انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

عشق چنان از احترام سرشار است که آزادی را هدیه می کند. و اگر عشق آزادی به همراه نیاورد، عشق نیست؛ چیز دیگریست



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدمهای دوازده گانه آلانان - قدم هشتم  (دفعات بازدید: 2320 بار)

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

قدم هشتم
فهرستی از تمام کسانی که به آنها زیان رسانیده بودیم تهیه  کردیم و درصدد جبران برآمدیم.
در قدم  هشتم وظیفه جدیدی به ما واگذار شده تا آن را انجام دهیم و مسیر جدیدی که برای  رسیدن به بهبودی به آن نیازمندیم وظیفه مخصوص ما این است که لیستی از تمام کسانی  که به آنها لطمه زده ایم تهیه کنیم. قسمت دوم قدم هشتم این است که با خود کلنجار  برویم تا واقعاً بخواهیم که از آنها دلجوئی کنیم. بسیاری از اعضاء بدون در نظر گرفتن نیرویی که این قدم می دهد، به قدم نهم  رفته اند. بدست آوردن یک راه هموار از طریق اراده (خواستن) نقطه شروع تازه ای است  برای ادامه رشد و بهبودیمان.
بسیاری از اعضاء الانان که قبلاً قدم چهارم خود را کامل کرده  اند. لیستی از افرادی که به آنها ضرر رسانده اند. دارند، فهرستی که در قدم چهارم  تهیه کرده ایم می تواند زمینه ی قدمهای بعدی باشد. ما احتمالاً راجع به کسانی که  در زندگیمان به آنها آسیب زده ایم نوشته ایم. همانطوری که به یاد می آوریم مشخص  کردن این افراد و این که چه کاری انجام داده ایم که باعث ایجاد درد و رنج در آنها  شده ایم، کار آسانی نبود. با کارکردن روی قدمهای چهارم و پنجم به موانع زیادی غلبه  کرده ایم و به خودآگاهی بیشتری رسیده ایم.
چطور می  توانم یک لیست تهیه کنم؟ یکی از اعضاء می گفت که او ستون هایی را با عنوان های ذیل  تهیه کرد: - شخص رنجانده شده ارتباط او با من کاری که من انجام داده ام و او آسیب دیده دلیلی که برای  دلجویی کردن ونیت خود دارم. در این مرحله او اسامی کسانی را که در قدم چهارم آماده  کرده بود به این جدول انتقال داد و شروع کرد به ،اضافه کردن اسامی جدید.
بعضی از  ما لیست خود را با شخصی شروع می کنیم که هنوز هم به خاطر او احساس ناراحتی می کنیم  با کمک راهنما یا با کمک یکی از دوستان برنامه و یا به وسیله نوشتن، لیست خود را  به دقت امتحان می کنیم بعضی از اسامی مشخص هستند: می دانیم چه کاری انجام داده ایم  که به خاطر آن احساس بدی داریم یا احساس گناه می کنیم. بقیه اسامی نیاز به این  دارند که با دقت دلایلی را که به خاطر آنها احساس ناراحتی می کنیم جستجو نماییم.  بعضی از اسامی افرادی هستند که به نظر می رسد به ما لطمه زده اند ولی در واقع به  ما آسیبی نرسیده. اگر هنوز از آنها رنجشی به دل داریم با بخشیدن آنها به آرامش  فکری خود کمک بیشتری می کنیم. بعضی از ما در می یابیم که لیست هایمان بی انتها  هستند. این می تواند دلیلی باشد بر احساس مسئولیت بیش از حد که افراط است و ما فقط  با اینکار به خودمان لطمه می زنیم، اعضا اغلب تشویق می شوند که اسم خودشان را در  ابتدای لیست بگذارند دانستن اینکه دیگران این خودآگاهی را تجربه کرده اند احساس  قدرشناسی را در ما به خاطر دوستیشان و به خاطر دوستانی که به طریق خاصی هنوز ما را  دوست دارند بوجود می آورند حتی اگر در این لحظه خود را دوست نداشته باشیم.
بعد از  اینکه لیست خود را با دقت امتحان و بازخوانی کردیم. آماده ایم که به سراغ قسمت دوم  قدم هشتم برویم یعنی تمایل داشتن، قدم هشتم ما را به انجام عمل و سعی در تداوم  آنچه که می خواهیم هدایت می کند. اگر بر روی خودمان و وظیفه مان تمرکز و توجه  داشته باشیم. اعم از این که شکل 50درصد با 95درصد باشد، بهتر قادر خواهیم بود تا  علاقمند شویم. چطور می توانیم این اراده را به دست بیاوریم؟ بعضی عبادت و تفکر و  تعمق را جستجو می کنند و بعضی دیگر مایلند از تجربه راهنمایان دیگر دوستان الانانی  بهره ببرند.
هنگام کار  کردن بر روی هر قدم، اعضاء نسبت به نیروی برترشان، شعار رها کن و به خداوند بسیار  و شانس شروع مرحله ای با نیرویی که آنها را از گذاشته شان دور می کند. آگاهی  بیشتری می یابند. آیا می توانیم آینده ای را بدون دور ریختن پس مانده های گذشته  شروع کنیم؟ اغلب قاطعانه به این سؤال پاسخ منفی می دهند. به خاطر اینکه می خواهیم  بار سبکتری حمل کنیم این عقیده را پیدا می کنیم که این قدم عملی از طریق معنوی  هدایت خواهد کرد. یکی از اعضاء می گفت: او مدتها پیش یاد گرفته است که برنامه ریزی  کردن خوب است اما نباید نتیجه خاصی از این برنامه ریزی انتظار داشت. این مسئله در  مورد قدم هشتم هم صدق می کند. فقط از ما می خواهد تا اشتباهات خود را جبران کنیم.
بعضی لیست  خود را به ترتیب دلخواه خود طبقه بندی می کنند. اول لیست کسانی قرار دارد که ما می  توانیم بگوییم «بله من می خواهم جبران کنم». دسته دوم کسانی هستند که ممکن است  بخواهیم جبران لطماتی را که به آنها زده ایم بکنیم. دسته سوم کسانی هستند که ما  هنوز احساس می کنیم که بگوییم «به هیچ وجه» علاقه ما برای جبران کرن با گروه اول  یعنی (بله) شروع می شود. با تقویت قدرت روحی خودمان این سیر را برای بقیه افرادی  که در لیست هستند هم ادامه می دهیم. وقتی احساس می کنیم که کم کم بی حوصله می  شویم. برای به دست آوردن علاقه وارده مان دعا می کنم. گاهی اوقات مجبور هستیم تا  برای بدست آوردن تمایل به خواستن دعا کنیم.
بعضی  افراد در لیست هستند که به ما ضرر زده اند. آیا آنها واقعاً باید در این لیست  باشند، ما ممکن است آنها را در لیست (هرگز) قرار دهیم در این صورت این احساس را  تجربه می کنیم که دوست نداریم جبران اشتباهاتمان را در قبال آنها کنیم. ممکن است  که با کمک راهنمای خود بتوانیم رها کرده و به خداوند بسپاریم و برای تداوم کسب  علاقه به جبران کردن دعا کنیم.
در زندگی  کردن با بیماری الکلیزم عکس العمل های یکی از والدین (پدر و مادر) غیرالکلی نسبت  به دیگری که الکلی است ممکن است به بچه ها در خانواده لطمه بزند، به عنوان یک فرد غیرالکلی ممکن است
 به سختی دیده شوند، اما مسئولت داشتن  در قبال آنها الزامی است. مادامی که بر روی برنامه بهبودی مان فقط برای امروز در الانان کار می کنیم.  آنها این ارزش را دارند که مورد توجه ما واقع شوند. ممکن است بعضی از کسانی که به  آنها لطمه زده ایم به ما لطمه زده باشند. تلافی کردن صدماتی که از طرف مقابل دیده  ایم فقط مانع بهبودی ما می شود و ما را از هدفمان دور نگه می دارد.
یکی از  دلایل شکست که ما به ندرت آن را تشخیص می دهیم. توقع زیاد از دیگران است. یا این  که انتظار داشته باشیم آنها همان طور که ما می خواهیم زندگی کنند. حرف بزنند و  کاری را انجام دهند. (فقط برای امروز در الانان صفحه 217) کار ما این است که به  سهم و نقش خود نظری بیافکنیم. ما نمی توانیم لیست کس دیگری را بگیریم یا قدم هشتم  دیگران را انجام بدهیم. یا حفظ تمرکز بر روی خودمان دوباره از خود می پرسیم آیا  مشتاق هستیم؟
خیلی مهم  است که از تمام امکاناتی که در دسترس داریم استفاده کنیم لیست خود را به  راهنمایمان نشان می دهیم و راجع به خواست خود با او صحبت می کنیم.
ما به  جلسات الانان می آییم تا به خود یادآور شویم که می خواهیم از طریق سالمترین روش در  مقابل یک بیماری نیرومند و موذی خانوادگی بایستیم. در نهایت، به سهم خود کاری را  در این موقعیت انجام دهیم. حضور درجلسات و صحبت تازه واردین به ما کمک می کند تا  ببینیم که چه راه درازی را پیموده ایم. دعا کردن ما را در حفظ ارتباط آگاهانه با  خدا نگه می دارد و به ما کمک می کند که خودمان را بپذیریم و ببخشیم.
تا وقتی  کسانی را که به ما لطمه زده اند، برای وجود خودشان قبول کنیم، تمایل به جبران  اشتباهات وظیفه مشکلی بنظر می آید. قدم هشتم به ما یادآور می شود که فقط ما هستیم  که می توانیم خطاهای گذشته مان را بیابیم و از آن دور شویم. اکنون لیست ما کامل  شده و آماده هستیم. اکنون در پی شهامتی هستیم و باید به خاطر داشته باشیم که لازم  نیست تنها به خاطر این که اراده کردیم کاری را انجام دهیم. بلکه باید تمایل به  انجام آن داشته باشیم. تمایل داشتن تمام آن چیزی است که از ما خواسته شده است. با  اراده و اشتیاق برای بهبودی روزافزون در زندگیمان به آن قدرت مافوق رو می آوریم تا  به ما کمک کند که به قدم نهم برسیم.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

اعضاء در  تجربیات، نیرو و امید یکدیگر شریک می شوند.
دیدم که  در قدم هشتم ترس به من غلبه کرده است.
وقتی به الانان  آمدم خطا در هر موردی برایم سیاه و سفید، همه چیز یا هیچ چیز بنظر می رسید. در ابتدا  همان طور که بیشتر راجع به بیماری الکلیزم یاد می گرفتم. در مورد هر چیز مستقیماً  الکلی را سرزنش می کردم. به تدریج یاد گرفتم که مسئولیت و نفش خود را در این  موقعیت ها بپذیرم.
بعد از  سالها کار کردن روی لیست قدم چهارم، بالاخره قدم پنجم را برداشتم روی قدم های شش و  هفت تمرکز کردم و دعا کردم. تا اینکه خود را در مقابل قدم هشتم دیدم.
به خاطر  آوردم که چطور گاه به گاه روی قدم چهارم کار می کردم و به خاطر اینکه از قدم پنجم  می ترسیدم، از آن طفره می رفتم و حالا در قدم هشتم با ترس مواجه شده بودم چون از  روبرو شدن با کسانی که به آنها صدمه زده بودم می ترسیدم.
گرچه  شنیدم که «قدم به قدم آنها بنا به دلیلی به این ترتیب درآمده اند » اما ترس مرا  فرا گرفته بود. نمی توانستم لیست را بنویسم. راهنمایم به من پیشنهاد کرد که به یک  نردبان یا پله هایی که از یکدیگر فاصله هائی یکسان دارند فکر کنم. برای بالا رفتن  از هر پله باید به همان اندازه پله قبلی سعی و اراده داشت. او به من یادآوری می  کند که می توانم هرچقدر که خواستم روی قدم هشتم بمانم. اوگفت تهیه لیستی از تمام  افرادی که به آنها صدمه زده ام و تمایل به جبران آنها به این معنی نیست که هم اکنون  باید آنها را جبران کنم.
مطالبی که  راهنمایم به من گفت کمک کرد تا لیستم را تهیه کنم. اعضا خانواده ام، همکاران و دوستان بسیاری از افرادی که در زندگیم مهم بودند در  لیست خود آوردم به جلسه کارکرد قدم هشتم رفتم و شنیدم خانمی می گفت که اسم خودش را  در بالای لیست قرار داده است این ایده مرا تکان داد. چند بار تاکنون خود را به  خاطر کارهائی که من در آن مقصر نبودم سرزنش کرده ام. بنابراین اسم خودم را هم در  لیست وارد کردم.
وقتی لیست را تهیه کردم، شروع به کارکردن بر روی قدم هشتم کردم. فهمیدم نیازی  نیست تا تصمیم بگیرم که چطور اشتباهاتم را جبران کنم. تمام آنچه که من باید انجام  می دادم این بود که بخواهم اشتباهاتم را جبران کنم. احساس می کردم برای جبران  اشتباهاتم به بعضی از افراد توجه بیشتری می کنم. اما قدم گفت: تا حدی که وقت و  اجازه پیشرفت تمایلاتم کفایت می کند، علاقه مند شوم تا میزان اراده ام بیشتر شود.  دعا کردن و تمرکز و نوشتن مقدار زیادی به من کمک کرد. قدم هشتم این آزادی را به من  داد تا اشتباهاتم را اعتراف کنم و به سمت آنها حرکت کنم. خودم را بخشیدم. قدم هشتم  مرا از بار گناهی که سالها آن را با خود حمل می کردم خلاص کرد.
                         
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

تمایل به اصلاح یک رابطه
اصطلاح (نگاه کن قبل از پریدن) وقتی که وارد قدم هشتم شدم برای من کاربرد  داشت. کلمه ای که در قدم هشتم روی آن تمرکز کردم. تمایل داشتن بود. برایم مهم بود  که از وسوسه پریدن به جلو و جبران خطاهایم دوری کنم. قدم هشتم مانند قدم نهم نبود  و بنابراین احتیاج داشتم که از سرعت خود بکاهم، برای متمایل شدن، لازم بود به آنچه  که باید جبران می کردم. نگاهی بیاندازم. نیاز داشتم به جای اینکه به مرحله عمل  بجهم در مودر کارهائی که کرده ام فکر کنم.
کلمه مهم دیگری که در قدم هشتم باید در نظر می گرفتم. لغت (همه) بود این کلمه  به من کمک کرد تا از بعضی زخم های کهنه عصبانیتها و رنجش ها دوری گزینم. قسمت اول  قدم می گفت: یک لیست از تمام افرادی که لطمه زده بودیم تهیه کنیم. پیشنهاد شد که  یک صفحه کاغذ را به سه ستون با عنوانهای زیر تقسیم کنیم:
1-          به چه کسی  صدمه زده ام؟
2-          چطور لطمه  زده ام؟
3-          جبران  مناسب کدام است؟
وقتی شنیدم که باید اسم خودم را بالای لیست قرار دهم، متعجب شدم نمی دانستم که  به خودم بیشتر از هر کس دیگری لطمه زده ام، کمی وقت گرفت تا جزئیات چگونگی لطمه  زدن به خودم را آموختم.
نمی دانستم که لازم است اسم فرد الکلی را هم در لیست خود قرار دهم، چون فکر می  کردم که او به من لطمه زده است. آن چه که من فهمیدم این بود که او به من لطمه نزده  است بلکه خودم به خودم لطمه زده بودم. بطور مثال زمانی بود که او می خواست ماشین  را بردارد و چیز برای نوشیدن بخرد و من دستگیره در ماشین را نگه داشته بودم تا مانع  رفتن او شوم. او ماشین را راند و دست من زخمی شد . من باعث شدم که دستم زخمی شود  چون آن را جائی قرار دادم که نباید قرار می دادم. آن الکلی متوجه نبود که دست من  زخمی می شود. اتهامات ناشی از عصبانیت من در هر صورت به او صدمه می زد. این حادثه  یکی از نمونه های بازی کردن من بود. «بازی سرزنش کردن» بالاخره فهمیدم که احتیاج  داشتم خدا را هم در لیست خود قرار دهم. به خاطر اینکه از او روی گرداندم و ایمان و  اعتمادم را از او سلب کردم. حالا می دانم که خدا باید در بالاترین نقطه لیست من  باشد چون اوهمیشه با من بود. او به من کمک کرد حتی وقتی که من فکر می کردم تنها  کسی هستم که از خودم مراقبت می کنم.
وقتی شروع کردم به تهیه لیست قدم هشتم، فکر می کردم افراد زیادی هستند که من  به آنها صدمه زده ام. همان طور که معلوم شد. ترازنامه قدم چهارم جداً به من کمک  کرد و مرا در این راه راهنمایی کرد. همانطور که ستون (چطور لطمه زده ام) را می  خواندم متوجه شدم که بعضی از افرادی را در لیست قرار داده ام که به آنها لطمه ای  نزده ام. برای مثال اگر من افکار بدی راجع به کسی داشتم، این افکار برای خود من  مضر بودند چون روی رفتارمن اثر می گذاشتند. از طرف دیگر کسانی بودند که در لیست  خود قرار ندادم چون لطمه ای که به آنها زده بودم ناشی از این بود که آنها به من  لطمه زده بودند. فهمیدم که این طریق توجیه کردن به کار من نمی آید چون این لیست،  ترازنامه من بود. من مسئول رفتار آنها نبودم و سرزنش کردن آنها اشتباهات مرا توجیه  نمی کرد. همچنین فهمیدم که بخاطر صدماتی که به دیگران زده بودم احساس گناه می کنم.  حتی اگر طرف مقابل صدمه ندیده باشد. تمام آنچه که نیاز داشتم این بود که رفتار خود  را عوض کنم. قبل از اینکه یاد بگیرم مسئول احساسات دیگران نیستم، حتی کسانی را در  لیست وارد کرده بودم که مرا به خاطر اینکه به احساسات آنها لطمه زده بودم سرزنش می  کردند.
بعضی از لطماتی که زده بودم به خاطر کارهائی بود که انجام داده بودم و برخی از  آنها به خاطر کارهائی بود که در انجام دادنش شکست خورده بودم. چون تمام توجه خود  را روی فرد الکلی قرار داده بودم، اغلب از خودم و دیگران غفلت می کردم. بنابراین  لازم بود تا کارهائی که انجام داده ام و کوتاهی خودم را در لیست قرار دهم.
ستون سوم «جبران مناسب» تا وقتی که قدم نهم را کاملاً مطالعه نکنم به طور کامل  انجام نمی شد. اما می توانستم به این موضوع فکر کنم که چطور از کسانی که به آنها  لطمه زده ام، دلجوئی کنم جزء افرادی بودم که خیلی در مسائل فرو می رفتم. برای مثال  فکر می کردم جبران اشتباهاتم به معنای تنبیه کردن خودم است. اگر مراقب نبودم می  بایست لیست ضررهائی را که به خود زده بودم به لیست اضافه کنم.
مهمترین چیزی که در قدم هشتم یاد گرفتم این بود که فقط باید می خواستم که  خطاهایم را جبران کنم. همچنین یاد گرفتم که قدم هشتم برای من است. اگر دیگران از  قدم هشتم من سودی می بردند. مزیتی دیگر محسوب می شد. اگر من لیست خود را تهیه کنم  و بخواهم که مرهم مناسبی روی زخمها بگذارم، یک چیز حتمی خواهد بود. از این کار سود  فراوانی نصیب من خواهد شد.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

سؤالات قدم هشتم
لیستی از تمام کسانی که به آنها صدمه زده ایم تهیه کنیم و بخواهیم که از آنها  دلجویی کنیم. اعضای الانان روشهای گوناگونی را برای این قدم  پیشنهاد کرده اند.
 
سؤالات  زیر ممکن است راهنمایی بیشتری کند.
1-          آیا برای تهیه یک لیست  مقاومت کردم؟ آیا اینطور است چرا؟
2-          آیا از قدم چهارم به  عنوان یک ابزار برای آماده سازی لیست قدم هشتم خود استفاده کردم؟ چطور؟
3-          آیا با راهنمایم و یا  دیگر اعضای الانان در رابطه با این که آنها چطور لیست خود را تهیه کرده اند مشورت  کردم؟ چه پیشنهاداتی آنها به من دادند؟ چطور می توانم از آنها یاد بگیرم؟
4-          آیا می خواهم که جبران  کنم؟ اگر نه، چرا؟ اگر بله، آیا می خواهم که درباره تجربیاتم بنویسم؟
5-          چطور با منطقی جلوه  دادن و توجیه کردن اعمالم برای ممانعت از تمایل داشتن به جبران استفاده کردم؟
6-          آیا می فهمم که تمایل  به جبران کردن با خود جبران کردن تفاوت دارد؟ تفاوتها را توضیح دهید.
7-          آیا برای کسب تمایل به  خواستن (جبران خطاها) دعا کرده ام؟ چطور به خود اجازه می دهم که در خلال تمایل به  جبران خطاهایم، صبر کرده و رشد نمایم؟
8-          چقدر می خواهم که صادق  باشم؟
9-          کدام افراد هستند که می  خواهم اول از همه با آنها ارتباط برقرار کنم؟ چرا؟
10-       آیا نام خودم را در لیست آورده ام؟ چرا ؟یا چرا نه؟
11-       خدا در این قدم چه نقشی دارد؟
12-       آیا می توانم افکارم، احساساتم و کلنجار رفتن هایم با این  قدم را با بقیه گروه در میان بگذارم؟
13-       چطور می توانم کسانی را که من راهنمایشان هستم تشویق کنم تا  براساس تجربیات شخصی من بر روی این قدم کار کنند؟
14-       همانطور که روی قدم هشتم کار می کنم، چطور تصور می کنم که  این قدم به ارتباط من با افراد الکلی در زندگیم کمک می کند؟ با همکاری و دوستانم؟  با گروه گسترده خانواده؟
15-       با دوباره خوانی لیست آیا الگوئی پیدا می شود که نقطه ضعف  جدیدی را در شخصیت من نشان دهد؟ آیا می توانم بفهمم که چطور این نقطه ضعفها به  اشخاص مذکور در لیست صدمه است؟ آیا این همان الگویی است که من در کار کردن روی  قدمهای پنجم و ششم توضیح دادم؟
16-       آیا تشخیص می دهم که وقتی به کار کس دیگری اعتراض می کنم،  ممکن است به آنها یا افراد دیگری صدمه بزنم؟ آیا تمایل دارم تا نیاز به جبران کردن  هایم را تشخیص دهم؟
                         
خارج شده است

A.B

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +4/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 34
  • آبی به رنگ آسمان
پاسخ : قدمهای دوازده گانه آلانان - قدم هشتم
« پاسخ #4 : 07 فوریه 2012، 08:32:22 pm »

قدم هشتم :) :) :) :) :) :love: :love: :love:
هنگام فعالانه دنبال کردن قدم هشتم ( تهیه لیستی از افرادی که به آنها خسارت رساندم و تمایل به جبران خسارت از تمام آنها) از یکنواختی در مسیرم جلوگیری کردم! می دانم به اندک افرادی آسیب رساندم ،اما حتی تمایل به فکر کردن در مورد جبران خسارت از آنها را ندارم!
راهنمایم پیشنهاد کرد لیست را به سه بخش تقسیم کنم : افرادی که مایل به دلجویی از آنها هستم،افرادی که شاید از آنها دلجویی کنم ،افرادی که مطلقا از آنها دلجویی نمی کنم .هنگام  اتمام این کار قدم نه را با جبران خسارت از افراد موجود در لیستم آغاز می کنم.
شگفت آور این بود که با پیش رفتن در می یافتم برخی اسامی از لیست " شاید " به لیست " تمایل" منتقل می شوند. گاهی حتی برخی از افراد " مطلقا نه" در لیست " شاید " می آمدند.سرانجام دلجویی کردن حتی برای افراد " مطلقا نه " آسانتر می شد. پاداش من ؟! دوستی های تجدید شده و رابطه خانواده می باشد. مهمتراز این توانایی روبرو شدن با روز جدید و بدون گناه می باشد. زیرا مسئولیتهایم را پذیرفته ام.
از بکار گیری قدم هشتم و نهم باز نمی ایستم ،زیرا اینکار را یک شبه خوب انجام دهم ،به خودم امکان می دهم آنجایی باشم که امروز هستم و کاری که می توانم انجام دهم.
خارج شده است
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که کی خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
 

این صفحه در 0.198 ثانیه 20 نمایش داده شد.