انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

توقع رنجش از پیش تعیین شده است



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: پُرخوری احساسی  (دفعات بازدید: 1443 بار)

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پُرخوری احساسی
« : 31 ژوئیه 2011، 05:44:56 pm »

تصور کنید با بهترین دوستتان دعوا کرده‌اید. یک دعوای احمقانه، چیزی که هر دو شما می‌توانید به راحتی فراموش کنید. اما در این لحظه ناراحت هستید. وقتی وارد خانه می‌شوید مادرتان می‌پرسد مشکل چیست. شما چطور جواب او را می‌دهید؟

•    به مادرتان می‌گویید چه اتفاقی افتاده است و حسابی با او دردودل می‌کنید.
یا
•    به مادرتان می‌گویید همه چیز خوب است و هیچ مشکلی ندارید و یک راست می‌روید سر فریزر و یک بستنی برمی‌دارید.

آیا خوردن این بستنی واقعاً حالتان را بهتر می‌کند یا فقط باعث می‌شود الکی احساس سیری کنید؟

 
پُرخوری احساسی چیست؟

پُرخوری احساسی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد از غذا بعنوان راهی برای کنار آمدن با احساساتش استفاده می‌کند نه برآوردن گرسنگی. برای همه پیش آمده است، از سر بی‌حوصلگی یک پاکت چیپس را تمام می‌کنیم یا وقتی فردا یک امتحان خیلی مهم داریم، یک جعبه شیرینی را با ولع می‌خوریم. اما اینکار وقتی زیاد تکرار شود، می‌تواند بر وزن و سلامت عمومی شما تاثیر بگذارد.

همه ما نمی‌توانیم بین خوردن و احساساتمان ارتباط برقرار کنیم. اما درک اینکه چه چیزهایی موجب پُرخوری احساسی می‌شود می‌تواند کمکمان کند آن را تغییر دهیم.

یکی از بزرگترین تصورات نادرست درمورد پُرخوری احساسی این است که تحت تاثیر احساسات منفی است. بله آدم‌ها وقتی خیلی استرس داشته باشند، حساس تنهایی کنند، ناراحت، مضطرب یا بی‌حوصله باشند به غذا روی می‌آورند. اما پُرخوری احساسی می‌تواند با احساسات مثبت هم در ارتباط باشد، مثل عشق خوردن دسر در روز تولد یا خوردن غذاهای عیدها و مراسم‌های مختلف.

گاهی اوقات پُرخوری احساسی به اتفاقات مهم زندگی مربوط می‌شود، مثل مرگ یا طلاق. بااینجال بیشتر اوقات این استرس‌های روزمره زندگی است که باعث می‌شود فرد به دنبال آرامش یافتن از طریق خوردن باشد.

الگوهای پُرخوری احساسی قابل تشخیص هستند: بچه‌ای که بعد از یک موفقیت شکلات هدیه می‌گیرد، وقتی بزرگ می‌شود هم همان پاداش را برای موفقیت‌هایش می‌خواهد. بچه‌ای که برای متوقف شدن گریه‌اش شکلات می‌‌گیرد، برای آرامش گرفتن در بزرگسالی هم باز به سراغ شکلات می‌رود.

 

غذاهای آرامش‌ بخش

همه ما غذاهای آرامش‌دهنده خاص خودمان را داریم. این غذاها می‌تواند با جنسیت و خلق‌وخوی ما هم در ارتباط باشند. یک تحقیق مشخص کرده است که افراد شاد دوست دارند چیزهایی مثل پیتزا بخورند درحالیکه افراد ناراحت بستنی یا شیرینی را ترجیح می‌دهند افراد بی‌حوصله چیزهای شور و کرانچی مثل پفک و چیپس هوس می‌کنند. محققان همچنین متوجه شده‌اند که مردها معمولاً غذاهای داغ خانگی را دوست دارند و خانم‌ها بیشتر بستنی و شکلات دوست دارند.

این تحقیق یک سوال مطرح می‌کند: آیا هیچکس هوس خوردن هویج یا کرفس نمی‌کند؟ محققان به دنبال این سوال هم هستند. آنها دریافته‌اند که غذاهای پرچرب مثل بستنی برخی موادشیمیایی در بدن که یک حس شادی و ارضای موقتی ایجاد می‌کنند را فعال می‌سازند. این کیفیت تقریباً اعتیادآور باعث می‌شود باز هم وقتی ناراحت می‌شوید به همین موادغذایی رو بیاورید.

 

گرسنگی جسمی درمقابل گرسنگی احساسی

 

همه ما تا حدی دچار پُرخوری احساسی می‌شویم اما این مسئله برای بعضی افراد واقعاً یک مشکل بزرگ است و موجب افزایش وزن جدی می‌شود.

مشکل پُرخوری احساسی (جدا از مشکلات جسمی که به همراه دارد) این است که وقتی لذت خوردن از بین رفت، احساساتی که موجب آن شده بود هنوز باقی مانده است. و معمولاً از مقدار غذایی که خورده‌اید احساس حتی بدتری هم به شما دست می‌دهد. به همین دلیل است که باید تفاوت بین گرسنگی جسمی و گرسنگی احساسی را بفهمید.

دفعه بعدی که احساس کردید دوست دارید به سراغ تنقلات بروید، ببینید گرسنگیتان از چه نوع است.
 


گرسنگی جسمی

به صورت تدریجی ایجاد می‌شود و می‌توانید آن را نگه دارید.
با هر جور غذا برطرف می‌شود.
وقتی سیر شدید، می‌توانید دست از خوردن بردارید.
احساس گناه از خوردن ایجاد نمی‌کند.

گرسنگی احساسی

فوراً و یکباره ایجاد می‌شود.
هوس‌های خیلی خاص مثل بستنی یا پیتزا ایجاد می‌کند.
بیشتر از آنچه به طور عادی می‌خورید خواهید خورد.
بعد از آن غذاب وجدان می‌گیرید.

 

 

سوالاتی که باید از خود بپرسید

می‌توانید این سوالات را درمورد گرسنگیتان از خود بپرسید:

•    آیا بیشتر از حد معمول غذا خورده‌ام؟
•    آیا در زمانی غیرطبیعی غذا خورده‌ام؟
•    آیا وقتی غذا می‌بینیم نمی‌توانم خودم را کنترل کنم؟
•    آیا از چیزی ناراحت یا مضطرب هستم، مثلاً در مشکلی در مدرسه، اجتماع یا یک اتفاق خاص؟
•    آیا اتفاق بزرگی در زندگی‌ام افتاده است که برای کنار آمدن با آن مشکل دارم؟
•    آیا چاق هستم یا اضافه‌وزن داریم یا اخیراً وزنم به طور محسوسی بالا رفته است؟
•    آیا سایر افراد خانواده‌ام برای آرامش گرفتن به خوردن روی می‌آورند؟

اگر پاسخ شما به بیشتر این سوالات مثبت باشد، این احتمال وجود دارد که خوردن برایتان به مکانیزمی برای کنار آمدن با مشکلات تبدیل شده است نه سوخت‌ رساندن به بدنتان.

 

شکستن چرخه

کنترل پُرخوری احساسی یعنی راه‌هایی برای کنار آمدن با موقعیت‌ها و احساساتی که شما را به سمت خوردن می‌کشاند پیدا کنید.

مثلاً آیا هر روز که از مدرسه به خانه می‌آیید اتوماتیک‌وار به سمت آشپزخانه کشیده می‌شوید؟ یک لحظه مکث کنید و از خودتان بپرسید، "آیا واقعاً گرسنه‌ام است؟" آیا برای تمرکز کردن مشکل دارید یا احساس ناراحتی می‌کنید؟ اگر این علائم نشانه گرسنگیتان بود، یک غذای سبک و سالم برای خوردن انتخاب کنید.

واقعاً گرسنه‌تان نیست؟ اگر خوردن بعد از مدرسه بخشی از عادت روزانه‌تان درآمده است، از خودتان علت را بپرسید.

 

چند نکته کاربردی

این سه راهکار می‌تواند کمکتان کند:

1.    بفهمید چرا غذا می‌خورید و یک فعالیت برای آن جایگزین کنید.

مثلاً :

•    اگر بی‌حوصله هستید یا احساس تنهایی می‌کنید، به یکی از دوستانتان زنگ بزنید و با او حرف بزنید.
•    اگر استرس دارید، یوگا را امتحان کنید. یا به یک موسیقی خوب گوش دهید، حتی می‌توانید برقصید تا جاییکه میلتان به خوردن از بین برود.
•    اگر خسته هستید، به برنامه خوابتان فکر کنید. خستگی می‌تواند خیلی شبیه به گرسنگی باشد و اگر بی‌خوابی شب موجب خستگی روز شده باشد غذا هم هیچ کمکی به برطرف کردن آن نخواهد کرد.
•    اگر برای گذران وقت می‌خورید، کتاب‌های مدرسه را باز کنید و درستان را بخوانید. مطمئن باشید که بعدش احساس بسیاری بهتری پیدا می‌کنید.

2.    احساساتی که گرسنگیتان را تحریک می‌کند را یادداشت کنید. یکی از بهترین راه‌ها این است که یک دفتر یادداشت برای احساسات و تغذیه‌تان داشته باشید. هر چیزی که می‌خورید، مقدار آن و احساس که در آن زمان داشتید را یادداشت کنید و اینکه آیا واقعاً گرسنه‌تان بوده است یا فقط برای آرامش گرفتن غذا خورده‌اید.

با این روش می‌توایند رابطه بین پُرخوری‌ها و احساساتتان را پیدا کنید. می‌توانید از این اطلاعات برای انتخاب‌های بهتر (مثلاً یک پیاده‌روی برای تغییر روحیه‌تان) استفاده کنید.

3.    قبل از خوردن کمی تامل کنید. معمولاً بدون اینکه خودمان را بررسی کنیم روزمان را با عجله تمام می‌کنیم. استرس داریم، مشغله‌مان زیاداست و اینقدر گرفتار هستیم که وقت برای فکر کردن درمورد خودمان نداریم. به جای اینکه به محض رسیدن به خانه سراغ خوردن بروید، چند دقیقه مکث کنید تا از یک مرحله از روزتان وارد مرحله دیگر آن شوید. به اتفاقاتی که آن روز افتاده فکر کنید. ببینید این اتفاقات چه احساساتی در شما ایجاد کرده است: شادی؟ قدرشناسی؟ هیجان؟ عصبانیت؟ نگرانی؟ حسادت؟ تنهایی؟

 

درخواست کمک

خیلی از ما حتی وقتی می‌فهمیم که چه اتفاقی می‌افتد، هنوز برای شکستن چرخه پُرخوری احساسی نیاز به کمک داریم. آسان نیست—مخصوصاً وقتی پُرخوری احساسی موجب افزایش وزن و پایین آمدن اعتمادبه‌نفسمان شده باشد. پس تنهایی با آن برخورد نکنید.

می‌توانید از متخصصین کمک بگیرید. مشاوران و روانشناسان می‌توانند به شما برای کنار آمدن با این مشکل کمک کنند. متخصصین تغذیه می‌توانند به شما برای شناخت الگوهای غذایی خود و داشت یک رژیم‌غذایی بهتر کمک کنند. متخصصین تناسب اندام به شما کمک می‌کنند با ورزش وزنتان را پایین بیاورید و استرستان را خالی کنید.

اگر نگران وضعیت غذاخوردنتان هستید، حتماً با دکترتان در این باره صحبت کنید. او می‌توانید کمکتان کند با اطمینان به اهداف کاهش‌وزنتان برسید و متخصصین مربوطه را به شما معرفی می‌کند تا شما را با برقراری یک ارتباط صحیح و سالم با غذاها آشنا کنند

منبع: کیدز پرشیا
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
13 چیزی که اصلا درباره وزن خود نمی دانستید
« پاسخ #1 : 17 اوت 2011، 08:47:55 pm »

1. وزن واقعا ژنتیک است.
هنگامی که دانشمندان اولین بار آن را در موشهای چاق ویژه ای کشف کردند، آنها آن را به سادگی "ژن چاقالو" نام نهادند.  سالها بعد، هنگامی که ژنوم انسان را برای یافتن نشانگانهایی که سبب آسیب پذیری بیشتر در برابر دیابت نوع 2 می شوند، جستجو می کردند، ژن چاقالو( که اکنون با نام مؤدبانه تر FTO نامیده می شود) در آنجا هم خود را نشان داد. در واقع آشکار شد که افراد دارای دو رونوشت از این ژن، نسبت به آنهایی که این ژن را ندارند با احتمال 40% بیشتر در معرض ابتلا به دیابت نوع 2 و 60% بیشتر در معرض دچار شدن به چاقی هستند. همچنین افرادی که فقط یک رونوشت از این ژن را دارا هستند، نیز دارای اضافه وزن هستند.

اکنون دانشمندان بر این باور هستند که تعداد زیادی ژن چاقی وجود دارد. دکتر کلود بوچارد مدیر اجرایی مرکز تحقیقات پزشکی پنینگتون در دانشگاه ایالتی لوئیزیانا می گوید: ممکن است تا 100 ژن مرتبط با چاقی وجود داشته باشد، که هریک مسبب اضافه کردن یکی دو پوند(هر پوند 454 گرم است) به وزن انسان می شود. اگر توجه کنیم که در این شرایط چقدر کالری بیشتری باید بسوزانیم، این مقدار قابل ملاحظه می شود.

حدود 16% کل افراد دارای دو رونوشت از ژن FTO هستند و نیمی از ما دارای یک رونوشت این ژن هستیم. تاکنون دانشمندان فکر می کردند که دیگر ژنهای افزایش چاقی، در مقایسه با FTO اثر کوچکتری دارند. خبر خوب؟ یک زمینه ی ژنتیکی لزوما یک حکم ابدی نیست، بوچارد می گوید: ورزش کردن منظم و مرتب این ریسک را رفع می کند.


2- برخی مردم دارای سلول های چربی بیشتری هستند
و محدوده ی این تفاوت خیلی گسترده است، مثلا بعضی ها تا دوبرابر دیگران سلول چربی دارند. این مطلب را کرستی اسپالدینگ، پزشکی از مرکز کارولینسکا در استکهلم بیان می کند. حتی اگر شما چند کیلو وزن از دست بدهید، یا اضافه کنید، شمار سلول چربی شما باقی می ماند، محکم به چربی موجود درون می چسبد و همیشه شما را  تشنه ی پر شدن با مقدار بیشتری غذا می کند. برای نمک پاشیدن به زخم ما، سلول های چربی افراد چاق و دارای اضافه وزن، چربی بیشتری را  نگه می دارند.

سلول های جدید چربی در دوران کودکی ظاهر می شوند اما به نظر می رسد که در نوجوانی آنها متقف می شوند. از میان ما، آنهایی که سرنوشتشان داشتن تعداد زیادی از این سلول ها است، احتمالا از 2 سالگی شروع به تولید آنها می کنند. سرعت رشد سلولها ممکن است بیشتر باشد حتی اگر بچه ها دریافت کالری را محدود کنند. افراد ناشناس برای اسپالدینگ نامه نوشته و گفتند که چقدر به واسطه ی تحقیقات او ناراحت شده اند. اما او می گوید خبرهایی که او می دهد سرتاپا غم انگیز و ناراحت کننده نیستند.

او میگوید شما با داشتن سلول های چربی بیشتر در شرایط بهتری هستید تا اینکه سلول های چربی کمتری داشته باشید که اشباع شده و بزرگ باشند( یک تحقیق جدید نشان می دهد که گروه پرشده در برابر چاقی و پیچیدگی های سلامتی مربوط به آن آسیب پذیرترند). بنابراین با اینکه شما نمی توانید تعداد کل سلولهای چربی خود را کم کنید، اما کارهایی وجود دارند که با انجام آنها می توانید این سلول ها را کوچک نگهدارید.


3- شما قادر به تغییر سوخت و ساز خود هستید.
یک گروه اسکاندیناویایی دیگر به دنبال فهم این بودند که هنگام اضافه شدن وزن، در سطح سلولی چه اتفاقی می افتد. دکتر کرسی پیتیلاینن دانشیار تغذیه در بیمارستان دانشگاه هلسینکی، بر روی تعدادی دوقلو که یکی از آنها چاق و دیگری لاغر بود مطالعه نمود و دریافت که سلولهای چرب در قل های سنگینتر متحمل تغییرات متابولیکی می شوند که سوزاندن چربی را دشوار می سازد. 

گروه پیتیلاینن بر این باورند که اضافه وزن کمی به اندازه ی 11 پوند( حدود 5 کیلوگرم) می تواند سوخت و ساز را کند کند و شما را به صورت گردآبی به درون  یک چرخه ی شیطانی هل بدهد: هرچه چربی بیشتری می اندوزید، از دست دادن آن دشوارتر می شود.
چطور باید به مسیر درست بازگشت؟ پیتیلاینن می گوید :" هرچه بیشتر در این باره آموختم، بیشتر قانع شدم که ما نیازمند فعالیت فیزیکی هستیم." خود او زمانی یک کودک خپله بود اما اکنون مرتبا می دود و وزن مناسبی دارد و سلامت است.
 

4- استرس شما را چاقتر می کند.
مستقیم ترین راه سندروم غذا در دهان است: شرایط پراسترس( حساب بانکی، رئیس) اشتها برای غذاها و تنقلات غنی از کربوهیدرات ها را شعله ور می کند،  کربوهیدراتها هم به نوبه ی خود هورمونهای استرس را آرام می کنند( در یک مطالعه علمی وقتی محققان غذاهای پرکربوهیدرات را از موشهای مضطرب دور کردند، هورمونهای استرس آنها ناگهان افزایش یافتند.)

هورمونهای استرس ذخیره ی چربی را هم زیاد می کنند. برای پیشینیان ما در ماقبل تاریخ، استرس به معنای خشکسالی و قحطی یا نزدیک شدن ببرها بود، و فرآیند ذخیره سازی سریع معنی و مفهوم داشت، زیرا برای زنده ماندن در دوره های کم غذایی یا جنگیدن نیاز به انرژی اضافه داشتند. امروزه، ما این استرس ها را نداریم و کالری های مصرف نشده در اندام میانی ما جمع می شوند. 

برای تراش دادن خودتان و برگشت به سایز مناسب، علاوه بر برنامه مرتب ورزشی خود، باید زمانی را نیز برای رهایی از استرس کنار بگذارید، خواه به صورت کلاس یوگا باشد یا صرف وقت با اعضای خانواده.


5- نقش دوران بارداری مادران بر سرنوشت فرزندان
سیگار کشیدن مادران، ریسک کمبود وزن تولد نوزادان را افزایش می دهد و الکل می تواند به مغز بچه آسیب بزند. بنابراین چرا نباید غذاهای ناسالم هم چنین ضربه هایی وارد کنند. حجم بزرگی از مطالعات علمی وجود دارند که در آنها اظهار می شود که غذاهای چرب و شیرین، که در دوران پیش از تولد  شما توسط مادرتان مصرف می شوند می توانند چنین نتایجی به بار آورند. یک مطالعه انجام شده بر روی جوندگان، نشان داده که ماده های دارای اضافه وزن در مقایسه با آنهایی که وزن طبیعی دارند، دارای سطح بالاتری از گلوکز و اسیدهای چرب آزاد  در رحم خود هستند. این مولکول ها سبب آزاد کردن پروتئین هایی می شوند که می توانند سیستمهای کنترل اشتها و متابولیک را در مغز در حال رشد، مختل نمایند.

چیزی که برای موشها درست است در بیشتر موارد برای انسانها نیز درست است. پزشکان دانشگاه ایالتی نیویورک،  بین کودکانی که قبل از جراحی بایپس معدی مادرانشان به دنیا آمده اند با برادران و یا خواهرانشان که پیش از این عمل به دنیا آمده اند، مقایسه ای  انجام دادند. پس از عمل، مادران چنان که انتظار می رفت وزن کمتری داشتند، اما نکته ی جالب این بود که کودکان نیز نصف آنچه که انتظار می رفت دچار چاقی بودند. به دلیل مشابهت ژنتیکی زیاد بین فرزندان، محققان این اختلاف وزن را به تغییرات ایجاد شده در محیط رحم نسبت دادند. قابل توجه مادران آینده: با تغذیه درست، به کودکان خود یک شروع زندگی سالم را بدهید.
 
 
6. خواب بیشتر، کم کردن وزن بیشتر!
هنگامی که بیماران نزد دکتر لوئیس آرون، رئیس سابق انجمن چاقی آمریکا و مؤلف یک کتاب در این باره می روند، بیشتر مواقع علاوه بر عادات غذایی، مقدار خواب آنها را بررسی می شود. اگر خواب شبانه ی آنها کمتر از 7 تا 8 ساعت باشد، به احتمال زیاد، دکتر آرون به جای تجویز آخرین رژیمها یا داروها برای آنها خواب بیشتر را تجویز خواهد کرد. او می گوید: با خواب بیشتر، احساس سیری بیشتری به وجود می آید و افراد چاق سریعتر وزن از دست می دهند.
چرا چنین است؟  محققان دانشگاه شیکاگو گزارش کرده اند که کمبود خواب، تعادل هورمونهای ما را بر هم می زند و هم سبب کاهش لپتین(که با داشتن احساس سیری کمک می کند) می شود و هم هورمون گرلین(که مسبب احساس گرسنگی است) را افزایش می دهد. بنابراین، علی رغم اینکه گرسنه نیستیم، احساس گرسنگی کرده و شروع به غذا خوردن می کنیم. علاوه بر این، خواب ارزانترین و آسان ترین راه مقابله با چاقی است!
 

7. وزن همسر و اعضای خانواده هم مهم است!
هنگامی که شوهر 188 سانتیمتری و 163 کیلوگرمی خانم جودی دیکسون، 57 کیلو از وزن خود را کم کرد، او احساس چندگانه ای داشت. او کسی بود که همیشه مواظب وزنش بود و ورزش می کرد، او همیشه کسی بود که تلاش می کرد شوهرش فعالیت بیشتری داشته باشد. مورت، یک نماینده ی فروش تجهیزات پزشکی است، او مرد رفتن به پارتی ها بود. اما پس از اینکه وزن کم کرد، زندگی متفاوتی را در پیش گرفت. این مطلب را همسر او می گوید که 43 سال دارد و مادر دو فرزند است. آنها در نیوجرسی زندگی می کنند. او به یاد می آورد که" مردان و زنان دور او حلقه می زدند و سوی کاریزمای او کشیده می شدند". من احساس حسادت می کردم. دیکسون خود را با غذا خوردن تسکین می داد و قبل از تصمیم برای انجام هر اقدامی، 10 کیلو وزن اضافه کرد. سپس او به همراه همسرش دوچرخه سواری را آغاز نمودند و در یک برنامه رژیم نامنویسی کردند. سرانجام حدود 15 کیلو کم کرد و در فکر بیشتر وزن کم کردن است.

دیکسون این اضافه کردن وزن  کم کردن وزن را به احساس حسادت خود نسبت می دهد. اما تحقیقات نشان می دهند که اضافه کردن و کم کردن وزن می تواند مسری باشد. براساس یک تحقیق چاپ شده در مجله پزشکی نیوانگلند(که یکی از معتبرترین مجلات پزشکی است) ، اگر یکی از زوجین چاق باشد، دیگری نیز به احتمال 37% چاق خواهد شد. محققان نتیجه گرفتند که به نظر می آید چاقی در شبکه های اجتماعی گسترش می یابد.

چنانکه درمورد دیکسون دیده شد، لاغر شدن دست کم در درون خانواده، واگیر دار است: هنگامی که دیکسون برنامه کاهش وزن خود را آغاز نمود، بزرگترین دختر او نیز اضافه وزن داشت و از عادتهای سالم مادرش در این برنامه پیروی نموده و حدود 20 کیلو از وزن خود را کم کرد.
 
8. ویروسی که می تواند سبب چاقی شود.
ویروس های غده ای (Adenoviruses) مسئول بسیاری از بیماری ها هستند از مشکلات بخش فوقانی دستگاه گوارش تا دردهای معدی. ارتباط این ویروسها با چاقی زمانی آشکار شد که محققان دانشگاه ویسکانسین، ویروسهایی را به جوجه ها تزریق نمودند و مشاهده نمودند که برخی از گونه های ویروسی سبب چاقی جوجه ها می شوند.

سلولهای بنیادی، نیز که به خاطر قابلیت های خود در تبدیل شدن به سلول های مختلف شناخته می شوند، هنگامی که در معرض برخی ویروسها قرار می گیرند بدل به سلولهای چربی می شوند. دکتر نیخیل دراندهار ، دانشیار بیماری های عفونی و چاقی در پنینگتون، می گوید: به نظر می رسد که این ویروس هم شمار سلول های چربی را زیاد می کند و هم مقدار چربی درون این سلولها را.

مطالعه های  بر روی انسانها، از جمله مقایسه میان دوقلوها، می گویند که افراد چاق به احتمال بیشتری آنتی بادی هایی را برای یک ویروس خاص به نام آدنوویروس-36 ، مخفی می کنند. ما تیرهای کارآمدی برای مقابله با آنفلوانزا داریم، آیا قدم بعدی، واکسن چاقی است؟ این شاید بعید به نظر بیاید، دراندهار می گوید" این دقیقا چیزی است که درباره ی سرطان دهانه ی رحم می گویند."
 

9. کلوچه و شیرینی واقعا اعتیادآورند!
چرا در حالی که غذا اعتیاد آور نیست ولی کوکائین و الکل چنین اند؟ در سالهای اخیر دانشمندان شباهتهای عجیبی را کشف کرده اند. وقتی به افراد شرکت کننده در مطالعه در مرکز حواس شیمیایی مونل در فیلادلفیا، نام غذاهای مورد علاقه شان نشان داده داده شد، بخش هایی از مغز این افراد برانگیخته شد. این بخشها، همان بخشهایی هستند که در هنگام مصرف مواد مخدر اعتیادآور فعال می شوند. محققان در آزمایشگاه ملی بروکهیون در نیویورک می گویند: احتمالا این امر در اثر هورمون دوپامین است، که مربوط است به انگیزش و لذت. اگر افراد چاق دارای گیرنده های دوپامین کمتری باشند، آنها نیازمند به خوردن مقداری بیشتری غذا هستند تا آن واکنش لذت بخش را به دست آورند.


10. عفونت های گوش می توانند گیرنده های مزه ی غذا در روی زبان را تخریب کنند.
برای سالها، گروه تحقیقاتی آزمایشگاه تحقیقاتی طعم غذاها در دانشگاه فلوریدا در پی یافتن پاسخ این معما بودند که چرا افرادی که با شدت کمتری مزه غذاها را حس می کنند، به نظر می رسد که احتمال چاق بودن آنها بیشتر می شود؟ درک اسنایدر یکی از محققان عضو این گروه، یک نظریه برای این امر داشت: آیا ممکن است حلقه گمشده ارتباط بین این دو، یک عفونت گوش باشد که می تواند  عصب چشایی را که از گوش میانی عبور می کند، دچار آسیب نماید؟

آنها پس از بررسی و دسته بندی 6584 پرسشنامه، دریافتند که افراد بالای 35 سال که مبتلا به چندین عفونت گوش شده بودند،  در مقایسه با دیگران تقریبا دوبرابر بیشتر شانس چاق بودن داشتند. پاسخ هایی که این افراد به سئوالات بیشتر دادند، شواهدی برای چرایی این وضعیت به دست دادند. کسانی که سابقه ی ابتلای مکرر به عفونت گوش داشتند، اندکی بیشتر از دیگران به شیرینی ها و غذاهای چرب علاقه داشتند- شاید به خاطر اینکه عصب آسیب دیده سبب می شود که آستانه ی حس شیرینی و چربی در این افراد بالاتر برود. بدین ترتیب این افراد هر بار مقدار کمی شیرینی و چربی بیشتری می خورند و این مقدار اندک کالری اضافی در طول زمان جمع می شود.

پیشگیری از عفونت گوش در کودکان به اندازه پیشگیری از سرماخوردگی آنها که می تواند منجر به عفونت گوش بشود، دشوار است، اما به نظر می رسد جلوگیری از قرار گرفتن کودکان در معرض دود سیگار و غیره می تواند موارد عفونت گوش را در آنها پایین بیاورد. اگر شما یک فرد بالغ هستید که در کودکی دچار عفونت شدید گوش شده اید، ارزش دارد که به بافت و مزه ی غذاهایی که می خورید توجه کنید. این تغییرات به شما کمک می کند: میوه را به جای شیرینی بگذارید، روغن زیتون به جای کره، این کارهای ساده به شما کمک می کند که غذای سالمتر و بهتری داشته باشید و وزن کم کنید.


11. آنتی اکسیدانها ضد چربی هم هستند.
اکنون رادیکالهای آزاد نه تنها در پیر نشان دادن شما بلکه در چاق کردن افراد نیز مقصر شناخته می شوند. دکتر زین اندروز، متخصص اعصاب غدد درون ریز، در دانشگاه موناش استرالیا  می گوشد که این مولکولهای اکسید کننده ، سلول هایی را که به ما می گویند سیر هستیم تخریب می کنند. رادیکاهای آزاد هنگامی ظاهر می شوند که ما چیزی می خوریم ( یعنی کاری که حتی مشتاق ترین افراد به رژیم گرفتن نیز باید برای زنده ماندن انجام بدهند)، اما آنها به خصوص زمانی غالب می شوند که ما  آبنبات و شیرینی، چیپس و دیگر کربوهیدراتها را می خوریم. با گذشت هر سال، این سلول های علامت دهنده ی سیری، بیشتر فرسوده و از بین می روند، در نتیجه علامت "خوردن را بس کن" ضعیف تر و ضعیف تر شده و اشتها( و احتمالا حجم معده و شکم ) بیشتر می شود.

بهترین راه برای جنگیدن با این موقعیت؟ از خوردن غذاهای بی ارزش(هله هوله و تنقلات) دست برداشته و به خوردن سبزیجات و میوه های رنگی و سرشار از آنتی اکسیدانتها روی بیاورید.
 

12. رژیم بگیرید، هر رژیمی!
در همان حال که کتاب های رژیم به صورت دایمی در حال باز آفرینی خود هستند تا فروش بیشتری داشته باشند و افراد بیشتری را به پیروی از رژیم های معرفی شده توسط خود بکشانند، یک پدیده ی عجیب ظاهر شده است: به نظر می رسد که فقط نام مؤلف آنها فرق می کند و رژیم ها بسیار مشابه هم هستند. مؤلفین و متخصصانی که طرفدار چربی پایین بودند، اکنون می گویند که چربی های مشخصی مفیدند، در حالی که طرفداران رژیم های با کربوهیدرات پایین در حال پذیرش غلات کامل هستند. رژیم های غذایی جدید صرف نظر از میزان فروش کتاب های آنها، تصدیق می کنند که چهار قاعده ی اصلی پایه ای برای غذاخوردن سالم وجود دارد که عبارتند از:

 کربوهیدرات ها را به شکل غلات کامل و فیبر مصرف کنید.

 از چربی های ترانس و چربی های اشباع دوری کنید.

 پروتئین های خالص مصرف کنید

 خود را با میوه جات و سبزیجات سیر کنید.

به طور مثال رژیم کربوهیدرات پایین سوث بیچ، اکنون از خاصیت و کیفیت بالای شیوه ی تغذیه ی مدیترانه ای که شامل مقادیر زیادی از میوه ها و سبزیجات سرشار از کربوهیدرات است، حمایت می کنند.  در آخرین کتاب نوشته ی اتکینز، بر کروبوهیدراتهای خوب تأکید می شود. دین اورنیش پزشک متخصص رژیم های با چربی پایین، می گوید: "اکنون پایان جنگ بین رژیم ها فرا رسیده است." آخرین کتاب او به نام طیف، حتی دستور تهیه غذاهایی را می دهد که می توان آنها را با درجات مختلفی از چربی آماده نمود: از چیلی سبزیجات ساده( چربی پایین) تا چیلی سرو شده با زیتون(با چربی بیشتر)  تا چیلی دیگری که با سوسیس سینه ی بوقلمون که باز هم چربی بالاتری دارد.

نکته کلیدی رعایت اعتدال است نه محروم نمودن کامل خود از غذایی خاص. یکی از اثرات جانبی تغذیه بیشتر از غذاهای برپایه گیاهی، بهتر بودن این روش زندگی برای محیط زیست است.


13. می توان چاق بود و تندرست!
خجم زیادی از مقالات و تحقیقات جدید در حال ظهور است که در آنها گفته می شود سایز بدن ربطی به سالم بودن ندارد. در یک مطالعه گسترده ی علی که نتایج آن در Archives of Internal Medicine چاپ شده، تعداد 5440 فرد بالغ آمریکایی مورد بررسی قرار گرفتند و مشاهده شد که 51% افراد دارای اضافه وزن و و تقریبا  32% از افرادی که چاق بودند، میزان کلسترول ، قند خون، فشار خون و دیگر معیارهای مربوط به سلامتی در آنها در حد طبیعی بود.

نکته ی دیگری که در این مطالعه دیده شد و بیشتر با دانسته های قراردادی ما در تضاد است این است که 23.5 درصد از افرادی که دارای اندام متناسب و وزن مناسب بودند در واقع اشکالات متابولیکی  آنها را در مقایسه با همتایان سنگینتر خود، بیشتر در معرض بیماری قلبی قرار می داد.

آخرین گزارش وزارت بهداشت و خدمات عمومی آمریکا، آنچه را که دکترهای ما به مدتی طولانی گفته اند تأیید می نماید: برای سلامتی خود، نیاز دارید که هفته ای 5 روز، به مدت 30 دقیقه فعالیت فیزیکی نیمه شدید داشته باشید. و لازم نیست که این مقدار ورزش را در یک زمان انجام بدهید. میتوانید این زمان 30 دقیقه ای را به زمان های 10 دقیق ای تقسیم کرده و انجام بدهید.مثلا به جای آسانسور از راه پله استفاده کنید، یک ایستگاه اتوبوس جلوتر از محل کار پیاده بشوید و فاصله باقیمانده را پیاده طی کنید، یا اتومبیلتان را چند بلوک آن طرف تر پارک کنید.
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

shilan

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +86/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 201
  • خدایا همونی که می خوام کاش منم همونی بشم که میخوای
پاسخ : پُرخوری احساسی
« پاسخ #2 : 12 نوامبر 2011، 03:32:22 am »

خیلی باحال بود یه راهکار یافتم برای حس و حال الانم
ساعت دقیقا 3:30 هست من تازه بساط خوردن رو راه  انداختم دوستان میگن یه چایی هم بذاری حله..صبحانه ات رو بخور بعد بخواب :)از سر شب تا حالا مشغول خوردنم  الان این مطلب رو خوندم باز به خودم اومدم سوالات رو از خودم پرسیدم برمی گرده به پرهیزهایی که توی خیلی از مسائل زندگیم دارم به خودم میدم پرهیزهایی که قبلا نداشتم و چون به اون شیوه ی قبلی زندگی عادت داشتم رفتارهای سالم جدید طول میکشه که بتونه جای رفتارهای قبلی رو بگیره و جسم و روحم هنوز حس نیاز به رفتارهای قبل رو داره و چون پاسخی که بهش میدم ضعیفه و زمان میبره انگار خوردن یه راه سریع و تنها راه امن موجود به نظر میرسه در حالی که دارم فکر می کنم اگه مراقب نباشم این راه به ظاهر به امن هم میتونه ضربه بزنه پس  تصمیم گرفتم این بساط صبحانه رو جمع کنم و کتاب زبانم رو بخونم به خصوص که بعضی کتب درسی مسکن های قوی هستن  ;)  کتاب خوندن قطعا راه بهتری از نشستن و خوردن های زیادی هست ..نوشته ی موثری بود ممنون خواهر خوبم.. :rose:
خارج شده است
با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد...با سلامی که در آن نور ببارد لبخند...دست یکدیگر را بفشاریم به مهر..
 

این صفحه در 0.066 ثانیه 20 نمایش داده شد.