انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

فراموش کن چه کاری برای دیگران انجام داده ای ، بیاد بیاور که مردم با تو چه کرده اند.
    فراموش کن که دنیا به تو مدیون است ، بیاد بیاور که تو مدیون دنیا هستی.
    فراموش کن گذشته ات را . به یاد بیاور که وظایفت را در آینده انجام دهی.
.
دوستانت را ببین که مثل تو واقعی هستند و سعی کن به جای صورت آنها قلب آنها را ببینی و بدان آنها هم تشنه شادی و شعف هستند.
فقط داشتن اینها دلیلی برای زندگی نیست ، تو چه می توانی برای زندگی انجام دهی.
کتاب شکایتت را ببند ، از دست خداوند دنیا شکوه نکن و به آنها بیاندیش که بتوانی تخم شادی را در زمین بکاری و حتی یک روز هم شده این کار را انجام بده ،
.
- تا بتوانی متعادل و هوشیاری ات را بدست آوری
.
قانون #62



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: تمرین شکرگزاری و غلبه بر حسادت  (دفعات بازدید: 2136 بار)

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
تمرین شکرگزاری و غلبه بر حسادت
« : 03 نوامبر 2010، 08:46:01 pm »

اگه گاهی ما چه زود یادمون میره که قبل از این دوران سخت یه دوره آسونی و شادی رو سپری کردیم و چه قدر بده که همیشه تمام خوشی ها رو از آن دیگران می بینیم و اون وقت دو نتیجه حاصل میشه: ناشکری و حسد. اون وقت به جای این که تمام تلاشمون رو بر اهداف مون بگذاریم تمام وقت حواسمون رو جمع می کنیم که مبادا کسی یه کم بهش خوش بگذره و ما... این تجربه خیلی ها برای غلبه بر این دو تا صفته!

1- روزی پنج بار خدا رو شکر کردن.

2- دعای خیر برای اطرافیان.

3- تلاش برای رسیدن به هدف هامون.

4- تکرار عبارات تاکیدی
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : تمرین شکرگزاری و غلبه بر حسادت
« پاسخ #1 : 09 ژانویه 2014، 12:33:45 pm »

حس حسادت اخیرا در من گل کرده. ممنون از مطلب قشنگتون. خواستم بگم برای این نقص من دعا کنید. ناشکری هم که فراوان دارم. برای سلامت عقل خودم دعا میکنم. و از حسادت خودم اظهار عجز دارم و اونو به خدا میسپارم.
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +174/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : تمرین شکرگزاری و غلبه بر حسادت
« پاسخ #2 : 09 ژانویه 2014، 05:12:26 pm »

هیچوقت حتی فکرش رو هم نمی کردم حسادت در من وجود داشته باشه . قبل از این که با انجمن آشنا بشم وقتی در جمع دوستانم بودند و صحبتهایی که در مورد اشخاص غایب در جمع و حسادتهاشون بود ، ساکت گوش میکردم و خوشهال بودم که اصلا این حس در من وجود نداره و به نوعی حس تفاوت و برتری نسبت به اونا داشتم....از زمانی که وارد برنامه شدم و زمان این رو پیدا کردم که لحظاتی به خودم توجه کنم علاوه بر شگفتی های زیادی که به کشفش نائل شدم ، متوجه حسادتهای بسیاری در خودم شدم ...اوایل اونقدر برام سنگین بود که حتی از فکر کردن به اون فرار می کردم و حتی بیانش به راهنمایم هم برام سنگین بود ...حسادت برای من حسی سرشار از پستی و حقارت بود و باور این که به این شدت در من وجود داره خیلی وحشتناک بود...کم کم شروع به نوشتنش کردم و بیانش به خودم و فرار نکردن از اون...بعد دیدم این برام ارضا کننده نیست و آرومم نمیکنه...اولین بار به سختی یکیشو گفتم در حالی که به شدت زیبا ترش کرده بودم و نقش خودمو بسیار کمرنگتر جلوه داده بودم و با لحنی که من خیلی دارم لطف می کنم و این اعتراف رو انجام میدم...ولی کمک اصلی زمانی به من شد که برای اولین بار به دوستی که در موردی نسبت به اون دچار این حس شدم بیان کردم...دقیقا حالتم رو به خاطر میارم...خیس عرق کاملا قرمز شده و صدام به سختی در می اومد...ولی گفتنش معجزه ای برای من بود ...و بعد از اون در جلسات خانگی هم بیانش کردم....
این تجربه منه ...که احساسات حتما باید بیان بشن تا از بار و شدت اونها کم بشه و متعادل بشن...چون من هیچکدام از احساساتم تعادل ندارند...حالا هم حس حسادت به سراغم می آد ولی باهاش نمی جنگم ..می گذارم بیاد ..حسش میکنم قبول می کنم که همانند تمام انسانها من هم دارای اون هستم  اصلا هم ناراحت نمی شم و سرزنشش نمی کنم ( منظورم به میراست) و در مرحله آخر برای اون شخصی که این حس رو نسبت به اون داشتم صمیمانه دعا می کنم و برایش آرزوی موفقیت بیشتری دارم...........همین...تموم میشه ..و من هم دچار یه حس قشنگ به جای اون میشم  و جدا از این کارم لذت میبرم...چون این یک مهارته و من بهش دست پیدا کردم ..
خارج شده است

dfg8x5sdfy

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 161
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • abc659
Bank accounting personal work
« پاسخ #3 : 27 مه 2016، 10:08:42 pm »

Bank accounting work
 
1, speeding up the transformation of ideas< p > after 200X post adjustment, I was appointed as "8 executive accountant", in front of the new post, I have repeatedly warned that as soon as possible to locate the position, into the role, because the operating room does not allow people who do nothing. Relieved of the burden of some aspects of the management, I put focus on grasping the front desk operations and product marketing, especially on savings deposits and the related new product marketing, is clutching can not relax. In 200X, through serious study and understand I have a series of TUC, middle-level cadre meeting and our first "business analysis meeting," the spirit of the meeting, the new leadership unconventional, jump style development of new ideas both stimulate the enthusiasm of all operating room personnel, but also broadened my ideas for work. "Survival" pressure into motive force. In order to survive and develop in the theme of labor competition, increase the intensity of work,barbour pas cher, based on fully tap the potential of all aspects of the station, according to the actual situation, in the rapid development of the height, the director of my operating room and objective analysis of the face and other for the share of incremental deposits the gap in charge of accounting under the guidance of the detailed work plans and working ideas to follow for Party branch established "big development,zapatillas new balance baratas, big market, big marketing", in the land compensation fund collection, employee buy-out funds generation, to recover the lost payroll positions, group enterprise wage source and Yanzhou investors looking for a breakthrough point,air jordan homme, to consolidate and expand the business room for customers. The operating room as the accounting body, is the work of the whole line of the hub, is the entire line of accounting center. In order to improve our accounting management and accounting quality, we must start from the basic work of accounting office. In accordance with the requirements of the internal control system by to conduct a careful analysis of the operating room in different positions,sac goyard pas cher, different business types, to formulate and refine the responsibilities, adjust the rotation system, strict operation procedure, formulated the cashbox cash management methods and measures for the administration of the cashbox documents and measures for the Administration of securities business, vouchers and arranging the bookbinding method and accounting error assessment methods a series of regulations. Specifically on the cashbox cash, documents, key account and account were real-time monitoring,occhiali ray ban outlet, to ensure that there is a problem,scarpe hogan outlet, found in a timely manner, timely solve. At the same time,goyard pas cher, through the secondary distribution method are formulated and operating room personnel of pay for performance and the volume of business, complete the task of deposit, accounting quality and service quality, labor discipline and other content combined broke the allocation pot rice "" average ", and promote the improvement of the mission objectives of the completion and quality of service, the quality of accounting.
< p > in addition I actively involved in the upsurge of deposit reserve increase in suction to, class on deposits, class run deposit, with its actions inspire guide front desk clerk to improve awareness of deposit,timberland sito ufficiale, index of consciousness. And and comrades summarized "new customer service to attract, and old customers with the feelings of the firm" this experience, X in a 200X years deposit business room $1000 elderly clients password forgotten, I has four door handle the loss reporting >
 personal bank accounting work self appraisal
Related Articles:
 
 
   I don't tidy up the room, I was the mess room - Be
 
   Ma classic
 
   Funny mott
 
 
   I would like this perched on his castle, watching the time time quietly, flow like water. I do not know whether the traces of the years, has been hanging on my face, whether it has been engraved in my heart. I know that one day, my eyes no longer like snowflakes clear. A heavy snow over the years, will remember the snow behind the woman, once in the past, such as snow.
خارج شده است

visize

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,232
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
خارج شده است
 

این صفحه در 0.11 ثانیه 27 نمایش داده شد.