انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

همه باورها خفه کننده اند و همه ی سرسپردگیها به تو کمک میکنند تا زنده ی واقعی نباشی.انها موجودیت تو را می میراند



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدمهای دوازده گانه آانان - قدم یازدهم  (دفعات بازدید: 2532 بار)

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

قدم یازدهم
از راه دعا و نیایش کوشیدیم به پروردگاری که خود درک می کردیم نزدیکتر شویم و فقط طالب آگاهی از خواست او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.
ارتباط با خدای خود در مقایسه با وقتی که اولین بار قدم به جلسات الانان گذاشتیم در نتیجه تجربیاتی که در طول قدم های یک تا ده به دست آورده ایم، محکمتر شده است. در قدم دو ایمان آوردیم که قدرتی برتر از خودمان می تواند آرامش را به ما بازگرداند، بعضی از ما به آن قدرت خدا می گوییم. در قدم سوم، تصمیم گرفتیم اراده و زندگی مان را به خدایی که خود درک کرده بودیم بسپاریم و نیروی درک آن را تجربه کردیم. در قدم پنجم با اعتراف اشتباهاتمان به خداوند با او صمیمی تر شدیم. درقدم ششم آماده شدیم تا او واقص شخصیتی ما را اصلاح کند. هر قدم یک راهکار جدید معنوی را به ما پیشنهاد می کند. در قدم یازدهم می توانیم در خلال دعا تمرکز و توجه به خواست او (خداوند) با انرژی تازه بدست آمده ای به رشدمان تداوم بخشیم.
اگرچه این قدم به عنوان دومین قدم حمایتی شناخته می شود. اما این قدم عمل تازه ای را معرفی می کند. عمل جستجو کردن به وسیله دعا و تمرکز برای پیشرفت ارتباط آگاهانه ما با خداوند، دعا کردن چیست؟ تمرکز چیست؟ تفاوت آنها چیست؟ نکته مهمی که قابل تأمل می باشد این است که این قدم ما را به سمت دعا کردن و تمرکز راهنمایی می کند نه دعا کردن یا تمرکز.
برای بعضی، دعا یک عمل مذهبی است که به شکل زانو زدن و روی هم قراردادن دستها و صحبت کردن با خدا انجام می شود. دیگران از راهنمایشان یا یکی از اعضای الانان با یک فرد مذهبی می خواهند که آنها را راهنمایی کنند. در الانان برخی با دعاهای ساده مثل دعای آرامش شروع می کنند و با این دعا که: تنها اراده تو حاکم است. بعضی هر روز صبح یا غروب عبادت می کنند. خواندن دعاهای موجود در جزوات الانان راهگشای برخی دیگر است. بسیاری کتابها فقط برای امروز در الانان شهامت عوض شدن، یک روز در الانان یا الاتین، را مطالعه می کنند و ازشعار مربوط به هر روز مثل یک دعا استفاده می کنند. نوشتن نامه هائی به خدا هم می تواند مفید باشد. دعا کردن را از الگوها و تجربه های شخصی دیگران یاد می گیریم. برای بعضی از ما ممکن است این کار مصنوعی به نظر برسد. گاهی اوقات دعاهای ما اجابت می شود و ما لذت می بریم و گاهی هیچ اتفاقی نمی افتد. پذیرش اراده خداوند و زمان خداوند هم نوعی دعا کردن و رها کردن امور است.
هزاران سال است که تمرکز گرفتن در بسیاری فرهنگها یک تمرین روحی بوده است. پیدایش کردن لحظات ساکت و بی دغدغه در زندگیهای شلوغ ما مشکل به نظر می رسد و بسیاری از افراد برنامه ریزی زمان و مکان مشخص باری تمرکز را مفید می دانند. در ابتدا ممکن است ما به وقت زیادی احتیاج نداشته باشیم. موفقیت حاصل می شود. تقریباً همه ما اگر بخواهیم می توانیم این چند دقیقه را به دست بیاوریم. اگر در نظم بخشیدن و مرتب کردن امور ذهنی مان موفق شویم. این لحظات کوتاه تمرکز افزایش خواهد یافت.
تمرکز چیست؟ الانان اجازه می دهد که هر کس خودش و به دلخواه خودش به این سؤال پاسخ دهد. استفاده از تجربیات دیگر اعضاء الانان می تواند به ما کمک کند تا راه خودمان را پیدا کنیم. در اینجا فقط تعداد محدودی از جوابهای اعضاء الانان به دوستانشان را می آوریم.
-   برای من تمرکز یعنی یک آگاهی بالاتر معنوی، من تمرین می کنم تا بخاطر داشته باشم هر عملی می تواند یک هدف معنوی داشته باشد.
-   من به یک مکان خلوت می روم، چشمهایم را می بندم و کلمات دعای آرامش را برای خودم با صدائی ملایم تکرار می کنم.
-   من احتیاج دارم که به آن سوی افکارم بروم. بنابراین روی نقش کشیدنم تمرکز می کنم چندین بار از یک تاده ، با هر دم و بازدمی می شمارم.
-   به سادگی به عقب بر می گردم و افکارم را مرور می کنم، درست مثل اینکه یک نمایشنامه را نگاه می کنم فقط به امروز فکر می کنم و گذشته و آینده را تنها می گذارم.
-   در ذهنم، دستهای آن قدرت نیروی برتر را تصور می کنم. تمام مشکلات و نگرانیهایم، شادیها و قدرشناسی هایم را یکی یکی در دستهایش قرار می دهم و در نهایت من هم از دستهایش جای می گیرم.
-   روی یک گل تمرکز می کنم. وقتی افکارم مغشوش می شود می پذیرم که ذهنم فقط کار خودش را انجام می دهد.
-   فکر کردن – و بعد به آرامی به موضوع خودم بر می گردم.
بعضی از افراد در می یابند که در هنگام تمرکز، نفس کشیدنهای آرام و طولانی به آرامش و سکون بدن و ذهن کمک می کند. هدف ما این نیست که در طول مدت تمرکز سعی کنیم مشکل بخصوصی را حل کنیم. گرچه بعضی افراد در مدت تمرکز، جرقه هایی از ایده های جدید و راه حل های تازه را تجربه می کنند. سعی می کنیم که وقت خود را با نگرانی و فکر کردن روی یک مسئله هدر ندهیم. آنچه ما در تمرکز می جوئیم، پیدا کردن آرامش و سکوت کافی برای شنیدن صدای آرام درونمان است. ما همه باید احساس کنیم که آزادیم و به هر شکلی که برای ما مفید است تمرکز پیدا کنیم.
دعا کردن و تمرکز هر دو اعمالی هستند که ما آگاهانه انجام می دهیم تا قلب و ذهن خود را نه تنها برای بدست آوردن بهبودی در الانان بلکه برای به دست آوردن تجربیات، نیرو و امید دیگران باز نگه داریم. آرزو و نیاز ما برای علم به حضور خداوند، توسط بسیاری از اعضاء الانان تجربه و پرورش یافته است. در بسیاری از اتاقهای جلسات الانان این جمله توسط اعضاء گفته شده است که "دعا کردن صحبت کردن با خداست و تمرکز کردن گوش دادن به خداست".
توسعه یا ایجاد یک ارتباط آگاهانه با خداوند همیشه ساده نیست و بعضی اوقات این راه ممکن است ناهموار و پر از مانع به نظر برسد. حتی بعد از سالها تمرکز و دعا کردن، اغلب ما گاهی خودمان را در ناامیدی یا نارضایتی می یابیم. با استفاده از قدم دهم می توانیم کشمکشهای را که مانع دعا و تمرکز ما می شوند، مشخص کنیم. مهربان بودن با خودمان و به خاطر آوردن این مسئله که ما انسان هستیم و در یک راه معنوی همراه با پستی و بلندی گام بر می داریم. می تواند برای ما مفید باشد. همانطور که در انتهای جلسات الانان می گوییم ما کامل نیستیم. یاد می گیریم که خیلی به خودمان سخت نگیریم و بفهمیم که نیروی برتر با عشق و علاقه و صبورانه منتظر یک ارتباط تازه با ما است.
قسمت دوم قدم یازدهم "دعا کردن برای علم به اراده اش و قدرت اجرای آن" دعاهای ما را در جهت مشخص متمرکز می کند: یعنی خواست خداوند نه ما. درخواست شناخت اراده خداوند به این معنی است که به اراده ما احاطه دارد. کار کردن روی قدم های قبلی به متمایل شدن ما کمک کرده است. قبل از بهبودی، برخی از ما رفتار غیرقابل پذیرش دیگران را می پذیرفتیم. ایمان آوردیم که ما اراده خداوند را عملی می کنیم.
علاوه بر تلاشهای خالصانه، ما همیشه قادر نیستیم که اراده خداوند را از اراده خودمان تشخیص دهیم. اما می توانیم برای پیشرفت تلاش کنیم. وقتی یک شادی تازه را تجربه می کنیم. حالا با قدردانی تازه کشف شده ای، جشن می گیریم. وقتی اشتباهی می کنیم. از آن اشتباه پند می گیریم و به رشد خود ادامه می دهیم، فقط برای امروز.
در تجربه کردن اراده خداوندی، برخی از اعضاء یک احساس عمیق آگاهی و آرامش را تجربه می کنند. از خداوند می خواهیم که علاقه ما را برای انجام دادن آنچه که برای ما خوب است افزایش دهد و اشتیاق ما را برای آنچه که انجام دادنش برای ما ضرر دارد. کاهش دهد. می توانیم بپذیریم که لحظه به لحظه به آرامی خود را سالمتر و دوست داشتنی تر احساس می کنیم. و این عکس العملی در مقابل دعاها و تمرکز ما است. احساسات پرحرارت، گاهی اوقات پیامهای نافذی را به همراه می آورد.اگر یک پیام نافذ به دست آوردیم و متحیر ماندیم که آیا این اراده ماست یا سخن پروردگار، عاقلانه ترین کار این است که با راهنمایان یا یکی از اعضاء الانان قبل از انجام هر عملی آن رادر میان بگذاریم.
جستجو کردن، دعا کردن و تمرکز گرفتن، پیشرفت کردن، ارتباط آگاهانه، درک کردن دانش، اراده خداوند و نیرو هدایایی هستند که از قدم یازدهم به دست می آید. با انرژی تازه به دست آمده یاد می گیریم که در مقابل اراده خداوند تسلیم باشیم. ایمان و قدرت با دعا کردن و تمرکز گرفتن هر روز افزایش پیدا می کند.
هزاران راه برای رسیدن به خداوند وجود دارد و ما می توانیم یکی از آنها را انتخاب کنیم. حداقل ما یک راه انتخاب می کنیم و به سفر خود در جهت بهبودی ادامه می دهیم.

خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

اعضاء در  تجربیات، نیرو و امید یکدیگر شریک می شوند
یک معجزه
قدم یازدهم، یک  قدم استثنائی است. از لحظه ای که آن را شنیدم آن را دوست داشتم. قبل از اینکه به  الانان بیایم به مذاهب شرقی علاقمند شده بودم دیدم که ایده تمرکز، جالب به نظر می  آید. اما به نظر می رسید که تمام تلاشهایم در تمرکز گرفتن شکست می خورد. نمی  توانستم بیشتر از 30 ثانیه ذهنم را آرام نگه دارم. از آنجایی که بار اول آن را به  دست نیاوردم، خود را ناامید دیده و تسلیم شدم.
وقتی به جلسات  الانان آمدم، یک راهنما گرفتم، از او پرسیدم با توجه به این که کار کرد قدمها را  تازه شروع کرده ام. آیا می توانم تمرکز را شروع کنم. او گفت که پیش روم چرا که دعا  کردن و تمرکز ابزاری هستند که من همیشه می توانستم از آنها استفاده کنم. دوباره  سعی کردم تا تمرکز کنم. با اطمینان از این که، این بار آن را هر چه که هست به دست  خواهم آورد. وقتی دیدم که هنوز هم نمی توانم ذهنم را ساکت و آرام نگهدارم خیلی  ناامید شدم. افکارم در مغزم با سرعت 3000 مایل در ساعت در حرکت بود. بنابراین  تسلیم شدم.
به کارکرد قدم ها  ادامه دادم. به قدم نهم رسیدم. راهنماها عوض شدند و دوباره روی قدمها کار کردم تا  بالاخره به قدم یازدهم رسیدم. با وجود اینکه روی آن قدمها در حدود پنج یا شش ماه  کار کرده بودم خیلی عوض شدم. می خواستم که علاقمند باشم. سعی می کردم به بهترین  وجهی که می توانم دعا و تمرکز کنم. اگر بار اول نمی توانستم آن را به خوبی انجام  دهم، تسلیم نمی شدم.
اگرچه نگاهم به  زندگی به طور قابل ملاحظه ای تغییر کرده بود، اما هنوز هم هنگام بیدار شدن در صبح  اوقات سختی داشتم. اغلب اوقات در رختخواب دراز می کشیدم تا وقت زنگ زدن به  راهنمایم برسد. بعد از صحبت کردن با او، احساس می کردم می توانم بقیه روز را  بگذرانم، وقتی شروع به تمرین قدم یازدهم کردم. تصمیم گرفتم اولین کار هر روز صبحم  انجام این قدم باشد.
هر روز صبح در  حالی از خواب بیدار می شدم که از زنده بودن خود ناراحت و غمگین بودم. نمی خواستم  هیچ کاری را انجام بدهم. شروع کردم به خواندن دعاهای کوتاهی که راهنمایم به من  پیشنهاد کرده بود. یادداشتها را می خواندم و سعی می کردم که به نیروی برتر گوش فرا  دهم. اغلب آن را بلند می خواندم چون فهمیده بودم که این کار باعث می شود تا افکارم  آرام بگیرند. وقتی پس از یک ساعت تلاش کامل اوضاع و احوالم تغییر می کرد. بسیار  شگفت زده می شدم. احساس شادی می کردم. آماده می شدم که روز خود را شروع کنم. حتی  تصمیم گرفتن راجع به این که چه کاری را اول انجام بدهم به آسانتر شدن کار کمک می  کرد. این کار سرگرم کننده بود. این برنامه را هر روز دنبال می کردم. تغییر را در  رفتار خود احساس می کردم. بعضی روزها این تغییر سریع بود و بعضی روزها بیشتر طول  می کشید. من فقط به کار کردن روی این برنامه ادامه دادم. به دلیل نامعلومی، قلبم  پر از شادی و امید شده بود به نظر یک معجزه می آمد.
حتی مواقعی که  احساس می کردم می خواهم تسلیم شوم. به برنامه هر روز صبحم ادامه می دادم. چون  معجزه رفتار تغییر یافته ام را به خاطر داشتم. من حتی هدیه ای بزرگتر را به خاطر  تمرین روی قدم یازده به دست آوردم. یک روز با انرژی و شادی زیادی از خواب بیدار  شدم نمی توانستم آخرین باری که با این احساس بیدار شده بودم را به خاطر بیاورم.  حالا بیشتر از یکسال است که تقریباً هر روز با آمادگی برای سروکله زدن با کارهای  روزمره و زندگی از خواب بیدار می شوم. نمی توانم به شما بگویم که بیدار شدن و نگاه  کردن به روزی که در پیش دارید، چه احساس عجیبی است. بیدار شدن و این احساس که من  جزئی از این جهان هستم.
« آخرين ويرايش: 21 مه 2011، 02:16:30 pm توسط افق »
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

یک چرخش ساده
برای من کار ساده  ای نبود که راجع به قدم یازدهم صحبت کنم. ارتباط من با پروردگار خصوصی تر از روابط  بین دو جنس مخالف بود. بیاد می آوردم شوهرم بعد از مدت کوتاهی که از بهبودیش می  گذشت گفت که ترجیح می دهد که ما با هم دعا کنیم. تنها فکر کردن به آن مرا می  ترساند. به او جواب ندادم. وانمود کردم که اصلاً نشنیدم چه گفته است. در سالهای  رشد، مادرم تنها فرد مذهبی خانواده بود. ارتباط او با خداوند هم خیلی خصوصی بود  اما می توانم بگویم که این ارتباط براساس ترس بود. تنها وقتی که پدرم خدا را به  یاد می آورد. زمانی بود که می خواست ما را نفرین کند. می دانم که این تجربیات مرا  تبرئه نمی کند تا شروع خوبی را با خداوند داشته باشم. زندگی کردن با یک فرد الکلی  برای سالیان متمادی هم کمکی نمی کند. خداوند به هیچ کدام از دعاهای من برای این که  شوهرم را به حالت عادی برگرداند پاسخ نداد، کم کم به این فکر افتادم که خداوند به  من توجهی ندارد.
با کمک الانان و  قدمهای دوم و سوم، یازدهم امروز عوض شده ام. می دانم که خداوند مرا دوست دارد و به  من توجه می کند. تمام آنچه که او برای من می خواهد شاد بودن است. مدتی طول کشید تا  این موضوع را یاد گرفتم. چون خدائی که من قبلاً می شناختم خدائی بود که فقط قضاوت  و تنبیه می کرد. در برنامه کسانی را دیدم که ارتباط خوبی آن طور که من می خواستم  با خداوندشان داشتند. اما من نمی توانستم چطور آن را بدست آورم. درباره دعا کردن و  تمرکز فهمیدم که دعا کردن الزاماً همان چیزی نبود که من از کودکی حفظ کرده بودم.  دعا کردن به سادگی می توانست صحبت کردن با خداوند باشد که خیلی سخت نبود. چون من  قبلاً این کار را انجام می دادم. تمام معنی تمرکز گوش کردن به خدا بود. فقط ساکت  بودن و پاک کردن ذهن از افکاری که نگرانی می آورد بنابراین می توانستم به آنچه که  خداوند به من می گفت گوش بدهم، قدم یازدهم می گفت که ارتباط من با خدا حتماً نباید  کامل باشد من فقط نیاز داشتم که سعی کنم این ارتباط را وسعت دهم.
قسمتی که مربوط به  اراده خداوند بود. به نظر من انجام دادنش سخت بود. تا هنگامی که این بخش به سادگی  برایم توصیف شد. چطور بدانیم که اراده خداوند چیست؟ فهم این مسئله بسیار ساده است  فقط هر روز صبح بلند شده و به حرکت کردن ادامه دهید و وقتی به یک دیوار برخورد  کردید به سمت دیگر بپیچید. این کار به نظر ساده می آمد، اما چند بار تاکنون من به  این دیوارها رسیده ام و همانجا متوقف شده ام و هیچ کاری انجام نداده ام چند بار  تاکنون من خودم را به دیوار کوبیده ام، در نتیجه فقط خود را از پا انداخته ام و به  جائی نرسیده ام، چقدر آسانتر است که یک تغییر مسیر ساده بدهم و به حرکت کردنم  ادامه دهم.
« آخرين ويرايش: 21 مه 2011، 02:17:58 pm توسط افق »
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

ما منحصر به فرد  هستیم
قدم یازدهم را به  چهار قسمت تقسیم کردم. دعا کردن صبحت کردن با خداست. راجع به این که تصمیم او برای  من چیست. تمرکز کردن فقط گوش کردن و تمرکز کردن روی قدرت خداوند است که درون من  است. ارتباط آگاهانه این است که در اعماق وجودم به حضور خداوند ایمان داشته باشم.  آگاهی و قدرت وقتی به دست می آید که راه های گوناگون دیگر را مانع شوم و به اراده  خداوند گوش فرا دهم. از این طریق، من رابطه عمیق تری را با خداوند برقرار می کنم.  می توانم قدرت، دانائی و عشق و آرامش او را احساس کنم. شهامت قبول کردن اراده اش  را با عشق و فروتنی، آرامش، مهربانی و گاهی اوقات با شوخ طبعی به دست می آورم.
دعای من این است  که هر کسی عشق، قدرت و دانایی و فهم نیروی برتر، را پیدا کند، دعا می کنم که هرکس  عشق بلاعوض را در راه دوست داشتن خود بیابد. همه بدانند که ما منحصر بفردیم و  فرزندان خداوند هستیم.
« آخرين ويرايش: 21 مه 2011، 02:19:18 pm توسط افق »
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

سؤالات قدم  یازدهم
از راه دعا و  نیایش کوشیدیم به پروردگاری که خود درک می کردیم نزدیکتر شویم و فقط طالب آگاهی از  خواست او برای خود و قدرت اجرایش شدیم.
1-   چطور تفاوت  بین دعا کردن و تمرکز را تعریف می کنم؟ می توانم با راهنمایم، یکی از دوستان  الانانی با فردی که من راهنمای او هستم راجع به این تفاوتها صحبت کنم؟
2-   آیا مشتاق  هستم که امروز دعا کردن و تمرکز را امتحان کنم؟
3-   چه کاری می  توانم انجام دهم تا دعا و تمرکز را امروز به زندگیم اضافه کنم؟
4-   آیا مکان و  زمان بخصوصی برای دعا کردن و تمرکز دارم؟ چه کاری می توانم انجام دهم تا این زمان  و مکان را به وجود آورم؟
5-   چطور  ارتباط آگاهانه ام را با خداوند وسعت داده ام؟ آیا از گروه کمک گرفته ام؟ از  راهنمایم؟ هر کس دیگری در الانان؟
6-   چه تجربیات  معنوی شخصی دارم که می تواند به من در برقراری یک ارتباط آگاهانه با خداوند کمک  کند؟
7-   دعا کردن  برای اراده خداوندی و نه اراده خودم، چه مفهومی دارد؟ چطور می توانم بین اراده  خداوند و خودم تفاوت قائل شوم؟
8-   چطور راجع  به اراده خداوند مرتکب اشتباه شده ام؟ اراده خودم چطور باعث ایجاد مشکلات برایم  شده است؟
9-   دوست دارم  امروز چطور راهنمایی بشوم؟
10-   آیا امروز  مانعی برای انجام این قدم بر سر راهم وجود دارد؟ آن مانع چیست؟ چه قدمهایی را می  توانم مرور کنم که کمک کند تا احساس کنم دوباره ارتباط برقرار کرد هام؟
11-   برای داشتن  قدرت قبول اراده خداوندی به چه چیزی احتیاج دارم؟ آیا از خداوند آن قدرت را طلب  کرده ام؟
 
« آخرين ويرايش: 21 مه 2011، 02:22:26 pm توسط افق »
خارج شده است

A.B

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +4/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 34
  • آبی به رنگ آسمان
پاسخ : قدمهای دوازده گانه آانان - قدم یازدهم
« پاسخ #5 : 07 فوریه 2012، 07:30:26 pm »

 :pray:در قدم یازدهم ازطریق دعا و مراقبه به دنبال بهبودی رابطه آگاهانه با خداوند هستم. چگونگی انجام اینکار کاملا به من مربوط است. شاید هنگام جستجوی نشانه ها در اطرافیانم یا در وقایع و حوادث غیر قابل توضیح زندگی ام،از نیروی برترم آگاهتر شوم،یا شاید این نیرو را ماورای دنیا ی منطق و دلیل جستجو کنم. ممکن است از طریق احساسات،غرایزیا خیالاتم به دنبال پاسخها باشم .شاید مسیر روحانی قدیمی را دنبال کنم. تنها به این روش از اعمالم مطمئن می شوم ،تنها به این روش شجاعت تحول را پیدا می کنم.
برای پاک کردن ذهنم از افکار غیر ضروری و عجولانه وقت می گذارم.فضای محدودی در ذهنم وجود دارد تازمانیکه اینکار را انجام دهم .اما با ازبین بردن آشفتگی این فضا نامحدود می شود. وهدایتی که حقیقتا مایل به پذیرش آن هستم تحقق پیدا می کند.
اعمال روحانی پیشنهادی فدم یازدهم نیروی مقتدرخوبیها در زندگیمان است.
 بگذارید تصور نکنم برای آن وقت ندارم.
خارج شده است
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که کی خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
 

این صفحه در 0.07 ثانیه 20 نمایش داده شد.