انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

تمایل ما برای کسب امنیت از راه تایید طلبی و روابط عاشقانه ، بجای رشد های عاطفی و روحانی ، ممکن است ده ها سال ما را در دام افسردگی و وابستگی حاصل از آن اسیر کند .
"از کتاب : روح راهنمایی"



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدم چهارم را باهم کارکنیم - خشم  (دفعات بازدید: 1901 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
قدم چهارم را باهم کارکنیم - خشم
« : 20 دسامبر 2010، 10:32:32 am »

براي پرهيز از خشونت ، به نوجوانان مهارت هاي زندگي بياموزيم
 
  خشونت از ديدگاه روان شناسي يعني ناتواني در کنترل خشم
  سلامت از ديدگاه روان شناسي  در کلي ترين مفهوم   آن،حالتي است که فرد از نظر جسمي و رواني در حد تعادل قرار دارد. بنابراين   تعادل، کليد حفظ سلامت است.
  سازمان جهاني بهداشت نيز سلامت را حالت سلامتي کامل،   جسمي، رواني و اجتماعي، مي داند که با مفهوم نبود بيماري يا ناتواني   متفاوت است.
 
  خشونت همه ابعاد رشد و سلامت نوجوانان را تحت تأثير   قرار مي دهد. رشد جسمي آنان را به علت ايجاد استرس و تنش فراوان مختل مي   سازد. در رشد ذهني يا شناختي آنها تأثيرات کاهش دهنده بر جاي مي گذارد و   يادگيري و پيشرفت تحصيلي آنان را کاهش مي دهد.
  مفهوم سلامت اجتماعي به عنوان بُعد مهم ديگر سلامت در سال هاي اخير توسط   سازمان جهاني بهداشت مطرح شد و به اين معناست که براي دسترسي به سلامت   کامل، تنها سلامت جسمي و رواني کافي نيست بلکه از آنجا که انسان در محيط   جمعي زندگي مي کند، سلامت اجتماعي نيز ضروري است. منظور از «سلامت اجتماعي»   مشارکت فعال مردم در زندگي اجتماعي است. اين مشارکت از طريق شرکت در   سازمان هاي غيردولتي و فعاليت هاي داوطلبانه، انجام فعاليت هاي شغلي،   تحصيلي، انجام وظايف شهروندي مانند شرکت در انتخابات، پذيرش قوانين و   مقررات، شرکت در اجتماعات و ... صورت مي پذيرد. انساني از نظر اجتماعي سالم   است که مشارکت فعالتري در جامعه از طريق فعاليت هاي ذکر شده داشته باشد.   تأمين سلامت به مفهوم کلي آن براي همه افراد، به ويژه براي نوجوانان به   دلايل گوناگون از اهميت فراواني برخودار است.

  نوجواني ، سال هاي تغيير و تحول در همه جنبه هاي   رشد جسمي، ذهني، عاطفي، رواني و اجتماعي است و آشنايي نوجوانان و کساني که   با آنها در ارتباط هستند، با معيارهاي رشد و سلامت، به ايجاد زندگي سالم و   پرنشاط براي آنان کمک فراواني خواهد کرد. نوجوانان سرمايه هاي آينده، هر   جامعه هستند و هر اندازه که از سلامت کافي برخوردار باشند، رشد و پيشرفت   جامعه را تضمين خواهند کرد. اولين گام در راه حفظ سلامت نوجوانان ، شناخت   عوامل مؤثر در خشونت  به صورت مثبت يا منفي و يا تقويت کننده و بازدارنده،   در اين زمينه است. يکي از عوامل مهمي که به عنوان عامل بازدارنده در ارتباط   با سلامت نوجوانان نقش مؤثر دارد، خشونت است. خشونت همه ابعاد رشد و سلامت   نوجوانان را تحت تأثير قرار مي دهد. رشد جسمي آنان را به علت ايجاد استرس و   تنش فراوان مختل مي سازد. در رشد ذهني يا شناختي آنها تأثيرات کاهش دهنده   بر جاي مي گذارد و يادگيري و پيشرفت تحصيلي آنان را کاهش مي دهد. رشد   عاطفي- رواني آنان را با مشکلات متعددي روبرو مي سازد و سازگاري اجتماعي و   ارتباط مناسب آنان را با ديگران - همسالان و بزرگسالان- دچار اختلال مي   سازد. از اين رو، پرهيز از خشونت نقش مؤثري در حفظ و تأمين سلامت جسمي ،   رواني و اجتماعي نوجوانان بر عهده دارد و به عنوان راهکار چه در سطح   پيشگيري و چه از نظر درمان مطرح مي شود.خشونت از ديدگاه روان شناسي يعني   ناتواني در کنترل خشم. بنابراين برخلاف آن که برخي خشونت را نشانه قدرت مي   دانند، نمايانگر ضعف و درماندگي فرد در مقابله با مشکلات  و کنترل خود است و   بديهي است کسي که از کنترل حالات خود ناتوان است، فرد قدرتمند و موفقي در   زندگي نخواهد بود.
 
  خشونت شيوه بروز خشم متفاوت است و آموختني است.
  زندگي در حوزه فردي، خانوادگي و اجتماعي هميشه با مشکلات گوناگوني همراه   است و خشونت نه تنها روش سنجيده اي براي کاهش آنها نيست بلکه دشواري هاي   ديگري را نيز ايجاد خواهد کرد و اين را تجربه افراد بي شماري در طول زمان   هاي زياد و در مکان هاي مختلف، نشان داده است.

  خشم از جمله هيجان هايي است که به طور طبيعي و ذاتي   در همه افراد با تفاوت هايي وجود دارد و انسان در طول زندگي خود مي آموزد و   يا بايد بياموزد که هيجان هايش را تحت کنترل خود درآورد و در سطح متعادل   نگاه دارد.
  از جمله عواملي که سبب افزايش خشونت در همه افراد به   ويژه در نوجوانان مي شود، باورهاي نادرستي است که در مورد علت و چگونگي   خشم وجود دارد و برخي آن را پديده اي ذاتي و طبيعي بخصوص براي مردان مي   دانند. در حالي که خشونت نه طبيعي است و نه غيرقابل کنترل. خشونت با خشم   متفاوت است. خشونت شيوه بروز خشم متفاوت است و آموختني است. اگر از دوران   کودکي راه هاي درست بيان و ابراز هيجانات را بياموزيم که بيشتر از راه   الگوپذيري و همانندسازي انجام مي گيرد. مطمئناً از بروز خشونت پيشگيري کرده   ايم.تفاوت هاي جنسيتي در خشونت نقشي ندارند. اگر مردان خشونت بيشتري از   خود نشان مي دهند، ياد گرفته اند که چنين باشند نه اين که ذاتاً خشونت   بيشتري دارند. باور نادرست ديگري که در مورد خشونت  وجود دارد اين است که   گروهي فکر مي کنند نوجواني به طور طبيعي، دوران خشم و پرخاشگري  است. درست   است که تغييرات جسمي، عاطفي و رواني در دوران نوجواني  سطح هيجانات را   افزايش مي دهد و نوجوانان بيشتر احساسي عمل مي کنند، اما به معناي آن نيست   که نوجواني با خشونت پيوند ناگسستي دارد.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

malihe

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +97/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 434
  • سکوت من ،فریاد بلند دوست داشتن توست...
پاسخ : قدم چهارم را باهم کارکنیم - خشم
« پاسخ #1 : 20 دسامبر 2010، 02:23:21 pm »

کاملا موضوع قشنگی رو انتخاب کردین...خشم...
به نطر منم خشم وجود داره ونمیشه اونو انکار کرد وگفت که نباید خشم وجود داشته باشه...خشم یکی از غرایز انسان هست وباید وجود داشته باشد...اما نکته مهم اینجاست که چطور یاد بگیریم که این خشمو کنترل کنیم ودر حد تعادل از آن استفاده کنیم یا خشم خودمون به حد تعادل برسونیم...
بعضی اوقاتم خشم برای فرار از یک سری از مشکلات هم هست ما خشمگین میشیم واجازه نمیدیم که دیگران از نقایص یا مشکلات ما حرف بزنن...شاید از یک نوع ترس ناشی میشه...ترس از روبه رو شدن بامشکلات...وبرای فرار از خودمون وحل مشکلمون خشمگین میشیم تا خودمون رو به شیوه ای فریب بدیم...ودقیقا خشونت یعنی ناتوان بودن درکنترل احساسات ...
خارج شده است
لذت دوستی با پابرهنگان در این است که مطمئنی ریگی به کفش ندارند.....

محمد حسین

  • گردانندگان انجمن
  • تازه وارد
  • ****
  • امتیاز: +49/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 85
  • خدا گفت:همیشه در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست،
پاسخ : قدم چهارم را باهم کارکنیم - خشم
« پاسخ #2 : 08 ژانویه 2011، 12:55:58 pm »

سلام
خشم یکی از هفت گناه مرگباری است که مهدی اولیایی از اون یاد میکنه .
خشم ما ادمهای خاص با بقیه ادمها فرق داره چرا .چون ادمهای معمولی موقعی که عصبانی میشن داد میزنن سروصدا میکنن یا حداکثر فحش میدن وبا همین تموم میشه و میره .
ولی داستان ما فرق میکنه ما موقعی که عصبانی میشیم اونقدر کشش میدیم اونقدر بهش فکر میکنیم که تبدیل میشه به خشم بعد تبدیل میشه به کینه و نفرت و دراخر  هم تبدیل میشه رنجش . واون موقع است که ما میمونیم و قدم چهار .
خارج شده است
اگر خواهان بارش هستید ریزش داشته باشید

علی

  • بازوی N.A
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +40/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 174
  • خدایا به خاطر نجات ورهایی شکرت
    • پشته
پاسخ : قدم چهارم را باهم کارکنیم - خشم
« پاسخ #3 : 16 فوریه 2011، 01:21:42 pm »

برا منم جا لبه که خشم من با خشم ادمای عادی فرق داره من خیلی وقتا جلو خشممو میگیرم میبنی یه جای دیگه توی موقعیت دیگه بشدت خشمگین میشم و همه چیزو بهم میریزم اصولا خشم من طولانی میشه  وچند دقیقه منو با خودش درگیر میکنه وبعدش به شدت پشیمون میشم وخودمو سرزنش میکنم واقعا من در برابر خشم عاجزم چون زندگیه منو غیر قابل اداره میکنه
خارج شده است
به خدا گفتم بهم همه چیز بده تا از پاکی ام لذت ببرم
..گفت بهت پاکی دادم تا از همه چیز لذت ببری
 

این صفحه در 0.06 ثانیه 25 نمایش داده شد.