انجمن های گفتگوی بهبودی

)---(پـــرانـتــز)!i( بـــاز)---( => قدمها ، سنت ها ، مفاهیم در انجمن های دوازده قدمی => نويسنده: اسماعیل در 25 فوریه 2013، 12:12:35 pm

عنوان: 9-درمورد توجيه ( بهانة ) لغزش هاي خود پنج مثال زنده بزنيد .
رسال شده توسط: اسماعیل در 25 فوریه 2013، 12:12:35 pm
1 زمانی که به خاطر بدهی در زندان بودم و به اجبار در قطع مصرف بودم،پس از آزادی از زندان بلافاصله رفتم خانه اقوام و مصرف کردم.توجیه من هم این بود که الان شش ماه است ترک کرده ام و دیگر معتاد نیستم و میتوانم یک بار بکشم و این حق من است که یک حالی به خودم بدهم!
۲- همانطور که قبلا گفتم یک روز در محل کارم دوستانم آمده بودند مواد مصرف کنند و من هم به آنها اجازه دادم، در حالی که خودم مدتها بود که مصرف نمیکردم.نتیجه این اشتباه این شد که من هم بعد از ساعتی کلنجار رفتن با خود، رفتم بالا و شروع به مصرف کردم.توجیه و بهانه من هم این بود که تا آخر عمر که نمیتوانم مصرف نکنم!همین یک بار را با اینها میکشم و کسی هم نمیفهمد.!
۳- زمانی هم که به خاطر تابلو شدن و تهدید های همسرم در قطع مصرف بودم،به خاطر خستگی و بیخوابی های بعد از ترک،حال و روز خوبی نداشتم.شبی با چشمان قرمز آمدم خانه و بلافاصله همسرم گفت رفتی کار خودت را کردی!و مرا متهم به کشیدن مواد کرد.من هم که فشار فیزیکی و روحی زیادی داشتم،زدم به سیم آخر و رفتم مواد تهیه کردم و کشیدم! آمدم خانه به همسرم گفتم:نگاه کن آدمی که مواد بکشد و نشئه باشد این طوری است!
توجیه من آنموقع این بود که حالا که هیچ کس مرا درک نمیکند و حتی موقعی که مواد نمیزنم،باز به من تهمت مصرف و یا دزدی میزنند،همان بهتر که مصرف کنم و اینقدر خودم را عذاب ندهم!
4 - زمانی دیگر که در قطع مصرف بودم، در شرایط قرار گرفتم و این بار خودم را این طور توجیح کردم که من سالها مشروب و مواد مخدر و هزار کوفت و زهر مار دیگر را مصرف کرده ام و الان تمام بدن من از بین رفته و دیر یا زود به خاطر بیماری های ناشی از اعتیاد خواهم مرد! پس چرا زحمت پاکی را به خودم بدهم در حالی که همه چیز به زودی تمام خواهد شد؟بهتر نیست این چند روز باقی مانده را خوش بگذرانم؟و با این استدلال احمقانه دوباره شروع به مصرف کردم!
5-من رفتم جبهه و مجروح هستم حالا توجیه ، دردی که ما مجروحها میکشیم هیچ کسی نمیکشه پس من باید هر از گاهی مواد مصرف کنم تا مروفین بدنم تامین بشه
6- من کمر درد داشتم رفتم عمل کردم اگه مواد مصرف نکنم نمی تونم برم سرکار و به خانواده ام سرویس بدم
7-من بچه طلاقم از روزی که چشم باز کردم توی خونه ما دعوا بلاخره مادرم طلاق گرفت من باید مواد مصرف کنم تا درد هایم آروم بشه
اسماعیل همه اینها را نوشتی همه این ها توجیه و بهانه است .
 نوشتن این توجیحات و بهانه ها باعث می شود اگر در زمان پاکی دوباره سراغ ما آمدند،بفهمیم که توجیه و بهانه هستند و بیماریمان است که دارد با ما حرف میزند نه عقل و منطق ما!
 زیرا زمانی که ما داریم این توجیحات و بهانه ها را برای مصرف کردن به کار می بریم،آن موقع از نظر ما کاملا منطقی و درست است.!
دیوانگی ما دقیقا در همین نکته نهفته است!
زیرا اگر ما فکر کنیم کاری منطقی نیست ، هرگز آن را انجام نمیدهیم!