انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگي همان اتفاقي است كه خودت موجبش مي شوي
؛نقاش كرماني؛



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: فیلمهای زیبا به سلیقه من ....  (دفعات بازدید: 15142 بار)

ایلیاEiliya

  • بابا حرفه ای
  • ****
  • امتیاز: +137/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 785
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
قهوه تلخ و رابطه اش با هزاردستان
« پاسخ #15 : 13 دسامبر 2010، 09:32:20 am »

قهوه تلخ و رابطه اش با هزاردستان
 
 

 
 
پس از سریال جاودانه «داییجان‌ ناپلئون»، این مجموعه جزء معدود آثاری است كه پیر و جوان به ستایش آن برخاسته‌اند.
قهوه تلخ

احمد طالبی نژاد از منتقدان سینما چندی پیش دریادداشتی که منتشر کرده به تمجید از سریال قهوه تلخ پرداخت. وی دریادداشت خود نوشته بود:

 

رودربایستی را كنار بگذاریم و برای مهران مدیری و یارانش كه موفق ‌شده‌اند در این شرایط، سریالی استثنایی تولید كنند و از راهی غیرمتعارف پا به خانه میلیون‌ها ایرانی بگذارند، كلاه از سر برداریم. خوشبختانه یا متاسفانه من تاكنون با مدیری حتی در حد یك سلام و علیك ساده هم آشنایی نداشته‌ام، بنابراین خواهش می كنم این ستایشنامه را بر حسب نان قرض دادن نگذارید.

 

«قهوه تلخ» به عنوان یك اتفاق فرهنگی و هنری در این شرایط آنقدر قابلیت دارد كه یك صاحب قلم به دفاع از آن برخیزد.
رودربایستی را كنار بگذاریم و برای مهران مدیری و یارانش كه موفق ‌شده‌اند در این شرایط، سریالی استثنایی تولید كنند و از راهی غیرمتعارف پا به خانه میلیون‌ها ایرانی بگذارند، كلاه از سر برداریم. خوشبختانه یا متاسفانه من تاكنون با مدیری حتی در حد یك سلام و علیك ساده هم آشنایی نداشته‌ام، بنابراین خواهش می كنم این ستایشنامه را بر حسب نان قرض دادن نگذارید

به جرات می گویم پس از سریال جاودانه «دایی جان‌ ناپلئون»، این مجموعه جزء معدود آثاری است كه پیر و جوان به ستایش آن برخاسته‌اند. متنی تحقیق‌شده، زیبا، پرنكته و پر از اشاره به اوضاع زمانه، طراحی صحنه و فضاسازی خوب- گیرم كه لوكیشن كاخ احمدشاه و ابزار و وسایل آن نقش عمده‌ای در جذابیت بصری كار دارند - و از همه مهم‌تر بازی درخشان برخی بازیگران از جمله سیامك انصاری، هرچند تیپ او شباهت فراوان به تیپ پیشین‌اش در سریال شب‌های برره دارد، خود مدیری، بازیگر نقش همسر شاه، برزو ارجمند و دیگر بازیگران، به اضافه كارگردانی فهیمانه مدیری، این مجموعه را به اثری دلپذیر، زیبا، سرگرم‌كننده و هشداردهنده تبدیل كرده است.


منبع : تبیان
خارج شده است
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟

ایلیاEiliya

  • بابا حرفه ای
  • ****
  • امتیاز: +137/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 785
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #16 : 13 دسامبر 2010، 09:47:58 am »

هزينه 20 ميليارد توماني مختارنامه
ديروز، امروز، فردا" با دو مجري

تلويزيون در هفت روز
 
 
مختار نامه

مختار نامه

مجزا شدن معاونت امور مجلس و استان‌هاي سازمان صدا و سيما، تغيير برخي مديران، اعلام 20 ميليارد تومان براي ساخت سريال "مختارنامه"، تهيه‌كننده شدن خاله شادونه و نصب بزرگترين راديوي جهان در ساختمان شهداي راديو از نكات خواندني هفته گذشته سازمان صدا و سيما بوده است.

به گزارش خبرگزاري مهر، محمدحسين صوفي، معاون صدا هفته گذشته در جمع مديران و برنامه‌سازان شبكه‌هاي راديويي توجه به كيفيت و محتواي برنامه‌ها را امري مهم دانست و تأكيد كرد بايد به دنبال توليد و پخش برنامه‌هايي باشيم كه عاري از خرافات و اشكالات محتوايي است.

- زهره سادات هاشمي مدير باشگاه راديويي جوان در گفتگويي اعلام كرد يكي از سياست‌هاي ما تقدير از پيشكسوتان راديو در مراسمي با عنوان "آيين آفرين" است، اما به دلايل خاص، گاهي موفق نشديم اين مراسم را به طور ماهانه برگزار كنيم. هفته گذشته از سرور پاك‌نشان گوينده پيشكسوت راديو تقدير به عمل آمد.

- تاجبخش فنائيان عضو اتاق فكر تئاتر تلويزيوني سيما هدف از تاسيس اين اتاق را جذب مخاطب خاص و عام به سوي تله تئاتر دانست و گفت: مخاطبان خاص و عام بايد از ظرفيت‌هاي اين هنر بين‌المللي استفاده كند. آنچه در حال حاضر تله‌تئاتر از آن رنج مي‌برد اين است كه تماشاگر آن چنان كه بايد با آن ارتباط برقرار نمي‌كند، حتي اساتيد و دانشجويان تئاتر، مخاطب دائمي تله‌تئاتر نيستند.

- حسين سهيلي‌زاده هفته گذشته در گفتگو با خبرگزاري‌ها اعلام كرد مجموعه تلويزيوني "سراب" را براي شبكه يك كليد زده كه 70 درصد از بازيگران آن غير چهره و بيشتر دانشجو هستند. البته خبر اين مجموعه به صورت كامل از طريق روابط عمومي شبكه يك در اختيار خبرگزاري‌ها گذاشته نشده است.

- شعله شريعتي، فيلمنامه‌نويس مجموعه "خانه بي‌پرنده" در گفتگو با خبرگزاري مهر تاكيد كرد در اين سريال سعي داشته ديالوگ‌ها روان باشد تا براي مخاطبان جذابيت لازم را پيدا كند و از سوي ديگر كارش را با گذاشتن فلاش بك در اين پروژه راحت نكرده است.

- فقيه سلطاني، بازيگر در گفتگويي اعلام كرد با بيان اينكه از زماني كه بازيگري را شروع كرده است، فيلم و سريال تاريخي كمي در كارنامه‌ خود دارد، اما اميدوار است از اين پس در كارهاي تاريخي بيشتري بازي كند.

- بزرگترين راديوي جهان كه طرحي برگرفته از راديوهاي قديمي است، در ساختمان شهداي راديو نصب شد.

- محمد آقازماني، مدير گروه ورزش شبكه سه در گفتگويي درباره‌ انتقاد برخي باشگاه‌ها به نحوه‌ي گزارش‌ گزارشگران سيما، اظهار كرد: من مرتب روي كار گزارشگران سيما نظارت مي‌كنم و در جلسات مختلف عملكرد آنها را مورد بررسي قرار مي‌دهم، اما تاكنون گزارشي را كه بتوان از آن بوي تخريب استشمام كرد، مشاهده نكرده‌ام.

وي ادامه داد:اعتراض به گزارش‌هاي ورزشي هميشه وجود داشته است، اما سوء‌تفاهم‌ها معمولا با گفت‌وگو حل شده است. من از مديران محترم باشگاه‌ها تقاضا دارم تا موارد ابهامشان را دقيقا مطرح كنند تا ما بررسي كنيم. در صورت بروز تخلف قطعا برخورد مي‌كنيم.

- سري جديد برنامه‌ "ديروز، امروز، فردا" با اعمال تغييراتي و اضافه شدن محمدحسين رنجبران به عنوان مجري جديد در كنار وحيد يامين‌پور از شبكه سه به روي آنتن رفت.

- رضا استادي، روابط عمومي سريال "مختارنامه " اعلام كرد هزينه‌ سريال تاكنون 20 ميليارد تومان بوده كه براي 40 قسمت آن هزينه شده است.

- مليكا زارعي (خاله شادونه) تهيه‌كننده شد. او مجموعه "خانه باحال خان" را براي شبكه آموزش تهيه مي‌كند.

- بابك نظري، كارگردان انيميشن "شكرستان" ضمن گلايه از بي‌توجهي مديران به انيميشن اعلام كرد چهار قسمت از اين مجموعه به صورت نسخه سينمايي به زودي روي پرده سينماهاي فرانسه و چند كشور اروپايي ديگر مي‌رود.

- طبق آخرين تحولات انجام شده در صداوسيما معاونت امور مجلس و استان‌هاي صداوسيما به دو بخش جدا و با اهداف و فعاليت‌هاي جداگانه تقسيم شده است. معاونت استان‌ها مانند سابق توسط كيومرث طهماسبي اداره مي‌شود و معاونت مجلس به زير مجموعه حوزه قائم مقام رياست صداوسيما منتقل شده كه توسط سيدرمضانعلي موسوي مقدم اداره مي‌شود.

-علي اصغر جعفري كه پيش از اين مدير كل حوزه رياست سازمان صداوسيما بود، به جاي مهدي فرجي رئيس بسيج سازمان صداوسيما شد. همچنين رضا شاكري جايگزين جعفري در مديريت كل حوزه رياست سازمان صداوسيما شده است.
خارج شده است
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟

ایلیاEiliya

  • بابا حرفه ای
  • ****
  • امتیاز: +137/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 785
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #17 : 13 دسامبر 2010، 09:48:49 am »

گلزار به‌جای سوسانو در فیلم"شش نفر زیر باران"!
 
 

 محمد رضا گلزار
در حالی که علی عطشانی از حضور بازیگر نقش «سوسانو» در فیلم تازه خود خبر می‌داد اما فیلمبرداری این فیلم در حالی آغاز شده که نه تنها سوسانویی در کار نیست که باز هم این گلزار است که یاری‌رسان عطشانی در جلب گیشه خواهد بود.

شبکه ایران: علی عطشانی فیلمساز جوان ایرانی تاکنون دو فیلم بلند به نام‌های «پوست موز» و «دموکراسی تو روز روشن» را کارگردانی کرده که از میان این دو فیلم تنها «دموکراسی...» بوده که مجال اکران یافته که این فیلم هم به دلیل محتوای نه چندان جالب آن و البته خطی بودن سیر حوادث، چنان که باید در جلب مخاطب موفق نبود.

عطشانی به تازگی کارگردانی فیلمی با عنوان «شش نفر زیر باران» را آغاز کرده که امیرعلی محسنین نگارش سناریوی آن را برعهده داشته و تهیه‌کنندگی فیلم هم برعهده سیدمحسن طباطبایی‌پور بوده‌است. جالب اینجاست که عطشانی پیش از شروع فیلمبرداری این اثر مدام از حضور بازیگر نقش «سوسانو» جلوی دوربین این فیلم حرف می‌زد اما فیلمبرداری این فیلم در حالی آغاز شده که نه تنها سوسانویی در کار نیست که به لحاظ داستانی هم این اثر هیچ ماده خام دست اولی در اختیار ندارد.
علی عطشانی فیلمساز جوان ایرانی تاکنون دو فیلم بلند به نام‌های «پوست موز» و «دموکراسی تو روز روشن» را کارگردانی کرده که از میان این دو فیلم تنها «دموکراسی...» بوده که مجال اکران یافته که این فیلم هم به دلیل محتوای نه چندان جالب آن و البته خطی بودن سیر حوادث، چنان که باید در جلب مخاطب موفق نبود.

شاید به همین دلیل باشد که عطشانی یک بار دیگر به سراغ محمدرضا گلزار رفته و یکی از نقش‌های اصلی «شش نفر زیر باران» را به او داده بلکه به این واسطه هم که شده، بتواند حواشی پیرامون این پروژه را افزایش داده و مخاطبان را برای تماشای فیلمش ترغیب کند. با این حال باید عنوان کرد که عطشانی در «دموکراسی...» هم علیرغم داشتن بازیگرانی مثل گلزار و صرف هزینه فراوان برای حضور این بازیگران در فیلم، در نهایت چیزی بیشتر از یک فیلم متوسط به دست نیاورد؛ چنانکه به سختی می‌توان آن را در زمره آثار مطرح سال جای داد.

نیکی کریمی، محمدرضا فروتن و مهتاب کرامتی دیگر بازیگران اصلی «شش نفر زیر باران» هستند و فیلمبرداری فیلم حدودا پنج روزی است که آغاز شده؛ خبرها همچنین حکایت از آن دارد که مجری همیشه ناراضی سابق سیما یعنی رضا رشیدپور که طی سال‌های اخیر در تمامی حوزه‌ها به طریقی وارد شده و از بازیگری گرفته تا روزنامه‌نگاری را نیز تجربه کرده، در این فیلم ایفای نقش می‌کند!

منبع : تبیان
خارج شده است
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
فیلم بادبادک باز
« پاسخ #18 : 18 دسامبر 2010، 12:29:07 pm »

   
  فقط یک گناه وجود دارد ، فقط یکی. آن هم دزدی ست. هر   گناه ِ دیگری صورت ِ دیگر دزدی ست. وقتی مردی را بکشی ، زندگی را از او دزدیده ای.   حق زنش را برای داشتن شوهر دزدیده ای. همینطور حق بچه هایش را برای داشتن پدر. وقتی   دروغ بگویی ، حق طرف را برای دانستن راست دزدیده ای. وقتی کسی را فریب بدهی ، حق   انصاف و عدالت را دزدیده ای. می فهمی؟ چیزی زشت تر از دزدی   نیست.
 
There is only one sin, only one. And   that is theft. Every other sin is a variation of theft….When you kill a man, you   steal a life. You steal his wife’s right to a husband, rob his children of a   father. When you tell a lie, you steal someone’s right to the truth. When you   cheat, you steal the right to fairness
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #19 : 04 ژانویه 2011، 08:16:51 am »

            اخراجی   های 3          فیلم اخراجی های ۱/۵ معروف به اخراجی های ۳ قرار بود که جای اخراجی های   ۲ پخش شود اما به دلیل لو رفتن داستان پخش نشد و اخراجی های ۲ روی پرده رفت   .

داستان این فیلم متفاوت با دو قسمت دیگر نوشته شده است
سالها از زمان   جنگ گذشته و زمان حال است که در یک برنامه تلویزیونی فیلمی از شهادت داش مجید پخش   می شود و به دنبال آن مصاحبه های زنده از افراد حاضر در فیلم که همان برادران   اخراجی هستند و دردسر های شیرین و بازگویی حقایق تلخ در قالب طنز .
کفتر بازی   بایرام و فست فود زدن امیر دودو و بیمارستان دکتر مامانی گوگوری و شیمیایی شدن بیژن   بزغاله و موسسه مالی اعتباری حاجی گرینوف و جمع کردن منشیان دختر دور و ورش و…. این   صحنه ها را از دست ندهید .

 
حتما این فیلم را تماشا کنید
 

 



عکس بالا متعلق به فیلم میباشد(مصاحبه بایرام با   خبرنگار تلویزیون )
خنده دارترین و با معنی ترین کار مسعود ده نمکی
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #20 : 05 مارس 2011، 12:40:21 pm »

    مرتضي (محمرضا فروتن): قرارمون بود ،  قول دادي
مينا (ترانه عليدوستي): قرار چيه ،  وضع عوض شده
مرتضي : قرار اون چيزيه که اگر وضع  هم عوض شد پاش وايسي
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

mahtab

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +132/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 495
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #21 : 06 مارس 2011، 10:15:20 am »

در فیلم «زنده باد زاپاتا»، دو فوق ستاره بزرگ حاضر در فیلم، یعنی مارلون براندو و آنتونی کوئین، دیالوگ‌های ماندگار و صحنه‌های زیبای متعددی خلق می کنند.

از جمله درجایی از فیلم زاپاتا و جمعی از روستائیان محروم که زمین‌هایشان را از دست داده‌اند، به ملاقات رییس جمهور می‌روند و از اوضاع نابسامان خویش و ظلم و جور زمینداران بزرگ شکایت می‌کنند. زاپاتای جوان وقتی بی‌تفاوتی رییس جمهور را می‌بیند لب به شکایت باز می‌کند. رییس جمهور هم که از شهامت و جرات و جسارت او عصبانی شده، روی کاغذ دور اسم زاپاتا را خط می‌کشد تا او را به خاطر بسپارد!

سالها می‌گذرد و سرانجام بعد از مبارزات بی‌شمار، دهقانان به رهبری زاپاتا پیروز می‌شوند و حقشان را می‌گیرند. البته بعد از مدتی اطرافیان زاپاتا و از جمله برادر او (با بازی آنتونی کوئین)، اسیر جاه و مقام و ریاست می‌شوند و از مردم فاصله می‌گیرند. باز هم تعدادی از دهقانان برای شکایت به ملاقات زاپاتا می‌روند. این بار در صحنه‌ای دیگر از فیلم زاپاتای میانسال را می‌بینیم که بر جای همان رییس جمهور سابق نشسته‌است. اما در پاسخ به مردم، زاپاتا هم درست همانند همان رییس جمهور قبلی سعی می‌کند که با وعده و وعید، مردم را از سر خویش بازکند و برگرداند، اما در همان حال، جوانکی پر دل و جرات، شبیه همان فریادهای دیروز زاپاتا را بر سر او می‌کوبد. زاپاتا که از شجاعت و صراحت او عصبانی شده بود، اسمش را می‌پرسد و بر روی برگه کاغذ، دور اسم او خط می‌کشد تا سر فرصت حقش را کف دستش بگذارد!، اما ناگهان درست در همین لحظه، به یاد ماجرای خودش با رییس جمهور سابق می‌افتد. پس قلم را روی میز می‌گذارد و اسلحه‌اش بر می‌دارد و به همراه دهقانان برای احقاق حق آنها و کوتاه کردن دست مبارزان سابق و زورگویان جدید، از جمله برادرش از قصر خارج می‌شود…

برادر زاپاتا از آن دسته انقلابیونی بود که احساس می‌کرد مردم بخاطر سوابق و مبارزاتش به او بدهکارند! او خودش را ژنرال می‌دانست و به خودش حق می‌داد که بر مال و جان و ناموس مردم دست درازی کند و وقتی اعتراض زاپاتا را شنید سابقه مبارزاتی‌اش را به رخش کشید و گفت:«من هم مثل تو زحمت کشیدم. هر قدر که تو جنگیدی، من هم جنگیدم. اما الان باید از مردم ده گدایی کنم! من ژنرالم و مثل ژنرالها رفتار می‌کنم.»

و زاپاتای افسرده، وقتی حال و روز برادرش را دید در برابر مردم ساده روستایی چیزی برای گفتن نداشت جز اینکه:«شما همیشه دنبال رهبر گشتین. دنبال آدمهایی قوی و بی‌عیب. همچین آدمی نیست. همه آدمها مثل خودتون عوض می‌شن!»

خارج شده است
من کسی نیستم ،توکیستی؟؟؟اگر توهم مانندمن کسی نیستی ،مایک زوج میشویم .مبادا این راز را باکسی درمیان نهی ،ماراتبعید خواهند کرد ...

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #22 : 08 مارس 2011، 05:07:50 pm »

«ماریا اشنایدر» بازیگر فيلم  «آخرین تانگو در پاریس» درگذشت                                                                                  ایلنا:  «ماریا اشنایدر» بازیگر فرانسوی که   بیشترین شهرتش برای بازی در مقابل «مارلون براندو» در فیلم کلاسیک «آخرین   تانگو در پاریس» (ساخته سال 1972 برناردو برتولوچی)، پس از طی یک دوره   بیماری در 58 سالگی درگذشت. اشنایدر زمانی که در این فیلم بازی می کرد 19   سال داشت. به گزارش ایلنا به نقل از خبرگزاری فرانسه فیلم «آخرین تانگو در   پاریس» که داستان آن درباره آشنایی یک دختر فرانسوی با یک مرد میانسال   آمریکایی است، برای برتولوچی و براندو نامزدی جایزه اسکار را به ارمغان   آورد و باعث شهرت جهانی اشنایدر شد.
 مراسم خاکسپاری اشنایدر در آرامگاه   معروف «پر لاشز» (Pere Lachaise) در پاریس برگزار خواهد شد. «فردریک   میتران» وزیر فرهنگ فرانسه ضمن ستودن این بازیگر از او به عنوان یک «هنرمند   بزرگ» یاد کرد. اشنایدر در دهه 1970 با اعتیادش به مواد مخدر مبارزه کرد و   بعد ها خودش را بار دیگر در دنیای سینما احیا کرد و در چند فیلم سینمایی   به ایفای نقش پرداخت، از جمله در فیلم «مسافر» که جک نیکلسون هم در آن بازی   کرده بود، و اقتباس سینمایی رمان «جِین اِیر» نوشته «شارلوت برونته» که در   سال 1996 ساخته شده بود.
 او آخرین نقش سینمایی اش را در سال 2008 و در فیلم فرانسوی «مشتری» بازی کرده بود.
.
.
.

خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

بهرام رادان در "اینسپشن" کریستوفر نولان بازی کرده است؟[/font][/color]
.
.
                             به گزارش آخرین نیوز، در پروفایل بهرام   رادان در سایت IMDB نام فیلم اینسپشن به کارگردانی کریستوفر نولان به عنوان   یکی از فیلم‌هایی که رادان در آن بازی کرده، آورده شده است. در بخش مربوط   به بازیگران اینسپشن هم نام رادان را می‌بینیم.   

نام   بهرام رادان، که پروفایلش در سایت معتبر IMDB نسبت به دیگر بازیگران   ایرانی کامل‌تر است، در صفحه مربوط به بازیگران فیلم اینسپشن هم آورده شده   است. حتی نام شخصیت او در این فیلم نیز قید شده، OJAN.
از   طرفی در نسخه‌های موجود فیلم اینسپشن اثری از بهرام رادان نیست. این‌که   رادان در فیلم بازی کرده و بعد از آن نقشش حذف شده، یا اینکه قرار بوده   بازی کند و این اتفاق رخ نداده دیگر مشخص نیست.
لینک مربوط به پروفایل بهرام رادان:
http://www.imdb.com/name/nm1367819/
لینک مربوط به لیست کامل بازیگران فیلم اینسپشن:
http://www.imdb.com/title/tt1375666/fullcredits#cast
 
منبع: کافه سینما
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #24 : 12 مارس 2011، 07:08:19 pm »

پیشنهاد بی‌شرمانه    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد    پرش به: ناوبری, جستجو       
            پیشنهاد بی‌شرمانه  [/t] 
 
پوستر ارجینال فیلم[/t] 
  کارگردان[/t] 
آدریان لین
  تهیه‌کننده[/t] 
شری لنسینگ
  نویسنده[/t] 
جک انگلهارد
آمی هولدن جونز
  بازیگران[/t] 
دمی مور
رابرت ردفورد
وودی هارلسون
سیمور کاسل
الیور پلات
بیلی باب تورنتون
  موسیقی[/t] 
جان باری
  فیلم‌برداری[/t] 
هاوارد آترتون
جولی مونرو
  تدوین[/t] 
جو هاتشینگ
  توزیع‌کننده[/t] 
پارامونت پیکچرز
  تاریخ انتشار[/t] 
۷ آوریل، ۱۹۹۳
  مدت زمان[/t] 
۱۱۸ دقیقه
  زبان[/t] 
انگلیسی
  بودجه[/t] 
۳۸ میلیون دلار
  پس از[/t] 
نردبان یاکوب
  پیش از[/t] 
لولیتا
  صفحه در وب‌گاه IMDb[/t]
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #25 : 12 مارس 2011، 07:08:53 pm »

پیشنهاد بیشرمانه (به انگلیسی: Indecent Proposal) یک فیلم درام آمریکایی به کارگردانی آدریان لین است که در سال ۱۹۹۳ ساخته شده‌است . فیلم چندان مورد استقبال منتقدین قرار نگرفت و جایزه تمشک طلایی را به عنوان بدترین فیلم سال برنده شد.
 
    فهرست مندرجات[نهفتن] 
  • ۱ نقش‌ها
  • ۲ داستان
  • ۳ منبع
  • ۴ پیوند به بیرون
  [ویرایش] نقش‌ها 
بازیگرنقش
دمی موردیانا مورفی
رابرت ردفوردجان گیج
وودی هارلسوندیوید مورفی
سیمور کاسلآقای شاکلفورد
الیور پلاتجرمی
بیلی باب تورنتون
 
 [ویرایش] داستان  زوجی جوان که به شدت عاشق هم بودند برای فرار از مشکلات مالی حاضر می‌شوند پیشنهاد میلیونر سالخورده‌ای را قبول کرده تا زن جوان در قبال گرفتن یک ملیون دلار یک شب را با او بگذراند. این هماغوشی سبب پشیمانی شوهر جوان می‌شود. آنها فکر می‌کردند که می‌توانند چنین مسئله‌ای را به راحتی فراموش کنند ولی این طور نمی‌شود و مرد جوان دچار نوعی حسادت به میلیونر می‌شود تا جایی که این اختلاف آنها را وا می‌دارد از یک دیگر جدا شوند. در همین اثنا علاقه‌ای بین زن جوان و میلیونر مسن پدید می‌آید که این امر موجب می‌شود زن کم کم همسرش و عشق به او را فراموش کند و (به نوعی خیانتبار) به سمت مرد بیگانه رود. که البته در انتها مرد میلیونر متوجه می‌شود که هنوز عشقی عمیق بین زن و مرد جوان وجود دارد و در حالی که در آستانه ازدواج با زن جوان قرار دارد با زیرکی و بدون اینکه زن جوان متوجه شود، کاری می‌کند که زن از ازدواج با وی پشیمان شده و به نزد شوهر سابقش برگردد.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #26 : 12 مارس 2011، 07:10:25 pm »

پیشنهاد بی شرمانه
indecent_proposal2
یک مونولوگ بسیار به یاد ماندنی در فیلم پیشنهاد بی شرمانه هست که هر بار دیدمش متاثر شدم و شاید چندین و چند بار آنرا به دقت گوش کردم و کلماتش را به خاطر سپردم. فضای فیلم غیر اخلاقی است داستان خیانت است و زر و زور داستان انسان بی هویت غرب است و بی اساس بودن اخلاقیاتش. اگرچه پایان نسبتاً خوبی دارد. فیلم قدیمی است محصول سال ۱۹۹۳ است که به عبارتی دیگر ۱۸ سال از تولید آن می گذزد اما من ۵ یا ۶ سال قبل فیلم را دیدم. ظاهرا فیلم در بدست آوردن نظر منتقدان اقبالی نیافت و جایزه تمشک طلایی (بدترین فیلم) را گرفت.
….
یادم می آید هنگامی که جوان بودم ، داشتم از جایی برمی گشتم از دیدن یک فیلم یا یک جای دیگر.
در مترو نشسته بودم . دختری در مقابل من نشسته بود.
پیراهنی پوشیده بود که دکمه هایش تا گردن بسته شده بود.
او زیباترین دختری بود که تا آن زمان دیده بودم
من خجالتی بودم، وقتی دختر به من نگاه می کرد من نگاهم را به سمت دیگری می گرداندم
و وقتی من نگاهش می کردم او هم نگاه از من برمی گرداند.
مترو به جایی رسید که باید پیاده می شدم، پیاده شدم و درها بسته شدند.
و هنگامی که قطار در حال راه افتادن بود آن دختر مستقیم به من نگاه کرد
و لبخندی بسیار باورنکردنی نثارم کرد.
خیلی ناراحت کننده بود در آن لحظه می خواستم درهای قطار را بشکنم.
من به مدت دو هفته هر شب می آمدم آنجا. اما دخترک پیدایش نشد.
این خاطره ۳۰ سال پیش است و من فکر نمی کنم  روزی بگذرد و من  به آن دختر فکر نکنم
من نمی خواهم این اتفاق دوباره بیفتد.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #27 : 12 مارس 2011، 07:13:20 pm »

این فیلم رو عیال بنده اون اوائل کار که آمده بود دنبال بود و گرفت و نم یدونم چی شد .
من از همون اول باهاش حال نکردم ، چرا ، نمی دونم ، ولی می دونم که خیلی خانوم میلانی قابل احترامه ، ولی تو این فیلم فاته خونده بود ...
.
.
.
 نقد فیلم آنش بس از خودم


فیلم آتش بس، از دیدگاه های مختلف قابل تحلیل است و پیش از هر چیز، به عنوان یک فیلم سینمایی، تحت مباحث ساختاری می گنجد و می توان میزان موفقیت فیلمساز را در اجرای فرمی که برگزیده و قرادادهایی که بنا نهاده بررسی کرد. از زاویه روابط بینامتنی نیز فیلم آتش بس، با دیگر آثار کارگردان، یعنی فیلم هایی چون دو زن، نیمه پنهان، زن زیادی و واکنش پنجم قابل بررسی است. از سوی دیگر، فیلم حاضر، دارای ژرف ساختی روانشناسانه است که از کار لوچیاکا پاکیونه، نویسنده کتاب «شفای کودک درون» (یا کودک شب های درون) تأثیر گرفته است. پس طبیعتا می توان پیروزی نویسنده را از این دیدگاه بررسی کرد.
هم چنین می توان نسبت فیلم تهمینه میلانی را با گرایش فمنیسمی اش سنجید. به ظاهر آتش بس به عنوان آتش بسی در دفاع فمنیسمی از زن و رویکردی به روابط عقلانی بین زن و مرد، در مسیر اعتلای خانواده و نه گسست و فروپاشی رقابت آلود جنسی، معرفی شده است و آن را گامی در اعتدال بخشی و رهایی از دگم های زنانه فیلساز دانسته اند. در پایان، فیلم مدعی است که اثری آموزشی برای بالا بردن سطح فکر افراد جامعه است.
از نظر ساختاری، فیلم آتش بس، کاری به ظاهر مدرن است. اما موشکافی درونه فیلم نشان می دهد که در پس آن، ساختارهای فیلم های آموزشی ایدئولوژیک دوران استالین، فیلم های دوران انقلاب فرهنگی چین، گروه چهار نفره و آثار آموزشی انقلاب های چپ خفته است و این بار در خدمت شعارهای لیبرالیستی، مدرن و پر ایدئولوژی پنهان فیلم درآمده است.
ویژگی این ساختار، رها کردن گریبان روایت از ظرایف شخصیت پردازی و داستان گویی کلاسیک، رهایی از کشمکش ها، تعلیق و پردازش عمیق روابط و مناسبات جزئی است؛ البته لیستم های غیر روایی در سینمای مدرن نیز، با استفاده از فاصله گذاری و ایده های پسادراماتیک، خویش را از قید و بند روش قدیمی داستان سرایی رهانیده اند و افق های جدیدی را در روایت غیر کلاسیک تجربه کرده اند؛ اما مشخصه سینمای تبلیغی بلوک شرق، با آثار هنری مدرن یا پست مدرن، و سطحی نگری و ساده انگاری تبلیغی آن است. در واقع، تنها در این فرم یک یا چند ایده تبلیغی بر بستر ایدئولوژی مورد دفاع دارید و با گزینش موضع یک دانای کل و صدای همه چیز دان، قطعی و یقین آلوده می کوشید. با خطابه، سخنرانی های یک طرفه، مونولوگ ذهنی، تأکیدهای تصویری، صحنه چینی سرد است در خدمت تبلیغ، و انواع شگردها و ساختارهای ساده انگارانه و یک جانبه ما را نسبت به احکام تان قانع سازند؛ ما را هدایت کنید؛ به ما آموزش بدهید و ما را به راه آورید آتش بس درست چنین اثری است. از این نظر، شیوه کار خانم میلانی را به فیلمفارسی شبیه دانسته اند. عده ای این شباهت را چون دلیلی برای ابتذال ساختاری فیلم های تبلیغی ایدئولوژیکی ساده انگار فیم میلانی ذکر کرده اند و عده ای هم آن را یک هوشمندی نیت دار، در خدمت انتخاب آگاهانه و ارادی ساختن گونه فیلم های تأثیر گذار آموزشی برای ارتقای آگاهی مخاطبان ارزیابی کرده اند. به عقیده من، هر چند شباهتی میان آثار خانم میلانی با ساختارهای فیلمفارسی پیش از انقلاب وجود دارد؛ ولی فیلمسفارسی دارای عناصر سرگرم کننده و روایت های عاطفی ویژه خود بود و فیلمی چون آتش بس، هرگز به آن گرما و تأثیر خوبی که اکشن، زد و خورد، بزن و بکوب، ساز و ضرب، درس های اخلاقی و پایان خوش را چنان با هم می آمیخت که اشک به چشمان تماشاگر ساده لوح می آورد، دست نیافته است. و از این نظر، گاهی عقب تر از نمونه های لذت انگیز فیلمفارسی سرهم بندی شده، قرار دارد. تهمینه میلانی بی تردید تحت تأثیر شخصیت پردازی یکسویه و کشمکش های ملو دراماتیک با پس زمینه ای اجتماعی است؛ لیکن خامه دستی او در همه این زمینه ها، کاملاً قابل اشاره است نابه جا بودن رفتار آدم ها، غیر منطقی بودن شخصیت ها، کسب و کار، منش اخلاقی و باورها و نیز تناقض آمیز بودن موقعیت و منشأ طبقاتی و فرهنگ قهرمان های فیلم، نکته ای نیست که از چشم ها پنهان بماند.
نکته دیگری که میلانی به سبک خود افزوده، حالت آموزشی است؛ چیزی که در برنامه های تلویزیونی برای زوج های جوان، با حضور روانشناسان مبرز، بسیار جذاب تر از آنچه در آتش بس وجود دارد، سر و سامان می یابد؛ برای مثال این مسئله در برنامه هزار راه نرفته جذاب تر به نمایش در آمده است؛ علاوه بر آنکه در این گونه برنامه های تلویزیونی، کارشناس روانشناسی، آدمی عالم و واقعی، و نه آتیلا پسیانی است که نقش او مضحکه یک روانشناس واقعی است، زیرا روانشناس ماهر، پیش از هر چیز، نسبت به واژه خود موضعی جانبدارانه دارد و میان جنس مرد و زن فرقی قائل نیست؛ اما آتیلا پسیانی در نقش روانشناس، برابر مرد موضعی کاملاً محکوم کننده و برابر زن، حالتی تأیید گر دارد و تنها از شیرین کاری های قهرمان زن تعجب می کند؛ شیرین کاری هایی که در نقاط مختلف فیلم، کاملاً قابل محکوم کردن و نفی است! در ویژه نامه های تبلیغی آتش بس آمده است:
«لوچیا کاپاکیونه» از نویسندگان و روان شناسان معروف آمریکایی است که هم روانشناسی را در دانشگاه های معتبر آمریکا تدریس می کند و هم به کار روان درمانی می پردازد. وی در هالیورد مشاور والت دیسنی بوده است. مهم ترین کتاب او شفای کودک درون است که به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده و در ایران نیز «گیتی خوشدل» آن را به فارسی برگردانده است. میلانی می گوید: چندی پیش در سفری که به خارج کشور داشت، هنرمندی موضوع این فیلم را نه به صورتی که در فیلم وجود دارد، برای او مطرح می کند و به او می گوید. فکر می کند که این موضوع، سوژه خوبی برای زوج های جوان باشد. میلانی پس از این، از طریق همین هنرمند، با زنی ایتالیایی با نام کاپاکیونه آشنا می شود که کتابی با عنوان کودک شب های درون نوشته و میلانی تصمیم می گیرد، بر اساس این کتاب، فیلمی با موضوع طنز بسازد.
به اعتقاد میلانی، در آتش بس، این موضوع فیلم بود که به او نشان داد، قالب فیلم باید چگونه باشد؛ مانند فیلم دیگه چه خبر؟ که درباره سنت و مدرنیته بود. میلانی می گوید: «در فیلم آتش بس، صرفا قصد خنداندن تماشاگر را نداریم و هدف ما پول درآوردن و بیزنس نیست، بلکه بالا بردن سطح فکر افراد جامعه است».
حال آیا آتش بس، اثری است که سطوح فکر افراد جامعه را بالا می برد؟
در حقیقت نقد فیلم را از همین آخرین جمله کارگردان درباره فیلم می آغازیم. آتش بس چه می گوید که طرز فکر افراد جامعه باید با آن بالا برود؟ این ارتقای فکر، به چه صورت و به وسیله چه نیروی بالا برنده ای تحقق می یابد؟ به وسیله فیلمنامه و حرف هایی که از زبان شخصیت بیرون می آید یا با قدرت تأثیر یک اثر هنری و ساختار مستحکم و مؤثر، و فرم خاص آن؟ آیا اساسا فیلم ها قدرت بالا بردن سطح فکر افراد جامعه را دارند؟
بدیهی است که مواد آموزشی، در صورت جذب و عمل، جامعه را بیدارتر و آگاه تر می کنند آیا آتش بس فیلمی آموزشی است یا اثری سینمایی که هدف آن، طنز، تفریح، لذت و سرگرمی است؟ فیلم آتش بس، با مراجعه یک زن جوان به روانشناس و شرح ماجرای خود و همسر کارخانه دار جوان و امروزی اش و بحران های زندگی زناشویی آن دو آغاز می شود. در جای جای فیلم، گفت وگوی این دو، شرح رویدادها و عدم آگاهی کودک درون، اجازه دادن به سرکشی های کودکانه، نظیر لجبازی، پنهان کاری، زورگویی و کنترل آنها، موجب وقوع بحران شده است. آنان می خواهند خود را بر دیگری تحمیل کنند و بالاخره مرد و زن در پی مشورت با روانشناس، دوره ای از تنها ماندن موقت را تجربه می کنند تا با کودک درون خود آشتی کنند و ضمنا افراد بالغ، حقوق طرف مقابل را به رسمیت بشاسند.
در سکانس پایانی، لحظه ای در حضور روانشناس آنان، نوع اخطار و مکالمه قبلی را تکرار می کنند؛ اما این بار همه چیز یک شوخی است. آنها بالغ شده اند و فیم به خوبی و خوشی پایان می یابد.
به ظاهر این فیلم شایسته تصوری است که کارگردان درباره آن تبلیغ کرده است و می تواند با سیمای آموزشی خود، طرز فکر زوج های جوان را ارتقاء دهد. افراد میان سالی را به فکر وادارد و به افراد سالخورده اطمینان ببخشد که اشتباهات آنان تکرار نخواهد شد. اما به نظر من، تا زمانی که خود کارگردان، از علم (روانشناسی) به عنوان ابزاری در خدمت نگاه ایدئولوژیک خود سود می جوید و به مدعای خود، در این فیلم بررسی علمی و بی طرفانه بحران یک زوج مدرن، بدون پیشداوری وفادار نیست، باید گفت که ضروری است ایشان نخست سطح فکر خود را بالا ببرند و از بهره جویی ابزاری از علم، به دلخواه خود چشم بپوشند و سپس منادی رجوع به متخصص و ارج نهادن به امدادهای علمی برای نجات زندگی هایی شوند که بحران های آن زاده خود جهان مدرن است. دلایل من برای ضرورت تغییر طرز فکر همراه با پیشداوری خانم میلانی، تا جایی که به فیلم های او بستگی دارد، گوناگون است.
دوستداران سینمای ایران به یاد دارند که تهمینه میلانی، مهم ترین بخش شهرت خود را مدیون برداشت های فمنیسمی اش است که در فیلم های خود، به تبلیغ آنها می پردازد. وقتی او دو زن، نیمه پنهان، زن زیادی، واکنش پنجم و... را می ساخت، بسیاری از منتقدان، به دلیل شعارهای روشنفکرانه قهرمانان آثار او، چشم بر ضعف های بنیادین می بستند. میلانی از همان فیلم ها، با پند از تأثیر در افکار مخاطبان، و به ویژه قشر متوسط مدرن، شروع به تبلیغ فمنیسم کرد و آن را پنهان هم نکرد. بالاخره انسان آزاد است که اندیشه های مختلف را تجربه و باوری را حمل کند که با همه شعور، تأمل و تفکرش، به درستی اش معترف می شود.
نقد اندیشه و درستی و نادرستی تفکر یک فیلم، نکته دیگری است. هدف من در اینجا این است که تهمینه میلانی چیزی را آموزش می داد که خود به صحت آن پایبند نبود و حقیقتی را عَلَم می کرد که ناگریز، همه جا باید کم و کاست و ضعف آن را با جعل و تحریف پر کند. بدتر اینکه برای اثبات حقانیت برداشت زنانه از جهان، به افراد جاهلی متوسل گردد و فراموش کند که جاهل با زنی درست همان سیمای مبتذل زندگی مردانه است که مردان متفکر، خود از آن تبری می جویند. سویه فیلمفارسی وار آثار میلانی، با این اَکشن انطباق دارد.
اما بی باوری به آنچه میلانی، خود مدعی آموزش آن است از آنجا رخ می نمایاند که او با تحریف وضع مردان برابر زنان، با ارائه چهره ای یکسویه، سیاه، مطلقا ستم گر و بیماروار از مردان و چشم فرو بستن به زندگی و انواع مشکلات مردان، آثارش را به تبلیغ تفکری دگم بدل می سازد. بی تردید سلطه، خشونت و جبر مردان و عدم تساوی در حقوق انسانی، به اندازه عدم توجه به تفاوت زنان و مردان، مذموم و فاجعه آمیز است؛ نه در ایران، بلکه در همه جهان، ما به دلیل جاهلیت و عدم اجرای فرامین آسمانی، با ستم بر زنان که برخاسته از جهل، خرافه و زورگویی جنس مذکر است. چیزی که طی قرن های متمادی، تفکر فئوداری و ارباب و رعیتی پروده شده و به سختی از اذهان قبیله ای زدوده می شود. نخستین مبشر ضرورت زدودن این تفکر جاهلی مردان، اسلام و پیامبر آن حضرت محمد9 بوده که با ارتقای زن به یکی از وجوه هستی، نشاندنش در کنار نماز، با برترین معنا، فرم، زبان و کلام، زن را فرا برده است. حال خانم میلانی که تازه به میدان دفاع از زنان گام نهاده، به شیوه ای دل مشغول دفاع است که در اصل تحقیر زن است. ساختن چهره ای مردانه از زن و نیاز دفاع او به تحریف واقعیت همه مردان، حقارت بار است، زیرا او نشان می دهد که با واقع گرایی، عقل، منطق و استدلال، نمی توان از زن دفاع کرد و باید به جعل پرداخت؛ در حالی که ستم بر زنان و دیدن انواع فشارها بر مردان، آن قدر در جهان ما وسعت دارد که نیازی به تصویر یک جانبه و ساختگی نداریم.
در فیلم آتش بس نیز این مشکل وجود دارد. شخصیت پردازی ها به گونه ای است که از تماشای برابر و بی طرفانه موقعیت مرد و زن جلوگیری می کند.
روانشناسی در این فیلم، یک مجسمه تأیید زن و تکذیب مرد است. او برابر کنش های خطا آلود زن، تنها تعجب می کند؛ اما به مرد مدام اندرزهای ریز و درشت، دال بر ضرورت تغییر می دهد. از قرار این فیلم، ساخته شده تا مردان خود را تغییر دهند؛ چه تغییری بر این که اگر همسرشان را یا مرد غریبه ای در اتومبیل شخصی اش دیدند و مرد سرگرم تماشای عاشقانه زن و زن در حال لبخند دلفریب بود و بعد زن همه ماجرا را پنهان کرد و با آرتیست بازی فیلم های ارزان بهاء سر شوهرش کلاه گذاشت و به بلاهت بارترین وجه، با رخت شویی او را فریب داد. مرد «غیرت» کهنه را کنار بگذارد؛ چشم بر هم نهد و اگر تا آخر عمر در ذهنش پرسشی هولناک داشت، آن را ندیده بگیرد. این راه حل خانم میلانی برای بالا بردن طرز فکر زنان است. بدیهی است همه این فضای جعلی امری پوچ است. مردان هزاران بار، همسران شان را در اتومبیل هایی می بینند که خانم ها را به مقصد می رسانند و هرگز آنها را مورد بازجویی قرار نمی دهند که چرا اتوبوس سوار نشده و سواری سوار شده؛ مردان به همسران شان که شریف اند و برای گرداندن چرخ زندگی به جان می زنند، اعتماد دارند و زنان هم در برابر پرسش مردان، با صداقت حرف راست را می گویند، زیرا کاسه ای زیر نیم کاسه ندارند. این واقعیت با واقعیت جعلی فیلم آتش بس، زمین تا آسمان فرق دارد. مهم تر از این تناقض فیلم است. پسر جوان امروزی فیلم، هرگز رفتارهایی ندارد که کارگردان برای او در نظر گرفته است؛ در نتیجه روانشناسی فیلم، نه علم که یک جعل در خدمت ایدئولوژی فمنیسمی است. خانم میلانی خود نیازمند آموزش و واقع بینی است.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #28 : 12 مارس 2011، 07:27:16 pm »

>.

 
 
رابرت ردفورد برای ما ایرانیان چهره بسیار آشنایی است او در بازی فیلم پیشنهاد بی شرمانه بسیار خوش درخشید همه کسانی که این فیلم را دیده اند معتقدند برای ساعتها به فکر واداشته شدند ٰ، فیلم بانگاهی روانشناسانه به مسئله زندگی دو زوج جوان می‌پردازد که ظاهرا عاشقانه همدیگر را دوست دارند . واردشدن مردی دیگر با بازی درخشان رابرت ردفورد حقیقتی تلخ را برای آنان آشکار می سازد .

بیوگرافی

رابرت ردفورد، بازیگر، كارگردان و تهیه كننده آمریكایى است كه مخاطبان سینما، كما بیش با شیوه بازیگرى و كارگردانى‌اش، آشنایى دارند. ردفورد در بازیگرى با به نمایش گذاشتن ویژگى‌هاى دوران نوجوانى و جان بخشى به چندین شخصیت سینمایى مختلف، به شهرت رسید.
از جمله فیلم‌هاى معروف او مى توان به «كاسباى بزرگ»، «نیش»، «بوچ كسیدى و ساندنس كید»، «تعقیب»، «جاسوس بازى» و «همه مردان رئیس جمهور» اشاره كرد. او در طول دوره حرفه اى‌اش كه نزدیك به پنج دهه بوده است، شصت و پنج فیلم سینمایى و مجموعه تلویزیونى در مقام بازیگر، هفت تجربه كارگردانى و بیست و پنج فیلم به عنوان تهیه كننده دارد. این سینماگر همانند وارن بیتى، كلینت ایستوود، مل گیبسون، ریچارد آتنبورو و كوین كاستنر، از دریافت كنندگان جایزه اسكار است. او علاوه بر دریافت جایزه اسكار، نامزدى دریافت این جایزه و دریافت چندین جوایز بین المللى دیگر از جمله بافتا، امى و گلدن گلوب را دركارنامه حرفه‌اى خود به ثبت رسانده است .
رد فورد همچنین مؤسس جشنواره فیلم ساندنس است. جشنواره‌اى كه از فیلم‌هاى مستقل حمایت مى‌كند. او هنرمندى است كه در عرصه سیاست نیز حضور داشته و در فعالیت‌هاى زیست محیطى نیز شركت مى‌كند. چارلز رابرت ردفورد جونیر ۱۸ آگوست ۱۹۳۶ در سانتا مونیكاى كالیفرنیا در آمریكا دیده به جهان گشود. او پس از سال ها مطالعه هنر در اروپا و آمریكا، در آكادمى آمریكایى هنرهاى نمایشى ثبت نام نمود. حاصل مطالعات او، كارگردانى نمایش «داستان بلند» (۱۹۵۹) بود كه در برادوى روى صحنه رفت. او پس از ایفاى نقش در چندین درام تلویزیونى در دهه ۱۹۶۰ كه مطرح ترین آن مجموعه هایى با عنوان« آلفرد هیچكاك معرفى مى كند»، «منطقه گرگ و میش» و «جاده ۶۶» بود به شهرت رسید، پس از آن بازى در یكى از معتبرترین نمایش هاى آن زمان به نام «پا برهنه در پارك» باعث شد ردفورد در اواسط دهه ۱۹۶۰ به بازیگرى مطرح تبدیل شود و همین مسأله پیشنهادات زیاد سینمایى رابراى او به ارمغان آورد. فیلم «تعقیب» و نسخه سینمایى «پا برهنه در پارك» از جمله فیلم‌هایى است كه خاطره آنها در اذهان مخاطبان سینما به یادگار مانده است. نقطه عطف دوره بازیگرى او زمانى بود كه در درام وسترن «بوچ كسیدى و ساندنس كید» (۱۹۶۹) با پل نیومن همبازى شد. همان طور كه این اثردر زمره شاهكارهاى سینمایى آن سال به شمار مى‌رفت، ردفورد نیز پس از آن یكى از محبوب‌ترین ستاره هاى هالیوود لقب گرفت.
بدین ترتیب بعد از این فیلم، بازى در فیلم‌هایى موفق چون «مسابقه دهنده اسكى» (۱۹۶۹) و «كاندیدا» (۱۹۷۲) را تجربه كرد. سپس در سال ۱۹۷۳ در فیلم «شیوه‌اى كه بودیم» در كنار باربرا استریسند و در فیلم «نیش» با نیومن نقش‌آفرینى نمود. این فیلم ها علاوه بر آنكه با استقبال فراوانى از مخاطبان مواجه شده بودند، نظر منتقدان را نیز جلب نمودند. فیلم «نیش» جایزه اسكار بهترین فیلمبردارى را در آن سال دریافت كرد و ردفورد براى نقش آفرینى در آن، نامزد دریافت این جایزه شد. سایر فیلم‌هاى این بازیگر مستعد سینما در دهه ۱۹۷۰ شامل «گاسباى بزرگ» (۱۹۷۴) ، «والدو پپر بزرگ» (۱۹۷۵» و «سه روز از كوندور»(۱۹۷۵) بودند، اما موفقیت آنها تحت الشعاع اعتبار فیلم «همه مردان رئیس جمهور» (۱۹۷۶) قرار گرفتند. این فیلم گزارشى از انحطاط حكومت رئیس جمهور آمریكا، ریچارد نیكسون بود و رد فورد و داستین هافمن نقش دو گزارشگر واشنگتن پست را در آن ایفا مى‌نمودند. فیلم «همه مردان رئیس جمهور» در چهار رشته جایزه اسكار دریافت كرد و در چهار رشته نیز نامزد دریافت این جایزه سینمایى شد. بدین ترتیب وضعیت بازیگرى ردفورد پس از این فیلم بیش از پیش تثبیت شد. او در دهه ۱۹۸۰ نیز در فیلم‌هایى از جمله «طبیعى» (۱۹۸۴) و «خروج از آفریقا» (۱۹۸۵) درخشید. فیلم اول در چهار گروه نامزد دریافت جایزه اسكار شد و فیلم دوم نیز كه ردفورد در آن با مریل استریپ همبازى بوده هفت جایزه اسكار براى عوامل سازنده آن به ارمغان آورد و در چهار گروه نیز نامزد دریافت این جایزه شد. رد فورد در حالى این موفقیت‌ها را در كارنامه شغلى اش به ثبت رساند كه پس از آن در فیلم هاى بعدى اش در دهه ۱۹۹۰ و دهه اول قرن بیست و یكم، نتوانست به آن سطح از موفقیت‌ها دست یابد؛ به طورى كه فیلم‌هاى «كفش‌هاى كتانى» (۱۹۹۲) ، «نجواى اسب» (۱۹۹۸) ، «جاسوس بازى» (۲۰۰۱) و«پاك كردن» (۲۰۰۴) آن چنان كه باید، توجه سینماگران را جلب نكردند و ایفاى نقش ردفورد نیز چندان با استقبال تماشاگران روبرو نشد.
اگر چه ردفورد بیشتر به بازیگرى مشهور است، اما موفقیت حرفه‌اى او تنها در بازیگرى‌اش خلاصه نشد، بلكه در سال هاى اوج بازیگرى‌اش، با فیلم «مردم عادى» (۱۹۸۰) موفقیت‌هایش را در حیطه كارگردانى نیز آغاز كرد. افتخاراتى كه این فیلم براى عوامل آن از جمله ردفورد به ارمغان آورد، چهار جایزه اسكار بود؛ این در حالى است كه فیلم «مردمان عادى» در دو گروه نیز نامزد دریافت این جایزه شد. ردفورد با دریافت جایزه اسكار بهترین كارگردانى، فیلم بعدى‌اش «جنگ میلا گرو بینفیلد» را در سال ۱۹۸۸ مقابل دوربین برد. این فیلم نیز موفق به دریافت یك جایزه اسكار شد. دیگر ساخته‌هاى موفق او شامل «رودخانه اى از میانش مى‌گذرد» (۱۹۹۲) و «نمایش كوییز» (۱۹۹۴) هستند كه فیلم«رودخانه‌اى از میانش مى‌گذرد» در یك گروه جایزه اسكار دریافت كرد و در دو رشته نیز نامزد دریافت این جایزه شد. فیلم « نمایش كوییز» نیز در چهار گروه نامزدى دریافت جایزه اسكار را از جمله بهترین كارگردانى در كارنامه حرفه‌اى عوامل سازنده‌اش به ثبت رساند. او در میان آثار موفقش، فیلم‌هایى چون «نجواى اسب»، «افسانه بگر ونس» (۲۰۰۰) و «شیرها براى بره‌ها» (۲۰۰۷) دارد كه با انتقاداتى روبرو شدند. سبك كارگردانى ردفورد با برداشت‌هاى بلند و تفكر برانگیز و در آمیختن احساس در موضوع اصلى فیلم شناخته مى شود؛ به طورى كه مخاطب طولانى‌تر شدن روایت كنایه آمیز داستان را مشاهده مى‌كند. رابرت ردفورد در سال ۱۹۸۰ انستیتو و جشنواره فیلم ساندنس را تأسیس نمود. این جشنواره كه سالانه در شهراوتا، آمریكا برگزار مى‌شود، هر تابستان كارگاهى را براى فیلمسازان جوان فراهم مى كند. تا سال ۱۹۹۰ جشنواره فیلم ساندنس به عنوان فرصتى براى نمایش استعداد‌هاى جوان، در زمره جشنواره‌هاى بین المللى فیلم قرار گرفت و نام ردفورد نیز بیش از پیش بر سر زبان‌ها افتاد.


فیلم شناسی:

( 1961)تحت تعقیب در جنگ
( 1965) وضعیت نا امید کننده اما نه جدی
( 1965) اسرار دیزی کلاور
( 1966)تعقیب

این ملک مصادره شده
( 1966)

پابرهنه در پارک
( 1967)

بوچ کاسیدی و ساندنس کید
( 1969)

اسکی باز سراشیب
( 1969)
به آنها بگو ویلی بوی اینجاست
( 1969)

فاس کوچک و هالسی بزرگ
( 1970)

الماس مسروقه
( 1972)

کاندیدای انتخابات
( 1972)
جرمیا جانسون
( 1972)

آن طور که بودیم
( 1973)

نیش
( 1973)

گتسسبی بزرگ
( 1974)
والد پپر بزرگ
( 1975)

سه روز کندور
( 1975)

همه مردان رئیس جمهور
( 1976)

پلی در دور دست
( 1977)
سوار کار الکتریکی
( 1979)

بروبیکر
( 1980)

مردم عادی
( 1980 – فقط کارگردانی )

طبیعی
( 1984)
دور از آفریقا
( 1985)

عقاب های قانونی
( 1986)

هاوانا
( 1990)

جنگ میلاگرو بنفیلد
( 1988 – فقط کارگردانی )
متخصصین
( 1992)

رودخانه ای از میانش می گذرد
( 1992 - کارگردان وراوی )

پیشنهاد بی شرمانه
( 1993)

مسابقه حضور ذهن
( 1994 فقط کارگردانی )
از نزدیک و شخصی
( 1996)

نجوا گر اسب
( 1998 – بازیگر و کارگردان )

آخرین قلعه
( 2001)

افسانه بگرونس
( 2000 – فقط کارگردانی )
جاسوس بازی
( 2001)

روشنگری
( 2004)

زندگی ناتمام
( 2005)

تار شارلوت
( 2006 – فقط صدا )
شیرها برای بره ها
( 2007 – بازیگر و کارگردان )

بالای دکل
( 2007 – بازیگر و کارگردان )

پروژه جکی رابینسون
( 2008)




گردآوری : گروه فرهنگ و هنر سیمرغ









 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : فیلمهای زیبا به سلیقه من ....
« پاسخ #29 : 12 مارس 2011، 07:44:23 pm »

هشت ظاهر متفاوت ان هاتوی Anne Hathaway در هشت اسکار !
هشت ظاهر متفاوت ان هاتوی  Anne Hathaway  در هشت اسکار !در یک شب پر از شادی و هیجان انگیز ، مجری مراسم اسکار Anne Hathaway عالی ترین مراتب تشکر خود را به طرفدارانش ، بزرگان عالم موسیقی و طراحان افسانه ای مد تقدیم کرد. حال در اینجا هشت سال حضور او در مراسم اسکار را شاهد باشید...       .  .    در هشتاد و سومین سالگرد مراسم اسکار بیشترین تعداد میهمانان تا آن زمان حضور داشتند. در این مراسم خانم مجری با لباسی قرمز با گل هایی بزرگ و به همان رنگ، رژ لبی قرمز و موهایی که به آرامی از پشت سر بسته شده بود ، ظاهری عامه پسند و کاملا به دور از مد روز داشت. لباس او طرحی از Valentino بود.   
  Anne در دومین حضورش عالی بود. لباسی محصول Givenchy که توسط Rachel Zeo طراحی شده بود، به تن داشت. لباس Anne در آن شب با پارچه ای ابریشمی نازک به حالتی لول خورده و هماهنگی اش با کفشهایی براق که طرحی از Brian Atwood بود ظاهری دوست داشتنی برایش به وجود آورده بود.       
  Anne در این شب با ظاهری نسبتا مردانه وارد شد. کت و شلواری که به تن داشت طرحی از Lavin بود، که البته به اندازه کفشهایی که پوششی بسیار براق داشت و توسط Brian Atwood طراحی شده بود به چشم نمی آمد.
   
 
  این بار Anne با ظاهری شبیه به شاهزاده ها قدم به صحنه گذاشت. در لبه های لباسش یراق براقی دوخته شده بود که بسیار هماهنگ با گردن بند Tiffany او بود، و کفشهای براقش این ظاهر اشرافی را کامل می کرد. لباس Anne طرحی از Vivienne Westwood بود.
     در این مراسم اسکار قبل از سخنرانی Oprah Winfrey ، Anne با حرکاتی آرام برای نماش طراحی خاص لباسش که توسط De La Renta آماده شده بود، برای دریافت جایزه روی صحنه آماده شد.در قسمت یقه لباس طرحی مانند قفلهای کوچک کار شده بود.جواهر آلات او طرحی از Tiffany بود.       Anne تلاش کرد تا برگزار کننده مراسم James Franco را مورد توجه حاضرین در سالن قرار دهد.این بانو در آن شب لباسی به رنگ قرمز که طرحی از Versace بود برتن داشت، این لباس در قسکت گردن کاملا باز بود و دنباله کوتاهی داشت.
 
 
 Anne در مراسم یکی مانده به آخر ظاهری بسیار آراسته داشت.لباسی که توسط Giorgio Armani طراحی شده بود، با پارچه ای براق و هماهنگی آن با زیور آلات ( دست بند Tiffany و گوشواره های Tanzanite) و کفشهای Armani به واقع کامل بود.
        برای آخرین حضورش، لباسی بلند با آستین هایی بلند ( طرحی از Tom Ford) پوشیده بود، موهایش را از پشت بسته بود و آرایش مشکی چشمانش را با این طراحی هماهنگ کرده بود.       
 
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست
 

این صفحه در 0.158 ثانیه 21 نمایش داده شد.