انجمن های گفتگوی بهبودی

بهبودی در راس است ... => گفتگو های ازاد (هر چه می خواهد دل تنگت بگوی...) => نويسنده: sedighe در 24 نوامبر 2013، 11:20:41 pm

عنوان: آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: sedighe در 24 نوامبر 2013، 11:20:41 pm
  بهترين درسها را در زمان سختي آموختم . ..

   دانستم : صبوري ايمان است .. 

   و خويشتنداري :  عبادت ...

    فهميدم : ناكامي يك تاخير است  ، نه شكست ...

   و خنديدن : نيايش ... :love:
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: sedighe در 24 نوامبر 2013، 11:48:14 pm

    در رنجها آموختم  :  من هر اندازه  توقع و انتظارم از ديگران بيشتر  باشه رنجشهايم بيشتر است .

     اگر بتوانم توقع ،  انتظارهاي بي جايم را تمام كنم رنجش از ديگران نخواهم گرفت ...

   همچنين اگر توقع بيش از توانم از خودم داشته باشم  ،  نميتوانم رابطه خوبي با خودم داشته باشم ...


 دوستان شما هم با تجربيات خودتان اين موضوع را ادامه دهيد .....
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: janan در 25 نوامبر 2013، 04:23:03 pm
    در رنجها آموختم  :  من هر اندازه  توقع و انتظارم از ديگران بيشتر  باشه رنجشهايم بيشتر است .

     اگر بتوانم توقع ،  انتظارهاي بي جايم را تمام كنم رنجش از ديگران نخواهم گرفت ...

   همچنين اگر توقع بيش از توانم از خودم داشته باشم  ،  نميتوانم رابطه خوبي با خودم داشته باشم ...


 دوستان شما هم با تجربيات خودتان اين موضوع را ادامه دهيد .....


سلام ودرود  به شما دوست بهبودی
  خیلی زیبا میشه زندگی ولی من توقعی که از خودم دارم اینه که جایگاهی که ا مروز دارم رو دوست دارم بهترش کنم نه این که بده خدای من ناشکری نمی کنم اما تلاشمو بیشتر می کنم البته درسته گاهی هم خوب از آب در نمیاد خواسته هام چون خودم کارگردانی می کنم  و تسلیم  هوای نفسانیم میشم و خداوند  رو تو لحظه هامگم می کنم.  اما اکثرا با قدرت نیروی برترم سعی دارم که آنچه  هدفمه و دورم ازش را دنبال کنم. پس باید تلاشم را چند برابر کنم از این توقع بیش از حد وقتی نتیجه مطلوب نیست گاها افکار منفی  وآشفتگی وتردید نصیبم می شه خوب پس چیکار کنم تلاش نکنم واسه هدفم؟
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: sedighe در 03 دسامبر 2013، 11:55:36 pm

  هميشه بهترين راه را براي پيمودن مي بينيم ، اما فقط راهي را كه به آن عادت كرده ايم را مي پيماييم و در آن مسر چقدر رنج مي بريم .!!!!!!...
     من يك الگوي رفتاري را ياد گرفته بودم و بر اساس همان الگو بصورت اتوماتيك واكنش نشان ميدادم . من سالها در چرخه تكرار اشتباه و انتظار متفاوت افتاده بودم  وقتي نتيجه همان ميشد خود آزاري ميكردم و آرامشم را از دست مي دادم ...من در عادتها خيلي رنج بردم و خسارت ديدم و خسارت زدم ..(بيشتر
   .من اسير عادتها شده بودم و عادتها برايم مثل برنامه كامپيوتري خود بخود كار ميكرد  ..انگار كه من كاره اي نبودم ..چون بعدش ميگفتم دست خودم نيست ..
  قادر به كنترل رفتارم نبودم ..مديريتم بيرون از خودم و براي ديگران خوب كار ميكرد ولي براي خودم نه !!! حق انتخاب بخودم نمي دادم ..
  يكروز فهميدم كه اينها چيزي نيست و سنديت هم نداره ..فقط يك عادته عادت ..از بسكه تكرار شده و احتياج به جايگزين مناسب و درست و تكرار داره تا از عادت منفي به عادت مثبت تبديل بشود ..
 ياد گرفتم كه نبايد تونلي نگاه كنم و من در يك آن چندين انتخاب و گزينه دارم كه ميتوانم بهترين گزينه را انتخاب كنم ..همه چيز اطراف من معلم من هستند  ...اگر گيرنده هايم باز باشند ..
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: sedighe در 10 دسامبر 2013، 06:01:02 pm


   بخاط باور غلط ام هميشه روبروي مشكلات ام قرار داشتم ..هميشه با مشكلاتم ..با واقعيت زندگيم و با شرايطم در تضاد و جنگ بودم ..مشكلم انكار و ناصادقي و عدم پذيرش واقعيت و عدم پذيرش شرايطم بوده و هنوز هم هست ..
    من عمري با پذيرش مشكل داشتم ..الان مي فهمم كه بايد از روبروي مشكلاتم جاي ام را قدري عوض كنم و در كنار واقعيت زندگي و مشكلات  قرار گيرم ..و بپذيرم كه اين شرايط منه و مشكلات  اين شرايط هميشه وجود دارن و منم بايد با آنها موازي در حركت باشم ..موازي ...
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: milena در 11 دسامبر 2013، 10:01:51 pm
اموختم که فقط خدا کنارمه به اون میتونم اعتماد کنم تنها کسی هست که عاشق منه وپشتبان منه ودر سختها ازمن جلوتر میره که من کمتر رنج بکشم یاد گرفتم که اگر چیزی رو ازم میگیره بخاطر اینه که میخواد عالیترین بهم عطا کنه یاد گرفتم که نترسم وبا ترسهام روبرو بشم وازخدا کمک بگیرم باورهای غلط رو دور بریزم وبانگرش جدید به زندگی نگاه کنم واز زنده بودنم لذت ببرم بنده شاکر خدا باشم
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: sima در 24 دسامبر 2013، 01:32:33 pm
آموختم که همه چیز گذرا هست چه خوشی چه رنج
آموختم که همه آدمها میتونند تغییر کنند حتی اگر همه ازشون ناامید شده باشند
من در رنج ها بیماری خودم رو شناختم
آموختم که کجا کار خداست و کجا سهم من هست
آموختم که بالا پایین زندگی غیر طبیعی نیست همش خود زندگی هست من قبلا رنج ها رو چیزی جدای زندگی میدیدم
آموختم که هرکس مسئول زندگی و احساس خودش هست
آموختم که به در بسته مدام کوبیدن بی فایده هست نشستن و افسرده شدن هم فایده نداشت
آموختم که نمی شه از درس های زندگی فرار کرد میانبری نیست
و بهترین چیزی که آموختم این بود که گذر از اون رنج به مراتب بهتر از این هست که در ترس اون به سر ببریم  :rose:
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: محیا در 26 دسامبر 2013، 06:42:34 am
در رنجها آموختم که
خدا هست دگر غصه چرا
در رنجها آموختم که
با دل خونین لبی خندان بیاور همچو جام
نی گرت زخمی رسد چون چنگ آیی در خروش
در رنجها آموختم که
دارم بزرگ میشم و از قالبم میام بیرون پس درد شیرینی رو باید تحمل کنم.
در رنجها آموختم که
من هستم ، خدا هست و زندگی همچنان جریان دارد... :)
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: sedighe در 07 اكتبر 2014، 07:18:57 pm

    استقامت اموختم ...

     رودخانه ، دل صخره را مي شكافد ، نه بخاطر قدرتش ، بلكه بخاطر پايداري است ....
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: مجتبا در 13 اكتبر 2014، 09:51:13 am
آموختم که هرگاه در رنجم
درسی هست که خداوند می خواهد  آنرا فرا بگیرم تا از نظر روحانی رشد کنم و به او نزدیک تر شوم
پس درد و رنجم را با راهنما و دوستان بهبودی مطرح میکنم تا درس موجود در آن را شناسایی کنم
عنوان: پاسخ : آنچه در رنجها آموختم ...
رسال شده توسط: davood.m در 17 نوامبر 2014، 06:52:15 pm
درک سختی ها نیز بینشی خاص می خواهد
باید دانست که گاهی رنج می بریم برای اینکه به انسانی بهتر تبدیل شویم.
عنوان: A person's number
رسال شده توسط: huzwag39t در 24 آوریل 2016، 06:26:03 am
Author: Source: collection network,golden goose outlet (http://www.sli2011.it). The network reproduced time: 2013-01-04 read: online submission
 he's always drunk,converse blanche (http://www.deco-dartbull.fr), give her a call. The eleven numbers < br / > < br / > so hard to remember, when he's drunk,air jordan pas cher (http://www.lemoulindesforges.fr), suddenly clear to as engraved in the palm of the hand with the palm. Phone dial out, no matter how late, the bell three times, she softly response came,golden goose saldi (http://www.sli2011.it), as quiet voice, a little hoarse, in the hustle and bustle of the glamorous, all of a sudden, Ningzhu night. < br / > < br / > he intermittently tells of life, happiness and grievances, anger and injustice,tn pas cher (http://www.jam-immo.fr), work, friends, ramble a series of confusing words, he unintelligible, but she was always able to understand and never interrupted,nike tn pas cher (http://www.pizzapouch.fr), patiently listen to he said.  he wondered, awake to call her, always need to find the mobile phone store. But that night, when he was drunk, but always remember and clearly remembered her number. < br / > < br / > his cell phone, as he gradually developed career, from Nokia to Samsung,converse all star (http://www.deco-dartbull.fr), from the ordinary to color chords, everything changed,goyard prix (http://www.reiki-par-essence.fr), her number is always the first to a into storage. < br / > < br / > in the finger according to the keyboard in the blink of an eye. He felt the her warm voice caresses my face and, instantaneous heart moist.  but she is always so indifferent, keep noble reserved, no joy. < br / > < br / > only in the dizzy drunk the night, her clear or confused sound, let him feel a little relief.  there is no patience, he married another woman.  the charming little woman will laugh again and again, in the middle of the night in the phone said coyly, he wanted to.  only occasionally, in others for the phone, the familiar number flashes. His mind fretting, her name has been lost in the long list of.  gradually, he is accustomed to the cold and darkness, and endless bickering scream.
Related Articls:
 
 
   Killer with social circles (http://respect.s33.xrea.com/x/koku033/apeboard_plus.cgi?command=read_message&msgnum=10/)
 
   Xi Jinping (http://www.newxing.com/SE3099A5C250/E_GuestBook.asp)
 
   The mediator of the merit of  (http://method.s362.xrea.com/fantasy/fantasy.cgi)
 
 
I have here last year, the Chinese new year, the public is still a lot of people travel during the new year in Putian, the driver is also working overtime to protect travel." Master Lin told reporters that he will stay here this year to continue to drive, and his family will come to Putian and his new year.