انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

واقعی تر زندگی کن. نقابها را کنار بگذار . آنها بر قلبت سنگینی میکنند. همه ی ریاکاریها را کنار بگذار .عریان باش البته خالی از دردسر نخواهد بود اما همین دردسر ارزش آن را دارد زیرا تنها پس از آن دردسر است که رشد پیدا میکنی وبالغ میشوی



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟  (دفعات بازدید: 32420 بار)

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« : 14 ژوئن 2011، 05:49:29 pm »

خداوندا برای داده ها و نداده هایت شکر
.
شما به خاطر چه چیزهایی شاکر هستید؟
.
آنها رو با ما مشارکت کنید
تا انرژی شکرگزاری شما در کل کائنات پخش شود
« آخرين ويرايش: 14 ژوئن 2011، 05:50:14 pm توسط افق »
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

John Doe

  • گمنام(John Doe)
  • بابا حرفه ای
  • ****
  • امتیاز: +337/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 827
  • We don't need no thought control
    • الکلی ها/معتادان گمنام
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #1 : 14 ژوئن 2011، 06:01:16 pm »

از افق عزیز به خاطر قرار دادن این بعد روحانی در تالار بسیار تا بسیار سپاسگذارم
.
داده ها ی بی حدی که به من عطا شده اونقدر زیادن که حتی سخته از اونها بخوای تشکر کنی
.
من از اینکه زن و بچه خوبی دارم تشکر می کنی
.
اونقدر این مساله برای من مهمه که خیلی وقتها فکر میکنم که ماها اگه با هم نبودیم نمی تونستیم کامل باشیم
.
تو دعوا ها ، تو شوخی ها ، تو مسخره کردن همدیگه ، تو سرو کله زدن هم
.
باور کنید با اینکه خیلی وقتها خوب نیستیمولی فکر می کنم که تنها گزینه مناسب برای ما دوتا ، فقط همینه که با هم باشیم
.
نمی دونم چرا ولی همینه دیگه ...
با همه دردسر ها
با همه دعواها
با همه بدخواهی ها
با همه ...
بازهم خدا رو شکر می کنم که ما همدیگر رو داریم
و بهرتر از اون
خدا رو شکر که من تو رو دارم ....
.
خداروبه خاطر داشتن تو شکر ...
« آخرين ويرايش: 14 ژوئن 2011، 06:09:11 pm توسط رضا - بیل »
خارج شده است
Traditions Twelve:
Anonymity is the spiritual foundation of all our traditions, ever reminding us to place principles before personalities
.

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #2 : 14 ژوئن 2011، 07:17:19 pm »

یکی از دوستانم می گفت وقتی شروع به تمرین این قسمت کرده
پیش خودش فکر می کرده که بزار فکر کنم و یک چیز بزرگ برای شکر گزاری پیدا کنم
آخه همه آدمها می گن که خدایا به خاطر دست و پاهام شکر، به خاطر چشمهام، به خاطر بدن سالمم شکر
می گفت دوست داشتم یک چیز جدیدی که تاپ باشه پیدا کنم.
اما یک تجربه دگرگونش کرده بود
می گفت برای 10 دقیقه لمس لمس شدم
از هیچ قسمت از بدنم نمی تونستم استفاده کنم
می گفت ترسیدم
ترسیدم
و اون موقع حاضر بودم همه چیز بدم تا اعضای بدنم کار کنه
می گفت حتی نمی تونستم ببینم
.
یکی زنگ زده بود
و اون از این حالت خارج شده بود
.
اون موقع فهمیده بود همه اعضاء بدنش، تک تکشون برای هر روز و عمیقا جای شکر داره
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #3 : 15 ژوئن 2011، 12:11:01 am »

یکی از دوستانم می گفت وقتی شروع به تمرین این قسمت کرده
پیش خودش فکر می کرده که بزار فکر کنم و یک چیز بزرگ برای شکر گزاری پیدا کنم
آخه همه آدمها می گن که خدایا به خاطر دست و پاهام شکر، به خاطر چشمهام، به خاطر بدن سالمم شکر
می گفت دوست داشتم یک چیز جدیدی که تاپ باشه پیدا کنم.
اما یک تجربه دگرگونش کرده بود
می گفت برای 10 دقیقه لمس لمس شدم
از هیچ قسمت از بدنم نمی تونستم استفاده کنم
می گفت ترسیدم
ترسیدم
و اون موقع حاضر بودم همه چیز بدم تا اعضای بدنم کار کنه
می گفت حتی نمی تونستم ببینم
.
یکی زنگ زده بود
و اون از این حالت خارج شده بود
.
اون موقع فهمیده بود همه اعضاء بدنش، تک تکشون برای هر روز و عمیقا جای شکر داره
قبلا خدا رو برای چیزهای خاصی شکر میکردم...یا بعضی وقتها فکر میکردم خدا چیز خاصی بهم نداده...
تجربیات مختلفی در این زمینه باعث شد دیدم عوض بشه...یه روز که خیلی شاد بودم از اینکه دارم با دوستهام میرم بیرون یه دلپیچه شدید گرفتم.باد گرفتم باید حتی برای اینکه سالمم تا از این لحظه ها استفاده کنم خدا رو شکر کنم.از اینکه یک چیز پیش بینی نشده باعث نشد تا این لحظه های قشنگ رو از دست بدم...
گاهی فکر میکردم اگر قد بالای 180داشتم باید از خدا تشکر میکردم اما روزی مصاحبه یه دختر کوتوله رو شنیدم...یه روز یه پسر بسیار جذاب ر دیدم که روی ویلچر نشسته بود و یاد گرفتم باید خدا رو شکر کنم...
یه روز از اینکه خیلی پولدار نیستم شکایت میکردم و میگفتم باید پول خیلی زیادی داشته باشم تا خدا رو شکر کنم.اما خانومی رو دیدم گوشه خیابون که با غم زیاد تکیه داده بود به دیوار و اشک میریخت دیدم هر چقدر گله کنم باز میتونم بهش کمک کنم...و خدا رو شکر کردم که اینقدر بهم داده...
و خیلی چیزهای دیگه...و حالا برای اینکه یه روز سالم بودم هم از خدا تشکر میکنم...
فکر میکنم چیزهای خیلی زیاد دیگه ای هم هست که هنوز تجربش نکردم تا هوشیار بشم و بخاطرشون از خدا تشکر کنم...
گاهی که دلم میگیره میرم بیرون از خونه و تنها قدم میزنم و فکر میکنم...حقیقت اینه توی این قدم زدنها همیشه چیزهای خوبی بدست میارم...
یه روز حس ناتوانی زیادی میکردم.حس میکردم نمیتونم کار مفیدی انجام بدم.تو افکار خودم غرق بودم و راه میرفتم.یهو یه خانومی با مهربونی اومد جلو و بهم گفت دخترم میشه منو از خیابون رد کنی؟من خیلی از ماشینها میترسم.منم از خیابون ردش کردم.همین اتفاق کوچیک در اون روز حس خیلی خوبی رو بهم هدیه داد...
یه تجربه دیگه هم در این زمینه برام اتفاق افتاد.یه روز دوستم میخواست بره پیش یکی از دوستاش و به عنوان هدیه یه کتاب براش خرید.خیلی هم به کتاب توجه نکرد.وقتی اومد پیش من کتابو بهم نشون داد چون میدونست من عاشق کتابم.کتاب رو باز کردم...واقعا تاثیر گذار بود...حیف که اسمش یادم نیست...
چند تا جملش یادمه.نوشته بود چرا خدا رو به ناهار دعوت نمی کنید و از مشکلاتتون براش حرف نمیزنید.از چیزهایی که بخاطرش ازش متشکرید...و جمله دیگش که همیشه به ذهنم میاد این بود: در یک روز گرم تابستانی نسیمی خنکی که به روی گونه هاتان میوزد هدیه ایست از جانب خدا.در زمانی که غمیگن از خیابانی میگذرید و کودکی لبخندی به شما میزند این نیز هدیه ایست از جانب خدا...
همین هفته قبل رفته بودم پیش یکی از دوستانم توی یه شهر دیگه..رفتیم پارک.دوستم گفت اینجا فواره موزیکال داره با رقص آب اما من تا حالا نشد ببینم...من اون روز خیلی غمگین بودم...کمی قدم زدیم به آب حوض نگاه میکردم که یهو فوراه ها شروع به رقص کردن با صدای آهنگ...خیلی زیبا بود...یاد اون جمله توی اون کتاب افتادم...به دوستم گفتم اینم هدیه خدا برای ما...
خدایا بخاطر این لحظه که میتونم این چیزها رو برای دوستانم بنویسم شکر...ممنون که هستی...
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

mahtab

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +132/-1
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 495
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #4 : 15 ژوئن 2011، 08:33:46 am »

من هم خدا رو شکر میکنم که تو خانواده ی خوبی بدنیا اومدم
خارج شده است
من کسی نیستم ،توکیستی؟؟؟اگر توهم مانندمن کسی نیستی ،مایک زوج میشویم .مبادا این راز را باکسی درمیان نهی ،ماراتبعید خواهند کرد ...

ایلیاEiliya

  • بابا حرفه ای
  • ****
  • امتیاز: +137/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 785
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #5 : 15 ژوئن 2011، 06:35:31 pm »

خدایا شکرت بخاطر همه داده هات که رحمت بوده و بخاطر همه چیزهایی که دریغ کردی که   قطعا حکمت و مصلحت بوده
.
دیگه چی دارم که بگم ...
خارج شده است
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است...

مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند.

وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني

راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟

pari

  • کاربر فعال
  • ***
  • امتیاز: +138/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 728
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #6 : 16 ژوئن 2011، 12:36:57 am »

خدایا شکرت که امروز تونستم به یاری تو و راهنمام از افکاری که داشت من رو به سمتی که برام خوب نبود میبرد رهایی پیدا کردم...
ممنونم که امروز چند تا نکته درباره خودم فهمیدم..درباره رفتار اشتباهم که میتونم برای اصلاحشون تلاش کنم...
ممنون خدای بزرگم
شکرت...
خارج شده است
تنها شیطانهایی که در جهان وجود دارند،آنهایی هستند که در قلب های ما به جست و خیز مشغولند.در آنجاست که باید بجنگیم.
"مهاتما گاندی"

غلامرضا

  • منشی S.A مرد
  • بابا حرفه ای
  • ******
  • امتیاز: +122/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 762
  • مراقبه یعنی گرفتن جواب از دهان بزرگترین منبع ممکن
    • Http://Behboodi.Org
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #7 : 16 ژوئن 2011، 11:21:31 am »

میخوام با این داستان شروع کنم ...
.
افسانه خارپشتها
                                                                          
                                                                          در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند
                                                                          خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند
                                                                          و بدین ترتیب همدیگر  را حفظ کنند.ولی خارهایشان   یکدیگررادر کنار هم زخمی میکرد. مخصوصا که وقتی نزدیکتر بودند گرمتر   میشدند.بخاطر هیمن مطلب تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند.و بهمین دلیل از   سرما یخ زده میمردند ازاینرو مجبور بودند برگزینند.یاخارهای دوستان را تحمل   کنند و یانسلشان از روی زمین  بر کنده شود. دریافتند که باز گردند و گردهم   آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود   می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست و این چنین توانستند   زنده بمانند.
.
امروز سعی من اینه که شکر گزار باشم بخاطر خارهایی که دارم و خارهایی که در اطراففم هستند .
من شاید با مشکلات عدیده ای روبرو باشم
من شاید دلیلی که تو برنامه هستم اینه که یک آدم دور از روابط اجتماعی سالمم
من شاید ندونم تو خونه چطور برخورد کنم و چطور با موضع و حایگاه خودم کنار بیام
.
ولی خدا رو شکر که خانواده ای دارم که با اینکه سخت منو و بیماریمو درک می کنند ولی در کنار هم بودن رو به خیلی کارهای دیگه ترجیح می دیم ...
.
بازم خدا رو شکر ...
خارج شده است
با امید و توکل به نیروی برتری که ما را انتخاب کرد تا در کنار هم جمع شویم و سنگ صبور یکدیگر باشیم، از خدا می خواهیم کمکمان کند تا روز به روز به او نزدیکتر و در راستای بهبودی و ترك شهوت گام برداريم، به امید اینکه صدای این جلسات به گوش تمام افراد نیازمند برسد .

mira

  • میرا
  • بازوی نارانان | آلانان
  • بابا حرفه ای
  • ***
  • امتیاز: +173/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 950
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #8 : 16 ژوئن 2011، 11:51:37 am »

احساس کردم اونقدر خسته و بدون انرژی هستم که حتما باید برای 30 دقیقه هم که شده استراحت کنم . برگشتم خونه و دراز کشیدم و چشمامو بستم چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که حس کردم سیالم و دارم حرکت می کنم و یه صورتی روی زمین کشیده میشم چشمامو باز کردم دیدم سقف اتاق و همه چیز با سرعت وحشتناکی شروع به چرخیدن کردند انگار تو یه سانتریفوژ بودم ..سریع از جا پریدم و این حرکت ناگهانی و عدم تعادل شدید به شدت منو به زمین انداخت و چرخش سریعتر شد و تهوع شدید و .....قدرت هیچ کاری رو نداشتم حتی حرف زدن...می خواستم موبایلمو از جیبم در بیارم ولی حرکت دستم آغاز یه حمله دیگه بود...مدتها بدون کوچکترین حرکت تو اون حال موندم و باز حملات پشت سر هم و....نمی دونم چه مقدار زمان گذشت تا تونستم فقط با موبایل یه تماس کوتاه بگیرم و بگم به کمک نیاز دارم....
من آدم فوق العاده پر تحرکی هستم . خیلی پیش اومده که من 17 / 18 ساعت در روز کار کرده باشم اصلا آدم یک جا نشستن نیستم.... ولی تو این مدت برای راه رفتن و تعادلم نیاز به کمک داشتم.....چیزی که حتی به اون فکر هم نکرده بودم....
وقتی در برابر از دست دادنش قرار گرفتم فهمیدم چقدر بهش وابسته ام.....تا چه اندازه از زندگی و کارم و روحیه ام به داشتن این توانایی برمی گرده هیچوقت مثل این مدت کوتاه ارزش و اهمیت داشتنشو و نقش بی اندازه بزرگی رو که در زندگی من داشته و دارد رو درک نکرده بودم.....
می خواهم اعتراف کنم که نعمت بسیار ارزشمندی خدایم به من داده و من اصلا انسان قدر شناسی نبودم .
امیدوارم فراموشکاری باره دیگه سراغم نیاد و اون لحظات ناتوانی رو هیچگاه فراموش نکنم...
به نظرم همیشه برای بیان احساسم دچار مشکل هستم ...حالا سرشار از حسی هستم که قادر به بیانش نیستم و نمی تونم انتقا لش بدم...
برای همه چیزهایی که به من داده شده و تمام چیزهایی که از من گرفته شده سپاسگزارم
.
.
افق نازنین چقدر ممنونم از تو،  بخاطر این محیطی که ایجاد کردی.....دوستت دارم....
خارج شده است

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #9 : 17 ژوئن 2011، 01:14:08 pm »

من دلم می خواد اینجا یک داستان بگم و بخاطر نتیجه اون خدا رو شکر کنم
.
.
نقل قول

 هر وقت دلش می گرفت به کنار رودخانه می آمد. در ساحل می نشست و به آب نگاه می کرد. پاکی و طراوت آب، غصه هایش را می شست. اگر بیکار بود همانجا می نشست و مثل بچه ها گِل بازی می کرد.


آن روز هم داشت با گِل های کنار رودخانه، خانه می ساخت. جلوی خانه باغچه ایی درست کرد و توی باغچه چند ساقه علف و گُل صحرایی گذاشت.

ناگهان صدای پایی شنید برگشت و نگاه کرد. زبیده خاتون (همسر خلیفه) با یکی از خدمتکارانش به طرف او آمد. به کارش ادامه داد. همسر خلیفه بالای سرش ایستاد و گفت:


- بهلول، چه می سازی؟

بهلول با لحنی جدی گفت:

- بهشت می سازم.


همسر هارون که می دانست بهلول شوخی می کند، گفت:

- آن را می فروشی؟!

بهلول گفت:

- می فروشم.


- قیمت آن چند دینار است؟

- صد دینار.

زبیده خاتون گفت:

- من آن را می خرم.


بهلول صد دینار را گرفت و گفت:

- این بهشت مال تو، قباله آن را بعد می نویسم و به تو می دهم.

زبیده خاتون لبخندی زد و رفت.


بهلول، سکه ها را گرفت و به طرف شهر رفت. بین راه به هر فقیری رسید یک سکه به او داد. وقتی تمام دینارها را صدقه داد، با خیال راحت به خانه برگشت.

زبیده خاتون همان شب، در خواب، وارد باغ بزرگ و زیبایی شد. در میان باغ، قصرهایی دید که با جواهرات هفت رنگ تزئین شده بود. گلهای باغ، عطر عجیبی داشتند. زیر هر درخت چند کنیز زیبا، آماده به خدمت ایستاده بودند. یکی از کنیزها، ورقی طلایی رنگ به زبیده خاتون داد و گفت:

- این قباله همان بهشتی است که از بهلول خریده ای.


وقتی زبیده از خواب بیدار شد از خوشحالی ماجرای بهشت خریدن و خوابی را که دیده بود برای هارون تعریف کرد.


صبح زود، هارون یکی از خدمتکارانش را به دنبال بهلول فرستاد. وقتی بهلول به قصر آمد، هارون به او خوش آمد گفت و با مهربانی و گرمی از او استقبال کرد. بعد صد دینار به بهلول داد و گفت:



- یکی از همان بهشت هایی را که به زبیده فروختی به من هم بفروش.


بهلول، سکه ها را به هارون پس داد و گفت:


- به تو نمی فروشم.

هارون گفت:

- اگر مبلغ بیشتری می خواهی، حاضرم بدهم.

بهلول گفت:

- اگر هزار دینار هم بدهی، نمی فروشم.

هارون ناراحت شد و پرسید:

- چرا؟

بهلول گفت:

- زبیده خاتون، آن بهشت را ندیده خرید، اما تو می دانی و می خواهی بخری، من به تو نمی فروشم!   
.
خدایا به خاطر داده هات و نداده هات شکر
به خاطر دیده هات و ندیده هات شکر
بخاطر سهمم و بخار سخاوتت شکر
بخاطر اینکه درکنارمی شکر
بخاطر اینکه تمام تلاش من اینه که نادیده باورت کنم شکر ...
 
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

رضا - بیل

  • رضا - اینترنت
  • نمایندگان انجمن ها
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • ******
  • امتیاز: +374/-13
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 3,690
  • <:::: ردپاهایم راپاک می کنم،تا کسی نفهمدکه...::::>
    • الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #10 : 17 ژوئن 2011، 02:09:32 pm »

خدا را دوست دارم به خاطر...   خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه با هر username كه باشم، من را connect می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی كند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه با یك delete هر چی را بخواهم پاك می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه اینهمه friend برای من add می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه اینهمه wallpaper كه update می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه با اینكه خیلی بدم من را log off نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه می گذارد هر جایی كه می خواهم Invisible بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی كند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینكه همیشه اجازه، undo كردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه من را install كرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه هیچ وقت به من پیغام line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه اراده كنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه دلش را می شكنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، كافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه شماره اش همیشه در شبكه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه هیچ وقت پیغام no response نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه هرگز گوشی اش را خاموش نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه نامه هاش چند كلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو كارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر این كه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با كس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه فقط وقت بی كاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی كند

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه تنها كسی است كه می توانی جلوش بدون اینكه خجل بشوی گریه كنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر این كه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر این كه از من می پذیرد كه بگویم : خدا را دوست دارم
خارج شده است
ثمره کوشش های عاشقانه ، در محصول آن است که موسم آن همیشه به وقت خود فرا می رسد ...
کتاب پایه "آبی" معتادان گمنام - پیش گفتار
.
.
آدرس وبلاگ :
.
http://www.behboodi.org

غلامرضا

  • منشی S.A مرد
  • بابا حرفه ای
  • ******
  • امتیاز: +122/-3
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 762
  • مراقبه یعنی گرفتن جواب از دهان بزرگترین منبع ممکن
    • Http://Behboodi.Org
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #11 : 17 ژوئن 2011، 02:23:08 pm »

مناجات یک فیلسوف دوازده قدمی متعصب

خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی، ندادی، دادی پس گرفتی، ندادی بعدا دادی، ندادی بعدا می خوای بدی، دادی بعدا می خوای پس بگیری، داده بودی و پس گرفته بودی، اگه بدی پس می گیری، پس گرفتی دادی، پس گرفتی بعدا می خوای بدی، اگه می دادی پس می گرفتی، نداده بودی فکر می کردیم دادی و پس گرفتی، خلاصه خداجون سرتو درد نیارم به خاطر همه شکر
خارج شده است
با امید و توکل به نیروی برتری که ما را انتخاب کرد تا در کنار هم جمع شویم و سنگ صبور یکدیگر باشیم، از خدا می خواهیم کمکمان کند تا روز به روز به او نزدیکتر و در راستای بهبودی و ترك شهوت گام برداريم، به امید اینکه صدای این جلسات به گوش تمام افراد نیازمند برسد .

لیلیان

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +4/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 5
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #12 : 20 ژوئن 2011، 02:06:14 pm »

من به خاطر همین سلامت عقل نسبی که بهم داده اینکه  میتونم به هوای نفسم نه بگم . خدایا شکرت
خارج شده است

فرید

  • منشی(مدیر)انجمن
  • کاربر فعال
  • *****
  • امتیاز: +132/-2
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 603
  • زندگي سعادتمند تنها در عشق حقيقي خلاصه مي شود
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #13 : 20 ژوئن 2011، 02:29:35 pm »

درود
.
با وجود سادگی ظاهری این قسمت به نظرم بسیار مشکله، تمام حضور خداوند و نعمتهاش که بعضی وقتها داشتن بعضی چیزهاست و برخی اوقات دیگه نداشتن جای سپاسگزاری داره. اما در ابتدا شاکرم برای اینکه زنده ام، اینو می گم چون راحت و در طول مدت 14 سالی که مواد می زدم می تونستم بمیرم، بعدم به خاطر اینکه عضوی از الکلی های گمنام هستم، در اینجا با مفهوم تازه و جذابی از حیات آشنا شدم، بعدشم به خاطر وجود همسرم و فرزندم که هر دو تکه هائی از قلبم هستند که اونو تکمیل می کنند، به خاطر داشتن یه عالمه دوست خوب و مهربون مثل شما ها، به خاطر اینکه امروز و در زمانهای اندکی می تونم طعم خوش ایثار را بچشم و ...
.
خدایا شکرت
خارج شده است
موفقيت نيز ناشي از آغازگري و ابتكار، پشتكار و بيان روشن عشق و محبت ژرف قلبي است.((آنتوني رابينز)) .

سامان

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +16/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 55
  • * ماییم که از باده ی بی جام خوشیم *
پاسخ : شما از چه چیزهایی شاکر هستید؟
« پاسخ #14 : 20 ژوئن 2011، 02:35:21 pm »

شماها خیلی زیبا از خداوند تشکر کردید و تمام چیزایی رو که من بخاطرشون شکرگزارم مثل مال شماست
من امروزمو با هیچ روز دیگه ای نمیتونم مقایسه کنم
اگر زندگیم سالها به سختی گذشت اما امروز طعم آزادی رو دارم میچشم
اگر بخاطر اعتیاد ازدواجم به هم خورد ..    شغلمو از دست دادم  ...   از نظر مالی کلی بدهکار شدم ...  از نظر جسمی دچار مشکل شدم      اما تحت حمایت خداوند  باخته های دیروزم کمترین تاثیر رو توی زندگی امروزم دارن
خدایا با زبون شکر کردنت کمه...بم توان بده با عمل سپاسگزارت باشم........
خارج شده است
***در ترس یک امنیت منحرف وجود دارد***
 

این صفحه در 0.12 ثانیه 19 نمایش داده شد.