انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

کل کائنات یک شوخی است! بعضی ها آن را لی لا و بعضی ها مایا میخوانند (به معنی رویا) این تنها یک لطیفه و یک بازی است و روزی که این را فهمیدی به خنده می افتی و آن خنده هرگز متوقف نخواهد شد! همینطور ادامه خواهد داشت، این خنده به سراسر پهنه ی کائنات گسترش خواهد یافت!



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: قدمهای دوازده گانه آلانان - قدم دوم  (دفعات بازدید: 4279 بار)

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

قدم دوم:
به مرور ایمان آوردیم که یک نیروی برتر از خودمان می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.
اصل اساسی روحانی مطرح شده در قدم دوم به این موضوع اشاره می کند که یک قدرت برتر از خودمان، ما را به بازگردانیدن سلامت عقل امیدوار می سازد. اعم از اینکه با یک فرد الکلی زندگی کنیم و یا زندگی نکنیم.
مجدداً قدم دوم بر این نکته تأئید می کند که هر چند ممکن است ضعیف باشیم. اما علاج ناپذیر و تنها نیستیم. برای بسیاری از ما، درک یک نیروی برتر از خودمان مشکل است. برخی اساساً بر این عقیده هستند که ما از یک موضوع مذهبی صحبت می کنیم، در صورتی که این طور نیست. ما از یک قدرت دوستانه، حامی و پرورش دهنده یاد می کنیم که ما را در قبال اثرات زندگی کردن با بیماری الکلیسم راهنمایی می کند.
قدم دوم اغلب برای یاد آوری جمله «ایمان آوردیم» مفید است. همانند تمام قدم ها، این قدم بازگو کننده تجربیات تمام افرادی است که قبل از ما آمده اند و نشان می دهد که ما قادر خواهیم بود برای اوضاع سخت و دشوارمان، پاسخ های قاطع و روشن بیابیم. تعدادی از ما وقتی اولین بار به جلسات قدم گذاشتیم معتقد بودیم که یک نیروی برتر از خودمان می توانست خوبی ها را به زندگی مان بیاورد. اگر چنین بود، پس چرا ما اینقدر غمگین و سردرگم بودیم؟ رشد معنوی ما به اندازه کافی شکوفایی افکار را مورد توجه قرار می دهد، بطوریکه در حل مشکلات می تواند به ما کمک کند. ما به تجربیات دیگران گوش می کنیم و خواهان آن چیزی هستیم که آنها دارند: "آرامش، صفا، شادی، ایمان و لذت. تعدادی از اعضاء با اینکه با شک و تردید بسیاری از این کارها را انجام می دهند ولی به یافتن امکانات دیگر نیز تمایل دارند.
تمایل به گوش دادن و توجه کردن به دیگران تنها راه مطمئنی است که برای ما دری را به قدم دوم باز می کند. با قدم دو و به کمک جلسات ما یاد می گیریم که چطور نقش فردی مان را در بیماری خانوادگی الکلیسم، تشخیص داده و بپذیریم، عشق و پذیرشی که ما در الانان پیدا می کنیم به ما یاد می دهد که خودمان را با تمام عیب هایمان دوست داشته و بپذیریم. پذیرش قدم دوم از کار کردن بقیه قدم های الانان مهمتر است. به آسانی گذر کردن از این قدم و رفتن به قدم های دیگر حاکی از عدم پذیرش قدم اول است. تعدادی از اعضاء در هنگام کار کردن این قدم برای بهبودی فردی شان دچار مشکل می شوند. حضور در جلسات تنها یک شروع است ما به راهنمایی یک راهنما نیاز داریم. آگاهی اعضایی که قبلاً این قدم ها را کار کرده اند برای درک پاسخ های روحانی و راهنمایی ما به سوی تجارب آنها، امری ضروری است. اعتماد ما به یک راهنما و گروه، نخستین قدم های ما به سوی پذیرش یک نیروی برتر است. برای آنهایی که با ایمان به خدا به الانان آمده اند. قدم دوم ممکن است طرز تفکر مطلوبی بوده و به مفهوم بازگشت به دوستی با خداوند برای کمک مشکلاتشان است که امیدوارکننده خواهد بود و به آسانی حاصل می شود. دیگران ممکن است ترس از خداوند را در ما پرورش دهند و ما این تصور را داشته باشیم که خداوند مجازات کننده است. برخی از ما پیرو هیچ مذهبی نیستیم و خود را هم منکر وجود خداوند یا ملحد می نامیم. این مهم است که بپذیریم آیا ما تجربه یک مذهب خاصی را داشتیم یا نه، همه ما در الانان آزادیم با این حال وقتی در مسیر قدم دوم واقع می شویم ممکن است گمان شود که یک عقیده گروهی ابراز شده و ما مجبور خواهیم بود که خود را با آن تطبیق دهیم و یا رهایش کنیم. در عوض اعضاء گروه نظریه های فردی از یک نیروی برتر را توضیح می دهند و ایمان می آوریم که چنین نیرویی می تواند وجود داشته باشد و به ما کمک کند. در آغاز برای درک قدم دوم، یاد می گیریم که حق انتخاب داریم. اگر اعضا هر گروه در دنیا در نظر گرفته شود، هر شخصی به گونه ای متفاوت با شخص دیگر نیروی برتر را تعریف می کند. اگر ما در برابر عقیده خداوند به عنوان یک نیروی برتر از خودمان پافشاری کنیم. می توانیم از گروه به عنوان یک نیروی برتر از خودمان استفاده کینم. در گروهمان افراد مشابهی یا خودمان را ملاقات می کنیم که مشکلات و راه حل هایی همسان ما دارند. ما مجبور نیستیم فرض کنیم و یا طوری رفتار کنیم که عوامل ایجاد شرایط مشابه در زندگی آنها قابل تحمل تر است. ما در نظر می گیریم که وجود چندین نفر بهتر از یک نفر بوده و آگاهی و عقل گروه را در نظر می گیریم.
یا به خاطر آوردن لحظات خوب و آرامش بخش زندگی مان، یاد می گیریم که قدر امروز را بدانیم. با گذشت زمان وقتی به خواندن روزانه کتابهای (فقط برای امروز در الانان). (شهامت عوض شدن) و (فقط برای امروز2) ادامه می دهیم. به تدریج شعار فقط برای امروز برایمان معنی جدیدتری خواهد داشت. با راهنمایی راهنما با گروه به تفکر و دعا کردن می پردازیم. حتی اگر دقیقاً ندانیم که چه کسی به دعاهای ما گوش می دهد. به گونه ای آغاز می کنیم که نه تنها به یک قدرت مافوق ایمان داریم، بلکه به حمایت او و اینکه ما را دوست دارد نیز اعتماد داریم. بعضی از اعضا از خدایی که قبلاً در ذهن خود داشتند می ترسیدند ولی حالا از خدای عشق ومحبت صحبت می کنند. دعای آرامش که اغلب در جلسات خوانده می شود، یک دعای جهانی است که به خیلی از اعضاء کمک می کند تا با خدائی که در ذهن خود دارند ارتباط برقرار کنند:
 
دعای آرامش: پروردگارا، آرامشی عطا فرما تا بپذیریم
آنچه را که نمی توانیم تغییر دهم شهامتی که تغییر دهم آنچه را
که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.
هر تعریفی که از خداوند داریم، یا هر ایمان و عقیده ای که داریم، سلامتی فکری بیشتری را برای خودمان طلب می کنم و یا این انگیزه قدرتی مافوق را جستجو می کنیم تا ما را در این سفر یاری کند. در قدم اول یاد گرفتیم که ما بیماری الکلیسم را بوجود نیاوردیم و قادر نبودیم آن را کنترل و یا معالجه کنیم.
قدم دوم به ما یک ایده می دهد و آن سلامتی است. با این دیدگاه در ذهنمان امیدی را تجربه می کنیم که خیلی ها از آن صحبت می کنند.و سلامتی را به چند روش می توان تعریف کرد. بعضی عقیده دارند که دیگر بیش از این الکل برای الکلی ها خریداری نکنند. دیگران سعی می کنند خود را از محیط های پراضطراب و مشوش دور کنند. بعضی دیگر بحث ها و جدلها را با گفتن تنها یک جمله «ممکن است حق با تو باشد»، کوتاه می کنند. گرفتن یک حمام گرم و یا رفتن به اسکی در یک روز می تواند دیدگاه های تازه تری در یک موقعیت ارائه کند. به تدریج و حق شناسانه ایمانمان را به خدا افزایش می دهیم. ما تشخیص می دهیم که رفتار گذشته مان اگر هم باز گردد نباید مثل گذشته طول بکشد.
ایمان چه ارتباطی با یک قدرت مافوق دارد؟ در زندگی روزانه ایمان ما را احاطه می کند. وقتی صبح از خواب بیدار می شویم ایمان داریم که اگر پنجره های بسته را باز کنیم روشنایی روز داخل خواهد شد. وقتی صبح خانه را ترک می کنیم، ایمان داریم که موتور ماشین روشن خواهد شد. راننده های دیگر آن طرف جاده و در خط خود خواهند راند و ما به سلامت به مقصدمان خواهیم رسید.
وقتی جلسه الانان را ترک می کنیم، ایمان داریم که این هفته و هفته های بعد ادامه خواهد داشت. علاوه بر این هنگام ترک جلسات ایمان و آگاهی دیگران و کلمات عشق، تشویق، تجربه و امید را که برای رشد معنوی مان نیازمند آن هستیم. با خود می بریم، ما جلسات را با یک اعتماد تازه ترک می کنیم. اعتماد به اینکه سلامتی ما به ما بازگردانده می شود.
- در اینجا به بعضی از ایده هایی که اعضاء استفاده کردند تا به وسیله آن ایمانشان را به قدرت مافوق خودشان افزایش دهند می پردازیم.
- گفتن دعای آرامش هر صبح و غروب یا هر زمانی که احساس می کنیم در افکار خود غوطه ور شده ایم یا به عللی ناراحت و درمانده هستیم.
- تمرکز گاه به گاه بر روی جمله پروردگارا آرامشی عطا فرما.
- آرام ماندن و درخواست کمک در هر موقعیتی که غیر قابل تحمل بنظر می آید.
- تشخیص رفتار سالم و بیان آن، توجه به معجزات کوچک، یک بچه با چشمهایی صاف و درخشان، جست و خیر کردن یک توله سگ، تلفن زدن یک دوست درست زمانی که به او احتیاج داریم.
- طوری رفتار کنیم که گویی ایمان داریم. آرام بودن، تقاضای راهنمایی و پس انجام کارهای روزانه و در نظر گرفتن کارهایی که در پی آن خواهند آمد.
- خندیدن، سعی در یادآوری بعضی وقایع مفرح و طرح آن در جلسات.
تهیه کردن لیستی از وقایعی که در زندگی مان رخ دادند و برای درک ما می باشند وممکن است بر وجود خداوند دلالت کنند.
- تقاضای «شهامت عوض کردن چیزهایی که می توانیم» و سپس خود را بطور کامل به نتایج واگذار کنیم.
بیماری خانوادگی الکلیسم همانقدر که جذاب و گول زننده است برای خود الکلی هم همین گونه است. در مطالعه قدم های یک و دو ما متواضعانه می پذیریم که نقاط ضعفی داریم. برداشتن این دو قدم امید جدیدی را در وجود ما شکل می دهد با این ایمان ما مشتاق می شویم که «رها کرده و به خداوند بسپاریم» و حقیقتاً نیرویی برتر از خودمان را باور کنیم.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

آنچه که خالقم در ابتدا قصد داشته است
خیلی وقت پیش، راجع به پاک سازی پر هزینه ای که در یک کلیسای مشهور انجام می شد می خواندم، نقاشی های کلیسا قرنها بود که تمیز نشده بود و دود وگرد و غبار و مواد خارجی دیگر به آن چسبیده بود. صنعتگران با زحمت فراوان لایه لایه چرک را از روی نقاشی ها با زحمت زیاد در جستجوی شاهکار اصلی بر می داشتند. هنوز اتمام این پروژه به نیمه نرسیده بود که بحثی به وجود آمد. نقاشی اصلی هنرمند رنگارنگ تر از آن بود که دیگران انتظار داشتند. آنها درخشندگی مبهوت کننده ای داشتند اما تمام دنیا به آن شکلهای تیره و تاریکی که از مدتها قبل در کلیسا بود عادت کرده بودند. قسمت تمیز شده در مقایسه با بقیه قسمتها درخشان تر به نظر می آمد. این تصویر نیمه درخشان و نیمه تاریک تضادی غریب پیدا کرد. پروژه به یک دورراهی مشکل ساز رسیده بود. آیا آنها می بایست پاک سازی را کامل می کردند یا باید کار را کنسل می کردند و آن را به حالت اولیه ای که همه به آن عادت داشتند بر می گرداندند.
در طول سالهایی که در (الانان) بودم وقتی که روی قدم دوم خود، کار می کردم با همین سؤال روبرو شدم، با توجه به اینکه با بیماری خانوادگی الکلیسم بزرگ شده بودم، همیشه زندگی را از پس لایه های تیره و ضخیم این بیماری می دیدم. اصلاً نمی توانستم فکر کنم که زیر این لایه ها چه چیزی وجود دارد. با شروع تمرینات اساسی الانان، تغییراتی را در وجود خود احساس کردم، به قدری به زندگی گذشته خودم عادت کرده بودم که این تغییرات در ابتدا به نظرم عجیب و زشت می آمد. مثل آن تصویر هنری نیمه پاکسازی شده، قسمت هایی در وجودم پیدا شده بودند که با بقیه قسمتها جور در نمی آمد. دو راه برای من وجود داشت. می توانستم به همان صورتی که بودم باقی بمانم یا می توانستم به معالجه خودم ادامه دهم تا آنچه را که خداوند در ابتدا خلق کرده بود بیابم. خوشبختانه، درست مثل آنها به پاک سازی کلیسا ادامه دادند، من هم تصمیم گرفتم که به آنچه که خدا در ابتدا آفریده ایمان بیاورم، با گذشت زمان این قسمت های جدید با قسمت های دیگر جوش خوردند و دیگر توجهی جلب نمی کردند. هرچه بیشتر در راه پاکسازی خود قدم بر می داشتم بیشتر ثابت قدم می شدم.
من زیر سالها درد و رنج و شرم و احساس گناه پنهان شده بودم، قدم دوم، زندگیم را از آنچه که فکر می کردم درخشانتر و زیباتر کرد. در تمام این مدت در اعماق وجودم نیرویی وجود داشته که منتظر دست خدای مهربان بوده تا او را متجلی سازد. این مراحل مرا به سوی یک زندگی پر از عشق و آرامش و سلامتی سوق می دهد.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

با آخرین برگ یکی شدم
در یک روز ابری پاییزی، زندگی من در نظر مثل یک زمستان بی انتها شد. وقتی مشغول کار بودم شوهرم مشکل دست و پاگیر دیگری برایم ایجادکرد. خودم را به قدری ناامید احساس کردم که دیگر قادر نبودم روی کارم تمرکز کنم، یکبار دیگر کاملاً از الکلی و بهبودی اش ناامید شدم.
هفته پیش از این واقعه دریکی از جلسات شرکت کرده بودم و شنیدم که یکی از اعضاء می گفت که او چطور خود را از موقعیت های سخت دور می کند تا توجه و تمرکز خود را به دست بیاورد. فکر کردم بیرون رفتن از دفتر کارم برای چند لحظه ممکن است که به من کمک کند.
کتم را پوشیدم با آسانسور پایین آمدم و تصمیم گرفتم که هوای تازه استنشاق کنم. در را باز کردم باد سردی می وزید. تنها بودم به آسمان نگاه کردم و گفتم: «خدایا من از عهده اینکار بر نمی آیم این یکی را خودت انجام بده». درست در همان لحظه آخرین برگ درختی که در آن نزدیکی بود جدا شد، و به آرامی به سوی زمین در حرکت بود. افسون شده آنجا ایستاده همانطور که برگ به آرامی روی زمین نشست شنیدم: «همه چیز درست می شود من از عهده آن بر می آیم». اشکی روی گونه هایم لغزید برای اولین بار در زندگی خود را رها کرده و به خداوند سپردم و احساس آرامش کردم.
سالها بعد در جلسه ای نشسته بودم که روی دوازده قدم کار می کرد. رهبر از همه می خواست که تجربه ای را راجع به قدم دوم بیان کنند. آنچه که من به خاطر آوردم یک روز سرد پاییزی بود. زمانی بود که من ایمان آوردم قدرتی مافوق من می توانند سلامتی را به من بازگرداند. بهبودی من در الانان تجربه های غیرمنتظره ای زیادی را برایم پیش آورد، اما تجربه من در قدم دوم مؤثرترین و محرک ترین تجربه من بود.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

باعث بهبودی من شد
از بین قدمهای دوازده گانه، قدم دوم دلخواه من است. سالها پیش وقتی برای بهبودی ام به جلسات آمدم نمی دانستم که بیمار هستم.در یک خانواده الکلی بزرگ شده بودم و عدم تعادل ناشی از این بیماری تمام آن چیزی بود که من در همه عمرم شناخته بودم. هرگز از خودم سؤال نکردم که آیا راه های دیگری هم برای زندگی کردن وجود دارد یا نه؟ و این مرا متعجب می کند. گمان می کنم با توجه به ترتیب الکلی که داشتم به قدری محدود شده بودم که سؤال کردن حتی به ذهنم خطور نمی کرد.
سالها وقت می گیرد تا معنی قدم دوم کاملاً جا بیفتد. مدت طولانی تری برای من طول کشید تا اعتراف کنم که روشی که من در آن زندگی می کردم روش ناسالمی بود که بیماری الکلیزم در خانواده من ایجاد کرده بود. من نمی دانستم که زندگی کردن براساس ترس که من موقع بزرگ شدن تجربه کرده بودم راه زندگی کردن نیست. نمی دانستم که چیزی به شدت به اشتباه در نحوه بزرگ شدن من وجود داشته است.
در ابتدا آنچه که در جلسات شنیدم مرا ترساند به حدی که دیگر نمی خواستم برگردم، به هر حال زندگیم روز به روز بدتر می شد. برای پیدا کردن جوابهایم راه های متنوع زیادی را امتحان کردم، مشاوره درمان، دارو و کتابهای مختلفی را امتحان کردم. بالاخره سخت ناامید شدم و به مرحله خودکشی رسیدم. درست در این مرحله بود که یک مشاور مهربان پیدا کردم که تشخیص داد الکلیزم عامل اصلی این مشکلات است. او به من گفت که الانان برای بچه های بالغ هم هست. بعد از این که به من پیشنهاد کرد و مهربانانه تشویق به شرکت در جلسات گروه کرد کمکم کرد تا یک جلسه الانان را پیدا کنم.
تنها برای بهبودی خودم به برنامه برگشتم، نه برای اصلاح کس دیگری. قبلاً هم روش غیر اصولی زندگیم را کشف کرده بودم. در حقیقت هرچه بیشتر هدف قدم دوم برای من روشن می شد. این قدم را اینطور برای خودم تشریح می کردم که قدم دوم سلامتی را به من بر نمی گرداند. بلکه آن را به من معرفی می کند. ناسالمی خانواده الکلی من تمام آن چیزی بود که شناخته بودم. مهجور ماندن، طرد شدن، منفی بافی کاملاً عادی به نظر می رسید. بعد از مدت زمان کوتاهی، توجه و مهربانی اعضاء الانان در من مؤثر واقع شد. به طور مرتب در جلسات حضور پیدا کردم، بطوری که این خود برای من یک راز بود. می بایست که از منصرف شدن خود جلوگیری می کردم بنابراین می توانستم استقامتی را که هیچ وقت قبلاً در خانه تجربه نکرده بودم، تجربه کنم.
داستانهای دیگران مرا متعجب می کرد. بدرفتاریهای جسمی، خشونت و سوء استفاده های جنسی باری من اتفاق نیفتاده بود. اما اگر اتفاق افتاده بود هم نمی توانستم تصورش را بکنم که بتوانم آنها را در یک اتاق پر از غریبه در میان بگذارم. از آنجا که پنهان کردن همیشه نحوه زندگی من بود نمی تونستم این صادق بودن و بی تکلف بودن را تصور کنم. گرچه داستانهای من با دیگران متفاوت بود اما فهمیدم که ما همه یک احساس داریم (ما احساسات بکدیگر را درک می کنیم) بعد از گذشت زمان کوتاهی شروع کردم به بیان بعضی ازچیزهایی که به خاطر می آورم. خیلی شک و تردید داشتم چون نمی دانستم که چطور اعتماد کنم. کم کم یاد گرفتم که می توانم به اعضاء الانان اعتماد کنم. اما بیشتراز آن یاد گرفتم که به خودم اعتماد کنم.
پیام قدم دوم را به کندی گرفتم. در تماس با اعضای خانواده ام می توانم بعضی از مراحل پیشرفت بهبودی خود را ببینم. هیچ یک از آنها به طریقی در مسیر بهبودی نیستند. گرچه امیداورم که یکی دو تا از آنها به من بپیوندند. مسیر بهبودی من کاملاً در تنهایی بوده است چون خود را کاملاً با خانواده ام بیگانه احساس میکنم. با اطلاعاتی که از جلسات و قدمها بدست آورده ام. می توانم روش غیرصحیح زندگی کردن را در خانواده ام ببینم که آنها نمی توانند.
بیشتر بیماری خانوادگی من به شکل خشونتهای احساسی  کلامی بود. بیان تجلی رفتارمان بسیار ظریف و سخت است. تا زمانی که به احساسات و واکنش های خود ایمان ندارم چگونه می توانم تشخیص دهم که این شکل بیماری چه صدمات یا تأثیراتی دارد؟ پیروز شدن بر مشکلاتم بسیار سخت و دردناک بود اما به هر حال هیچ راه دیگری نداشتم. تاوانی که در درد و کمبودهایم پرداختم بسیار بالاتر از آن بود که بخواهم ادامه دهم. نمی توانم بگویم که بلافاصله پس از ورود به الانان بهبودی کامل یافتم. هنوز هم اوقاتی پیش می آید که درچنگال این بیماری هستم. اما از آنجا که دیگر برایم خوشایند نیست سریعتر آن را تشخیص می دهم. در این زمان است که به قدرت برتر خود رو می آورم و قدم دوم را تکرار می کنم. دعا می کنم که سلامت عقل خود را به دست آورم.
خارج شده است

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...

سؤالات قدم دوم
به مرور ایمان آوردیم که نیرویی مافوق می تواند سلامت عقل را به ما بازگرداند.
سؤالات زیر ممکن است هم به طور فردی و هم گروهی برای بهبود شناخت ارتباط یک قدرت برتر با زندگانی ما، به ما کمک کند.
1-         در حال حاضر عقیده من (تصور من) نسبت به قدرت برتر چیست؟
2-         چه چیزی به من اجازه می دهد تا تصور خود را نسبت به قدرت برتر خود تغییر دهم؟
3-         آیا تجربیات گذشته اثری روی من نسبت به قدرت برتر داشته؟ اگر داشته چگونه؟
4-         از اعتقاد به نیرویی برتر از خودمان، امیدواریم چه چیزی را کسب کنیم؟
5-         آیا من احساس هدایت روحانی در خودم می نمایم؟ چگونه؟
6-         چگونه قدرت برتری که در الانان پیدا کرده ام را توصیف می کنم؟
7-         «رها کن و خود را به خدا بسپار» چه معنایی برای من دارد؟
8-         ایمان چه معنایی برای من دارد؟
9-         به کدام دلایل و با چه کسی و در چه شرایطی من راحتتر می توانم تجربیات روحانی یا معنوی را بیان کنم؟
10-       من چه بهره ای از اعتقادم نسبت به اینکه قدرتی برتر، از من حمایتم می کند و مرا دوست دارد می برم؟
11-       باور داشتن برای من چه معنایی دارد؟
12-       سلامت عقل چه معنایی برای من دارد؟
13-       چگونه شرایط وموقعیت های الکلی روی زندگی من و روی سلامت عقل من اثر داشته است؟
14-       آیا من به موقعیت الکلی اجازه داده ام که قدرت برتر من باشد؟ چگونه؟
15-       چگونه وقتی که افکار من آشفته است سعی می کنم رفتار الکلی را کنترل نمایم؟
16-       آیا زمانی به نیروی برتر از خودم روی آوردم، که احتیاج شدید داشتم؟ آیا با عضو دیگر الانان تماس گرفتم، با راهنمایم چطور؟ آیا نشریات الانان را خواندم، آیا به جلسات رفتم؟ اگر نه، چرا نه؟
17-       در کار کردن این قدم، آیا من می توانم تجربیات قدم دوم را به راهنمایم یا به گروه شرح دهم؟ به صورت کتبی چطور؟
18-       آیا وقتی من همان کارها را بارها و بارها انجام می دهم. هنوز انتظار بدست آوردن نتایج مختلف را دارم؟
خارج شده است

A.B

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +4/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 34
  • آبی به رنگ آسمان
پاسخ : قدمهای دوازده گانه آلانان - قدم دوم
« پاسخ #5 : 08 فوریه 2012، 08:37:15 pm »

[imghttp://www.pic4ever.com/images/2uge4p4.gif][/img]
قدم دوم O:-) O:-) O:-) O:-) :love:
قدم دوم درمورد امكان رسيدن به اميد است.بااين قدم به اين باورمي رسيم كه يك نيروي برترازخودمان قادر است سلامت عقل رابه ماباز گرداند.ازماخواسته مي شودتافكر وذهن خودرابسوي اين امكان كه كمك دردسترس ماست،بازنكاه داريم،زيرا يك منبع حمايت وجودداردكه مي توانددرانجام اموري كه برايمان غيرقابل امكان است كاري برايمان انجام دهد.ما مجبورنيستيم باوركنيم اين اتفاق درآينده خواهد افتاد.بلكه باور مي كنيم اين اتفاق مي تواند بيفتد.اين ذره كوچك ازاميدواري ،روزنه اي براي خروج از نا اميدي است وهمين قدر كافي است تا به ما نشان دهد كه مامشتاق هستيم درجهت بهبود يافتن حركت كنيم .وقتي امكان وجود اين اميدواري وكمك راپيداكرديم،ايجادارتباط بايك نيروي برتربسيار ارزشمند است.ذره اي تمايل مي تواند باعث قرارگرفتن ما در مسير طولاني براي اميدوار بودن وايمان داشتن دربخشي اززندگيمان شود.آرامش وسلامت عقل دردستان نيروي برتر،اميدهاي واقع بينانه اي مي شوند.
««««امروزقدم دوم راكار خواهم كرد واميدوارخواهم بود پيداكردن نيروي دروني،ديدن ماوراي مشهودات  وتمركز كردن برروي رمز ورازهاي غير قابل ديد زندگي است
خارج شده است
چقدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که کی خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود

نگین

  • بازوی نارانان | آلانان
  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +116/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 549
  • اصول را به شخصیتها ترجیح دهید...
چکیده قدم دوم
« پاسخ #6 : 04 اوت 2012، 10:52:05 am »

من در این قدم فهمیدم که سلامت عقل ندلرم
باید سهم خودم را در کارها پیداکنم
باید در لحظه زندگی کنم
من تنها نیستم
با تمام عجزی که در قدم یک پیدا کردم در این قدم توانایی در من زنده شد
غیر از اعتقاد به خدا باید به او اعتماد بکنم

راهنما مرا به خدای بزرگ نزدیک میکند
و باید در هر کاری بااو مشورت کنم
راهنما مرا به خدا وصل میکند
خارج شده است
----نارانان سرای آرامش من است----
 

این صفحه در 0.195 ثانیه 21 نمایش داده شد.