انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

آرامش آن است که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست
.
پس : لحظه هایت آرام



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...  (دفعات بازدید: 34641 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #45 : 21 نوامبر 2010، 09:36:00 am »

در یا دیوار   اگر در زندگی خود بسته باقی بمانید، مرده اید. درست مثل اینکه وقتی می شود به تمام پهنه آسمان نگاه کرد، شما از یک سوراخ کلید به تماشا مشغول شوید. البته از یک سوراخ کلید می توان قدری از آسمان را دید، گاهی درخشش نور آفتاب و گاهی چشمک زدن یک ستاره. ولی شما تمام زیبایی را از دست دادید. این دستور برای باز شدن شما است. امتحان کنید.
زمان: هرشب قبل از رفتن به خواب
مدت: بیست دقیقه
مرحله اول: دیوار باشید
وسط اتاق بنشینید و به دیوار نگاه کنید. روی آن تمرکز کنید. فقط روی دیوار. خودتان را مثل یک دیوار فرض کنید. دیواری که در ندارد. هیچکس نمی تواند از شما عبور کند و واردتان بشود. یک دیوار کاملاً بسته. بگذارید این حالت را عمیقا در درون خود حس کنید. مثل یک دیوار محکم باشید. مثل دیوار چین.
این کار را برای ده دقیقه انجام دهید. سعی کنید تا می توانید سفت و بسته باشید. در این مرحله ممکن است بدنتان شروع به لرزیدن کند یا احساس خشم و عصبانیت در شما بروز کند. نگران نباشید. بگذارید این خشم و نگرانی را بخوبی مشاهده کنید.
مرحله دوم: یک در باشید
حالا به در اتاق نگاه کنید و رو به آن بنشینید. بهتر است در را باز کنید تا حس آن را بهتر بگیرید. احساس کنید به یک در تبدیل می شوید. دیگر دیوار نیستید. فقط یک در. هرکسی می تواند از این در وارد شود، حتی نیازی به در زدن نیست. خودتان هم می توانید بیرون بروید. کاملاً آزاد. بلند شوید و بایستید. اجازه بدهید بدنتان کاملاً باز و آزاد باشد. احساس کنید که انرژی شما به سوی بیرون از اتاق درحال جریان است. حس کنید انرژی شما به بیرون حرکت می کند و انرژی دنیای بیرون نیز در شما جریان دارد. برای ده تا بیست دقیقه این حالت را ادامه دهید.
مرحله سوم: بخوابید
در آخرین مرحله به رختخواب بروید و بخوابید.
این دستور را برای سه ماه انجام دهید. در سومین هفته به شکل عجیبی احساس باز بودن می کنید. اما باید مراقبه را ادامه دهید. با این مراقبه انرژی دیگران را نیز بخوبی حس خواهید کرد. وقتی این تمرین در وجود خودتان جای گرفت، موقعی که در خیابان از کنار کسی عبور می کنید، با خود حس می کنید که این شخص در است یا دیوار؟ حالا شما درباره کسی که می بینید یک درک درونی دارید. وقتی بخواهید با افراد ارتباط برقرار کنید، موقعی که دیوار هستند جلو نمی روید چون هیچ نتیجه ای عاید نمی شود. افراد در طول روز بارها تبدیل به در یا دیوار می شوند. گاهی خشمگین و عصبانی هستند و حوصله ندارند و گاهی باز و پذیرا هستند. وقتی با فرزندتان ارتباط برقرار کنید، که در است. چون در آن موقع به حرفتان گوش می کند. وقتی دیوار است، بهتر است اصلاً مزاحم او نشوید.
اوشو: کتاب " میل برای ناممکن ها"
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #46 : 21 نوامبر 2010، 09:37:01 am »

اینم برای اون عده که فکر می کنن مراقبه روش و حالت و دلیل خاصی می خواد و انها از اون دورند ....
.
.
.
 مراقبه با سیگار   مقدمه  شاید این عنوان برای مراقبه قدری عجیب و غیرعادی به نظر برسد. اما اوشو اعتقاد دارد که می‌توان با هر چیزی مراقبه کرد. بنابراین اجرای این دستور را برای سیگاری‌های توصیه کرده است. با کمک این مراقبه می‌توان مصرف سیگار را به اندازه قابل توجهی کاهش داد. اگر به افراد سیگاری دقت کنید مشاهده می‌کنید که در اغلب مواقع سیگار کشیدن آنها فقط از روی عادت است و شخص لذتی از سیگار خود نمی‌برد انگار فقط وظیفه دارد تا هوا را کثیف کند و بقیه را آزار بدهد.
تذکر مهم: این مراقبه برای آن نیست تا افرادی که سیگاری نیستند بخواهند آن را تجربه کنند. این دستور فقط برای سیگاری‌ها است تا بتوانند با کمک آن سیگار خود را کاهش دهند چون کشیدن سیگار فراوان برای آنها نوعی عادت شده است.
اوشو می‌گوید مردی به دیدن او می‌رود که سی سال تمام به طور مرتب سیگار می‌کشید. او بارها و بارها سعی کرده بود تا سیگار را ترک کند ولی موفق نشده بود. او حداکثر برای یکی دو روز سیگار را ترک کرده و بعد دوباره آنهم با شدت بیشتری شروع به کشیدن کرده بود. اوشو از او می‌خواهد تا کشیدن سیگار را به عنوان یک مراقبه انجام بدهد نه اینکه با آن بجنگد. مرد با هیجان از او می‌پرسد که چگونه باید آن را انجام بدهم؟ و اوشو این دستور را بیان می‌کند.
 دستور  وقتی پاکت سیگار را از جیبت در می‌آوری این کار را به آرامی تمام انجام بده. باید خود را کاملاً هوشیار و با توجه نگه داری. بعد یک نخ سیگار را از دواخل پاکت بیرون بیاور. این کار باید با توجه، آرامی و دقت فراوانی انجام شود. ( مقایسه کنید این طرز بیرون کشیدن سیگار را با روشی که به طور معمول اجرا می‌شود: با سرعت و توام با عصبانیت و عجله). بعد به آرامی در پاکت را ببند و آن را به داخل جیب لباست برگردان. موقع این کار به خوبی به صدای رفتن پاکت سیگار به درون جیب گوش کن. بعد سیگار را در دست بگیر. آن را بو کن. به شکل و ظاهر آن توجه کن. با دقت فراوان. بعد سیگار را در دهان بگذار و با دقت کافی آن را روشن کن. از تمام اعمالی که انجام می‌دهی لذت ببر. بعد اولین پک را با دقت و توجه تمام بزن. به دود سیگار و پخش شدن آن در هوا دقت کن. آن عمیقاً مشاهده  کن. این کار را هربار که قصد داری سیگار بکشی انجام بده.
اوشو می‌گوید این مرد بعد از سه ماه به دیدن من آمد و گفت که به سادگی سیگار را ترک کرده است. بعد اوشو به او می‌گوید که این کار را برای ترک عادتهای دیگر هم می‌توانی انجام بدهی.
آنچه مهم است خارج شدن از فرم اتوماتیک و خودکار در کارها است. وقتی کارهایمان را با حضور و توجه انجام می‌دهیم، هم از آن لذت می‌بریم و هم اینکه در انجام آن افراط نخواهیم کرد.
اوشو: کتاب مدیتیشن اولین و آخرین رهایی
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #47 : 21 نوامبر 2010، 09:37:26 am »

همه چیز در وجود شما بهم می رسند   این دستور، مراقبه ای است که باید در فضای طبیعت انجام شود.
دستور:
زیر یک درخت بنشینید. نسیم درحال وزیدن است و برگهای درخت تکان می خورند. جریان باد در اطراف شما می وزد و شما را لمس می کند. اجازه بدهید تا جریان باد به جای اینکه فقط از اطرافتان عبور کند از درون وجودتان بگذرد. چشمانتان را ببندید. در درون خود حس کنید که همانند همان درختی در زیرش نشستید برای عبور جریان باد، باز و پذیرا هستید. عبور باد را از درون خود حس کنید.
در این موقع همان حسی را که از تکان خوردن برگ درخت بوجود می آید، در درون خود حس می کنید. در این هنگام است که عبور جریان هوا را از تمام سلولهای بدن خود حس می کنید. عبور هوا از درون بدنتان فقط یک تصور ذهنی نیست بلکه واقعا اتفاق می افتد، فقط شما آن را از یاد برده اید. تک تک سلولهای بدن شما در حال نفس کشیدن هستند شما تنها تنفس از راه بینی را می شناسید. شما این واقعیت درونی را فراموش کرده اید. برای همین است که به شما می گویم زیر یک درخت بنشیند تا بتوانید این واقعیت را بیاد بیاورید.
این مراقبه در ابتدا به مانند یک تصویر سازی ذهنی به نظر می رسد ولی بعد از مدتی به واقعیت تبدیل می شود. بعد همین کار را با نشستن در زیر نور آفتاب انجام دهید. اینبار اجازه دهید تا نور خورشید از درون سلولهای بدنتان عبور کند. این مراقبه باعث می شود تا باز بودن را تجربه کنید.
غرور مانند یک سد بزرگ است. وقتی مغرورانه فکر می کنید که کسی هستید، دچار حالتی می شوید که چیزی از درونتان عبور نمی کند چون بسته هستید. در این هنگام منیت سد راه دریافت های شما می شود. اما برعکس وقتی خود را باز می گذارید، می بینید که درون وجودتان آنقدر باز و وسیع  است که نیروهای کیهانی چگونه از وجودتان می گذرند. در این هنگام نیروی هستی از درون وجودتان عبور می کند چون شما برای گذر آن آماده و مهیا هستید. به همین خاطر هنر تمام طریقتهای معنوی این است که به شما یاد بدهند تا چگونه خود را بسپارید و برای دریافت حقیقت باز و پذیرا باشید.
دستور مراقبه: باگوان شری راجنیش (اوشو)
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #48 : 21 نوامبر 2010، 09:37:47 am »

آگاهانه بخورید و بیاشامید   اغلب ما بسیار نا آگاهانه می‌خوریم و می‌آشامیم. مانند یک آدم ماشینی. اگر مزه آنچه که در حال خوردن آن هستیم به طور عمیق در وجودمان چشیدن نشود فقط شکم خود را پر کرده‌ایم.
با آرامش تمام بخورید و بیاشامید. نه اینکه فقط مواد عذایی را ببلعید. مزه غذا را بدون هیچ عجله‌ای حس کنید و با آن یکی شوید. مثل اینکه وقتی چیز شیرینی می‌خورید اجازه بدهید تا طعم شیرینی در تمام وجودتان رخنه کند. آن وقت است که واقعاً از مزه لذت می‌برید. در این حالت مزه غذا نه فقط در دهان و زبان، بلکه در تمام بدنتان لمس می‌شود.
استفاده از حس چشایی راهی قوی برای زنده کردن تمام احساسات بدن است. هرچیزی که می‌خورید، مزه آن را بخوبی حس کنید چون در غیر این صورت تمام حسهای بدنتان مرده می‌شوند. این امر موجب می‌شود تا بتدریج تمام احساساتان دچار ضعف شود و همه انرژی بدنتان در ذهن و مغز متمرکز شود.
همین امر در موقع نوشیدن نیز صدق می‌کند. وقتی آب می‌نوشید سردی آن را بخوبی حس کنید. چشمان خود را ببندید. آب را مزه کنید. سردی آب را که به بدنتان منتقل می‌شود دریافت کنید در این زمان است که سردی آب جزئی از وجودتان می‌شود.
این مراقبه به شما کمک می‌کند تا هم حسهای خود را تقویت کنید، هم از آنچه می‌خورید لذت ببرید و هم اینکه سلامت بمانید.
اوشو: کتاب راز
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #49 : 21 نوامبر 2010، 09:38:19 am »

تغییر الگوهای فکری   وقتی احساس می کنید که درحال قضاوت، حسادت، طمع یا امثال آنها هستید می توانید از این دستور استفاده کنید.
 مرحله اول: نفس خود را عوض کنید  هروقت می خواهید الگوهای فکری کهنه خود را تغییر دهید، بهترین راه استفاده از نفس است. تمام عادتهای ذهن به تنفس مربوط هستند و با تغییر نوع نفس، شکل آنها عوض میشود. برای این منظور به طور عمیق نفس خود را خارج کنید. شکم را به داخل بکشید و هنگامی که نفس را خارج میکنید، در ذهن خود مجسم کنید که الگوی فکری ناپسند از شما دور میشود. به محض اینکه به نفس کشیدن خود دقت می کنید و آن را تغییر می دهید، فکر و قضاوت ناپدید می شود.
 مرحله دوم: حالا هوای تازه را عمیقا وارد ریه های خود کنید  این کار را دو سه بار انجام دهید و ببینید چه اتفاقی می افتد. احساس تازگی عجیبی در شما پیدا میشود. تفکر منفی و ناپسند شروع به ناپدید شدن می کند. وقتی این کار را انجام میدهید، مشاهده می کنید که ذهن به جای دیگری حرکت می کند.
   این دستور ساده را بکار ببرید و از نتیجه آن شگفت زده شوید.  با خواسته ها نجنگید   تانترا توصیه می‌کند وقتی خواسته‌ای در درون شما نمود پیدا می‌کند با آن نجنگید. جنگیدن با خواسته‌ها، عملی کشنده است. در واقع هیچکسی نمی‌تواند با خواسته‌ای بجنگد چون این کار نبرد کردن با خودتان است. چنین کاری باعث می‌شود تا شخصیتی شیزوفرنیک پیدا کنید. خوب، اگر با خواسته نجنگیم پس چه کنیم که بنده و قربانی آن نشویم؟
روش تانترا بسیار هوشمندانه است. وقتی خواسته‌ای در شما نمود پیدا کرد، باید از همان لحظه اول پدید آمدن خواسته به آن هوشیارانه نگاه کنید. با تمام اگاهی و هوشیاری خود به آن نگاه کنید. حس کنید تمام وجودتان به نگاهی تبدیل می‌شود که در حال نگریستن به موضوع است. با همه اجزاء وجودتان شاهد باشید. از شاهد جلو نزنید. همه آگاهی خود را به سوی خواسته درحال نمو معطوف کنید.
این روش بسیار ساده است ولی نتایج آن شگفت آور است.
با این نگرش و با کمک این دستور بذر خواسته‌ها در ابتدای رشد سوزانده می‌شوند بدون اینکه کشمکش و نزاعی در درون وجودتان رخ داده باشد. فقط یک نگاه عمیق به خواسته در حال شکل گیری و بعد ناپدید شدن آن به سادگی. وقتی خواسته‌ها بدون جنگ و نزاع شما را ترک می‌کنند انرژی بسیار خوبی از خود به جا می‌گذارند.
اوشو: کتاب راز
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #50 : 21 نوامبر 2010، 09:39:08 am »

افکار خود را بنویسید   هرکسی که گوش دارد، می تواند بشنود ولی این به این معنی نیست که می تواند بدرستی گوش کند. برای گوش کردن ابزار دیگری لازم است چیزی غیر از داشتن گوش. برای گوش کردن باید در درون شما سکوت، آرامش و صلح وجود داشته باشد. آنچه در پشت این گوشها قرار دارد، قلب است نه ذهن.
ذهن، شما را کر می کند. البته ممکن است واقعا کر نباشید ولی از آنچه می شنوید چیزی را واقعا گوش نمی کنید. ذهن شما مثل یک اتاق مذاکره شلوغ و پرازدحام است.
برای انجام این مراقبه گاهی وقتها در اتاق خودتان بنشینید، در را ببندید و اجازه بدهید هرچیزی که در ذهنتان می گذرد روی کاغذ بیاید. اصلا سعی نکنید نوشته های خود را اصلاح یا ویرایش کنید. چون قرار نیست آنها را به کسی نشان بدهید. بنابراین فقط هرچیزی را که در ذهنتان وارد می شود بنویسید.
وقتی به نوشته های خود نگاه می کنید تعجب می کنید. در عرض ده دقیقه می بینید که این نوشته ها مال یک آدم عاقل نیست! ذهن شما، ذهن یک مجنون است!
شما در طول زندگی یاد گرفته اید که یک طوری روی این افکار دیوانه وار را بپوشانید و نگذارید کسی بفهمد که درون شما چه خبر است. البته در این کار متخصص شدید. طوری که نه فقط اجازه نمی دهید دیگران از افکارتان باخبر شوند، بلکه یاد گرفتید خودتان هم از آن بی خبر بمانید.
همین شلوغی ذهن است که اجازه نمی دهد چیزی را گوش کنید. شما فقط شنونده هستید. از گوش کردن خبری نیست. گوش کردن نیاز به درونی ساکت دارد.
اوشو: کتاب اوپانیشادها- فصل بیست و پنج
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #51 : 21 نوامبر 2010، 09:39:33 am »

تمرکز روی آتش   اصل اول: تنها چیزی که حتماً در زندگی همه ما اتفاق می‌افتد مرگ است.
اصل دوم: مرگ یک سیر است نه چیزی که در آخر زندگی به یکباره اتفاق بیفتد. مرگ همواره و به صورت تدریجی در حال رخ دادن است. مرگ و زندگی همانند دو پایی هستند که بر روی آنها راه می‌رویم. به عبارت دیگر مرگ و زندگی، روندی هستند که در هر لحظه درحال رخ دادن هستند. بگذارید اینطور بگویم: هر نفسی که فرو می‌دهید نشان زندگی و هر نفسی که خالی می‌کنید نشانی از مرگ است. این مراقبه کمک می‌کند تا شخص به مشاهده گری قوی تبدیل شود.
 دستور  مرحله اول
روی زمین یا صندلی بنشینید. اول چند بار نفس خود را عمیقاً خالی کنید. بعد چشمانتان را ببندید. یکبار دیگر به عمیقاً نفس خود را خالی کنید. موقع خالی کردن نفس چشمانتان را بسته نگه دارید. وقتی هوا را از ریه‌های خود بیرون می‌دهید، به دورن بروید. بعد نفس را پر کنید. موقع پرکردن نفس چشمانتان را بازکنید. به عبارت دیگر وقتی هوا به درون می‌رود با باز کردن چشمها، به بیرون بروید. این کار را برای پانزده دقیقه انجام دهید. با فروبردن نفس چشمها باز و با خارج کردن نفس چشمها بسته می‌شوند.
موقعی که نفس خالی می‌شود در درون شما فضایی خالی بوجود می‌آید. همین امر کمک می‌کند تا بتوانید به درون بروید. درست مثل زمان مرگ. شما از داخل خالی هستید پس جا و فضایی برای رفتن به درون وجود دارد. قسمت اول کمک می‌کند تا بخوبی ریلکس شوید.
مرحله دوم
دراز بکشید. خود را مثل یک مرده فرض کنید. در نظر بگیرید آنچه روی زمین افتاده جسد شما است. بعد توجه خود را به سوی درون معطوف کنید. حس خود را به سوی انگشتان پاهایتان ببرید. در این زمان تصور کنید، آتشی از سوی پاهایتان شروع می‌شود و بدنتان شروع به سوختن می‌کند. همانطوری که آتش بالا می‌آید، بدنتان می‌سوزد و ناپدید می‌شود. سوختن جسم و جسد را از پاها آغاز کنید و ادامه دهید تا تمام بدن را شعله ور و ناپدید ببینید. آنچه در آخر باقی می‌ماند چیزی جز خاکستر نیست.
در این مراقبه شما مانند شخصی که از بالای تپه در حال مشاهده ماجرا است نقش بازی می‌کنید. فقط مشاهده کنید. برای اینکه از این روش نتیجه بسیار خوبی بگیرید باید آن را بمدت سه ماه انجام دهید. طبیعی است هر بار در انجام آن عمیقتر می‌شوید.
اوشو: کتاب راز
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #52 : 21 نوامبر 2010، 09:40:11 am »

صدای خود را پیدا کنید   نوع مطلب : مراقبه های اوشو ،
همه ما در ابتدا صدای خود را داشتیم. منظورم از صدا این است که در زمان بچگی براساس نگرش درونی و میل باطنی مان حرف می زدیم. وقتی بزرگتر شدیم و به مدرسه رفتیم، به جای صدای خودمان، یاد گرفتیم که با صدای معلم هایمان، پدر و مادر یا کسانی که نقش والد ما را داشتند حرف بزنیم. اگر می‌خواهید تا صدای واقعی خود را پیدا کنید از این تمرین استفاده کنید.
به درون خود نگاه کنید. ببینید وقتی حرف می زنید صدای چه کسی را می شنوید؟ صدای پدرتان؟ صدای مادر؟ گاهی صدای پدربزرگ، گاهی مادر بزرگ و گاهی معلم هایی که سالها قبل داشتید، گاهی صدای همسایه. تنها چیزی که به سختی می‌توان آن را پیدا کرد صدای خودتان است. همیشه در زندگی به شما گفته شده است که به حرف بزرگتر، به حرف پدر و مادر گوش کنید. ولی کسی تابحال به شما نگفته که به قلب و دل خودتان گوش کنید.
در واقع آنچه از صدای واقعی‌تان بگوش می رسد فقط ناله ضعیفی است که لابلای صداهای اطرافتان گم شده است. برای شنیدن صدای خودتان باید اول از شر این صداهای مزاحم خلاص شوید. در این هنگام است که می توانید در درونتان سکوت و آرامش را تجربه کنید و بعد از شنیدن صدای خودتان تعجب کنید و لذت ببرید.
در این دنیا مردمی که در رحمت و سعادت زندگی کردند کسانی بودند که با صدای واقعی و درونی شان حرف زدند.
مرحله اول: لطفاً بفرمایید اینکه در حال حرف زدن است، کیست؟
در هرکاری که مشغول انجامش هستید، فکر می کنید، تصمیم می گیرید یا امثال آن، از خود بپرسید " این حرف یا عمل از من می آید یا از کس دیگری؟ واقعاً در درون من چه کسی  در حال حرف زدن است؟ "
وقتی گوینده صدا را شناختید تعجب می کنید. می بینید این صدا درست همان صدای مادر یا پدرتان است. یافتن صاحب صدا اصلاً سخت نیست. صداها درست عین یک نوار ضبط صوت در ذهن شما وجود دارند. همان حرفها، همان توصیه ها و دستورات، همان نصیحت ها.
نیازی به جنگیدن با این صداها ندارید. آنچه مهم است همین است که شما بفهمید که این صدای شما نیست. موضوع حرف و صدا هرچه باشد، خوب یا بد، می دانید که این صدای شما نیست. این اولین قدم برای یافتن معصومیت بچگی است. شما به اندازه کافی به این صداها گوش کردید که حاصلی برایتان نداشته است.
مرحله دوم: خیلی ممنون..........خداحافظ
وقتی صدا را شناختید از شخص صاحب صدا تشکر کنید و بخواهید که برود و بگذارد تا شما تنها بمانید. به یاد داشته باشید کسی که آن صدا را به شما داده، دشمنتان نبوده و قصد بدی نداشته اما در حال حاضر قصد و نیت او اصلاً مهم نیست .
وقتی از آن صدا می خواهید تا برود و شما را راحت بگذارد، بند بین شما و صاحب آن صدا گسسته می شود. آن صدا شما را در کنترل خود داشت چون شما هم فکر می کردید که آن صدا، صدای خودتان است. وقتی این تمرین را مرتب انجام دهید به سرعت از دست صداهای مزاحم درونتان خلاص می شوید و سکوت را در دلتان تجربه می کنید.
اوشو: کتاب " یاغی"
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #53 : 21 نوامبر 2010، 09:40:33 am »

فکر و تمرکز خود را عوض کنید   بودا به شاگردان خود می گفت: وقتی اندیشه جدیدی  در ذهن شما نقش می بندد یا در حال ظهور است، برای رهایی از آن، باید فکر خود را اذعان کنید. به این معنی که در درون خود تکرار کنید : " الآن یک فکر جدید در درون من درحال شکل گرفتن است" . فقط  همین را در درون خود به یاد داشته باشید . گاهی ممکن است با خود تکرار کنید : " الآن این اندیشه در حال محو شدن است"
این روش بسیار ساده و زیبا است. فرض کنید در حال عبور از خیابان هستید. یک خودروی گران قیمت و زیبا از کنار شما عبور می کند که بدتان نمی آید مالک آن بودید. در این حالت با خود تکرار کنید: " من یک ماشین مدل ....دیدم و در حال حاضر دوست دارم که یکی از آن را داشته باشم"
اگر بتوانید روزهای اول این تمرین، جمله ها را با صدای بلند تکرار کنید خیلی بهتر است. بعد به خواسته و جمله ای که اذعان کردید توجه کنید. وقتی به اندازه کافی در قسمت اذعان و توجه مهارت پیدا کردید دیگر لازم نیست جمله ها را با صدای بلند بیان کنید.
یک مثال دیگر : فرض کنید در حال عبور از خیابان، بوی غذای یک رستوران شما را به هوس می اندازد. همین خواسته و فکر را که در شما حضور پیدا می کند با خود اذعان کنید.
بودا می گوید: در زندگی خود به هرچه اتفاق می افتد توجه کنید. توجه کنید وقتی که فکر در شما ظاهر می شود و بازهم توجه کنید وقتی که فکر در شما ناپدید می شود. در هردو حالت توجه کنید.
با این تمرین بعد از مدتی به جایی می رسید که می توانید تجلی و محو شدن خواسته های خود را به وضوح مشاهده کنید. ببینید که شما و وجودتان چیزی غیر از این خواسته های گذرا هستید. خواسته ها مثل سایه ای می آیند و می روند و شما همانطور در جای خود باقی هستید. به این بازی افکار و خواسته ها در درون خود توجه کنید. اجازه دهید تا فضای خالی بین آمدن و رفتن خواسته ها را تجربه کنید. این فضا، خلاء بسیار زیبایی است و کسی که در خلاء ایستاده است شما هستید.
اوشو: کتاب رازها
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #54 : 21 نوامبر 2010، 09:41:12 am »

واقعی باشید   مدت مراقبه: هفت روز
همیشه به یاد داشته باشید، مهم نیست چه کاری انجام می‌دهید، ببینید آیا در مرکز هستید یا خیر؟ چون اگر چنین نیست بهتر است از انجام کار منصرف شوید. به شما بگویم: هیچ کسی نمی‌تواند شما را به انجام چیزی وادار کند.
وقتی چیزی برای شما اتفاق می‌افتد یا قرار است کاری را به انجام برسانید، اول برای مدت کوتاهی به انرژی خود دقت کرده و آن را متمرکز کنید. بعد به انجام کار مشغول شوید. لازم نیست به ظاهر لبخند بزنید، حس و انرژی خود را متمرکز کنید و وقتی کار ار از روی دل و جانتان انجام می‌دهید است که تمام سلولهای بدنتان لبخند می‌زند.
از لحظه بیدار شدن از خواب این را به یاد داشته باشید: واقعی باشید. برای هفت روز هیچ کار کاذبی انجام ندهید. هرچه که از دست رفت بگذارید برود. هرچه را هم از درون خود از دست دادید بازهم مهم نیست، بگذارید برود فقط واقعی بمانید. مطمئن باشید در پایان این هفت روز زندگی جدیدی را آغاز می‌کنید. این مراقبه به شما کمک می‌کند تا لایه‌های قدیمی خود را کنار بزنید و زندگی جدیدی را شروع کنید. این مراقبه باعث می‌شود تا دوباره متولد شوید.
هرکاری که دوست دارید را انجام بدهید ولی قبل از اجرای آن برای چند لحظه با خود فکر کنید: آیا این واقعاً شما هستید که در حال اجرای آن کار هستید یا این مادر و پدرتان است که به جای شما فکر می‌کند و می‌خواهد تا کاری بکند. چون یادتان باشد که مادر و پدر، جامعه، عادتهای قدیمی و امثال آنها هنوز در درون شما هستند و آنها هستند که در بیشتر مواقع شما را از واقعی بودن دور می‌کنند. شما به ابزاری برای ارضاء کردن خواسته‌ها و نیازهای آنها تبدیل می‌شوید. بنابراین وقتی می‌خواهید کاری را انجام بدهید برای لحظه‌ای از خود بپرسید که آیا واقعاً این شما هستید که قصد دارید آن کار را انجام بدهید؟
برای مثال وقتی عصبانی می‌شوید آیا درست به همان فرمی عصبانی می‌شوید که پدرتان می‌شد؟ آیا همان عکس العمل‌ها از شما بروز می‌کند؟ من بارها و بارها تکرار این الگوهای مخرب را دیده‌ام که شخص اصلاً خودش نیست بلکه درست عین والدین مرده خود عمل می‌کند. بگذارید اینطور بگویم: شما عین پدرتان عمل می‌کنید، همسرتان مثل مادرش رفتار می‌کند و در نهایت توقع دارید در آرامش زندگی کنید! وقتی عصبانی می‌شوید دقت کنید چه کسی دارد به جای شما حرف می‌زند؟
همه این جنبه‌های دروغین را دور بریزید و راحت شوید. البته مدتی طول می‌کشد ولی ارزش دارد. خیلی زود نقابهای دروغین شما فرو می‌ریزند و می‌توانید چهره واقعی خود را مشاهده کنید............... واقعی باشید.
 اوشو: کتاب رازها
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #55 : 21 نوامبر 2010، 09:41:58 am »

مشکل را محو کنید   زمان مراقبه: برای مدت یک هفته، هروقت مشکلی داشتید.
دستور:
هر وقت به مشکلی برخورد کردید، به جای فکر کردن درباره آن، یک کاغذ و قلم بردارید و درباره مشکل خود بنویسید. این کار کمک می‌کند تا بتوانید طی دوره‌ای هفت روزه به تدریج مسئله را حل کنید. وقتی در طول روز چند بار به یاد مشکل افتادید، بازهم همین کار را انجام دهید. تاثیر بسیار خوبی مشاهده می‌کنید.
اوشو: کتاب صحبت‌های اوپانیشاد
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #56 : 21 نوامبر 2010، 09:43:19 am »

بخدا این خیلی مهمه - خصوصا برای بچه های انجمن های دوازده قدمی ....
.
.
خواهش می نم دو هفته انجام بدین و تجربه بدین ....
.
 آهسته  اگر با سرعت زیاد راه بروید دچار مسمومیت می شوید. این مسمومیت شما را معتاد می کند. به همین دلیل است که افراد به سرعت رفتن معتاد می شوند. همین امر موقع رانندگی دیده می شود. در هنگام رانندگی تند و سریع ذهنتان شما را وادار به تند رفتن می کند. آزاد شدن مواد شیمیایی مختلف که در حین هیجانات ناشی از سرعت رفتن بروز می کند، اعتیادآور هستند. به همین خاطر دوست دارید تا پدال گاز را بیشتر فشار دهید.
وقتی آهسته حرکت می کنید، برعکس این حالت اتفاق می افتد. همان کاری که بودا می کرد. همان چیزی که من سعی می کنم به شما یاد بدهم. آهسته حرکت کنید. سعی کنید تا سرعت خود را کاهش دهید. سعی کنید به نقطه ای برسید که خواست سرعت در شما وجود نداشته باشد و دیگر میلی برای عجله نداشته باشید. در این حالت به آگاهی تازه ای دست پیدا می کنید.
 دستور:  سرعت خود را در هرکاری که می کنید کم کنید. به آهستگی غذا بخورید، آهسته راه بروید، به آرامی صحبت کنید و همین رومند را در تمام کارهای خود رعایت کنید. بزودی خواهید دید که تمانم کارهایی که انجام می دهید زیباتر و دقیقتر می شوند. دیگر دچار مسمومیت نمی شوید و آگاهی و هوشیاری شما در تمام کارها خود را نشان می دهد.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #57 : 21 نوامبر 2010، 09:44:19 am »

ببینین چقدر لطیف گفته شده و انجام شدنیه ....
.
.
 هفت راه برای شفافیت در بیان   مقدمه  در زندگی امروز كلمات و رفتار ما در بیشتر موارد گیج كننده اند و هنگام برقراری ارتباط با دیگران اوضاع را پیچیده و سخت میكنند. در بسیاری از حرفها و روابط خود به درستی نمیدانیم كه قصد گفتن چه چیزی را داریم و طرف مقابل نیز از بیان  خود چه منظوری را دنبال می كند. در  این  مقاله كوتاه  گفتاری از اوشو ملاحظه میكنید كه هفت راهكار كوتاه برای  شفافیت در بیان  را ارائه كرده است.
 فقط چیزی را بگویید كه از آن اطلاع دارید  اگر بخواهید واقعیت را بگویید، باید بگویم كه تقریباً حرفی باقی نمیماند كه بزنید! میتوان گفت نود و نه درصد از آنچه كه میگویید غیر واقعی است. البته فكر نكنید اگر دهانتان را بسته نگه دارید كار بزرگی كردید چون  این  فقط یك سكوت ظاهری است. ذهنتان در پنهان مشغول نشخوار كردن حرف است! سكوت واقعی وقتی شروع می شود كه حرف های واقعی بزنید. فقط درباره چیزی حرف بزنید كه می دانید درست است در غیر  این  صورت بهتر است ساكت بمانید. با  این  تصمیم دیگر چه چیزی برای  گفتن باقی میماند؟ خیلی كم.  این جاست آرام آرام، با كمتر این  تلاش، سكوت به سراغتان می آید.
وقتی حرف زیادی برای  گفتن نداشته باشید آنوقت ساكت می مانید و یاد می گیرید كه حرف دیگران را بشنوید. بعد از مدتی كم كم مكالمات درونی هم متوقف می شود. علت اصلی مكالمات درونی میل به بیان  حرفهای غیر واقعی در بیرون است. گوش دادن یك هنر است كه لازم است آن را یاد می بگیرید.
 به یاد داشته باشید: لبخندتان واقعی باشد  نگاه كنید به چند مدل دروغ می گویید؟ یكی از راههای دورغ گفتن لبخندهای غیر واقعی است. در واقع شما هیچ حسی از خنده و شادی در درونتان حس نمی كنید و در بیرون لبخند می زنید. خوب،  این  یك دورغ است.  این  دروغ نوعی بی مهری با لبهایتان است. اگر  این  كار را ادامه دهید آنوقت روزی می رسد كه مزه یك لبخند واقعی را از یاد می برای د. لبخند زدنتان برای   این  است كه می خواهید مردم از شما راضی باشند یا بچه خوبی باشید. اما اگر به جایی برسید كه لبخندتان هم دروغ این  باشد، آنوقت به چه چیز شما می شود اعتماد كرد؟
 خود را از شر كلمات دورغین  رها كنید  به چند میلیون شكل حرفهی بی ربط می زنید و بعد گرفتار می شوید؟ به كسی می گویید كه دوستت دارم یا چقدر زیبا شده ای یا فلان كار را برای ت انجام می دهم و بعد برای  خودتان دردسر، مسئولیت و توقع درست می كنید؟ چرا؟ چون شما چیزی را گفتید كه منظورتان و احساس واقعی تان نبوده است.
 در لحظه حرف بزنید  سعی كنید گاهی در بیان  خودتان از  این  عبارت استفاده كنید: " منظورم در  این  لحظه .................است" . كسی چه می داند لحظه بعد چه اتفاقی می افتد؟ چطور می شود برای  لحظات و ساعتهای  آینده حرف زد؟ حالتهای روحی و احساسی شما مرتب درحال تغییرند.
 قولهای بیخودی ندهید  بسیاری از قولهای شما بیخودی است. در واقع با  این  قولها كه ممكن است به سادگی با تغییر حال و احساستان بهم بخورد برای  خودتان دردسر درست می كنید و در طرف مقابل توقع بی جا بوجود می آورید. موقع قول دادن دقت كنید. خیلی وقتها فقط بخاطر قولی كه دادید در روابط خود نقش بازی می كنید تا نشان بدهید سر قرارتان هستید. خیلی وقتها در روابط عاطفی یا كاری با پایبندی ظاهری به قولی عبث، فقط از هم انتقام می گیریم. خیلی وقتها دوست داریم تا یار و شریك كار یا زندگی مان برای  مدتی هم كه شده از جلوی چشممان دور شود تا برای  مدت كوتاهی هم كه شده یاد قول احمقانه ای كه دادیم نیفتیم!
 منظورتان را با صراحت بیان  كنید  هیچ كسی نمی تواند شما را به گفتن حرفهای بیخودی مجبور كند. بنابر این  اگر چیزی را نمی فهمید یا گیج شدید بهتر است ادای آدمهایی كه همه چیز را می فهمند در نیاورید و با صراحت بگویید كه نمی فهمید یا از شخص بپرسید که منظورش دقیقاً چه چیزی است.
 شفاف باشید  آنچه مسلم است با گفتن حقیقت مقداری دچار دردسر و ناراحتی می شوید ولی تا بیرون آمدن از  این  وضع و تا وقتی مردم بفهمند شما چطور شخصی هستید قدری عذاب كشیدن لازم است. اگر  این  دستورات را برای  مدتی بكار ببرید خواهید دید كه به بلوغ درونی می رسید. با  این  دستورات به نوعی از صراحت دست پیدا می كنید كه باعث رشد و تعالی در زندگی تان می شود. اگر هنگام عصبانیت با تمام وجود عصبانی باشید مطمئن باشید قادر خواهید بود با تمام وجودتان هم ببخشید. وقتی نمی خواهید چیزی را به كسی بدهید به سادگی بگویید "نه من نمی خواهم  این  را بدهم" و سعی هم نكنید با دلیل آوردن خودتان را خوب نشان بدهید. یادتان باشد هر وقت جلوی رشد  این  الگوهای مخرب را بگیرید برای  سلامت خودتان كاری انجام دادید.
اوشو: كتاب نظم پنهان
 خالی مثل یک بامبو   آنچه در اینجا آورده می شود یکی از متدهای تولیپا برای مراقبه است. او به شاگردان خود می گفت: مثل یک بامبو خالی باشید و در راحتی و آرامش بنشینید.
یک بامبو در درون خود کاملا خالی است. در این مراقبه باید بنشینید و خود را مانند یک بامبو فرض کنید. ( من فکر می کنم برای ما ایرانیها تصور نی راحتر است م.). بنابراین باید فرض کنید که درون بدنتان مانند یک بامبو خالی است. پوست، استخوانها و خونی که دربدنتان جریان دارد همگی اعضاء بدن همین بامبو هستند که در درون تهی است. برای اینکه نتیجه خوبی بگیرید، زبان را به سقف دهان بچسبانید و کاملا بی حرکت باشید. با افکار خود کلنجار نروید و فقط شاهد آنها باشید. وقتی خود را مانند یک بامبوی خالی فرض می کنید ناگهان یک نیروی عجیب در شما حرکت می کند. یک بامبوی خالی تبدیل به یک فلوت می شود. فلوتی که در آن نوای ابدیت نواخته میشود.
این مراقبه یکی از زیباترین مدیتیشن ها است. لازم نیست هیچ کار خاصی انجام دهید. فقط اجازه بدهید تا به این بامبو تبدیل شوید و بقیه خودش اتفاق می افتد. شما همانند رحم زنی می شوید که یک زندگی جدید در آن تولد پیدا می کند. این مراقبه در ادامه روزی به جایی میرسد که بامبو هم ناپدید می شود.
 ایست   می توانید هرجایی این کار را انجام دهید. مشغول حمام کردن هستید؟ ناگهان به خودتان فرمان بدهید " بایست!" و همان موقع متوقف شوید. اگر این توقف برای یک لحظه کوتاه هم باشد، متوجه یک امر غیرعادی و جدید می شوید. خواهید دید که یک پدیده جالب در شما رخ می دهد. در این حالت برای لحظه ای به درون خود می روید. وقتی بدن می ایستد، ذهن هم برای لحظه ای متوقف می شود.
وقتی به خودتان دستور ایست می دهید، تنفس را هم متوقف کنید. در عین حال بدن هم نباید هیچ حرکتی انجام دهد. در این توقف کوتاه اجازه دهید تا برای لحظاتی رفتن به درون را تجربه کنید. همین لحظات کوتاه تماس با درون می تواند معجزه آفرین باشد.
مثلا قصد دارید یک لیوان آب بنوشید. وقتی لیوان را در دست گرفتید برای یک لحظه متوقف شوید. بگذارید لیوان همینطور در دستتان باقی بماند. از سوی دیگر عطش و میل به مصرف آب در درونتان وجود دارد. در همین حال متوقف شوید، بی حرکت و بدون نفس کشیدن به درون خود توجه کنید. عطش کمک می کند تا انرژی خود را به درون ببرید.
در این دستور به سه نکته توجه کنید. اول اینکه وقتی توقف کنید که یک میل و کشش درونی شما را به سوی انجام کاری سوق می دهد. دوم اینکه در مورد توقف کردن فکر نکنید، فقط توقف کنید. سوم اینکه صبر کنید و توقف را کامل و با توقف تنفس انجام دهید.
وقتی به شما می گویم بایستید، منظورم این است کاملا و با تمام وجود توقف کنید. هیچ چیزی حرکت نمی کند. مثل اینکه زمان هم ایستاده است.
 دنده خلاص   شخصی پرسید: برای من كار كردن و انجام مراقبه در یك روز تا حد زیادی سخت است. انگار بهتر است برای مدتی به سختی كار كنم و بعد به مراقبه بنشینم.
پاسخ: دلیل این امر كاركرد بخشهای مختلف مغز در زمانهای مختلف است. مثلاً به حل یك مسئله ریاضی مشغول می شوید. یك بخش مغز به حل مسئله می پردازد و بخش های دیگر استراحت می كنند. بعد از مدتی دلتان می خواهد شعر بخوانید. آنوقت قسمت دیگری از مغز به كار می افتد. معمولاً هركدام از قسمتهای مغز چیزی حدود چهل دقیقه كار می كنند و بعد نیاز دارند تا نوع عملكردشان عوض شود. عوض كردن نوع كار بعد از مدتی كه مغز با آن نیاز دارد خوب است. به عبارت دیگر این كار مثل عوض كردن دنده ماشین است كه به یك دنده خلاص نیاز دارید تا بتوانید از یك قسمت به قسمت دیگر بروید. در استفاده از دنده خلاص آنچه مهم است سرعت و روان بودن است. در اینجا روشی برای سرعت دادن به این كار ارائه می شود..
زمان: هروقت كاری را انجام می دهید و یكباره حس می كنید لازم است تا كارتان را عوض كنید. مثلاً مشغول مراقبه هستید و ناگهان به سرتان می زند تا كار دیگری انجام بدهید.
دستور: برای پنج دقیقه نفسهای عمیق بكشید. اما در این نفس كشیدن فقط به خالی كردن نفس فكر كنید. بگذارید بدن عمل دم را خودش انجام بدهد. فقط به خالی كردن فكر كنید. فكر كنید با عمل خالی كردن نفس هرآنچه را كه در ذهنتان قرار دارد بیرون میریزید. این كار را برای پنج دقیقه انجام دهید و بعد به كاری كه دوست دارید مشغول شوید.
این تنفس پنج دقیقه ای دنده خلاص شماست. یك راننده هر قدر هم ماهر باشد برای راه بردن ماشین باید از یك دنده به دنده دیگر برود و برای این كار برای یك لحظه هم كه شده باید از نقطه خلاصی دنده عبور كند تا بتواند به نقطه بعدی برسد. فقط، راننده ماهر با سرعت و به نرمی از نقطه خلاص رد می شود. با انجام این تمرین مشاهده می كنید كه به تدریج سرعت عبورتان از نقطه خلاص كمتر می شود و هنگامی كه به سراغ كار بعدی رفتید آن را با حضور بیشتری انجام می دهید.
اوشو: كتاب چكش زدن روی سنگ
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #58 : 21 نوامبر 2010، 09:44:39 am »

تلگرافی حرف بزنید   موقع حرف زدن فقط چیزی را که لازم است بیان کنید. درست مثل اینکه می خواهید یک تلگراف بزنید. فقط اجازه دارید ده کلمه را استفاده کنید.
به حرف زدن مردم دقت کنید. حتما تعجب می کنید. سوء تفاهم همه جا دیده می شود. شما یک چیز می گویید، بقیه چیز دیگری می فهمند. اگر مردم فقط پنج درصد مقدار فعلی حرف می زدند، دنیا محلی بسیار ساکت تر و صلح آمیزتر می شد. باور کنید فقط پنج درصد از آنچه می گویید برای بیان خواسته ها و منظورتان کفایت می کند.
وقتی تلگرافی حرف می زنید بیاد داشته باشید در بیان و استفاده از کلمات محدودیت دارید. این مراقبه را انجام دهید و با کمال تعجب مشاهده می کنید که در طول روز چقدر به حرف زدن کمی احتیاج دارید.
اوشو: کتاب آینده طلایی- فصل هفتم
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #59 : 21 نوامبر 2010، 09:45:17 am »

عجله  یک سوال: خیلی وقتها با وجودی که نیازی هم برای عجله کردن وجود ندارد، در هنگام انجام کارها هول هستم. مخصوصا موقع غذا خوردن. چرا؟
جواب: یک چیز دیگری مشغول خوردن شما است. در واقع یک نگرانی عمیق در درون وجودتان باعث این عجله کردن می شود. یک گرفتگی و سفتی درونی که اجازه نمی دهد رها و آزاد باشید.
 دستور:  دفعه بعد وقتی مشغول خوردن چیزی هستید نگاه کنید چه چیزی مشغول خوردن شما است؟ به همین صورت وقتی درحال عجله هستید فقط به آن نگاه کنید. آیا از جایی فرار می کنید؟ آیا سعی دارید از یک موقعیت حذر کنید؟ آیا سعی دارید از دیدن یک چیز ناراحت کننده در درون خود طفره بروید؟ آیا از چیزی نگران هستید که حتی حاضر به اذعان آن نیستید؟ آیا زخم کهنه ای را در لابلای برگها و گلها پنهان می کنید؟ تمام مردمی که درحال عجله کردن هستند، یک نگرانی عمیق را در درون خود مخفی می کنند. آنها حتی جرات مواجه شدن با آن را ندارند. اجازه بدهید تا این نگرانی خود را نشان دهد. اجازه دهید تا به سطح برسد و بتوانید آن را ببینید. با آن مواجه شوید و تا دچار حیرت شوید.
به یاد داشته باشید: وقتی با یک مشکل چهره به چهره روبرو می شوید، آن مشکل از مقابلتان ناپدید می شود.
برای درمان یک مشکل در دنیای درون، فقط یک راه وجود دارد: باید آن را بشناسید. هیج راه دیگری هم نیست. مشکل فقط وقتی وجود دارد که شما آن را سرکوب می کنید. اگر نگذارید تا در مقابل دیدتان قرار بگیرد، همجنان باقی می ماند. مردم روی مشکلات خود را می پوشانند و جای آن دائم در عجله هستند. در این عجله چیزی که اتفاق می افتد سرکوب کردن و مخفی شدن اصل داستان است.
 آزاد کردن گرفتگی های گلو و معده   این مراقبه کمک بزرگی برای خارج کردن گرفتگی های گلو و معده است. این مراقبه خصوصاً در مواقعی که به مشکلات مختلف زندگی گرفتار شده اید خیلی مفید است.
زمان: هروقت در معده و گلو احساس گرفتگی دارید
مدت: سه تا چهار هفته
 دستور  برای گلو: وقتی در گلوی خود احساس گرفتگی و چوب شدن دارید شروع کنید به درآوردن صداهای مختلف و بی معنی مثل زمزمه. هرنوع صدایی جواب می دهد. صدایی مثل " آهاهاهاها............."
حتی اگر می توانید شعر یا آواز بخوانید بلافاصله شروع کنید. دقت کنید تا صدا کاملاً از گلویتان بیرون بیاید.
 برای معده:چشمان خود را ببندید. دستهای خود را روی محلی که احساس درد و گرفتگی می کنید قرار دهید. بعد دستهای خود را به سوی بالا حرکت دهید و حس کنید همراه این حرکت تمام گرفتگی و دردی که در ناحیه معده جمع شده است را به سوی بالا حرکت می دهید و به گلو می رسانید. اگر لازم است با احساس ناخوشایندی که در معده جمع شده حرف بزنید و به او بگویید: " بیا بالا" . با این کار انرژی جمع شده در معده را به سوی بالا بکشید.
بعد از رسیدن احساسات به ناحیه گلو دستور اولی را که برای خالی کردن احساسات گلو گفته شد انجام دهید تا احساس جمع شده در معده به فرم صدا از گلو خارج شود.
تکرار روزانه دستور به مدت سه تا چهار هفته اثر خیلی خوبی در برطرف کردن درد و ناراحتی از این دوقسمت بدن دارد.
دستور مراقبه از اوشو
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org
 

این صفحه در 0.097 ثانیه 25 نمایش داده شد.