انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست
امتحان ریشه هاست
ریشه هم هرگز اسیر باد نیست
زندگی چون پیچک است
انتهایش می رسد پیش خدا



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: برداشتی از قدم دوازده  (دفعات بازدید: 2417 بار)

وحید - ط

  • پارازیت
  • مدیر انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +96/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 153
  • قلم و رنگ در اختیار توست ،چرا بهشت را نقاشی نمیکنی
    • بهبودی
برداشتی از قدم دوازده
« : 10 نوامبر 2010، 01:33:44 pm »

                برداشتی از قدم دوازده           
شروع تغییر رفتار ،گفتار و افکار هر چند کم هم که باشد یعنی شروع بیداری روحانی و نشان دهنده آن است که قدمها کارایی دارند که شروع آن با اقرار است.
            قبل از شروع به پیام رسانی ما اول باید یاد بگیریم که اصول روحانی نهفته در قدمها را درک کنیم و سپس در زندگی خود به کار گیریم تا بتوانیم پیام بهبودی را بصورت رفتاری به دیگران انتقال دهیم.
          یاد گیری، تجربه و تمرین فروتنی ،تمایل و شهامت در قدمهای اول تا چهارم باعث بوجود آمدن شکل جدیدی از ارزشها در شخصیت ما شد که تازه شروع بیداری روحانی ماست. بعد از اقرار اولیه ما در قدم اول که اجباری بود (این اجبار نه به معنای اینکه کسی ما را وادار کرد بلکه درماندگی و استیصال خود ما باعث شد که اقرار به شکست کنیم)  در قدمهای بعد اقرار های ما داوطلبانه شد و این خود نشانه دیگری از رشد بیداری روحانی بود زیرا دیگر از به زبان آوردن شکست های متعددمان که تنها مسئول آنها خودمان بودیم ترسی نداشتیم.
        از قدم پنجم تا دهم متوجه اصول ایمان و اعتماد در قدم پنجم و تمرین آن در کار کرد قدم پنج شدیم و پذیرش و بخشش در قدمهای بعد از آن تا بتوانیم در قدم ده احساساتمان را پیدا  و آنها را تجربه و لمس کنیم و این یکی دیگر از آثار بیداری روحانی بود. کاری که در گذشته با استفاده از مواد و کرخت یا خفه یا فراموش کردن آنها سعی در فرار از آن را داشتیم.اما با تجربه کردن آنها و تمرین به  رفتار مناسب در هنگام بروز این احساسات  متوجه احساسات دیگران شدیم و تازه متوجه شدیم که دیگران هم حق دارند که احساس داشته باشند احساساتی مثل عصبانییت،شادی،غم،........ حق دارند که از حق خود نگذرند مثلأ ما را نبخشند که این خود باعث شناخت توقعات بیجایمان از دیگران که معمولأ بیجا هم بودمی شود.(بیشتر مواقع احساس تنهایی و انزوای من از این جا سر جشمه میگرفت.)       
        شناخت احساسات و توقعات و تمرین به در زمان حال زندگی کردن یکی از بزرگترین قدمها و سختترین آنها در راه رسیدن به بیداری روحانی است.(زیرا ما معتادان همیشه در حال تضاد با کسی یا جایی هستیم)
          تشکر کردن یکی از کارهایی بود که من در گذشته زیاد با آن رابطه ای نداشتم اما بعد از ورود به انجمن دیدم که چقدر جای تشکر در رفتارم خالی است.این تشکر میتواند کلامی باشد یا رفتاری فرق نمیکند بهرشکلی که باشد خوب است مسئله مهم این است که من یادم نرود که به کمک احتیاج دارم و خوشبختانه همیشه این کمک در دسترس من هست .این روحیه سپاسگذاری باعث بوجود آمدن شکل جدید از دیدگاه ما نسبت به روابطمان میشود که به گذشت و ایثار و .... ختم میشود یعنی یاد میگیریم دوستی هایی را پایه گذاری کنیم که دیگر در آن منفعتی نباشد و خیلی جالب است اگر بگویم در این برهه بود که من جای خالی خدا را بیشتر احساس کردم و رابطه ام را بیشتر کردم فقط برای سپاسگذاری .ایجاد و حفظ روابطی که من با تغییر نگرشم نسبت به دوستی بوجود آوردم یک پیام بزرگ داشت (لطفا ماسک نزن)من متوجه شدم بیشتر تغییر شخصیت هایم برای ایجاد یا حفظ یک رابطه است زیرا در آن رابطه منفعتی به من میرسید اما در روابط جدیدم هیچ احتیاجی به تحمیل نیست و نیازی نیست تا با تغییر شخصیت خود را به دیگران تحمیل کنم .با این نوع دید دیگر در دوستی هایم افراط و تفریط نمیکنم و سعی میکنم خودم باشم.               
        در زندگی ما همیشه بدنبال محبت ،دوست داشتن ،دوست داشته شدن بودیم اما آن محبتی که در چهارچوب دیدگاه خودمان بود نه دیگران ، به همین خاطر ابراز محبت هایی را که به ما می شد را نه میدیدیم و نه درک میکردیم و ما برای پر کردن این خلا ای که ذهن بیمار خودمان خلق کرده بود،  مجبور بودیم چیز ها ،جاها ، افراد و روابط مختلفی را امتحان کنیم تا کمبودمان برطرف شود و با این کارها ما در اصل الگوهای رفتاری مختلف و گاها نا خواسته ای را انتخاب و تمرین کردیم .در قدم 12 ما یاد میگیریم که الگوهای مخرب قدیمی خود را رها کنیم .ما در قدم 12 باید تغییرات رفتاری خود را به نمایش بگذاریم پس برای این کار ما باید سعی کنیم الگوپذیرباشیم و اصولی را که یاد گرفته ایم را در زندگی تمرین کنیم با این تمرین که یک فرایند آهسته و پیچیده ای هم هست همه چیز خود بخود تغییر میکند (هر چند که در بیشتر مواقع توام با درد است) و کار ها و جاهایی که یک زمانی برایمان ارزش بود برایمان بی ارزش میشود .تا جایی که تغییر نکردن بعضی از افکار و رفتار مان باعث درد و نا امیدیمان میشود،و اینجاست که ذهن بیمار ماشروع به فعالیت می کند و  حتی باعث ایجاد سوال هایی در فکر مان و ربط دادن آنها به بعضی از موفقیت های مقطعی که در گذشته داشتیم می کند سوال هایی مثل ایجاد مقایسه، تفاوت، خود کم بینی ،خود بیزاری،یا مقایسه امروز با دوران مصرف(برای خود من این مورد بسیار پیش میآمد)زیرا بعضی از ما بخاطر موقعیت شغلی در دوران مصرف وضعیت مالی چندان بدی نداشتیم خود من بخاطر بی پولی به آخر خط نرسیدم ،آخر خط من بی احترامی و بی آبرویی و .....( که باعث تکه ،تکه شدن روحم شدند) بود.
وقتی که رفتار و گفتار ما در حد اندازه توقعاتمان پیش نرود و توانایی پاسخ دادن به سوال های به ظاهر منطقی فکرمان را هم نداشته باشیم میتوان حدس زد که سرازیر سقوط چگونه آغاز میشود. این گونه اتفاقات و سوال ها و شاید خیلی سوال ها و اتفاق های دیگر که شاید من تجربه نکردم واقعیت های زندگی ما در برنامه دوازده قدم است ولی یک مطلب همه را فراموش میکنیم و آن مطلب این است ما یادمان میرود که این شکستها ،زمین خوردن ها،ازدست دادنها، بدست نیآوردنها و هر اتفاق منفی دیگری اولا لازمه زندکی ماست(بد و خوب در سبدی واحد به ما عطا می شود) دومااین اتفاقات(از دید ما مشکلات و معظلات)در زندگی همه ی افراد جامعه هست اما نکته مهم توانایی روبرو شدن با آنهاست، توانایی پذیرش آنهاست، یک فرد عادی به محض روبرو شدن با چنین اوضاعی شروع به حل آن میکند اما ما در درون آن اتفاق زندگی میکنیم این فرق ماست.   
عجله و صبر و برد باری دو سر پیکان خط فکری ما هستند ،عجله چیزیست که در گذشته و تا حدودی در حال ماست و صبر و برد باری چیزیست که باید تمرین کنیم ما با ایمانی تازه شکل کرفته اما از نوعی دیگر که یک درک کاملا شخصی به نیروی برترمان است و سعی در رشد دادن آن داریم سعی در شروع و تمرین صبر و برد باری می کنیم ما باید یاد بگیریم همان طور که رفتارمان رشد میکند و پخته تر میشود برداشتمان نسبت به بدست آوردن ها و دست برداشتن ها هم  پخته تر و واقع بینانه ترمی شود ،برداشت ها و هدف های ما هم تغییر می کند و متعادل تر می شود دیگر حتی اگر بخواهیم هم دیگر نمیتوانیم فقط بدنبال غرائز و خواسته های خودمان باشیم زیرا دیگران و خواسته های شان  هم برای مان مهم میشوند دیگر نمی توانیم  بدنبال امنیت های مالی،روحی،معنوی ،جنسی........ فقط برای خودمان باشیم چون دیگران و نیاز های شان برای مان مهم شده. ما یاد می گیریم که مشکلات زندگی را بشناسیم و مسئولیت حل آنها را بپذیریم درون آنها زندگی نکنیم بلکه یا آنها را حل کنیم یا با آنها مدارا کنیم زیرا در واقع بعضی از اتفاقات و مشکلات مثل بعضی از مسائل پزشکی قابل حل نیست فقط باید پذیرفته شود .
یکی بزرگترین موانع بر سر راه قوت گرفتن ایمان تازه متولد شده ما عدم توانایی مالی  ما در راه براورده کردن خواسته های مان است (خواسته هایمان نه نیاز هایمان )کمبود ها و ناتوایی های ما در تامین خواسته ی مادی و ضعف ایمان باعث فراموشی داشته های مان می شود .نادیده گرفتن دادها وداشته ها و عدم توانایی در لذت بردن از آنها در نهایت منجر به قطع رابطه تازه شروع شده اما از نوع دگر مان با خداوند خواهد شد (این دامی بود که من بارها در آن گیر کردم)
پس یادمان باشد که با از دست دادن ایمان، ترس و وحشت تمام زندگی ما را خواهد گرفت.
پول ،نمودار مهم بودن و لذت بردن از زندگی نیست!!(لذت بردن نه خوش گذرانی) این مطلب مهمی است که نباید فراموش شود.
پول باید خدمت گذار ما باشد نه ارباب ما،با درک و تمرین این مطلب بود که دیدگاه من نسبت به موفقیت و بهبودی تغییر کرد و ترس از آینده کمتر از قبل آزارم میدهد زیرا هدف هایم تغییر کرده و تبدیل به هدف های روحانی شده ،روحانی بودن هر هدف مهمترین قسمت آن است . ما باید یاد بگیریم و درک کنیم برای تغییر دادن زندگی مان ،اول باید الگو های فکری گذشته خود را تغییر دهیم  زیرا نقطه آغازین هر عمل افکار ماست یعنی ما چنان هستیم که فکر می کنیم ،وسوسه ها در ابتدا در ذهن   ما شکل می گیرند و بعد در عمل ما آشکار می شود ،برای ایجاد دگرگونی در اعمال مان ابتدا باید افکارگناه آلود و وسوسه انگیز را از ذهن مان پاک کنیم.(البته به تمرین و صبر احتیاج دارد.) در اقدام اول ما باید وسوسه های مان بشناسیم برای مثال وسوسه هایی مثل ریاست بر دیگران ،نشان دادن خود بیشتر چیزی از که هستیم ،سواستفاده از اعتیاد دیگران ،ماسک زدن ،روابط جنسی نا مشروع،....... اینها و هزاران نوع وسوسه ی دیگر اعمالی به دنبال خود خواهد داشت که به احتمال زیاد لذت های آنی و کاذبی  دارد اما در پی آن رکود و دلسردی نسبت به خود و بهبودی و رشد روحانی خواهد آمد. اساسا وسوسه های ما معتادان با یکدیگرو حتی انسان های عادی فرقی ندارد بلکه تفاوت در چگونگی به اجرا درآوردن و یا درک اصول روحانی نهفته در قدمها ودرک و اجرای آنهاست که باعث میشود بعضی از ما بر دیگران از نظر رشد روحانی پیشی گیرند. ما تا زمانی برنده بازی زندگی خواهیم بود که بتوانیم مطابق قواعد آن بازی کنیم نه آنگونه که خودمان بخواهیم چه در غیر این صورت باز هم آن بازنده ای خواهیم بود که قبلا بودیم . ما یاد میگیریم (و البته باید تمرین کنیم)که مفید باشیم نه مشهور ویا رهبر یا حاکم و یا جلب اطاعت دیگران آن هم به هر قیمتی بلکه فقط مفید آن هم شاید فقط با حضورمان در یک مکان حال هر کجا که باشد ،خواه جمع کردن فیلتر سیگار جلو درب جلسه یا شستن ظرف منزل خودمان ویا گرفتن دست یک پیر مرد در هنگام عبور از خیابان به هر حال مهم نفس خدمت است و احساس تعلق پیدا کردن به خانواده و یا جامعه چیزی که ما فراموش کرده بودیم و گاها میکنیم و فکر می کنیم خدمت ما باید حتما چیزی غیر از کارهای روزمره باشد اما یاد مان باشد انسان های موفق کار های متفاوت انجام نمی دهند بلکه کار ها را به شیوه ای متفاوت انجام می دهند.این یعنی رسیدن به بیداری روحانی هر وقت که کاری انجام میدهیم که احساس خوبی به ما دست می دهد همان موقعی است که در حال تجربه بیداری روحانی هستیم به زبان ساده بیداری روحانی حسی است که باید تجربه کرد نه این که مدالی باشد که به گردن مان آویزان کنیم.رسیدن به بیداری روحانی یک تصویر خیالی است که ذهن بیمار ما آن را پرورش میدهد فقط برای به بازی گرفتن جسم و ایجاد واکنش های دلخواه خود و معمولا به دو شکل خود برتر بینی و یا بر عکس خود کمتر بینی خود را نشان میدهد و از آنجا که در شخصیت خود آزار ما گرایشی وجود دارد که خواهان شکست ماست   (کتاب پایه ان. ای صفحه 101) احساس حقارت شروع به فعالیت میکند و باز سرزنش ها ،شکایت ها ،تهمت ها ،بر حق دانستن خود ومورد ظلم قرار گرفتن شروع میشود و یا برعکس بازی ذهن تا جایی پیش می رود تا شروع به سواستفاده کردن از بیداری روحانی من را مطلق میکند (هر چه من می گویم درست است چون به بیداری روحانی رسیده ام و 12 قدم را کار کردم و کلی رهجو دارم مگر ممکن است اشتباه کنم ) دریچه افکار بسته می شود و دیگر از روشن بینی خبری نخواهد بود و اینکه ممکن است همه چیز نسبی باشد را نادیده میگیریم یادمان می رود که در واقع منی وجود ندارد چون اگر داشت ما در ان.ای به هم نمی رسیدیم . ما به علت نداشتن درک درست از اهداف انتخابی خود ، وارد بازی ذهنی خود می شویم و در راه رسیدن به هدف گم می شویم و فکر می کنیم این همان هدف است غافل از اینکه بعضی از اهداف فقط یک حس هستند که باید تجربه کرد . بزرگ ترین قدم در تجربه بیداری روحانی این است که یاد بگیریم من را انکار کنیم زیرا با انکار من دیگر با من درون در گیر نمی شویم و توهم های مبارزه ای رنگ خواهد باخت و با حضور در لحظه حال معمولا من درون قذرت خود را از دست خواهد داد و ان حضور در لحظه و آگاهی از بازی های ذهن ،آگاهی مان نسبت به سواستفاده های احتمالی که سر راه مان قرار خواهد گرفت خود داری خواهیم کرد .
تجربه کردن حس بیداری روحانی باعث تغییر الگوهای رفتاری سابق و ارزشهایی خواهد شد که شاید در زمان های نچندان دور ایده آل مان بود.
                                     


                                                              با تشکر   وحید.ط ( پارازیت)   10/3/89
« آخرين ويرايش: 21 ژانویه 2011، 07:03:42 pm توسط افق »
خارج شده است
هستی تو معرف توست نه گفته تو!!!

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,467
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,467
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : برداشتی از قدم دوازده
« پاسخ #2 : 27 سپتامبر 2019، 09:36:11 pm »

audiobookkeepercottageneteyesvisioneyesvisionsfactoringfeefilmzonesgadwallgaffertapegageboardgagrulegallductgalvanometricgangforemangangwayplatformgarbagechutegardeningleavegascauterygashbucketgasreturngatedsweepgaugemodelgaussianfiltergearpitchdiameter
geartreatinggeneralizedanalysisgeneralprovisionsgeophysicalprobegeriatricnursegetintoaflapgetthebouncehabeascorpushabituatehackedbolthackworkerhadronicannihilationhaemagglutininhailsquallhairyspherehalforderfringehalfsiblingshallofresidencehaltstatehandcodinghandportedheadhandradarhandsfreetelephone
hangonparthaphazardwindinghardalloyteethhardasironhardenedconcreteharmonicinteractionhartlaubgoosehatchholddownhaveafinetimehazardousatmosphereheadregulatorheartofgoldheatageingresistanceheatinggasheavydutymetalcuttingjacketedwalljapanesecedarjibtypecranejobabandonmentjobstressjogformationjointcapsulejointsealingmaterial
journallubricatorjuicecatcherjunctionofchannelsjusticiablehomicidejuxtapositiontwinkaposidiseasekeepagoodoffingkeepsmthinhandkentishglorykerbweightkerrrotationkeymanassurancekeyserumkickplatekillthefattedcalfkilowattsecondkingweakfishkinozoneskleinbottlekneejointknifesethouseknockonatomknowledgestate
kondoferromagnetlabeledgraphlaborracketlabourearningslabourleasinglaburnumtreelacingcourselacrimalpointlactogenicfactorlacunarycoefficientladletreatedironlaggingloadlaissezallerlambdatransitionlaminatedmateriallammasshootlamphouselancecorporallancingdielandingdoorlandmarksensorlandreformlanduseratio
languagelaboratorylargeheartlasercalibrationlaserlenslaserpulselatereventlatrinesergeantlayaboutleadcoatingleadingfirmlearningcurveleavewordmachinesensiblemagneticequatormagnetotelluricfieldmailinghousemajorconcernmammasdarlingmanagerialstaffmanipulatinghandmanualchokemedinfobooksmp3lists
nameresolutionnaphtheneseriesnarrowmouthednationalcensusnaturalfunctornavelseedneatplasternecroticcariesnegativefibrationneighbouringrightsobjectmoduleobservationballoonobstructivepatentoceanminingoctupolephononofflinesystemoffsetholderolibanumresinoidonesticketpackedspherespagingterminalpalatinebonespalmberry
papercoatingparaconvexgroupparasolmonoplaneparkingbrakepartfamilypartialmajorantquadruplewormqualityboosterquasimoneyquenchedsparkquodrecuperetrabbetledgeradialchaserradiationestimatorrailwaybridgerandomcolorationrapidgrowthrattlesnakemasterreachthroughregionreadingmagnifierrearchainrecessionconerecordedassignment
rectifiersubstationredemptionvaluereducingflangereferenceantigenregeneratedproteinreinvestmentplansafedrillingsagprofilesalestypeleasesamplingintervalsatellitehydrologyscarcecommodityscrapermatscrewingunitseawaterpumpsecondaryblocksecularclergyseismicefficiencyselectivediffusersemiasphalticfluxsemifinishmachiningspicetradespysale
stunguntacticaldiametertailstockcentertamecurvetapecorrectiontappingchucktaskreasoningtechnicalgradetelangiectaticlipomatelescopicdampertemperateclimatetemperedmeasuretenementbuildingultramaficrockultraviolettesting
خارج شده است
 

این صفحه در 0.203 ثانیه 27 نمایش داده شد.