدد از برنامه های TC نشان میدهد كه چنین برنامه فشرده و   منسجمی برای افرادی كه قبلا در موقعیت های نابسامان بهمریخته وبی نظم زندگی   كرده و شخصیتشان براین اساس شكل گرفته است منجر به عدم مصرف مواد و   پرهیزاز اعمال خلاف خواهد شد یادگیری به شیوه"TC" بعنوان یك یادگیری   اجتماعی حداقل به سه روش صورت می گیرد:
 
  ۱-یارگیری از طریق رقابت وعمل
 
  ۲-یادگیری با استفاده ازفرا گییر بودن شرایط و مشكلات در بین همه اعضا اجتماع
 
  ۳-یادگیری از طریق بروز دادن عواطف فردی مثل رویا خشم ترس وآرزوها و رویاروئی با آنها
 
  ●كار درمانی
 
  كار درمانی در اعتیاد عبارت است از ارائه انواع فعالیتها و روشهای درمانی   بمنظورپیشگیری از اعتیاد تسریع روند بهبودی و رفع عوارض آن معمولا معتاد در   روابط اجتماعی وسلوك ورفتار دچارمشكل میگردد و در نتیجه قدرت كاری تمایل   به كارحس تشریك مساعی و احساس مسئولیت وی مختل میشود.لذا برای اینكه فرد   بتواند زندگی سود مندی را در اجتماع از سر بگیرد لازم است سلوك و رفتار وی   طبیعی گرددو احساس مسئولیت وحس اجتماعی را باز یابد .
 
  در برنامه های كاردرمانی سعی در آمادگی فرد برای زندگی عادی و روزمرهروابط   سالم اجتماعی و روبرو شدن با واقعیات زندگی وجود دارد همچنین كاردرمانی   علائق انگیزه هاو تمایلات انسانی را پرورش داده علائم وعوارض بیماری را   بهبود می بخشد و فر را برایسازش با الگوهای موجودوحاكم در زندگی اجتماعی   آماده می نماید .
 
  در كار درمانی افراد با دقت كامل ارزیابی میشوند كمبودها نواقص و نیازهای   بیماران بطور كامل مشخص میگردد و برای هر فرد متناسب با مشكلات و نیازهایش   ببرنامه های مفید و موثر تنظیم میگردد.این برنامه ها هم ازنقطه نظر فردی و   هم گروهی بسوی هدفی معین و مشخص رهبری میشود هرچند اهداف درمانی در مورد   افراد مختلف متفاوت است ولی بطور كلی بهتر است برنامه های زیر در مورد اغلب   افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:
 
  ۱- سعی در بهبود و پرورش قابلیت های فرد با ارضا و تكامل مهارتها وتوانائیهای او
 
  ۲- كاهش دادن علائم و عوارض اعتیاد تا آنجائیكه فرد وظایف خود را در مسیر واقعیت های زندگی و اجتماع ایفا كند.
 
  ۳- كوشش در تكامل و پرورش ابعاد شخصیت و انگیزه های بیمار ضمن فعالیت ه های روزمره و را قالب تجارب موفقیت آمیز بیمار
 
  ۴- سعی در پرورش وارتقا سطح پذیرش و اقناع فرد از زندگی عادی بر اساس قابلیت های او
 
  ۵- سعی در افزایش قدرت تصمیم گیری وعادات مطلوب ومثبت نسبت به كار و فعالیت
 
  ۶- ایجاد وضعیت های كافی و لازم برای استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعی مفید و مؤثر
 
  ۷-آموزش و پرورش توانائیهای فرد برای تفریح بهتروبهره بردن مفید تر از اوقات فراغت خود.
 
  ۸- ارشاد و تربیت افراد برای پیدا كردن اعتماد به نفس كافی جهت تامین زندگی مستقل در سطوح واقعیت های روابط اجتماعی موجود.
 
  ●مذهبی درمانی
 
  اصولی كه در اسلام جهت درمان معتاد مفید واقع می شون عبارتند از :
 
  ۱- اصل پذیرش :
 
  د رمكتب اسلام بالاترین خطا وگناه كه همان شرك به خد می باشد د رصورت   بازگشت و شناخت ذات یكتای خداوند قابل بخشش می باشد و هیچ كس مایوس از رحمت   خداوند نیست و شخص معتاد نیز زمانی كه جهت درمان پناه به مرجع ذیصلاحی   آورد به هیچ عنوان طرد نمی شود.
 
  ۲- اصل حمایت :
 
  اسلام به پیروان خود دستور می دهد زمانی كه شخص ولو غیرمسلمان به قصد كمك   گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سینه او زده نشود بلكه حتی حمایت از افراد   ضعیف و مستضعف علامت ایمان افراد برشمرده شده و كسیكه در فكر این موضوع   نباشد مسلمان نمی باشد لذا معتاد نه تنها پذیرفته می شود بلكه از نظر درمان   حمایت هم می شود.
 
  ۳- اصل بازگشت به اصل خویش :
 
  شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزی است سعی خواهد نمود او را با ارزشهای   انسانیش آشنا كند وجایگاه انسان را در روی زمین به وی نشان دهد و مقام   انسان وعزت همیشگی او را در پرتوگرایش به مذهب به وی گوشزد می كند وهمچنین   سعی خواهدت كرد در غیبت بازگشت به اصل خویش ایجاد كند.
 
  ۴- اصل تصمیم و اراده :
 
  در اسلام حتی نیت و تصمیم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پی دارد و لذا زمانی   كه هر معتاد اراده و تصمیم به ترك گرفت همان لحظه گرایش به سمت جاده   سلامتی و در مسیر صحیح قرارگرفتن آغاز می شود لذا اسلام سعی دارد زمانی كه   معتاد تصمیم و اراده به ترك كرد اورا مورد حمایت مادی ومعنوی وهمچنین تشویق   قرار دهد و بر تقویت این تصمیم و اراده بیفزایدتا به عنوان یك هدف مهم آن   را دنبال كند زیرا اساس مذهب رشد می باشد.
 
  (قدتبین الرشد من الغی ...)( قسمتی از آیات آیت الكرسی ) لذا نیت و اراده   انسانها به سمت یك زندگی سالم بایستی مورد حمایت جامعه قرارگیرد. شخصی كه   تصمیم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمایت است و بدیده احترام به وی نگاه   می كنند بمنظورتقویت اراده نیت و باقی بودن براین بینش راهكاریهای ذیل از   نظر مذهب توصیه می گردد:
 
  ۱- حمایت های مادی ومعنوی (صله رحم )
 
  ۲- همنشینی و دلجوئی از وی
 
  ۳- یاد آوری مكرر توانمندیهاو ارزشهای انسانی وی
 
  ۴- سوق دادن ذهن اوبه خدا واولیائش
 
  ۵- اصل مراقبت :
 
  كلكم راع و كلكم كسئول عن رعیته رسول اكرم (ص)مذهب علاوه بر بكار گرفتن   چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتیجه نهایی ارائه می دهد صله رحم   رسیدگی به خویشاوندان وحقوق همسایه از نشانه های ایمان در جامعه می باشد   لذا یك مسلمان سعی دارد در برابرافراد ناتوان و آفت های اجتماع دوباره به   سراغ او نرود و یگر همنوعش را به این بلیه نیز دچار نسازد بنابراین بااو   معاشرت دارد حمایت نزدیكانش را بطرف او جلب می كند و پیوسته نگران حال او   می باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزی است كه پیوسته در صدد جهت دادن   افراد منحرف به سمت فطرت و طریقه حق می باشد.
 
  ۶-اصل بازسازی شخصیت :
 
  دین ایلام یكی ازادیانی است كه به وحدت و یكپارچگی شخصیت معتقد است اسلام   دین توحیدی بی نظیری است چرا كه خداوند خالق یگانه و واحد است و خلقت او   نیز براساسیك نظام یكپارچه و واحد است كه هر عنصر این خلقت ضمن برخورداری   از وحدت درونی به نوبه خود نقش مهمی در برپایی و هماهنگی خلقت دارد .
 
  بهترین ارزشها یكی جان ودیگری شخصیت انسان می باشد و هر دو بالاترین   مسئولیت را برای آحادامت اسلامی بهمراه می آورد لذا هر فردی كه تصمیم دارد   قدم به جاده سلامتی بگذارد خطا وانحرافات گذشته او محو میشود و فعالیت های   مثبت و كوشش در راه صحیح زندگی كردن گناهان گذشته را از بین می برد (قرآن   كریم:عمل صالح زشتیها را از بین می برد)بنابر این شخصی كه با دستورات فوق   سلامت خود را باز یافته به مانند دیگر افراد جامعه ادامه حیات میدهد و با   حرمت و ارزشمندی زندگی می كند و هیچ مسلمانی به خود اجازه كوچكترین جسارت   به او نمی دهد زیرا او بازگشت به اصل خویش نموده و بر همه مسلمانها واجب   است برای او ارزش یك انسان كامل را قایل باشند امید است با دستورات حیات   بخش اسلام بتوانیم تولدی دیگر در حیات خود و دیگران بویژه افراد معتاد   جامعه ایجاد نمائیم.
 
  نقش فعالیت های بدنی در درمان اعتیاد
 
  اعتیاد در مراحل نسبتا پیشرفته خود سبب می گردد تا فرد معتاد انسانی بی هدف   و بدون برنامه شده ساعت های خواب و بیداریش نامنظم شود اینكه چه بخورد چه   بپوشد دیگر برایش مهم نیست این موضوع كه چه كار انجام دهد و كجا برود   اهمیتش را ازدست می دهد لذا لازم است فرد ترك كرده با كمك خودش برنامه ریزی   وهدفش را تعیین كند زیرا نداشتن برنامه مشخص موجب سرگردانی فكری فرد شده و   این خود عاملی جهت عوداعتیاداست فردی كه اعتیاد را ترك كرده باید برنامه   روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوایل جهت تقویت جسم و یا پرورش عضلات و   اندام ها برنامه ریزی كند در ورزش های صبحگاهی شركت كرده و راهپیمائی ساده و   یادویدن ملایم داشته باشد و یكی از راههای اساس جهت مبارزه با كسالت بی   حوصلگی در معتادان ورزش كردن وفعالیتهای بدنی هدف دار و یا پرداختن به كار و   تفریحات سالم است پس باید فعالیت های بدنی را هدف دار نمود و مرتبا   تغییرات جسمانی كه در حقیقت نشان دهنده بهبودی بیشتر است كنترل نمود فرد   ترك كرده باید روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد پرداختن به كار تفریح   در مناطق ییلاقی و خوش آب وهوا همچنین قدم زدن درپارك ها فضای سبز و باغ ها   رفتن به سینماها و نمایشگاها باز دید ازبستگان و دوستان سبب می گردد فرد   معتاد ترك كرده مجددا با افراد جامعه و فعالیتها و تفریحات موجود در آن   آشتی كرده و در كنار دیگران بودن به او كمك می كند تا بتواند دوره درمان را   بهتر طی نموده و رفته رفته به زندگی عادی برگردد و فرد قادر خواهد بود   زندگی وكارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و این اولین احساس مثبت در   بیماراست كه باعث تداوم و استمراربهبودی در وی خواهد شد.        

رضا - اینترنت:
Tweet
            آخرین نكات درباره درمان مواد مخدر                                                                                 ▪ دانشمندان زیادی معتقدند كه وابستگی شیمیایی یك مشكل دارویی درازمدت و   مزمن است كه می‌توان آن را در طولانی مدت با كنترل نشانه‌های بازگشت   بیماری درمان كرد. در حقیقت، دو برنامه از مدت‌ها قبل به‌عنوان درمان‌های   درازمدت در این زمینه به‌كار برده می‌شدند:
 
  ۱) برنامه‌های ۱۲ گام
 
  ۲) درمان نگاه‌دارنده با متادون.
 
  ▪ خبرهای زیادی دربارهٔ پیشرفت واكسن‌ها در درمان وابستگی شنیده می‌شود. ۳ واكسن رایج در این زمینه عبارتند‌از:
 
  ۱) كوكائین،
 
  ۲) نیكوتین
 
  ۳) آمفتامین.
 
  این واكسن‌‌ها پادتن‌هایی را در بدن وارد می‌سازند كه اثر مواد را در   افرادی كه تلاش می‌كنند مصرف خود را متوقف كنند، مسدود می‌سازد. این داروها   واقعاً بر وابستگی چیره نمی‌شوند، اما حداقل سبب می‌شوند تا افراد در طول   درمان خود كمتر از مواد استفاده كنند.
 
  ▪ زمانی كه افراد برای یك دوره زمانی بعد از درمان و پس از زدودن سم از   بدنشان بازگشت می‌كنند گفته می‌شود كه درمان شكست خورده است. و هنگامی كه   افراد نشانه‌هایی از هر بیماری دیگر را پس از بهبودی و درمان نشان می‌دهند   به آن عدم همكاری یا پیشروی بیماری گفته می‌شود (برای مثال دیابت و آسم).
 
  ▪ یك مشكل بزرگ در ساخت داروهایی برای درمان وابستگی شیمیایی، بدست آوردن   دارویی با توان بالا و بدون اثرات جانبی برجسته است. این بدین معنی است كه   داروهای جدید باید در دوزهای پایین اثرگذار باشند (برای مثال ۴-۱   میلی‌گرم)، آن‌ها باید تنها قسمت‌هایی از مغز را كه در وابستگی دخیل هستند   مورد هدف قرار دهند (قسمت‌های مختلف دسته‌پیشین مغز میانی، جایی كه وابستگی   اتفاق می‌افتد) و اثراتشان نباید به مناطق دیگر سرایت كرده و منجر به بروز   عوارض جانبی شود.
 
  ▪ دارو درمانی (درمان‌های وابسته به دارو) وابستگی شیمیایی در دو طبقه كلی قرار می‌گیرد:
 
  ۱) آن‌هایی كه سختی ترك را كاهش می د‌هند.
 
  ۲) آن‌هایی كه وسوسه‌ای را كه منجر به جستجوی مواد یا برگشت به سمت مصرف پس   از ترك می‌شود را كاهش می‌دهند. مثال در زمینه طبقه اول چسب‌ها و   آدامس‌های نیكوتین (برای ترك سیگار) و كلونیدین[۱] (برای ترك هروئین) و   مثال در زمینه طبقه دوم درمان‌های دارویی شامل بوپروپیون (در ترك سیگار) و   نالتروكسوان (در زمینه ترك الكل) هستند.
 
  ▪ متادون و هروئین آگونیست‌های مواد افیونی نامیده می‌شوند، به‌این خاطر كه   آن‌ها گیرنده‌های افیونی را فعال كرده و باعث بی‌حسی نسبت به درد، سرخوشی و   (در بعضی افراد) وابستگی نسبت به این مواد می‌شوند. داروهای جدیدتری برای   درمان وابستگی به هروئین كشف شده است. یكی از جالب‌ترین این داروها،   بوپرنورفین است (آمیزه‌ای از آگونیست و آنتاگونیست)؛ بدین معنی كه هم فعال   كننده و هم مسدود كننده گیرنده‌های افیونی است. این عملكرد تركیبی به‌خوبی   در درمان بیماران وابسته به هروئین جواب داده است.
 
  ▪ امروزه برای درمان وابستگی به موادی چون كوكائین،‌ نیكوتین و آمفتامین از   واكسن استفاده می‌شود. این پادتن‌های پول‌كلونال و مونوكلونال به ماده   مادر می‌چسبند و مانع از رسیدن ماده به مغز می‌شوند یا از چسبیدن آن به   گیرنده‌هایی كه اثرات ماده را تولید می سازند، جلوگیری می‌كنند. بنابراین   انسان یا حیوانی كه یكی از این واكسن‌ها را دریافت می‌كند، اثرات مواد را   احساس نخواهد كرد. آیا این واكسن‌ها دردرمان وابستگی مفیدند؟ ما باید منتظر   كوشش‌های بالینی بعدی بمانیم.
 
                         
 
             
 
             
 
                                      آتیه
.
.
.
روشهاي ترك اعتياد                                                                                 پژوهش: سيده لادن مطلبي پور
   
  فريب آگهي هاي تبليغاتي ترك اعتياد را نخوريد
   
  قسمت آگهي هاي اغلب روزنامه هاي پرتيراژ صبح و عصر و مجله هاي پرطرفدار   خانواده ها و جوانان لبريز از آگهي هاي تبليغاتي درمان اعتياد است با   عباراتي چون «درمان قطعي» «درمان تضميني» «موفق ترين و جديد ترين روش»   «درمان پنهاني و به دور از عوارض ترك» «درمان اعتياد بدون عود مجدد» و...   مشاهده مي شود و به دنبال آن انواع متعددي از روش هاي ترك اعتياد معرفي شده   است. «درمان با گياهان دارويي»، «درمان با دارو»، «درمان به روش بستري   كوتاه مدت يا بلند مدت در بيمارستان»، «درمان به روش طب سوزني»، «سم زدايي   به روش فوق سريع urod و سريع rdl» و... كه اغلب بدون توجه به ابعاد وابستگي   رواني، فرهنگي و اقتصادي فرد تنها به زدودن ماده مؤثره مواد مخدر يعني   «مرفين» مي پردازند.
   
   
   
 
  در معدود مواردي پيگيري و درمان توسط روانپزشك و تيم درماني مددكار   اجتماعي، روان شناس باليني و مشاور خانواده و... با مجوز رسمي از وزارت   بهداشت و درمان مشاهده مي شود ،كه به دور از تبليغات پرزرق و برق و آنچناني   است واغلب اين موارد هم براي فريب آگهي مي شود و پيگيري بعدي كمتر وجود   دارد.
  اينكه بسياري از افراد غيرمتخصص چون حكيمان عطاري ها و حتي در مواردي   پزشكان بدون تخصص و بدون گذراندن هيچ دوره آموزشي معتبر و رسمي مكانهايي را   جهت بستري كردن موقت معتادان و ترك اعتياد آنها برپا نموده اند وبا بهايي   اندك به اين كار بيشتر تجاري خود اقدام مي كنند؛ مورد سخن ما نيست كه   پيگيري اين مسئله كه تخصص ترك اعتياد در محدوده كار كدام گروه از پزشكان   است و چرا اقدام به جمع آوري مراكز نامعتبر و غيرعلمي ترك اعتياد نمي شود   بر تمام مسئولين و متصديان اين امر عيان است.
   
   آنچه مسلم است آن است كه مبارزه عليه توليد و توزيع مواد مخدر به تنهايي   باعث كاهش مصرف مواد مخدر نخواهد شد. تنها روش مؤثر براي كاهش شيوع اعتياد،   به كارگيري برنامه هاي پيشگيري و درمان همگام با مبارزه با عرضه مواد است.   از سوي ديگر درمان يك معتاد كاري گروهي است كه حمايت مسئولين جامعه و   سرويس هاي خدماتي مدد كاري كارآمد و داراي امكانات وسيع را مي طلبد و از   اين جهت بايد گفت كه اگر يك فرد معتاد دوره ترك را كه حداكثر هفت تا ده روز   است طي كرد، تنها وابستگي جسمي و نياز فرد به ماده مخدر رفع خواهد شد و   براي رفع مسائل رواني و ريشه هاي اصلي گرايش فرد به اين مواد دوره هاي شش   ماهه تا يك ساله روان درماني و گروه درماني و مشاوره خانواده ضروري و   اجتناب ناپذير است تا از عود مجدد جلوگيري شود. اعتياد به مخدرها باعث يك   سري دگرگوني هاي جسمي و رواني در معتاد شده مانند كاهش درد، خوش بيني اغراق   آميز و بي مورد به ويژه در حال نشئگي، نداشتن هدف و رسيدن به پوچي بخصوص   در حالت خماري همچنين جرم و جنايت و اعمال ضد اجتماعي و همسرآزاري و اين   مسائل باعث شده جمع كثيري از معتادان به دلايل متعددي براي ترك اعتياد   اقدام نمايند.
   
  *علل ترك اعتياد از نظر بيماران (معتادان)
  ۱- بيشترين تعداد افراد معتاد به دليل خستگي و دلزدگي از اعتياد براي ترك آن مراجعه مي كنند.
  ۲- عده اي نيز به دليل آينده نگري به خاطر همسر و فرزندان خويش مراجعه مي كنند.
  ۳- در مضيقه مالي قرار گرفتن شديد افراد نيز آنان را براي ترك اعتياد مصمم مي كند.
  ۴- حفظ آبروي خانوادگي نيز از علل مراجعه معتادان است.
  ۵- و سرانجام عده اي نيز به خاطر ناراحتي جسمي كه از اعتياد نصيبشان شده   براي ترك آن مراجعه مي كنند. اينك به بررسي چند اصطلاح مي پردازيم.
   
  *تعريف معتاد
  معتاد فردي است كه ماده شيميايي خاصي را استفاده كرده و به آن وابستگي بدني   پيدا مي كند، به اين معني كه با قطع آن ماده تظاهرات فيزيولوژيكي غيرارادي   در او پيدا مي شود.
   
  *تعريف دارو
  سازمان بهداشت جهاني دارو را چنين تعريف كرده است: «دارو عبارت است از هر   ماده اي كه وقتي وارد بدن موجود زنده شد موجب تغيير يا تعديل در خاصيت يا   عمل موجود زنده شود.»
   
  *تعريف وابستگي دارويي
  وابستگي را مي توان به دو نوع كلي تقسيم كرد:
  وابستگي روحي: كه ريشه اش در خاصيت بعضي از انواع داروهاست كه قادر به رفع   حالت كسلي و دلتنگي انسان هستند، اين اصطلاح به طور ضمني به وجود تعارضات   دروني و روابط اجتماعي دلالت دارد كه سرانجام منجر به اشتباه ذهني فرد در   فراهم كردن و استفاده نمودن از مواردي مي گردد كه برخلق و تفكر انسان مؤثر   واقع مي شوند.
   
  وابستگي جسمي: به تغييرات در فيزيولوژي بدن گفته مي شود كه ناشي از مصرف   مكرر دارو است. مصرف مكرر بعضي مواد منجر به پيدايش «تحمل دارويي» مي شود   كه معني آن، اين است كه: «شخص براي كسب اثرات فرماكولوژيك اوليه آن ماده   ناگزير مي گردد كه مرتباً مقدار مصرف مواد را بالا ببرد» سرعت پيدايش تحمل   بستگي به نوع، مقدار، دفعات مصرف و احتمالاً به برخي عوامل فيزيولوژيك فردي   دارد.
  وقتي وابستگي جسمي پيدا شد. قطع ناگهاني و حتي قطع تدريجي ممكن است منجر به   پيدايش «سندرم مشخص قطع دارو» شده و استفاده كنندگان را به مصرف مجدد آن   وادار سازد.
  به همين جهت است كه در افراد معتاد دوره هاي متناوب محروميت دارويي و تكرار مصرف دارويي مشاهده مي شود.
  كسي كه از مواد اعتيادآور، مدتي استفاده كرده است اگر به طور ناگهاني آنها   را قطع كند، علائمي دروني تظاهر مي كند كه به اين علائم نشانه نرسيدن آن   ماده گفته مي شود.
   
  *مهمترين علائم و نشانه هاي قطع ناگهاني مواد مخدر بر بدن يا نرسيدن ماده مخدر به شخص معتاد عبارتنداز:
  ۱- در مورد مخدرها مثل ترياك، پس از قطع ناگهاني،  علائمي مانند دردهاي   شكمي، اسهال، بيخوابي، تحريكات عصبي، گشاد شدن مردمك چشم و سيخ شدن موها   ديده مي شود.
  ۲- بدمزه شدن دهان، شل شدن عضلات صورت، سردرد شديد و زياد شدن ادرار، عرق   سرد مداوم، پريدن اعضاي بدن در خواب، بدبو شدن بدن، كم شدن ديد چشم، رقيق   القلب شدن به طوري كه با كوچكترين تحريك عصبي گريه كند، آب ريزش از چشم و   بيني و دهان، ظهور دردهاي كهنه كه در بيمار بوده ولي به جهت استفاده از   مرفين و مخدرها اين دردها پنهان شده بودند، گوش درد، پادرد، كمردرد و دندان   درد و... كم شدن آب بدن و كم شدن فشار خون و عدم تعادل در راه رفتن و...
   
 
  *درمان اعتياد
  درمان اعتياد سه مرحله دارد:
  1-سم زدايي: يعني درمان وابستگي جسمي و فيزيولوژيك فرد كه به مصرف ماده   مرفين دارد (ترياك، هروئين و شيره) و پيشگيري از بروز علائم محروميت دارويي   يا سندرم قطع مصرف كه روش هاي گوناگوني داردچون:
  ـ دارو درماني توسط روانپزشك به صورت سرپايي يا بستري در بيمارستان
  ـ طب سوزني
  urod_و rd توسط متخصص بيهوشي در بيمارستان
   
  2-قطع وابستگي رواني: كه نياز به ارزيابي دقيق روانشناختي شخصيت فرد معتاد و   برنامه هاي طولاني مدت مشاوره و روان درماني فردي و گروهي و خانواده   درماني دارد.
   
  3-جلوگيري از عود مجدد اعتياد: يا روي آوردن دوباره فرد به مصرف مواد مخدر است يا يعني احساس ولع شديد براي مصرف مجدد مواد.
   
  *مرحله قطع وابستگي
  درمان دارويي
  داروهايي وجود دارند كه علائم محروميت را تسكين مي  دهند. اين داروها مي   توانند تجربه محروميت را آسانتر و قابل تحمل تر نموده و شانس موفقيت را   بيشتر كنند.
   
  *كلونيدين
  دارويي است كه به طور رسمي براي درمان فشار خون تأييد شده ليكن در درمان   محروميت از مواد افيوني، تهوع، استفراغ، اسهال، كرامپ ها و تعريق ناشي از   اپيوئيد ها را از بين مي برد ولي تأثير چنداني در كاهش دردهاي عضلاني و   بيخوابي و ولع مصرف ندارد.
  علاوه بر اين اثر سداتيوكلونيدين در كاهش علائم ترك كمك زيادي مي كند. بايد   توجه كرد كه بعضي از بيماران به مصرف كلونيدين بسيار حساسند و حتي با   مقادير جزئي آن دچار كاهش شديد فشار خون مي شوند. لذا اين دارو بهتر است در   درمان هاي سرپايي بيماران مصرف و موارد منع مصرف آن نيز رعايت شود.
   
 
  *آنتي هيستامين ها و ضدافسردگي ها
  براي درمان اضطراب و بيقراري و بيخوابي اين افراد داروهاي خانواده ضد   افسردگي سه حلقه اي مثل آمي تريپتيلين و... تجويز مي شود. همچنين داروهاي   آنتي هيستاميني مانند ديفن هيدرامين و هيدروكسي زين و...
  درمان هاي دارويي را مي توان تحت عنوان اگونيست ها و آنتاگونيست هاي مرفين طبقه بندي كرد.
  آگونيست ها يعني مواد شبه افيوني يا شبه مرفيني كه از اوايل قرن بيستم، از   نظر قانوني براي درمان سوء مصرف مواد مخدر قابل دسترسي بود و ديگر مواد شبه   مخدر متادون و بوپرونورفين با اسم متداول آمپول تمجيزك در بين معتادين و   قرص زيرزباني آن، مي باشند.
   
  *متادون
  اولين ماده شبه مخدر مصنوعي است كه تنها در درمانگاه هاي داراي مجوز رسمي از وزارت بهداشت و درمان قابل دسترسي است.
  اين دارو به مقدار كافي براي جمعيت وسيع معتاداني كه متقاضي درمان هستند   وجود ندارد. پژوهش ها حاكي است سندرم محروميت همراه با مصرف متادون به ندرت   شديد تر از يك سندرم آنفولانزايي است و حداكثر شدت آن از ۷۲ ساعت تجاوز   نمي كند.
  اما در درمان كوتاه مدت با متادون علائم زير مشاهده شده است:
  ۱- تعريق، يبوست، چرت زدن، اشكالات خواب (كم خوابي)
  ۲- اضطراب و تهوع و استفراغ
  ۳- كاهش تهويه ريوي مانند وضعيت مسموميت با مرفين
  ۴- افت فشار خون وضعيتي
  ۵- اسهال غيرعفوني در انتهاي مرحله درمان در اثر فعاليت بيش از حد روده ها
  ۶- دردهاي استخواني و عضلاني
  نكته ديگر قابل توجه در استفاده ازمتادون به عنوان درمان اعتياد آن است،   افرادي كه يك بار توسط متادون درمان شده باشند احتمال قطع موفقيت آميز اين   دارو توسط آنها امري بعيد است، چرا كه در بيشتر موارد «فرد معتاد به افيون»   به «بيمار وابسته به متادون» تبديل شده و تمايل دارد زندگي خود را به همين   صورت ادامه دهد.
   
 
  *بوپرونورفين
  اين دارو فعلاً در مراحل آزمايش باليني قرار دارد و احتمال مي رود در آينده   با رفع مشكلات و مضرات آن به طور وسيعي جهت انجام سم زدايي مورد استفاده   قرار گيرد. ليكن امروزه اين دارو علي رغم آنكه دارويي ممنوع است در بازار   آزاد دارويي موجود مي باشد كه بسياري از معتادين و مراكز غيرمجاز ترك   اعتياد اين داروي شبه مخدر را جايگزين اعتياد قبلي خود كرده اند.
  روش هاي درماني u.r.o.d و r.dو بستري در بيمارستان به عنوان يك قاعده عملي و   كاربردي براي فردي كه اكثر روش هاي درماني را امتحان كرده و نتيجه نگرفته   يا قادر به تحمل قطع وابستگي دارويي اش به طور تدريجي نمي باشد و مسئله اي   را كه ماه ها و شايد سالها گرفتارش بوده مي خواهد، يك شبه يا يك هفته اي   كنار بگذارد توصيه به بستري در بيمارستان و يا انجام روش هاي u.r.o.d و r.d   مي شود.(۱)
  دومين روش يعني روش سم زدايي فوق سريع مواد افيوني(۲)، فرد معتاد در   بيمارستان پذيرش شده، بيهوشي عمومي به او داده مي شود و با استفاده از   داروهاي آنتاگونيست (ضد) مورفين مثل آمپول نالوكسون به درمان فرد معتاد   اقدام مي شود. اين دارو بعد از ورود به بدن در يك واكنش رقابتي با مورفين   آن را از گيرنده هاي(۳) خود جدا كرده و جاي آن را در سيناپس ها(۴) اشغال مي   كند و سريع علائم محروميت را آشكار مي سازد كه به علت بيهوش بودن فرد، درد   و رنج ناشي از اين علائم را احساس نمي كند و در طي مدت بيهوشي كم كم فرد   سم زدايي يا درواقع مورفين زدايي مي شود. بعد از به هوش آمدن به او داروي   نالتروكسون كه كپسولهاي خوراكي است و مانند نالوكسون تزريقي آنتاگونيست   مورفين است داده مي شود. در بعضي از تبليغات تجاري به عنوان داروي بيزاري و   جلوگيرنده از عود اعتياد معرفي مي شود.
  در روش سم زدايي فوق سريع فرد در معرض خطرات بيهوشي قرار مي گيرد و براي   استفاده از افراد كه بدون بررسي هاي قبلي و قلبي، ريوي و دادن شرح حال درست   در مورد بيماريهاي خاص و مزمن خود به پزشك معالج به اين روش اقدام مي كنند   ممكن است خطر جاني دربرداشته باشد. ولي به هر حال اولاً بايد شخصي كه از   اين روش استفاده مي كند ساير روش هاي ساده تر را امتحان كرده باشد. ثانياً   بررسي كامل جسمي شده باشد تا بيماري قلبي يا ريوي و ... نداشته باشد.   ثالثاً توسط متخصص بيهوشي كه در اين روش ها تسلط داشته باشد و قطعاً  در   بيمارستاني انجام گيرد كه مجهز به icu و ccu  باشد.
   
 
  *روش درمان r.d
  اين روش كه روش سريع سم زدايي است به بيمار بيهوشي عمومي داده نمي شود بلكه   با استفاده از تزريق داروهايي مثل ديازپام توسط روانپزشك فرد در وضعيت   نيمه هوشياري قرار مي گيرد تا عوارض محروميت را كمتر احساس كند و در اين   وضعيت با دوزهاي معيني نالوكسون به فرد تزريق مي شود تا عمل سم زدايي انجام   شود.
   
  ترك با داروهاي گياهي يا ترفند جديد سودجويان مدتي است كه تبليغات وسيعي در   اين زمينه به چشم مي خورد؛ تبليغاتي كه با هزينه اندك و تضمين صد در صد   معتادين را به سوي خود جلب مي كند!
  اين كه محتواي اين كپسول ها و شربت ها و داروهاي گياهي چيست شايد اكثر مردم   از آن بي خبر باشند. عطاران انواعي از قرص هاي روانگردان نظير واليوم   (اكسازپام)، لارگاكتيل (كلروپرومازين) و غيره را كوبيده و با پودر ديونين و   برگ تاتوره خرد شده مخلوط مي كنند و براي اين كه مزه تلخ و رنگي قهوه اي   يابد قدري پودر قهوه به آن اضافه مي كنند و آنها را در پوكه هاي كپسول خالي   كه در ناصرخسرو فراوان به فروش مي رسد ريخته و با جوشانده همين معجون هم   شربت درست مي كنند!
   
  *داروهاي روانگردان
  داروهاي شيميايي هستند كه تجويز آنها در محدوده روانپزشكان يا متخصصين   اعصاب و روان است و نه هيچ فرد ديگري چرا كه دوز و ميزان مصرف اين داروها،   اثرات آنها، مكانيسم عمل آنها و تداخلات دارويي آنها و مورد تجويزشان و طول   مدتي را كه بيمار نياز به درمان با چنين داروهايي دارد تنها به اين   متخصصين طي گذراندن دوره تخصص در دانشگاه آموزش مي دهند و به همين دليل است   كه مقوله ترك اعتياد از نظر سازمان بهداشت جهاني تنها مسئوليت روانپزشكان   است و نه هيچ متخصص ديگري!
   
  *تاتوره
  تاتوره  گياهي است خودرو كه در ايران در نواحي مختلف مي رويد. اين گياه از   خانواده  گياهان تيره سيب زميني و داراي برگهاي پنجه اي شكل است.
  تاتوره همان گياه توهم زايي است كه كارلوس كاستانداي معروف در تعاليم دن   خوان يا ساير كتابهايش تحت عنوان «عرفان سرخپوستي» معرفي مي كند.
  تاتوره را قديمي ها به عنوان «داروي سگ كش» مي شناسند. مصرف اين گياه در   انسان باعث توهم شديد، بي قراري، ترس اختلالات تكلم، لكنت زبان، عدم كنترل   حركات و عدم كنترل ادرار، تنگ شدن مردمك چشم، بر هم خوردن تعادل، تاري ديد و   رقص ذرات موهوم مقابل چشم، تعريق زياد و سستي و ضعف شديد مي شود.
  به علت تخريبي كه اين ماده در لوب بينايي مغز انجام مي دهد كسي كه تاتوره   دم كرده مصرف كند هزاران مورچه خيالي روي زمين مي بيند كه سعي در گرفتن   آنها دارد. ظاهراً فروشندگان داروهاي گياهي ترك اعتياد از اين دارو به   عنوان محركي براي جبران ضعف بيماران معتاد در مرحله ترك استفاده مي كنند و   به مقادير كم و از اثرات مخرب آن بر روي مغز انسان بي خبرند.
.
.
.
.
قسمت دوم مقاله                                                                                 *ديونين
  يكي از آلكالونيدهاي مرفين يعني از مشتقات آن است كه اهل فن آن را «جوهر   شيره» مي نامند. در واقع عطاران اين ماده را به اشتباه به عنوان يك آگونيست   مرفين مصرف مي كنند كه البته تهيه آن و بهايي كه براي تهيه آن مي پردازند   به دشواري و هزينه اي نيست كه براي تهيه متادون يا تمجيزك در بازار آزاد   بايد صرف نمايندو استفاده از اين دارو مورد تأييد هيچ يك از متخصصان علم   داروشناسي و ترك اعتياد نمي باشد. چرا كه اين دارو توانايي اشغال گيرنده   هاي مورفيني را ندارد و اما وقتي فرد معتاد از اين كپسول ها و شربت ها   استفاده مي كند چون محتواي آنها نيز مخدر است سرحال است و نيازي به مصرف   مواد مخدر حس نمي كند و آن را به حساب تأثيرات معجزه آساي داروهاي حكيم   عطار مي داند و با تعريف از آن نزد ديگران باعث روي آوردن عده بيشتري به   اين نوع داروها مي شود غافل از اين كه با اتمام داروها روز از نو و روزي از   نو خواهد بود و بايد از همان مواد مخدر قبلي و اين بار با دوز بيشتر به   علت پيدايش تحمل دارويي مصرف كند يا معتاد به استفاده از داروهاي گياهي   حكيم عطار شده كه او نيز دوز داروهاي روانگردان و غيره را مجبور است بالاتر   ببرد!
   
 
  *طب سوزني
  تعريف طب سوزني: طب سوزني يك روش درماني است كه در آن سوزني ظريف از ميان   پوست در عمق چند ميلي متر يا بيشتر قرار مي گيرد. براي مدتي در محل باقي   گذاشته مي شود، گاهي دستكاري شده و نهايتاً بيرون آورده مي شود.
  شيوه هاي درمان با سوزن: طب سوزني يعني درمان با سوزن، شيوه هاي مختلفي دارد.
  استفاده از يك سوزن تا دو جين سوزن و باقي گذاشتن از يك تا بيست دقيقه.
   
  *موارد استفاده از طب سوزني در سندرم ترك
  طب سوزني يا به صورت غيراختصاصي براي تخفيف علائم عصبي مثل اضطراب يا   افسردگي كه حين سندرم ترك اتفاق مي افتد به كار مي رود كه در آن صورت در   كنار ديگر داروها يا روان درماني استفاده مي شود و يا به صورت كاملاً   اختصاصي براي مقابله با علائم سندرم ترك به كار مي رود.
   
  *قطع وابستگي رواني
  از آنجايي كه مصرف مواد مخدر اختلالات شخصيتي و رواني در فرد معتاد بوجود   مي آورد قطع وابستگي رواني او نياز به درمان روانپزشكي و روان درماني و   مشاوره اي دارد.
   
  *مسائل روانشناختي و شخصيتي معتادان
  ۱- معتادان به مواد مخدر خود را فهيم تر از ديگران مي دانند بويژه در حالت   خماري خود را صاحب حق دانسته و از همه طلبكار و متوقع هستند و در رابطه با   انجام نشدن كارها و خواسته هايشان و خطاهاي زندگي شان همه را مقصر مي دانند   جز خودشان، چرا كه بارزترين خصيصه رواني آنان، خود شيفتگي است. آنان رفيق   بد و همسر ناسازگار يا رفتار نادرست والدين را به عنوان عوامل گرايش خود به   اعتياد در اولويت قرار مي دهند.
   
  ۲-پرگويي و احياناً دروغگويي بخصوص در حالت نشئگي از خصايص ديگر شخصيتي   آنان است. اكثر آنها به نگرش هاي فلسفي روي مي آورند و بر پوچي دنيا اشاره   مي كنند و اين نگرش را كه در اثر اعتياد حاصل شده، جهان بيني و ژرف بيني   خود نسبت مي دهند و اين ديدگاه ممكن است به افسردگي عميق، خودكشي و كناره   گيري از كار و فعاليت اجتماعي منجر شود.
   
  ۳- با پيشرفت مصرف تغييرات رفتاري و شخصيتي زيادي در فرد بوجود مي آيد از   مهمترين تغيير آنها اين است كه معتاد را به موجودي زبون و ذليل بدل مي سازد   و ضعف و ناتواني و ترس زيادي بر او تحميل مي كند.
   
  ۴- كليه معتادان انسانهايي ظريف و زود رنج هستند و در بين معتادان فردي كه   اراده قوي داشته باشد تاكنون مشاهده نشده است. لذا كساني كه پايداري و ثبات   رواني ضعيف دارند يا به قول خودشان لطيف مي باشند بيشتر گرايش به مواد   مخدر پيدا مي كنند و اينها اكثراً مصرف مواد را تفنني آغاز كرده اند كه   اندك اندك به صورت نيازشان در مي آيد.
   
  ۵- افراد معتاد به هيچ چيز و هيچ كس وفادار نيستند و تنها سعي آنان در بدست آوردن مواد مخدر مورد نيازشان است.
   
  ۶- بيشتر آنها لذت طلب و خشن هستند و حتي بعد از مصرف مواد از هر كار و هر   چيزي لذت مي برند. ولي با اين حال زودرنج و خشن هستند و بسيار متوقع.
   
  ۷- از لحاظ عاطفي در برابر هيچ كس و هيچ چيز احساس مسئوليت نمي كنند و مردم و اطرافيان را مسئول رفتار خود مي دانند.
   
 
  *جلوگيري از اعتياد مجدد
  اين مرحله تنها با استفاده از داروي بيزاري موسوم به نالتروكسون كه بين معتادان به اين عنوان معروف گشته ميسر نيست.
  نالتروكسون كه به صورت كپسول هاي ۲۵ ميلي گرمي و ۵۰ ميلي گرمي در داروخانه   ها موجود است در واقع يك آنتاگونيست (ضد مورفين) است و با مصرف روزانه اين   دارو گيرنده هاي مورفين در بدن فرد اشغال مي شود و حتي در صورت حضور فرد در   محيطي كه ترياك كشيده مي شود فرد دچار حالت تهوع گشته و اين وضعيت اندك   اندك باعث بيزاري وي از اين ماده مي شود و در نتيجه از حضور در جمع معتادين   و مصرف مجدد ماده مخدر دور مي ماند. نكته قابل توجه آن است كه اگر فرد از   روي ناآگاهي مثلاً ترياك مصرف كند در عرض مدت كوتاهي دچار شوك گشته و مرگ   او قطعي است. لذا تجويز اين دارو بايد زماني آغاز شود كه حتي يك ميلي گرم   مورفين يا ماده مخدر در خون شخص نباشد و آزمايش خون او از نظر مواد مورفيني   كاملاً مفيد باشد چرا كه در غير اين صورت تشنج و عوارض مرگباري به دنبال   خواهد داشت اگر خودسرانه به مصرف دارو اقدام شود.
  از طرفي مصرف بلند مدت نالتروكسون هرگز توصيه نمي شود چرا كه مكانيسم    متابوليزه شدن اين دارو از راه كبد است و مصرف بيش از ۶ ماه آن ممكن است   عوارض خطرناكي براي كبد داشته باشد.
  دليل ديگر عدم توصيه علمي مصرف دراز مدت اين دارو آن است اگر فرد مصرف   كننده نالتروكسون دچار سانحه  اي شده و به بيمارستان انتقال يابد چون   پزشكان و كادر درماني از اين مسأله مطلع نيستند ممكن است به فرد مصدوم كه   معمولاً به آرامبخش نياز دارد از داروهايي كه حاوي مواد مخدر ضددرد است   استفاده كنند. لذا در چنين مواردي فرد حتماً  بايد يادداشتي همراه خود   داشته باشد تا كادر درماني از وضعيت بيمار مطلع باشند و دارويي تجويز نكنند   كه منجر به مرگ وي گردد.
   
  راه حل علمي براي جلوگيري از عود مجدد اعتياد فرد، مصرف كوتاه مدت داروي   نالتروكسون همراه با روان درماني و ريشه يابي علل گرايش فرد به سوي مواد   مخدر است چرا كه مصرف مواد مخدر مثل خاكستري است كه روي آتش مشكلات رواني و   شخصيتي فردي را مي پوشاند و بعد از قطع مصرف است كه مشكلات فرد تازه   نمايان مي شود.
  كساني كه اضطراب، افسردگي و اختلال شخصيت ضداجتماعي و اختلال شخصيت مرزي دارند بيشتر روي به مصرف اين گونه مواد مي آورند.
  سابقه اختلال سلوك در دوران كودكي يا نوجواني به عنوان عامل مهم خطر ساز براي اختلال هاي مرتبط با مصرف مواد مخدر شناخته شده است.
  در افرادي كه به مواد افيوني وابستگي دارند خطر بروز نشانه هاي افسردگي   كوتاه مدت، خفيف تا متوسط وجود دارد. لذا، حل مشكلات شخصيتي و درمان مشكلات   رواني فرد كه توسط تيم درماني شامل روانپزشك، روانشناس، مشاور و مددكار   اجتماعي بايد انجام گيرد از كارهاي ضروري است كه پس از قطع وابستگي دارويي و   رواني فرد بايد انجام گيرد.
  حل مشكلات و معضلات اقتصادي، اجتماعي و اشتغال مجدد فرد معتاد موفق به ترك   شده و پذيرش مجدد او به عنوان يك انسان سالم و طبيعي در جامعه، محل كار و   خانواده از مواردي است كه مي تواند به پيشگيري از روي آوردن مجدد فرد به   اعتياد كمك كند و اين توجه مسئولين و متصديان امر پيشگيري و درمان اعتياد   را مي طلبد.(۵)
   
   
   
  منابع پژوهش:
  ۱- كتاب و جزوه آموزشي سازمان بهزيستي
  ۲- كتاب اعتياد به مواد مخدر- تأليف دكتر ابراهيم واحد روانپزشك، نشر سبحان، تهران ۱۳۷۷.
  ۳- كتاب مباني طب سوزني- تأليف دكتر ابراهيم واحد روانپزشك، نشر سخن گستر، مشهد ۱۳۷۹.
  ۴- تئوري و اصول كاربردي طب سوزني- مؤلف دكتر محمدعلي حيدرنيا، مترجم دكتر جاويد ثابتي، چاپ نصر سبحان ۱۳۷۸.
  ۵- فلور ايران- نوشته دكتر احمد پارسا جلد چهارم صفحه ۳۰۸
   
  پانوشت  ها:
  ۱- گيرنده هاي مواد شبه مخدر كه در همه پستانداران در مغز و لوله گوارش   يافت مي شوند شامل گيرنده اصلي (مو) (+) (m) و گيرنده هاي فرعي (كاپا) و   (دلتا) است كه مواد مخدر و شبه مخدر اعمال خود را از طريق گيرنده مو بيشتر   صورت مي دهند.
  ۲- مواد مخدر افيوني اپيوئيدي شامل ترياك، هروئين ، شيره و مورفين است.
  ۳- شبه مخدرها كه در واقع اثر آرام بخشي و ضددردي دارند كه مواردي كه بدن   دچار آسيب ديدگي شود به ميزان بيشتري براي كاهش درد بدن ترشح مي شوند و به   طور طبيعي به عنوان يك نوروترانسميتر (انتقال دهنده پيام عصبي) در سيناپس   هاي سلول عصبي ترشح مي شوند شامل مورفين، اندروفين وداينورفين و ... است.
  ۴- سيناپس به محل اتصال دو سلول عصبي يا سلول عصبي به سلول عضلاني گفته مي شود.
  ۵- خودآموز ترك اعتياد، دكتر محمدعلي كفاشيان، چاپ معاصر، بهار ۱۳۸۰.        

کنترل

[0] صندوق پستی

[#] صفحه بعدی

[*] صفحه قبلی

Go to full version