انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

خدایا :
حکمت قدمهایی را که برایم برمی داری بر من آشکار کن تا درهایی را که به رویم باز می کنی ندانسته نبندم و درهایی را که به رویم می بندی به اصرار نگشایم



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدمهای دوازده گانه آلانان - قدم چهارم  (دفعات بازدید: 5806 بار)

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

قدم چهارم
یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و موشکافانه از خود تهیه کردیم
در ارتباط با بیماری الکلیسم، قدم های یک، دو و سه به ما یاد دادند که ما در برابر این بیماری عاجزیم و تنها یک قدرت برتر از خودمان می تواند سلامتی را به ما بازگرداند، البته اگر ما آن را بخواهیم. درست مثل بالا رفتن از یک پلکان، ما حالا در پله بعدی هستیم، یک قدم به سمت کشف روحی خود. در چند کلمه ساده، قدم چهارم از ما می خواهد که یک نگاه کامل و جامع به جنبه های مثبت و منفی خودمان بیاندازیم.
اعضاء الانان در سراسر دنیا قدرتی را که این قدم ارائه می دهد، تجربه کرده اند. با استفاده از تجربه های جمعی این اعضاء در می یابیم که هیچ راه واحدی برای ایجاد ترازنامه در قدم چهارم وجود ندارد. بارها به ما گفته شده است که تنها کلید این قدم این است که عملاً آن راانجام دهیم.
بسیاری از اعضاء روی این قدم کار کرده اند چون به آنها گفته شده است که این قدم به آنها در رسیدن به بهبودی کمک خواهد کرد. بعضی از اعضاء سعی کردند کار کردن روی این قدم را بدون کمک راهنما یا دوست الانانی شروع کنند و در نتیجه به خاطر ترس آن را رها کردند. با طلب اراده از یک قدرت برتر و کار کردن با یک راهنما و گوش دادن به جلسات قدم چهارم و خواندن نوشته های مصوب کنفرانس الانان، اعضاء می توانند به سفر باورنکردنی شناخت خود ادامه دهند. با محبت به ما گفته شده که با قدم چهارم به تعادل و صداقت و مهربانی ودوست داشتن خود نزدیک شویم.
تصمیم گرفتن برای سپردن اراده زندگیمان به یک قدرت برتر زمانی اثبات می شود که ما این تصمیم را با فهرست برداری از خصوصیات اخلاقی خودمان دنبال کنیم. کلمه موشکافانه تأثیر مهمی دارد. این لغت به ما گوید که قرار است جستجویی به گذشته کند و به دنبال تمام اعمال شخصی ما که بخشی از سرنوشتمان هستند بگردد. وقتی کلیدهایمان را گم می کنیم به دنبال آنها می گردیم تا آنها را پیدا کنیم یا قانع شویم که برای همیشه گم شده اند. جستجو در خصوصیات اخلاقی ما هم باید به همین صورت کامل باشد. اینجاست که اهمیت نوشت قدم چهارم را یاد می گیریم. اگر احتیاج داریم که قبل از رفتن به مغازه برای خرید، لیستی تهیه کنیم، آیا منطقی به نظر نمی رسد در مسئله ای به اهمیت مطالعه شخصی زندگیمان، یادداشت و مدرک داشته باشیم؟
در مطالعه کلمات این قدم، حالا می رسیم به لغت (بی باکانه) و روی آن فکر می کنیم. بعضی اعضاء معتقدند که ترس یعنی دروغی که به نظر حقیقی می رسد. آیا راه بهتری وجود دارد که بدانیم از حقیقت می ترسیم یا از توهمی که ما را به سوی ترس سوق می دهد؟ با یک تلفن به راهنمایمان یا دوستان برنامه می فهمیم که اقدام به تهیه لیستی از ترسهایمان یکی از راه هائی است که می توانیم به ایجاد ترازنامه ای در مورد خودمان بپردازیم. تا وقتی که ترازنامه اخلاقی را تهیه نکرده ایم نمی دانیم که کدام ضعف شخصیتی مانع بهبودی ماست. مرتباً به ما نصحیت شده است که: فقط این کار را انجام دهید. احتیاج نیست که حتماً این کار را کامل انجام دهیم. وقت کافی برای دوباره انجام دادن این کار داریم. اگر شروع نکنیم هیچ چیز در زندگی ما عوض نخواهد شد. وقتی با شهامت و دقت موقعیتی را که در آن واقع هستیم، بررسی کنیم دری برای عوض شدن باز می شود.
بالاخره عبارت آخرت را می خوانیم «فهرست اخلاقی از خودمان» تجزیه و تحلیل خودمان بوسیله یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه یک قدم اساسی به سمت تشخیص مسئولیتهایمان و پیدا کردن راه مناسب و سالم از تجربیات فیزیکی (بدنی) احساسی و روحی است. می توانیم نوشتن را از واقایع و کسانی که آنها را رنجانده ایم ویا به آنها بی اعتماد هستیم شروع کنیم. نوشتن مهم می شودچرا که تعداد کمی از ما تمامی حوادث و کسانی را که روی ما اثر گذاشته اند را می توانیم به خاطر بیاوریم. نوشتن همچنین به ما کمک می کند که به عقب برگردیم و قبل از اینکه خصوصیات و رفتارهایمان را که فهرست نشانمان می دهد بشناسیم، کمی رهایی پیدا می کنیم.
یکی از اعضاء الانان می پرسید چرا او مجبور است قدم چهارم خود را بنویسد در صورتی که او تمام رفتارهای شخصی خود را با یک فرد متخصص درمیان گذاشته و بحث کرده است. یکی از اعضاء قدیمی گفت که او هم همینطور فکر می کرده اما براساس راهنمای راهنمایش تصمیم گرفت که افکارش را بنویسید. او گفت که به وسیله نوشتن قادر می شد خود را از بعضی موقعیت های بخصوص خلاص کند و خود را دقیقاً ببیند. او گفت که هوشمندانه برنامه سه قدم اول الانان را تجزیه و تحلیل کرده است. اما حالا آگاهی تازه ای را نه تنها راجع به خودش بلکه راجع به بسیاری از الکلیها در زندگیش تجربه می کند.
یکی دیگر از اعضاء قدیمی می گفت که در اوایل بهبودیش شنیده کلیه اقدامات انجام شده در قبال بیماری الکلیسم در ارتباط با 4 کلمه است:
Manipulating (زیر نفوذ درآوردن) Martyrdom (فدا کردن) Monaging (رهبری کردن) و Mothering (سرپرستی)
او با نوشتن هر کدام از این کلمات از آنها به عنوان ستون های اصلی فهرستش استفاده می کند. او گفت که سرانجام لیست بلندی از موقعیتها، افراد و وقایعی که می خواست آنها را دقیقاً مطالعه کند در دست داشت. هرکدام از آنها را با علامت مثبت یا منفی علامت می گذاشت تا مشخص کند که آنها چطور در زندگیش تأثیر گذاشته بودند. سپس یک پاراگراف کوتاه یا یک جمله درباره هر کدام از آنها می نوشت تا بیان کند که چه کارهایی است که آرزو می کند ای کاش آنها را انجام نداده بود یا به شکل دیگری انجام داده بود و چطور او قرار است از اصول الانان در این رابطه استفاده کند و آنها را به کار بندد. تجربه قدم چهارم به او آزادی تازه به دست آمده ای را پیشکش کرد و او حالا باور می کند که شخص خوبی با ارزشهای انسانی است. از همه مهمتر اینکه او حالا مورد احترام دوستان و خانواده اش می بود.
Al-Anon's Blueprint برای پیشرفت وسیله ای است که بسیاری از اعضاء الانان از آغاز تهیه ترازنامه شان از آن استفاده می کنند نقطه (علامت) آبی پیشرفت الانان، همین طور وسیله خوبی است تا میزان پیشرفتشان را تخمین بزنند. یک راهنما می نویسد: کسانی را که راهنمایی می کنم تشویق می کنم که هر سال یک نشان آبی پیشرفت Blueprint for progress بخرند. بعد در کنارشان بوده و کمکشان می کنم تا فهرستی را که امسال تهیه کرده اند با فهرست سال قبل مقایسه کنند. اغلب از این که رشد و بهبودی خود را در مدت یکسال می بینند هیجان زده و خوشحال می شوند. نه تنها این کار برای آنها رضایت بخش است بلکه من هم از اینکه می دانم یک روز آنها این روش مطالعه را به کسانی که راهنمایشان خواهند شد، یاد دهند. احساس شعف و شادی می کنم. او تأکید می کند که اعضاء فقط با پاسخ دادن دقیق و جزء به جزء سؤالات رشد خواهند کرد. پاسخهای بله یا خیر واضح، موشکافانه و بی باکانه نیستند.
در سال 1989، الاتین کتابچه فهرست قدم چهارم الاتین را کامل کرد که در کلاسهای الانان و جلسات الاتین استفاده می شود. با مطالعه این کتابچه اعضاء تشویق شده اند که احساساتشان را نشان دهند. بزرگسالانی که از این کتابچه استفاده می کنند ممکن است هنگام روبرو شدن با مشکل نشان دادن احساساتشان راجع به موضوعات اصلی ترازنامه متحیر بمانند. (موضوعاتی از قبیل: طرز برخورد، عزت نفس، عشق، مسئولیت، احساسات و ارتباطات). بعد از مشورت کردن با یک عضو نوجوان، فرد بزرگسال تشخیص می دهد که دستورات فقط می خواهند که احساسات خود را نشان بدهید از شما نمی خواهد یک هنرمند باشید و آن را کامل انجام دهید.
یک راهنمای الاتین می گوید: آسان ترین راه کار کردن قدم چهارم با جوانان، بکارگیری شعار «آسان بگیرد» است. جلسه قدم چهارم برای این گروه شامل تهیه یک برگ کاغذ بوده که آن را به دو نیمه می کنیم. و در یک نیمه، راهنما پیشنهاد می کند که اعضاء لیستی از امتیازات و نقاط قوت خود تهیه کنند. یعنی تمام چیزهایی خوبی که راجع به خود می دانند. در نیمه دیگر، راهنما پیشنهاد می کند که لیستی از نقائص خود تهیه کنند. او می گوید که بهتر است هر دو لیست هم اندازه باشند. وقتی نوجوانان قدم چهارم را به سادگی شروع می کنند، تشویق می شوند که با راهنمای شخصی یا گروهی خود هنگام برخورد با مشکلات صحبت کنند. راهنمای الاتینی می گوید که دراین محیط دوستانه کار کردن روی قدم چهارم ساده است و برای این افراد جوان جامع، او اضافه کرد این روش کارکرد برای بالغین نیز مؤثر است.
با مطالعه قدم اول یاد گرفتیم ما بیماری الکلیسم را به وجود نیاوردیم، نمی توانیم آن را کنترل کنیم و نمی توانیم آن را معالجه کنیم. به علاوه آگاه شدیم که چطور از طریق اعمال خود در این بیماری شریک شدیم. بعضی از کارهای ما موجه و قابل تحسین بودند. برخی دیگر ناراحت کننده و به نظر خودمان غیرقابل بخشش. اعضاء درک کرده اند که بهترین راه این است که حوادث خاص و موقعیتها و ارتباطات را در قدم چهارم با ستون های علت، کنترل، معالجه، مشارکت تقسیم بندی کنیم تا بتوانیم آنها را بررسی کنیم. سپس برای هر عمل آنها می پرسند: آیا من باعث بوجود آمدن مشکل شدم؟ چطور سعی کرده ام آن را کنترل کنم؟ آیا در قدرت من بود که آن را درمان کنم؟ آیا خودم در بوجود آوردن آن سهیم بودم؟ ستون آخر (توضیحات) اینکه چطور رابطه آنها تحت تأثیر قرار گرفته است را می نویسند. بعضی اعضاء در ستون آخر می نویسند که: چطور با استفاده از ابزارهای الانان توانستند این موقعیت را به شکل متفاوتی در بیاورند.
برای نوشتن هر تمرین، راهنمایی یک راهنما یا یکی از اعضاء الانان که روی این قدم کار کرده، مفید است. اگرچه هیچ قاعده و دستور نوشتاری بخصوصی در الانان وجود ندارد که نشان دهد چطور روی قدم چهارم کار کنیم. اما تجربیات کسانی که این راه را قبل از ما رفته اند برای تلاشهای شخصی ما با ارزش است. مطالعه نشریات مصوب جلسات الانان ابزارها و پیشنهادات گوناگونی را برای کار کردن روی قدم چهارم فراهم می سازد.
زندگی کردن با بیماری الکلیسم می تواند اعتماد به نفس را از بین ببرد. اعضای بیمار خانواده اغلب به اشتباهات و نقائص ما بارها و بارها اشاره می کنند تا اینکه ما از فهرست برداری خصوصیات خود می ترسیم. این هدف قدم چهارم نیست، اگر می خواهیم فقط از خطاهایمان فهرست برداری کنیم. عاقلانه تر است که به سه قدم اول برگردیم، تا زمانی که پذیرش و اعتقاد کافی به کمک قدرت برترمان در بدست آوردن روشی برای نزدیک شدن به قدم چهارم را با عشق، مهربانی، صداقت و تعادل پیدا کنیم. مسئله مهم این است که ترازنامه اخلاقی ما همانطور که شامل نقاط ضعف ماست باید شامل نقاط قوت ما هم باشد.
اغلب در جلسات گفته می شود که کلمات بودن و توجیه کردن می توانند بهترین دوستان و بدترین دشمنان باشند. ممکن است کشف کنیم که الکلی را به خاطر تمام مشکلاتمان سرزنش کرده ایم و با منطقی جلوه دادن، خودمان را از اشتباه مبری دانست ایم. ما احتمالاً بسیاری از خطاهای خود را به خوبی می شناسیم و ممکن است که با خوبی های خود بیگانه باشیم. حق به جانب بودن و توجیه کردن از حالا به بعد بهانه قابل قبولی نیست. اگر فکر می کنیم که شهامت نداریم، از قدرت برتر خودمان می خواهیم که آن را به ما بدهد و از راهنمایمان با یک دوست در برنامه می خواهیم به ما کمک کند که آن را به خاطر داشته باشیم.
از چه فرمی برای قدم چهارم استفاده می کنیم؟ هیچ فرمی. آیا بار اول آن را کامل انجام خواهیم داد؟ احتمالاً خیر. این مسئله مهم نیست آنچه مهم است این است که با کامل کردن اولین، دومین و سومین فهرست، اعضاء حقایق بیشتری را راجع به خود یاد می گیرند. برخی کار کردن روی قدم چهارم با با کندن پوست لایه های یک پیاز مقایسه می کنند. در هر زمان یک لایه، تا این که بالاخره به مغز آن می رسند. مهم نیست که چطور آن را انجام می دهیم. مهم این است که ما آن را انجام بدهیم. کارکردن روی قدم چهارم دوست داشتن خوداست. چون به ما کمک می کند که توجه خود را از روی الکلی برداریم و تشویقمان می کند که برای خودمان وقت بگذاریم و به خودمان اهمیت بدهیم. خود فرد، تنها کسی است که می تواند به خودش کمک کند.
جمله پایانی الانان در قسمتی می گوید: ما کامل نیستیم. بعد از مدتی، حتی کشف خواهید کرد که گرچه شبیه ما نیستند اما به شکل خاصی ما را دوست خواهید داشت، به همان صورتی که ما اکنون شما را دوست داریم. عمل به قدم چهارم به ما شهامت تازه بدست آمده ای می دهد و به ما اجازه می دهد که خود را دوست داشته باشیم. اکنون راه به سوی افقهای جدید رشد و بیداری معنوی باز است که ما هیچ وقت آن را تجربه نکرده ایم.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

اعضاء در تجربیات نیرو و امید یکدیگر شریک می شوند
حرکت به سمت نور
برای مدتی طولانی راجع به انجام دادن دم چهارم فکر می کردم، اما فقط فکر می کردم. بالاخره فردی به من پیشنهاد کرد تا هر روز بر روی یک سؤال از کتابچه کارکرد ترازنامه قدم چهارم الانان کار کنم. این ایده مرا وادار به فکر کردن نمود.
می دانستم الانان بر حفظ تمرکز روی خودمان تأکید می کند. آنچه که مرا به سمت قدم چهارم جذب می کرد. امکان کشف قسمتهایی از شخصیتم بود که هرگز نمی دانستم وجوددارند. شنیدن تجربیات دیگر اعضاء الانان به من راهنمایی و شهامتی را که نیاز داشتم داد. شنیده بودم که عاقلانه است مدتی روی برنامه وقت بگذارم و قبل از اینکه به طور رسمی فهرستی آماده کنم سه قدم اول را برداشته باشم. مادامی که قدم چهارم در پی یک ترازنامه اخلاقی را با بازکردن در کمدی که سالهاست باز نشده یا با نگاه کردن به آینه ای که از آن دوری می کرده ایم مقایسه می کردند. آنها پیشنهاد کردند که داشتن یک راهنمای صادق و دیگر اعضاء برنامه مفید و سودمند است تا در زمان طی این مراحل بتوان به آنها تکیه نمود.
اگرچه Blueprint for progress راهی بود که قدم چهارم را به وسیله آن انجام دهم. اما این تنها راه نبود. برخی از اعضاء می گفتند که زندگی نامه خود را نوشته اند و در جستجوی موقعیتها و اهداف قابل برگشت در آن هستند. دیگران یک لیست توأم با رنجش تهیه کرده اند. بهترین چیز راجع به هر کدام از این روشها این بود که مجبور نبودم قدم چهارم را به تنهایی انجام دهم. در جلسات و به وسیله تلفن تقاضای کمک می کردم. اعضاء مرا تشویق کردند تا هر وقت اسیر فکر و خیال شدم کاری انجام بدهم. آنها از من خواستند تا بررسی کنم که آیا رفتارهایم و فرضیاتم درباره زندگی در خدمت بهترین علائقم بودند یا خیر؟
با خواندن تشریات و گوش دادن به دیگران در جلسات، توانستم ببینم که چطوری بیماری در نحوه زندگی من تأثیر گذاشته بود. در یک نظر اجمالی دیدم که چطور کنترل کردن، راضی کردن مردم، ترس و نقائص دیگر سر راه من برای بهبودی ام بودند. من همچنین بعضی از خصوصیات مثبت خود را که احتیاج داشت بدانم و به آنها ارزش بگذارم شناختم.
مهمتر از همه یاد گرفتم که لازم است صادق، راحت و مشتاق باشم تا خود واقعی ام را کشف کنم. صداقت مرا از بهانه آوردن برای نقائص و رفتارهایم دور نگه می داشت نمی توانستم آنچه را انجام داده ام را توجیه کنم و بگویم من این کار را انجام دادم چون آنها این کار را انجام داده بودند و مستحق این رفتار من بودند. از آنچه که شنیدم به نظر می رسید که برای همه سخت است با خصوصیات منفی خودشان روبرو شوند. در کمال صداقت باید بگویم که من خصوصیات مثبتی داشتم که برای من پذیرش آنها سخت تر از پذیرفتن معایبم بود. احتیاج داشتم که با فکر باز و بدون تعصب زندگیم را محک بزنم. قدم چهارم برای این نبود که از خودم بیزار و متنفر باشم یا اینکه از خود به شدت انتقاد کنم. برنامه فقط تهیه ترازنامه ای را به جای برچسب زدن اعمالمان به عنوان بد و خوب پیشنهاد می کند. از ما خواسته نشده بود که رفتارها و اشتباهاتمان را به گفتن اینکه (انقدرها هم بد نبود) کوچک کنیم یا با گفتن این جمله که بدترین کاری بود که ممکن است انجام شود آن را بزرگ جلوه دهیم. داشتن یک فکر باز به من کمک کرد که زندگی و مشکلاتم را از دیدگاه حقیقی خودش نگاه کنم. من توانستم نقشی را که خودم در مشکلات داشتم را دریابم. لازم بود به تمام آن چیزهایی که ممکن بود مرا درگیر کرده باشد نظری بیافکنم، احتیاج داشتم اراده مواجه شدن با مسائل را بدست آورم. مسائلی که از گذشته مرا تعقیب کرده اند و مسائلی راجع به خودم که دوست نداشتم چیزی راجع به آنها بدانم. احتیاج داشتم اراده کنم که راه جدیدی را امتحان کنم. احتیاج داشتم با فکر باز خودم را متفاوت بنگرم و نقش خود را عوض کنم و به الکلیسم به عنوان یک بیماری که زندگی مرا تحت تأثیر قرار داده نگاه کنم.
ترازنامه قدم چهارم یک مبارزه ترسناک بود. پنهان شدن و گوشه گیری آسانتر بود. می توانستم به انکار کردن حقایق دردناک و ناخوشایند ادامه دهم. ترس همیشه حاضر بود، سرگردان بودم که اگر فهرست را تهیه کنم آیا کسانی که نزدیک من بودند باز هم می خواستند کنار من باقی بمانند یا نه؟ آیا می بایست جدا می شدم؟ آیا می بایست با مردم برخورد می کردم؟ آیا بعد از انجام این کار خود را دوست می داشتم؟ از آنجا که فردی بودم که می خواستم مردم را راضی نگه دارم ریسک کردن و رو در رو شدن با آنها ناراحت کننده می نمود بهبودیم می طلبید که برای قبول کردن خودم ریسک عدم پذیرش دیگران را اعمال کنم. این بدین معنی بود که به جای سعی در خارج از استاندارد زندگی کردن، کوشش کنم موفقیتم را با مهار خودم محک بزنم.
به نسبت صداقتی که در تهیه ترازنامه داشتم، زندگیم پیشرفت می کرد. اگرچه همیشه ترازنامه ها بطور عمقی نوشته نمی شوند اما به بررسی زوایای از زندگی که مشکلات در آن وجود دارند. کمک می کند. فکر می کردم اگر یک لیست کامل تهیه کنم. دیگر هرگز مجبور نخواهم بود فهرست دیگری تهیه کنم. انتظار داشتم بعد از اینکه اولین فهرستم را تهیه کردم. یک تصویر کامل و واقعی از خودم داشته باشم. اما اینطور نشد. در عوض دست مثل یک عکس پولاروید (Polaroid)، به تدریج و با گذر زمان تصویر من شکل گرفت. به همان نسبتی که تواناییم در مواجه به زندگی افزایش می یافت، بخش های جدیدی برای پیشرفت توجهم را جلب می کرد. تصویر ناقصی که در اولین ترازنامه ازخودم به دست آوردم، به خاطر این نبود که ترازنامه ام را به درستی تهیه نکرده بود. علت این بود که برنامه بهبودی از این طریق پیش می رود. در یک سرزمین تاریک و کور زندگی کرده بودم. نور بسیار زیاد، آنهم یک باره، ترساننده و بی نهایت دردناک و مخرب بود. در عوض، تجربه هر لیست شمعی را در تاریکی زندگی من می افروخت و هر بیداری روحی مقدار دیگری نور به زندگیم اضافه می کرد.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

کم کم نقش خود را در وقایع دیدم
وقتی در الانان تازه وارد شده بودم، قدم چهارم را نوعی معالجه معجزه آمیز می دانستم. مثل حوضچه ای بودم پر از عصبانیت و ترس که جاری می شدم. به نظر می رسید که اگر فقط بنشینم و بنویسم و تا قدم پنجم پیش بروم بهتر خواهم شد! همینطور است؟ مگر من نمی خواستم هرچه زودتر بهبودی یابم؟ بنابراین نشستم و نوشتن را آغاز کردم بعد از گذشت یک ساعت و شش هفت صفحه ای که نوشته بودم، احساس بهتری داشتم به مدت دو هفته احساس خوبی داشتم تا اینکه دوباره حفره ای از سردرگمی و دلسوزی برای خودم، مرا در خودش بعلید. فکر نمی کنم در آن زمان فهم درستی از سه قدم اول داشتم. انتظار داشتم برنامه مرا عوض کند. همانطوری که قبلاً انتظار داشتم چیزهایی دیگری مثل یک ماشین جدید، یک شغل، اسباب کشی به یک محل تازه و مدل مو، روحیه مرا تغییر دهند. البته اینها فقط برای مدت کوتاهی احساسات مرا عوض می کرد اما همیشگی نبود. فکر می کردم اگر قدمها را بخوانم و با تمام وجودم به آنها اعتقاد داشته باشم پاشنه های پایم را سه بار به یکدیگر بزنم، هدیه سلامتی را به دست خواهم آورد. مدتی بطول انجامید تا فهمیدم که برنامه آنطور که من فکر می کردم جلو نمی رود.
سال گذشته فهرست دیگری را تهیه کردم. که روی مسئله بخصوصی تمرکز داشت. این بار مسئله، بادفعه قبل فرق می کرد. همانطوری که به سؤالاتی که مطرح شده بود جواب می دادم کم کم سهم خود را در واقعی دیدم. یک نقطه شروع را برای عوض شدن کشف کردم. حالا می توانستم حقیقتاً از بعضی ابزارهای برنامه استفاده کنم. به جای اینکه از برنامه توقع داشته باشم مرا عوض کند نامه هائی نوشتم و دعا کردم و چند تلفن زدم، می دانی چطور شده؟ برنامه ام این طور و آن طور پیش رفت.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

نشانه های اولیه را می شناسم
تلاشم رادر قدم چهارم به یاد می آورم. می دانستم که چرا الکلی نیاز به جستجوی بی باکانه دارد. چون نوشیدن بصیرت او را از بین برده بود. اما من می توانستم به وضوح همه چیز را ببینم. در نتیجه در تجارب اولیه ام با قدم چهارم خیلی جستجو نکردم. در همان نشانه اول که احساس می کردم از چیزی می ترسم. جستجو را هم متوقف می کردم. از آن هنگام به بعد، فهمیدم که بسیاری از مسائل مربوط به خودم، در اعماق وجودم پنهان شده اند. ترس من از چیزهایی بود که ممکن بود پیدا کنم؟ حتی گاهی فکر می کردم اگر تمام زندگیم را اشتباه کرده باشم چه؟ اگر رنج هایم بیهوده باشد چه؟ اگر به خودم دروغ گفته باشم چه؟ اگر این زندگی همان نباشد که من خواستم چه؟ اگر من فقط یک متقلب باشم چه؟ چقدر بدبختی خود را بزرگ می کردم. چقدر دلم می خواست در هر احساس و هر عکس العمل و هر رفتاری توجیه شده باشم. اما مگر من روی ایده قدم دوم یعنی سلامتی عقل کار نکرده بودم؟
کم کم معنای عمیق تری را از قدمهای دوازده گانه به دست آوردم، قدم چهارم برای من قدم مهمی بود. از چندین طرح مختلف برای فهرست کردن عقایدم استفاده کردم این موضوع به من کمک می کرد تا بفهمم که براساس یکی از این عقایدم، عمل می کرده ام. وقتی به کارهایم، عکس العمل هایم با علائم نگاه کردم شواهدی راجع به عقایدم که در ناخودآگاهم پنهان شده بودن، به دست آوردم. برای مثال سخنرانی کردن در دبیرستان را شروع کردم، همیشه از صحبت کردن درجمع می ترسیدم. اما می دانستم که من برای انجام این کار پذیرفته شده ام. عقیده نهایی من چه بود؟ احتیاج داشتم که مورد تأئید واقع شوم. ترس من از چه بود؟ ممکن بود دفعه بعد که صحبت می کردم پذیرفته نشوم من در طی این مراحل دیدم که می توانم یک مهارت مفید را در خودم توسعه دهم.
با ترس یا بدون ترس، عقاید پنهانم را جستجو کردم و آنها را از عمق به سطح آوردم.
فهمیدم که گاهی اوقات اشتباه می کردم اما نه همیشه گاهی اوقات حقایق را راجع به خودم می دانستم اما اعتماد به نفس این را نداشتم که در مقابل آنها بایستم.
به تدریج کار کردن روی قدمهای دو و سه را به کارکردن روی قدم چهارم مقدم دانستم. امروز می توانم به قدم پنجم، ششم و هفتم بروم. من علامتهایی را که نشان می دهند راه نادرست را طی کرده ام می شناسم و مراقب آنها هستم. می دانم اگر دوباره از بیماری الکلیسم رنج ببرم چه راهی را باید انتخاب کنم و راه درمان آن را می شناسم.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

سؤالات قدم چهارم
یک ترازنامه اخلاقی بی باکانه و موشکافانه از خود تهیه کردیم.
وقتی سؤالات زیر را می خوانیم و در نظر داریم که به آنها پاسخ دهیم باید بخاطر داشته باشیم که این کار را به سادگی انجام دهیم و برای بدست آوردن راهنمایی و شهامت دعا کنیم، سؤالات زیر جامع نیستند اما برای شروع مفید هستند.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

آماده شدن برای تهیه یک فهرست
1-         آیا می خواهم صادقانه به خودم بنگرم؟ چه چیزی مانع راهم می شود؟
2-         آیا از قدرت برترم، راهنمایم یا دیگر اعضاء الانانی کمک خواسته ام؟
3-         سعی کرده ام کاربرد کدام یک از پیشنهادات را امتحان کنم؟
4-         نکات عمده معنوی یک فهرست را درک می کنم؟ آیا اصول معنوی یک ترازنامه را درک کرده ام؟
5-         کاوش کردن بدون ترس برای من چه معنایی دارد؟ موشکافه و بی باکانه برایم چه معنایی دارند؟
6-         یک فهرست اخلاقی چه معنایی دارد؟ ترازنامه اخلاقی به چه معناست؟ با امتحان کردن جنبه های مثبت وجود خود را ادامه می دهیم. یک ترازنامه فقط خطاهای ما نیست. ما باید خصوصیات و مهارت های مثبت خود را هم بررسی کنیم. اگر این کار ممکن نیست فکر کردن راجع به خصوصیاتی که در دیگران وجود دارد و ما آنها را دوست داریم مفید است به این فکر کنیم که آیا ما هم همان خصوصیات را داریم؟
7-         به چه روش هایی مراقبت می کنم؟ چطور با دیگران همدردی می کننم؟ آیا با خودم مهربان هستم؟ آیا با افراد پیر مهربان هستم؟ با بچه ها؟ با خانواده ام؟ با دوستانم؟ کسانی که به کمک من احتیاج دارند؟ آیا متواضع و مؤدب هستم؟
8-         چقدر صبورم؟
9-         تا چه حد نسبت به عقاید دیگران انعطاف پذیر هستم؟
10-       آیا در جلسات به صحبت های دیگران گوش می دهم و آیا قبول می کنم که ممکن است دیگران نیازهایی متفاوت از من داشته باشند؟
11-       آیا با یک تازه وارد صبور بودن را تمرین می کنم؟
12-       تا چه حد قابل اعتمادم؟ آیا صورت حسابهایم را می پردازم؟ آیا وقت شناس هستم؟ آیا به تعهداتی که دارم پایبند هستم؟ آیا در شغل خود احساس مسئولیت می کنم؟ تا چه دوستان و خانواده ام به من وابسته هستند؟
13-       چقدر صادق هستم؟ آیا تمام حقیقت را می گویم؟ اگر نه، چه چیزی مرا از گفتن حقیقت باز می دارد؟
14-       به چه شکلی از خودم مراقبت می کنم؟ آیا در صورت نیاز به پزشک مراجعه می کنم؟ آیا لباس مناسب می پوشم؟ آیا غذای مناسب می خورم؟ ورزش؟ تمرکز؟
15-       تا چه حد قابل احترام هستم؟آیا از وسایل خودم و دیگران مراقبت می کنم؟ آیا به قانون احترام می گذارم؟
16-       چقدر سخاوتمند هستم؟ آیا با گروهم همکاری می کنم با فعالیت های سه دوره ای دفتر خدمات جهانی چطور؟ آیا داوطلبانه یک خدمتگزار قابل اعتماد بوده ام؟
17-       به چه روش های ، خوبی را در دیگران جستجو می کنم؟
18-       تا چه اندازه مهربان هستم؟ آیا دیگران را در نظر می گیرم؟ آیا به صحبت دوستی که گرفتار است صبورانه گوش می دهم؟ آیا در صورت نیاز به دیگران کمک می کنم؟ آیا خوبی ها را به دیگران نشان می دهم؟
19-       خود را چطور به دیگران نشان می دهم؟
20-       تا چه حد اهل عمل هستم؟ آیا بودجه ای برای خود تعیین کرده ام؟ چندبار تشخیص داده ام که چه کارهایی باید انجام شود و سهم خود را انجام داده ام؟
21-       دیگران تا چه حد می توانند به من تکیه کنند؟ چندبار تاکنون در کار با محدودیت زمانی روبرو شده ام؟ آیا به خوبی از پس انجام دادن کاری که تصمیم به انجام آن گرفته ام بر می آیم؟
22-       چه استعدادهایی دارم؟ آیا هیچ استعداد هنری در من وجود دارد؟ آیا محیط اطراف خود را زیبا می کنم؟ آیا مهارت های مکانیکی دارم؟
23-       آیا آسان دوست پیدا میکنم؟ چرا؟
24-       آیا در روابط صمیمانه مشکل دارم؟ چرا؟
25-       در چه صورتی می توانم خود را به وضوح و به طور خلاصه بیان کنم؟
26-       در زندگی چه نگاهی به طنز دارم و آن را چطور بیان می کنم؟
27-       آیا خوش بین هستم؟
28-       تا چه حد سعی می کنم که ایمانم را به یک قدرت برتر افزایش دهم؟ به خودم؟ به دیگران؟ چطور ایمانم را منتقل می کنم؟ آیا شکرگزار هستم؟
29-       آیا چه حد فروتن هستم؟ آیا از خداوند راهنمایی می خواهم و با تمام قدرت آن را دنبال می کنم؟ چه وقت به دیگران اجازه داده ام تا در خرد و عقل یکدیگر سهیم شویم؟
30-       آیا هیچ وقت، به اشتباهاتم اعتراف می کنم؟ چقدر با خودم صبور هستم؟
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

حالا ما باید یک لیست از جنبه های مثبت خود داشته باشیم تا ما را برای تهیه بقیه فهرست تقویت کند. در جستجوی جنبه های مثبت وجود خود ممکن است با خصوصیاتی برخورد کنیم که از مواجه شدن با آنها احساس ناراحتی کنیم. همانطور که از ابتدای این فصل گفتم یک ترازنامه کامل شامل نقاط ضعف و قدرت ماست.
با امتحان کردن تعهداتمان ادامه می دهیم.
حالا به سراغ مسائل مشکل زندگیمان در گذشته و حال می رویم. با پنهان کردن حقیقت هیچ مشکلی حل نمی شود. توجیه کردن و منطقی نشان دادن اعمالمان و سرزنش کردن دیگران برای تمام مشکلات زندگیمان، هرگز آرامش را بوجود نمی آورد. به خاطر بیاورید که فقط از ما خواسته شده یک ترازنامه تهیه کنیم، نه اینکه درباره چیزی که یاد می گیریم کاری انجام دهیم. اگر به قدرت برترمان و راهنمایی راهنمایمان اعتماد کنیم، با این مسائل به طریقی دوستانه، همانطوری که به کار کردن روی برنامه بهبودی الانان ادامه می دهیم، برخورد می کنیم.
1-         از چه چیزهایی دلخور هستم؟ آیا کینه را در قلب خود پنهان کرده ام؟ چرا؟
2-         از گذشته ام از چه کسانی رنجش به دل دارم؟ نقش من در آن چیست؟
3-         در محیط فعلی و زمان حال از چه کسی رنجش به دل دارم؟ چرا؟ سهم من در آن چیست؟
4-         آیا از چهره های مقتدر رنجیده می شوم؟ سهم من در آن چیست؟
5-         آیا ازمکانها و یا چیزهایی کینه به دل دارم؟ چرا؟ سهم من در آن چیست؟
6-         چه موقعی راجع به دیگران با تندی و رنجش بخاطر اینکه آنطور که من فکر می کردم عمل نکردند، قضاوت می کنم؟
7-         آیا به هر کس و هرچیز با یک معیار غیر ایده آل و خارج از استاندارد نگاه می کنم؟
8-         چطور راجع به خودم قضاوت می کنم؟
9-         آیا ترسو هستم؟ از چه چیزی می ترسم؟ چرا؟
10-       آیا حقه باز هستم؟ آیا می توانم رازنگهدار باشم؟ آیا ترجیح می دهم دروغ بگویم یا صحنه سازی بکنم؟ کدام رفتار نادرست را از دیگران مخفی کرده ام؟
11-       آیا برای خودم متأسف هستم؟ آیا مملو از حس ترحم نسبت به خودم هستم؟ تا چه حد احساس می کنم که یک قربانی بوده ام؟ سهم من در آن چیست؟
12-       آیا من یک معامله گر هستم؟ آیا دوست دارم که وظیفه ای داشته باشم؟ آیا وقتی برنده نمی شوم ناامید می شوم؟ از اینکه به جای مراقبت کردن از خودم از دیگران مراقبت کردم چه نتایجی عایدم شده است؟
13-       در چه صورتی هنگام روبرو شدن با دیگران به خودم اعتماد می کنم؟ آیا به مکانهای سالم می روم؟ آیا خودم را از موقعیت هایی که خطرآفرین هستند دور نگه می دارم؟ حتی اگر آنجا خانه خودم باشد؟
14-       در چه صورتی با مسائل جنسی راحت برخورد می کنم؟ آیا از س..ک..س لذت می برم؟ اگر در مسائل جنسی مشکلاتی دارم آیا علت آن را می دانم؟ آیا از متخصص کمک خواسته ام؟
15-       به کدام خدا در زندگیم ایمان دارم خدای عشق یا خدای ترس؟ چطور می توانم رفتارم را در برابر قدرت برترم عوض کنم؟
16-       آیا مسئولیت های دیگران را به عهده می گیرم؟ چرا؟
17-       آیا برای دیگران کاری را که آنها خودشان می توانند برای خود انجام دهند انجام می دهم؟ چرا؟
18-       آیا برای یادگیری، ازدواج و یا آرامش دیگری احساس مسئولیت می کنم؟ چطور؟
در قدم چهارم، سفری را به سوی اعتماد نفس از طریق خودآگاهی آغاز کرده ایم، همانطور که به سفر خود از طریق قدمها ادامه می دهیم، اعتماد به خودمان، قدرت برترمان، مردم و زندگی را به دست می آوریم راه بهبودی با استفاده از دوازده قدم – یک قدم در یک زمان – ادامه پیدا می کند. قبل از برداشتن قدم بعدی، به خودتان تبریک بگویید. به راهنمایتان زنگ بزنید و در جلسه بعدی گروهتان شرکت کنید و هیجان و آسودگی را که از انجام دادن قدم چهارم خود به دست آورده اید با آنها سهیم شوید.
خارج شده است

A.B

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +4/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 34
  • آبی به رنگ آسمان
پاسخ : قدمهای دوازده گانه آلانان - قدم چهارم
« پاسخ #7 : 08 فوریه 2012، 08:31:38 pm »

[imghttp://www.pic4ever.com/images/balloons.gif][/img]

چقدرآسان است كه رفتارهاي غيرقابل قبول خود را توجيه كنيم!شايد ميخواهيم خود راببخشيم ،ادعاكنيم كه به ما اتهام زده شده ويا حق تصميم نداشته ايم .وباگفتن اينكه هركس همين كار را انجام مي دهد،خودمان راخلاص كنيم .با اين موارد وتوجيهات وانمود مي كنيم تااشتباهاتمان ديده نشود.اين انكارها باكار كردن قدم چهارم مغلوب مي شوند.با اين قدم يك ترازنامه موشكافانه وبي باكانه ازخودمان تهيه مي كنيم .اين ترازنامه بدليل بنيان نهادن يك اساس معنوي وقوي توسط سه قدم اول      (بيباكانه) است.(.اخلاقي ) است بدين دليل كه آنچه درمورد رفتارمان احساس ميكنيم درست يا غلط است ليست مي كنيم.( موشكافانه )است  تنها راهي كه مي توانيم بطوركامل وموشكافانه اين قدم رابرداريم ،اينست كه درمقابل توجيه كردن مقاومت كنيم وآنچه را كه پرده برداشتيم ببخشاييم.اين امر ممكن است مستلزم شهامت وانضباط باشد.اما آزادانه مي توانيم آگاهي يابيم كه چه بوده ايم وچطور مي توانيم با ايجاد تغييرات مثبت به آنچه كه بايد باشيم ،نزديك شويم.
««من انساني هستم بانقاط ضعف وقوت،قادر به پيشرفت وانجام اشتباهات .وقتي اين مطلب را بپذيرم،مي توانم ازنزديك وبطور واضح تري به خودم نگاه كنم امروز چيزي براي قدرداني واصلاح كردن پيدا خواهم كرد.
««««««هرگز خودتان را پيدا نخواهيد كرد مگر اينكه با حقيقت روبرو شويد««««
خارج شده است
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که کی خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
 

این صفحه در 0.127 ثانیه 20 نمایش داده شد.