انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

تا دوری نزدیک نتوانی بود. اگر همیشه دور بمانی، عشق خواهد مرد. اگر همیشه نزدیک بمانی، عشق خواهد مرد.



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: هشدار جدی:آمار خودکشی در ایران!!  (دفعات بازدید: 1385 بار)

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
هشدار جدی:آمار خودکشی در ایران!!
« : 18 اكتبر 2010، 07:49:34 pm »

خودکشی گونه‌ای از کجروی های اجتماعی است؛ زیرا در چارچوب اصول و قواعد اخلاقی و اجتماعی اغلب کشورهای امروزی قرار نمی‌گیرد و از لحاظ دینی حرام و از نظر اخلاقی اجتماعی قبیح و ناپسند است اما همه اینها باعث نمی‌شود تا از کنار این آسیب اجتماعی به سادگی گذشت.

تحقیقات پایگاه داده های رسمی وزارت کشور تا سال 1385 نشان داده که از هر 10 نفری که اقدام به خودکشی می‌کنند هشت نفر از آنان قبلا نیت خود را مستقیم و غیر مستقیم و کلامی یا غیرکلامی اعلام می‌کنند.

طبق آمار پنج دهه اخیر روند تغییرات خودكشی در كشور ما عوامل گوناگونی را شامل می‌شود. طبق بررسی‌های به عمل آمده در سال‌های اولیه انقلاب هیچ آماری از خودكشی وجود ندارد، در سال‌های جنگ و حتی چند سال اولیه بعد از جنگ با افزایش بسیار اندک و نامحسوس خودکشی مواجه هستیم ولی نرخ جهشی خودکشی از سال 70 شروع می‌شود و تا سال 83 با افت و خیز به رشد خود ادامه می‌دهدتا اینکه در سال 80 و 84به اوج خود می‌رسد و دیگر بار شروع به نزول می‌کند.

با بررسی روند اقدام به خودكشی در دهه آخر كه آمار دقیقی از آن موجود است روند خودكشی روبه كاهش گذاشته است.

زنان بیشتر خودكشی می كنند یا مردان
اگر بخواهیم خودكشی را در ایران از نظر جنسیت بررسی كنیم باید گفت كه در ایران نیز مانند دیگر كشورها زنان در اقدام به خودكشی و مردان در خودكشی موفق بیشتر هستند به تعبیر دیگر در كشورهای دنیا معمولا زنان سه برابر مردان دست به خودكشی می‌زنند اما مردان سه برابر زنان در خودكشی موفق می‌شوند.

در ایران مردان حدودا دو برابر زنان خودكشی كامل دارند اما در استان‌هایی مثل ایلام، بوشهر، خوزستان، كهگیلویه و بویر احمد، فارس و كرمان نرخ خودكشی زنان بالاتر از مردان است. می‌توان اینگونه نتیجه گرفت كه در ایران فاصله نرخ خودكشی زنان با مردان در حال كم شدن است.

یكی از دلایل كم شدن فاصله نرخ مرگ‌ومیر زنان و مردان در اثر خودكشی نحوه انجام آن توسط زنان است در دهه‌های اخیر تعداد بسیار زیادی از خودكشی هایی كه توسط زنان انجام شده در اثر خودسوزی بوده است كه یكی از خشن‌ترین و كشنده‌ترین روش‌های خودكشی است كه درصد مرگ در آن بسیار بالاست.

این شیوه تا حد زیادی تحت تاثیر تقلید است چراكه در نواحی غرب و جنوب غربی كشور بیشترین درصد خودكشی موفق بین زنان از طریق خودسوزی بوده است در حالی كه در نواحی مركزی، شمالی و شرقی كشور روشهای معمول‌تری مانند استفاده از دارو و سموم یا حلق آویز كردن در اولویت است.

زنان متاهل اصلی ترین قربانیان خودكشی
نكته مهم دیگر كه در رابطه با خودكشی زنان و مردان مطرح می‌شود نقش ازدواج است برخلاف آنچه كه معمول است و گمان می‌رود ازدواج یكی از عوامل خطرساز برای زنان و برعكس عامل حفاظت‌كننده علیه خودكشی برای مردان در ایران است زنان متاهل از اصلی ترین و اولین قربانیان اقدام به خود كشی در ایران هستند. در مقابل می‌توان از بیكاری و اعتیاد به‌عنوان عوامل خطرساز برای مردان نام برد.

سن غالب خودكشی
از نظر سنی گروه غالب بی هیچ تردیدی نسل جوان كشور است. گروه بین 15 تا 30 سال بیشترین درصد خودكشی را به خود اختصاص داده است كه این ارقام بیانگر سردرگمی وناامیدی بخشی از نسل جوان نسبت به آینده شان است .

اكثر تحقیقات سن شروع غالب در بین زنان را حدود 15 سالگی و سن شروع غالب در بین مردان را 19 سالگی ذكر كردند. پایین ترین سن خودكشی گزارش شده 6 سال است. طبق آمارها سن خودكشی بعد از 30 سالگی رو به كاهش می گذارد. این آمار نشان دهنده جریان معكوس خودكشی در ایران نسبت به كشورهای غربی است چرا كه در غرب بیشتر افراد مسن و تنها اقدام به خودكشی می كنند.

اختلافات خانوادگی و فقر انگیزه های اصلی
در خصوص انگیزه اقدام به خودكشی دو موضوع اختلافات خانوادگی و فقر اقتصادی از مهم‌ترین انگیزه‌های خودكشی در ایران است و مسایل دیگری مثل بیماری‌های روحی و روانی، مسایل عاطفی، جلب توجه دیگران انگیزه های فرعی و جانبی هستند حتی دیگر انگیزه‌ها مثل ازدواج تحمیلی، طلاق، مسائل ناموسی زیرمجموعه این دو ریشه اصلی یعنی فقر اقتصادی و مشكلات خانوادگی هستند.

نهاد خانواده مسئول بیش از 90 درصد اقدامات خودكشی در ایران است، حتی اختلالات روان پزشكی مخصوصا افسردگی كه اولین و بیشترین علت خودكشی های روانی راتشكیل می دهد خود بازتابی از مشكلات محیطی و اجتماعی است.

اسلحه گرم، دارو یا حلق آویز كردن
شیوه های مورد استفاده برای خودكشی نسبت به نوع فرهنگ و مواد مورد دسترس متفاوت است. بعنوان مثال از آنجا كه در امریكا دسترسی به اسلحه گرم به آسانی میسر است نرخ خودكشی با اسلحه گرم بالاست. ولی مثلا در كشور چین اكثر اشخاص با استفاده از سموم آفات نباتی خودكشی می كنند.

از سوی شیوه های مورد استفاده بین زنان و مردان نیز متفاوت است. مردان بیشتر از شیوه های خشن مانند اسلحه گرم، حلق آویز كردن خود یا پریدن از بلندی خود را می كشند. شیوه و روش مورد استفاده در خودكشی در ایران به این صورت بوده است كه بیشترین شیوه استفاده در اقدام به خود كشی، استفاده از دارو است و بیشترین شیوه استفاده شده در خودكشی موفق عبارتند از دارآویختگی، خودسوزی و مسمومیت.

استفاده از اسلحه گرم به ندرت اتفاق می‌افتد، در مناطقی كه دسترسی به سموم كشاورزی آسان است مانند شمال ایران تعداد زیادی از افراد از سم دفع آفات نباتی و حیوانی استفاده كرده اند ولی جدیدترین شیوه استفاده از گچ ساختمانی است كه در پ‍ژوهشی به چهل مورد آن اشاره شده كه در استان لرستان اتفاق افتاده است به طور كلی شایع ترین روش اقدام به خودكشی در كشور ما سوء مصرف دارو و نادرترین روش اقدام به خودكشی افتادن زیر وسیله نقلیه و برق گرفتگی است.

جغرافیای خودكشی در ایران
از نظر جغرافیای خودكشی در ایران به‌نظر می‌رسد بالاترین نرخ خودكشی مربوط به غرب وجنوب غربی كشور است. نرخ خودكشی از غرب به شرق كمتر می‌شود. نكته قابل توجه دیگر نرخ خودكشی در استان سیستان و بلوچستان كه به نظر می‌رسد در طی دهه‌ها بدون تغییر باقی‌مانده باشد كه این خود نشان‌دهنده وضعیت و شرایط غیر معمول در این ناحیه است كه نیاز به بررسی و تحقیق دارد.

نرخ خودكشی در بین استان‌های مختلف
درخصوص نرخ خودكشی در استان‌های دیگر نیز می‌توان گفت كه بالاترین نرخ خودکشی متعلق به استان ایلام و بعد استان کرمانشاه است و پس از این دو استان با فاصله‌ی زیادی استان‌های لرستان، همدان، گلستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد، آذربایجان غربی،کرمان و کردستان دارای بیشترین موارد خودکشی ثبت شده هستند.

با آنکه تعداد موارد خودکشی ثبت شده در استان تهران بسیار بالاست اما نسبت به جمعیت چند میلیونی به نسبت جمعیتش از نظر خودکشی در کنار سیستان‌ و بلوچستان در شمار آخرین رتبه‌ها قرار دارد.

خودكشی در سایر كشور های جهان
هر 20 دقیقه یك نفر در آمریكا خودكشی می‌كند. هرسال بیش از 30 هزار نفر خود را می‌كشند. خودكشی یكی از 10 علت مرگ در بخش‌های صنعتی جهان محسوب می‌شود، خودكشی دومین یا سومین علت مرگ در میان افراد جوان است.

بعضی شواهد نشان می دهد كه تعداد خودكشی‌های واقعی احتمالا 25 تا 30 درصد بیشتر از آن چیزی است كه ثبت می شود. طبق برخی برآوردها در قبال هر شخصی كه مرتكب یك خودكشی موفق می شود هشت تا 10 نفر اقدام به خودكشی می‌كنند.

كشورهایی با نرخ خودكشی بالا
اروپا و بخش بزرگی از آسیا دارای نرخ خودكشی بالایی هستند. در حقیقت روسیه و دیگر كشورهای متعلق به شوروی سابق مانند لیتوانی( 42 در صدهزار نفر)، روسیه(38 در صد هزار نفر)، بیلاروس(35در صد هزار نفر)، قزاقستان(28در صد هزار نفر) و اوكراین(26 در صد هزار نفر) دارای نرخ خودكشی بالا هستند.

در حال حاضر تمام این كشور ها جزو كشورهای تازه استقلال یافته هستند. علت خودكشی مردم در این كشورها بیشتر به دلیل مسائل اقتصادی است. مردم احساس می كنند كه هیچ راه‌حلی برای حل مشكلات‌شان وجود ندارد و امیدی به آینده ندارند.

دلایل دیگری نیز مانند مشكل در ارتباط برقرار كردن با دیگران یا اعتماد نفس پایین یا اختلالات خلقی می‌تواند زمینه‌ساز خودكشی باشد ولی با این حال اقتصاد نقش عمده‌ای را بازی می‌كند زیرا وضعیت اقتصادی بسیار بی‌ثبات است.

در این كشورها در مقابل هر 5 یا 6 مرد یك زن خودكشی موفق دارد كه نرخ بسیار بالایی است و همین آمار ثابت می‌كند كه ناامیدی در اثر بی‌ثباتی اقتصاد نقش عمده ای دارد.

از طرف دیگر كشورهایی مانند بل‍ژیك (21 در صد هزار نفر )، فنلاند (18 در صد هزار نفر )، سوئیس(18 در صد هزار نفر )، اتریش (18 در صد هزار نفر )، فرانسه(5/17 در صد هزار نفر )، كره (9/17 در صد هزار نفر ) و ژاپن (8/23 در صد هزار نفر ) نیز نرخ خودكشی نسبتا بالایی دارند. حدود دو تا سه مرد در مقابل یك زن اقدام به خودكشی موفق می كنند. از آنجایی كه این كشورها جزو كشورهای با وضعیت اقتصاد خوب هستند بنابراین نمی‌توان گفت كه اقتصاد نقش اصلی را در اقدام به خودكشی بازی می‌كند.

در این كشورها عوامل اجتماعی و شخصی را می‌توان جزو دلایل خودكشی به‌حساب آورد مانند: تنهایی و افسردگی، بحران‌های خانوادگی و شخصی، سطح رقابت بالا در جامعه برای رسیدن به موفقیت و ...

كشورهایی با نرخ خودكشی متوسط
كشورهای دانمارك(6/13 در صد هزار نفر)، آلمان (5/13 در صد هزار نفر )،چین(9/13 در صد هزار نفر)، سوئد(4/13 در صد هزار نفر )،استرالیا (7/12 در صد هزار نفر )،كانادا(9/11 در صد هزار نفر)، هند (7/10 در صد هزار نفر )، ایالات متحده(11 در صد هزار نفر ) و سنگاپور (5/9 در صد هزار نفر )جزو كشورهایی هستند كه نرخ خودكشی رو به كاهشی دارند. در دانمارك، آلمان و سوئد حدود دو تا سه مرد در مقابل یك زن اقدام به خودكشی موفق می كنند.

اما در كشورهایی مانند استرالیا، كانادا و ایالات متحده حدود سه الی چهار مرد در مقابل هر یك زن دست به خودكشی موفق می زنند. به نظر می‌رسد رقابت سخت اجتماعی برای رسیدن به موفقیت دلیل عمده خودكشی در بین مردم این جوامع باشد. بنابراین با اینكه مردم در این كشورها از وضع اقتصادی خوبی برخوردارند اما ناچارند فشارهای زیادی را برای رسیدن به موفقیت تحمل كنند.

كشور چین نرخ خودكشی معكوسی دارد. به این معنی كه چین تنها كشور در دنیاست كه در آن زنان بیشتر از مردان خودكشی می‌كنند! نرخ خودكشی مردان در چین 13 در هر صد هزار نفر است در حالی كه 8/14 در هر صد هزار نفر بین زنان است و این نشان می‌دهد كه زنان چینی نسبت به همتایان خود در دیگر كشورها وضعیت مصیبت‌بارتری دارند.

البته با توجه به اینكه در بیشتر جوامع به ویژه جوامع شرقی سیستم مردسالاری حكمفرماست می‌توان دلیلی برای نرخ بالای خودكشی زنان در این جوامع را توجیه كرد.

خشونت جنسی ، طردشدگی، فقدان دسترسی به مراقبت‌های پزشكی و نبود فرصت‌های برابر را نیز می‌توان از دلایل دیگر نرخ خودكشی بالا در این جوامع برشمرد.

كشورهایی با نرخ پایین خودكشی
كشورهایی مانند اسپانیا(2/8 در صد هزار نفر )، ایتالیا (1/7 در صد هزار نفر )، انگلستان (9/6 در صد هزار نفر‌)، آرژانتین (4/6 در صد هزار نفر )، برزیل (1/4 در صد هزار نفر )، تایلند (4 در صد هزار نفر )، ایران (6 در صد هزار نفر‌)، كویت(2 در صد هزار نفر ) دارای نرخ خودكشی بسیار پایینی هستند. به نظر می رسد كه خودكشی در كشورهای مسلمان یا انجام نمی شود یا دارای نرخ بسیار پایین است. با توجه به حرام بودن خودكشی در اسلام این نرخ پایین توجیه می شود.

خودكشی در ایران در مقایسه با دیگر كشورهای دنیا با توجه به آماری كه گفته شد به طور كلی نرخ خودكشی در ایران از نرخ بسیاری از كشور های جهان پایین تر بوده و نسبت به كل جمعیت نرخ چندان نگران كننده ای نیست.

به ‌عنوان مثال در سال 1385 كل جمعیت ایران 70495782 نفر بوده است و در همین سال نرخ كلی اقدام به خودكشی 10/5 در هر صد هزار نفر است كه می توان گفت كه نرخ طبیعی و حتی اندكی است.

مسئله آمار یكی از مهم‌ترین و اساسی ترین موانع درراه تحقیق خودكشی و دیگر آسیب‌های اجتماعی در كشورماست البته در این راستا پایگاه داده های اجتماعی معاونت امور اجتماعی وزارت كشور اقدام به تهیه نرم افزار اطلس اجتماعی كرده است كه در صورت موفقیت این طرح در عرصه اطلاعات اجتماعی آسیب‌ها، کمک زیادی به مسئولان و جامعه شناسان خواهد کرد.

راهكارهایی برای پیشگیری از خودكشی
از آنجا كه معضل خودكشی از ابعاد و وجوه مختلفی منشا می گیرد و پدیده ای چند عاملی است بنابراین باید برای پیشگیری از آن نیز قواعد برنامه ها و سازمان‌های مختلفی را وارد حوزه پیشگیری كرد. تمركز بر شیوه ها و عدم دسترسی به ابزار خودكشی تنها یكی از راه حل‌هاست.

به‌عنوان مثال در چین زنان به‌طور گسترده‌ای از سموم دفع آفات نباتی استفاده می‌كردند و نهایتا راه حل این شد كه ظرف محتوی سموم دارای دو كلید و دو در باشد كه یكی را زن و دیگری را شوهر او نگهداری می‌كردند و برای باز كردن ظرف سم باید هر دو نفر حاضر بودند یا در برخی مناطق ایران بعد از استفاده از گاز شهری درصد خودسوزی با نفت پایین آمد ولی اینگونه راه‌حل‌ها مقطعی و سطحی هستند و شخصی كه قصد جدی برای خودكشی داشته باشد به‌راحتی می‌تواند ابزار و شیوه های دیگری را جایگزین كند.
پس باید به راه حل‌های ریشه ای توجه كرد. برای پیشگیری از خودكشی باید برنامه های بلند مدت، میان‌مدت و كوتاه‌مدت را مدنظر قرار داد. در برنامه های بلندمدت مسائل فرهنگی و آموزشی محوریت دارند و شامل برنامه‌ریزی در جهت فرهنگ‌سازی برای روابط بهتر خانوادگی از طریق آموزش‌های همگانی در مدارس رسانه ها و ایجاد فضای آرامش بخش و امیدوار‌كننده به آینده در جهت رفع افسردگی در جامعه و... است.

در برنامه های میان مدت مسائل اقتصادی و بهبود وضعیت معیشت محوریت دارند. حل معضل بیكاری، تلاش در جهت بهبود وضعیت اقتصادی مردم، ایجاد اشتغال های موقت و فراهم امكانات بهتر برای روستاییان و عشایر و در كل كاهش دادن نابرابری‌های اجتماعی همه و همه می توانند مانعی بر سر راه افزایش میزان خودكشی در كشور باشند.

در برنامه‌های كوتاه‌مدت نیز مسائل درمانی محوریت دارند. تشویق زوج‌های جوان برای گرفتن مشاوره های قبل از ازدواج، شناسایی افراد در خطر و اقدام سریع برای حل مشكل آنان و ایجاد خطوط بحران و اورژانس‌های اجتماعی می توانند تا حد زیادی در برابر معضل خودكشی چاره‌ساز باشند.

منبع:fararu.com

خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"
 

این صفحه در 0.111 ثانیه 25 نمایش داده شد.