انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

دوستاي خوب مثل ستاره هاي آسمونن ، حتي اگر نبينيشون خيالت راحته كه سرجاشونن.



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدمهای دوازده گانه آلانان - قدم ششم  (دفعات بازدید: 2972 بار)

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

قدم ششم
آمادگی کامل پیدا کردیم تا خداوند کلیه نواقص اخلاقی ما را مرتفع کند.
رشد معنوی در جلسات الانان شامل به دست آوردن تفاهم ارتباطی ما و اعتماد به نیروی برتر است. در قدم ششم از ما خواسته می شود که کاملاً آمادگی داشته باشیم تا خداوند تمامی نقایص شخصیتی را که در قدم چهارم شناختم و در قدم پنجم قبول کردیم، از میان بردارد. قدم ششم، مرحله آمادگی برای بخش بعدی بهبودی فردی مان است.
اصل کلیدی و مهم قدم ششم آمادگی است اگر فکر کنیم که آمادگی داریم ولی تعلل می کنیم. لازم است تا هر نقص شخصیتی که بیشتر ما را متوقف می کند، در نظر بگیریم. در اکثر موارد عوامل زیادی وجود دارند که ما را از آمادگی کامل دور میکنند. یکی از اعضای قدیمی الانان اعتقاد دارد که با خواندن، بررسی و فهم قدم ششم، بعضی از اعضاء اصول معنوی این قدم را درک می کنند. همانطور که در قدم های اول، دوم و سوم بررسی کردیم، به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم بیماری الکلیسم را کنترل کنیم اما فهمیدیم که قدرت برتر ما می تواند این کار را انجام دهد و باید به او اجازه این کار را بدهیم.
بدون قبول درست قدم سوم، عمل به قدم ششم غیرممکن است. فهمیدیم که در شخصیتمان دارای نواقصی هستیم و به خاطر آنها مشکلات و رنج هایی را تحمل می کنیم و مطمئناً این قدم راهی است برای خلاص شدن از آنها. قدم ششم راحت شدن از این نواقص نیست بلکه تنها از ما می خواهد که آماده باشیم آیا کاملاً آماده هستیم؟ برای ادامه دادن به این قدم، جواب می بایست «بله» باشد. دو کلمه «آمادگی کامل» مهم نیست. آنها کاملاً واضح و دقیق هستند. ما باید قبول کنیم با داشتن خداوندمان تمام نقایص شخصیتی مان برطرف می شود.
با راهنمایی، راهنما یا گروهمان می فهمیم که چه وقت آماده هستیم، بعضی ممکن است پس از انجام پنج قدم اول به خود استراحت دهند و برخی دیگر بی باکانه در جستجوی آرامشی هستیم که تداوم بهبودی مان به ما می بخشد. برخی از ما نواقص شخصیتی مان را شناخته ایم و آنها را با نیروی برتر خود و دیگر مردم تقسیم کرده ایم و هنوز نیز آنها را دوست داریم. آنها درست مثل دمپایی های قدیمی مان آشنا و راحت هستند. ما واقعاً نمی خواهیم آنها را دور بیندازیم. آماده می شویم. به دنبال خرید کفشهای جدید می رویم وقتی کفشهای جدیدی خریده می شود ناخودآگاه تصمیم می گیریم آنها را بپوشیم. تصمیم دورانداختن کفشهای قدیمی به ما بستگی دارد. در حالی که دور کردن معایب شخصیتی امان بستگی به خدا دارد. اعتماد و تجربه به ما اطمینان می دهد که با همراهی کردن گروهمان و راهنمایمان متوجه می شویم که چه وقت آماده هستیم.
از لحاظ معنوی، ما باید از قدرت برترمان بخواهیم که به ما کمک کند نه از دوستان و اعضای الانان. این ارتباط یک ارتباط بین ما و قدرت مافوق است. چنین اعتقادی برای بسیاری از ما غریب است و نامعلوم. بعضی قلباً می دانند که خدایشان خدای عشق است نه خدای ترس.
زیستن با بیماری الکلیسم، دربسیاری از مواقع اعتقادمان را مغلوب کرده است. از ما خواسته نمی شود که به یک الکلی یا هر فرد دیگری اعتماد کنیم. اگر در قدم پنجم به خداوند اعتماد کردیم، آیا دیگر دلیلی برای تردید وجود دارد؟
عملکرد بیشتر از سوی ما، شجاعت و بکارگیری دعای آرامش را به ما خواهد بخشید. برای برخی از اعضاء عمل به قدم ششم به مفهوم نماز است برای دیگران به معنای صحبت کردن با خدایی است که درک کرده اند در حالی که کنار دریا قدم می زنند یا وقتی در مکانی مقدس هستند. بعضی با نوشتن نامه به خداوند و توضیح دادن خواسته ها و ترسهایشان با خداوند صحبت می کنند. پیام معنوی قدم شش در هر شخصی تأثیر متفاوتی دارد.آنچه مهم است این است که ما آماده هستیم و خدایمان را می شناسیم. قدم چهارم همان طور که نقاط ضعف را نشان داد بسیاری از ابعاد مثبت ما را آشکار کرد و راهنما یا گروهی که در قدم پنجم با ما بودند بسیاری از ابعاد وجودی مان را که نمی شناختیم، به ما نشان دادند. قدم ششم بر این نکته تأکید دارد که نه تنها بخشی از نقایص خود را بلکه تمام نقایص شخصیتی مان را رها کنیم. هیچ استثنایی وجود ندارد. شعار «رها کن و به خداوند بسپار» برای تکمیل عملکرد ما در این قدم قابل کاربرد است. رها کردن تمامی معایب به معنای رها کردن همه چیز نیست. از قدم هفتم تا دوازدهم بسیاری از کارها باید انجام شود. رها کردن به معنای غیر فعال شدن و عدم تداوم یادگیری در برنامه نیست. رها کردن به معنای کنار گذاشتن مجادله باخود و سپردن خود به خداست.
حالا که معایب خود را دانستیم. قدم ششم از ما می خواهد که آماده باشیم تا خداوند آنها را از ما دور کند. یاد گرفته ایم که نمی توانیم به تنهایی این کار را انجام دهیم ما به دوستان، گروهمان، راهنمایمان و نیرویی برتر از خودمان نیاز داریم و از طریق آمادگی، عمل و امیدواری به پیدا کردن راه حل، به این نقطه می رسیم و حالا فروتنانه آماده ایم تا قدم هفتم را در نظر گیریم.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

اعضاء در تجربیات، نیرو و امید یکدیگر شریک می شوند
خودم را در قدم ششم پیدا می کنم. قبلاً هم اینجا بودم و مطمئنم که باز هم اینجا خواهم بود. حالا که مدت 8 سال است که روی قدم ها کار میکنم قدم ششم برای من به معنای 6 کلمه فوق می باشد: روشن بینی – رنج – دعا - صبر – عملکرد و رها شدن
روشن بینی: راهنمای دوم من معایب شخصی ام را رفتارهای بقا یافته ای می داند که دیگر بر من حکومت نمی کنند. این تعریف به من کمک کرد تا دیگر آنچنان محکم بر خودم تکیه نکنم و کمک کرد که بفهمم این نقایص در بیشتر مواقع از زندگی ام به عنوان مزایای من تلقی می شدند و از آنجایی که نیروی برترم چیزی پیش از ادامه زندگی برایم می خواهد، می توانم با انتخاب خود آنها را رها کنم.
رنج: وقتی معایب وجودی ام را محکم می چسبم و یا تنها برای ادامه حیات تلاش می کنم. دردهایم بیشتر از ترس از دست دادن آنهاست بنابراین کاملاً آماده می شوم تا خداوند تمامی معایب وجودی ام را از بین ببرد.
دعا: گام ششم می گوید که خداوند است که تمامی معایبم را از من دور می کند. نه من، تنها سهم من این است که برای روشن بینی و خواسته هایم دعا کنم. خداوند خود انتخاب می کند که کدام معایب را از بین ببرد. سالها پیش، وقتی فروتنانه از خداوند خواستم که جهالت مرا از بین ببرد. ابتدا خداوند به من نشان داد که چقدر جاهل بوده ام و چطور این جهالت در بسیاری از روابط من تأثیر منفی گذاشته. پس به خود قبولاندم که کمی زود از خداوند چنین درخواستی کرده ام.
عملکرد: آمادگی کامل من شامل یک مرحله عملکرد بود. یک مرحله غم انگیز که در آن مرحله بر روی دروغ گفتن عصبانیت و ناامیدی کار می کردم و وقتی این مرحله را کامل کردم آماده شدم تا خداوند معایب یا رفتارهای برجا مانده قبلی را از من دور کند. وانمود کردن نواقصم به عنوان یک دوست که به آنها نامه تشکر آمیز می فرستم و سپس ترکشان میکنم، مفید واقع شد.
رها شدن وقتی با یک نقص مبارزه می کنم، راهنمای من می پرسد: «نتیجه چیست»؟ به عبارت دیگر وقتی موقعیت بدی را رها می کنم چه چیز مثبتی در آن است. اخیراً برای بخشودن تلاش می کردم. برای زبانی که در خود احساس می کردم ناراحت بودم اگر بخشیده نشوم می توانم به فکر انتقام گرفتن باشم – می توانم برای خودم به خاطر صدمه ای که به من وارد شده، متأسف باشم. بجای آن می توانم عملکردهایم را قضاوت کرده و از این زیان دور بمانم. همچنین مجبور نیستم برای ارتباط نزدیک با آن شخص تلاش کنم.
قدم اول به ما کمک کرد تا بفهمیم که نیاز به تغییر داریم. قدم های دوم و سوم به ما اعتماد و ایمان به قدرت برتر را دادند به طوری که بتوانیم بهبودیمان را آغاز کنیم. در قدم چهارم خود را آزمودیم تا عقیده مان را در مورد خوبی ها و بدی ها بدانیم.
در قدم پنجم، به خداوند خودمان و دیگران اعتراف کردیم که چطور از اصول شخصی مان دور افتاده ایم. اکنون زمان آمادگی برای رها شدن از معایب شخصی امان است معایبی که شاید سالها با ما بودند ما بارهای اضافه ای مثل ترس، حسادت، سرزنش، دروغ و غیره را با خود حمل می کنیم. ما درک کرده ایم که این بارهای اضافه برای ما سنگینی زیادی دارند و اکنون زمان آن رسیده که آنها را رها کنیم. اما گاهی هنوز هم آنها را محکم نگه داشته ایم.
در ابتدا وقتی سعی می کردم بر روی این قدم کار کنم فکر می کردم می بایست خود را دوباره بسازم. فکر می کردم باید شدیداً تلاش کنم تا به یک بهبودی کامل و سریع روحی برسم. فکر می کردم باید مثل یک مار پوست جدیدی بیاندازم و بدین ترتیب من دیگری خواهم شد. گمان می کردم باید جدی و سخت کار کنم چون برای کامل شدن باید همه این تغییرات را انجام دهم.
بعدها به من ثابت شد که من خدا نیستم، تمام این قدمها می خواهند من آماده و متمایل شوم تا خداوند معایبم را از بین ببرد. تمامی تأکیدات این قدم مانعی بود که باید از روی آن می پریدم. به این نتیجه رسیدم که تا به حال تمامی خواسته و زندگیم تحت مراقبت او بوده است. پس می توانم نقایص شخصی ام را به او بسپارم. فهمیدم که باید آنها را دور بریزم چرا که عادات کهنه دیرتر از بین می روند. گاهی دوباره این معایب را به خود راه می دادم و باز از آنها رنج می بردم. پس خداوند را به صورتی که تمام معایبم را ناگهانی از من دور کرده و از من انسانی کاملاً متفاوت ساخته بود تصور کردم. اما این تغییرات به این سرعت اتفاق نیفتادند و جریانی آهسته داشت. من فهمیدم که وقتی چیزی از بین می رود. چیز دیگری جایگزین آن می شود. اگر چاله ای بکنم، هوا آن را با گردو خاک پر می کند. یاد گرفتم که باید معایبم را با دارائیهای وجودی ام جایگزین کنم. اکنون آرامش، صلح جایگزین معایبم شده اند. سالها پیش اولین جاروبرقی را خریدم. آن را به خانه بردم و در اتاق نشیمن گذاشتم جایی که اصلاً نیاز به آن نداشتیم سعی کردم اتاق را جارو کنم، اما کار سختی بود من جارو را هل می دادم اما جارو گرد و خاک را جمع نمی کرد. وقتی دو شاخه را وارد پریز کردم شروع به بلعیدن گرد و خاک کرد چرا که قدرت آن در پریز بود. برای راه انداختن آن تنها کاری که باید می کردم گرفتن دسته جارو بود. از آن به بعد کار بسیار راحت شد.
قدم ششم به این شرایط بسیار شبیه است. برای خلاص شدن از نقایص شخصی ام به نیروی برترم اجازه دادم تا مرا هدایت کنند چرا که تنها با قدرت اراده نمی توانستم بگویم «تو این کار را انجام بده» بدون آنکه مایل به پیروی از هدایت او باشم.
تمایل و اراده من به معنای شناخت معایبم وکار کردن بر روی برنامه با استفاده از تمامی ابزارهای قابل دسترسم است بدین ترتیب در را باز کردم و از او دعوت کردم تا به زندگیم بیاید.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

سؤالات قدم ششم
آمادگی کامل پیدا کردیم که پروردگار کلیه نواقص اخلاقی ما را برطرف کند. سؤالات زیر در قدم ششم مورد بحث قرار می گیرد.
1-         آیا به طور کامل بر روی 5 قدم اولیه کار کرده ام؟ اگر در کارکرد این قدم احساس ابهام کردم آیا تمایل دارم دوباره نگاهی به قدم های اولیه بکنم؟
2-         از راهنما یا دیگر دوستان الانانی که قدم ششم را کار کرده اند، چه آموخته ام؟
3-         در پی کارکرد قدم پنجم آیا مایلم قدم ششم را کار کنم؟
4-         آیا به خوبی مفهوم آمادگی را درک کرده ام؟
5-         چگونه می فهمم که آماده ام؟
6-         اگر کاملاً آماده نباشم، چطور این ترسها را به خداوندی که درک کرده ام می سپارم؟
7-         چه ترس هایی مرا از آمادگی کامل باز می دارد؟
8-         آیا می توانم از خداوند برای تمایل به آمادگی کمک بخواهم؟
9-         در کارکرد این قدم به چه روشی به خداوندی که درک کرده ام، اعتماد می کنم؟
10-       آیا حاضر به رها کردن تمامی معایبم هستم؟ چرا؟ و چرا نه؟
11-       چه چیزهایی را ترجیح می دهم که نگهدارم از نگه داشتن آنها چه سودی می برم؟
12-       کدام یک از نقایص شخصیتی ام در بردارنده ویژگی های درونی ام هستند؟
13-       برای من معنای سپردن کارها به خدا برای از بین بردن تمام معایب شخصی ام به چیست؟
14-       چگونه اعتماد کرده و مطمئن هستم که نیروی برترم برای من حضور دارد؟
15-       آیا متوجه شدم که چرا این گام تنها از ارتباط با خدا صحبت کرد؟ این چه مفهومی برای من دارد؟
16-       از اینکه اکنون نیروی برترم را می شناسم چقدر خوشحال هستم؟
17-       آیا می توانم نظریه ای مبنی بر نحوه کارکردن این قدم در مشارکت هایم در جلسات الانان عنوان کنم؟
18-       چگونه می توان افرادی را که من راهنمایشان هستم، به کارکردن این قدم تشویق کنم؟
19-       آیا جلسه ای برای توضیح قدرت این قدم در نظر خواهم گرفت؟
20-       امروز در زندگی ام چه شواهدی از تمایل نیروی برترم برای کمک به بهبود بخشیدن رفتارهایم می بینم؟ چطور می توانم نقش خودم را ایفا کنم؟
21-       آیا پیش از آنکه از خدا بخواهم که مهمترین معایبم را برای از بین بردن به من نشان بدهد برای گرفتن یک نتیجه خاص از او کمک خواسته ایم؟
22-       امروز چگونه می توانم با یک دیدگاه جدید به تمامی این خصوصیات نگاه کنم؟
23-       غیر از شعار «رها کن و. به خدا بسپار»  چه شعارها و ابزارهایی می تواند در این قدم به من کمک کند؟
خارج شده است

A.B

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +4/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 34
  • آبی به رنگ آسمان
پاسخ : قدمهای دوازده گانه آلانان - قدم ششم
« پاسخ #3 : 08 فوریه 2012، 08:18:26 pm »

;) ;) ;) ;) :-[ :-[
قدم ششم در الانان
قدم ششم از پيدا كردن آمادگي كامل صحبت مي كند تا خداوند كليه نواقص اخلاقي ما رابرطرف كند.
اين در حالي بود كه فهميدم اغلب به نقايص خود چسبيده ام ،چراكه آنها مسرت وخوشنودي خاصي به من مي دهند چه نقايصي مي توانست امكان خوشي ومسرت را بمن ببخشد؟يكي از آنها انتقام وكينه جويي بود.وقت زيادي صرف مي كردم تا برنامه اي درذهنم طرح ريزي كنم .مدتها ازفكر كردن واينكه هرگز خطا نمي كنم خشنود بودم،به عبارت ديگر به غرور خود تكيه مي كردم .درحاليكه اين ويژگيها جزء نقايص اخلاقي محسوب مي شوندكه در مسير ونحوه زندگي من قراردارند ومانع ازاين مي شوند كه نسبت به خودم وديگران باعشق واحترام رفتاركنم دلايل زيادي براي رها كردن اين خصايص وجود دارد اما براي عملي شدن آن بايد لذتي كه گاهي اوقات از آن مي برم رافراموش كنم تا زمانيكه نخواهم از اين نقايص دست بردارم ،بهبودي من بي نتيجه خواهدماند .اگر مي خواهيم بهبود يابيم بايد خواست واراده زندگي ونقايص اخلاقيمان را به خداوند واگذار كنيم.
««آيا خوشي هاي زودگذر وكوچكي كه من از نقائص اخلاقي ام بدست مي آورم ارزش حفظ كردن آنها را دارد؟اگر نه ،پس من كاملا آماده هستم تا امروز برخي از آنها را رها كنم .من مي دانم كه آمادگي ،تنها انتظار كشيدن براي پذيرش من است،انتظار براي گفتن اين جمله از طرف من "خواست واراده من نه،بلكه آنچه خواست توست انجام شود"

« آخرين ويرايش: 08 فوریه 2012، 08:20:29 pm توسط A.B »
خارج شده است
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که کی خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
 

این صفحه در 0.066 ثانیه 20 نمایش داده شد.