انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

اينگونه زندگي كن :
شاد ، اما دلسوز
ساده ، اما زيبا
مصمم ، اما آرام
مهربان ، اما جدي
زيرك ، اما صادق
عاشق ، اما عاقل



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مفهوم عجز  (دفعات بازدید: 6579 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
مفهوم عجز
« : 20 نوامبر 2010، 01:45:03 pm »

          عجز[/r]    عجز. [ ع َ ] (ع مص ) ناتوان گردیدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ناتوانی . توانا نبودن . ناتوان بودن : بباید مرا شد به آوارگی نها...      عجز    عجز. [ ع َ ج ُ / ج ِ ] (ع اِ) سرین و بن هر چیز. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || در اصطلاح عروضیان و شعراء آخر کلمه از بیت یا فقره را گویند که...      عجز    عجز. [ ع ُ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ عجوز.      عجز    عجز. [ ع ُ ج ُ ] (اِخ ) دهی است به حضرموت . (معجم البلدان ).      عجز آوردن     عجز آوردن . [ ع َ وَ دَ ] (مص مرکب ) درماندگی نمودن . ناتوانی کردن . ناتوان بودن : ما عشق ترا به یادگار آوردیم بر خاک تو عجز و افتقار آوردیم ...      عجز داشتن     عجز داشتن . [ ع َ ت َ ] (مص مرکب ) ناتوان بودن . عاجز بودن . توانا نبودن .      عجز و لابه     عجز و لابه . [ ع َ زُ ب َ / ب ِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب )تضرع . زاری و ناله و فریاد. گریه و زاری . || خواهش و تمنا. رجوع به عجز و رجوع به ل...      عاجز    عاجز. [ ج ِ ] (ع ص ) سست و ناتوان . ج ،عواجز و عجزة. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). درمانده . ج ، عاجزون . (مهذب الاسماء) : روستائی ز...      اجذ    اجذ. [ اَ ج َذذ ] (ع ص ) بریده .      عاجز شدن     عاجز شدن . [ ج ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) درماندن . فروماندن : بفعل نکو جمله عاجز شدندفرومایه دیوان ز پر مایه جم . ناصرخسرو.نبینی که چون گربه عا...
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

حسین فردین

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +28/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 313
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مفهوم عجز
« پاسخ #1 : 23 ژوئیه 2012، 02:04:15 pm »

عاجز یعنی :
نا توان در برابر توانایی ها
عدم توانایی و عکسل عمل سریع در مقابل کارها
کاری که بر خلاف میل باطنی انجام دهم و اجبار داشته باشم را عجز گوییند :rose:
خارج شده است

jafar_sh

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +21/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 85
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • معتادان گمنام
پاسخ : مفهوم عجز
« پاسخ #2 : 23 ژوئیه 2012، 07:10:55 pm »

 :rose: هم خوانواده هایی برای مصدر عجز
عاجز : ناتوان" خواستن و نتوانستن.
عجوزه : احتمالا زمینگیر  ؟ ؟ ؟"
معجزه : توانا شدن ناتوان" اتفاقی که در انجمنهای 12 قدمی می افتد.
اعجاز : معجزه گری"توانایی تبدیل ناتوان به توانا" خاصیت 12 قدم.
خودت پیدا کن پرتقال فروشو :rose
 
خارج شده است

omid20

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +3/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 10
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مفهوم عجز
« پاسخ #3 : 05 آوریل 2013، 02:13:49 am »

بر خلاف میل مصرف کردن(مواد مخدر ، نواقص،افکار و احساسات و ...) و عدم کنترل در مصرف
وقتی من به عجز و ناتوانی خودم در رابطه با مشکلی پی میبرم به دنبال کمک از یک نیروی برتر از خودم میگردم. من پاک نمیشدم مگر اینکه از یک نیروی برتر (انجمن دوازده قدمی) درخواست کمک میکردم.من با احساسات نمیتونستم کنار بیام مگر اینکه با یک نیروی برتر(راهنما) در میان گذاشتم.و این شروع سفر روحانی و معنوی من به سمت خداوند مهربان بود. نقطه شروع مسیر بهبودی عجز ماست و در طول مسیر خداوند با ماست و این مسیر پایانی ندارد.توجه کنید دوستان مقصدی در کار نیست فقط مسیر .
« آخرين ويرايش: 07 آوریل 2013، 03:50:23 am توسط omid20 »
خارج شده است
ما نمیتوانیم مصرف مواد یا رفتارهای اجباری خود را معتدل یا کنترل کنیم حتی وقتی که باعث میشوند چیزهایی را که برایمان مهم هستند از دست بدهیم اما نیروی برتر میتواند.

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مفهوم عجز
« پاسخ #4 : 06 آوریل 2013، 10:27:41 am »

1) کتاب میگه :
مفهوم عجز چیست؟
     بطور قطع و یقین کلمه دیگری به این دقت و سادگی نمی تواند فقدان توانایی و اراده شخصی فرد را نسبت به استفاده منطقی و تحت کنترل از هر گونه ماده مخدر و داروهای روانگردان توصیف وتبیین کند.در برنامه های خود یاری و مداخلات طبی،کاربرد شناختی و رفتاری کلمه عجز جنبه ای درمانی و بهبودی اساسی دارد.بنابراین برای آغاز و استمرار بهبودی و پاکی لازم است تا فرد با صلابت و بدون
  هیچگونه واکنش منفی،عدم توانمندی و قدرت شخصی خود را در مقابل مصرف مواد مخد ردر قالب کلمه عجز تبیین و تشریح کند.البته هستند افرادی که در مقابل این کلمه از خود واکنش دفاعی نشان داده و آنرا پس می زنند.احتمالاً عقیده و باور این افراد نسبت به مفهوم کلمه عجز ریشه در عدم آگاهی و درک صحیح از مفهوم کاربردی آن در بهبودی و رهایی از اسارت اعتیاد دارد.
  به احتمال بسیار قوی این گونه اشخاص اقرار و اذعان به عجز و پذیرفتن این واقعیت که یک زندگی آلوده و توانمان با اعتیاد و وابستگی به مواد مخدر را نمی توانند اداره و مدیریت کنند،مرتبط دانستن آن باضعف و زبونی است و یا آنرا نقص شخصیتی می پندارند.
  درک صحیح از مفهوم کلمه عجز و پذیرش آن در هر گونه برنامه بازپروری و بهبودی یک اصل بنیادی و زیر ساختاری است.درک صحیح مفهومی و محتوایی کلمه عجز در فرآیند برنامه بهبودی به فرد بیمار کمک میکند،تا از احساسات منفی که ممکن است در مورد مفهوم این کلمه در باور و ذهن خود داشته باشد رها کند و از دفاع غیر منطقی و ناسالم نسبت به این مفهوم دست کشیده و خود را تسلیم فرآیند بهبودی و درمان نماید.
  یقیناً وقتی که نیروی محرک فرد در زندگی خارج از کنترل او باشد طبیعتاً عاجز بودن نسبت به آن نیروی محرک معنا و مفهوم پیدا می کند.
  اعتیاد به مواد مخدر نیز ماهیتاً شرایط این چنین نیروی قوی پیش رونده و غیر قابل کنترل را دارد و خود همین نیروی قوی و مخرب است که فرد نمی تواند مصرف مواد مخدر با رفتارهای اجباری خود را تعدیل یا کنترل کند. حتی مواقعی که این نیروی غیر قابل کنترل باعث میشود چیز هایی را که برای شخص مهم هستند از دست بدهد.
  سیر طبیعی این حرکت و ادامه آن نیز منجر به آسیب های جسمانی روانی اقتصادی و اجتماعی غیر قابل جبرانی می شود.لیکن باز هم فرد قادر نیست این نیروی محرکه را متوقف و سرکوب نماید.لزوماً کارهایی را انجام میدهد که فرد به خاطر هر چیزی جز مصرف مواد مخدر بود.امکان داشت چنین اعمالی را انجام دهد.دست به رفتارهایی می زند که بعداً فکر آنها او را شدیداً دچار خجالت و شرمندگی می کند.حتی ممکن است تصمیم قطعی بگیرد که دیگر مواد مصرف نکند.اما وقتی که شرایطی برای مصرف مهیا میشود خیلی ساده متوجه می شود.قادر به انجام این کار و خودداری از مصرف آن برایش مقدور نمی باشد.چه بسا ممکن است برای مدتی هم بدون اینکه برنامه ای برای بهبودی و رهایی از اسارت اعتیاد داشته باشد. در این کار موفق شود اما بعد از مدتی به این نتیجه میرسد که بیماری درمان نشده او را بهتر بگوییم.عدم مهار آن نیروی محرک و مخرب تدریجاً ما را به همان جای اول که بوده است برگرانده و یا حتی در شرایطی وخیم تر نیز قرار داده است.
  اولین گام بهبودی از اعتیاد با اقرار به عجز و پذیرش این واقعیت که فرد قادر نیست مواد مخدر را کنترل شده مصرف کند آغاز میگردد.یکی از راه هایی که فرد معتاد به وسیله آن امکان مصرف طولانی مدت و مستمر را برای خود مهیا می سازد سعی و تلاش بیهوده در کنترل کردن مواد مخدر از طریق توقف مقطعی یا تغییر دادن نوع ماده مصرفی و یا الگوی مصرف خود می باشد.
  فردی که دارای بیماری اعتیاد است نسبت به کنترل مواد مخدر ویا هر گونه ماده دیگری که باعث تغییرات در خلق و خوی و افکار و احساسات در او گردد شدیداً عاجز می باشد.یعنی به تنهایی و با اتکا و قائم به نیروی فردی و شخصی خود قادر به انجام این عمل و رفتار نمی باشد.
  البته در این رویکرد درمانی و بهبودی الکل نیز یک ماده مخدر و بسیار خطرناک محسوب می شود زیرا عدم آگاهی از این حقیقت موجب گمراهی و عود بیماری و مصرف مجدد در افرادی خواهد شد که در حال پرهیز از مصرف مواد مخدر و بهره برادری از برنامه بهبودی معنوی برای پاکی و رهایی از اسارت اعتیاد هستند خواهد شد.
2) انجمن جنسی های گمنام می گوید :
[/size]جواب این سوالات کاملا شخصی بوده و هر شخص با تجربیات خود سوالات را جواب میدهند.[/size]نمونه ای از این سوالات:[/size]
[/size]1. از دیدگاه شما مفهوم عجز چیست؟[/size]
[/size]4. روند شکلگیری وسوسه را توضیح دهید؟[/size]
[/size]10. تسلیم شدن یعنی چه؟ آیا از مفهوم تسلیم شدن ترس دارید؟[/size]
[/size]با پاسخ به این سوالات و کمک گرفتن از راهنما (بعضی از اعضا دارای چندین سال پاکی [/size]
   
3) راهنمای کارکرد قدم :
[/size]به عنوان معتاد ، ما برخوردمان با کلمه عجز متفاوت از یکدیگر است . بعضی ازما تشخیص می دهیم که واژه ای پیدا نمی شود که به این دقت و سادگی شرایط ما را توصیف کند ، و به عجز خود با احساس راحتی و آرامش اعتراف می کنیم . بعضی در مقابل این واژه واکنش نشان می دهند و پس می زنند ، و آن را با ضعف ربط می دهند و عقیده دارند که نشانگر نوعی نقص شخصیتی است . درک مفهوم عجز ، و اینکه اقرار به آن تاچه حد برای بهبود ما ضروری است ، کمک می کند تا از احساسات منفی که ممکن است درمورد مفهوم این واژه داشته باشیم ، رها شویم . وقتی نیروی محرک ما در زندگی ، خارج از کنترلمان باشد عاجز هستیم . اعتیاد ما مطمئناً شرایط چنین نیروی پیش برنده و غیرقابل کنترلی را دارد . ما نمی توانیم مصرف مواد یا رفتارهای اجباری خود را معتدل یا کنترل کنیم ، حتی وقتی که باعث می شوند چیزهایی را که برایمان مهم هستند از دست بدهیم . یا حتی وقتی که ادامه آن ، مطمئناً به صدمات فیزیکی غیرقابل جبرانی ختم خواهد شد . می بینیم کارهایی را می کنیم که اگر به خاطرهر چیز جز اعتیادمان بود امکان نداشت انجام دهیم ، کارهایی که وقتی بعداً به آنها فکر می کنیم از خجالت به خود می لرزیم . ممکن است حتی تصمیم بگیریم که دیگر نمی خواهیم مصرف کنیم ، و اینکه مصرف نخواهیم کرد ، ولی حتی وقتی که شرایط مهیا می شود پی می بریم که به سادگی قادر به قطع مصرف نیستیم .

ممکن است سعی کرده باشیم که از مصرف مواد مخدر و یا انجام رفتارهای اجباری دیگر پرهیز کنیم ، و حتی برای مدتی هم بدون اینکه برنامه داشته باشیم ، ولی بعداً به این نتیجه می رسیم که اعتیاد درمان نشده و به تدریج ما را به جای اولمان برمی گرداند . برای کار کردن قدم اول ، ما نیاز داریم که عجز شخصی خودمان را عمیقاًبه خودمان ثابت کنیم

 [/size]
   5) یکی از بچه ها:  مبحث عجز يكي از مهم ترين مباحثيه كه سر انجام ما رو به سمت تسليم و كمك گرفتن مي رسونه ...

و اين مبحث خيلي جاها باعث سوء تفاهم شده (يكي از مسئولين حوزه ي موادمخدر مهمونم بود و نمي دونست من با دوازده قدم در تماسم ، مي گفت اين انجمن معتادان گمنام ميگن ما در مقابل اعتياد عاجزيم !!!! ولي توي چين يه انجمني اومده ميگن ما اصلا هم عاجز نيستيم !!! (چيني ها دوازده قدم نساخته بودن كه ساختن ! ))


ناتواني (عجز) يعني چي ؟! يعني جايي كه قدرت در دست من نباشه و زورم "به تنهايي" به چيزي نرسه !
ببه نظر من عجز به خودي خود نه چيز بديه (و نشانه ي فلاكت و بدبختيه ) و نه چيز خوبيه (كه بشه بهانه ي خيلي كارها و چيزها ! ) ...
مثال واسه آدم عادي ها :
يه آدم عادي در مقابل يك پلنگ آدم خوار عاجزه ! به همين سادگي ! خوب اين عجز باعث ميشه نره بشينه تو قفس اين پلنگ و آواز بخونه ! مي فهمه بايد كجا ها از پلنگ پرهيز كنه ! مي دونه اگه بايد در مقابل يه پلنگ قرار بگيره تنها نباشه ، ابزار محافظتي داشته باشه ، يه تفنگ داشته باشه ، راه حل خوابوندن پلنگه (مثل يه لالايي پلنگ خواب كن ! ) بلد باشه ...
خوب !
به همين سادگي كساني كه درگير بيماري اعتياد هستن هم در مقابل بيماريشون عاجز هستن ...
هر كي زورش به افكار بدش ميرسه دستش بالا !!! هيشكي زورش به افكارش نمي رسه ... راه حل (لالايي پلنگ خواب كن ! ) بها ندادن به اين افكار ، رعايت اصول ، دعا ، زندگي سالم و در مسير برنامه و در راستاي خواست خداست تا افكار بخوابن ... و به عمل تبديل نكردنشونه ...
هر كي مي تونه نخواد اطرافيانش رو تغيير بده دستش بالا !!!
هر كي مي تونه وسوسه هاي مختلف لذت سراغش نياد دستش بالا !!!
هر كي مي تونه عصباني نشه و عصبانيت به همش نريزه دستش بالا !!!
هر كي مي تونه ...


امروز انگار فازم فاز عجيب غريبيه ! تا بيشتر سوتي ندادم بقيش رو بذارم واسه يه وقت ديگه ....
حالا همگي دس دس دس ...
(مبحث خيلي جدي بود مجبور شدم يه نمه طعم طنز بش بدم تا خوب جا بيافته و دوستمون نره از چين انجمن دوازده قدمي غير عاجز بياره ! )


 
5)- فقط برای امروز
 
  عجز و مسئولیت شخصی
«از طریق ناتوانی خود در پذیرش مسئولیتهای شخصی، در واقع مشکلاتی را برای خود ایجاد میکردیم.»
کتاب پایه
v
وقتی از قبول مسئولیت زندگی خود امتناع کردیم، همه توان شخصی خود را از دست دادیم. باید به خاطر بسپاریم که در برابر اعتیاد خود عاجز هستیم، نه در برابر رفتار شخصی خود.
بسیاری از ما از مفهوم عجز درست استفاده نکردهایم و آن را به معنای اجتناب از تصمیمگیری یا حفظ چیزهایی پنداشتهایم که قبلاٌ به آنها دست یافته‌ایم. ما ادعا کردیم که در برابر اعمال شخصی خود عاجزیم. به جای اینکه اقدامات مثبتی را برای تغییر شرایط خود انجام دهیم، دیگران را به خاطر این شرایط سرزنش کردهایم. اگر ادعا کنیم که "عاجز" هستیم و با این کار به امتناع از قبول مسئولیت ادامه دهیم، خود را گرفتار نومیدی و مصیبتی میکنیم که در دوران اعتیاد فعال خود تجربه کردیم. احتمال گذراندن سالهای بهبودی با احساسی مانند قربانیان واقعاً می‌تواند صحت داشته باشد.
به جای اینکه در زندگی خود غفلت کنیم، میتوانیم نحوه تصمیمگیری مسئولانه و پذیرفتن خطرات را بیاموزیم. شاید مرتکب اشتباه شویم، اما میتوانیم از این اشتباهات درس بگیریم. افزایش آگاهی از خود و افزایش تمایل به قبول مسئولیت شخصی به ما برای تغییر، تصمیمگیری و رشد آزادی میدهد.
v
فقط برای امروز: احساسات، اعمال و انتخابهای من مال خودم هست. مسئولیت آنها را قبول میکنم
 
6)- تجربه شخصی
به نظر من عجز اون قسمتی است که باعث می شه من درک کنم راهی دیگه برای من نمونده
عجز تنها حقیقت موجود در دوران بیماریمونه
من وقتی به عجز می رسم می تونم از معجزه هایی که برنامه وعده داده استفاده کنم
عجز بزرگترین رشد رو برای من به ارمغان آورد
من وقتی به مشکلی اخلاقی و یا کمبود های شخصیتیم برخورد میکنم و عاجزانه با اونها کنار می آم می تونم جون سالم به در ببرم
در حقیقت می توان گفت مرز بین بهبودی و بیماریه
 
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,467
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,467
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مفهوم عجز
« پاسخ #6 : 27 سپتامبر 2019، 11:57:34 pm »

сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
сайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайтсайт
خارج شده است
 

این صفحه در 0.179 ثانیه 25 نمایش داده شد.