انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

اينگونه زندگي كن :
شاد ، اما دلسوز
ساده ، اما زيبا
مصمم ، اما آرام
مهربان ، اما جدي
زيرك ، اما صادق
عاشق ، اما عاقل



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: خدای من...  (دفعات بازدید: 45118 بار)

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
خدای من...
« : 09 نوامبر 2010، 07:39:12 pm »

خدای من امروز کسی بهم گفت:شاید این چیزی که میخوای برات بد باشه.شاید بهتر این باشه که اتفاق نیافته.
یاد این جمله افتادم:افرادی برای دعای باران به جایی میرفتند تنها کسی که واقعا به خدا ایمان داشت کسی بود که با خود چتر داشت.
خوب خدای من.من هم میخوام چتر بگیرم.من گفتم:چطور اعتقاد داری به اینکه خدا میتونه این کارو درست کنه.اما به این اعتقاد نداری که میتونه خیرش کنه.اگه من به خدا اعتماد دارم برای انجام شدن اون کار .بهش این ایمان هم دارم.که ماجرارو برای من خیر قرار بده.و میدون که میتونه.از اساس چیزی رو متحول کنه.گرچه این چیز نیاز به تغییر بنیادین نداره.
خدایا منو به خودت نزدیک کن. و بهم نشون بده چیزی فرارتر از اونچه که تصور میکنم درست و کامله.
خدایا به من کمک کن فراتر برم از معانی که بهم گفتن و همیشه فکر کردم بهترینه.قدم هایی بالاتر رو به من نشون بده و منو در فهمشون یاری کن.
خدای بزرگم به من ارامش بده تا هوشیارانه برای اونچه حالا زمان تحققش نیست صبر کنم و نشونه های تو رو برای موندن براش بفهمم.
آمین خدای مهربونم
« آخرين ويرايش: 09 نوامبر 2010، 08:47:01 pm توسط افق »
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #1 : 10 نوامبر 2010، 09:40:00 am »

 


خدای عزیزم،

اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه،

زیباست (چون دلی زیبا داره)،

درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)،

قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی)

و من خیلی دوستش دارم.

خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه.

خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما

و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشا ا... .

خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش,

تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت‏ها عاشقانه مهر بورزه.

خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما،

هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد)

و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود.
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #2 : 11 نوامبر 2010، 12:28:58 am »

خدای من...
امید را از کسی نگیر.شاید این تنها دارایی او باشد.
آمین
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #3 : 11 نوامبر 2010، 08:21:47 am »

در کعبه، این "بی جهتی مطلق" ("همه سوئی" يا "بی سویی" خدا)، تنها در دامن او (هاجر)، جهت گرفته است! ( [ ٦/ ٥٧-٦١]
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

malihe

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +97/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 434
  • سکوت من ،فریاد بلند دوست داشتن توست...
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #4 : 11 نوامبر 2010، 12:26:09 pm »


گنجشک با خدا قهر بود…
 
روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت   .
 
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان   این گونه می گفت:
 
می آید ؛ من تنها  گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و   یگانه قلبی هستم که
 
دردهایش را در خود نگاه   میدارد…
 
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا   نشست.
 
فرشتگان چشم به لب هایش   دوختند،
 
گنجشک هیچ نگفت   و…
 
خدا لب به سخن گشود :  با من بگو از آن چه سنگینی   سینه توست.
 
 

گنجشک گفت   :
لانه کوچکی داشتم، آرامگاه   خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی   ام. 

 
تو همان را هم از من   گرفتی.
 
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای   دنیا را گرفته بود؟
 
و سنگینی بغضی راه کلامش   بست…
 

سکوتی در عرش طنین   انداخت فرشتگان همه سر به زیر   انداختند.



 
خدا گفت:  ماری در راه لانه ات بود.   باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه   تو
 
از کمین مار پر   گشودی.
 

گنجشگ خیره در   خدائیِ خدا مانده   بود.



 
خدا گفت:  و چه بسیار بلاها که به   واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته   به
 
دشمنی ام   برخاستی!
 
اشک در دیدگان گنجشک نشسته   بود.
 
ناگاه چیزی درونش فرو ریخت , های های گریه   هایش ملکوت خدا را پر کرد...     
« آخرين ويرايش: 11 نوامبر 2010، 12:27:26 pm توسط malihe »
خارج شده است
لذت دوستی با پابرهنگان در این است که مطمئنی ریگی به کفش ندارند.....

روزیتا

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +4/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 20
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #5 : 11 نوامبر 2010، 01:09:13 pm »

خدایا یاری ام کن اگر چیزی شکستم اون دل نباشه که شکسته
خارج شده است

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #6 : 12 نوامبر 2010، 02:30:10 pm »

سلام خدای مهربونم..
ممنون ک کاری کردی تا به اون جشن برم.خیلی خوب بود.شکر میکنم بخاطر لحظات قشنگی که با دوستانم برام ساختی.شکر میکنم بخاطر تمام لبخند و شور و شوقی که اونجا جاری کردی..
شکرت خدای مهربونم :) :-*
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

faranak_so

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +110/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 372
  • برای آغازی دوباره هرگز دیر نیست...!
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #7 : 13 نوامبر 2010، 10:23:52 am »

چون قدرت مطلق خدا پناه من است هيچ كس نمي تواند با سخني ناخوشايند و داوري ناحق تجلي موهبت بر حق دلم را به تعويق اندازد يا آن را از من بگيرد.
خارج شده است
یادمان باشد....هیچکس دلیل خوشبختی ما نیست مگر خود ما.....

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #8 : 14 نوامبر 2010، 01:55:34 am »

خدای مهربونم ..
دیگه نمیخوام دعا کنم براش. نمیخوام روز و شب دعا کنم که اتفاق بیافته. فقط بدون خدای من که با من خیلی بی انصافی کردی.و تمام زندگی منو با دردی بزرگ همراه کردی.حق من نبود.من هرگز بدی نکردم به کسی.هرگز آزار ندادم موجودی رو.هرگز دل کسی رو نرنجوندم.همیشه سعی کردم یک انسان واقعی باشم.اما نتیجه چی شد؟ یه درد جانکاه.چرا؟چرا باید توی این سالهای جوونی که باید بهترین سالهای عمرم باشه.از تمام زندگی نا امید بشم.چرا باید همه چیزمو از دست بدم؟
خدایا؟ شاید حکمت بود که من این چیزی که به اندازه هستیم برام اهمیت داشت از دست بدم.اما چه لزومی داشت به دستش بیارم.و بعد با از دست دادنش این درد بی انتها برام ساخته بشه.چه لزومی داشت خدای من.
خسته ام...خیلی خسته ام...اونقدر خسته که دلم میخواد یه گوشه بشینم و هیچ کاری نکنم.برای سالها در یک گوشه بشینم و فصل ها از کنارم بگذرن.آروم و بی انتها..
خدایا دیگه دعا نمیکنم براش...میرم...میرم..دو رو داره این رفتن.یا ته دره و قهقرا..یا اوج و عرش...مهم نیست.من انتهای سیاهی رو تجربه کردم.بالاتر از اون که رنگی نیست.
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #9 : 15 نوامبر 2010، 01:43:18 am »

خدای من...
امروز چیزهایی رو یاد گرفتم که تا دیروز نمیدونستم.امروز چیزهایی رو به کسانی یاد دادم که تا دیروز نمیدونستن.امروز بیشتر به افکارم فکر کردم.به اینکه افکارم زندگی منو جهت میبخشه.امروز به خودم گفتم که نباید احساساتم منو در دست بگیرن.بلکه منم که احساساتم رو هدایت میکنم چون این احساسات از من منشائ میگیرن و برای من هستن و نه من برای اونها.امروز یکبار دیگه هدفم رو در ذهنم مجسم کردم و ازش لذت بردم.و دوباره به این نتیجه رسیدم که تمام نشونه ها این راهو به من نشون میدن.امروز به خودم گفتم باید در لحظه بود.در لحظه زندگی کردو لذت برد از تمام اونچه در لحظه اتفاق میافته.بدون اینکه نگران آینده باشی.امروز به این فکر کردم که خیلی از افکارم این زندگی دردناک رو برای من به وجود آورد و من باید از این به بعد بیشتر مراقب افکارم باشم...
خدای بزرگم منو در مسیر درست هدایت کن و چشم منو برای دیدن نشونه ها بینا کن..
خداوندا شکرت بخاطر امروز..شکر بخاطر لحظه هایی ک امروز داشتم.چه خوب و چه بد...
خداوندا حال همه مارو به بهترین حال تغییر بده..آمین
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #10 : 16 نوامبر 2010، 01:28:58 am »

خدای من..
امروز روز آرمی داشتم.از صبخ تا شب تنها چند کلمه حرف زدم.اما حالم خوب بود.بهتر بودم.امروز کمی بیشتر خندیدم.امروز کمی کمتر گریه کردم.امروز به این فکر کردم که باید بیشتر به خودم برسم.موهام و پوستم زیباییشون کم شده.امروز به این فکر کردم که باید ورزش کنم.چرا این کارو نمیکنم با وجود اینکه وسایلش کاملا در دسترسمه.امروز به این فکر کردم که باید زبانمو بهتر کنم.
امرز به این فکر کردم که من چقدر بی ازارم!! من تا حالا با عث آزار کسی نشدم.انگار اینو در وجودم نزاشتی خدای مهربون.
و چقدر خوبه که بندههات از شر من در امانن. منوهم از شر در امان بدار.
خدای مهربونم شکرت برای امروز.شکرت برای این روز آروم که در اون تلاش کنم بیشتر فکرم رو کنترل کنم.
شکرت خدای مهربونم..
حال ما رو به بهترین حال تغییر بده...آمین
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #11 : 17 نوامبر 2010، 10:41:54 pm »

خدای مهربونم امروز ناشکیبا شدم.ترسیدم دوباره از ،از دست دادن. حالم خراب شد.دوباهر اون لرزشهای عصبی رو درونم احساس کردم.خودمو باختم. به خودم گفتم آروم باش اما اثر نکرد.الان هم که دارم مینویسم لرزش عجیبی احساس میکنم.خیلی زیاد.از سرما نیست.خدای بزرگم کمکم کن.دستمو بگیر. دستام یخ کرده. به گرمای دستت احتیاج دارم.چشمام پر از اشک شدن.احتیاج دارم تا اشکمو از روی گونه ام پاک کنی.خدای مهربونم...احتیاج دارم بهت.خیلی زیاد.کمکم کن.بهت اعتماد کردم و دستامو توی این راه تاریک به دستهای مهربون تو دادم.نا امیدم نکن.نجاتم بده خدای مهربونم که جز تو کسی رو ندارم.خیلی تنهام..خیلی بی کسم..خیلی غم دارم...تو درمانم کن.تو مرحم بشو به زخم من.که جز تو پناهم نیست.بزار توی لحظههایی که شونه ای برای سر سپردن میخوام تو رو به یاد بیارم که همیشه کنار منی.
کمکم کن خدای من خیلی تنهام..
شکرت که امروز به من نشون دادی که باید بیشتر روی خودم کار کنم.چون اونطور که فکر میکردم هنوز روی احساساتم مسلط نشدم.
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #12 : 19 نوامبر 2010، 11:38:57 pm »

خدای مهربونم..
شکر به خاطر امروز..
امروز کمی تنبل بودم.خوب به کارهام نرسیدم.اما قول میدم فردا بهتر باشم..کمکم کن خدای من و بهم آرامش بده...ممنون
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : خدای من...
« پاسخ #13 : 21 نوامبر 2010، 03:33:12 am »

به دنبال خدا نگرد خدا در بيابان هاي خالي از انسان نيست
خدا در جاده هاي تنهاي بي انتها نيست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسي است که به دنبال خبري از توست
خدا در قلبي است که براي تو مي تپد
خدا در لبخندي است که با نگاه مهربان تو جاني دوباره مي گيرد

خدا آن جاست
در جمع عزيزترين هايت
خدا در دستي است که به ياري مي گيري
در قلبي است که شاد مي کني
در لبخندي است که به لب مي نشاني
خدا در بتکده و مسجد نيست
گشتنت زمان را هدر مي دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروري است که به پا مي کني
خدا را در کوچه پس کوچه هاي درويشي و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آن جا نيست

او جايي است که همه شادند
و جايي است که قلب شکسته اي نمانده
در نگاه پرافتخار مادري است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زني است به همسرش
بايد از فرصت هاي کوتاه زندگي جاودانگي را جست
زندگي چالشي بزرگ است
مخاطره اي عظيم
فرصت يکه و يکتاي زندگي را
نبايد صرف چيزهاي کم بها کرد
چيزهاي اندک که مرگ آن ها را از ما مي گيرد
زندگي را بايد صرف اموري کرد که مرگ نمي تواند آن ها را از ما بگيرد
زندگي کاروان سرايي است که شب هنگام در آن اتراق مي کنيم
و سپيده دمان از آن بيرون مي رويم
فقط چيزهايي اهميت دارند
چيزهايي که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آيي

دنيا چيزي نيست که آن را واگذاريم
دنيا چيزي است که بايد آن را برداريم و با خود همراه کنيم
سالکان حقيقي مي دانند که همه آن زندگي باشکوه هديه اي از طرف خداوند و بهره خود را از دنيا فراموش نمي کنند
کساني که از دنيا روي برمي گردانند
نگاهي تيره و يأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگي و شادماني اند

خداوند زندگي را به ما نبخشيده است تا از آن روي برگردانيم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسيد: آيا «زندگي» را «زندگي کرده اي»؟
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
مناظره محمد ابن عبدالوهاب با خدا(جالبه بخون)
« پاسخ #14 : 21 نوامبر 2010، 09:27:54 am »

مناظره محمد ابن عبدالوهاب با خدا(جالبه بخون)
خداوند متعال:و إذ قلنا للملائکه اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین (بقره /34) ؛
هنگامی که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید , همه سجده کردند جز ابلیس که امتناع کرد و تکبر ورزید و از کافرین بود.

محمد بن عبدالوهاب:خدایا این شرک است که تو به ملائکه فرمان داده ای آدم را سجده کنند . چرا مردم را به سجده بر آدم وادار می کنی ؟

خداوند متعال :و رفع ابویه علی العرش و خرُّوا له سُجدا و قال یا ابت هذا تأویل رویای من قبل قدجعلها ربی حقا (یوسف/100) ؛
یوسف پدر و مادرش را بر تخت نشاند و برادران یوسف پیش او به سجده افتادند . یوسف گفت : ای پدر! این تأویل خواب من است که پیش از این دیده بودم و خداوند آن را محقق ساخت.

محمد بن عبدالوهاب :خدا یا چرا پیامبرت یعقوب و یوسف باید اجازه دهند که برادرانش پیش او سجده کنند . برادران یوسف مشرک شده اند و قتل شان واجب . یعقوب و یوسف باید آن ها را می کشتند.

خداوند متعال :و إذ جعلنا البیت مثابه للناس و أمنا و اتخذوا من مقام ابراهیم مصلی (بقره/125) ؛
[به یاد بیاورید] هنگامی که ما کعبه را محل بازگشت مردم و محلی امن قرار دادیم. [برای تجدید خاطره] مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید .

محمد بن عبدالوهاب:خدایا چرا گفته ای مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دهید . چرا مکان یک بشر را محل عبادت خود قرار می دهی ؟ این شرک است . هیچ بشری به هیچ وجهی نباید دخلی در عبادت تو پیدا کند. چرا یک بیابان نامربوط به بشر را محل عبادت خود قرار ندادی که مقام ابراهیم را محل عبادت خود قرار دادی ؟ این باعث می شود مردم یاد بگیرند و محل اولیای دیگری چون رسول خدا(ص) و علی (رض) و... را محل عبادت خود قرار دهند . این ها همه شرک است .

خداوند متعال:فی بیوت أذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو و الآصال(نور/36) ؛
خانه هایی که خداوند اذن داده که بالا برده شود و در آن ها اسم خداوند برده شود که برای او صبح و شب تسبیح بگویند .

محمد بن عبدالوهاب :خدایا ! چرا تو اذن داده ای که خانه هایی محل عبادت قرار گیرند؟ در آن صورت مردم می آیند در قبر رسول الله (ص) نماز می گذارند که این خانه رسول خدا بوده است . چون رسول الله در تفسیر این آیه گفته این خانه ها خانه های پیامبر است و خانه های علی و فاطمه هم از افضل ترین این خانه ها است . مردم می آیند در این خانه ها عبادت می کنند و مشغول نماز می شوند . محل قبر علی و فاطمه را هم چون پیامبرت گفته که خانه های آن ها هم از خانه های مأذون است , محل عبادت قرار می دهند. این ها همه شرک است .

خداوند متعال :ما من شفیع الا من بعد إذنه ذالکم الله ربکم فاعبدوه افلا تذکرون(یونس/3)؛
هیچ شفاعت کننده ای وجود ندارد مگر پس از اذن خداوند . این خدای شما است آن را پرستش کنید. آیا به یاد نمی آورید؟ .

خداوند متعال:و کم من مَلَک فی السماوات لاتغنی شفاعتهم شیئا الا من بعد أن یأذن الله لمن یشاء و یرضی (نجم/26) ؛
چه بسیارند فرشتگانی در آسمان که شفاعت شان هیچ سودی ندارد جز پس از آنکه خداوند اذن بدهد برای کسانی بخواهد و راضی گردد.

خداوند متعال :و لا تنفع الشفاعه عنده الا لمن أذن له (سبأ/23) ؛
شفاعت سودی ندارد جز برای کسی که اذن داده شده باشد .

محمد بن عبدالوهاب:خدا چرا استثنا کرده ای که جز برای کسیکه اذن شفاعت داده شود . باید بگویی به هیچ وجه شفاعتی در کار نیست و هیچ کسی نمی تواند شفیع باشد . اینکه تو استثنا کرده ای سبب می شود برخی از پیامبر و اولیایت بخواهند او را نزد تو شفاعت کنند . این شرک است که از غیر خدا شفاعت بخواهی .

خداوند متعال :قالوا یا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطئین (یوسف /97)
قال ساستغفر لکم ربی انه هو الغفور الرحیم (یوسف/98) ؛
برادران یوسف گفتند : ای پدر برای گناهان ما از خدا طلب بخشش کن. یعقوب گفت : بزودی برای شما طلب آمرزش می کنم از خدای خود که او بخشنده مهربان است.

محمد بن عبدالوهاب :دیدی گفتم اگر اجازه بدهی مردم بلافاصله طلب شفاعت می کنند . این برادران یوسف پدر خود را شفیع قرار دادند و از تو طلب آمرزش کردند. این شرک است .

خداوند متعال:یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله و جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون(مائده /35) ؛
ای مومنان از خدا بترسید و بسوی او وسیله ای بجویید و در راه خدا کوشش کنید باشد که به رستگاری برسید.

محمد بن عبدالوهاب :خدایا ! چرا امر کرده ای که مومنان به نزد تو وسیله بجویند. آنان باید مستقیما نزد تو مراجعه کنند نه که نزد شفیعی رفته او را وسیله ای جهت تقرب به تو قرار دهند. این شرک است که مردم به غیر تو مراجعه کنند.

خداون متعال :اذهبوا بقمیصی هذا فألقوه علی وجه ابی یأت بصیرا وأتونی باهلکم اجمعین(یوسف/93)
فلما أن جاء البشیر القاه علی وجهه فارتد بصیرا قال الم اقل لکم انی اعلم مالا تعلمون (یوسف96) ؛
یوسف گفت : این پیراهن مرا ببرید و آن را بر صورت پدرم بیاندازید تا بینا شود و تمام اهل خود را بیاورید. وقتی قاصد رسید پیراهن را به صورت یعقوب انداخت و یعقوب بینا شد. و یعقوب گفت مگر من نگفتم من چیزی می دانم که شما نمی دانید.

محمد بن عبدالوهاب :خدا یا ! چرا این آیه را آورده ای . پیراهن که هیچ تأثیری ندارد . اینکه پیراهنی بتواند چشم نابینا را بینا کند نادرست است و این باعث خواهد شد مردم به ضریح پیامبر و اولیای تو چشم بمالند و از پیامبر و اولیا شفاطلب کنند چون فکر می کنند وقتی پیراهن یوسف بتواند چشم یعقوب را بینا کند , ضریح رسول خدا(ص) که افضل انبیاء است حتما این کار را می تواند انجام دهد. درحالیکه درخواست شفا از غیر خدا شرک است و مشرک واجب القتل

خداوند متعال:و کذالک اعثرنا علیهم لیعلموا أن وعد الله حق و ان الساعه لا ریب فیها إذ یتنازعون بینهم أمرهم فقالوا ابنوا علیهم بنیانا ربهم اعلم بهم . قال الذین غلبوا علی امرهم لنتخذن علیهم مسجدا(کهف/21) ؛
و این چنین مردم را متوجه حال آن ها کردیم تابدانند که وعده خداوند در مورد رستاخیز حق است. و در پایان جهان و قیام قیامت شکی نیست . در آن هنگام که میان خود نزاع داشتند ؛ گروهی می گفتند: بنایی بر آنان بسازید(تابرای همیشه از نظر پنهان شوند و از آن ها سخن نگویید که ) پروردگارشان از وضع آن ها آگاه تر است . ولی آن ها که از راز شان آگاهی یافتند (و آن را دلیلی بر رستاخیز دیدند) گفتند : مامسجدی در کنار مدفن آن ها می سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود).

محمد بن عبدالوهاب :خدا یا چرا این داستان را نقل کردی . وقتی هم نقل کرده بودی باید آن را شدیدا رد می کردی . چرا از کنار بنای مسجد بر قبر بدون هیچ انکار و ردی گذشتی در حالیکه در آیه بعدی که مردمان بعدا در مورد تعداد اصحاب کهف اختلاف خواهند کرد, بدنبال نقل داستان فرموده ای : فلاتمار فیهم الا مراءا ظاهرا ؛ بدون دلیل در مورد آن ها حرف نزنید. اینجا کار جدال کنندگان را تقبیح کرده ای اما آن جا کار بناکنندگان مسجد را تقبیح نکرده ای . در حالیکه بنای مسجد بر قبر ها شرک است.

خداون متعال:ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خیر البریه (بینه /7)؛
کسانی به خدا و رسولش ایمان آورده و اعمال صالح انجام می دهند, آن ها بهترین مخلوقاتند.

محمد بن عبدالوهاب:خدا یا پیامبرت گفته: منظور از خیر البریه در این آیه علی و شیعیانش هستند. چرا تو این آیه را فرموده ای در حالیکه شیعیان کافر هستند و مشرک و آن ها واجب القتل هستند در حالیکه تو آن ها را بهترین مخلوقات دانسته ای
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org
 

این صفحه در 0.07 ثانیه 20 نمایش داده شد.