انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

ژرف زندگي كن، از ته دل زندگي كن، يكپارچه با تمام وجود به طوري كه وقتي مرگ در زد آماده باشي... آماده چون ميوه ايي رسيده براي فرو افتادن از درخت. تنها نسيمي ملايم مي وزد و ميوه فرو مي افتد؛ گاه حتي بدون هيچ نسيمي، ميوه به سبب سنگيني و رسيدگي از درخت مي افتد. مرگ نيز بايد چنين باشد و اين آمادگي بايد با زندگي كردن فراهم آيد...



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: ما به هم محتاجیم یا معتاد?!!  (دفعات بازدید: 3424 بار)

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
ما به هم محتاجیم یا معتاد?!!
« : 20 دسامبر 2010، 10:09:33 am »

            ما به هم محتاجیم یا معتاد?!!          
  سوالی که اغلب زوج‌های   جوان از مشاوران خانواده می‌پرسند  این است که عادت به دوست داشتن یعنی چه؟   و اساسا چه اتفاقی می‌افتد که عشق  تبدیل به عادت می‌شود؟ آیا عادت خوب   است یا اینکه می‌توان همیشه مثل روزهای  اول ازدواج عاشق بود؟ اصلا می‌توان   عشق دایمی برقرار کرد؟ ...اصولا ما آدم‌ها خیلی   زود به هم شرطی می‌شویم یعنی اینکه  ذهن ما عادت می‌کند در ساعات خاصی و به   شیوه‌های خاصی و به شکل‌ خاصی تغذیه  عاطفی شود، این یعنی عادت کردن به   کسی که ما را با سبک و سیاق خودش تغذیه  عاطفی می‌کند و چون این سبک همیشه   ثابت است ما نسبت به آن شرطی شده و عادت  می‌کنیم.عادت، نه عشقگاهی وقتی مدتی از   رابطه زوجین می‌گذرد و ما به شناخت  بیشتری نسبت به طرف مقابل می‌رسیم   متوجه می‌شویم که این فرد آدم مناسبی  نیست برای اینکه من عشق و علاقه خود   را به پای او بریزم. اما متاسفانه به  دلیل همین شرطی شدن یا عادت کردن   نمی‌توانیم او را رها کنیم. به دلیل اینکه  ذهن ما به ما ندا داده و از ما   می‌خواهد که این تغذیه ادامه داشته باشد.  این یعنی عادت کردن و وقتی این   اتفاق می‌افتد خیلی از خانم‌ها و آقایان از  اطرافیان کمک می‌خواهند تا از   این بند رها شوند.عشق یا عادت آسیب‌زاعشق بعد از ازدواج   می‌تواند تغذیه کننده باشد برای اینکه  مشکلات را راحت‌تر تحمل کنند اما   گاهی پیش می‌آید که دو طرف مطمئن می‌شوند  که ادامه زندگی به ضرر خودشان و   بچه‌ها است. یعنی همیشه اینجور نیست که  تداوم یک زندگی 100 درصد به نفع   خانواده باشد و گاهی آنقدر این رابطه مخرب و  آسیب‌زا است که هم به زوجین و   هم به بچه‌ها به شدت آسیب می‌زند. گاه اینکه  بچه‌ها با یک والد به سلامت   زندگی کنند -که البته به ندرت پیش می‌آید-  خیلی بهتر از آن است که با دو   والد و با آسیب زندگی کنند. پس هم می‌تواند  جنبه مثبت داشته باشد و هم   جنبه منفی. جنبه مثبت آن زمانی است که بخواهیم  مشکلات را حل کنیم و به   رابطه ادامه بدهیم وقتی که بودن ما در کنار یکدیگر  به نفع خودمان و بچه‌ها   است و جنبه منفی دارد زمانی که بودنمان به ضرر  خودمان و بچه‌ها است ولی   به خاطر عادت نمی‌توانیم رها شویم. گاهی بچه‌ای هم  وجود ندارد اما چون   طرفین به هم عادت کرده‌اند نمی‌توانند جدا شوند.زمانی که عشق به عادت تبدیل می‌شوددر واقع عشق وقتی به   عادت تبدیل می‌شود که ما زیبایی‌های  فرد مقابل را نمی‌بینیم که این   زیبایی، زیبایی ظاهری نیست بلکه ما مجذوب  توانایی‌ها، استعدادها و   رفتارهای زیبای این فرد می‌شویم که اینها آنقدر  زیاد هستند که ما هر روز   که کنار او هستیم و در درونش نفود می‌کنیم بیشتر  گرفتارش می‌شویم و این   یعنی عشق.اما اگر در ادامه رابطه   متوجه شویم که اینها دورنمایی از آن  فرد بود وقتی دقت می‌کنیم می‌بینیم   نه تنها هیچ‌کدام از این خصوصیت‌ها در  این فرد وجود ندارد بلکه اتفاقا   صفات منفی هم دارد که هیچ‌کدام خوب نیستند.  در این رابطه دیگر عشقی وجود   ندارد و ممکن است ما به علت شرطی شدن ذهن‌مان  به این رابطه و این تغذیه   عاطفی نتوانیم از آن جدا شویم در حالی که ادامه  آن برای هیچ یک از ما مفید   نیست و وقتی زیبایی بین دو نفر وجود ندارد عشق  خراب می‌شود زیرا عشق در   واقع از ما چیزی را می‌سازد که می‌خواهیم بشویم.  وقتی این زیبایی وجود   ندارد، عشق هم نیست.ازدواج منطقی هم مشکل داردحال اگر یک فردی به   صورت منطقی ازدواج کرد ولی بعد از مدتی  فهمید این همانی نبوده که   می‌خواسته چه‌طور؟ قطعا ما نمی‌گوییم هر کسی که  منطقی ازدواج کرد دیگر هیچ   مشکلی ندارد. آدم‌هایی هم هستند که منطقی ازدواج  می‌کنند و مشکلاتی هم   دارند و مشکلات‌شان را حل می‌کنند. اما نکته‌ای که  هست این است که اگر   فردی از نظر احساسی و عاطفی بگوید این همانی نیست که من  می‌خواستم ما   می‌گوییم که شما وقتی از نظر منطقی کسی را گزینش می‌کنید  حتما در طول این   گزینش‌ها و ارزیابی‌هایتان دقت کنید و ببینید که احساس  عاطفی به او دارید   یا نه؟ یا ممکن است بگویید احساس عاطفی‌تان صد در صد  منفی است. در   این‌صورت نیز انتخاب شما اشتباه خواهد بود زیرا صرف نظر از  عوامل منطقی،   حس خوب و دوست داشتن طرف مقابل نیز مهم خواهد بود.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ما به هم محتاجیم یا معتاد?!!
« پاسخ #1 : 20 دسامبر 2010، 10:09:58 am »

چرا عشق ما روز به روز كم رنگتر مي‌شود          
  بر خلاف تصور خيلي ها   كه فكر مي كنند  عشق يكباره پيدا مي شود و هميشه مي ماند و يا حتي بيشتر مي   شود؛ واقعيت  اينست كه عشق ممكن است يك لحظه ايجاد شود، اما همانند بذري   است و در صورتي  باقي مي ماند و رشد مي كند كه در زمين مناسبي جاي گيرد، آب   و نور كافي به  آن برسانيم؛ مرتب آفت كشي كنيم و به آن كود بدهيم و   مستمراً به آن رسيدگي  نمائيم.چگونه عشق به مرور كمرنگ مي شود يا از بين مي‌رود؟ ما عاشق ايده‌ آلها و   كمالها مي شويم و از نقصان ها مي گريزيم. شايد تعجب  كنيد اگر بدانيد   معمولا انسانها عاشق يك موجود كامل و بدون نقص در ذهن خود  مي شوند و   هنگامي كه اين تصوير ذهني را منطبق با يك دختر يا يك پسر در  اطراف خود   مي‌كنند، به آن نام عشق مي نهند. پس عشق به آن دختر آن وقتي رشد  مي يابد و   قلب ما را به تپش وا مي دارد كه او خود را منطبق با تصوير ذهني  ما ارائه   دهد. و هنگامي كه به مرور او را متفاوت از ذهنيات خود بيينم ، عشق  ما رو   به افول مي رود. اما اينكه تصوير ذهني ما چگونه بايد در بيرون شكل  بگيرد و   حفظ شود نياز به تخصص و منطق دارد ، لذا عشق ما فوق عقل است ، يعني  اينكه   بايد از مسير عقلاني و منطقي گذر كند و بالاتر از تفكر خام ما باشد ،  نه   به عكس . يعني عشق نبايد مادون فكر باشد. عشقي كه مادون باشد، و از سطح    پائين تري برخوردارست ، ارزش ندارد تا برايش بميريم. پس اگر در زندگي به   مرور دريافتيم همسرمان از زير بار وظايف و مسئوليتهاي  خود شانه خالي مي   كند، لذتهاي خود را محور قرار مي دهد و هنوز « من» بودن  محور فكري اوست.   اينگونه مي شود كه كسالت مزمن عشق، را به چشم خواهيم ديد.  از ديگر آفتهايي   كه ما به عشق مي رسانيم ، مي توان به موارد زير اشاره كرد. عدم انعطاف پذيري: عدم انعطاف پذيري   نسبت به مسائلي كه در زندگي با آن روبرو هستيم. مثلا اگر  تعصب روي روش و   سليقه هاي خود داشته باشيم. و به علاقه ها، سليقه ها و شيوه  هاي زندگي   همسرمان، مكرراً انتقاد كنيم يا از آن بدتر ، اهانت كرده يا  مسخره بگيريم. كمال گرايي افراطي: از آنجا كه ما در   ناخودآگاه عاشق « خوبي مطلق» ، « مثبت مطلق » و « كمال  مطلق» شده ايم و   معشوق خود را آخر معرفت و خوبي ارزيابي كرده ايم ، به مرور  اين ارزيابي   خطا، خود را به ما نشان مي دهد و دچار مشكل مي سازد. او هرگز  نمي‌تواند   انتظارات و توقعات ايده آلي ما را بر آورده كند. او هم يك انسان  مثل بقيه   انسانهاست و بديهي است كه نقاط ضعف زيادي نيز در كنار نقاط مثبت و  نقاط   قوت خود دارد. عدم مهارت هاي زندگي: مهارت هاي كافي جهت   رسيدگي به بذر عشق را نداريم. مهارتهاي ارتباطي زندگي  را كسب نكرده ايم ،   مقابله با تنش ها و مشكلات را تجربه نكرده ايم ،‌نحوه  سازگاري با مسائل   زندگي را نياموخته ايم ، همه و همه موجب ناكارآمدي ما در  ايجاد عشق و   آرامش در زندگي مي شود عدم رعايت حريم خانواده و مرزهاي زندگي:به وظايف خود در زندگي   آگاهي نداريم يا مرزهاي مسائل زندگي و مشكلات  خانواده را رعايت نمي كنيم.   مثلا موارد مربوط به خانواده را به بيرون منتقل  مي كنيم . مشكلات را به   دلسوزان خود مثل پدر، مادر، دوستان ،‌فاميل ، حتي  همسايگان و ... در ميان   مي گذاريم يا در حيطه و مرزهاي همسرمان دخالت مي  كنيم و به نام عشق و دوست   داشتن وي را كنترل كرده و در قفس نامرئي انتظارات  خودمان، او را محبوس و   زنداني مي كنيم. مثلا به علائق او ، دوستان  وي،‌نحوه لباس پوشيدن او، شيوه   راه رفتن و حتي طرز تفكر و احساسش گير مي  دهيم و او را در تنگنا قرار مي   دهيم. و در نهايت آزادي را از او مي گيريم. مشكلات شخصيتي و انتظارت غير واقع: توقعات بيجايي به   لحاظ مسائل شخصيتي خود، از همسرمان داريم. كه بر آورده  شدني نيست و   برآورده نمي شود. مثلا يك نفر با اختلال شخصيت وسواسي، زياد  نكته سنجي مي   كند و معيارهاي زيادي در ذهنش دارد و با ريزبيني بيش از حدي  كه به همسرش   نشان مي دهد و او را در چهارچوب خشك و در قالب معيارهايي كه  تعيين مي كند؛   حبس مي كند و عرصه را بر او تنگ مي كند. يا كسي كه اختلال  شخصيت   پارانوئيدي دارد و بدبين است ، با سوء‌ظن ها و بدبيني ها خود و حسادت  و   توهم توطئه هايي كه در ذهن خود، آنها را مي بافد، همسرش را هميشه در نقش    يك دشمن و جاسوس مي بيند. لذت طلبي و خودكامگي:ما مي بايست در   چهارچوب خانواده، خود را مقيد به بعضي امور كنيم. وقتي  كه لذتهاي خود را   كه در خارج از خانواده است به صورت افراطي دنبال مي كنيم و  توجهي به خواست   و ميل خانواده نداريم . به مرور زندگي يك طرفه و بي روح مي  شود. زن و   شوهر هر كدام دنبال تمايلات خاصي در خارج از خانواده هستند. و  لذت بردن از   يكديگر را فهم نمي كنند. عدم مهارتهاي ارتباطي:نمي توانيم ارتباط   موثري با همسرمان بر قرار كنيم، حرف هم را نمي  فهميم. هر كدام به ظاهر   منطقي صحبت مي كنيم ، ولي نمي توانيم يكديگر را  قانع كنيم. توجه كافي به   احساسات ، خواسته ها و صحبتهاي يكديگر نداريم .  گوش شنوا و تحمل ارتباط   موثر را از هم دريغ مي كنيم. در رساندن حرفهاي خود  به يديگر آنها را تحريف   مي كنيم يا آنقدر مبهم رفتار مي كنيم يا صحبت مي  كنيم كه ديگري را به خطا   مي اندازيم. در واقع مهارتهاي ارتباطي را نمي  دانيم.اگر گويند «لحظه ايست روئيدن عشق .... »؛ پس اين هم شايد درست باشد كه «لحظه ايست مردن عشق.» ولي عشق عميق تر از   آنست كه لحظه اي خلق شود يا در لحظه اي بميرد. هم به  وجود آمدن عشق مستلزم   صبر، سختي و زمان است و هم از بين رفتن آن به علت  مسائل مختلفي است كه در   طي زمان و به وسيله زوجين ايجاد مي گردد. آنچه كه اكثراً افراد با هم اشتباه مي گيرند؛ «هوس » و « عشق » است. هوس : ميلي   شديد براي پاسخ آني به يك نياز جسماني و رواني است كه به  خود رنگ رمانتيك   مي گيرد و يك استدلال به ظاهر عقلاني نيز در پي دارد و پس  از ارضا تا زمان   نياز بعدي محو مي شود.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
دوباره با هم می سازیم
« پاسخ #2 : 20 دسامبر 2010، 10:10:34 am »

دوباره با هم می سازیم          
 
     
  دكتر كارپمن و   دكتر اریك برن  در مورد این مسئله كه چرا افراد مجرد و متاهل از روابطی   معنادار و  شادی‌بخش بهره‌مند نیستند، تحقیق كردند. آن‌ها در مورد این   موضوع اتفاق نظر  داشتند كه بسیاری از زوج‌ها نمی‌توانند راجع به مشكلات   خود با یكدیگر صحبت  كنند. آن‌ها نمی‌توانند خواسته‌های خود را در قالب   جملاتی صریح و روشن  بیان نمایند. دكتر كارپمن می‌گوید: «آن‌ها باید   بیاموزند كه احساسات درونی  خود را پیدا كنند و بدانند كه واقعاً چه چیزی   می‌خواهند و بعد از آن  خواسته‌ها را ابراز نمایند بدین ترتیب بسیاری از   مشكلات آن‌ها حل خواهد  شد». هدف از این روش این است که در روابط زناشویی   نوعی صمیمیت ایجاد شود و  طرفین با بازگو کردن احساسات و انتظارات خود   بتوانند نوع مشکل را شناخته و  با آگاهی بیشتر به رفع آن بپردازند. دكتر كارپمن موانع زیر را بر سر    راه داشتن روابطی صمیمی شناسایی كرده است . او می‌گوید گاهی فرد موضوع   مهمی  دار‌د كه می‌خواهد راجع به آن با همسرش صحبت كند ولی طرف مقابل این   ارتباط  را سد می‌كند و رابطه صمیمانه آن‌ها به یكی از این چهار طریق سد   می‌شود: * مهربانی افراطی:  یك فرد با   مهربانی بیجا در بین صحبت‌های همسرش وقتی متوجه می‌شود که او   مشكلی دار‌د   در عوض گوش شنوا بودن برای همسرش با گفتگویی محبت‌آمیز از  اهمیت مشكلش   می‌كاهد و بدون پرداختن به مشكل، نیاز لحظه ای او را به محبت  برطرف می   نماید و این در حالی است که باید با گفتگویی صحیح به بررسی دقیق  مسئله   پرداخت و ریشه های مشکل ساز قضیه را شناخت.در حالت صمیمی شدن زوج‌ها نسبت به یكدیگر پذیرا هستند . * تندی: همسر با ترك  ناگهانی   گفتگو مانع ایجاد صمیمیت می‌شود در را به هم می‌كوبد، اتاق را ترك  می‌كند و   می‌گوید: «نمی‌خواهم راجع به آن صحبت كنم» و با رفتارهایی تند و  ناگهانی   رابطه را قطع می‌كند. بدین ترتیب طرف مقابل دچار ترس می‌شود و چنین  برداشت   می کند که موضوع اکنون هیچ گاه قابل حل نخواهد بود و همسرم مایل به  درک   خواسته های من نیست. * پنهان‌كاری: همسر  با پنهان   نگه داشتن اطلاعات، نوازش‌های مثبت و یا احساسات خوبی كه  می‌توانند در حل   مشكلات ارتباطی مفید واقع شوند، مانع ایجاد صمیمیت می‌شود. * طفره رفتن: همسر  با رفتار   طفره‌آمیز با عوض كردن موضوع و دور كردن دیگری از مسئله، از بیان  مورد   اصلی اجتناب می‌ورزد. گاهی موضوع اصلی فراموش می‌شود و یا این‌كه  احساس   می‌كند تلاش برای برگشتن به آن، بیهوده است و ارزشی ندارد.
 
                           
دكتر كارپمن، برای ایجاد صمیمیت بیشتر بین زوج‌ها، در هنگام صحبت در مورد اموری كه برایشان مهم است چند راهکار مهم ارائه می دهد .* گرامی داشتن:  همسران  با کسب   این مهارت به یكدیگر اجازه می‌دهند كه به وسیله رفتار كلمات، لحن  صدا و   نوازش بدنی این پیا‌م را به یكدیگر بدهند كه همانند گنجینه‌ای برای  هم   ارزشمند هستند؛ به یكدیگر توجه نموده و روابط برایشان بسیار با اهمیت  است.   یكدیگر را گرامی می‌دارند و رفتاری در پیش می‌گیرند كه طرف مقابل  زیبا،   جذاب و قدرتمند به نظر برسد. چنین همسرانی در هنگام گفتگو در مورد هر    موضوعی حداقل با ده درصد از صحبت های طرف مقابل موافقت دارند و به همین ده    درصد توجه می‌نمایند و از هما‌ن‌جا شروع به ساختن رابطه نماید.زوج‌های متعهد برای حل مشكل خود    آنقدر تجزیه و تحلیل می‌نمایند تا آن را حل كنند، آن‌ها صبور هستند و هر   یك  خود را در حل مسئله به وجود آمده مسؤول و متعهد می‌داند. * توانایی صمیمی شدن:  این روش   در ابتدا بازخوردی غیركلامی است. در این حالت زوج‌ها نسبت به  یكدیگر پذیرا   هستند و با رفتاری كه از خود بروز می‌دهند یكدیگر را دعوت  می‌كنند تا هر   آنچه را كه می‌خواهند بگویند.وقتی شخصی احساس کند مورد پذیرش  دیگری است   نیمی از ادراک های منفی خود را از دست می دهد و با آرامش بیشتری  مشکل ذهنی   خود را مطرح می نماید. * رها شدن: زوجین  حوادث و   مشكلات گذشته خود را بیان می‌نمایند و افكار و احساسات درونی خود  را آشكار   می‌سازند. نقاب‌های خود را به سویی نهاده و می‌گویند كه صحبت از  چه چیزی   برایشان دشوار است همچنین به یكدیگر فرصت توضیح و دفاع می‌دهند. و  هیچ‌گاه   از آنچه كه آشكار می‌شود در آینده سوء استفاده نمی‌كنند.* تعهد: زوج‌های  متعهد برای حل   مشكل خود آنقدر تجزیه و تحلیل می‌نمایند تا آن را حل كنند،  آن‌ها صبور   هستند و هر یك خود را در حل مسئله به وجود آمده مسؤول و متعهد  می‌داند.   هیچ یک سعی ندارند به دنبال مقصر باشند بلکه هردو خلاقانه به فکر  مسئله   گشایی بوده و زمینه را برای آزمون و خطا و کشف راه حل مفید فراهم می  کنند.   و هر دو با مشارکت یکدیگر در این امر تلاش می کنند.                      
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام

چطور می‌شود عشقمان را در زندگی متزلزل امروز جاودانه کنیم !          
  اولین بار و   اولین لحظه ای که  عشق خود را دیده اید را به‌یاد دارید ؟آیا میدانید راز   جاودنه شدن یک عشق  چیست؟با ما همراه باشید تا عشقتان جاودانه شود...اولین   بار و اولین لحظه ای که  عشق خود را دیده اید را به‌یاد دارید ؟ خاطرتان   هست چه حسی داشتید آیا این  حس را بعنوان حسی برتر می‌شناسید و آن را هنوز   باور دارید ؟ زمانی که به  چشمان او خیره شدید و در چشمان ‌یکدیگرزل زدید   آیا می‌دانید چه حسی داشتید ؟  این لحظه اگر تداوم پیدا کند جزوء بهترین   لحظه‌های هر فردی در زندگی اش  می‌باشد . در همان لحظه احساس می‌کنید که   خدا را چقدر دوست دارید که این  لحظه و این صحنه را برای شما فراهم کرده   است . و در دل آرزو می‌کنید ای کاش  این لحظه و از همه مهم تر شخصی که او   را دارید چه زن و چه مرد تا ابد  متعلق به شما باشد و در کنار هم باشید.حال   چه کنیم که این عشق را  تداوم بیشتری ببخشیم و تا ابد این لحظه ، لحظه‌ی   که به چشمان‌یکدیگر زل  زدیم و پدیده ای به اسم عشق در چشمانمان متولد شد،   جاودان باشد ؟
   
  ما چند توصیه برای شما داریم :
اولین   توصیه این است که‌یادتان  باشد بر روی زمین زندگی می‌کنید نه درهیچ جای   دیگر !! این جمله‌یعنی چی و  چه معنایی دارد؟‌یعنی اینکه زمانی که افراد   عاشق‌یکدیگر می‌شوند ، خود را  خارج از بعد زمان و مکان می‌بینند و خیال   می‌کنند که بال دارند و از روی  زمین پرواز کرده اند ودر آسمان آبی اوج   گرفته اند و خود را در اوج می‌بینند  و زمانی بر روی زمین فرود می‌آیند که   رابطه شان به بن بست خورده است و از  اوهام به بیرون آمده اند . اما چه   باید کرد ؟ باید معمولی رفتار کرد نه  خیلی درحد افراط و به شرط اینکه به   رفتارمان آگاه باشیم و بدانیم چه شخصی  را انتخاب کرده ایم و عاشق او شده   ایم باید در همه‌ی این موارد با هوشباری  کامل برخورد کرد . عشق به همراه   آگاهی می‌تواند به خوبی پیش برود و سمت و  سوی خود را پیدا کند. و خدا به   ما ،انسان‌ها اجازه می‌دهد پیش برویم چون  همه‌ی ما حق انتخاب داریم و   می‌توانیم تصمیمات خود را اجرا کنیم برای همین  خدای‌یکتا به ما آزادی عمل   می‌دهد تا  جای که آگاهی مان هدایت مان می‌کند  پیش برویم .
  از عشق خود‌یک فرد ایده آل نسازید ، او را همان طور که هست بپذیرید نه کمتر    و نه بیشتر تا بعدا که رابطه تان با او به بن بست رسید و قصد ترک او را    داشتید ، دچار نا امیدی و افسردگی نشوید .
   
  دومین توصیه ما این است که از زمان حال استفاده کنید :معمولا افرادی که    عاشق شده اند دلایلی که عقلشان ارائه می‌دهد با دلایلی که قلبشان می‌گوید    با هم تناقض دارند و مشابه‌ یکدیگر نیستند . برای همین معمولا به دلایل قلب    خود گوش می‌دهند تا عقلشان . زیر شکوفه های عشق را در دل خود احساس    می‌کنند و متوجه می‌شوند که نگاهشان با سابق فرق دارد و حتی احساسشان به    زندگی فرق کرده است . دلشان می‌خواهد بیرون بروند ، به آسمان آبی نگاه کنند    و احساساتی از این قبیل که نشان دهنده‌ی این است که شخص مورد نظر عاشق   شده  است . پس حالا که از صحبت‌های قلبتان پیروی می‌کنید تا انتها بروید و   به  پاسخ درست برسید . و سئوالاتی از قبیل اینکه آیا او واقعا مرا دوست   دارد‌یا  نه ؟ هنگامی‌که مرا می‌بیند چه احساسی دارد ؟! مرا زیبا ، جذاب ، و    ..می‌بیند ؟ اصلا هنگامی‌که مرا می‌بیند چه احساسی دارد ؟ سئوالاتی از   این  قبیل را ترک کنید و به آنها اعتنا نکنید . به این سئوالات علامت استپ   را  نشان دهید تا دیگر جای پیش روی نداشته باشند ! حالا که وارد این مسیر   شده  اید به عشق خود اعتماد کنید و او را آزاد بگذارید و تصمیمات و فکر‌های    نادرست خود را کنار بگذارید.این قدر فکر خود را روی اعمال عشقتان متمرکز    نکنید و مدام او را با شخص دیگری مقایسه نکنید هر کسی خوبی‌ها و بدی‌هایی    دارد همه‌ی انسان‌های مثل هم نیستند . او را در زمان حال و همین طور با    همین ظاهر ،طرز رفتار ، و ... که قبول کرده اید ببینید نه با تصویری که در    آینده به آن تبدیل خواهد شد .
   
  سوم اینکه راجع به مسائلی که پیش می‌آید با عجله تصمیم گیری نکنید ،چون    معمولا هنگامی‌که به سرعت تصمیم می‌گیرید ، به همان سرعت هم پشیمان می‌شوید    ، و گاهی برای پشیمانی دیگر خیلی دیر است و دیگر راهی برای بازگشت ندارید   .  پس اولین شرط این است که اگر در رابطه با مشکلی مواجه شدید ، اجازه   توضیح  را به طرف مقابل بدهید چون ممکن است دچار سوء تفاهم شده باشید و   رابطه‌ی  قشنگ شما بر اساس‌یک موضوع جزئی و بی اهمیت به پایان خود برسد   .چون همه‌ی  انسان‌ها برای کارهای که انجام می‌دهند توضیحی قاطعانه دارند   پس اول  توضیحات را گوش دهید و بعد نوبت قضاوت می‌رسد. همه‌ی انسان‌ها حق   دارند قبل  از آن که حکمی‌برایشان صادر شود از خود دفاعیه ای را ارائه دهند   . و گاهی  بعضی از افراد خود را از دید مخاطبشان دور می‌کنند زیرا   نمی‌خواهند با او  در ارتباط باشند تا به صحبت‌هایش گوش دهند پس این شما   هستید که به تنهایی  رابطه تان را از بین می‌برید . اجازه دهید طرف   مقابلتان نیز از خود دفاع  کند. زیرا زمانی که عصبانی هستیم و هیجان زده   هستیم تصمیم می‌گیریم و‌یک  سری خطوط و راههایی را به اشتباه تا انتها   می‌رویم .
  این موضوع را بخاطر داشته باشید که هر لحظه در زندگی هر‌یک از انسان‌ها    می‌تواند جادویی را به وجود اورد و این جادو بسته به رفتار هر‌یک از ما    می‌تواند ، جادویی مثبت و خوب و‌یا حتی جادویی منفی و بد باشد . اگر    جادو‌یمان خوب باشد و باعث وصل شدن‌ها و اتصالات میان آدم‌ها باشد هرگز از    آن‌یاد نمی‌کنیم ، اما اگر این جادوی را منفی ببینم و معتقد باشیم که باعث    جدایی ما از‌یکدیگر شده است مدام در فکر آن هستیم و به هر جایی می‌رویم    ازآن صحبت می‌کنیم که این جادوی زندگی ما راتغییر داده است و ما را از    خوشبخت بودن و دوران خوشبختی خارج ساخته است . شرط بعدی این است که تمایلات    و خواسته‌های افراطی خود را کنترل کنید . رازی که در می‌توانیم‌یک رابطه    را دوام بیشتری ببخشیم در این جا نهفته است ؟
   
  چهارمین مورد ،باید خودتان را در برابر خواسته‌ها و گفتگو‌های که می‌دانید    نباید گفته شود کنترل کنید تا آنها را به زبان نیاورید. اگر کسی عاشق   واقعی  باشد ، صبح که بیدار می‌شود با‌یاد و خاطر عشقش بیدار می‌شود و شب   هنگام  که می‌خواهد بخوابد باز هم با‌یاد او به خواب می‌رود پس اولین و   آخرین نفری  که با او بیدار می‌شود و با او به خواب می‌رود عشق و همسر است .   فقط به او  اجازه می‌دهید شما را از خواب بیدار کند و در طول روز مدام   به‌یاد او  هستید پس چنین شخصی که اینقدر به او فکر می‌کنید و در تمام   ساعات روز ،  بخشی از ذهن شما به‌یاد او اختصاصدارد این ارزش را دارد که به   خاطر او از  بعضی از خواسته‌هایتان صرف نظر کنید تا هنوز دیر نشده است .
           
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : ما به هم محتاجیم یا معتاد?!!
« پاسخ #4 : 20 دسامبر 2010، 10:11:31 am »

دلایل مردان برای عشقی که به زنها ابراز می‌کنند          
  دلایل مردان برای عشقی که به زنها ابراز می‌کنند
 
 
 
 
 
 
  در اینجا فهرستی از اظهار نظرهایی که در Paolo Coelho Newsletter جمع آوری شده است، عنوان می‌شود.
 
  ما مردها زنها را دوست داریم چون:
 
  *چون همیشه احساس می‌کنند جوانند، حتی وقتی پیر می‌شوند.
 
  *چون هر وقت کودکی را می‌بینند لبخند می‌زنند.
 
 
  *چون در همسرداری به گونه ای رفتار می‌کنند که ذهن هیچ غریبه ای به آن راه ندارد
 
  *چون همه ی توان خود را برای داشتن خانه ای زیبا و تمیز بکار می‌گیرند و هرگز برای کاری که انجام می‌دهند توقع تشکر ندارند.
 
 
  *چون سراغ مسائل غیر اخلاقی نمی‌روند.
 
  *چون نسبت به زجری که برای زیباتر شدن تحمل می‌کنند شکایتی نمی‌کنند. حتی هنگام استفاده از وسایل خطرناک در سالن‌های ورزشی
 
  *چون آنها ترجیح می‌دهند سالاد بخورند.
 
  *چون فقط عاشق پیش غذاها ی متنوع و رنگارنگ و آرایش ملایم و زیبا هستند در حالیکه ما عاشق نوشیدنی‌های مخرب هستیم.
 
 
  *چون برای حل مشکلات، روش های خاص خودشان را دارند؛ روش هایی که ما هرگز درک نمی‌کنیم و همین ما را دیوانه می‌کند.
 
  *چون دقیقا" وقتی دیگر خیلی دوستمان ندارند، با ترحم به ما می‌گویند: " دوستت دارم" ؛ تا ما متوجه بی علاقگی آنها نشویم.
 
 
  *چون آنها می‌توانند مثل مردها بلوز و شلوار بپوشند و سر کار بروند، درحالیکه مردها هرگز جرئت نمی‌کنند دامن بپوشند و بروند سر کار.
 
 
  *چون ما از آنها متولد شده‌ایم و به سوی آنها نیز باز می‌گردیم.
   
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
زبان عشق(تكنيك بيان تصويري)
« پاسخ #5 : 20 دسامبر 2010، 10:12:00 am »

زبان عشق(تكنيك بيان تصويري)          
 
  "یک بیان تصویری احساسی بیش از هزاران لغت ارزش دارد!" –گری اسمالی
 
  آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که بخواهید حرفی به    همسرتان، دوستتان، یا رئیستان بزنید و نتوانسته باشید منظورتان را به او    برسانید؟ یا احساسی را از ته قلبتان بروز داده باشید و طرفتان متوجه آن    نشده باشد؟ درست مثل این می ماند که به یک زبان کاملاً جدید حرف می زنید.    تقریباً در 80% از خانواده ها، مردها در مورد همسرشان زبانی که زبان عقل    خوانده می شود را به کار می گیرند، درحالیکه خانم ها از زبان قلبشان برای    حرف زدن با همسرشان استفاده می کنند. مردها، عموماً منطقی، واقع بین، و    جزئیگرا هستند و خانم ها در مقابل دوست دارند افکار، احساسات، اهداف و    آرزوهایشان را به زبان بیاورند. درنتیجه این دو تفاوت، خیلی از خانم ها    یادشان می رود که ممکن است همسرشان نیازها و دغدغه های آنان را متوجه نشود.    در اکثر موارد، زن و شوهر به دو زبان مختلف صحبت می کنند.
  عصبانی شدن از یک مرد برای تشویق او برای پا گذاشتن به یک    سطح درک عمیق تر، ندرتاً موثر واقع می شود. در عوض چرا نباید از قوی ترین    ابزار گفتگویی که می شناسیم برای کمک به همسرمان برای رسیدن به درکی عمیق    تر از احساسات و افکار ما استفاده کنیم؟ ما این ابزار را بیان تصویری احساس    می نامیم. بدون اغراق باید بگویم که موارد زیادی از روابط را دیده ایم که    بااستفاده از این تکنیک به ارتباطی فوق العاده تبدیل شده اند که عقل و دل    را در یک زمان تحت تاثیر قرار می دهد. توانایی اصلی این تکنیک این است که    می تواند بین منطق (قدرت طبیعی مردان) و احساس (قدرت طبیعی زنان) پل   بزند.
 
  این ابزار، یک ابزار ارتباطی است که احساسات و منطق فرد را    به طور همزمان درگیر کرده و تحریک می کند و باعث می شود که حرف یکدیگر را    بهتر بشنویم و تجربه کنیم.
 
  بیان تصویری بدون شک راهی عالی برای رساندن حرف هایمان    مستقیماً به دل شنونده است. اما این تکنیک ارتباطی می تواند به دیگران کمک    کند که حرفتان را فوراً درک کنند. اجازه بدهید کمی درمورد این درک آنی    توضیح بدهیم. اگر من می خواستم ابراز کنم که چقدر برای یک نفر احترام قائل    هستم، ممکن بود بگویم که، "واقعاً فکر میکنم که تو فوق العاده ای!" البته    بد نیست اما به طور کامل نمی رساند که آن فرد از چه ارزشی برخوردار است.    اما می توانستم هم بگویم، "واقعاً برایت ارزش قائلم—تو منو یاد بزرگترین    الماس جهان می اندازی!" آیا جمله دوم حس ارزش عمیق تری را نمی رساند؟ با    این جمله فرد مقابلم به خوبی می تواند تصور کند که چه ارزشی پیش من دارد.    حالا اگر می خواستم بگویم که رفتار یک فرد تا چه حد احمقانه است چه؟ به جای    اینکه بگویم، "این چه رفتار عجیبیه!" می توانم بگویم، "یه پله با جنون   محض  فاصله داری!" تفاوت این جملات در احساسی است که در فرد مقابل ایجاد می    کند. به خاطر همین است که میگوییم، یک تصویر به اندازه هزاران کلمه ارزش    دارد.
 
 
  هفت قدم تا خلق بیان تصویری
  1) هدفی مشخص پیدا کنید.    مهمترین مسئله اینجا این است که هدفتان را پیدا کنید: می خواهید افکار و    احساساتتان را روشن کنید؛ به یک سطح عمیق تر از صمیمیت برسید؛ کسی را تحسین    یا تشویق کنید؛ یا دوستانه نصیحت کنید. دلیل اینکه یافتن هدف اهمیت زیادی    دارد و ضروری است این است که نوع بیانات تصویری که می خواهید خلق کنید را    به شما دیکته می کند.
 
  2) علایق فرد مقابل را در نظر بگیرید.    این قدم، قدم بسیار مهمی است. فقط درصورتی فرد مقابلتان حرف شما را متوجه    خواهد شد که آن را با توجه به علایق او خلق کنید. به عبارت دیگر، اگر    حرفتان مورد علاقه آن فرد نباشد، هیچ تاثیری در او نخواهد داشت. برای مثال،    اگر همسر من بخواهد از یک بیان تصویری برای اصلاح رفتار شلختگی من   استفاده  کند، باید علایق من را در نظر بگیرد. ازآنجا که من علاقه زیادی به    ماهیگیری دارم، او می تواند آن تصویر را حول ماهیگیری بسازد. اما اگر   مثلاً  می خواست حرفش را به چیزهایی مثل گلکاری یا آشپزی ربط دهد، چون   اصلاً  علاقه ای به این کارها ندارم، نمی توانستم به راحتی خودم را به   تصویری که  برایم می سازد، مرتبط کنم. پس، اگر میخواهید بیشترین تاثیر را   در طرف  مقابلتان بگذارید، علایق او را بشناسید. برای شناختن علاقه یک فرد   می  توانید از شغل او، غذاهای مورد علاقه اش، کتاب هایی که میخواند، فیلم   هایی  که می بیند، آهنگ هایی که گوش می کند یا از این قبیل کمک بگیرید.
 
  3) از چهار چشمه خستگی ناپذیر استفاده کنید.    وقتی هدفتان را پیدا کردید و علایق فرد مقابل را نیز شناختید، می توانید    از چهار چشمه برای خلق تصویرتان استفاده کنید. این چهار چشمه عبارتند از:
  - طبیعت و شگفتی های آن (گل ها، درختان، ابرها، رودخانه ها و ...)
  - اشیاء روزمره ( اتومیل، الماس، کامپیوتر و ...)
  - داستان های خیالی (هر داستانی که می توانید با تخیلتان بسازید)
  - تجربیات و خاطرات گذشته (به نظر ما این قوی ترین چشمه است    چون فرد قبلاً آن احساسات را لمس کرده است. تنها کاری که باید بکنید این    است که تلنگری به آن خاطرات بزنید.)
 
  4) داستانتان را تمرین کنید.    یادتان باشد که "کار نیکو کردن از پر کردن است." اگر زمان بگذارید و به    اندازه کافی تلاش کنید تا تصویری بامفهوم و پرمعنی بسازید، مطمئناً    تاثیرگذار خواهید بود.
 
  5) زمانی مناسب و بی دغدغه انتخاب کنید.    بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد این است که حرفتان را در زمان نامناسب    منتقل کنید. مثلاً وقتی طرفتان قرار دارد و دیرش شده است و درست قبل از    اینکه از اتاق بیرون برودف یا وقتی بچه ها دور و برتان هستند یا دیروقت که    او خوابش می آید و یا ...این زمانها تاثیر تصویر را شما از بین خواهند   برد.  پس زمانی را انتخاب کنید که از هر لحاظ برای آن کار مناسب باشد.
 
  6) پشتکار داشته باشید. اگر    بارها و بارها شکست خوردید، امید و پشتکارتان را از دست ندهید. بعضی وقت ها    طرف مقابلتان تصویری که ساخته اید را درک نمی کند یا اتفاقی می افتد که    حرفتان تاثیر نمی گذارد. اگر چنین اتفاقی افتاد، دلسرد نشوید. راه دیگر،    زمانی دیگر یا محلی دیگر را انتخاب کنید.
 
  7) بیان تصویری خود را جاودانه کنید.    وقتی توانستید یکی از چراغهای خانه را روشن کنید، سراغ بقیه چراغها   بروید.  این یعنی می توانید از تصویری که خلق کرده اید و تاثیر گذاشته   استفاده  کنید، سوالهای بیشتری بپرسید، یا بعدها جزئیات بیشتری به آن اضافه   کنید و  درصورت لزوم دوباره از آن استفاده کنید.
 
  روابط ناخوشنود و خسته کننده زیادی بعد از استفاده از تکنیک    بیان تصویری تغییر کردند. این تغییر با جادو و جمبل اتفاق نیفتاد و آن    مشکل عمیق ناگهانی محو نشد. برای حل مشکلات، زوج باید بطور مداوم روی آن    کار کنند و برای حل آن به خدا توکل کنند. اما تکنیک بیان تصویری که برایتان    شرح دادیم، به حتم تغییر ایجاد میکند. شاید اول کار مایوس شوید و هر قدم    خسته کننده به نظر برسد اما پشتکارتان را نباید از دست بدهید. به راهتان    ادامه دهید و مطمئن باشید زودتر از آنچه که فکر می کنید به نتیجه خواهید    رسید.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
چرا عاشق میشوید؟
« پاسخ #6 : 20 دسامبر 2010، 10:12:28 am »

چرا عاشق میشوید؟          
   فرضیه‌های متعددی در مورد   اساس زیستی عاشق شدن وجود دارد.  برخی می‌گویند كه عشق نتیجه اوج‌گیری   میزان ماده فنیل اتیل آمین، مولكولی  پیام‌دهنده در مغز است كه ساختمان   شیمیایی مشابه آمفتامین دارد. برخی دیگر  افكار ناخوانده عشق را به كاهش   یافتن سیستم‌های سروتونین، یك ماده شیمیایی  پیام‌رسان دیگر در مغز، نسبت   می‌دهند اما داناتلا مارازیتی و دومنیكو  كاناله، دو پژوهشگر از دانشگاه   پیزا در ایتالیا، استدلال می‌كنند كه عاشق  شدن عاطفه‌ای است كه به اضطراب و   ترس مربوط است...
  آنها معتقدند كه افراد اغلب در شرایط ترس‌آفرین پیوندهای قوی عاطفی و    صمیمی‌ برقرار می‌كنند. مارازیتی و كاناله برای آزمودن نظراتشان در یك    بررسی به مقایسه تعدادی فرد جوان كه به تازگی عاشق شده بودند با تعدادی فرد    دیگر كه عاشق نبودند به‌عنوان شاهد پرداختند. پژوهشگران در هر كدام از    اشخاص میزان هشت هورمون مختلف را در خون اندازه گرفتند. یافته اصلی آنها    این بود كه میزان كورتیزول، یكی از هورمون‌های اصلی كه در هنگام استرس در    بدن ترشح می‌شود، در گروه افراد عاشق بالاتر است. جالب توجه اینكه در مردان    درگیر عشق میزان‌ تستوسترون ـ هورمون جنسی كه مسوول ایجاد میل جنسی،   رفتار  پرخاشگرانه در هر دو جنس مرد و زن است ـ كمتر از مردان غیرعاشق بود   اما در  زنان، عاشق شدن، میزان تستوسترون را افزایش داده بود. پژوهش‌های   قبلی به  وسیله مارازیتی و همكارانش نشان داده بود كه احساس عاشق بودن   معمولا تا مدت  معینی ادامه پیدا می‌كند بنابراین او و كاناله میزان   هورمون‌ها را  اندازه‌گیری كردند، یعنی تعدادی از گروه عاشقان چند ماه بعد،   یعنی در زمانی  كه هنوز رابطه‌شان را با معشوق حفظ كرده بودند اما گزارش   می‌كردند كه  آرام‌تر شده‌اند و دیگر به آن اشتغال خاطر ندارند. در این   هنگام میزان  هورمون‌های آنها به سطح عادی بازگشته بود.
چرا شبیه‌ها جذب هم می‌شوند؟
  حتی شباهت‌های به ظاهر بی‌معنا ممكن است ما را به سوی خود جذب كنند.    روزهای تولد مشابه، نام خانوادگی مشابه و حتی مشابهت حرف اول نام كوچك    ممكن است افراد را برای یكدیگر جذاب‌تر كند. روان‌شناسان این امر را به    خودپسندی پنهانی نسبت می‌دهند. جان‌ تی‌جونز، روان‌شناس در آكادمی‌ نظامی‌    آمریكا و همكارانش در مقاله‌ای كه در نشریه روان‌شناسی شخصیت و اجتماعی به    چاپ رساندند هفت تحقیق را جمع‌بندی كردند كه در بررسی نقش این خودپسندی    پنهانی در روابط میان فردی به عمل آورده بودند. آنها از سوابق اجدادی و    سایر انواع اسناد استفاده كردند تا نشان دهند افراد با احتمال بیشتری با    كسی ازدواج می‌كنند كه اسم كوچك یا اسم خانوادگی‌اش با اسم آنها مشابه    باشد. برای مثال تجزیه و تحلیل فهرست شماره‌های تلفن نشان داد كه مردان با    نام چارلز با احتمال بیشتری از حد شانس و اقبال با زنانی كه نام شارلوت    دارند، ازدواج می‌كنند. همین امر در مورد مردان با نام رابرت و زنان با نام    رابرتا، پل و پائولا و... هم صدق می‌كرد.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
چطور همسر خسيس‌مان را درمان كنيم؟
« پاسخ #7 : 20 دسامبر 2010، 10:13:21 am »

چطور همسر خسيس‌مان را درمان كنيم؟

کنترل   دخل و خرج و آينده‌نگري اصلاً صفت بدي نيست اما بعضي از ما مثل ميرزا   نوروز - که به کفش‌هاي پاره و زهوار دررفته‌اش چسبيده بود - چنان به پول   مي‌چسبيم که جداشدن از آن محال است.

کنترل دخل و خرج و آينده‌نگري   اصلاً صفت بدي نيست اما بعضي از ما مثل ميرزا نوروز - که به کفش‌هاي پاره و   زهواردررفته‌اش چسبيده بود - چنان به پول مي‌چسبيم که جداشدن از آن محال   است.

روان‌شناسان خساست را يک نوع مشکل «رواني» مي‌دانند چون   معتقدند افراد مبتلا به اين اختلال روحي- رواني در همه رفتارهايشان دچار   خست و امساک هستند؛ حتي در ابراز احساسات و نشان‌دادن محبتشان به همسر،   فرزندان و اقوام نزديک.

در اين شماره، تلاش کرديم تا با خساست   به‌عنوان يک مشکل روحي- رواني و تاثير آن بر روابط زوج‌ها و شيوه رفتار با   همسر مبتلا به اين اختلال روحي - رواني آشنا شويم.

خسيس‌ها از ديدگاه علم

از   نظر علم روان‌شناسي «سخاوت روح» يکي از ويژگي‌هاي مثبت روحي – رواني و   رفتاري است که تقريبا در همه افراد- با اندکي تفاوت در ميزان آن- وجود   دارد. اما در برخي افراد اين ويژگي رفتاري اجازه يا فرصت بروز و ظهور پيدا   نمي‌کند و همين ناتواني ، آنها را به فردي خسيس(اسكروچ) تبديل مي‌کند.

خساست   در شيوه خرج و پس‌انداز کردن، رفتارهاي فردي و اجتماعي، ناتواني در   برقراري ارتباط با ديگران، گوشه‌گيري، امتناع از حضور در جمع، توجه بيش از   حد به رفتارهاي ديگران و بررسي رفتارهاي آنها به قصد انتقاد و ... مشاهده   مي‌شود.

آنها حتي در ابراز احساسات هم خساست مي‌کنند! به اين مثال   توجه کنيد؛ مدير مؤسسه‌اي از اينكه کارمندان‌اش به خوبي کار مي‌کنند، آگاه   است اما خساست او اجازه نمي‌دهد تا با پاداش مالي يا حداقل تشويق زباني از   همکاران‌اش تشكر و تقدير كند.

در واقع «سخاوت» به صورت بالقوه در   اين فرد وجود دارد چون متوجه تلاش کارمندانش مي‌شود ولي خسيس بودن او مانع   از آن مي‌شود که سخاوتمندي‌اش را نشان بدهد. اين نمونه يکي از هزاران نمونه   ناتواني در برقراري ارتباط با ديگران به دليل خساست است.

خانواده در سايه خست

شايد   زمان مجردي، خساست مشکلات فراواني را براي فرد خسيس ايجاد کند که مهم‌ترين   آن، جدا ماندن از جمع و تنها ماندن است. در واقع خساست اجازه نمي‌دهد   اندکي از درآمد شخصي‌مان را صرف رفت و آمد يا خريد هديه براي ديگران کنيم و   در برنامه‌هاي دسته‌جمعي حاضر شويم. به اين ترتيب، هر لحظه بيش از قبل از   جمع فاصله مي‌گيريم و در نهايت به فردي منزوي تبديل مي‌شويم. تا اينجاي   قضيه، فقط خودمان ضرر مي‌کنيم؛ ولي بعد از ازدواج، وضعيت کاملا فرق مي‌کند   چون پاي نفر ديگري هم در ميان است.

بعد از تشکيل خانواده، خسيس بودن   يکي از طرفين، به شدت بر روابط زوجين و رابطه آنها با يكديگر تاثير   مي‌گذارد؛ تا حدي که شايد به جدايي بينجامد؛ مگر آنکه هر دو نفر (زن و   شوهر) مبتلا به مشکل خساست باشند تا بتوانند از بودن در کنار هم لذت ببرند.   از مهم‌ترين مشکلات زندگي افراد خسيس با خانواده (همسر و فرزندان) مي‌توان   به اين موارد اشاره کرد:

- ناتواني در برقراري ارتباط عاطفي؛ اين   افراد حتي نمي‌توانند از ساده‌ترين کلمات محبت‌آميز براي بيان احساسات خود   استفاده کنند. جالب اينکه اگر هم از اين کلمات استفاده کنند، آزادي و آرامش   در رفتارشان ديده نشده و هميشه حالتي از گرفتگي و ناراحتي در رفتار آنها   مشاهده مي‌شود.

- به نظر آنها خريد هر چيزي غير ضروري است و بهتر   است به جاي آن در بانک پول پس‌انداز شود. خريد هديه هم که اصلا محلي از   اعراب ندارد و دور ريختن پول به حساب مي‌آيد. در مواقع اجبار هم پرداخت   نقدي، بهتر از هر هديه‌اي است.

- فاصله عميقي در روابط زن و شوهر   ديده مي‌شود؛ سايه دائمي خساست در زندگي مشترک، باعث جدايي آنها از هم   مي‌شود چون يکي از طرفين نمي‌تواند نيازهاي عاطفي و روحي- رواني طرف مقابل   را برآورده کند. بگذريم از اينکه رفع نيازهاي ديگر به طور کامل از ياد رفته   است.

- ارتباط زن و شوهر به بحث‌ها و رفع نيازهاي مالي محدود   مي‌شود. در نهايت نيز براي رفع هر نياز- پس از يک جدال طولاني – بايد همه   افراد خانواده از چهارچوبي که فرد خسيس تعيين مي‌کند، پيروي کنند.

-   والد يا والدين (بسته به اينکه کدام‌يک به بيماري خساست دچار باشند)   همواره از رفتارها و تلاش‌هاي فرزندشان در هر زمينه‌اي ناراضي هستند. اين   نارضايتي از مسائل درسي تا کارها و رفتارهاي روزمره آنها را شامل مي‌شود.   اما اين والدين برخلاف والدين کمال گرا - که براي موفقيت فرزندشان هزينه   كرده و آنها را همراهي مي‌کنند - هيچ تلاش و کمکي براي پيشرفت بيشتر   فرزندشان نمي‌كنند و فقط توقع دارند.

- مردان يا زنان خسيس هر   مسئله‌اي را با مسائل مالي مي‌سنجند و «پول و درآمد» مهم‌ترين عامل   تعيين‌کننده در زندگي آنهاست. مثلا معيار محبتشان، مبلغ، کيفيت يا نوع   هداياي خريداري شده است، نه زيبايي اين كار.

- تصميم‌گيري براي خريد   هر وسيله ساده‌اي براي منزل بايد با اجازه زن يا شوهر خسيس باشد. براي   صدور اين اجازه هم بايد هميشه دليل قانع‌کننده‌اي وجود داشته باشد؛ دليلي   که بتواند فرد خسيس را قانع کند. به اين ترتيب، طرف مقابل از هر خريدي   منصرف مي‌شود.

به نظر شما زندگي‌اي که يکي از طرفين اختيار کامل دارد و ديگري هيچ اختياري ندارد، به زندگي در زندان شبيه نيست؟

-   رفتارها آزادانه نيست؛ ترس از بروز واکنشي نامطلوب از سوي فرد خسيس بر همه   رفتارها و روابط سايه افکنده و آزادي عمل را از همه افراد خانواده - به   ويژه همسر - سلب کرده است.

- اين افراد در برآوردن نيازهاي فردي‌شان هم امساک مي‌کنند؛ تا حدي که سلامتي‌شان هم در معرض خطر قرار مي‌گيرد.

روح و روان، اسير امساک

بررسي‌ها   نشان مي‌دهد «افسردگي» يکي از مهم‌ترين اختلالات روحي- رواني است که فرد   خسيس به آن دچار مي‌شود. روان‌شناسان دليل اصلي بروز اين حالت را منزوي‌شدن   آنها مي‌دانند.

از طرفي عناد دائمي آنها با جمع، باعث تنها   ماندن‌شان مي‌شود و همين امر باعث تشديد افسردگي خواهد شد. در واقع عقايد   آنها باعث مي‌شود تا هميشه تنها بمانند؛ حتي اگر به ظاهر، ديگران آنها را   طرد نکنند.

 يکي ديگر از مشکلات روحي- رواني اين افراد، «بي‌تابي و   بروز حالت‌هاي هيجاني» است. نگراني درباره همه چيز، به‌ويژه مخارج ( فقط   فکرکردن به مخارج و نه خرج‌کردن واقعي)، آنها را به افرادي بهانه‌جو،   بي‌تاب، ايرادگير و... تبديل مي‌کند. اين نکته را هم فراموش نکنيم که حالتي   «تهاجمي و عصبي» در رفتارهاي آنها ديده مي‌شود که هم باعث آزار خانواده و   هم باعث آزار خودشان مي‌شود.

رفتارهاي ديگري مثل حرص و ولع دائمي   براي همه چيز، شک و ترديد، حسابگري و خود‌محوري از ديگر اختلالات روحي-   رواني افراد مبتلا به بيماري خساست است. اين افراد فراموش کرده‌اند که تير   تيز رفتارهاي نامطلوب و تهاجمي آنها، بيش از همه، روح و روان همسر و   فرزندان‌شان را زخمي مي‌کند.

با آنها چه کنيم؟

اول از همه   به‌خاطر بسپاريم که بيماري همسر خسيس ما هيچ گاه درمان نمي‌شود؛ بنابراين   فقط بايد تلاش کنيم تا رفتار او را تعديل و ترميم کنيم. درمان قطعي‌اي براي   اين بيماري وجود ندارد؛ فقط با اين شيوه‌ها مي‌شود با او مدارا کنيم:

-   طبيعت افراد خسيس را باور کنيم و بپذيريم که به بيماري امساک و خساست   بيمارگونه دچار هستند. اين باور باعث مي‌شود تا رفتارهاي او برايمان قابل   تحمل باشد.

- مقابله به مثل نکنيم؛ اين مقابله هيچ اثري جز تکرار رفتارهاي نامطلوب او ندارد. حتي اين رفتارها مي‌تواند با شدت بيشتري تکرار شود.

-   پيش از خريد هر وسيله‌اي براي منزل با همسرمان مشورت کنيم. با وجود   اختلاف‌نظر، مشورت‌کردن ضروري است تا پس از خريد با لجبازي او روبه‌رو   نشويم. به اين ترتيب، مانع از جنجال شده و زمينه‌سازي کرده‌ايم.

-   براي خريد‌هاي شخصي تنها برويم ولي قبل از بيرون‌رفتن از منزل، حتما به   همسرمان اطلاع بدهيم تا احساس کنارگذاشته‌شدن به او دست ندهد. توافق کنيم   که اين تصميم براي سلامت روحي- رواني هر دوي ما لازم است.

- بعضي   افراد مبتلا به خساست، تلاش مي‌کنند تا اين صفت نامناسب را اصلاح کنند. در   اين صورت با درك مشكلشان و تلاشي كه براي ترك اين صفت مي‌كنند، به آنها کمک   کنيم.

فراموش نکنيم نبايد اين افراد را مسخره کنيم يا دائم از آنها ايراد بگيريم. كنارشان باشيم تا با كمك هم به تدريج بر مشكل غلبه كنيم.

-   زماني که از رفتار همسرمان غمگين و عصبي مي‌شويم، ناراحتي‌مان را ابراز   کنيم؛ البته نه با دعوا و جنجال بلکه به او توضيح بدهيم که از رفتارهاي او   ناراحت مي‌شويم و خجالت مي‌‌کشيم. اين توضيح و ابراز ناراحتي ما به شکل   منطقي، تلنگري براي تجديدنظر در رفتارهاي نامناسب اوست.

- همان‌طور   که اشاره کرديم، اين افراد در ابراز احساسات نيز ناتوان هستند. در مقابل   اين ناتواني، لجبازي و بي‌اعتنايي نکنيم اما طوري رفتار کنيم که طرف مقابل   هم با کمي کم‌اعتنايي ما روبه‌رو شود. با کمي تغيير در رفتارهاي گذشته خود   مي‌توانيم به راحتي تغييراتي در رفتار همسرمان ايجاد کنيم.

- اگر   فرزندمان از رفتار همسرمان رنجيد، مقابله به مثل را به او ياد ندهيم. فقط   به فرزندمان توضيح بدهيم که اين عقيده پدر يا مادر توست و بايد به عقيده   آنها احترام بگذاري. فقط دفعه بعد طوري رفتار کن که با سرزنش او روبه‌رو   نشوي.

- افراد خسيس با وجودي که ممکن است سليقه خوبي داشته باشند   اما براي خريد هر چيزي، ابتدا به مبلغ آن توجه مي‌کنند؛ بنابراين به جاي   دلخورشدن يا مسخره‌کردن همسرمان از او تشکر کنيم. همين که او هزينه‌اي را   بابت خريد چيزي پرداخت کرده، کافي است. تشکر ما نوعي تشويق براي تکرار اين   رفتارهاي مثبت و از بين رفتن برخي مشکلات رفتاري همسرمان است.

- براي تقسيم دخل و خرج منزل، همفکري کنيم تا به تدريج تغييراتي در شرايط ايجاد شود.

- با دوستان و آشنايان قطع رابطه نکنيم؛ اين راه چاره نيست. با حفظ تعادل در رفت و آمدها اين مشکل به تدريج برطرف خواهد شد.

- از روانپزشک، روان‌شناس يا مشاور کمک بگيريم.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

bgfh7m7xter

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +1/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 287
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • nop154
In this life, sleeping on the pillow with your name
« پاسخ #8 : 14 آوریل 2016، 04:00:39 am »

< br / > I am on your palm whipped the butterfly, weak and persistent,air jordan homme, a palm solo elves, salei brandish sleeve, Changge solo. Even if you are obsessed with the eyes, innumerable twists and turns, the following is my dance, you drunk story. < br / > < br / > is who in the former to worship before the Buddha to obtain this life this beautiful encounter, the mid suisui two heart looks? < br / > < br / > is who the huqin to ring again,hogan outlet, in the boundless night, soul sigh, Acacia tears hanging, mediastinal thousands of miles also still.  with trembling hands to wipe tears Saibian, wipe out the boundless miss the tired. Heavy eyelids, Ying not very much enamored in the wind. Cool breeze swept,hogan outlet online, blowing my ear and messy hair, but blowing powder thick worry, cool moonlight, the night,nike tn requin soldes, confused, canthus tip of the brow is I can't measure the melancholy, like drowning 3000, but never skim. And winding in pain, crazy thoughts gather, in the silence of the night,tn homme pas cher, heart is to flee, toward the is your direction.
Time: 14:23 2014-03-31 source: network editor: network reprint Click: Second
< p > in the lofty red dust, you were admitted to the my heart, because I forgot to forget, this life, will pour in a flash aromatic Whalley as my life's tenderness < br / > < br / >, you and I just clicked immediately. Don't remember you is how, I was how to, in the lofty red dust, I am the erratic rain, so to import your boundless Xinhai, could no longer distinguish each other, just like the butterfly, even liuniansishui, life is destined to fly not fold your palm. < br / > < br / > whether really already doomed, you are my life as portrayed in the fatality of this world,hogan outlet online, in my pale life appears to disrupt originally a pool of silence of the mind, with the passion of my shallow sorrow and ease my eyebrow originally lonely. Out the weak hands, put in the palm of your hand, each root context are characterizations of preexistence and this life, your shadow, my tears. Raise a knowing smile, I safely with your peers, regardless of fate, I only wish in your warm palm drunk down, no resentment, also without regrets. < br / > < br / > broken Qin rang again, winding all Acacia, every note, run through the miss each other endless. Whether stay or not stay,hogan outlet, think or do not want to, after all, is a song, no one can not go out of each other's concerns. Even the remotest corners of the globe, pull long, just miss each other's eyes.
 < br / > count bit lonely,chaussure air jordan pas cher, measurement of missing length, to know every step is so long and involved is the heart of the most gentle pain, who will know lonely eyes behind a face pale waiting, only for the sake of the familiar figure repeated review.  > sits on the steps, static
Related Articles:
 
 
   
 
   Half a cup
 
   The broken
 
 
  The first time, my grades also than white high, but on the second, I do not know how, white all of a sudden by leaps and bounds, good to me how to chase, could not catch the point, teachers often praise him, personally went to his house to do home visits, the envy ah, the final result is, he was admitted to the key high school, and I was off the list. Fortunately, the leadership of my father and a high school, just not dropouts.
خارج شده است

hfgh6p5ess

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +2/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 259
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • nop792
Crimes- Economic economic crime problem
« پاسخ #9 : 06 مه 2016، 09:47:08 pm »

Economic Crimes- of economic crimes
,hogan outlet online
Economic Crimes 2 causes of crime analysis,hogan outlet online.
 3 how to prevent this kind of crime,air max femme pas cher.
Related Articles:
 
 
   Liu Haifeng it's important to protect life
 
   American b
 
   Addiction Internet addiction
 
 
   Athletes apparently the prone. 20 percent of students who played a university sport admitted to cheating on an exam compared to 9 percent of students who did not. The survey also revealed that men were not only more likely to cheat but were also more likely to admit to it.
خارج شده است

pe44apbe8

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +0/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 242
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
    • ghi554
More than 43 people were rescued from the waters of Tianjin harbor because of th
« پاسخ #10 : 10 ژوئن 2016، 05:42:19 pm »

at 7:45 on the 15 day, Tianjin Maritime Bureau received 110 command center of Tianjin City Public Security Bureau police,scarpe hogan outlet, the east coast of the east coast of the refinery in the east coast of the sea of two construction ship collision due to strong winds.
< p > Tianjin Maritime Bureau launched the emergency plan for maritime search and rescue, notice make CHEC deployed large excavators and other equipment rushed to the scene to rescue,zapatillas air max baratas, and instructed the Tianjin fishery administration and fishing port supervision and coordination of the fishing boats together to participate in the rescue work. After many efforts, at 7:55,hogan outlet, the coastal highway construction projects all 13 persons in distress were rescued.
 in addition, Tianjin two construction ships collided due to strong winds, a total of 37 crew members on board, there are 30 people were rescued.
< p > Tianjin Maritime Bureau immediately started rescue, notice CITIC offshore helicopter Co.,zapatillas new balance baratas, Ltd. dispatching helicopters rushed to the scene to implement the rescue, the notification of the Ministry of construction of the project site sent the construction of power from onshore to rescue them. At the same time, contact the Tianjin Municipal Health Bureau sent 120 medical rescue teams to the airport to rescue the injured.
< p > as of November 15, the helicopter three sorties were rescued 22 people, and another 8 people have been Tianjin Maritime Bureau deployed shore rescue forces successfully rescued.
More than 43 people were rescued from the waters of Tianjin harbor because of the weather
< p > Xinhua Tianjin, April 15 (reporter Xu Yue) reporter learned from the Tianjin Maritime Bureau, April 15, bad weather lead to much danger in Tianjin area waters, Tianjin Bureau of maritime search and rescue forces to implement the rescue. At present, there have been 43 people were successfully rescued.
 Tianjin maritime bureau said, as of 13,hogan outlet, 15,montres guess pas cher, rescue work is still in a tense and orderly manner in which.
 15, Tianjin area affected by strong cold air, the northeast wind 7 level 8, 9 gust of 4.92 meters,air max homme pas cher, the highest tide level. 7:20, Tianjin Maritime Bureau received Tanggu Public Security Bureau police: Beitang coastal road construction site due to the storm surge in water was in distress,hogan outlet online, more than ten people were trapped in the container terminal waiting for rescue.
Related Articles:
 
 
   Sichuan riding electric car c
 
   Guangdong
 
   Dongguan G
 
 
   Although there are many financial institutions at the job fair, the students who are seeking jobs are also many. Due to the number of candidates to increase, the more room for the selection of banks, many banks also significantly raise the threshold, and some directly in the recruitment conditions indicate the need for graduate education.
خارج شده است
 

این صفحه در 0.114 ثانیه 21 نمایش داده شد.