انجمن های گفتگوی بهبودی

جنسی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)S.A---Sexaholics Anonymous => جنسی های گمنام (س.ک.س.ی.های گمنام)Sexaholics Anonymous => نويسنده: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:30:53 am

عنوان: بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:30:53 am
بیماری = شهوت
مهم نیست چه نوع از شهوت در وجود ما فعال استرابطه با جنس موافق - رابطه با جنس مخالف - خودارضایی - فکر شهوت و ...
ریشه اصلی بیماری ما = هر چیزی که هست مطمئنا شهوت نیست
شرکت در جلسات انجمن درک ریشه بیماریمان را آسانتر میکند سپس بیماری خود به خود از بین میرود
درون جلسات انجمن معتادان جنسی گمنام فقط افرادی که بیماری شهوت دارند شرکت میکنند.     
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:31:23 am
سلام
بعضی وقتا احساس میکنم اگر به حرف اطرافیانم که میگن "بعضی از کارهارو تو زندگی انجام نده" به نفعم تموم میشه.
با وجود این یه وقتایی دوست دارم همون کارهارو انجام بدم ...
و   وقتی به نتیجه ای که اطرافیان گفته بودند میرسم به خودم میگم "چی میشد قبل   از انجام اون کار یه اراده قوی تو دلم میگفت این کار رو انجام نده و به   حرفشون گوش بده"
بله زندگی یعنی تجربه :
زبان فارسی ,انگلیسی و ... یه تجربه ست - .............................. - روش پاک موندن هم یه تجربه ست.
موفق باشید          
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:31:52 am
مشکل اصلی من شهوت نیست.
مشکل اصلی من فرار از شخصیت کاذب , رنجش , نواقص , ناکامی های زندگی , اهداف غلط و ... است.
شهوت فقط یک مسکن , سرپوش , فرار از موارد بالا و ... بود.
امروز با کار کردن گام های 12 گانه ریشه بیماری خود را پیدا کرده و سعی   میکنم با کمک راهنما و دوستان بهبودی قدرت روبرویی با مشلات و نواقصم را   پیدا کرده و راه خود را پیدا کنم.
راهکارها و پیشنهادهای انجمن , کمک میکند تا دردها را تحمل و مشکلات را حل کنیم , با روشی درست و منطقی.
شهوت و فرار دیگر معنی ندارد.
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:32:21 am
سلام اگر سه تا سوال پایینی توی ذهن تو هم هست, شاید بتونیم به همدیگه توی پاک موندن کمک کنیم :
1. چرا شهوترانی میکنم ؟
2. چرا شهوترانی زندگی من رو به هم ریخته ؟
3. راه حل برای کنترل و انجام ندادن این کار چیه ؟
راستی SA هفت سالی میشه توی ایران برگذار میشه , تقریبا توی تمام شهرهای بزرگ و کوچیک هم هست
تهران - اصفهان - شیراز - مشهد - بوشهر - سنندج - کرمان - قم - یزد - اهواز - اراک - رشت - داراب - کرج - نجف آباد و شهرهای دیگه.
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:33:01 am
فهرست مطالب نشریه (ابزارهای SA) :
هوشیاری - راهنما - جلسه ها - تلفن - نوشتن - نشریات -   انجمن - دعا و مراقبه - تسلیم شدن (سپردن) - رنجش - گذشت کردن - قدم ها -   نیروی برتر - خدمت - سنت ها - پذیرش - دعای آرامش - شعارها - گمنامی
بعضی از کلمات بالا ابزارهای انجمن میباشند که طریقه   استفاده از آنها را با شرکت در جلسات و شنیدن تجربیات افراد راجبه ابزارها   میتوان یاد گرفت. با یک بار استفاده از یک ابزار انرژی مثبت تمام وجودم را   فرا میگیرد , تصمیمات احساسیم جای خود را به تصمیمات منطقی میدهد و آرامشی   کسب میکنم که هیچ وقت تجربه نکرده بودم. این آرامش هر بار با گذشته فرق   دارد. سعی میکنم تجربیاتم را در استفاده از ابزارها بنویسم.
قسمتی از نشریه :
راهنما : راهنما کسی است که ما میتوانیم چیزی را که   میخواهیم نزد او بیابیم. او نیز از اعماق ناامیدی و سرخوردگی آمده. او   تجربه و توانایی و امیدش را با ما قسمت میکند تا ما بتوانیم از لحاظ   جسمانی, عاطفی و روحانی بهبود بیابیم. ما به پیشنهادها گوش میدهیم. یاد   میگیریم که چگونه کمک بخواهیم. همانطور که برنامه در زندگی ما ریشه میکند,   به مرحله ای میرسیم که راهنمای یک تازه وارد میشویم. این راهی است که ما   "طی میکنیم" یا به معتاد جنسی که هنوز در عذاب است "پیام میدهیم".   (ابزارهای SA)
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:33:28 am
در بسیاری از ما احساس بی لیاقتی، بی ارزشی، تنهایی و ترس وجود داشت. درون ما[/size] [/size]هیچگاه با چیزهایی كه در دیگران می دیدیم جور در نمی آمد. به زودی این احساس در ما بوجود آمد كه از پدر و مادر، دوست و رفیق و از[/size] [/size]خودمان جدا هستیم. به وسیله ی خیالپردازی و استمناء در دنیای دیگری به سر می بردیم. ما خودمان را در عكسها و تصاویر غرق، و خیالاتمان[/size] [/size]را دنبال می كردیم. ما شهوترانی میكردیم و می خواستیم مورد شهوترانی قرار بگیریم[/size].
[/size]ما یك معتاد واقعی شدیم: خود ارضایی، بی بند و باری جنسی، روابط جنسی[/size] [/size]نامشروح ، ارتباطهای همراه با خیالپردازی مداوم. ما اینها را به وضوح دیده ایم ؛ خریدیمش، فروختیمش، با آن تجارت كرده ایم و در[/size] [/size]برابرش   تسلیم شدیم. ما به فریب دادن و نقشه كشیدن، آزار دادن و به نهی شده ها   اعتیاد پیدا كرده بودیم. تنها راهی كه برای نجات از شهوت می دانستیم[/size] [/size]انجام دادن این كار بود. خواهش می كنم با من ارتباط داشته باش و مرا تكمیل كن[/size] .
[/size]ما گریه كنان با آغوش باز از آن استقبال می كردیم. ما برای یك لذت بالاتر[/size] [/size]شهوترانی   می كردیم. ما اختیار و قدرتمان را تسلیم به دیگران می كردیم. این باعث   بوجود آمدن احساس گناه، تنفر نسبت به خود، پشیمانی، احساس پوچی[/size] [/size]و درد می شد و ما همیشه به درون خودمان می رفتیم دور از واقعیت، دور از عشق، در درون خود مفقود شده بودیم. عادت ما داشتن یك[/size] [/size]صمیمیت حقیقی را غیر ممكن كرده بود. ما هیچ اتحاد و یكپارچگی واقعی را با دیگران نمی شناختیم چون به غیر واقعیتها عادت كرده[/size] [/size]بودیم[/size].
 [/size]به   دنبال یك كیمیا بودیم، یك ارتباط جادویی. ارتباطی كه صمیمیت و اتحاد با   دیگران را از بین می برد. خیالات واقـعیت را فاسد كرده بود، شهوت عشق را   كشته بود. شهوت ابتدا معتاد و سپس عشق را فلج می كند. ما می خواستیم   كمبودهای درون خودمان را با برداشتن از وجود دیگران جبران كنیم. بارها و   بارها خودمان را فریب دادیم كه دفعه بعد آخرین باری است كه این كار را   انجام می دهیم. ما در حقیقت داشتیم زندگیمان را می باختیم.
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:34:06 am
ما دیدیم كه مشكل ما دارای سه جنبه بود: جسمانی، عاطفی و روحانی. بهبودی[/size] [/size]یافتن ما مستلزم بهبـودی یافت هر سه آنهاست. تغییر قطعی در رفتار ما زمانی آغاز می شود كه ما پذیرفته باشیم كه عاجز و ناتوانیم و[/size] [/size]اینكه   عادت ما، ما را به زمین كوبانده. ما به جلسه آمدیم و از عادت خود كناره   گیری كردیم. برای بعضی ها این به معنای نداشتن رابطه جنسی با خود[/size] [/size]و   یا با دیگران و وارد نشدن به روابط عاشقانه است. و برای برخی این به معنای   نداشتن رابطه جنسی با همسر خود برای مدتی، برای رهایی از شهوت می[/size] [/size]باشد. ما فهمیدیم كه می توانیم متوقف شویم، اینكه به گرسنه غذا ندهیم ما را نمی كشد و اینكه در واقع رابطه ی جنسی اختیاریست[/size]! [/size]امیدی   برای آزاد بودن وجود داشت و ما شروع به احساس زنده بودن كردیم. به ادامه   دادن تشــویق شدیم. هر چه بیشتر و بیشتر از فکر کردن دائم[/size] [/size]به رابطه جنسی و خودمان دور شدیم و در عوض به خدا و دیگران فکر کردیم[/size].
[/size]تمام زندگیمان وحشتناك بود. در راه پاک بودن نمی توانستیم جلو خود را ببینیم[/size]. [/size]پیشرفت در صورتی امکان پذیر بود که به کسانـی تکیه کنیم که قبلا این راه را طی کرده اند[/size].
[/size]در هر لحظه که خود را بیشتر تسلیم راه پاکی می کردیم، این احساس در ما بوجود می[/size] [/size]آمد   که به دره های فراموشی کشیده خواهیم شد. ولی باز هم ادامه دادیم. و اتفاقا   برعکس، به جای اینکه تسلیم شدن ما را بکُشد، وسوسه را کُشت. حال دیگر در[/size] [/size]روشنایی به سوی راه جدید زندگی گام برداشتیم[/size].[/size] جلسه باعث[/size] [/size]شد كه بتوانیم از خود مراقبت کنیم و از ما را در مقابل نابود شدن[/size] [/size]محافظت   کرد و پناهگاهی امن به ما داد که در آن توانـــستیم با خودمان روبرو شویم.   به جای اینكه احساسات ما به وسیله ی ارتباطات جنسی اجباری پوشیده شود زیر   بنای گرسنگی و[/size] [/size]خلاء روحی خود را پیش همه فاش کردیم و بهبودی آغاز شد[/size].
[/size]زمانی كه با عیبهای خود روبرو شدیم، خواهان تغییر شدیم، با تسلیم کردن[/size] [/size]عیبهایمان،   تسلطی را که آنها بر روی ما داشتند، شـــکسته شد. ما برای اولین بار شروع   کردیم که با خودمان و دیگران راحت باشیم. بدون اینکه از مُسَکن قبلی   استفاده كنیم. همه[/size] [/size]ی   كسانی را كه به ما خسارت زده بودند بخشیدیم و بدون اینكه به كسی آسیبی   برسانیم شروع به درست كردن اشتباهاتمان كردیم و با هر بار اصلاح كردن خود،   بار[/size] [/size]ترسناك   گناه از روی دوشهایمان پایین آمد. تا اینكه توانستیم سر خود را بلند كنیم و   با چشمان خود به دنیا نگاه كنیم و آزاد بایستیم. ما شروع به یك تمرین مثبت[/size] [/size]هوشیارانه كردیم، با عشق ارتباطمان را با دیگران بهتر کردیم. ما یاد گرفتیم چیزهایی را كه به[/size]
[/size]دیگران كمك می كند به آنها بدهیم و هر اندازه كه بدهیم پس می گیریم. ما چیزی[/size] [/size]یافته ایم که برای آن هیچ جانشینی وجود نداشته است. ما یك ارتباط واقعی ساختیم[/size].
 [/size]ما به خانه برگشتیم.[/b]
عنوان: برداشتی از قدم 3 جنسی های گمنام
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:39:00 am
امروز از قدم 3 مینویسم و امیدوارم سوالات باارزش قدمها کلید مشکلات ما   بشن. مشکلاتی که برای فرار از اونا به شهوت پناه بردیم و شهوت سرپوشی برای   مشکلاتمون شد. اما امروز با کار کردن قدمها درد و رنج مشکلاتمون کمتر میشه   تا آرامش زندگی بیشتر بشه و دیگه از سرپوش شهوت استفاده نکنیم.
گام سوم : (( تصمیم گرفتیم که اراده و زندگی خود را به پروردگاری که خود درک میکردیم بسپاریم. ))
بعضی از 10 سوال قدم سوم :
3. در حال حاضر درک شما از خداوند چیست و چه تفاوتی با گذشته کرده است ؟
4. آیا حقیقتا تمایل دارید که اراده و زندگی خود را به خداوند بسپارید ؟ توضیح دهید.
5. مفهوم سپردن به دست خداوند از نظر شما چیست ؟
یادتون نره قدمهارو باید از 0 بعد 1 بعد 2 تا 12 بخونید وکار کنید.
به امید پاکی و بهبودی برای تمام کسانی که از مشکل شهوت رنج میبرن.
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:39:41 am
( مطالب زیر نشریه فقط برای امروز انجمن [/size]SA[/size] نمیباشد. این مطالب از مطالب 12 گامی های دیگر تهیه شده. نشریه ی فقط برای امروز انجمن [/size]SA[/size] پس از تایید در وبلاگ قرار میگیرد. ) 
[/size]
[/size]فقط برای امروز :[/b][/size]   سعی میکنم زندگی کنم و مشکلات تمامی طول عر را به یکباره بر دوش نکشم, من   میتوانم یک مشکل را برای 12 ساعت تحمل کنم اما اگر بخواهم فکر کنم که باید   مادام العمر با آن بسازم برایم وحشتناک و غیر قابل تحمل خواهد بود.
[/size]فقط برای امروز :[/b][/size] به کسی در [/size]SA[/size] اعتماد خواهم کرد, کسی که مرا باور کند و میخواهم در بهبودیم به من کمک کند.
[/size]فقط برای امروز :[/b][/size] خوشحال خواهم بود, به قول آبراهام لینکلن بیشتر مردم به همان اندازه که خودشان میخواهند خوشحال هستند.
[/size]فقط برای امروز :[/b][/size]   خودم را با شرایط وفق میدهم به جای آنکه خیالپردازی کنم, روزگارم را   میسازم, شانس را به عنوان چیزی که به صلاح من بوده است میپذیرم و سعی میکنم   خودم را با آنچه صلاحم بوده تطبیق دهم.
[/size]فقط برای امروز :[/b][/size] روح خود را از سه طریق به تمرین وامیدارم :
[/size]-   یک کار نیک برای کسی انجام میدهم اما نمیگذارم که او یا هیچ کس دیگری   بفهمد که من آن را انجام داده ام و اگر کسی فهمید آن را به حساب نمی آورم.
[/size]- حداقل دو کار انجام میدهم که بر خلاف میلم باشد, فقط برای تمرین.
[/size]- به هیچ کس نشان نمیدهم که احساساتم جریحه دار شده ات, حتی اگر شده باشد هم, امروز آن را بروز نخواهم داد.
[/size]فقط برای امروز : [/b][/size]موضع   موافقی خواهم داشت, تا آنجا که امکان دارد آراسته خواهم بود, لباس مناسبی   میپوشم, با متانت صحبت میکنم, با احترام رفتار میکنم, هیچ گونه خرده ای از   کسی نمیگیرم, به دنبال عیب و ایراد در چیزی نمیگردم و سعی میکنم هیچ کس جز   خودم را اصلاح یا منظم نکنم.
[/size]فقط برای امروز : [/b][/size]برنامه   ای برای خودم خواهم داشت, شاید این برنامه را مو به مو انجام ندهم اما به   هر حال آنرا خواهم داشت, امروز خود را ار شر دو عافت عجله و دودلی حفظ   خواهم کرد.
[/size]فقط برای امروز :[/b][/size]   به مدت نیم ساعت در آرامش با خود خلوت خواهم کرد, در عرض این نیم ساعت سعی   خواهم کرد که در بعضی از لحاظ با دید بهتری به زندگی نگاه کنم.
[/size]فقط برای امروز :[/b][/size]   ترس به خود راه نخواهم داد از لذت بردن بخاطر آنچه که زیباست واهمه نداشته   و ایمان خواهم داشت که به همان صورت که به دنیا چیزی میدهم دنیا نیز   متقابلا پاسخ آن را خواهد داد.
[/size]. . . [/b]
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:41:24 am
سلام
یه تجربه جدید از زندگی همراه برنامه کسب کردم : بیشتر تصمیمات زندگیم قبل از ورود به برنامه از روی احساسات بوده تا منطق.
تصمیمات احساسی آخر و عاقبت خوبی ندارن , سریع میان , سریع هم خاموش میشن.
کنکور - کارشناسی ارشد - ساز و آواز - والیبال و شنا - نامزدی - و بیشتر   تصمیمات حساس زندگیم سریع آمدند سریع هم از بین رفتند. 90% عامل اصلی شکست   در برنامه ریزیهایم شهوت بود.
اما امروز ابزار تصمیمات حساس زندگیم دیگر احساساتم نیستند, امروز این   تصمیمات را با استفاده از ابزارهای برنامه میگیرم , حتی تصمیمات ساده و پیش   پا افتاده.
خدارا شکر که امروز این درصد کمتر شده و روز به روز هم کمتر میشه.
با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز ...
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:42:29 am
سلام
صداقت توی برنامه خیلی سخته. اولش نمیخواستم لغزشم رو   اعلام کنم اما چند لحظه که فکر کردم به خودم گفتم "واسه چی اومدی توی   انجمن؟" جواب قطعیم این بود "برای ترک کامل شهوت از زندگیم برای خودم نه کس   دیگر"
جمعه شب از ساعت 22 تا 6 صبح شنبه با دوستام میگفتیم و   میخندیدیم منم که تو این روزا  هیچ کاری ندارم که انجام بدم از صبح تا عصر   گرفتم خوابیدم. عصر شنبه توی جلسه شرکت کردم و شب سر سفره خیلی پرخوری   کردم. بخاطر همین دو موضوع شب خوابم نمیبرد. رفتم سراغ کامپیوتر و چند   ساعتی وقتم تلف شد تا اینکه حوصلم سر رفت و رفتم سراغ تلوزیون و دیدن شبکه   فوتبال ماهواره ساعت 4 و 30 دقیقه شد که فکرم رفت به گذشته که همچین موقعی   توی خونه با شبکه های ماهواره شهوت رانی میکردم. با شروع این فکر دیگه   نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و دستم به گوشی موبایلم هم نمیرفت تا با   راهنمام تماس بگیرم ................
یکی از دوستان بهبودی میگفت "ایجاد تخیلات فکری از دیدن   یه صحنه .... , ده برابر خوردن غذاهای پرانرژی و محرک مثل موز و پیازه."   با دیدن ماهواره و حتی دیدن شبکه های استانی توی ذهنم تخیلات فکری ایجاد   میشه که بعضی وقتا توی این افکار ناخودآگاه غرق میشم و ساعتها شهوت رانی   میکنم. احساس میکنم باید مدتی چشمام رو به روی برنامه های تلوزیونی ببندم.   با یکی از دوستان بهبودی که در این مورد صحبت میکردم میگفت "زیاد نباید در   این مورد  به خودمون سخت بگیریم چون ماهواره و شبکه های استانی جزئی از   زندگی امروز هستن و امکان داره جایی مجبور بشیم نگاه کنیم و نه تنها   تلوزیون بلکه اجتماع هم همینطور , توی خیابون یا سره کار یا دانشگاه هم   امکان داره با دیدن جنسهای مخالف این افکار توی ذهنمون ایجاد بشه پس باید   نسبت به این موضوع بیخیال باشیم." اما من احساس میکنم دیدن فیلم های   ماهواره مطابق افکار بیمار گذشتم هستش و کاملا نمیتونم ماهواره نبینم و   باید جایگزینی واسش پیدا کنم. شاید نبودن توی خونه از صبح تا شب کمک بزرگی   باشه برای ندیدن تلوزیون.
و اینکه دیگه روزا نباید بخوابم و در طول روز اونقدر خودم رو سرگرم کنم و هوشیار باشم تا شب خسته بشم و دیگه تخیلات فکری نداشته باشم
خدایا با وجود بیماریم دیگه توان ادامه زندگی رو ندارم, شرم میکنم از خودم از تو و از دوستانم, عاجزانه از تو میخواهم که کمکم کنی
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:43:01 am
گام دوم
( به مرور ایمان آوردیم که نیروئی مافوق میتواند سلامت عقل را به ما بازگرداند. )
این گام شامل 10 سوال میباشد. سوالات این گام بیشتر برای   ایجاد درکی درست از ایمان و ایمان آوردن به قدرت روحانی میباشد که برای هر   شخص تعریف خاص خود را دارد. بعضی از سوالات :
5. آیا در مورد ایمان آوردن ترس دارید ؟
6. درک کنونی شما از خداوند چیست ؟ اگر تصور ذهنی از خداوند دارید آن را بیان کنید ؟
10. هم اکنون پس از آشنایی و تمرکز بر روند ایمان آوری چه شواهد و نشانه هایی برای اثبات ایمان خود دارید ؟
بار دیگر هم میگویم که جواب این سوالات شخصی بوده و   هر شخص تعریف مخصوص خود را از سوالات دارد که در هر جلسه خصوصی قدم جوابها   را برای راهنما میخواند و نظر راهنما را نیز نسبت به سوالات میشنود.
قدم دوم به ما وعده داد که منبعی از قدرت خارج از ما وجود دارد که میتواند به ما آرامش بخشد. (نیروی برتر)
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:43:38 am
سلام به دوستان
همه چیز عالیه, دنیا زیباتر شده, شاید اولین لغزش توی برنامه بعد از 78   روز سخت بود اما باعث شد تا دیدم نسبت به برنامه بهتر بشه, شاید این لغزش   لازم بود اما امروز با انرژی بیشتری راه بهبودی رو ادامه میدم.
برای دوره جدید بهبودیم تصمیماتی گرفتم,
اول اینکه هر روز 2 بار با دوستان بهبودی تماس بگیرم, یه تماس ظهر و   یکیم شب تا از روزی که گذروندم واسشون مشارکت کنم تا اگر تجربه ای دارن به   من هم بگن
دومین تصمیم اینه که نگاهام رو توی خیابون به جنس مخالف کنترل کنم تا   نگاه اول به نگاه دوم تبدیل نشه و تخیلات فکری در طول روز و شب نداشته   باشم, اگر هم نتونستم یا فراموش کردم نگاهام رو جایی کنترل کنم حتما توی   اولین جلسه ازشون مشارکت کنم
امیدوارم مثل گذشته که شکست میخوردم و از خدا کمک میگرفتم الآن هم مثل گذشته حتی بیشتر در طول روز به یاد خدا باشم
ممنون که مشارکتم رو خوندید, امیدوارم پاک بشید و اگر پاک هستید به دیگران کمک کنید که پاک بشن.
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:44:45 am
سلام
الآن که این مطلب رو مینویسم احساس   شرم میکنم از این که بعد از 78 روز پاک ماندن , باید پیش دوستان بهبودیم   بروم و اعلام 24 ساعت پاکی کنم.
یک ماه آخر پاکیم زیاد به جلسات   اعتنایی نکردم و صادقانه تمام احساسات درونم را به راهنمایم نگفتم و در   جلسات از آنها مشارکت نکردم. احساسات و تخیلات جنسی طی یک ماه روی هم   انباشته شدند تا دیروز تبدیل به اولین لغزشم در انجمن شدند. (جمعه   21.12.1388)
از خداوند میخواهم افکار بیمارم را از هر گونه تخیلات جنسی و احساسات غلط پاک کند تا انسانی پاک شوم.
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:45:24 am
شریه پرسش و پاسخ - سوال 1  مدتی است با استفاده از اصول برنامه پاک هستم.   دیشب دچار انحراف فکری شدم که با استفاده از ابزارهای برنامه خیلی سریع   آنرا رد کردم. ولی در خواب ارضا شدم و خودم هم به ارضا شدنم کمک کردم. من   که انحراف فکری را رد کردم چرا در خواب ارضا شدم ؟
هرگاه شهوت در اثر دیدن یک صحنه تحریک کننده در   تلویزیون , مجله , اینترنت و ... فعال شود , در بدن انسان فعل و   انفعالاتی صورت میگیرد که منجر به یک میل جنسی میشود و تقاضایی برای س..ک..س   خلق میشود که این تقاضا احتمالا به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه ارضا میشود.   شهوت همانطور که در بیداری ما راوسوسه میکند در خواب هم میتواند ما را   وسوسه کند. بهتر است که برای پیروزی بر شهوت در خواب, در طول مدت روز   هشیاری خود را حفظ کرد و اگر در طول روز دچار انحراف فکری شدیم حتما از آن   در جلسات یا به صورت تلفنی مشارکت کنیم و شهوت را در معرض نور حضور دیگران   در جلسات قرار دهیم تا رها گردیم و از خدا بخواهیم که جای خالی آن را با   حضور خود پر نماید.
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:46:14 am
اصلی انجمن
 
info@sa-iran.org
 
اصلی انجمن
 
sairan@sa-iran.org
 
اصلی انجمن
 
sa_iran2003@yahoo.com (sa_iran2003@yahoo.com)
  [/font]  [/font]
 
شورای منطقه ای ایران
 
shora@sa-iran.org
 
کمیته چیپ
 
chip@sa-iran.org
 
کمیته اطلاع رسانی
 
etelaresani@sa-iran.org
 
خزانه دار کل
 
khazaneh@sa-iran.org
 
کمیته نشریات
 
nashriyat@sa-iran.org
 
کمیته ثبت
 
sabt@sa-iran.org
 
کمیته ترجمه
 
tarjomeh@sa-iran.org
 
شهرستان اهواز
 
ahvaz@sa-iran.org
 
شهرستان اراک
 
arak@sa-iran.org
 
شهرستان داراب
 
darab@sa-iran.org
 
شهرستان اصفهان
 
esfahan@sa-iran.org
 
شهرستان کرج
 
karaj@sa-iran.org
 
شهرستان کرمان
 
kerman@sa-iran.org
 
شهرستان مشهد
 
mashhad@sa-iran.org
 
شهرستان نجف آباد
 
najafabad@sa-iran.org
 
شهرستان قم
 
qom@sa-iran.org
 
شهرستان رشت
 
rasht@sa-iran.org
 
شهرستان شیراز
 
shiraz@sa-iran.org
 
بانوان / شیراز
 
banovaneshiraz@sa-iran.org
 
شهرستان تهران
 
tehran@sa-iran.org
 
شهرستان یزد
 
yazd@sa-iran.org[/font]
 
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:46:45 am
       1.   در این جلسات افرادی به صورت داوطلبانه خدمت میکنند. به این صورت که پس از   تشکیل یک جلسه به عنوان جلسه اداری افراد برای خدمت در زمینه های مختلف   داوطلب میشوند و پس از رایگیری توسط تمام اعضا شروع به فعالیت میکنند.   خدمتها بصورت داوطلبانه و رایگان میباشد. جلسات اداری نیز پس از تشکیل جلسه   روزانه SA برگزار میگردد. به عنوان مثال وظیفه گرداننده جلسه برگزاری جلسه به مدت 1.5 ساعت در یک روز از هفته میباشد با هماهنگی منشی, وظیفه منشی جلسه آماده کردن مکان برگزاری جلسه و در صورت نبودن گرداننده برگزاری جلسه میباشد مدت خدمت منشی نیز 3 ماه میباشد, خزانه دار, رابط بین گروه, کتابدار, خوش آمدگو, رابط بین استان و ... از جمله این خدمتها میباشند.
     2.   معمولا جلسات درون نمازخانه های پارکهای درون شهر با هماهنگی شهرداری و   نگهبان پارک به مدت 1 ساعت و نیم برگزار میگردد. مبلغ ناچیزی به عنوان   کرایه محل برگزاری پرداخت میگردد.
     3. تمامی مخارج جلسات توسط کمکهای داوطلبانه اعضا شرکت کننده تامین میشود.
     4. گمنامی افراد درون جلسه حفظ میشود.
     5. شروع جلسه با خواندن چند سری از قوانین و نکات اصلی SA شروع میشود. 3 نوع جلسه در طول 2 دو هفته برگزار میگردد جلسات مشارکت,   جلسات پرسش و پاسخ و جلسات کتابخواتی. در جلسات مشارکت بعد از خواندن   پمپلیتها گرداننده شروع به صحبت در مورد موضوع جلسه که از قبل تایین شده   میکند سپس به مدت 45 دقیقه اعضا فرصت مشارکت پیدا میکنند و در آخر نیز با   اعلام وضعیت گروه توسط گرداننده, منشی, خزانه دار,   کتابدار و رابط بین گروه جلسه با خواندن دعای آرامش به پایان میپذیرد. در   جلسات پرسش و پاسخ اعضا در 45 دقیقه فرصت دارند سوالات خود را بدون اعلام   نام خود روی کاغذ مخصوص نوشته و به خوش آمد گوی جلسه میدهند تا در اختیار   گرداننده قرار دهد و پس از خواندن هر سوال اعضا از تجربیات خود در مورد آن   سوال صحبت میکنند. در جلسه کتابخوانی نیز با خواندن مطالب درون کتاب بهبودی   ادامه دارد اعضا در مورد موضوع خوانده شده صحبت میکنند.
     6.   دلیل موفقیت این جلسات مشارکت اعضا به این صورت که با خیال راحت در مورد   مشکلات خود صحبت میکنند و صحبتهای دیگران را در مورد مشکلاتشان میشنوند   میباشد. باور این موضوع برای بسیاری از افراد غیرممکن است. اما بیشتر شرکت   کنندگان در این جلسات از معجزاتی که هر روز خداوند برای آنها رقم میزند   صحبت میکنند.
     7. فعالیت دیگر SA   تشکیل گروه اختصاصی با حضور افرادی که راحتتر میتوانند با هم ارتباط   برقرار کنند میباشد. این گروه یک روز در هفته درون خانه یکی از اعضا تشکیل   میگردد. گرداننده این گروه فردی میباشد که 12 قدم SA را کار کرده و تجربه لازم از SA   را کسب کرده است. این فرد را خود شما انتخاب میکنید. به این صورت که پس از   حضور یک ماه در جلسات با فردی که از نظر خودتان میتواند به شما در بهبودی   بیماریتان کمک کند صحبت میکنید و پس از تشکیل یک گروه شروع به کار کردن   قدمهای 12 گانه میکنید.
     8.   در قدمهای 12 گانه با برگشتن به گذشته و ایجاد حد ومرزهای جدید درون   زندگیتان جوانی از دست رفته خودتان را بازیابی میکنید و با پیدا کردن ریشه   مشکل جنسی خود سعی در حل آن میکنید.
     9. شما در طول شبانه روز به محض برخورد با مشکلات متفاوت از جمله مشکلات شهوت با گرفتن یک تماس با رهبر و یا دوستان SA خود به راه اصلی زندگیتان بازمیگردید.
با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:47:04 am
گام اول
(ما اقرار کردیم که در برابر شهوت عاجز بودیم و اینکه اختیار زندگیمان از دستمان خارج بود.)
اقرار سریع از عاجزی در برابر شهوت , یعنی من به تنهایی   قادر به ترک شهوت نیستم و در گذشته هر زمان که اقدام به ترک شهوت کردم با   شکست مواجه شدم.
در این قدم با 11 سوال روبرو میشویم (اولین سوالات قدم).   جواب سوالات را به صورت کاملا خصوصی برای شخصی که به عنوان راهنما (فردی   از SA که با او راحتتر از بقیه ارتباط برقرار میکنیم, انتخاب کردیم)   میخوانیم.
جواب این سوالات کاملا شخصی بوده و هر شخص با تجربیات خود سوالات را جواب میدهند.
نمونه ای از این سوالات:
1. از دیدگاه شما مفهوم عجز چیست؟
4. روند شکلگیری وسوسه را توضیح دهید؟
10. تسلیم شدن یعنی چه؟ آیا از مفهوم تسلیم شدن ترس دارید؟
با پاسخ به این سوالات و کمک گرفتن از راهنما (بعضی   از اعضا دارای چندین سال پاکی جنسی میباشند که دارای تجربه فراوان و سودمند   در مورد مشکلات جنسی و شهوت دارند) کاری را که به تنهایی قادر به انجام آن   نبودیم با کمک دوستان انجام میدهیم.
به امید پاکی روز افزون برای شما دوست عزیز
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:47:42 am
و امروذ بعد از 32 روز پاکی , مشکلاتی که از قبل داشتم و نمیدیدم , بهتر درک میکنم.
خودارضایی و ارتباط جنسی در من فراتر از یک غریزه انسانی شده بود طوری   که مانند یک معتاد به مواد مخدر , من هم به شهوت اعتیاد پیدا کرده بودم.
شهوت تمام مشکلات را از جلوی چشمانم دور کرده بود. اما امروز خدا را   شاکرم که به زندگی عادی برگشته ام و دیگر مجبور نیستم از مشکلاتم فرار کنم.
تکاملی در زندگیم روی داده که اکنون حاضر نیستم آن را با هیچ چیز عوض   کنم. خدا را در زندگیم بیشتر حس میکنم. و از خدا میخواهم مرا لایق این لطف   خود بداند.
امیدوارم شما نیز در هر جا و مکانی که هستید و با هر روشی که در حال بهبودی میباشید, سالم و پاک بمانید.
همدرد شما .....
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:48:21 am
     ضمیر ناخود آگاه من   جزئی از خود من است و من برای همه وجودم به کمک نیاز دارم. اگر بخواهم شهوت   را در همه سطوح آن کنترل کنم, فقط آنرا سرکوب کرده ام و اوضاع را بدتر   میکنم. من میدانم که میتوانم از طریق تسلیم شدن و کار کردن قدمها, افکارم   را در بیداری و خواب در اختیار خدا بگذارم. و این چه معجزه ای است! چرا با   چیز کم راضی باشیم؟ چه کسی میخواهد صرفا پاک باشد در حالی که میتواند با   داشتن یک زندگی تسلیم, آزادی کامل را بدست آورد.
کتاب : بهبودی ادامه دارد ...  ص : 19
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:48:38 am
رویاهای جنسی
1. اعضا متوجه شده اند که یک راه عملی برای پیروزی روزافزون بر رویاهای   جنسی, تلفن زدن به اعضای دیگر, بی درنگ و بدون توجه به ساعت است.
2. بهترین راهی که من برای پیروزی بر شهوتم در خواب پیدا کردم, پیروز شدن بر نگاه ها و افکارم در هنگام بیداری است.
(کتاب پیامها و شعارها)
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:49:49 am
سلام دوستان درود به پاکیتون
نزدیکه یک ماهه که توی جلسات SA شرکت میکنم. الان حال خوبی دارم چون این   وبلاگ باعث شده که با خوندن نشریات جلسه و پیامهای تاثیرگذار  و قراردادن   اونا توی وبلاگ دیگه به شهوت فکر نکنم و سرگرم این کار باشم.
توی 5سال گذشته به فکر ترک اعتیادم به شهوت بودم. به دکتر و مشاور و   سایت و کتابها و ... سر زدم ولی نشد. تا اینکه اسم انجمن معتادان جنسی   گمنام رو شنیدم و با اولین حضورم در اونجا انرژی زیادی کسب کردم که باعث شد   تمام افراد اونجا رو نزدیکتر از هر فردی توی زندگیم احساس کنم. مشکلاتم رو   بهشون گفتم و با گفتن هر مشکل فردای اون روز دیگه اون مشکل اصلی زندگیم   نبود. اسم این راهکار که همون مشارکت هست رو بچه های جلسه گذاشتن معجزه   جلسات.
راستی همه توی این جلسات مشکل جنسی دارن و هیچ کس مدیر اونجا نیست. به تجربش می ارزه
همه چیزای خوب دنیارو واستون آرزو میکنم و امیدوارم همیشه پاک باشید و پاک بمونید.
عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:50:26 am
شهوت از خلاء روحی و نوعی نیاز درونی سرچشمه میگیردکه جای خالیش باید با خداوند پر شود.
شهوت همیشه بیشتر, متفاوت تر و "بهتر" میخواست.
(کتاب پیامها و شعارها)

عنوان: پاسخ : بیماری ما - ریشه اصلی بیماری ما
رسال شده توسط: غلامرضا در 12 دسامبر 2010، 11:51:13 am
انجمن ما وسیله درمانی تازه ای است که بر پایه همبستگی در ابتلا به یک   بیماری مشترک بنا شده است و در بهبودی بسیاری از امراض دیگر بشر نیز   میتواند موثر باشد.
بزرگترین دلیل همبستگی ما راه حل مشترکی است که پیدا کرده ایم.
(کتاب پیامها و شعارها)

عنوان: It is said that love will come to _239
رسال شده توسط: bgfh7m7xter در 10 آوریل 2016، 07:29:35 am
For what happened seven years ago, and there is no better interpretation of rock. He thought, if you need enough time to digest his past, just as he did for a long time precipitation under the painful memory. When they love grief, A city has a rain stormin feeling. One month was three murders, two were dead in addition to drug addicts, there is a policeman. A busy and rock. As the drug adults responsible person, he involved in the case,hogan scarpe outlet (http://www.cem07.it), with the project team, to track the whereabouts of the murderer. But even so, he still has to take into account security if the personal safety. After some speculation in the heart, he more attention to Han Yuting's everything, especially in summer when they meet, listen to she accidentally said "after the car accident he not only changed the way, even the strange personality has changed, I don't know", he seems to have figured out what. The day came back from the scene, and again read by Han Yuting rock. He saw the accident in time when the mind goes through some fragments, he said: "in May, automatic speaking again in May......" In May, Xiao rain was killed on the spot; in May, CNR took Xiaoran and shot him; in May, An Yiruo was Gu night tied to Burma; in May, after a desperate struggle, he rescued an if; in May, Gu night escape, still missing. All happened in May. On the data, consider again after he made a phone call to Mu Sheng,nike tn pas cher (http://www.pizzapouch.fr), "Dad, can you help me?" Animal husbandry is rock man of principle, but he is not old-fashioned,chaussure tn pas cher (http://www.creasyl.fr), when some things are not aware of their own power can be solved, he knew who to please. "What is it?" Mu Sheng asked. "I want to apply for the golden key to tune out from above, as soon as possible." The key is the extremely important evidence, found out from the last Xiao rain body after it was handed in,hogan roma outlet (http://www.red2-ilfilm.it), safes are now stored in the police evidence room. When in Yunnan do not take on the body and to rock,hogan outlet (http://www.eplusplus-showcase.it), if according to the normal procedure application, in addition to have sufficient reason,chaussure louboutin pas cher (http://www.chaudieresabois.fr), but also need to have sufficient time, at that time he, not even for a day. "Put up for work, or go to the normal program. I'll give you a call Zheng Shushu, he let you get." Then, Mu Sheng looked at the calendar, warns: "Tomorrow your mother's birthday, remember to take an evening to come back for dinner if." Too busy to forget the birthday. And rock on the forehead,tn homme pas cher (http://www.creasyl.fr), readily should know, "." This reminds me to hang up the phone if the ANN went to the field, after hesitation, dialed her mobile phone. The exhibition will end? What time will you come back?" He asked. "Tomorrow is another day, day after day, come back at night." If there are some security to quarrel, she should be at the venue, and he also did not forget to make a phone call to explain things, "the white satin gown hanging out,air max pas cher (http://www.super-maitresse.fr), on, that is......" And rock frown, imagine her at the scene busy appearance, some love, "don't be too tired, rest at night earlier." She casually replied, hesitated, asked: "you, okay?" If there is no important thing, he is generally not to call her in the daytime.Related Articles:
 
 
   Phoenix _1 (http://www.wqzzf.com/E_GuestBook.asp)
 
   Phoenix _186 (http://meguru.jp/cgi-bin/joyful/joyful.cgi)
 
   Dear Socra (http://www.cnbamboo.org/guestbook.asp)
 
 
  Chen helpless, hand holding the head shouted loudly: "I'm crazy, completely unable to communicate with you, sometimes doubt you are aliens, you say a word ah! You do not say that I know, you just want to talk with me on the bed is not? But you said I'm not beautiful, you should go to the white swan!
عنوان: The past of the sea
رسال شده توسط: gdf8e7nert در 26 آوریل 2016، 09:16:07 pm
< p > this night, only Tinghai and feel the sea, Tinghai voice,golden goose saldi (http://www.as-merano.it), listen to croon, listening to lingering talk, listen to the crazy shout, listen to the pain penetrating heart door leaf, listen to the cry softly, listen to the leisurely free... Only do not understand their own thoughts.
 has been silly, filled with vows on the beach, thought it could never have been written; deep, full on the beach, is thought to be beautiful; once have been away, once not to go back.
 not far from the city of neon lights flickering, blinking. Ear is suddenly near or far waves do not rest, side of the coconut tree extending all the way,hogan outlet (http://www.arcmed-venezia.it), the heart suddenly become wide and open, sky have no language, feel the magic; moonlight, such as water, but to experience the quiet.
< p > South in the winter night, there is no the biting cold, but also some fresh seems to smell of the sea everywhere, coconut trees at night through the streets on both sides of the swaying in the wind, wind blowing from the ear with filar silk cool and comfortable. I will be the reality put aside,air max 95 soldes (http://www.super-maitresse.fr), in the south of the city in the face of I do not want to face, do not want to think I do not want to, so that their more thorough relaxation.
 tired, tired, tired of thinking, that smile has exhausted, the night has been deep, the dream has awaked, the stars have nowhere to hide,goyard prix (http://www.reiki-par-essence.fr), and I should go back.
< p > finally saw the sea, but the sea still is the sea, has not had the sea, at the edge of the evening in the seashore when forward, does not see the real faces in the dark sea, like night, just so silent cry, but not to face frustration and panic.
< p > during the day, a person is alone in the street car to car to, people come and go,nike tn pas cher (http://www.laparenthese-pernes.fr), the bustling crowd and busy, let me no thinking and no worries. Feel as if it was his exile, by his own analysis. Warm sun shining, but not the burn, Xu is the marine climate, let people feel warm, but not so anxious.
< p > drag shoes, walking barefoot in the soft sand, cool but not cold, dark,hogan sito ufficiale (http://www.tattoodimuro.it), can't see far can find the shell, only layer upon layer of waves at the foot of the turn fly volume, fine sand, fine wind and thin hair,louboutin pas cher (http://www.chaudieresabois.fr), lingering in the bottom of my heart is thin pain.
The past of the sea
< p > in the seaside wandering my, like a touch of soul of the night, Dodge, in mind keyed off the coast, and think again of that, over and over again to forget. Those memories with sea folds away a mountain of commitment, the past also with the sea in a back and forth usually disappear traces the love hate.
 that year, the north of the winter is cold,hogan outlet (http://www.mesegravidanza.it), because of a chance to go to Hainan on business. Aeroplanes are slowly leaving orbit, all are far from, even if do not want to leave has to leave, that ran from the end of the journey. When the plane landed at dusk, the night of Hainan has been cool, little airport runway lights connected a string of shining path, and the stars in the sky hand in photograph echo, make gradually diffuse night with a mysterious.
 >Related Articles:
 
 
   If, there (http://b.133hk.com/guestbook.asp?guestid=)
 
    (http://wolfluna.com/divaguestbook/)
 
   Cucumber classic adult joke (http://www.mh-friends.com/shop/index.cgi)
 
 
  Don't know, what is love, do not know, what is love, do not know how, on the hand, do not know how, love your arms, has been quietly holding, Tianhuangdilao haikushilan. Love your arms, very warm, love your arms, faint smell of tobacco, love your arms, favored the moment the most stupid stupid, happiness. If you can hold your hand, I hope that we will always never abandon.
عنوان: Life in nature
رسال شده توسط: cghx0y2drte در 17 مه 2016، 09:55:14 am
said he would go to hold the fallen leaves on the ground. Every hug a pile on the air,mont blanc pas cher (http://www.recherchesimmobilieres.fr). There is a girl in the sky of the fallen leaves dance. There is a lost youth children watching the sky dim starlight and dip in psychedelic aroma,hogan sito ufficiale (http://www.arcmed-venezia.it).
 I find that I am a lonely person standing on the central road still, shoulders covered with maple leaf bodies.
 my heart was shocked, then worked out a lie for her, not beautiful but in good faith, fell asleep.
 oh! A person who is not natural to live in nature -- a person who is sad and weak.
A tall gray yellow
 shut the door tight, light brown curtains, holding them together into the mud like soft mattress. I'm stuck in one free thinking, I once read a book and a tearful people to tears novels before sleep. Later found that he was a nervous look at a joke with a. I was afraid to become a certain appearance, a fixed appearance.
 on both sides of the road of maple. I saw countless maple leaf to quivering struggle, want to leave the maple. A piece, wandering in the night sky,nike tn pas cher (http://www.inmemoryof-erikvandewiel.fr), came the sad laughter.
 I haven't slept,tn requin pas cher (http://www.inmemoryof-erikvandewiel.fr). I don't allow them to sleep.
 side after a little girl holding a cup. There is warm coffee. Stop in front of me a maple tree, looking up at the sky or maple. Vaguely see cup pattern: sparse rattan on the spread of a few leaves,louboutin pas cher soldes (http://www.aupaysdubonheur.fr), which a few pieces had fallen from gradually magic into a butterfly. I think of Zhu Chengyu's "fallen leaves are tired of the butterfly". Aesthetic text, full of emotion. How I wish this lovely little girl is Zhu Chengyu ah!
 writer said, some people can never be changed, as some people have been trapped in the cage.
 I have always managed to force myself to have another boring and useless lesson. In fact, I can not hear a word,hogan outlet online (http://www.sgs-italia.it), I still can not escape. I am longing for the sun in the afternoon,hogan outlet (http://www.eplusplus-showcase.it), the starry night to get a free opportunity, because time is a pity, the time of youth ah!
 back home, found on the bed lay a "river of sorrow" and a "campus comedy". I succeeded in making a sad laughter.
Life in nature
 harsh harsh music, the sun will be the sun back to the reality of my.
 I walk alone in this gray,hogan outlet online (http://www.gap-uk.it), clean on the road, it is very natural, and I do not know why?
 the night gave me the light is always true, the sun is the largest human mask!
 she walked over to me, holding my coffee on tiptoe to me, look tough. Bend over to pick up a piece of maple leaf on the ground. Ask me,
......
 she pouted not to utter a single word.
.
 what's wrong with her?
Related Articles:
 
 
   breakpoint (http://www.lysf.gov.cn/E_GuestBook.asp)
 
   2016.3.10 (http://www.osi-genevaforum.org/spip.php?article23)
 
   Philosophy (http://zjxy.xpu.edu.cn/E_GuestBook.asp)
 
 
  Taibaijinxing know everybody's mind, offer advice to the Jade Emperor: a few years ago we recovered a giant Harpy, remember? The eagle was designed to soothe the flesh for food, after with the heaven, feed him every day. Now the temperament has changed, feel good side, sent him to rein in this giant caterpillar is right!
عنوان: Conference reception agreement
رسال شده توسط: vbxc7y2sgf در 07 ژوئن 2016، 03:20:28 am
month day
 date
 send machine price:
< p &gt,hogan outlet (http://www.avantici.com/app.php); party a latest before to confirm your reservation number of rooms,tn requin pas cher (http://www.cuisines-philippe-caen.fr), guarantee a minimum real number less than the number of reservations, such as occupancy number is lower than the minimum guarantee the real number, according to guarantee a minimum number of real pay. Check out time: for late check out, please call ahead, depending on the hotel room occupancy to be met. At
 date
 Hotel
 feeder
 month day
 conference reception agreement
 shuttle service
 travel,
 usage time
 month day
 conference reception protocol
Conference reception agreement
 Zhangjiajie Hehua Airport / Wulingyuan 38km,sac goyard pas cher (http://www.chateaugiroud.fr), driving 40 minutes; car: 200 yuan, business car 300 yuan, bus: 400 yuan / times; bus 600 yuan / times;
 price:
< p > (hereinafter referred to as Party A) and Zhangjiajie Crown Prince International Travel Service Zhangjiajie Seeger Business Exhibition Service Co., Ltd. (hereinafter referred to as Party B) on the basis of equality and mutual benefit, Party B received a year month day - held in Zhangjiajie in Hunan Province on the 26th meeting matters and reached agreement such as: < p
 Party B: Zhangjiajie Champion International Travel Service Zhangjiajie cxgl Business Exhibition Service Co,golden goose saldi (http://www.lucianobertelli.it). Ltd.
 all day meeting
 location
 notes
< p > pick-up arrangements according to train accounting models based on statistical arranged for a car, van and bus B guarantees for air travel car, the vehicle condition is good.
 Hotel and conference room service:
 notes
 conference name
 Party B free shuttle every guest for the party to provide a bottle of mineral water, a wet towel package.
< p > the cooperation between the two sides of the content for the Party of the first part of the meeting in Hunan all services: including hotel and conference room booking,goyard prix (http://www.d2igroup.fr), conference services, after the travel,hogan outlet online (http://www.amatodante.it), dining out, advertising layout and other activities. The agenda of the meeting are as follows: < p
 Party A will be the meeting of the Hunan to the delivery of the service to Party B, Party B to ensure the quality of service to reach the agreement of the effect of,hogan outlet online (http://www.imcollection.it).
 conference room
< p &gt,nmd running femme pas cher (http://www.ama-senior.fr); start principle: according to the frequency of departure, party a must be three working days in advance and provide accurate flight number. If not, Party B will try to Party A, but do not guarantee according to the protocol and the way the price. After Party B shift locomotive two days ahead of schedule to Party A, Party confirmed execution.
 conference room usage
 date
 meeting of Party A's use of room for;
 month day
 room and room number
 activity
 Zhangjiajie Hehua Airport
 Party A:
 all day long machine
Related Articles:
 
 
   A survey r (http://leedongin.com/E_GuestBook.asp)
 
   Land Bureau in the first half of the work summary report (http://www.zondik.com/video/showgroup/hfh7v1u9ss)
 
   Clothing company profile (http://revue.osteo4pattes.fr/spip.php?article1305)
 
 
   This "one law one example" fully embodies the principle of people oriented and convenient, and has a close relationship with each of the pedestrians, drivers and families. It brought to the Chinese people respect for human life, respect for law-abiding citizens and the abuse of power of traffic law enforcement officials.