انجمن های گفتگوی بهبودی

Please login or register.

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید
جستجوی پیشرفته  

اخبار:

خدا :
آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا ،
زمانی که هراس مرگ می دزدد
سکوتت را یکی  مثل نسیم دشت می گوید :
کنارت هستم ای تنها ...



ایام ، پیامهای روز و خبرهای مهم تالار

یادمان باشد :
اگر خطای گذشته را نمی توان جبران کرد ،دست کم اثر آن را با مهربانی در حق کسی دیگر می توان کمرنگ و کمرنگتر نمود . زیرا امروز ما فهمیده ایم که : کردارمان است که چرخه تقدیرمان را به حرکت در می آورد .

.
به خاطر دارم زمانی که در اوج نا امیدی به سر می بردم خداوند مرا با یکی از برنامه های دوازده قدمی آشنا کرد و در این راه مسیر زندگی ام تغییر کرد.
بدون شک یکی از دلایلی که باعث پایبندی من در این داستان شد ،  نبود هیچگونه انگیزه انتفاعی در افراد قدیمی تر بود . در ابتدا با بدبینی، اندکی بعد با شک و تردید و تعجب و در انتها با درک اینکه اینجا با تمام دنیا متفاوت است با این مسئله روبرو شدم. برنامه به من روشی ساده اما نه چندان آسان را پیشنهاد کرد و در گام پایانی مرا موظف به رعایت مسائل مطرح شده در یازده گام قبلی نمود و متعهد به رساندن این پیام به آنانیکه درد می کشند و در انتظار راهی برای درمانند. پس از چندی با یکی از روشهایی که برای رساندن این پیام توسط تعدادی از همدردانم در محیط های مجازی راه اندازی شده بود آشنا شدم. مهمترین مسله ای که در روزهای اول با آن روبرو بودم احساس عدم امنیت در این مکانها بود چرا که رعایت ستنها در این محیط بسیار مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسید پس از چندی دریافتم حضور خداوند در این مکان مثل بقیه جاها پر رنگ است و او به گونه ممکن هدایتگر ماست. افرادی که به این مکان می آیند مثل افرادی که به جلسات می ایند رنج کشیده اند و مورد عنایت خداوند، خدمتگزاران نیز وظایف سنگینی به عهده دارند و در مورد خدمتگزارن این تالار تا آنجا که بنده مطلعم یهترین تلاش را برای حفظ امنیت تالار می نمایند.

باستحضار کاربران عزیز می رساند گزارشهائی در مورد ارسال پیغامهای خصوصی غیر مرتبط از سوی بعضی از کابران به خدمتگزاران تالار رسیده است... امنیت تالار و کم کردن هزینه خسارات احتمالی به کابران مهمترین دغدغه خدمتگزارن تالار می باشد و در صورت تکرار این موضوع حساب کاربری، کاربر متخلف حذف می گردد.

اما در پایان و خطاب به همه عزیزان، اعتماد یکی از اصول زیربنائی بهبودی است اما ما باید بدانیم که در زمان و مکان مناسب به افرادی که احساس می کنیم زیربنای روحانی محکمی در زندگیشان دارند اعتماد کنیم.
.
اوایل فکر می کردم به همه افرادی که 12 قدم رو کار کردند چه زن و چه مرد می تونم اعتماد کنم. فکر می کردم کسی که مُهر 12 قدمی رو خورده یعنی انتهای اعتماد ولی :
بعدها فهمیدم که اینطور نیست. درسته که 12 قدم اصول روحانی هست که به هر انسانی کمک می کنه تا روحانیت رو توی خودش پرورش بده، اما واقعیتش این هست که باید این اصول رو زندگی کرد نه اینکه فقط آنها رو آموزش دید.
فهمیدم که بیماری ما انسانها به شکلهای مختلف خودش رو نشون می ده و انکار و توجیه یکی از قوی ترین قسمتهای اون هست. متوجه شدم که این من هستم که به دیگران اجازه می دم که از من سوء استفاده کنند و احساسات من رو به بازی بگیرند.
فهمیدم که من هم باید اصولی رو رعایت کنم و حواسم به دورو برم باشه، چشمهام رو باز کنم و مسئولیت اعتماد رو به گردن دیگران نندازم، حماقت و بی ملاحظه گی به خرج ندم و بعد اسمش رو اعتماد بزارم و در انتها توقع داشته باشم کسی از این نوع اعتماد (بی مسئولیتی) من سوء استفاده نکنه.
ضمن اینکه متوجه شدم :
اعتماد یکی از اصول زیربنایی برای زندگی می باشد. در صورتی که هیچ گونه اعتمادی در بین انسانها وجود نداشته باشد هیچ انسانی نمی تواند از انسان دیگر برای دریافت کمک یاری بگیرد.
در انجمنهای 12 قدمی انسانهای درد کشیده ای وجود دارند که عجز آنها در مقابل نقصهایشان آنها را به اینجا کشیده است. 12 قدم به انسانها کمک می کند تا اصول روحانی را دریافت کرده و در جهت کاهش نقصهای خود گام بردارند. هنگامی که ما در قدم 4 شروع به نوشتن ترازنامه می کنیم بعد از مدتی متوجه می شویم که این خود ما بوده ایم که وسایلی فراهم کرده ایم تا دیگران از اعتماد ما سوء استفاده کنند.
در بسیاری از زمانها ما می خواستیم که مسئولیت کارهای خود را به عهده نگیریم و این اشتباهات رو به گردن دیگران بیاندازیم. ما می خواستیم به همان گونه که راحت تر هستیم (بدون تلاش و تفکری) کاری رو انجام بدهیم و در انتها اگر نتیجه متناسب با خواسته ما نبود، دیگران را محکوم می کردیم و می گفتیم آنها از اعتماد ما سوء استفاده کردند، آنها رفتار صادقانه ما را ندیدند و... . اما یادمان رفته بود که این خود ما بودیم که برای فرار از کوچکترین تنش همه چیز را به دیگران واگذار کرده بودیم، ما سعی نمی کردیم خودمان رو به زحمت انداخته، احساساتمان رو کنترل کنیم، دعا کنیم تا راه درست را دریابیم، ما فقط می خواستیم راحت باشیم.
و در انتها باید توجه بشود قرار گرفتن برچسب 12 قدمی بر روی یک فرد به معنی این نیست که آن فرد خالی از نقص شده و ما احساس کنیم که می توانیم بدون در نظر گرفتن بسیاری از اصول به آن فرد اعتماد کنیم. این اعتماد چیزی جزء حماقت نیست و دوباره ما را در چرخه ای از رنجش می اندازد، رنجشی که ما مسئولیت رفتار اشتباه خودمان را به گردن 12 قدم انداخته ایم.
.
اینها تجربه هایی بود که من بدست آوردم
.
خدمتگزاران انجمنهای گفتگوی بهبودی

نویسنده موضوع: مباحثی در مورد شکرگزاری  (دفعات بازدید: 8868 بار)

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
مباحثی در مورد شکرگزاری
« : 14 ژوئن 2011، 01:08:05 pm »

در این قسمت مطالبی در مورد اینکه چه چیزهایی شکرگزاری نامیده می شود و انواع آن
و همچنین مواردی که ما احساس می کنیم شکرگزار هستیم اما در واقعیت امر متوجه می شویم که اینگونه نبوده است
ارائه می شود.
« آخرين ويرايش: 14 ژوئن 2011، 07:40:01 pm توسط رضا - بیل »
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #1 : 14 ژوئن 2011، 06:42:17 pm »

پنج اصل قدرشناسی و حق شناسی:
1- سپاسگزاری از دیگران
2- افکار و احساسات مثبت داشته باشیم
3- از کلمات مثبت استفاده کنیم
4- وجود دیگران را تصدیق کنیم (ذات انسانی)
5- سپاسگزار خودمان باشیم

با این 5 اصل نگرشی در ما ایجاد می شود که می توانیم بگوییم سپاسگزارم
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #2 : 14 ژوئن 2011، 06:57:32 pm »

شما خودتون رو آدم شکرگزار می دونید؟
می دونید شکرگزاری یعنی چی؟
آیا همین که بیان می کنیم خدایا شکرت کافیه؟
آیا وقتی که این کلمه رو می گیم واقعا از ته وجودمون بیان می شه؟
اصلا برای چه چیزهایی شکرگزاری می کنید؟
چه زمانهایی شکر گزاری می کنید؟
اصلا زندگی پر درد جای شکرگزاری داره؟
تا حالا چند بار به این سوالات فکر کردین؟
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #3 : 14 ژوئن 2011، 07:10:26 pm »

خیلی از روزها احساس قربانی شدن تمام وجود ما رو در بر گرفته.
نشستیم و مقایسه کردیم که چرا فلانی اینها رو داره و من ندارم.
بعضی روزها تا یک خبر رو شنیدیم بدون اینکه از صحت اون با خبر باشیم شروع به انتشار اون کردیم اما چند روز بعد متوجه شدیم که یک شایعه بیشتر نبوده.
یک روزهایی هم بوده که شده که تا تونستیم شروع به انتقاد از خودمون کردیم. به نوعی خودمون رو گذاشتیم کنار دیوار و تا تونستیم به درونمون بد و بیراه گفتیم.
.
.
به نظرتون اینها منافاتی با شکرگزاری نداره؟
به نظرتون اگه توی طی روز من همه این احساسات رو داشته باشم و آخر شب یا بعضی از ساعتهای روز فقط ورد زبونم باشه که خدایا شکرت، بازم شاکر هستم.
.
این اقرار سخته
اما واقعیت اینکه ما با همه این افکار فقط اسماً شکرگزار هستیم
بیایید از امروز یک جور دیگه به شکرگزاری نگاه کنیم

خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

John Doe

  • گمنام(John Doe)
  • بابا حرفه ای
  • ****
  • امتیاز: +337/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 827
  • We don't need no thought control
    • الکلی ها/معتادان گمنام
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #4 : 16 ژوئن 2011، 11:05:39 am »

مدتها قبل توی مجله خوندم عادت نکنیم..برام جالب شد
یعنی چی عادت نکنیم در ادامه نوشته بود ما خیلی از چیزها رو داریم
که چون هر روز بودنشون برامون تکرار میشه بهشون عادت میکنیم
و دیگه اون شور اولیه از داشتنشون رو حس نمیکنیم
بهترین راه برا خارج شدن از این حالت اونه که
یه لحظه فقط برا یه لحظه چشمامون رو ببندیم وبا خودمون فکر کنیم
که آیا این غذای گرمی که الان جلوی منه همیشه هست اگه نباشه چی
اون وقته که سد عادت رو شکستیم انگار اون نعمت یا موقعیت
دوباره به ما عطا شده و اون وقته که هر لحظه
بودنش برامون تازه ست و ازش لذت میبریم وباهاش به هیجان میایم
اون وقته که قبل دیر شدن قدر داشته هامون رو درک میکنیم
همین امروز از هر امکان در دسترس
.
ساکنان دربا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند .
چه تلخ است قصه عادت...
.
ما به خیلی از چیزهایی می چسبیم بدون یانکه بدونیم ایا واقعا لازمه یا نه
و خیلی چیزها رو از دورو بر خودمون دور می کنیم بدون اینکه بدونیم این جایگاهش هست یا نه
و علت اونها فقط در یک چیز خلاصه می شه
بعد از یک مدتی اون چیز اهمیت خودشو از دست می ده
و دلیل کم اهمیت اون در حقیقت ، بخاطر اینه که از اول برای بدست آوردنش سعی جدانه بکار بردیم و تلاش و شکر گزاری در پشت اون نبوده
.
خدا رو شکر که امروز هم درد دارم
چون می فهمم که منم یک انسانم
و خدا رو شکر که امروز شما رو دارم
چون قبلا در تنهایی خودم اونها رو حمل می کردم و نم یدونستم با اونها چیکار کنم
و خدا رو شکر که ایمان دارم این برنامه کار خودش رو نجام خواهد داد  چه بخوای ، چه نخوای
.
و باز هم شکر ...
که از قدیم گفته اند :
شکر نعمت ، نعمتت افزون کند                        کفر نعمت از کفت بیرون کند
خارج شده است
Traditions Twelve:
Anonymity is the spiritual foundation of all our traditions, ever reminding us to place principles before personalities
.

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #5 : 16 ژوئن 2011، 12:06:25 pm »

بعضی از کارهایی که به ما کمک می کنه که سپاسگزار باشیم:
1- روزه شکایت
2- اهداف و رویاهایمان را به زبان ساده بنویسیم و در موردشون حرف بزنیم.
3- شایعه پراکنی نکنیم

به جای اینکه اینقدر روی موردهایی که نمی خواهیم تمرکز کنیم، روی چیزهایی که می خواهیم متمرکز شویم
به جنبه های خوب و مثبت دیگران فکر کنیم و سعی کنیم حس ظن به افراد داشته باشیم تا سوء ظن
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

رضا - اینترنت

  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *******
  • امتیاز: +232/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,864
  • آی فلانی ، رسم همه خوبان این است ؟..
    • وبلاگ الکلی ها و معتادان گمنام
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #6 : 16 ژوئن 2011، 12:32:29 pm »

بعضی از کارهایی که به ما کمک می کنه که سپاسگزار باشیم:
1- روزه شکایت
2- اهداف و رویاهایمان را به زبان ساده بنویسیم و در موردشون حرف بزنیم.
3- شایعه پراکنی نکنیم

به جای اینکه اینقدر روی موردهایی که نمی خواهیم تمرکز کنیم، روی چیزهایی که می خواهیم متمرکز شویم
به جنبه های خوب و مثبت دیگران فکر کنیم و سعی کنیم حس ظن به افراد داشته باشیم تا سوء ظن
.
.
.
حرف شما کاملا درسته استاد ، ما داریم حدود 6 جلسه اس که کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین خانم گیتی خوشدل رو آنالیز می کنیم و من بعنوان گرداننده و سخنران اونو از فیلتر دوازده قدم عبور می دم که قابل درک برای بچه های بیمار انجمن باشه ...
و چقدر در اون مطالب جالب نوشته شده .
.
این اس.ام.اس رو شما زحمت کشیده بودی و حدود دو یا سه ماه قبل برای من فرستاده بودید که جا داره مجددا تو تالار مرورش کنیم :
.
اگر شما با دیگران رو راست باشید دیگران شما را فریب خواهند داد !
با این وجود چون آب زلال و صادق باشید .
اگر امید به دیگران ارزانی دارید ، شما را خوش خیال می پندارند !
چون فانوس باشید و به شبهای بی امید بتابید .
خوبی های امروزتان را فردا فراموش می کنند !
اما شما همچنان خوب بمانید و خوبی کنید .
سنجشهای دیگران مهم نیست !
تنها داوری خداوند است که اهمیت دارد
-((مادر ترزا))--
.
و دیروز تو اواخر دفتر دوم اسکاول شین ، به این نکته رسیدم که اگر در مورد درست یا غلط بودن چیزی بحث کنید ، در حقیقت روحانیت آن را از بین می برید
و اگر در آن اصرار کنید ، دارید آن را قضاوت می کنید
و اگر این روند مدام دارد اتفاق می افتد ، بدانید که حتما شما یک بیمار کنترل کننده هستید که ایمان و روحانیت خویش را به بهای بدست آوردن درد و رنج ، به فروش گذاشته است ...
-((برداشتی از مطلبی در دومین اثر فلورانس اسکاول شین ، توسط اینجانب ))--
.
ببخشید اگه جملهبندیام، ایرادداشت ...
!
خارج شده است
مامیآموزیم که درزندگی تضادها،جزئی اززندگی هستندویادمی گیریم که به جای فرار،آن هاراحل کنیم.آن هاقسمتی ازدنیای واقعی ماهستند.مامی آموزیم که بامشکلات احساسی برخوردنکنیم
مابامسائلی که پیش میآیندروبرومی شویم وسعی نمیکنیم که آنهارابه زورحل کنیم.ماآموخته ایم هرراه حلی که عملی نیست روحانی هم نیست

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #7 : 19 ژوئن 2011، 02:13:14 pm »

سلام
بیا با هم بلند بشیم و بریم یک دوری توی خونه بزنیم
اگه می تونی یک دفترچه هم همراه خودت بردارد
از کجا دوست داری شروع بکنیم؟
از اتاق یا از آشپزخونه
باشه من می گم
بیا بریم توی اتاق
در کمد دیواری رو باز می کنم:
چند تا رختخواب روی هم قرار داره، فکر کنم اینها رو توی عید از کمد درآوردی و یک تکونی دادی تا نم نگیره و دوباره گذاشتیش توی کمد، به امید اینکه شاید یک روزی ازش استفاده کنی.
آره خوب شاید و شاید در سالهای آینده یک مهمونی بیاد خونه و مجبور بشی از این رختخوابها استفاده کنی، قبول.
توی کمد لباس چی؟
یک عالمه لباس که فقط هر کدوم رو یک بار اونم توی یک مهمونی عروسی پوشیدی و حالا چون تکراری شده دیگه ازش توی مهمونی عروسی استفاده نمی کنی، خوب زشته دیگه، مردم چی می گن، می گن اینکه با همون تیپ همیشگی آمده، اینم قبول.
دستت رو بهم بده بریم توی آشپزخونه
در کابینتها رو باز کنیم؟
کلی ظرف، ظرفهایی که فقط عید به عید در میاریم و یک دستمالی روش می کشیم که خاک نداشته باشه، آخه شاید یک روز مراسمی توی خونمون برگزار بشه که به این ظرفها نیاز داشته باشیم، اینم قبول.
حالا بیا و بشین روی مبل خونه
مبلی که به تازگی عوضش کردی، با پرده هات ستش کردی و اون پرده ها رو یا انداختی بیرون و یا اینکه توی کمد دیواری قرارش دادی
می خوام برات یک داستان واقعی از زبون یکی از دوستانم تعریف بکنم.
یکی از بچه هایی که توی خیابون کار می کرد، خونه نداشت. خیرین جمع شدن و براشون یک خونه اجاره کردن. دوستم می گفت که هماهنگ کردم با چند تا از خانمها تا برای روز اسباب کشی بریم کمکشون.
وقتی جلوی جایی که زندگی می کردن رسیدیم بهش گفتیم اسبابتون کو؟
دیدم یک کوله پشتی دستش هست و گفت خانم این همه وسایلی هست که ما داریم.
جا خوردم
بردیمشون خونه ای که براشون اجاره کرده بودیم
بچه ها می دویدن و ذوق می کردن و تشکر که ممنون که بهمون کمک کردین تا یک سرپناه داشته باشیم، یک سقفی بالای سرمون.
دیدیم هیچی ندارن
براشون رختخواب درست کردیم و آوردیم
شوقی که توی نگاه این بچه ها بود معرکه بود
شوقی ناشی از اینکه چند تا وسیله برای زندگی دارن، شوقی ناشی از اینکه رختخوابی دارن که روش بخوابن، از همون رختخوابهایی که توی کمد تو داری سعی می کنی که فقط سالم بمونن برای اینکه شاید یک روز مهمونی در خونت رو بزنه و شاید هم هرگز این مهمون نیاد
شوقی ناشی از اینکه چندتا ظرف و ظروف برای زندگی دارن، از همون ظرفهایی که تو توی کابینت خونت حبسشون کردی و شاید وقتی بررسی کنی ببینی الان دو سه ساله که اصلا ازشون استفاده نکردی.
.
.
حالا تو بهم بگو
اینها منافاتی با شکرگزاری عملی نداره؟
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #8 : 19 ژوئن 2011، 02:14:55 pm »

یک سفر دیگه
البته اگه تو بهم اجازه بدی
بیا یک کاغذ و قلم برداریم
با هم
منم می نویسم و تو هم بنویس
باشه، قبول؟
می خوام بنویسم از همه نیروهایی که خدا بهم داده
تعدادش زیاده، خیلی هاش رو هنوز کشف نکردیم، اما بعضیهاش رو که می دونیم توی وجودمون هست از آنها می نویسیم:
لیستی از تمام استعدادهای شناخته وجودمون
تا حالا فکر کردی چه استعدادهایی داری؟
من دارم می نویسم:
نقاشی
خطاطی
ابراز عشق و محبت
ریاضی
ورزش
هوش
و....
...
از کدوماشون دارم استفاده می کنم
خیلی هاشون راکد مونده
خیلی از اطرافیانم آرزوی این رو داشتن که این استعدادها رو داشته باشن
اما من چی؟
.
.
به نظرت اینها هم منافاتی با شکرگزاری عملی نداره؟
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

rahman

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +7/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 15
  • من چنینم که نمودم ، دگر ایشان دانند...
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #9 : 12 ژوئیه 2011، 06:36:50 pm »

فقط اين مي تونم بگم كه شكرگزاري منو آروم مي كنه....
خارج شده است
هرگز به احساساتي كه در اولين برخورد با كسي پيدا مي كنيد اعتماد نكنيد

Zendegy

  • تازه وارد
  • *
  • امتیاز: +3/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 20
  • یه روزی یه روزگاری من بودم عاشق تو دنیا ...
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #10 : 13 اكتبر 2011، 09:12:32 pm »

شاید استفاده درست از موقعیت هایی که خدا جلوی پای ما می زارده یه جور شکر گذاری از نعمتهاش باشه ...
ای کاش خودمم اینو بیشتر رعایت می کردم ... :thinking:
خارج شده است
در پس این شب دلگیر بلند ..
روزها در گذرند ..
زندگی در پیش است ..
مرگ هم نزدیک است ..
                                         زندگی..

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #11 : 14 اكتبر 2011، 07:09:37 pm »

اندیشه محرومانه باعث کم و یا نابود شدن چیزهای خوب می شود. در عوض تفکر شاکرانه باعث وفور نعمت می شود.
شکرگزاری به خاطر چیزی که امروز داریم معنایش این نیست که باید برای تمام عمر فقط آن را داشته باشیم. مفهومش اینست که قبول کنیم آنچه را امروز داریم همان چیزی است که باید امروز داشته باشیم. یعنی از آنچه امروز داریم راضی باشیم و قدر آن را بدانیم. به اندازه کافی همه چیز هست، ما به اندازه کافی خوب هستیم و همه چیزهایی را که لازم داریم به دست خواهیم آورد. نباید احساس بیچارگی کنیم، بترسیم، حسود باشیم، آزرده خاطر شویم و احساس فقر کنیم. نباید به خاطر چیزهایی که دیگران دارند نگران باشیم؛ آنها هم چیزهایی را که ما داریم ندارند. تنها کاری که باید بکنیم اینست که خدا را شکر کنیم و از آن چیزهایی که اکنون داریم مواظبت کنیم. نکته اینست که باید همان اول قبل از این که چیزهای زیادی داشته باشیم خدا را شکر کنیم نه بعد از آنکه آنها را بدست آوردیم. آنگاه باید معتقد باشیم که شایسته بهترین چیزها در زندگی هستیم. اگر به این اعتقاد نداریم پس اول باید اعتقادمان را در این مورد تغییر دهیم. تغییر عقیده درباره آنچه شایستة آن هستیم کاری یک شبه نیست. همه چیزها از روابط گرفته تا کار، خانه و پول به تدریج حاصل می شوند. ابتدا فکر می کنیم شایسته چیزی هستیم که کمی بهتر از آن چیزی است که اکنون داریم و بعد کمی بهتر و به همین ترتیب ما صاحب بهترین چیزها می شویم. باید از همان جایی که اکنون هستیم شروع کنیم و اعتقادمان را به فراخور حال تغییر دهیم. گاهی به دست آوردن چیزهایی که می خواهیم طول می کشد. اعتقاد به این که ما شایسته چیزهای خوب هستیم به اندازه شکرگزاری به خاطر آنچه داریم اهمیت دارد. شکرگزاری بدون اعتقاد دربارة شایستگی مان ممکن است باعث شود که ما همچنان محروم بمانیم.
(ادامه دارد) برگرفته از کتاب وابستگی عاطفی، ترک و بهبودی از عوارض آن، نوشته ملودی بیتی، ص 149
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

افق

  • مدیر انجمن
  • کاندیدای خدمت در تالار
  • *****
  • امتیاز: +246/-5
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 1,244
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #12 : 14 اكتبر 2011، 07:46:49 pm »

خانمی که در حال بهبودی از وابستگی عاطفی است می گفت: سالی 30000 دلار درآمد داشتم و هر روز صبح که سوار اتومبیل ده ساله ام که بخاری آن هم خراب بود می شدم خدا را به خاطر داشتن آن شکر می کردم. خیلی از خدا شاکر بودم. بچه هایم تشویقم می کردند که اتومبیل دیگری بخرم ولی من مخالفت می کردم و از داشتن همین ماشین کهنه خدا را شکر می کردم تا اینکه یک روز که با کسی دربارة محرومیت داشتم صحبت می کردم متوجه شدم اگر واقعا معتقد باشم سزاوار داشتن اتومبیل نو هستم از نظر مالی برای خریدن آن مشکلی ندارم. فکرم را درباره شایستگی خودم عوض کردم و یک اتومبیل نو خریدم. در زندگی واقعی هست که اگر به خودمان محرومیت بدهیم به بهتر شدن شخصیت ما کمک می کند، باعث می شود که حائز شرایط  خاصی شویم و یا جزئی از پرداخت بدهی های ما برای رسیدن به هدفهایمان است.
محرومیت علاوه بر داشتن آغاز و پایان باید به خاطر منظور خاصی هم باشد. برخی از ما با این مسئله هم خیلی افراطی رفتار می کنیم و محرومیت ما هم منظور و پایانی ندارد.
اگر تلاش نکنیم که هیچ وقت به جایی نمی رسیم و شاید اگر شکرگزار نباشیم ندانیم چه چیزهایی داریم. شاکر باشید و بدانید که شایسته بهترین چیزها هستند. شاید همین امروز بیش از آنچه تصور می کنید داشته باشید و فردا هم ممکن است خیلی بهتر از آن باشد که بتوانید تصور کنید.
برگرفته از کتاب وابستگی عاطفی، ترک و بهبودی از عوارض آن، نوشته ملودی بیتی، ص 150
« آخرين ويرايش: 14 اكتبر 2011، 07:48:39 pm توسط افق »
خارج شده است
خداوند را سپاس باد. وقتی من در محاصره بودم، او محبتش را بطرز شگفت انگیزی به من نشان داد. من ترسیده بودم و فکر می کردم که دیگر از نظر خداوند افتاده ام، اما وقتی نزد او فریاد برآوردم او دعای مرا شنید و مرا اجابت فرمود

shantiya

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +64/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 400
  • دوست داشتن یک نفر یعنی دیدن او به همان شکلی که خدا
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #13 : 15 نوامبر 2012، 05:52:13 pm »

شکرگزاری،‌ قدردانی و ابراز لذت و رضایت از تمام چیزهایی است که به ما ارزانی شده و بنابراین، با ارسال انرژی مثبت به سوی آن‏ها، مقادیر فزون‏تری از تمام چیزهای خوب، به‏سویمان گسیل خواهد شد.
کسی‏که به‏طور مدام برای سلامتی خود و نزدیکانش شکرگزار باشد، سلامتی بیشتری در انتظارشان خواهد بود. شکرگزاری برای مال و دانش و.....، نیز سبب افزودن تمامی آن‏ها خواهد شد. "راندا برن " می‏نویسد: "غیرممکن است‏که چیزی به زندگی شما افزوده شود اگر نسبت به آن‏چه دارید، ناسپاس باشید. چرا؟ زیرا اندیشه‏ها و احساساتی که شما مخابره می‏کنید، در حالت ناسپاسی، همه عواطف منفی هستند. چه حسادت باشد، جه دلخوری، نارضایتی یا بیان این احساس که "کافی نیست". این احساسات نمی‏توانند مقدار بیشتری از آن‏چه را که نمی‏خواهید به‏سوی شما بیاورند. این عواطف منفی، خیری را که به سوی شما می‏آید، متوقف می‏کنند."
به‏عبارت دیگر، با شکرگزاری و تکرار مداوم آن، خیر و برکت به‏سوی انسان سرازیر می‏شود. هرکس شکرگزارتر است،‌ توانگرتر است.
شکرگزاری، چکیده ایمان و اعتقاد راستین بشر به‏صورت کاربردی است.
اگر حس شکرگزاری در انسان نهادینه شود، خدواند بازدهی آن‏را هرطور که او طلب کند، چندبرابر می‏دهد.

با هر گامی که بر میداریم خدارا شکر گزار باشیم و اثر آنرا احساس کنیم
خدایا خیلی دوستت دارم و متشکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم  O:-) :pray:
خارج شده است

faranak_so

  • کاربر نیمه فعال
  • **
  • امتیاز: +110/-0
  • آفلاین آفلاین
  • ارسال: 372
  • برای آغازی دوباره هرگز دیر نیست...!
پاسخ : مباحثی در مورد شکرگزاری
« پاسخ #14 : 15 دسامبر 2013، 12:04:37 am »

اگر بعد از هر لبخندی خدا را سپاس نگویید روا نیست بعد از هر اشکی از او گلایه کنید...
خارج شده است
یادمان باشد....هیچکس دلیل خوشبختی ما نیست مگر خود ما.....
 

این صفحه در 0.063 ثانیه 21 نمایش داده شد.