انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

برنده و بازنده


یک برنده همیشه جزئی از جواب من است                                              یک بازنده همیشه جزئی از مشکل من است.
یک برنده همیشه برنامه ای دارد                                                           یک بازنده همیشه عذری دارد.
یک برنده همیشه می گوید اجازه بدهید کمک کنم                                     یک بازنده همیشه می گوید کار من نیست.
یک برنده همیشه جواب هر مشکلی را می بیند                                        یک بازنده همیشه مشکل هر جواب را می بیند.
یک برنده همیشه می گوید : ممکن است مشکل باسد اما امکانش هست     یک بازنده همیشه می گوید : ممکن است امکانش باشد اما خیلی دشوار است.
.
قانون #62



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: خدا اینجاست..  (دفعات بازدید: 5938 بار)

shilan

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +86/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 201
  • خدایا همونی که می خوام کاش منم همونی بشم که میخوای
خدا اینجاست..
« : 09 فوریه 2011، 12:15:29 am »

این نوشته رو سال پیش دوستم برام فرستاد امشب خیلی حالم گرفته می نویسمش که یادم بیاد یادم بیاد پناه گرمت همیشه منتظرمه ...امشب از تو مینویسم پناهگاه ابدی ام...
به دنبال خدا نگرد...خدا در بیابان های خالی از انسان نیست...خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست..خدا در مسیری که به تنهایی ان را سپری میکنی نیست...خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست..در قلبی است که برای تو میتپد..خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره میگیرد...خدا در خانه ای است که تنهایی در انجا نیست..خدا در دستی است که به یاری میگیری..در قلبی است که شاد میکنی در لبخندی که به لب مینشانی..خدا در دیر و بتکده ومسجد نیست..لا به لای کتابهای کهنه نیست..این قدر نگرد..خدا در عطرخوش نان است ..انجاست که زندگی میکنی وزندگی میبخشی..خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسانها نگرد..در نگاه پر افتخار مادری به فرزندش ..در اندیشه ی کودکی که میپندارد پدرش قهرمانی است در دنیا ..همه چیز را می داند اخر او پدر من است..خدا در فاصله ی نفسهای من وتوست..خدا اینجاست همسفر مهربان من اینجا...
خارج شده است
با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد...با سلامی که در آن نور ببارد لبخند...دست یکدیگر را بفشاریم به مهر..

malihe

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +97/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 434
  • سکوت من ،فریاد بلند دوست داشتن توست...
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #1 : 09 فوریه 2011، 01:50:53 pm »

خیلی قشنگ بود شیلان جان  :bravo: :-*
خارج شده است
لذت دوستی با پابرهنگان در این است که مطمئنی ریگی به کفش ندارند.....

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #2 : 09 فوریه 2011، 06:15:12 pm »

دوست دارم با تو حرف بزنم
چون تو تنها کسی بودی که همه جا باهام بودی
تو تنها کسی بودی که هیچگاه و هیچگاه تنهام نگذاشتی
روزهایی بود که دوست داشتم نوازش بشم، پس به آسمون تو چشم دوختم تا بارانی ببارد و حداقل تو مرا نوازش کنی و چقدر برایم لذت بخش بود این نوازش. با هر قطره بارانی دستی روی صورتم کشیده می شد.
خودت می دونی دلی که آفریدی طاقت تنهایی نداره پس خودت توش باش، بهم کمک کن حضورت رو احساس کنم. من به تو احتیاج دارم.
تنها تو بودی که دلتنگیهام رو دیدی. روزی که توی آن خیابونها راه می رفتم و گریه می کردم، روزی که توی آن بیابون راه می رفتم.
تنها تو بودی که گریه های شبانه من رو دیدی. تو دیدی چطور زیر پتو می رفتم و گریه می کردم.
و تنها تو بودی که کابوس های شبانه من رو مشاهده می کردی
تو دردهای من رو دیدی
تو نقص های من رو دیدی
و جالب تر از این، اینکه تو من را به همه صورت دوست داری.
شاید علتش اینه که تو داری من رو تو همه حالت می بینی، و تنها تو هستی که عمق وجودم رو می فهمی.
تو مهربونی
مهربون
مهربون من.
چقدر خوبه که دارم با تو صحبت می کنم. یادم هست روزهایی که توی خیابون راه می رفتم و تمام وجودم سرشار از آغوش تو بود که می گفتی:
آروم باش
آروم
من حواسم بهت هست.
ولی چه جالبه، تو بیننده خصوصی ترین چیزهای من هستی.
شاید خیلیها اون رو می بینند، ازش براشون حرف می زنم اما اونها نمی تونند عمقش رو درک کنند.
اما تو آنها رو با من احساس هم می کنی،
احساس می کنی.
و من همیشه این همراه رو از یاد می برم. اصلا حس نمی کنم و اصلا درکت نمی کنم.
بااینکه روزهای بسیاری بهم ثابت کردی که بهترین همراه هستی، اما من باز از همراهی تو به این بزرگی و مهربونی می ترسم.
حتی حالا که اینجا هستم
این همه آدم دور و برم
این همه آدم اما بازم تنها کسی که با من هست تویی
و چه بد
و چه بد
و چه بد که من باز هم دنبال کس دیگری هستم.
تو دستم رو محکم فشار بده
محکم
محکم
می خوام حست کنم
می خوام بیام تو آغوشت و فقط در پناه تو آروم بگیرم.
چون تو تنها کسی هستی که با تمام وجود می تونم بهش اعتماد کنم
و تو تنها کسی هستی که
پوشاننده تمام عیبهای من هستی
دوستت دارم
دوستت دارم
دوستت دارم خدای مهربونم
شکر
شکر
شکر
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

دیبا

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +3/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #3 : 12 فوریه 2011، 11:17:43 am »

سالها صبر نه، تحمل
روزها توی کمد دیواری خونه رفتن و گریه کردن
اما یک عشق حداقل توی وجودم بود
فکر می کردم یکی رو دوست دارم. اونم منو دوست داره
همه چیز و همه معادله ها بهم خورد
الان دوباره معادله ها برگشته سر جاش
همه چیز داره خوب می شه
بجز من
چرا؟
حالا داره معلوم می شه که از اولش هم خودم مشکل داشتم
خسته شدم از خودم
از رابطه ها
از اینکه هیچی توش بدست نمی یارم
خسته م
خدا می فهمی خستم
خسته
حالا که اینقدر صبر کردم همه چی درست بشه
چرا آروم نیستم
چرا؟
چرا من دارم شروع می کنم
خستم
پس کی می خواد این خستگی تمام بشه
فکرها می یاد و میره
چرا نمی تونم احساس امنیت کنم
چرا نمی تونم احساس اعتماد کنم
چرا نمی تونم داد بزنم دوست داشتن رو
چرا از همه اینها می ترسم
مگه اینها حق من نیست
پس چرا هیچکدومشون رو ندارم
اون هست
داره خوب پیش میره
هرچند کم کم
اما من خوب نیستم
من خستم
خسته
خسته
یک هیجان می خوام
یک عمق
یک چیزی که همه وجودم رو پر کنه
یک نور
یک نور
می گه باهام حرف بزن
اما من نمی تونم
می خوام باهاش مهربون باشم
اما من نمی تونم
تو بگو چکار کنم
احساس می کنم همه دارن ازم خسته می شن
و شاید تو هم
نمی دونم
خارج شده است

محمد حسین

  • گردانندگان انجمن
  • تازه وارد
  • ****
  • امتیاز: +49/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 85
  • خدا گفت:همیشه در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست،
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #4 : 23 فوریه 2011، 11:49:13 am »

سلام بر  شیلا ن با این اسم زیباش.
خیلی زیبا بود.
بعضی از مطالب و صداها فیلم ها و یادداشت ها هست که به محض اینکه ادم اونا رو میبینه تحت تاثیر قرار میگیره و حالش خوب یا بد میشه .
اینهم یکی از اون مطالبی بود که من با خوندنش حالم خوب شد . امیدوارم که حالت همیشه خوب باشه.                                             
خارج شده است
اگر خواهان بارش هستید ریزش داشته باشید

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #5 : 23 فوریه 2011، 07:49:04 pm »

با اجازه از شیلان عزیزم که این متن قشنگ رو گذاشته بود من این متن رو به صورت کامل تر قرار می دم.

دنبال خدا نگرد ..... خدا در بیابان های خالی از انسان نیست ...... خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست ..... خدا در مسیری که به تنهایی آن را
سپری می کنی نیست .... خدا آنجا نیست .... به دنبالش نگرد. خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست. در قلبیست که برای تو می تپد
.... خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد ... خدا آنجاست ... خدا در خانه ای است که تنهایی در آنجا نیست، در جمع عزیزترین هایت است ... خدا در دستی است که به یاری می گیری ... در قلبی است که شاد می کنی، در لبخندی است که به لب می نشانی ......... خدا در دیر و بتکده و مسجد نیست .... لابلای کتاب های کهنه نیست .... این قدر نگرد .... گشتنت زمانیست که هدر می دهی ... زمانی که می تواند بهترین ثانیه ها باشد .... خدا در عطر خوش نان است ، آنجاست که زندگی می کنی و زندگی می بخشی خدا در جشن و سروریست که به پا می کنی ... آنجاست که عهد
می بندی و عمل می کنی .... خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسانها نگرد ... آنجا نیست .... او جایی است که همه شادند، جایی است که قلب های شکسته ای نمانده ... در نگاه پرافتخار مادریست به فرزندش، و در نگاه عاشقانه زنی به همسرش، و در اندیشه کودکی که می پندارد پدرش
قهرمانیست در دنیا .... قویترین است و کاملترین ... همه چیز را می داند. آخر او پدر من است .... خدا را در غم جستجو نکن، در کنج خاک گرفته آنچه
که سال ها روایت کرده اند نگرد ... آنجا نیست ... خدا را جای دگر باید جستجو کنی .... جوانمردهایی که با پای پیاده میروند به جستجوی خدا او را نخواهند یافت ... خدا نزدیکتر از آنست که فکر می کنیم در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته .... در قلبیست که برای تو می تپد .... در میان گرمای دستان ماست که که به هم پیچیده
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

faranak_so

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +110/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 372
  • برای آغازی دوباره هرگز دیر نیست...!
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #6 : 26 فوریه 2011، 12:42:56 pm »

اگر غم روزي مثل باران باريد يا دل شيشه اي ات از پس پنجره عشق زمين خوردو شكست چتر شادي را باز كن و بگو خدا  هست هنوز.
خارج شده است
یادمان باشد....هیچکس دلیل خوشبختی ما نیست مگر خود ما.....

افق

  • عضو انجمن هموابستگان گمنام (CODA)
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • **
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #7 : 31 اوت 2011، 01:39:55 pm »

خداوند، اون کسانی رو که ازش میخواهی کنارت باشن بهت نمیده، بلکه اون کسانی رو کنارت قرار میده که بهشون نیاز داری.....

بهشون نیاز داری تا کمکت کنن (تا کمک کردن رو یاد بگیری)، باعث رنجش تو بشن (چون تا گچ درد سنباده خوردن روتحمل نکنه، یک مجسمه زیبا نمیشه)، تو رو ترک کنن (تا یادبگیری روی پای خودت بایستی)، عاشقانه دوستت داشته باشن (تا بدونی که تو هم باید عشق بورزی)، تا از تو انسانی ساخته بشه که خداوند میخواد تو اونطور باشی.
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

shilan

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +86/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 201
  • خدایا همونی که می خوام کاش منم همونی بشم که میخوای
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #8 : 18 نوامبر 2011، 04:46:24 pm »

سلام خدای من
سلام مهربون..بعد مدتها حس کردم کنارمی..اینجایی ..بین همین کبوتر ها که لب پنجره نشستند غذا می خورند تو دستهای مهربان دوستم هستی لحظه ای که دلش نمیاد خودش اول غذا بخوره اول برا کبوترها میریزه بعد میاد میشینه پای سفره..تو  لحظه هایی که دلم میشکنه از دست خودم این بار حس کردم تکه هاشو کمکم جمع کردی درست موقعی که ناامید میشم از خودم..تو لحظه ای که یک نشریه رو میدم به دست یک دوست و حس میکنم به دردش می خوره..اینجایی کنارمی وقتی مفهوم اشک های یک دوست رو تا ته قلبم حس میکنم کنارمی وقتی از دیدن یه پرنده تو قفس رنج میکشم خدایا هستی تو سکوت جلسات که ته ته عشقه..تو لحظه ای که حس می کنم قلبم رو دارم میسپارم به کسی که  داره با همه وجودش مشارکت می کنه که قلبم تنها سرمایه ی من هست چون تو که غریبه نیستی میدونی مغزم بیماره و به درد کارو کمکی نمی خوره در همون حد که آزار نده این روزا بازم خوبه..کنارمی ..اینجایی لحظه ای که تا مرز حماقت میرم و برمیگردم میسنجم میفهمم حست میکنم و یه بار دیگه در آغوشت میگیرم ..اینجایی توضربان قلبمی..اینجایی وقتی نگاه چشمان خوشحال دوستم کردم و براش دعا کردم که خوشحالی و اعتمادش ای کاش اشتباه از آب در نیاد و میدونم که همراهشی توی ذوقی که تو نگاهش بود حست کردم خدای من..حس میکنم اینجا قلب هایی هست که دوستم دارن و دوستشون دارم اینجایی وقت همراهی بچه ها با هم توی خنده هاشون سر به سر گذاشتناشون و نگاههایی که مهربونه..خیلی وقت بود پنجره باز نکرده بودم نگاه اسمون کنم خدایا اینجایی تو عظمت و آرامش طبیعت صدای پرنده ها صدای بارون ..اینجایی ..تو پیام های به موقع خواهر کوچکم ..تو حس امنیت و ارامش واعتمادی که توی صدای خواهر بزرگترم هست اینجایی توی دستهای گرم دوستان بهبودی که همو تو اشتباه و خستگی تنها رها نمی کنند..و یکی از شگفت انگیزترین لحظه ها که هستی لحظه ای هست که خودم هم از خودم نا امید شدم ولی هنوز صداهایی هست که بهم امید دادن باورم نمیشه حتی جدیدا تو مکالماتی که تو خیابون اتفاقی میشنوم نوشته ای که اتفاقی درست همون لحظه جوابم میده توی تمامش هستی تا بهم بگی خوب گوش بدی خوب ببینی پیامم بهت میرسه تا بهم بگی من هنوزم اینجام ..دوستت دارم... :rose: :rose:
خارج شده است
با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد...با سلامی که در آن نور ببارد لبخند...دست یکدیگر را بفشاریم به مهر..

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #9 : 19 نوامبر 2011، 09:01:56 pm »

سلام خدای من
سلام مهربون..بعد مدتها حس کردم کنارمی..اینجایی ..بین همین کبوتر ها که لب پنجره نشستند غذا می خورند تو دستهای مهربان دوستم هستی لحظه ای که دلش نمیاد خودش اول غذا بخوره اول برا کبوترها میریزه بعد میاد میشینه پای سفره..تو  لحظه هایی که دلم میشکنه از دست خودم این بار حس کردم تکه هاشو کمکم جمع کردی درست موقعی که ناامید میشم از خودم..تو لحظه ای که یک نشریه رو میدم به دست یک دوست و حس میکنم به دردش می خوره..اینجایی کنارمی وقتی مفهوم اشک های یک دوست رو تا ته قلبم حس میکنم کنارمی وقتی از دیدن یه پرنده تو قفس رنج میکشم خدایا هستی تو سکوت جلسات که ته ته عشقه..تو لحظه ای که حس می کنم قلبم رو دارم میسپارم به کسی که  داره با همه وجودش مشارکت می کنه که قلبم تنها سرمایه ی من هست چون تو که غریبه نیستی میدونی مغزم بیماره و به درد کارو کمکی نمی خوره در همون حد که آزار نده این روزا بازم خوبه..کنارمی ..اینجایی لحظه ای که تا مرز حماقت میرم و برمیگردم میسنجم میفهمم حست میکنم و یه بار دیگه در آغوشت میگیرم ..اینجایی توضربان قلبمی..اینجایی وقتی نگاه چشمان خوشحال دوستم کردم و براش دعا کردم که خوشحالی و اعتمادش ای کاش اشتباه از آب در نیاد و میدونم که همراهشی توی ذوقی که تو نگاهش بود حست کردم خدای من..حس میکنم اینجا قلب هایی هست که دوستم دارن و دوستشون دارم اینجایی وقت همراهی بچه ها با هم توی خنده هاشون سر به سر گذاشتناشون و نگاههایی که مهربونه..خیلی وقت بود پنجره باز نکرده بودم نگاه اسمون کنم خدایا اینجایی تو عظمت و آرامش طبیعت صدای پرنده ها صدای بارون ..اینجایی ..تو پیام های به موقع خواهر کوچکم ..تو حس امنیت و ارامش واعتمادی که توی صدای خواهر بزرگترم هست اینجایی توی دستهای گرم دوستان بهبودی که همو تو اشتباه و خستگی تنها رها نمی کنند..و یکی از شگفت انگیزترین لحظه ها که هستی لحظه ای هست که خودم هم از خودم نا امید شدم ولی هنوز صداهایی هست که بهم امید دادن باورم نمیشه حتی جدیدا تو مکالماتی که تو خیابون اتفاقی میشنوم نوشته ای که اتفاقی درست همون لحظه جوابم میده توی تمامش هستی تا بهم بگی خوب گوش بدی خوب ببینی پیامم بهت میرسه تا بهم بگی من هنوزم اینجام ..دوستت دارم... :rose: :rose:
.
.
مثل تمام متونت زیبا و پر احساس بود ...
ممنونم از این همه حس قشنگی که تو نگاهته ...
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

sos

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +3/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 5
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #10 : 20 نوامبر 2011، 12:41:24 pm »

من خیلی حالم گرفته اما باخواندن این متن زیبایه کم حالم بهترشد.خواستم ازشیلان عزیزتشکرکنم
خارج شده است

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #11 : 07 فوریه 2012، 09:32:22 am »

 امروز : كه مشكلات همانند قبل وجود داره ..ولي زندگيم با قبل تفاوت داره ..بدليل اينه كه خدا توي زندگيم حضور داره ..
 امروز :تغييراتي را در خودم احساس ميكنم ...در كنار مشكلات عجول ..پريشان ..پر از ترس نيستم ...بدليل اينكه بخدا توكل ميكنم و ميسپارم .
امروز :تمركزم روي خودمه... سعي ميكنم  سهم و حركتمو خوب انجام بدهم ..و اشتباهاتو تكرار نكنم ...سعي ميكنم در هر شرايط انتخاب درستي داشته باشم ..بدليل كمكهاي خداونده ..و نيروي برتر كه مسير خدا را برايم هموار كرده ...
 امروز : ترس ...شك و دودلي ام كم شده خودم را تنها احساس نميكنم ...بدليل اينكه حمايت و همراهي خدا را در كنارم حس ميكنم .
 امروز : رنجش و عصبانيت از ديگران ذهن منو مشغول خودش نميكنه ...بدليل اينكه از صفات بخشندگي خداي مهربون استفاده ميكنم ...
   امروز از آرامش برخوردارم ..طلبكار نيستم ..از خودم ..ديگران راضيم ..پذيرشم بيشتر شده ..بدليل اينكه شكر گذاري جزء برنامه روزانه ام شده ..و راضي به رضاي خداوند بمن آرامش ميده ...با شكر گذاري كمتر احساسات منفي به سراغم ميا د ...
 قصدم اينست كه بابت حضور خداوند و اينكه كمكم ميكند تا حضورش را حس كنم شكر كنم ..
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #12 : 15 دسامبر 2013، 12:40:18 am »



    عارفي را پرسيدند : از اينجا تا به نزد خداي منان چه مقدار راه است ؟

    فرمود : يك قدم !!!!   گفتند : يك قدم است ؟ ..

  .فرمود : پا بگذار روي خودت !!!
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #13 : 21 دسامبر 2013، 12:23:17 am »



   خدا هست ...
   هميشه هست ...
   اين من هستم كه گاهي حتي با چشماني باز و بيدار و در روشنايي گم اش ميكنم ..
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : خدا اینجاست..
« پاسخ #14 : 16 فوریه 2014، 11:19:37 pm »

   از همين درختي كه دوباره جوانه  زده است ...

  از همين خورشيدي كه  مهربانتر  شده ...

   و از همين باراني كه گاه و بي گاه مي بارد ...

   ميشود  فهميد ...

   خدا هنوز هم حواسش به ماست ... :love:


« آخرين ويرايش: 16 فوریه 2014، 11:22:48 pm توسط narges »
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!
 

این صفحه در 0.068 ثانیه 20 نمایش داده شد.