انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

آرامش آن است که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست
.
پس : لحظه هایت آرام



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...  (دفعات بازدید: 25483 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

1)- هرروز پس از برخواستن از خواب راجع به 24ساعت آینده فکر میکنیم و نقشه های آنروز خود را مورد بررسی قرار میدهیم.
2)- قبل از شروع از خداوند میخواهیم که به افکار ما جهت و مسیر دهد و آنرا از نیت های حسرت آلود و نادرست و خود پسندانه دور کند.
3)- ازخدا میخواهیم به ما الهام دهد و ما را از آگاهی درونی و قدرت تصمیم گیری برخوردار کند.
4)- نیایش خود را با یک دعا خاتمه می دهیم و برای آگاهی از قدمهای بعدی خود در طول مدت روز تقاضای راهنمائی میکنیم.
5)- آنچه را که لازمه برخورد با مشکلات است طلب می کنیم.
6)- خصوصا تقاضا میکنیم که ما را از هوای نفس برهاند.
7)- مراقبیم که برای خود چیزی نخواهیم مگر اینکه به دیگران هم کمک کند.
چاییدن- و هرگز برای حس خود خواهی خود درخواستی نکنیم.
9)- در طول روز وقتی مردد و آشفته ایم ساکت می شویم و از خدا می خواهیم که راه درست را به ما نشان دهد.
10)- و مرتبا به خود یاد آور می شویم که ما دیگر کارگردان صحنه نیستیم و متواضعانه با خود تکرار میکنیم

 
((اراده اراده اوست))
 
کتاب بزرگ الکلی های گمنام ، صفحه : 116- پاراگراف دوم
« آخرين ويرايش: 10 اكتبر 2010، 10:11:32 am توسط افق »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
منظور از مراقبه کردن چیست ؟
« پاسخ #1 : 06 سپتامبر 2010، 07:37:25 am »

منظور از مراقبه کردن چيست؟!
منظور از انجام مراقبه کسب آگاهی از ناخودآگاه در کمال هوشیاری است. هشياري آن است كه ذهن آگاه باشد، اما تمركز نداشته باشد. هشياري آگاه بودن از همه چيزهايي است كه در حال روي دادن هستند. شما به گونه عادي نمي‌توانيد درباره همه‌ چيزهايي كه در حال رخ دادن هستند، هشيار باشيد زيرا بدين گونه نامتمركز خواهيد شد. بخش نفي شده، بخش ناخودآگاهتان، تنها زماني مي‌تواند پويا و آفريننده باشد كه شما به زندگي بُعد تازه‌اي بيفراييد. بُعد سرخوشي و بُعد بازي كردن و... . منظور از سرخوش بودن اين است كه توانايي شادکامي جستنِ لحظه به لحظه، از همه‌ چيزهاي رخ دهنده براي خود را داشته باشيد. در شادكامي خودِ كُنش است كه ارزشمند است. چنانچه بتوانيد هر كُنشي را در خودش ارزشمند سازيد، آن گاه سرخوش شده و مي‌توانيد آن را جشن بگيريد. سرخوشي در لحظه است، در خود كُنش، نه در دلواپسيِ رسيدن به دستاوردهاي آن، چيزي نيست كه بخواهيد به آن دست يابيد. وقتي ارتباط با كل هستي دور از گزينش باشد و به هر چيزي اجازه پيش آمدن دهيد، اين شادكاميِ مراقبه است.
آگاهي يافتن از ناخودآگاه يعني آگاهي از اين كه ذهن شما آگاه نيست و ذهن آگاه تنها بخشي از ذهن است. «من» هر دو بخش هستم و بخش بزرگتر نامشروط و بي قيد و بند است. مراقبه كوششي است براي پريدن به ناخودآگاه. با حسابگري نمي‌توان پرش انجام داد زيرا هر محاسبه‌اي آگاهانه است و ذهن آگاه به شما اجازه‌ پرش نمي‌دهد. مسير ناخودآگاه تاريك و ناشناخته است و به ديده‌ فرد نابخردانه مي‌نمايد. بنابراين اگر براي ورود به مراقبه انديشه كنيد، راه به جايي نخواهيد برد چرا كه بخش انديشَنده به شما اجازه‌ چنين كاري را نخواهد داد. شما نمي‌توانيد بدون انديشيدن خيز برداريد و بپريد بنابراين به دستاويز نياز داريد. دستاويز تنها براي آموزش دادن به ذهن نياز است وگرنه به كار نمي‌آيد. پس از پرش خواهيد گفت به دستاويز نياز نبود. اما دستاويز هم چيزي ساختگي است. كلكي است براي آن كه ذهن خردگراي شما آرام شود تا بتوان آن را به ناشناخته‌ها هل داد. يك روش نيرومند که نه تنها ذهن بلكه تن و احساس شما ـ همه‌ هستي‌تان ـ‌ را در بر مي‌گيرد. نکته اینجاست که هيچ شيوه‌اي نمي‌تواند خواستگاه مراقبه باشد. از اين رو هر شيوه‌اي امكان پذير است، هر شيوه‌اي يك دستاويز است و همه شيوه‌ها دروغين‌اند!!!. همه ‌چيزي كه مورد نياز است اين است كه به كمك هر دستاويزي از ذهن خود به بيرون هل داده شويد.
باريك سازي تمركز ذهن زماني كه به بيرون رو داريد، سودمند است اما اگر به درون رو داشته باشيد، زيان بار و كشنده است. در پيوند با ديگران كارآمد و در پيوند با خود انسان عامل خودكشي است. كسي داناست كه بتواند هر دوي نياز‌ها را برآورده كند. ذهن را چون يك ابزار بكار بريد، نه چون غايت همه چيزها. همين كه فرصتي دست داد از آن بيرون آييد. آن گاه دم را غنيمت شمرده و از آن، از خود هستي شادكامي بجوييد.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
تاثيرات مفيد مراقبه (Meditation)
« پاسخ #2 : 06 سپتامبر 2010، 07:37:50 am »

تاثيرات مفيد مراقبه (Meditation)

تاثيرات جسمي
- استراحت عميقي که در مراقبه اتفاق مي‌افتد. ضربان قلب و بار اضافي روي آنرا بشدت کاهش مي‌دهد.
- کاهش در ميزان کورتيزول (هورموني که در هنگام استرس توليد مي‌شود) و لاکتات خون.
- کاهش در ميزان راديکالهاي آزاد توليد شده در عضلات که مي‌تواند باعث تخريب بافتي بدن شوند. ثابت شده است که در اين راديکالهاي آزاد اکنون رابطه تنگاتنگي با پيري زودرس در بدن دارند.
- کاهش فشار خون.
- افزايش مقاومت پوستي.
- كاهش در ميزان کلسترول : ميزان کلسترول بدن رابطه مستقيمي ‌با بيماريهاي قلبي و عروقي بدن دارد.
- افزايش ميزان هوا در ريه‌ها که نتيجه مستقيمي‌ بر تنفس آسانتر و بهتر دارد . اين اثرات مخصوصاً در بيماران آسمي ‌قابل توجه است.
- افزايش اثرات بيولوژيک جواني : يک تحقيق استاندارد درباره پيري که بصورت طولاني مدت در آمريکا انجام شده است، ثابت کرده است که کساني که بصورت مداوم از مديتيشن استفاده مي‌کنند (حداقل به مدت ٥ سال) بطور متوسط ١٢ سال جوان تر از سن همسالان خود هستند.

تاثيرات روحي
- بهبود روحيات و اخلاق ورفتار شخص : در نتيجه مراقبه ، ارتباطات صحيح مغزي افزايش پيدا مي‌کند. اين کار منجر به درک صحيح شخص در زندگي و بهبود اخلاق و رفتار مي‌شود.
- کاهش اضطراب و افسردگي
- کاهش تحريک پذيري
- افزايش قدرت يادگيري و حافظه
- افزايش قدرت عزت نفس
- افزايش احساس جواني و حيات
- افزايش شور و شادماني در شخص
- افزايش توقع و انتظار در زندگي (اين شاخص مهمي ‌از بهداشت رواني در يک جامعه بحساب مي‌آيد)
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
گام اول ... مراقبه
« پاسخ #3 : 06 سپتامبر 2010، 07:38:12 am »

گام اول ... مراقبه

علم و هنر مراقبه (Meditation) از هزاران سال پيش به اين طرف توسط عرفا تمرين شده است. شفادهندگان، جادوگران، اساتيد يوگا و ...  آموزشهاي خود را با مراقبه شروع كرده‌اند. بهبودي بوسيله اين روش از دير باز در فرهنگهاي قديم و در سراسر جهان وجود داشته و در اديان مختلف به آن اشاره شده است. در حقيقت بطور عملي بسياري از گروههاي مذهبي مراقبه را در صورتهاي مختلفي به اجرا در مي‌آورند و ارزش آن در کاهش درد و افزايش بهبودي سلامت انسان از ساليان گذشته امري کاملاً اثبات شده مي‌باشد.
مراقبه پايه و نقطه شروع همه كساني است كه قصد پرورش نيروهاي دروني خود را دارند. دليل اساسي انجام مراقبه يادگيري كنترل ذهن است. براي موفقيت در متافيزيك و علوم فرارواني شما بايد كنترل ذهني خود را بدست بگيرد. ذهن تمايل دارد مانند يك بچه لوس رفتار كند و می خواهد هر وقت و هر كاري كه دوست دارد، انجام دهد. هنگامي‌كه شما براي اولين بار تمرينات ذهني و مراقبه را شروع مي‌كنيد، ذهن با بر هم زدن تمركز شما بوسيله تصاوير بيهوده و گفتگوهاي دروني بي پايان مانع خواهد شد. در اوايل اين كار شما را پريشان و گيج مي‌كند و شما قادر نخواهيد بود به اهداف مطلوبتان برسيد. اما با تمرين مداوم شما توانائي كنترل ذهن خود را براي تمركز تماميت وجودتان بر روي يك نقطه منفرد نوراني بدست خواهيد آورد.
تمرين روزانه مراقبه به مرور زمان چند تغيير مهم را در شما بوجود مي‌آورد.
- افزايش مقاومت در برابر استرس.
- بهبود سلامتي.
- پيشرفت استعدادهاي ذهني تا حد يك نابغه.
مراقبه با ورود به وضعيت يك خلسه ملايم و متوقف كردن احساساتي كه از سرتا سر بدن مي‌آيند انجام مي‌شود. با پيشرفت در انجام مراقبه به تدريج افكار شما بسيار قدرتمند خواهند شد، همانند ذره بيني كه با تمركز كردن اشعه خورشيد باعث سوزاندن ميشود، متمركز شدن امواج افكار شما نيز آنها را قوي و موثر خواهد كرد. شما به تدريج متوجه مي‌شويد كه افكارتان شروع به تاثير گذاشتن بر روي خودتان و محيط اطرافتان خواهند كرد و هر چه زمان مي‌گذرد، ميزان اين تاثير نيز افزايش پيدا مي‌كند. بنابراين مراقب باشيد! اين نيرو بسيار قوي و قدرتمند است و بايستي در جهات مثبت استفاده شود.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
يک روش برای مراقبه ...
« پاسخ #4 : 06 سپتامبر 2010، 07:38:37 am »

يک روش برای مراقبه ...

يک فيلسوف چيني به نام " Tzu–Chuang " مبدع روشي از مديتيشن است که در آن چيني ها کاملاً آرام مي‌نشينند و هيچ حرکتي انجام نمي‌دهند و در واقع، از طريق فکر نکردن به افکار ناراحت کننده و آزار آور، براي خود يک « ناشتايي فکري» ايجاد مي‌کنند. اين «ناشتايي فکري» که در مديتيشن رخ مي‌دهد مغز و روح را کاملاً تصفيه کرده و همانند ناشتايي بدني «گرسنگي»، عمل مي‌كند. ناشتايي بدني و ناشتايي فکري هر دو کاملاً طبيعي بوده و در واقع يک روش جوان سازي بافتهاي بدن مي‌باشند که بوسيله خالي کردن بدن و روح از تمام سيگنالهاي ورودي عذاب آور براي مدت چند دقيقه يا چند روز اتفاق مي‌افتد. تائويست‌ها (Taoists) عقيده دارند که بوسيله همين ناشتايي فکري و بدني مي‌توانيم به آرامش کامل برسيم
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
ايمان
« پاسخ #5 : 06 سپتامبر 2010، 07:39:11 am »

ايمان

ذهن بیشتر ما به محض شنیدن کلمه ایمان به سمت مسائل دینی و الهی می رود، در حالیکه تعریف واقعی ایمان چیز دیگریست.
ادراک و باور ما از زندگی و دنیای خودمان نتیجه تقابل و یا تعامل دو نیروی منطق و احساس صورت می گیرد که در هر یک از باورهای ما یا یکی غالب می شود و یا در تعادل قرار می گیرند.
همواره حواس پنجگانه ما به عنوان ابزار عقلانی، رویدادها را درک می کنند و عقل ما با فیلتر کردن شواهد باطنی (احساس)، اقدام به درک و ثبت نتیجه آن واقعه و رویداد می کند و نتیجه این فرآیند به عنوان تجربه، به شواهد باطنی قبل اضافه می شود که یا تائیید کننده شواهد قبلی است و یا به عنوان شاهد جدید بایگانی می شوند.
هر گاه که در فرآیند درک یک رویداد (چه واقعی و چه خیالی)، نیروی احساس و نیروی عقل ما همسو و یکصدا شوند، نیروی عظیم ایمان در درک آن فرایند در ما جاری می شود که یکی از بارزترین مصادیق آن، موضوع موجودیت خداوند است اما جنبه الهی ایمان فقط یکی از موارد استفاده آن در زندگی است و باید گفت یکی از بهترین راههای رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای داشتن ایمان به رسیدن به هدف است.
در یک کلام، ایمان یعنی تصویر ذهنی واضح و شفاف و مشخص.
حال اگر این تصویر ذهنی مربوط به خداوند باشد، ایمان به خداوند بیان می شود. به بیانی دیگر به قول بزرگی: «اگر انسانی به قدر یک ارزن به خداوند ایمان داشته باشد و خود را خوب بشناسد، هر موقع می تواند به درختی امر کند تا به دریا برود و برایش قایق شود.»
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
مراقبه روزانه 16-6-1389
« پاسخ #6 : 07 سپتامبر 2010، 07:47:18 am »


مراقبه روزانه 16-6-1389
روز:
گوش کن ، به دقت گوش کن ...برای توست که می نوازند. این آهنگ تنها برای توست و مخصوص توست . برای هیچ کس دیگری نیست .هر انسانی آهنگ مخصوصی دارد ، هر انسانی با آهنگی آشناست و این آهنگ از آن توست. تنها از آن تو ...
یاد بگیر با آن برقصی ، با آن خوب برقصی ، زیرا این آهنگ توست ، این آهنگ زندگی توست .
یاد بگیر با آن بخندی ، با آن بگریی ، زیرا که انتخاب با توست .
می دانی و شاید فراموش کرده ای که انسان تنها موجودی است که می تواند بخندد ، می تواند بگرید . هیچ موجودی نمی تواند در آن واحد برای شادی هایش هم بخندد و هم بگرید و تو این توانایی را یافته ای . این از عظمت اوست که در تو آن را قرار داده .
درد ها را برایمان آرایش می کند ، این خنده ها و گریه های به موقع ، این شادی ها و این گوش فرا دادن ها .
این موسیقی از آن توست ، سعی کن خوب آن را یادبگیری و در تمام طول روز با آن برقصی ، زیباترین رقصی که در تمام طول عمرت می توانی انجام دهی و این برای تو تنهاست ، این هدیه تنها به تو داده شده و به راحتی این هدیه ، این معجزه را از دست نده .
شب:
زندگی انسانها به سالها و ماهها و روزها و ساعت ها و ثانیه ها پیوند شده ، آنها می توانند به شدت طولانی باشند و می توانند به شدت کوتاه باشند . انتخاب آن می تواند دیدگاه روزانه تو را مشخص کنند . ما برای اینکه بتوانیم روز خوبی را سپری کنیم و با آهنگ زندگیمان هماهنگ گردیم تنها یک راه داریم ؛ تنها یک راه :هماهنگ شدن با خواست نیروی برترمان ، هماهنگ شدن با آهنگی که برای شخص من می نوازد در تمام طول روز ، تمام طول ساعت ، تمام دقایق و ثانیه های آن .
تغییر نگرش خود یک معجزه دیگری است ، خود یک آهنگ دیگری . آن تنها چیزی است که می تواند به ما کمک کند تا امروز را به سلامت سپری کنیم ، آن را بگذرانیم و از پشت اتفاقات آن سربلند بیرون بیاییم.
تغییر نگرش خود یک معجزه است ، معجزه ای روزانه که به ما هدیه شده تا بتوانیم آن روز را با تمام اتفاقاتش بصورت معجزه آسا بگذرانیم و به تمام کسانی که ایمان ندارند ثابت کنیم که این نیز ممکن است .
ممکن بودن آن را شاید ما رنگ و لعابی بدهیم ولی در حقیقت انسانیت است که آن را معجزه دار می کند ، تنها انسانیت . با تمام قوانین و خواسته های او .
شاید زندگی آن صحنه نباشد که تو انتظارش را داشته باشی ، ولی حالا که به آن دعوت شدی تا می توانی زیبا برقص " چارلی چاپلین"
« آخرين ويرايش: 10 اكتبر 2010، 10:16:27 am توسط افق »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #7 : 08 سپتامبر 2010، 07:41:35 am »

مراقبه های روزنامه 17/6/1389
روز :
دیروز هم روزی بود ، نه مانند همیشه ، و نه مانند روزهای آینده ، هیچ روزی تکرار نخواهد شد ، هیچ ساعتی و هیچ دقیقه ای ...
با دوستی که از اقلیتی های قومی محسوب می شد و در حقیقت عضوی از اعضاء انجمن معتادان گمنام بود قرار کارکردن قدم پنجم و در آوردن نقش ایشان را داشتم.
قبلا به اون متذکر شده بودم که بهتراست بدون هیچگونه غرض ورزی ، بدون هیچ گونه پیش داوری ، هر چیزی که به ذهنت میرسه رو روی کاغذ بیاور و برای اینکه کارش راحت باشه من سه مدل ترازنامه "رنجش ، ترس و مسائب جنسی " را در اختیارش قرار دادم و به ایشون ده روز فرصت داده شد که بصورت شلاقی هر چه که در درون خود دارد را بروی گردونه بیاورد و در طبق اخلاص رو نماید .
چند نکته در اینجا بود که باعث تعجب من شده بود :
1)- ایشون با راهنمای دیگه ای کار میکردن که پاکی ایشون به اندازه پاکی من بود و من چندین بار پیشنهاد دادم که مجددا با ایشون کار کن ولی ایشان مصرانه در این عمل اصرار می کرد .
2)- ایشان نزدیک به سه سال در برنامه بود و با داشتن سواد کافی "لیسانس زبان فرانسه" ، از ینکه تا این اندازه در این کار تعلل کرده بود ، بر شدت تعجب من افزود .
3)- بعد از خواندن دعای آرامش ، برگه ها را رو کرد .برای ترس 4 صفحه آ4 و برای رنجش 11 صفحه آ4  و برای مسئل جنسی الباقی صفحات را پر کرده و دعوت کرده بود در محضر شان باشیم .
این کار بیشتر از 4 ساعت وقت گرفت و من با اشتیاق به تمامی حرفهای ایشان گوش کردم و برایش قذدم شش و هفت را هم مشخص کردم و بعد از خواندن دعای قدم هفتم ، جلسه خصوصی اشان تمام شد .
در اینجا بود که من متوجه مطالب بیشتر و معجزات نهفته در کلمات روحانی کتابی شدم که تنها اه نجات میلیونها نفر در دنیا می باشد . کتابی که در یک معجزه روحانی توسط شخصی که خود در چند قدمی مرگ قرار داشت نوشته شده بود و الکنون قدرت آن در تمام دنیا مانند یک کتاب مقدی به ورطه ظهور رسیده است.
الف ) ما به بیماری دچار هستیم که خود را به صورت چالش با محیط های اجتماعی نشان می دهد.
ب) ما با تربیت خیابانی به جلسات آمده ایم .
ج) ما برگزیدگان خداوند هستیم و خیلی ها آرزومند این هستند که وارد جلسات ما شوند که پاک شوند و یا مدتی در جلسات می آیند و می روند و نمی توانند پاک شوند .
د) تنها راه پاک ماند ما در اختیار قرار دادن آنچه که ما داریم به علاقمندان این راه روحانی می باشد .
بعد از خارج شد ن از آنجا حدود چهل دقیقه فاصله منزل ایشان تا منزل خودمان را در تفکرات خود غرق شده بودم و بغض گلویم را فشرده بود که چطور این جایگاه را بدست آورده ایم و چگونه می توانیم آن را حفظ کنیم و همانجا بود که متوجه شدم باز هم معجزه ای دیگر در درون من اتفاق افتاد و نگر ش من را تغییر داده و دریچه ای جدید از لطف قدرت برترم بروی من باز نمود .
ما بیماران دوازده قدمی ، انسانهایی به شدت ساده و دارای روحی به شدت لطیف هستیم و هنگامی که من این دو هزار مورد آنالیز شده آقا را در جلوی ایشان قرار دادم و به او گفتم که اشکالات تو در رنجش ها شامب 1) عدم رشد اجتماعی 2) عدم روشن بینی 3) عدم قبول مسئولیت خود 4) عدم باور دیگران و قبول جایگاه آنان می باشد ، به شدت متعجب شده بود.
امروزه ما می توانیم شکر گزار نعمتی شویم که این بینش و دانش را به ما عطا کرده است که با دیدن ترازنامه دیگران جایگاه خود را بار دیگر بیابیم و با تعمق و تفکر در آنها زندگی خودمان را سروسامان بدهیم ...
و من متوجه شدم که این معجزات تنها در برنامه های دوازده قدمی می افتد و بس.
شب :
خداوندا :
آرامشی عطا فرما ، تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم . تا بپذیرم پدرم ، مادرم ، خواهرم و برادر و تمام هم خونهایم را در زندگی فعلیم ، تا بپذیرم تمام اتفاقاتی که در محیط اطرافم اتفاق می افتد ، و از همه مهمتر بپذیرم که چه بودم و چه هستم و چه خواهم بود ...
شهامتی که ، تغییر دهم آنچه را که می توانم ، تغییر دهم روند اشتباهاتم ، روند دوست داشتن ها ، محبت کردن ها ، و از همه مهمتر آنچه را که می دانم خواسته تو نیست و سر سختانه در مقابل آن مقاومت می کنم و یا ترس مانع تغییر دادن آن می شود و یا نواقص اخلاقی و شخصیتی ما در تغییر دادن آنچه خواست تو دخالت می کند .
و بینشی که تفاوت آن دو را بدانم ،
« آخرين ويرايش: 08 سپتامبر 2010، 07:42:39 am توسط رضا - بیل »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #8 : 09 سپتامبر 2010، 09:48:30 am »

مراقبه 18/6/1389:
 
روز :
با شکوفا شدن خود آگاهی، زندگی سر شار از گل سرخ می شود. يگانه كاري كه بايد براي تبديل زندگي به باغ گل سرخ انجام داد شكوفا ساختن نا خود آگاهي به خودآگاهي است و اين روند بسيار آسان است. در واقع بدليل آسان بودن آن است كه انسانها از آن غافل اند، زيرا " خود " آنان به مبارزه طلبيده نمي شود. " خود " هميشه به كارهاي سخت و دشوار غلاقه مند است. دوست دارد به كره ماه و سياره مريخ برود اما به رفتن به درون وجود علاقه مند نيست.
اين روند را مي توان به فرمولي ساده تبديل كرد: در هر كاري انجام مي دهي هشيار باش. وقتي راه مي روي از راه رفتن خود آگاه باش. وقتي غذا مي خوري از غذا خوردن خود آگاه باش.
بكوش تا مكانيكي عمل نكني. ذهن تو در جايي ديگر به سر مي برد. هزار و يك فكر از سرت مي گذرد. دست و دهانت مشغول خوردن اند و اين روند، مكانيكي است. تو از آنچه انجام مي دهي آگاه نيستي.
فقط وقتي با تمام وجود در اين لحظه بسر بري مي تواني خودآگاه باشي. پس زماني كه مشغول خوردن هستي همه دنيا را فراموش كن. وقتي مي خوري فقط بخور. وقتي راه مي روي فقط راه برو. وقتي گوش مي دهي فقط گوش بده. وقتي صحبت مي كني فقط صحبت كن. از هر حركت بدني و هر اختلاف جزيي هشيار باش و آگاه باش تا آرام آرام هنر و مهارت اين كار را فرا بگيري.
 
شب:
يك دعاي بسيار زيبا وجود دارد و اين دعا چنين است كه: " خدايا! مرا از تاريكي به نور، از دروغ به حقيقت و از مرگ به فنا نا پذيري هدايت فرما. "
اين دعا بسيار زيباست اما پنج هزار سال از زمان گذشته است و من احساس مي كنم بايد آنرا كمي توسعه داد. من نمي توانم بگويم " خدايا مرا از تاريكي به نور هدايت فرما " زيرا تاريكي وجود ندارد. به جاي آن مي گويم: " خدايا مرا از نور به نور بيشتر هدايت فرما. " نمي توانم بگويم " خدايا مرا از دورغ  به حقيقت هدايت فرما. " زيرا دروغ وجود ندارد. به جاي آن مي گويم " خدايا مرا از حقيقت به حقيقت بيشتر، از زندگي به زندگي فراوان تر و از كمال به كمال بيشتر هدايت فرما. "
معمولا چنين پنداشته مي شود كه به كمال رسيدن، نهايت و مقصود است اما كمال همچنان كامل و كامل تر مي شود. در هر دوره اي كمال وجود دارد اما پايان يافته نيست و به رشد خود ادامه مي دهد. هميشه مي تواند غني تر و رنگين تر و با آواز و ترانه و جشن و سروري تازه تر شود. براي رشد و تكامل هيچ پاياني متصور نيست
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

فرید

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاربر فعال
  • *****
  • امتیاز: +132/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 603
  • زندگي سعادتمند تنها در عشق حقيقي خلاصه مي شود
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #9 : 13 سپتامبر 2010، 02:21:56 pm »

مراقبه 1389/06/22
روز : براستی نقش آدمی در نظام هستی چیست، بدترین جوابی که برای این سوال ممکن است بشنوید ((قربانی)) است این را چند روز قبل از یکی از دوستانم شنیدم که ناله سر می کرد و می گفت در فرایند خلقت انسان بزرگترین قربانی است، چرا که خداوند او را به جهان آورد و عقل داد و احساس و کلام و در بین تمام ناملایمات این دنیا او را رها کرد. این بدترین تفسیری است که از دنیا می شود داشت. دوست من بهترین هدیه ای را که خدا به انسان داد و به دیگران نداد را فراموش کرد ((عشق)) بزرگترین ودیعه ایست که در نهاد ما قرار داده شد خداوند از روح خود در جان ما دمید و عشق و محبت را به ما داد که به هیچ موجود دیگری نداد. بر بلندای جهان بایست و فریاد بزن این منم انسان زیباترین مخلوق هستی و نمایانگر کنز درونی آفریدگار ، این منم انسان آینه تمام نمای خدا، بر خود ببال و گردن افراشته دار که هیچ موجودی را یارای رویارویی با تو نیست، عشق قدرتمنترین سلاح جهان است و بر تمام قدرتهای جهان فائق. کافیست کمی دقیق تر به عشقی که انبیاء و اولیاء خدا داشتند و دارند بنگریم. ایا پس از گذشت قرن های متمادی دیگر امروز هیچ نام نیکی از نمرودیان، فرعونیان، رومیان و کفار قریش هست اما نام ابراهیم، موسی، عیسی و محمد(ص) برتارک جهان می درخشد و مگر نه آنست که آنان پیام آوران عشق بودند. بر بلندای جهان بایست و فریاد برآور این منم انسان زیباترین مخلوق هستی.

شب : غرور و خودخواهی بزرگترین آفت است، چرا می گویم آفت چون آفت ابتدا در ظاهر گیاه خود را نشان نمی دهد و پس از آنکه از درون گیاه را نابود کرد بالاخره نمود ظاهری پیدا می کند. آنچه انسان را می تواند به عرش برساند یعنی خود را دوست داشتن وقتی زیاده از حد تجاوز کند بدل به بزرگترین دشمن او می شود. خداوند فروتنی است و وقتی خودخواهی به روش زندگی انسان تبدیل شود دیگر جایی برای خدا نمی ماند و بی خدایی یعنی هیچ شدن نه به معنای از فنا به بقا رسیدن بلکه به معنای پوچی، همان که بزرگترین مشکل بشر عصر تکنولوژی است، همان بشری که فکر می کند عقل کل است و آلفا و امگا اول و آخر هر چیز است. رفتن در ره غرور و خودخواهی گام به راه نیستی گذاشتن است خلاف اصلی ترین میل هر بشری برای رسیدن به بقای بیشتر.
« آخرين ويرايش: 23 سپتامبر 2010، 11:40:15 am توسط افق »
خارج شده است
موفقيت نيز ناشي از آغازگري و ابتكار، پشتكار و بيان روشن عشق و محبت ژرف قلبي است.((آنتوني رابينز)) .

فرید

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاربر فعال
  • *****
  • امتیاز: +132/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 603
  • زندگي سعادتمند تنها در عشق حقيقي خلاصه مي شود
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #10 : 15 سپتامبر 2010، 09:35:24 am »

مراقبه 1389/06/24
با سپاس از دخترم که دیشب به سختی و برای اولین بار ((بابا)) صدایم کرد.
روز : شاید انسان عجیب ترین موجود هستی باشد چرا که آمدنش به دنیا از روی اجبار است و رفتنش نیز، اما در این بین فرصتی را دارد که هیچ موجود دیگری ندارد فاصله بین دو نقطه آغاز و پایان که هر چند کوتاه است اما اختیار آن را دارد که نوع زندگی اش را برگزیند. کودک به هیچ چیز جز آن لحظه ای که در ان به سر می برد نمی اندیشد، لختی به واسطه بازیچه ای که در دستش است می خندد اگر از او باز ستانی می گرید و با پس دادنش باز لبخند به لبانش ظاهر می شود. این زیباترین خصلت کودکانه است که با بزرگ تر شدن از دست می رود. کودک دائماً در حال تلاش است و به آنچه در پس تلاشش به وقوع می پیوندد زیاد نمی اندیشد. برای او نفس حرکت لذت بخش است از این روست که حتی در هنگامی که به سوی هدفش می رود هم می خندد و شاید اصلاً در نیمه راه هدفش عوض شود، برای او تنها رفتن مهم است و به همان چیزهایی که دارد دل خوش می کند.

شب : زندگی آن صحنه کارزار غم انگیزی که تصور می کنیم نیست، ما به دنیا نیامده ایم که بجنگیم. تفاوت است بین جنگیدن و مبارزه کردن، جنگجو بدون هدف شمشیر می زند و به جلو می رود و به سرنوشت و عواقب کارش نمی اندیشد. اما مبارز شاید روزهای متمادی در گوشه ای بنشیند و بیاندیشد و شاید گاهی اوقات بهترین راه مبارزه را در آغوش کشیدن حریفش دریابد. باید مشی مبارزه را برگزید. خستگی واژه خوبی نیست باید رنگ آنرا در قاموس زندگی کم کنیم تا کمتر به چشم بیاید چون در واقع نمی توان آن را حذف کرد ما بعضی از اوقات واقعاً خسته می شویم و باید با تجدید پیمان بازندگی به پا خاست و راه دیگری برای ادامه مبارزه یافت.

« آخرين ويرايش: 23 سپتامبر 2010، 10:15:22 am توسط افق »
خارج شده است
موفقيت نيز ناشي از آغازگري و ابتكار، پشتكار و بيان روشن عشق و محبت ژرف قلبي است.((آنتوني رابينز)) .

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
مراقبه امروز : 25/6/1389
« پاسخ #11 : 16 سپتامبر 2010، 09:58:46 am »

مراقبه امروز : 25/6/1389
با عرض شرمندگی از مدیریت کودای تالار که این مطلب دیر در جایگاه خودش قرار گرفت ، هر چند که من معتقدم هیچ وقت دیر نیست و همیشه به وقت خودش اتفاق خواهد افتاد...
روز :
توقعات ما از محیط اطرافمان رنجشهایی از پیش تعیین شده است که در موقعیت های قبل از آن واقعه برایمان پیش آمده است . ما بیماران انجمن های دوازه قدمی بر عکس تمام انسانهای دیگر که از کنار هر موضوع کوچکی می گذرند و آن را به راحتی نادید می کنند ، به شدت درگیر گذشته و یا آینده می شویم و نمی توانیم در زمان حال زندگی کنیم ، با خداوند بودن و مراقبه کردن یعنی در زمان حال زندگی کردن .
اگر می خواهی امروز موجودیت انسانی خود را بسنجی و آن را به کار گماری بهتر است ببینی چقدر می توانی در اکنون زندگی کنی ...
بارها و بارها این مساله را با خودمان حمل کرده ایم که اگر فلان کس این کار را درست انجام داده بود و یا اگر همسرمان اینگونه نبود و یا اگر فرزندانمان و یا ... و یا ... ، اینها بیماری های اعتیادی است که به شدت اوج می گیرد و در زمان اوج بودن به شدت شما را از روحانیت دور کرده و چرخه های رنجش را برای شما فراهم می کند.
توقعات ما اشکال جالبی دارد ولی در پس پرده فکری تمام آن موجودیت ها رنجشها و توقعات برآورده نشده ایست که ما را از حالت تعادل و روحانیت جدا کرده و باعث می شود که زندگی مان تحت تاثیر عوامل بسیار ساده ای منحرف گردد.

شب:
خدمت کردن یک اصل روحانی برنامه است که کمک می کند تا ما این موضوع را به راحتی حل کنیم و با آن کنار بیاییم ، زیرا ما موجوداتی هستیم که با خدمت کردن خودمان را زنده نگه می داریم و به زیستن به اصول روحانی خود ادامه می دهیم و یا به شدت به خودمان و اطرافیانمان صدمه می زنیم .
یادمان نرود که در زیر ظاهر پیچیده نواقص ما ، در حقیقت ایرادات بسیار ساده ای ما را درگیر میکند تا از اصول روحانی دور بمانیم.
اگر بخواهیم از نواقص رها شویم ، باید فقط برنامه را بصورت روزانه انجام دهیم ، زیرا در حقیقت مسائل اخلاقی که ما از آنها رنج میکشیم همان قرار دادهای اجتماعی است که در داستان بیماری ما تبدیل به هیولای مهیبی گردیده است ...
« آخرين ويرايش: 23 سپتامبر 2010، 10:11:56 am توسط افق »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #12 : 18 سپتامبر 2010، 10:04:10 am »

  مراقبه 27/6/1389:
 
روز:
بسيار ضد و نقيض است كه هرگاه ما از هستي جدا و مستقل مي شويم به اسارت مي افتيم. استقلال ما به اسارت ما مي انجامد. هرگونه حد و مرزي ما را به بند مي كشد. هرگونه محدوده اي محدوديت مي آفريند.
ديوارهاي را كه دور خود كشيده اي خراب كن تا آزاد شوي! تا همه آسمانها و ستارگان از آن تو شود و بتواني جرعه اي از جام عشق، حقيقت و خداوندي سر كشي.
با ديوارهايي كه " خود " مي آفريند فقط مي توان در دروغ، در تنفر و در شرارت زندگي كرد زيرا ما در جايي نادرست ريشه مي دوانيم. هستي ما وارونه مي شود. همچون برگي از درخت مي شويم كه گمان مي كند از درخت مستقل است. پندار مستقل بودن به رنگ باختن برگ خواهد انجاميد. شيره اي در جانش روان نخواهد شد. سبزي در وجودش جاري نخواهد شد. برگ كم كم پژمرده خواهد شد و خواهد مرد .
همين كه برگ پندار جدا و مستقل بودن از درخت را دور بيندازد در مي يابد " من جزيي از درخت هستم و درخت جزيي از زمين و زمين جزيي از منظومه شمسي و منظومه شمسي جزيي از كيهان. "  حتي برگي كوچك نيز به اندازه بزرگترين خورشيد، جزيي اساسي از كل است.
در هستي هيچ سلسله مراتبي وجود ندارد، زيرا هستي يكي است. سلسله مراتب نيازمند رتبه و رقم است چيزي برتر و چيزي پست تر است. اما همه هستي يكي است! از اينرو كوچكترين برگ علف به اندازه بزرگترين سياره اهميت دارد. هيچ چيزي برتر و هيچ چيزي پست تر نيست.
اين آگاهي، شكوه دربند شده تو را رها مي سازد. ناگهان چنان احساس پهناوري و بيكراني مي كني  كه كاري نمي تواني بكني جز به وجد آمدن و جشن گرفتن. كاري نمي تواني بكني جز رقصيدن و آواز خواندن.
 
شب:
اگر كهنه را برگزيني، بدبختي را برگزيده اي. اگر تازه را بر گزيني، شادماني را برگزيده اي. هميشه تازه، نا شناخته، خطرناك و نا امن را برگزين، زيرا تو تنها با خطر كردن مي تواني رشد يابي. و رشد يافتن و بالغ شدن عين شادماني است.
هيچگاه حتي براي لحظه اي كوتاه در كهنه وانمان. كهنه هرچه باشد آنرا دور بينداز. همان لحظه كه كهنه شد با آن وداع كن. از آن دست بكش. هيچگاه به پشت سر خود نگاه نكن. هيچ چيز با ارزشي در پشت سر وجود ندارد. تو نبايد به پشت سر نگاه كني. بايد به پيش بروي. هميشه به پيش برو و ماجراجو باش!
زندگي همچون فتح كردن قله اي است كه تا به حال آنرا فتح نكرده اي. البته اين كار خطرناك است، زيرا هيچ كس قبل از تو اين راه را نرفته. مجبور خواهي بود راه خود را به قله پيدا كني و با خطرهايي بسيار روبرو شوي، اما خطر هميشه زيباست. زيرا تو را هوشيار، بيدار و خودآگاه مي سازد.
اقدام به خطر و ناامني تو را آگاه مي سازد.و آگاهي با ارزش ترين چيز است زيرا از راه آگاهي همه ديگر چيزها پديد مي آيد: عشق، نشاط، خدايي، حقيقت، رهايي.
 
يادآوري
 
همه چيز الهي است. بگذاريد اين حقيقت، نخستين اصل بنيادين زندگي تان باشد. اين حقيقت مي تواند شما را كاملا تغيير دهد.
كاملا طبيعي است كه بارها و بارها فراموش كنيد همه چيز الهي است. نگران نباشيد. از اينكه اين حقيقت را فراموش مي كنيد، ‌پشيمان نشويد. فراموشي طبيعي است؛‌ عادتي چنان قديمي كه سالهاي سال با آن زندگي كرده ايد. احساس گناه نكنيد. در هر بيست و چهار ساعت، حتي اگر دو ثانيه اين حقيقت را به ياد آوريد، موثر و مفيد است. حقيقت چنان قدرتمند است كه يك قطره از آن كافيست تا تمام دنياي غير حقيقي را ويران كند. فقط يك شعاع نور كافيست تا ظلمت هزاران سال را نابود كند.
بنابراين، مساله كميت نيست. موضوع به ياد داشتن اين حقيقت در طول شبانه روز نيست. اصلا چطور چنين چيزي ممكن است... اما يك روز ناگهان مي بيند كه غير ممكن، ممكن شده است.
 
« آخرين ويرايش: 23 سپتامبر 2010، 09:50:00 am توسط افق »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
مراقبه روزانه : 30/6/1389
« پاسخ #13 : 21 سپتامبر 2010، 07:12:36 am »

مراقبه 30/6/1389:
 
روز:
انقلاب بیرون در مقایسه با انقلاب درون هیچ است. انقلاب بیرون، فقط اصلاحاتی انجام می دهد. یک انقلاب واقعی نیست، زیرا انسان مثل گذشته باقی می ماند. فقط دیوارهایی که او را فراگرفته است تغییر می یابد. زندان تغییر می یابد اما زندانی بدون هیچ تغییری همان زندانی باقی می ماند- در زندانی راحت تر و با امکانات بیشتر، مجهز به تلویریون، زمین بازی و دیگر امکاناتی که در اختیار انسانهای آزاد قرار دارد- اما او هنوز در زندان است و آزادی ندارد.
انقلاب درون است که آزادی می آورد و یگانه راه به ثمر نشاندن آن، مراقبه است. مراقبه یعنی فراگیری فراموش کردن تمام چیزیهایی که فرا گرفته ای. یعنی رها شدن از شرطی شدن ها و خواب واره ها. وقتی تو تهی، پرفضا، ساکت و پاک باشی، انقلاب رخ داده، خورشید طلوع کرده است. آنگاه تو در نور و روشنایی آن زندگی خواهی کرد. و زندگی در روشنایی خورشید درون، درست زندگی کردن است. وقتی تو ساکت، آگاه و بی آلایش باشی و آسمان درونت سر شار از شادمانی باشد، برای نخستین بار با طعم زندگی حقیقی آشنا می شوی. می توان آنرا خدا نامید. می توان روشنی، رهایی حقیقت، عشق، آزادی و شادمانی نامیدش. اینها نامهایی مختلف هستند که به پدیده ای واحد اشاره دارند.
 
 
شب:
انسان یک نردبان است- امکانات فراوانی در او وجود دارد. او هم یک خطر است و هم یک بلندا. هم یک افتخار است و هم یک رنج و عذاب. پایین رفتن از نردبان بسیار راحت تر است. هیچ تلاشی لازم ندارد. بالا رفتن نیازمند تلاش است. هر قدر بالاتر بروی به تلاش بیشتر نیاز داری. اگر می خواهی به اوج قله خود آگاهی دست یابی، باید خطر را به جان بخری.
تو نباید وجودت را مسلم و بدیهی بشماری زیرا انسان هیچ وجودی ندارد، بلکه فقط مجموعه ای از امکانات است. این زیبایی انسان است و در عین حال عامل بدبختی اوست. انسان باید راه خود را انتخاب کند. او همیشه سر دو راهی قرار دارد. باید هر لحظه دست به انتخاب بزند. انتخاب بین بودن یا نبودن، این بودن یا آن بودن. انسان همیشه از هم گسیخته است.
رهروی، یک تصمیم و یک تعهد برای بالا رفتن تا بالاترین قله است.
 
يكپارچگي طبيعي
 
اگر از درون يكپارچه نباشيد، هرآنچه انجام دهيد، از يكپارچگي برخوردار نخواهد بود. در اينصورت، آنچه مي كنيد، فقط مجموعه اي خواهد بود از قطعاتي كه بطور مصنوعي  كنار هم قرار گرفته اند. نتيجه اين جمع آوري مصنوعي، يكپارچگي مصنوعي ست.
مي توانيد با جمع آوري و نصب قطعات مختلف يك اتومبيل،‌از آن استفاده كنيد، ‌ولي هرگز امكان ندارد يك شاخه گل را به اين ترتيب بسازيد؛ گل بايد رشد كند تا تبديل به گل شود. گل يك مجموعه طبيعي است. گل داراي يك مر كز است كه قبل از هر چيز خلق مي شود و سپس اجزاي ديگر پديد مي آيند. در حاليكه در مجموعه هاي مكانيكي و مصنوعي، ‌ابتدا قطعات ساخته مي شوند و پس از كنار هم گذاشتن قطعات، ‌كل مجموعه به وجود مي آيد.
مي توان شعري گفت كه هيچ احساس شاعرانه اي در آن وجود نداشته باشد ومي توان داستاني نوشت كه هيچ نقطه عطفي در آن نباشد؛ پر از جنجال و سر و صدا، ‌در حاليكه معنا در آن خبري نيست.
معنا در يك اثر هنري،‌ از خالق اثر مي آيد. اگر شاعر چيزي درونش داشته باشد، شعر او از زيبايي و معنا برخوردار است؛ ‌تنها در اينصورت، شعر او زنده خواهد بود... اين شعر باقي مي ماند، ‌زندگي مي كند و به مرور زمان حتي رشد مي كند، درست مانند فرزندتان؛ ممكن است خودتان بميريد، ‌ولي فرزندتان زنده مي ماند و بزرگ مي شود. شعر واقعي، ‌حتي پس از مرگ شاعر نيز باقي مي ماند و رشد مي كند. به همين دليل است كه شعرايي چون شكسپير، مولوي و ..... هنوز زنده اند. شعر آنها از يكپارچگي زنده و طبيعي برخوردار است و تنها كلماتي كه بطور مصنوعي كنار هم چيده شده اند، نيست.
« آخرين ويرايش: 23 سپتامبر 2010، 09:48:14 am توسط افق »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مراقبه های روزانه یا قدم یازدهم انجمن ...
« پاسخ #14 : 22 سپتامبر 2010، 07:47:06 am »

مراقبه 31/6/1389:
 
روز:
تو هرچه داشته باشي ممكن است گم شود، به سرقت برود و يا از دست تو گرفته شود. هرچه هم نتواند، مرگ تو را از دارايي هايت جدا خواهد كرد. اما هرچه كه تو آن شده اي ستاندني نيست. حتي مرگ نيز نمي تواند آنرا از تو بگيرد. تو داراي آن نيستي، خود آن هستي.
از اينروست كه پیران طریقت و رهروان حقیقت مي گويند: " زمانيكه خدا را بشناسي تکه ای از خدا مي شوي. " انسان با شناخت خداوند خدا مي شود. زيرا شناخت خداوند همچون دانش نيست كه بتواني از يادش ببري. شناخت خدا به اين معناست كه تو به كيفيت تازه اي از وجود دست يافته اي. خدا تنفس و تپش قلب تو شده است. آخرين اتحاد با كل به‌آن ‌معناست كه تو، كل شده اي. در اين نقطه است كه احساس مي كني " من به هدف رسيده ام. هدفي كه در هزاران زندگي به دنبال آن بودم. خانه اي كه بدنبال آن مي گشتم. من خانه هاي بسيار فراواني ساخته ام اما هيچيك از آنها واقعي نبودند. فقط يك كاروانسرا بودند و من هميشه مي بايست آنجا را ترك مي كردم. اكنون ممكن نيست اين خانه را ترك كنم، زيرا من خود آن هستم. "
 
شب:
در دنيا بمان اما از آن تاثير نپذير و از آن هويت نگير. راه رهروي، زندگي كردن در دنياست در عين نبودن در دنيا. زندگي كردن در دنيا بدون اجازه دادن به دنيا براي زندگي كردن در تو. گذشتن از دنيا با آگاهي كامل از اينكه همه چيز گذراست. پس نبايد آشفته و پريشان شد.
اگر اينگونه زندگي كني، براي تو بدبختي و خوشبختي، شكست و پيروزي يكسان خواهد بود. و اگر به مرحله اي برسي كه بتواني نور و تاريكي، زندگي و مرگ را يكسان بداني، سكوت و آرامشي ژرف، تعادل و توازن در تو پديد مي آيد. آن سكوت ژرف همان حقيقت است.
 
آرزوي بزرگ
 
در وجود هر انساني، عشقي بالقوه و تولد نيافته حضور دارد و ماداميكه اين عشق به فعليت نرسد، ‌در زندگي دچار بيچارگي و بدبختي خواهد شد.
بذر با بذر بودن راضي باقي نمي ماند، دوست دارد به درختي سبز و خرم تبديل شود، سر به آسمان بكشد و در باد برقصد. اين آرزوي بذر است.
هر انساني با آرزويي بزرگ زاده مي شود؛‌ آرزوي شكفتن و به ثمر رسيدن در عشق. من هر انساني را بصورت يك امكان بالقوه مي بينم. چيزي كه هنوز كامل نشده است، ولي بايد كامل شود وتا زمانيكه به كمال نرسد، خوشنودي و آرامشي در كار نخواهد بود. تنها زمانيكه به شكوفايي برسيد، هدفي كه براي آن بدنيا آمده ايد، ‌محقق خواهد شد. تنها در اينصورت، اين آرزوي بزرگ شما برآورده مي شود و از آن به بعد، شادي و سروري را مي چشيد كه قبلا از آن بي خبر بوده ايد.
.
35)- دعای فرانسیس مقدس
خداوندا ، من را در مسیر صلح و آرامش قرار بده
در جایی که نفرت هست ، من بتوانم عشق بیاورم
در جایی که اشتباه و خلاف است ، من بتوانم بخشش الهی بیاورم
در جایی که نفاق و ناسازگاری است ، بتوانم هماهنگی بوجود بیاورم
در جایی که دروغ است ، بتوانم راستی و حقیقت بوجود بیاورم
در جایی که اشک است ، وفاداری بوجود بیاورم
در جایی که ناامیدی است ، امید بوجود بیاورم
در جایی که سایه و تاریکی است ، نور بوجود بیاورم
در جایی که غم است شادی بوجود بیاورم
.
خداوندا ، آرامشم ده ، بهتر از اینکه آرامش داده نشوم
بفهمم ، بهتر از اینکه دیگران من را بفهمانند
دوست بدارم ، برتر از اینکه دوستم بدارند
برای اینکه خود فراموشی و ایثار است که انسان می آموزد و
بوسیله گذشت است که کسی بخشیده می شود و بوسیله مرگ است که انسان به بیداری و عشق و زندگی می اندیشد ...
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org
 

این صفحه در 0.083 ثانیه 20 نمایش داده شد.