انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

هر چه پیش آید خوش آید ...

کار کن آنطور که به پول احتیاج نداری
دوست بدار آنطور که هیچگاه آزرده نشده ای
برقص مثل اینکه هیچکس تو را نگاه نمی کند
بخوان مثل اینکه هیچکس گوش نمی کند
زندگی کن مثل اینکه در بهشت روی زمینی
قانون #62



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مشارکت روزانه  (دفعات بازدید: 249772 بار)

shantiya

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +64/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 400
  • دوست داشتن یک نفر یعنی دیدن او به همان شکلی که خدا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1350 : 10 فوریه 2015، 07:01:53 pm »

با سلام
سپاسگزار خدا هستم واسه یه روز پاک دیگه و قدر دان این سایت  و دست اندرکارانش که محیطی مملو از آرامش برام فراهم میکنن.
راستش چند وقتیه چند فاکتور برنامه را رعایت نمیکنم و در مسیر کارم سری هم به مغاز دوستم که هم مصرفیم بوده میزنم و با علم به اینکه هنوز مصرف میکنه باهاش خوش و بش میکنم.راهنمام میگه وسوسه داره دور سرت میچرخه ازش دوری کن. میدونم راست میگه ولی هر کار میکنم باز تو مسیر باهاش برخورد میکنم و اون روز را حال خرابی میکشم. از خدا توان میخام. و دیگه حوصله برگشت اون روزهای سیاه را ندارم حدود یک سالی هم میشه که به زحمت نیکوتین را ترک کردم.   باید هرطور شده ازش دوری کنم با رعایت هفت فاکتور بهبودیم را تضمین کنم
خارج شده است

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1351 : 25 فوریه 2015، 07:58:24 pm »

سلام دوستان. خوب هستین؟ مدتهای مدیدی میشه که سراغ این صفحه نیومدم. خدا رو شکر میکنم که دستم تو دست برنامست. خدا رو شکر میکنم که ابزارهای برنامه رو دارم. امروز نتونستم تو جلسه قدم شرکت کنم. قدم یازده رو استارت زدیم و چیزی به تموم کردن دوازده قدم نمونده. خدا رو شکر که امروز دیگه بخشی از آموخته های قدما دارن برام کار میکنند. زود مچ خودمو میگیرم و تو هر چیزی به دنبال سهم خودم میگردم. تنها مساله ای که حالم رو بالا و پایین میکنه برخورد با عده ای افراده که در مقابلشون عاجزم و واقعا نمیدونم چجوری باید باهاشون برخورد کنم. خدای رو شکر که مسائلم در برخورد با این افراد  در محیط کارم هر چه کمتر شده. اما خوب هنوز نیازمند گرفتن تجربه هستم در این زمینه. چن روز پیش به گذشته برگشته بودم و داشتم افسوس میخوردم که چرا به دست خودم موقعیت به ظاهر خوب و عالی ای رو از دست دادم. یادمه دو سال پیش هنوز یاد نگرفته بودم اجازه ندم تا دیگران زندگیمو کنترل کنند. و این باعث شد تا مسیر زندگیم عوض بشه اما خوب که فکر میکنم میبینم چه تجربه های گرانبهایی رد به دست آوردم خیلی سختی کشیدم خیلی درد داشت. اما بالاخره دارم نتایج اصولی رفتار کردن رو می بینم با کمک راهنمای عزیز و دوستان بهبودی بالاخره دارم میوه شیرین بهبودی رو میچشم. سپردن به خدا رو دارم عملا تمرین میکنم. ازش ممنونم که نتایج رو داره نشونم میده. تو قدم سه وابستگان میگه ما قراره با هر باوری از یه نیروی برتر شروع کنیم و این خیلی قشنگه قرار نیست رابطه ی من با نیروی برترم مثل اولیای الهی بشه اما من با همین درک و دریافت امروزم از یه نیروی برتر شروع خواهم کرد.
و مساله ای که این روزها باهاش خیلی درگیرم اینه که من در روابطم بیشتر از آنچه توجه و پذیرش خرج دیگران میکنم از آنها دریافت میکنم. و به قول راهنمای عزیزم انگیزه من از اون توجه کردنها نادرست و اشتباهه و همراه با توقعه اما دیگران حق دارند انتخاب کنند توجه من رو یا انتخاب نکنند هنوز پذیرش این مساله برام سنگینه و من دست به کنترل بقیه میزنم و توجهی رو که باید خرج خودم کنم به دیگران میدم و توقعم رو از اونها بالا میبرم همینجا برای عجزم دعا میکنم. خدایا عزیزترین من از توجه به خودم عاجزم خدایا من از تمام و کمال دوست داشتن خودم عاجزم خدایا من هنوز راه درازی در پیش دارم برای اینکه انگیزم از روی عشق باشه و توقع برام کار نکنه. خدایا عزیزترینم کمکم کن و مراقبم باش.
برای دوستای عزیزم هم دعا میکنم تا همه بتونن در این ایام پایانی سال 93 بتونن یه ارزیابی کلی از پیشرفتشون تو بهبودی و زندگی داشته باشند و با خودشون به صلح برسن. ما قراره کار یه پدر و مادر سالم و مهربون رو برای خودمون انجام بدیم. قراره با عشق خود رو بپذیریم با تمام خطاها و زمین خوردنا. خدایا خودت پشتیبانمون باش. ممنونم د.ستان
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1352 : 01 مارس 2015، 06:23:14 am »

سلام دوستان محیا هستم یه هموابسته. خدا رو برای یه روز خوب دیگه شکر میکنم. ممنونم که بازم بهم فرصت داد, دوستان دیروز مورد قضاوت قرار گرفتم و جالب اینه چیزی که حال منو بد کرد ترسهام بود, حتی قضاوت من از خودم رو هم تحت تأثیر خودش قرار داد. یعنی من که از خودم مطمین بودم که تو جریان پیش آمده هیچ سهمی نداشتم, دوباره احساس گناه سراغم اومده بود و داشتم خودمو سرزنش میکردم که چرا قضاوت دیگران در موردم عوض شده این خیلی ناحقیه, این خلاف اصول منه, اونا روی من حساب باز کرده بودن, چرا این اتفاق افتاد و تصور بقیه در موردم عوض شد. حال و احساس یک قربانی رو داشتم در صورتی که من هیچ کاری نکرده بودم. اما با مشارکتش فهمیدم که من یکی از الگوهای ذهنیم تخریب خودمه,یعنی حتی اگه مثلا هوا نباره, یا یکی دیر برسه یا یه مشکلی براش پیش بیاد من خودمو مقصر میدونم و تقصیر منه. این یه الگوی قالبه تو ذهن من. و من با این الگو بزرگ شدم و رشد کردم. اما خدا رو شکر فهمیدم علت حال خرابی خودم رو که من عاجزم و به این عجز مهمم پی بردم و از نیروی برترم سپاسگزارم که منو با این عجزم آشنا کرد, دوست دارم بتونم با خودم مقابله کنم. البته و صدالبته اولین وظیفه ی من پذیرش خودم به همین شکلیه که هستم. من عاجزم از اینکه در مشکلات دیگران خودمو مقصر نبینم من عاجزم از دوست داشتن خودم, من عاجزم از اینکه تصورات خوبی از خودم داشته باشم. من عاجزم از اینکه اینقدر از قضاوت دیگران نترسم, من عاجزم از اینکه نیروی برترم دیگران نباشند,من عاجزم از اینکه رفتارهام از روی عشق باشه نه از روی تری. خدایا کمکم کن.
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1353 : 04 آوریل 2015، 08:52:28 pm »

سلام دوستان خوب محیا هستم یه هموابسته, یه پرخور, یه افسرده, یه ...
حالم خوب نیست. امروز خودمو وزن کردم و چند کیلو اضافه وزن پیدا کردم. اعصابم خورد شد, چند تا مساله است که منو در هم ریخته یکیش کنترل شدنم توسط اعضای خانوادست. یکیش توقعام هست از نیروی برتر. یکیش ناتوانیم تو یه سری مهارتهای اجتماعی و ارتباط برقرار کردنهام, اعتماد به نفس پایین, زودرنجی, کنترل دیگران, وابستگی به احوال دیگران, نپذیرفتن خودم به همین مدلی که هستم. خودموجای دیگران گذاشتن, مقایسه کردنم, احساس دوست داشتنی نبودن. خیلی چیزا مخصوصا حرفای بعضی اعضای فامیل که تو این تعطیلات دیدمشون. شاید ظاهرا در من بی اثر بوده اما در نهایت همه نواقص نهفته و بالقوه ی من فعال کرده.
یه نقصی که میخوام بهش اعتراف کنم اینه که من گاهی میدونم اشتباه کردم اما جرأت این که به طرف مقابلم ابرازش کنمو ندارم. نمیدونم چرا با طرفم وارد بحث و جدل میشم اما نمیپذیرم که داره درست میگه و همچنان به رفتار اشتباهم ادامه میدم. نیروی برترم عاجزم, عجزمو قبول کن, بپذیر که من نمیتونم و عاجزم از پذیرش اشتباهاتم, شاید یه دلیلش غرورمه, شاید ترسهامه, ترس از اشتباه کردن, آخه یه عمر از من خواستن بی اشتباه زندگی کنم. خدایا عجزامو بپذیر.
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1354 : 26 آوریل 2015، 08:35:10 pm »


     سلام دوستان ، خدا را برای روزهای خوب اش شکر میکنم ...  روزهایی ه که سعی میکنم قدر داشته هایم را بیشتر بدونم و بابتش خدا را شکر کنم ..

    حال و احساسم خوبه ، برخلاف گذشته که بخودم اهمیت نمیدادم ، اجازه میدادم که دیگران احساساتم را جریحه دار کنند . و لحظات دردناکی را بگذرانم ...

   امروز از  روح و روانم مراقبت میکنمم و سعی میکنم بهبودیم را در اولویت قرار بدهم و اجازه ندهم کسی بهم خسارت بزنه .. و بخنده ...
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1355 : 08 مه 2015، 11:16:33 am »


   سلام دوستان ، خدا را شکر میکنم که  توی زندگیم حضور داره ، و خوشحالم که زندگیم تحت مراقبت نیروی برتره ...
   امروز ناخودآگاه تصمیمی گرفتم که مورد بررسی قرارش نداده و مشورت نگرفته بودم ...  :doubt:  داشتم با شک و تردید انجامش میدادم ، که دوست بهبودی  بهم زنگ زد . ضمن صحبت ، باهاش مشورت کردم آن منو اگاه کرد و بعد متوجه شدم که باز دارم تکرار اشتباه میکنم .. :dizzy:  الان نظرم تغییر کرده و خدا را برای امداد های غیبی اش تا بینهایت شکر میکنم .. اگر من آگاه نباشم خداوند آگاه و مهربان پیامش را بمن میرسونه  :pray:
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1356 : 15 مه 2015، 09:00:20 am »


    سلام دوستان ، عید  مبعث را بشما تبریک میگم . آرزو میکنم بهتون خوش یگذره ...
    منم خدا را شکر میکنم که احساسم خوبه و سعی میکنم روزها را بخوبی بگذرونم . خدا را شکر میکنم که تعهدی بر انجام جبران خسارت روزانه به عزیزانم در من ایجاد کرده ..
     و خدا را شکر میکنم که میتونم این جبران خسارت را در برنامه روزانه ام داشته باشم و بی خیالش نشم . برای رها شدن از خودآزاری و احساس گناه و خجالت این پاسخی برای خود آزاری ست که میشود خسارتها را جبران کرد ... از خدای خوبم سپاسگزارم که تا به امروز این فرصت را بمن داده .. بقیه اش را هم به خودش می سپارم .. :pray:
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1357 : 17 ژوئیه 2015، 11:42:33 pm »

سلام دوستان. خوبین؟ شب عید فطرو به همه تبریک میگم. اومدم یه کم مشارکت کنم. حالم بده هر چی راهکار میگیرم و مشارکت میکنم خالی نمیشم. حسم خیلی بده رنجشام زده بالا از همه توقعم دیگه خسته شدم از این شرایط چزا باید این همه سختی رو تحمل کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدایا یه جواب قانع کننده بهم بده
تحمل هیچکی رو ندارم. از همه بدم میاد از خودمم متنفرم. برام دعا کنید دوستان به حق این روز و شبا حداقل یه کم آروم بگیرم و از رنجشا دور شم. احساس ضعف شدید دارم. امیدوارم هیچوقت کسی وسط راه پشتتون رو خالی نکنه چه حس بدی به آدم دست میده البته برنامه بهش میگه بیماری توقع ولی هر چی هست خیلی سخته
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1358 : 19 ژوئیه 2015، 08:09:56 am »


   سلام دوستان ، خدا را برای این روز قشنگش شکر میکنم . اگر من به اندازه کافی پذیرش داشته باشم . می بینم همه چیز همانطوره که باید باشه ..و اگر مشکلی هست از درون منه که با تامل و کمک از نیروی برتر برطرف میشه ...اخیرا که احساس خوبی نداشتم به این نتیجه رسیدم که باز نیاز به یک تغییراتی دارم .. چسبیدن به روشهای فبلی برای زندگی دیگه با روحیه من سازگار نیست ... روی روشها و برنامه زندگیم با راهنمام مشارکت کردم و نتیجه این شد که تجدید نظر کنم و روشهایم را باز هم تغییر بدهم و به اولویتهایم توجه کنم ..
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

sedighe

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +348/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 2,690
  • پروردگارا ..بمن بردباري، فروتني و تسليم عنايت فرما
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1359 : 20 اوت 2015، 06:20:01 am »


    سلام دوستان ، خدا را این لحظه برای همه چیز شکر میکنم . برای امکاناتی که این ساعت در اختیارم هست که مشارکت کنم .  :pray:

    همیشه مشکل عدم تعادل در زندگیم داشته ام .. از خیلی جهات مثل رابطه هایم برطرف شده . ولی این مشکل بنوعی دیگه باز با منه ...
    بعضی روزها میشه که کارم زیاد باشه و میدونم که باید با برنامه ریزی و مراقبت از خودم این کارها را انجام بهم و یک تعادلی بین کار و استراختم داشته باشم .. ولی روزهایی که کارم زیاده بدون استراحت و غذای کافی تا سر حد مرگ و توانم کار میکنم .. تمام کاری که انجام میدهم باید کامل و بهترین باشه ..
    کسی به جز خودم خسارت نمیخوره .. از خدا برای رهایی از نواقصم دعا میکنم و به خودش می سپارم ...
خارج شده است
مگر ميشود زندگي مرا به هم ريخته آفريده باشد ؟  خداي  دانه هاي  انار !!!!!

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1360 : 01 اوت 2016، 07:43:46 am »

سلام دوستان. صبح دل انگیزتون بخیر.
میرم سر اصل مطلب. مدتیه خیلی ناآرامم. هیچ ابزاری برام کار نمیکنه. دچار تناقضای شدید هستم. نمیتونم به قول راهنمام به بهبودی و ابزارهاش اعتماد کنم. اعتمادمو به برنامه از دست دادم. از طرفی میدونم بدن برنامه هم نمیتونم ادامه بدم. تو برزخ سختی گیر افتادم. وقتی بابت یه سری نقصهام و یه سری تعلل کردنهام متهم به خودخواهی میشم و اصول برنامه برام تبدیل میشه به ابزارهای خودخواهی. وقتی که با حدومرز داشتنم متهم میشم به یه آدم خودپسند و چیزی که با اون متهم میشم مذهبه و هی سرکوفتشو بهم میزنن که تو که مذهبی هستی از تو بعیده این رفتارا. وقتی یکی از دوستای بهبودی بهم میگه بیا بیرون از برنامه چون تو مذهبی دچار تناقض میشی و هزاران مورد این شکلی.
اما من به شخصه تناقضی بین برنامه و مذهب ندیدم. تازه بعد از درک و دریافت برنامه فهمیدم مذهب چی میگه. از خدا میخوام کمکم کنه بفهمم الان باید چه کار کنم؟ و البته بهم قدرت عملکررد بده. اینجا تنها انجمنی بود که منو همین شکلی پذیرفتند. اینجا جایی بود که من مثل بقیه حق داشتم و راحت بودم. خودم بودم. قضاوت نشدم و سعی کردم قضاوت نکنم. انجمن کدا منو با خودم روبه رو کرد. راستش یه کم از این حال خرابیه به خوندن قدم چهارم برمیگرده و شهامتی که به خرج دادم برای شکافتن لایه های شخصیتم. از خدا میخوام بیاد  و وارد زندگیم بشه و من عاجز رو در کنار گذاشتن نقصام یایر کنه. ازش دعوت میکنم بیاد و آشفتگیامو خودش درمون کنه. من محیا عاجزم از مراقبت از خودم و پذیرش خودم. من با همه نواقصم دوست داشتنی و قابل احترامم. گاهی درگیر یه نقصی بودن خیلی بهتر از بی خبریه و اون زمانیه که تو تلاش میکنی تا در نهایت و با کمک نیروی برتر عزیز ومهربان اون نقصو کمرنگ و کنترلش کنی.خدایا لبریز از تناقضهام. سرشار از گیجی. پرم از بی توجهی و بی مهری نسبت به خودم. خدایا تو فرموده ای هر که خود را شناخت بیگمان مرا شناخته است. پس عاجزانه از تو میخوام که حالا که منو وارد این وادی کردی بهبودی رو میگم کمکم کنی تا بتونم با آگاهی های کسب شده رفتارهای قوی داشته باشم. رفتارهایی سرشار از ایمان سرشار از عشق و نه ترس. خدایا عاجزم. خودت کمکم کن.
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1361 : 02 اوت 2016، 06:02:23 am »

سلام دوستان محیا هستم یه هموابسته.
خدا رو بابت همه داده هاش شکر میکنم. راستش دیروز بابت یه موضوعی خیلی ناراحت شدم. خییییییییلی. نمیدونم چه حکمتی داشت, اما فهمیدم که جنگیدن و نپذیرفتن موضوع هیچ فایده ای نداره و تصمیم گرفتم که در لحظه حالم خوب باشه. یه گل کاکتوس داشتم که باید گلدونشو عوض میکردم. و دست به این کار زدم. دست به یک عمل زدم در عین حال بدم. دیروز صبح هم تو باشگاه توقعم فعال شده بود که مربی باید تحویل بگیره و به بازیم توجه کنه, اما یه لحظه خودم اون توجه رو به خودم معطوف کردم و به خودم آفرین گفتم و به خودم گفتم که خیلی خوبم. احساسم بهتر شد. خدا رو شکر میکنم بابت عملکردهای هر چند کوچک و ساده. ذهن من از دانش برنامه پره و اینو همیشه تو کلاس قدم راهنما و بقیه دوستام بهم گفتن و البته این نه مایه غرور که مایه فروتنی برای منه. البته با کمک نیروی برترم که بهتره اعتراف کنم گاهی باعث خودبزرگ بینی من شده و احساس کردم درک و دریافت بهتری دارم از بقیه.مشکل از جایی شروع میشه که فقط و فقط دانش برنامه مطرح بشه و عملکردی به دنبالش نباشه. اینجا میخوام به عجزم اعتراف کنم من از عملکرد داشتن عاجزم. از اینکه خودم روبرتر از دیگران ندونم عاجزم از اینکه فروتن باشم عاجزم, از اینکه توقعاتم کم باشه عاجزم. از خدا میخوام کمکم کنه بتونم دست به یه سری کارها بزنم و اقداماتی رو انجام بدم. یه مورد گرفتن رهجو هست که به خود متعالش میسپارم و میدونم در بهترین زمان اتفاق میفته.
یه نکته دیگه هم یه جور وابستگیه که باعث میشه من برم تو آینده, سپردنو فراموش کنم, دست به کنترل بزنم و توقعم درگیر بشه. همین جا از نیروی برترینم میخوام تا کمکم کنه این هموابستگی رو هر چه کمرنگتر بکنم و بفهمم اگه قراری برگی از درخت بیفته بازم به اراده خود نیروی برتر نه اون شخصی که هموابسته منه. خدایا در این زمینه هم عاجزم. به قدرت بیکرانت منو از این هموابستگی رهام کن.
مورد دیگری هم هست و اون اینه که دارم قضاوت میشم از سوی کسی که بهش اعتماد کرد و این داره باورای منو در مورد نیروی برتر تحت الشعاع قرار میده. از خدا میخوامحدومرز این رابطه رو هر چند که در راستای بهبودیه بتونم تعیین کنم و از آدما توقع کمال نداشته باشم و بفهمم که تو برنامه هیچ سلسله مراتبی نیست, همه مثل هم هستیم و به این مسأله که رهبران ما بر ما حکومت نمیکنند متعهد باشم و اگر قار شد گوش شنوایی باشم برای یه همدرد فک نکنمم حالا کسی شدم یا بخوام قضاوتش کنم. خدایا خودت میدونی که صلاح کار چیه کمکمم کن تا پا فراتر نذارم و در چارچوب حدومرزم حرکت کنم. البته قبلش این حدومرزو بتونم تعیین کنم. پروردگارا منو از قضاوت و غیبت دور کن و توانی بده تا توقعاتم رو به صفر برسونم. خدایا من آینده رو به دستای تو سپردم. ممنون که هستی و هوامو داری.
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1362 : 04 اوت 2016، 01:07:05 am »

سلام دوستان محیا هستم یه هموابسته. خدا رو شکر میکنم بابت این لحظه ام. اما از عملکرد خودم راضی نیستم. امروز دوباره افکار ناامیدانه سراغم اومد, جدیدا وقتی یکی رو میبینم که مشکلات داره حال من از اون بدتر میشه, راستش خیلی احساس ضعف معنوی و روحانی دارم. احساس خلأ بزرگی میاد سراغم. خدایا تو که میدونی من هیچگاه رفتار سالم رو تو محیط خونه یاد نگرفتم, الگوهای درست و درمونی هم نداشتم. الان بلد نیستم و تو برنامه هم بعد از این همه قدم کار کردن واقعا از بعضی رفتارای خودم عاجزم. راهنمام تو صیه ای که داره اینه که از خودت مراقبت کن. راستش من یه جاهایی اینقدر از خودم بیگانه ام که نمیفهمم چه جوری باید مراقب خودم باشم  فقط از تغییر احساساتم میفهمم که مثلا دارم به خطا میرم. میخوام اینقدر بزرگ بشم که هیچی نتونه منو تکون بده و واقعانتونه بتکونه .  خدایا چرا اینقدر آدما
برام مهمن. درست دارم واقعا واقعا واقعا برام مهم نباشن. آمین....
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1363 : 10 اوت 2016، 11:04:31 pm »

سلام دوستان. محیا هستم یه هموابسته.
خدا رو شکر میکنم بابت این لحظه ام. حال و احساسم خوبه خدا رو شکر. فقط به شدت در حال کنترل یه نفر هستم. به طرز برخوردش، به رفتارش با دیگران، به نوع حرف زدنش و از منه که اون مطابق میل و خواسته من رفتار کنه. اما همین جا به نقص خودم اقرار میکنم و از خدا میخوام بتونم رهاش کنم. قراره محیا بفهمه که به اون ربط نداره دیگران چه دیدی دارن به زندگی. قراره به اون ربطی نداشته باشه که بقیه میخوان چه تصمیمی بگیرن واسه زندگیشون. اگه هر نقشی داره فقط قراره همون نقش رو ایفا کنه و دیگه مثل قبل نباشه. از اینکه این صفحه هست خوشحالم و خدا رو بابتش شکر میکنم. مدتها بود که دیگه تو این فضاها نبودم و متأسفانه کمرنگ شده این فضا، اما انرژی فوق العاده ای داره. خدایا شکرت. امروز بابت جواب کنکور خیلی خوشحال شدم. دو تا از عزیزانم نتایج خیلی خوب و عالی گرفتن. راستش یاد کنکور خودم افتادم و وقتی به عقب برگشتم از اینکه در رشته کنونی ام تحصیل کردم خیلی خدا رو شکر گفتم. خدایا شکرت که الان ناراضی نیستم از خوندن این رشته. شاید با خوندن در این رشته خیلی خط قرمزای زندگیم شکست اما خوب که نگاه میکنم تو یه برهه ای لازم بود برای من این اتفاق بیفته تا بدونم کجام و چرا اونجا ایستادم. هر از گاهی خط قرمزای من دوباره دچار چالش میشن و من به خودم میگم اینجا همونجایی که بهتره برگردم و برم دنبال فلسفشون.
خدا رو شکر میکنم که الان در این مرحله از زندگی هستم اما دوست دارم تصمیم مهمه زندگیمو بگیرم و با هدف پیش برم. راستش یه هدفی دارم که مدتهاست درگیرش هستم، اما براش تلاشی نمیکنم. یکی از مهمترین هدفای زندگیمه. اما تنبلی و سستی اجازه نمیده. دوست دارم بتونم واقعا دنبالش کنم. برام دعا کنید. این صفحه معجزه میکنه. همیشه وقتی اینجا می نویسم اون اتفاق به بهترین نحو برام میفته. خدایا تو خودت میدونی که چی به صلاحمه و در این مقطع زندگیم به چه تحولی نیاز دارم. خودت زمینه ساز تغییرات من باش. کمکم کن تا بتونم اول تو ذهنم به این باور برسم. خدایا کمکم کن تا هموابستمو بپذیرم و ازش متوقع نباشم. تو این قدمی که هستم خودت وعده دادی که نقصامو میگیری. پس خودت اززم بگیرشون و ببرشون یه جای دور که دیگه دستشون بهم نرسه. خدایا نیازمند توجه لحظه به لحظه تو هستم.
یکی از توصیه های راهنمام مشاهده خودمه و قضاوت نکردن خودم. من همینی که هستم عاااااااالی هستم. من دارم کم کم با خودم به صلح میرسم و این یعنی هدف بهبودی. نگاه من به زندگی مال منه و متعلق به من. پس از همین چشم انداز بهتره نگاه کنم که وقتی برم در قالب دیگران زندگی ام پر از مقایسه قضاوت و نقصای دیگست. پس محیای تلاشتو بکن که خودت رو همینطور که هستی مشاهده کنی. بهترین کاری که میتونی بکنی خودتو مشاهده کنی. تو حق هر اشتباهی رو داشتی و اما حماقت اینه که دوباره تکرار کنی اشتباهتو. پس     
به خودت همینطور که هستی افتخار کن، نخواه که مچ خودتو بگیری با خودت کارآگاه بازی درنیار. رفیق و دوست خودت باش. نزدیک ترین دوست به خودت هستی. پس از قضاوت خودت دست بکش تا از قضاوت بقیه رها بشی.
خدایا سپاسگزارم بابت درک و آگاهی امروزم.
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.

محیا

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +24/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 165
  • و خدا هست دگر غصه چرا
پاسخ : مشارکت روزانه
« پاسخ #1364 : 17 اوت 2016، 08:32:18 pm »

سلام دوستان محیا هستم یه هموابسته.
خدا رو شکر میکنم بابت تمام داشته ها. خدا رو سپاسگزارم بابت برنامه بهبودی. خدا رو شکر میکنم که حواسش به همه چیز هست. از دیروزه یه کم احساسم به هم ریختست. به خاطر دو تا نقص. یکیش مقایسه و دیگری نقص توقع. از برنامه و جلسات دور شدم و افت خودم رو احساس میکنم . غیبت بارها و بارها تکرار شده تو این چند روز اخیر. خود کم بینی و عدم توجه به احساساتی که برام شفاف نیستن و احساس می کنم حد و مرزم نادیده گرفته میشه. http://forum.behboodi.org/Smileys/behboodi/sickening.gif  اومدم اینجا به نقصام اعتراف کنم. یکی دیگه از نقصای فعالم شکستن گمنامی خودم هست. کلا احساسم رو نسبت به خودم بدکرده. وزودباوری هم یکی دیگه از نقصای فعالم شده. از خدا میخوام کمکم کنه. البته چن تا تجربه و احساس خوب هم داشتم یکیش رایی بود که بچه های باشگاه بهم دادن. و این هم همه رو از لطف و توجه خودش میدونم. یکیش درست رفتار کردنم و جسارت نه گفتن بود به خواهر و برادرم. خدایا ای نیروی برتری که خودت نقشه راهو بهم نشون میدی کمکم کن. خودت راهو برام روشن کن. کمکم کن به خودم عضق بورزم حتی اگه بزرگترین خطلاها ازمک سر زد. کمکم کن تا کنترل نکنم. مخصوصا برادرمو که با اینکه پیشنهادهای خوبی برای کار بهش میشه اما نمیره و من به شدت تو این قضیه کنترلش میکنم. خدایا کمکم کن بشینم سر جام و اینقدر بیخود و بیجا وارد زندگیش نشم. اون هنوز خودشو به خواب زده و تو انکاره اما این هیچ ربطی به من نداره و بهتره با صدای بلند و رسا به خودم بگم به تو چه محیا به تو اصلا ربطی نداره. خدایا تو این زمینه هم کمکم کن.
بابت این صفحه خیلی از خدای خودم سپاسگزارم. اینجا منو و احساساتمو به تعادل میرسونه. الام میفهمم که عشقم به خودم کم شده و توجه لازمو به خودم ندارم. بهتره و خیییلی بهتره اون توقعی رو که از دیگران دارم و توجهی رو که از اونا میطلبم خودم به خودم بدم. از خدا میخوام این توانایی رو بهم بده که مشاهده گر باشم و رفتارامو به دقت مشاهده کنم بدون قضاوت کردن خودم و بدون اینکه خودمو سرزنش کنم. من با همه نواقصم عاااااالی هستم و میتونم خوب زندگی کنم. من خودم رو دوست دارم و کاری که بر خلاف احساسم باشه رو انجام نمیدم. امروز یاد گرفتم خودم احساس خودمک رو جریحه دار نکنم. خدایا ازت سپاسگزارم و از تو توانایی و آگاهی و معرفت بیشتری نسبت به خودم میخوام.
خارج شده است
عمق نگرانی های ما فاصله ما را از خدا نشان می دهد.
 

این صفحه در 0.066 ثانیه 20 نمایش داده شد.