انجمن های گفتگوی بهبودی

الکلی های گمنام (Alcoholics Anonymous) => دوازده گام و دوازده سنت الکلی های گمنام ( دوازده و دوازده) => نويسنده: رضا - بیل در 07 سپتامبر 2013، 11:28:25 am

عنوان: قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 07 سپتامبر 2013، 11:28:25 am
کتاب دوازده و دوازده
قدم دوم  - به این باور رسیدیم که نیروی برتر از  خودمان می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند .
تازه  واردان وقتی با قدم دوم مواجه می شوند با اعتراض ناله می کنند آیا متوجه اید که ما  را با چه معمایی درگیر کرده اید ؟ ابتدا بر چسب الکلی بودن را به ما زده و بعد هم  به ما می گوئید که زندگی ما از هم پاشیده است.حال که ما به عجز خود قبول کرده ایم ، حالا به ما ‌می  گوئید : فقط قدرت مافوق می تواند وسوسه مشروب را از ما رها سازد ، عده ای از ما نمی  خواهیم به خدا اعتقاد بیاوریم و عده ای دیگر نمی توانند به خدا اعتقاد داشته باشند  و عده ای دیگر نیز وجود دارند که با تمام وجود به خدا اعتقاد دارند ولی هیچ نوع  ایمانی مبنی بر این که او می تواند این معجزه را انجام دهد ندارند . حالا که از  بطری مشروب ما را رهایی داده اید ، تکلیف از این به بعد چه می شود ؟ ص 29
بیائید  طرز تفکر این اشخاص را بررسی کنیم . آنکه می گوید اعتقاد نمی آورد کسی است که  مرحله فکری او ابتدایی می باشد و فلسفه زندگی پرافتخارش به مخاطره افتاده است پذیرش  این موضوع که الکل او را به زانو در آورده است کسر شان می باشد . اما در این مرحله  در حالی که از این اقرار رنج می برد ، او با مساله ای روبرو می شود که قبول آن  برایش غیر ممکن می باشد :انسان موجودی است تک سلولی که به چنین شکوه و عظمتی رسیده  و پرچمدار تکامل است ، بنابراین ( او ) تنها خدایی است که این جهان می شناسد ! حال  می بایست برای نجات خود تمام این را کنار بگذارد . ص 29
در  چنین مقطعی راهنمای شخصِ الکلی لبخند بر لب می آورد که گویی بدترین مجازات برای  تازه واردان و سر آغاز پایانی زندگی گذشته وی می باشد و اکنون شروع حیات جدیدی را  در پیش خواهد گرفت . راهنما به وی گوشزد خواهد کرد که : " سخت نگیر .  مانعی را را که باید از آن بگذری بلندتر از آنچه که تو فکر کرده ای می باشد و این  تجربه شخصی من و دوستم که زمانی معاون ریاست انجمن آمریکائی های منکرین بوجود خدا  بود ، نیز می باشد . اما او این مشکل را با موفقیت به انجام رساند . ص 30
فرد  جدید در تائید همه گفته ها می گوید شکی نیست که افراد الکلی های گمنام جز حقیقت  چیزی نمی گویند و آنها هم زمانی باورهایشان مثل من بود . اما چگونه در چنین شرایطی  می شود سخت نگرفت ؟ ص 30
 راهنما گفته او را تصدیق می کند و به او می گوید  سوال بسیار خوبی است – تصور  می کنم بتوانم بتو کمک کنم . لطفا به این مطالب توجه کن : " اول آنکه  الکلی های گمنام ادعائی مبنا بر باور کردن به هیچ چیزی از تو ندارد و گامهای  دوازده گانه فقط پیشنهاد است . دوم آنکه فعلا برای هشیار شدن و ادامه آن ، تمامی  قدم دوم را مجبور نیستی قبول داشته باشی ، من این گام را به تدریج انجام دادم و  سوم آن که تنها فکر باز مورد نیاز تو می باشد . درباره مطالبی از قبیل آیا مرغ اول  بدنیا آمد یا تخم مرغ ، خودت را به زحمت نیانداز . مجددا یاد آور می شوم که تنها  چیزی که تو به آن احتیاج داری فکر باز است . ص 30
راهنما  ادامه می دهد : "برای  مثال خود من در رشته علوم تحصیل کرده ام و طبیعتا مسائل علمی و آنچه مربوط به علم  بود ستایش نموده ام و حتی آن را عبادت می کردم و هنوز هم به جزئیات علوم خیلی  علاقمند هستم . ص 30
استادان  من همواره پیشرفت در علم را به من یادآوری می کردند که شامل جستجو و تحقیق با فکر  باز بود . هنگامی که با الکلی های گمنام مواجه شدم اولین واکنش من مانند تو بود و  از آغاز که پایه و اساس علمی نداشت به نظرم مشتی چرندیات بیش نیامد . ص 30 و 31
 لکن زمانی که اصول الکلی های گمنام را با دیدی  باز پذیرا شدم دریافتم که نتایج حاصل بسیار شگفت آفرین هستند . متوجه شدم که  برخورد با این مطالب ابدا از روی اصول علمی نبود و کوتاهی فکری از جانب من بود و  نه الکلی های گمنام  .زمانی که بحث و گفتگو را به کناری گذاشتم قدم دوم در زندگی من اثرش  مشخص گردید و نمی دانم به خاطر چه موضوعی یا در چه تاریخی به قدرت مافوق باور  آوردم . اما مسلما اکنون به این باور اعتقاد آورده ام و برای بدست آوردنش قدم ها  را به حد امکان با جدیت انجام می دهم .  ص  31
مسلما  این عقیده شخصی و بر اساس تجربیات می باشد و باید بدانی که اعضای این انجمن گامهای  بیشماری در جهات مختلف برای بدست آوردن ایمان برداشته اند .چنانچه به پیشنهادات من علاقه ای نداری مطمئنا خودت با  جستجو و توجه ، خواهی توانست آن چه را که برایت قابل قبول است پیدا کنی . بسیاری  افراد نظیر تو این مشکل را به روش جایگزین سازی حل کرده اند ، اگر بخواهی حتی می  توانی الکلی های گمنام را نیروی برتر خود بدانی . آنان قدرتی بالاتر از تو می  باشند که می توانی به آن ها اعتقاد بیاوری ، حتی این مقدار کم از ایمان هم کافی  خواهد بود و بسیارند کسانی که از این تنگنا به این ترتیب عبور کرده اند . همگی  آنها به تو خواهند گفت که چگونه با کمترین باور بعد از پشت سر گذاشتن این مرحله  اعتقادشان راسخ گشته و از شر وسوسه الکل نجات پیدا کرده اند و زندگی آن ها تغییر  یافته و به قدرتی مافوق که آن را خدا نام می برند دست یافته اند . ص 31
با  ملاحظه اوضاعِ آن دسته که احتیاجاتشان برآورده نشده و در نتیجه ایمان خود را از  دست داده اند ، متوجه می شویم که اینان بی تفاوتی و خودکفایی را جایگزین کرده اند  و از پیروی دین رویگردان شده اند و خدا در زندگیشان نقشی نداشته . با این همه آیا  تجربه الکلی های گمنام می تواند به همگی آن ها بگوید : که انها می توانند ایمانی  که کارگر باشد پیدا کنند ؟ ص 31 و 32
در  بعضی مواقع تاثیر عملکرد این برنامه برای کسانی که از ابتدا اصولا اعتقادی نداشتند  ، در مقایسه با آن عده که ایمان خود را از دست داده اند موثر می باشد ، زیرا آنها  تصور می کنند که راه ایمان را امتحان کرده اند و جواب نداده است . از آنجایی که هر  دو طریق با شکست روبرو شده است ، آنها نتیجه گرفته اند که جایی برای شان وجود  ندارد که بروند . عبور از موانع حاصل از بی تفاوتی ، خودکفایی های تخیلی ، تعصب و  ستیزه جویی سخت تر از مشکلات حاصله از انکار خداوند و عدم اعتقاد می باشد . دین ،  وجود خداوند را می خواهد با اثبات برساند و منکرین می گویند چنین چیزی امکان ندارد  و بی اعتقادان عدم وجود خدا را می خواهند ثابت کنند و در نتیجه فردی که شدیدا دچار  سرگردانی می شود تصور می کنند که اصلا به هیچ اعتقادی پایبند نبوده و حتی کمترین  اطمینانی به کسی که معتقد ، مُنکر و یا بی خدا می باشد نخواهد داشت . او کماکان  گمراه باقی خواهد ماند . ص 32
در  الکلی های گمنام به او متذکر می شوند که ما نیز از اعتقادات دوران خردسالی به دور  افتاده ایم و اطمینانِ زیادِ از حد در سالهای جوانی هم غیر قابل توصیف بود .  خوشحال بودیم که تعلیمات دینی ایی در یک خانواده خوب داشته و به خاطر آن ارزش هایی  به دست آوردیم . اطمینان حاصل کردیم که باید صادق ، با تحمل و منصف باشیم و کوشا  بودن و همت بلند را در زندگی سر مشق قرار دهیم و تصور کردیم با داشتن چنین خصایصی  می توانیم در تحصیل مادیات موفق شویم . ص 32
همچنان  که موفقیت های مادی که بر اساس این نگرش های معمولی به ما روی آورد احساس پیروزی  در بازیِ زندگی به ما دست داد . این موضوع برای مان خوشحال کننده بود و ما را  خوشحال می ساخت . سوالِ  مطرح این بود که  چرا با مسائل دینی و جزئیاتِ آن ، خود را مشغول کنیم ؟ چرا باید وضع روحی خود را  چه در حال و یا در آینده مورد بررسی قرار دهیم ؟ زیرا  با اراده خود می توانیم بر مشکلات فائق شویم .  عاقبت ، الکل کار خود را به انجام رساند و متوجه شدیم با یک ضربه دیگر کارمان  ساخته خواهد شد . ما می بایست ایمان از دست رفته مان را مجددا به دست بیاوریم .  شما هم می توانید با ملحق شدن به الکلی های گمنام به همان نحو که ما ایمان خود را  بازیافتیم ، ایمان گمشده خود را پیدا کنید . ص 32 و 33
حال  به مساله دیگری بر خورد می کنیم : آنان مردان و زنانی هستند که از نظر فهم و دانش  خود کفا می باشند . پاسخ الکلی های گمنام به این عده چنین است : ما هم مانند شما  بیش از اندازه لازم زرنگ بودیم و چنانچه زرنگی و زبلی را به ما نسبت می دادند لذت  می بردیم . یاد گرفته ها را هم چون بادکنکی پر از باد برای بالاتر و برتر بودن  خودمان به کار می گرفتیم و هر چند که این کار را مخفیانه انجام می دادیم تا دیگران  متوجه نشوند . احساس می کردیم در خفا می توانیم ، تنها با نیروی فهم از دیگران  برتر باشیم . پیشرفت های علمی به ما نشان داد که هر چیزی قابل انجام است و چون  خیال می کردیم از دیگران زرنگ تر هستیم ، از این لحاظ نتایج حاصله از بهتر بودن ،  باید عاید ما باشد . خدای عقل و هوش جایگزین خدای پدرانمان شد . لیکن این بار هم John  Barly Corn  نظر دیگری داشت .ما که در راه خود موفق بودیم ،  به پاک باختن تن در دادیم و چون روش خود را عوض نمی کردیم می بایست با مرگ نیز  مواجه می شدیم و چنین موارد مشابه ای را در الکلی های گمنام دیدیم . در این برنامه  به ما یاری دادند تا غرور را به کناری بگزاریم و پی بردیم که فروتنی و عقل می  توانند با هم سازگار باشند ، مشروط بر آن که فروتنی را مقدم قرار دهیم . زمانی که  بدین نحو عمل نمودیم ایمان به ما هدیه شد ، ایمانی که کار می کند و این ایمان برای  شما هم می تواند باشد . ص 33
دسته  ای از ما در الکلی های گمنام تنفر و بیزاری خود را از دین و اعمالش اعلام نمودیم و  پوچی انجیل را خاطر نشان ساختیم و ادعا کردیم که آیه ها و فصول آن را می توانیم  ذکر کنیم . تولید مثل را از برکات آسمانی نمی دانستیم . از لحاظ اخلاقی بعضی به  خوبی از آن یاد می کردند و عده ای دیگر از بدی آن سخن می گفتند . سر انجام  دینداران باعث شدند که واقعا سرخورده شویم . نگاه حسرت آمیز ما به روی کسانی بود  که خود حق بینی ، دورویی و تعصب داشتند و آنان (( معتقدین )) بسیاری را حتی در  روزهای یکشنبه به سوی خود جلب می ساختند . می خواستیم فریاد بر آوری که میلیون ها  نفر از همین اشخاصِ دیندار هنوز به اسم خدا یکدیگر را به قتل می رسانند و البته  تماماین افکار منفی خود را جانشین تفکرات مثبت کرده بودیم . هنگام آشنایی با الکلی  های گمنام دریافتیم چنین صفاتی فقط تقویت غرور بوده است و برتری ما موقعی بود که  گناهان مردم با تقوا را جلوه بیشتری می دادیم و بعلاوه از بررسی کمبودهای خودمان  رویگردان می شدیم . خودپسندی را که ایراد بزرگ ما بود ، در دیگران به شدت محکوم می  کردیم . این نوع احترام پذیری دروغین ، ایمان را باطل و بی اثر می کرد . سر انجام  که سرو کارمان به الکلی های گمنام افتاد به درک و فهم بهتری دست یافتیم . ص 34
به  نظر روانشناسان ، مخالفت یکی از ویژگی های بارز و مشخص بسیاری از الکلی ها می باشد  . از این رو جای تعجب نیست که بسیاری از ما به مخالفت با خدا بر خواستیم . در بعضی  موارد که خداوند اعتنایی به خواسته های ما نکرد ، رفتار ما مثل کودکی حریص شد که  فهرستی برای بابانوئل تهیه می کند ، که انجامش نا ممکن است . چنانچه به هنگام بروز  واقعه ناگواری انتظار ما برآورده نمی شد ، تصور می کردیم که خدا ما را طرد کرده  است . مثلا دعا می کردیم تا با شخصی که می خواستیم بتوانیم ازدواج کنیم ، اما این  طور نمی شد و یا به جای فرزندان سالم ، خدا بچه های علیل نصیب ما می کرد و یا به  عللی تولید مثل میسر نمی شد . در کار و کسب از خداوند طلب پیشرفت کردیم و هیچ حاصل  نشد ، کسانی که از نظر عاطفی برای مان تکیه گاه بودند و به آنان عشق می ورزیدیم ،  به خاطر خشم الهی از دست دادیم و به همین دلیل الکلی شدیم . سپس از او خواستیم ما  را از چنگال الکل رهایی بخشد اما با نامهربانی و با دریافت پاسخ منفی به این  خواسته ، ایمان خود را مورد لعن و نفرین قرار دادیم . ص 34 و 35
((وقتی  با الکلی های گمنام آشنا شدیم ، دروغ بودن مخالفت هایمان رو شد . هیچ وقت خواست  خدا را برای خودمان جستجو نکردیم و به جای آن ما برای خدا تعیین می کردیم که  خواستش چه باشد . ما در یافتیم که هیچ کس نمی تواند هم به خدا ایمان داشته باشد و  هم مخالفت کند . باور یعنی اعتماد ، نه مخالفت . رهایی و نجات زنان و مردان در این  انجمن از الکلِ فلاکت بار ، ثمرات حیاتی در بر داشت . اینان بر مشکلات فائق آمدن و  به تدریج مسائل لاینحل را پذیرا شدند و به خاطر آن مجددا به مشروب پناه نبردند و  این اعتقادی بود که در هر شرایطی موثر می باشد و به همین خاطر به زودی واقف شدیم  هر بهایی که توام با فروتنی باشد را باید بپردازیم .)) ص 35
نظری  می اندازیم به کسی که هنوز به اعتقاد خود پایبند است و به مصرف الکل ادامه می دهد  . او در رعایت دیم بسیار دقیق ، شخصی با تقوا و با خداست ، لیکن شک میکند که  خداوند او را باور داشته باشد . قول قرار های خود را زیر پا می گزارد و هر بار نه  تنها مجددا مشروب خواری را شروع میکند ، بلکه رفتارش بدتر از دفعات قبل می گردد .  با شجاعت به جنگ الکل می رود و از خداوند التماس میکند ، اما کمکی نمیرسد . علت  چیست ؟ ص 35
برای  اطرافیان او یعنی دکتر ها ، کشیش ها ، دوستان و فامیل که تلاش بی ثمر او را مشاهده  می کنند معمایی می شود و دل شکسته می شوند . ما در این انجمن همچون او بوده ایم و  پاسخ معما را یافته ایم و پاسخ ، مربوط به کیفیت ایمان می شد نه کمیت آن . این  نقطه کورِ ما بود . تصور می کردیم که فروتن هستیم در حالی که چنین نبود ، تصور می  کردیم که در امور دینی ، جدیت به خرج می دهیم اما با یک نگاه منصفانه دریافتیم که  این طور نیست و از طرفی هم غوطه ور شدن در احساسات حاصل از دینداری برداشت می  کردیم . ص 35 و 36
در هر  دو حالت در ازای هیچ چیز ، تقاضای چیزی می کردیم . واقعیت این بود که ما خانه  تکانی نکرده بودیم تا رحمت الهی بر ما نازل شود و این وسوسه را نابود کند . هیچ  ترازنامه ای به معنی واقعی تهیه نکرده بودیم ، به آنها که لطمه زده بودیم جبران  خسارت نکردیم و یا بدون چشم داشت ، بدیگران کمک نکرده بودیم . ما حتی درست دعا  نکرده بودیم . ما همیشه می گفتیم : آرزوهای مرا برآورده کن ، به جای آنکه بخواهیم  اراده او را به انجام برسد . از عشق الهی و انسان چیزی درک نمی کردیم و بدین گونه  خود را فریب دادیم و هیچ گاه شامل الطاف خداوند نشدیم تا سلامت عقل به ما  بازگرداند . ص 36
معدودی  از  الکلی ها به غیر منطقی بودن خود آگاهی  دارند و یا قادرند با این موضوع روبرو شوند . عده ای هم خود را به عنوان مشروبخوار  مساله دار معرفی می کنند و نمی توانند بپذیرند که از نظر عقلی بیمار هستند ، اینان  کورکورانه تشویق شده اند که تفاوتی میان هر از گاهی مشروبخواری و بیماری الکلیسم  وجود ندارد . ثبات عقل ، به معنای سلامت ِ عقل می باشد . هیچ الکلی قادر نیست که  به هنگام هشیاری ، رفتار زننده خود را که منجر به پرت شدن بر اثر اصابت با مبلمان  منزل و یا تنزل اخلاقی بود را تحلیل کند ، نمی تواند ادعای سلامت عقل را داشته  باشد . ص 36
بنابر  این دومین گام نقطه عطفی برای ما می باشد و می توانیم دارای هر عقیده ( منکر ، بی  اعتقاد و یا مومن سابق ) که هستیم در این قدم هم گام باشیم . فروتنی واقعی و فکر  باز ما را به سوی ایمان هدایت می کند و جلسات الکلی های گمنام ضامن آن می باشد که  خداوند سلامت عقل را به ما بازگرداند ، مشروط به آن که خود را با خدایی که درک می  کنیم انطباق دهیم . ص 36
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:04:56 am
اولین موضوعی که دوست دارم اینجا توضیح بدم اینه که
 این برداشت کاملا شخصیه و استناد کردن به اون قط در صورتی که شرایط برای مستندات موجود باشه ممکنه و بس در غیر این صورت بهتره هر کسی به تجربه شخصی خودش رجوع کنه
بعدشم این مطالب برای جلسه خونگی خودم با رهجو هام که در اونها از چند انجمن مختلف تشکیل شده اند ، مثل هموابستگان ، الکلی ها ، معتادان ، پرخوران  و جنسی های گمنام که از این قدم به صورت عمومی تر صحبت شده تا در حد ممکن از تمام جنبه ها بتوان به زندگی یک بیمار که نیاز به انجمن دوازده قدمی در اون تحول روحانی ایجاد کرده بررسی و قابل استناد بشه  پس لطفا بدون غرض ورزی به ان نگاه کنید و کمبود ها و قصور بنده رو حمل بر بی اطلاعی کنید و از مطالب مهم اون در صورت نیاز ایتفاده کندی و الباقی را دور بریزید  . مطمئنا برای شما هم کار خواهد کرد .
ضمن اینکه خود کتابهای پایه ، در هر انجمن به اندازه کافی قدرتمند هستند که بتواندد تمام ایده های روحانی را برای شما ایجاد کنند ، پس لطفا این مطالب را به عنوان یک داستان از داستانهای انتهای کتاب پایه انجمن خودتون نگاه کنید . نه بیشتر . که در این صورت بهتر می توانید با آن ملموس شوید .
.
.
و اما
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست


عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:06:37 am
           
    به فراموشی سپردن
 
    16   تیر[/color][/font]
 
   [/r]      ...ترس از اینکه چیزی را از دست خواهیم  داد یا به هدف مورد نظر خود نخواهیم رسید . زندگی بر مبنای مجموع ای از خواست های  ارضا نشده ، چیزی جز اضطراب و سرخوردگی به همراه نخواهد داشت . بنا بر این ، بدون  کاستن از این خواسته ها ، آرامش واقعی حاصل نخواهد شد . تفاوت بین خواسته و تقاضا  برای همه واضح و مبرهن است .
دوازده  گام و دوازده سنت الکلی های گمنام
تنها زمانی به آرامش می رسیم که انتظارات  خود را فراموش کنیم . تا زمانی که درگیر افکار مربوط به خواسته ها و انتظارات خود  هستیم ، در ترس و نگرانی به سر خواهیم برد و این امر خطری برای حفظ هوشیاری عاطفی  محسوب می شود . باید بیش از پیش واقعیت تسلیم خود در برابر خداوند را بپذیریم چرا  که این کار آرامش ، قدر دانی و امنیت معنوی را برایم به همراه خواهد داشت .
[/color]بازتاب  های روزانه یادداشت های اعضای انجمن برای  اعضای انجمن الکلی های گمنام
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:10:18 am
           
    کلمه خداوند
 
   
    17   [/font]تیر
 
   [/r]      «مهم است بدانید که در جلسات NA ذکر خداوند را خواهید شنید. آنچه ما بدان اشاره میکنیم، نیرویی برتر است که آنچه در ظاهر غیر ممکن به نظر میرسد را ممکن میسازد.»
جزوه به معتادان گمنام خوش  آمدید v
اکثر ما با پیشفرضهای مختلفی درباره معنای کلمه "خداوند" که بسیاری از آنها منفی است، به معتادان گمنام میآییم. با این حال، از کلمه "خداوند" اگر نه مداوم به طور بسیار منظم در NA استفاده  میشود. این کلمه 92 بار در 103 صفحه اول کتاب پایه به کار رفته  است و در یک سوم قدمهای دوازده‌گانه به طور آشکار ظاهر شده است. به جای طفره رفتن  از حساسیتی که بسیاری از ما نسبت به این کلمه داریم، بیایید مستقیماً به آن  بپردازیم.   معتادان گمنام به درستی برنامهای روحانی است. قدمهای دوازدهگانه، راهی را برای رهایی یافتن از اعتیاد با کمک نیروی  روحانی برتر از ما ارائه میدهند. اما این برنامه چیزی درباره  تصوری که ما باید از این نیرو داشته باشیم، نمیگوید. در حقیقت، به دفعات در نشریات و قدمها و جلسات خود میشنویم که میگویند: «خداوندی که درک میکنیم»—حال، این درک میتواند هر نوع درکی باشد.  از کلمه "خداوند  به این دلیل استفاده میکنیم که در کتاب پایه به کار رفته  و به طور مؤثر شناختی اساسی از نیروی نهفته در بهبودی را به اکثر افراد منتقل میسازد. این کلمه را به خاطر راحتی به کار میبریم. اما از نیرویی که در ورای این کلمه وجود دارد به دلیلی  فراتر از راحتی استفاده میکنیم. از این نیرو برای حفظ رهایی  خود از اعتیاد فعال و تضمین تداوم بهبودی خود استفاده مینماییم.
v
فقط برای امروز:  چه به خداوند اعتقاد داشته باشم یا خیر، از نیرویی بهره میگیرم که پاکی و آزادی مرا حفظ میکند.
فقط برای  امروز انجمن معتادان گمنام
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:12:41 am
           
    در این لحظه دری باز شود    17   تیر[/color][/font]
 
[/r]             دفتر  کارم به تازگی بسته شده است . من مشمول بیمه بیکاری نمی شوم ، چون این شغل را 11  ماه پیش بواسطه یک بنگاه کاریابی یافتم            هم  اکنون کارشناس برنامه کامپیوتری خاصی هستم که دیگر از آن استفاده نمی شود .            می  توانستم موفق تر باشم اما رئیس و همکارانم مرا غنی و ثروتمند کردند .            چیزهای  زیادی یاد نگرفتم همینطور توانستم مقداری پول پس انداز کنم که برای مدتی مخارج  زندگیم را تامین می کند .            من  چشم به راه زمانی خالی برای فکر ، رشد و نوشتن بودم . سپاسگذارم که میتوانم برای  مدتی استراحت کنم .آنچه من در ابتدا بی عدالتی می دیدم به  موهبتی الهی تبدیل شد .            
[/color]در این  لحظه کتاب مراقبه روزانه CODA هموابستگان گمنام
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:13:48 am
مراقبه  روزانه :روز  :بارها با خود فکر  کرده ام که این برنامه دوازده قدمی که سراسر شگفتی دارد ، چه اصولی در آن نهفته است  که انسان سالم ، افراد فرهیخته و حتی صوفیان فِرَق مختلف از انجام آن عاجزند و در  مقابل آن فریاد می زنند : " نه این غیر ممکن است ، شما نمیتوانید آن را به سر  انجام برسانید . این یک شوخی مسخره است ، شما حتما راه دیگری را یافته اید و یـــا  حتی ، شما می خواهید با انجام این قدمها به کجا برسید ، شما با انجام  دادن آن از همه چیز و همه کس دور می شوید  ".تمام این حرفها درست  است ، ولی مطلبی که در میان قدمهای ما نهفته است و آنها از دیدن و درک آن عاجز  هستند ، همانا : "خویشتن پذیری ما" و "مثلث خود مشغولی " است  که در تمام مسیر انجام دادن دوازده قدم ، و توسط بیماران دوازده قدمی به انجام می  رسد.جالب است که تمام  کسانی که در بالا بعنوان نظردهندگان اقشار مختلف اجتماعی در باره برنامه دوازده  قدم متذکر شدیم ، همه به یک چیز اقرار می کنند ، که ما نمی توانیم و هیچ کدام نمی  دانند که چرا و به چه علت آنها نمی توانند ولی مــــا می توانیم و خواهیم توانست  حتی اگر کسانی باشند که در مسیر ما بلغزند ما مداوم و با تمام قوا فریاد می زنیم :  " ما ندیده ایم کسانی را که مسیر ما را با جدیت بپیمایند و بلغزند".علت آن در همان دو  نکته بالا ذخیره شده ،ما به دلیل عدم رشد ارتباطات اجتماعی در خردسالی فقط جسم  هایی بزرگ پیدا کرده ایم و در آنها نواقصی کودکانه نهفته است که سراسر زندگی ما را  در بر گرفته و ما را هدایت می کند و ما با آنها بزرگ شده ایم ولی در حقیقت ما  موجوداتی با روحی کوچک و با جسمی بزرگ هستیم .برای یک سالک و درویش  رشد از ابتدا در او اتفاق افتاده و به تزکیه نفس ختم شده است ، برای یک شخص معمولی  و یا انسانهای سالم و فرهیخته نیز به همین نوع ، منوال زندگی میکنند . آنها در  کودکی خود کودکی کرده اند و با رشد خود وارد دوران بلوغ گردیده اند و به درجه یک  انسان با کم و کسرهای خاص خودش و با تمام وجود انسانیت وارد شده اند و زندگی  میکنند ولی ما بیماران دوازده قدمی ....شب :کارکرد قدمهای دوازده  گانه برای ما به معنای رشد و بیرون آمدن از دوران کودکی و رسیدن به بلوغ و رشد  اجتماعی است . برای یک انسان سالم هیچ معنایی ندارد و برای یک سالک یعنی به روال  معکوس زندگی کردن ، زیرا آنها خورد،خورد،رشد نموده و در آغاز فکر انجام کارند ولی  برنامه دوازده قدمی برای ما معکوس عمل می کند یعنی ، خورد،خورد پیش نمی آید بلکه  بصورت پیشرفته ترین و در بالاترین حد امکان ، خود را نشان می دهد . و در نقطه ای  که همه طلاقی روحانیت و انسانیت می نامند ، ما نقطه عطف خواستن برای انسان بودن و  رهایی از منجلاب فساد و  تباهی می دانیم .  جالبترین نکته اینجاست که آنها با رشد خود به روحانیت می رسند و درک آنها از  روحانیت تقویت می شود ، در صورتی که در ما بیماران دوازده قدمی تنها معجزات این  راه است که باعث ماندنمان و قبول و پذیرش این نیرو در درونمان می گردد .گفته بودی : چگونه می  توانم قدم کار کنم  ؟ ، چون می ترسم !.  چگونه می توانم شروع کنم ؟، چون امید ندارم !. چگونه می توانم در این مسیر باقی  بمانم ؟، چون راه را نمی توانم از چاه تشخیص بدهم !.جواب آن بسیار ساده  است : تو مانند آن انسانی باش که نمازش را می خواند بدون اینکه از آن توقع و  انتظاری داشته باشد ، بدون اینکه بداند و بخواند و بخواهد ، زیرا در آن وظیفه ای  می بیند و نه بیشتر و نه کمتر . اینکه تا امروز توانسته ای خودت را در مسیر نگاه  داری خود یک نوع امید داشتن است خود یک ایمان است ، خود یک نوع معجزه و شگفتی است  و نیز تو نمی خواهد راه را از چاه باز شناسی ، زیرا به تو راهنمایانی داده خواهد  شد که قبل از تو آن مسیر را پیموده اند ، قبل از تو آن مسیر را بارها و بارها  سنجیده اند و اکنون آماده اند تا مسیر را با کمترین چالش" و نه بدون  چالش" به تو انتقال بدهند . عزیزم ، قدم کارکردن برای تو باید بسان نماز  خواندن آن فرد باشد که مانند "نفس کشیدنش" شده و بطور مرتب و تسلسل وار  این حرکت را به انجام می رساند بدون آنکه نیاز داشته باشد در باره آنها تفکر و  تعقلی به انجام برساند بلکه ایمانش راهگشای اوست . تو هر چقدر خلوصت بیشتر باشد ،  شوقت هم برای انجام دادن آن بیشتر می گردد .مانند یک سالک :"تفاوت اساسى  و اصلی بین سالک مبارز بودن  و انسان معمولى بودن در این است که سالک مبارز  همه چیز را به عنوان مبارزه طلبى قبول می کند، در حالی که انسان معمولى همه چیز را  به عنوان برکت یا نفرین به شمار می آورد"
کارلوس کاستاندا
اگر ما تمام هستی را همچون سخت افزاری عظیم  و قدرتمند در نظر بگیریم و قصد انجام را همچون نرم افزاری که عمل می کند ، نه تنها  تمام هستی خود ، خود نرم افزار یا همان قصد و نیت انجام کار را نوشته است بلکه می  تواند کدها را در حین اجرا به صلاحدید عوض کند و این شیوه خود درمانگری و یا  اصطلاحا شیوه پیشرفته ای از قانون درمانگرانی است که سعی می کنند و در راه آن از  هیچ تلاشی نمی ترسند و سخت پایدارند . بر شیوه درک معمولی ما از دنیا نظم سنگینی  حکمفرماست . از نظر ما هنگام انداختن سنگی در آب یک سیستم خودکار امواج متناوبی  ایجاد می کند . این یک قانون طبیعیست ، و آن را می توان در پَر زدن شاپرکی ، و حتی  اندیشه ای نادرست یافت و آن را به وضوح احساس کرد در صورتی که از نظر عارفان و  حقیقت جویان سیستم خودکار و قانون طبیعی وجود ندارد . این قصد است که امواج را  ایجاد می کند و از قضا همواره هنگام پرتاب شدن سنگی در آب مشابه همین عکس العمل را  نشان می دهد اما دلیلی ندارد که روش خود را عوض نکند .
  از آنجا که آنها اعتقاد دارند قصد از میان نیروها ! صمیمی ترین روابط را با انسان  ها دارد امکان ارتباطی دو جانبه مهیاست . قصد و نیت یک عمل ، همچون بقیه هستی ، ما  را کنترل می کند و در عین حال اجازه کنترل خود را هم به ما می دهد . به عبارت دیگر  ما بیماران دوازده قدمی ماشینی ویژه برای دستکاری قصد و نیت هستیم که فعلا اختیار  در دست خود واقعیشان نیست از اینرو آنچه ایجاد می کنند ناسازگار است .
    با امید موفقیت ...رضا - بیل
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:14:38 am
18تیرماه
"وقتی در مشارکت های خود اصول نهفته در قدم ها و سنت ها را رعایت می  کنیم یا هنگامی که می گوییم برای مشکل خود چه راه حلی را پیدا کرده ایم ، در واقع  داریم پیام بهبودی خود را به دیگران حتی به خودمان هم انتقال می دهیم . میزان  بهبودی ما مهم نیست ، مهم این است که ما همچنان نیاز داریم که پیام O.A را بشنویم "
دوازده  قدم و دوازده سنت پرخوران گمنام ص 141
به عنوان یک گروه ، اولین هدف ما انتقال  پیام بهبودی به کسانی است که هنوز از بیماری پرخوری در رنج هستند . این پیام چه  پیامی می تواند باشد ؟ پیام امید ، یعنی همان پیامی مهمی که دیگران به خود من انتقال  دادند . وقتی به OA آمدم هیچ امیدی  نداشتم . گاهی وقت ها کسانی که قبل از من آمده بودند از مشکل ها و راه حل هایی که  برای این مشکل ها در قدم ها ، سنت ها و ابزار های برنامه یافته بودند سخن می گفتند  و این تجربه های امید بخش را در اختیار ما می گذاشتند . بیشتر وقت ها من هم چیز  هایی برای سهیم شدن با دیگران دارم . با یافتن راه حل ها احساس امیدواری می نمودم  . همانطور که در برنامه پیش می رفتم ، می دیدم که من هم چیز هایی برای سهیم شدن با  دیگران دارم . احساس می کردم که چیز هایی را که در جلسه مشارکت می کنم درست همان  چیز هایی است که خودم به شنیدن آن ها نیاز دارم . بله ، در واقع من با سخن گفتن ،  به خودم هم پیام امید را انتقال می دادم . در همین وقت ها به خودم امید می دادم که  برای مشکل من راه حل هایی وجود دارد که باید   آن ها را بیابم .
آوای بهبودی ( خواندنی های روز به روز) انجمن  پر خوران گمنام
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:16:03 am
نقل قول

* تازه واردان وقتی با قدم دوم مواجه می شوند با اعتراض ناله می  کنند آیا متوجه اید که ما را با چه معمایی درگیر کرده اید ؟ ابتدا بر چسب الکلی بودن را به ما زده و بعد  هم به ما می گوئید که زندگی ما از هم پاشیده است.حال که ما به عجز خود قبول کرده ایم ، حالا به ما ‌می گوئید : فقط قدرت مافوق می تواند وسوسه مشروب را از ما رها سازد ، عده ای از ما نمی خواهیم  به خدا اعتقاد بیاوریم و عده ای دیگر نمی توانند به خدا اعتقاد داشته باشند و عده  ای دیگر نیز وجود دارند که با تمام وجود به خدا اعتقاد دارند ولی هیچ نوع ایمانی  مبنی بر این که او می تواند این معجزه را انجام دهد ندارند . حالا که از بطری  مشروب ما را رهایی داده اید ، تکلیف از این به بعد چه می شود ؟ ص 29
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:17:41 am
نکات بسیار زیبا و حساسی در  این کتاب وجود دارد که سراسر تجربه می باشند . باید یادمان باشد که این کتاب در 18  سال پاکی یکی از موسسین انجمن و در حالی نوشته شده که اولین کتاب تفکیک قدمها می  باشد . این کتاب در حقیقت توسط ایشان برای اینکه بتواند سنت ها را وارد برنامه کند  نوشته شده ، برای همین دیدگاهی که بیل در اینجا ارائه می دهد دیدگاه شخصی خودش است  و نه دیدگاه کلی انجمن ولی از آنجایی که به شدت بینش و دانش و عملکرد و اصول  روحانی که در نوشته های بیل به کار رفته سراسر عمق و عملکرد می باشد ، بهتر است با  ضرافت بیشتری به آنها نگاه کنیم .در قدم یکم من فهمیدم که در  برابر بیماری الکلیسم و اعتیاد عاجز هستم و در هر شرایطی اگر میل به مصرف و یا  وسوسه آن در مــن شکل بگیرد احتمال آنکه از آن جان سالم بــه در ببرم بسیار کم می  باشد و تنها شرط و لازمه آن ، همانا رعایت اصول پنجگانه الکلی های گمنام که شامل  دعا و مراقبه ، تماس با راهنما و اعضای بهبودی ، خواندن نشریات ، خدمت ، و رفتن به  جلسات می باشد و هر گاه که من از آنها فاصله بگیرم بیماری بر من غلبه میکند و  همچون پلنگی وحشی به راحتی شکار خود را صید می کند .در قدم یکم من فهمیدم که تنها  اینجاست که باید قبول کنم 100% بیماری دارم و تنها  راه نجات مشیت الهی است  و هیچ قدرتی را برای رهایی از آن نمی توان تصور کرد ، زیرا بارها و بارها ما آن را  آزموده بودیم و نتیجه ای نگرفته بودیم .در قدم یکم فهمیدم که برای  ادامه بهبودی و زیستن مانند انسانهایی که بیماری اعتیاد و الکلیسم ندارند باید  الباقی قدمها را در زندگیم اجرایی کنم در غیر این صورت فقط پاکی موقت مواد مخدر و  الکل در زندگی ما نه تنها کارگر نیست ، بلکه احتمال بازگشت ما را به سمت مصرف مجدد  در بر دارد .دانستن این نکته جالب توجه می  باشد!در کشورهای آمریکایی اروپایی ،  به کسی که فقط مصرف مواد مخدر و الکل ندارد و تمام حرکات او دقیقا مانند یک مصرف  کننده ماده مخدر و الکل شناخته می شود به نام الکلی خشک ( یا همان کله خشک خودمان  ) نامیده می شود که توسط برنامه پاک شده ولی این پاکی بدون اصول برنامه است!قدم دوم من را با حقیقتی غیر  قابل تصور آشنا می کند که من به تنهایی نمی توانم و راه رهایی از بیماری اعتیاد  فقط بودن در اصول برنامه و در جمع انجمن های دوازده قدمی می باشد .قدم دوم به من آموخت که نیرویی  ندارم و برای اینکه بتوانم قدرت روبرو شدن با مشکلات و حتی خوشی ها را داشته باشم  که باز به راههای هرز نروم باید کسی یا چیزی را انتخاب کنم که نیروی برتر از قدرت  من باشد و با اعتماد و ایمان به آن نیرو بتوانم زندگی را از تشنج و از غیر قابل  کنترل بودن دور نگه دارم و بتوانم فقط برای امروز زندگی کنم اما فلسفه ای زیبا برای جدا  کردن منطق های قدیمی دراین قدم وجود دارد ، فلسفه ای که با استناد از داشتن آن می  توانیم زندگی جدیدی با معیار های جدید بسازیم و از آن لذت ببریم.معماری جدیدی که برای تغییر دید  گاه من بکار برده شده بسیار شگفت انگیز و در نهایت موجب هوشیاری روح می باشد حقیقتی که نمی توان برای آن قلم  بطلان کشید .اما نباید فراموش کنیم که در این  برنامه برای آباد کردن و آباد شدن نیاز به ویرانی کامل است .باید قبول کنیم که در هر قدمی  تمام تفکرات و ایدئولوژی های قدیمی را زیر پا بگذاریم و از نو منطقی جدید چنان  بسازیم که گویی از نو متولد شده ایم  و  وارد اجتماعی تازه گردیده ایم .بهر حال یک واقعیت مطلب اینه  که ما Agnostic  هستیم . یک بیماری که حتی خداوند را هم مطابق سلیقه و ذوق خودش  تعریف میکنه و دقیقا نمیتونه بگه نیروی برتر براش واقعا چه خصوصیاتی داره . واین  خطرناکترین وضعیتیه که ما داریم و مهمترین اصل بی اعتمادی ما به نیروی برتره .  یعنی ما نمی تونیم ایمان داشته باشیم و با ایمان کارها رو درست پیش ببریم . و بدتر  از اون اینه که همیشه نیروی برتر برای ما در حال تغییر کردن و ما در حال ساختن  خصوصیات جدید برای اون هستیم !همین خصوصیت اگنوگیستی در ما  باعث می شه که ما نتونیم به طور واضح و دقیق بگیم که از دنیای اطرافمون چه انتظاری  داریم و حتی اونها برای ما چه کاری می تونن انجام بدن ، چون واقعا بزرگترین وضعیت  سردرگمی برای هر کسی و در هر موقعیتی اینه که نه بتونی بفهمی و نه بتونی بفهمونی .  این مشکل رو من سالها حتی در برنامه هم همراه خودم داشتم .خیلی از دوستان بهبودی من  شاهدی بر این ماجرا هستن که برای اینکه کسی بتونه حرف منو در چند سال اول پاکی  بفهمه ، باید کلی با من صحبت می کرد و من طرحهایی که در کله ام بود رو برای اون  باز می کردم و براش توضیح می دادم تا در انتهای کار مثلا اون بعد از بیست دقیقه  صحبت و بعد از چند جلسه آشنایی ، می فهمید که من منظورم راجه به این موضوع چیه !هنوزم هم خیلی وقتها هست که در  منزل من را مورد مواخذه قرار می دهند که چرا اینجوی می کنی ؟ می گم : بابا مگه  نگفتم که ...، و آنها با تعجب به من نگاه می کنند و من تازه متوجه می شوم که من در  ذهن خودم بیماری دیگری دارم .در کتاب بزرگ در این مورد می  گوید : در درون ما دکتر جکیل و مستر هاید زندگی میکرد که با مصرف الکل دکتر هاید  مرد و مستر جکیل اوضاع را در دست گرفت .آره من در درونم با فرد دیگری  صحبت میکنم که اصل بیماری من در آن جا به نقطه اوج خود رسیده بود و من چاره ای  نداشتم و از اوضاع اطرافم بدون اطلاع بودم .شاید از یک نظر بشه گفت این  آشفتگی و بهم ریختگی کاملا طبیعیه و در ذهن تمام معتادان متمایل به بهبودی که در  ابتدا وارد برنامه می شوند وجود دارد ، ولی واقعیت مطلب در این بود که من برای طرح  یک سوال ساده حتی نمی توانستم موضوع رو به طور کامل عنوان کنم . به قول راهنمام می  گفت تو همیشه در طرح سوالاتت مشکل داری و دقیقا نمی گی که تو چی می خوای و چی لازم  داری بگیری. البته من بعد ها فهمیدم که یکی از مهم ترین مورد این موضوع سرعت بالای  تفکرات در ذهن بیمار یــک الکلی و معتاد است که از اون تعبیر به نزدیک بودن بــه بیماری  توهم "شیزو فرنیا و اسکیزو فرنیا" می کنند .بهر حال در تمام موارد  موضعو به شدت مشهود بود و اونم این بود که  دقیقا نمی دونستم چی می خوام و از کجا شروع کنم که دقیقا به همونجا و همون حرف  صحیح برسم . جالب بود که من در این نقطه چون به راهنما و نیروی برترم ( که در اون  موقع خود راهنمای من بود) اعتماد کرده بودم با این کله ورم دار و با این وضعیت  اعصاب و روان به او نگاه می کردم و تمام سعی من در این بود که مسیر که او برای من  مشخص کرده بر اساس ایمان و اعتمادی که به او داشتم ، ادامه بدهم ، تمام موضوعات  دقیقا همان چیزی می شد که من اعتماد کرده بودم . تنها چیزی که برنامه از من می  خواست !اعتماد بود ، اعتماد !من تا مدتها که در برنامه بودم  هنوز هم باور این موضوع که معتاد غیر قابل کنترل هستم برایم امکان پذیر نبود و من  خودم با مثلا : احمد آقا کلاه درازا مقایسه می کردم که برای جنس مصرفیش تو خونه  خودش که بساط بر پا میکرد ، مواد مصرفیش رو هم ما باید می بردیم ، مثل چای و قند و  آبلیمو و نبات و سوسیس و رب و نان و ... که زندگی اون بدبخت هم بچرخه . و یا مثل  محمود آقا همیشه آویزون ، یک سری افراد رو به بهانه مصرف مواد مخدر و الکل ، می  برد منزل و بعد به بهانه کاری خانم محترمشان را با بچه ها تنها می ذاشت و ...من حتی به مخیله کوچک کرم  تنهاییم هم نمی گنجید که این کارها رو انجام بدم ، پس عاجزانه اگر آمدم برای این  نیست که من خرابم ، برای اینکه من عقلم از اونها بیشتره و بیشتر می فهمم  و برای پیشگیری از موضوع اینجا هستم . پس هنوز  هم زندگی من قابل کنترل توسط خودم هست فقط برای پیشگیری و احیانا درمان وارد  برنامه شده بودم و والسلام.این موضوع اونقدر در من جدی  بود که من اصلا به قصد تغییر برنامه بهبودی وارد برنامه شدم و در نهایت حتی تفکرات  من به این سمت می رفت که من با این میزان علم و دانش در مقابل این همه گری و گوری  اگه نتونم این جلسات را به هم بزنم و حتی تعطیلش کنم که پس من این وسط چیکاره ام و  تمام اینها انگیزه هایی بود که من وارد برنامه شدم و حتی همین انگیزه ها موجب شد  که شروع به کارکرد قدم در کمتر از ده ماه نمودم و دوازده قدم را توانستم در این  زمان اندک یک دور تمام کنم .کم کم راهنمام بهم فهموند که  تو برای جنس مصرفیت چقدر هزینه میکردی : می گفتم سه هزار، با دوستان برای عشق و  حال پنج هزار . گفت ملات و غذا و مزه چقدر می گرفتی : می گفتم خودم تنهایی هفت  هزار که شامل چیپس و ماست و موسیر و ساندویچ و نوشابه و آبمیوه و .. می شد و اگه  با دوستان بودیم بین 15 تا 17 تومان در هر بار . وقتی که گفت : در هر هفته چند بار  این کار رو تکرار می کردی : فورا فهمیدم که چی می خواد بهم بگه . فورا گفتم : من  مشکل مصرف و مشکل مالی نداشتم ، هر چی پیش آمد خوش آمد بود. اونجا بود که دیدم پوزخندی  می زنه ومی گه : پس چرا تو توی جلسه نشستی ! یا روزی که آمدی با اون قیافه قاطی ،  پاتی آمدی و ... اینجوری بود که من فهمیدم مشکل من بسیار خطر ناکه و بسیار جدی که  برای خودم دارم دلیل و برهان جور می کنم . من تمام اون کارهایی که فکر میکردم  اشکال داره رو به نحو دیگری انجام داده بودم و این برای من خیلی وحشتناک بود وقتی  که فهمیدم چه کرده ام در اون دوران . هنـــوزم از یادآوری اون اتفاقات خجالت و عـــــرق  سرد بروی بدن من می شینه !دعواهایی که با زنم در اول ازدواج داشتم و مثل بچه ها  قهر می کردم . رختخواب رو به خاطر قهر کردن ترک میکردم . تو خیابون با همدیگه  دعوا  می کردیم . گنده هایی که می آمدم و  زیرش می موندم و خیال می کردم مشکل از اونهاس که نمی فهمن منو و برای اون هزارو  پانصد مدل دلیل و برهان که باید دروغ گفت که فلان شخصیت مگه نگفته ؟ ،  مگه مورچه حضرت سلیمان نگفته برا نامزد بازیش و  هزاران دلیل و برهان تو خالی می تونی بیاری ؟ مگه حضرت علی برای نجات فلان خلیفه  مسلمین از این طـــرف کوچه بــه طـــرف دیگر ننشست و گفت از زمانی که مــن در این  مکان نشسته ام کــسی را ندیده ام ؟و ... و هزاران هزار دلیل و منطق که فقط یک بیمار  الکلیسم ، اعتیادی می تونه بفهمه که من چی می گم ! . واقعا که سخته مطالبی رو می  تونی عنوان کنی که تجربه بشه ولی نتونی بگی که خطرناک نشه و به کسی دیگه خسارت  نخوره .بهر حال کم کم اون آتیش که در  درون من را می سوزاند ، راه تعادل خود را پیدا کرد و من توانستم کمی منطقی تر در  این مسیر قرار بگیرم . توانستم هوشیاری نسبی خود را پیدا کنم و توانستم راهکاری  تازه و ارتباطی صمیمی و صادقانه تر با افکارم و بیماریم بیابم که در تمام مدت  بیرون از انجمن من حتی تصوری هم برای اون نداشتم .خیلی جالب بود ، من حکمت کسی  رو پیدا کرده بودم که سر درد داشت و خودش نمی دونست سر درد داره و برای اون ، این  سردرد مانند جزئی از زندگیش شده بود . زمانی که من وارد این برنامه شدم تازه فهمیدم  که بیماری سردرد من از کجا شروع شده و برای اون برنامه ای هست که می تونه آرومش  کنه پس جلو تر آمدم در حالی که من هنوزم سخت معتقد بودم که تنها خودم بودم که وارد  این برنامه شدم و هنوزم می توانم با این تفکرات و افکار کنار بیایم خصوصا که من  مصرف الکل و مواد مخدر را چند وقتی می شد کنار گذاشته بودم ، پس دیگر نیاز به چیزی  خاص احساس نمی شد . اما دوازده قدمی که به من وعده داده بودند یازده قدم باقی  مانده داشت که کله بیش فعال من می خواست از آنها هم سر در بیاره و اگه امکان داشت  حتی اونو از بین ببره .در قدم دوم این موضوع در مقابل  من قرار داده شد که :یادته الکلی بودی و مصرف مواد  مخدر در تو زندگی ایجاد می کرد و برای تو هیجانات خاص زندگی را معنا می داد . در  سفر های خانوادگی هم حتی با واژه ترس و ریسک و احتمال آشنا نبودی و با خودت مواد و  الکل را حمل می کردی و هیجان مصرف اونو با شدت خطر هایی که در این مسیر وجود دارن  برای خودت و همراهانت به جون می خریدی! یادته که هیچوقت نتونستی کاری رو تمام کنی؟  هیچوقت نتونستی با بقیه کنار بیایی ؟ ادعای فضا داشتی ولی راه به جایی نبرد؟ نابغه  ای بودی که همه چیز می دونست و هیچ کاری نمی تونست بکنه ! بزرگترین فرصت های  زندگیت تبدیل به شکست شده بود!بهترین موقعیت ها برای تو از دست رفت !و من با گردشی مجدد بر چرخش  ادوار و ایام این موارد و هزاران مورد مانند اینو قبول کردم! قبول کردم که این  موارد وجود دارد و من هیچ کاری از دستم بر نمی آمد و تمام راهها و در ها را زده  بودم.در اینجا بود که به من فهماندن  دلیل این همه خرابی و این همه بهم ریختگی به خاطر نحوه تفکر من بود ! به خاطر این  بود که من سلامت عقل نداشتم و بزرگترین نشانه سلامت عقل همانا ، نداشتن قدرت پیش  بینی اینده در من بود که نمی توانستم اینده کارهایی که قرار است در پیش رو داشته  باشم را ببینم و این موضوع برای من مرتب و مرتب اشکال ایجاد می کرد و من از همان  سوراخ مرتب و مرتب گزیده می شدم و نمی توانستم بفهمم چرا !و جالبتر این بود که من تمام  آن مسیر را برای اشخاص دیگر می دیدم و برای آنها راهکار می دادم و این موضوع بود  که من تمام سعی و تلاش خودم را برای این که به خودم بقبولانم این کار برای منهم  امکان دارد انجام می دادم ! و تمام توان خودم را برای اینکه بتوانم از قدرت عقل در  زندگی استفاده کنم بکار می بردم و با شدت بیشتری مسیر را در برای تباهی خودم بکار  می گرفتم و نمی فهمیدم که چرا و برای چه ؟در برنامه من با این معجزه  خداوند آشنا شدم ! فهمیدم که نیرویی برای کنترل اوضاع خودم ندارم و برای اینکه  بتونم اونو کنترل کنم باید از راهکارهای برنامه استفاده کنم !خیلی خوب ، حالا من در مقابل  قدم دوم قرار گرفته بودم ! فهمیدم که تمام اشکالات من با مصرف مواد مخدر و الکل  مرتب در من تکرار میشه و هیچ امیدی به اینکه این مشکل رو حل کنم وجود نداره مگه  اینکه ترک الکل و مواد مخدر داشته باشم !واقعا برای من سخت و عجیب بود  ! من که ماده رویایی ام را پیدا کرده بودم ! اشعار نغز و عشق بازی های زیبا را در  آن می دیدم . من که با مصرف یک پیک الکل خلاقیت و قدرت خارق العاده پیدا میکردم .  منی که تمام رویاهای روزانه و تمام مسیر زندگی زیبای مصرفم را در این قسمت می دیدم  و حاضر بودم به خاطر آن پا بروی هر سر و کله ای بگذارم و از مرز های تعریف شده  توسط خودم فراتر بروم ، چطور شد که امروز به من این نکته را می گویید که تمام  مشکلات من در آن خلاصه می شود و من نمی توانم دست از سر آن بردارم ؟می دانید،اولین شعر زندکی من  در سن چهارده سالگی و در غالب رباعی بیان شده بود و من به شدت احساس شعف و نور و  شوق می کردم و از آنجا بودکه معنی زندگی و عاشقی را فهمیدم !دهان آلوده گردیدم عجب نیستتو هر کس در نیابی آلوده گرددو... ای که زاده شده ای در سیزده و  پنجاه و چهاراعمال علی ( ع) را همیشه در  نظر آرو ....ایا باید باور کنم ! چگونه !  من با استناد همین الکل و مواد مخدر تا حد دانشگاهم رفته بودم ! من به استناد همین  ماده مخدر از مرزهای شهری و استانی و کشوری فراتر رفته بودم !ولی این دلایل ! این دلایل که  هر کدام سالها و سالها زندگی من را به تعویق انداخت ، براستی شاهدانی بودند برای  اینکه من قبول کنم که مواد مخدر و الکل آنچنان در من تاثیر گذاشته بود که با یک  فلج مادر زاد هم سالها و سالها فاصله داشتم ! آری از یک فلج مادر زاد هم سالها عقب  تر بودم ولی امروز من قبول کردم ، فهمیدم ، درک کردم و به زور به من فهماندن که  آری ! این سلطنت شاهانه اگر تاج و تختی نداشت از مصرف نابجای الکل و مواد مخدر بود  . امروز مرا بر آن داشتید تا آن را قبول کنم اما ...من که قبول کرده بودم عاجزم در  مقابل مصرف الکل و مواد مخدر! ، منی که فهمیدم این سلطنت ناپایدرا تمام زنگی مرا  دچار مشکل کرده است ، اینکه من معتاد و الکلی بودم و زندگیم غیر قابل اداره شده  بود ! حالا گونه قبول کنم که فقط و فقط یک نیروی مافوق می تواند وسوسه مشروب را از  من رها کند ! من که افراد بسیاری را دیده بودم که نتوانسه بودند حتی باداشتن ایمان  مذهبی این مسیر را بپیمایند . من که نیدیده بودم خداوند برای افراد الکلی و معتاد  کاری انجام بدهد . حالا می خواهید به زور به من بقبولانید که یک نیروی برتر من می  تواند زندگی من را متعادل کند ؟ چگونه همچین چیزی ممکن است ! من که خود قدرت برتری  بودم در مقابل تمام کسانی که می شناختم ! من که برای شرایط مختلف نظرات سازنده ای  ارائه می کردم ! آیا من که نتوانستم ، نیروی برتر من می تواند این چنین کاری را به  انجام برساند ؟ غیر ممکن است ! چگونه باور کنم ؟!در میان شمایی که این  استدلالها  و این اعتقادات را به زبان می  آورید ، کسانی را می شناسم که نمی خواهند به خداوند ایمان بیاورند ! من بعنوان یک  فرد اگنوگیست ، بعنوان یک فردی که از منطق دیالکتیک و عناصر ریاضی برای اثباط عدم  وجود خداوند استفاده می کند ، چگونه می توانم این کار را به انجام برسانم و قبول  کنم که خدایی وجود دارد ! من که یک اگزیستانس کامل بودم ! چگونه ممکن است قدرتی  خارج من و با قدرتی فراتر از قدرت من وجود داشته باشد که بتواند این کار را به  انجام برساند.غیر از آن هم تعدادی از شما  وجود دارند ، که نمی توانند به خداوند ایمان داشته باشند ! تعدادی که برایشان  احساس نیاز به خداوند وجود ندارد ! احساس نیاز به قدرتی برتر در زندگی که بتوانند  به آن آویزان شده و از آن مدد و یاری بجوند . آنهایی که اعتقاد دارند دنیا بر  مبانی نظم درست شده ! بر مبانی استدلالهای منطقیِ بر گرفته شده از ریاضی و فیزیک ،  پس چه نیازی به خداوند در این میان دیده می شود . ایا آنها که به دنبال خدایی  هستند این همه دلایل منظم را برای کاربرد نظم دنیا نمی بینند .و اما دسته ای نیز هستند که ،  با تمام وجود خداوند را قبول دارند ، آنها برای اینکه به اعتقادات خودشان و  پایبندی آن شود بدهند ، کارها و مناسب عجیبی برگزار می کنند . ادعیه ها و دعا ها و  اراد خاص می خوانند و مرتب سعی می کنند که سیم خودشان را با نیروی برتر حفظ کنند .  آنها چگونه به وادی الکل و مصرف مواد مخدر افتاده اند ؟ چرا نمی توانند از آن وادی  خودشان را خارج کنند  چرا ؟ آیا برای آنها  ، خداوندی که شما از آن صحبت می کنید معجزه کارآمدی برای اینکه بتوانند الکل و  مواد را به کناری بگذارند وجود ندارد ؟ برای این عده با این همه قانون مداری در  نیایش و پرستش خداوند هم ؟...از سوالم خنده آمد خلق را !حالا به من بگویید ، شما که در  قدم یکم مرا از مصرف اعتیاد و الکل نجات داده اید ، در اینجا تکلیف من چه می شود؟آیا کسی هست که به این ایده  ئولوژی های من جوابی بدهد؟
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:18:48 am
نقل قول
بیائید طرز تفکر این اشخاص را  بررسی کنیم . آنکه مـی گوید اعتقاد نــمی آورد کسی است که مرحله فکری او  ابتدایی می باشد و فلسفه زندگی پرافتخارش به مخاطره افتاده است پذیرش این موضوع که  الکل او را به زانو در آورده است کسر شان می باشد . اما در ایـن مرحله در حالی که  از این اقرار رنج می برد ، او با مساله ای روبرو می شود که قبول آن برایش غیر ممکن  می باشد :انسان موجودی است تک سلولی که به چنین شکوه و عظمتی رسیده و پرچمدار  تکامل است ، بنابراین ( او ) تنها خدایی است که این جهان می شناسد ! حال می بایست  برای نجات خود تمام این را کنار بگذارد . ص 29
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:19:29 am
شاید این حقیقت تلخ در این  مورد که روح حیات از خداوند در انسان دمیده شده و همین موضوع باعث روحانیت و  هدفمند شدن انسان گردیده است را باید مرتب و مرتب مرور کنیم !من هیچوقت این نکته را تا همین  اواخر نفهمیدم ، زمانی که یک دوست همدرد در یک کارگاه قدم در این باره صحبت می کرد  که چطور انسان که موجودی تک سلولی است به اینجا رسیده است !زمانی که در مثالهای متعدد خود  می گفت دانشمندان سلولهای اولیه جنین که تشکیل شده از تخمک و کرومزوم را با  میکروسکوپ شکافتند و در آن هیچی نیافتند و باز هم شکافتند و در آن چیزی نیافتند تا  در انتهای کار بعد از هزاران بار به این نتیجه رسیدند تنها چیزی که باعث شده انسان  به موجودی خدایی تبدیل شود ، فقط روح خدایی است که در آن وجود دارد .روح خداوند است که ما را  هدفمند می سازد ، روح خداوند است که برای ما زندگی روحانی بر پا می کند !و من امروز با شگفتی فراوان  هنوز درگیر این موضوع هستم که چگونه می توان چنین چیزی را ساخت !چگونه می توان به این باور  رسید که تمام زندگی من بر اساس قوانین روحانی و الهی بنا شده  من نباید بیشتر از سهم خودم تلاش کنم و باید به  اندازه ای که برای من مقرر شده  و در مسیری  که برای من تعیین شده راه بروم . ولی ذهن من همیشه با سوالات و سوالات و سوالات  همراه است .چیزی  عجیب که معنویت با آن کاملا بیگانه است . سوال کردن باعث می شود که من باز هم در  تنگنای ذهنم برای خودم معماهای بیشتری بسازم و به کمک بیماری و حالت های توهمی که  درام دوباره از هدف اصلی ، که همان خدایی شدن است دور و دورتر شوم و این ماجرایی  شگفت انگیز ادامه دارد!
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:20:07 am
نقل قول
در چنین مقطعی راهنمای شخصِ  الکلی لبخند بر لب می آورد که گویی بدترین مجازات برای تازه واردان و سر آغاز  پایانی زندگی گذشته وی می باشد و اکنون شروع حیات جدیدی را در پیش خواهد گرفت . راهنما به وی گوشزد خواهد کرد  که : " سخت نگیر . مانعی را را که باید از  آن بگذری بلندتر از آنچه که تو فکر کرده ای می باشد و این تجربه شخصی من و  دوستم که زمانی معاون ریاست انجمن آمریکائی های منکرین بوجود خدا بود ، نیز می  باشد . اما او این مشکل را با موفقیت به انجام رساند . ص 30
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:21:28 am
حالا در این برنامه در این  مورد با راهنما و تعدادی از اعضای جلسه که صحبت می کنم ، قیافه و حرکات آنها برای  من بدتر از هرگونه حرکات ناهنجاری است که می توان برای آن موضوعی متصور شد.نیشخندی مسخره که نشاندهنده آن  است ، هر کدام از انها قبلا این مسیر را با تمام سعی طی کرده اند و با تجربه ای در  مقابل من نشسته اند که در عین دانایی منتظرند جواب را من به آنها بگویم و آنها در  مقابل خنده های موزیانه ای تحویل من بدهند !واقعا برنامه ظالمانه در این  مقطع با تازه واردین برخورد می کنه.زمانی که وارد برنامه شدم و با  راهنمام آشنا شدم در ابتدای کار اولین حرفی که زد این بود :از لمبر مورچه تا سوخت موشک ،  از عجایب هفت گانه تا آخرین سیاره راه شیری ، همه و همه رو من یک بار طی کردم . پس  سعی کن برنامه رو انجام بدی و بیخود توی اون برای من و بقیه پشتک نزنی که این  برنامه بابت هر خطش و بابت هر پاراگراف اون خون داده شده و اعضایی کشته شدن . یادت  باشه که برنامه همه جوابها رو بهت می ده . پس فقط اونو ساده بگیر و اونچه بهت گفته  می شه انجام بده و الباقی اون مهم نیست . سعی کن برنامه رو جدی بگیری و نه سخته که  در سخت گرفتن برنامه رکود وجود داره و از بین رفتن معنویتی که برنامه روی اون  اصرار داره و در جدی گرفتن برنامه رشد وجود داره و آرامش ! پس فقط پیش برو و بابت  چیزهای بیخود و حواشی برنامه خودتو درگیر نکن.حتی یادمه یکسری به من گیر داد  که این نحوه لباس پوشیدنت باعث دور شدن تو از اعضای بهبودی می شه ! لباسی بپوش که  وقتی با اعضای تازه وارد و یا اعضایی که از نظر مالی ضعیف ترند ، باعث دور شدن تو  از آنها نشه ! باعث نشه که اونها فکر کنن که تو از جنس دیگری که در این صورت تو در  انزوا قرار می گیری و این بدترین حالت برای یک معتاد در درون برنامه است که از  اعضای بهبودی فاصله بگیره .
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:24:56 am
نقل قول
فرد جدید در تائید همه گفته ها  می گوید شکی نیست که افراد الکلی های گمنام جز حقیقت چیزی نمی گویند و آنها هم  زمانی باورهایشان مثل من بود . اما چگونه در چنین شرایطی می شود سخت نگرفت ؟ ص 30
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:25:30 am
هنوزم باور این مساله برای من  سخت بود که چطوری برنامه رو فقط جدی بگیرم و سخت نگیرم . مگه همچین چیزی ممکنه که  من بتونم تنها و تنها با انجام دادن بدون دلیل این برنامه روال رو به رشد رو داشته  باشم . از اون بدتر زمانی بود که من مرتب این نکته رو در ذهنم مرور میکردم که یک  عمری فکر کردیم و سعی کردیم بر مبنای منطق زندگی کنیم ، عاقبت آن ، همین شد که می  بینید ! اگه من مطابق این برنامه آب دوغ خیاری بخواهم زندگی کنم و همه اش را به  چیزی که نمی شناسم و به آن نیروی برتر می گویند بخواهم واگذار کنم ، چگونه بعد از  مدتی من این برنامه رو جمع کنم و چطوری اون مسیر رو زنده به انتها برسانم .واقعا آیا همچین چیزی ممکن بود  ؟ آیا می توان بدون داشتن برنامه و زندگی مشخص مسیری را طی کرد که قرار بود در آن  تغییراتی مطابق وعده های داده شده ، شگرف در زندگی من به وجود آورد؟.آن شخص ( راهنما) باز هم  مصرانه حرف خودش را تکرار کرد :سخت نگیر ، فقط با جدیت انجام  بده ! همین !
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:39:43 am
نقل قول
راهنما گفته او را تصدیق می  کند و به او می گوید سوال بسیار خوبی است – تصور می کنم بتوانم بتو کمک کنم . لطفا  به این مطالب توجه کن :" اول آنکه الکلی های گمنام ادعائی  مبنا بر باور کردن به هیچ چیزی از تو ندارد و گامهای دوازده گانه فقط پیشنهاد است  .دوم  آنکه فعلا برای هشیار شدن و ادامه آن ، تمامی قدم دوم را مجبور نیستی قبول داشته  باشی ، من این گام را به تدریج انجام دادم وسوم  آن که تنها فکر باز مورد نیاز تو می باشد . درباره مطالبی از قبیل آیا مرغ اول  بدنیا آمد یا تخم مرغ ، خودت را به زحمت نیانداز .مجددا  یاد آور می شوم که تنها چیزی که تو به آن احتیاج داری فکر باز است . ص 30
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:40:37 am
من در اینکه این گروه دروغ می  گوید و یا اینکه می خواهد چیزی را به خورد من بدهد که شاید با تمام ایده های  روزگاران من سنخیت نداره مشکل نداشتم .مشکل من در حقیقت از آنجا به  وجود آمده بود که من متوجه شدم با همه چیز و همه کس در تضاد هستم .من حتی نمی توانم یک زندگی بر  مبنای خیر هم پیش ببرم چه برسد به اینکه بخواهم   زندگی که در آن تفکرات انتزاعی وجود دارد را کاربردی کرده و از آن برای پیش  برد اهداف به ظاهر روحانی خودم استفاده کنم .ایراد من در آن بود که نفهمیده  بودم ، علت اینکه نمی توانم چنین زندگی را پیش ببرم ، چون همیشه در حال تضاد با  کسی یا چیزی هستم و این بزرگترین اشکال کار من بود و من از آن هیچ اطلاعی نداشتم.پس مجبور شدم در درجه اول ضدیت  را با یک سری افرادی که ظاهرا شاید با من تفاوت داشتند ولی در حقیقت جنس خودمن  بودند ، درد کشیده بودند ، در این مسیر همپا ، همدرد و همراه بودند را به کناری  گذاشته و با آنها همصدا در یافتن راه جدید زندگیم کنم .در این رابطه من بارها و بارها  گفته ام :من مدیون اعضای قدیمی هستم که  قبل از من به جلسات آمدند و در هر جلسه برای معتادانی که بیرون این جلسه از درد  الکلیسم و اعتیاد در عذاب بودند دعا کردند تا بتوانند آنها هم این مسیر را چیدا  کنند و وارد جلسات شوند و از معجزه بهبودی بهرهمند شوند.من دست بوس اعضای قدیمی هستم  که وقتی من وارد برنامه شدم از من سوء استفاده نکردند ،تا من بتوانم با فراغ خاطر  در برنامه حضور داشته باشم و از همه مهمتر بتوانم به آنها اعتماد کنم و از آنها  اعتماد کردن را بیاموزم . چون اگر این مقدور نمی شد ، مطمئن باشید که الان من زیر  خروارها خاک خفته بودم و باید برای گور من الکل و شراب می آوردید که همیشه من این  شعر را می خواندم :من از آن دم که گردم به مستی  هلاکبه آیین مستان بریدم به خاککه یک دم نکوست ، که یک دم  نکوست !و از همه مهمتر من وامگذار و  بدهکار آن عده ای هستم که با رعایت قدم ها و سنت ها و مفاهی دوازده گانه انجمن ،  این جلسات را برای من به همان صورت اولیه حفظ کردند و باعث شدند که من بتوانم با  امنیت خاطر و با ایمان به اینکه در این نقطه می توانم اتفاقات اعتیادی و الکلیسم  خودم را بسپارم ، جلسه را برای من امن کردند و بعد از مدتها به من آموختند که  چگونه این کار را من هم انجام بدهم و برای تازه واردی که می خواهد وارد برنامه  بشود این موضوع نیز صادق باشد و من با همان تعهد و در همان راستا این کار را انجام  بدهم !بگذریم !این برنامه یک پاردوکس و یک  پارادایم را به من تقدیم کرد:پارادوکس این برنامه این بود  که تمام صحبت های این برنامه یک پیشنهاد است و کسی به تو سر جنگ ندارد ! مطمئنا تو  هم می توانی پیشنهاداتت را به این برنامه اضافه یا کم کنی !مطمئنا پیشنهادات تو هم جایگاه  خاصی در این برنامه پیدا خواهد کرد ولی باید بدانی پیشنهادات تو هم در حقیقت  پیشنهاد هستند و ممکن است همانگونه که تو بعضی قسمت های برنامه را قبول نداشته  باشی ، کسی هم پیشنهادات تو را قبول نداشته باشد !.! و اینگونه بود که دعوایی که  در کله من اتفاق افتاده بود که این برنامه چگونه می خواهد به من خط و مشی بدهد و  باز دوباره قصد این برنامه استسمار من به نوعی دیگر و دادن طرز تفکر و ایده های  خاص القایی در ذهن و فکر من بوده است.من بارها این موضع ها را  گذرانده بودم و با تمام ایدها و از همه مهمتر با تمام انجمن هایی که در القاءتفکر  و دادن خط مشی به اعضای خودشان قصد تغییر طرف را داشتند آگاهی داشتم .بگذریم . در این جا من کم  آوردم و متوجه شدم که هم نظرات من برای جمع مهم است و قابلیت بررسی دارد و هم من  باید نظرات جمع را بشنوم و آنها را با دید باز تر بررسی کنم که امکان اینکه آنها  تجربه بیشتری داشته باشند و در آن مقطع بتوانند برای من کاری بکنند بسیار زیاد بود  .تا اینجا اولین مشکل من که  تضاد با دیگران بود را رفع کرده بودند ، ولی موضوع نیروی برتر و اینکه قرار است  سلامت عقل را به من بازگرداند موضوعی دیگر بود .آیا من مشکل عقلانی داشتم ؟  آیا من دیوانه ، عقب افتاده و یا دچار بیماری و ضایعه عقلی بودم! مشکل این بود که  اگر این گزینه برای من هم صدق کند ، برای این جمعیت چند ده هزار نفری انجمن  معتادان و الکلی های گمنام خراسان و چند میلیونی کشور و ... در صورتی که من در این  جمعیت از خودم ساده تر و از خودم کم هوش تر ندیده بودم !تمام اعضایی که در جلسه حضور  داشتند ، یا از اصحاب یاران غار بودند و حبسی کشیده بودند و برای اینکه به آنجا  بروند به سبکها و روشهایی جدید و یا ایده هایی به روز گوش بری ها و رذالت بازی ها  در آورده بودند که مورد هر کدامشان می توان مقاله ها و کتابها نوشت و از هوش سرشار  آنها مرتب و مرتب استفاده ها و ایده ها و خلاقیت ها به دست آورد ... پس این نظریه  در مورد عدم سلامت عقل و اینکه نیرویی برتر قرار است به من کمک کند تا آن را به  دست آورم هم صادق نبود !پس این عدم سلامت عقل و ایده  نیروی برتر چه بود که برنامه می خواست مصرانه آن را به عنوان مهمترین کرسی برای ده  قدم باقی مانده به من تحویل بدهد و برای آن از زیباترین ترفند ، یعنی اینکه تو نمی  خواهد آن را کامل قبول کنی ، یا اینکه تو آن را به همین نحو که هست بپذیر ، و یا  اینکه برای آن سخت نگیر فقط انجام بده تا متوجه آن شوی یا از پیچیده کردن آن خود  داری کن و یک چیز یا کَس ساده تمام شرایط یک نیروی بالاتر از تو را (مطابق تعریفی  که تو دوست داری از نیروی برتر داشته باشی ) به  تو ارائه می کند راقبول داشته باش تا این گام به تدریج انجام شود و تو متوجه بشوی  که این نیروی برتر و عدم سلامت عقل در حقیقت پیست و از تو چه انتظاری در مورد آن  می شود !بعد از سالها در برنامه بودن  متوجه این موضوع شدم که : عدم سلامت عقل در حقیقت به معنای بی عقلی و بی شعوری و  یا صدمات و ضایعات مغزی در اثر ضربات فیزیکی نیست !عدم سلامت عقل یعنی اینکه من  کاری را انجام می دهم به بهترین نحو ممکن ، در بالاترین حد توان و زیباترین و  خلاقانه ترین روش را برای آن به کار می برم . ایراد آن زمانی به وجود می آید که من  به عنوان کسی که دارای عدم سلامت عقل هستم ، نمی توانم دقیقا پیش بینی کنم که در  آن موقعیت که مشغول انجام آن کار هستم ، در انتهای کار چه اتفاقی ممکنه برای من  بیافته !من به عنوان کسی که دچار مشکلی  در مغزم هستم که به آن بیماری اعتیاد و الکلیسم و یا هر انجمن دوازد قدمی دیگر می  گویند ، متوجه شدم که من مرتب دچار تکرار اشتباه در مورد یک گزینه می شوم و با  اینکه تمام سعیم را در رفع نقص آن به کار می گیرم و لی متاسفانه بازهم نمی توانم  نتیجه ای از آن بگیرم و تکرار و تکرار و تکرار و باز هم همان نتیجه شکست بطور مرتب  در سراسر زندگی من پرا کنده می گردد .پس پیشنهاد دوم برنامه را باید  به کار می بردم :برنامه بعد از اینکه قویا این  موضوع را به من تفهیم نمود که الکلی های گمنام تمام حرفهایش بر اساس پیشنهاد است و  نیازی به اینکه برای اثبات اشتباه آن مرتب بجنگی و یا اینکه چیزی را بخواهی به کسی  ثابت کنی ندارد ، این نکته را مطرح نمود :فعلا برای هشیار شدن  ادامه آن ، تمامی قدم دوم را مجبور نیستی قبول  داشته باشی و این گام را می توان به تدریج انجام داد !منی که تمام زندگیم بر اساس  روابطی خاص تعریف می شد و در آن سرعت نقش اصلی را داشت و مانند جارو برقی تمام  اطلاعات و تمام ارزشهای دوروبر خودم را جذب می کردم و برایم بسیار مهم بود که از  منطق دیالکتیک برای فهم تمام مطالب استفاده کنم و هر چیزی که در این منطق جایگاه  نداشت از نظر من مردود محسوب می شد ، حالا ... والا ... چه بگویم ؟!آنچنان دراین قدم و در درک و  همراهی آن به تضاد خورده بودم که خودم هم باورم نمی شد !آیا زندگی پیچیده و منحی وار  من که در قدر مطلق فهم و درک سینوس وار افکار اطرافیان رادیکالیسم خود ، مرتب قضیه  های جدیدی از برهان های زندگی را فهم می کردند و آنها را در زندگی ایده آل خود به  سوی اعداد دایره ای پی ، و یا منحنی وار فی پیش می رود ، می توان نگاه از دید  دیگری هم داشت که در آن تمام روابط ایده آل و از منظر منفی و زیر صفر تا بینهایت  مثبت و بالای صفر تعریف می شوند و  دیگر در  آن ترس از بعد های سوم و چهارم و نمودارها و دیگر روابط وجود نداشت ! ایا این ممکن  بود ؟ چگونه ؟این برنامه چنان جالب لطف خود  را به ضرب چوبی که از آن به مهربانی نام می برد به خورد ما داد که تا مدتها از لذت  آن چوب تر و چرب بیحس بودم و واقعا مانند زمانی که نشئه می شدم آنچنان حالت سرخوشی  و کرختی حاصل از آن را در من ایجاد کرد که من تا چند ماه نمی دانستم این حالت چرا  و چطور و از کجا آمده و یا بقولی ، حکمت آن پیرزنی که در وسط راه به دلیل آلزایمر  گیر کرده و نمی داند که داشته از مسیری بر می گشته و یا داشته به آن مسیر می رفته  ! است .واقعا عجیب بود و هر کدام از  حکمت های که من در این برنامه دیدم برای خودش به نوعی معجزه حساب می شد و برای من  به نوعی شگفتی که حتی تا آخرین لحظه هم قبول آن برای من جای تعجب داشت و جالب  اینجاست که قدرت تفکر را هم از من گرفته بود !و آخرین تیر ترکش من اینگونه  به سنگ قدم دوم برخورد کرد و با همان قدرت به سمت من نشانه رفت که ایده آن را از  این منظر بازگو کردند :تنها فکرِباز مورد نیاز تو می  باشد ،درباره مطالبی از این قبیل که ول مرغ به دنیا آمده یا تخم مرغ خودت را به  زحمت نیانداز . تنها چیزی که به آن نیاز داری فکر باز است !تمام شده بودم! به راستی که  دیگر هیچ راهی برای زندگی کردن در آن حالت قدیمی وجود نداشت ! من نمی توانستم حتی  راجع به جدالهای درونی خودم دیگر با کسی کلنجار بروم ! من نابود شده بودم ! چگونه  ممکن است که من راهکارهایی که برای من بودن من وجود داشت همه از این قسمت منشاء می  گرفته و من به راحتی خلع سلاح شده باشم .ولی واقعیت این بود: من راحت  شده بودم !دیگر نگران نبودم و می دانستم  که هیچ چیز اهمیت و جدیتی که قبلا داشت را اکنون ندارد !فهمیدم که من دیگر نیازی نیست  برای همه ، نقش دایه مهربانتر از مادر را بازی کنم !فهمیدم که نیاز است خودم باشم  بدون کوله باری که بر دوشم گذاشته ام !خودم و خودم تنها و با همه !تنها بودم ، چون تمام راههایی  که می شناختم و با آنها ارتباط بر قرار می کردم را از دست داده بودم و با همه بودم  ، چون همه اعضایی که من به تازگی بافته بودمشان همه از این نوع و از این قماش  بودند . همه جنگ را باخته بودند و جالب بود که بخاطر باختن در جنگ پیروز شده بودند  . آری پیروزی
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:41:27 am
نقل قول
راهنما ادامه می دهد : "برای مثال خود من در رشته علوم تحصیل  کرده ام و طبیعتا مسائل علمی و آنچه مربوط به علم بود ستایش نموده ام و حتی آن را  عبادت می کردم و هنوز هم به جزئیات علوم خیلی علاقمند هستم . ص 30استادان من همواره پیشرفت در  علم را به من یادآوری می کردند که شامل جستجو و تحقیق با فکر باز بود . هنگامی  که با الکلی های گمنام مواجه شدم اولین واکنش من مانند تو بود و از آغاز که پایه و  اساس علمی نداشت به نظرم مشتی چرندیات بیش نیامد . [/color]ص 30 و 31
[/color] لکن زمانی که اصول الکلی  های گمنام را با دیدی باز پذیرا شدم دریافتم که نتایج حاصل بسیار شگفت آفرین هستند[/size][/b][/color] . متوجه شدم که برخورد با این مطالب ابدا از روی اصول علمی نبود و کوتاهی فکری از جانب  من بود و نه الکلی های گمنام[/size][/b] .[/color]زمانی  که بحث و گفتگو را به کناری گذاشتم[/color] قدم دوم در زندگی من اثرش مشخص گردید و نمی دانم به خاطر  چه موضوعی یا در چه تاریخی به قدرت مافوق باور آوردم[/color] . اما مسلما اکنون به این باور اعتقاد  آورده ام و برای بدست آوردنش قدم ها را به حد امکان با جدیت انجام می دهم .  ص 31[/font]
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:58:55 am
بزرگترین مشکلات من در برنامه  و حتی اشتباهاتی که خیلی از افراد در اطراف من انجام می دهند ، این است که اصول  زندگی کردن جهان را بر اساس منطق ریاضی و علوم می بینند.دنیا بسیار گسترده تر از آن  است که بتوان آن را در چهار چوب علوم و ریاضیات بحث کرد! و از آن مهمتر اینکه تنها  کسی که می تواند قوانین را بهم نزدیک کند ، تنها آنکسی است که قوانین را وضع کرده  و تنها کسی که می تواند آن قوانین را نقض کند هم خود قانون گذار می باشد .حالا شما قضاوت کنید که من به  دنبال استدلال و به دنبال یافتن کدامین ارتباط علمی در بین تمام اتفاقات دوروبر  خود می گشتم و در این بین هم قرار بوده چه کسی و به چه نتیجه ای برسم!منی که به یک حرکت او مات  شطرنج زندگی می شدم و دیگر هیچ کدام ازروابط من جوابگوی منطقی که برای من تا آن  لحضه تفهیم شده بود ، قرار نمی گرفت ، بسیار عحجیب بود !من تمام کارهایی که برادرم و  یا خواهرم انجام می دادند را انجام می دادم و حتی آنها از روی حرکات من جلو می  رفتند و بر اساس نظریه های من زندگی شان را شکل می دادند ولی برای من هیچکدام از  آنها کارایی نداشت و من نتوانستم آنها را در زندگی خودم پیاده سازی کنم .من برای زندگی کردن به بهترین  قوانین روحانی آمادگی داشتم و تمام مطالب مربوط به آن را می خواندم و از آنها لذت  می بردم ولی زمانی که می خواستم آنها را در زندگی خودم اجرایی کنم ، هیچ راه حلی  وجود نداشت و من متاسفانه به بدترین نحوه ممکن سقوط می کردم!من نمی توانستم حتی از  ری الگو برداری بر اساس انسانهای موفق هم به زندگی خودم سرو سامان بدهم . من بارها  کتابهای روانشناسی ، کتابهای روابط اجتماعی ، کتابهای ماوراءالطبیعه و حتی فلسفه و  منطق و ... که از آن جمله می تونم به معروفترین آنها که نقش کلیدی در زندگی خیلی  از دوستان من بازی کرده بود اسم ببرم ، مانند راز موفقیت پنج جلدی از آنتونی  رابینز ، کتابها و مقالات اریک فون دونیکن مانند ارابه خدایان ، طلایخدایان و  مجلدهای مختلف دیگر در اثبات انسانهایی در فضاهای دیگر که قاضیان خداوند در این  دنیا محسوب مس شوند ،خود هیپنوتیزم از کابوک ، ده مجلد از کارلوس کاستاندا که در  مورد عرفان سرخ پوستی و یا دیدگاه مردم غرب را عنوان کرده بود که من برای دست  یافتن به آن شروع به مصرف دود های مختلف نمودم ، و یا کتابهای ماوراءالطیه از صمد  ولی زاده ، انواع مختلف دایره المعارف مانند به من بگو چرا از نویسنده معروف :  آرکدی لئوم ، و یا آئین دوست یابی از دیل کارنگی و یا کتابهایی مانند شفا در فلسفه  از ابوعلی سینا ! معراج السعاده از امام محمد غزالی ، دوقرن سکوت از عبدالحسین  زرین کوب ، قرآن به نظم ، قرآن فارسی ، مصاحبت با قرآن یا قرآن در سیصد و شصت و  پنج روز ، انجیل های چهارگانه ، انجیل برنابان ، تورات ، ادیان  مکاتب فلسفی هند از داریوش شایگان ، ایات  شیطانی از سلمان رشدی ، از کلینی تا ... از دکتر شجاع الدین شفا ، اصول فلسفه و  روش رئالیسم از مرتضی مطهری ، کتابهایی از صادق زیبا کلام مانند ما چگونه ما شدیم  ، مقالات و نوشته ها و نوارهای دکتر علی شریعتی مجموعه های کامل 110 جلدی قدیم ،  کتابها و مقالات عبدالکریم سروش از دگمتیسم شیطانی بگیر تا تصحیح کتاب مثنوی و  معنوی که ایشان انجام داده بود ، و من می توانم به این لیست ساعتها و ساعتها  کتابهای مرجع ، کتابهای منبع و تحقیق اضافه کنم .من از عبید زاکانی کتاب خوانده  بودم تا ایرج میرزا من با اشعار خیام به راحتی ارتباط برقرار می کردم ، من با هر  نویسنده و شاعری که کمی رنگ و بوی اختلافی و متضاد داشت احساس قرابت و خویشی  میکردم و حتی دسترسی من به هجویات شاعران استاد سخنی مانند سعدی نیز مثال زدنی  بود. این بیت سعدی که می فرماید:روی زیبا و صورت دیباعرق و عود و رنگ و بوی و هوساینان همه زینت زنان باشد مرد را ... و ... زینت و بسو ....پس چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ چگونه  بود که من نتوانسته بودم زندگی موفقی داشته باشم . من به تمام منابع دسترسی داشتم  ! من از ثلاثه سیدین و سادات بودم ، من که از نسل حاج ملا هادی سبزواری ، کسی که  توانست فلسفه و منطق را در طریقه عرفان شرق کشور را وارد کند و تصوف شرق کشور را  از روز مرگی نجات داده بود ! چرا ؟ چرا ؟ چرا ؟ چگونه بود که نمی توانستم به نتیجه  ای برسم !ایراد من در برنامه مشخص شده  بود و هنوز هم بعد از چندین سال در برنامه بودن آن مشکل در من به شدت خود نمایی می  کند ، تـ.ـعـ.ـصـ.ـب !من تمام تلاشم را کردم که خدا  را در دیگران و در اطراف جستجو کنم ! کاری که شیطان کرد این بود !من تمام تلاشم را کردم که هر  چیز غیر خدایی بپرهیزم و برای مطالعه آن مدتها و ساعتها و روزها تلاش می کردم !من تمام تلاشم را کردم که خدا  را بیابم و خودم را به او نزدیک کنم !فراموش کردم که خداوند در درون  من است و امروزه من تاوان آن فراموشی را دارم پرداخت می کنم . تاوانی که شیطان  بهای آن را به بالاترین قیمت ممکن پرداخت ! حیرانی و سرگشتگی و دیوانگیسهم من هم همین بود ، سهم منی  که فراموش کردم خداوند در درون من است و نیازی نیست آن را در دیگران جستجو کنم و  بهتر است خدای خودم را بیابم و از آن خداوند کمک بخواهم و از آن خداوند بخواهم همه  چیزم را به من بدهد و همه چیزم را برایم فراهم کند و از او بخواهم راه و رسم زندگی  را به من من بیاموزد و از او بخواهم علوم و دانش را ، حتی اذکار خفیه را به من  بیاموزد !من دست به دامان شیطان شده  بودم !من برای زندگی مسیری که او می  رفت را رفتم و برای الگو برداری خوب کسی را انتخاب نکرده بودم . فهمیده بودم که  چیزی هست که باید بیابم ولی مسیر را درست نمی توانستم بروم و برای هر قدمی که بر  می داشتم محاسبه و فکر مشغولی و ... (تمام جزئیات آن را بر اساس علوم و ریاضیات  محاسبه می کردم و می کنم"زندگی بر اساس فلسفه دیالکتیک" ) و این گونه  بود که من شده بودم شیطان خودم . آری به حقیقت من شیطان وجود خودم شده بودم .من کسی که از رگ گردن به من  نزدیکتر بود را به بهانه هایی واهی با حرکاتی اضافی و در وادی دیگری به دنبال آن  می گشتم و متاسفانه ... او در من بود و من جدا از او و من جدا از خود...من در تمام مدت یک چیز را درست  نفهمیده بودم : جستجو و تحقیق با فکر باز !شگفت انگیز ترین چیزی که در  این دنیا وجود دارد همان تحقیق و جستجو با فکر باز بدون قرض ورزی و بدور از هرگونه  تعصب و خودخواهی است . آری نکته مهم در همین خلاصه می شد که من هر چه بیشتر می  آموختم به عوض انکه بدانم همی که نادانم ، متاسفانه غرور ، حب و بغض بیشتر و در  سمت دیگر آن بزرگنمایی و استفاده ناصحیح از اطلاعات خود را بیشتر و بیشتر می کردم!آنقدر غرور و بزرگنمایی و حب و  بغض در من زیاد شد که من از علومی که آموخته بودم به جای آنکه به خداوند نزدیک شوم  ، از آن به عنوان شمشیری برای خورد کردن افراد و ابزاز بزرگنمایی و از همه مهمتر  در راستای دوری از خداوند استفاده می کردم و برای اینکه بتوانم اثبات کنم که  خداوند وجود ندارد ، تمام راههای ممکن را رفته بودم و تمام اثباتها و ادله را طی  کرده بودم و تمام مقالات را خوانده بودم و حتی برای اینکه بتوانم آن را اثبات کنم  شروع بهشرح و تحشیه نویسی بر کتابهای مختلف و ثبت ایرادات و نوشته هایی غرض ورزانه  کردم . بر کتاب های مقدس حاشیه می نوشتم و از دیدکاه استدلالی آنها را بررسی می  کردم و سعی می کردم که اثبات خودم را بزرگتر و بزرگتر به نظر برسانم تا شاید ...اینها تماما شدت بیماری را در  من نشان می داد . اما زمانی که وارد انجمن الکلی های گمنام شدم و اصول را با بی  تفاوتی نگاه کردم و دیگر در مورد آنها هیچ تعصب و لجاجتی در کار نبود و به آنها  دیدگاه بهتر داشتم ، متوجه شدم که چقدر افکار من خطرناک و وحشت نگیز و نتایج  دیدگاه جدیدم چقدر شگفت آور هستند ، به عنوان مثال اینکه من امروز در مورد اینکه  در هر موردی بحث و گفتگو لازم و حتی برای اثبات آن باید همه چیز را زیر پا بگذارم  بسیار تا بسیار تغییرات اولیه را در من ایجاد کرد و من را از بزرگترین فکر مشغولی  و از بزگترین دیدگاه انفعالی زندگی ام بیرون آورد . من متوجه شدم که هر چیزی در  زمان خودش ایجاد خواهد شد ، همه آن را خواهند فهمید و نیازی به اصلاح و نیازی به  تغییر دادن کسی یا چیزی در درون خودمان و یا در دیگران نخواهیم شد !من متوجه بزرگترین معجزه  زندگیم زمانی شدم که دیگر اثبات ها به کناری رفت ، درک ها و موقعیت ها همه یکسان  شد ، مردم همه با هم برابر شدند و نیاز به تلاش مضاعف برای بدست آوردن هیچ چیزی  لازم نیست . تنها نیاز به اندکی ذهن باز می باشد و اعتماد کردن و آسان گرفتن مسائل  و تمام . اینجا بود که آرامش را من در تمام قسمتهای زندگی خودم دیدم و برای اینکه  بتوانم آن را استقبال کنم ، مجبور به قبول اصول ساده الکلی های گمنام گردیدم .مجبور گردیدم قبول کنم که باید  دست از جنگ و ستیز برداشت تا بتوان در آن برنده شد وگرنه باز دوباره ، و دوباره و  دوباره تمام زندگی من را تشنج و خستگی و از بین رفتن انرژی و هدر رفتن آن به وجود  خواهد آمد و تمام ...پس تمام سعی و تلاش خودم را  برای اجرای ما بقی قدمها جمع کردم و سعی کردم از انحرافات و بحث های بیهوده ای که  در حواشی وجود دارد دوری کنم ...و این گونه است که اکثر  همدردانی که  تازه وارد برنامه می شوند و  مطابق اصول این برنامه در ابتدای کار انجام وظیفه می کنند اصطلاحا در ابرهای صورتی  به سر می برند و بس ...[/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font]
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 09:59:44 am
نقل قول
مسلما این عقیده شخصی و بر اساس تجربیات می باشد و باید بدانی که اعضای این  انجمن گامهای بیشماری در جهات مختلف برای بدست آوردن ایمان برداشته اند .چنانچه به پیشنهادات من علاقه  ای نداری مطمئنا خودت با جستجو و توجه ، خواهی توانست  آن چه را که برایت قابل قبول است پیدا کنی . بسیاری  افراد نظیر تو این مشکل را به روش جایگزین سازی حل کرده اند ، اگر بخواهی حتی می توانی الکلی های گمنام را نیروی برتر خود بدانی .  آنان قدرتی بالاتر از تو می باشند که می توانی به آن ها اعتقاد بیاوری ، حتی این  مقدار کم از ایمان هم کافی خواهد بود و بسیارند کسانی که از این تنگنا به این  ترتیب عبور کرده اند . همگی آنها به تو خواهند گفت که چگونه با کمترین باور بعد از  پشت سر گذاشتن این مرحله اعتقادشان راسخ گشته و از شر وسوسه الکل نجات پیدا کرده  اند و زندگی آن ها تغییر یافته و به قدرتی مافوق که آن را خدا نام می برند دست  یافته اند . ص 31
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:01:28 am
زیباترین نکته ای که من در  برنامه متوجه آن شدم و از همان روز اول باعث شد که سرسختان در راستای اصول آن تلاش  کنم و منی که با کوهی از غرور در این برنامه جایگاه پیدا کردم و ماندگار شدم این  بود که این برنامه هیچ نظریه و تزی رو ارائه نمیکنه که در اون اصرار باشه . این  برنامه تمام قسمتهاشو به صورت نظریه ارائه می کنه و به آرامی چنان در مغزت و در  تمام نظریه ها و طرحهات فاتحه می خونه که بر اون هیچ تصویری رو نمی تونستم داشته  باشم . برنامه با دقت عجیبی یک موضوع رو به خورد من داد . اگه دوست داری در راستای  بهبودی کارکنی به اندازه تمام ایده هات و طرحهایی که تو تصور تو هست ، انسان ایده  پرداز تو برنامه وجود داره که می تونه اون نظریه رو بهترش کنه ! انسانهای بیمار و  معتاد و الکلیسمی که هر کدومشون امروز بر مبنای دوازده قدم یادگرفتند چگونه پاک  باشند و از پاکیشون استفاده کنند و این اصلی ترین ایده ای بود که من یاد گرفتم .یاد گرفتم که در این برنامه  دیوانه و شیرین عقل و ناقص المغز نداریم . تو این برنامه همه ایده ها محترمند ،  تمام بیماران محترمند و مهتر از همه اینکه باید به فکر باشی که اونچه را که از کار  عملی قدمها تو برنامه یاد گرفتی برای اینکه برای تو موندگار بشه و بهت جواب بده ، بصورت  یک ایده و طرح با دیکران مطرحش کن و بگذار با مشورت کردن با دیگران که امروز تو  سعی داری مانند اونها بشی و قطعا قسمتهای خوبی رو تونسته ای برخلاف سابق در اونها  پیدا کنی ، اونها هم سعی در کامل کردن طرح و ایده تو بکنند تا اینکه دراین میانه  نواقص و اشکالات طرحت از دیدگاه کسانی که برای تو محترم و قابل ارزش هستند ، بررسی  بشه و پس از رفع ایرادات اون قابل اجرا توسط تو باشه !چقدر جالب بود ، من زمانی که  اولین طرحم را در گروه مطرح کردم دیدم به راحتی قبول کردند و بدون اینکه اصراری  داشته باشند شروع به دادن نظریه های مختلف و همچنین رفع ایرادات طرح و تئوری من  کردند . اما اولین ایده من در برنامه  چه بود ؟ایده خداوند ! ایده ای که  بصورت یک ایده موروثی به من رسیده بود !من قبول کرده بودم که ایده  خداوند همانی است که سالها و سالها در درون من در جریان بوده و من به عنوان یک  ایده ئولوگ شیطانی (دگماتیسم) به شدت در مقابل ایده های دیگر که در تمام نوشه ها و  انگاشته ها و طرحهای دیگری که به زور به من القاء می شد مقاومت می کردم و همین  باعث شده بود که دچار سردرمی شدیدی شوم . باعث شده بود که من نتوانم ایده ای را  حتی جایگرین آن کنم . تمام کتابها و ادیانی که مطالعه کرده بودند هم در بدست آوردن  این نقطه بی تاثیر و بی اثر بودند .در این برنامه من متوجه شدم که  دلیل اینکه من با تمام کائنات بر سر خداوند بحث و دعوا دارم این است که اجازه قرار  دادن ایده های من را به عنوان ایده هایی که می تواند خداوند را از دیدگاه من تشریح  کند و نیازهای امروز من را این خداوند برآورده سازد، از آن مهمتر ایده های خدایی  بودکه در من بوجود آمده بود و انها سعی تمام داشتند که ایده های خودشان را جایگزین  آن کنند .در این برنامه به من این موهبت  داده شد که با کسانی که مانند خود من هستند و می توانند از تئوری خداوند ، آنگونه  که من شناختم دفاع کنند و واقعا که چقدر جالب همین مساله به این کوچکی تمام  قسمتهای زندگی من را دربر گرفت و من به راحتی ایده نیروی برتری که من شناختم را  توانستم حضم کنم و با آن کنار آمدم و این بهترین گزینه بود برای اینکه مرا آرام  کند .و از اینجا بود که آرام گرفتم  . دانستم که می توان به راحتی با تمام این برنامه کنار آمد و کار کرد و با آن ماند  و از آن استفاده کرد . همین طرح ساده باعث شد که من دوازده قدم را در کمتر از ده  ما تمام کنم .( این نکته هم لازم و ضروری است که بگویم ، اگر راهنمای من اصرار  نداشت که من این قدمها را در ده ماه تمام کرده ام و تو اگر آن را سریعتر تمام کنی  به من چه می گویند ؟ ، واقعا چه نحوه تفکری . بی نوای من !) . و اینگونه شدت و  سرعت و تمرکز خودم را بر روی قدمهای دوازده گانه قرار دادم و این قدمها از همان  روز اول شروع به نمایش معجزه شگفت انگیز خود کردند .شاید این نکته را در هر جلسه  ای با هر کسی من بارها و بارها تکرار کرده ام که بزرگترین آرزوی من ( که همان ترک  الکل و ماده مخدر بود ) ، کوچکترین کاری بود که انجمن در حق من توانست به انجام  برساند و بعد از آن کم کم ، کار ، وضعیت خانواده ، خرید ماشین و خانه ، تولد  فرزندم ، و حی شرکت مجدد من در دانشگاه در رشته ای که مورد علاقه من بود ، تماما  پازل های زندگی من بودند که این برنامه به طور مرتب آن ها را در جایگاههای خاص خود  قرار می داد و از آنها به عنوان انگیزه هایی که من خود را محکمتر به جلسات نزدیک  کنم استفاده می کرد و مرتب و مرتب این معجزات را مانند برگ آس که می تواند  بالاترین ورق خوانده شده بروی زمین حکم را ببرد از آن ها استفاده می کرد . [/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font][/color] [/b][/font]
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:02:20 am
نقل قول
با ملاحظه اوضاعِ آن دسته که احتیاجاتشان برآورده نشده و در نتیجه  ایمان خود را از دست داده اند، متوجه می شویم که اینان بی تفاوتی و خودکفایی را جایگزین کرده اند و از پیروی دین  رویگردان شده اند و خدا در زندگیشان نقشی نداشته. با  این همه آیا تجربه الکلی های گمنام می تواند به همگی آن ها بگوید : که آنها می  توانند ایمانی که کارگر باشد پیدا کنند ؟ ص 31 و 32
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:02:53 am
همیشه در شوخی هایی که با یکی  از دوستان مدعی فلسفه انجام می دهم می گویم این برنامه در جای جای آن از اصول  ریاضی و اصول ریاضی معکوس و منطق ارسطویی برای اثبات گزینه های خود استفاده کرده  است و با هم مانند اسب می خندیم و شیحه می کشیم که چقدر ما در برنامه برای شناخت  عوامل آن باید سرگردانی و خود فروشی کنیم .!در صورتی که هم بنده و هم  ایشان می دانیم که این برنامه بسیار ساده است و انجام دادن آن برای کسانی که مانند  بنده زندگی را بر مبنای نه گفتن و انجام ندادن و منطق تفکرات منفی استوار کرده است  ، سالها و سالها طول می کشد که بتواند آن را به حالت ساده سازی قبول کند و از آن  استفاده کند و به طور روزانه از آن سود ببرد .بهر حال این قسمت پاراگراف ،  بر مبنای اصول منطق به نام قیاس مع الفارق استوار است . یعنی دو دلیلی با هم  مقایسه شده اند که در ظاهر شباهت به همدیگر دارند و هر دو بر اساس یافتن وجستجوی  خداوندی استوار است ولی یک عده خداوند را ندیده و از شواهدی که دلیل بر بودن او  بوده است استفاده کرده اند ولی عده دیگر کسانی هستند که بر مبنای نداده های خداوند  می خواهند اثبات کنند که نداده هایش همه شکر بوده و بس.در این مبحث اشاره به کسانی  است که کسانی هستند که ایمان خود را در زمان مصرف و حتی اکنون بر این مبنا از دست  می دهند که خداوند احتیاجات آنها را بر آورده نمی سازد . پس آنها نسبت به اصوا دین  بی تفاوت شده و متکی به اراده نفس و خود کفا شده اند و بی تفاوتی و خود کفایی را  برای خویش مظهر خداوندگان خودشان قرار داده اند .چه جالب است که ما بتوانیم  خداوندی را بیابیم که تمام و کمال برای ما ایده ها و نظر ها و خواسته ای ما را بر  آورده سازد در غیر این صورت ، او وجود حارجی نداشته و ما نیازی به خداوند نداریم  زیرا ما می توانیم خواسته های خودمان را با کمی اصرار بیشتر و زور زدن حل کنیم و  آن را پیش ببریم .بنده هم در این زمینه ، نظریه  فوق را قبول داشتم . چرا که مجبور بودم برای بدست آوردن تمام چیز های مورد نیاز و  لزوم خود تلاش مظاعف بکنم و وقتی نتیجه می داد یعنی مشخصا من خود خداوندم و نیاز  به قدرت برتر در من احساس نمی شد .من برای کسب ایده های روحانی  نیاز به هیچ مرجعی نداشتم و می دانستم که نگاه کردن به حلال مردم ، دزدی ، دروغ ،  و ... تماما از اصول روحانی به دور است ولی ...امروزه تمام جواب ها توسط این  برنامه دوازده قدمی حل شد .برنامه به من آموخت که تو  متوجه شدی که زمانی که چیزهایی را به دست نیاوردی ، برای آنها چقدر خداوند را زیر  سوال بردی و از او خواستی که به تو نیروی موثر را بدهد تا بتوانی آن را به انجام  برسانی و چقدر زیاد بود چنین موقعیت هایی ، در آن موقعیت آنها برای من نقش  بزرگترین دشمنان زندگیم را بازی می کردند . هر کاری می کردم نمی توانستم آن ها را  تنظیم کنم و یا از آنها استفاده کنم. مساله کاری من ، چقدر کارهای مختلف انجام  داده بودم و نتوانسته بودم آنها را تثبیت کنم . فروش کامپیوتر و اسمبل و فروش نرم  افزار و برنامه نویسی تا بازی های کامپیوتری و کار در شرکت بزرگی مانند شرکت  زیراکس ایران و حتی دوستی هایی که بر مبنای نمی توانستم در آنها نقش درستی بیابم .  مانند دوستان تراشکار ، دوستان کشاورز ، دوستان تاجر و فروشندگان دوره گرد  که با بیشتر آنها من ارتباطات خانوادگی داشتم و  می توان گفت هر آنها به خانه و خانواده من راهی نداشتند ولی من با آنها ارتباطات  خانوادگی عمیقی داشتم . ولی چگونه بود که من نمی توانستم از این حد و از این  اندازه جلوتر بروم . چرا دچار مشکلات خاص مانند بهم خوردن شراکت کاری ، مانند  تفرقه در دوستی ها و ... می شدم و تمام سعیم را می کردم که آن ارتباط را حفظ کنم  ولی می توانم به جرات بگویم برای من غیر ممکن می نمود .برنامه راه حل جالبی ارائه داد  ، شاید خواست نیروی برتر تو این بوده است که این ارتباطات در همان نقاط از بین  برود و برای تو مصیبت بیشتری به بار نیاید .غور کردن و فرو رفتن در هرکدام  از این ایده ها واقعا هم می توانست به همین راحتی باشد ، آری من اگر در همان زمان  می توانستم با آن اعضا دمخور و همدم بشوم ، مطمئن بودم که دیگر غیر ممکن است  بتوانم خودم را از الکل و مواد مخدر جدا کنم . و این ساده ترین آنها بود و معلوم  نبود این طرح ها و ایده ها تا کجا پیش می روند و چقدر زندگی من را تحت تاثیر خاص  خودش قرار داده بودند .قبول کردم و ایده تجربه آنها  بعنوان گروه الکلی های گمنام برای من راهی جدید و فهمی را باز نمود که برای خود من  که در خود شگفت آور ترین نحوه تفکر و زیباترین منطق را می دیدم ، نا آشنا نمی نمود  . قبول کردم که ممکن بود الان مرده باشم و حتما دلیلی برای زنده بودن الان من وجود  دارد !قبول کردم و خودم را به این  برنامه شگفت انگیز سپردم تا اینکه بتوانم دیگر وعده ها و معجزات آن را نظاره کنم و  دوباره ایمان بیاورم که این برنامه به صورت تصادفی در برابر من قرار نگرفته است .و این نکته را هم فهمیدم که  اگر این برنامه برای من راهکاری اراده داده که بتوانم این همه ادعا و این همه  بزرگنمایی را تحت تاثیر قرار بدهم ، پس حتما برای کسانی که برای این برنامه ارزش و  احترام کارکردن را قائل هستند نیز طرح و ایده ای نو را اراده خواهد داد ، البته  اگر بخواهند و دوست داشته باشند که ایده ای روحانی در زندگیشان خود نمایی کند .
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:04:08 am
نقل قول
در بعضی مواقع تاثیر عملکرد این برنامه برای کسانی که از ابتدا اصولا اعتقادی نداشتند  ، در مقایسه با آن عده که ایمان خود را از دست داده اند موثرتر می باشد ، زیرا  آنها تصور می کنند که راه ایمان را امتحان کرده اند و جواب نداده است . از آنجایی  که هر دو طریق با شکست روبرو شده است ، آنها نتیجه گرفته اند که جایی برای شان  وجود ندارد که بروند . عبور از موانع حاصل از بی تفاوتی ، خودکفایی های تخیلی،  تعصب و ستیزه جویی  سخت تر از مشکلات حاصله از انکار خداوند و عدم اعتقاد می باشد. دین، وجود خداوند را می خواهد با  اثبات برساند  و منکرینمی گویند چنین چیزی امکان نداردو بی  اعتقادان عدم وجود خدا را می خواهند ثابت کنند و در نتیجه فردی که شدیدا  دچار سرگردانی می شود تصور می کنند که اصلا به هیچ اعتقادی پایبند نبوده و حتی  کمترین اطمینانی به کسی که معتقد ، مُنکر و یا بی خدا می باشد نخواهد داشت . او  کماکان گمراه باقی خواهد ماند . ص 32
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:05:29 am
در این برنامه من به این نتیجه رسیدم که  در ابتدای امر ، به عنوان یک راهنما قبول کنم تمام اعضای انجمن های دوازده قدمی  رنجش از خداوند دارند و حتی اگر درکی هم از خداوند وجود دارد ، آن درک بر مبنای  اصول روحانی نیست . آن درک بر اساس اصول مذهبی می باشد که بعد از گذشت دهها سال در  خانواده های ما به صورت نهادینه و ژنتیکی در آمده و من نمی توانم خودم را از آن  جدا کنم .در این برنامه باید برای هر  کسی نیروی برتری معرفی کرد . به هر کسی فهماند که این برنامه بر اساس نه تصورات  باطل زمان قبل از برنامه که بر اساس تصورات و ایده های جدید که برنامه به ما ارائه  می دهد کار می کند . در این رابطه بیل در کتاب پایه  الکلی های گمنام یا همان کتاب بزرگ ، اشاره ای زیبا دارد :          توصیف ما از الکلی ، فصل مربوط به بی  اعتقادان و ماجراهای فردی ما در گذشته و حال ، این سه نظر کلی را به وضوح مشخص می  کند :الف :  که ما الکلی بودیم و نمی توانستیم زندگی خود را اداره کنیم .ب :  که احتمالا هیچ نیروی انسانی قادر نبوده است که ما را از الکلیسم نجات دهد .ج : و  او پروردگار است که می تواند ، اگر در جستجویش باشیم.          اول لازم است متقاعد شده باشیم که یک  زندگی متکی به اراده شخصی ، حتی با نیت خیر هم نمی تواند موفقیت آمیز باشد ، زیرا  همیشه در حال تضاد با شخصی یا چیزی خواهیم بود . اکثر مردم سعی دارند که بنابه میل  شخصی خود ، زندگی را پیش ببرند . هر کس مانند بازیگری است که می خواهد تمام نمایش  را شخصا بگرداند و همواره نور ، رقص و صحنه را به میل خویش اداره کند و تصور می  کند اگر ترتیباتش پا بر جا بماند و مردم در مقابل خواسته هایش سر تعظیم فرود  بیاورند ، نمایش بسیار خوب از کار در می آید ، درایت او و بقیه حاصل می شود و  زندگی نیز فوق العاده خواهد شد . بازیگر ما ممکن است در جریان صحنه گردانی ، فردی  متعهد ، با تقوی ، مهربان ، مردم دار ، صبور ، دست و دلباز ، و حتی محجوب و فدا  کار باشد و یا بر عکس بد قلب ، مغرور ، خود خواه ، ناصادق ، اما به احتمال زیاد او  دارای صفات گوناگونی است.          معمولا چه خواهد شد ؟ نمایش خوب از کار  در نمی آید و او تصور می کند که زندگی با او درست تا نکرده است . تصمیم میگیرد (صفحه:91)سعی  بیشتری از خود نشان دهد و دفعه بعد ، بنا به اقتضای موقعیت ، یا سختگیریبیشتر وو  یا متانت بیشتری بکار گیرد ، اما با تمام این تفاصیل بازهم نمایش او را رای نمی  کند ، او اقرار می کند که خود تا حدی می تواند مقصر باشد اما اطمینان دارد که  دیگران بیشتر مقصرند ، لذا به حال خود افسوس می خورد و رنجیده خاطر و عصبانی می  شود . ناراحتی اصلی او چیست ؟ آیا در واقع او یک فرد خود خواه نیست ؟ آیا حتی  مهربان بودنش هم برای ارضای حس خود خواهی اش نیست ؟ ایا قربانی این خیال باطل نشده  است که اگر خوب کارگردانی کند ، می تواند راضی و نیکبخت باشد ؟ آیا این خواسته های  او برای بقیه بازیگران نمایش ، روشن و واضح نیست ؟ آیا رفتار او آرزوی تلافی را در  آنها زنده نمیکند ؟ آیا آنها سعی نخواند کرد که از صحنه به نفع خود بهره برداری  کنند ؟ ایا او حتی در بهترین لحظه هایش بجای برقراری توازن در هم ریختگی صحنه را  باعث نمی شود ؟          به اصطلاح مردم امروز ، بازیگر ما ،  خودخواه و خود پرست است . او مانند کسی است که در فصل زمستان ، در زیر آفتاب  فلوریدا دراز کشیده است و از بدی وضع مملکت شکایت می کند ، یا کشیشی که بخاطر  گناهان قرن بیستم آه می کشد ، یا سیاستمداران و اصلاح گرایانی که تصور می کنند اگر  بقیه کشورها موظب کار خود بودند ، این دنیا تبدیل به بهشت برین می شد ، یا خلافکار  و سارقی که تصور میکند اجتماع به او بد کرده است و یا آن الکلی که همه چیزش را از  دست داده است و اکنون در بند زندان است . این گله ها و شکایت ها هر چه که باشد فرقی  نمی کند . آیا بیشتر ما در فکر خود ، رنجشها و حسرتهای خود نیستیم ؟ بنظر ما خود  خواهی و خود پرستی ریشه تمام گرفتاریهای ما است ! ما تحت تاثیر انواع ترس ، خیالات  باطل خودگرایانه و افسوس به حال خود پای را بر حق دیگران می گذاریم و آنها نیز در  مقابل تلافی می کنند . گاه ما تصور می کنیم که بدون دلیل مورد آزار دیگران قرار  گرفته ایم ، اما وقتی به عقب بر می گردیم ، متوجه می شویم تصمیماتمان که بر مبنای  خود خواهی بنا شده بود باعث آسیب پذیریمان شده بود .          به عقیده ما تمام گرفتاریها ، ساخته دست  خود ماست و از وجود خود ما بر میخیزد . الکلی ها ، نمونه هایی افراطی از انسانهایی  هستند که فقط متکی به اراده آشوبگر خود می باشند ، (صفحه:92)گو  اینکه غالبا خود اینطور فکر نمی کنند . ما الکلی ها باید از این خود خواهی دست  برداریم زیرا در غیر این صورت نابودمان می کند ! در این راه خدا با ما است .  معمولا اینطور به نظر می رسد که رهایی از شر خودخواهی بدون کمک خدا امکان پذیر  نیست . بسیاری از ما به اخلاقیات و فلسفه های فراوانی معتقد بودیم و با آنکه مایل  بودیم ، نمی توانستیم آنها را به اجرا در آوریم . در مقابله با خود خواهی هم ، سعی  و کوشش ما به جایی نرسید و ما به کمک خدا نیاز داشتیم !          حال می خواهیم بدانیم چطور و چرا ؟ قبل  از هر چیزی می بایست از بازی کردن نقش خدا دست بر می داشتیم ، زیرا هیچ نتیجه ای  نداشت و می بایست تصمیم می گرفتیم که او اصل و بنیاد است و ما عوامل او ، او پدر  است و ما فرزندان او ، اکثر عقیده های خوب ، ساده اند و این عقیده ، سنگ زیر بنای  پل پیروزی تازه ای بود که ما از روی آن بسوی ازادی گام برداشتیم .          وقتی ما با خلوص روال جدید را در پیش  گرفتیم ، اتفاقات فوق العاده ای به زندگیمان روی آورد . ما به خدمت صاحب کار تازه  و قدرتمندی در آمدیم و وقتی به او نزدیک می شدیم و کارهایش را به نحو احسن انجام  می دادیم . او تمام نیازهای ما را برآورده می کرد . با ایجاد یک چنین زیر بنایی ،  به مرور دلبستگی ما به مسائل شخصی و طرحهای حقیرمان کمتر و کمتر شد و بیشتر به آن  علاقمند شدیم که چگونه می توانیم چیزی به زندگی بیافزائیم . وقتی جریان این نیروی  تازه را در خود احساس کردیم ، از ارامش روح و روان برخوردار شدیم . هنگامیکه  دریافتیم می توانیم با موفقیت زندگی کنیم ، وقتی که به مرور از حضور خدا در زندگی  آگاه شدیم ، ترس از امروز و فردا و آینده از میان رفت و ما دوباره متولد شدیم.(صفحه:93)صفحه 91و92و93 کتاب پایه الکلی  های گمناماین برنامه برای ما نیروی برتر  جدیدی می خواهد که بتواند بر مبنای آن تصورات و نیاز های امروز مان را شکل بدهد .  می خواهد که ما بتوانیم درک کنیم که داشتن مذهبی خاص به ما در دوران مصرف هیچ کمکی  نکرده است که بماند حتی ما را به علت دارابودن تفکرات خاص از مسیر روحانی نیز دور  کرده است . ما می دانستیم که تجاوز به حقوق دیگران شرعا و عرفا ایراد دارد ولی  برای انجام دادن آن آنقدر دلایل و توجیهات مختلف می آوردیم و با افرادی که بیماری مانند  ما ، و حتی از ما شدید تر داشتند مشاورین راستین ما بودند و اینگونه بود که ما حتی  در انجام دادن تجاوزها و حتک حرمت ها و نیز اصرار داشتن در انجام آنها تمام و تمام  در اثر بر خورد با این گونه سوانح بوده است .واقعا این گونه اتفاقات را بجز  سانحه اسم دیگری بر آن نمیتوان نهاد . می دانید چرا در یک سری ممالک خاص دزدی از  ثروتمندان و بخشیدن آن به فقرا رواج پیدا کرد ، ایده آن بر اساس همین طرح است که  دزدی محسوب نمی شود و ما می توانیم این کار را انجام بدهیم تا تمام اقشار جامعه در  سطح متناسبی قرار بگیرند در صورتی که در جامعه ما افرادی مانند پوریای ولی وجود  دارد و یا تختی و یا در مذهب ما از کسی مانند حضرت علی و ثلاله اش نام می برد که  دریوزگی با عزت برای بدست آوردن سهمی جهت بخشیدن به فقرا را نیز جائز نمی دانند .  آنها اعتقاد دارند که ما راه درست این کار را با هشیار کردن مردم و فهم درستی در بخشش  اموال به طور متعادل در اقشار جامعه را می توانیم انجام بدهیم و این است فرهنگی که  بر اساس تعصب و دروغ و افکار توهمی رواج پیدا کرده که پهلوانان افسانه ای ما نیز  هر کاری را با نام خدا و به اذن خدا و برای خدا و به نیت خدا انجام داده اند ولی  متاسفانه ...بگذریم که این داستان سری دراز  دارد و تفاوت تفکرات بیماری در جوامع مختلف حتی بر اساس نیاز های خاص آن شکل می  گیرد . یعنی منی که با دیدگاه خاص مذهبی القاء شده از طریق باز هم فرهنگ شاه عباسی  و قبلتر از آن به صفویان ، با این اجتماع و رنگ و بوی مذهبی گرفتن افکار و توهمات  اجتماعی ما را تا آنجا پیش برد که در ابتدای کار حتی با این تفکر که عرق خوردن کار  مردانه ایست که سرت را بالا میگیری و یا حتی عرقت را بخور و دهانت را بشوی و نمازت  را بخوان و یا بدتر از آن اینکه تا سه سال بعد از شعب ابی طالب در زمان پیامبر عرق  خوردن در اعضای گرایش یافته به دین اسلام هم به راحتی وجود داشته ، تمام و تمام  تفکرات مرا از اینکه چرا ، چگونه و به چه دلیل ( که خود آن پن فلت در همین انجمن  معتادان گمنام وجود دارد و نگرشی تازه ای به ما می دهد در مورد بیماری اعتیادی مان  ) ، دقیقا این تفکرات به سمت ، راست می گوید و این تز جای بحث و ایراد ندارد و  باید به همین گونه عمل کرد و کم دیدگاه من از روال منطقی و رو جلو انسانی ، روحانی  ، کم کم تبدیل به دیدگاه دگمتیسمی که فقط من می فهمم و با منطق و دلیل و هزاران  داستان و شعر و مطالب مختلف آن را برای خودم تبدیل به اسطوره و حتی از آن بدتر ،  برای خودم بتی ساختم با قوانینی که می دانستم و پیش پای آن بت زانو زدم و مرتب سر  به درگاهش می آسودم و دعا می کردم که این بت مرا از شر خدایان دروغینی که شناخته  بودم و اهریمن حفظ نماید ( آمین ) . در صورتی که من خودم سرمشقی برای افکار انتزاعی  اهریمنی شده بودم و راهی را برای فرار از آن نداشتم و نمی دانستم چگونه می توانم  از قِبَل آن فرار کرده و برای خودم راه درست را انتخاب کنم و مرتب در شک و تردید و  مرتب در ایده های شیطانی و مرتب در افکار توهمی و انتزاعی و اینگونه بود که زندگی  من از یک روال روحانی که اجداد من آن را به من رسانده بودند به یک روال افکار  انتخابی تغییر کرد و دیگر نتوانستم راهی را برای این کار پیدا کنم .چرا ؟ چرا ؟  چرا ؟زیرا من دوران مذهبی ناسوتی را  برای خودم امتحان کرده بودم و در آن خیر و برکتی هم ندیده بودم و اگر هم دیده بودم  آنقدر افکار من درگیر اتفاقات اطراف بود که نتوانسته بودم آن ها را به هم مرتبط  کنم و از آن ها نتیجه دلخواهم را بگیرم . چه شده بود ؟ نمی دانستم !و ... به اسستناد همین چه شده  بود دنبال راهی می گشتم که بتواند به من جواب های موردنیازم را بدهد . شروع به دست  دراز کردن به اعتقادات دیگران کردم و با منطق به آنها اثبات می کردم که نیازی به  وجود خداوند نیست و ( به قول فردریش ویلهلم نیچه ) خداوند مرده است و در راستای  اثبات آن تمام فرقه ها و تمام مکاتب فلسفی را مطالعه می کردم و در آن موارد قلم  فرسایی  می کردم در صورتی که نمی دانستم که  هر کدام از این حرکات به نوعی من را از مسیر خداوندی دور می کند و بجز فرو رفتن در  لاک توهم و از هم پاشیده شدن خودم از درون هیچ نتیجه ای در بر ندارد . منی که برای  توسل به هر چیزی در ابتدا از قرآن مدد می گرفتم ، شده بودم یک منتقد قرآنی و برای  رد و یا قبول آن دلایل و مستندات و حاشیه نویسی انجام می دادم . منی که احترام را  پایه و اساس روابط سالم می دانستم اکنون دیگر با بدست آوردن علم و علوم مختلف و  دقت و ژرف اندیشی که در خود حس می کردم سعی در خورد کردن و حقیر شمردن اطرافیانم  نمودم  و رفتارهای غیر اجتماعی و ناسالم را  جایگزین این گونه طرحهای مورد پسند اجتماع خودم نمودم . آری دیگر من از خداوند هم  دور افتاده بودم و نمی دانستم چرا دیگر او هم جواب من را نمی دهد . ( در حقیقت من  از همه کس در خواست کمک داشتم بجز نیروی برتری که می شناختم و همین باعث می شد که تمام  کمک هایی که از جانب او هم می رسد برای من تبدیل به افکار انتزاعی و ایده ئو لوژی  های شیطانی می گردید و نمی توانستم استفاده ای درست از آنها بکنم ، چرا که عقل  سالم در بدن سالم است و من دیگر بدن سالمی نداشتم زیرا روان سالمی نداشتم )تکلیف من مشخص شده بود ، من  خدا را با تمام قدرتهایی که می دانستم و قبول داشتم که دارد و می دانستم که او  تنها کسی است که بدخواه هیچکس نمی باشد را هم رد کرده بودم و دست نیازم را به درون  خودم فرو برده بودم و از روال منطقی زندگی خارج و به دنبال راههای دیگر می گشتم و  افراد خاص ، کارهای خاص ، اعمال و حرکات خاص و اینگونه بود که به راحتی تمام آنها  را در الکل شاه دیدم و مقهور قدرت بی نظیر و جمال شاهانه آن شدم و فرامش کردم که :  ای بی خبران ، راه نه آن است و نه این !مشخص بود ! من تبدیل به یک بی  اعتقاد شده بود و دیگر حتی در مواقع تنگدستی هم خداوند برای من معنی نداشت . و من  نیاز مندی به خداوند را رد کرده بودم .زمانی که من وارد برنامه شدم ،  یکی از بزرگترین دلایلی که من جذب آن شدم همین طرح زندگی با نیروی برتر و نه  خداوند بود . این طرح و این ایده مرا از مسیری که سالها فکر می کردم به درون  جایگاه خود آورد . کم کم توانست من را با خودم آشتی بدهد و با اینه رنجش از خداوند  به شدت در درون من غوغایی به پا می کرد   جایگزی کردن نیروی برتر بسیار تا بسیار توانست مرا آرام کند و در سر جای  خود بنشاند .من تمام راهها را برای جایگزین  کردن نیروی بجای خداوند زده بودم ولی امروز چیزی که نصیب من شده بود ورای تمام چیز  هایی بود که فکر می کردم . و به راحتی توانستم با آن ارتباط بر قرار کنم . نیروی  برتر آنگونه که او را شناخته بودم.دیگر ساکن و ثابت شدم !حداقل درک کردم که مشکلی از  این نظر که او کیست و قرار است برای من چه کاری انجام بدهد نداشتم .اما مشکل جدید به چشمم می آمد  که هنوز هم بعد از سالها در برنامه بودن با آن درگیر هستم و نتوانسته ام برای آن  جایگزین مناسبی پیدا کنم !((عبور از موانع حاصل از بی تفاوتی ،  خودکفایی های تخیلی ، تعصب و ستیزه جویی سخت تر از مشکلات حاصله از انکار خداوند و  عدم اعتقاد می باشد .)) صفحه سی و دوم ، پاراگراف دوم اینجا بود که من وارد فاز جدید  از برداشتهای دوازده قدم شدم که هرچه جلوتر می آیم ، مشکلات عمیقتری خودشان را به  من نشان می دهند که در مقابل آن مشکلات اولیه که مدتها مرا درگیر کرده بود تقریبا  هیچ است ! هیچ!من می توانستم خدای جدید برای  خودم بیابم و آن را به عنوان نیروی برترم در این برنامه قابل قبول کنم ، ولی نمی  توانستم با اشکالاتی که در درون من به علت عدم ایمان که خود باعث ترس و عدم انگیزش  های دیگر در من بود ، بپذیرم و بدتر از آن من متوجه عوارض ترس و عدم انگیزش های  ایمانی در خودم که به صورت بی تفاوتی ، خودکفایی های تخیلی ، تعصب و ستیزه جویی  نشان می داد شدم . برای این چه راهی باید انجام می دادم !برای اینکه بتوانم این نواقص  را در خودم کمرنگ کنم و بتوانم با نیروی برترم هماهنگ شوم چه باید بکنم !آیا این برنامه راهکاری برای  آن دارد ؟آیا این برنامه قرار است در  این زمینه ها نیز به من کمک کند و یا اینکه هدف این برنامه همانا راهایی از چنگال  اعتیاد و الکلیسم فعال بوده و تمام شد !واقعا در این قسمت کار ، منی  که همیشه و در همه جا و در تمام سخنرانی ها و در تمام جلساتی که در آنها سخنران  بوده ام گفته ام : بزرگترین آرزوی من ، کوچکترین کاری بود که انجمن برای من انجام  داد ! دیگر تا انتهای کار می توان حدس زد که قرار است این برنامه در قدمهای بعدی  چه چیزی را در من بپروراند !واقعا می توانستم با خیال راحت  بنشینم و نظاره گر عملکرد این برنامه باشم ؟ منی که تمام زندگیم در شک و تردید و  دو دلی مانده بود ؟آری تا این جای کار ، تا این  مدت پاکی ، تا این زمان ! برنامه ثابت کرده بود که می تواند و برای توانستنش از من  فقط صبر و زمان را طلب می کرد و می خواست که آرام در کشتی خداوند قرار بگیرم و فقط  بادبان هایمان را به سوی خواسته خداوند تنظیم کنم و بگذارم که سکاندار کشتی من ،  خداوند باشد و به هر کجا که مایل است مرا بکشاند ! آری هر کجا که خواست ! و من راه  خودم را پیدا کردم ! راه انجمن!
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:15:36 am
نقل قول
در الکلی های گمنام به او  متذکر می شوند که ما نیز از اعتقادات دوران خردسالی به دور  افتاده ایم[/color] و  اطمینانِ زیادِ از حد در سالهای جوانی هم غیر قابل توصیف  بود[/size][/b][/color] . خوشحال  بودیم که تعلیمات دینی ایی در یک خانواده خوب داشته و به خاطر آن ارزش هایی به دست  آوردیم . اطمینان حاصل کردیم که باید صادق ، با تحمل و منصف باشیم و کوشا بودن و  همت بلند را در زندگی سر مشق قرار دهیم و تصور کردیم با داشتن چنین خصایصی می  توانیم در تحصیل مادیات موفق شویم . ص 32
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:16:39 am
چرا نمی توانستم آن اعتقادات  اولیه خودم را داشته باشم . منی که در شبهای سرد و سیاه  دوران کودکی با خواند سوره ای از قرآن دیگر ترس  از خوابهای بد و ترسناک از من گرفته می شد . منی که در دوران راهنمایی همیشه موقع  خروج از منزل الحمد و قل واله می خواندم ، چه شد ؟ چرا ؟  از کجا این آفت شیطانی در من شکل گرفت ؟ آیا  واقعا من تا این حد از درجه انسانی نزول کرده بودم که دیگر راهی بجز تکفیر و راهی  بجز سرکشی و لجاجت با اصول روحانی دوران کودکیم در من شکل گرفته بود!علم بدون عمل !بیچارگی من از علم بدون عمل  آغاز شد!همه چیز را می دانستم ولی  سلامت عقل ، قدرت اجرا آن را از من گرفته بود!واقعا عجیب بود این درک ! من  متوجه شدت بیماری در خودم نبودم . متکی به اراده شخصی برای مدتهای زیادی در دوران  جوانی !در آن زمانی که تمام جوانان  اطرافم با پیران و خردمندان برخورد می کردند و از تجربه آنها استفاده می کردند ،  من با علم و با عقل سعی در اثبات بی هویتی خود قدیمی آن اعضا داشتم و به شدت بر  آنها می تاختم.در دوران مصرف و در دوران  دانشجویی ، دوستی داشتم که اگر مشروب هم می خورد و دست به مواد هم می زد ، با  افرادی بود که سنی از آنها گذشته بود . برای همین ایشون از مهلکه جون سالم به در  برد و توانست از تجربه اونها استفاده کنه و اون تجربیات را در دوران جوانی قابل استفاده  کرده بود. ولی من در سر هر پیری ، بجز مغز تهی نمی دیدم . بجز رخوت و سستی نمی  شناختم و مرتب درگیر بی حوصلگی ها و دلتنگی ها و از آنها بدتر کهولت و بی دانشی  آنها می شدم . نمی دانستم که آنها وقتی صحبت از چاره اندیشی کاری به میان می آورند  و در این مورد ساعتها صحبت و علوم مختلف را بررسی می کنند ، همه و همه کشک است و  برای آنها تنها انگیزه ایست که بتوانند راهی برای فعال شدن و عملکردن به آن را  بیابند .درست است که کتاب بزرگ الکلی  ها را به چند دسته تقسیم می کند و صریحا می گوید و می خواهد بقبولاند که ما معتاد  و الکلی تفننی نداریم ولی من به افرادی مانند ایشون که به راحتی چند پیک مشروب می  خورد و یا برای ارضاء نیاز جنسی چند پک تریاک می کشید و بعد می رفت تا اینکه دوره  بعد آیا شود یا نشود ، احترام می گذارم و امروزه عملکرد آنها را می ستایم .آری بیل در این باره انواع الکلی  ها در کتاب پایه می گوید :زندگی ما بعنوان مشروبخواران سابق مستقیما به این بستگی دارد که  همیشه در فکر دیگران و راهی برای کمک و رفع احتیاج آنها پیدا کنیم . ممکن است این  سوال برای شما پیش آمده باشد که چرا در اثر مشروب خوردن ، تا این حد بیمار می شویم  ؟ بدون شک اشتیاق دارید که چون و چرای آنرا کشف کنید و همچنین بدانید که چگونه  برخلاف عقیده متخصصین ، ما از این درد بی درمان جسم و روح بهبود یافته ایم و حال  اگر شما یک الکلی هستید و تمایل به ترک آن دارید ، احتمالا خواهید پرسید :  "چه باید کرد ؟"[/size]          هدف این کتاب پاسخگویی  دقیق به یک چنین سوالاتی است و ما به شماخواهیم گفت این مهم را چگونه به انجام  رسانده ایم..(51)اما قبل از پرداختن به اصل موضوع بد نیست بطور خلاصه نکاتی را  بدانگونه که ما می بینیم ، برایتان مطرح کنیم .[size=0pt]            [/size]چند بار شنیده اید  که کسی بگوید : " کنترل مشروبخواری من دست خودمه ، اگه نخوام نمی خورم . چرا  اون نمی تونه ؟ " ، " چرا تو مثل بقیه مشروب نمی خوری ؟ اگه نمیتونی  نخور " ، " یارو جنبه مشروبخوری نداره " ، آقا عرق نخور بجاش آبجو  بخور " ، " آقا اون اراده نداره اگر می خواست می تونست دست برداره  " ، " چه زن خوبی داره ، بخاطر اونم که شده باید دست بر می داشت "  ، " دکتر بهش گفته اگر دوباره بخوره میمیره ، نگاش کن بازم مشغوله " .[/font][size=0pt]            [/size]اینها حرفهایی است  که در مورد مشروبخوران گفته می شود و در پس آن دنیایی از بی توجهی و نا آگاهی قرار  دارد . ما متوجه هستیم که اینگونه اضهار نظر ها از آنهایی است که واکنششان در  مقابل الکل با ما تفاوت دارد . افرادی که برای تفنن مشروب مبخورن ، اگر لازم باشد  می توانند به کلی آنرا فراموش کنندو خوردن و نخوردن برایشان یکسان است .[/font][size=0pt]            [/size]نوع دیگر ،  مشروبخوار قهاری است که ممکن است عادت شدیدش به مشروب ، بمرور در روح و جسمش اثر  گذاشته باشد و ادامه آن ، احتمالا مرگ زودرسش را فراهم کند اما اگر دلائل کافی ،  مانند بیماری شدید ، عاشق شدن ، سفر کردن و یا هشدار یک پزشک را در دسترس داشته  باشد ، خواهد توانست مشروبخواری خود را تعدیل ، و یا بطور کلی متوقف کند ، اگر چه  ممکن است انجام آین کار برایش مشکل باشد و یا مراقبت های پزشکی نیاز پیدا کند .[/font][size=0pt]            [/size]حال در مورد الکلی  واقعی : او ممکن است یعنوان یک مشروبخور تفننی شروع کند و فرقی نمی کند که به  مشروبخوار قهاری تبدیل شود یا نه اما آنچه مسلم است ، بهر حال او در مرحله ای جنبه  مشروبخواری را از دست خواهد داد و هر بار که شروع به مشروبخواری کند مجددا کنترل  از دستش خارج می شود .[/font][size=0pt]            [/size]این همان شخصی است  که شما را حیران کرده است و بویژه ضعفش در کنترل مشروب بیشتر باعث تعجب شما می شود  . او در حال مشروبخواری کارهای بی معنی ، غیر قابل تصور و غم انگیزی انجام می دهد  و یک دکتر جکیل و مستر هاید واقعی است . او به ندرت در حال تعادل می توان دید و  همیشه تقریبا مست لایعقل است . شخصیت او در حالت مستی شباهت چندانی به حال طبیعی[/font]..(52)او  ندارد ، او ممکن است یکی از بهترین آدمهای این دنیا باشد ، اما پس از یکبار  مشروبخواری ، تبدیل به موجودی غیر قایل تحمل ، خطرناک و ضد اجتماعی می شود . او  نبوغ زیادی در مورد انجام کارهایی که نم یبایست انجام شود دارد و این مساله مخصوصا  در زمانیکه تصمیم گیری حساس و یا ملاقات مهمی در پیش است به چشم می خورد در  زمانیکه تصمیم گیری حساس و یا ملاقات مهمی در پیش است به چشم می خورد . او اغلب در  تمام موارد ، معقول و متعادل است ، اما اگر پای مشروب در میان باشد تبدیل به آدمی  خود خواه و ناصادق می شود . او غالبا از استعداد سرشار و قدرتی ویژه بر خوردار است  . به فنون و رموز مختلف آگاهی دارد و آینده کاری درخشانی در انتظارش می باشد . او  از تمام این استعدادهای خدادادی برای تامین آینده خود و خانواده اش به نحو احسن  استفاده می کند و سپس ، با یک سری مشروب خوری نامعقول ، تمام رشته ها را پنبه می  کند . او وقتی به رختخواب می رود آنقدر مست است که نیاز دارد یک شبانه روز بخوابد  ، اما صبح روز بعد ، بندنبال بطری مشروب می گردد که شب قبل آنرا مخفی کرده بود .  او کسی است که اگر استطاعتش اجازه دهد ، به مقدار زیادی مشروب می خرد و آنرا در  تمام سطح خانه جاسازی می کند تا کسی نتواند تمام بطری های مشروبش را پیدا کند و  احیانا دور بریزد . وقتی اوضا, از این هم بدتر شد ، از قرصهای مسکن به همراه مشروب  استفاده می کند تا بتواند به کار و زندگی خود نیز برسد . اما روزی خواهد رسید که  دیگر کجدار و مریض کارگر نیست و او تا آنجا که جا دارد می خورد . شاید به پزشکی  رجوع کند تا برایش مرفین یا مخدر دیگری تجویز نماید که به کمک آن واکنش های کمبود  الکل ، قابل تحمل شود و سپس مرحله بعدی ، آفتابی شدن در بیمارستان ها و  تیمارستانها است .          شرح فوق به هیچ وجه نمایانگر تصویر  کاملی از یک الکلی واقعی نیست و همچنان که شخصیت و رفتار و کردار همه مردم با  یکدیگر متفاوت است . تصویر بالا نیز فقط بطور تقریبی الکلی را توصیف می کند .          چرا رفتار او چنین است ؟ اگر صدها بار  تجربه به او نشان داده شود که مفهوم ک گیلاس مشروب ، بار دیگر به ژرف رفتن و زجر و  شکنجه برای خود و عزیزان است ، چرا او آن گیلاس مشروب را می نوشد ؟ چرا نمیتواند  از خوردنش خود داری کند ؟ چه(53)اتفاقی  رای نیروی اراده و قدرت ادراکی که هنوز هم گاه در موارد دیگر از خود نشان می دهد  افتاده است ؟          شاید هرگز جواب کاملی برای این سوال  پیدا نشود . در اینکه چرا الکل واکنشی متفاوت از مردم عادی نسبت به الکل نشان  میدهد ، عقاید گوناگونی وجود دارد . ما مطمئن نیستیم که چرا پس از گذشتن از مرز  بخصوصی ، دیگر نمیتوان کار چندانی برای او انجام داد . ما جوابی برای حل این معما  نداریم.          ما می دانیم تا زمانی که الکلی از مشروب  دوری کند ، رفتار و کردارش شبیه دیگران خواهد بود که این ممکن است ماهها و یا  سالها ادامه پیدا کند ، همین طور می دانیم به مجردیکه الکل وارد بدن الکلی شود ،  به هر صورت و مقدار که باشد ، فعل و انفعالی را بوجود می آورد که بر روی جسم و فکر  او ، هر دو تاثیر می گذارد و خودداری از ادامه مشروب خواری را تقریبا محال می کند  . این مطلب را تجربه هر الکلی صریحا تایید خواهد کرد . اگر دوست ما می توانست از  نوشیدن اولین گیلاس مشروبی که آن فعل و انفعالات غم انگیز را در او باعث می شد ،  خود داری کند ، دیگر مشکلی بوجود نمی آمد ، بنا بر این قسمت اعظم مشکل الکلی در  فکر اوست نه در جسمش . اگر از یک الکلی بپرسید ، چرا آن مشروبخواری آخر را شروع  کردی ؟ احتمالا یکی از صدها دلیلی را که همیشه در آستین دارد ، تحویل خواهد داد .  بعضی اوقات این بهانه ها ، تا حدی هم معقول بنظر می رسند اما با توجه به عواقبی که  مشروبخواری در پی دارد ، هیچیک از این بهانه ها منطقی نیست و درست مانند کسی است  که به بهانه تسکین سر درد ، با چکش بر سر خود بکوبد . اگر بهانه های واهی الکلی  الکلی را به رخ او بکشید ، یا آن را با خنده بر گزار می کند و یا عصبی می شود و از  صحبت خود داری می نماید . گاه ممکن است حقیقت را بگود که در آنصورت خواهد گفت او هم  بیش از شما در مورد دلیل شروع مشروبخوری آخرش چیزی نم یداند . بعضی از الکلی ها  گاه از بهانه های خود راضی هستند ، اما هر گز از ته قلب مطمئن نیستند که چرا این  عمل را انجام می دهند . پس از مزمن شدن این بیماری ، سردرگمی الکلی بیشتر می شود ،  اما در او همچنان وسوسه زیادی وجود دارد که روزی بتواند بطریقی بر این مشکل غلبه  کند ، در حالیکه در بیشتر مواقع یک ظن .(54)به او  می گوید ، شتری که در خانه اش خوابیده است دیگر هرگز بلند نخواهد شد .          چقدر این مطلب واقعیت دارد . تعداد کمی  متوجه آن می شوند . دوستان و اقوام اینگونه مشروب خواران بطور مبهمی احساس می کنند  که عزیزشان یک مشروبخوار عادی نیست . اما همگی به امید آن نشسته اند که روزی بیمار  سرگشته شان بپا خیزد و عنان اختیار زندگی خود را دوباره به دست آورد .          واقعیت دردناک اینست که این شخص یک  الکلی واقعی است و آن روز خوش ممکن است هرگز نیاید زیرا او دیگر از خود اختیاری  ندارد .          در نقطه بخصوصی از مشروبخواری ، هر یک از  الکلی ها به مرحله ای می رسند که پس از آن حتی قویترین خواسته ترک الکل هم دیگر به  هیچ وجه کاری از پیش نمی برد و این حالت غم انگیز مدتها قبل از آنکه روح الکلی از  با خبر شود اتفاق می افتد .          واقعیت اینست که بیشتر الکلی ها بنا به  دلایلی که هنوز روشن نیست اختیار و قدرت انتخاب خود را در مورد مشروبخواری از دست  می دهند و نیرویی که اراده نامیده می شود عملا از صحنه زندگی آنها خارج می شود .  مابعضی اوقات حتی قادر نیستیم زجر ، شکنجه و سرشکستگی یک هفته و یا یک ماه قبل را  بطور جدی در ذهن خود زنده و مجسم کنیم . ما در مقابل اولین گیلاس مشروب قدرت دفاع  نداریم و فکر آن عواقب دردناک که پس از صرف حتی یک آبجو ، تقریبا بطور قطع در  انتظار ما است ، اصلا به مغز ما راه پیدا نمی کند و اگر احیانا یک چنین افکاری هم  در ما باشد ، افکاری است بسیار بی مایه و ما آنرا با یک فکر رنگ و رو رفته و قدیمی  پس می زنیم و به خود می گوئیم که اینبار دیگر می توانیم مانند مردم عادی مشروب  بخوریم . در اینجا به روشنی می بینیم که الکلی حتی قابلیت تشخیص اینکه روی یک اجاق  داغ نباید دست گذاشت را از دست داده است و او ممکن است به سادگی به خود بگوید  "ایندفعه دیگه دستمو نمی سوزه . نگاه کن اینجوری " و یا امکان دارد بطور  کلی در این مورد فکر نکند . برای بعضی از ما ، بارها پیش آمده است که به همین صورت  دوباره مشروب خوردن را شروع کرده ایم و پس از گیلاس چهارم ، پنجم مشت بر روی  پیشخوان کوبیده و پرسیده ایم ؟ "خدایا چطور شد که دوباره شروع کردم " و  بعد با .(55)این  فکر که گیلاس بعدی آخری است و یا حالا دیگر آب از سرم گذشته است ، افکار قبلی را  پس زده ایم.          وقتی یک چنین طرز فکری ، در شخصی که دارای  خصوصیات یک الکلی است رخنه کند ، احتمالا دیگر برای او از دست انسانها کاری ساخته  نیست و اگر او را به زنجیر نکشند ، احتمالا مرگ و یا دیوانگی همیشگی در انتظارش  خواهد بود .          این واقعیت های تلخ بوسیله الکلی های  بیشماری در طول تاریخ به اثبات رسیده است و اگر لطف خداوند شامل حال ما نشده بود ،  هزاران مثال غر قابل انکار دیگری هم به آنها اضافه می شد . بسیارند الکلی هایی که  تمایل به ترک دارند اما نمی توانند.          خوشبختانه راه حلی وجود دارد و لازمه  توفیق در آن پا بر روی غرور گذاشتن ، اعتراف به ضعفها و درون نگری است و با آنکه  تقریبا هیچیک از ما علاقه ای به رعایت این اصول نداشتیم اما شاهد تاثیر واقعی آن  در زندگی دیگران بود ایم و به مرور دریافتیم زندگی به آن صورتی که ما گذران می  کردیم ، بیهوده و نافرجام بوده است ، بنابراین وقتی کسانی که مشکل مشروبخواریشان  حل شده بود پیشنهاد کمک کردند ، پذیرفتیم ، زیرا کار دیگری برایمان نمانده بود ،  مگر قدم گذاردن به راه معنوی ساده ای که آنها پیش پایمان گذاردند . ما اکنون  مقداری از بهشت را یافته ایم و به طرف بعد چهارم پرتاب شده ایم ، بعدی که در خواب  هم آنرا ندیده بودیم .          نکته مهم و بدون کم و کاست این است که  ما تجربه های روحانی عمیق و موثری داشته ایم ، این تجربه های روحانی تمام نقطه  نظرات و طرز تلقی ما را در مورد زندگی ، همنوعان و آفرینش کاملا دگرگون کرده است .  امروز هسته اصلی زندگی ما ، اعتماد کامل به حضور آفریدگار در قلب و زندگی ماست و  این خود به تنهایی معجزه ایست بزرگ . خداوند در زندگی ما کارهایی کردهاست که ما  خود هرگز قادر به انجامش نبوده ایم .(56)ما مانند انسانهایی هستیم که پایشان را از دست داده اند و دیگر آنرا  هرگز باز نخواهند یافت و هیچگونه درمانی هم که بتواند ما را به حالت عادی برگرداند  هنوز پیدا نشده است . ما به هر گونه علاجی که به تصور آید متوسل شده ایم و در بعضی  موارد بهبودی کم دوامی هم پیدا کردیم . اما همیشه لغزش به مراتب شدیدتری بدنبال آن  بوده است . پزشکانی که با این بیماری آشنایی دارند ، می دانند که هر گز نمی توان  یک الکلی واقعی را به یک [/font][/font].(61)مشروبخوار  عادی تبدیل کرد . علم و دانش ممکن است روزی به این مهم دست یابد اما تا کنون این  چنین نشده است .          علیرغم مطالبی که گفته شد ، الکلی هایی  وجود دارند که معتقدند از این قاعده کلی مستثنی هستند و سعر می کنند با توسل به  انواع آزمایشها و خود فریبی ها ، ثابت کنند که الکلی واقعی نیستند . ما در مقابل  هر مشروبخور کنترل باخته ای که بتواند مانند یک جنتلمن مشروبخوری کند سر تعظیم  فرود می آوریم . خدا می داند که ما هم چقدر وقت و سعی خود را بکار برده ایم تا  بلکه بتوانیم مانند مردم عادی مشروبخواری کنیم ....ما  میل نیستیم کسی را الکلی خطاب کنیم و این شما هستید که می توانید در مورد خود  قضاوت کنید . برای انجام این کار به نزدیکترین اعذیه فروشی(بار) بروید و سعی کنید  مشروبخواری خود را منترل کند . مشروبخوردن و قطع ناکهانی آن را امتحان کنید و این  کار را بیش از از یکبار انجام دهید . اگر با خود صادق باشید در مدت کوتاهی متوجه  خواهید شد که الکلی واقعی هستید یا نه ، اگر این آزمایش کمک کند که شما از وضعیت  خود اطلاع پیدا کنید ، ارزش دردسرش را دارد .          ما هرچند نمی توانیم ثابت کنیم ولی یقین  داریم که اکثرمان قادر بودیم در مراحل ابتدایی مشروبخوری خود را متوقف کنیم . اما  متاسفانه معدودند الکلی هایی که تا زمان باقی است تمایل کافی به ترک الکل از خود  نشان دهند  . ما در چند مورد کسانی را دیده  ایم که علائم الکلیسم در آنها کاملا مشهود بوده است اما از ..(62)آنجا که واقعا می خواستند ترک کنند موفق شدند و مدتهای درازی بدون  الکل زندگی کردند .[/font](63)اینگونه بود که من از روی بی  خردی و غرور و خود خواهی عملکرد آنها را مسخره می کردم و برای آنها راهی به سوی  موفقیت نمی دیدم مگر اینکه آنها پیرو من می شدند و می توانستند از مسیری که من  رفته ام بروند و به نتیجه ای که من رسیده ام برسند .و من راه نجات را در این  برنامه پیدا کرده ام !من فهمیده ام که این برنامه ،  در تمام زوایای آن در مورد رها شدن از خود ( تفکر) و پیوستن به نیروی برتر و در  راستای او بودن در خواست می کند و می خواهد من دیگر آن شخص سابق با تمام خصلتهای  به ظاهر خوب و در واقع بد و بدتر خود نباشم ، بلکه این کارخانه انسان سازی بتواند  از من فردی جدید و در راستای اراده خداوند بسازد و بس.و برای همین است که امروزه سعی  در یافتن راههای جدید برای زندگی دوباره خود هستم تا بتوانم دوباره و دوباره یکی  از فرزندان خداوند شوم و مورد رحم و شفقت و رحمت او قرار گیرم ( هر چند که همیشه  بوده ام و دیدگاهم هیچگاه آن را درک نکرده است).
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:23:34 am
نقل قول
همچنان که موفقیت های مادی که بر اساس این نگرش های معمولی به ما روی آورد احساس پیروزی  در بازیِ زندگی به ما دست داد . این موضوع برای مان خوشحال کننده بود و ما را  خوشحال می ساخت . سوالِ  مطرح این بود که چرا با مسائل دینی و جزئیاتِ آن ، خود را مشغول کنیم ؟ چرا باید وضع  روحی خود را چه در حال و یا در آینده مورد بررسی قرار دهیم ؟ زیرا   با اراده خود می توانیم بر مشکلات فائق شویم . عاقبت  ، الکل کار خود را به انجام رساند و متوجه شدیم با یک ضربه دیگر کارمان ساخته  خواهد شد . ما می بایست ایمان از دست رفته مان را مجددا به دست بیاوریم . شما هم می توانید با ملحق  شدن به الکلی های گمنام به همان نحو که ما ایمان خود را بازیافتیم ، ایمان گمشده  خود را پیدا کنید .  ص 32 و 33
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:25:55 am
واقعا عجیب بود ، واقعا عجیب  بود که من چگونه همه چیز را بر مبنای نیاز های مادی و مالی خود می سنجیدم و حاضر  بودم به خاطر آن جان عزیز ترین کسانم را به خطر بیاندازم که بتوانم به این موفقیت  دست پیدا کنم . حاضر بودم که پا بر روی افتخارات و سند های از خود گذشتگی خود و  اطرافیانم بگذارم و به آنها بفهمانم که ارزش (مادی ) هر چیزی در نزد من بسیار بیشتر  از آن افتخاراتی است که شما در تمام مدت عمر سعر در جمع آوری آنها کرده اید و اگر  مقداری زمان برای بدست آوردن مادیات می کردید مطمئنا می توانستید به تمام خواسته  های خودتان و نیاز های اطرافیانتان پاسخی داشته باشید و اکنون نیازی به اطرافیان و  خواهش و تمنا و گدایی از کسان دیگر نبوده   نیست . واقعا تا زمانی که من توانسته  ام بودم موفقیت های مادی خودم را در پول ، روابط اجتماعی ، برخوردهای عاطفی ،  تحصیلات و هزاران ، هزار مورد جزء دیگر می دیدم همواره خودم را در راس هرم تصور می  کردم و دیگر نیازی به هیچ نیروی معنوی برای من وجود نداشت . من به راحتی با موضوع  معنویت فردی که همه چیز از من صادر می شد کنار آمده بودم و دیگر برای مسائل دینی  که من از کودکی آنها را با خود و خانواده ام داشتم احساس سازگاری و همگونی نمی  کردم . به حقیقت ، برای خودم دینی ساخته و پرداخته بودم که بر اساس تصورات باطل و  توهمات حاصل از بیماری مواد مخدر و الکل بود و مرتب بیماری الکلیسم آن را شکل و  رنگ و روی دیگری می داد و شروع به شکافتن و روتوش زدن و صیغل زدن و شکل دادن آن به  شکلی بود که خودش می خواست .من فکر می کردم که کاملترین  قوانین را در زمینه های ادیان می دانم و برای همین هم نیازی به اصول روحانی نمی  دیدم . من فکر می کردم که نیاز های  معنوی انسان ، بعد از نیاز های مادی او قرار دارد و برای همین زیاد به معنویت توجه  نمی کردم .من فکر می کردم که قوانین  معنوی دست و پا گیر و بیهوده اند و بهتر است مجددا واکاوی و باز نگری شوند و  قوانین جدید و مطابق نیاز های روزانه اجتماع و انسان ایجاد و اصلاح شوند ، برای  همین هم من زیاد به آنها اهمیت نمی دادم و دیگر با آنها دمخور نمی شدم .من فکر می کردم ، من فکر می  کردم ، و تنها من بودم که فکر می کردم و دیگر کسی نبود که جوابی برای تفکرات  انتزاعی و توهمی من داشته باشد ، و من بودم و من و تمام . و اینگونه بود که دیگر  از معنویت در من خبری نبود و همه چیز من بر اساس اصول مادی و فلسفه مادی گرایی  (متریالیسم) شکل می گرفت و خداوند هم برای من تبدیل به قطعه ای زائد شد که فقط  مخصوص درد مندان و در کشیده ها است و انسانهای ضعیف از آن به عنوان ابزاری برای  تسکین حالات خود و مسکنی برای درد های روزانه و آرزوهای برآورده نشده خود استفاده  می کنند و بس .و اینگونه بود که کتاب پایه  معتادان گمنام ایده های تفکری من را در قسمت های مختلف زندگی چقدر زیبا و جنجالی ،  تعریف می کند :اينها  بعضى از سئوالاتى است كه ما از خودمان پرسيده‌ايم:آيا مطمئنيم كه مى‌خواهيم مصرف‌مان(تفکراتمان) را  قطع كنيم ؟ آيا ‌فهميده ایم كه كنترل واقعى موادمخدر(تفکراتمان) دردست ما  نيست؟ آيا تشخيص داده‌ايم در دراز مدت، اين ما نبوده‌ايم كه از موادمخدر(تفکراتمان)  استفاده كرده‌ايم، بلكه موادمخدر(تفکراتمان) از ما استفاده كرده است؟ آيا  اختيار زندگى ما بارها به دست زندان‌ها و تيمارستان‌ها(تفکراتمان) نيفتاده است؟ آيا  واقعاًَ  اين حقيقت راپذيرفته‌ايم كه تمام  كوشش‌هاى ما براى قطع مصرف(فکر)، يا كنترل مصرف(فکر)، با شكست مواجه  شده است؟ آيا اعتياد(تفکراتمان)، ما را به كسانى كه نمى‌خواستيم  باشيم: يعنى به انسان‌هاى ناصادق، متقلّب و خودسر كه با خود و همنوعانشان در تضادند تبديل نكرده  است؟ آياواقعاً  باور مى‌كنيم كه به عنوان  مصرف‌كنندگان موادمخدر(تفکرات شخصی و خود ساخته) شكست خورده‌ايم؟دیگر تمام شده بودم . دیگر  ایده های مادی گرایی ( ماتریالیستی ) افکار انتزاعی من ، نه تنها نمی توانست به من  کمک کند که به الواقع تمام تلاش من برای رسیدن به آن قسمت تعریف شده موفق در زندگی  قدیمم هم با شکست مواجه می شد . و بدتر از آن ، حالتی بود که مرتب به من دست می  داد و من مطمئن بود که مشکل در چیز دیگری است ولی چرا من نمی توانم آن مشکل را حل  کنم ، هر لحظه بر حیرتم افزون کرده بود . من در طرح های موفق خودم هم شکست خورده  بودم و دیگر نمی توانستم زیباترین طرحها و موفق ترین آنها را هم به کار بگیرم بدون  آنکه به خودم و دیگران به طور مرتب آسیب برسانم .خسته شده بودم !واقعا خسته بودم که این برنامه  چیش نهادی روحانی به من عرضه شد و جالب این بود که من به قصد تغییر دادن آن وارد  برنامه شدم ، نه به قصد تغییر خودم .من می خواستم که خودم را از دست  موفقیت که دیگران پیشنهاد می دادند نجات بدهم ، نه اینه برای خودم هم موفقیت بخرم.و اینگونه بود که من وارد  برنامه ای روحانی و چرخه عظیمی شدم که با اینکه تمام طرحها و ایده های مرا رد می  کرد ولی آنچنان ماهرانه مرا درگیر روال روحانی خود نمود و آنچنان با رفتارهای نرم  و منطقی و حسابگرانه خود قدمها را برای من چن عسل شیرین جلوه داد که دیگر جایی  برای دست و پا زدن و رفت و آمد من باقی نماند.همینجا جا دارد که مجددا از  اعضای قدیمی تشکر کنم که قبل از آمدن به برنامه برای من ( اعضایی که از بیماری  اعتیاد و الکلیسم در عذابند ) دعا کردند تا من بتوانم وارد این برنامه شوم .از اعضای قدیمی که از من سوء  استفاده نکردند که من بتوانم در برنامه باقی بمانم و با کمک خداوند و آنها و  دوازده قدم روال بهبودی را دنبال کنم و امروز واقعا این موضوع یکی از بزرگترین  عنصر لیست شکر گزاری من است .و من به برنامه ای تمام روحانی  پیوستم ، برنامه ای که توانست روح و روان و جسم مرا با درگیر ساختن در اصول روحانی  خود دستخوش تغییری شگفت کند که خودم را به عنوان یک معجزه دوازده قدم بتوانم ببینم  .
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:33:13 am
نقل قول
حال به مساله دیگری بر خورد می  کنیم : آنان مردان و زنانی هستند که از نظر فهم و  دانش خود کفا می باشند[/color] . پاسخ الکلی های گمنام به این عده چنین است : ما هم مانند شما بیش  از اندازه لازم زرنگ بودیم و چنانچه زرنگی و زبلی را به ما نسبت می دادند لذت می  بردیم . یاد گرفته ها را هم چون بادکنکی پر از باد برای بالاتر و برتر بودن خودمان  به کار می گرفتیم و هر چند که این کار را مخفیانه انجام می دادیم تا دیگران متوجه  نشوند . احساس می کردیم در خفا می توانیم ، تنها با نیروی فهم از دیگران برتر  باشیم . پیشرفت های علمی به ما نشان داد که هر چیزی قابل انجام است و چون خیال می  کردیم از دیگران زرنگ تر هستیم ، از این لحاظ نتایج حاصله از بهتر بودن ، باید  عاید ما باشد . خدای عقل و هوش جایگزین خدای پدرانمان شد . لیکن این بار هم John Barly Corn [/b] نظر دیگری داشت .ما که در راه خود موفق بودیم ،  به پاک باختن تن در دادیم و چون روش خود را عوض نمی کردیم می بایست با مرگ نیز  مواجه می شدیم و چنین موارد مشابه ای را در الکلی های گمنام دیدیم . در این برنامه به ما یاری  دادند تا غرور را به کناری بگزاریم و پی بردیم که  فروتنی و عقل می توانند با هم سازگار باشند ، مشروط بر آن که فروتنی را مقدم قرار  دهیم . زمانی که بدین نحو عمل نمودیم ایمان به ما هدیه شد ، ایمانی که کار می کند  و این ایمان برای شما هم می تواند باشد[/size][/b][/color] . ص 33[/font]
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:34:09 am
واقعا خود کفایی بزرگترین  انگیزه برای من بود که بتوانم خداوند را هم دور بزنم ، چون فکر می کردم که نیاز  داشتن به خداوند به نوعی خود کفایی من را زیر سوال می برد !متکی بودن من به کتابها و علوم  بزرگترین دلیل آن مستقل بودن و خارج از نیاز بودن من بود . من با مطالعه و کسب  اطلاعات عمومی احساس خودکفایی و مستقل بودن می کردم .حتی برخورد من به مواد مخدر و  الکل شاید در اوایل کار به خاطر حس کنجکاوی بود ، ولی کم کم که در آن فرو رفتم ،  متوجه شدم که بزرگترین دلیل آن این احساس استقلال و خود کفایی در من است که مرتب  من را بع صورت یک فرد خود کفا مطرح می کند . انسانی که قدرت الکل و مواد مخدر باعث  می شد بتوانم از بزرگترین مشکلات زندگی بدون نیاز به کمکی از خارج به راحتی عبور  کنم .در هر درگیری مصرف آن باعث می  شد آرامشم باز گردد!در هر مشکلی باعث می شد که  احساس امنیت داشته باشم !در اتفاقات خانوادگی ، مصرف آن  مسکنی بود که بتوانم آن را قبول کنم و یا از روی آن مشکل عبور کنم !و این لیست می تواند تا ابد و  در تمام قسمت های زندگیم اداممه یابد!و نتیجه تمام این حرکات چیزی  نبود بجز باد غرور و نخوتی که تمام زندگی من را کم کم در بر گرفت و برای من به  صورت یک حرکت درونی که حتی خودم هم متوجه شکل گیری آن نمی شدم و کم کم مرا در خود  فرو برد و مانند افسانه گل نرگس مرا در گرداب وجود خودم غرق کرد و دیگر نتوانستم  بفهمم که چرا اینگونه شد ؟وقتی که من در برنامه وارد شدم  در حقیقت باز هم همین احساس استقلال و خود کفایی بود که باعث شد من بتوانم مرتب و  مرتب عهد خودم را با برنامه تمدید کنم و این احساس قدرت در من به وجود آمد که این  برنامه می تواند تمام آن شکست هایی که در قبل روح و روان مرا آزرده بود را زنده  کند (من دلیل آن را غرور نمی دانستم ) و همین انگیزش کافی بود .برای ایجاد تعامل در برنامه  فرهنگ های خاصی مورد نیاز است که مهمترین آنها ، قضاوت نکردن و کنترل نکردن است !فهمیدم که با تمام غروری که  دارم و با تمام چیزهایی که می فهمم به من چه ارتباطی دارد که آیا طرف دستور العمل  های برنامه را اجرا می کند یا خیر . به من چه ارتباطی دارد که طرف برای بهبودی  خودش تلاش می کند یا خیر . من تنها می توانستم یک الگو باشم برای تمام نیاز هایی  که من در خودم احساس می کردم و نسبت به درک نیروی برترم آنها را باید و باید  فروتنانه به کار می گرفتم .معنی فروتنی را این گونه در  برنامه فهمیدم ، زمانی که غرور به کنار می رود منطق و فروتنی می توانند در کنار  یکدیگر کارهای زیبایی در زندگی انجام بدهند و من آنها را درک کرده بودم ولی نکته  ای باریک تر از مو در اینجاست :فروتنی  و عقل می توانند با هم سازگار باشند ، مشروط بر آنکه ، فروتنی را مقدم بر عقل قرار  دهیم .تمام اشتباه من در این نقطه  بود که سعی می کردم به دیگران بفهمانم ، عقل من از شما بیشتر است و برای آن چون  فروتنی وجود نداشت ، هیچگاه جواب درستی از سوی آن به سمت من نمی آمد.در این برنامه سعی در جابجا  کردن المانهایی کردم که سی سال با من همگون شده بود و من نمی توانستم آنها را از  خودم جدا بدانم . من مرتب از آنها بدون برنامه مشخص استفاده می کردم و نمی فهمیدم  که چرا هیچوقت درست جواب نمی داد .فردین بازی هایی که در زندگی  گذشته ام داشتم ، لوطی بازی و قیصر بازی که انجام داده بودم ! همه و همه برای  دیگران بود و برای من نبود ! چرا که در آن ، فروتنی مقدم بر عقل نبود و باد نخوت و  بزرگنمایی مرتب در من باعث هنجار و چالش می گردید و اصطلاحا من دچار عدم سلامت عقل  بودم ، زیرا ، مرتب تکرار یک اشتباه و انتظار نتیجه متفاوت داشتن در من باعث سقوط  می گردید و من تلاش برای احیاء آن می کردم و نتیجه نمی گرفتم و باز دو باره و  دوباره و دوباره!و اینگونه ایمان وعده داده شده  برنامه به من هدیه شد و این ایمان توانست برای من هم کاری بکند .
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:49:19 am
نقل قول
دسته ای از ما در الکلی های  گمنام تنفر و بیزاری خود را از دین و اعمالش اعلام نمودیم و پوچی انجیل را خاطر  نشان ساختیم و ادعا کردیم که آیه ها و فصول آن را می توانیم ذکر کنیم . تولید مثل  را از برکات آسمانی نمی دانستیم . از لحاظ اخلاقی بعضی به خوبی از آن یاد می کردند  و عده ای دیگر از بدی آن سخن می گفتند . سر انجام دینداران باعث شدند که واقعا  سرخورده شویم . نگاه حسرت آمیز ما به روی کسانی بود که خود حق بینی ، دورویی و  تعصب داشتند و آنان (( معتقدین )) بسیاری را حتی در روزهای یکشنبه به سوی خود جلب  می ساختند . می خواستیم فریاد بر آوری که میلیون ها نفر از همین اشخاصِ دیندار  هنوز به اسم خدا یکدیگر را به قتل می رسانند و البته تماما این افکار منفی خود را  جانشین تفکرات مثبت کرده بودیم . هنگام آشنایی با الکلی های گمنام دریافتیم چنین صفاتی فقط تقویت غرور بوده است و برتری ما موقعی بود که  گناهان مردم با تقوا را جلوه بیشتری می دادیم و بعلاوه از بررسی کمبودهای خودمان  رویگردان می شدیم . خودپسندی را که ایراد بزرگ ما بود ، در دیگران به شدت محکوم می  کردیم . این نوع احترام پذیری دروغین ، ایمان را باطل و بی اثر می کرد[/color] . سر انجام که سرو کارمان به  الکلی های گمنام افتاد به درک و فهم بهتری دست یافتیم . ص 34
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:50:35 am
روزگاری تمام همت خودم را بر  این استوار کردم که بتوانم در زمینه فلسفه و عرفان و مکاتب دیگر اطلاعاتی بدسا  بیاورم . این کار برای این نبود که به دنبال راه حاصل از ایمان درونی باشم و سعی  کنم بر اساس اعتقادات قلبی که پیدا کرده ام کاری بزرگ برای خودم انجام بدهم . این  کار صرف برای جنجال با خداوندی بود که اسلام و پیامبر خاتم وعده داده بود . دراین  موقعیت شروع به خواندن دیدگاهها و نظریات مختلف در علوم و در مذاهب و مکاتب و در  ملل مختلف نمودم .کار به آنجا کشیده شد که من  حواشی زیبایی بر کتابهایی مانند توضیح المسائل نوشتم و با همان ایده های شیطانی که  داشتم آنها را منکر گردیدم و به ریش تمام آنها که عمری را صرف یادگیری آن کرده  بودند را علناً استهزا میکردم و حتی برای این مورد پا به حوضه علمیه نهادم و در  چند جلسه از بحث هایی که آنها انجام می دادند شرکت کردم .خنده دار بود که آنها در مورد  اینکه کامپیوتر نر است یا ماده بحث می کردند و من هم لذت می بردم که در میان مشتی  انسان بدوی افتاده ام و بحث هایی میکنند که در میان آن یک کلمه هم به درد کسی نمی  خورد و خودشان هم نمی فهمند چه می گویند .عده ای از این طرف که چون صدای  مردانه می دهد ، پس نر است و عده ای در صرف فعل آن می گفتند که چون ریشه عربی دارد  و مونث است و ...و من در این مکانها قلم فرسایی  می کردم و آنها را به باد سخره می گرفتم :که ای بیخبران ، راه نه آن است  و نه این !من مطالبی که گرد آوری کرده  بودم را به رخ آنها می کشیدم که انسان آزادی طلب و خواهان شگفتی است ولی دین  چهارچوب بسته ایست که مرتب ما را در یک محیط بسته با دست و پای شکسته نگهداشته و  حق خروج از آن را از ما می گیرد.من حتی اشاراتی به سوره های  نساء داشتم که در آن علنا به زدن و مضروب ساختن زنها اشاره رفته است و این است دین  آخری که در آن اشاره به سلم و رحمت و مغفرت شده است .من به راحتی تمام روابط جنسی  را تکفیر می کردم  به یاد دارم که روزگاری  سر همین موضوع آنچنان درگیر با برادرم شدم که به شدت او را کتک زدم و وقتی پدرم  آمد علنا و رسما گفت : تو هم می توانی برو و بکن !و این سر منشاء تمام  گرفتاریهایی بود که در من شکل گرفت و من به استناد این که خودم نمی خواهم وگرنه  دوروبر من همه چیز وجود دارد ، تمام کارهایی که نبایست انجام دادم و بقول سعدیدر این سرای هر چه مرد است و  زن                    از توبه تو ، ای  نابکار نَرَست (رها نشده است)و بدتر از آن غوغایی به راه  بود در سرم و در دلم که از تمام کسانی که در اطرافم بودم انتقام بگیرم و تمام  کسانی که مردم به آنها اعتقاد و ایمان داشتند را زیر سوال برده و باور های مردم را  از آنها سلب کرده و به مردم بفهمانم که آنها چه موجودات پست و حقیری هستند و این  باور را من بارها و باها به اجرا گذاشته بودم و چه خسارت هایی به صورت مستقیم و  غیر مستقیم به مردم زده بودم ! خدا می داند .من برای این کارهای خودم  دلایلی زیبا و قانع کننده داشتم که مردم در این قرن اطلاعات باید با این کثافت  کاریها آشنا بشوند و باید حقیقت را بدانند و ... زهی خیال باطل که فقط خودم را  گنده می کردم و در این بزرگنمایی بجز غرور هیچ چیز دیگری نبود !در برنامه من متوجه شدم که من  متخصص دیدگاههای منفی هستم و اگر در کسی هزاران حسن وجود داشته باشد و تنها یک عیب  ، همان یک عیب برای من کافی بود که بتوانم طرف را با خاک یکسان کنم و پدرش را به  عزایش بنشانم و آنقدر آن را بزگ جلوه می دهم که طرف تا مرز انهدام و خودکشی پیش می  رود .آری این تخصص من بود که از  بیماری الکلیسم و اعتیاد در من شکل گرفته بود !چه بیماری زیبایی است این  بیماری اعتیاد و الکلیسم که در آن تمام معایب جهان را می توان در حد اکمل یافت و  از آنها برای سالیان و سالیان سخن گفت و دیگران را خنداند.آری همه قصه می گویند که  دیگران خواب شوند و ما مجبوریم که قصه مان را بگوییم تا دیگران بیدار شوند !
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:51:04 am
نقل قول
به نظر روانشناسان ، مخالفت یکی از ویژگی های بارز و مشخص بسیاری از الکلی ها می باشد[/color] . از این رو جای تعجب نیست  که بسیاری از ما به مخالفت با خدا بر خواستیم . در بعضی موارد که خداوند  اعتنایی به خواسته های ما نکرد ، رفتار ما مثل کودکی حریص شد که فهرستی برای  بابانوئل تهیه می کند ، که انجامش نا ممکن است . چنانچه به هنگام بروز واقعه  ناگواری انتظار ما برآورده نمی شد ، تصور می کردیم که خدا ما را طرد کرده است .  مثلا دعا می کردیم تا با شخصی که می خواستیم بتوانیم ازدواج کنیم ، اما این طور  نمی شد و یا به جای فرزندان سالم ، خدا بچه های علیل نصیب ما می کرد و یا به عللی  تولید مثل میسر نمی شد . در کار و کسب از خداوند طلب پیشرفت کردیم و هیچ حاصل نشد  ، کسانی که از نظر عاطفی برای مان تکیه گاه بودند و به آنان عشق می ورزیدیم ، به  خاطر خشم الهی از دست دادیم و به همین دلیل الکلی شدیم . سپس از او خواستیم ما را  از چنگال الکل رهایی بخشد اما با نامهربانی و با دریافت  پاسخ منفی به این خواسته ، ایمان خود را مورد لعن و نفرین قرار دادیم[/size][/b][/color] . ص 34 و 35
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:51:38 am
من عاشق این جمله کتاب پایه  الکلی های گمنام هستم :          اول لازم است متقاعد شده باشیم که یک  زندگی متکی به اراده شخصی ، حتی با نیت خیر هم نمی تواند موفقیت آمیز باشد ، زیرا  همیشه در حال تضاد با شخصی یا چیزی خواهیم بود .صفحه (91)همیشه و همیشه برای من این  نکته صحیح بوده و خواهد بود .مخالفت به همه چیز و همه کس در خون و در رگهای من است  . من به عنوان یک فرد بیمار و الکلی نقطه سیاهی بر روی خلقت خداوند هستم که خداوند  با بودن من می خواهد قدرت و معجزه خودش را به دیگر بندگانش نشان بدهد که این است  قدرت خداوندی !برای من درک این موضوع بسیار  سخت و دشوار بود . چرا به من افراد زیر دستم گیر می دادم که اینگونه !  چرا من به افراد بالا دستم گیر می دادم که  آنگونه ! چرا من از دیگران می خواستم که چنین کنند ! چرا من از دیگران انتقاد می  کردم که چنین نکنند ! من همیشه مانند کاراکتری معروف در داستانهای دنباله دار (من  مخافم) بودم .من حتی با خدا هم مخالف بودم و  برای اینکه بتوانم مخالفتم را نشان بدهم ، همیشه در دقیقه نود و در بدترین نقطه  های زندگیم گیر می دادم که اگر این کاره ای ، این را حل کن و این مشکل را بر طرف  کن در صورتی که من غافل بودم ، خداوند سالها است که از زندگی من بیرون رفته و دیگر  نیازی نمی بیند که برای من کاری را به انجام برساند .خداوندم مرده بود و این گونه  بود که من زندگی ام دچار سرگردانی ، ویرانی ، آشفتگی و به سرعت هر چه تمامتر داشت  به سمت سقوط و هلاکت پیش می رفت و هیچ چیزی هم جلوی آن را نمی توانست بگیرد مگر  فریادی صادقانه در درون من که دوباره او را صدا کند .
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:52:39 am
نقل قول
((وقتی با الکلی های گمنام آشنا  شدیم ، دروغ بودن مخالفت هایمان رو شد . هیچ وقت خواست خدا را برای خودمان جستجو  نکردیم و به جای آن ما برای خدا تعیین می کردیم که خواستش چه باشد . ما در یافتیم  که هیچ کس نمی تواند هم به خدا ایمان داشته باشد و هم مخالفت کند . باور یعنی  اعتماد ، نه مخالفت . رهایی و نجات زنان و مردان در این انجمن از الکلِ فلاکت بار  ، ثمرات حیاتی در بر داشت . اینان بر مشکلات فائق آمدن و به تدریج مسائل لاینحل را  پذیرا شدند و به خاطر آن مجددا به مشروب پناه نبردند و این اعتقادی بود که در هر  شرایطی موثر می باشد و به همین خاطر به زودی واقف شدیم هر بهایی که توام با فروتنی  باشد را باید بپردازیم .)) ص 35
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:54:09 am
در این برنامه و با مطالعه  دقیق حالتهای روانشناختی ام به درک دقیقی از بیماری اعتیاد پی بردم و فهمیدم که من  دچار بیماری هستم که مرتب به من دروغ می گوید . من را از خودم بهتر می شناسد . به  نقاط ضعف من بسیار آشنا است . از من به راحت ترین روش می تواند سوء استفاده کند .  من متاسفانه رشد E.Q خود را در سنین دو تا سه سالگی از دست دادم و دیگر نتوانستم رشد  اجتماعی پیدا کنم . من بیماری با خودم حمل می کنم که توهم در آن ساخت یافته است .  من دچار بیماری شیزوفرنیا و اسکیزو فرنیا بسیار حاد و خاصی هستم . من برای فهم  بیماری که در آن از اعتیاد و فراتر از آن بیماری قرن صحبت شده به این مقال کوتاه  الکتفا می کنم :پدیده  تفکر غیرطبیعی در اعتیاد ابتدا در انجمن الکلی های گمنام شناخته شد که در آن اصطلاح کله خرابی را  ابداع کرده  اند.اعضای قدیمی این انجمن این  اصطلاح را در وصف الکلی خشک به  کار می برند الکلی ای که از نوشیدن الکل پرهیز می کند ولی در  بسیاری از زمینه های  دیگر رفتارش سخت شبیه الکلی ای است که مشروب می نوشد.
             روان  درمان گران آگاه از وضعیت بیمارانی که  دچار توهم خودبزرگ پنداری هستند می دانند که تلاش برای متقاعد کردن بیمار به این  که  مسیح یا قربانی یک توطئه جهانی  نیست چه قدر بی فایده است.روان درمان گر و بیمار از نظر  فکری در دو دنیای کاملا مجزا سیر می  کنند که هر یک قواعد کاملا متفاوتی  دارد.طرز فکر طبیعی در نظر این بیماران همان قدر نامعمول است که طرز فکر او در نظر  فرد  سالم.
            شباهت  های انواع اعتیاد و اسکیزوفرنی معتادان   را گاهی به غلط  اسکیزوفرنیک  تشخیص می دهند.بعضی عوارض ممکن است در معتادان واین افراد مشترک باشد از جمله  توهم(توهم  ادراکی) ، هذیان(توهم حسی)          حالات نامعقول رفتارهای   بسیار ناهنجارتمام  این عارضه ها البته ممکن است علائم آثار سمی مواد اعتیادآور بر مغز هم باشد.چنین اشخاصی اصطلاحاً دچار  روان  پریشی ناشی از مواد  اعتیاداور هستند حالتی که ممکن است شبیه به اسکیزوفرنی باشد ولی اسکیزوفرنی نیست.این علائم معمولا  پس  از سم زدائی از بین می رود و فعالیت شیمیایی مغز به حالت طبیعی باز می گردد.
            ممکن  است شخص اسکیزوفرنیک به مصرف الکل  یا سایر مواد اعتیادآور هم معتاد باشد.در چنین مواردی  درمان بسیار مشکل می  شود.بیمار اسکیزوفرنیک اغلب باید تا  مدت ها داروهای قوی ضد روان  پریشی مصرف کند.علاوه بر این چنین فردی شاید نتواند تکنیک های  رویارویی عموماً موثر  در درمان معتادان را تحمل کند.معتادان می توانند یاد بگیرند از واقع گریزی دست بردارند و  مهارت  هایشان را به طرز موثری برای کنار  آمدن با واقعیت ها به کارگیرند  اما از بیمار اسکیزوفرنیک که توانائی کنار امدن با واقعیت را ندارد  نمی توان چنین  توقعی داشت.
            به  یک تعبیر معتاد و بیمار اسکیزوفرنیک  هر دو مانند قطارهایی هستند که  از خط خارج شده اند.با قدری تلاش می توان معتاد را به خط  برگرداند.اما بیمار  اسکیزوفرنیک را نمی شود به همان خط برگرداند.بهترین راهی که می تواند برای این بیمار نتیجه بخش  باشد  این است که او را به خط دیگری  که به همان مقصد می رسد هدایت کنیم.این خط دوم خطی سر  راست نیست تقاطع ها و فرعی های  بیشماری  دارد و در هر جای آن بیمار ممکن است به جهتی غیر از جهت مورد نظر برود.برای دوری از  این خط های فرعی هشیاری و هدایت دائمی  ضروری است و شاید لازم باشد برای  ماندن در خط با استفاده از دارو  از سرعت قطار بکاهیم.
            سر  و کله زدن با افکار این  الکلی یا  هر معتاد دیگر اغلب همان قدر  دلسرد کننده است که رویارویی با ذهنیات بیمار  اسکیزوفرنیک.درست مثل یک  بیمار اسکیزوفرنیک که اعتقاد راسخش به مسیح بودن تغییرناپذیر است یک  الکلی یه معتاد را  هم نمی توان سرسوزنی از بیان باور منصرف کرد که یک مشروب خورد عادی مجلسی است یا فقط محض  تفریح کوکایین  یا ماری جوانا مصرف می کند.
            برای  مثال نزدیکان یک الکلی دائم  الخمر(یا هر معتاد دیگری)به وضوح می تواند فردی را ببینند که  بر اثر از بین رفتن تدریجی سلامت جسمانی  نابودی زندگی خانوادگی و به مخاطره  افتادن شغلش زندگی اش در حال فروپاشی  است.همه این مشکلات به وضوح ناشی از  مصرف الکل یا مواد مخدر است با  این حال خود معتاد انگار این را تشخیص نمی دهد.او احتمالاً  اعتقاد راسخ دارد که  مصرف مواد اعتیادآور هیچ ربطی به هیچ کدام از مشکلات ندارد و انگار  در برابر استدلال  های منطقی در این مورد ناشنواست.
            تفاوت  چشمگیر بین طرز تفکر معتاد  و بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی از این قرار است:
            1-افکار بیمار اسکیزوفرنیک  آشکارا بی معنی است.
            2- افکار معتاد منطقی  سطحی  دارد که ممکن است بسیار غلط انداز و گمره کننده باشد.            معتاد ممکن است همیشه آن طور  که  ما فکر می کنیم عمداً مکار نباشد.او لزوماً آگاهانه و عامدانه دیگران را فریب نمی دهد هر چند که بعضی  اوقات این  اتفاق می افتد.معتادان اغلب فریفته  افکار خودساخته شان می شوند و  عملا خود را فریب می دهند.به ویژه در مراحله اولیه تعبیر و  تفسیر معتاد از وقایع  ممکن است به ظاهر معقول بنماید و چنان که گفتیم استدلال هایی از این دست طبیعتا بسیاری  را فریب می  دهد.از این رو خانواده معتاد ممکن  است برای مدتی مدید همه چیز را  از منظر طرز فکر معتاد وار ببینند ممکن است رفتار معتاد در نظر  دوستان کشیش ، کارفرما  ، پزشک یا حتی روان درمانگر قانع کننده به نظر برسد هر گفته او و حتی توجیه های دور و  دراز او در باب  وقایع ممکن است معتبر جلوه کند.
            وسواس  فکر ی و اجبار در اعتیاد و هم وابستگی گمراه  کنندگی تفکر خودفریبانه می  تواند بر اعضای خانواده هم و ابسته نیز چون معتاد اثر بگذارد.
          هم وابسته کیست؟تعاریف و  توصیفات  مختلفی ازهم وابستگی وجود  دارد  ولی جامع ترین شان تعریف  ملودی بیتی است:
  "هم وابسته کسی است  که  اجازه می دهد  رفتار شخص دیگری برا او تاثیر بگذارد و دچار وسواس فکری برای کنترل رفتار آن شخص است"          بخش  مهم این تعریف کلمات وسواس فکری و کنترل  است.این افکار وسواسی افکار دیگر را تحت فشار قرار می دهند و  انرژی ذهنی را  تحلیل می برند.این افکار شاید در  هر زمانی به او هجوم اورند و  شگفت این که هر کوششی برای خلاصی از شرشان بر شدت شان بیفزاید.
            سعی  در کنار زدن  این افکار مانند آن است که  سعی کنیم یک فنر حلقوی را با فشردن دست از سر راه کنار بزنیم.هر چه فشار  بیشتری به  فنر بیاوریم سخت تر و سریع  تر  به جایش بر می گردد.
            با  پذیرفتن خطر  ساده سازی بیش از اندازه این موضوع باید بگوییم که  شخص معتاد مبتلا به اجبار در مصرف  مواد اعتیادآور است و شخص هم وابسته  دچار وسواس فکری در مورد مصرف  توسط معتاد و نیاز به کنترل اوست.
            وسواس  فکری و اجبار  شدیداً با هم مربوطند.اصطلاح روان رنجوری وسواسی و فکری – عملی ، سال هاست در روان  پزشکی به کار می  رود.هر دو خصوصیت وسواس فکری و اجبار از ویژگی های افرادی است که مجذوب یا حتی مُسّخر چیزی  نامعقول  اند.در روان رنجوری وسواسی ، فرد دچار یک  فکر نامعقول است و در روان  رنجوری اجباری ، دچار عملی نامعقول.علت به هم پیوسته بودن این دو در  روان پزشکی ان است که  تقریبا در هر نمونه ای شخص دچار یک فکر وسواسی است،رفتار اجباری هم وجود دارد.عملا در هر  رفتار اجباری  افکار وسواسی نیز وجود دارند.
            شباهت  های اعتیاد و  هم وابستگی ، مانند شباهت  های رفتار معتادان و هم وابسته ها  چشمگیر است.معتادان اغلب در جست و جوی راه های جدیدی برای ادامه مصرف شان هستند و  در عین حال سعی می کنند از پیامدهای ویران گر آن هم اجتناب کنند.
  (آدم  باید فقط  تعطیلات آخر هفته مشروب  بخورد  و کوکائین  مصرف کند این قدر که از مستی یا نئشگی لذت ببرد نه ان قدر که کارش به مسمویت بکشد.)وقتی  تلاش ها در کنترل مصرف  شکست می خورد معتاد نتیجه نمی گیرد که نمی توانم مصرفم را کنترل کنم بلکه به خودش میگوید  آن راه درست  نبود باید راه دیگری پیدا کنم.
            به  همان ترتیب هم  وابسته هم وقتی می بیند که تلاش ها در بازداشتن معتاد از مصرف بی ثمر است  نتیجه نمی گیرد که  راهی برای کنترل معتاد نیست بلکه دنبال راه های جدید و موثرتر می گردد.
  علت  و معلولآیا  کج اندیشی یک معتاد معلول  اعتیاد است یا اعتیاد  معلول آن؟پرسش دشواری است و علت و معلول را نمی توان مشخص کرد.زمانی که معتادی  برنامه درمانی را  شروع می کند معمولا چندین چرخه از  علت و معلول روی داده است و  کسی که بکوشد تا دریابد کدام علت دیگری است گرفتار گرهی کور  خواهد شد.در واقع این  روند تفکر فرد در اعتیادش موثر است یا این که طرز فکر معتادوار عارضه اعتیاد اوست چندان  اهمیتی  ندارد.مهم این است که درمان و  بهبودی باید از نقطه ای آغاز  شود.چون اعتیاد فعال مانع از موفقیت در درمان است باید از پرهیز آغاز  کرد.بعد از پرهیز  طولانی زمانی که فعالیت مغز دوباره طبیعی تر شد معتادان می توانند روی طرز فکر اعتیادآورشان،تمرکز کنند.
              خودفریبی  و طرز فکر  معتادواردر  اهمیت درک این مسئله که  معتادان فریب کج اندیشی خودشان را  می خورند و قربانی این طرز تفکر هستند هر قدر هم تاکید کنیم  نابسنده است.اگر این  نکته را نفهمیم ممکن است هنگام سر و کله پیدا کردن با معتادان دچار خشم ودلسردی شویم.
            اغلب  وقتی داستان  معتادان یا الکلی های  سابق در  حال بهبودی را می شنویم به  خنده می افتیم چون بی معنایی طرز فکر و رفتار معتادان شاید  مضحک باشد.زیرا معتاد  در دوران اعتیاد فعالش رنج زیادی کشیده است و بسیاری نیز هنوز در رنج هستند.طرز فکر  معتادوار هیچ  شباهتی با شیوه تفکر منطقی که در  آن نتیجه گیری بر اساس شواهد و  حقایق حاصل می شود ندارد بلکه درست عکس این روند را طی می کند!  معتاد بنا را بر این  می گذارد که من باید مشروب یا هر ماده مخدری مصرف کنم و بعد توجیهی برای این نتیجه گیری  می تراشد  خواه منطقی باشد یا نباشد و خواه  واقعیت داشته باشد یا نداشته باشد.
         چرا  والدین مشروب  می نوشند،چرا فرزندان موادمخدر مصرف می کننددرک  طرز فکر معتادوار کمک می کند تا علت  شکست برخی از کوشش ها برای جلوگیری از الکلیسم و سوء  مصرف مواد  اعتیاداور را توضیح دهیم.تاکتیک های ترساندن اغلب بی اثر است.
    یکی  از آگاهی های مهم در همین زمینه از جنبش موسوم به فقط بگو نه (Just say NO)  برای تشویق جوانان [/color]به پرهیز از مواد حاصل شده است.وقتی از   نوجوانان پرسیده شد که در مورد این  پیام چه نظری دارند،شماری از آن ها پاسخ دادند چرا نه ؟چه  کاری بهتری می شود کرد؟برخی  از  جوان ها که فکر می کنند دروازه رویای آمریکایی به روی شان بسته است به مواد مخدر روی می اورند چه تصور می  کنند جز این  راهی برای شادبودن ندارند (فیلم های ممل آمریکایی با بازی بهروز وثوق  و گوگوش و هزاران فیلم دوران قبل و یا حتی بعذ از دوران انقلاب که جوانان تمام سعی  و تلاش خود را برای فرار از موقعیت فعلی کشورشان انجام می دادند و ... ).برخی   فرصت برای موفقیت دارند اما به توانایی هایشان برای موفقیت اطمینان ندارند و برخی دیگر کسانی  هستند که نمی  توانند بفهمند چرا باید خودشان را از این لذت،محرومکنند.
         هنگامی  که کسب لذت  یا تسکین ناراحتی ها هدف  نهایی زندگی باشد بسیاری از افراد مخصوصا جوانان برای رسیدن به این اهداف به  مواد  اعتیادآور روی می آورند.نمی  توان انکار کرد که مواد روان روانگردان می توانند حس و حال  خوشایندی در انسان به وجود بیاورند و  ما برای جلوگیری از طلب این سرخوشی باید  بتوانیم جوانان را متقاعد کنیم که چنین لذتی را فدا کنند.از آن جائی که آنها  خودشان  را مصون از اثرات خطرناک مواد   اعتیادآور می پندارند هشدار هولناک بازدارنده نیستند.وقتی جوان ها را نصیحت می کنیم که از  استفاده از مواد  اعتیادآور خودداری کنند تا بتوانند سالم و بانشاط بار بیایند و در اینده انسان هایی شوند که  زندگی پرباری  دارند و می توانند از زندگی  پرباری دارند و می توانند از زندگی  لذت ببرند اغلب با این استدلال گفته و ناگفته مواجه می شویم:چرا  صبر کنم،من که  همین حالا هم دارم از زندگی مشروب خوردن لذت می برم.
         مشکل  دیگر این است  که[/size][/color]فرهنگ ما با تکیه بر تکنولوژی ای رشد کرده است که صبر را حذف می کند.ما  مشتریان پر و پا  قرص ماکروویو دستگاه فکس تلفن همراه و غذاهای فوری هستیم.حتی اگر کسی هم بتواند تصور کند  که پس از  مدتی در زندگی به سعادت می رسد حاکم  بودن فکر خشنودی فوری صبر  طولانی مدت را تحمل ناپذیر می سازد.
    برای ان که به نحو موثری از  مصرف مواد مخدر در  بین جوانان جلوگیری کنیم باید دو چیز را ذهن شان جا بیندازیم:
[/color]1)- هدف نهایی زندگی چیزی است غیر از ارضای  حواس  و[/size]2)- بردباری دربرابر تاخیر.[/color]فرهنگ ما اساساً به این تغییرات ایمان ندارد.در عوض به طرز فکر معتادوار ایمان دارد.
    ممکن  است کسی حتی قبل از روی اوردن به مصرف مواد اعتیادآور طرز فکر معتادوار داشته باشد.طرز فکری که جلوی  درک واقعیت های  مشخصی را می گیرد.مثلا  جوانانی که به فکر مصرف کوکائین می افتند مسحور وعده سرخوشی و  نشئگی می شوند و به تاوان های  وحشتناک بالقوه اش توجهی  نمی کنند.بنابراین تاثیر مواد شیمیایی بر مغز نمی تواند کاملا  مسئول این نحوه تفکر باشد.
    شگفت  آنکه ویژگی دیگر طرز فکر معتادوار ان  است که به رغم تصورات نادرستی که در ذهن معتاد در مورد خودش  ایجاد می کند.ممکن است بر طرز فکر  او نسبت به دیگران تاثیری نداشته  باشد.بنابراین والدین الکلی که به افراط مشروب  می نوشند ممکن است از این که دختر یا پسرشان نمیتواند اثرات مخرب  مواداعتیادآوررادرک کند سرخورده شوند.
         این  نکته را باید  به خاطر سپرد چون سخت  اهمیت دارد:تشخیص طرز فکر  معتادوار  کاری است که کسی غیر از خود  معتاد باید آن را انجام دهد.
         خودفریبی  در طرز فکر معتادوارطرز  فکر معتادوار هر کسی را گول می  زند ولی کسی که بیش از همه تحت تاثیر قرار می گیرد همان کسی است که این  فکرهای فریبنده را  در سر دارد یعنی شخص معتاد یا هم  وابسته .
          خودفریبی  و شرکت  کردن در گروه های  دوازده قدمی شرکت  در یک  برنامه دوازده قدمی برای بهبودی فوق العاده مهم است هر چند به دلیل تاکید برنامه های دوازده  قدمی  بر پرهیز کامل خیلی ها نسبت به چنین  برنامه هایی احساس دافعه  دارند.البته خیلی از معتادان و الکلی ها این را انکار می کنند و بهانه  می اورند که دلایل  معتبر دیگری برای حضور نیافتن در جلسات ,OA,CoDA, AA, NA و یا هر انجمن دوازده  قدمی دیگری که در آن قرار دارد و با به آن آگاهی دارند ،دارند.
         یک  الکلی می گفت:من  نمی توانم به جلسات AA  بروم  چون محل تشکیل جلسه خیلی  نزدیک  جایی است که قبلا زندگی می  کردم.او خیلی ساده نمی خواست قبول کند که هر هفته در بیش از صد  و چهل جای مختلف در  منطقه شان جلسه هست.
    تغییر  کردن چه  گونه ممکن است کسی آشکارا دچار  تناقض  باشد ولی  خودش تشخیص ندهد حتی وقتی این  را به او گوشزد می کنند؟پاسخ در یک کلمه نهفته است:
[/color]انکار.[/color]بخش  عمده انکار نهفته در کج اندیشی معتادوار ناشی از مقاومت شدید در برابر تغییر است.[/color]تا زمانی که کسی می تواند واقعیت را  انکار کند می تواند به همان رفتارهای   پیشین ادامه دهد.پذیرفتن واقعیت ممکن است او را درگیر روندبسیار دشوارتغییربکند.
             غالبا  مردم با  تغییر تا زمانی که مربوط به  دیگران باشد مشکلی ندارند.فرد الکلی وقتی می گوید اگر همسرم با ملاحظه تر بود  مجبور  نبودم این طور ی الکل مصرف  کنم،در واقع منظورش این است که من نباید تغییر کنم.کاری کنید  همسرم تغییر کندوآن وقت اوضاع درست  می شود.
             برای  مثال شاید هم وابسته ها مشتاقانه در  صدد کمک گرفتن باشند با این تصور که متخصصان می  توانند به آن ها بگویند  چه کنند تا یک معتاد دست از مصرف  مواد بکشد.آن وقتی می فهمندهیچ  کاری برای تغییر رفتار معتاد از ان ها ساخته نیست و به کلی در  این زمینه ناتوانند  دلسرد می شوند.وقتی متخصصان پیشنهاد می کنند که به رفتار خودشان توجه کنند و تغییر را از  خودشان آغاز  کنند احتمالا یا پا پس می کشند.به  خصوص وقتی می شنوند که در ال  – انان می گویند ما این جا نیامده ایم تا شریک زندگی مان را  تغییر بدهیم.بلکه آمده  ایم تا خودمان را تغییر بدهیم ، به سرعت توی ذوق شان می خورد.
    خودم  را تغییر بدهم؟چرا باید خودم را تغییر بدهم؟من که مشروب نمی خورم!عکس العمل چنین ادم هایی چیزی  شبیه این است.
           كج خيالي بسياري  از ويژگيهاي طرز تفكر معتادوار  در  هم وابسته‌ها هم  ديده مي‌شود چون سرچشمه يكساني دارند:
[/color]كمبودعزت نفس .
           بسياري  از مشكلات  عاطفي كه منشأ جسماني ندارند به طريقي ناشي از كمبود عزت نفس است. منظور از كمبود عزت  نفس، احساس هايي  منفي است كه انسانها نسبت به خودشان دارند و وجود آنها هيچ دليل واقعي و موجهي هم ندارد به  عبارت ديگر  همانطور كه كج خيالي بعضي آدمها  در مورد خودشان منجر به توهمات  خود بزرگ بينانه مي‌شود كمبود عزت نفس در بعضي ديگر توهم بي  لياقتي بي ارزشي و احساس  حقارت به وجود مي‌آورد شگفت آن كه اين احساسات خود كم بينانه  معمولا در افرادي  شديد است كه از با استعدادترين آدمهاهستند  .
          هر  قدر تصور ما از  خودمان نادرست باشد به همان نسبت در زندگي مستعد ناسازگاري هستيم ما تنها در صورتي  مي‌توانيم خود را با  واقعيت  وفق دهيم كه درك درستي از آن داشته باشيم بخش عمده‌اي  از واقعيت را ما  خود خلق مي‌كنيم و اگر ديدي غير واقع بينانه داشته باشيم واقعيت را تحريف كرده‌ايم .من  تا به حال  به هيچ الكلي يا معتادي برنخوردم كه  پيش از روي آوردن به مصرف مواد  اعتياد آور احساس حقارت نداشته باشد آ ن ها گاهي در همه ابعاد  زندگيشان احساس بي  قابليتي و بي ارزشي مي‌كنند وگاهي ممكن است در حوزه تخصصي خودشان  بسيار احساس شايستگي  كنند ولي به عنوان انسان، همسر شريك يا پدر يا مادر احساس بي صلاحيتي و بي ارزشي داشته باشند.
    واكنش  برخي مردم در برابر كمبود عزت  نفس امكان پناه بردن به مواد اعتياد آور براي گريز از تنشها  و مشكلات زندگي است و برخي  ديگر  با هشيار ماندن و كنترل كردن معتاد يا تحمل رنجي كه از مصرف كردن او مي‌برند احساس قابليت و با ارزش بودن مي‌كنندابراز  وجودچند  سال قبل استادی براي جمعي از  دانشجويانش  در دانشكده روان ‌شناسي با  موضوع "ابراز وجود" صحبت نمود.
           او سوالی مطرح کرده و از  دانشجويان پرسيد : آيا  به خود حق زندگي كردن مي‌دهند؟ همه دست‌هايشان را به علامت تأييد بلند كردند. بعد  خواست كسي  داوطلبانه او را در نشان دادن موضوع  مورد بحث كمك كند، مرد جواني به  جلو كلاس آمد. به او گفت : لطفاً رو به روي كلاس بايست، چند  بار  اين جمله را با صداي بلند بگو "من حق  زندگي كردن دارم". بعد اين عبارت را  با  صداي آهسته بيان كن. ببين چه احساسي پيدا مي‌كني؟ در حالي كه تو اين كار را مي‌كني ساير دانشجويان كلاس بايد  قضاوت كنند كه  آيا حرفت را باور مي‌كنند يا  نه.
           مرد  جوان دست‌هايش  را به كمر زد و به طرزي خصمانه گفت : من حق زندگي كردن دارم. طوري گفت كه انگار خودش را براي مبارزه‌اي   آماده مي‌كرد. با هر تكرار حالت   خشمگينانه‌تري به خود مي‌گرفت.  استادش به او گفت : كسي با تو سر نزاع و يا مخالفت ندارد. مي‌تواني  جمله‌ات را به شكل غير تدافعي بيان  كني؟ امّا نمي‌توانست، صدايش نشان  مي‌داد كه حمله‌اي را پيش‌بيني مي‌كند  . كسي حرفشراباور نكرد.
            بعد  زن جواني آمد و  با صداي ملايم و در حاليكه لبخندي مي‌زد، ابتدا از ساير دانشجويان عذرخواهي  كرد و گفت: "من حق زندگي كردن  دارم".
[/color] كسي حرف او را هم باور نكرد.
         كس  ديگري آمد. به  نظر متكبر و خود‌خواه مي‌رسيد، حالت بازيگري را داشت كه مي‌خواهد نقشي  ايفا كند.
            دانشجويي  در مقام  اعتراض گفت: آزمون منصفانه‌اي  نيست. اين دانشجويان خجالتي هستند، عادت ندارند جلو بقيه حرف بزنند. استاد او را صدا زد و از  او خواست به جلو  كلاس بيايد و خيلي ساده بگويد: "دو به علاوه دو مي‌شود چهار". دانشجو اين جمله را  به راحتي و  با اطمينان ايراد كرد. سپس استاد رو به  او کرده، گفت : "حالا بگو  من حق دارم كه زندگي كنم". لحن صدايش تغيير كرد به نظر نامطمئن مي‌رسيد.
            دانشجويان  جملگي  خنديدند. دانستند گفتن "دو به علاوه دو مي‌شود چهار" ساده است، امّا ابراز  وجود كردن و  از حق زندگي كردن حرف زدن آنقدرها هم  کار ساده‌اي نيست.
            استاد  پرسيد:  "جمله من حق زندگي كردن دارم" چه مطلبي را به شما القا مي‌كند؟ یک دانشجو گفت :اين عبارت بيشتر   حالت رواني دارد، امّا چه  معنايي  دارد؟ معنايش اين است كه زندگي من متعلق به من است. دانشجوي ديگري گفت: منظور اين است كه  حق دارم كارهاي مربوط  به خودم را شخصاً انجام دهم و درباره آن‌ها تصميم بگيرم. دانشجوي ديگري اضافه كرد:  منظور اين است  كه پدر و مادرم درباره طرز زندگي من  تصميم‌گيري نكنند. دانشجوي  ديگري گفت : منظور اين است كه هروقت بخواهم مي‌توانم جواب  "نه" بدهم. دانشجوي  بعدي گفت: منظور اين است كه بايد به منافعم احترام بگذارم. منظور  اين است كه آنچه را مي‌خواهم  مهم است. منظور اين است كه مي‌توانم هر چه را به نظرم درست مي‌رسد بگويم و  انجام دهم.  منظور اين است كه مي‌توانم به  ميل خود رفتار كنم.
    اين‌ها  بخشي از معاني خصوصي بودند كه  دانشجويان  براي  عبارت "من حق دارم زندگي كنم" در نظر گرفتند. با اين حال نمي‌توانستند اين عبارت  را محكم و با قاطعيت  در حضور ساير دانشجويان ابراز كنند.  اين‌گونه  بود كه  استاد باب سخنانش با آنها را آغاز كرد.
    ابراز  وجود يعني چه؟ابراز  وجود كردن يعني احترام  گذاشتن به  خواسته‌ها، نيازها و ارزش‌هاي خود.
            ابراز  وجود كردن به معناي روي پاي  خود ايستادن، حرف خود را زدن و خود بودن است، بدين معناست كه به خود در همه زمينه‌هاي   انساني احترام بگذاريم.ابراز  وجود كردن  سالم مستلزم "نه" گفتن  در وقت مناسب خود است، امّا بايد به كيفيت اين نه گفتن توجّه داشت.
[/color]( از کتاب طرز تفکر معتاد وار – دکتر...)[/color][/font]
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:55:58 am
مشکل ما آنقدر جدی است که بیل  حتی انجمن را تشبیه به یک کودکستان معنوی کرده است :
95
کودکستان معنوی
ما فقط یک کودکستان معنوی را  اداره می کنیم که در آن افراد بتوانند بر اعتیادشان به الکل فائق آیند و لطف خدا  را برای هدایت به زندگی بهتر کسب کنند . پیدا کردن راه و روش این کار در دل و  خواست هر کدام از اعضاء باید باشد ، فعالیتی منحصر به خود اوست .
(((*)))
          وقتی  که تصمیم به انتشار این کتاب عظیم گرفته شد ، برخی از اعضاء اعتقاد داشتند که این  کتاب می بایست از لحاظ مسائل بنیادی کتابی املا مطابق با تعالیم مسیحیت باشد .  برخی با کاربرد کلمه "خدا" مخالفتی نداشتند ولی مایل نبودند کتاب ،  کتابی کاملا مسیحی تالیف شود . اما این کتاب می بایست به مسائی معنوی بپردازد نقطه  اتفاق همه بود . برخی از اعضا نیز دنبال تالیف کتابی بر پایه اصول روانشناسی بودند  تا افراد الکلی را در خود محسور کند تا افراد با مطالعه این کتاب یا بسوی خداوند  بروند یا از او روی برگردانند .          بیشتر  ما از چنین نظری متعجب شدیم اما سکوت کردیم . روحیه حاکم بر گروه در تلاش ساخت  کتابی بود که بیشتر از هر کتابی مورد قبول بوده و بسیار تاثیرگذار باشد .          هر  نغمه ای در محل خود در ین آهنگ مشغول اجرا بود . ضد فرض و دشمن ، آنچنان راه ما را  گشاده کرد که تمام کسانی که از این مساله در رنج بودند توانستند براحتی از آن عبور  کنند ، بدون اینکه عقیده ، باور و یا بی عقیده بودن آنها مورد سوال قرار گیرد . 1-)  نامه ، 19542-)  دستاورده ای قرن الکلی های گمنام ، صفحات 162و163و167
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:56:29 am
نقل قول
نظری می اندازیم به کسی که  هنوز به اعتقاد خود پایبند است و به مصرف الکل ادامه می دهد . او در رعایت دین بسیار دقیق ، شخصی با تقوا و با خداست ، لیکن شک میکند  که خداوند او را باور داشته باشد [/color]. قول قرار های خود را زیر پا می گزارد و هر بار نه تنها  مجددا مشروب خواری را شروع میکند ، بلکه رفتارش بدتر از دفعات قبل می گردد . با  شجاعت به جنگ الکل می رود و از خداوند التماس میکند ، اما کمکی نمیرسد . علت چیست  ؟ ص 35
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:57:12 am
همیشه این سوال در ذهن من بوده  که چرا حاجی فلانی دیگه این کاره اس! ، یا چرا فلان کس که در بحث دین و اخلاق  نمونه است در این میانه فرو رفته است !یا چرا این عمل در خانواده ما  باید توسط من انجام بشه . منی که در طایفه پدری و در طرف مادری کسی را نداریم که  حتی سیگار استفاده کنند ! چرا خدا داره این کار رو با ما می کنه و می خواد کی رو  امتحان کنه !و هزاران سوال دیگه ای از این  دسته که هر کدومشون نیاز به یک بار دیگر کفران نعمت و یک بار دیگر فرار از واقعیت  های زندگی که معجزات امروز بودن و نبودن من از آن است . چیز های نادیدنی که امروز  بجز معجزه با همان پارادوکس چیزی دیگری نمی توان از آن نام برد.من در این برنامه متوجه شدم که  فقط اعضای داخل جلسه هستند که نسبت به یک سری از عوامل بیماری وابسته هستند و ویار  آنها نسبت به عوامل بیماری باعث می شه که اونها نتونن سلامت عقل داشته باشند و یا  از این مورد بیماری جون سالم به در ببرند و زندگی آشفته ای داشته باشند .یعنی در حقیقت قیاس من برای  اینکه فلان کس چرا این کار رو انجام می ده و یا فلان خانواده دیگه چرا اینجوری  ازتوشون در آمده ، یکی از ظالمانه ترین کارهایی بود که من می توانستم در حق خودم و  دیکران انجام بدهم .من با تفکیک مردم به خوب و بد  ، زشت و زیبا ، سیاه و سفید ، صفر یا صد ، تمام قوانین عدل الهی را زیر سوال برده  و  باعث شده بود که من ایمانم به خداوند را  کم کم در پائینترین سطح خود برسانم و اصطلاحا ، توجیهات و دلایل به ظاهر مستدل ولی  کاملا غیر منطقی را با آن ها اثبات می کردم و همیشه هم در اثبات اینگونه مواضع  موفق می شدم و حق را به جانب خودم می دادم.آری واقعیت است که هر گاه  فروتنی و عقل در کنار همدیگر قرار نگیرد هیچگاه نتیجه ای برای تحقیقات بدست نمی  آید و همواره باید به دنبال عواقب آن که دور شدن از اصول انسانی است باشیم ، که  تحقق آن در من و در تمام اعضای انجمن های دوازده قدمی به حد اکمال رسیده بود !دیگر برای من دین هم جایگاه  خود را از دست داد . من که از کودکی نماز و روزه را یاد گرفته بودم . من که برای  رعایت شرعیات خیلی دقیق بودم . من که همیشه خود آگاه و نا خود آگاه ذکر می گفتم .  ولی دیگر شک و تردید به خداوند و عدل الهی دیگر جایگاهی برای رعایت واجبات و  شرعیات نگذاشته بود و کم کم از همه چیز دور افتادم و همین موجب گردید ارتباطم را  با خداوند از دست بدهم و همیشه از این بابت خود آزاری داشتم و حس می کردم مورد لعن  و نفرین قرار گرفته ام و درست نخواهد شد !
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:57:48 am
برای اطرافیان او یعنی دکتر ها  ، کشیش ها ، دوستان و فامیل که تلاش بی ثمر او را مشاهده می کنند معمایی می شود و  دل شکسته می شوند . ما در این انجمن همچون او بوده ایم و پاسخ معما را یافته ایم و  پاسخ ، مربوط به کیفیت ایمان می شد نه کمیت آن . این نقطه کورِ ما بود . تصور می کردیم که فروتن هستیم در حالی که چنین نبود ، تصور می کردیم که  در امور دینی ، جدیت به خرج می دهیم اما با یک نگاه منصفانه دریافتیم که این طور  نیست و از طرفی هم غوطه ور شدن در احساسات حاصل از دینداری برداشت می کردیم . ص 35 و 36
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 10:59:28 am
باید این حقیقت را همیشه گفت و  نمی توانیم از معجزه دوازده قدم در قرن بیستم غافل شد . اگر این برنامه نبود ،  مطمئنا هیچکدام از روانپزشکان و روالهای مذهبی معمول نمی توانستند به تنهایی به ما  کمک کنند . همانگونه که این مسیر را بارها و بارها چه تنها و چه با خانواده پیموده  بودیم .در این باره می توان به خواسته  های بدون عمل خودمان و یا به توقعات غیر منطقی و غیر واقع بینانه مان نظری مجدد  بیاندازیم . من همیشه می خواستم که پولی هنگفت از مرگ عزیزی ، بیمه ای و یا هر  اتفاق دیگری به من برسد و من تا آخر عمر در کنج عزلت نشینی مصرف الکل خودم را  ادامه بدهم و به کسی یا چیزی کاری نداشته باشم ، ولی آیا واقعا هدف از افرینش من  هم همین بوده ؟ این ایراد من بود !من همیشه می خواستم با رفتن به  حرم امام رضا و دخیل شدن و دادن صدقه و غیره و غیره ، مصرف مواد مخدر را کنار  بگذارم ولی هر بار روز از نو و روزی از نو ،   شروع مجدد به محض خارج شدن از مکان های مذهبی و خارج شدن از آن روال روحانی  بود .من حتی به یاد نداشتم که نیاز  به ترک مواد مخدر و الکل را احساس کنم ولی همیشه برای اینکه قدرت خداوند را پیش  بیاورم و برای اینکه به فهمانم که او نیز نمی تواند ، همیشه و همیشه با صدای بلند  و با حرکاتی عجیب از او می خواستم که مرا از این سقوط وحشتناک نجات بدهد و چون این  کار انجام نمی شد ، همیشه با طعنه و استحضأ به او و جریانات اطرافم نگاه می کردم و  می خندیدم که حتی خداوندی که وعدهاش را می دهید هم نمی تواند کاری که من می خواهم  انجام بدهد ، پس برو و خوش باش که بر تو حَرَجی نیست.
           
    خیام    اگر زباده مستی خوش باش
 
    گر با صنمی دمی نشستی خوش باش
 
   [/r]       
    گویند    که کار جهان نیستی است
 
    نیست شدی ! چون که هستی خوش باش
 
         و واقعا آیا با این طرز تفکر  راه به جایی می توان برد ؟زهی خیال باطلزهی پندار خام!چقدر سرسختانه برای اینکه  بتونم ایمان خودمو بسنجم و بتونم با اون کنار بیام همه کس و همه چیزو تو محک  آزمایش میزاشتم و از طرف دیگه خروجی که مد نظرم بود رو نتیجه می رفتم و توهم  بیماری در من به حدی بود که اونو به عنوان یک دلیلی مستدل برای تمام افرادی که در  اطراف من وجود داشتند استفاده می کردم و خداوند و قدرت بی انتهای اونو زیر سوال می  بردم .در برنامه متوجه شدم که در  حقیقت ایراد اصلی که من می توانستم از استدلالات دینی به سبک خودم و برای خودم  استفاده کنم و نتیجه ای که می خواهم را هم بگیرم در حقیقت در کیفیت ایمان بود .اول از همه فرامش کرده بودم که  ایمان بی عمل مرگ است . ( این متن حداقل سه مرتبه در کتاب پایه الکلی های گمنام  بکار رفته است ).از آن مهمتر اینکه من برای  خواست های خودم هم قائل به ارزش نمی شدم و تمام تلاش من این بود که به نوعی فقط به  دیگران بفهمانم که ایمان داشتن به این خداوند هم کار آیی خودش را از دست داده است  .ایراد در کیفیت ایمان و نشان  دادن کارایی آن به عنوان یک فرد منفعل بود . در این نحوه کارکرد ایمان هیچ انگیزه  خیری برای خودم و دیگران هم تصور نمی توان کرد و تمام کارها صرف آلوده کردن و صرف  از هم پاشید باور های کسانی است که در اطراف من خود را به عنوان معیار سنجش خداوند  در نظر می گرفتند .خیلی جالب بود برای من !من بارهای گفته بودم که فکر می  کردم از دروازده الکل و مواد مخدر می توانم به سرچشمه عرفان و تدین و شعر و غزل  برسم . و برای آن ها نیز هزاران دلیل و هزاران مثال و هزاران انگیزه هزاران شاخص  می آوردم و تمام آنها را به عنوان پیشگامان این سبک معرفی می کردم .خیام ، نیما ، انشتین ، ونگوگ  ، احمد شاملو ، محمود دولت آبادی ، فروغ فرخزاد و هزاران و هزاران فرد دیگر را می  توان به این لیست اضافه کرد .مذهبهایی مانند مسیحیت ،  یهودیت ، حتی اوایل اسلام هم مسکرات مشکل نداشت و سه سال بعد از شعب ابی طالب شراب  حرام اعلام گردید و ادیان دیگر که با این جنس مصرفی من مشکلی نداشت ایراد در نحوه باورایی بود که  برای خودم ساخته بودم . ایراداتی که هر کدام از آنها هزاران دلیل در پشت سر و  هزاران چرا در جلو خود داشتند ولی من نه دلایل آن به طور قطع مطمئن بودم و نه برای  چرا های آنها جوابی داشتممن نابود شده بودم و خودم هم  باور نداشتم و دلیلی نیز برای آن در نظر نمی گرفتم .
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 11:00:09 am
نقل قول
در هر دو حالت در ازای هیچ چیز ، تقاضای چیزی می کردیم[/color] . واقعیت  این بود که ما خانه تکانی نکرده بودیم تا رحمت الهی بر ما نازل شود و این وسوسه را  نابود کند . هیچ ترازنامه ای به معنی واقعی تهیه نکرده بودیم ، به آنها که لطمه  زده بودیم جبران خسارت نکردیم و یا بدون چشم داشت ، بدیگران کمک نکرده بودیم . ما  حتی درست دعا نکرده بودیم [/size][/b][/color]. ما همیشه می گفتیم : آرزوهای مرا برآورده کن ،  به جای آنکه بخواهیم اراده او را به انجام برسد . از عشق الهی و انسان چیزی درک  نمی کردیم و بدین گونه خود را فریب دادیم و هیچ گاه شامل الطاف خداوند نشدیم تا  سلامت عقل به ما بازگرداند[/size][/b][/color] . ص 36
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 11:00:53 am
نه راه پس داشتم و نه راه پیش  !در مقابل هیچ چیز های خودم  تقاضا های غیر معقول و غیر منطقی می کردم .حاضر به تغییر رویه و تغییر  تفکراتم نبودم و می خواستم که تمام دنیا را تغییر بدهم .هیچ زحمتی برای خانه تکانی نمی  کردم و انتظار داشتم که همیشه قلب و مغزم پاک و منزه باشه و در آن از نور خدا پر  شود .در هر حالت ، واقعیت مطلب این  بود که باز هم نیت خیری در پس اندیشه های من نبود !من هرگز نتوانستم با این سری  از واقعیت که انجام دادن کاری برای من حتی اگر به قصد نیت خیر هم باشد ، چون عقل  سالمی ندارم بجز ایجاد خسارت ، هیچ چیز دیگری نخواهد داشت .من فراموش می کردم که :عقل سالم در بدن سالم است ، و  همین نکته کوچک مرا سالها درگیر می کرد که چگونه و به چه دلیل می توانیم این کارها  را به انجام برسانیم ، ولی هیچ گاه نتیجه مثبتی عاید مان نمی شود !العان هم بعد از چندین سال در  برنامه بودن هنوز هم این اتفاق می افتد .هنوز هم تز های روحانی و روال  های زیبای برنامه و انجمن های دوازده قدمی برای خود من کار نمی کند . آنچیزی که  راهنمای من به عنوان یک راهنما و اسپانسر به من در میان می گذارد ، تنها برای من  کار خواهد کرد وگرنه باز هم باید یادمان باشد که سلامت عقل یک فرایند است و بهتر  است برای انجام هر کار مهمی به راهنمایمان رجوع کنیم .در اینجا باز هم دوزده قدم  تکرار می شود . خانه تکانی قدم چهارم ،رحمت الهی قدم سوم برای من عاجز در قدم اول  ، ترازنامه های قدم چهارم و ششم و هفتم و هشتم و دهم ! و جبران خسارت های قدم نهم  ، در خواستهای قدم دوم و سوم و دریافت جواب آنها در قدم یازدهم و از همه مهمتر انجام  اراده او و رساندن عشق الهی و انسانی به انسان دیگری که نیاز مند این برنامه  روحانی است در قدم دوازدهم ، تمام هدفی است که بیل هوشیارانه آن را مجدد تکرار می  کند که از هدف اصلی برنامه دور نیافتیم و بتوانیم آن را دقیق و نه بر اساس بیماری  که بر مبنای اصول روحانی به سر انجام برسانیم .جالب است که من قبلا به دلیل  عدم آگاهی از ساده ترین اصول انسانی صدمات جدی در زندگی خورده بودم و اکنون با  آگاهی که نسبت به آنها پیدا کرده ام ، در انجام این اعمال در مانده شده ام .کتاب پایه زیبا این نکته را  بیان می کند : برنامه ای ساده و عملی ، ولی نگران نباشید ، هیچکدام از ما نمی  تواند این اصول را بطور کامل در زندگی خود رعایت کند .این نکته که هیچ کس نمی تواند  آن را به طور کامل در زندگی خود انجام بدهد ، مانند آب سردی بود که بر روی تمام  تفکرات کمال گرایانه من ریخته شد .دیگر من راحت شده بودم . به  کسی کاری نداشتم و تمام سعی من این بود که بتوانم آرامش خودم را به دست بیاورم و  بتوانم در برنامه قرار بگیرم.فهمیدم که نیاز نیست که من صفر  یا صد باشم . سیاه یا سفید ببینم و یا حتی نیازی نیست که من همه چیز را در دریچه  افکار و احساساتم بیان کنم .من بجای اینکه در این افکار  غرق شوم خیلی راحت می توانم به این نکته بسنده کنم که به اندازه ای که می توانم  تجربه بگیرم و مشورت کنم و اعتماد کنم به آنچه یا آنکس که به عنوان نیروی برتر از  آن نام برده می شود و الباقی کار را این است که در حد امکان آن عمل را به انجام  برسانم و حتی نتیجه آن را نیز کنترل نکنم و به نیروی برترم واگذار کنم .آیا بهتر نیست این گونه زندگی  کنم تا اینکه با درد و بدبختی و فشار بیش از اندازه به خودم سعی در انجام کاری  بکنم و مرتب نتیجه آن را کنترل کنم و این موجب از هم پاشیدن سر انجام آن کار شود ؟واقعا چقدر می توانستم کارها  را ساده و راحت نگاه کنم و از دریچه آسودگی به هر انجام شدنی اعتماد کنم ؟ اینجاست  که اصول روحانی نهفته در قدم دوم راهگشای من خواهد بود و من خواهم توانست با اتکا  به این اصول روحانی ، (روشن بینی ، تمایل ، ایمان ، اعتماد و فروتنی – صفحه  16 کتاب راهنمای کارکرد قدم معتادان گمنام) و تمرکز بر روی آنها زندگی را بسیار ساده و راحت ببینیم  .روشن بینی که ما بار اول تجربه  می کنیم ، درک این مساله است که به تنهایی نمی توانیم بهبود یابیم و به کمک نیاز  داریم که با ایمان به این مساله که کمک برای ما وجود دارد ، تداوم پیدا می کند .  مهم نیست که ما از نیروی برتر از خودمان تصویر کامل و درستی داشته باشیم ، مهم این  است که فقط باور داشته باشیم که کمک او به ما ممکن است .(  صفحه 16 کتاب راهنمای کارکرد قدم معتادان گمنام)تمرین کردن اصل روحانی تمایل  در قدم دوم ممکن است که خیلی ساده شروع شود . در ابتدا ممکن است به فقط به جلسات  برویم و به مشارکت معتادان در حال بهبودی گوش کنیم و تجربه آنها را در مورد این  قدم بشنویم . پس از آن فراتر رفته و آن چیزی را که می شنویم برای بهبودی خود به  کار گیریم ، البته ار راهنماهایمان هم درخواست کمک می کنیم .(  صفحه 16 کتاب راهنمای کارکرد قدم معتادان گمنام)ما نمی توانیم که فقط منتظر  بنشینیم و منتظر باشیم که ایمان نهفته در قدم دوم را احساس کنیم . ما باید روی آن  کار کنیم ، یکی از پیشنهاداتی که برای اکثر ما کار کرده این است که تظاهر به داشتن  ایمان کنیم ، این به آن معنی نیست که با خود ناصادق باشیم و نیازی هم نیست که به  راهنمای خود یا کس دیگری در مورد آن دروغ بگوییم . ما این کار را به خاطر آن انجام  نمی دهیم که به نظر خوب و با ایمان بیاییم ، تظاهر به ایمان فقط به این معنی است  که به گونه ای زندگی کنیم ، مثل اینکه باور داریم آن چیز که آرزویش راداریم ،  اتفاق خواهد افتاد و در قدم دو به این معنی است که به گونه ای زندگی کنیم مثل  اینکه منتظر هستیم تا سلامت عقل هر آن به ما بازگردد . راههای مختلفی وجود دارد که  این راهکار می تواند در زندگی برای ما کاربرد داشته باشد . اکثر اعضای ما پیشنهادمی  کنند که ما می توانیم با شرکت منظم در جلسات و گوش کردن به راهنمایمان ، فرآیند  تظاهر به ایمان داشتن و ایمان آوری را شروع کنیم . ( صفحه  16و17 کتاب راهنمای کارکرد قدم معتادان گمنام)تمرین اصل روحانی اعتماد نیاز  به غلبه برترس مان در مورد فرایند برگشت سلامت عقل دارد . حتی اگر مدت کوتاهی است  که پاک هستیم احتمالاًدردآوری را در رشدمان در بهبودی داشته ایم و ممکن است بترسیم  که درد های بیشتری در راه باشد . به نوعی هم این مسئله درست است . برای اینکه  دردهای بیشتری در راه است . اما هیچ یک از انها بیش از حد تحمل ما نیست ، و نیاز  نیست که آنها را به تنهای تحمل کنیم . اگر ما اعتمادمان را به فرآیند بهبودی و یک  نیروی برتر از خودمان ارتقاء دهیم ، می توانیم از این دوران دردآور در بهبودی مان  عبور کنیم . ما می دانیم که در انتها ی این دوران چیزی که منتظر ماست ، بیش از یک  شادی مصنوعی است ، بلکه یک تغییر بنیادین خواهد بود که زندگی ما را از لحاظ رضایت  ، یک درجه عمیق تر خواهد کرد . ( صفحه 17 کتاب راهنمای  کارکرد قدم معتادان گمنام)اصل  فروتنی از تشخیص اینکه نیروی برتر از خودمان وجود دارد ، سرچشمه می گیرد . برای ما  دست برداشتن از اتکاء کردن به خودمان و در خواست کمک ، یک مجادله بزرگ خواهد بود ،  اما زمانی که موفق به انجام این کار می شویم ، اصل روحانی فروتنی ، نهفته در این  قدم را تمرین می کنیم . ( صفحه 17 کتاب راهنمای  کارکرد قدم معتادان گمنام)
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 11:16:30 am
نقل قول
معدودی از  الکلی ها به غیر منطقی  بودن خود آگاهی دارند و یا قادرند با این موضوع روبرو شوند . عده  ای هم خود را به عنوان مشروبخوار مساله دار معرفی می کنند و نمی توانند بپذیرند که  از نظر عقلی بیمار هستند ، اینان کورکورانه تشویق شده اند که تفاوتی میان هر از  گاهی مشروبخواری و بیماری الکلیسم وجود ندارد . ثبات  عقل ، به معنای سلامت ِ عقل می باشد . هیچ الکلی قادر نیست که به هنگام هشیاری ، رفتار زننده  خود را که منجر به پرت شدن بر اثر اصابت با مبلمان منزل و یا تنزل اخلاقی بود را  تحلیل کند ، نمی تواند ادعای سلامت عقل را داشته باشد . ص 36
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 11:17:10 am
و باز هم تکرار عدم سلامت عقل  و اینکه ما بیماران الکلی و اعتیادی و یا هر انجمن دوازده قدمی دیگر ، از افکار  مشابه بیماری اسکیزوفرنیا و شیزو فرنیا رنج می بریم و نمی توانیم بطور واقع موقعیت  خود را به طور دقیق مانند هر انسان سالم و خارج از برنامه ببینیم و درک کنیم و از آن  موقعیت شاهکاری انسانی خلق کنیم . آری باز هم توهم و باز هم عدم سلامت عقل !من هنوز نمی توانم عاجز بودن  خودم را باور کنم . من هنوز به عواملی که باعث ایجاد عوامل هموابستگی در من می شود  آشنا نیستم و آنها را به طور دقیق نمی شناسم و به همین خاطر از آنها پرهیز نمی کنم  .من درگیر روابط بسیار ساده  انسانی که در عین حال برای من بیمار ، بسیار غیر معقولانه و پیچیده به نظر می رسد  ، می شوم که به راحتی می تواند تا مدتها و مدتها مرا درگیر خود کند و مرا از  شرایطی طبیعی که به سختی برای خودم ساخته بودم خارج نماید .من نمی توانستم و نمی توانم باور  کنم که قرار است تا آخر عمر یک سری کارها را دیگر انجام ندهم ولی یاد گرفتم که  امروز فقط آنها را انجام ندهم .من یاد گرفتم که نمی توانم  باور کنم که دچار عارضه ای به نام عدم سلامت عقل هستم ولی امروز می توانم حداقل با  کمک ابزار های بهبودی راهی برای خودم بیابم و آن راه را به شدت و سرعت تمام به  انجام برسانم و در آن مسیر نترسم که نیروی برتر جلسات همیشه حامی من است .به قول بیل :امروز هم روزهایی هست که حال  من خوب نیست ، ولی خدا رو شکر . قبلا سالها بود که حال خوشی نداشتم .من امروز به این نتیجه رسیدم  که تنها در صورتی می توانم با شما همراه و همیار باشم که قبول کرده باشم در این  جلسات من نیز مانند شما هستم ، با تمام کمبود هایی که در تمام شما می بینم ، با  تمام نواقصی که در شما وجود دارد و از همه مهمتر اینکه هیچکداممان بر هیچکداممان  ارجح تر نیستیم .امروز من تعریفم از نیروی برتر  ، نه تنها خوب و مهربان و با معرفت و هزاران هزار صفت خوب و نیکوی دیگر است که من  متوجه شده ام در ذات نیروی برترم هیچ صفت ناشایستی وجود ندارد وتنها نقطه ی قابل  اعتماد برای تمام نواقص و برای تمام کمبود های من است .(آمین)
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 11:50:50 am
نقل قول
بنابر این دومین گام نقطه عطفی  برای ما می باشد و می توانیم دارای هر عقیده ( منکر ، بی  اعتقاد و یا مومن سابق ) که هستیم در این قدم هم گام باشیم . فروتنی واقعی و فکر  باز ما را به سوی ایمان هدایت می کند و جلسات الکلی های گمنام ضامن آن می باشد که  خداوند سلامت عقل را به ما بازگرداند ، مشروط به آن که خود را با خدایی که درک می  کنیم انطباق دهیم . ص 36
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 11:52:41 am
سکوی تمام قدمها ، قدم اول است  و بعد از آن ستون ده قدم باقی مانده بروی قدم دوم بنا می شود. و این قدم مانند  تاجی درخشان بر تمام قدمهای دیگر احاطه دارد . ما هنوز تکلیف خودمان را با نیروی  برترمان نتوانسته ایم حل کنیم . اگر این مشکل برای یک معتاد و الکلی حل شود ، نور  در تمام زندگی او ساطع می شود و او مانند فرزند خدا بر روی زمین می تواند تا حکم  مرگ هم پیش برود . حکم مرگی که نقطه ممنوعه برای تمام اصحاب و خواص بوده است برای  او میسر می شود .در این انتها دوست دارم این  مطالب را تقدیم کنم به دوست بسیار عزیز و وارسته خودم سعید-ن ، زیرا که همره این  سوال را در مغز من روشن می کند که بین من و دوست مشترکمان و ایشان ، کدام یک از ما  به خداوند نزدیکتریم و معجزات خداوند را در زندگی شخصی مان دیده ایم . که در این  راستا ، چند نکته را از کتاب پایه و برداشتهایی که در کارگاه افسانه و اسکندر  انجام شده بود ، تقدیم کنم :ترجمه درست سرفصل There is a solution این است که : یک راه حل وجود دارد . نیاز است در رابطه با این  کتاب روحانی و تمام کتابهای پایه انجمن های دیگر این نکات را به خاطر داشته باشیم  :1 – که این کتاب ، فقط یک راه  حل ارائه می دهد .2 – و آن تنها ، و تنها ، راه  حل است و نه نجات . گاهی ما اشخاص دوازده قدمی فکر میکنیم که بدون پیمودن این راه  مخصوص که در هر انجمن ارائه می شود ، می توانند در جلسات نجات پیدا کرد ! این برای  یک زندگی با آرامش ، خوشبخت و پر ثمر چیزی دور تر از .اقعیت نمی تواند باشد . برای  به دست آوردن این راه حل باید این راه را پیمود .در کتابهای پایه ، تجربیات و  اطلاعات تواما عرضه شده است و می بایست برنامه مفیدی را به افرادی که مشکل مشروبخواری  دارند ارائه دهند . ( ص 51 ، پاراگراف 2 ، خط 2)          خوشبختانه راه حلی (  ترجمه دقیق ، یک راه حل است ) وجود دارد و لازمه توفیق در آن پا بر روی غرور  گذاشتن ، اعتراف به ضعفها و درون نگری است و با آنکه تقریبا هیچیک از ما علاقه ای  به رعایت این اصول نداشتیم اما شاهد تاثیر واقعی آن در زندگی دیگران بود ایم و به  مرور دریافتیم زندگی به آن صورتی که ما گذران می کردیم ، بیهوده و نافرجام بوده  است ، بنابراین وقتی کسانی که مشکل مشروبخواریشان حل شده بود پیشنهاد کمک کردند ،  پذیرفتیم ، زیرا کار دیگری برایمان نمانده بود ، مگر قدم گذاردن به راه معنوی ساده  ای که آنها پیش پایمان گذاردند . ما اکنون مقداری از بهشت را یافته ایم و به طرف  بعد چهارم پرتاب شده ایم ، بعدی که در خواب هم آنرا ندیده بودیم .[/color][/font][/color]          نکته مهم و بدون کم  و کاست این است که ما تجربه های روحانی عمیق و موثری داشته ایم ، این تجربه های  روحانی تمام نقطه نظرات و طرز تلقی ما را در مورد زندگی ، همنوعان و آفرینش کاملا  دگرگون (تغییر) کرده است . امروز هسته اصلی زندگی ما ، اعتماد کامل به  حضور آفریدگار در قلب و زندگی ماست و این خود به تنهایی معجزه (تغییر) ایست بزرگ .  خداوند در زندگی ما کارهایی کرده است (تغییر)   که ما خود هرگز قادر به انجامش نبوده ایم . اگر شدت بیماری شما به همان حدی  است که ما از آن رنج می برده ایم و به اعتقاد ما راه حل وسطی برایتان وجود ندارد (از  میان بر ها حاصلی نگرفتیم ). ما به جایی رسیده بودیم که [/font][/color].(56)[/color]زندگی برایمان طاقت فرسا شده  بود و از دست هیچکس هم کاری ساخته نبود . ما دو راه بیشتر نداشتیم ( بر سر دو راهی  رسیدیم )، یا باید از آن وضع غیر قابل تحمل را از مغز خود بیرون می راندیم و راهی  عاقبت دردناک خود می شدیم ( قدم یکم ) و یا اینکه کمک روحانی قبول می کردیم ( قدم  دوم ) . از آنجایی که تمایل باطنی در ما بود ، کمک روحانی را پذیرفتیم و آماده  شدیم تا در این راه قدم بگذاریم .( از ص 56 پاراگراف 3 تا ص 57)[/font]تنها شرطی که  وجود داشت تمایل به پذیرش نیرویی بالاتر از نیروی خودم بود . هیچ چیز دیگر  برای شروع کار لازم نبود . متوجه شدم که رشد و نمو من می توانداز همان نقطه  شروع شودو احتمال دارد بروی پایه ای از تمایل باطنی آنچیزی را که در دوستم  می دیدم در خود بسازم . ایا آنرا بدست خواهم آورد ؟ مسلما.          بدین ترتیب مجاب شدم که اگر مایل  باشم ، لطف خدا شامل حالمان خواهد شد . بالاخره چشمهایم گشوده شد ، احساساتم شگفت  و ایمان آوردم . نقاب غرور و تعصب از دیدگانم به زیر افتاد (تغییر) و دنیای  تازه ای در برابرم هویدا شد . (ص 44 پاراگراف 4 و 5)تجربه روحانیبه لغت تغییر توجه کنید !واژه تجربه روحانی و بیداری روحانی به  دفعات در کتاب آمده است . اگر در مطالعه کتاب دقیق شویم ، خواهیم دید تغییر شخصیت  لازم برای بهبودی از الکلیسم ، بطریق مختلفی در افراد بوجود آمده است .چاپ اول کتاب ما ، برای بسیاری  از خوانندگان این تصور را به وجود آورده بود که این تغییر شخصیتها یا تجرب های  روحانی باید به صورت یک تغییر و تبدیل ناگهانی و عظیم باشد اما  خوشبختانه این نتیجه گیری ها حقیقت ندارد .در فصلهای اولیه کتاب ، چندین  مورد از تغییر و تبدیل های انقلابی و ناگهانی تشریح شده است و با  آنکه منظور این نبوده است که یک چنین حالتی برای بهبودی لازم است اما بسیاری از  الکلی ها نتیجه گیری کرده اند که برای بهبودی لزوما باید یک تجربه روحانی ناگهانی  و خارق العاده به آنها دیت دهد و سریعا با تغییرات بزرگی در احساسات و طرز  تلقی آنها دنبال شود .با آنکه در میان هزاران الکلی  عضو جمعیت ما یک چنین تغییرات و تحولاتی مرتبا اتفاق می افتد اما  بهیچ وجه یک قاعده کلی و همگانی نیست و بیشتر اعضای ما بتجربه ای که دکتر ویلیام  جیمز (William  James) روانشناس آنرا "نوع آموزشی" نامیده است دست می یابد .  نوع آموزشی نوعی است که بمرور و به آهستگی در انسان بوجود می آید . بسیاری از  اوقات دوستان یک تازه وارد مدتها قبل از خود او متوجه تغییراتی که در او  پدید آمده است می شوند و تازه وارد هم بالاخره متوجه می شود که تغییرات اساسی  در واکنشهایش نسبت به زندگی پیدا شده است . اما عامل این تغییرات از وجود  خود به تنهایی نمی توانسته است سرچشمه گرفته باشد . نتیجه ای که غالبا ظرف چند ماه  از این طریق گرفته می شود ، بندرت ممکن است حتی پس از سالها تزکیه نفس ( ترجمه  دقیق عبارت Self  Disciplline – انضباط شخصی است ، نه تزکیه نفس ) انفرادی به دست  می آید . اعضای ما بجز چند استثنا عاقبت همگی متوجه می شوند که به یک سرچشمه نهایی  درونی دست یافته اند و این سرچشمه را به عنوان درک شخصی خود از یک نیروی مافوق  تشخیص می دهند ).اکثر ما فکر می کنیم آگاهی از  این نیروی برتر خمیره اصلی تجربه روحانی است ، اعضای مذهبی ما این حالت را  "خدا آگاهی " می نامند . بنا به تجربه ما ، هر الکلی که  بتواند صادقانه با مشکل خود روبرو شود ، قابل بهبودی است . مشروط بر آنکه دریچه  افکار خود را بر روی ایده های روحانی مسدود نکند . تنها چیزی که می تواند باعث  شکست ما شود انعطاف ناپذیری ( غیر قابل تغییر بودن ) و یا انکار مغرضانه  است .به نظر ما روحانی بودن این  برنامه نباید هیچ گونه اشکالی برای کسی به وجود آورد . تمایل ، روشن  بینی و صداقت ، اصول اولیه بهبودی هستند و برو برگرد ندارد . (  این اصول را در تمام موارد زندگی رعایت کرده ایم )."در زندگی ، اصلی وجود  دارد که مخالف هرگونه آگاهی است ، دلیلی علیه تمام دلایل است و انسان را در جهان  ابدی نگاه می دارد ، این اصل قصاص قبل از جنایت است" .هربرت  اسپنسر))Herbert Spencerامیدواریم که مطالب مهم تجربه  روحانی را متوجه شده باشید .1-      در خط اول متوجه می شویم که واژه تجربه  روحانی و بیداری روحانی یک چیز هستند ، یک واژه . پس هر دوی آنها ما را به همان  مقصد می رسانند .2-      فورا در خط دوم توصیف این تجربه یا  بیداری روحانی را می بینیم . تجربه یا بیداری روحانی چیست ؟ "تغییر شخصیت  لازم برای بهبودی از الکلیسم "3-      در پاراگراف دوم خط دوم این یکی بودن  تغییر شخصیت با تجربه روحانی واضحتر بیان شده است و نویسنده کتاب – بیل ، حتی از لغت  "یا" استفاده میکند . یعنی " تغییر شخصیتها یا تجربه های روحانی  " که معلوم می شود که آنها یک چیز هستند .4-      پس نتیجه می گیریم که تغییر شخصیت مطلب  مهم تجربه یا همان بیداری روحانی است . لطفا دقت کنید در این دو صفحه چند بار به  لغت تغییر و دیگر لغاتی که همان معنی را دارند اشاره شده است ( 14 بار ) . فکر  میکنیم که برای بیل مهم بوده که ما متوجه این مطلب مهم شویم.5-      توجه کنید که سه بار از ما می خواهد به  " تجربه روحانی " در صفحه 211 رجوع کنیم . حتما مهم است . در کتاب  انگلیسی بار اول می گوید : در تجربه روحانی کاملا توضیح داده شده . بار دوم می  گوید : برای تفضیل یا گسترش به تجربه روحانی رجوع کنید . بار سوم میگوید : خواهش  می کنیم حتما تجربه روحانی را بخوانید ![/color]دوست ما پرسید : " آیا هیچ استثنایی وجود دارد ؟ " دکتر  جواب داد "بلی" استثناء در مورد افرادی چون تو از قدیم بوده است . در  اطراف و اکناف گهگاهی دیده شده است که الکلی ها بحالتی دست یافته اند که بدان  تجربه عمیق روحانی می گویند . بنظر من این پدیده های نادر ، شگفت انگیزند . چنین  بنظر می رسید که احساسات این افراد دچار تغییرات و تبدیلات عظیمی می  شود ( تغییر ) ، ایده های ، طرز تلقی و احساساتی که زمانی محور اصلی زندگیشان  بوده است ناگهان به کناری رانده می شود و مجموعه کاملا جدیدی از مفاهیم و نیات در  وجود آنها شروع به جوانه زدن می کند (تغییر) . در واقع سعی من هم بوجود آوردن  مقداری از آن تغییر و تبدیل در احساسات تو بوده است . روش من در  مورد بسیاری از مردم موفقت آمیز بوده است ، اما با الکلی هایی چون تو تا کنون  توفیقی نداشته ام .  ( ص 58 پاراگراف 3 – دکتر یونگ)[/font]تا یک تحول اساسی روانی  (تغییر) در شخص به وجود نیاید ، امید چندانی به بهبودی او نمی توان داشت . ( ص 27 –  خط 12 )تقریبا در تمامی موارد ، اگر  قرار است این افراد زندگی جدیدی برای خود بیافرینند ، باید اساس ایده هایشان از یک  نیروی مافوق سرچشمه گرفته باشد . ( ص 26 – پاراگراف 2 ، خط 3) منکرین وجود خدا و بی اعتقادان  قدم 2 : به مرور ایمان آوردیم  که نیرویی مافوق می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند .ترجمه درست قدم دوم می گوید :به مرور به این " باور  " رسیدیم که نیرویی مافوق خودمان می تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند .همانطور که در شروع جلسه گفتیم  ترجمه قدمها یا هر مطلب دیگری در کتاب هیچ اشکالی ندارد و خواهش می کنیم که اگر  تغییری در آنها می بینید راجع به آن موضع گیری نکنید و در سطح گروه آنرا مطرح  نکنید . دلیل این تغییرات و ترجمه صحیح تر این است که تازه واردان بتوانند قدم را  به سادگی درک کنند و آنرا بردارند .در انگلیسی اسم Belife به کار  رفته که معنی آن " باور " است ، نه Falth  که معنی آن " ایمان "  است .به این باور رسیدن :مطلبی که در قدم دوم در رابطه  با به باور رسیدن مهم است این است که برای داشتن ایمان تا حدی آگاهی لازم  است . ما در این مقطع از بهبودی ، هنوز تجربه شخصی لازم را نسبت به عملکرد نیروی  مافوق نداریم در نتیجه از توان بی حد و مرز خداوند ، آگاهی نداریم . در واقع ما  فقط از تازه وارد می خواهیم که بر حسب تجربه ما ، قدم یک خودش و آنچه در فصلهای  قبلی کتاب از طبیعت بیماری الکلیسم دستگیرش شده است ، به این باور برسد که حال که  نیروی انسانی نمی تواند در مورد الکلیسم کاری از پیش ببرد ، شاید نیروی مافوق  بتواند . ما از او فقط فکر باز می خواهیم .ما تا وقتی تجربه شخصی نداشته  باشیم ، هیچ وقت نمی توانیم با ایمان شروع کنیم . کتاب این مطلب را بسیار واضح  بیان می کند . بیل در این مورد تجربه زیادی کرده بود . زیرا اوایل ، وقتی به  الکلیی پیام می داد شدیدا به روی مساله ایمان پافشاری می کرد و به این دلیل نتیجه  چندانی نمی گرفت . پس او می نویسد :لازم بود از خود سوال کوچکی  بکنیم : "آیا من باور دارم که قدرتی بالاتر از قدرت من وجود دارد ؟ ایا من حتی  تمایلی به باور قدرتی مافوق قدرت خود دارم ؟ " بگذارید با تاکید به شما  اطمینان دهیم ، به مجردی که این شخص بتواند اقرار کند که اعتقاد دارد و یا می  خواهد که اعتقاد داشته باشد ، راهش آغاز شده است . در بین ما کرارا ثابت شده است  که بروی یک چنین بنیاد ساده ای ، ( سنگ بنای ساده ای – Cornerstone ) بنای روحانی فوق العاده محکمی می تواند بر پا شود .[/color]این مطلب برای ما مژده بزرگی  بود ، زیرا ما تصور می کردیم که اگر نتوانیم بسیاری از مطالبی را که باورشان مشکل  می نمود بصرف ایمان بپذیریم ، بهره ای از اصول روحانی هم برایمان امکان پذیر  نخواهد بود . وقتی مردم از معنویات صحبت می کردند ، همه ما آرزو می کردیم که ای  کاش بجای آنان بودیم و مطمئن بودیم که اگر ایمان آنها را می داشتیم کارمان درست می  شد اما نمی توانستیم اصول روحانی را حقیقتا و آنگونه که برای آنها واح و روشن بود  بپذیریم و بنا بر این وقتی دیافتیم که کارمان را می توان از مرحله ساده تری شروع  کرد ، خیالمان آسوده شد[/u][/color] . ( ص 78  پاراگراف 1 و 2 )[/font][/color]البته بعد از برداشتن قدم  دوم و دیگر قدمهای الکلیهای گمنام ، تجربه شخصی پیدا خواهیم کرد و بیشتر آگاه  خواهیم شد که پروردگار است که در تمام موارد می تواند نیروی ما باشد اگر در  جستجویش باشیم . در آن مقطع از تجربه خود یاد می گیریم که خیلی اوقات حتی وقتی  جواب مساله ای را نداریم ، اگر به خواست او عمل کنیم ، نتیجه خواهیم گرفت . در آن  مقطع دیگر به خداوند ایمان خواهیم داشت . اینها البته مطالبی است که در قدمهای  دیگر بررسی می کنیم . برای قدم دوم چیزی که لازم است باور است .[/font][/color]چرا نیروی مافوق لازم است :[/b][/font][/color]در بعضی مواقع ، الکلی  هیچگونه قدرت دفاع فکری موثری برای مقابله با اولین گیلاس مشروب در خود ندارد  و بجز مواردی استثنائی ، الکلی و یا هیچ انسان دیگری قادر نیست یک چنین  قدرت مقابله ای را در او ایجاد کند . قدرت دفاع او باید از یک نیروی مافوق  سرچشمه بگیرد . ( ص 73 پاراگراف آخر )[/font][/color]بیایید این باور غلط را که  خیلی اوقات در جلسات می شنویم کنار بگذاریم ، آنها می گویند : "اگر هوس مشروب  کنم ، به یاد این می افتم که از کجا آمده ام ... من کفم را سبز نگه می دارم ...  اگر هوس خوردن مشروب بکنم فیلم را تا آخرش بازی میکنم و یادم می آد آخر کار چقدر  بد بود و ..." اینها توصیه های خوبی هستند در صورتی که ما قدرت دفاع فکری  موثری در مقابل اولین گیلاس مشروب داشتیم . فراموش نکنیم معنی این پاراگراف این  است که : بعضی اوقات ممکن است یادم بیاید از کجا آمده ام ولی بعضی اوقات  ممکن است یادم نیاید . بعضی اوقات ممکن است کفم را سبز و تازه در فکرم نگه دارم ولی  بعضی اوقات ممکن است نتوانم . بعضی از اوقات ممکن است فیلمی را تا آخرش  بازی کنم ولی بعضی اوقات ممکن است فقط اول فیلم را ببینم . از همه  وحشتناکتر این است که نمی دانم آن اوقات کی هستند . اگر میدانستم کی دارای قدرت  دفاع فکری هستم ، در آن صورت کاملا عاجز نمی شدم . درسته ؟[/color][/font][/color]پس این پاراگراف به ما اطلاع  می دهد که برای اینکه من مشروب نخورم ، باید قدرتی مافوق خودم داشته باشم . آن  قدرت می تواند از من در مقابل گیلاس اول محافظت کند ، در صورتی که من گامهای  ساده دیگری را نیز بردارم .[/color][/font]فصل چهارم " منکران وجود  خدا " مطالب زیادی را به ما ارائه می کند تا بتوانیم قدم دوم را برداریم .  لطفا تمام این فصل را بخوانید .زمینه لازم برای برداشتن قدم  دوم : ( در صفحه 77 کتاب )-          ما می بایست تعصب را کنار بگذاریم .-          ما می بایست تمایل خود را در باور به  نبرویی برتر ابراز کنیم .[/color]به مجردی که تعصب را کنار گذاشتیم و فقط تمایل خود را در  باور نیروئی برتر از نیروی خود ابراز داشتیم . با آن که هضم و تشریح کامل این  نیرو که خداوند است برای هیچیک از ما میسر نبود اما حصول به نتایج از همان لحظه  برای ما آغاز شد . 0 ص 77 خط 11)[/font]-          [/color]ما می بایست درک خود را از نیروی برتر داشته باشیم .[/font][/color]ما کشف کردیم که لزومی ندارد درکی را که دیگران از خدا دارند برای  خود انتخاب کنیم و درک خود ما ، هر چقدر هم که ناقص باشد برای شروع برقراری  رابطه کافی است . ( ص 77 پاراگراف 1)[/font]-          ما می بایست به امکان وجود یک چنین  نیرویی اقرار کنیم .[/color]به مجرد اقرار به امکان وجود یک آفریدگار دانا و اینکه روح لایزالش  زیر بنای کل وجود است ، احساس داشتن قدرت و جها در درون ما شکل گرفت ،[/u][/color] البته لازم بود گامهای ساده دیگری نیز برداریم . (ص 77 ، پاراگراف  خط 3)[/font]-          ما می بایست صادقانه جویای این نیرو  باشیم .[/color]ما متوجه شدیم که خداوند شرط و شروط چندان مشکلی را برای جویندگان  خود نمی گذارند . از نظر ما قلمرو روحانی ، پهنه بی انتهایی است که هرگز انحصاری  نبوده و برای هیچ جویای صادقی ممنوع نیست . (ص 77 ، پاراگراف 2)[/font][/color]سوالات لازم برای برداشتن قدم دوم :[/b][/font]1 – آیا من باور دارم یا تمایل  دارم باور داشته باشم که نیرویی مافوق وجود دارد که مشکل مرا حل می کند ؟2 – آیا من درکی از آن نیرو  دارم که برای من مفهومی داشته باشد و کار کند ؟3 – آیا آن نیرو که کتاب به  دفعات خداوند خطابش می کند ، همه چیز است ... اگر نه هیچ چیز نیست ؟ در این نقطه  باید انتخاب کنیم .4 – این نیروی مافوق را کجا در  جستجویش باشیم ؟سوال 1 : لازم بود از خود سوال  کوچکی بکنیم " آیا من باور دارم که قدرتی بالاتر از قدرت من وجود دارد ؟  ایا من حتی تمایلی به باور قدرتی مافوق قدرت خود دارم ؟ " ( ص 78 ،  پاراگراف 1)سوال 2 : ما کشف کردیم که  لزومی ندارد درکی را که دیگران از خدا دارند برای خود انتخاب کنیم و درک خود ما  هر چقدر هم که ناقص باشد برای شروع برقراری رابطه کافی است ( ص 77 ، پاراگراف  1)سوال  3 : [/color]وقتی ما الکلی شدیم ، در اثر فشار شکننده  بحرانی که خود بجود آورده بودیم دیگر هیچ راه گریزی برایمان باقی نمانده بود و لازم  بود شجاعانه با این مساله ، که خدا یا هم همه چیز است و یا هیچ چیز نیست روبرو می  شدیم و باید انتخاب می کردیم که آیا خدا هست یا نیست ؟ (ص 83 ، پاراگراف 3)[/color][/font]سوال 4 : او همیشه حی وحاضراست  اما گاهی لازم است ، بی باکانه به جستجویش بر خیزیم . ( ص 85 ، پاراگراف 4  ، خط 3)اگر تصویری از نیروی برتر  ندارید که برای شما مفهوم داشته باشد ، صفحه های 77 و 78 ایده هایی به ما می دهد .  اینها تعدادی از لغاتی هستند که پیشکسوتان بکار می بردند :-          ذات والا-          نیرویی برتر-          نیرو-          آفریدگار دانا-          روح لایزال-          قدرت مافوق -          ( و  البته ) خداوند اینها نمونه هایی هستند که در  این چند صفحه آمده ، شما می توانید از اینها یا هر توصیف دیگری که برای شما مفهوم  دارد استفاده کنید . بخاطر داشته باشید که درک خود شما هر چقدر هم که ناقص باشد  برای شروع برقراری ارتباط کافی است . مهم است که درک شما باشد .برداشتن قدم دوم :ببینیم چه کسانی آماده اند  قسمت اول قدم دو را بردارند ؟ لطفا اشخاصی که قدم یک را برداشته اند به پا بیاستند  . من این سوال را از شما می کنم . لطفا با یک آره یا نه جواب بدهیم :آیا من باور دارم که قدرتی  بالاتر از قدرت من وجود دارد ؟ آیا من حتی تمایلی به باور قدرتی که مافوق قدرت خود  دارم ؟انتخاب قدم دوم :حالا که ما 1) باور داریم یا  تمایل داریم باور داشته باشیم و 2) درک خود را از خداوند داریم ، باید موضوعی را  که خیلی ها آنرا "انتخاب قدم دوم " می نامند مورد توجه قرار دهیم :[/color]وقتی ما الکلی شدیم ، در اثر  فشار شکننده بحرانی که خود بجود آورده بودیم دیگر هیچ راه گریزی برایمان باقی  نمانده بود و لازم بود شجاعانه با این مساله ، که خدا یا هم همه چیز است و یا  هیچ چیز نیست روبرو می شدیم و باید انتخاب می کردیم که آیا خدا هست یا نیست ؟  ( ص 83 – پاراگراف 4)[/font][/color]بگذارید به هر دو طرف این  قضیه نگاه کنیم ، اگر آنچه این کتاب به ما می گوید و تجربه هزاران نفر که بهبود  یافته اند را قبول داریم ، ما می توانیم به این سوال به راحتی جواب مثبت بدهیم .  ولی اگر نگدارید به آنطرف قضیه نگاه کنیم – اگر فکر می کنیم که داوند هیچ چیزی در  زندگی ما نیست و او جزئی از زندگی ما محسوب نمی شود ، در این صورت ، از اینجا  جلوتر نمی توانیم برویم و اگر کمبود قدرت مشکل اصلی ما است ، اکنون بیشتر از همیشه  به او نیازمندیم .[/font][/color]آیا آماده ام که پیش بروم ؟  من که هستم ![/font][/color]کجا در جستجویش باشیم :[/b][/color][/b][/font]آخرین چیزی که لازم است به آن  در این قدم توجه کنیم این است که خداوند را کجا پیدا کنیم .اول باید بدانیم که خداوند  گم نشده بود و فقط تعصب و باور های کهنه سد راه ما شده بودند .گذشته از ناتوانی ظاهری ما در  پذیرش مطالب به صرف ایمان ، دریافتیم لجاجت ، حساسیت و تعصب بی دلیل موانع  دیگری بودند که مرتبا راه ما سد می کردند . ( ص 78 پاراگراف آخر ) ما نمی بایست خداوند را پیدا  کنیم ، میبایست در جستجویش باشیم .[/color]ما متوجه شدیم که خداوند شرط و شروط چندان مشکلی را برای جویندگان  خود نمی گذارند . از نظر ما قلمرو روحانی ، پهنه بی انتهایی است که هرگز انحصاری  نبوده و برای هیچ جویای صادقی ممنوع نیست . ( ص 77 ، پاراگراف آخر)[/font]حال جواب این سوال که کجا در  جستجویش باشیم ، در صفحه 85 است :ما  در واقع فقط خودمان را گول می زدیم ، [size=0pt][/color]زیرا در  ته وجود هر زن ، مرد و یا کودکی ، یک ایده بنیادی از خداوند وجود دارد[/size][size=0pt][/color] . اگر چه ممکن است این احساس در اثر مصائب ، غرور و یا پرستش چیز  های دیگر مبهم و تاریک شده باشد اما به هر حال به یک شکلی وجود دارد . ایمان به یک  نیروی مافوق و نمایش معجزات این نیرو در زندگی انسانها ، حقایقی است به قدمت خود  انسانها .[/size][size=0pt][/color][/size][size=0pt][/color]            [/size]ما بالاخره  متوجه شدیم درست به همان اندازه که احساسمان نسبت به یک رفیق ، جزئی از وجود ما می  باشد و با آنکه او همیشه حی و حاظر است اما گاه لازم است بی باکانه به جستجویش  برخیزیم . وجود او همانقدر حقیقت دارد که وجود خود ما دارد و ما این واقعیت با  شکوه را در عمق وجود خودپیدا کردیم . از نظر ما این فقط آنجاست که می توان او را  یافت ، برای ما آنگونه بوده است . ( ص 85 ، پاراگراف 3 و 4)[size=0pt][/color]            [/size]حالا ما می دانیم  که خدا را کجا خواهیم یافت ، در عمق وجودمان[size=0pt][/color]آخر این فصل داستان مردی است  که مشکل مشروبخواریش ناپدید می شود و خداوند سلامت عقل را به او باز می گرداند .  کتاب در صفحه 87 می گوید :[/size][/color]اسم این بجز معجزه شفا چه چیز دیگری می توان گذاشت؟ گو اینکه عوامل  آن بسیارند : جبر زمان و شرایط ،(قدم یک – درد ،عجز و حقارت تجربه مشروبخوریش )  آمادگی اعتقاد را در او بوجود آورد و او نیز خاضعانه خود را به دست آفریدگاری که  درک می نمود سپرد . ( قدم دوم و سوم ) . (ص 87 پاراگراف 1)[/color]این شخص قدمهای یک ، دو ، سه را برداشت .[/font][/color]سلامت عقل همگی ما هم به همان ترتیب به لطف خدا باز سازی شده  است . اتفاق که برای دوست ما افتاد یک مکاشفه و آگاهی ناگهانی و یکباره بود  ( به صورت تجربه روحانی ناگهانی که بیل در بیمارستان داشت ) لیکن برای بعضی از ما  این تجربه به آهستگی و به مرور حاصل می شود . ( به صورت بیداری روحانی از  نوع آموزشی که در آخر کتاب در تجربه روحانی نوشته شده ) . اما به هر حال ، خداوند  به تمامی آنها که صادقانه در جستجویش بوده اند رخ گشوده است .[/color]او وقتی چهره خود را به ما نشان داد که خود را در نزدیکش قرار داده  بودیم[/color] ( ص 87 پاراگراف 2 و3)[/font][size=0pt]قدم 2 : به مرور ایمان  آوردیم که نیرویی مافوق می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند .[/size][/font][size=0pt][/color]به اشخاصی که قدم دوم را  برداشتند تبریک می گوییم .[/size][/color]او وقتی چهره خود  را به ما نشان داد که خود را در نزدیکش قرار داده بودیم[/color] ( ص 87 خط آخر)[/font]ما اکنون دو قدم اول برنامه  بهبودی را برداشته ایم و برای اینکه خداوند چهره خود را به ما نشان دهد ، باید خود  را در نزدیکش قرار دهیم ، یعنی برویم به قدم سوم.
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 11:57:56 am
به عنوان مرور کرد قدم دوم تا  اینجای کار ، متن قدم دوم هموابستگان گمنام را جهت یادآوری مجدد این قدم متذکر می  شوم . باشد که بر دل نشیند !قدم دومما به این باور رسیدیم که یک  قدرت مافوق می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.با شرکت در جلسات و گوش دادن  به مشارکت افراد و آنان که از آرامش خاصی برخوردا هستند، به باور می رسیم.توضیحات دیگران، در مورد رابطه  با یک قدرت برتر را می شنویم. در می یابیم که افرادی که رابطه ی صادقانه و منظمی  با این قدرت را دارند و آن را حفظ می کنند، افراد آرام و موفقی هستند. آنچه را که  در جست و جویش هستیم، یعنی بهبودی را تجربه می کنیم، زیرا ما اعضاء یک برنامه ی  دوازده قدیمی و دوازده سنتی هستیم، کشف و حس این قدرت به عهده ی هر یک از ما  واگذار شده است. هر کس با درک و هوش خودش آن را کشف می کند، برای اولین بار در  زندگی حق انتخاب پیدا می کنیم، این احساس صادقانه را در سر می پرورانیم که چیزی  وجود دارد که می تواند، آنچه را که خودمان نمی توانیم پیدا کنیم، برایمان انجام  دهد. برگرداندن سلامت عقل.در این برنامه، با کمک دیگران  (افراد قدیمی انجمن) روشن تر به جهان اطراف نگریستن است.در قدم دوم یک حقیقت را خوب در  می یابیم:با رفتارهای خود باعث تخریب  احساس و زندگی خودمان شده ایم، مهم نیست که این رفتارها چقدر خیرخواهانه باشد یا  نه، باور کردیم که احمق بودیم، با خودمان بد کردیم، هنگامی که این رفتارها بی  اختیار انجام می شد، همان طور هرگونه اعتقاد در مورد این که خودمان می توانیم آن  را کنترل و درست کنیم، نیز احمقانه می باشد.«تکرار یک عمل اشتباه و انتظار  یک نتیجه ی متفاوت، دیوانگی است»گاهی اوقات صادق بودن با  خودمان دردناک تر از صداقت با دیگران است. ولی پاداش این کار بسیار خوب و نتیجه  بخش است.هنگامی به این باور می رسیم که  اعتماد و اطمینان ساده ی پیشنهاد شده در این قدم را بپذیریم. بذر انسانیت در ما  جوانه می زند، اعتماد به نفس ایجاد شده با پذیرش ناتوانی و عجزمان در قدم یک،  پرورش می یابد.با تمایل به داشتن یک قدرت  برتر مثبت و حقیقی، احساس آزادی و امیدواری را تجربه می کنیم و در این منطقه می  باشد که باور و اعتقاد ما آشکار می شود.گزیده ای از یادداشت ها، در  قدم دومدر قدم یک، با تلاش برای ظاهر  شدن در نقش خدا، نقص و عیب های خود را در می یابیم.می آموزیم که چگونه به دیگران  اجازه می دادیم تا خدای ما باشند. در می یابیم که باید به خودمان و افرادی که به  آنها قدرت داده ایم کمک کنیم.با این کار، آماده می شویم تا  اعتقاد به یک قدرت برتر از خودمان را تقویت کنیم، قدرتی که بهبودی و سلامت  عقل  ما را باز می گرداند.در قدم دوم، این عقیده را  ایجاد و تقویت می کنیم.برای آن دسته از ما که قدرت  برتر را درک نمی کنیم یا نمی شناسیم، رابطه ی جدید و فوق العاده با راهنما و  دوستان بهبودی را آغاز می کنیم. برای آنان که با یک قدرت برتر ارتباط داشته اند،  این قدم کمک می کند تا زمینه های ضعف خود را با تمرین کردن، تقویت کنیم.از طریق کارکرد در اولین قدم  می آموزیم که به عنوان یک کودک اغلب برای کمک خداوند تسبیح و ذکر او را بر زبان  جاری سازیم.اما نسبت به پیام ها بی توجه  بودیم یا ارتباط مان ضعیف و کم رنگ بود ولی با این حال دعاهای خود را به خاطر  داریم، حس می کردیم ویژگی های این قدرت در زندگی ما اغلب غیر قابل دسترس بود، چود  در سردرگمی و دلبستگی های کودکانه خود غرق بودیم.اکنون به عنوان یک بزرگسال (با  احساس کودک آسیب دیده) تلاش می کنیم آن شرایط را رها کنیم و خود را تنها در روابط،  بزرگسالی که با روشن بینی به احساسات خود در این مرحله دست رد به پیشنهادها می  زنیم.خودمان متوجه هستیم و می دانیم  که در این مرحله، لجبازی و مخالفت خاص کودکی را هنوز هم داریم. تصمیم می گیریم با  اعتماد به راهنما و گروه راه جدیدی را هموار کنیم.ما چیزی برای باختن نداریم!نیایش با خدا را ادامه می  دهیم، اما تا از رفتارمان و از افرادی که ذهن ما را مشغول کرده اند، خود را رها  نکرده ایم، هیچ چیز تغییر پیدا نمی کند.برای دست یافتن به آن، آرامش،  امیدواری و احساس هویت و ارزشمندی را به خود هدیه می دهیم. تا وقتی که بهبودی را در دیگران  جست و جو می کنیم، احساس بی ارزشی و حقارتمان بیش تر می شود، زیرا فلسفه ی انسانیت  به ما اجازه نمی دهد که قدرت برتر خودمان باشیم، یا این قدرت را به دیگران دهیم.یادمان باشد که این کار امکان  ندارد چرا که، اگر امکان داشت وضعیت ما چنین نبود.ما در انجمن انتخاب های محدودی  داریم و تمایل داشتن به انجام کاری تنها یکی از این انتخاب هاست که به ما آزادی،  قدرت و آرامشی را می دهد که به شدت به آن نیاز داریم.برخی از ما که به کودا آمده  ایم قبلا یک خدای دوست داشتنی را باور داشتیم. ممکن بوده است در سختی های زندگی  حضور عاشقانه ی خداوند را احساس نمی کردیم فکر می کردیم او ما را دوست ندارد، یا  باور کرده بودیم که خداوند در مواقع حساس ما را رها کرده است.گاهی اوقات شرمساری و احساس  گناه در اثر رفتارهای گذشته باعث می شود که باور کنیم برای تضمین درخواست از عشق و  حضور خداوند، به اندازه ی کافی خوب نیستیم.برخی از ما برداشت اندکی از یک  قدرت برتر داریم، یا تصویری از قدرت برتر نداریم، یا ممکن است برداشت خود از  خداوند را به فراموشی سپرده باشیم یا رها کرده باشیم.بررسی فصل اول و دوم کمک می  کند تا مفهوم قدرت برتر را روشن سازیم. ویژگی های شخصیتی قدرت برترمان، در دوران  کودکی ممکن است مشابه با اشخاص مورد اطمینان ما باشد. گاهی اوقات ممکن است خداوند،  برایمان مثل یک رهبر معنوی باشد، یکی از اعضای خانواده یا دوست قدیمی، یا یک فرد،  ساختن تصورات و رویایی باشد، که برایمان آرامش بخش است، مفید است که لیستی از  ویژگی های شخصیتی و ویژگی هایی که یک قدرت برتر باید داشته باشد که با آن ارتباط  داریم یا مایل هستیم ارتباط داشته باشیم تهیه نماییم.این امر به ما کمک می کند که  تعیین کنیم که ویژگی های شخصیتی که از سوء استفاده کنندگان اولیه ی ما بوده است را  ندارد.برای درک بهتر این مفاهیم با  سایر افرادی که در کودا هستند صحبت می کنیم و از تجربیات آنها بهره مند می گردیم.برخی  افراد طبیعت، جهان یا گروهی را به عنوان تصویر  قدرت برترشان بر می گزینند.بعضی اعتقاد به قدرت برتر و  عقاید مذهبی را گزینش می کنند.بعضی از نو با زیربنای درست  آغاز می کنند و تصویر آن را تقویت و تمرین می کنند.می آموزیم که آنها چگونه درست  مانند ما تلاش می کردند و اغلب علی رغم تردیدها و ترسهایشان معجزات خداوند را در  زندگی و رابطه ی خود با خداوند و سایرین را تجربه می کرده اند.از تجربیات معنوی آنها و چگونگی  تأثیر خداوند در زندگی هایشان حتی هنگام بی توجهی آنها به حضور خداوند از انرژی  جاری در برنامه بهره مندند.به ما می آموزند که چگونه  زندگی یشان از طریق ایمان و مداخله ی الهی متحول گشته است و گاهی اوقات در  رویارویی با شرایط بسیار سخت و تهدید آمیز زندگی توسط خداوند کمک و هدایت شده اند.  اعتقاد و باور به یک قدرت برتر برای برخی از افراد دشوار است، زیرا این امر به  مفهوم رهایی از ترس های توهم آمیز می باشد.بعضی می ترسند که نترسند!باور کردن در برنامه یعنی  معتقد بودن و تمایل به این باور که قدرتی برتر از خودمان می تواند آنچه را که قادر  نیستیم انجام دهیم را برایمان انجام دهد.[size=0pt]به  یاد می آوریم که در قدم دوم تنها از ما خواسته شد که باور کنیم یا تمایل به باور  داشته باشیم که قدرتی برتر از خودمان قادر است سلامت عقل را به ما بازگرداند.[/size][size=0pt]لازم  نیست که به خدای شخصی، مذهب یا مفهوم معنوی فرد دیگری معتقد باشیم.[/size][size=0pt]قدرت  برتر ما باید احساس خوب و مطمئنی نسبت به ما داشته باشد. قدرت برترمان باید یکی از  گزینش ها و مفاهیمی باشد که آن را درک می کنیم.[/size][size=0pt]با  اعتقاد به این رابطه ی دوباره آغاز شده یا تازه ایجاد شده، آرامش و احساس امیدواری  تازه ای را حس می کنیم.[/size][size=0pt]دیگر  لازم نیست که خود یا سایرین را کنترل کنیم یا از آنها فرار کنیم. در ابتدا به  منظور به دست آوردن اقتدار و آرامش لازم برای حفظ بهبودی و سرزنده نگه داشتن خود  در این رابطه، حرکت به جلو را آغاز می کنیم.[/size][size=0pt]در  قدم دوم، باور و اعتقاد تازه و پذیرش مسئولیت را تجربه می کنیم. خداوند قادر به هر  کاری می باشد ولی به بعضی از کارها مداخله نمی کند به خصوص دست یافتن به بهبودی را  به عهده ی خودمان قرار داده و تنها این خود ما هستیم که حرکت و نقش خود را ایفا می  کنیم.[/size][size=0pt]هر  روز باید تلاش کنیم که رابطه ی خود با قدرت برترمان را از نو آغاز و تقویت کنیم،  تجربیات، رشد و امیدواری تازه مستحکم شده ی خود را با سایر هم دردان در میان می  گذاریم.[/size][size=0pt]اکنون  به کمک و باور یک قدرت برتر دوست داشتنی آماده شروع کردن قدم سوم هستیم.[/size][size=0pt] [/size]
عنوان: پاسخ : قدم دوم -به این باوررسیدیم که نیروی برترازخودمان می تواندسلامت عقل رابه مابازگرد
رسال شده توسط: رضا - بیل در 08 سپتامبر 2013، 11:58:39 am
قبل از اینکه این برداشت را به  پایان برسانم دوست دارم که این قطعه را از کتاب آبی کودا در اینجا متذکر شوم :مفهوم خودمان از نیروي برتر.خیلی از ما به ادیان و مذاهـب متشکل معتقدیم و اصول یا مبحثی را در مورد خدا یا نیروی برتر یاد گرفته ایم . برخی از ما امیدوارند که احساس شرمندگی خود را با انجام یک عمل درستکارانه منتفی و درست کنند . حتی یک رابطه تازه ، تحت کنترل ، آمیخته به عقاید مذهـبی ، در حالیکه هـمه این اعمال برای این منظور کافی نیست . انگیزه ما ممکن است که از روی درستی و پاکدامنی باشد ، ولی ما هـنوز از نظر احساسی ، مقید افرادی هـستیم که با ما بدرفتاری کرده اند ، یا ما را مورد قضاوت قرار داده اند )اسارت و سواس فکری) خلاء ما عمیق تر از آنی هـست که به این راحتی ها از آن خلاص شویم ! هـمه ما به آن افراد دوران کودکی مان وصل هـستیم . آنها به مرور نیروی برتر از ما می شوند و فکر ما را به خودشان اختصاص خواهـند داد ، بعضی از ما منکر وجود خدا شده ایم و یا بی دینی هـستیم . برای بعضی از ما مذاهـب متشکل و مورد نظر ، شاید یاد آور یک خدای بدرفتار و مستبد برای ما باشند . بعضی از ما ممکن است از دست نیروی برتر خود برای تجارب منفی و بلاهایی که متحمل شده ایم عصبانی باشیم ، یا ممکن است که دریابیم که سالهاست از او عصبانی بوده ایم بدون اینکه خودمان بدانیم ارتباط درستی با او از روی عشق نداریم . برخی باور داریم که سزاوار عشق یا بخشش خداوند نیستیم .با تمام اینها ما باید از خود بپرسیم : " آیا من در حال کارکردن روی یک رابطه امن ، سالم ، و مبتنی بر عشق با نیروی برتر ، خودم ، و دیگران هـستم ؟ " اکثر اوقات جواب هـمه ما منفی است . ترس و شرمندگی ما ، ما را وادار می کند که بطریق غیر منصفانه ای با نیروی برترمان بصورت مخرب رفتار کنیم .هـرجا که مسیر عادی زندگیمان توسط وابستگی ما بریده می شد ، می رفتیم ، ولی به مقصد و منظور خودمان که هـمان آرامش و امنیت باشد نمی رسیدیم ، تا جایی که در یافتیم که چاره ای جز این نداریم که یک نیروی برتر از خود را به کمک بگیریم ، یکی که بتواند سلامت عقل ما و اداره زندگی آشفته ما را به ما باز گرداند . برای رسیدن به این منظور و برای ادامه این بهـبودی ما باید حاضر باشیم که در باب این اقدام مقداری منصفانه و غیر مغرضانه تفکر و رفتار کنیم .اگر ما نیروی برتری را قبلا تجربه نکرده ایم ، مفهـوم ما در مورد یک موجود مطمئن و مهـربان است که می تواند در ما شروع به شکل گرفتن بکند . اگر در حال حاضر رابطه ای با خدا داریم ، می توانیم به تقویت آن کوشش کنیم . برخلاف باور های نادرست گذشته مان ، می توانیم به ساختن یک زیر بنای معنوی و روحانی در برنامه بهـبودی خود بپردازیم .
عنوان: Hero bent waistline _637
رسال شده توسط: xy5uitk7m در 13 آوریل 2016، 02:33:19 am
All eyes looked at the clock Su Yi long face, frowning: "is not eat bad belly?" Su Zhong said: "the emperor,tn requin pas cher (http://www.restaurantcrocodile.fr), I am fine,goyard pas cher (http://www.luisquartet.fr), may just run anxious point." Long Yi still worried, simply let the Telford sent to please wind Nan, while pulling the bell Su went to the hall of mental cultivation. The clock with dragon pulled Su Yi,hogan outlet (http://www.pediatriaemergenze.it), the heart also feel strange. He had never been in such a situation before running. In the morning,supra pas cher (http://www.stadium-futbolfutbol.fr), he and Yi dine,nike tn requin soldes (http://www.op-tracker.fr), eat nor what problem,goyard soldes (http://www.chateaugiroud.fr), not to mention see Long Yi's appearance,scarpe hogan uomo (http://www.protezionecivilelestizza.it), or full of vim and vigor. He carefully recalled just this situation, only that some familiar and very strange. Long Yi of the clock Sula to Yangxin hall, directly to the clock early in a chair,hogan olympia outlet (http://www.iispieralisi.it), pour a cup of tea that bell Su gargle.Related Articls:
 
 
   Su (http://moriofan.sakura.ne.jp/petit/petit.cgi)
 
    (http://www.edterrymusic.com/sitebuilder/)
 
   Select 8 articles on father's story _1 (http://www.007seo.cn/forum.php?mod=viewthread&tid=1110401&pid=1101663&page=1&extra=page=1#pid1101663)
 
 
In this regard, some analysts have pointed out that, from the bank's profit model, the current concept of private banks are anxious to fry up there is a risk. A concept lost certainly going through stock valuation regression, which shares the concept of cash may not be able to stride forward singing militant songs.
عنوان: We don't go too far!
رسال شده توسط: gvhl84zxi در 16 آوریل 2016، 06:27:45 am
is so hot. So deep so deep.
 you usually just for the sake of others,golden goose scarpe donna (http://www.osteriainpiazza.it), never to care about their own.
 go and you say a grandpa I love you, you know what?
 
 to grandpa some of the words.
 I'm going to put all the things that are going to and you say the.
;
 grandpa I miss you, I miss you very much // 
 did not repay you. Not too much,scarpe hogan outlet (http://www.festivaldelleerbe.it),
 can forget the past happiness. Grandpa, I have not done enough for your grandson,
, I haven't had enough of your grandson,
 like the habit of general, repeat,scarpe hogan outlet (http://www.imcollection.it), repeat the.
 I am very happy, because we have each other. Familiar with the.
;
We don't go too far!
 I have not been to take care of you. To give you buy delicious, to honor your old man!
 no one has ever understood me, only you give me my good days.
 we are together,hogan outlet online (http://www.madespa.it), the days together, bit by bit,
 now is not you or the old appearance,
 is your illness you or be careless with.
&nbsp,tn pas cher (http://www.op-tracker.fr);
;
 you will not forget me, will not forget you have me, I have you,
 Grandpa, we are all the same. Is that a happy.
 now you have gone to heaven,
 a place where there is no sadness. Usually the most love to laugh at you,
!
 I can bear to come when you leave!!
 again here at a time like you,
 is also love to play. You love to drink the drink Black Tea,
 Grandpa,golden goose saldi (http://www.sli2011.it), please do not go too far.
 now you walk alone, leave me. Have you ever thought about me,
 because someday I will go back to see your.
 grandpa is not you will be my love for me,air max pas cher (http://www.tagger.fr). For my tears.
 this is the first few days and nights,
;
Grandpa
 
;
.
 when I am very helpless,
 
 
 only yesterday was too short,hogan sito ufficiale (http://www.madespa.it). We can't change the enjoyment of tomorrow.
Related Articls:
 
 
   Raise your chin, don't cry, d (http://www.blackborder.com/cgi-bin/common/index.cgi)
 
   _2. (http://www.xmarks.com/s/site/www.tadayumi.sakura.ne.jp/apeboard_plus.cgi/)
 
   I am not. What kind of person (http://rococo.k2.xrea.com/bbs/apeboard_plus.cgi/)
 
 
Today, after my grandmother died many years ago, the miss and memory and how is full of my heart. If I could have a little grandmother's blood in my body, it would be a lucky thing to do. Great grandmother and deep eyes, there is always a country woman less some peaceful and noble; her beautiful face even in the last years still has a beautiful profile.
عنوان: The word 3S lady cited dissatisfaction with the ol
رسال شده توسط: npg5euy1d در 16 آوریل 2016، 10:06:02 pm
Has upset China its young female population by labelling those who fail to marry by the time they are as 27'left over woman'.
 
   Environmen (http://218.5.1.24:8089/E_GuestBook.asp)
 
   remember once I wrote a diary (called the search for happiness (http://rush-group.com/information/apeboard_plus.cgi/apeboard_plus.cgi?command=read_message&msgnum=84/)
 
   Nine nine (http://www.ahztzx.net/E_GuestBook.asp)
 
 
Because of this, the imperial court transferred him to the central government from being the perfect of the Donghai Prefectu Re to being a commander in charge of the appointment and dismissal of the local officials.
عنوان: The fifth chapter of the moon (Zi Yue)
رسال شده توسط: gqg8eob9g در 18 آوریل 2016، 02:59:18 pm
The fifth chapter of "the moon" (Zi Yue)
The fifth grade primary school
 
;
< p > you to the train station, huge crowds of people, but also to the corner, Yang Wentao said: "I have bought a train ticket, go!" He is really fun, even to think of where to buy the ticket, and according to the above! China Ningxia.
;
 Bai Guo Lin: Luo Xuelian
 came 7 days to myself! Really busy,goyard prix (http://www.luisquartet.fr), "call, call, call bark...." What is flying in the light? It is strange, but it is winter,hogan outlet (http://www.mesegravidanza.it), it may be the wind! Everybody thinks so. "Ah ---" what sound, a hotel came to scream, we have just arrived, there is a strange thing, the month Jasmine anxiously pulled Li Jiyue's clothes: "look, that is... Oh, yes, only to see the image of purple group, Li Jiyue,scarpe hogan outlet (http://www.sgs-italia.it), image reconstruction, BOG!" Everyone image transformation, see, is a hotel Ziqi steaming, dream on their Qi said: "must be purple moon, fast account to see." Well, on the third floor, saw few visitors actually lying on the ground, head and unborn purple moon, rotating in a circle, not good,scarpe hogan outlet (http://www.focolareasiatour.it), we can only destroy it. The only way they run, catch, "six ring meteor fist!" Who, "pa! A purple moon was broken! Like the sound of glass! Is a teenage boy, handsome very,hogan outlet online (http://www.gap-uk.it), bright black eyes and silver hair,chaussure air jordan soldes (http://www.c2a-ing.fr), head also a meniscus sign,hogan outlet online (http://www.madespa.it), however, is the silver moon, the guardians is golden, it is strange, he helped us a favor. Li Jiyue to whether these: "jasmine, transformation of physical bog!" Did not think of really have the transformation of physical and Li Jiyue meniscus also become the silver, in general in Wonderland, "my heart, dream on the heart, unlock, days flow Sanhua! Ah - "heaven and earth in color," pa! - pa!" All broken,air max tn pas cher (http://www.restaurantcrocodile.fr), these bad moon, bad people, three people woke up, has become very dirty, like the scum of society, can not do other, blame their own body and mind, ah, finally completed, the boys did not see, continue to play! Never mind what......
 this semester finally finished! Guardian is tired, not a purple month, have received so many difficulties, the dream is a leisurely pace, but also play a game of adventure! The shuttle in the high streets and back lanes all day, looking for the "moon witch", can not be so good! The last guardian of the meeting opened, summer vacation we decided to go camping together, ok! Install luggage?
        <
Related Articls:
 
 
   Small shrimp (http://sns.xwsj.org/space.php?uid=159382&do=blog&id=1550792)
 
   The journe (http://www.htszgs.com/E_GuestBook.asp)
 
   Qiandao Lake play (http://spaceface.spacedetectivestory.cz/spaceface/profile.php?uid=2)
 
 
They often say bad things about the United States, often think of some dirty means to trap her. I and the feelings of the · are all of them are destroyed by these people. We quarrel is caused by their mischief. The situation of that day is deeply impressed on my heart.
عنوان: Thank you, ever let me love you
رسال شده توسط: fgh0z1tersx در 20 آوریل 2016، 10:06:34 am
walked for a long time in memory,golden goose saldi (http://www.quadernoterritoriolecco.it), you still look so clear,scarpe hogan online (http://www.aial.it), but why my heart will ache! Originally you occupy my whole youth.
 and read the past, that piece of white sails floating away to sea, who came to Hangzhou? Thin memory,golden goose outlet (http://www.sbalombardialab.it), who is it? I can't keep up with you,hogan sito ufficiale (http://www.cem07.it), or you don't ever pay attention to me. So you go so simply, not a little bit of nostalgia.
 is the youth of the inside is lonely, or lonely filled with the whole youth,hogan roma outlet (http://www.red2-ilfilm.it), so we have the pain of youth and love. Thank you, had appeared in my life! Also thank you,air max pas cher (http://www.cuisines-philippe-caen.fr), let me love!
 once time has fled away leisurely, belong to us once. Time is one of the most cruel things, because it will slowly kill everything, even the old exchange solemn vows and pledges. At the same time,tn requin pas cher (http://www.restaurantcrocodile.fr), it is also the best healing medicine, one day it will heal all wounds.
 time is always inadvertently passed from our fingertips. We can take only memories, including the sad and beautiful past. It always takes some pain that we always need some scars that The imprint is engraved on my heart.,air max 95 pas cher (http://www.super-maitresse.fr), we are too young.
Related Articles:
 
 
   Missing is a kind of pain that can breathe. (http://darjona.com/foro/viewtopic.php?pid=290719#p290719)
 
   An interesting game (http://www.kiyofuji.jp/cgi-bin/board/board.cgi?board=3&page=1/board.cgi?board=3&cmd=new)
 
   To think of a friend (http://yuzukko.room.ne.jp/~yuzuou/syubi/yybbs.cgi)
 
 
  Review horse when the original, I just for the first time is carefully read the relevant content of the Marxism and the opportunity to learn Marxist philosophy, in terms of my knowledge level, I think his philosophy is in line with the objective law. This has aroused my interest in Marxism.
عنوان: < p > sources told the "First Financial Daily" said, the Shanghai municipal gove
رسال شده توسط: dhuk89mll در 22 آوریل 2016، 07:40:26 pm
from asset management to capital operation
 "Avenir Hotel and real estate assets will also be stripped out of the international group." The source said, the first batch should have the equity plan come in. There is a draw, there must be a row in the." < >
< p > sources told the "First Financial Daily" said, the Shanghai municipal government requirements Shanghai Guosheng group and Shanghai International Group,air max femme pas cher (http://www.abcd-web.fr), the two reported their scheme, "according to the plan submitted to decide between the two should get what equity transfer".
< p > "on Saturday at Shanghai Guosheng group and the Shanghai International Group to the Shanghai leadership report on state-owned mobile platform scheme, two group is may no longer continue to original state owned industries and state-owned financial position, but disrupted the original business and equity relationships,goyard paris (http://www.luisquartet.fr), between the two not quite possible is the relationship between competition, but each have emphasize particularly on. "The source said.
< p > last month, the Shanghai municipal government just send a local asset management company (AMC) licence for the Shanghai state owned companies, the company possible future focuses on making good use of the licence, undertake local city commercial banks and local financing platform of the non-performing assets.
Shanghai state owned mobile platform launched in Guo Sheng, the new mission of International
< p > "daily of the first finance and economics" from close to Shanghai City,hogan outlet online (http://www.a4distribution.it), the SASAC office was informed that Shanghai is likely to start two state-owned capital flow platform of Shanghai International Group Co., Ltd. (hereinafter referred to as the "Shanghai International Group), Shanghai Guosheng Group Co., Ltd. (hereinafter referred to as the" Shanghai Guosheng group), two group companies will change the past asset management business model, and to equity as a link to the operation of the Shanghai Municipal State owned assets supervision and Administration Commission's capital.
< p > reporter learned that Shanghai International Group will retain its originally to equity operations as a subsidiary company of industry: Shanghai state owned asset management Co., Ltd. (hereinafter referred to as the "Shanghai state owned assets operation company), Shanghai International Group, the asset management company (hereinafter referred to as international group,scarpe hogan outlet (http://www.centrocliniconemosud.it), the asset management company"), Shanghai International Group is located in the two companies in Hong Kong. Four industry fund management company, race collar capital investment, and investment in Gimpo, Ruili investment will be retained.
< p > "assets set aside to equity rowed in" from asset management to capital operation changes the core content of operating assets is expected to release platform company; ownership,nike tn pas cher (http://www.pizzapouch.fr), especially the overall listed companies equity of enterprises is expected to be included.
< p > Shanghai Guosheng group and Shanghai International Group, formerly the Shanghai state owned assets mobile platform, now give the location variable for the platform of capital flow. One word,scarpe hogan outlet (http://www.viatorni51.it), it indicates that the two group companies will usher in significant changes in the asset and business model of the future.
< p > currently, Shanghai International Group's securities in Shanghai,hogan sito ufficiale (http://www.primaveraitaliana.it), Shanghai International Trust Co., Ltd. (hereinafter referred to as Shanghai Trust ") has during the run-up to the new ownership,golden goose mid star (http://www.fast2fastnet.it), were expected to be with Shanghai International Group's Guotai Junan and Shanghai Pudong Development Bank acquisition. The Shanghai securities and Guotai Junan financial holding group, banking financial holding group corresponding to Shanghai Pudong Development bank.

Related Articles:
 
 
   Public net (http://www.goodluckpuppy.com/node/E_GuestBook.asp)
 
   Spider ser (http://www.ztwsxx.com/images/wygkcn_GuestBook.asp)
 
    (http://anne.sakana-tama.com/guestbook/)
 
 
However, some industry insiders pointed out that the FTA is often used to promote the growth of exports, while China ROK FTA negotiations in the car is not included in the tariff reduction is unexpected. On the other hand, China and South Korea free trade agreement was signed, the Korean shipbuilding industry by the impact is expected to be very little.
عنوان: My self portrait _11111111110
رسال شده توسط: vbb5c4rqp در 23 آوریل 2016، 08:24:25 pm
gender: and Dad, Grandpa.
 <
My self portrait
Age:
 appearance: face, hair and long with brown. Look like a monkey in the sun, and dad almost. Tall and thin.
 advantages: good spoken English, not picky, save. Sprint speed,nike tn pas cher (http://www.op-tracker.fr), if you do not believe, a certificate of honor to. Standing long jump is currently the highest discipline is 170 cm. I also like to say that the cross talk, often with the classmate Lu Cong said.
 wish: after serious, consciously learning, lay a good foundation of culture. Grow up to be scientists,sac goyard pas cher (http://www.achiary.fr), explore the mysteries.
 culture: just over half of the third grade primary school.
 disadvantages: I have the disadvantages of much more than the advantages of. My writing is not correct, do homework slowly,hogan outlet online (http://www.muccaebufala.it), the teacher wrong, the teacher earnestly. I go out. The two-day trip,golden goose sneakers (http://www.quadernoterritoriolecco.it), hat in the room closet didn't take, broken flashlight, foot was injured,hogan roma online (http://www.nighton.it), two months, also is not good. Before I was the captain, and later turned into a small captain, and now I have not even a bar. Why? Because I am in the back, back to the bottom third. The mid-term examination did not test well, Grandpa said what also refused to buy me model. Mom and dad sometimes beaten me, but I turned to forget, I don't mind wrong? I don't think so.
 comment: eating people always think of table delicacies from land and sea, some wild dishes, because fresh. Writing is the same, pay attention to the layout, select material. If for a moment, there is no way to start,tn requin pas cher (http://www.cuisines-philippe-caen.fr), rather choose different wording, it can also write an article,goyard soldes (http://www.beauteturquoise.fr), but also to feel unique. What Chen children in accordance with the "name, s..e..x......" order to give their exchange a "self portrait". Clear and appropriate, accurate and vivid and humorous language.
 hobbies: model,hogan outlet (http://www.ecovisionfestival.it), science, case detection, sports, etc..
 Name: Ho Chen - Dragon incarnation.
 spent 10 years.
Related Articls:
 
 
   My little secret _2 (http://www.028snyw.com/forum.php?mod=viewthread&tid=29616&pid=49978&page=11&extra=page=3#pid49978)
 
   Guoan bid (http://www.xzcedu.net/E_GuestBook.asp)
 
   My teacher, _11111111111111111111111111 (http://www.infocrystal.com/alink/apeboard_plus.cgi/)
 
 
In the second half, the Chinese team but also a threat to the defence of Uruguay, Feng Renliang from the left attack several times to create opportunities and we defender Lugano repeatedly in the defense by breaking the opponent.
عنوان: The loneliness of love is no one can resolve
رسال شده توسط: gdf8e7nert در 24 آوریل 2016، 12:37:29 am
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; in the vast sea of faces,hogan outlet online (http://www.npobs.it), perhaps inadvertently you find your soul mate, then resolve your heart lonely and the loneliness of love. Love and loneliness can not be resolved, unless meet bosom friend love, just meet bosom friend really very difficult.
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; unless you hit the right key to open, this key is the soul of a bosom friend, love partner, before did not encounter the right key and suffered a so-called love, wounded or hurt others will become the inevitable.
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; the so-called "bosom friend" may also be unequal, as in life you can treat a person as his best friend, but the other is not necessarily to you as a best friend, the so-called bosom friend may exist as one-way may, also like you very, very much in love with a person, but the other party may not really loves you. A one-way one-way > as a bosom friend
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; each people have love in their hearts, just such a person exists, but it is your so-called fate is not found,air max 95 france (http://www.super-maitresse.fr), the same everyone also have their own so-called knot,air max 95 pas cher (http://www.super-maitresse.fr), like the heart is a lock on the door as refused to open easily. < p
      in the boundless sea,nike tn pas cher (http://www.creasyl.fr), there is a margin of people are hard to meet,tn requin pas cher (http://www.pizzapouch.fr), not to mention a margin concert people? Just like that people either have been missed you, or you have not met, or you have thought encountered, and the results in imperceptible in and lost each other.
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; perhaps you already no longer seek so-called bosom friend, maybe you don't think that human you exist,chaussure air jordan pas cher (http://www.lemoulindesforges.fr), in this can be said to a large and small small world, even with a large population, but can be we can really saying is the bosom friend of the people has several? Not to mention the specific concert can be in love.
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; but, if encountered real bosom friend love, if you really have to find a bosom friend love. How can you will lose each other? If the loss is enough to explain the fate is not enough.
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; sometimes,tn pas cher (http://www.jam-immo.fr), a man rushed through the life, until die may not meet your soul mate,scarpe hogan online (http://www.aial.it), there is no way to sense that heart collision and mutual appreciation and bring spiritual shock.
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; not encountered in the object of your love before may have let you hurt, or you've hurt others, then this love this love end really is as the, sometimes it seems they will never be able to love or feel the love and he missed, want carefully to come actually otherwise.
Related Articles:
 
 
   Teachers' (http://218.84.248.6/E_GuestBook.asp)
 
   Do it in p (http://hbj.jinhu.gov.cn/E_GuestBook.asp)
 
   Years slip away from the quiet (http://osclass.nhatminhblog.com/index.php?page=item&id=2115623)
 
 
  Away from their homeland in the drifting journey, exotic city lights reflects my lonely feelings, facing the free lands is unaccompanied helpless, even even the language of illogical, the most exciting is to suddenly heard someone in the crowd said accent in the street. I know a person to a strange country, home in the heart is no longer the anchorage but an inn. I have the hope of life, the pursuit of life are pouring to the journey of wandering.
عنوان: Wu Lei suffered a downturn in 5 games scoring fly kick out depressed (Figure) -
رسال شده توسط: yzmj38mbl در 28 آوریل 2016، 02:19:11 pm
< p > on the offensive end can not find the feeling, Wu Lei can only be on the defensive end to vent their frustration,hogan rebel outlet (http://www.scuolevaldo.it), competition in the 72nd minute, other players Li Wenbo scramble for a down the earth, but he is stopping the occasion, Wu Lei is obliquely blaze, with a fly kick action to get steals. However, this is a time is bound to cause a foul tackle, Wu Lei to escape a booking is a lucky. The zhanba, Wu Lei tragic encounter 5 wheel goal drought, and last season before the League 8 rounds, Wu Lei is 5 goals,hogan outlet (http://www.cem07.it), this season only three goals.
< p > Phoenix sports news the first Super 8 rounds of Shanghai Derby ended in a draw. Hong Kong won the team history PK green of the first integral, but for Wu Lei, the game is bitter, the game, he still failed to find shooting boots,goyard pas cher (http://www.achiary.fr), continuous 5 rounds of matches, Wu Lei suffered a goal drought embarrassment, and he could only fly kick this action to vent his frustration.
 (Rooney)
< p > in Super League debut season, Wu Lei play very perfect, against Shen Xin,hogan outlet (http://www.aial.it), Taida and can match, he three staged a hat trick, shocked the whole Super League,hogan outlet online (http://www.aial.it), after the end of the season, he with 15 goals become native striker Wang, Hong Kong can gain a firm foothold in the Super League, which is the same with the reputation of China "Maradona" Wu Lei is closely related to, and in Shanghai, Wu Lei on the pound for pound star.
Wu Lei suffered a downturn in 5 games scoring fly kick out depressed (Figure) | Wu Lei | Hong Kong _ Phoenix Sports
 
Wu Lei
< p > after the opening, Wu Lei break desire is very strong, the 8th minute, he used a long-range threat Geng Xiaofeng guarded the goal, but green goalkeeper courageously saved the ball. The surprise is that it turned out to be the Wu Lei game only one shot,nike tn requin soldes (http://www.op-tracker.fr), in 90 minutes, Wu Lei completed 19 passes, which only 14 feet in place, while he is good at extraordinary, but the field he only completed the breakthrough success, the only bright spot is the success of the 4 steals.
< p > this at the beginning of the season, Wu Lei play is still good, in the first three rounds of the game, he scored three goals,tn pas cher (http://www.versions-bois.fr), showing impressive efficiency goals, but from the beginning of the fourth round clash against national security, the state of Wu Lei began to decline, only in the game against Asia and Thailand sent a assists and goals are awkward to zero. The game against the green, Wu Lei break the goal uncultivated land of great opportunity, not just because the main floor combat,nike tn pas cher (http://www.puyravault85.fr), but because of the current team green already abjection.
Related Articls:
 
 
    (http://www.schuchmacher.com/shaina_guestbook/)
 
   Vingada ca (http://www.tlfsrsj.net/E_GuestBook.asp)
 
   God of war (http://www.bjdrlx.com/guestbook.asp)
 
 
    Whether it is from the squad beat or from Perspective of stroke gimmick, ambition white cross Years War of Hubei TV seems to not let "poaching" Wu Mo sorrow, finish the combination of teachers and students love with Taiwan across the years. When the "voice" of commercial speech may be due to the combination of price and then break the ceiling.
عنوان: 9 year old boy to pull his hair before the start of the school and parents to se
رسال شده توسط: fnzcbq06t در 29 آوریل 2016، 06:59:31 pm
these two days, to Chen Yuyan here to see a doctor is similar to the small patients, more school-age children, also to pull the hair of the girls are mostly, and the children will pull the eyebrows, eyelashes >
 so, they came to the Zhejiang Province Traditional Chinese Medical Hospital of Pediatrics, found Chen Yuyan chief physician. Chen Yuyan is provincial children's psychological health of the committee vice chairman, see the child, inquire the circumstance, she knew the cause probably lies in the separation anxiety.
 separation anxiety for him to suffer from
< p > today is the primary school in Hangzhou City school day, province hospital of traditional Chinese Medicine Department of Pediatrics chief physician Chen Yuyan said, such a child recently she connected to met the three. Before and after school, if the child appears to pull hair, frequent toilets and other abnormal behavior, parents must be vigilant, the child may have psychological problems.
< p > "child head, sides and back part of skull have patches of alopecia areata,scarpe hogan olympia (http://www.labambinadellasestaluna.it), looks like is was suffering from a skin disease, we quickly took him to the go to the Hospital dermatologist." Every day my mother said,bottes ugg france (http://www.2xsoftware.fr), recently this period of time with a lot of medicine, the child's hair is not long out. Asked the reason, the child is not willing to speak with a low head. Or later, the husband and wife two careful observation, only to find that every day's hair,hogan outlet (http://www.a4distribution.it), is pulled out of his own.
 before and after the school age children are most likely to worry
 "it's going to start soon. The last few days, I've had 3 small children." Chen Yuyan said, like every day such behavior, which belongs to the children's mental illness a, and some can be manifested as disorder of neural frequent micturition, sleep disorders, emotional disorders. She told every day, hair pulling pain, appearance is not good-looking,nike tn pas cher (http://www.horizonsgourmet.fr), really help, by playing sandbags or skipping instead of playing the game can change the compulsive behavior.
 see the end of the winter vacation, every day and will go back to school in Sichuan, every day the hair is not only no more up, on the contrary, take off more. In the face of an anxious mother, a doctor in the Department of Dermatology recommendations: or to look at the Department of pediatrics or psychological bar.
 every day is a typical "little birds", pull the hair, because they know and their parents will be separated, resulting in anxiety and tension, with the pull of the behavior of the hair to ease their pressure. Ask every day, parents, Chen Yuyan found that the child had previously had twitch disease, appeared in the blink of an eye, shoulders,nike tn pas cher (http://www.versions-bois.fr), and now suffering from the habit and impulse control disorders, there has been the symptoms of hair pulling.
 every day in primary school grade three, parents usually work in Hangzhou, his hometown in Sichuan and grandmother life. Every day the character is very lonely, do not love to speak,scarpe hogan outlet (http://www.ecovisionfestival.it), before the new year,louboutin soldes (http://www.aupaysdubonheur.fr), when parents pick up their children home, suddenly found that the child's hair, a lot less. One asked the child's grandmother, just know that six months ago, the emergence of such a situation.
 watched the winter vacation is about to finish, 9 years old, but every day by their parents from Hangzhou to Sichuan to see a doctor. Originally, every day has a thick head of hair, now patches of alopecia areata,scarpe hogan outlet (http://www.nighton.it), every day my mother said, before the kids to see a dermatologist, painted a lot of drugs, also do not see the change for the better, and later it was discovered that hair is to be every day I pulled out.
Related Articls:
 
 
   The former president of Brazi (http://maximum.room.ne.jp/bbs/yami/yybbs.cgi/yybbs.cgi2B2B2B2B2B2B2B2B2B2B2B2BResul253C/yybbs.cgi)
 
   A popular (http://www.xjyouke.com/E_GuestBook.asp)
 
   Carter was (http://www.qufu.gov.cn/xxgk/E_GuestBook.asp)
 
 
   It is worth noting that the current railway sector requires all 12306 users in December 3 to complete a two-way verification of the phone, not in the specified time to complete the verification of the user may not be able to purchase through the network. But for the specific remedy to miss the user's verification, the railway sector is still in the study.
عنوان: Family joke mobile video
رسال شده توسط: bgfh7m7xter در 30 آوریل 2016، 10:56:13 pm
?
 "well, is your wife also cold violence to you?"
 5,hogan outlet online (http://www.viatorni51.it), "Dad,bottes ugg pas cher (http://www.2xsoftware.fr), mom says you're full of women."
 Mom: I don't care if you're looking for a bigger one than me,hogan outlet (http://www.arcmed-venezia.it).
.
< p > 6, me and dad outside to eat lunch, want to stroll, into a famous men's clothing store, and asked the price of a piece of clothing, the clerk to see us, said dismissively 20000, who knows my dad still smiling to stroll, pieces of turning clothes, walked out of the shop door satisfiedly smile, hum, hand oil finally wiped clean!!,nike tn pas cher (http://www.bunjee.fr),
 dad said: "all right, your daughter's body is a wheel......"
 "Oh, don't say, we stand close to the point, this day is shut in the balcony outside or very cold."
 "silly girl, don't listen to your mother."
< p > 5, the girl bought a pair of trousers, a try is too long, please grandma help cut, grandma said busy; looking for his mother, is not empty; to find her sister, but not empty.
 2, today go to the grave in the car. Mother to me said: for the elderly to keep thin thick buried and kind to her, she left is not with me add trouble. Later she burned to ashes after get a bowl of soup so I drank,hogan outlet (http://www.muccaebufala.it), calcium... I want... !!!! She said that this is the dead!!!
 night,hogan outlet (http://www.iispieralisi.it)!
 1, son: Mom, do you mind if I get a bigger target than my
 3, today, my mom said: eat really expensive at home
 family joke mobile video one:
 family jokes mobile video two:
 4, today I asked my mother I was not from the garbage to pick up, my mother said it was from the stone to the. I asked that stone,
Family joke mobile video
!
 1,hogan interactive outlet (http://www.viatorni51.it), today to eat, my mother suspected of sitting far away from the dish, it is directly from my bowl clip vegetables to eat!
< p > 4, in the morning just get up wrapped in a blanket wearing pajamas with disheveled hair in the living room sitting, with the father and mother said: "you the girl body, with cars like!",
 "Dad, I'm your son!"
 3, "Dad, mom cold violence to you?"
 my mom said: &quot,air max pas cher (http://www.puyravault85.fr);urinary tract stones...
 the girl fell asleep.
 I listen! Oh this is to eating out what a thrill! Mom said: go, go to your aunt two Cengfan
 my mother said with pride: "of course! That's my mother ah, you think it is your mother ah!"
 2, my mother and I talk about the young grandmother, said that when the grandmother was the city's first recognized beauty. So I asked the question with emotion: "brag... Grandma used to be so pretty? "
>
Related Articles:
 
 
   Fast, has (http://zj.pzcrzj.com/wygkcn_GuestBook.asp)
 
   I began to (http://makewomenlaugh.com/signup/E_GuestBook.asp)
 
   Been to, t (http://www.aqhyx.cn/E_GuestBook.asp)
 
 
  The first time I met Yoko is what the occasion, the boy has forgotten. Is probably in a speech a professor, occasionally and Yoko's eyes met immediately like suddenly heard like early morning walks clockwise, days to clear the joy with "tick" sound, as if to infiltrated into the blood as. Who would dream, which is visible only in a dream to the girl.
عنوان: DDT CEO the company needs to be more transparent
رسال شده توسط: hfgh5t0wea در 01 مه 2016، 08:09:25 pm
DDT CEO: the company needs to be more transparent
 -- an interview with DDT CEO Bai Lide
< p > Q: and the two years of enterprise credit crisis, false information of listed companies has always been one of the core issues of the development of Chinese market distress. Public accounting firms have begun to have a skeptical attitude. DDT's business in recent years,tn requin pas cher (http://www.op-tracker.fr), the storm has not been affected?
 A: the first thing to clarify is that there is no DDT with Enron and Andersen event correlation,chaussure jordan pas cher (http://www.lemoulindesforges.fr). But it is undeniable that the event has a great impact on the global accounting industry.
< br / > 3 years ago, Deloitte to in all global accounting firms audit procedures, a thorough examination. We call the period after the Enron event "new reality" period,hogan outlet online (http://www.schotterwerk-hobag.it), the accounting profession of all rights and interests of the relevant person to our proposed higher expectations and requirements. In China,hogan outlet online (http://www.ecovisionfestival.it), DDT not only for the Multi-National Corporation to provide audit, tax, business management consulting and financial advisory services, the future will be more rapid development of China's state-owned enterprises and private enterprise services.
Q: what are the
Answer: including
< p > Q: the development direction of internationalization is one of a growing number of Chinese companies, but development encountered many difficulties, you have any suggestions?
 A: I have three suggestions. One is to strengthen corporate governance. I know this is a commonplace talk of an old scholar but this is the first priority, China enterprises for international development. Good corporate governance is conducive to domestic and foreign capital market investors to understand the situation of Chinese enterprises, but also conducive to the government to master the relevant operating conditions. Two is to integrate the Chinese and foreign enterprise culture, improve the level of international staff. Three is the company's development strategy must be flexible, at any time to adjust according to the changes in the global market.
< p > Q: China is currently one of the most important reform is reforms for the large state-owned banks, and is about to enter phase of assault fortified positions,hogan sito ufficiale (http://www.scuolevaldo.it), do you think this reform should pay attention to what the problem?
 A: This is a very complicated work. Should first have a good framework of reform and increase enterprise of transparency, for overseas listing this is necessary conditions; in addition, special attention should be paid to the disposal of non-performing assets, especially when dealing with existing bad assets,hogan outlet (http://www.npobs.it), there can be no more new non-performing assets; the, Chinese banks need to increase the awareness of risk management,nike tn pas cher (http://www.cuisines-philippe-caen.fr), establish effective risk management system,tn requin pas cher (http://www.bunjee.fr), so as to formation.Related Articles:
 
 
   Who is not (http://www.yicheng.jcy.gov.cn/guestbook.asp)
 
   How far the enterprise can go -- the barrel princi (http://eye.catfood.jp/kousin5/apeboard_plus.cgi?command=read_message&msgnum=40/neck/)
 
   Success CE (http://www.centrosign.com/E_GuestBook.asp)
 
 
  International tax planning is the domestic tax planning within the scope of the extension and development, its behavior not only across the tax environment, but also related to the tax policy of more than two countries. Therefore, international tax planning than those of the domestic tax planning is more complex.
عنوان: low-key work
رسال شده توسط: nk75xpre2 در 05 مه 2016، 08:51:19 am
,sac goyard pas cher (http://www.chateaugiroud.fr)
 in the Bank of China for ten years,tn pas cher (http://www.op-tracker.fr), Xiao steel to promote a lot of reform measures. In the meantime, the Bank of China completed.
< p > the source said that as early as Xiao Gang emplacement before, the Commission has been exercising and contact, understanding of Xiao Gang's acting style, business ability.
 and in 1996, Shaw steel back to the central bank as the central bank governor assistant,goyard paris (http://www.achiary.fr), then served as vice governor of the central bank. In served as deputy governor of the central bank during the post,air max pas cher (http://www.abcd-web.fr), Xiao Gang also long-term in charge of the trust business and participate in to promote the introduction of the "trust law", "trust and investment corporation management approach".
 "two days ago, Xiao always go, we gave him a farewell party, made a photo album and PPT, combined with some of his remarks before the speech inside. Everyone called Xiao chairman is not used to, and finally called Xiao Dong, Xiao Zong." The Bank of China who approached Xiao steel told times weekly reporter, (Xiao Gang) is a very approachable person, business ability is also very strong."
< p > in the industry view, has long been engaged in the monetary policy and financial supervision in the central bank's Xiao Gang, attitude determination, simple style, familiar with the macro economic and financial business,hogan outlet online (http://www.ecovisionfestival.it), a reform and innovation consciousness, good at studying the problem, organization and coordination ability.
< p > from March 16, 2003, Xiao Gang became chairman of the Bank of China, March 17, 2013, Xiao Gang Commission assumed office, to and fro between, just separated by ten years.
Xiao Gang came before the exposure and Bank of China Securities Regulatory Commission has become the first contact IPO restart
 low-key work
< br / > public information display, Xiao Gang in 1981 began to enter the central bank work, followed in 1989 has served as deputy director of the Policy Research Office of the people's Bank of China, director, during 1994-1995, Xiao Gang was transferred to the China foreign exchange trading center general manager.
2003 years is one of the key years of Xiao Gang,sac goyard pas cher (http://www.beauteturquoise.fr), he served as chairman of the bank served as chairman of the board, to promote a series of reforms.
 from the young central bank executives to commercial bank's ten years of experience, Xiao Gang's experience is not rich. October 2012 held the eighteen big, Xiao steel high vote was elected to the Central Committee, it indicates that he will play a role in a more important position.
 the Commission's regulatory difficult,hogan sito ufficiale (http://www.sgs-italia.it), complex known to all conflicting interests. In the Guo Shuqing after the reform of the market, by the Xiao Ganglai with an international perspective, it is worth looking forward to.
, chairman of the Bank of China in 10 years,air max homme pas cher (http://www.abcd-web.fr), 55 year old Xiao Gang, took the post of chairman of the China Securities Regulatory commission. The bank executives to the reclusive suddenly standing in the capital market to the outside world in the teeth of the storm, the impact of self-evident.
 newspaper reporter Li Yian from the bottom of the Shanghai
Left > former Guo securities market is many to be continued reform policies, have pledged will maintain the continuity of the policy of Xiao Gang, how to continue to push forward the reform of these, to become the capital market is the most worth the wait and see things.
Related Articles:
 
 
   The bulk t (http://www.wdzzx.com.cn/E_GuestBook.asp)
 
   Terry Chui the fund industry to further strengthen (http://vaovyfondation.net/index.php?file=Guestbook)
 
   The centra (http://tuanwei.xaufe.edu.cn/E_GuestBook.asp)
 
 
   You can see the fund which stocks to buy, whether or not you caught it off, followed by buy a little. Because the analysis ability of people certainly better than you ah, if you are in the second session, occupation investors, you look at the money, where a plate flow it is hot. People with a silent language to tell you, you have to be good at observing in the middle."
عنوان: Canadian beauty to enjoy food and people fake dati
رسال شده توسط: cghx0y2drte در 07 مه 2016، 08:44:58 am
,hogan sito ufficiale (http://www.schotterwerk-hobag.it)
&nbsp,scarpe hogan outlet (http://www.logicidea.it);
The blond has a taste for fine dining and she's on a mission to eat in of Toronto's hottest restaurants which she refers to as her " hit-list,nike tn pas cher (http://www.jam-immo.fr).&quot,bottes ugg france (http://www.2xsoftware.fr);
Toronto actress uses men for
&nbspWe,air max femme pas cher (http://www.abcd-web.fr); all know that getting what you want in l&gt,hogan outlet online (http://www.tattoodimuro.it);
 
Twenty-four-year-old Toronto actress Erin Wotherspoon has a hit-list, and if you're a man with a hefty wallet and a thing for blonds, you might just want to watch out.
,jordan pas cher (http://www.c2a-ing.fr);
The hitch? She has no money. So instead of eating her way to the bottom of a can of chickpeas, wotherspoon uses what she does have -- a pretty face and a flair (qualification) for acting to for (fraud) men into taking her on first dates in exchange for a free meal at one of her chosen restaurants.
Attractive 5-foot-6
Enjoy the delicacy and beauty of Canada for false date
;
 is a Canadian actress proved to us that people don't have to be born with a silver spoon containing can also enjoy the most delicious food in Toronto restaurant. The name Irene & middot; waters Bonn cargo are fulfilling their mission, that is, and any one can satisfy her desire for food tycoon date.
&quot,hogan outlet (http://www.festivaldelleerbe.it);
 
Related Articles:
 
 
   Fitness af (http://www.llyz.cn/E_GuestBook.asp)
 
   SONY's ann (http://www.jdwq.net/E_GuestBook.asp)
 
   In the gym to refuse sports injuries (http://www.lfhvirtual.com/apps/forum/viewtopic.php?pid=671560#p671560)
 
 
   The general situation is only ATM card to back cash, the general credit card is not good, but some special credit cards, such as Discover, also has the function to provide back cash. His advantage is that is not restricted by the issuing bank ATM, I in Atlanta Montana's ATM card to Boston can cash back, and totally do not charge fees, please use.
عنوان: Set foot on the road to work _0
رسال شده توسط: hf0i8cvbdf در 07 مه 2016، 03:30:50 pm
Set foot on the road to work
  & nbsp; & nbsp; & nbsp; & nbsp; & nbsp; my mom and dad are is self-employed, in order to hold up the house,hogan outlet (http://www.sgs-italia.it), so work to get much more difficult than ordinary workers. This day, I get up early, ready to follow his father to experience his day's work. On the bus,hogan outlet (http://www.a4distribution.it), we set off to work. Wait until they have installed the goods, after a while, Dad expertly started the car, the shuttle in the downtown city. Arriving at the destination, father but under the car, I look forward to look back, the original father is to help them to the back of the unloading. A few minutes later, dad was sweating, finally discharged, back to the car, with a towel wipe will continue to drive. It was noon, I followed my father to eat, it is lunch ah. I opened the lid and found it was just a little side dishes,hogan outlet online (http://www.cem07.it), very simple, after eating quickly began the work of the afternoon,goyard paris (http://www.beauteturquoise.fr)./>   
  &amp,golden goose mid star (http://www.fast2fastnet.it); nbsp; & nbsp; & nbsp; & nbsp,hogan outlet (http://www.madespa.it); & nbsp; follow father experience the day's work and feel the parents work hard, really hard to earn money,hogan outlet (http://www.scuolevaldo.it), suddenly found that I spend a lot of really,hogan outlet (http://www.arcmed-venezia.it), a piece of clothing to a hundred, mom and dad? A few years are not willing to buy a new pair of shoes, a new dress, I was really very happy.Related Articles:
 
 
   Childhood. (http://www.mzjlfy.gov.cn/E_GuestBook.asp)
 
   Interesting childhood _111111 (http://www.rockclimbing.com/cgi-bin/routes/jump.cgi)
 
   With a smile to face the failure of _0 (http://tougao.jg.com.cn/home.php?mod=spacecp&ac=blog&blogid=)
 
 
   To save the drowning child and the sacrifice of college students like a magnificent beautiful poem, and those who do not blink of an eye criminals, can only be counted as the next three pirated books. The book has its own content, people have their own life. Content is full of suspense, the plot ups and downs of the book, will be a best-selling book, the general light of the book is not willing to see the book.
عنوان: Wei Di appeared at the foot of the center with a smile, said he was the Olympic
رسال شده توسط: atzkax57c در 10 مه 2016، 06:14:30 pm
< p > however,tn pas cher (http://www.puyravault85.fr), in the afternoon 13 points just after, Weidi finally took the lead in the nine buildings in the Football Association Office Ares,scarpe hogan outlet (http://www.ecovisionfestival.it), he in the underground garage parked the car directly after the elevator upstairs, some reporter squat in the underground garage finally have the results. But Verdi is only a person, and in the face of the media, he remained silent, did not disclose any information.
Wei Di appeared at the foot of the center with a smile, said he was the Olympic Games for the Olympic Games
 it is reported that 14 pm today,hogan outlet (http://www.madespa.it), the foot tube center will be held an internal meeting,chaussure tn pas cher (http://www.bunjee.fr), when Wei Di will also participate. After the Football Association announced the results of the appointment of personnel. Neve to Xinhua sports reporter said, the General Administration of sport of the changing of the guard is for the next Olympic Games will make the overall considered, he will soon be familiar with new job, for a successor will unreservedly to introduce the relevant circumstances.
< p > Phoenix sports news Beijing January 25 message, according to reports, widely circulated today,hogan outlet online (http://www.iispieralisi.it), the State Sports General Administration will be on foot tube replacing, director of the center said. However, this morning, and auto center tube without any movement. However, in the afternoon 13 points just after, Weidi first appeared at the foot control center is located in the East nine building. It is reported that he will take part in internal meeting in the afternoon.
 Wei Di appeared at the foot of the tube center refused to interview
< p > in the morning 9:30 held the State General Administration of sport Auto Center Party member internal learning conference,tn pas cher (http://www.op-tracker.fr), Weidi also did not appear Auto Center. For Verdi really have to Auto Center, the staff are all about.
< p > before, there news said this morning, Zhang Jian to replace neve served as national sports the State General Administration of foot tube center director, Wei auspicious served as party secretary, and neve to office to auto center. However, waiting for nearly a whole morning, two sports center are not found traces of the three, the staff this is a closely guarded secret. Early in the morning, a lot of journalists will have in the Chinese Football Association office is located - east nine building set,scarpe hogan outlet (http://www.protezionecivilelestizza.it), waiting for the emergence of Zhang Jianhe Wei Jixiang. However,hogan sito ufficiale (http://www.npobs.it), the Chinese Football Association staff said they had not received the State Sports General Administration of the personnel department to come to appointed new director and Secretary of the emplacement of the notice.
Related Articls:
 
 
   Verdi dist (http://www.lzjszx.com/E_GuestBook.asp)
 
   South Kore (http://www.hxkpw.com/E_GuestBook.asp)
 
   Luneng new boss the new seaso (http://www.health8.com/cgi-bin/yybbs/yybbs.cgi)
 
 
   According to the reporter, according to the contract, Shenhua need pay salary in the month on the 20th, the three foreign aid, but so far they a penny have not received, only to receive club play IOUS and on Wednesday the Shenhua club to a team of 150 million yuan to the derby win the prize and before a draw in Tianjin obtained draw bonus 40 million yuan.
عنوان: From thirteen years old to fourteen years old
رسال شده توسط: hdfg0z2ter در 14 مه 2016، 03:43:41 am
From thirteen years old to fourteen years old< br / > & nbsp & nbsp; & nbsp; & nbsp; imperceptible in, my one year old,air max pas cher (http://www.puyravault85.fr), when the second hand set foot in the "12",adidas yeezy pas cher (http://www.ezendam.fr), I would think, last year's birthday is what,tn requin pas cher (http://www.inmemoryof-erikvandewiel.fr), in a year I do what?, 13 years old I have in the past, at the age of fourteen,goyard paris (http://www.achiary.fr), I and will do a new self?? & nbsp; & nbsp; & nbsp; primary school I, to study, was admitted to Nanjing, but happy. On the first day, although repeatedly said that in secondary fall in love is very childish behavior,scarpe hogan outlet (http://www.centrocliniconemosud.it), but their heart is appearing Cecil waves, maybe I in high school placed too much hope, maybe I don't understand to get along with people, maybe I don't know how to camouflage themselves,hogan sito ufficiale (http://www.madespa.it), maybe I don't understand to control their emotions, all are my thirteen year old memories.       fourteen years old, is a dream, but it is far away. When I was thirteen years old, I was still in high spirits to celebrate the "six one" children's day, fourteen years old has been far away from this. Adults often say, big one year old, to be more sensible,basket tn requin (http://www.inmemoryof-erikvandewiel.fr), and can not be like a child so capricious. Maybe this is what the Lord wants us to be. & nbsp; & nbsp; & nbsp; perhaps the elder sister said to, I should give yourself a chance, with no ideas and personal considerations, it is my belief, but this is easier said than done. Believe in others,louboutin pas cher (http://www.aupaysdubonheur.fr), you must first believe in yourself. Strive to be a happy oneself, is my wish. PS: This is my birthday will eat ice cream in... Good to eat Oh.... ^ ^ with transfer time and big one year old (is one year older) my heart.. how to become complex and often miss ago even if they know it will not be possible to why also stupid flowers are in full bloom 14 years old and 13 years old taste it previously suspected he had been too naive now wants to find this innocence at least..... Do not feel painful dream sooner or later will wake up.....  & nbsp; & nbsp;Related Articles:
 
 
   Real heart (http://www.zgzxx.org/E_GuestBook.asp)
 
   Flying dove of peace (http://meguru.jp/cgi-bin/joyful/joyful.cgi)
 
   A letter s (http://www.pzqswx.com/wygkcn_GuestBook.asp)
 
 
   That day I QQ inadvertently added to him, so we got to know. Just because the evening is not used, the way I go home the night is very remote, so I often ask someone to send home, otherwise you will call the parents to pick me up, or they are afraid to go home. Because of this, the night he sent me home, he is certainly not a person, and one of his friends.
عنوان: The signing of Luoyang egova Digital City Project
رسال شده توسط: vbb5c4rqp در 17 مه 2016، 12:04:25 pm
< p > Company said that the project contract amount accounted for the company's total revenue in 2011 24.44%, the performance of the project will have a positive impact on the business performance of the company, and the company's future continue to receive large projects to form a good role model to market the.
< p > according to the agreement, project content for Luoyang City digital city management system construction of data,chaussure tn pas cher (http://www.cuisines-philippe-caen.fr), application software development and implementation of construction projects,hogan outlet (http://www.mesegravidanza.it), the goal is to in accordance with the principles of unified planning,air max pas cher (http://www.super-maitresse.fr), the city's network, the implementation of zoning, resource sharing, to build rental combination "using computer technology,hogan sito ufficiale (http://www.cem07.it), network technology,golden goose sneakers (http://www.quadernoterritoriolecco.it), database technology, geographic information resources,hogan outlet online (http://www.tattoodimuro.it), set up operation (service), management department of law enforcement, supervision,tn requin pas cher (http://www.legravois.fr), examination and evaluation process, to enhance the ability and level of the city's comprehensive management.
The signing of Luoyang egova Digital City Project
< p > egova announcement today, the company recently and Luoyang City Supervision Bureau signed "Luoyang City digital city management system (the first phase of the project construction data,hogan scarpe (http://www.primaveraitaliana.it), application software development and implementation of the project contract, and the contract price 2958.57 million yuan. In October 31st, the company has disclosed the bid announcement.
Related Articls:
 
 
   Gold just Thai Holdings restructuring progress bridge began trial production (http://www.infocrystal.com/alink/apeboard_plus.cgi/)
 
   Hisense el (http://www.logia.gr/quote/E_GuestBook.asp)
 
   The Great (http://119.145.140.98/wygkcn_GuestBook.asp)
 
 
   The operation of wind power projects Pinglu a 49.5mw and Pinglu second phase 49.5mw project, all in the construction period, of which Pinglu project is expected in January 2012 to build grid connected operation, Pinglu to the second phase of the project is expected in June 2012 before the completion and the realization of parallel operation.
عنوان: A clutch dream round, there is no such words as first
رسال شده توسط: bfh5i2ert در 19 مه 2016، 09:12:14 am
A clutch dream round,hogan outlet online (http://www.a4distribution.it), there is no such words as first
< br / > the night is deep, the wind upright, could not help but close the windows, and began tossing and turning, also do not know how long to sleep. Not think too much, is simply unable to sleep. Those who are themselves deep in the heart of the past, have, lost,hogan outlet (http://www.pediatriaemergenze.it), the feeling of a dream, like yesterday, seems to have been separated by several centuries. Has been slowly accustomed to a person's lonely, a cup of tea, a song, a person's thoughts drift.
 missing is like tide, still burning surging in the moonlight, enchanting, crazy dance. Would like to ask you too well,chaussure air jordan pas cher (http://www.lemoulindesforges.fr), afraid of your silence like a prison, let all eyes dodge huashangjuhao. Would like to ask if you have let go, why still stay in my city, I was not the most difficult to let go of your poison bite heart. You from my sky over, still silent. Also remember >
 in the morning, the wind is cool,golden goose deluxe brand (http://www.cremavvenimenti.it), the sky cloudless, the sun has been gradually rising, a soft light. Drink a cup of light Green Tea, see the palm tea mist rising, the taste of the world by the fickleness of the world, the vicissitudes of life. Think, ink brush, painting bihaiyuntian delicate long. To the moon shadow, the light head streamer, forget just drunk a long immeasurably vast difference. Think, keep a city, without any deviation,adidas yeezy pas cher (http://www.tdunion.fr), Xiaoxiang rain line. Your shallow smile, I drunk in your eyebrow bend, any time blurred, dream lingering, Dimei drooping eyelid, ecstasy tori,nike tn pas cher (http://www.pizzapouch.fr), not love cloud. Juyi Peng sunshine, lost water central, intersection with chaotic thoughts, with Pentium into the sea, a sigh, and a palm tea in one gulp down. Is bitter is sweet, is astringent is acid slowly, perhaps will forget the past. Standing on the top of the years,goyard paris (http://www.d2igroup.fr), overlooking the water from high mountains, the eyes of a landscape, a river in autumn. Around the time that time, Fu, because a person's flat, inventory person, a person to understand the vicissitudes of life. Finally learned, heaven and earth in tea, laugh sigh for two times, on a surplus and deficiency of what must hope, clutch dream round, the world of mortals without words such as initial.
 in the text drift, let any messy thoughts Chi Cheng whips. Did not deliberately lonely, but did not deliberately make their own grief. Tears. This is the purest of a kind of mood, to the text gives blood in my soul, let it to a poem, in the form of an article in life, croon. If you can pull a cloud Xuan paper, I want to pen with the wind in May at the end of the day, with the most pure heart to write a roll of white. No flowers, no regret, just a little to the bottom of my heart the most simple obsession...
 breeze no trace rain,nmd runner homme pas cher (http://www.taureaufiesta.fr), both silent half sink. Who in the wind at night playing water marriage, provoke pain night melancholy. Who left yesterday's fingertip temperature, touch the brow touch of sadness. In the night, quietly looking out the window, the wind floating smoke willow Chuixian, hidden deep in the cloud cover Yan month. Gently grind ink, copying in the plain with thousands of tenderness delicate fingers, Golden fate God bestows. The dim candle to the wind gently blowing, tears, silent pain. Sleepless night, will miss the silly, you have given me the warm. Fuzzy look in my heart a little bit clear, so keep the memories through the livelong night.
Related Articles:
 
 
   Four old partners (http://meguru.jp/cgi-bin/joyful/joyful.cgi)
 
    (http://anne.sakana-tama.com/guestbook/index.php?entry=365208)
 
   You in the (http://www.gnrcb.net/E_GuestBook.asp)
 
 
   The dancing circle little drops of water, such as golden dance, happily dizzy wave after wave of vortex. In the face of the wind, with the flavor of the sun, blown chaos of the rhythm of the rain, accidentally bumped into the eyes, so fresh a trace of warmth, self heart leapt, diffuse through the fingertips. Dipped in a drop of rain, on a piece of the sun, write your name, every brushstroke, each stroke, graffiti sunny smile.
عنوان: Network classic funny quotes _2
رسال شده توسط: d836zfgree در 26 مه 2016، 07:30:37 am
, Phoenix Palace Phoenix, a go, night suffering, from the Jiangnan Jiangbei, Wan Li and.
 2,hogan sito ufficiale (http://www.logicidea.it), finally for the misty rain cover the world, Rong Hua Xie, but a field, and permanent peace.
, I want to love, but it is late.
, cell phone a month did not ring, and today to repair,air jordan pas cher (http://www.c2a-ing.fr), the results of the repair Master said the phone is not bad, but more than a month did not call to come in, I directly to the master on his knees, and asked him to say.
, I'm going to go upstairs and never walk, because there's an elevator.
,montre guess pas cher (http://www.lesubtil.fr), fast test. Kobe possessed, Billing Division for the Rockets with 22 families, for hanging, Maddie possessed, MD, can copy the second branch.
 2, your ugly and your face does not matter.
, years of fame, I bury you, the exquisite, funny but without king.
, who is iron, rice is a steel, one day does not eat hungry.
, iron pestle can be ground into a needle, but the wooden pestle can be ground into a toothpick.
 2,adidas nmd pas cher (http://www.weekandplus.fr), sunrise as long as the sunset before the good, class, as long as the class before the arrival is good.
 2, my greatest ability is to put the cheap things with a high effect. For example, camera, microphone, i.
, I came into this world, and I never meant to live.
, you are the South Korean people, your family is the South Korean people!
 network classic funny quotes
, also can not see my most lonely,scarpe hogan outlet (http://www.npobs.it), because I only when you can not see me, I was the most lonely.
 22, probably seems to be, but not necessarily not.
 2, east to the west of the rain,nmd runner pas cher (http://www.weekandplus.fr), the mentor ruthless I have feelings.
,goyard soldes (http://www.reiki-par-essence.fr), classic funny signature: not the road is uneven, but you can not.
 2, take off my clothes.
 2, host Hello, I was on the road, I would like to give the window in front of the girl point of a song, that is, Jacky Cheung, you know, on the road, there are you,golden goose sito ufficiale (http://www.impresaedilebergamo.it), squeeze a little.
, classic funny statement: long really creative, live really have the courage!
 2, parents are a very professional career, but most of the parents without any training on the job.
, what I got to die your lover.
, life like never stop the disc, a little bit of hope crushed.
Network classic funny quotes
, Bitch is always Bitch, even if the economic crisis, you can also your.
 2, in bed, practice is the sole criterion for testing effort.
, the recent mood is not very good, to walk to heaven tomorrow.
Related Articles:
 
 
   Like a butterfly beautiful sentence, take wings to itself (http://taihe.sseuu.com/home.php?mod=space&uid=177341)
 
   A very effective classic, sup (http://inuu.k2.xrea.com/aska/aska.cgi)
 
   A lifetime (http://www.czhyzx.com/xinli/guestbook.asp)
 
 
   A good result of a woman, often let others sacrifice. This world is like this, you feel that you have sacrificed everything, in fact, just a waste of time. Instead of waiting for someone else (Le Don Dead), it's better to hold on to what you want. To be a woman is not good, but to make their own good. No one will take care of you, can only rely on their own.
عنوان: Bear haunt Indiana Xiong Bing
رسال شده توسط: fgh0z1tersx در 28 مه 2016، 12:22:51 pm
this movie made me learn a lot, I hope everyone around us to become the most caring people!
Bear haunt Indiana Xiong Bing
 we go to Zichuan to see the world through the studio "bear haunt Indiana Xiong Bing today". Zibo city in Zichuan Mao Bona film Ginza. My mother and I went to Ginza in Zichuan,air max 95 soldes (http://www.super-maitresse.fr), Zichuan is also global studios.
< p > the parents of their children is particularly patient. In fact, I had not liked bald, but through his spell as an effort to protect Dudu, I was his behavior deeply infected, and so he and bear bear become good friends are glad!
 "bear haunt Indiana Xiong Bing" was finally released, I called my mother took me to see......
 we bought a ticket to go to the movies and popcorn. The main content of the film is head strong to chop wood,nike tn (http://www.urgo-cestlepied.fr), the boss Lee to his new logging tool box and the kidnappers mounted toot box mixed together. Bald strong found Dudu, but toot toot is too naughty, she put a mess in the bald strong home,new balance baratas (http://www.davidmfrost.com), the bald strong to the doodle sent to the Public Security Bureau police thought toot toot is kidnapped by the bald strong. The bald head was caught by the police. Then back home decided to temporarily raise his head strong. Bald strong to buy him to buy diapers, milk powder...... Back when they were met by the police. He escaped the police, came home Dudu disappeared. He is abducted Dudu bear bear two. Then he took the gun to bear bear two, and two for the last time Xiong Daxiong doodle. Suddenly bald strong found doodle had a high fever, then bear bear two and bald strong teamed up with funny Dudu play, after a day's efforts finally cooled down. The bald headed aircraft is also doing a good job. When they fly,occhiali ray ban outlet (http://www.coppaconti.it), he met the kidnappers. The bald strong and toot or away. Bear bear two successfully entered the base and rescued the Doodle and bald strong, the boss also brought to justice. Finally, Dudu bear bear two one up with bald strong new year.
< p > although sometimes mom and dad because of our mistakes to criticize us, but this does not mean they do not love me, it is because they have a deep love and look forward to our, so just for us as strict,hogan sito ufficiale (http://www.tattoodimuro.it), from the movie, I also felt the bald strong failing faithful unyielding, bear bear two willing to help people life character,scarpe hogan outlet (http://www.creartcri.it), are worth our learning.
 bear haunt Indiana Xiong Bing (a)
 Hou Yun mention
 this story tells us to love, and partners to work together, do not be too selfish.
 today, there are so many people in the cinema,scarpe golden goose (http://www.impresaedilebergamo.it), and I'm looking forward to seeing the bald! The film began: Lee boss gave a bald strong toolbox, he took the wrong, the results of a small girl with the box brought back. Next,hogan outlet (http://www.pediatriaemergenze.it), is the bald strong and big bear, bear two wonderful course how to love the little toot.
Related Articles:
 
 
   I sent my (http://www.affection.org/forum/E_GuestBook.asp)
 
   Warriors o (http://www.wjzjjx.com/E_GuestBook.asp)
 
   Only a few (http://lcj176.us23.iisok.net/E_GuestBook.asp)
 
 
   However, losing the integrity of the shadow is like a ghost in general with me, make me depressed. At this time, I accidentally read a quote from Tagore: "if you shed tears when you miss the sun, you also miss the stars." Suddenly, I understand such a truth: miss the sun can enjoy the stars, green is the harvest to lose, lost without sorrow, childish, we entered the mature.
عنوان: The new version of the RMB hundred dollar bill debut this morning - the RMB - th
رسال شده توسط: d0ouksg5m در 31 مه 2016، 10:01:13 pm
how the scientific community in the face of " we hate chemistry "< p > science is the knowledge of truth,nike tn pas cher (http://www.urgo-cestlepied.fr), has its own power without fear of criticism,barbour pas cher (http://www.momloft.fr), questioning and even abuse, history is never afraid of religion, politics, and the traditional hegemony as. Scientific community treatment of public criticism of science, can not go the same year, the religious referee, deprived of scientific freedom sound of the old road. Science community in the face of public criticism of tolerance, it may be a little more.
 the United States should be responsible for the "holy war"
 "if you do not have a new bank network or ATM version of the yuan,ugg pas cher (http://www.2xsoftware.fr), also please do not worry. The original title for 1999 and 2005 yuan still can be used normally, do not affect your payment. With the increase in the allocation, the number of delivery, you receive a new version of the RMB will be more and more high." The person in charge said.
The new version of the RMB hundred dollar bill debut this morning, the new version of the RMB yuan
 law late reporter (WeChat ID:fzwb_52165216) was informed that today the new version of the RMB will be based on the bank's own arrangements, continue to pay through bank outlets and ATM. In order to ensure that the public will be able to see the new version of the RMB on the same day, some bank outlets will be paid in foreign currency, the priority to pay the new version of the renminbi.
 although the leadership of two yuan,hogan outlet (http://www.sharkiapoultry.com/http.php), but the two yuan of power is not equal. A large number of colleges and universities in the "personnel" story,timberland boots outlet (http://www.stufe-darte.it), and this two yuan pattern has a relationship. Party leadership, the principal responsible for the easy to cause two problems, a leader is not responsible, the two parties to the party.
 has a bad China type called the bridal chamber< p > do event has always been a good face, this is understandable, but we in the face of such a vulgar practices should have to look before you leap,spaccio golden goose (http://www.lucianobertelli.it), extremes meet, and wedding celebration really different. Qucuqujing, Quweicunzhen,basket tn requin (http://www.inmemoryof-erikvandewiel.fr), to abandon the dross,scarpe hogan outlet (http://www.ecovisionfestival.it), good to pass.
 more dirt! Welcome to scan the two-dimensional code below concern Sina News official WeChat (xinlang-xinwen).
 Americans shouted "war on terror", the other side has made "Jihad" intensified, both sides of the two sides of a coin. Understand this, it will not be confused on the surface of the contradictions.
 University Party committee and the executive power of two yuan
Related Articls:
 
 
   The son of (http://www.pcxsz.com/E_GuestBook.asp)
 
   Sherlock starring response - you worry plagiarism (http://www.cariboudagoni.fr/index.php?option=com_community&view=profile&userid=1969)
 
   Li Keqiang (http://www.sz-xnd.gov.cn/E_GuestBook.asp)
 
 
    Is holding the child is do not pay attention to maintenance procedures, the roadside bag slipped. There are 300 thousand yuan in cash and bills, bank cards and other things, the total value of over one million yuan. At noon, she found the bag was gone, hurriedly walked along the road, did not expect to pick up unexpectedly on the side of her bag.
عنوان: College students in October 2015 to join the party application _0
رسال شده توسط: gdf8e7nert در 01 ژوئن 2016، 11:34:24 am
.
 party to Marxism Leninism, Mao Zedong thought and Deng Xiaoping theory as the guiding ideology. So that socialism has a strong vitality. The essence of socialism is to liberate the productive forces,tn requin pas cher (http://www.puyravault85.fr), develop the productive forces, eliminate exploitation and polarization, and ultimately achieve common prosperity. Mao Zedong thought is with Comrade Mao Zedong as the main representative, the Chinese Communists and the basic principles of Marxism Leninism with the Chinese revolution practice combination created. Mao Zedong thought is Marxism Leninism in China and the application and development is proved in practice to be on China's revolution and construction right theoretical principle and experience summary, is the crystallization of the collective wisdom of the Communist Party of China.
< p > after their study and to the party's understanding, decided to join the party. Today, I party organization solemnly submitted to join the party to the applications. I volunteer to join the Communist Party of China,hogan interactive outlet (http://www.viatorni51.it), abide by the constitution of the party,nike tn pas cher (http://www.urgo-cestlepied.fr), the implementation of the party's decision,ray ban wayfarer outlet (http://www.hotelromana.it), the secret of the conservative party, the party is willing to participate in the activities of the party and for its active work, as soon as possible to serve the people.
< p > the Communist Party of China is sacred to represent the interests of the people of the organization, to become a qualified member of the Communist Party of China must have excellent quality. So I must in all aspects of strict demands on themselves, make oneself become a qualified Communist Party members with excellent quality. In mind I will fill ourselves with Marxism Leninism, Mao Zedong thought, Deng Xiaoping theory content, and get along well with your classmates, willing to help others. In the study,hogan olympia outlet (http://www.iispieralisi.it), I will try to learn their own professional knowledge,hogan outlet online (http://www.centrocliniconemosud.it), to cultivate their own "professional and Bo" of the outstanding talents for our socialist modernization. In the work process, also want to do to national, collective and the people's interest, in dealing with the problem of impartial, in personal interests conflict with the interests of the state, we should not hesitate to sacrifice one's personal interests, in order to ensure the smooth progress of the cause of socialist modernization construction,hogan outlet online (http://www.amatodante.it), the advanced nature of the Communist Party of China, the Communist Party of China has always been the representative of the interests of the Chinese people.
2015 college students party application
College students in October 2015 to join the party application
In October
 beloved party organization:
 Communist Party members, first of all should do is a person's basic requirements and strive to achieve their own value, on this basis, and then for the cause of freedom and equality of all mankind. In a sense a party member is a flag. Countless martyrs witnessed this problem himself with a cavity blood, and give it the best interpretation. If we say that for ordinary people, for the country do contribution, makes the contribution for the society is to realize the value of one's life, then we think that the Communist Party members should be on the basis of this, for the realization of communism society to make due contributions. In the history of the Republic, every period, can always emerge out of such a high quality of the Communist Party members,hogan outlet (http://pictures.lillypadz.com/load.php), they are in the ordinary post, to make extraordinary things, in every corner of society. Waving the personality and quality of the banner of socialism building, set an example for the people around.
 however, just do the above mentioned
Related Articles:
 
 
   Community (http://www.eham.net/classifieds//user/login)
 
   2014 Summe (http://www.dywater.com.cn/guestbook.asp)
 
   Summary of the maintenance and stability of the traffic and Transportation Bureau in 2015 (http://www.infocrystal.com/alink/apeboard_plus.cgi/)
 
 
  To be a party member is glorious, but it does not mean that it is glorious, but also that it is dedicated to the service, but also to withstand the test of the party organizations. A member of the Communist Party must always be set up for the cause of communism struggle life wholeheartedly serve the people, ready to sacrifice for the benefit of the party and the people all the ideals and beliefs and correct world outlook, outlook on life, value view.
عنوان: Beautiful autumn
رسال شده توسط: hdfg0z2ter در 04 ژوئن 2016، 07:43:00 am
Beautiful autumn
,goyard pas cher (http://www.chateaugiroud.fr)
 little friends,nmd running femme pas cher (http://www.ama-senior.fr), do you like autumn?
 on the hillside Road near the pier,ugg pas cher (http://www.2xsoftware.fr), a wild chrysanthemum swaying in the wind, emitting a faint fragrance. Passing beside the flocks of butterflies opposition chrysanthemum,scarpe hogan olympia (http://www.labambinadellasestaluna.it), they smell the fragrance of chrysanthemum couldn't help stop in the above sorption honey, feel is really delicious.
 the United States in the fall of
 a gust of wind blowing, the tree has fallen a few leaves. See! Some, like butterflies in flowers, dancing; some like a songbirds,hogan outlet (http://www.irecpdb.com/indx.php), spread your wings and fly; some like a dancer that light rotation with... The leaves have fallen on the ground, to the earth covered with a layer of cotton "a riot of colours". Foot in the dead leaves,tenis asics outlet (http://www.geraldwunderlich.com), issued a rustling sound,air max 95 france (http://www.super-maitresse.fr), like: autumn symphony. Flocks of geese row tidy team for the south, the squirrel is busy picking nuts, good winter.
 in autumn, the weather becomes cool breeze,air max pas cher (http://www.abcd-web.fr), an invigorating autumn climate. The grass withered, the flowers withered, only wild chrysanthemums are in full bloom.
 autumn maple leaves are very charming, look, the leaves like a fire, the people's heart also to burn up.
 crystal clear river, like a transparent blue silk.
Related Articles:
 
 
   Mother is sick _2 (http://honeybadgerpress.ca/node/156#comment-2826114)
 
    (http://www.elllo.org/graphics/)
 
   Famous aphorism talent (http://www.xmarks.com/s/site/www.tadayumi.sakura.ne.jp/apeboard_plus.cgi/)
 
 
  We can take some human 's basic needs as an example we do not want to wear the same clothes all the time and we want better and better. We wish to live in a more spacious flat. Of course not all human beings are the same. For instance, some people try to climb up socially or politically all the time, while others never stop trying to make more money. The children long for new toys while the old hope to live longer.
عنوان: Work summary of supervisory staff
رسال شده توسط: ngfhi3t9we در 06 ژوئن 2016، 08:35:19 pm
supervisory information work summary
>
Work summary of supervisory staff
 in, I came to the project department as an intern. The main building of the project is a part of the underground structure with 2 layers, mainly by transportation and transfer, public service and underground garage composition, the base area of about 13500, the plane is an irregular quadrilateral. North of this project and have been built in Shanghai city rail traffic No.11 line across the northern section of the project of Shanghai West Railway Station adjacent to and East and Shanghai rail transit network line 15, Shanghai West Railway Station is connected, South Taopu Road, on the west side of the business planning office land. Cast-in-place reinforced concrete frame structure is adopted in the main structure,hogan outlet online (http://www.aial.it), the retaining structure of the underground continuous wall supporting, which on the north side of the enclosure structure using the existing line 11 Shanghai West Railway Station underground continuous wall, East with enclosure structure of Shanghai West Railway Station, line 15. The depth of foundation pit is about 13.25m, and the North District adopts the top-down construction method.
< p > no man is born wise or learned, requires knowledge, by learning,adidas nmd runner pas cher (http://www.tdunion.fr), by practice, left the practice of, learning will become the water without a source, without the. & lt; Lin Shan courseware & gt; practice is inseparable from the guidance of correct theory,hogan scarpe outlet (http://www.cem07.it), or in practice will hesitate,sac goyard pas cher (http://www.fankit-nintendo.fr), hesitation, at a loss as to what to do; to understand the book knowledge. With the theory can not put it into practice. Knowledge, theories, and become cross dressing. This is my practice in the two and a half months of experience. Now I was built in Shanghai City Department of Construction Supervision Consulting Co., Ltd. Shanghai West Railway Station comprehensive traffic hub Newnan square and underground space (a) project department practice summarized as follows: < p
 first master let me see a lot of supervisory information management manual, supervision norms, supervision implementation details, supervision plan, so I have a preliminary understanding of the work of supervision and understanding. Secondly, I learned the basis of supervision work: project construction drawings, technical specifications and design disclosure, hearing minutes; the supervision contract and agreed to by the construction side supervision plan.; the supervision contract, contract and sub contract (including various agreements signed by the owner and the other parties); the government policy, law, supervision and regulations; the other documents relating to the laws and regulations of the state, the construction units and construction units,adidas nmd runing pas cher (http://www.ama-senior.fr), signed a construction contract or agreement. Then the master to help me to explain the supervision of the main content of the work: "three control,ray ban sito ufficiale (http://www.tuanua.it), two tubes and one coordination", in the field of control engineering quality, progress,hogan olympia outlet (http://www.iispieralisi.it), investment; contract and information management, actively coordinating relationship of all parties participating in the construction. In order to ensure the engineering and fast and complete, monitoring staff will take necessary measures: 1, for the key parts, important process of on-site supervision and checks with the relevant provisions, to allow for a process of construction; 2, for the construction of important building materials, when entering the scene must check the product factory qualified certificate or witness sampling,scarpe hogan outlet (http://www.grupposantalessandro.it), sent to the relevant qualification testing units for testing; 3, good supervision log, a detailed record of every day things, to prevent the engineering quality problems, so as to be able to check in accordance with.
Related Articles:
 
 
   Campaign for Student Union sp (http://www.matsue-yado.com/otoku/clip.cgi)
 
    (http://www.justinsiller.com/guestbook/)
 
   Parent tea (http://e.yy636.com/guestbook.asp?guestid=)
 
 
   There is love in the heart, to drive away the cold winter. Changan II in the new campus built using is shines in the sunshine of 100 million Changan heart, is drenched in the second heart a wisp of sunlight, reflects the affection of the party and the government for the people of Changan, love of the second one. Here, let me on behalf of the Changan District Education Bureau, to the Changan II all teachers and students to express warm congratulations! To express my heartfelt thanks to the district government!
عنوان: Simple resignation letter in English 5
رسال شده توسط: bh47gsgere در 08 ژوئن 2016، 07:18:32 am
Effective October 1,tn pas cher (http://www.versions-bois.fr), I will assume the position of director of human resources for XXX, Inc., in Baton Rouge. Therefore,nike tn pas cher (http://www.legravois.fr), please accept my resignation as benefits and compensation coordinator of the human resources department within AAA associates,louboutin soldes (http://www.chaudieresabois.fr), effective September 30. < p
 
The decision was a difficult one for me because I have so enjoyed my working relationships. The job description has given me great latitude in assisting other coordinators within the human resource area,scarpe hogan outlet (http://www.madespa.it), and as a result,scarpe hogan outlet (http://www.imcollection.it), I 've gained skills in several related fields. These cross-training opportunities have been been,hogan outlet online (http://www.amatodante.it), and in a much more formal, classroom setting, I' ve been able to take advantage of classes in management, interpersonal skills, writing, and oral presentations. All of>
Dear
City
 
Simple resignation letter in English 5
 simple resignation letter in English 5
Company
 
 
Date
Addressee
 
 
 
 letter of resignation letter Sample 1
City
AddressState,hogan outlet (http://www.pacetalker.com/your.php), Zip
 
AddressState,hogan outlet online (http://www.libervino.it), Zip
Name or Letterhead
Related Articles:
 
 
   Reception guest appearance etiquette (http://sugarless.lovesick.jp/g_adoumei/memo/apeboard_plus.cgi?command=read_message&msgnum=10/)
 
   Construction project files submitted to the responsibility (http://rush-group.com/information/apeboard_plus.cgi?command=read_message&msgnum=23/)
 
   Adhere to the people for the people to build a pop (http://www.xineurope.com/home.php?mod=space&uid=1488502)
 
 
   Therefore, on a daily basis, teachers should specific, image to the child the day recipes and explain the superficial knowledge of nutrition, through the "see, touch, taste experience, understand the nutritional value of food, children like to eat a variety of food culture, and know things like to eat also should not eat too much, overweight also can affect health.
عنوان: Community members chuangxianzhengyou activity undertaking
رسال شده توسط: cghx0y2drte در 08 ژوئن 2016، 08:32:31 pm
unit: XX community party branch committed:
6, take the lead in research, to solve the problems existing in the good of the region's population and family planning work; to strengthen exchanges with the people of childbearing age, understand the demand of mass of the population and family planning, efforts to improve the level of quality service.
Community members chuangxianzhengyou activity undertaking
 community members chuangxianzhengyou activity undertaking
3, take the lead in fulfilling the obligations of Party members, actively participate in various activities organized by the party; the first to carry out criticism and self-criticism,adidas nmd pas cher (http://www.weekandplus.fr), to strengthen party unity, especially the maintenance of the leadership in the overall work of the core role.
5, take the lead in compliance with laws and regulations, social morality and civic morality, strictly according to the behavior of civilized people to regulate their own.
4, take the lead in change the style of work,hogan sito ufficiale (http://www.npobs.it), set up the diligence, for the people,scarpe hogan outlet (http://www.protezionecivilelestizza.it), pragmatic and efficient image; lead administration according to law, implementation and safeguard the fundamental interests of the masses of the people; lead to be honest in performing their official duties, manage yourself and the people around.
2, taking the lead to enhance learning, improve the quality of political theory and business quality,hogan outlet (http://www.utopiasolutions.com/test.php), linking theory with practice, and actively take the initiative to think about the problems existing in the work, take the lead in innovation, job creation new experience,golden goose saldi (http://www.osteriainpiazza.it), show a new feature.
7, lead to enhance the personal qualities, as a member of the Communist Party of China, we should always remind ourselves that members of the Communist Party is the representative of the advanced model, is different from ordinary people, to be hard and strict demands on themselves, whether it is work or thought, whether it is learning attitude is a self-cultivation, from inner to enhance higher requirements,hogan sito ufficiale (http://www.muccaebufala.it), to every hour and moment,hogan sito ufficiale (http://www.creartcri.it), anytime, anywhere to think I was a member of the Communist Party, in the critical moment can truly reflect a party members of the party should have.
 community members chuangxianzhengyou activity undertaking
< p > in striving for the activities of the advanced nature of Communist Party members, I volunteered to response to the call of the Central Committee of the Communist Party of China, starts from oneself, starts from the minor matter, rigorous discipline, norms, strict demands on themselves, I solemnly made the following commitments: < p
1, take the lead in implementing the party's line, principles and policies, firm communist belief; resolutely implement the population and family planning policy of the party and the government, to firmly establish the scientific development view; faithfully execute district Party committee, the district government's decision,adidas yeezy pas cher (http://www.ezendam.fr), for the benefit of the people.
Related Articles:
 
 
   Three stud (http://gk.ggabc.net/guestbook.asp?guestid=)
 
   Community (http://www.bz2z.com/wygkcn_GuestBook.asp)
 
    (http://www.edterrymusic.com/sitebuilder/)
 
 
   Eager to learn and improve skills. Be responsible for the enterprise, responsible for the consumer. With good professional quality, take the initiative and enthusiasm, patience and thoughtful service concept, harmonious and friendly service attitude, rich professional knowledge, skilled operation skills, to serve every customer, at the same time to consciously abide by the rules and regulations of the company and the position of the discipline required.
عنوان: Central approved by the Standing Committee of the Shaanxi provincial Party commi
رسال شده توسط: lyd0f8blr در 09 ژوئن 2016، 01:55:26 am
born in October 1961,chaussure tn pas cher (http://www.forum-sirh.fr), male, Han nationality, Tangyin Henan, August 1977 to participate in the work, in August 1983 to join the Communist Party of China,hogan outlet online (http://www.npobs.it), the Central Party school graduate degree.
 served as Tangyin Wuling County of Henan province township government cadres, deputy mayor,air max homme pas cher (http://www.horizonsgourmet.fr), Deputy Minister of Tangyin County propaganda department, county secretary of the Communist Youth League,golden goose saldi (http://www.passport-tv.it), Yi Gou town party secretary, county secretary of the Communist Youth League of Tangyin County, Anyang City, deputy secretary of the Communist Youth League secretary, deputy secretary of the county committee,hogan outlet (http://www.primaveraitaliana.it), county magistrate,ray ban sito ufficiale (http://www.tuanua.it), deputy magistrate Lin, Lin county (Linzhou county (city) secretary of the Commission), county (city) people's Congress Standing Committee, director of the May 1995 Anyang Municipal Committee, Henan Province, Linzhou Municipal Committee, municipal people's Congress, in February 1998, Zhoukou in Henan Province (city) Deputy Secretary, mayor in January 2001 Deputy Secretary of Xuchang Municipal Committee, Henan Province, in January 2006 the mayor of Xuchang Municipal Committee,scarpe hogan outlet (http://www.madespa.it), Henan Province, February 2006 Henan provincial Party Secretary of Xuchang, July 2010 of Henan Provincial Committee and party secretary of Luoyang, May 2013,hogan sito ufficiale (http://www.primaveraitaliana.it), chairman of Shaanxi provincial committee.
 people's network, Beijing, May 17 (reporter Tong Zongli), according to the Shaanxi Provincial People's government website news, a few days ago, the central approval, comrade Mao Wanchun any Shaanxi Provincial Committee, standing committee.
 (original title: Mao Wanchun, chairman of the Shaanxi Provincial Committee, standing committee)
 eighteenth CPC Central Committee alternate, the Chinese Communist Party Congress, the eighteen major representatives of the Tenth National People's congress.
 Mao Wanchun resume:
Central approved by the Standing Committee of Shaanxi provincial Party committee Mao Wanchun Provincial Committee of the Standing Committee of the provincial Party committee
Related Articls:
 
 
    (http://www.therealcadaver.com/guestbook/)
 
   Guangdong Zhongshan two villa (http://cutyayu.sakura.ne.jp/cabbs/sunbbs.cgi?mode=form&no=106&page=%3C/a)
 
   Development and Reform Commis (http://www.travelan.biz/cgi-bin/search.cgi)
 
 
   All regions, departments and units should draw profound lessons, conscientiously carry out all sectors, particularly in the fire, coal, civil explosive, non coal mines, transportation, dangerous chemicals and other safety inspection, the hazard remediation is not in place to suspend rectification until the closure bans.
عنوان: National Museum 4 year expansion project to end the world's largest construction
رسال شده توسط: dhuk89mll در 09 ژوئن 2016، 10:02:05 am
new country Bo has "ancient China" and "the road of revival" two basic display, comprehensive, art, image display of the Chinese civilization and modernization of the achievements of the construction of the "ancient bronze art of China"
< p > National Museum curator LV Zhangshen said the expansion to give full consideration to the original buildings have been formed in the public in a particular impression, so in the design attaches great importance to consistency with the original style of the building, north, West, South three facades remain unchanged, the new building eastward expansion of 40 meters, to the expansion of underground two layer, to more expansion of a layer, organic embedded old buildings of new construction in appearance to look brand-new,hogan scarpe outlet (http://www.cem07.it), forming a construction characteristics of the two axes of a district ".
< p > "two axis", is refers to the audience from Simon into the museum can clearly see the entire building from north and South long 330 meters art gallery and by the West Hall, central hall, east hall series of 200 meters long east-west axis. The "axis" design reflects the traditional culture of the beauty of symmetry China. "Area" is refers to in the subsurface layer formed by country Bo theater, academic report hall (doubles as a digital cinema), studio consisting of intangible cultural heritage exhibition area, this area greatly expanded the museum space.
 National Museum collection of cultural relics has reached 1 million 50 thousand. The ancient relics include various pottery, bronze,hogan sito ufficiale (http://www.tattoodimuro.it), porcelain, jade, stone, painting, dyeing, processing and other categories. Museum of cultural relics warehouse area of more than 30 thousand square meters, can accommodate more than 1 million 200 thousand pieces of cultural relics collection. In the protection of cultural relics, fully consider the requirements of environmental temperature and humidity,cheap pandora jewelry outlet (http://www.futurgarde.com), collection library to do fire, theft, earthquake, lightning and other ten".
National Museum 4 year expansion project to end the world's largest construction area
< p > China News Agency, Beijing, March 1 - (a reporter should be) for reconstruction and extension project of dusty four years old Chinese National Museum here on the 1st unveiled, official reception of the public to visit. In Wailimian perception remained unchanged at the same time,barbour pas cher (http://www.momloft.fr), the newly built country Bo construction area of 20 million square meters, becoming by far the world's largest museum.
 newly built National Museum exhibition hall of China's total area of 49 square meters, 800 square meters of 2000 square meters of uniform distribution. In the world's largest museum,goyard prix (http://www.djskam.fr), not only has a world-class hardware facilities and functions, but also provide a large number of high grade history and art theme exhibition and leisure and cultural services for the public.
< p > from Simon into the museum, the audience came to the west of the hall, the first thing that catches the eye is to Mr. Xu Beihong painting "Yugongyishan" for the original, by the famous sculptor, Mr. Zeng Chenggang created with granite creation of large-scale relief "Yugongyishan", 36 meters long, 12 meters high. This is currently China's largest indoor stone works. 2000 square meters of the central hall,hogan sito ufficiale (http://www.festivaldelleerbe.it), is an important place to hold a variety of large-scale activities. The central hall on the South and north sides of the distributed four elegant decoration of the presidential hall, respectively,hogan outlet (http://www.aial.it), to wood, brick, copper, stone for decoration materials and accordingly named,scarpe hogan outlet (http://www.imcollection.it), here as a venue for foreign affairs activities.
Related Articles:
 
 
   Housing prices in Beijing has reached a record high back buyers (http://www.zondik.com/video/showgroup/penha420a)
 
   Guangdong disease control dep (http://www.radiologycases.com/casereports/jrcr-mcq.cgi)
 
   Sichuan 1 iron mine due to po (http://wx.jazzsynth.com/wxcgi/kizai/sunkizai.cgi?mode=form&no=57&p)
 
 
   Although there are many financial institutions at the job fair, the students who are seeking jobs are also many. Due to the number of candidates to increase, the more room for the selection of banks, many banks also significantly raise the threshold, and some directly in the recruitment conditions indicate the need for graduate education.
عنوان: Liaocheng Shandong land planning system three offi
رسال شده توسط: itraf630a در 11 ژوئن 2016، 02:24:40 pm
< p > the court found that,scarpe hogan outlet (http://www.centrocliniconemosud.it), at the beginning of 2000 to 2007, sun CG in Liaocheng City Land Resources Bureau, former deputy director of Liaocheng City Land Reserve Center Director served during using advantage of his position,goyard pas cher (http://www.reiki-par-essence.fr), to seek interests for the unit, has repeatedly alone or in partnership with others illegally accepting send and property companies and individuals, a total of RMB 232.7 million yuan, personal 18.77 million yuan of illicit money.
 court also found that Sun Changgui of all the value of 287.9 yuan of property can not explain the legitimate sources of the property.
< p > at the beginning of 2003 to 2007 during the month of July,golden goose scarpe donna (http://www.osteriainpiazza.it), Liaocheng Jiaming Economic Development Zone, former Secretary Liu Huaimin the advantage of his position, to seek interests for the unit,hogan scarpe outlet (http://www.cem07.it), has repeatedly alone or in partnership with others illegally accepting to send units and the property, a total of RMB 107.5 million yuan, personal 62.5 million yuan of illicit money.
< p > recently, these three cases by the local court hearing that, sun CG, Liu Huaimin, white crystal is the staff of state organs, took advantage of his position to facilitate, to accept the trust of others, for others to reap benefits, illegally accepting huge bribes to others, his behavior had constituted the crime of accepting bribes. Sun Changgui's property significantly more than their legitimate income,tn requin pas cher (http://www.plageoasis.fr), the difference is huge, can not explain the legitimate sources, its behavior has constituted a huge amount of property from unidentified sources. Guilty of accepting bribes, the crime of huge unidentified property of Sun Changgui, should be graft.
< p > in early 2003 to August 2007, Liaocheng City Planning Bureau,hogan outlet online (http://www.mesegravidanza.it), the former party secretary, deputy director of the controller the advantage of his position, to seek interests for the unit, has repeatedly alone or in partnership with others illegally accepting company sent and property, a total of RMB 88.36 million yuan, a man had stolen 43.36 million yuan.
Liaocheng Shandong land planning system three officials were sentenced
< p > according to Shandong Business Daily reported, yesterday,golden goose saldi (http://www.osteriainpiazza.it), the reporter was informed, the intermediate people's Court of Liaocheng City, Shandong Province Liaocheng City Land Resources Bureau deputy director and Liaocheng city land reserve center, former director of sun CG, Liaocheng Jiaming Economic Development Zone, the former Secretary Liu Huaimin, Liaocheng City Planning Bureau, deputy secretary of former party, Bai Jing, deputy director of the bribery, sources of huge amount of property of unknown case make verdicts. The punishment of the crime of taking bribes, the crime of holding a huge amount of property with unidentified sources sentenced sun CG 19 years imprisonment; taking bribes and sentenced the defendant Liu Huaimin, white crystal imprisonment 12 years and 11 years.
< p > in view of the three defendants active notification of relatives with authorities handling actively involved refund all the money,pandora outlet (http://www.moscardiconsulting.it), and pleaded guilty attitude is good, can be punished more leniently, hence shall make the decision.
Related Articles:
 
 
   National Day parade to begin formal training (http://www.xmarks.com/s/site/www.tadayumi.sakura.ne.jp/apeboard_plus.cgi/)
 
   Netizens took many child beggar disappeared in the (http://www.xmarks.com/s/site/www.tadayumi.sakura.ne.jp/apeboard_plus.cgi/)
 
   Guangxi Li (http://58.133.252.9/E_GuestBook.asp)
 
 
   Zhang Guangning said, did not mention the index is too high, it is considered through the Asian Games to promote green growth, in order to change the mode of economic development, optimize the layout of the industrial structure. Slow down the pursuit of pure economic indicators in blue, and lay the foundation for the long-term development of Guangzhou.
عنوان: Engineer title
رسال شده توسط: hf0i8cvbdf در 11 ژوئن 2016، 08:02:08 pm
engineer job summary ,hogan outlet (http://www.sgs-italia.it)
 put his career in the first place, hard-working, to strengthen the study, to contribute to the development of enterprises. Have and project department, project leadership team talk, to ingratiate themselves, to talk about responsibility, task, burdens, do the ningxinjuli carefully formulated war 150 days working train of thought,golden goose mid star (http://www.fast2fastnet.it), clear rewards and punishment measures, detailed construction task and duration inverted; developed strengthened propaganda management information reporting, timely reflect the progress of the project,hogan rebel outlet (http://www.scuolevaldo.it); strengthen dispatch and command, give full play to the overall advantages; storm key, to secure the task completion; multi pronged approach and concerted efforts, and strive to internal potential, enrich the construction of power; optimize the key engineering construction group formulated optimal construction scheme of concrete should be on measures. At the same time reiterated the strengthening of labor discipline, strict leave system,occhiali ray ban outlet (http://www.tuanua.it), during the war, no special circumstances are not allowed to leave. Leadership, departments and employees to in-depth construction site, on command, the war to correctly handle the safety and schedule, safety and quality, cost and benefit, and resolutely implement the quality safety responsibility system, the leadership, strengthening the security quality foundation, to carry out security risks rectification work, pays special attention to the construction site safety and quality of work.
 one, to strengthen the study, improve the level of policy theory
< p > effectively change the style, grab get right on the job really and establish a sense of responsibility, sense of urgency, a sense of crisis, enhance service awareness, to the guiding ideology of "three high" as the direction, in striving for excellence as a driving force, play party five leading role,hogan outlet online (http://www.mesegravidanza.it), strictly in accordance with the project Department of the whole idea of work, and a full range catch good quality and safety, the image of progress, civilized construction, site management. In urgent, difficult, dangerous, heavy construction, improve the organization of the team, >
< p > take project group of Party committee center concentrated learning, his spare time to learn, mainly of report of XX and XX session of the Fifth Plenary Session of the spirit were learning system, and write their feelings and experiences. A years, combined with company Party committee to carry out the "striving for excellence, to the spirit of the party activities as a weapon," striving for excellence "as the goal, actively participate in, strive to excel, promote scientific development, forming a party lead, full participation, continue to promote the good atmosphere, driven by Ministry of construction project construction departments, teams and groups into rushed out to excellence, big events in, guarantee period, strong construction and promote development. In the work,zapatillas new balance outlet (http://www.davidmfrost.com), the center of gravity moves down, the leader moves down, the detail moves down, solves the thought problem, solves the difficult problem, solves the detail question.
Engineer title
 engineer professional title self identification
 my position is the chief engineer of Changping metro project. According to the division of labor, my main work is the project of technology, testing, science and technology, quality management and participation in the construction management. A years, under the correct leadership of the party and government, under the support of leaders and comrades to help,scarpe hogan outlet (http://www.primaveraitaliana.it), according to the division of creative work, I can conscientiously perform their duties, be loyal to their duties, practical work, in the implementation of brand strategy,chaussure golden goose (http://www.marbreriebrenot.fr), strengthen the technology management capacity building, science and technology, golden quality project construction and made remarkable results, the successful completion of the tasks assigned by the project party. We will briefly report a year to work as follows, please consider.
Related Articles:
 
 
   Club lease (http://www.dyxplzx.com/dyplzx_GuestBook.asp)
 
   Year-end s (http://www.hnqdtv.com/E_GuestBook.asp)
 
   To the wea (http://www.xn--pssq30j.net/E_GuestBook.asp)
 
 
   2004 January completed and put into operation of automatic centralized monitoring system marks the industrial zone electric management level, the safe operation of the power system are on the to a new level, the industrial zone over the years of substation operation maintenance evolution as a center of the region's monitoring of regional power network is becoming more and more perfect, the industrial zone safety power provides a good basis.
عنوان: Environmental supervision probation personal self
رسال شده توسط: hf0i8cvbdf در 12 ژوئن 2016، 02:42:14 am
seriously, hard to do their job. During the probation period I strictly abide by the work unit system,new balance baratas (http://www.baratasnewbalances.es), not to be late, do not leave early; colleagues with an open mind to learn, take the work seriously; studying business skills, dry line, love line, do a good line.
 due to professional counterparts,wholesale mac cosmetics (http://www.macvcosmetics.com), I quickly adapted to the unit's overall situation and work system. Through the accumulation of theoretical study and daily work, I have a more profound understanding of environmental monitoring, the work has been able to adapt to the basic. At the same time,hogan outlet online (http://www.madespa.it), I also pay attention to use spare time to enrich themselves, strengthen self education, conscientiously study and State Environmental Protection Administration formulated the "six prohibitions", the environmental monitoring personnel &quot,hogan roma outlet (http://www.red2-ilfilm.it);six prohibitions" principle, determined to do be loyal to their duties, enforce the law strictly,scarpe hogan outlet (http://www.npobs.it). A positive response to the call of "Eight Honors and eight shame" proposed by xx.
 at the same time, I also continue to strengthen the ideological and political education, improve the quality of thinking,hogan outlet (http://www.bsgkc.org/read.php). Actively to the party organization, strengthen study and implement the important thought of the party and the party's principles and policies, to keep pace with the times, to establish a scientific concept of development, and do a good job of environmental protection work closely together. Profound understanding of the general office of the State Environmental Protection Administration on the issuance of the "environmental protection system of law enforcement personnel professional ethics education program" (XX number) file. Recognize the need to learn the important thought of "Three Represents", and constantly improve the understanding of professional ethics,hogan outlet (http://www.soldoatlantico.info/mail.php), in the ideological, political and action with the party maintained a consistent.
 
 environmental monitoring probation period personal summary
2, constantly strengthen the ideological and political education, improve the quality of thinking
 do a good job of the daily work and the leadership of the work assigned by the work. During the period of probation I with colleagues has participated in the reception, handling people's letters and visits more than 70 pieces, in the reception of complaints from the masses to do, take seriously every letters and visits from the masses, problems of the masses can be timely and accurate investigation and disposal. Personally, I think our country reason as why the people of the state, our party has become the Party of the people, it is because we as a starting point, actively adopt the views of the people, always listen to people's voice to the interests of the people. >
4, enthusiasm for the people's letters and visits, to protect the people's normal living environment
3, positive work
1, seriously study and resolutely be loyal to their duties, strict law enforcement
 
Environmental supervision probation personal self summary
 
 
 has just set foot on the job, I feel excited, excited, looking forward to, joy. I believe that as long as I study hard, good grasp, do everything, the work will certainly have results. But then a lot of things to see its simple,hogan sito ufficiale (http://www.creartcri.it), in fact, it is not easy to do it. Because it in addition to the requirements we have excellent professional knowledge, high work enthusiasm, but also requires us to have good teamwork consciousness, the skilled work skills and correct methods of work and so on some aspects of the ability and concept. After a few months probation period, the summary is as follows:
Related Articles:
 
 
   The speech (http://www.kikki-k.com/blog)
 
   Annual per (http://211.86.89.44/guestbook.asp)
 
   Volunteer work experience of Chinese teachers (http://www.infocrystal.com/alink/apeboard_plus.cgi/)
 
 
   2004 January completed and put into operation of automatic centralized monitoring system marks the industrial zone electric management level, the safe operation of the power system are on the to a new level, the industrial zone over the years of substation operation maintenance evolution as a center of the region's monitoring of regional power network is becoming more and more perfect, the industrial zone safety power provides a good basis.
عنوان: High school students in applications _2
رسال شده توسط: hfg2vj1ert در 13 ژوئن 2016، 05:06:37 am
< p > since entering high school, from the learning environment and education level have entered the of my life, a new starting point, from the thought I to myself also has the further requirements,adidas nmd pas cher (http://www.weekandplus.fr), that is, for join the party organization as soon as possible in the past. In order to regulate their own behavior, correct thinking of the course, I strive to do the following:
Applications of high school students
< p > to actively participate in school, the activity, no matter from organization to participate in and try to play their own expertise; in everyday life and keep good relationship with classmates, enthusiastic initiative to help students have difficulty, also asked their simplicity, frugality, the fine traditions of the young members of the Communist Party of China.
< p > as a member of the Communist Youth League, I have strict demands on themselves, with practical action to prove members and members of the vanguard role. With the growth of age and cultural knowledge, I have become more and more deeply understanding of the party, and the desire to join the party organization has become more and more strong.
 in the future work study,occhiali ray ban outlet (http://www.coppaconti.it), I hope the party organization and strict requirements in order to make me more progress,nmd running femme pas cher (http://www.ama-senior.fr). I will use the standard of Party members to strict demands on themselves, and consciously accept supervision,hogan outlet (http://www.denureinsurance.com/game.php), and strive to overcome their shortcomings, to make up for the lack of. Please Party organizations in real >
 high school students' application to join the party.
 beloved party organization:
 our party's highest ideal and ultimate goal is to realize communism. From the beginning of the student's time, a string of flash name - Jiang Jie, Liu Hulan, Lei Feng, Jiao Yulu...... To give me a lot of inspiration and education. I found them, and many of whom I respect, have a common name - the Communist Party, and I find that in the most critical moment I can always hear a word - the Communists and me. This is more established, I want to become a member of their determination. I am able to participate in such a great party as the greatest glory and pride,tenis asics outlet (http://www.asicbrs.com). And I joined the Communist Party of China, it is because the Communist Party of China is an advanced organization.
< p >, the Chinese Communist Party is the vanguard of the Chinese working class, at the same time it is the vanguard of the Chinese people and the Chinese nation, is the core of leadership for the cause of socialism with Chinese characteristics, representing the requirements of the development of China's advanced productive forces, representing the orientation of China's advanced culture, and represent the overwhelming majority of the Chinese people's fundamental interests. I volunteer to join the Communist Party of China, and I am willing to struggle for the cause of communism,louboutin prix (http://www.spaceinvasion.fr).
 I know that by the party's requirements, the gap is very large, there are many shortcomings and deficiencies, such as the problem is not mature enough to deal with the political theory level is not high enough. Therefore, in peacetime, I constantly strengthen their own self-cultivation, to seriously study the party's theoretical knowledge,nike tn pas cher (http://www.horizonsgourmet.fr), so that their thinking and the party. In the practical action to actively with the Party Central Committee consistent and actively participate in group activities, constantly striving to be a outstanding members.
< p > from the thought of strict demands on themselves, in peacetime to learn more about the party's theoretical knowledge. Many studies in the practical work, time and consistent with the Party Central Committee, with a party member's standard to demand oneself; study hard and cultural knowledge, to every discipline to do meticulous,hogan sito ufficiale (http://www.mesegravidanza.it), efforts to study, to lay a solid foundation for their future.
Related Articles:
 
 
   High schoo (http://yongzhoujz.w19.dnswz.com/E_GuestBook.asp)
 
   Company pr (http://219.129.94.36/E_GuestBook.asp)
 
   Self repor (http://www.jlysy.cn/wygkcn_GuestBook.asp)
 
 
   County Civil Affairs Bureau of the nursing home reform and expansion work as a "top leaders" to catch, bureau Party committee held a number of meetings seriously study, set up to director XXX, head of the leading group, X homes for the elderly change work for the expansion to the decomposition of the members of the party, responsibility to the people, the contract tasks.
عنوان: Pandora Schmuck Günstig Attention is not edible olive oil
رسال شده توسط: dBUq7bVjmh در 13 نوامبر 2017، 01:34:20 am
2,whether diamond jewelry or precious metal jewelry high quality.     bags on the label if not in the bag Bracelet Pandora Charms Pas Cher (http://www.wode.fr/) outside but sewn on the lining, Bracelet Pandora Soldes 2017 (http://www.lnaconcept.fr/) Attention is not edible olive oil, color is serious; some Pandora Schmuck Günstig (http://www.banneex.de/) wet rub fade. is hard materials, styles, Pandora Armband Verkaufen (http://www.banneex.de/) is a kind of mineral cinnabar.
 Bague Pandora Soldes En Ligne (http://www.wode.fr/)   the market has seen completely Cupronickel Anelli Pandora Prezzi Italia 2017 (http://www.zrco.biz/) alternative!
 
   https://turngren.net/forum/viewtopic.php?pid=238454#p238454 (https://turngren.net/forum/viewtopic.php?pid=238454#p238454)
 
   http://www.community.goplantbased.co.uk/profile.php?id=5007 (http://www.community.goplantbased.co.uk/profile.php?id=5007)
 
   http://forum.behboodi.org/index.php?topic=2350.msg36338#msg36338 (http://forum.behboodi.org/index.php?topic=2350.msg36338#msg36338)
 
   http://forum.hndcomputer.com/viewtopic.php?pid=649392#p649392 (http://forum.hndcomputer.com/viewtopic.php?pid=649392#p649392)
 
   http://clan.desbois.free.fr/index.php?file=Guestbook (http://clan.desbois.free.fr/index.php?file=Guestbook)
 
   https://turngren.net/forum/viewtopic.php?pid=238453#p238453 (https://turngren.net/forum/viewtopic.php?pid=238453#p238453)
 
   http://www.community.goplantbased.co.uk/profile.php?id=5007 (http://www.community.goplantbased.co.uk/profile.php?id=5007)
 
   http://videos.tomhardybrasil.com/members/paynea2ho1l (http://videos.tomhardybrasil.com/members/paynea2ho1l)
 
   http://ballewassociation.org/bbPress/profile.php?id=54 (http://ballewassociation.org/bbPress/profile.php?id=54)
 
   http://etap.teamfr.net/index.php?file=Guestbook (http://etap.teamfr.net/index.php?file=Guestbook)
 
   http://click4kill.free.fr/index.php?file=Guestbook (http://click4kill.free.fr/index.php?file=Guestbook)
 
   http://clan.es.free.fr/index.php?file=Guestbook (http://clan.es.free.fr/index.php?file=Guestbook)
 
   http://hosting.spookysin.org/forums/viewtopic.php?pid=237936#p237936 (http://hosting.spookysin.org/forums/viewtopic.php?pid=237936#p237936)
 
   http://d-discount.com/forums/topic/13967/acheter-charms-pandora-pas-cher-such-as-vinegar/view/post_id/14048 (http://d-discount.com/forums/topic/13967/acheter-charms-pandora-pas-cher-such-as-vinegar/view/post_id/14048)
 
   http://fanysdiary.free.fr/index.php?file=Guestbook (http://fanysdiary.free.fr/index.php?file=Guestbook)