انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

آرامش آن است که بدانی در هر گام دست تو در دست خداست
.
پس : لحظه هایت آرام



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: (( مقايسه را رها كن، حسادت در تو ناپديد مي شود ))  (دفعات بازدید: 1033 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

(( مقايسه را رها كن، حسادت در تو ناپديد مي شود ))

حسادت چيست و چرا  اين ‌قدر دردآور است؟
حسادت سنجيدن است و مقايسه و ما نسبت به مقايسه شرطي شده‌ايم؛ به گونه‌‌اي كه هميشه در حال مقايسه كردن هستيم. ديگري خانه‌ي بهتري دارد, ديگري بدن زيباتري دارد, ديگري پول بيشتري دارد, ديگري شخصيت پرجذبه‌تري دارد. تداوم مقايسه‌ي خويش با هر آن كس كه از كنارتان مي‌گذرد پيامدي ندارد جز حسادت! در حقيقت حسادت محصول جانبي شرطي شدن نسبت به مقايسه است.

پس مسلماً اگر شما مقايسه كردن را رها كنيد, حسادت نيز ناپديد مي‌شود. آن‌گاه براحتي مي‌فهميد كه خودتان هستيد و هيچ‌كس ديگري نيستيد, و نيازي هم نيست كه كس ديگري باشيد. اين خوب است كه شما خودتان را با درختان مقايسه نمي‌كنيد, و اگر نه شروع به احساس حسادتي عظيم مي‌كرديد: چرا سبز نيستيد؟ چرا خداوند اين‌قدر نسبت به شما سخت‌گير بوده است … و چرا گل نمي‌دهيد؟ حتي شانس آورده‌ايد كه خود را با پرندگان نمي‌سنجيد, با رودخانه‌ها, با كوه‌ها؛ چرا كه در آن صورت رنج بسياري مي‌برديد. شما فقط خود را با بني نوع انسان مقايسه مي‌كنيد؛ چون شرطي شده‌ايد كه خود را فقط با انسان‌ها مقايسه كنيد؛ شما خود را با طاووس‌ها و با طوطي‌ها نمي‌سنجيد و اگر‌نه حسادت شما قطعاً بيشتر و بيشتر مي‌شد. شخص حسود چنان بار سنگيني از حسادت را متحمل مي‌شود كه اصلاً ديگر قادر به زندگي كردن نيست.
مقايسه, نگرشي بسيار احمقانه است, چون , هر فردي يگانه و يكتاست و غير‌قابل‌ مقايسه است. اگر يك  بار فهم اين نكته در شما جا بيفتد احساس حسادت نيز ناپديد مي‌شود. هر فردي يگانه و غير‌قابل ‌مقايسه است. شما فقط خودتان هستيد: هيچ كس هرگز شبيه شما نبوده است, و هيچ كس هرگز شبيه شما نخواهد بود. و نيازي هم نيست كه شما شبيه هيچ كس ديگري باشيد. اصولاً خداوند فقط نسخي اصيل مي‌آفريند, و به كپي اعتقادي ندارد.

يك دسته جوجه داخل حياط بودند كه يك توپ فوتبال پرواز كنان از فراز پرچين گذشت و وسط آنها فرود آمد. خروس تاتي تاتي كرد و به طرف توپ رفت, آن را بررسي كرد, و سپس گفت: «من گله نمي‌كنم دخترها, اما ببينيد, اين تخم‌ها از در بغلي بيرون مي‌آيند
در خانه‌ي همسايه‌ي بغلي چيزهاي بزرگي اتفاق مي‌افتد؛ علف سبزتر است؛ گل سرخ, سرخ‌تر است. به نظر مي‌رسد كه همه خوشحالند. جز خود شما. شما دائماً در حال مقايسه‌ايد. در مورد ديگران نيز قضيه همين‌طور است, آنها نيز در حال مقايسه‌اند. شايد آنها فكر مي‌كنند علف‌هاي زمين شما سبزتر است _ مسلماً چمن شما هميشه از دور سبزتر به نظر مي‌رسد. شما همسر زيباتري داريد و همين طور تا آخر. اين در حالي است كه شما شديداً خسته‌ايد, نمي‌توانيد بفهميد كه چه‌طور به خودتان اجازه داديد به دام اين زن بيفتيد, نمي‌دانيد چه‌طور از شر او خلاص شويد _ ولي همسايه ممكن است به شما حسادت كند كه چنين همسر زيبايي داريد! و شما نيز ممكن است به او حسادت كنيد كه‌

مي‌بينيم كه همه نسبت به هم حسادت مي‌كنند و اين ماجرا همچنان ادامه دارد. بله, به سبب حسادت است كه ما چنين جهنمي خلق كرده‌ايم و اين همه بدجنس و شرور شده‌ايم.
كشاورز سالخورده‌‌اي داشت با بدخلقي به ويراني‌هاي سيل مي‌نگريست. همسايه‌اش فرياد زد: «هي! آب تمام خوك‌هايت را به پايين خليج برده است

كشاورز پرسيد: «خوك‌هاي تامپسن چه شده‌‌اند؟»

«
آنها را هم آب برده»

«
و خوك‌هاي لارسن؟»

«
آنها را هم

كشاورز سالخورده با خوشحالي فرياد زد: «خب, پس به آن بدي هم كه من فكر مي‌كردم نيست
اگر همه در بدبختي باشند, اين احساس خوبي است؛ اگر همه متضرر باشند, اين احساس خوبي است ولي اگر همه شادمان و كامياب باشند, به مذاق آدمي تلخ مي‌آيد.

اما در درجه‌ي اول بايد ديد كه چرا ايده‌ي غير به سر شما خطور مي‌كند؟ چون شما اجازه نداده‌ايد كه جوهر خودتان جاري شود؛ اجازه نداده‌ايد كه سعادت و خوشبختي خودتان رشد كند؛ اجازه نداده‌ايد وجود خودتان شكوفا شود و چون از درون احساس تهي بودن مي‌كنيد به بيرون ديگران نگاه مي‌كنيد. چون اين فقط بيرون است كه ديده مي‌شود.
شما درون خود و بيرون ديگران را مي‌شناسيد؛ همين حسادت مي‌آفريند. آنها نيز بيرون شما و درون خود را مي‌شناسند و باز حسادت خلق مي‌شود. هيچ كس درون شما را نمي‌شناسد. اينجاست كه خود را هيچ و بي‌ارزش مي‌دانيد ولي ديگران از بيرون شاد و خندان به نظر مي‌رسند. لبخند آنها ممكن است ساختگي باشد, اما شما از كجا بدانيد كه ساختگي است يا نه؟ ممكن است قلب‌هايشان نيز خندان باشد. تنها چيزي كه شما مي‌دانيد اين است كه لبخند خودتان ساختگي است, چون قلب شما خندان نيست.

شما تنها كسي هستيد كه مركزيت درون خود را مي‌شناسيد و نه هيچ كس ديگر. در مورد ديگران شما فقط ظاهر را مي‌بينيد و ظاهر مردم زيبا و هنرنما و فريبنده است.

حكايت كهن از اهل تصوف وجود دارد

مردي از تحمل بار سنگين رنج و مرارت خود سرگردان بود و هر روز به درگاه پروردگار دعا مي‌كرد كه: «چرا من؟ همه شادمان به نظر مي‌رسند, چرا فقط من در چنين عذاب اليمي هستم؟» يك روز, به سبب درماندگي بسيار, به درگاه خداوند چنين دعا كرد: «پروردگارا, تو مي‌تواني رنج‌هاي هر كس ديگري را به من بدهي, من براي پذيرش آن آماده‌ام, اما رنج مرا از دوشم بردار كه ديگر بيش از اين تاب تحملش را ندارم

آن شب, وي خواب زيبايي ديد _ زيبا و افشا كننده. خوابي كه در آن پروردگار در آسمان ظاهر شد و خطاب به او و ديگران فرمود «همگي رنج‌هاي خود را به معبد بياوريد.» همه از رنج‌هاي خود خسته بودند. و جملگي دعا كرده بودند كه: «من براي پذيرفتن رنج‌هاي هر كس ديگري آماده‌ام, اما رنج مرا از من دور كنيد؛ رنج من غير‌قابل تحمل است

بنابراين, هر كسي رنج‌هايش را در سبدي جمع كرد, و همه به معبد رسيدند. همه بسيار خوشحال به نظر مي‌رسيدند كه سرانجام دعاهاي‌شان مستجاب شده بود.
و آنگاه خداوند فرمود: «سبدهايتان را كنار ديوار بگذاريد.» همه سبدهايشان را كنار ديوار گذاشتند. سپس خداوند فرمود: «حالا مي‌توانيد انتخاب كنيد. هر كسي مي‌تواند هر سبدي را كه مي‌خواهد بردارد

صحنه‌ي شگفت‌انگيزي بود؛ مردي كه هميشه در حال دعا كردن و زاري بود, به سوي سبد خود شتافت, و پيش از آنكه هر كس ديگري بتواند آن را برگزيند, سبد را برداشت! اما او نيز شگفت‌زده بود, چون ديگران نيز به سوي سبدهاي خودشان شتافتند. همگي از انتخاب مجدد رنج خويش شادمان بودند. موضوع از چه قرار بود؟ براي نخستين بار, هر كس توانسته بود واقعيت بدبختي‌ها و رنج‌هاي ديگران را ببيند. _ سبدهاي ديگران نيز به همان بزرگي و يا حتي بزرگ‌تر از سبد خودشان بود!

علاوه بر اين هر كس به رنج‌هاي خودش خو گرفته بود. كسي چه مي‌داند كه چگونه رنجي درون سبد ديگران است‌؟ دردسر چرا؟ حداقل رنج خودتان با شما آشناست, و شما به يكديگر عادت كرده‌ايد. ساليان بسيار اين رنج‌ها را تاب آورده‌ايد _ چرا چيزي ناشناخته را برگزينيد؟
و همگي خوشحال و شادمان به خانه رفتند. هيچ چيزي تغيير نكرده بود, همه همان رنج‌ها را با خود برگردانده بودند, اما جملگي شاد بودند و لبخند مي‌زدند و از اين كه توانسته بودند سبد خود را باز آورند, لذت مي‌بردند.

صبح آن شب, مرد ناراضي بار ديگر به درگاه خداوند دعا كرد و اين بار چنين گفت: «براي اين رويا سپاسگزارم؛ ديگر هرگز درخواستي نخواهم كرد. هر آنچه را كه به من داده‌‌اي, براي من خوب است, بايد برايم خوب باشد و به همين سبب است كه آن را به من داده‌اي
شما به خاطر حسادت به طور مداوم رنج مي‌بريد و نسبت به ديگران بدجنس و شرور مي‌شويد. شروع مي‌كنيد به دروغين شدن, به ساختگي شدن, و تظاهر كردن. به خاطر حسادت‌هاي خود شروع به تظاهر چيزهايي مي‌كنيد كه نداريد, شروع به تظاهر چيزهايي مي‌كنيد كه نمي‌توانيد داشته باشيد, چيزهايي كه براي شما طبيعي نيستند. پس شما بيشتر و بيشتر غير‌طبيعي و تصنعي مي‌شويد. تقليد كردن از ديگران, رقابت كردن با ديگران, چه كار ديگري مي‌توانيد بكنيد؟ اگر كسي چيزي دارد و شما نداريد, و امكان طبيعي داشتن آن را نيز در وجود شما نيست, تنها راه ممكن صرفاً داشتن جايگزيني بنجل و سطحي براي آن چيز است.

«
جيم» و «نانسي اسميت», تابستان خوبي را در اروپا داشته‌اند. اين بسيار عالي است كه سرانجام يك زوج اين فرصت را داشته باشند كه واقعاً خوش بگذرانند و داد خود را از زندگي بگيرند. آنها همه جا رفتند و همه كار كردند, پاريس, رم … و تا مي‌توانستند خوش گذراندند.
اما اين بسيار عذاب آور بود كه دوباره به خانه بازگردند و به ميان عادات قديم فرو‌روند. شما بهتر مي‌دانيد كه چه‌گونه مأمورين عالي رتبه‌ي رسوم و سنن, درون متعلقات شخصي شما فضولي و كنجكاوي مي‌كنند. آنها كيف شما را باز مي‌كنند و كلاه گيس, زيرپوش ابريشمي, عطر, رنگ مو و … را بيرون مي‌آورند, واقعاً عذاب آور است. و اين فقط كيف جيم است!
بد نيست شما هم نگاهي به درون سبد خود بياندازيد, چيزهاي تصنعي, ساختگي, ظاهري و دروغين بسياري در آن خواهيد يافت _ براي چه؟ چرا نمي‌توانيد طبيعي و خودجوش باشيد؟ به سبب حسادت.

انسان حسود در جهنم زندگي مي‌كند. مقايسه كردن را رها كنيد تا حسادت ناپديد ‌شود, شرارت و كذب ناپديد ‌شود. اما رها كردن حسادت تنها در صورتي ممكن است كه به رشد و شكوفايي گنجينه‌ها و نعمت‌هاي دروني خود توجه كنيد؛ هيچ راه ديگري وجود ندارد.
رشد كنيد, بباليد, فردي اصيل‌تر و اصيل‌تر شويد. خود را دوست داشته باشيد؛ و به خودتان, بدان گونه كه خداوند شما را ساخته است, احترام بگذاريد, و آنگاه ناگهان درهاي بهشت به روي شما گشوده مي‌شود. اگر چه درهاي بهشت هميشه باز بوده‌اند, ولي شما به آنها نگاه نكرده‌ايد!
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

hfgh7w8er

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 47
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • pqr307
Great dad
« پاسخ #1 : 01 آوریل 2016، 09:24:22 pm »

my father is a hot heart. One day, my father came back from work I gave him a glass of water for his thirst. But all of a sudden, my neighbor's old grandmother's phone is broken, my father knows to help put on the mouth of the water directly on the table, and quickly went to the grandmother's house. My father to the old grandmother put their carved pendulum do not just a moment. Back home my father tired of the end of the glass of water can be a sigh of relief, and see how tired my father ah.
 dad looked at me and said seriously, "go and donate money to your colleagues!"
 I'm proud of having such a dad for me! Do you envy the little friends?
 my father is not only enthusiastic but also special love to learn. Once again my grandma get up in the morning to dinner's ready carrying a hoe to friends, my grandma go when told my dad and I eat. I finished the meal, as my grandmother went to the ground, and came back to see my father had to turn one point one did not move. And my dad? He was reading it with relish, and this is really my dad!
 my father is also very good to me, although our family is not rich but I want my father to buy things for me, my father will buy me back. And my father didn't day tutoring my study, let me learn a lot of. My father is my idol.
 suddenly,tn pas cher, my heart sank, I seem to see the LCD TV instant close at hand.
 chapter one: the great father,
 mother quietly told me that before the Chinese new year, my father is ready to use a bonus to buy a LCD tv. I am very happy, silently looking forward to the day of the early arrival of the day.
 two: Dad, you're a great
 my father has a pair of round eyes, a head of hair, a nose that he collapsed on a wide mouth. My father is very great, his family together to see my dad is not it!
 I'm puzzled. That paper bag,hogan outlet online, will be loaded with money? I looked at the home of the old TV, I think of my mother said, then laughed. Haha, my father is going to buy a LCD TV! I silently think of a good plan, ready to invite students to see the birthday day, home theater". So I went to the living room, took a bottle of juice,sac goyard pas cher, ready to reward the father "triumphant return".
.
< p > but just yesterday, when I came home from school. My father is in the room turned something, and then come up with a big paper bag,hogan sito ufficiale, left in a hurry.
 at this time, my mother came over. He told me that the LCD TV is not to buy,hogan outlet, dad at the same time a natural gas poisoning, the elderly have been admitted to the hospital, the factory workers in the collection, as the director of the Father also sent two thousand yuan.
 "donate what?" I was confused, "you are not going to buy LCD TV?"
 after one hour,christian louboutin pas cher, my father came back, but he left with nothing whatsoever. I am tempted excitement, excitedly walked up and asked: "Dad, what are you going to do?"
Related Articles:
 
 
   Hangzhou tour composition 500
 
   The wolf and the rabbit's sto
 
   
 
 
   Window, cold and deciduous accompany; windows, a little cold wind blowing in the window; I was giving my skin rub resistance to desiccation and burst out. Suddenly saw a middle-aged woman downstairs, in the cold wind.
خارج شده است

hdg5epi7c

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +1/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 252
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • klm448
Xiang gearing up for Osaka Liu meet
« پاسخ #2 : 01 مه 2016، 01:19:58 pm »

.< p > < br />Liu Xiang (L) from China hit the finish line during the 60 meters hurdles competition during the track and field meeting at the indoor arena5 in Karlsruhe,air max pas cher, Germany on Sunday,air jordan homme, Feb. 11,hogan sito ufficiale, 2007. Liu clocked 7.42 seconds and broke the Asian record to score a sweet revenge to his arch rival Dayron Robles (second from left) of Cuba,air max pas cher, who beat him earlier February in Stuttgart, Germany. The 2007 IAAF Grand Prix outdoor meet takes starts on May 5, and is seen as a dress rehearsal6 for August's World Championships in the same city.,louboutin pas cher,Was
110m hurdles1 World record holder2 Liu Xiang is gearing up for this year's IAAF Osaka GP in May.
" am looking for another I to win make it my fourth consecutive3 Championship &quot,goyard soldes; the declared determined4 Olympic champion who has won the Osaka Grand Prix three times,hogan outlet.
Liu scheduled to have outdoor training three or four times this week at his usual training base in Shanghai,hogan outlet online. But coach Sun Haiping told training s> him to shorten his
Related Articls:
 
 
   Doping dop
 
   Years of experience in sales
 
   Haier has
 
 
    Everyone had just seen a coach like that; it was in front of five hundred, two hundred, one hundred, and finally they caught up with him, but not his friend. Once, a single carriage crossed by two horses are galloping four wheeled carriage. "Ah!" Cavalcanti heart to himself said, "if I have the carriage, the two horses good running horses, especially, the carriage with the passport, that's OK!
خارج شده است

hdg5epi7c

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +1/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 252
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • klm448
2010 capital market events
« پاسخ #3 : 25 مه 2016، 06:03:01 am »

26,golden goose outlet, the China Securities Regulatory Commission approved the China Financial Futures Exchange listed on the Shanghai and Shenzhen 300 stock index futures contracts. Launch ceremony was held in April 8th.
22 day,scarpe hogan outlet, the main system of stock index futures Qi, investors from this account, the initial pilot securities margin pilot securities and security products announced.
24 day, the Commission decided to establish a securities market trading settlement funds monitoring system to protect the legitimate rights and interests of investors, to protect the safety of customer funds. This is the first time China's securities market to establish a full market coverage of the settlement funds monitoring system. China Securities Investor Protection Fund Company will be responsible for the construction, maintenance and daily management of the monitoring system.
15,goyard paris, China Securities Regulatory Commission announced the draft of the securities investment fund of stock index futures investment guidelines,hogan sito ufficiale, to fund investment in stock index futures investment strategy, participation procedures and the proportion of limitation,adidas yeezy pas cher, information disclosure, risk management, internal control system to make specific provisions.
1 month
13 day, the national securities and futures regulatory work conference held in beijing.
2, s Yanbian Road, disclosure, Company repurchased shares and to new shares of convertible absorption merger GF Securities to apply for conditions approved.
15, of CITIC Securities announcement, said the Commission decided since January 1, 2010, suspend the issuance of fund of an ancient name for China domestic public offering of new products application; if the equity in April 2010 1 days still can not be standardized, the Commission fund department will inspect a circumstance to take further regulatory measures.
3 month
2 month
2010 capital market events
8 day, the State Council has agreed to carry out a pilot securities margin trading business pilot and launch stock index futures varieties.
22, the China Securities Regulatory Commission to apply for the first batch of securities companies to apply for margin trading business,hogan interactive outlet, the need to meet the last 6 months of net capital are more than 5 billion yuan, the most recent classification evaluation for a class and other seven conditions.
15 day, the stock index futures investor appropriate system for the introduction of the draft. System stipulates the investors to participate in the stock index futures of rigid index and comprehensive index, which preliminary design account capital threshold for 50 million RMB, institutional investors at the same time,hogan sito ufficiale, we should have more than 100 million yuan of net assets.
19, the China Securities Regulatory Commission issued the guidelines on further doing the work of the gem recommended, to further clarify the gem is not a small board feature positioning. Among them, 9 categories of enterprises in the field of recommendation to be encouraged, 8 companies included in the list of prudent recommended. 2009 gem issuance examination pass rate of 79.73%,hogan sito ufficiale, not over the company mainly involves seven categories of problems.
9, Securities Regulatory Commission issued securities investment fund information disclosure XBRL template No. 3 & lt; annual and semi annual report & gt; "standard marks by XBRL template compilation disclosure fund annual and semi annual report requirements officially began.
Related Articls:
 
 
   112 Fund announced three quarterly 3 quarter gallon financial shares of real estate stocks
 
   2007 economic data suspense o
 
   A shares fell to 14 weeks the
 
 
    There are two kinds of people, a wasted years, another kind of people live a meaningful life. In the eyes of the first kind of person, life is a sleep, if the sleep in his eyes, is to sleep in both soft and warm bed, he will be very satisfied. In the eyes of second people, it can be said that life is the establishment of merit. People in the achievement of this achievement to enjoy the happiness.
خارج شده است
 

این صفحه در 0.081 ثانیه 20 نمایش داده شد.