انجمن های گفتگوی بهبودی

وابستگان گمنام (Coda (Codependents => قدمهای دوازده گانه وابستگان گمنام CoDa => نويسنده: لیلیان در 07 فوریه 2011، 11:19:15 am

عنوان: لغزش
رسال شده توسط: لیلیان در 07 فوریه 2011، 11:19:15 am
دوستان بهبودی سلام
من یه سوال دارم از کسانی که وابستگان رو کار کردند .
وقتی یک معتاد بعد از پاکی به هر شکلی مواد مصرف کنه می گن لغزش کرده . خوب حالا این لغزش برای یک وابسته چیه ؟ چه زمانی میشه گفت که یک وابسته لغزش کرده ؟ آیا فعال شدن نقص ها یا حال بدیها دلیل لغزش یک وابسته است ؟
من به شدت توی این مساله گیج شدم . اگر تجربتونو در اختیارم بذارین ممنون می شم
عنوان: پاسخ : لغزش
رسال شده توسط: رضا - بیل در 07 فوریه 2011، 11:28:14 am
دوستان بهبودی سلام
من یه سوال دارم از کسانی که وابستگان رو کار کردند .
وقتی یک معتاد بعد از پاکی به هر شکلی مواد مصرف کنه می گن لغزش کرده . خوب حالا این لغزش برای یک وابسته چیه ؟ چه زمانی میشه گفت که یک وابسته لغزش کرده ؟ آیا فعال شدن نقص ها یا حال بدیها دلیل لغزش یک وابسته است ؟
من به شدت توی این مساله گیج شدم . اگر تجربتونو در اختیارم بذارین ممنون می شم
.
.
دوست عزیزم :
به خانواده های اعتیادی مانند نارانان  آلانان و یا فرزندان آنان ناراتین و آلاتین ، لغزشو به چی م یگن ؟
.
تا بحال فکر کردی ؟
.
جواب سوالت در این نکته است ...
عنوان: پاسخ : لغزش
رسال شده توسط: لیلیان در 07 فوریه 2011، 11:32:42 am
مسلما جواب شما کاملترین جواب بود اما برای کسی که این انجمن ها رو شرکت کرده باشه . متاسفانه من نمی دونم اونا به چی میگن لغزش  :thinking:
عنوان: پاسخ : لغزش
رسال شده توسط: رضا - بیل در 07 فوریه 2011، 11:37:19 am
مسلما جواب شما کاملترین جواب بود اما برای کسی که این انجمن ها رو شرکت کرده باشه . متاسفانه من نمی دونم اونا به چی میگن لغزش  :thinking:
.
.
ممنونم از حسن لطفت ،
به کسی که مدت زمانی مصرف مواد /الکل  نیکوتین نداشته ،میگن پاک که اصطلاح کامل تر اون هوشیاری است (Sobrity(
.
حالا من مثلا 5 ساله هوشیرم و در این جا هوشیار به کسی گفته می شه که افکار و احساساتش تحت تاثیر الکل و یا هر عنصری که مشاعر و احساسات را از حالت طبیعی خارج کنه نبتشه
.
.
حالا تو به من بگو می تونی وابستگی هاتو اسم ببری و هوشیاری تو مدت زمانشو به ما اعلام بکنی ؟
.
.
متوجه شدی ؟
اگه نیاز به توضیح داره در خدمتم ....
عنوان: پاسخ : لغزش
رسال شده توسط: sara در 19 فوریه 2011، 02:55:59 am
با سلام و احترام :
نظر شما متين و درسته.ولي چيزي كه هست اينه كه، من وابسته به يك فرد، ابعاد بيماريم گسترده است مثلا دلسوزي بيجا، كنترل كردن شخص ،
 قضاوت كردن در موردش ،اون رو به عنوان نيروي برترم قبول كردن يا برعكس اينكه من خودم رو نيروي برترش بدونم ، حسادت نسبت به افرادي كه
 جايگاهشون پيش اون فرد از من بالاتره ، محبت خواستن بيش از اندازه از اون فرد، خودم رو فراموش كردن و حمايت همه جانبه از اون فرد و خيلي چيزهاي ديگه.اين ها جنبه هاي بيماري منه .نتيجه اي كه من بهش رسيدم اينه كه ممكنه در خيلي از موارد من اين حالات رو ابراز نكنم و در فكرم باشه و
خودم رو آزار بده.سوالي كه هست اينه كه آيا اين هام براي من لغزش حساب ميشه ؟ من كه ابرازشون نكردم؟  جواب من اينه كه اين ها فكر
 من رو مشغول كرده و آزارم ميده و اگه در مقابلش راهي 
نداشته باشم من رو دوباره به اون رابطه سوق خواهد داد به اينكه واقعا اون فرد رو كنترل كنم و يا با التماس ازش بخوام برگرده و نيروي برترم بشه..
پس اين فكر هاي منم لغزش محسوب ميشه و من فكر ميكنم فرد هوشياري كه وابسته به مواد و الكل بوده هم پس از يك لغزش فكري كه يا بهش توجه نكرده
و يا در برابرش راهكاري نداشته و به دنبال تعديل و رفعش نرفته به لغزش رسيده.  .
اين ها نظرات منه ولي خب خيلي دوست دارم اين بحث ادامه پيدا كنه و با تجربه هاي كودا و الانان هم بيان و نظراتشون رو ابراز كنن.
ممنونم :rose: :rose: :rose:
عنوان: پاسخ : لغزش
رسال شده توسط: mira در 27 آوریل 2011، 08:18:05 pm
سارا و لیلیان عزیز

بسیاری از مازمینه های بیماری رو در خودمون داریم ولی زند گی با یک مصرف کننده و یا قرار گرفتن در وضعیت دشوار باعث نمود ظاهری عوامل بیماری شده، که شاید تا به حال فرصت نشون دادنشون به این وضوح  نبوده ( البته این فقط یکی از دلایل پیدایش این وضعیته )
نگاه اکثریت ما به مسائل احساسیه  ، یا به قول بچه های انجمن نفسانی و جسمانی عمل می کنیم...رفتاری که بعضا نام  فداکاری و ایثار و.... به خود می گیره ودر جامعه به غلط ارزش خطاب می شه
ورود به انجمن برای همه ما موجبات شناخت خودمون و نقصهامون و پیدا کردن دلایل بسیاری از مسائل  و مشکلاتمون بود.
من در انجمن یاد گرفتم ، اون همه رسیدگی های خستگی ناپذیر، دلسوزی ها ، مراقبت ها ، چیزی جز سرویس نا بجا نیست....و یا کنترل کردن چیزی نیست جز کنترل شدن...من اینجا و نه هیچ جای دیگه یاد گرفتم که وقتی کنترل می کنم در حقیقت دارم کنترل می شم .
دوستان عزیز مطالبی که در بالا مطرح کردم چند مثال کوچیک بود...حرفی رو که می خوام بگم اینه که من وقتی متوجه واکنشهای اشتباه خودم می شم ...وقتی با عوارض رفتار و برخورد نادرست خودم مواجه می شم و به اون پی می برم....زمانی که  می فهمم با این رفتارهای مقابله ای کلیشه ای به جایی نخواهم رسید ، اگر تکرارش کنم ، یعنی فاصله گرفتن و منحرف شدن از مسیر درست یعنی لغزش .....


در مورد اون سوالی که مطرح کرده بودید ..آیا فکرهای اشتباهی که عملی نشه باز هم لغزش به حساب می آد می خوام مثال بسیار ساده ای بزنم....من احساس حسادت نسبت به دوستی دارم...و یا از شخصی متنفرم...درسته که بر ضد اون کاری انجام نمی دم..و یا حسادتم رو ابراز نمی کنم....اما داشتن این قبیل از احساسات و افکار ( حتی فقط در حد فکر ) یعنی هنوز پیام اصلی رو نگرفتم یا درک نکردم و باز هم دارم به مسائل با دید اشتباه نگاه می کنم...و اینکه گاهی می دونم  که رفتارم درست نیست یا فکرم اشتباهه ولی توان تغییرش رو ندارم...خوب این تلاش می خواد و خواستن و رشد یعنی همین

و در خاتمه : اینها همه نظرات شخصی منه...
و اینکه توضیح این مطلب باید بسیار کاملتر و گسترده تر بیان بشه من بیشتر از این فرصت تایپ نداشتم .



عنوان: پاسخ : لغزش
رسال شده توسط: behrouz در 18 مارس 2012، 05:10:42 pm
سلام دوستان
در رابطه با این سوال من وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم که سالهای سال است به خاطر مواجه نشدن با احساساتم و سرکوب آنها شروع میکنم به کنترل دیگران، قضاوت کردن، حسادن، مصرف نیکوتین و....یعنی هر کاری را انجام میدهم که با خودم مواجه نشوم، اولین چیزی که من درک کردم دیدم که احساساتی در من وجود داره اعم از خوب یا بد که من قادر به درکشون و قادر به مواجه شدنشون نیستم و برای فرار از این مساله مثلا سیگار میکشم چه خوشحال باشم( احساسات خوب) و چه ناراحت (احساسات بد) من با احساساتم نمیتونم مواجه شوم و دست به دامن چیز دیگری میشوم این درک من بود شاید احساسات تازه اولین لایه مواجه با خودم باشه من چون هیچ وقت به لایه های دیگری دسترسی نداشتم نمیتونم چیزی بگم اما برای من اگر بخواهم مسیر بهبودی را بروم میبایست سعی کنم به جای خفه کردن، انکار کردن و نادیده گرفتن احساساتم، باهاشون صادقانه مواجه شوم و اگر دردی هم داره بکشم بجای اینکه بخوام با چیز دیگری مثل سیگار سرپوش بزارم حال اگر در این مسیر اگر زمانی پیش بیاد که من با احساسی مواجه شوم و نخوام و یا نتونم مواجه شوم و درک کنم و برم سیگار بکشم یا س..ک..س داشته باشم و کارای دیگه از نظر من لغزش کردم.