انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

میان قاطعیت با رفتار خشک و خشونت آمیز ، تمایز قائل شوید



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: سنت اول  (دفعات بازدید: 1975 بار)

قاسم اصغری

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +1/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 7
  • مشکلات نمک زندگی نیستند حقیقت زندگیند
    • انجمن در مسیر آرامش
سنت اول
« : 15 آوریل 2012، 09:12:00 am »

تنها تویی

ببالم به بندگی ام ؟یا به عبادتهای سرسرانه ام؟

به دلهایی که شاد کردم که بی گمان دلهایی که شکستم بیش بوده است ...

به سجده هایی که برخاک افتادم یا به خطاهایی که مرا به خاک افکند...

به آنهمه ایمان ، که شیطان هنوز قصدش نکرده است؟چه دارم؟

به رضایتی دلخوش کنم که رضا دادم به رضای دوست؟؟

مگر هنوز مرا آزموده است به سختی یک امتحان ،

که نشان دهم پایداریش را؟؟

به ادعاهای بسیارم که میشکند به یک لحظه به فریفتگی دنیا ؟؟

گمان میکنی به جز تو چیزی برایم میماند ، جز محبت تو !جز عشق به تو !

که از آزمون و امتحان گذشته است و هرلحظه با من بوده است

و می ماند حتی تا دم مرگ ؟؟

خطا کارم میدانم ....قصور دارم میدانم ...اما هرچه دارم و ندارم به کنار

میبالم چون تورا دارم! تنها تورا !!!



" منافع مشترک ما باید در رأس قرار گیرد ، آرامش شخصی به اتحاد
انجمن بستگی دارد "

انجمن در مسیر آرامش به مراتب فرا تر از آن جلساتی که ما فقط در محله یا منطقه خود به آن ها رفته ایم میباشد . همان طور که از ابتدای بازیابی مان متوجه شدیم که برای پاکی روحی و آرامش به یکدیگر احتیاج داریم ، به این باور نیز می رسیم که همگی ما ، تمام جلسات و گروه ها، مانند حلقه های زنجیری به یکدیگر وابسته اند. تمامی ما از امتیازات مساوی در عضویت جلسات برخوردار هستیم و منافع مشترک تمام ما ایجاب می کند که اتحاد ، هر چه بیشتر این انجمن حفظ گردد  . اتحاد روحیه ای است که هزاران عضو را در این انجمن روحانی که قادر به تغییر دادن زندگی  می باشد به یکدیگر پیوند داده است
یکی از راه های در رأس قرار دادن منافع مشترک آن است که بگوئیم هر یک از ما در مراقبت از آن چه که به صلاح اعضاء می باشد از مسئولیتی برابر با دیگر اعضاء برخوردار هستیم. ما در دوران بازیابی و رسیدن به آرامش متوجه شده ایم که پاک ماندن روحی بدون پشتیبانی اعضای دیگر ، کاری بسیار مشکل است . آرامش هر یک از ما به برگزاری مرتب جلسات ، حضور اعضاء  دیگر در حال بازیابی و راهنمایی که در پاک ماندن به ما کمک میکند ، وابسته است . حتی اعضایی که به دلایلی نمی توانند به جلسات بروند به بقیه اعضاء ،ارتباط انترنتی و کمک برای ادامه برنامه نیازدارند . همان طور که هر یک از اعضاء برای آرامش خود محتاج به انجمن می باشند ، انجمن نیز برای بقای خود محتاج به اعضایش می باشد

سنت اول تنها اعضا را به حفظ منافع مشترک تشویق نمی کند ، بلکه از گروه ها نیز می خواهد که این خبر همگانی را در رأس مسائل ، مورد توجه قرار دهند . اغلب گروه های ما مسائل مربوط را در داخل خود گروه حل وفصل می نمایند . بعضی از گروه ها در برخورد با ریزه کاریهای برگزاری جلسات و آمد ورفت هفتگی ، ماهیت کلی و جامع اعضاء را فراموش می کنند . در ساختار کلی انجمن ، هر گروه عیناً مثل تار وپودی است که نجات بخش جلسات از آنها بافته شده  و باعث استحکام آن می شود . بدون این ریسمان ، اعضاء  گمنامی باقی نخواهد ماند . اتحاد ما برای انجمن مان آن قدر ارزشمند است که ما به گروه های مان توصیه می کنیم دید خود را از دنیای کوچک شان وسیع تر کنند و به احتیاجات مشترک در سطح کلی توجه کنند و منافع جامع کل انجمن را به منافع خودشان ترجیح دهند

رابطه ای که در سنت اول از آن صحبت می شود دوجانبه است همکاری وتعاون گروه ها بایکدیگر باعث تضمین بقای جلسات و اعضاء می شود و در عوض ، این گروه ها از تمامی گروه های دیگر نیرو ، پشتیبانی و انواع خدمات دریافت می کنند . قدرتی که در نتیجه تعهد دسته جمعی ما نسبت به انجمن حاصل می گردد عامل ایجاد اتحادی می شود که با وجود میل زیادی که می توانند باعث تفرقه بشوند ، باز هم ما را به یکدیگر پیوند می دهد . منافع مشترک انجمن وابستگی مستقیم به ادامه ی رشد و رعایت مصالح تک تک گروه های انجمن در چهار گوشه دارد . علاقه ی مشترکی که ما به عنوان عضو جلسات به آرامش و منافع مشترک خود داریم باعث می شود ، هر یک از ما به این دانش برسیم که ،ادامه ی جلسات به نفع شخص خودمان است . این جلسات باعث شده ما به جای جدیدی که به آن تعلق داریم ، دوستان جدید و امیدی برای زندگی بهتر پیدا کنیم  ما این جا یاد می گیریم که به دیگران محبت کنیم ، برای آنها احترام قائل شویم و آن چه را از دست مان بر می آید برای پشتیبانی از یکدیگر و گروه مان ، انجام بدهیم و به نوع عجیبی دل مان می خواهد از یکدیگر و جلسه مان مراقبت کنیم

بعضی از اوقات ما فقط با حضور خود باعث ایجاد آرامش و راحتی در دیگران می شویم ؛ گاهی نیز فقط یک تلفن با یک برنامه ساده ی احوالپرسی از جانب ما ،یا ارتباط انترنتی با اعضاء انترنتی  باعث ایجاد بزرگترین تغییرات در زندگی دیگری می شود . روابطی که ما با سایرین پیدا می کنیم ، منبع قدرتی است که به ما برای آرامش شخصی مان نیرو می دهد و یاد می گیریم که برای پشتیبانی از بازیابی مان به جلسات و به یکدیگر متکی باشیم . این یگانگی که در جلسات خود می بینم ، تنها بیان کننده ی اتکای ما به یکدیگر نمی باشد ، بلکه نشان دهنده ی اتکایی است که ما بطور دسته جمعی نسبت به اصول روحانی ویک نیروی برتر پیدا کرده ایم

اتحاد اعضاء، از وقتی آغاز می شود که ما متوجه ی ارزش کمک یک عضو به عضودیگر می شویم . هر یک از ما از راه های مختلفی باعث کمک به دیگری می شود

گاهی اوقات بطور انفرادی به پشتیبانی از یکدیگر می پردازیم ، مانند زمانی که راهنمایی عضوی را به عهده می گیریم ، یا ممکن است با شرکت در فعالیت هایی که باعث تشکیل جلسات جدید می شود دسترسی به فعالیت هایی که باعث تشکیل جلسات جدید می شود دسترسی به جلسات را برای عهده بیشتری از اعضاء میسر سازیم . بسیاری از گروه های ما زمانی ایجاد گشتند که اعضای یک گروه جا افتاده تر و قدیمی تصمیم گرفتند یک جلسه  جدید راه بیندازند . این تشریک مساوی در قبول مسئولیت ، باعث ارتقای منافع مشترک ما و ایجاد اتحاد هرچه بیشتر بین اعضایی که این گونه فعالیت ها را به عهده می گیرند می شود . عامل شکوفایی و گسترش گروهها ، پشتیبانی محبت آمیزی است که یک عضو از خود در کمک به عضو دیگر نشان می دهد . ما با سهیم شدن در بازیابی یکدیگر باعث تقویت هر چه بیشتر اتحادمان می شویم
حفاظت و گسترش منافع مشترک ما ، تا حدود زیادی بستگی به کیفیت و چگونگی ارتباطی دارد که با اعضای دیگر ایجاد می کنیم . ما کوشش می کنیم با روحیه روشن بینی ، به عقاید دیگران توجه کنیم . بعضی اوقات گزارشهایی از اتفاقاتی که در دیگر گروههای منطقه رخ می دهند دریافت می کنیم ، ولی اگر منافع مشترک ما برایمان مهم باشد نباید فقط به اطلاعات دست دوم اکتفا کنیم . برقراری ارتباط به معنای واقعی ، چیزی بیش از گزارش خوانی است . ما باید به حرفهای بقیه گوش دهیم و با صمیمیت سعی در بهتر فهمیدن مسائل و مشکلات جلسه خودمان و گروههای دیگر بنمائیم . وقتی به نوعی عضو دیگری را تشویق می کنیم که از اعماق دلش حرفهایش را به ما بزند ، این باعث خواهد شد برای کارکردن با یکدیگر بیشتر مستعد شویم . گزارش منظم ، بحث کافی درباره یک موضوع و به طور آگاهانه گوش دادن باعث خواهد شد از مسائل جاری درک صحیحی پیدا کنیم و قادر به یافتن راههای هوشمندانه برای حل آنها شویم

تصمیماتی که ما امروز می گیریم ، روی فردای اعضاء اثر خواهد گذاشت . وقتی در فکر یافتن راه حلی برای مشکلات جاری خود هستیم معمولاً در نظرگرفتن احتیاجات گروهمان ، منطقه مان ، یا حتی کل انجمن ، کار مشکلی نیست ، اما مسئله مهم آن است که باید مصلحت عضو ناشناخته را نیز که درآینده به ما خواهد پیوست در نظر بگیریم . وقتی دست به فعالیتهایی می زنیم که بقای جلسات را تضمین می کند تنها برای خودمان کار نمی کنیم بلکه خدمتمان شامل حال آنان که در آینده به ما خواهند پیوست نیز می شود

کاربرد اصول روحانی

در دوازده مسیر، ما می آموزیم که چگونه اصول را برای بهتر کردن زندگیمان به کار بگیریم . معجزه آرامش باعث تشویق ما می شود تا به دیگران کمک کنیم تا شاید همین معجزه در زندگی آنها نیز به وقوع پیوندد و همین علاقه به شریک کردن دیگران ، عصاره و جان خدمات در انجمن است
اولین عملی که ما برای تقویت اتحاد انجمن به انجام می رسانیم ، آن است که با بکارگرفتن اصول ، رفتار شخصی خود را بهتر می نمائیم و به همین منوال گروهها و جلسات نیز از همین اصول برای راهنمائی این اصول نوعی احساس یگانگی در ما ایجاد می کنند که به نوبه خود باعث رشد استعداد ما در کمک به دیگران و در نتیجه شکوفاتر شدن منافع مشترکمان می شود . به نظر می رسد تعدادی از اصول اهمیت بخصوصی در اتحاد انجمن داشته باشند که عبارتند از : تسلیم ، پذیرا شدن ، قبول تعهد ، ازخودگذشتگی ، محبت و گمنامی . وقتی ما خودمان این اصول را بکار می گیریم ، همزمان افراد دیگری را پیدا می کنیم که آنها نیز در راستای تقویت انجمن فعالیت می کنند . تسلیم و پذیرا شدن ، لازمه اتحاد در انجمن می باشد  هر چه اعتماد ما به یک نیروی برتر بیشتر می شود ، گذشتن از آرمانهای شخصی و نجنگیدن برای آنچه که خودمان می خواهیم آسانتر می شود . وقتی ما از یک روحیه تسلیم برخوردار باشیم کارکردنمان به عنوان عضو یک گروه ، بسیار آسانتر می شود . سنت اول به ما دورنمایی از اتحاد داشتن و نداشتن را نشان میدهد
اگر دریابیم که تمایلات شخصی یا هدفهای گروهمان با دورنمای کلی جلسات در تضاد است ، باید به خاطر بیاوریم که سنت اتحاد از ما درخواست می کند ، از منافع شخصی خود گذشت کنیم و هرگونه عقیده ای را که فکر می کنیم باعث پیشرفت انجمن خواهد شد بپذیریم . اتحاد انجمن نقشی بسیار اساسی در زنده ماندن یکایک ما دارد و تنها راهی که می توانیم این اتحاد را حفظ کنیم آن است که تصمیم بگیریم جزئی از این کل بزرگ بشویم
خارج شده است
در مشکلات سکوت کن شاید خدا حرفی برای گفتن داشته باشد

اسماعیل

  • بازوی N.A
  • تازه وارد
  • ***
  • امتیاز: +23/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 77
  • قطار نباش که از ریل پیروی کنی ؛ کشتی باش که عظمت ا
پاسخ : سنت اول
« پاسخ #1 : 18 فوریه 2013، 08:54:59 am »

b]اسماعیل تازه که وارد انجمن شده بود فکر میکرد که اعضا چیزی نمیدانند وخداوند مرا فرستاده که به انها یاد بدهم به همین دلیل مرتباً به همه گیر میدادم خصوصا اعضا قدیمی. پیشنهادها را اکثرا در زمان مشارکت کردن در جلسات بهبودی مطرح میکردم چونکه دوست داشتم همه چیز با خواست و اراده شخصی من پیش بره . باور کنید به کسانی گیر میدادم که اگر به من یک سیلی ناقابل میزدند باید دوباره میرفتم و برای تسکین دردم مواد میزدم .ولی معمولا لبخند میزدند ومیرفتند .و میگفتند اسماعیل پیشنهادت خوبه اما اینها را سعی در جلسات اداری مطرح کنی اکثرا زمانیکه با راهنمایم خلوت میکردم او به من میگفت که اسماعیل این کارت اشتباه بود سعی کن از امروز این کارو انجام بدی.  ازچند نفرکه پرسیدم متوجه شدم تقریبا همه تجربه های مشابه من دارند دلیلش نااگاهی وباورهای غلط بود پس سعی کردم بیشتر دقت کنم .بعدها که این سنت راکارکردم متوجه شدم که انها به این درک رسیده اند که همه ما از دنیایی تاریک همراه بادرد امده ایم پس بهتراست اجازه بدهیم که خود شخص به این درک برسد که مسئله مرگ وزندگی دربین است که اگر ادم به این درک برسد محال است که کاری کند که بار گناه مرگ یک همدرد رابدوش بکشد .وقتی من درک کردم که دران لحظه چه بچه هایی خجالت میکشند که پدرشان درب مدرسه بیایند که مبادا همکلاسی هایش بفهمند که معتاد است .چه مادرهای که شب تا صبح اشک میریزند چون جیگرگوشه شان معلوم نیست زنده هستند یا مرده.چه زنهایی که ازروی ناچاری بخاطر اعتیاد همسرشان مجبور به کار هستند وچه سرکوفتهایی را تحمل میکنند. چه خانواده هایی شاهد مرگ تدریجی عزیزانشان هستند.دیگر جلسات را محل تفریح وجایی برای سرگرمی قرار نمیدادم وسعی کردم هرکاری کنم که همیشه پابرجا بماند سهم من این است که بجای بار ، یار باشم همدم باشم همدرد باشم . و منافع شخصی خودم را کنار بگذارم و همیشه به منافع گروه فکر کنم . از خواسته های شخصی خودم دست کشیدم و شدم همرنگ گروه ، دیگه گروه هر تصمیمی که میگرفت مطیع آن بودم . اما همیشه سعی میکنم انتقاد را با پیشنهاد سازنده همراه کنم . فهمیدم که بهبودی من و حفظ پاکی ام به وحدت NA بستگی دارد . [/b]
خارج شده است
تادرون خويش را نسازي آبادي هاي بيرون افسانه است.

rasool

  • مدیر انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +92/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 461
پاسخ : سنت اول
« پاسخ #2 : 17 ژوئیه 2013، 12:53:24 pm »

سئوال وجواب سنت يك

1-مفهوم سنت اول از نظر شما چيست؟

براي ايجاد فضاي بهبودي و رشد بقاي انجمن و همه ما ،نياز به حفظ اتحاد ، وحدت و همدلي داريم كه اينها با گذشت از خود محوري و خودخواهي بوجود مي آيد و همه ما از يك سود و يك منفعت برخورداريم كه منافع مشترك ما را شكل مي دهد سود ما رسيدن به بهبودي ومنفعت ما كمك يك معتاد به معتاد ديگر است، يعني هم فكري جهت رساندن پيام و گذشتن از نظرات شخصي و مسئوليت پذيري و تعهد براي رسيدن به هدف مشترك يعني ازمنافع و غرايض شخصي بگذريم و منافع انجمن و گروه را در راس قرار دهيم و متمركز شدن روي هدف مشترك (رساندن پيام)يعني عقيده متفاوت داشتن ولي ناسازگار نبودن ما به اتحاد فكر مي كنيم نه يك شكل شدن (يعني منافع گروه را به منافع شخصي و منافع انجمن را به گروه ترجيح دادند)

2-آيا بين قدم اول و سنت اول وجه مشتركي وجود دارد؟

بله. در قدم يك اقرار كرديم كه معتاديم و پذيرفتيم كه عاجز هستيم و بيماري به نام اعتياد داريم و در تنهايي محكوم به فنا هستيم و نهايتا تسليم شديم ومسئوليت بهبودي خود را به عهده گرفتيم- در سنت اول متوجه شديم كه تسليم و پذيرش لازمه دستيابي به وحدت است كه گذشتن از تمايلات شخصي و صرف نظر كردن از خواسته ها و منافع شخصي خود آسانتر مي شود وقتي از روحيه تسليم برخوردار باشيم همكاري گروهي راحتر مي شود تسليم منافع مشترك مي شويم و سليقه اي عمل نمي كنيم و خود را در قبال بهبودي ديگران مسئول مي دانيم و خود را جزئي از كل مي دانيم.

3-آيا اين سنت فقط در رابطه با گروه و انجمن كاربرد دارد؟ يا در موارد ديگر نيز مي تواند كاربرد داشته باشد ، و اگر دارد در چه مواردي ؟ توضيح دهيد.

خير ، ولي چون در انجمن بهبودي خود را دنبال مي كنيم مهمترين مصرف آن در انجمن است ولي هر جايي كه يك انسان ديگر به غير از خود ما باشد و هر جا و مكاني و وسيله اي كه به غير از ما و بعد از ما هر انسان ديگري استفاده مي كند كاربرد دارد ويا گروهي باشد كه آن گروه يك هدف را دنبال كند و منافع تك ،تك افراد باشد-1- خانواده ( تصميمات ) 2- محل كار (همفكري ) 3- كوچه (اجتماع )

4- در رابطه با هر يك از موارد سئوال قبلي ،مثالي بياوريد كه نشان دهد چگونه قبل از پيوستن به انجمن اين اصل را زير پا مي گذاشتيد؟


1- اگر تصميمي براي بهبودي خانه گرفته مي شد و به ضرر من بود با خودمحوري رد مي كردم و به مشكل مي خوردم-2- در محل كار نيزاگرموردي پيش مي آمد كه همكاران تصميمي براي بهتر وسريعترانجام دادن كارها مي گرفتند كه من با خودمحوري مخالفت مي كردم واهميت نمي دادم-3- درخانواده بي احترامي،صحبت نكردن با اعضاي خانواده، گوشه گيري و تنهايي-4- خيابان :حرفهاي ركيك و زشت زدن وامنيت ديگران را رعايت نكردن و آشغال ريختن-5- درخانواده هرجايي كه من مي گفتم مي رفتيم و با هر كس كه من مي گفتم رفت و آمد مي كرديم-6- سرو وضع نامناسب داشتن-7- رعايت نكردن قوانين در اجتماع-8- دزدي كردن به چرخه اقتصادي ضربه مي زند-9- مواد فروشي به قوه قضائيه ، نيروي انتظامي ضربه زدند-10- پول ماليت و دارايي را ندادن (از من باج مي گيرند)-11- دست زدن به كنتور برق و آب و گاز-12- نگهداري نكردن از اسكناسهاي پول-13- مشورت نكردن

5-آيا پس از پيوستن به انجمن موفق شده ايد اين اصل را در مورد سئوال قبل رعايت كنيد؟ مثال بزنيد.

1- به قيافه و سر و وضعم اهميت مي دهم-2- در خيابان آشغال نمي ريزم ، فحش نمي دهم و امنيت ديگران را رعايت مي كنم-3- قوانين اجتماع را رعايت مي كنم-4- در خانواده صحبت كردن و گوش دادن به حرفهاي آنها(در كل رابطه گذاشتن)-5- احترام به خانواده و رعايت حق و حقوق ديگران و احترام گذاشتن به عقايد آنها-6-عصبي نشدن و دعوا نكردن-7- دزدي نكردن-8- در جمع دوستان مشورت كردن-9- مراقبت از پولهاي كاغذي.

6- ليست اعمال و رفتارهاي خلاف سنت اول خود را در انجمن بنويسيد و پس از بيان علت ،عوامل زير بنايي آنرا مشخص كنيد و سپس بگوئيد كه اگر مي خواستيد طبق اين سنت عمل كنيد بايد چه مي كرديد؟

1- صحبت كردن در جلسات با اعضاي ديگر و حتي رهجو و گروه را ناديده گرفتن-2- كنترل كردن اعضا و تازه واردين-3- مشاركت هدفدار كردن و حاشيه نشيني و تجمع كردن-4- تير اندازي كردن-5- با تمام اعضا ارتباط برقرار نكردن-6- بي توجهي به سنت هفتم-7- قضاوت و غيبت كردن در مورد اعضا-8- كلوپ بازي كردن براي راي ندادن به كسي كه ما خوشمان نمي آيد-9- رعايت نكردن وقت مشاركت- علت (خشم ،خودخواهي ،ترس ،خودمحوري و رفتار هاي بيمارگونه)- زير بنا(در كل هر وقت نا آگاهانه و از روي غرايض شخصي و ضعفهايمان عمل مي كنيم منافع مشترك گروه را به خطر مي اندازيم)- طبق اين سنت (وجدان بيدار و آگاه لازمه اين سنت است و خواست خدا را به خواست خود ترجيح دادن اگر از عضوي ايراد بگيريم در واقع از خدا ايراد گرفتيم)

7- ليست اعمال و رفتار مطابق سنت اول خود را بنويسيد؟

1- سكوت كردن درجلسات وتجمع نكردن-2- شركت درجلسات اداري و بهبودي وتولدها-3- راهنما شدن و راهنما گرفتن د ر صورت خسارت نخوردن-4- رعايت كردن وقت مشاركت-5- حمايت كردن سبدهفتم-6- گفتگو با تازه وارد-7- درمورد مشاركت ديگران مشاركت نكردن وافت كلام داشتن-8-حفظ خود شناسي انجمن-9- قضاوت،غيبت ،كنترل نكردن اعضا-10- رعايت كردن مثلث مشاركت 1- راهنما (گمنامي) 2- جلسه(پيام) 3- دوستان بهبودي (عاميانه)-11- معرفي جلسات تازه تاسيس-12- مصلحت آيندگان را در نظر گرفتن-13- گوش كردن به مشاركت اعضا-14- خدمت كردن در جلسات وانجام مسئوليت درگروه- 15 محبت كردن به اعضا و برخورد خوب داشتن-16- در اختيار گذاشتن تجربه خود در قدمها-17- حفظ گمنامي-18- حفظ اعضاي قديمي بعنوان حافظه گروه-19- رعايت اصل چرخش در خدمت.

8-ليست اعمال و رفتار مطابق سنت اول خود را در سطح خانواده و اجتماع و جهان بنويسيد؟

 ( خانواده) : در سطح خانواده تابع تصميم آنها مي شوم (در انتخاب محل زندگي ) سر ساعت خانه رفتن ،احترام گذاشتن به خواسته ها و پيشنهادات، ترتيب اثردادن به خواسته هاي معقول و فراهم كردن امكانات، متعهد بودن به عنوان سرپرست خانواده و به نيازهاي احساسي ، عاطفي و رواني توجه كردن( كار ): به موقع سركار رفتن، رعايت كردن وجدان كاري وانجام مسئوليتها و رعايت حق و حقوق ديگران و به عقايد ونظرهاي ديگران احترام گذاشتن (اجتماع ): حفظ منابع وآلوده نكردن محيط زيست (آب وهوا) استفاده نكردن از وسايل آلاينده هوا، فراهم كردن فضاي سبز(درختكاري و كشاورزي) وانتخابات شوراها وتسليم شدن نسبت به وجدان گروهي كه باعث احترام به گروههاي كشورهاي ديگر مي شود.
راههاي رسيدن به وحدت : خدمت كردن- ارتباط گذاشتن- حضور درجلسات ، مشاركت ، سخنران - تفريحات خارج انجمن - اعتماد و اطمينان به اصول روحاني - احترام گذاشتن به عقايد ديگران - صلاح آيندگان را درنظر گرفتن– ثبات گروه– اقراربه تنهايي- مسئوليت پذيري وحمايت وپشتيباني يكديگر– همكاري گروهها(منافع انجمن را به منافع گروه ترجيح دادند)- تعهد– كمك يك معتاد به معتاد ديگر.

خارج شده است
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
 

این صفحه در 0.063 ثانیه 19 نمایش داده شد.