انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

زندگي مانند صفحه اي سفيد است كه هرچه بر آن بكشي همان ميشود! ميتواني شادي يا بدبختي را در آن رسم كني! تمام عظمت وجود انسانيت در اين آزادي عمل است!



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: پاسخ : امروز از چی می ترسی ؟؟؟  (دفعات بازدید: 18511 بار)

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : امروز از چی می ترسی ؟؟؟
« : 14 سپتامبر 2011، 08:09:44 pm »

قبلا می ترسیدم که دیگران بزنند به ماشینم و کج و کوله اش کنند . وقتی خودم زدم به نرده های کنار خیابون فهمیدم باید از خودم بترسم .

همیشه از دیگران می ترسیدم . حالا از خودم می ترسم که به کسی خسارت نزنم . از نواقصم میترسم که نکنه سر و کله شون پیدا بشه .
 
     دوستان خوبم .....منتظر تجربه هاتون ................
« آخرين ويرايش: 28 فوریه 2012، 05:00:20 pm توسط narges »
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

sara

  • بازوی CODA
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +168/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 783
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : امروز از چی می ترسی ؟؟؟
« پاسخ #1 : 14 سپتامبر 2011، 10:41:23 pm »

از احساسات خودم... از بي ثباتيم... از بيماريم... از اشتباه كردن... از قضاوت كردن و مورد قضاوت قرار گرفتن
« آخرين ويرايش: 28 فوریه 2012، 04:56:08 pm توسط narges »
خارج شده است
براي بدست آوردن چيزي كه تاكنون بدست نياورده اي ، بايد كسي شوي كه تاكنون نبوده اي.
"گابريل گارسيا ماركز"

ممكن است كسي را اشتباه زنداني كنند ولي اشتباهي ازاد نمي كنند.به راستي كه حكمتي در ازادي ما بوده است و چه زيباست اين حس مقدس...

mobina

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #2 : 15 سپتامبر 2011، 09:03:08 am »

سلام
من جدای از ترس از اشتباه خودم
از اشتباه دیگران هم میترسم .
به خاطر این که خودم به تنهایی کم اشتباه میکنم.
اما وقتی کسی بهم صدمه ای بزنه و این صدمه به صفحه ذهنم بمونه و به روحم خسارت بزنه من از حالت تعادل خارج میشم.
و شاید منم خسارتهای بد تری بهش بزنم.
خودمو در گیر یه مشاجره میکنم و توش گیر میکنم.
اونجاس که من میمونم و یه روح زخمی و البته طرف مقالم که با کارد ریز ریزش کردم.
نه از اون چیزی مونده که از من جبران خسارتی کنه و نه از من .
نمی دونم چطور از خودم حمایت سالم کنم.
کمکم میکنید.
این مطلب به درد من میخوره چون مشکل من هم هست.

خارج شده است

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #3 : 15 سپتامبر 2011، 03:41:11 pm »

سلام مبینا جان  . چون گفتی کمکم کنید وارد ترازتون میشم و از تجربه هایم هم میگویم . من در مقابل اشتباه و رفتار دیگران عاجزم و دیگران را نمیتوانم تغییر دهم . پس همواره انرژیم را روی بهبودی و بدست آوردن تعادل خودم میگذارم . ما در زندگی دچار خسارتها . رنجش ها و بی عدالتی ها شدیم و روح مان زخمی و آسیب دیده شد . برای بدست آوردن آرامش و اینکه از صفحه ذهنمان پاک بشه بهتره قدمهای 4 و 5  را دوباره خوب کار کنیم و با تمرین سعی کنیم با داشته های امروز مان فقط برای امروز زندگی کنیم .اگر همسرتان بهبودی داره و قدم کار میکنه روزی هزار بار خدا را شکر کنید و بیشتر سعی کنید . نه  .منفی ها . بلکه بیشتر مثبت هایش را ببینید . من از جنگ با همسرم بر میگردم مبینا جان  . بگویم آنجا چه خبر بود ؟همه اش خسارت . اسیب و  تلف کردن عمر و از دست دادن روزهای  خوش زندگی بود . ما وقتی نتوانستیم از خودمان مراقبت کنیم برگزیده جلسات شدیم و این فرصت تا پایان عمر بما داده شد که از زندگیمان و داشته هایمان در هر شرایطی که هستیم لذت ببریم و با شادی و ارامش زندگی کنیم .من خود محورانه حمایت ناسالم میکردم  . گاهی سعی میکردم مواد و رفتار های بیمار گونه را به همسرم ثابت کنم پیش فرزندان و دیگران سیاهش میکردم . گمنامی اش را نزد فامیل می شکستم . یک دفعه دور و برم را نگاه کردم و دیدم که تنها هستم .دیگران خسته شدند و هیچکس حاضر نبود که با خانواده ما رابطه برقرار کند و ممممممممممن نفهمیدم که هم زمان که همسرم را پایین میکشم چونکه با او زندگی میکنم . خودم هم با او پایین می آیم و نهایتا همگی با هم سقوط کردیم . اگر من برنده برنده فکر میکردم همگی موفق بودیم ولی چون  برنده  . بازنده  توی فکرم بود همه با هم بازنده شدیم .امروز در برنامه یاد گرفتم حمایت ناسالم نکنم . در قدم یک یاد گرفتم دست از جنگ بردارم و با صلح اولین آرامش را گرفتم . . رفتارم را تغییر دادم . دیگه ازش نمیترسم . چون خدا و اصول توی زندگیمه . در حال مصرفه . مبینا جان :  ایکاش همسر منهم قدم کار میکرد و پاک بود . امروز که بعنوان یک بیمار درک اش  میکنم و احترام میگذارم بیشتر مورد احترام دیگران هم هستم و فرزندان این قربانیان دست ما هم از آرامش برخوردارند . باور کن با آرامش و تعادل من دنیا اروم و متعادل میشه . نازنینم تمرکزت را بگذار روی خودت و قدمها را بیشتر کار کن . دوستت دارم و بهترین ها را برایت آرزومندم
« آخرين ويرايش: 15 سپتامبر 2011، 03:48:29 pm توسط narges »
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #4 : 15 سپتامبر 2011، 08:21:16 pm »

من از خودم میترسم.
این روزها بیشتر و بیشتر میترسم.حس میکنم یه چیزی درونم افسارشو پاره کرده.زنجیر پاره کرده.یه چیزی که میترسم ازش.کارهایی رو انجام میدم که به خودم میگفتم یه روز هرگز چنین نخواهم کرد.نمیدونم چرا خیلی چیزها معنا و مفهوم خودش رو برام از دست داده.میترسم...
خیلی از خودم میترسم...
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

shilan

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +86/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 201
  • خدایا همونی که می خوام کاش منم همونی بشم که میخوای
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #5 : 20 اكتبر 2011، 12:56:28 am »

آخ گفتین دوستان
کاش یه ذره زودتر تو این هفته پیش این مطلبو می خوندم
چون من یه بیمارم و تو این هفته یه روزایی انکار کردم که بیمارم
و باید از بیماریم بترسم ترسی که احتیاط میاره
برای چند روز برگشت دادم ونترسیدم نترسیدم از بیماری ای که به محض رها کردنش
منو میبره با خودش تا ته دیوانگی..تا ته اشتباه..
آره میترسم از اینکه بعد این همه گناه خدا دیگه دوستم نداشته باشه..
میترسم از دوگانگی روحم..میترسم از گم شدن و اینکه نفهمم چطور زندگیم تموم شد و حاصل هیچ..
میترسم از اینکه دوباره برگردم بعد این همه رفت و برگشت دیگه این دفعه نمی خوام برگردم..
میترسم از اینکه بقیه رو کلافه کنم..
میترسم از روحی که بیماره و نیاز به مراقبت دائمی خودم داره نیاز داره
هر ساعت کوکش کنم والا برمیگرده سر خط ..میترسم از تکرار اشتباهاتم..
خوش به حال اون روزهای پاکی که بزرگترین ترسم ترس از تاریکی بود حالا
میترسم از احساساتی که تو قلبم هر روز میاد و من الان میفهمم غلطه ولی هنوز نمیدونم باهاشون چه کنم
هر لحظه به یه شکل در می آد و گاهی شناسایی اینکه دقیقا چیه برام دشواره ..میترسم
از شکستن مرز دوست داشتن و وابستگی بد دردیه نمیتونم هیچ موقع این مرز رو حفظ کنم
میترسم از افراط و تفریطی که تو وجودمه..
ترس از خود خیلی سخته ولی تازه فهمیدم که وجود این ترس یه یاد اور قوی هست
  که شیلان یادت نره بیماری یادت نره که به محض رها کردن به خودت و بقیه ضربه میزنی میترسم
از اینکه بیماریم منو تا جایی ببره که دیگه هیچ کس نتونه تحملم کنه حتی خودم خودم رو..
آره دوستان من میترسم... میترسم از شیلان وقتی می افته تو مسیر اشتباه
باور کنید اون لحظات خودم هم خودمو نمی شناسم با خودم میگم یعنی واقعا خودتی؟
میترسم از شخصیتی که گاهی مرزها رو چه راحت رد میکنه عبور میکنه از خط قرمز ها
و.....میترسم از اینکه انقدر خیلی وقتا بد میشم..
میترسم از اینکه دیر شده باشه واسه برگشت......
خارج شده است
با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد...با سلامی که در آن نور ببارد لبخند...دست یکدیگر را بفشاریم به مهر..

e_a_56

  • بازوی N.A
  • تازه وارد
  • ***
  • امتیاز: +12/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 46
  • خدایا سپاس که فرصت یافتنت را به من دادی
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #6 : 20 اكتبر 2011، 02:00:29 am »

سلام منیکی مادامیکه این راه را دنبال میکنم از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت
خارج شده است
مادامیکه این راه را دنبال کنم از هیچ چیز واهمه نخواهم داشت

علی

  • بازوی N.A
  • کاربر نیمه فعال
  • ***
  • امتیاز: +40/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 174
  • خدایا به خاطر نجات ورهایی شکرت
    • پشته
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #7 : 20 اكتبر 2011، 09:59:06 am »

سلام.راستش من از وقتی متولد شدم ترس هم با من متولد شد بامحدودیتهایی که خانواده برام بوجود اورد مثلا حق نداری با پسر همسایه بگردی. وگرنه کتک میخوری حق نداری  بری بازار و...... همه اینا باعث شدن
من ترسای منفی زیادی پیداکنم وکاملا منزوی بشم و این روزا من بیشتر ازاینده میترسم ازاینکه از روی نقص عمل کنم ..
« آخرين ويرايش: 20 اكتبر 2011، 10:02:17 am توسط علی »
خارج شده است
به خدا گفتم بهم همه چیز بده تا از پاکی ام لذت ببرم
..گفت بهت پاکی دادم تا از همه چیز لذت ببری

محمد حسین

  • گردانندگان انجمن
  • تازه وارد
  • ****
  • امتیاز: +49/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 85
  • خدا گفت:همیشه در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست،
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #8 : 20 اكتبر 2011، 05:41:27 pm »

سلام
با رها و بارها در انجمن دعاهم اين بود
خدايا يك لحظه منو با اراده شخصيم تنها نزار كه اراده ام مخرب و ويرانگر .
خدايا منو با افكارم تنها نزار كه بسيار مخرب و ويرانگرند
.
حالا هميشه از اين ميترسم كه منو با اينها تنها بزاره و كار دست خودم بدم .
خارج شده است
اگر خواهان بارش هستید ریزش داشته باشید

mahtab

  • مدیر انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +132/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 495
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #9 : 25 اكتبر 2011، 10:49:15 am »

ازنترس بودنم میترسم .ازوابسته نبودنم می ترسم .از ریسک کردن ای بدون فکر م می ترسم .از عقاید وافکارم می ترسم .
خارج شده است
من کسی نیستم ،توکیستی؟؟؟اگر توهم مانندمن کسی نیستی ،مایک زوج میشویم .مبادا این راز را باکسی درمیان نهی ،ماراتبعید خواهند کرد ...

غلامرضا

  • منشی S.A مرد
  • بابا حرفه ای
  • ******
  • امتیاز: +122/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 762
  • مراقبه یعنی گرفتن جواب از دهان بزرگترین منبع ممکن
    • Http://Behboodi.Org
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #10 : 25 اكتبر 2011، 10:38:17 pm »

از سوسک ....
.
.











باورکنید بخدا ...
خارج شده است
با امید و توکل به نیروی برتری که ما را انتخاب کرد تا در کنار هم جمع شویم و سنگ صبور یکدیگر باشیم، از خدا می خواهیم کمکمان کند تا روز به روز به او نزدیکتر و در راستای بهبودی و ترك شهوت گام برداريم، به امید اینکه صدای این جلسات به گوش تمام افراد نیازمند برسد .

فرزانه

  • فرزانه
  • مدیر انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +70/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 327
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #11 : 26 اكتبر 2011، 11:00:09 am »

سلام-گاهي اوقات ازنترس بودنم ميترسم- مثل مهتاب جون-
يكي از ترسمامكهحالا خيلي روشكاركردم وكمك گرفتم ترسازدست دادن عزيزانمه كه با توجه به اينكه اينها امانت خداوندن و خدا ميتونه هروقت خواست امانتش رو ژس بگيره قبولكردم كه اونارو بخدا بسپارم ولي دروغ نگم دوست ندارم هرگز زنده باشمو اونارو از دست بدم چون ميدونم طاقت ندارم-
از فكر كردن به نبودنشون ميترسم-
خدايا كمك كن كه بپذيرم آنچه را كه نميتوانم تغيير بدم.
راستي از رد شدن از ژل هوايي هم خوشم نمياد هميشه فكرميكنم لق ميشه وميفتهو وسط آهناش گير ميكنك و ماشينا له هم ميكنن. كلا ازپل بدم مياد
هميشه همتوخوابامدر حال رد شدناز پليدر حال ريزشم  من با هرجون كندي هست نجات پيدا ميكنم :fear: :fear: :fear: :fear: :fear: :'( :'( :hurrah: :hurrah: :hurrah: :hurrah: :hurrah: :hurrah: :hurrah:
خارج شده است

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #12 : 18 ژانویه 2012، 11:23:25 pm »

 سلام دوستان خوبم : بتازگي 2 تا مشكل براي منو فرزندانم دوباره بوجود آمده ....ميترسم ..از آينده ...ميترسم از اينكه توي اين مشكل دوباره  نتونم انتخاب درستي داشته باشم و صحيح عمل كنم ..ميترسم نقش قبلي را اجرا كنم ...و دوباره تكرار اشتباه كنم ....از خداي مهربون هم براي ترسام و هم براي مشكلات كمك و راهنمايي ميخوام ...اگر اونقدر بترسم كه احتياط كنم خوبه ......به دعاتون نيازمندم....
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

محمد حسین

  • گردانندگان انجمن
  • تازه وارد
  • ****
  • امتیاز: +49/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 85
  • خدا گفت:همیشه در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست،
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #13 : 23 ژانویه 2012، 12:01:03 am »

از خودم و افکارم
خارج شده است
اگر خواهان بارش هستید ریزش داشته باشید

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : از چی می ترسی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
« پاسخ #14 : 23 ژانویه 2012، 12:59:39 pm »

از تنهایی
از شکست
از احساسم
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"
 

این صفحه در 0.083 ثانیه 21 نمایش داده شد.