انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگي آنچه زيسته ايم نيست،ياد مي آوريم تا روايتش كنيم.



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...  (دفعات بازدید: 25526 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #30 : 15 نوامبر 2010، 01:57:45 pm »

مراقبه 24/8/1389:
 
روز:
شادماني چيزي نيست كه بتوان به تو افزود. يك دستاورد نيست، بلكه ازبيش درون توست. تو آنرا با خود به زندگي آورده اي. فطرت وجود توست. فقط بايد آشكارش كني. به يك غنچه مي ماند. تلاشي اندك لازم است تا به يك گل تبديل شود. بامدادان با طلوع خورشيد، غنچه ها به گل تبديل مي شوند.
همين اتفاق از راه مراقبه و اتصال با شبكه رحمانيت الهي، درباغ دروني روح مي افتد. طلوع آگاهي، به تو گرمايي دروني مي بخشد. مي تواني آنرا احساس كني. وقتي آگاهي در تو بيدار شود، مي تواني آنرا احساس كني. وقتي آگاهي در تو بيدار شود، مي تواني انرژي را احساس كني كه به راه مي افتد و بر خلاف نيروي جاذبه به بالا حركت مي كند. هر قدر بالاتر بيايد بيشتر مي تواني احساس كني. و با گرم شدن و نور باران شدن دنياي درون، غنچه هاي بسياري به گل تبديل مي شوند. ناگهان بهار شكوفايي گلها از راه مي رسد.
شادماني نخستين گلي است كه شكوفا مي شود و بعد از آن نوبت به گلهاي ديگر مي رسد. نخستين گل، شادماني است و آخرين گل، شناخت خداست و در ميان اين دو، گلهاي بسياري وجود خواهند داشت.
 
شب:
مردم  در دروغهاي راحتي بخش زندگي مي كنند. نه به دنبال حقيقت، بلكه بدنبال تسلي خاطر هستند. ا زاين رو درخرافات، درسنتهاي گذشته و در رسم و رسوم كهنه وامانده اند، زيرا هرچيز كهنه داراي قدر و ارزش است و در بازار خريداراني دارد. آنان معتقدند هرچه كهنه شده طلاست. اما اينگونه نيست. كهنه فقط براي نادانان و ترسوها طلاست. زندگي در همه حال تازه است. هرگز كهنه نيست. هستي هميشه اكنون و اينجاست. هيچ كاري با گذشته و آينده ندارد. وقتي تو نيز اكنون و اينجا باشي، پيوندي برقرار مي شود- و از اين پيوند حقيقت پديد مي آيد. البته حقيقت، توهم ها، آرمانها و همه پندارها و باورهاي تو را ا زهم خواهد پاشيد، زيرا حقيقت نمي تواند با تو سازگار شود. نمي تواند با تو و پندارهايي كه در مورد آن داري سازش كند. تويي كه بايد براي سازگار شدن با حقيقت آماده باشي. اين همان چيزي است كه من عشق به حقيقت و آماده بودن براي رفتن با حقيقت به هر جا كه تو را مي برد مي خوانم. تو بايد آماده باشي در اين سفر هرچه را كه بايد دور بريزي. اين زماني ممكن است كه عشق به حقيقت وجود داشته باشد. عشق از پس انجام هر كاري بر مي آيد. عشق مي تواند همه چيزرا فدا كند. و حقيقت نيازمند فدا شدن همه چيزو سرسپردگي كامل است.
 
اعتياد به كار
 
كار خوب است، ولي نبايد تبديل به اعتياد شود. بسياري افراد از كارشان بعنوان ماده اي مخدر، براي فراموش كردن خود استفاده مي كنند؛‌ درست مثل دايم الخمرها كه خود را در الكل فراموش مي كنند.
انسان بايد به همان اندازه كه در عمل استاد است، در بي عملي نيز استاد باشد. در اينصورت آزاد خواهد بود. انسان بايد بتواند بدون اينكه كاري انجام دهد، به همان اندازه آرامش داشته باشد كه گويي سخت مشغول انجام كاري است. در اينصورت انعطاف پذير مي شود.
دو نوع انسان وجود دارد؛ ‌گروهي كه تنبل و سست هستند و گروهي كه بيش از اندازه خود را مشغول مي كنند. هردوي اين دو در بندند. انسان بايد بتواند به سادگي از بي عملي به عمل و از عمل به بي عملي برود.
من ضد كار كردن نيستم. من ضد هيچ چيز نيستم، ولي اعتقاد دارم كه هيچ نبايد به عادت تبديل شود. در غير اينصورت، ‌در وضعيتي نابسامان قرار خواهيد گرفت. اگر كارتان نوعي مشغوليت باشد كه خود را در آن پنهان مي كنيد، ديگر كار نيست، بلكه نوعي مانع است.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
مراقبه 30/8/1389
« پاسخ #31 : 21 نوامبر 2010، 07:26:05 am »

مراقبه 30/8/1389
 
روز :
اگر می خواهی در امروز زندگی کنی باید خیلی ساده زندگی کنی . برای اینکه بتوانی خیلی ساده زندگی کنی باید روح بزرگی داشته باشی و برای داشتن روح بزرگ باید شادمان باشی...اگر مي خواهي شادمان شوي بايد عليه چيزهايي كه بدبختي مي آفرينند عصيان كني... اما جامعه از تو مي خواهد بدبخت باشي. جامعه به اين دليل علاقه مند است كه تو بدبخت باشي كه يك شخصيت بدبخت را مي توان به هر سو راند. این ترفند شیطانی مربوط به کس خاص و جامعه خاصی نمی شود . در حقیقت صنعت ما را به سوی این دنیا پیش می برد . دنیای بورژوازی ، دنیای پول و مدرنیته امروز .كسي كه بدبخت است ازچنان انرژي اندكي برخوردار است كه مي توان ازاو بهره كشي كرد. جامعه شيوه ظريفي را در اين راه بكار مي برد:
كودك از نظر روحي اخته مي شود. وادار مي شود دنباله رو انواع حماقتها شود. همه چيز به او تحميل مي شود، زيرا او ناتوان است. زندگي اش به پدر و مادرش بسته است. مي داند كه بدون حمايت آنان نمي تواند زنده بماند، بنابراين مجبور است سازش كند. اندك اندك كار به جايي مي كشد كه كاملا فراموش مي كند بيش از حد سازش كرده است و نمي داند كه آزادي چيست و زيبايي آگاه بودن چيست- يك برده تمام عيار شده است. و این را در غالب زندگی های اجباری ، کارهای فشرده امروزی ، در خواستهای غیر منطقی ولی به ظاهر منطقی برای زنده بودن و از همه مهمتر نشان دادن نیاز ها به ما صورت می گیرد ...
اين جامعه تاكنون چنين كرده است... و وقتي مي گويم « اين جامعه»، منظورم تمامي جوامع دنياست. همه آنها يك كار انجام داده اند: روح بشر را نابود كرده اند.
من مي كوشم تو را دوباره زنده و با روح سازم که بتوانی با پیام من فقط برای امروز زندگی کنی . فقط برای امروز. مي خواهم تو را از گور بيرون كشم. از ترس رهایی بخشم ، تو را با قدرت بی کران و بی نیاز هستی آشنا سازم . دست تو را در دست او گذارم و راه او را به تو بنمایانم . کسانی که می خواهند با من همپیاله گردند  بايد عصيانگر، باهوش و آگاه باشند تا بتوانند به شادماني دست يابند. بتوانند بند وابستگی و همبستگی را بشناسند و آن را از دور خود جمع کنند و به خود و دیگران نیز آن را نشان دهند و راههای کشف شده را مخفی نکنند بلکه در اختیار دیگران گذارند تا با آمدن آنها مسیر کوچکی که یافته اند تبدیل به جاده ای بزرگ شود . بتوانند ببخشند
اقدام به خطر كن تا شاد شوي، زيرا هيچ چيزي باارزش تر ا زشادماني نيست. بگذار شادماني تنها هدف زندگي تو باشد. همه چيز ديگر بي اهميت و بي ارزش است.
 
شب:
باید بتوانی جنگجوی خوبی باشی با روح عصیان ولی نه ویرانگری . تو باید جنگجوی نور شوی . بتوانی به دنبال دلایل منطقی باشی...بتوانی عصیان کنی . عصيان كردن عليه همه چيزهاي مرده و بيهوش، بزرگترين ماجراجويي، بزرگترين تحول است. اين كار روح و هوش تو را صيقل مي دهد. درتو فردي يكپارچه مي آفريند و فقط در اين يكپارچگي است كه گلهاي شادماني شكوفا مي شوند و تو به رشد مي رسي، و گرنه عقب مانده خواهي ماند. رشد در تو متوقف می شود .کهنه پنداری تو را از مسیر اصلی دور می کند . زندگی را به سختی می کشاند . چون تو دیگر مرده ای ، مرده ای در غالب زنده .
هر کس در زندگی به اندازه ای زندگی می کند . این اندازه را طول زندگی می نامند و در این طول انسان بزرگ می شود . اندازه گیری سن متوسط رواني انسان بيش از دوازده سال نيست. ما در دنيايي عقب مانده زندگي مي كنيم. حتي كسانيكه هشتاد يا نود سال دارند فقط جسمشان پير است. سن آنها بالا رفته است اما ازنظر رواني دوازده سال بيشتر ندارند. از اينروست كه گاهي مي توان ديد سن و سالشان را فراموش مي كنند و رفتاري كودكانه ازخود نشان مي دهند.
كافيست به كسي توهين كني تا درعرض چند ثانيه  او ديگر يك فرد هشتاد ساله نباشد. تا پسر بچه اي دوازده ساله شود و اوقات تلخي كند. تا همه چيز را در مورد خرد و تجربه فراموش كند.
زندگی کن ، برای امروز باش . از مرزها رد شو .شهامت بيشه كن. به شيوه اي گرم و پرحرارت شجاع باش و مخاطره كن، زيرا تا زمانيكه مخاطره نكني نخواهي توانست از شكوه نهفته زندگي ات آگاه شوي. و قتي مخاطره مي كني، زندگي ات براي نخستين بار تا نهايت خود شكوفا مي شود.
 
تمنا

خوشی زندگی و امیدهای آن در قدرت عجیب تفکر و تعقل نهفته ست . نام آن را آرزو بگذاریم که در حقیقت توهم نیز می توان نامید . آرزو هنگامي تبديل به تمنا مي شود كه حاضريد همه چيز را براي رسيدن به آن قرباني كنيد. تمنا حتي از زندگي نيز مهم تر است؛‌ زيرا ممكن است زندگي خود را فداي آن كنيد. آرزوها فراوانند، ولي تمنا يكي است؛ زيرا به كل انرژي شما نياز دارد. تمنا به كل وجودتان نيازمند است.
در توهم هم چیز متوقف می شود در حالی که حركت بسوي تمنا بايد يكباره و جهشي باشد. نمي توانيد آرام آرام و پيوسته بسوي آن حركت كنيد.
در توهم ما از هم فاصله گرفته ایم ، ما از درون خورد شدهایم . تکه تکه . انسانها قطعه قطعه شده اند و هر قطعه، ميل جايي ديگر دارد. يك آرزو شما را به سوي شمال مي كشد و آرزويي ديگر بسوي جنوب... آرزوهاي گوناگون شما را به جهتهاي مختلف مي كشند و بعيد نيست ديوانه شويد. به همين دليل هيچ وقت به جايي نمي رسيد؛ زيرا هر قطعه از شما به طرفي مي رود. چگونه مي توانيد  به جايي برسيد؟ براي رسيدن به هرجا بايد يكپارچه شويد. با قطعه قطعه شدن، انرژي شما هدر مي رود.
براي رسيدن به تمنا نبايد خيلي جدي باشيد؛ زيرا جدي بودن، يعني تنش دار شدن. براي رسيدن به تمنا بايد اشتياق داشته باشيد و با شادي و سرور تلاش كنيد. رسيدن به تمنا نبايد تبديل به وظيفه شود.

فراق و وصل چه باشد،‌ رضاي دوست طلب
كه حيف باشد از او، غير از او، تمنايي
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #32 : 21 نوامبر 2010، 09:29:30 am »

وقتی مشکلی در زندگی تان بوجود میآید، مثلا ناگهان یک میل جنسی در شما غلیان می کند یا نوعی طمع یا خشم در وجودتان شعله ور می شود، به این دستور توجه کنید. فرض کنیم مشکل خشم باشد، در درون خود سه بار تکرار کنید: "خشم، خشم، خشم". این کار را کاملا آگاهانه انجام دهید. طوری که تکرار این عبارت روی آگاهی شما اثر کند. بعد بدنبال کار خود بروید. البته کار خود را با عصبانیت انجام ندهید بلکه فقط خشم خود را اذعان کنید.
این کار بسیار زیبا است. اگر آن را تکرار کنید از تاثیر عمیق آن آگاه می شوید. وقتی واقعا به مشکل یا احساس خود  توجه می کنید، مشکل ناپدید می شود. مشکلات وقتی گریبان شما را می گیرند که از وجودشان ناآگاه هستید. وقتی سه بار در درون خود، مشکل را اذعان کردید، بخوبی از آن آگاه می شوید. بودا به تمام مریدان خود می گفت که این دستور را درباره هر مشکلی انجام دهند.
تمام فرهنگها و قومیتها به مردم خود یاد می دهند که روی مشکل را بپوشانند و آن را انکار کنند. بنابراین شما مرتب نسبت به آنها ناآگاه و غافل می شوید. طوری که بعد از مدتی تصور می کنید که این مشکلات دیگر وجود ندارند. درحالی که باید درست برعکس رفتار کرد. باید با هوشیاری و توجه کامل آنها را اذعان کرد. نتیجه این خواهد بود که نسبت به آنها آگاه می شوید
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #33 : 21 نوامبر 2010، 09:29:54 am »

زمان این مراقبه: هرشب قبل از خواب و صبحها اولین کار بعد از بیدار شدن از خواب
مدت زمان: چهار تا پنج دقیقه
 
مرحله اول: یک هاله تصور کنید
روی تخت خود بنشینید و یِک هاله حفاظتی اطراف بدن خود در نظر بگیرید. این لایه باید چیزی حدود ده تا بیست سانت با بدن فاصله داشته باشد. شکل آن مثل بدن خودتان است و به همان صورت بدن شما را در بر گرفته است و آن را حفاظت می کند. درست مانند یک غلاف. بعد در حالی که این حس را در خودتان بوجود آوردید به خواب بروید. فکر کنید این هاله عین یک پتو بدنتان را می پوشاند و باعث می شود تا نگرانی و اضطرابها راهی برای ورود به پیکرتان نداشته باشند. با خود اعلام کنید هیچ موجی از بیرون نمی تواند شما را تحت تاثیر قرار دهد. وقتی به خواب رفتید این تصویر در ناخودآگاه شما نقش می بندد و باقی می ماند.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #34 : 21 نوامبر 2010، 09:30:18 am »

مرحله دوم: صبحها
وقتی احساس کردید که کاملاً از خواب بیدار شدید، بدون اینکه چشمانتان را باز کنید فقط همین هاله را در اطراف خود در نظر بگیرید و ببینید که عین یک غلاف حفاظتی شما را دربر گرفته است. این تصور را برای چهار تا پنج دقیقه با خود داشته باشید و بعد از رختخواب بیرون بیایید.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #35 : 21 نوامبر 2010، 09:30:38 am »

مرحله سوم: هر زمانی در طول روز
در هر زمانی از روز که بخاطر آوردید، این غلاف را حس کنید. هر کجا که شد فقط خیلی ریلکس دوباره خود را در درون آن حس کنید.
برای تمام ما تخلیه انرژی و خستگی در طول روز اتفاق می افتد چون نمی دانیم که چطور از خودمان محافظت کنیم. دیگران و کسانی که در اطراف ما هستند به وسیله امواج و ارتعاشات مختلفی روی ما تاثیر می گذارند. یکط از کنار شما می گذرد و چیزی (انرژی) را به سوی شما رها می کند. اگر قرار باشد شما مرتب این انرژی ها را دریافت کرده و آنها روی شما اثر بگذارند دچار مشکل می شوید. مراقبه های مختلف شما را به شدت حساس می کنند. انجام این تمرین شما را بخوبی محافظت می کند. این تمرین را مخصوصا بعد از مراقبه های عمیق انجام دهید تا انرژی خوبی را که در طول مراقبه بدست آوردید حفظ کنید.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #36 : 21 نوامبر 2010، 09:31:32 am »

مراقبه اوشو - این عشق منه - خیلی باحاله .
.
.
اوشو
در این مراقبه اوشو به ما یاد می دهد تا به هنگام تماشای زیبایی های طبیعت با حرف زدن و تفسیرهای بیهوده ذهنی مزه زیبایی پیش رویمان را خراب نکنیم. مشابه چنین موضوعی در تعالیم لائوتسو نیز مشاهده می شود. گفته می شود که روزی لائوستو با یک نفر مشغول راه رفتن در میان درختان بود . شخص همراه حسب عادت گفت: چه صبح زیبایی! بعد از مدتی او دوباره گفت: چه هوای خوبی! در این موقع لائوتسو با عصبانیت به شخص گفت: فکر می کنی که من احمق هستم  که مرتب این حرفها را می زنی؟ خودم می توانم ببینم و بفهمم.
این داستان بخوبی نشان می دهد که حرف زدن بیهوده و بیان کردن آنچه که به قول خودمان اظهر من الشمس است زیبایی کل موضوع را از بین می برد. بپردازیم به دستور اوشو:
دستور:
به آسمان آبی نگاه کنید و همینطور خیره شوید. درباره آن فکر نکنید. با خودتان نگویید: " چقدر زیبا است" از رنگ و زیبایی آن تعریف نکنید. اگر شروع به فکر کردن کنید در این مراقبه متوقف شده اید. فقط نگاه کنید، بدون فکر کردن و بدون معنی دادن به منظره آسمان. از خودتان کلمات نسازید. کلمات مانع بزرگی برای درک واقعی شما هستند.
نگاه شما باید بدون قضاوت و ناب فقط به آسمان معطوف شود. وقتی این وضع را ادامه می دهید، چون موضوعی برای دیدن و معنی دادن ذهنتان وجود ندارد، اتفاق عجیبی می افتد. شما ناگهان از وجود خودتان آگاه می شوید. آسمان مثل یک مکنده قوی عمل می کند.
آسمان به خودی خود یک تهی بزرگ است. تمام اجسام در آن قرار دارند ولی خود آسمان تهی عظیم، بزرگ و بی پایانی است. وقتی با این عمق به آسمان نگاه می کنید لحظه ای می رسد که همه چیز  ناپدیِد می شود و در این ناپدید شدن، شما از خودتان آگاهی پیدا می کنید. وقتی به تهی نگاه می کنید، چیزی برای دیدن و انعکاس وجود ندارد.
ذهن در تهی و خالی متوقف می شود. همین امر باعث می شود تا شلوغی های افکار از ذهن شما زدوده شوند.
دستور مراقبه از اوشو: کتاب رازها
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #37 : 21 نوامبر 2010، 09:31:55 am »

گرجیف همیشه به شاگردان خود می گفت : "وقتی پیکان آگاهی شما دو طرفه شود، وقتی آگاهی شما در هردو طرف شروع به شکفتن کند، به روشن شدگی رسیده اید". او همیشه سعی می کرد تا شاگردانش به این درجه از آگاهی برسند.
وقتی کسی را نگاه می کنید، سعی کنید در عین حال که او و اعمالش را می بینید، به خودتان هم نگاهی بیندازید. با خود بگویید:
" من در حال نگاه کردن هستم. من شاهدم "
در واقع نوک پیکان آگاهی و مشاهده شما هم به سوی شخص و هم به سوی خودتان اشاره رفته است.
سعی کنید تا درآن واحد از دنیای درون و بیرون خود مطلع باشید. اگر بتوانید این کار را انجام دهید، بین هردو تعادل و هماهنگی ایجاد می کنید.
اگر بتوانیِد در هرموردی نه موافق و نه مخالف متعصبی باشید، خواهید دید که دیگر چیزی برای فکر کردن باقی نمی ماند. همین کار برای شما تعادل را بوجود می آورد.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #38 : 21 نوامبر 2010، 09:32:27 am »

اوشو: کتاب " واگیان تانترا"
این مراقبه حل شدن و یکی شدن با انرژی کیهانی است. بهترین زمان برای این مراقبه شبها قبل از خواب است و باید بلافاصله بعد از انجام آن به خواب بروید. اگر میل دارید تا آن را صبحها انجام دهید لازم است بعد از اتمام مراقبه مدت پانزده دقیقه بخوابید. بنابراین یک ساعت را تنظیم کنید تا بعد از یکربع شما را بیدار کند.
 دستور:  روی زمین یا در رختخواب خود بنشینید. هردو دست خود را به آسمان بلند کنید. دستها باید تا حد ممکن بالا نگه داشته شوند. اجازه دهید تا انرژی کیهانی در دستهای شما جریان پیدا کند. وقتی جریان انرژی در دستها برقرار می‌شود، دستها شروع به لرزیدن می‌کنند. اجازه بدهید تا لرزش اتفاق بیفتد. احساس کنید دستهای شما همانند شاخه‌های درختان در معرض جریان باد قرار گرفته است و این باد است که آنها را می‌لرزاند. ممکن است بعد از مدتی تمام بدن شروع به لرزیدن کند. بگذارید هرچه که می‌خواهد، اتفاق بیفتد.
در این حال و احساس، شما حضور بین زمین و آسمان، یین و ینگ، مرد و زن و بالا و پایین را حس می‌کنید. اجازه دهید تا در این حس زیبا و حال عجیب غرق شوید. خود را شناور کنید و فقط لذت ببرید. با هستی یکی شوید.
یکی دو دقیقه بعد از این قسمت، پیشانی و کف هردو دست خود را روی زمین بگذارید و سجده کنید. در این زمان شما بمانند حاملی برای هدایت انرژی کیهانی به سوی زمین عمل می‌کنید. اجازه دهید آنچه از بالا دریافت کردید به زمین برود. بعد از مدتی دوباره به بالا برگردید و دستهای خود را به آسمان بلند کنید. بالا آمدن و سجده کردن باید برای هفت بار انجام شود. مدت کل این بخش پانزده دقیقه است. اگر تعداد دفعات سجده کمتر از هفت بار باشد باعث می‌شود تا نتوانید بخوابید و شما را بی‌قرار می‌کند. بعد از اتمام این قسمت به خواب بروید. انرژی ناشی از این مراقبه تمام بدن شما  را احاطه می‌کند. صبح که از خواب بیدار می‌شوید به خوبی آن را احساس می‌کنید. وقتی این مراقبه در شب انجام می‌شود، روز بعدی روزی متفاوت است.
اوشو: کتاب مدیتیشن: اولین و آخرین رهایی
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #39 : 21 نوامبر 2010، 09:32:47 am »

مقدمه:
 نشستن درست یکی از ارکان مراقبه است. در این دستور اوشو راهی را برای نشستن صحیح به ما یاد می دهد.
این تکنیک یکی از روشهایی است که بودا مورد استفاده قرار می داد و آن را Siddhasan   می نامند و راهی برای تجربه بی وزنی در هنگام نشستن است. در این تمرین لحظه ای می رسد که در آن احساس بی وزنی می کنید. و هدف از این حس بی وزنی این است که بدانید شما فقط بدن فیزیکی خود نیستید. در این هنگام از هیپنوتیزم خارج می شوید. برای شما احساس وزن و احساس اینکه وجود شما همین بدن فیزیکی است نوعی هیپنوتیزم شدن است. خروج از این حالت کمک می کند تا به محدوده ماورای ذهن خود برسید.
برای انجام این تمرین روی زمین بنشینید. ستون فقرات را صاف نگهدارید. با صاف نشستن، نیروی جاذبه کمترین تاثیر را روی بدن شما بوجود می آورد.
سپس با چشمان بسته بدن خود را کاملاً روی زمین بالانس کنید. قدری به سمت راست خم شوید و نیروی جاذبه را بخوبی احساس کنید. بعد قدری به سمت چپ خم شوید و جاذبه  را در این سمت حس کنید. بعد به جلو و بعد به عقب خم شوید تا تجربه جاذبه را در تمام جهات داشته باشید. سپس با تنظیم بدن خود جایی را پیدا کنید که کمترین وزن را حس کنید. بعد از این قسمت بتدریج به خود اجازه دهید تا احساس بی وزنی داشته باشید. در این تمرین بعد از مدتی، لحظه ای می رسد که کاملاً حس بی وزنی پیدا می کنید. بعد از این قسمت است که به دنیای کاملاً متفاوتی قدم خواهید گذاشت. دنیایی که در آن از بدن خود درس می گیرید. در این دنیا می توان از سد و محدوده ذهن عبور کرد. این تکنیک یکی از روشهای بسیار پایه ای برای تجربه ذهن آزاد و روان است.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #40 : 21 نوامبر 2010، 09:33:24 am »

اوشو: کتاب رازها
اساس این مراقبه افزودن احساسات درونی و تقویت آنها است. برای این مراقبه به اتاقی تاریک و یک شمع نیاز دارید.
 دستور  حمام کنید تا خستگی روز و کثیفی بیرون از بدنتان شسته شود. بعد لباس تمیزی بپوشید و مانند اینکه برای عبادتی بزرگ آماده می‌شوید به اتاق بروید. اتاق را تاریک کرده و در را ببندید. روی زمین بنشینید. یک شمع مقابل خود روشن کنید. از شمع بخواهید تا وجود خودش را به روی شما باز کند. با حالتی مناجات گونه مقابل شمع قرار بگیرید. سپس به شمع نگاه کنید. چیزهای دیگر را فراموش کنید. به طور عمیق به شعله خیره شوید.
بعد از چند دقیقه متوجه می‌شوید که شعله شمع در حال تغییر است. اما می‌خواهم این را بدانید که این شعله شمع نیست که تغییر می‌کند بلکه چشمان شما است که در حال تغییر است.
نگاه کردن به شمع را ادامه دهید اما باید این کار را با عشق، تمرکز عمیق و قلب باز انجام دهید. در این زمان است که در اطراف شمع رنگهای جدیدی کشف می‌کنید. رنگها و سایه‌هایی که تابحال متوجه آنها نشده بودید. تمام رنگها در اطراف شمع حاضرند. تمام رنگین کمان. هرجایی که نور شمع هست، رنگین کمان هم آنجا است. فقط آن را حس کنید و به مشاهده عمیق خود ادامه دهید. گاهی به نظر می‌رسد که شمع خاصیتی جادویی پیدا کرده است. انگار این همان شمع معمولی نیست که شما اول در مقابلتان قرار دادید. مثل اینکه نوعی هوشیاری کیهانی و معنوی در آن جاری شده است.
این مراقبه را برای چند شب انجام دهید. این مراقبه به خوبی باعث رشد دادن احساس شما می‌شود. واقعیت این است که به عنوان یک انسان باید تمام حسهای شما رشد کند و باز شود. این مراقبه راه خوبی برای این گشایش است.
در هستی همه چیز از نور ساخته شده است. اگر این مراقبه را با یک برگ، یک سنگ یا مقابل یک کوه انجام دهید، حس می‌کنید که همه آنها نیز نور دارند.
اگر این مراقبه را برای سه ماه به طور دائم انجام دهید خواهید دید که احساسات شما دچار تغییرات زیادی می‌شوند و شما آدم دیگری خواهید شد.
اوشو -  کتاب مدیتیشن: اولین و آخرین راه رهایی
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #41 : 21 نوامبر 2010، 09:33:50 am »

هر وقت از بیرون تحت فشارهای مختلفی هستید ( که زیاد هم  در زندگی اتفاق می افتد)، وارد شدن به مراقبه به صورت مستقیم بسیار سخت می شود. بنابراین قبل از شروع هر مراقبه ای می توانید از این دستور برای خنثی کردن فشارها استفاده کنید.
 مرحله اول: همه واقعه چیزی جز یک رویا نیست  برای پانزده دفیقه در سکوت بنشینید و در ذهن خود تصور کنید که تمام جهان یک رویا است....که هست! دنیا را به صورت رویائی فرض کنید که هیچ چیزی در آن واقعیت ندارد.
 مرحله دوم: همه چیز گذرا است  مرحله دوم این است که به خود بفهمانید همه چیز بزودی ناپدید می شود....خودتان هم همینطور. شما از روز اول و همیشه که اینجا نبودید و برای همیشه هم اینجا نخواهید بود. بنابراین هیچ چیزی دائمی و ماندگار نیست.
 مرحله سوم: شاهد باشید  سوم اینکه شما فقط شاهد هستید. شما مثل کسی که مشغول تماشای فیلم است، فقط شاهد هستید. بدن خود را ریلکس کنید و برای پانزده دقیقه شاهد باشید. حتم داشته باشید که می توانید با مشکل خود کنار بیایید.
   این دستور را موقعی که احساس می کنید مراقبه کردن برایتان مانند عادت شده است هم انجام دهید. این دستور مانند دارو است. دارویی برای تقویت مراقبه یا هنگامی که فشارهای زندگی مانع مدیتیشن می شوند.  مرشد درونی خود باشید
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #42 : 21 نوامبر 2010، 09:34:20 am »

مراقبه های اوشو ،
این مراقبه برای مواجه شدن با مشکلات ارائه شده است. پیشنهاد می‌شود اگر درباره هارا اطلاعاتی ندارید اول به قسمت هارا مراجعه کنید و بعد این بخش را بخوانید.
وقتی چیزی مثل راهنمایی و هدایت از درون شما سرچشمه می‌گیرد، حس آن از ناحیه شکم و ناف بالا می‌آید. در این حالت حس کردن گرما و جریان از این قسمت براحتی ممکن است. وقتی موضوع در حد ذهن باشد انگار که کاملاً سطحی است. در این حالت حس آن فقط در ناحیه سر دریافت می‌شود و بعد از اینجاست که به پایین حرکت می‌کند. وقتی ذهن شما برای موضوعی تصمیم می‌گیرد، باید برای به تحقق در آمدن آن زور بزنید و انرژی را به پایین بفرستید تا اتفاقی بیفتد. اما وقتی مرشد درونی شماست که تصمیم می‌گیرد، در این حالت چیزی از درونتان می‌جوشد و بیرون می‌زند. در این حالت هدایت به صورت موجی از دورن به سوی مغزتان حرکت می‌کند. ذهن فقط پیام را دریافت می‌کند اما پیام از خود ذهن صادر نشده است. پیام از جایی که ماوراء ذهن است آمده. برای همین است که در بسیاری از موارد ذهن از آن ترس دارد.
بنابراین وقتی با مشکلی مواجه هستید، و برای تصمیم گیری دچار تردید شده‌اید، به موضوع فکر نکنید. فکر کردن چیزی را حل نمی‌کند. بهتر است خود را در حالت بی فکری قرار دهید و اجازه بدهید تا مرشد درونی شما را هدایت کند. اوایل کار ممکن است نوعی حس ناامنی و ترس در وجودتان هویدا شود. اما آرام آرام وقتی هربار به نتیجه درست و صحیح دست پیدا کردید، می‌توانید امید و عزم لازم برای دریافت پاسخ و هدایت را کسب کنید. به یاد داشته باشید که دلیل آوردن برای هرموضوعی نوعی غرور ذهنی است. دلیل آوردن باور کردن کم و کاستی‌های درون خودتان است. لحظه‌ای که عمیق به درون خود سفر می‌کنید اجزاء هستی و آگاهی کیهانی در وجودتان سیر و شما را هدایت می‌کند. وقتی با هدایت درونی خود همراه شوید، همه چیز ساده می‌شود، وقتی با فکرتان به جلو می‌روید، فقط موضوعات را پیچیده‌تر می‌کنید و خودتان هم درست نمی‌دانید که چکار می‌کنید. ممکن است خودتان را خیلی هوشمند و فهمیده فرض کنید ولی باور کنید با افکار مغشوش و بهم ریخته اصلاً چنین نیست.
به یاد داشته باشید که بصیرت قوی از قلب سرچشمه می‌گیرد نه از ذهن. در مواقع گیر کردن در مشکلات ذهن را کنار بزنید. بی ذهن و بی سَر شوید. حتی اگر مرشد درونی شما را به سوی خطر ببرد به همان طرف حرکت کنید چون این خطر راه رشد شما است و شما در آن به بلوغ می‌رسید. فقط با قدرت به جلو بروید.
اوشو- کتاب رازها
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #43 : 21 نوامبر 2010، 09:34:45 am »

فکر نکن، احساس کن   یکی از چیزهایی که بشر امروزی در حال از دست دادن آن است، احساس است. او یاد گرفته است تا به جای احساس کردن در هر موردی فکر کند. این دستور درباره  کمک به برگرداندن احساس به جای فکر است.
سعی کنید احساس خود را رشد دهید. وقتی چیزی را می شنوید، کسی یا چیزی را لمس میکنید، غذا میخورید، حمام میگیرید و...
وقتی زیر دوش هستید، حرارت آب را حس کن. در مورد آن فکر نکن فقط سردی یا گرمی آب را حس کن. ذهن خیلی ساده  به شما میگوید: "آب سرد است". یا "آب گرم است". به همین سادگی. اما همین سادگی و تصور ذهنی آن، حس را از شما میگیرد. وقتی حمام میگیرید، فکر نکنید، فقط حس کنید، چیزی را هم تصور نکنید. دقت کنید همان لحظه ای که سعی می کنید درباره آب و دمای آن حرف بزنید، حس آن را از دست میدهید. حرف زدن زیاد باعث می شود تا درباره هرچیزی از عمق احساس خارج شوید.
همین کار را با افکارتان انجام دهید. یعنی آنها را هم حس کنید. با خود تکرار کنید اینها افکار من هستند و سعی کنید آنها را هم حس کنید. هیچکدام از این افکار مال شما نیستند. آنچه مال شما است، سکوت درونتان است. این سکون درونی را کسی به شما نداده است بلکه از روز اول با شما متولد شده است. اما افکار به شما داده شده اند و شما نسبت به آنها شرطی شده اید. اگر افکار مال شما نیستند، پس اهمیتی هم ندارند.
اوشو: کتاب راز
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #44 : 21 نوامبر 2010، 09:35:24 am »

حضور در هارا   اگر درباره هارا اطلاعات ندارید اول به قسمت هارا مراجعه کنید و بعد از این دستور استفاده کنید.
هارا نقطه‌ای است که از راه آن بین جسم و روح خود ارتباط برقرار می‌کنیم. بسیاری از ما در زندگی خود بین چپ و راست، درست و غلط، و رفتن و نرفتن در مجادله و تردید هستیم و تنها کمک بزرگ برای خلاصی از این وضع حضور داشتن در مرکز است. این مراقبه برای حضور در هارا به ما کمک می‌کند.
زمان: شبها موقع خواب و صبح‌ها بعد از بیداری
مدت: ده تا پانزده دقیقه.
 دستور  مرحله اول: شب موقع خواب وقتی روی تخت دراز می‌کشید دستهای خود را به اندازه پنج سانت پایینتر از ناف روی شکم قرار دهید. با کمک وزن دست‌ها قدری روی شکم را سنگین کنید.
مرحله دوم: نفس عمیق بکشید. وقتی نفسهای عمیق می‌کشید اجازه بدهید تا شکمتان همراه نفس حرکت کرده و بالا و پایین برود. در زمان فروبردن نفس مرکز بدن خود را در هارا احساس کنید. حس کنید تمام انرژی شما در هارا قرار دارد. حس کنید که در درون هارا غرق می‌شوید و در آن فرو می‌روید. خود را عمیقتر و عمیقتر در این نقطه غرق کنید. به صورتی که تمام وجودتان را در شکل یک توده متراکم انرژی در هارا احساس کنید. این کار را برای پنج تا ده دقیقه ادامه دهید.
مرحله سوم: وقتی خواب هستید بازهم در مرکز باشید. این را بدانید که وقتی دو قسمت اول را بدرستی انجام می‌دهید، مراقبه در خواب نیز ادامه پیدا می‌کند. در هنگام خواب وجودتان مرتب به این نقطه سفر می‌کند و از آن برمی‌گردد. همین امر باعث می‌شود تا بعد از مدتی ارتباط شما با این نقطه قویتر و قویتر شود. با این اعلام به خواب بروید.
مرحله چهارم: صبح موقع بیداری از خواب: وقتی صبح از خواب بیدار شدید، چند دقیقه در همان رختخواب که هستید بمانید. چشمانتان را بسته نگه دارید. دوباره دستهای خود را روی هارا قرار دهید و با کمک نفسهای عمیق در هارا حضور پیدا کنید و خود را به مرکز وجودتان نردیک کنید. این کار را برای ده دقیقه ادامه دهید. بعد از جای خود بلند شوید و روز را شروع کنید.
این مراقبه را برای سه ماه ادامه دهید. بعد از این مدت خواهید دید که چقدر حضورتان در زندگی تغییر پیدا می‌کند.
نداشتن مرکزیت در زندگی باعث می‌شوند تا شخص احساس کند که ذهن و وجودش تکه تکه است. با چنین احساسی دوست داشتن بقیه مردم بسیار سخت می‌شود. در این حالت در زندگی فقط کارهای رومزه را انجام می‌دهید و خلاقیت به حداقل ممکن می‌رسد و دست پیدا کردن به نقطه تعالی وجود بسیار سخت می‌شود. فقط با حضور داشتن در مرکز است که در قله زندگی می‌کنید.
اوشو: کتاب "یک رز، یک رز است، یک رز است"
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org
 

این صفحه در 0.074 ثانیه 20 نمایش داده شد.