انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

اگر آزارنده است ، انجامش نده.



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدم اول - ما پذیرفتیم که در برابر الکل عاجز بودیم و زندگیمان غیر قابل اداره شده  (دفعات بازدید: 9160 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

کتاب دوازده و دوازده
قدم اول  - ما پذیرفتیم که در برابر الکل عاجز بودیم و زندگیمان غیر قابل اداره شده بود .
چه کسی مایل است شکست را به طور کامل پذیرا باشد ؟ عملا هیچکس . تمام غرابز انسانی با عاجز بودن مخالفت می کند . حقیقتا خیلی دردناک است که با بطری مشروب خود را در مسیر نابودی قرار داده و در مقابل وسوسه مشروبخواری کاملا تسلیم شویم ، تنها راه نجات مشیت الهی است . ص 25
هیچ ورشکستگی مانند این یکی نیست ، الکل که یک طلبکار غارتگر است ، تمامی خودکفایی و اراده ما را برای مقابله با خواسته هایش از بین می برد . هنگامی که این حقیقت پذیرفته شود ورشکستگی ما کامل می شود . ص 25
اما هنگام آشنا شدن با الکلی های گمنام ، ما با دید دیگری به این در هم پاشیدگی نگاه خواهیم کرد و متوجه می شویم که فقط با تسلیم بلا شرط است که می توانیم اولین گام را به سوی آزادی و قدرت بر داریم و حال پذیرش عجز است که خود را به روی صخره ای مستحکم بنا می سازیم تا زندگی پر محتوا و شادی را دوباره بسازیم . ص 25
            ما می دانیم چنانچه فرد الکلی ، پذیرای نقاط ضعف خود نباشد ، سود چندانی از این برنامه عاید ش نخواهد شد . لذا باید با قبول ناتوانی خود و اختیار فروتنی ، روش جدید را در پیش گیرد تا هشیاریش متزلزل نگردد و از انبساط خاطری که حاصل برنامه الکلی های گمنام است ، بهره ای ببرد و در غیاب چنین اصلی هیچ گونه قدرتی برای تحمل و پایداری در برابر این بیماری نخواهد داشت . ص 25 و 26
            در ابتدای امر با مخالفت هر چه بیشتر در برابر اولین قدم ، که لازمه آن فروتنی و اعتراف به شکست می باشد ، قد علم کرده و شدیداً به این امر اعتراض می ورزیم . ما تصور می کردیم که در الکی های گمنام باید اعتماد به نفس را یاد بگیریم ، لیکن عاقبت درک می کنیم که نه تنها اعتماد به نفس برایمان مفید نیست ، بلکه خطراتی را در بر خواهد داشت . راهنمایان متذکر شدند که ما قربانی یک نوع وسوسه فکری هستیم که اراده انسان نمی تواند آن را در هم بشکند و هیچ گونه پیروزی فردی در برابر چنین وسوسه ای میسر نیست و آلرژی یا حساسیت حاصل از این بیماری ، سیر نزولی را طی می کند . الکل همچون شمشیر دو لبه ای بر روی ما بود : ابتدا با یک دیوانگی به مشروبخواری محکوم می کرد و سپس با یک آلرژی بدنی ، که نهایتا در این فرایند ما را به نابودی می کشاند . معدودند کسانی که بتوانند در مقابل چنین تهاجمی ، پیروزی را از آن خود سازند . آمار نشان می دهد که الکلی ها هیچ گاه به تنهایی قادر به دوباره سازی نبوده اند و ظاهرا چنین امری از بدو گرفتن آب انگور حقیقت داشته است . ص 26
            این واقعیت تلخ ، از بدو تاسیس الکلی های گمنام ، سر انجام مورد تایید و قبول اشخاصی که شدیدا از خود استقامت نشان داده بودند ، قرار گرفت و آن عده که مقاومت نکردند بالاخره اساس برنامه الکلی های گمنام را با شور و شوق هر چه بیشتر پی ریزی نمودند  و توانستند زندگی خود را نجات دهند و به همین خاطر هنگام انتشار اولین جلد کتاب بزرگ ، عضویت این انجمن شامل افرادی بود که به طور شدیدی با این بیماری درگیر بودند . الکلی های دیگری که هنوز کفگیر شان به ته دیگ نخورده بود و نمی توانستند قبول به ناامیدی کامل نمایند ، موفق به ترک نشدند . ص 26
            باعث خوشحالی است که در سالهای بعد الکلی هایی که از نظر وضع خانوادگی کسب و کار و حتی آنهایی که دارای دو اتومبیل در گاراژ  خود بودند ، الکلی بودن خود را تشخیص دادند و به همین خاطر ، جوان تر ها نیز کم کم به ما پیوستند و نهایتا ، رنج مفرطی را که در ده یا پانزده سال آخر نصیب شان می شد ، به خود هموار نکردند . از آنجا که لازمه برداشتن اولین قدم پذیرفتن غیر قابل اداره بودن زندگی می باشد ، چگونه این افراد می توانند این قدم را بردارند ؟ ص 27
            از این رو لازم می شد که به "بن بست خوردن " اشخاص الکلی را بیشتر میسر نماییم . گذشته مان نشان می داد که سال ها قبل از آن که خودمان اطلاع داشته باشیم ، بیماری الکلیسم در ما ریشه دوانیده بود و مصرف الکل دیگر برای تفریح و خوشگذرانی نبوده و این ابتدای مسیری است که مرگ تدریجی را به همراه دارد . به کسانی که با شک و تردید به گفتار ما توجه دارند ، باید گفت : که احتمالا اینان الکلی نیستند و به خاطر داشته باشند که درباره علائم این بیماری گفتگوی لازم به عمل آمده است . به عبارت دیگر هشدار لازم به آنان داده شده است تا احتمالا مشروبخواری را با کنترل و اراده خود انجام دهند . بعدها معلوم شد هنگامی که یک الکلی چنین واقعیتی را درباره این بیماری با الکلی دیگر مطرح نماید ، بعد از هر بار مصرف الکل تغییراتی در ضمیر خود می یابد ، از جمله " احتمالا این ها درست می گویند " می باشد . بعد از تکرار چنین تذکراتی به امید خدا او به ما ملحق خواهد شد و "به بن بست خوردن " او ، مشابه با کیفیت ورود خودمان به الکلی های گمنام خواهد بود . جان بارلی کورن (John Barleycorn به مشروب خانگی اطلاق می گردد) بهترین مدافع ما می باشد . ص 27
            دلیل پافشاری ما درباره به بن بست رسیدن به این خاطر است که عده معدودی قادرند صادقانه برنامه الکلی های گمنام را انجام دهند . مگر این که همه راهها برایشان سد شده باشد . یازده قدم باقیمانده ، لازمه به کارگیری ، عملکرد و تغییرات فردی می باشد که تقریبا هیچ الکلی به طور کامل حتی در رویا هم نمی تواند به انجامش نائل شود . برای چه کسی اهمیت دارد بردباری به خرج داده و راستگویی پیشه کند ؟ چه کسی می خواهد خطاهای خود را اعتراف کرده و آنها را جبران کند ؟ کیست که می خواهد قدرت مافوق را بپذیرد ، چه رسد به آنکه دعا و مراقبه نماید ؟ و بالاخره وقت خود را صرف رساندن پیام الکلی های گمنام نماید و به سایرین که در عذابند کمک کند ؟ هیچ الکلی خود خواهی ، حاظر به انجام چنین اقداماتی نیست مگر آن که مجبور باشد این کارها را برای ادامه حیات خویش انجام دهد . ص 27 و 28
            زیر ضربات بیماری الکلیسم ما به الکلی های گمنام کشانده شدیم و سپس ماهیت و موقعیت این بیماری کشنده را واقف گشتیم . در آن زمان تمایل به پذیرا شدن را در خود یافتیم و ناچارا در جهت ریشه کن ساختن این وسوسه بیرحم ، به هر کوششی متوسل شدیم . ص 28
 
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

درباره آن بنویس!          19             اردیبهشت
 

<<با دفترچه یادداشتی در دست مینشینیم، درخواست راهنمایی میکنیم، قلم خود را بر میداریم و شروع به نوشتن میکنیم.<<

کتاب پایه 


     وقتی سردرگم و در عذاب هستیم، راهنما گاهی اوقات به ما میگوید: «درباره آن بنویس.» گرچه شاید هنگام بیرون آوردن دفترچه یادداشت  گلایه کنیم، اما به خود این فرصت را میدهیم به آنچه ما را آزار میدهد، سر و سامان دهیم. وقتی قلم روی کاغذ میآوریم، میدانیم قادر به پایان دادن به سردرگمی خود هستیم و متوجه علت واقعی رنج خود میشویم.     

     نوشتن به خصوص در هنگام کارکرد قدمها میتواند ارزشمند باشد. بسیاری از اعضاء دفتر رویدادهای روزانه نگه میدارند. فکر کردن درباره قدمها، تعمق درباره معانی آنها و تجزیه تحلیل اثر آنها به تنهایی برای اکثر ما کافی نیست. خاصیتی در عمل فیزیکی نوشتن وجود دارد که در حفظ اصول بهبودی در ذهن و قلب، به ما کمک میکند.     

     مزایایی که از طریق عمل ساده نوشتن به دست میآوریم، بسیار است. روشنی فکر، بازگشایی قفلهای درونی ما و ندای وجدان تنها چند نمونه از این مزایاست. نوشتن به ما کمک میکند با خود صادق باشیم. مینشینیم، افکار خود را آرام میکنیم و به قلب خود گوش میدهیم. چیزهایی که در سکوت میشنویم حقایقی است که بر روی کاغذ میآوریم.
v

فقط برای امروز:  یکی از راههایی که از طریق آن میتوانم حقیقت را در بهبودی جستجو کنم، نوشتن است. امروز درباره بهبودی خود مینویسم. 
 
امروز 19 اردیبهشت و همانگونه که فقط برای امروز انجمن معتادان گمنام متذکر میشود بهترین راه برای در آمدن از سردرگمی اینست که ما بتوانیم مطالبی را یاداشت کنیم ...
برای همین امروز من شروع به نوشتن برداشت خودم از قدم یکم کتاب دوازده و دوازده انجمن الکلی های گمنام کردم که در بالای این مطلب به طور کامل آورده شده است . لذا مطالب خودم را از بریده های مطالب و برداشت هایی که در جلسات خانگی و رسمی انجمن های دوازده قدمی دیگر داشتم به صورت نقل قول از متن اصلی و پشت سر آن برداشت شخصی خود را متذکر می شوم :
مطلب شماره یک :
          ما اکنون ایستاده ایم و برای آن هزاران بار زمین خورده ایم ((فقط برای امروز ))
مطلب شماره دو :
ما پذیرفتم که در برابر الکل عاجز بودیم و زندگی مان غیر قابل اداره شده بود
          تمام مشکل ما از مبحث دقیق و عمیق پذیرفتن و پذیرش سر چشمه می گیرد . خود کتاب پایه الکلی ها به سهولت این موضوع را بررسی می کند که (( الکل آنقدر ما را کوبید تا در آخر رام آن شدیم )) حالا چگونه با این قدرت برتر ما می توانیم بپذیریم که مشکل اصلی ما همان قدرت برتر و یا به قولی ((الکل شاه )) بوده است .
          بسیار سخت است پذیرش این قدرت که ما در مقابل آن زانو زده ایم . ما سالها با افتخار آن را مصرف کرده بودیم . ما بارها و بارها از آن استفاده و سوء استفاده کرده ایم و از آن جواب گرفتیم . حالا چگونه ممکن است که من بگویم نمی توانم او را تحمل کنم ؟
          چگونه بگویم که او من را به سرچشمه نیستی و نابودی برده است و باعث و بانی آشفتگی در سراسر زندگی من بوده است ؟
          رمز پیروزی بر آن ، قسمت دوم گزینه است که ما بپذیریم در حقیقت زندگی نمی کردیم و تمام حرکات ما بر اساس تجربیات ناسالم افراد بیماری بود که در اطراف ما حضور داشت . راهکارهای اعتیادی ، پیشنهادهای اعتیادی ، محبت ها و نفرت های اعتیادی ، و ... حرکات اعتیادی من را در زندگی اعتیادی تشکیل می داد .
بیماری من در زندگی آشفته بر محوریت دو قانون می گشت :
          الف )-  وسوسه : که قسمت اعظم زندگی من را در بر گرفته بود و مدام من را به سمت مصرف بیماری و حرکات های ناهنجار اجتماعی سوق می داد
          ب ) – اجبار : که به محض اولین استارت بیماری که همان وسوسه است ، بدن من مانند یک دستگاه مکنده شروع به مکیدن تمام جریانات به درون خودش می کند و دست از آن بر نمی دارد تا این که در نقطه ای به دلیل یک اتفاق روحانی متوقف شود .
« آخرين ويرايش: 18 مه 2013، 12:49:05 pm توسط رضا - بیل »
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

نقل قول
  * چه کسی مایل است شکست را به طور کامل پذیرا باشد ؟ عملا هیچکس . تمام غرایز انسانی با عاجز بودن مخالفت می کند . حقیقتاً خیلی دردناک است که با بطری مشروب خود را در مسیر نابودی قرار داده و در مقابل وسوسه مشروبخواری کاملا تسلیم شویم ، تنها راه نجات مشیت الهی است . ص 25
مشکل من در زمان مصرف ، غرور بود که اجازه نمی داد که من شکست خوردن را بپذیرم .
مشکل من در زمان بیماری ، غروری بود که اجازه نمی داد با دید تازه و یا از دیدگاه دیگری به بیماری نگاه بیندازم.
مشکل من در زمان درد های حاصل از مصرف مواد مخدر و الکل ، غروری بود که اجازه نمی داد من بتوانم با مشکل خودم کنار بیایم و یا حتی آن را به عنوان یک مشکل قبول کنم.
زمانی که شروع به پذیرش این برنامه کردم ، واقعاً راهی دیگر برای من نمانده بود . واقعاً سرگشته و خسته بودم و تمام راههای ممکن را امتحان کرده بودم . من در این برنامه هم از روی روشن بینی وارد نشدم . بلکه با یک دنیا غرور ، با یک دنیا منَیّت وارد شدم . حتی در آشفته ترین حالتهای زندگی هم قادر به قبول کردن این نبودم که راه نجاتی وجود دارد که خارج از من می تواند این کار را برای من انجام بدهد تا اندازه ای که من باز هم برای کنجکاوی که این راه امکان دارد وارد این برنامه شدم و شروع کردم به کنجکاوی کردن ( کاری که برنامه در ابتدای امر قویا آن را نهی می کند و صریحاً می خواهد که هر جور شده شروع به رعایت اصول اصلی برنامه نمایید ) ، نمودم و تمام سعی و تلاشم این بود که آیا امکان دارد ؟ و اگر امکان دارد چگونه و از چه طریقی این راه را من باید انجام بدهم ؟
چقدر ساده دل بودم من ، چقدر ساده دل هستیم ما !
خود را به خاطر جرعه ای عجیب به دام انداختیم و خود را به خاطر ساده ترین روش زندگی عذاب می دهیم و این است اشتباهات زندگی برای من بیمار ...
تمام وجود من با این روش ساده مخالف بود و مخالف هست و برای خودش دنبال مسیرهای پیشنهادی که از معضل آفرترین ، قسمت بدن بنده که همان مغز من است سر چشمه می گیرد و مرتب در حال دادن راهکار ، در حال فرار از موقعیت و انجام دادن مسیر های پیشنهادی خودش است .
چگونه از این تکه خطرناک که خود را مانند غده ای سرطانی به من چسبانده و تمام مسیرهای مرا براین از روی نقشه ای که تنها در دست اوست و هیچ کس را هم به آن دسترسی نیست می توان فرار کرد . چگونه می توان سرطان تفکرات خود را مهار کرد ؟ چه دارویی و چه راه کاری برای آن پیشنهاد می شود !؟
ظاهرا و قویا تنها پیشنهاد برنامه تنها یک راه است و آن راه مشیت الهی است !
راهی که من به هیچ عنوان با آن آشنا نبوده و نیستم !
راهی که حتی به مخیله من هم خطور نمیکرد !
آیا ممکن است که من نیروی برتری در زندگی بجز مصرف مواد و الکل پیدا کنم ؟
پس من تا بحال به چه کسی اقتدا کرده بودم ؟
من را تا بحال چه کسی راه می برد و راه می برد ؟
آیا اسوالها جوابی دارد و یا تنها این مسیر را دوباره و دوباره باید تکرار کنم ؟
این فکر من است در قدم یکم و راه کار آن را در قدمها می یابم !
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

نقل قول
  * هیچ ورشکستگی مانند این یکی نیست ،الکل که یک طلبکار غارتگر است ، تمامی خودکفایی و اراده ما را برای مقابله با خواسته هایش از بین می برد . هنگامی که این حقیقت پذیرفته شود ورشکستگی ما کامل می شود . ص 25
واقعاً بدترین حالت پیش آمده برای من همین بود که باید قبول می کردم در مقابل مصرف مواد مخدر ، الکل و از آن مهمتر بیماری اعتیاد کم آورده ام .
باید قبول می کردم که راهی برای فرار از آن دیگر نمانده بود ، ترک های متعدد که چند روز بیشتر تداوم نداشت ، در صورتی که من به داشتن اراده مشهور و معروف بودم . من به داشتن قدرت و توان انجام دادن کارهایی که هر کس به راحتی نمی توانست آن را انجام بدهد . روزه هایی که بدون سحری می گرفتم به مدت شانزده ساعت . روزه های امساک آب ، خوردن مواد خام و یا همان خام خواری به مدت یک چله نشینی ، استفاده از اعتقادات مذهبی ، به کار بردن روش های به ظاهر اجتماعی مانند شرم و حیاء و ...
این یکی چه بود که دست از سر من بر نمی داشت و به راحتی من را به خودش به همه مسیر ها هدایت می کرد . آنگونه که او می خواست ، آنگونه که در مرام او بود . و نه آنگونه که من بتوانم از آن لذت ببرم . او حتی روش لذت بردن از موقعیت را برایم تعریف می کرد . مغرورم می کرد ، برایم دروغ می ساخت ، برایم راهکارهایی جدید و انزوایی طرح می کرد و مسیرهایی را به من نشان می داد که تا قبل از آن هر گز به تفکر من راه نیافته بود . و این چه وضعیتی بود ، من نمی فهمیدم  و حتی از فهم ، اینکه چه بلایی بر سرم می آید و اینکه چه بلایی بر سر خودم می آورم هم دور مانده بودم . انزوا ، ترس ، نفرت ، وحشت ، غرور ، خود مشغولی ، خود خواهی ، و ...( به این لیست می توان تا بینهایت صفات محبوب بیماری اعتیاد را اضافه کرد )  در من بشکل بسیار زیبا اضافه شده بود و من کاری نمی توانستم در مقابل آنها انجام بدهم .
او داشت و داده بود ، و داده های خود را به این نحو از من می خواست بگیرد و من چاره ای جز قبول پیشنهاد های بیشرمانه او نبودم و هر کاری که ممکن بود را برای رهایی از درد فزاینده ای که او در مقابل چشمانم قرار می داد ، به کار می بردم که مورد قبول واقع شود و من بتوانم باز هم به زندگی خود برم و آن را به ظاهر سرو سامان بدهم . این است غارتگری الکل و مواد مخدر ! و من به راحتی در مقابل آن به سادگی تسلیم شده بودم و حتی اینکه بخواهم از خودم حرکتی نشان بده هم دیگر نه رمقی مانده بود و نه نای فریادی . من یک شکست خورده کامل بودم که به سادگی تمام زندگی خود را وقف روزگار خراب بیماری اعتیاد کرده بودم ...
و من تسلیم شدم و پذیرفتم و بوسه های خود را مدام بر جُبّه رنگین الکل شاه می زدم و در مقابل قدرت او سر تسلیم فرود می آوردم و در مقابل دوری او به سختی می گریستم . آری من یک ورشکسته کامل بودم .
چگونه ممکن بود ؟ چرا ؟ مگر من مطیعانه با او کنار نیامده بودم ، مگر من زیباترین لحظات زندگیم را با او تجربه نکرده بودم ؟
پس چگونه ممکن است قبول کنم که او غارتگری طلبکار است که تمام زندگی من را با صبر و حوصله بهم پیچیده بود و اکنون می توانست و می خواست که افسار من را به هر طرف که می خواهد بکشد .
من خوشی هایم را با او قسمت نکرده بودم ! من چاره ای جز آن نداشتم !
من لحظات زیبای زندگیم را با او سپری نکرده بودم ، او به من در باغ بهشت را نشان داده بود تا بتواند مانند ماری زیبا حلقه خود را به دور من محکم تر کند و مانند طعمه ای مرا در خود فرو برد !
آری او غارتگری طلبکار بود و من ساده دلی بیش نبودم که بدور از فهم و شعور اجتماعی در توهم های افکاری خود ، به قصد زندگی زیباتر و خوش تر تمام آرزوهایم را به پای او ریخته بودم و اکنون چاره ای برایم نمانده بود !
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

نقل قول
  * اما هنگام آشنا شدن با الکلی های گمنام ، ما با دید دیگری به این در هم پاشیدگی نگاه خواهیم کرد و متوجه می شویم که فقط با تسلیم بلا شرط است که می توانیم اولین گام را به سوی آزادی و قدرت بر داریمو حال پذیرش عجز است که خود را به روی صخره ای مستحکم بنا می سازیم تا زندگی پر محتوا و شادی را دوباره بسازیم . ص 25
واقعاً یکی از معجزات زیبای زندگی من که بارها و بارها در تمام مدت پاکی درباره آن صحبت کرده ام ، آشنا شدن من با معجزه دوازده قدم بود .
معجزه ای که واقعاً هیچ اسم دیگری برای آن نمی توان تصور کرد و بجز خواست خداوند برای دعوت از من جهت حضور در آن جمع هیچ تصور دیگری از آن نمی توان داشت ...
این برنامه راههای بسیاری را پیش پای ما گذاشته است که شاید به جرات بتوان بزرگترین آن را تغییر دیدگاه من نسبت به دوران بیماری است . چیزی که حدی هم بر آن متصور نیست و واقعاً زیبایی را به چشمان من هدیه کرده است .
من با دیدگاه جدید که در برنامه پیدا کرده بودم متوجه موضوع مهمی شدم که برای زنده مانده در دنیای دیگر ( یا به قول کتاب پایه الکلی های گمنام : بعد چهارم حیات ) ، نیاز دارم که تسلیم بلا شرط اصول الکلی های گمنام و هر انجمن دوازده قدمی که نیاز امروز من را رفع می کند باید باشم .
اولین چیزی که بسیار حائز اهمیت است این است که بدانم این شکست مقدمه پیروزی است .
این شکست ، تنها شکستی است که نتیجه آن در برنامه مثبت می باشد .
اصطلاحا می توان گفت :
          باید قبول کرد که من در زندگی قبلیم شکست خورده ام ، ولی با اینکه شکست خورده ام ، این تنها پیروزی است که من در زندگیم به دست آورده ام . و تنها راه این پیروزی قبول شکستی است که در قبل از برنامه در من ایجاد شده بود می باشد . پس برای اینکه بتوانم این پیروزی را تداوم بخشم باید تسلیم بلا شرط اصول روحانی برنامه نمایم :
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

تسلیم بلا شرط این است که من در درجه اول بتوانم پنج اصل روحانی برنامه که به صورت روزانه آنها را رعایت کنم را همیشه در نظر داشته باشم :
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

تسلیم بلا شرط این است که من در درجه اول بتوانم پنج اصل روحانی برنامه که به صورت روزانه آنها را رعایت کنم را همیشه در نظر داشته باشم :
الف ) : دعا و مراقبه :
          هر روز صبح از او می خواهم که راه کمک کردن به یک دوست دیگر را برایم فراهم کند و راه و مسیرش را هم خودش انتخاب کند تا خالی از هوای نفس باشم و بتوانم زندگی خودم را به برکت انجام خدمات پاک و هوشیار نگاه دارم .
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

تسلیم بلا شرط این است که من در درجه اول بتوانم پنج اصل روحانی برنامه که به صورت روزانه آنها را رعایت کنم را همیشه در نظر داشته باشم :
ب ) : تماس با راهنما :
هر روز صبح با تماس گرفتن به راهنما و یا دیگر دوستان بهبودی در حقیقت راه جدیدی  را برای اعتماد کردن به یک نفر دیگر تمرین می کنم و از تفکرات دیگری به جز تفکرات بیماری خودم ( توضیح آن در پاراگراف های بالا داده شد ) ، استفاده می کنم تا بتوانم یک بار دیگر معجزات خداوند را مشاهده کنم !
اصطلاحا می توان گفت من هر روز قدم چهارم ، هشتم و دهم را با انجام این قدم انجام می دهم و مطمئن هستم که به این طریق است که می توان پاک ماند !
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

تسلیم بلا شرط این است که من در درجه اول بتوانم پنج اصل روحانی برنامه که به صورت روزانه آنها را رعایت کنم را همیشه در نظر داشته باشم :
ج ) : خواندن نشریات :
هر روز منتظر پاسخ جدید برای راه جدید آن روز هستم . مطمئن هستم که خداوند از طریق راههای مختلف با من حرف می زند ، مطمئن هستم که خداوند همیشه خود را در یقین کامل قرار می دهد  و این یقین با مکتوب شدن هر روز و خواندن آن برای من اتفاق می افتد .
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

تسلیم بلا شرط این است که من در درجه اول بتوانم پنج اصل روحانی برنامه که به صورت روزانه آنها را رعایت کنم را همیشه در نظر داشته باشم :
د ) : خدمت کردن :
در دعای سحر از او خواستم که بتوانم به کسی که نیازمند کمک من است ، یاری برسانم . از او خواستم که در این مسیر راههای جدیدی را که برای من امکان دارد پیش روی من بگذارد و هر روز معجزه خود را با نشان دادن یک راه جدید به من نشان بدهد .
خدمت یکی از بهترین راههای است که من می توانم ایمان بیاورم که می توانم خواسته های خودم را هماهنگ با نیروی برترم و در یک راستا قرار دهم .
 
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

خدمت سه ضلع دارد :
          خدمت به خود (Self) :
                   مانند : تمیز و مرتب بودن ، با خود صادق بودن ، انجام دادن اهداف صادقانه ، سرویس دادن به خود با تفریحات سالم مانند ورزش و بیرون رفتن با دوستان بهبودی و ...
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

خدمت سه ضلع دارد :
          خدمت به اجتماع ( Society) :
                   مانند : بر خورد صحیح با یک همدرد ، گوش دادن با صحبت های دیگران ، خوش خویی و خوش برخوردی ، و ...
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

خدمت سه ضلع دارد :
          خدمت به خانواده (s..e..x) :
                   مانند : فراهم کردن امکانات رفاهی در حد توان و در حد شان خانواده ، فراهم کردن تفریحات لازم و ...
که در تمام آنها باید هدف تعریف شده نیروی برتر و گمنامی باشد.
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

تسلیم بلا شرط این است که من در درجه اول بتوانم پنج اصل روحانی برنامه که به صورت روزانه آنها را رعایت کنم را همیشه در نظر داشته باشم :
هـ ) : رفتن به جلسات :
من هر روز برای اینکه معجزات خداوند و قدرت بیکران او را ببینم و بتوانم بهترین راهکار ممکن را از دهان کسی که خداوند سر راه من قرار داده بشنوم ، باید در زمان خاص و در مکان خاص قرار بگیرم . این مکان تنها جایی است من می توانم تمام اصول بهبودی را در آن بیابم و آن را اجرایی کنم . این مکان تمام پنج کار روزانه در آن شروع و به آن ختم می شود .
 
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org
 

این صفحه در 0.097 ثانیه 19 نمایش داده شد.