انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

دوستی خالص‌ترین عشق است. دوستی والاترین صورت عشق است جایی که چیزی نمی‌خواهی، شرطی قائل نمی‌شوی، جایی که ایثار کردن عین لذت است. یکی بسیار نصیب می‌برد، اما این اصل نیست، این نصیب خودبخود پیش می‌آید. انسان نیاموخته که زیبایی‌های تنهایی را دریابد. او همیشه آوازهٔ جستن نوعی پیوند است، می‌خواهد با کسی باشد – با یک دوست، با یک پدر، با یک همسر، با یک فرزند، با یکی و کسی... اما نیاز اساسی آن است که به گونه‌ای فراموش کنی که تنهایی.



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: سوالات سنت دوم  (دفعات بازدید: 2793 بار)

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
سوالات سنت دوم
« : 30 آوریل 2011، 03:48:16 am »

  سوالات سنت دوم :
1- مفهوم سنت دوم از نظر شما چیست؟

2- آیا بین قدم دوم و سنت دوم رابطه ای پیدا می کنید؟

3- آیا این سنت فقط در ارتباط بین گروهی و انجمن کاربرد دارد یا فراتر هم می رود؟

4- چند مثال در مورد زیر پا گذاردن این اصل قبل ازپیوستن به انجمن بنویسید؟

5- چند مثال در مورد زیر پا گذاشتن این اصل پس از پیوستن به انجمن بنویسید؟

6- چند مثال در مورد رعایت این اصل در قسمت های دیگر زندگی بنویسید؟
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : سوالات سنت دوم
« پاسخ #1 : 30 آوریل 2011، 03:48:52 am »


جواب سوالات سنت دوم

سوال اول : مفهوم سنت دوم یعنی اینکه ما برای ارائه و ارسال پیام بهبودی در ارتباط باخدمات NA که هدف اصلی می باشد باید سعی در یکی
کرد ن و نزدیک کردن عقیده های مختلف داشته باشیم.
- به همین جهت ما از همان نیروی برتری که ما را در بهبودی شخصی هدایت کرد یعنی خداوند مهربان جهت اتحاد و وحدت وجدان گروهی
استفاده می کنیم.
- سنت دوم یعنی وقتی ما برای انجام خدمتی برای خواست و اراده خداوند دعا می کنیم و از او می خواهیم که در جمع ما شرکت کند و حضور
یابد  راهنمایی او باعث می شود که ما دچار خطا و اشتباه نشویم و راه صحیح و درست را انتخاب کنیم.
- در سنت دوم متوجه می شویم که وقتی ما (اعضای گروه) با نیروی برترمان مشورت می کنیم و از او راهنمایی می طلبیم او همه ما را
در انجام هدف اصلی یاری و راهنمایی خواهد کرد و باعث حفظ وحدت و منافع مشترک ما خواهد گردید.
- سنت دوم به ما می اموزد که در برنامه معتادان گمنام هیچ شخص و یا گروهی در درک و اراده خداوند منحصر به فرد نیست و همانطور که ما برای ادامه جاده بهبودی به تجربه معتادان نیازمندیم  جهت خدمت صادقانه نیز به راهنمایی و نظریات انان محتاجیم.

- سنت دوم به ما متذکر می شود که رهبری در انجمن معتادان گمنام فقط یک نوع خدمت می باشد و به هیچ وجه از طبقه بالاتر و یا پایین تر انجمن نیست و رابطه ما با خدمتگزاران مورد اعتمادمان دو طرفه می باشد ما به انها اعتماد می کنیم و انها نیز در نگه داری و مسئولیت پذیری در وظایف خود سعی فراوان می کنند.

سوال دوم : سنت دوم می گوید که در مقابل وجدان گروه تسلیم شویم اجازه دهیم که انجمن مان توسط یک نیروی برتر و مهربان شکل پیدا کند
تا ما به بیراهه نرویم. قدم دوم نیز به ما می گوید که ما به باوری رسیدیم و اعتقاد پیدا کردیم که برای رسیدن به ایده ال فکری و سلامت عقل
یک نیروی برتر و قدرتمندتری می تواند این کار را برای انجام دهد.
و همچنین اتکاء و توکل ما نسبت به نیروی برتر در قدم دوم و سنت دوم وجه ارتباط و اشتراک این دو اصل می باشد.
تسلیم – ایمان و تواضع اصولی هستند که در قدم دوم و سنت دوم به ما در رابطه با راهنمایی و کمک از نیروی برترمان کمک خواهند کرد.

سوال سوم : فراتر هم می رود چرا که وقتی ما اصول روحانی را در زندگی روزمره خود بکار گیریم نتیجتا رابطه ما با نیروی برتر و مافوق مان هر لحظه بیشتر و نزدیک تر و قوی تر می شود و ما متوجه می شویم که با رعایت کردن اصول و خدمت به رشد شخصی ما خیلی بیشتر از انچه
که فکر می کردیم کمک می شود.
در نتیجه وقتی ما در خدمت قرارمیگیریم  دید ما نسبت به همه چیز گسترده تر میشود و کمتر به فکر منافع خودمان می افتیم و سعی میکنیم که از
تصمیمات خود محورانه خویش به منظور خدمت به جمع استفاده نکنیم و هرچه ما خدمت صادقانه بیشتری انجام  می دهیم از سود روحانی و معنوی بیشتری برخوردار خواهیم شد.


سوال چهارم : دائما نگران منافع خویش بودم و همیشه از نفس خود تبعیت میکردم (مثل مسافرت رفتن و یا بیرون رفتن با اعضای خانواده) که همیشه رای و حق انتخاب با من بود.
جنگ کردن و بی ملاحظگی و اجبار کردن افراد در به کرسی نشاندن رای خودم در محیط کار و تحمیل کردن نظریات و عقاید خودم به دیگران
دائما در تصمیم گیریهایم دجار اختلال فکری و روحی می شدم و همیشه از روی غرور و یا عقاید شخصی تصمیم میگرفتم . احساس ضعف و پوچی و بی قدرت بودن و نداشتن تکیه گاهی به عنوان نیروی برتر و لایزال خداوند و سست بودن و ضعیف بودن در مدیریت زندگی.

سوال پنج: بدلیل داشتن خود محوری شدید و هم چنین سلطه جویی و تایید طلبی که از شاخه های بیماری ماست گاهی اوقات خواست خودمان را بر اراده خداوند و وجدان گروهی ترجیح می دهیم.
گاهی دچار احساس برتری که نقطه مقابل احساس حقارت است در جلسه می شویم و بجای اینکه خدمت خود را در جلسه به عنوان یک خدمتگزار مورد اعتماد به نحو احسن انجام دهیم نقش رئیس یا صاحب جلسه را بازی کرده و در جلسه و گروه حکومت می کنیم.
بعضی مواقع در جلسات اداری و یا هئیت نمایندگان و یا در اوایل پاکی بدلیل نداشتن دانش و تجربه کافی رای دادنهایمان بر پایه خودمحوری و کم ایمانی و کم عقلی ماست و منافع گروه را در نظر نمی گیریم .
گاهی در مقابل وجدان گروه (هرچند که احتمال می دهیم که اشتباه باشد)جنگ می کنیم و تسلیم نمی شویم و سعی می کنیم از حالت بندگی خارج شده و سر راه خداوند قرار بگیریم و نقش خداوند را بازی کنیم
((خود رایی – تجمل گرایی- سلطه گرایی))

سوال شش : دعا کردن و راهنمایی خواستن در دستجات گروهی از نیروی مافوقمان جهت انجام صحیح اعمال و هدف اصلی امان گذاشتن وقت و دقت کافی برای صحبت و گفتگو با بچه های انجمن و اعضا قدیمی خدمتگزار در جهت فراهم کردن احتیاجات گروه و بهتر شدن کیفیت جلسات.
تسلیم شدن و جنگ نکردن در مقابل وجدان گروهی و همچنین دست برداشتن از خود محوری و تایید طلبی . وکنار کشیدن خودم از سر راه خداوند و اجازه دادن به نیروی برتر جهت هدایت گروه .
تقدیم کردن خود در مقابل نیروی برتر که خود را در وجدان گروه ظاهر ساخته استواحساس مسئولیت داشتن در مقابل خدمتی که از ما خواسته اند تا انرا انجام دهیم.
حکومت نکردن در جلسات و گذاشتن غرور و خودمحوری و تایید طلبی در زیر پا و استفاده کردن از تجربه بقیه معتادان.
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

rasool

  • مدیر انجمن
  • کاربر نیمه فعال
  • *****
  • امتیاز: +92/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 461
پاسخ : سوالات سنت دوم
« پاسخ #2 : 17 ژوئیه 2013، 12:59:23 pm »

سئوال وجواب سنت دوم

1-مفهوم سنت دوم از نظر شما چيست؟

وجدان گروهي بهترين راه است براي رسيدن به توافق و فرد جمعي كه همانا خواست و اراده خداوند است و وجدان سالم وجداني است كه در آن اعمال نفوذ نشود، منافع مشترك در نظر گرفته شود وقت كافي براي بحث و اتفاق نظر باشد و خواست و اراده خداوند در راي گيريها در نظر گرفته شود وبعدازشكل گيري وجدان گروهي رعايت چند مورد بهتر است اعتماد كردن به خدمتگزارها و حمايت كردن وخواستن گزارش درجلسات اداري وخدمت كردن يعني حكومت نكردن يعني رجوع كردن به خواست و اراده خداوند كه اين امر با رعايت فروتني ،روشن بيني ،ايمان و وفاداري و تسليم و گمنامي و ارتباط آگاهانه با خداوند شكل مي گيرد و خواست و اراده خداوند و وجدان گروهي جدا ، جدا به دست نمي آيد. و مهمترين اصل اين سنت چرخش در خدمت است و استفاده از راي گيري كه خشن ترين نوع وجدان است در واقع وجدان گروهي مظهر آگاهي ، برداشت ما از اصول روحاني و تسليم گروهي و رابطه با نيروي برتر باشد.

2-آيا بين قدم دوم و سنت دوم رابطه اي پيدا مي كنيد؟

ايمان : در قدم دوم قبول مي كنيم كه نيروي برتر مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند ودرسنت دوم به نيروي برتراطمينان مي كنيم و اينكه توسط اين نيرو هدايت مي شويم– تسليم : در قدم تسليم اراده خود مي شويم و در سنت دوم تسليم خداست و اراده خداوند مي شويم كه همان وجدان گروهي است- وفاداري : در قدم وم به نيروي برتر خود (راهنما) اعتماد مي كنيم و در سنت دوم به خدمتگزاران كه راي داده ايم اعتماد و آنها را حمايت مي كنيم و بابت خدمتشان تشكر مي كنيم نسبت به بهبودي خود در انجمن خدمت مي كنيم.

3-آيا اين سنت فقط در ارتباط بين گروهي و انجمن كاربرد دارد يا فراتر هم مي شود؟

به نظرمن در نظر گرفتن خواست خدا در تصميم گيريها و استفاده از نظرات و پيشنهاد ديگران و خارج شدن از خود محوري و خودرايي ما را به اين باور مي رساند چند فكر مي تواند بهتر از يك فكر كارايي داشته باشد اين عقيده و سنت را مي توانيم نه تنها در انجمن بلكه در اجتماع وزندگي روزمره خود استفاده كنيم و درهرجامعه وگروهي به اتفاق نظر برسيم ومنافع مشتركي داشته باشيم وهم به خود و ديگران احترام بگذاريم . حتي در مراچع قانوني (قاضي ، هيت دولت ، رئيس جمهور) طبق عمل و راي ما بصورت مستقيم و غير مستقيم انتخاب مي شوند.

4-چند مثال در مورد زير پا گذاردن اين اصل قبل از پيوستن به انجمن بنويسيد؟(خارج انجمن)

1-احساس مالكيت كردن در جايي كه ديگران نيز نفعي دارند -2- در نظر نگرفتن نظرات خانواده ، هر كسي كه به من نزديكتر بود در خانواده ، حرف او را تاييد مي كردم و هرجايي كه او مي گفت مي رفتيم و نسبت به كسي كه رنجش داشتم برعكس عمل مي كردم و يا جايي مي رفتيم كه به وابستگيهايم برسم و يا احساس امنيت دروني كنم -3- سيگار كشيدن در جمع -4- شركت نكردن در همه پرسي ها – 5- بون هماهنگي مهمان دعوت كردن -6- دير رفتن به خانه.

5-چند مثال در مور زير پا گذاردن اين اصل پس از پيوستن به انجمن بنويسيد؟(داخل انجمن)


1-درموقع خدمت كردن به پيشنهادات ديگران توجه نكردن -2- راي وجدان گروه را ناديده گرفتن -3- بعنوان گرداننده پيشنهاد دادن در جلسات اداري و اطرافيان خود را تحريك كردن -4- در راي گيريها به شخصيتها نگاه كردن ، به آنها راي دادن و يا نگاه مي كردم ببينم آنها به چه كسي راي مي دهند من هم راي دهم -5- در جلسات بهبودي و اداري سكوت را رعايت نكردن ،تردد بيجا ، ناسازگاري كردن با گروه  -6- تيراندازي كردن به خدمتگزارها -7- كلوپ بازي كردن براي راي دادن و خدمت گرفتن -8- بعد از جلسات اداري قضاوت كردن در مورد رايها و راي گيري -9- نداشتن تعهد در خدمت -10- رعايت نكردن گمنامي.

6- چند مثال در مورد رعايت اين اصل در انجمن بنويسيد؟

1-مشورت كردن با اعضاي قديمي-2- به نظرات افراد تازه وارد در جلسات احترام گذاشتن-3- حضور در جلسات اداري و ساز مخالف نزدن-4- سرويس دادن به تازه وارد-5- خدمت صادقانه و مشاركت صادقانه كردن-6- رعايت سكوت ،ترددبيجا نكردن ، قضاوت نكردن و كنترل نكردن اعضا-7- احترام گذاشتن به راي وجدان گروه-8- توجه نكردن به شخصيتها و خواست و اراده خداوند را در نظر گرفتن -9- اعتماد كردن به خدمتگزارها و حمايت آنها -10- آگاهانه راي دادن.

7- چند مثال در موردرعايت اين اصول در قسمتهاي ديگر زندگي بنويسيد؟

1-در صورت باور داشتن اينكه فكر من درست است باز هم مشورت كردن -2- گوش كردن به نظرات خانواده و احترام به آنها -3- در محيط كار به نظرات همكاران احترام گذاشتن -4- اهميت دادن به خواسته هاي خانواده و قدرداني از زحمات آنها. راههاي رسيدن به وجدان گروهي: تمايل تك ، تك اعضا ( تمايل گروهي) ، رابطه با نيروي برتر ، آگاهي و برداشت از اصول روحاني ، تسليم گروهي ، حفظ اتحاد و منافع مشترك ، وقت كافي براي گفتگو و بحث ، اعمال نفوذ نكردن و مساوي بودن اعضا ، صبر.

خارج شده است
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل
 

این صفحه در 0.065 ثانیه 19 نمایش داده شد.